سالن عقد خاطره ( دفتر ازدواج 163 )

فیلم سفره عقد

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشد
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.دفتر ازدواج 163

مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

دفتر ازدواج و طلاق

صفحه اصلی > مقالات > ازدواج  > دفتر ازدواج و طلاق

 دفتر ازدواج و طلاق
دفاتر ازدواج و طلاق  زیر نظر و تحت کنترل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور فعالیت دارند

 

دفتر ازدواج و طلاق

دفاتر ازدواج و طلاق از نهادهاي تخصصي مدني هستند که بخشي از وظايف اجرايي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را انجام مي‌دهند.  دفاتر ازدواج از نظر مالي مستقل هستند و به طور خصوصي اداره مي‌شوند؛ ولي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سردفتران (مديران دفاتر ازدواج) را گزينش مي‌کند، قوانين اين دفاتر ازدواج را تنظيم و ابلاغ مي‌کند و بر عملکرد  دفاتر ازدواج نظارت مي‌کند.

مراحل ثبت ازدواج

قبل از ثبت ازدواج، زوجين بايد آزمايش‌هايي نظير اعتياد و تالاسمي را انجام دهند. براي انجام آزمايش بايد به دفتر ازدواج مراجعه کنند تا براي مراجعه به آزمايش‌گاه، معرفي‌نامه دريافت کنند. پس از دريافت معرفي‌نامه، زوجين مي‌توانند به هريک از آزمايش‌گاه‌هاي اعلام شده توسط سازمان ثبت اسناد و املاک کشور مراجعه کنند. پس از دريافت نتايج آزمايش‌ها زوجين مي‌توانند براي ثبت ازدواج به دفتر ازدواج مراجعه کنند.
بنا به گزارش برخي سايت‌هاي خبري، افراد سودجويي هستند که در قبال گرفتن مبالغ ميليوني نام همسر سابق مشتريان خود را از شناسنامه‌هاي آن‌ها پاک مي‌کنند، وقتي شناسنامه جديد خالي از نام همسر سابق در اختيار مشتري قرار گرفت و او از اصالت آن با روش‌هايي مانند گرفتن گذرنامه يا افتتاح حساب بانکي اطمينان پيدا کرد به شخص معتمد اجازه مي‌دهد که پول را پرداخت کند. يکي از وکلاي دادگاه خانواده در گفت‌وگو با «جام جم» اظهار مي‌کند، چند نفر از موکلان خودم يا همکارانم که با همسر سابق خود فرزند مشترک نداشته‌اند با پرداخت پول، نام همسر سابق خود را از شناسنامه‌شان پاک‌کرده‌اند. هر واقعه طلاق و ازدواجي که در محضر رخ دهد، در شناسنامه درج‌شده و اعلاميه آن به ثبت‌احوال فرستاده مي‌شود تا برود و در سند اصلي فرد ثبت شود، و بعدازآن ديگر امکان تغيير آن وجود ندارد، و اگر، بر اساس حکم دادگاه نيز تغييري صورت بگيرد به شکل توضيح در آن سند اصلي ثبت مي‌شود. در اين حالت چون واقعه ازدواج قبلاً در سند اصلي هويتي شخص در سازمان درج‌شده، امکان حذف آن وجود ندارد به همين دليل اگر شخصي ادعا کند که مي‌تواند آن را تغيير دهد ادعاي کذب کرده است و البته هر شخصي مي‌تواند از سازمان ثبت‌احوال تقاضاي گواهي تجرد کند. در اين گواهي درج مي‌شود که شخص تاکنون ازدواج‌کرده، طلاق گرفته يا مجرد بوده است.

شروط ضمن عقد ازدواجدفتر ازدواج,سالن عقد

عروس و داماد پس از  رسیدن به توافق در دفتر ازدواج شروط ضمن عقد را امضا می کنند

شروط ضمن عقد ازدواج تعهداتي است که در حين ازدواج با توافق زن و شوهر وارد مفاد قرارداد ازدواج آن‌ها مي‌شود. اين شروط را مي‌توان در سند رسمي ازدواج ذکر کرده و با امضاي دو طرف رسميت داد. اين شروط در قانون ذکر نشده‌اند و به انتخاب طرفين چه در هنگام ازدواج و چه پس از آن انتخاب مي‌شوند.
بر اساس فقه اسلامي و قانون مدني ايران، ازدواج قراردادي است که در آن حقوق و تکاليف متفاوتي به زن و مرد داده مي‌شود. با امضاي سند ازدواج، زن برخي از حقوق مدني و معنوي خود همچون حق سفر، داشتن شغل، انتخاب محل زندگي و مسکن، ولايت بر فرزندان و جدايي از همسر (طلاق) را از دست مي‌دهد و حقوق مادي همچون مهريه و نفقه را به دست مي‌آورد.
معمولاً از شروط ضمن عقد براي تغيير اين آثار حقوقي ازدواج استفاده مي‌شود. براي مثال شوهر متعهد مي‌شود که جلوي سفر يا شغل زن را نگيرد يا به او براي طلاق وکالت مي‌دهد. اين‌گونه شروط در صورتي که مغاير با قوانين تفسيري مخالف باشند بر قانون برتري دارند و در صورت بروز اختلاف بايد به شرط ضمن عقد عمل شود نه قانون، اما اگر خلاف قوانين امري باشند اعتباري ندارند.
وجود شروط ضمن عقد مي‌تواند چهره  ازدواج را تغيير قابل ملاحظه‌اي داده و نوع خاصي از ازدواج پديد آورد. براي مثال ازدواج مسيار که در دوران معاصر در کشورهاي عربي حاشيه  خليج فارس رايج شده با شروط ضمن عقدي مانند صرف‌نظر کردن زن از حق نفقه و سهم مساوي در هم‌بستري [در هنگام چندهمسري]، اختيار زن در تعيين محل سکونت خود، پرداخت اجاره  منزل زن توسط شوهر و عدم ثبت رسمي ازدواج از ازدواج عادي متمايز مي‌شود.
در سند ازدواج امروزي در ايران، تعدادي شرط اضافي   براي رفع برخي از اين نابرابري‌ها چاپ شده‌است که شروط ضمن عقد خوانده مي‌شوند و بايد امضاي دو طرف پاي آنها باشد تا بعداً قابل اجرا باشند. اما شرط‌هاي کنوني در مواردي کافي دانسته نشده‌اند . و شروط ضمن عقد بيشتري نيز قابل درج در سند هستند که بايد با عبارات دقيق قانوني نوشته شوند (در صورت ذکر نشدن برخي عبارات خاص حقوقي از حيث اعتبار خارج است و نمي‌توان به آنها استناد کرد) .

البته بعضي از سردفترها گاه شروط ضمن عقد را نمي‌پذيرند و از ثبت آنها خودداري مي‌کنند. اما اين کار آنها مطابق قانون نيست و به گفته کارشناس کارگاه آموزشي قوه قضائيه «طبق قانون اساسي هر نوع شرطي که مورد قبول متقاضي عقد باشد، ذکرش در عقدنامه ازدواج، بلامانع است.»
نمونه‌هايي از شرط ضمن عقد
مثال‌هايي از مهمترين شروط ضمن عقد که در بسياري از ازدواج‌ها کاربرد دارند چنين است :

    1-زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکيل به غير مي‌دهد تا زوجه در هر زماني که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قيد زوجيت خود را رها کند، به هر طريق اعم از اخذ يا بذل مهريه.
   2- زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نياز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه براي اخذ يا تمديد يا تجديد گذرنامه و اين اجازه دائمي است.
   3- زوجه حق ادامه تحصيل تا هر مرحله يي که لازم بداند و در هر مکان و محلي که ايجاب کند مخير است.
   4- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلي که مايل باشد و هر کجا که بتواند کار کند، مخير مي‌کند و اجازه مي‌دهد که مشغول به کار شود.
   5- زوج و زوجه متعهد مي‌شوند هنگام جدايي اعم از اينکه متارکه به درخواست مرد باشد يا به درخواست زن کليه دارايي که بعد از ازدواج دائم زوجين به دست مي‌آورند بين آنها به مناصفه تقسيم شود.
    حق انتخاب مسکن و تعيين شهر يا محلي که زندگي مشترک در آنجا ادامه پيدا کند با زوجه خواهد بود.
    اگر در آينده زوجين داراي فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نيازي به اذن پدر ندارند.

با همه اينها بايد به ياد داشته باشيم که شروط ضمن عقد تنها يک راهکار موقت است براي مشکل نابرابري حقوقي که زن و مرد با ازدواج به آن دچار مي‌شوند: راهکار موقتي که تا بازنگري و اصلاح قوانين خانواده مي‌تواند کفه ترازوي ازدواج را براي زن و مرد برابر کند.

قوه قضائيه ايران نيز شروط ضمن عقد بيشتري را تنظيم کرده‌است و کارگاه‌هايي نيز براي آن برگزار مي‌کند  که بايد با عبارات حقوقي ويژه زير بيايد :

   1- زوج، زوجه را در ادامه تحصيل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرايط ايجاب نمايد مخير مي‌سازد.
  2- زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلي که مايل باشد، در هر کجا که شرايط ايجاب نمايد مخير مي‌کند.
   3-زوج به زوجه، وکالت بلاعزل مي‌دهد که با همه اختيارات قانوني بدون نياز به اجازه شفاهي يا کتبي مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعيين مدت، مقصد و شرايط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحديد خود زن است.
   4-زوج متعهد مي‌شود هنگام جدايي - اعم از آن که به درخواست مرد باشد يا به درخواست زن - نيمي از دارايي موجود خود را - اعم از منقول و غير منقول که طي مدت ازدواج به دست آورده‌است - به زن منتقل نمايد.
  5- زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکيل به غير مي‌دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرايطي از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قيد زوجيت زوج به طلاق خلع کند
شرط انتقال تا نصف دارايي
يکي از شروط ضمن عقد رايج که در سال‌هاي اخير در قباله‌هاي رسمي ازدواج منتشر مي‌شود شرطيست که بر اساس آن شوهر تعهد مي کند در هنگام طلاق -اگر طلاق به درخواست زن نباشد و طلاق به تشخيص دادگاه ناشي از تخلف زن از وظايف همسري و سوء اخلاق و رفتار او نبوده باشد - تا نصف اموالي را که در زمان زناشويي تحصيل کرده بر اساس نظر دادگاه به زن واگذار کند.


دفتر ازدواج-ثبت ازدواج

قبل از مراسم عقد حتما جواب آزمایش را به دفتر ازدواج تحویل دهید

اين شرط هرچند معتبر است و در واقع قوه قضائيه ايران متن آن را تنظيم کرده با اشکالات و ابهاماتي روبروست از جمله اينکه فقط حداکثر اموالي که شوهر به زن منتقل مي‌دهد -يعني نصف- مشخص شده و حداقلي تعيين نشده‌است. دومي اينکه شرط بر سر چيزي است که در زمان بستن آن وجود خارجي ندارد و شرط بر امر مجهولي که حتي مقدار و چگونگي آن را نمي‌توان تشخيص داد، از نظر برخي حقوق‌دانان و فقها باطل است.
شروط باطل
برخي شروط ضمن عقد معتبر نيستند از ميان آن‌ها برخي باعث باطل‌شدن عقد ازدواج هم مي‌شوند ولي برخي لطمه‌اي به عقد ازدواج نمي‌زند و فقط آن شرط اعتباري ندارد.
شروط مبطل عقد ازدواج
بر اساس ماده  قانون مدني شروط خلاف «مقتضاي ذات عقد» باطل است. منظور از خلاف مقتضاي ذات اين است که با طبيعت و ذات آن قرارداد [در اينجا ازدواج] منافات داشته باشد. براي مثال اين‌که شرط شود دو طرف ِ ازدواج همسر يکديگر نباشند با طبيعت ازدواج در تضاد است و در صورتي که چنين شرطي در ازدواج گذاشته شود به اين معناست که اصلاً منظور دو طرف ازدواج نبوده و توافقي بر ازدواج بين آن‌ها صورت نگرفته‌است. پس هم شرط و هم خود عقد ازدواج باطل مي‌شود.
شروط باطل که مبطل ازدواج نيست
اين شروط در ماده  قانون مدني به طور کلي به سه دسته  غير مقدور، بي‌فايده و نامشروع تقسيم شده‌اند:

    -شرط غيرمقدور: شرطي که انجام آن در توان افراد متعارف نباشد. مثلاً شرط شود که زن يا شوهر در سه روز زبان تايلندي را به ديگري بياموزاند يا مرده‌اي را زنده کند.
    -شرط بي‌فايده: شرطي که در انجام آن هيچ منفعت عقلائي متصور نباشد. تشخيص منفعت هم با عرف است. مثل اينکه شرط شود زن يا شوهر مسافتي را با شتر بپيمايد.
    -شرط نامشروع: شرطي که مخالف قوانين امري باشد. قوانين امري مربوط به نظم و مصلحت عمومي مي‌شود و برخلاف قوانين تفسيري افراد نمي‌توانند عليه آن‌ها توافق کنند. به طور کلي بيشتر قوانين مربوط به ازدواج در زمره  قوانين امري است. از نمونه‌هاي اين شروط مي‌توان به اين موارد اشاره کرد:
        -شرط خيار يا شرطي که حق فسخ نکاح را به يکي از دو طرف بدهد.
        -شرط شود که مرد حق طلاق نداشته باشد
        -شرط شود که رياست خانواده با زن باشد.
        -شرط شود که مرد حق ولايت و حضانت فرزندان خود را نداشته باشد.
        -شرط شود که زن حق نفقه نداشته باشد.
        -شرط شود که مرد حق ندارد به رابطه خود با همسر قبليش ادامه بدهد.
        -شرط شود که زن در کارها و روابط خود کاملاً آزاد باشد.

در فقه شيعه به مواردي از شروط مخالف شرع نيز اشاره شده، براي مثال امام خميني در تحريرالوسيله مي‌نويسد: «مثل اينکه زن شرط کند که هر وقت دلش ‍ خواست از منزل بيرون برود و هر جا که خواست برود شوهر مانع او نشود، و يا شرط کند که شوهرش حق همسري ديگرش را ندهد مثلاً با او نخوابد.».

بسياري از فقها شرط به اينکه مرد همسر ديگري نگيرد را هم از جمله شروط باطل مي‌دانند و در واقع آن را مثال اصلي چنين شرطي ذکر کرده‌اند. براي مثال محمدحسن نجفي در شرائع مي‌نويسد: «اگر شرط خلاف مشروعي کند. مثلاً بر سر او زن نگيرد يا با کنيزانش آميزش جنسي نکند، شرط باطل است ولي عقد و مهريه صحيح است.» شهيد اول هم در لمعه مي‌نويسد: «اگر شرط مخالف شرع شود شرط باطل و عقد و مهريه صحيح است، مانند اينکه شرط کند سرش زن نگيرد». با اين همه در مورد بطلان چنين شرطي چه از نظر مذهبي و چه از نظر قانوني ترديد و اختلاف نظر است.
شرط خودداري از ازدواج مجدد شوهر
در مورد صحت يا بطلان چنين شرطي اختلاف نظر است. قانون احوال شخصيه مراکش به حق زن براي چنين شرطي تصريح دارد: «براي زوجه اين حق مي‌باشد که شرط کند مرد، زن ديگر نگيرد و در چنين حالي اگر شوهر زن ديگر گرفت، زوجه حق دارد که تقاضاي فسخ نکاح نمايد». اما اتفاق نظري بين فقهاي اسلام در اين مورد وجود ندارد. فقهاي حنبلي از جمله ابن قدامه و احمد الحصري چنين شرطي را جايز دانسته و براي زن در صورت ازدواج مجدد شوهر حق فسخ قائل شده‌اند. اما نظر مشهور در فقه شيعه چنين شرطي را باطل و آن را مصداق تحريم حلال مي‌دانند. با اين حال در فقه شيعه هم صحت اين شرط طرفداراني دارد، از جمله عبدالله مامقاني در مناهج المتقين نسبت به ابطال چنين شرطي ترديد کرده و در ميان فقهاي معاصر سيد محسن حکيم صراحتاً چنين شرطي را جايز دانسته و ازدواج مجدد شوهر در صورت وجود چنين شرطي را باطل اعلام کرده‌است: «و جائز است که زوجه شرط کند عليه زوج در عقد نکاح يا عقدي ديگر که مرد ازدواج ديگري ننمايد، زوج بر چنين شرطي ملزم است بلکه چنانچه ازدواج نمايد، ازدواج (مجدد) او باطل است». موسوي بجنوردي از اين نظر دفاع کرده و مي‌نويسد اجماع يا شهرت فتوائي بر بطلان اين شرط اجماع مدرکي محسوب مي‌شود و هيچگونه ارزش فقهي ندارد.

در نظام حقوقي ايران از سويي مي‌توان به استناد ماده  قانون مدني که مي‌گويد: «هيچکس نمي‌تواند بطور کلي حق تمتع يا حق اجراء تمام يا قسمتي از حقوق مدني را از خود سلب کند» شرط را باطل دانست و از سويي هم با توجه به اصل صحت مي‌توان آن را صحيح قلمداد کرد. البته اگر شرط صحيح شناخته شود با توجه به حصري بودن موارد فسخ نکاح به هيچ وجه نمي‌توان به بطلان نکاح دوم يا حق فسخ همسر اول رأي داد و تنها مي‌توان حق مطالبه خسارت براي زن قائل شد.

شرط عدم ازدواج مجدد در عقد زناشويي را اکثر علماي اسلام، شرطي باطل و غير معتبر دانسته‌اند. از اهل سنت بعضي با اين استدلال که عقد آن را اقتضا ندارد، و جمعي با اين تصور که اصل، در معاملات و عقود و شروط بر فساد است تا دليلي بر صحت اقامه شود، به فساد و بطلان اين چنين شرطي رأي داده‌اند. بيشتر فقهاي اماميه نيز شرط مذکور را باطل و شرطي مخالف با کتاب (قرآن مجيد) به حساب آورده‌اند. پس از تحقيق چون هيچ يک از آن ادله، بر بطلان شرط مزبور دلالتي روشن و قابل قبول ندارند، به حکم حديث معروف «المسلمون عند شروطهم» و به دلايلي ديگر، اينگونه استدلال مي‌شود که اگر زوج ضمن عقدي لازم چنين شرطي را تعهد کند، موظف است به تعهد خود عمل نمايد.


شرط خودداري از روابط جنسي
در اينکه آيا مي‌توان ضمن عقد ازدواج شرط کرد زن و شوهر با يکديگر رابطه  جنسي نداشته باشند يا از برخي اشکال آن پرهيز کنند، اختلاف است. اختلاف در اينجاست که آيا برقراري روابط جنسي «مقتضاي ذات عقد ازدواج» است يا خير. اگر برقراري روابط جنسي را جزئي از طبيعت و ذات ازدواج بدانيم، شرطي که آن را ممنوع کند باطل است و ازدواج را هم باطل مي‌کند. اما اگر ازدواج بدون رابطه  جنسي هم طبيعي باشد چنين شرطي معتبر است. به گفته  ناصر کاتوزيان، حقوق‌دان ايراني، تشخيص مقتضاي ذات هر عقد به طرز فکر خاص مردم هر اجتماعي بستگي دارد. ممکن است جامعه‌اي در زماني خاص امکان نزديکي را مقتضاي نکاح بداند و در زماني ديگر از آثار فرعي ازدواج به شمار آورد.در فقه شيعه به نظر مي‌رسد دست‌کم شرط خودداري از برخي کنش‌هاي جنسي معتبر باشد. براي مثال برخي فقها به صحت شرط عدم دخول در ازدواج موقت حکم داده‌اند يا روح‌الله خميني در تحريرالوسيله مي‌نويسد دختر باکره، چه در ازدواج دائم و چه در موقت، مي‌تواند شرط کند که پس از ازدواج بکارت خود را حفظ کند.

دفتر ازدواج-ثبت ازدواج-صیغه



سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در ین مورد تماس نگیرید اطلاعات ومشاوره در این مورد هم نداریم





هفت خوان مهم در انتخاب همسر


انتخاب همسر

دنبال همسر مناسب هستيد؟ آرزو داريد شريک زندگي تان را پيدا کنيد و کسي در شان و مرتبه خودتان همدم بقيه عمرتان شود؟ براي اين کار بايد قبل از هر چيز از هفت خوان بگذريد!

 
هفت خوان ازدواج

1) قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمين باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا براي اينکه از خانه پدري فرار کنيد؟ کسي که خودشناسي مي کند، براي زندگي خودش هدف قايل مي شود، برنامه ريزي مي کند، آرزوهايش را روي کاغذ مي آورد و جاهاي خالي زندگي اش را شناسايي مي کند.

 کسي که خودش را خوب مي شناسد، کمتر تحت تاثير حرف ديگران مسير زندگي اش را تغيير مي دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگي اش چه کار مي کند. به عنوان مثال، يک دختر 17 ساله دوست دارد در سن 30 سالگي جراح زنان و زايمان باشد، در شيراز زندگي کند ويک بچه داشته باشد.

 اولا اين که کسي که مي خواهد پزشک متخصص بشود، بايد همسري انتخاب کند که شرايط بخصوص شغلي او را درک کرده و بتواند او را حمايت کند. از سوي ديگر شايد لازم نباشد او هم جراح باشد اما بايد از تحصيلات دانشگاهي برخوردار باشد. در ضمن، براي چنين دختري که زودتر از 30 سالگي نمي خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس يا حاملگي زودرس مزيت خاصي ندارد. در ضمن اينکه دوست دارد در شيراز زندگي کند، تا حدي تکليف خواستگاري که مي خواهد او را به تبريز يا کانادا ببرد را مشخص مي کند. با خودتان رو راست باشيد، و در تصميمتان راسخ باشيد.

 2) مرحله دوم اين است که همسر آينده تان را بر اساس خواسته ها و موقعيت فعلي خود تصور کنيد. تصور کردن همسر ايده آل با توجه به آرزوهايتان نسبتا راحت است. هميشه از خودتان اين سوا ل را بپرسيد: آيا من براي شخصي که به عنوان همسر ايده آل خودم تصور کرده ام، همسر ايده آلي هستم؟ خيلي ساده است. هر ترازويي دو کفه دارد. اگر مي خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد. کسي که مي خواهد با يک فرد تحصيل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نيز تحصيل کرده و هنر دوست باشد.
 

3) در مرحله سوم بايد يکسري معيارهاي غربالگري اوليه براي همسريابي انتخاب کرده و آنها را آزمايش کنيد. رايجترين معيارهايي که براي اين منظور به کار مي روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصيلات، تفاوت طبقاتي، تفاوت قومي، تفاوت زباني و در نهايت تفاوت ديني. نکته مهم اين است: اين شما هستيد که تعيين مي کنيد يک ويژگي برايتان مهم است يا خير.

 مثلا براي يک نفر ممکن است ازدواج درون قومي خيلي مهم باشد ولي براي کس ديگر اصلا اهميت نداشته باشد. نکته ديگر اين است که تفاوت آدمها در يک قالب نسبي مطرح مي شود تا مطلق. مثلا به نظر يک نفر قد 170 کوتاه است و به نظر شخص ديگري ايده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کساني که حرف مردم برايشان مهم است بيشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهميت مي دهند.

 قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمين باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا براي اينکه از خانه پدري فرار کنيد؟
 

4) مرحله چهارم عبارتست از ديدن و ديده شدن براي ايجاد جاذبه اوليه. در کشورهايي که محيط هاي مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان براي پيدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولي متاسفانه چنين امکاني براي اکثر خانمهاي جوان کمتر وجود دارد. به همين دليل توصيه من اين است که محيط کار، تحصيل يا تفريح خود را به گونه اي انتخاب کنيد که حداکثر احتمال ممکن را براي ديده شدن توسط همسر احتمالي آينده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسي که مي خواهد با يک موسيقي دان ازدواج کند، يا در کلاسهاي متعدد موسيقي شرکت مي کند يا عضو انجمني مي شود که موسيقي دانان معمولا عضو آن مي شوند. کار ديگري که مي توانيد بکنيد اين است که چند خصوصيت اصلي که براي همسر آينده تان در نظر داريد به نزديکان و دوستان بگوييد ممکن است آن ها فردي را با اين مشخصات بشناسند و يا در آينده اگر با چنين کسي برخورد کنند بلافاصله به ياد شما مي افتند و مي توانند نقش معرف را داشته باشند.

 
5) مرحله بعد يا دوست شدن با کسي است که فکر مي کنيد ممکن است با او ازدواج کنيد يا خواستگاري کردن از اين فرد است. در بسياري از جوامع (چه شرقي و چه غربي) معمولا خواستگاري توسط جنس مرد صورت مي گيرد و معمولا يک زن نمي تواند از يک مرد تقاضاي دوستي و يا ازدواج بکند وگرنه به سبکي متهم مي شود. به هر حال، فراموش نکنيد وقتي با کسي به قصد ازدواج دوست شديد يا از او خواستگاري کرديد، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافي شاپ رفتن و کادوهاي رمانتيک دادن يا نحوه چاي آوردن عروس خانم موقع خواستگاري و مراسم عروسي) نباشد. به اصل موضوع دقت کنيد.


6) مرحله ششم که به نظر من مهمترين مرحله انتخاب همسر است، بردن نهايت استفاده از فرصتها براي شناخت بهتر همسر احتمالي تان از طريق برقراري ارتباط کلامي يا غير کلامي مي باشد. امروزه حتي خانواده هاي نسبتا سنتي و مذهبي با حرف زدن و معاشرت زوجهاي آينده در طول دوران نامزدي شان مخالفت چنداني ندارند. در طول اين جلسات، از طرف مقابل خود بايد سوال بپرسيد. سوالهاي تعيين کننده. اين سوالها از هر فرد به فرد ديگر فرق مي کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برايتان مي گوييم:

 

الف) مي توانيد بپرسيد: هدف شما در زندگي چيست؟ سه تا از بزرگترين آرزوهاي زندگي تان را بگوييد .

 

ب) مثلا: هدف شما از ازدواج چيه؟ چرا مي خواهيد با من ازدواج کنيد؟

 

پ) من شغلم ايجاب مي کند که در خارج از منزل کار بکنم. مي خواستم بدانم راجع به اين موضوع چي فکر مي کني؟

 

ت) در خانه پدر و مادري شما تقسيم کارهاي منزل به چه صورت بوده؟ دوست داريد در زندگي ما چطور باشد؟

 

پرسيدن اين سوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنيد که ما در دنياي ايده آل زندگي نمي کنيم، بنابراين اگر تصميمتان بر اين شد که با فردي ازدواج کنيد (بخصوص براي خانم ها) فراموش نکنيد حتما شرايطي را که برايتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آينده تان بگيريد. اين تنها سندي است که مي تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد ياد شده از شما حمايت کند.

 

از سوال مهم تر، ارتباطات غير کلامي است. مثلا اينکه آيا رفتارش طوري که مي خواهيد با مهرباني و عاطفه هست يا نه؟ آيا آداب اجتماعي را در حدي که براي شما مهم است بلد هست اگر نه، آيا در اين حد با او احساس صميميت مي کنيد که اين مورد را با او در ميان بگذاريد؟

 

علاوه بر آن بايد از خودتان بپرسيد: از هم صحبتي با او خسته شديد يا لذت برديد؟ اينکه اگر اختلاف نظري پيش آمد مي توانيد با صحبت کردن مسيله را حل کنيد و يا بر سرش به تفاهم برسيد؟ آيا مي ترسيد مسيله اي را با او در ميان بگذاريد؟ از عکس العمل هايش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران مي شويد؟ آن چيزهايي را که شنيديد يا ديديد وقتي به خانه برگشتيد، روي کاغذ بياوريد، زيرا براي مرحله آخر يا هفتم بايد از آنها استفاده کنيد.

 

7) مرحله آخر جمع بندي وضعيت و گرفتن تصميم مناسب است. در زندگي هر کسي حداقل يک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نيست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنيد و مجموع شرايط را برايش بگوييد و بخواهيد وضعيت را از ديد خودش ارزيابي کند. سعي کنيد در ارايه مشاهدات و شنيده هايتان منصف باشيد و به اصطلاح سانسور نکنيد. بعد با خودتان خلوت کنيد. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچينيد و جنبه هاي مثبت و منفي ازدواج با اين فرد را کنار هم مقايسه کنيد. آيا جنبه هاي مثبت به جنبه هاي منفي مي چربند؟ آيا چيزي در نکات منفي هست که خيلي برا يتان مهم باشد و بخاطرش بخواهيد از طرف بگذريد؟ ممکن است چيزهايي را که شنيديد قبول نداشته باشيد که ايرادي ندارد. هرکسي نظر خودش را دارد، ولي در نهايت اين زندگي شماست. تصميم آخر را خودتان بگيريد و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنيد.



مي توانيد وقتي نتيجه تصميمتان را به پدر و مادرتان مي گوييد دلايل خودتان را هم بگوييد که بدانند اين تصميم را عاقلانه گرفتيد و جوانب آن را سنجيده ايد.

 
مراحل بالا توصيف يک فرايند عقلاني و منطقي بود. ازدواج در زندگي فرد يک تصميم خيلي مهم است. ازدواج موفق مي تواند تمام توانايي هاي بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق مي تواند منابع غني درون وجود يک نفر را به صفر برساند. هستند کساني که فقط از روي احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولي تعداد کساني که خوشبختند و اين تصميم را با چشم هاي باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بيشتر است.

  هفت خوان مهم در انتخاب همسر

منبع: beytoote

 
چاقوی کیک سفره عقد تصاویر تزیین سینی حنا تزیینات خرید عروس تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد


ثبت ازدواج در محضرخانه


ثبت ازدواج در محضرخانه

 


 

 
سفره عقد مدل آینه کیک های سفره عقد با گل های طبیعی چاقوی کیک سفره عقد ست کیف و کفش عروس


فیلم سالن عقد با سفره عقد


فیلم سالن عقد با سفره عقد

 


 



ثبت ازدوج

ثبت ازدواج ارزان

عقد و ازدواج


تلفن : 02177246602

همراه : 09121190250-09391190250

آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

مشاوره در امور مربوط به ازدواج (مهریه,نفقه,اجرائیه,رونوشت و ...) و پاسخگویی به سوالات شرعی و حقوقی در زمینه ازدواج دفتر ازدواج 163
بالای صفحه