دفتر ازدواج تهران

سوال: الف) جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن جایز است یا نه؟ ب) اگر موجب لمس و نظر نامحرم (زن نامحرم یا مرد) باشد حکم چیست؟ ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی باشد

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

قوانین و مقررات مربوط به ازدواج

قوانین و مقررات مربوط به ازدواج

ماده 1 :
در نقاطي كه وزارت عدليه معين و اعلام مي نمايد هر ازدواج و طلاق و رجوع بايد در يكي از دفاتري كه مطابق نظامنامه هاي وزارت عدليه تنظيم مي شود واقع و به ثبت برسد. در نقاط مزبور هر مردي كه در غير از دفاتر رسمي ازدواج و طلاق مبادرت به ازدواج و طلاق و رجوع نمايد به يك تا شش ماه حبس تاديبي محكوم مي شود ، و همچنين مجازات درباره عاقدي مقرر است كه در اين نقاط بدون داشتن دفاتر رسمي اقدام به اجرا صيغه ازدواج يا طلاق يا ثبت رجوع نمايد.

ماده 2 :
 قباله ازدواج و طلاقنامه در صورتي كه مطابق نظامنامه هاي وزارت عدليه به ثبت رسيده باشد سند رسمي و الا سند عادي محسوب خواهد شد. براي ثبت ازدواج و طلاق دولت حق الثبت نخواهد گرفت .

ماده 3 :
 هر كس برخلاف مقررات ماده (1041) قانون مدني با كسي كه هنوز به سن قانوني براي ازدواج نرسيده است مزاوجت كند به شش ماه الي دو سال حبس تاديبي محكوم خواهد شد و در صورتي كه دختر به سن سيزده سال تمام نرسيده باشد لااقل به دو الي سه سال حبس تاديبي محكوم مي شود و در هر دو مورد ممكن است علاوه بر مجازات حبس به جزاي نقدي از دو هزار ريال الي بيست هزار ريال محكوم گردد و اگر در اثر ازدواج برخلاف مقررات فوق مواقعه منتهي به نقص يكي از اعضا يا مرض دائم زن گردد مجازات زوج از پنج الي ده سال حبس با اعمال شاقه است . و اگر منتهي به فوت زن شود مجازات زوج حبس دائم با اعمال شاقه است . عاقد و خواستگار و ساير اشخاصي كه شركت در جرم داشته اند نيز به همان مجازات يا به مجازاتي كه براي معاون جرم مقرر است محكوم مي شوند.

محاكمه اين اشخاص را وزارت عدليه مي تواند به محاكم مخصوصي كه اصول تشكيلات و ترتيب رسيدگي آن به موجب نظامنامه معين مي شود رجوع نمايد و در صورت عدم تشكيل محكمه مخصوص رسيدگي در محاكم عمومي به عمل خواهد آمد.

ماده 4 :
طرفين عقد ازدواج مي توانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايند مثل اينكه شرط شود هر گاه شوهر در مدت معيني غائب شده يا ترك انفاق نموده يا بر عليه حيو زن سو قصد كرده يا سو رفتاري نمايد كه زندگاني زناشويي غير قابل تحمل شود زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم قطعي خود را به طلاق به اين مطلقه سازد.

تبصره : در مورد اين ماده محاكمه بين زن و شوهر در محكمه ابتدايي مطابق اصول محاكمات حقوقي به عمل خواهد آمد ، حكم بدايت قابل استيناف و تميز است . مدت مرور زمان شش ماه از وقوع امري است كه حق استفاده از شرط مي دهد.

ماده 5 :
هر يك از زن و شوهري كه قبل از عقد طرف خود را فريبي داده كه بدون آن فريب مزاوجت صورت نمي گرفت به شش ماه تا دو سال حبس تاديبي محكوم خواهد شد.

ماده 6 :
 هر مردي مكلف است در موقع ازدواج به زن و عاقد صريحا اطلاع دهد كه زن ديگر دارد يا نه اين نكته در قباله مزاوجت قيد مي شود. مردي كه در موقع ازدواج برخلاف واقع خود را بي زن قلمداد كرده و از اين حيث زن را فريب دهد به مجازات فوق محكوم خواهد گرديد.

ماده 7 :
تعقيب جزايي در مورد دو ماده فوق بسته به شكايت زن يا مردي است كه طرف او را فريب داده است و هر گاه قبل از صدور حكم قطعي مدعي خصوصي شكايت خود را مسترد داشت تعقيب جزايي موقوف خواهد شد.

ماده 8 :
 زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند.

ماده 9 :
نفقه زن بر عهده شوهر است .

تبصره : نفقه عبارت است از مسكن و لباس و غذا و اثاث البيت به طرز متناسب .

ماده 10 :
 زن مي تواند در مورد استنكاف شوهر از دادن نفقه به محكمه رجوع كند : در اين صورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را به دادن آن محكوم خواهد كرد. هر گاه اجراي حكم مزبور ممكن نباشد زن مي تواند براي تفريق از طريق محاكم عدليه به حاكم شرع رجوع كند.

ماده 11 :

 تعيين منزل زن با شوهر است مگر خلاف آن شرط شده باشد.

ماده 12 :
 در مواردي كه زن ثابت كند ترك منزل به سبب خوف ضرر بدني يا مالي است كه عادتا نمي توان تحمل كرد و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل نخواهد داد و مادام كه زن در بازنگشتن به منزل معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

ماده 13 :
 در مورد ماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن به تراضي طرفين معين مي شود و در صورت عدم تراضي محكمه با جلب نظر اقرباي نزديك طرفين منزل زن را معين خواهد نمود و در صورتي كه اقربايي نباشد محكمه خود محل مورد اطميناني را معين خواهد كرد.

ماده 14 :
زن مي تواند در دارايي خود بدون اجازه شوهر هر تصرفي را كه مي خواهد بكند.

ماده 15 :
نسبت به حق نگاهداري اطفال مادر تا دو سال از تاريخ ولادت اولويت خواهد داشت. پس از انقضاي اين مدت حق نگاهداري با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث كه تا سال هفتم آنها حق حضانت با مادر خواهد بود.

ماده 16 :
اگر مادر طفل در مدتي كه حق حضانت با او است به ديگري شوهر كند يا مبتلا به جنون شود يا از حضانت امتناع نمايد مادام كه يكي از علل مذكوره باقي است پدر از اولاد نگاهداري خواهد كرد.

ماده 17 :
 ازدواج مسلمه با غير مسلم ممنوع است . ازدواج زن ايراني با تبعه خارجه در مواردي هم كه مانع قانوني ندارد موكول به اجازه مخصوص بوده و دولت بايد در هر نقطه مرجعي را براي دادن اجازه معين نمايد. هر خارجي كه بدون اجازه مذكور در فوق زن ايراني را ازدواج نمايد به حبس تاديبي از يك سال تا سه سال محكوم خواهد شد.

ماده 18 :
 در مورد عقد و طلاقي كه در دفاتر مذكور در ماده اول اين قانون به ثبت برسد آن قسمتي از مقررات مواد 4 و 5 قانون سجل احوال مصوب 20 مرداد ماه 1307 كه مربوط به اعلام وقوع عقد و طلاق است لازم الرعايه نخواهد بود.

ماده 19 :
 نظامنامه هاي لازم براي اجراي اين قانون را وزارت عدليه تنظيم خواهد كرد.



دفتر ازدواج

دفترازدواج-سفره عقد 

مهم ترين اتفاق زندگيتان را با ما خاطره کنيد

انجام مراسم عقد در محيطي کاملا متفاوت

با امکان ثبت رسمي عقد در دفتر ازدواج  وصدور عقد نامه بهمراه انتخاب عاقد

سفره عقد جديد چيده شده بروي هفت آکواريوم يک متر مربعي

طراحي زيبا همراه با نورپردازي هاي متنوع

انشاالله در آينده نزديک شاهد منوي سفره عقد اختصاصي خواهيم بود.

ضمن اجرای موسیقی سنتی و خدمات عکس و فیلم با هزینه مستقل وتخفیفات ویژه

تلفن:02177246603-02177939782
موبايل:09121190250-09351190250-09391190250
www.salonaghd.ir

  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2



باکره


باکره

باکره، به صفت دوشیزه بودن می گویند و از آن در باب نکاح سخن رفته است.

معیار باکره بودن

در اینکه معیار در باکره بودن زن چیست، چهار احتمال مطرح است:
۱. داشتن پرده دخترى.
۲. عدم زوال‌ پرده دخترى با آمیزش؛ اعم از راه مشروع یا نامشروع.
۳. عدم زوال پرده دخترى از طریق آمیزش مشروع.
۴. زن شوهر نکرده.
در صدق عنوان باکره بر دختر شوهر نکرده داراى پرده بکارت شکى نیست.
بنابر احتمال اوّل بر دخترى که شوهر کرده لیکن قبل از زوال پرده بکارت طلاق گرفته یا شوهرش مرده عنوان باکره صادق است، برخلاف احتمال چهارم که با وجود پرده دخترى چون شوهر کرده است عنوان باکره بر او صدق نمى‌کند.
بنابر احتمال دوم بر دخترى که پرده بکارت او از غیر راه آمیزش- همچون پریدن- زایل شده عنوان باکره صادق است؛ چنان‌که طبق احتمال سوم بر زنى که پرده بکارت ش از طریق آمیزش نامشروع یا به شبهه زایل گشته نیز عنوان بکر منطبق است. البتّه مفهوم عرفى باکره همان معناى نخست است.

ولایت پدر و جد پدر در ازدواج باکره

پدر و جدّ پدرى در امر ازدواج بر زن بیوه ولایت ندارند، لیکن در ولایت داشتن آن دو نسبت به باکره اختلاف شدید و اقوال گوناگونى وجود دارد:
۱. استقلال ولی در تزویج باکره بدون نیاز به اجازه وى.
۲. استقلال باکره در امر ازدواج خود بدون نیاز به اذن ولىّ.
۳. تفصیل بین عقد دائم و موقت و استقلال باکره در اوّل.
۴. عکس صورت سوم.
۵. شراکت ولىّ و باکره و اعتبار اذن هر دو.
۶. استقلال هر دو و اینکه هم ولىّ و هم دختر مى‌توانند بدون اجازه دیگرى اقدام به تزویج یا ازدواج نمایند.
از میان اقوال یادشده مشهور قول دوم است؛  لیکن بسیارى از معاصران مراعات اذن هر دو را بنابر احتیاط لازم دانسته‌اند. 
برخى نیز بین پدر و جدّ پدرى تفصیل داده، نسبت به جد پدری قائل به ولایت نشده ولى نسبت به پدر و دختر هر دو قائل به ولایت شده‌اند؛ بدین معنا که عقد پدر بدون اذن دختر و بالعکس، نافذ است؛ هرچند در صورت اقدام دختر پدر مى‌تواند آن را نقض کند.
با توجّه به اختلافى که در مفهوم باکره است اگر پرده بکارت دختر از غیر طریق آمیزش از بین برود بسیارى تصریح به‌ الحاق وى به باکره کرده و حکم باکره را بر او جارى ساخته‌اند؛ لیکن در فرض زوال آن از راه آمیزش نامشروع یا به شبهه در اینکه چنین صورتى به باکره ملحق مى‌شود یا به بیوه، اختلاف است. بسیارى در مسئله راه احتیاط را در پیش گرفته‌اند.
این اختلاف و تردید در الحاق دخترى که شوهر کرده ولى قبل از زوال پرده بکارت، شوهرش مرده یا از او طلاق گرفته به باکره یا بیوه نیز وجود دارد.
بنابر مشهور سکوت دوشیزه در برابر پیشنهاد ازدواج با وى، نشانه رضایت او به این امر تلقّى شده و کفایت مى‌کند.
مردى که قصد ازدواج دارد مستحب است زن باکره برگزیند.

تبین عدم بکارت بعد از ازدواج

مردى که با زنى به عنوان باکره بودن او ازدواج کرده و سپس خلاف آن ثابت شده است دو صورت دارد:
۱. در عقد، بکارت، شرط یا توصیف شده و یا پیش از عقد از آن صحبت شده و عقد بر مبناى آن صورت گرفته است.
۲. مرد بدون ویژگیهاى یاد شده به صرف اعتقاد باکره بودن زن اقدام به ازدواج با وى کرده است.
در فرض دوم، مرد نه حقّ فسخ عقد دارد و نه کم کردن مهر زن؛ لیکن در فرض اوّل، مسئله از هر دو جهت حقّ فسخ عقد و حکم مهر مورد بحث قرار گرفته است.
امّا از جهت حقّ فسخ، در فرض ثبوت باکره نبودن زن قبل از عقد به اقرار ، بینه یا دیگر قرائن مفید علم، بسیارى به ثبوت حقّ فسخ تصریح کرده‌اند؛ لیکن ظاهر کلام گروهى از قدما و نیز اطلاق کلام جمعى از معاصران، عدم ثبوت حقّ فسخ است.  البتّه برخى، احتمال داده‌اند که مراد قدما صورت عدم شرط یا توصیف بکارت در عقد است.
امّا از جهت مهر، با فسخ عقد توسط مرد قبل از دخول، مهر به زن تعلّق نمى‌گیرد ولى بعد از دخول، اگر زن تدلیس نکرده باشد همه مهر به او تعلّق مى‌گیرد و با تدلیس، مستحقّ مهر نخواهد بود.  البتّه برخى گفته‌اند: در این صورت مرد باید کمترین مقدارى را که ممکن است مهر قرار داده شود به زن‌ بپردازد.  اگر تدلیس‌ کننده کسى دیگر باشد مرد مى‌تواند پس از پرداخت مهر به زن به او رجوع و غرامت آن را دریافت نماید.
در صورتى که مرد عقد را فسخ نکند یا به دلیل عدم ثبوت بیوه بودن زن یا عدم جواز فسخ، فسخ ممکن نباشد، آیا باکره نبودن موجب نقصان مهر مى‌شود یا نه اختلاف است. قول مشهور، نقصان است.
هرچند در مقدار کاهش، اقوال مختلفى ذکر شده است:
۱. مقدارى (نامعین).
۲. یک ششم.
۳. مقدار تفاوت میان مهر باکره و بیوه در مقایسه با یکدیگر، به عنوان مثال اگر مهر باکره صد هزار تومان و مهر بیوه هشتاد هزار تومان باشد به اندازه یک پنجم از مهر المسمّى- که به فرض پنجاه هزار تومان است و یک پنجم آن مى‌شود ده هزار تومان- کسر مى‌شود.
۴. هر مقدار که حاکم شرع نظر دهد.

حق همخوابگی باکره تا هفت شب پس از عروسی
بنابر قول مشهور زوجه باکره پس از عروسی هفت شب حق همخوابی با همسر خود پیدا مى‌کند؛ ازاین‌رو اگر مرد، همسر یا همسران دیگرى داشته باشد، پس از عروسی با باکره هفت شب نزد او مى‌ماند سپس نزد زنان دیگر مى‌رود. در وجوب یا استحباب این امر بر شوهر اختلاف است.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



اسباب بطلان عقد


اسباب بطلان عقد

اسباب بطلان عقد دو چیز است:

فسخ

عیب و تدلیس موجب فسخ عقد ازدواج است:

فسخ به سبب عیب
وجود برخی عیوب در زن یا مرد، در صورت جهل به آن‌ها پیش از عقد، مجوّز برهم زدن عقد ازدواج به وسیلۀ مرد یا زن است. دیوانگی، عنّین بودن، مجبوب بودن و به قول مشهور، اخته بودن در مرد، و دیوانگی، خوره، پیسی، قرن افضاء، نابینایی و رتق در زن، موجب ثبوت حق فسخ عقد برای زن یا مرد می‌شود.

لنگی زن
در این که لنگی زن به طور مطلق عیب نیست یا به طور مطلق عیب است، مگر عرف آن را به دلیل ناچیز بودن عیب نداند و یا در صورتی که موجب زمین‌گیر شدن او شود، عیب است، اختلاف می‌باشد.

به وجود آمدن عیب پس از عقد
اگر عیوب یاد شده پس از عقد -گرچه پیش از آمیزش- در زن به وجود آید، به قول مشهور، مجوّز فسخ عقد به وسیلۀ مرد نیست.

فوری بودن خیار فسخ عقد ازدواج
استفاده از خیار فسخ عقد ازدواج فوری است و اگر مرد یا زن پس از علم به عیب، بی‌درنگ از خیار استفاده نکند، عقد لازم می‌شود.

عدم طلاق بودن فسخ عقد
فسخ عقد ازدواج، طلاق نیست. از این رو، احکام و شرایط آن را ندارد. اگر فسخ عقد پیش از آمیزش صورت گیرد، مهری برای زن بر عهدۀ مرد نیست، جز در عنّین که باید نصف مهر پرداخت شود، و اگر فسخ پس از آمیزش صورت گیرد، مرد باید تمام مهر را خواه مهر معیّن یا مهر المثل به زن پرداخت کند.

فسخ بدون اذن حاکم
مرد و زن در همۀ عیوب جز عنن می‌توانند عقد را بدون اذن حاکم فسخ کنند. حاکم شرع، در عنن، مدّتی را تعیین می‌کند و اگر مرد تا پایان آن همچنان ناتوان از آمیزش باشد، زن بدون اذن حاکم می‌تواند عقد را فسخ کند.

 فسخ به سبب تدلیس
مخفی کردن عیب و نقص با علم به آن گرچه با سکوت، تدلیس است.

ازدواج به شرط آزاد بودن زن و خلاف در آمدن
اگر مردی با زن معیّنی به شرط آزاد بودن ازدواج کند، آنگاه معلوم شود کنیز است، می‌تواند عقد ازدواج را فسخ کند،  در صورت عکس، زن نیز از حق فسخ عقد برخوردار است.

ارتداد

عقد ازدواج به مجرّد ارتداد یکی از زوجین یا هر دو پیش از آمیزش خواه ارتداد فطری باشد یا ارتداد ملی باطل می‌شود و بطلان آن پس از آمیزش، بر سپری شدن عدّه متوقّف است، مگر مرد به ارتداد فطری مرتدّ شود که در این صورت، عقد به مجرّد ارتداد باطل می‌شود.

اسارت

با اسیر شدن زوج، ازدواج باطل نمی‌شود، مگر امام علیه‌السّلام او را برده قرار دهد. اگر زوج نابالغ یا زن اسیر شود، نکاح باطل می‌شود. با اسیر شدن زوجین با هم، ازدواج آن دو باطل می‌شود، مگر هر دو پیش از اسارت برده باشند.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



ولایت در عقد ازدواج


ولایت در عقد ازدواج

افراد ذیل در عقد ازدواج ولایت دارند:

 پدر و جدّ پدری
پدر و جد پدری بر دختر و پسر نابالغ ولایت دارند.

 بستن عقد ازدواج در کودکی
از این رو، اگر هر یک از این دو برای کودکی -با وجود مصلحت یا نبود مفسده بنا بر اختلاف در گسترۀ ولایت ولیّ- عقد ازدواج بسته باشند، دختر و به قول مشهور، پسر نمی‌توانند آن را بعد از بلوغ برهم بزنند.

 ولایت بر سفیه و دیوانه بالغ (عروض قبل از بلوغ)
پدر و جدّ پدری بر سفیه و دیوانۀ بالغی که سفاهت یا دیوانگی‌اش پیش از بلوغ بوده نیز ولایت دارند.

 ولایت بر سفیه و دیوانه بالغ (عروض بعد از بلوغ)
در ثبوت ولایت آن دو بر دیوانۀ بالغی که دیوانگی‌اش پس از بلوغ عارض شده، اختلاف است. همچنین به قولی، ولایت پدر و جدّ پدری بر سفیه بالغ ثابت نیست؛ هر چند پیش از بلوغ سفیه بوده است.

 ولایت بر دختر بالغ رشید
در ثبوت ولایت پدر و جدّ پدری بر دختر بالغ رشید، اختلاف است. قول به عدم ثبوت، به مشهور منسوب است.
بنا بر قول به ثبوت، ولایت آن دو در صورت جلوگیری از ازدواج دختر با همتایی (کفو) که به او تمایل دارد، ساقط می‌شود.

 ولایت بر پسر بالغ رشید و زن بیوه
پدر و جدّ پدری بر پسر بالغ رشید و نیز بر زن بالغ رشید بیوه (ثیّب) ولایت ندارند.

 مولا
مولا حق همسر دادن کنیز یا عبد خود را دارد خواه نابالغ باشند یا بالغ، عاقل باشند یا دیوانه و به ازدواج تمایل داشته باشند یا نداشته باشند و در صورت همسر دادن، مولا حق باطل کردن عقد را ندارد.

 حاکم
اگر دیوانه، پدر یا جدّ پدری نداشته باشد، حاکم شرع برای همسر دادن او ولایت دارد و نیز حاکم شرع بر سفیهی که سفاهتش پس از بلوغ حاصل شده، بلکه به قولی بر سفیه به طور مطلق خواه سفاهتش پیش از بلوغ باشد یا پس از آن، ولایت دارد.
همچنین بنا بر قول به ولایت نداشتن پدر و جدّ پدری بر دیوانه‌ای که پس از بلوغ دیوانه شده است، حاکم بر او ولایت دارد. اگر کودک، پدر یا جدّ پدری نداشته باشد، به قول مشهور، حاکم شرع چنین ولایتی بر او ندارد.

 وصیّ
وصیّ برای همسر دادن کسی که در حال دیوانگی بالغ شده است با وجود مصلحت یا نبود مفسده، ولایت دارد، امّا در ثبوت چنین ولایتی برای او بر نابالغ اختلاف است. قول به عدم ثبوت، به مشهور منسوب است.

 عدم ولایت افراد غیر عنوان شده
دیگران حتی مادر برای عقد ازدواج بر کسی ولایت ندارند.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



ارکان عقد ازدواج


ارکان عقد ازدواج

ارکان عقد ازدواج سه چیز است:

صیغه
عقد ازدواج تنها با ایجاب و قبول لفظی تحقّق می‌یابد و رضایت باطنی و نیز معاطات در آن جاری نمی‌شود.

الفاظ ایجاب
«زوّجتک» و «انکحتک» الفاظ ایجاب است و در جواز عقد با «متّعتک»، بلکه با هر لفظی که بر مقصود دلالت کند، اختلاف است.

الفاظ قبول
«قبلت التّزویج» یا «قبلت النّکاح» و مانند آن همچون «رضیت» الفاظ قبول است. بنا بر قول به مخصوص نبودن الفاظ ایجاب و قبول، هر لفظی بر ایجاب و قبول نکاح دلالت کند، برای صحّت عقد کافی است.

تقدم و تأخر صیغه ایجاب و قبول
در این که باید صیغه ایجاب از جانب زن و صیغه قبول از جانب مرد باشد یا عکس آن نیز صحیح است، اختلاف می‌باشد.

انعقاد عقد ازدواج با الفاظ بیع و...
عقد ازدواج با الفاظ بیع، هبه، تملیک و اجاره منعقد نمی‌شود

شرایط صیغه عقد ازدواج
شرایط معتبر در صیغه عقد همچون ماضی بودن و عربی بودن به قول‌ مشهور و شرایط متعاقدین همچون بالغ و عاقل بودن، در عقد نکاح نیز از آن جهت که عقد است، معتبر می‌باشد.

مطابقت لفظی ایجاب و قبول
مطابقت لفظی میان ایجاب و قبول شرط نیست.
از این رو، ایجاب با لفظ «زوّجتک» و قبول با لفظ «قبلت النّکاح»، صحیح است.

 ناتوانی از عربی خواندن صیغه
در صورت ناتوانی از عربی خواندن، می‌توان صیغه را به زبان‌های دیگر نیز خواند؛ هر چند در صورت امکان برخی احتیاط را در وکیل گرفتن دانسته‌اند. در صورت ناتوانی از سخن گفتن، اشارۀ فهمانندۀ مقصود، کافی است.

عدم اشتراط حضور شاهدین
حضور دو شاهد در عقد ازدواج شرط نیست.

عدم اشتراط مهر در صحت ازدواج
همچنین مهر، شرط صحّت ازدواج دائم نیست. از این رو، عقد بدون ذکر مهر صحیح است.

عاقد
بلوغ و عقل در اجرا کنندۀ صیغه عقد شرط است. بنابراین، عقد غیر بالغ خواهد برای خود یا دیگری، و نیز عقد دیوانه صحیح نیست.

زوجین
زوجین در عقد ازدواج باید با اشاره یا بردن نام یا صفت، معلوم و معیّن باشند.

همتایی (کفو) در ازدواج

همتایی (کفو) در برخی موارد در ازدواج شرط است.

همتایی به لحاظ دینی در ازدواج
زوجین در عقد ازدواج باید به لحاظ دینی همتای یکدیگر باشند؛ به این معنا که اگر زن مسلمان است، شوهر نیز مسلمان باشد.

همتایی در توانای پرداخت نفقه
در این که توانایی پرداخت نفقه نیز در همتا بودن مرد شرط است یا نه، اختلاف است. بیشتر فقیهان آن را شرط نمی‌دانند. همچنین در این که بر ولیّ دختر پذیرفتن خواستگار مؤمنی که بر پرداخت نفقه توانا است، واجب است یا خیر اختلاف می‌باشد.

شرط کردن در عقد نکاح
شرط ضمن عقد در عقد ازدواج چند صورت می‌تواند داشته باشد.

 شرط خلاف شرع بدون منافات با مقتضای عقد
اگر چیز خلاف شرع در عقد ازدواج شرط شود و با مقتضای عقد منافات نداشته باشد، برای مثال زن شرط کند که مرد ازدواج مجدد نکند شرط باطل، امّا عقد و مهر صحیح است. نیز اگر شرط شود که مهر در مدّت معیّنی پرداخت شود و گرنه عقد باطل باشد، تنها، شرط باطل است.

شرط عدم ازاله بکارت
اگر ازاله نکردن بکارت شرط شود، در لزوم و صحّت این شرط اختلاف است.

شرط خیار فسخ عقد
اگر خیار فسخ عقد در عقد ازدواج شرط شود به این معنا که شرط کننده‌ اختیار فسخ اصل ازدواج را داشته باشد شرط و به قول مشهور، عقد باطل است.

شرط خیار فسخ در مهر
اگر خیار فسخ در مهر شرط شود به این معنا که زوج یا زوجه و یا شخص ثالث، اختیار فسخ مهر المسمی را داشته باشد که در این صورت به مهر المثل رجوع می‌شود، عقد، مهر و شرط، هر سه صحیح است.

شرط بیرون نرفتن زن از شهرش
اگر بیرون نرفتن زن از شهر خودش شرط شود، در لزوم وفا به این شرط یا بطلان آن، اختلاف است.
منبع: ویکی فقه

مطالب مرتبط :



ازدواج


ازدواج

ازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است.
اقسام ازدواج

عقد ازدواج یا برای مدّتی معیّن منعقد می‌شود یا برای همیشه که از اوّلی به متعه یا ازدواج موقت و از دومی به ازدواج دائم تعبیر می‌شود.

حکم ازدواج

ازدواج به خودی خود برای مشتاق آن و نیز به قول مشهور برای غیر مشتاق، مستحب و ترک آن مکروه است، امّا در صورت خوف وقوع در گناه به سبب ترک آن، واجب است. ازدواج به لحاظ کسی که با او پیوند زناشویی بسته می‌شود یا حرام است مانند ازدواج با محارم یا مکروه است مانند ازدواج با نازا و شرابخوار و یا مستحب مانند ازدواج با زن بکر (دوشیزه)، پاکدامن، فرزندآور و فرمان‌بردار شوهر.

اسباب حرمت ازدواج دو شخص

اسباب حرمت ازدواج دو شخص با یکدیگر عبارت است از:

 نسب
ازدواج با محارم نسبی حرام است. از زنان: مادر، دختر، خواهر، خاله، عمّه، دختر خواهر و دختر برادر و همین‌طور به پایین (دختر فرزند خواهر یا دختر فرزند برادر...)، و از مردان: پدر، پسر، برادر، دایی، عمو، پسر خواهر و پسر برادر و همین طور به پایین (پسر فرزند برادر یا پسر فرزند خواهر...) محارم نسبی‌اند.

 رضاع
اگر کودکی با شرایط معتبر از زنی شیر بخورد، حکم محارم نسبی بر او جاری می‌شود.

 مصاهره (پیوند زناشویی)
مصاهره موجب دو نوع حرمت می‌شود:

 حرمت ابدی
ازدواج مرد با مادر زن خود هر چند با زن آمیزش نکرده باشد، و نیز ازدواج او با دختر زن که از مرد دیگر است، در صورت آمیزش با زن و همچنین ازدواج زن با پدر و فرزندان شوهر که از زن دیگر هستند، برای همیشه حرام است.

 حرمت جمع
جمع کردن در ازدواج میان دو خواهر در یک زمان حرام است.
همچنین به صرف عقد کردن زنی جمع میان او و دخترش حرام است.
هر چند تا هنگامی که با مادر دختر آمیزش صورت نگرفته باشد، دختر زن حرمت ابدی ندارد.
به قول مشهور ازدواج با دختر خواهر یا دختر برادر زن در صورت راضی نبودن زن، حرام است.

 آمیزش به شبهه
به قول مشهور، آمیزش به شبهه مانند آمیزش مرد با زنی به گمان این که همسر خود او است در حکم ازدواج صحیح است و موجب حرمت ابدی مادر زن و دختر وی بر مرد و نیز حرمت دائمی پدر مرد و فرزندان وی بر زن می‌شود.

 زنا
زنا کردن مرد با مادر زنی یا دختر او پیش از ازدواج با آن زن، موجب حرمت ابدی زن بر مرد است، امّا پس از ازدواج، موجب این حرمت نیست و به قول مشهور فرقی نمی‌کند که پیش از زنا، با همسر خود آمیزش کرده باشد یا نکرده باشد. همچنین زنا کردن مرد با زن شوهردار و زنی که در عدّۀ طلاق رجعی است، موجب حرمت ابدی زن بر مرد می‌شود.

 لواط
لواط موجب حرمت ابدی مادر، خواهر و دختر مفعول بر فاعل است، امّا اگر این عمل پس از ازدواج با یکی از آنان انجام شود، موجب حرمت نیست.

 ازدواج در حال عدّه
ازدواج با زن در حال عدّه با علم به آن و نیز علم به حرمت ازدواج در این حال، موجب حرمت ابدی زن بر مرد می‌شود.

 جهل یا عدم آگاهی به عده
در صورت جهل به این که زن در حال عدّه است یا عدم آگاهی از حرمت ازدواج در این حال، اگر پس از ازدواج نزدیکی کرده باشد، موجب حرمت ابدی است، امّا اگر نزدیکی نکرده باشد، تنها عقد باطل است و پس از پایان عدّه می‌تواند با زن ازدواج نماید.

 احصان (شوهردار بودن زن)
شوهردار بودن زن نیز سبب حرمت ازدواج دیگری با او است.

 احرام
ازدواج مرد یا زن در حال احرام، حرام و باطل است.
ازدواج با علم به حرمت آن در این حال حتی بدون آمیزش نیز موجب حرمت ابدی زن بر مرد می‌باشد، و به قول مشهور در صورت جهل، تنها عقد باطل است؛ هر چند آمیزش کرده باشند.

 لعان
لعان موجب حرمت ابدی زن بر مرد و مرد بر زن می‌شود.

 قذف
قذف زن کر یا لال توسط شوهر به مانند زنا -که در‌ غیر زن کر یا لال موجب ثبوت لعان می‌شود- بدون لعان موجب حرمت ابدی زن بر شوهر می‌شود.

 کفر
ازدواج مسلمان با زن کافر غیر اهل کتاب جایز نیست و در جواز ازدواج او با زن کتابی اختلاف است.

 مسلمان شدن مرد بعد از ازدواج
اگر مرد و زنی از اهل کتاب با هم ازدواج کنند سپس مرد مسلمان شود، عقد ازدواج به هم نمی‌خورد.

 مسلمان شدن زن بعد از ازدواج
ازدواج زن مسلمان با مرد کافر جایز نیست. اگر مرد کافر با زن کافر ازدواج کنند سپس زن پیش از آمیزش مسلمان شود، عقد ازدواج باطل است و اگر پس از آمیزش مسلمان شود، به قول مشهور، بطلان عقد متوقّف بر پایان عدّه است؛ به این معنا که اگر مرد در حال عدّه مسلمان نشد، عقد باطل می‌شود.

 تمام کردن عدد
ازدواج دائم مرد آزاد (غیر برده) با بیش از چهار زن آزاد جایز نیست. از این رو، ازدواج مردی که چهار زن دائم دارد، با زن‌های دیگر حرام و غیر صحیح است. همچنین ازدواج دائم مرد آزاد با بیش از دو کنیز حرام و غیر صحیح است.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



آثار ازدواج


آثار ازدواج

حکمت‌ها و آثار مهمّی بر ازدواج مترتّب می‌شود که قرآن در آیاتی چند به آثار پرداخته است.
در برخی ازدواج‌ها، هرچند زن و مرد با یکدیگر زندگی می‌کنند، لکن اهدافی که باید در زندگی حاکم باشد، از میان می‌رود و دو طرف بهره‌ای از زندگی مشترک نمی‌برند.
در ذیل به برخی از این آثار و اهداف ازدواج پرداخته می‌شود.

تفاوت واژگان ازدواج در قرآن

برخی گفته‌اند: هرجا نشانه‌های الفت و حکمت‌های زوجیت چه در دنیا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجیت را به‌کار برده است.
و هرگاه جای این نشانه‌ها و حکمت‌ها را بُغض و خیانت یا تفاوت عقیده زن و مرد با یکدیگر پر کند، قرآن واژه «امرأة» را آورده است.
هم‌چنین آن جا که حکمت زوجیت (بقای نسل انسان) از میان برداشته می‌شود، باز ‌قرآن واژه «امرأة» را به‌کار برده است.
بدین سبب وقتی دوباره این حکمت شکوفا می‌شود و نهال زوجیت به بار می‌نشیند، باز ‌قرآن تعبیر را عوض کرده، کلمه «زوج» را به‌کار می‌برد.
در آیه ‌۴۰ سوره آل عمران ، زکریا(علیه السلام) با اعجاب از بشارت الهی به یحیی(علیه السلام) از پیری خود و نازا بودن همسرش سخن‌ می‌گوید: «و‌امرَاَتی عاقِرٌ»؛ ولی وقتی دعای او اجابت می‌شود، می‌فرماید: «و‌اَصلَحنا لَه زَوجَهُ».

حفظ نسب در اسلام

در اسلام حفظ نسب، پایه احکام و حقوقِ فراوانی است.
بعضی از احکام فقهی، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر یا بر شناخت نسبت‌های فامیلی دیگر، مبتنی است.

 مسائلی که بر حفظ انساب متوقف است
تبعیت فرزند از پدر و مادر در کفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگی و حریت، جواز ربا بین پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضدّ پدر، وجوب ِ قضای نمازهای میت بر پسر بزرگ‌تر، مسائل ارث، حبوه (اموالی از ترکه میت که اختصاص به پسر بزرگ‌تر دارد مانند قرآن، انگشتر، شمشیر و لباس)،نظر به محارم و ازدواج با آنان، دیه قتل خطایی که بر عاقله (خویشان پدری قاتل، مانند برادران، عموها و فرزندان آن‌ها) واجب است، ولایت پدر و جدّ، حقوق طرفینی مانند حقحضانت و نفقات، عقوق والدین و اطاعت از آن‌ها و مسائل اخلاقی مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقیقه فرزند و مسائل فراوان دیگری، بر حفظ انساب متوقّف است.
عدّه زن بین دو ازدواج و انتظار برای ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدّت ۴ ماه و ۱۰ روز ، عدّه زن به مدّت سه دوره پاکی پس از طلاق و انتظار زن باردار برای ازدواج مجدّد تا هنگام وضع حمل ، همه این مقرّرات گویای اهمّیت حفظ نسب است.
حرمت ازدواج با زن شوهردار، و حرمت زنا نیز بر پایه حکمت حفظ نسب قرار داده شده است.

 برخورداری از سکون و آرامش
نیاز روح به آرامش، با اهمّیت‌تر از نیاز جنسی است.
همسر شایسته در پیش‌آمدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک می‌کند: «و‌مِن ءایتِهِ اَن خَلَقَ لَکم مِن اَنفُسِکم اَزوجًا لِتَسکنوا اِلیها‌...» ، «...‌و‌جَعَل مِنها زَوجَها لِیسکنَ اِلیها‌...».
برخی مفسّران، مقصود از لباس را در آیه ‌۱۸۷ سوره بقره سکون و آرامش دانسته‌اند؛ همان‌گونه که خدا، شب را لباس (مایه آرامش و سکون) دانسته:«و‌جَعَلنا الَّیلَ لِباسًا»
بنابراین، آیه ‌۱۸۷ سوره بقره(هُنَّ لِباسٌ لَکم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنّ) نیز به سکون و آرامشی که با همسر حاصل می‌شود، اشاره خواهد داشت.

 حفظ نوع بشر
طبق بیان قرآن، ازدواج وسیله‌ای برای تولید و بقای نسل در انسان و حیوان است: «...‌جَعَل لَکم مِن اَنفُسِکم اَزوجًا و مِن الاَنعـمِ اَزوجًا یذرَؤُکم فِیه‌...».
گرچه جمله «یذرَؤُکم فِیه»، تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسان و چارپایان و گیاهان فرقی نیست.
در جای دیگری می‌فرماید: پروردگار، شما را از «نفس واحدی» آفرید و جفتش را نیز از جنس او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را پراکنده ساخت: «...و بَثَّ مِنهُما رِجالاً کثیرًا و نِسآء‌...».
در آیه‌۷۲ سوره نحل می‌فرماید: از همسرانتان برای شما فرزندان و نوه‌ها قرار داد «...‌و‌جَعَل لَکم مِن اَزوجِکم بَنینَ و حَفَدَة».
قرآن، بقای نسل انسان و اجتماع مدنی را به ازدواج منوط می‌داند و روی آوردن به زنا و لواط را نابودکننده راه بقای نسل می‌شمارد: «و‌لاتَقرَبُوا الزِّنی اِنّه کان فـحِشةً و ساءَ سَبیلاً» ، «اَئِنَّکم لَتَأتونَ الرِّجالَ و تَقطَعونَ السَّبیلَ‌...»
زیرا با رواج راه‌های نامشروع، رغبت به نکاح کم می‌شود؛ جاذبه‌اش از بین رفته، فقط بار تأمین مسکن و نفقه و به دنیا آوردن اولاد و تربیت آنان، باقی می‌ماند؛ در نتیجه، آسان‌ترین راه‌های اشباع غرایز که نامشروع است، رایج می‌گردد و هدف بقای نسل، رنگ می‌بازد.

 داشتن فرزندان صالح
یکی از خواسته‌های غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن است و پاسخ به این خواسته با ازدواج تأمین می‌شود. در سایه ازدواج است که نسلی دارای اصل و نسب پدید می‌آید.
قرآن در آیاتی، فرزند را زینت زندگی دنیا شمرده که بیان‌گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر با فرزند است:«اَلمالُ والبَنونَ زینَةُ الحَیوةِ الدّنیا».
داشتن فرزند به‌صورت ثمره ازدواج، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است.
در آیه ‌۲۲۳ سوره بقره پس از اینکه می‌گوید: «نِساؤُکم حَرثٌ لَکم فَأتوا حَرثَکم اَنّی شِئتُم‌...»، یادآور می‌شود که بکوشید از این فرصت بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و شایسته که به حال دین و دنیای شما مفید باشند، اثر نیکی برای خود از پیش بفرستید: «...‌و‌قَدِّموا لاَِنفُسِکم‌...».
در آیه ‌۱۸۷ سوره بقره پس از آن که از آمیزش با همسر سخن به‌میان آمده است، می‌فرماید: «...‌وابتَغوا ما کتَبَ اللّهُ لَکم‌...» که به نظر بسیاری مقصود، طلب فرزند است.

 درخواست فرزند صالح از خدا
درخواست فرزندِ صالح از خداوند در موارد متعدّدی از قرآن، آمده است.
در آیه ‌۱۸۹ سوره اعراف از قول پدر و مادری نقل می‌کند که عرضه می‌دارند: اگر فرزند صالحی نصیبشان شود، شکر گزار خواهند بود: «...دَعَوُا اللّهَ رَبَّهُما لـَئِن ءاتَیتَنا صــلِحـًا لَنَکونَنَّ مِنَ الشّـکرین». در چند جا از قرآن، درخواست حضرت زکریا(علیه السلام)مطرح شده که از خداوند، فرزندی خواسته است تا لیاقت جانشینی او را داشته: «...‌فَهَب لِی مِن لَدُنک وَلیا‌...»، و مورد رضایت پروردگار باشد: «...‌واجعَلهُ رَبِّ رَضِیا».
در سوره آل‌عمران، پس از مشاهده شایستگی‌های مریم(علیها السلام)، پروردگار خویش را می‌خواند که: خداوندا! از ‌طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای به من عطا فرما: «...‌هَب لی مِن لَدُنک ذُرِّیةً طَیبَةً اِنّک سَمیعُ الدُّعاءِ».

 مودت و رحمت
از دیگر آثار ازدواج، موّدت و رحمت است: «...‌و‌جَعَلَ بَینَکم مَوَدَّةً و رَحمَةً‌...»
آن‌چه در آغاز زندگی مشترک بین زن و شوهر، یگانگی برقرار می‌کند و اثر آن در مقام عمل ظاهر می‌شود، مودّت است؛ولی پس از گذشت زمان و رسیدن دوران ضعف و ناتوانی، رحمت جای مودّت را پر می‌کند.
مودّت غالباً جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است پرورش کودکان و خدمات بلاعوض به همسر نیازمند، ایثار و رحمت است.
در این‌جا برای حفظ نظام خانوادگی، مودّت رنگ می‌بازد؛ ولی رحمت جایگزین آن می‌شود.

 ارضای غریزه جنسی
غریزه جنسی، نیرویی است که در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسیله‌ای مجاز برای اطفای نیروی شهوت و پاسخی به این غریزه خدادادی است: «والَّذین هُم لِفُروجِهِم حفِظون اِلاّ عَلی اَزْوجِهم اَو ما‌مَلَکت اَیمنُهم فَاِنَّهم غَیرُ مَلومین».

 لذت جنسی بهترین لذت دنیا و آخرت
در حدیث آمده‌است: میان لذّت‌های مادّی و جسمانی در دنیا و آخرت، هیچ‌کدام به پایه لذت زناشویی نمی‌رسد؛ سپس امام به آیه ‌۱۴ سوره آل عمران استشهاد می‌کند که در بیان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدّم داشته است:«زُینَ‌لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَوتِ مِنَ‌النِّساءِ والبَنینَ والقَنـطیرِ المُقَنطَرَة‌...».
در آیه‌ ۱۸۷ سوره بقره می‌فرماید: خداوند دانست که شما به خود خیانت می‌کردید و آمیزش با همسر را که ممنوع شده بود انجام می‌دادید؛ بدین سبب، ممنوعیت برداشته شد: «...‌عَلِمَ اللّهُ اَنَّکم کنتُم تَختانونَ اَنفُسَکم فَتابَ عَلَیکم و عَفا عَنکم فالـنَ بـشِروهُنَّ‌...».
این آیه، به نیاز غریزی جنسی اشاره دارد که به رغم ممنوعیت شرعی، مردم به‌سوی آن کشیده می‌شوند؛ البتّه این امر نمی‌تواند انگیزه اصلی و هدف نهایی ازدواج باشد؛ زیرا غریزه جنسی در زن و مرد، دوره محدودی دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط این جهت باشد، باید زوجین هنگام ناتوانی جنسی، یکدیگر را رها ‌کنند یا زن و مردی که توانایی جنسی خویش را از دست داده‌اند، هیچگاه پیمان زناشویی نبندند.

 بازداشتن از گناه
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه تقوا و دوری از گناهان است.
با اشباع غریزه جنسی در زن و شوهر، زمینه گناهان شهوت‌انگیز از میان می‌رود.
اینکه در قرآن از کسی که ازدواج کرده، به «محصن و محصنه» تعبیر شده: «فَاِذا اُحصِنَّ‌...» ، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در حصن و سنگر مستحکمی قرار می‌گیرند و خود را حفظ می‌کنند تا وسوسه‌های شهوانی در آنان اثر نگذارد؛
بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر را نیز از بین می‌برد؛ زیرا پذیرفتن مسئولیت تأمین و تربیت اولاد، انسان را به استفاده بهینه از عمر وامی‌دارد و برای گناه و معاشرت‌های گمراه‌کننده، جایی باقی نمی‌ماند.

 مستندات حفظ انسان از مسائل جنسی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: «مَن تزوّج فقد اَحرز نصف دینه». با ازدواج، نیمی از دین صیانت می‌شود.
در روایتی دیگر آمده است: بدترین مردم، کسانی‌اند که ازدواج نمی‌کنند.
در تفسیر آیه ‌۱۸۷ سوره بقره (هُنَّ‌لِباسٌ لَکم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنّ) برخی گفته‌اند: آن‌گونه که انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسیب‌های پوستی، محافظت می‌شود، زن و مرد، با ازدواج، یکدیگر را از گناه حفظ می‌کنند.
در آیه ‌۲۸ سوره نساء حکمت تشریع ازدواج با کنیزان اینگونه بیان شده است: «یریدُ اللّهُ اَن یخَفِّفَ عَنکم‌...»؛ زیرا پیروی از شهوات و در دام گناه افتادن، برای انسان، وزر و سنگینی می‌آورد و تشریع ازدواج و فراهم شدن امکان آن برای کسی که نمی‌تواند با زنان آزاد ازدواج کند، از فساد و گناه جلوگیری می‌کند و انسان از عواقب آن در امان می‌ماند و این نوعی توسعه برای انسان شمرده ‌می‌شود.

 توسعه رزق
نگرانی از تنگ‌ دستی، یکی از بهانه‌هایی است که برای گریز از ازدواج، مطرح می‌شود.
قرآن اینگونه به انسان امیدواری می‌دهد: از فقر و تنگ‌دستی بی‌همسران، غلامان و کنیزانِ درست‌کارِ خود نگران نباشید و در ازدواج آن‌ها بکوشید؛ چرا که اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش، آنان را بی‌نیاز می‌سازد: «واَنکحوا الاَیـمی مِنکم والصّــلِحینَ مِن عِبادِکم واِمائِکم اِن یکونوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ مِن فَضلِه».
برخی گفته‌اند: مفاد این آیه، وعده خداوند به بی‌نیاز کردن کسانی است که تشکیل خانواده می‌دهند. روایاتی نیز این معنا را تأیید می‌کند.
در حدیثی، امام صادق(علیه السلام)، ترک ازدواج به‌ سبب ترس از فقر و تنگدستی را سوء ظن به پروردگار دانسته؛زیرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگرانی در این زمینه جز بد گمانی به خدا نیست.

 مشیت الهی در مورد رزق
با توجّه به اینکه افرادی در جامعه، پس از ازدواج، نه ‌تنها ثروتمند نمی‌شوند، بلکه بر فقرشان افزوده می‌شود و اگر این آیه، متضمّن وعده خداوند باشد خلف وعده لازم می‌آید و خلف وعده قبیح است، گروهی برآنند که برای وعده در این آیه باید مشیت الهی در تقدیر گرفته شود؛ یعنی پس از ازدواج اگر خدا بخواهد، آنان را بی‌نیاز می‌کند؛ چنانکه در آیه ‌۲۸ سوره توبه، برای وعده الهی به غنا و بی‌نیازی، به مشیت خدا تصریح شده است: «وَ‌اِن خِفتُم عَیلَةً فَسَوف یغنیکمُ اللّهُ مِن فَضلِه اِن شاءَ‌...».
ممکن است گفته شود: همان‌طور که غنا و بی‌نیازی متأهّلان، به مشیت منوط است، غنا و بی‌نیازی مجرّدها و کسانی ‌که همسر ندارند (بلکه هر پدیده‌ای) نیز به مشیت توقّف دارد، پس این چه وعده‌ای است که خدا برای ازدواج داده است؛ زیرا همان‌گونه که متأهل‌ها، با مشیت الهی، به دو گونه (فقیر و غنی) تقسیم می‌شوند، مجرّدها نیز چنین هستند و اتّفاقاً این وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: «...‌و‌اِن یتَفَرَّقا یغنِ اللّهُ کلاًّ مِن سَعَتِه‌...» ؛ اگر وضعیتی پیش آید که زن و شوهر نتوانند باهم زندگی کنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بی‌نیاز خواهد کرد.
پاسخ آن است که بسیاری از مردم می‌پندارند ازدواج و فراوانی عائله سبب فقر، و تجرّد سبب اندوختن ثروت می‌شود.
آیه درصدد آن است که این توهّم را از دل‌ها بزداید و غفلت از رزّاق حقیقی را بردارد و به ما بفهماند که گاه برکت و فراوانی، در مال انسان (با وجود عائله‌مند بودن) ایجاد می‌شود و گاهی هم انسان (در ‌عین کم عائله بودن و مجرّد زیستن) هر چه می‌کوشد، در معیشت او پیشرفتی حاصل نمی‌گردد.
افزون بر آن‌که پذیرفتن تأمین زن و فرزند، در او حسّ مسئولیت استفاده بهینه از وقت و کسب عزّت و اعتبار فراهم می‌آورد.
بنابراین، آیه «اِن‌یکونوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ» بیان می‌دارد که گاهی با ازدواج، فقر از زندگی رخت برمی‌بندد، نه آن‌که همیشه با ازدواج، فقر برطرف می‌شود و گرنه با آیه بعد «ولیستَعفِفِ الَّذین لایجِدونَ نِکاحًا»تناقض می‌یافت.
فخر رازی معتقد است که آیه «اِن‌یکونوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ» در مقام وعده الهی نیست؛ بلکه مفاد آیه آن است که نباید ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زیرا مال، فناپذیر است و آن‌چه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است که باید در پی آن بود که از انباشتن ثروت بهتر است: «قُل‌بِفضلِ اللّهِ و بِرَحمَتِهِ فَبِذلک فَلیفرَحوا هُو خَیرٌ مِمّا یجمَعونَ».

 آثار دیگر ازدواج
آثار دیگری نیز بر ازدواج مترتّب است؛ مانند حرمت برخی از زنان و ایجاد حقوق زوجیت.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



ولایت بر عقد ازدواج


ولایت بر عقد ازدواج

از آیاتی استفاده می‌شود که در عقد زناشویی، اصلی‌ترین مرجع تصمیم‌گیرنده، زن و شوهر هستند و این مطلب، به رغم محدودیت‌هایی که برای زنان در طول تاریخ و عصر جاهلیت وجود داشته، جالب توجّه است.
آیه‌۲۳۰ سوره بقره ، نکاح را به زن نسبت می‌دهد و تحقّق آن را به اراده او می‌داند: «...‌حتّی تَنِکحَ زَوجًا غَیرَه‌...»، و در ادامه آیه، حقّ بازگشت با عقد جدید، پس از طلاق محلّل را برعهده خود زن و شوهر پیشین می‌گذارد: «...‌فَلا‌جُناحَ عَلَیهِما اَن یتَراجَعا‌...».
آیات ۲۳۲ و ۲۳۴ سوره بقره زنان را پس از تمام شدن عدّه طلاق و وفات، صاحب اختیار می‌داند و دیگران را از دخالت در امور آنان برحذر می‌دارد: «و‌اِذا طَلَّقتُمُ النِّساءَ فَبَلَغنَ اَجَلَهُنَّ فلاتَعضُلوهُنَّ اَن ینکحنَ اَزوجَهُنَّ اِذا تَرضَوا بَینَهم بِالمعروف... ...‌فاِذا بَلَغنَ اَجلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَیکم فیما فَعَلنَ فِی اَنفُسِهِنَّ بِالمَعروفِ‌...».
از جانب دیگر، قرآن، مسأله ولایت دیگران و حقّ دخالت آنان در ازدواج را نیز مطرح کرده است.
در آیه‌۲۳۷ سوره بقره حقّ بخشش مهر را به زن یا اولیای عقد(پدر، جدّ پدری، وصی و حاکم و مولا) وامی‌گذارد: «... اِلاّ اَن یعفونَ اَو یعفُوَا الَّذی بِیدِهِ عُقَدَةُ النِّکاحِ‌...» و مناسب است جایگاه این دو مسأله روشن و تفکیک شود.

 موارد دخالت اولیاء عقد
«اولیاء»، در دو مورد، به‌طور مسلّم، حق دخالت دارند و یک مورد نیز اختلافی است.
دو مورد اوّل عبارت‌اند از:


۱.‌ازدواج طفل، مجنون و سفیه:
پدر و جدّ از نظر حقوقی و اجتماعی، بر طفل و مجنون (پسر یا دختر) ولایت قهری دارند
و در‌صورت عدم مفسده یا وجود مصلحت، 
برای ازدواج آنان به‌طور مستقل تصمیم می‌گیرند؛ بدیهی است آنان پس از بلوغ و برطرف شدن جنون می‌توانند عقد را فسخ کنند.
گفته شده: آیه «و‌لاتَقرَبوا مالَ الیتیمِ اِلاّ بِالَّتِی هِی اَحسَنُ حتّی یبلُغَ اَشُدَّه‌...»
و آیه‌۲۲۰ سوره بقره ، بر این مطلب دلالت دارند؛ زیرا بین مال و نکاح فرقی نیست و این آیات درباره یتیم است و چون طفل، در‌صورت فقدان پدر، یتیم به‌شمار می‌رود و جدّ، ولایت مطلق برای ازدواج او ندارد و فقط در‌صورت وجود مصلحت می‌تواند برای وی تصمیم بگیرد، پی می‌بریم که این محدودیت، در ولایت پدر نیز وجود‌دارد. 


۲. ازدواج بردگان:
نکاح عبد و کنیز به اختیار مولا است و آنان در این زمینه از خود اختیاری ندارند؛ چنان‌که بسیاری از اختیارات دیگر نیز از آنان سلب شده است. «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبدًا مَملوکا لایقدِرُ علی شَیء».
در آیه‌۳۲ سوره نورخداوند به «موالی» خطاب می‌کند که غلامان و کنیزان خود را همسر بدهید: «واَنکحوا... والصّــلِحینَ مِن‌عِبادِکم واِمائِکم» هم‌چنین اجرای عقد ازدواج، از‌طرف خود آنان یا دیگران، باید به اجازه مولا باشد و اگر عقد را بدون استیذان، انجام دهند باطل است.
قرآن می‌فرماید:«...‌فَانکحوهُنَّ بِاِذنِ اَهلِهِنَّ‌...».
برخی گفته‌اند: اگر پس از عقد، مولا ازدواج عبد را اجازه دهد کافی است ولی ازدواج کنیز، اگر پس از عقد، مورد اجازه مولا قرار گرفت، کافی نیست.

 ولایت بر نکاح رشیده
ولایت بر نکاح باکره رشیده اختلافی است و درباره آن، سه نظریه وجود دارد:

 نظریه اهل سنت
۱.‌رأی حنفیه از اهل سنّت و مشهور میان قدما و برخی از متأخّران از شیعه،آن است که دختر باکره در تصمیم‌گیری مستقل است و رضایت پدر و جدّ لازم نیست؛ حتّی سید مرتضی بر آن ادّعای اجماع کرده است.
بر این نظریه، افزون بر روایات، به آیاتی که گذشت، استدلال شده است؛ به‌طور مثال در آیه‌۲۳۴ سوره بقره اختیار زن پس از عدّه وفات به خود او واگذار شده است؛ گرچه آن زن، باکره مانده باشد.

 نظریه شافعیه
۲. نظر شافعیه و حنابله و برخی از شیعه، استقلال پدر و جدّ، در ازدواج باکره است که بر آن، به چندین روایت استناد شده است.
طبق عقیده برخی، آیه «اِنّی اُریدُ اَن اُنکحَک اِحدَی ابنَتَی هـتَینِ‌...» نیز بر مطلب دلالت دارد؛ زیرا طبق آن، حضرت شعیب(علیه السلام) به‌طور مستقل برای دختر خویش تصمیم گرفت.
شافعی با استدلال به آیه «فَانکحوهُنَّ بِاِذنِ اَهلِهِنَّ» اذن ولی پس از آن که کنیز، آزاد شود، را نیز شرط می‌داند؛ در نتیجه در ازدواج همه زنان اذن ولی شرط خواهد بود. 

 نظریه مالکیه
۳. مالکیه و برخی از شیعه، موافقت پدر و دختر را لازم می‌دانند، مگر آن‌که پدر منع‌کند: «فَلاتَعضُلوهُنَّ اَن ینکحنَ اَزوجهُنَّ اِذا تَرضَوا بَینَهُم بِالمَعروفِ» یا غایب‌باشد.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



شرایط عقد


شرایط عقد ازدواج

در عقد ازدواج، شرایطی معتبر است؛ از‌جمله قصد انشاء و توجّه به مضمونِ عقد، موالات (فاصله نیفتادن بین ایجاب و قبول)، تنجیز (قطعی بودن عقد و معلّق نبودن بر کاری یا وصفی یا‌...) و تعیین زن و شوهر به نام یا وصف یا اشاره؛ به‌ویژه اگر ولی یا وکیل، عقد را اجرا کنند؛ بنابراین اگر پدری بگوید: «زوّجتک اِحدَی بَناتی» عقد صحیح نیست.
و سخن شعیب(علیه السلام) به حضرت موسی(علیه السلام): «اِنّی اُریدُ اَن اُنکحَک اِحدَی ابنَتَی هـتَین‌...» ، ظاهر آن است که گفتوگویی مقدّماتی بوده، نه آن‌که با این سخن او، عقد اجرا شده باشد.
قرینه بر این مطلب، لفظ «ارید» است.

 شرایط دیگر عقد ازدواج
شرط دیگر، اختیار و رضایت است؛ بنابراین، عقدِ با اکراه و عدم رضایت دختر یا پسر، درست نیست.
قرآن می‌فرماید: پس از طلاق و تمامیت عدّه، اگر زن و شوهر سابق، به ازدواج رضایت دارند، کسی حقّ ندارد آنان را منع کند: «و‌اِذا طَلَّقُتمُ النِّساءَ فَبَلَغنَ اَجَلَهُنَّ فَلاتَعضُلوهُنَّ اَن ینکحنَ اَزوجَهُنَّ اِذا تَرضَوا بَینَهُم بِالمَعروفِ‌...». 
باز‌می‌فرماید: اختیار زنان شوهر مرده را در دست نگیرید و آنان را به ازدواج واندارید و زیر فشار قرار ندهید تا بخشی از آن‌چه به‌دست آورده‌اند، باز‌پس دهند: «...‌لایحِلُّ لَکم اَن تَرِثُوا النِّساءَ کرهًا و‌لا‌تَعضُلوهُنَّ لِتَذهَبوا بِبعَضِ ما‌ءاتَیتُمُوهُنَّ‌...».

شرایط ضمن عقد ازدواج

در هر عقدی از‌جمله نکاح، دو طرف می‌توانند شروطی را که مخالف مقتضای عقد و کتاب و سنّت نباشد، ارائه دهند و طرف دیگر را به پذیرش آن ملزم کنند.
از‌جمله این شرط که هرگاه طلاق به درخواست زوجه و طبق تشخیص دادگاه، از تخلّف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی ناشی نباشد، زوج موظّف است نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی به‌دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل کند.

منبع:ویکی فقه



آغاز زندگی زناشویی با عقد


آغاز زندگی زناشویی با عقد

عقد ازدواج:
آغاز زندگی مشترک، با عقد شروع می‌شود که به گفته برخی مقصود از «پیمان محکم» زنان از مردان در آیه‌۲۱ سوره نساء ، عقد (صیغه) ازدواج است : «و‌اَخَذنَ مِنکم میثـقًا غَلیظا».

زمان عقد ازدواج

همچنین در آیه‌۲۳۵ سوره بقره می‌فرماید: تا عدّه زن به پایان نرسیده، عقد نکاح را برقرار نکنید: «و‌لاتَعزِموا عُقدَةَ النِّکاحِ حَتّی یبلُغَ الکتِـبُ اَجَلَه‌...».
عقد ازدواج، همانند دیگر عقود، به ایجاب و قبول نیاز دارد.
و فقط راضی بودن زن و مرد کافی نیست.

الفاظ ایجاد عقد ازدواج

فقیهان می‌گویند: ایجاب نکاح، با دو لفظ «زوّجتُ» و «اَنکحتُ» که از الفاظ صریح در باب ازدواج هستند، حاصل می‌شود که قرآن هم آن‌ها را به‌کار برده است.
برخی از اهل سنّت با استناد به آیه‌۵۰ سوره احزاب عقد نکاح با واژه «وهبتُ» را برای پیامبر جایز می‌دانند: «یـاَیهَا النَّبِی اِنّا اَحلَلنا لَک... و امرَاَةً مُؤمِنَةً اِن وَهَبَت نَفسَها لِلنَّبِی اِن اَرادَ النَّبِی اَن یستَنکحَها‌...»؛ زیرا در این آیه، زنی که بی‌شرطِ مهر، خود را به پیامبر ببخشد، بر‌او حلال شده است.
عدّه‌ای دیگر، انعقاد نکاح با این لفظ را برای غیر پیامبر نیز جایز می‌دانند با این تفاوت که برای دیگران، با این لفظ، عقد واقع‌می‌شود و پرداخت مهر المثل برعهده زوج می‌آید؛ ولی به استناد جمله «خالِصةً لَک مِن دُونِ المُؤمِنینَ» برای پیغمبر، چنین عقدی بدون مهریه صحیح خواهد بود.
امامیه اتّفاق دارند که نکاح با لفظ «هبه» (حداقل برای غیر پیغمبر) واقع‌نمی‌شود.

منبع:ویکی فقه



دانستنیهای اقسام مهریه


دانستنیهای اقسام مهریهاقسام مهریه

مهریه بر سه قسم است: ۱- مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه ۱- مهر المسمى اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گویند، مهرالمسمى مال معینى است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصى که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین مى شود..

این مال مى تواند شامل عین معین باشد: مانند وسیله نقلیه، منزل، زمین، باغ و مانند آن؛ همچنین مى تواند منفعت باشد: مانند اینکه زن بتواند اجاره بهاى منزلى که متعلق به شوهرش مى باشد را مثلاً مدت یک سال دریافت کند. به همان نسبت مى تواند عمل معینى باشد، البته عمل باید ارزش اقتصادى داشته باشد: مانند تعلیم قرآن یا تعلیم هنر نقاشى یافن خیاطى، یا ساختن بنایى براى زن در مدت معینى و مى تواند حق باشد که حق دینى و یا حق عینى است براى مثال مرد متعهد مى شود مبلغ یکصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نیز مرد مى تواند طلبى که از شخص دیگرى دارد را مهر زن قرار دهد و حق عینى، حقى که مرد در مال دیگرى دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل دیگرى) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلى که در اجاره مرد است.

دانستنیهای اقسام مهریه

مهر المسمی چیست:  ( اسم ) آن کابین که در ضمن عقد ازدواج تعیین و آورده شده باشد مقدار مالی یا کاری که شوهر حین اجرای عقد تعیین می کند که بزن بدهد .

 

شرایط مهر المسمى الف:

مالیت داشته باشد داراى ارزش اقتصادى و قابل خرید و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دریا یا هوا را مهر قرار داد. ب: قابل تملک باشد قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختنیار زن و تحت تملک او قرار بدهد. براى مثال مشترکات عمومى مانند بوستان هاى عمومى یا فضاى سبز یا جاده و خیابان و یاموقوفات که قابل تملک به وسیله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالى که متعلق به غیر یا دیگرى است، یا مالى که به دلیل بدهى به دیگرى در توقیف است (از طریق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد.

بنابراین مالى که مهر قرار داده مى شود باید مالک آن شوهر باشد ولى ملک دیگرى را هم با اجازه و اذن مالک مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد. ج : معلوم باشد معلوم بودن مهر این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سى کیلو گندم و در بعضى موارد نیز وصف شىء از طریق حواس حاصل مى شود:

مانند بوى عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشى و از اینگونه اشیا. هرگاه مهر، عین معین باشد مى بایستى هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی). د: معین باشد مهر باید طورى معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکى از دو خانه یا یکى از دو اتومبیل نباشد، باید کاملاً معین شود که چه چیزى به عنوان مهر تعیین مى شود.

ه: داراى منفعت عقلایى و مشروع باشد مهر باید منفعت عقلایى و مشروع داشته باشد، چیزى که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلى یا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک ، مردار، شراب یا چیزهایى که مالکیت آن براى مسلمانان مشروع نیست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى که مهر قرار داده شود چنین مهرى باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و: قابل تسلیم باشد شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالى را که در دریا غرق شده یا در جاى نامعینى پنهان است و قابل دسترسى نیست، نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر اینکه زن به تنهایى، یا با کمک دیگران بتواندآن را تحصیل کند وبه دست آورد.

مهر المثل چیست :مهریه ای که درحین‌عقدازدواج‌برای زن‌معلوم‌نشده‌ وپس‌اززفاف‌ازروی‌حدمتوسط مهرزنان‌دیگربرای‌اوتعیین‌شود

۲- مهرالمثل مهرى است که در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، یا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعیین شده باطل شد یا فاقد مالیت باشد یا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، یا اینکه نکاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نکاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گیرد که بعد از عقد و پس از زناشویى باشد، نزدیکى شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زیبایى، تحصیلات، موقعیت خانوادگى و با در نظر گرفتن مکان و شرایط و اوضاع و احوال و امثال اینها معین مى شود.

- مهرالمتعه در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند.

مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید. این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند شرایط مهرالمتعه براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است.

پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است

1- در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند. ۲- زناشویى واقع نشده باشد. ۳- زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند،

نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح. تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه نخست آنکه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معین مى شود که ذکرى از مهر در عقد نشده باشد، یا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت این دو مورد در این است که: ۱- در تعیین مهرالمثل، صفات و خصوصیات زن ملاک است، ولى مهرالمتعه به میزان دارایى مرد بستگى دارد. ۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشویى است، ولى مهرالمتعه پیش از زناشویى و با وقوع طلاق محقق مى شود. زن و شوهر مى توانند اختیار تعیین مهر را به یکى از زوجین یا دیگرى واگذار کنند، در این صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گویند؛ شخص ثالثى را که اختیار تعیین مهر به وى سپرده شده است «داور» مى نامند.

داور یک یا چند نفر ممکن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعیین نمایند؛ یا آن که داورها مى توانند یک نفر دیگر را انتخاب کنند تا مهر را تعیین نماید. اگر داور انتخاب شده، شوهر یا شخص دیگرى باشد، مختار است به هر اندازه که بخواهد مهر را تعیین نماید و اگر داور در تعیین مهر، زن باشد، نمى تواند بیش از مهرالمثل مهریه تعیین کند. این محدودیت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگیرى از سوءاستفاده زن از اختیار خویش در نظر گرفته است. داور مى تواند حتى پس از آنکه مرد همسر خود را طلاق داد یا نکاح به علتى فسخ شد، مهر تعیین کند زیرا سمت داور با طلاق و فسخ از بین نمى رود و هیچ منعى براى تعیین مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پیش از تعیین مهر، اگر فوت وى پس از زناشویى باشد زن مستحق مهرالمثل است.

بنابراین زناشویى شرط استحقاق تعیین مهرالمثل براى زن به شمار مى رود. استقلال مالى زن در نکاح دین اسلام استقلال مالى زن را در زندگى مشترک به رسمیت شناخته است و زن در روابط مالى و اقتصادى خود تابع شوهر نیست و در انجام معاملات، استقلال دارد. زن و مرد پس از ازدواج مى توانند دارایى هاى جداگانه داشته باشند و به طور مستقل در دارایى هاى خود دخل و تصرف کنند. اسلام به زن حق داده مالک شود و تحصیل ثروت کند و به مرد حق نداده در ثروتى که به او تعلق دارد تصرف کند. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مستقلاً مى تواند در دارایى خود هر تصرفى را که مى خواهد بکند.» مالکیت زن بر مهر و آثار آن ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید. اگر مهر عین کلى باشد، مانند پول یا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهکار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هر گاه مهر، منفعت یا هر حق دیگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفا مالکانه بنماید یعنى هر نوع تصرفى که مالک مى تواند در مال خود اعمال کند او هم اعمال نماید. مالکیت زن بر مهریه خویش به حدى محکم است که در صورت فوت زن مهریه وى، جزو ماترک او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زیرا به محض وقوع عقد ، زن مالک مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارایى ها و یا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراین پس از فوت زن، مهر جزو ماترک او خواهد بود. همچنین در صورت فوت شوهر، مهریه زن قبل از تقسیم اموال از دارایى او کسر و به زن پرداخت مى شود، زیرا مهریه دین متوفى است که پیش از تقسیم ترکه از اموال ودارایى هاى متوفى باید کسر و پرداخت شود. حتى اگر مهریه حال نباشد و در آن شرط مدت یا اقساط شده باشد. زیرا مهریه دین است و بعد فوت مدیون، دین مؤجل «مدت دار» به حال تبدیل مى شود. در واقع باید گفت مهریه ، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو دیون ممتاز بوده و حتى جایز نیست که مردى در قلب خود نیز نیت عدم پرداخت آن را کند. مالى که به عنوان مهریه زن قرار داده مى شود، ممکن است عین یا دین یا منافع چیزى و یا انجام کارى باشد. در صورتى که مهریه عین معین باشد، مانند خانه ، باغ ، زمین ، وسیله نقلیه و غیره. از همان لحظه عقد ، در چارچوب ملکیت زن درآمده و زن مالک کلیه منافع آن از لحظه وقوع عقد نکاح مى شود و شوهر باید مال را به او تسلیم نماید؛ در صورتى که مال قبل از تسلیم تلف گردد یا عیب و نقصى در آن حادث شود ، شوهر ضامن عیب و تلف آن است و باید آن را جبران نماید. اگر مهریه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و یا اقساطى براى آن تعیین نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه کند، در غیر این صورت باید آن مال در موعد تعیین شده به زن داده شود.

منبع:بابافارس



مالکیت زن بر مهر و آثار آن

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مالکیت زن بر مهر و آثار آنمالکیت زن بر مهر

ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید. اگر مهر عین کلى باشد، مانند پول یا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهکار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هر گاه مهر، منفعت یا هر حق دیگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفات مالکانه بنماید یعنى هر نوع تصرفى که مالک مى تواند در مال خود اعمال کند او هم اعمال نماید.

مالکیت زن بر مهریه خویش به حدى محکم است که در صورت فوت زن مهریه وى، جزو ماترک او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زیرا به محض وقوع عقد ، زن مالک مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارایى ها و یا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراین پس از فوت زن، مهر جزو ماترک او خواهد بود. همچنین در صورت فوت شوهر، مهریه زن قبل از تقسیم اموال از دارایى او کسر و به زن پرداخت مى شود، زیرا مهریه دین متوفى است که پیش از تقسیم ترکه از اموال ودارایى هاى متوفى باید کسر و پرداخت شود. حتى اگر مهریه حال نباشد و در آن شرط مدت یا اقساط شده باشد. زیرا مهریه دین است و بعد فوت مدیون، دین مؤجل «مدت دار» به حال تبدیل مى شود. در واقع باید گفت مهریه ، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو دیون ممتاز بوده و حتى جایز نیست که مردى در قلب خود نیز نیت عدم پرداخت آن را کند.

مالى که به عنوان مهریه زن قرار داده مى شود، ممکن است عین یا دین یا منافع چیزى و یا انجام کارى باشد. در صورتى که مهریه عین معین باشد، مانند خانه ، باغ ، زمین ، وسیله نقلیه و غیره. از همان لحظه عقد ، در چارچوب ملکیت زن درآمده و زن مالک کلیه منافع آن از لحظه وقوع عقد نکاح مى شود و شوهر باید مال را به او تسلیم نماید؛ در صورتى که مال قبل از تسلیم تلف گردد یا عیب و نقصى در آن حادث شود ، شوهر ضامن عیب و تلف آن است و باید آن را جبران نماید.

اگر مهریه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و یا اقساطى براى آن تعیین نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه کند، در غیر این صورت باید آن مال در موعد تعیین شده به زن داده شود.

منبع:دادخواهی



مسائل متفرقه زناشويي-از رساله امام خميني-ره


مسائل متفرقه زناشويي-از رساله امام خميني-ره

2443 کسي که به واسطه نداشتن زن به حرام ميافتد، واجب است زن بگيرد.

 

2444 اگر شوهر در عقد شرط کند که زن باکره باشد و بعد از عقد معلوم شود که باکره نبوده، مي تواند عقد را به هم بزند.

 

2445 اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتي باشند که کسي در آنجا نباشد و ديگري هم نمي تواند وارد شود چنانچه بترسند که به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون بروند.

 

2446 اگر مرد مهر زن را در عقد معين کند و قصدش اين باشد که آن را ندهد عقد صحيح است ولي مهر را بايد بدهد.

 

2447 مسلماني که منکر خدا يا پيغمبر شود، يا حکم ضروري دين يعني حکمي را که مسلمانان جزو دين اسلام مي دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انکار کند، در صورتي که منکر شدن آن حکم، به انکار خدا يا پيغمبر برگردد مرتد است.

 

2448 اگر زن پيش از آن که شوهرش با او نزديکي کند به طوري که در مساله پيش گفته شد مرتد شود عقد او باطل مي گردد ولي اگر بعد از نزديکي مرتد شود بايد به دستوري که در احکام طلاق گفته خواهد شد عده نگه دارد پس اگر در بين عده مسلمان شود عقد باقي و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است.

 

2449 کسي که پدر يا مادرش در موقع بسته شدن نطفه او مسلمان بوده اند،چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام کند، اگر مرتد شود زنش بر او حرام مي شود و بايد به مقداري که در احکام طلاق گفته مي شود عده وفات نگهدارد.

 

2450 مردي که از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا آمده و مسلمان شده، اگرپيش از نزديکي با عيالش مرتد شود عقد او باطل مي گردد و اگر بعد از نزديکي مرتد شود زن او بايد به مقداري که در احکام طلاق گفته مي شود، عده نگهدارد پس اگرپيش از تمام شدن عده، شوهر او مسلمان شود، عقد باقي و گرنه باطل است.

 

2451 اگر زن در عقد با مرد شرط کند که او را از شهري بيرون نبرد و مرد هم قبول کند نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد.

 

2452 اگر زن انسان از شوهر ديگرش دختري داشته باشد انسان مي تواند آن دختر را براي پسر خود که از آن زن نيست عقد کند و نيز اگر دختري را براي پسر خود عقد کند مي تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.

 

2453 اگر زني از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه اش را سقط کند.

 

2454 اگر کسي با زني که شوهر ندارد و در عده کسي هم نيست زنا کند چنانچه بعد او را عقد کند و بچه اي از آنان پيدا شود، در صورتي که ندانند از نطفه حلال است يا حرام آن بچه حلال زاده است.

 

2455 اگر مرد نداند که زن در عده است و با او ازدواج کند، چنانچه زن هم نداند و بچه اي از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است و شرعا فرزند هر دومي باشد ولي اگر زن مي دانسته که در عده است، شرعا بچه فرزند پدر است و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يکديگر حرام مي باشند.

 

2456 اگر زن بگويد يائسه ام نبايد حرف او را قبول کرد ولي اگر بگويد شوهر ندارم حرف او قبول مي شود.

 

2457 اگر بعد از آنکه انسان با زني ازدواج کرد کسي بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم، چنانچه شرعا ثابت نشود که زن شوهر داشته، بايد حرف زن را قبول کرد.

 

2458 اگر زني که آزاد و مسلمان و عاقل است، دختري داشته باشد، تا هفت سال دختر تمام نشده، پدر نمي تواند او را از مادرش جدا کند.

 

2459 مستحب است در شوهر دادن دختري که بالغه است يعني مکلف شده عجله کنند، حضرت صادق عليه السلام فرمودند: يکي از سعادتهاي مرد آن است که دخترش در خانه او حيض نبيند.

 

2460 اگر زن مهر خود را به شوهر صلح کند که زن ديگر نگيرد، احتياط واجب آن است که زن مهر را نگيرد و شوهر هم با زن ديگر ازدواج نکند.

 

2461 کسي که از زنا به دنيا آمده، اگر زن بگيرد و بچه اي پيدا کند آن بچه حلال زاده است.

 

2462 هر گاه مرد در روزه ماه رمضان يا در حال حيض زن، با او نزديکي کند معصيت کرده ولي اگر بچه اي از آنان به دنيا آيد، حلال زاده است.

 

2463 زني که يقين دارد شوهرش در سفر مرده، اگر بعد از عده وفات که مقدار آن در احکام طلاق گفته خواهد شد، شوهر کند و شوهر اول از سفر برگردد بايد از شوهر دوم جدا شود و به شوهر اول حلال است ولي اگر شوهر دوم با او نزديکي کرده باشد، زن بايد عده نگه دارد و شوهر دوم بايد مهر او را مطابق زنهايي که مثل او هستند بدهد، ولي خرج عده ندارد.



شرايط عقد از رساله امام خميني-ره


شرايط عقد از رساله امام خميني-ره

2370 عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنکه به عربي صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربي صحيح بخوانند به هر لفظ ي که صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست که وکيل بگيرند اما بايد لفظ ي بگويند که معني "زوجت و قبلت" را بفهماند. دوم: مرد و زن يا وکيل آنها که صيغه را مي خوانند قصد انشاء داشته باشند يعني اگر خود مرد و زن صيغه را مي خوانند، زن به گفتن «زوجتک نفسي » قصدش اين باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قبلت التزويج » زن بودن او را براي خود قبول نمايد، و اگر وکيل مرد و زن صيغه را مي خوانند، به گفتن «زوجت و قبلت » قصدشان اين باشد که مرد و زني آنان را وکيل کرده اند، زن و شوهر شوند. سوم: کسي که صيغه را مي خواند بالغ و عاقل باشد، جه براي خودش بخواند يا از طرف ديگري وکيل شده باشد. چهارم: اگر وکيل زن و شوهر يا ولي آنها صيغه را مي خوانند، در عقد، زن و شوهر را معين کنند مثلا اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس کسي که چند دختر دارد، اگر به مردي بگويد زوجتک احدي بناتي (يعني زن تو نمودم يکي از دخترانم را) و او بگويد قبلت يعني قبول کردم، جون در موقع عقد، دختر را معين نکرده اند عقد باطل است. پنجم: زن و مرد به ازدواج راضي باشند، ولي اگر زن ظاهرا به کراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضي است عقد صحيح است.

 

2371 اگر در عقد يک حرف غلط خوانده شود که معني آن را عوض کند عقد باطل است.

 

2372 کسي که دستور زبان عربي را نمي داند، اگر قرائتش صحيح باشد و معناي هر کلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظ ي معناي آن را قصد نمايد،مي تواند عقد را بخواند.

 

2373 اگر زني را براي مردي بدون اجازه آنان عقد کنند و بعدا زن و مرد بگويندبه آن عقد راضي هستيم عقد صحيح است.

 

2374 اگر زن و مرد يا يکي از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضي شوند و بگويند به آن عقد راضي هستيم، عقد صحيح است.

 

2375 پدر و جد پدري مي توانند براي فرزند نابالغ يا ديوانه خود که به حال ديوانگي بالغ شده است ازدواج کنند و بعد از آن که طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، اگر ازدواجي که براي او کرده اند مفسده اي نداشته، نمي تواند آن را به هم بزند و اگر مفسده اي داشته، مي تواند آن را به هم بزند.

 

2376 دختري که به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعني مصلحت خود را تشخيص مي دهد اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، بايد از پدر يا جد پدري خود اجازه بگيرد، و اجازه مادر و برادر لازم نيست.

 

2377 اگر پدر و جد پدري غايب باشند، به طوري که نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر کردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جد پدري اجازه بگيرند و نيز اگر دختر باکره باشد در صورتي که بکارتش به واسطه شوهر کردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نيست. ولي اگر به واسطه وطي به شبهه يا از زنا از بين رفته باشد، احتياط مستحب آن است که اجازه بگيرند.

 

2378 اگر پدر يا جد پدري براي پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر- بعد از رسيدن به سن قابل براي تمتع گرفتن - بايد خرج زن را در صورتي که از او تمکين داشته باشد بدهد.

 

2379 اگر پدر يا جد پدري براي پسر نابالغ خود، زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالي داشته، مديون مهر زن است، و اگر در موقع عقد مالي نداشته، پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهند.



احکام عقد از رساله امام خميني-ره


احکام عقد از رساله امام خميني-ره

2363 در زناشويي چه دائم چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود و تنها راضي بودن زن و مرد کافي نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مي خوانند يا ديگري را وکيل مي کنند که از طرف آنان بخواند.

 

2364 وکيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مي تواند براي خواندن صيغه عقد از طرف ديگري وکيل شود.

 

2365 زن و مرد تا يقين نکنند که وکيل آنها صيغه را خوانده است نمي توانند به يکديگر نگاه محرمانه نمايند، و گمان به اين که وکيل صيغه را خوانده است کفايت نمي کند ولي اگر وکيل بگويد صيغه را خوانده ام کافي است.

 

2366 اگر زني کسي را وکيل کند که مثلا ده روز او را به عقد مردي در آورد و ابتداي ده روز را معين نکند در صورتي که از گفته زن معلوم شود که به وکيل اختيار کامل داده، آن وکيل مي تواند هر وقت بخواهد او را به عقد آن مرد در آورد واگر معلوم باشد که زن، روز يا ساعت معيني را قصد کرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.

 

2367 يک نفر مي تواند براي خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف دو نفر وکيل شود و نيز انسان مي تواند از طرف زن وکيل شود و او را براي خود به طور دائم يا غير دائم عقد کند، ولي احتياط مستحب آن است که عقد را دو نفر بخوانند.



احکام عده


احکام عده

عده طلاق چه مقدار است؟

همه مراجع: اگر عادت ماهيانه مى‏بيند، بعد از آنكه در پاكى طلاقش داد، بايد به مقدارى صبر كند كه دو بار حيض ببيند و پاك شود. هنگامى كه حيض سوم را ديد، عده او تمام است. اگر عادت نمى‏بيند، ولى در سن زنانى است كه عادت مى‏بينند، بايد بعد از طلاق سه ماه عده نگه دارد.توضيح المسائل مراجع، م 2511 و 2512 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2575 و 2576.

تبصره 1. عده طلاق، در صورتى است كه فاصله بين دو حيض او كمتر از سه ماه باشد.

تبصره 2. آيت الله مكارم در مورد زنانى كه عادت مى‏شوند، احتياط واجب كرده‏اند.

 

 

عده زن صيغه‏اى چقدر است؟

همه (به جز آيت الله فاضل): عده ازدواج موقّت - بعد از تمام شدن مدت يا بخشش آن از طرف شوهر - چنانچه عادت ماهيانه مى‏بيند، به مقدار دو حيض كامل است و اگر عادت نمى‏بيند، 45 روز است.توضيح المسائل مراجع، م 2515 ؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2579 و دفتر: آيت الله خامنه‏اى.

آيت الله فاضل: عده ازدواج موقت - بعد از تمام شدن مدت يا بخشش آن از طرف شوهر - چنانچه عادت ماهيانه مى‏بيند، بنابر احتياط واجب بايد به مقدار دو حيض كامل يا هر پاكى (هر كدام كه بيشتر است) عده نگه دارد و اگر عادت نمى‏بيند، 45 روز است.توضيح المسائل مراجع، م 2515.

 

 

زنى كه مرتب براى افراد متعدد در عقد نكاح موقت قرار مى‏گيرد، نياز به عده دارد؟

همه : اگر يائسه نباشد و با او نزديكى شده باشد، عده دارد.آيت الله صافى، جامع الاحكام، ج 2، س 1438 ؛ امام خمينى، آيت الله فاضل، آيت الله نورى و آيت الله سيستانى، تعليقات على العروة، ج 2، الفصل الرابع، م 1

 

 

عده چيست و زن چند جور عده دارد؟

«عده» عبارت است از مدتى كه به دستور شارع مقدس، زن حق ندارد در اين مدت شوهر كند و بايد صبر نمايد تا مدت به سر آيد. زن در موارد ذيل بايد عده نگه بدارد:

1. بعد از طلاق و جدايى؛

2. بعد از به هم خوردن عقد (فسخ يا انفساخ عقد)؛

3. بعد از تمام شدن مدت يا بخشيده شدن آن در عقد موقت؛

4. بعد از نزديكى از روى اشتباه و ناآگاهى (وطى به شبهه)؛

5. بعد از مرگ شوهر.

توضيح المسائل مراجع، م 2510 و 2511 و 2517؛ تحرير الوسيله، ج 2، عدة وطى‏ء الشبهه، م‏2؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، م 567 و آيت الله تبريزى و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، العده، م 1470.

تبصره. لزوم عده نگه‏دارى براى بند يكم تا سوم در صورت نزديكى است.

 

 

عده زنى كه شوهرش از دنيا رفته، چقدر است؟

همه مراجع: بايد چهار ماه و ده روز عده نگه دارد؛ خواه ازدواج دائم باشد يا موقت؛ شوهرش با او نزديكى كرده باشد يا نه. حتى زن يائسه نيز بايد عده وفات نگه دارد و اگر باردار است، بايد تا هنگام وضع حمل عده نگه دارد. اگر پيش از گذشتن چهار ماه و ده روز، فرزندش به دنيا آيد، بايد تا چهار ماه و ده روز از مرگ شوهر، عده را ادامه دهد.توضيح المسائل مراجع، م 2517 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2

 

 

اگر به زن خبر بدهند كه شوهرت يك سال است كه تو را طلاق داده است و اين امر نزد دادگاه ثابت شود، از چه زمانى بايد عده نگه بدارد؟

همه مراجع: در فرض ياد شده، بر زن لازم نيست عده نگه بدارد، چه اينكه ابتداى عده بعد از تمام شدن صيغه طلاق است؛ هر چند زن از آن آگاهى نداشته است.توضيح المسائل مراجع، م 2516؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2584. 

منبع:پرسمان

مطالب مرتبط :



احکام طلاق


احکام طلاقاحکام طلاق

شوهرى به تمام وظايف و حقوق زناشويى عمل مى‏كند ولى زن از ادامه زندگى با او نفرت و كراهت دارد و مى‏خواهد با بذل مهريه تقاضاى طلاق كند؛ آيا با فرض امتناع مرد از طلاق، حاكم شرع مى‏تواند طلاق بدهد؟

همه مراجع: خير، در فرض ياد شده، حاكم شرع نمى‏تواند مرد را وادار به طلاق كند و اين طلاق صحيح نيست.آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 913؛ آيت الله مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1145 و 1147 و دفتر همه مراجع.

 

اگر زن به خاطر اذيت و آزار و ظلم شوهر، مالى به او بدهد تا او را طلاق خلع بدهد؛ آيا گرفتن اين مال حلال است؟

همه مراجع: اگر تنفر زن از شوهر به خاطر اذيت و آزار شوهر باشد، گرفتن اين پول در قبال طلاق جايز نيست و طلاق خلع صحيح نيست.آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 616؛ آيت الله تبريزى و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، كتاب الطلاق، م 1496؛ صافى، هدايه العباد، ج 2، كتاب الخلع، م 16؛ امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الخلع، م 14؛ دفتر:آيات عظام فاضل، خامنه‏اى، نورى، مكارم و بهجت.

 

شرايط صحت طلاق را بيان كنيد؟

شرايط صحت طلاق عبارت است از:

1. نياز به صيغه خاص (لفظى) دارد؛

2. در صورت توانايى بايد به زبان عربى صحيح باشد؛

3. زن از خون حيض و نفاس پاك باشد( مگر در موارد خاص)؛

4. در حضور حداقل دو نفر عادل انجام گيرد.توضيح المسائل مراجع، م 2499 و 2508

منبع:پرسمان



شرایط عقد ازدواج


شرایط عقد ازدواج

آيا زن مي‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط كند كه شوهر او همسر دوم اختيار نكند؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري: خير، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولي اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 907؛ خامنه‏اي، استفتاء، س 7 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 1533؛ نوري، استفتاءات، ج 2، س 637 و توضيح‏المسائل، م 2534 ؛ دفتر: بهجت.
آيات عظام تبريزي، سيستاني و صافي: آري، اين شرط صحيح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به اين شرط عمل نكرد و ازدواج مجدد نمود، گناه كرده است. سيستاني، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزي، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 1395؛ صافي، جامع‏الاحكام، ج 2، 1255.
آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط واجب، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولي اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است. وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1359.



اگر به اعتقاد اينكه، دختر باكره است با او ازدواج كند؛ آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود كه بكارتش از بين رفته؛ آيا عقد صحيح است؟
همه مراجع: آري، عقد صحيح است و بايد مقدار تفاوت مهريه دختر باكره و غير باكره را - كه همانند و هم شأن او هستند - در نظر گرفت و به نسبت آن از مهريه او كم كرد. به عنوان مثال اگر مهريه اين دختر صد سكه و مهريه دختر باكره هم شأن او، هشتاد سكه و مهريه دختر غيرباكره هم شأن او شصت سكه طلا باشد؛ در اين صورت شوهر مي‏تواند، 75 سكه طلا به همسرش بدهد. وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1349 ؛ تبريزي، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 1349 ؛ سيستاني،منهاج‏الصالحين، ج 3، م 285 ؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، العيوب، م 16 ؛ صافي، هدايةالعباد، ج 2، العيوب، م 17 ؛ دفتر: بهجت، خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري.



آيا زن شوهر كرده را مى‏توان صيغه كرد؟
همه مراجع: خير، ازدواج با زن شوهر دار حرام است، خواه ازدواج دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2402 ؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2398 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2464 و دفتر: آيت الله خامنه‏اى.



آيا پيش از تمام شدن مدت عقد موقّت، جايز است صيغه ازدواج دائم خوانده شود؟
همه مراجع: خير، اين كار جايز نيست؛ بلكه بايد مرد نخست مدت باقى مانده از عقد موقت را به زن ببخشد. سپس صيغه عقد دائم را جارى سازند.امام خمينى، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 ؛ آيت الله صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311 ؛ دفتر همه مراجع.



آيا در عقد دائم يا موقّت بايد صيغه خوانده شود و رضايت تنها كافى نيست؟
همه مراجع: خير، رضايتِ تنها كافى نيست و بايد صيغه خوانده شود.توضيح المسائل مراجع، م 2363 ؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2359 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل ،م 2427 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 11.


آيا زن و شوهر بايد در مجلسى كه صيغه عقد خوانده مى‏شود، حضور داشته باشند؟
همه مراجع: خير، لازم نيست. دفتر: همه مراجع.


اگر مردى همسرش را طلاق بدهد، آيا مى‏تواند با خواهرش ازدواج كند؟
همه مراجع: اگر طلاق رجعى است، تا هنگامى كه همسرش در عده بسر مى‏برد، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند و اگر عده‏اش تمام شد، اشكال ندارد ولى اگر طلاق باين است بعد از طلاق مى‏تواند با خواهرش ازدواج كند.لعروه الوثقى، ج 2، المحرمات بالمصاهره، م 48.



آيا خود مرد مى‏تواند از طرف زن، وكيل شود و عقد را بخواند؟
همه مراجع: آرى، مى‏تواند. توضيح‏المسائل مراجع، م 2367 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2363 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2431 ؛ دفتر: خامنه ‏اى.



آيا زن مي‏تواند در عقد شرط كند كه شوهر بر او ولايت نداشته باشد و بدون اجازه او از خانه بيرون رود؟
همه مراجع: خير، اين شرط نافذ نيست. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، في الشروط، م 2 و دفتر: بهجت.



اگر دختر عقد را با كراهت اجازه دهد؛ ولى در باطن به آن رضايت داشته باشد آيا عقد صحيح است؟
همه مراجع: آرى، عقد صحيح است.توضيح المسائل مراجع، م 2370؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2434؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2366؛ آيت الله سيستانى، -احكام ازدواج-منهاج الصالحين، ج 2، م 41 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 70.

منبع:احکام پرسمان


مطالب مرتبط :



احکام ازدواج موقت


احکام ازدواج موقت


آيا عقد موقّت با خواهر زن جايز است؟
همه مراجع: خير، تا وقتى كه آن زن در عقد او است، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2390 ؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2454 و آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2386 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 708.


اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان صيغه عقد موقت بخوانند، كيفيت آن به چه شكل است؟- خواندن صيغه - صيغه عقد موقت
همه مراجع: پس از تعيين مهر و مدت عقد و رعايت شرايط عقد (مانند اجازه پدر دختر )، نخست دختر بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى‏ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى ) پسر بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ»؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 2368 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2364 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 2432 ؛



زن و مردى صيغه موقّت جارى مى‏كنند و بعد از آميزش متوجه مى‏شوند كه عقدشان به جهتى باطل بوده است ؛ آيا اين كار آنان در حكم زنا است و بچه به دنيا آمده نامشروع است؟
همه مراجع: با توجه به اينكه به مسأله آگاه نبوده‏اند، عملشان زنا نبوده و بچه نيز حلال‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، بايد دوباره صيغه عقد را جارى كنند. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1012 ؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 634 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقد المتعة و م 1375 و 1376 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 233 و 92 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، عقد المتعة و م 1375 و 1376 ؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 ؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 و دفتر: خامنه‏اى، بهجت و فاضل.


زن و مردى كه ازدواج موقّت كرده‏اند، اگر بخواهند مدت آن را افزايش دهند؛ آيا صيغه مجدّد لازم است؟
همه مراجع: آرى، بايد دوباره عقد را جارى كنند؛ ولى لازم است مدت عقد اول تمام شود و يا مدت باقى مانده را به او ببخشد و پس از آن عقد جديد بخوانند.آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1311؛ آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 163 ؛ آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج‏3، م 249؛ امام خمينى، تحرير الوسيله، ج‏2، النكاح المنقطع، م 11؛ آيت الله صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ آيت الله نورى، استفتاءات، ج 2، س 694؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 1255 و دفتر: آيت الله بهجت و آيت الله مكارم.


حداقل و حداكثر مدت در عقد موقّت چه مقدار است؟
همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد ): عقد موقت اندازه معيّنى ندارد و مقدار آن، با توافق دو طرف انجام مى‏پذيرد. امام، بهجت، صافى و نورى، توضيح‏المسائل مراجع، احكام نكاح ؛ فاضل و جامع‏المسائل، ج 1، س 1544 و نورى، توضيح‏المسائل، احكام نكاح.

آيةاللَّه سيستانى: ...بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر و يا يكى از آنها بيشتر نباشد كه در اين صورت عقد باطل خواهد بود. سيستانى، توضيح‏المسائل مراجع، احكام نكاح.
آيات عظام تبريزى، مكارم و وحيد: ...بنابر احتياط واجب، بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر يا يكى از آنها بيشتر نباشد. در غير اين صورت، احتياط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1008 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقدالمتعه ؛ و تبريزى، منهاج الصالحين،2، عقدالمتعه.



صيغه كردن زنان بدكاره چه حكمى دارد؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى: ازدواج موقت با او كراهت شديد دارد و اگر با او ازدواج كرد، واجب است او را از كار زشتش باز دارد. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 18 ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س 164 ؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 18.
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: بنا بر احتياط واجب پيش از توبه او، جايز نيست. نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، فصل 4 م 17 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح،261 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1303 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 927 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1303.

منبع:احکام پرسمانی

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمیته هم نداریم

 

مطالب مرتبط :



چرا سقط جنین حرام است؟


چرا سقط جنین حرام است؟

یکی از مسائل علم فقه مسئله حرام بودن سقط جنین است. بعضی ادله ای که دلالت می کنند بر حرام بودن سقط جنین: ادله قرآنی، روایی، دلیل اجماع و یا دلائل عقلی. ما در این مبحث کوتاه به دو دلیل قرآنی و عقلی اشاره می کنیم:


دلیل قرآنی:

خداوند در قرآن می فرماید ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق (اسراء آیه 33) هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آن که به حکم حق مستحق قتل شود.

در زمان جاهلیت مردم پسران و دختران را از ترس فقر و ناموس به قتل می رساندند و خداوند بعد از بعثت پیامبر این آیه را نازل فرمودند که دست از قتل و کشتار فرزندان خود بردارند و این پندارهای شیطانی را از سر بدر کنند و تلاش و کوشش کنند هر چه بیشتر برخیزند خدا هم کمک نموده و زندگی آن ها را اداره می کند.

قابل ذکر است که ما از این جنایت زشت و ننگین وحشت می کنیم در حالی که همین جنایت به شکل دیگری در عصر ما و حتی به اصطلاح در مترقی ترین جوامع انجام می گیرد و آن اقدام به سقط جنین است که در مقیاس بسیار وسیع و به خاطر جلوگیری از افزایش جمعیت و کمبودهای اقتصادی و جسمی صورت می پذیرد.(تفسیر نمونه، ج12، ص 101)

 

دلیل عقل:

عقل دلالت می کند بر حرام بودن سقط جنین به این صورت که عقل می گوید ظلم قبیح و ناپسند است و سقط جنین هم ظلم فاحش است بلکه فاحش ترین ظلم هاست چون که سقط جنین ظلم و ستم بر کسی است که قدرت دفاع بر نفس خود را ندارد.(بحوث فقهیة هامة حضرت آیه الله مکارم شیرازی، ص 274)

از نظر عقل ظلم بد و ناپسند است زیرا ظلم، حق مظلوم را پایمال می کند حق چیزی است که یک موجود استحقاق آن را دارد و باید آن را دریافت کند مثلا حیات حق هر انسانی است اگر حیات از کسی گرفته شود به او ظلم می شود و حق او پایمال می شود (عدل الهی شهید مطهری) و جنین هم اگر سقط شود چون حق حیات دارد سقط او ظلم در حق او محسوب می شود و حق حیات او پایمال می شود.

پس از این بررسی اجمالی در مورد دلائل قرآنی و عقلی در باب سقط جنین در این رابطه چند پرسش و پاسخ فقهی را بررسی می کنیم و نظر آیة الله خامنه ای(مدظله) را در این مورد با طرح چند سوال جویا می شویم:

سوال: آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟

ج: سقط جنین به مجرد وجود مشکلات و سختی‌های اقتصادی جایز نمی‌شود.

سوال: پزشک بعد از معاینه در ماه‌های اول حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری احتمال خطر جانی برای او دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقص الخلقه متولد خواهد شد و به همین دلیل پزشک دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟

ج: ناقص الخلقه بودن جنین، مجوز شرعی برای سقط جنین، حتی قبل از دمیده شدن روح در آن محسوب نمی‌شود، ولی اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد، سقط جنین قبل از دمیده شدن روح در آن اشکال ندارد.

سوال: آیا از بین بردن نطفه منعقد شده‌ای که در رحم مستقر شده، قبل از رسیدن به مرحله علقه که تقریباً 40 روز طول می‌کشد، جایز است؟ و اصولاً در کدامیک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است: 1ـ نطفه استقرار یافته در رحم 2ـ علقه 3ـ مضغه 4ـ عظام (قبل از دمیدن روح)

ج: از بین بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنین سقط جنین در هیچ‌ یک از مراحل بعدی جایز نیست.

سوال: بعضی از زوج‌ها، مبتلا به بیماری‌های خونی بوده و دارای ژن معیوب هستند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال اینکه این فرزندان مبتلا به بیماری‌های شدید باشند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولد تا پایان عمر، دائماً در وضع مشقت‌باری به سر خواهند برد، مثلاً بیماران هموفیلی همواره ممکن است با کوچکترین ضربه‌ای دچار خونریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجه به اینکه تشخیص این بیماری در هفته‌های اول بارداری ممکن است، آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟

ج: اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و داشتن و نگه داشتن چنین فرزندی موجب حرج می‌باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیدن شدن روح، جنین را اسقاط کنند؛ ولی بنابر احتیاط، دیه آن باید پرداخت شود.

سوال: اگر دکتر به دستور مادر، جنین را سقط کند، دیه ثابت می‌شود یا قصاص؟

ج: در فرض مرقوم دیه ثابت می‌شود و به‌ عهده‌ دکتر است.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ملاک استفاده زن از نفقه همسر


ملاک استفاده زن از نفقه همسر

سؤال: آیا نفقه ای که شوهر به همسرش می پردازد برای زن مالکیت می آورد یا فقط اباحه ی تصرف را به دنبال دارد؟ 1(آیا زن مالک نفقه ای که میگیرد میشود یا تنها اجازه استفاده از آن را دارد؟ به این صورت که اگر چیزی از آن بواسطه قناعت یا... باقی ماند متعلق به زن است یا باید به شوهر برگرداند؟


امام خمینی(ره)

اگر زن با صرفه جویی در مخارج مقداری پول اضافه بیاورد ملک اوست و مرد حق استرداد (پس گرفتن از او) ندارد.

تحریرالوسیله، ج 2، ص 217، م 11

 

آیت الله بهجت (ره)

اگر تا آخر آن مدتی که نفقه ی آن را گرفته بر استحقاق باقی باشد(استحقاق و شرایط لازم برای گرفتن نفقه را داشته باشد) مالک آن می شود نه که فقط اباحه ی تصرف (اجازه برای آنکه هر طور می خواهد از آن استفاده کند)برایش باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

در مورد خوراک و پوشاک و مانند آن زن می تواند مطالبه کند که شوهر عین مال را به او تملیک کند و در این صورت می تواند بفروشد یا نگه دارد و می تواند اکتفا کند به همین صورت که معمول است که در مایملک (دارایی) زوج به مقدار نیاز تصرف نماید (استفاده کند) و در این صورت مالک نمی شود

آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

اگر نفقه واجبه باشد، زن آن را مالک می شود و اگر کمک خرجی خانه باشد باید در امور مربوط به خانه صرف شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

آیت الله خوئی(ره)

آنچه که موقع استفاده عین آن از بین می رود مثل صابون و طعام، زن مالک می شود بنابراحتیاط لباس هم شامل آن می باشد.

منها الصالحین، ص 281، ج 2، م 1408

 

آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

در مورد خوراک و پوشاک و مانند آن زن می تواند مطالبه کند که شوهر عین مال را به او تملیک کند و در این صورت می تواند بفروشد یا نگه دارد و می تواند اکتفا کند به همین صورت که معمول است که در مایملک (دارایی) زوج به مقدار نیاز تصرف نماید (استفاده کند) و در این صورت مالک نمی شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

در فرض سؤال زن مالک نفقه می شود. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه ملک زن می شود. اگر مرد حق نفقه رابر زن واگذار کند زن در مصرف آن مختار است

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

زن مالک نفقه است و اختیار این مال با زن است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه ملک زن می شود. اگر مرد حق نفقه رابر زن واگذار کند زن در مصرف آن مختار است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

استفتائات، ج 1، ص 236، م 843

 

آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

ظاهر این است که موارد فرق می کند اگر در خانه ی شوهر است و با هم زندگی می کنند متعارف این است که اباحه ی تصرّف است (اجازه دارد هرطور می خواهد استفاده کند) ولی اگر شوهر غائب است یا در عدّه ی طلاق رجعی است مالکیت می آورد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

پی نوشت:

1. نفقه عبارت است از نیازمندی های روزمرّه از قبیل نان، برنج، گوشت، قند و چای، میوه ی فصلی، لباس، مسکن، فرش و سایر لوازم و ضروریات زندگی و "مقدار آن" منوط به حال و شأن و شخصیت و موقعیت طرف می باشد و باید مناسب حال و شأن و زمان و مکان واجب النفقه باشد و از حدّ کفاف او کمتر نباشد.

 منبع:تبيان



 



شرایط و احکام عقد!


شرایط و احکام عقد!

عقد ازدواج پنج شرط دارد: 1) به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند, به هر لفظی كه صیغه را بخوانند صحیح است. 2) مرد و زن یا وكیل آنها باید از خواندن صیغه قصد انشاء داشته باشند. 3) كسی كه صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وكیل شده باشد. 4) اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند, در عقد, زن و شوهر را معیّن كنند. 5) زن و مرد به ازدواج راضی باشند. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2370) سوال: اگر مردی در ظاهر، اسلام را بپذیرد تا با یک دختر مسلمان ازدواج کند، آیا عقدش صحیح است؟ در فرض سوال، چنانچه شهادتین را بر زبان جاری کند و ندانیم که به آنچه می‌گوید، ایمان دارد یا نه، حکم مسلمان را داشته و ازدواج با او صحیح است. ولی اگر یقین داشته باشیم که دروغ می‌گوید، عقدش باطل است.




پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

اگر علم به مخالفت زبان با قلب نباشد، ظاهر شهادتین کفایت می‌کند، وگرنه بنابر احتیاط کفایت نمی‌کند و احکام اسلام مترتب نیست.

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):

چنانچه در ظاهر اسلام بیاورد و علم به دروغ بودن آن نباشد ازدواج مانعی ندارد.

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

در فرض سوال، چنانچه شهادتین را بر زبان جاری کند و یقین باشد که قلباً به آن ایمان ندارد عقد باطل است.

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

اجرای شهادتین موجب اسلام و حفظ سایر حقوق است، ولی اگر محرز شود که قطعاً اجرای شهادتین صوری بوده احکام اسلام بر آن مترتب نیست.

 

سوال: لطفاً دستور خواندن عقد دائم را بیان فرمایید؟

جواب: اگر صیغة عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند, اول زن باید بگوید: زوَّجتُك نفسی علی الصِّداق المعلوم پس از آن بلافاصله مرد بگوید: قبلتُ التزویج كه اگر عقد بدین صورت خوانده شود صحیح است و اگر دیگری را وكیل كنند كه از طرف آنها صیغة عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد باید وكیل زن ابتدا بگوید: زوَّجتُ موكّلتی فاطمةَ موكّلك احمدَ علی الصداق المعلوم و بعد از آن بلافاصله وكیل مرد بگوید: قبلتُ التزویج لموكّلی احمد علی الصداق المعلوم كه اگر بدین صورت عقد خوانده شود صحیح می باشد. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2368)

 
سوال: عقد ازدواج چه شرایطی دارد تا به طور صحیح واقع شود؟

جواب: عقد ازدواج پنج شرط دارد: 1) به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند, به هر لفظی كه صیغه را بخوانند صحیح است. 2) مرد و زن یا وكیل آنها باید از خواندن صیغه قصد انشاء داشته باشند. 3) كسی كه صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وكیل شده باشد. 4) اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند, در عقد, زن و شوهر را معیّن كنند. 5) زن و مرد به ازدواج راضی باشند. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2370)

 

سوال: آیا اینكه می گویند مرد مسلمان می تواند همزمان چهار زن را به طور دائم عقد كند صحیح است؟

جواب: اصل این عمل در اسلام مجاز شمرده شده است ولی دارای شرایطی است كه باید لحاظ شود كه از جمله رعایت عدالت بین زنها می باشد كه قرآن كریم اصرار بر رعایت آن دارد و فرموده كه اگر نمی توانید عدالت را (ولو ظاهراً) رعایت كنید به یك زن اكتفا نمایید. (تحریر الوسیله امام (ره)، ج2, ص284، م10)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد


ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

سؤال: در دوران عقد که دختر هنوز در خانه ی پدر است و شوهر نفقه ای نمی پردازد و زن نیز تمکین نمی کند: الف) در اموری مانند بیرون رفتن از منزل و... اجازه با کیست؟ (پدر یا شوهر) و در صورت نهی شوهر از این امور امر کدام یک از پدر و شوهر مطاع است (بایداطاعت شود)؟ ب) در صورت تمکین (اطاعت درامور جنسی)زن از شوهر چطور؟ (در همان دوران عقد)


امام خمینی(ره)

الف) حق زوجیت ثابت می باشد اذن همسر لازم است.

ب) زوج اگر تمکین داشته باشد نفقه واجب است هر چند به منزل شوهر نرفته باشد.

استفتائات، ج 3، ص 146، س 4، ص 202، س 14، العروة الوثقی 4 مرجعی، ج 2، ص 692، 685

 
آیت الله بهجت (ره)

مطلقاً اجازه با شوهر است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

در فاصله بین عقد و عروسی که بطور متعارف زن در خانه پدر می ماند نفقه ی او بر شوهر نیست و خارج شدن او از خانه در این مدت منوط باذن شوهر نیست چه تمکین بنماید یا تمکین ننماید. والله العالم.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)


آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

به نظر آقا وقتی عقد ازدواج بین زن و مرد خوانده می شود تمام احکام زن و شوهری بین آن جاری است و زن موظف به تمکین است و بدون اجازه شوهر نمی تواند از منزل خارج شود


آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

1) دختری که عقد کرده ولی هنوز به خانه شوهر نرفته و در منزل پدر زندگی می کند آیا نفقه ی او به عهده ی شوهر است؟

اگر زن تمکین از شوهر دارد نفقه ی او بر عهده ی زوج است.

2) در فرض مرقوم، آیا تمکین بر این دختر واجب است، با توجه به این که مرسوم خانواده ها این است که انجام مراسم عروسی، عمل زناشویی انجام نشود.

3) آیا خروج این دختر در این مدت از خانه ی پدر باید با اجازه ی شوهر باشد؟

2) اگر مورد درخواست شوهر باشد و بر زوجه حرجی نباشد تمکین بر زوجه واجب است و لکن زوجه ی باکره می تواند امتناع کند از تمکین به دخول تا دریافت مهریّه در صورتی که قدی شده باشد شوهر عندالمطالبه باید آنرا پرداخت نماید (یعنی مهر موجّل نباشد) و چنانچه در ضمن عقد شرط عدم تمکین به دخول شده باشد و یا عقد مبنّی بر آن منعقد شده باشد رعایت شرط لازم است.

3) خروج دختر از خانه پدرش منوط به اجازه شوهر نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

در هر مورد اطاعت شوهر لازم است. واله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

به نظر آقا وقتی عقد ازدواج بین زن و مرد خوانده می شود تمام احکام زن و شوهری بین آن جاری است و زن موظف به تمکین است و بدون اجازه شوهر نمی تواند از منزل خارج شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

مادام که در خانه پدر است نه نفقه دارد نه اجازه برای خروج از منزل از سوی شوهر لازم است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

اگر تمکین تام نباشد پرداخت نفقه بر زوج واجب نیست.

هزار و یک مسأله فقهی، 1383، ج 2، ص 198، س 663

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



نفقه زن حامله ی ناشزه


نفقه زن حامله ی ناشزه

سؤال: نفقه ی زن حامله ی ناشزه برعهده چه کسی می باشد؟


امام خمینی(ره)

بر شوهر واجب نیست.

تحریرالوسیله، ج 2، ص 314، م 14

 
آیت الله بهجت (ره)

بر شوهر نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

چنانچه زن از روی نشوز خانه ی شوهر را ترک کند نفقه ی او ساقط می شود و چنانچه از تمکین امتناع می کند ولی خانه ی شوهر را ترک نکرد سقوط نفقه محل اشکال است، و در موارد سقوط نفقه ی زن بجهت نشوز حامله بودن او اثر ندارد والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

نفقه ی خودش با نشوز ساقط است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله خوئی(ره)

زن ناشزه مستحق نفقه نمی باشد.

منهاج الصالحین، ج 2، ص 281، م 1409


آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

چنانچه زن از روی نشوز خانه ی شوهر را ترک کند نفقه ی او ساقط می شود و چنانچه از تمکین امتناع می کند ولی خانه ی شوهر را ترک نکرد سقوط نفقه محل اشکال است، و در موارد سقوط نفقه ی زن بجهت نشوز حامله بودن او اثر ندارد والله العالم


آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

برعهده ی شوهر نیست و بر عهده خودش است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله شبیری زنجانی (دام ظلّه)

نفقه ی زن برعهده خود او است، ولی نفقه ی وی تا حدی که جهت نگهداری و حفظ فرزند لازم است، بر عهده ی زوج (پدر فرزند) می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

– برعهده ی شوهر نیست. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

زن ناشزه حق نفقه ندارد خواه حامله باشد یا نباشد. (بنابراین نفقه ی او برعهده ی شوهر نیست)

جامع المسائل، 1383، ج 2، ص 477 س 1329

 
آیت الله گلپایگانی (دام ظلّه)

ناشزه ی مطلقا چه حامل باشد چه حائل باشد حق نفقه ندارد.

مجمع المسائل، ج 2، ص 181، س 511

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه او برعهده شوهر است بنابراحتیاط واجب.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

تا زمان وضع حمل، نفقه ی او به عهده ی زوج می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله وحید خراسانی (دام ظلّه)

مشهور این است که وجوب نفقه مشروط به عدم نشوز است.

منهاج الصالحین، ج 3، ص 325، فصل العاشر فی النفقات

 پی نوشت:
نشوز اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنی تمکین نکردن، نافرمانی و عدم ایفاء وظایف زناشویی از سوی یکی از زوجین است. اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیز در نوشته های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.   

منبع:تبيان



 



حکم ازدواج شیعه با سنی


حکم ازدواج شیعه با سنی

سوال: ازدواج شیعه با اهل سنت در موارد ذیل چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی


امام خمینی(ره):

الف) مکروه است و احتیاط مستحب ترک ازدواج است.

ب) نکاح مرد شیعه با زن سنی غیر ناصبی جایز است.

(تحریرالوسیله، ج2، 1408هـ ق، ص286، م 8)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) جایز نیست.

ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی اشکال ندارد و بهتر است سعی در شیعه شدن او بینجامد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(احکام ازدواج، ص 61)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) ازدواج مزبور به جهت اینکه مورد خوف گمراهی نسبت به خود زن یا فرزندان وی می باشد جایز نیست والله العالم.

ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی جایز است مگر خوف گمراهی باشد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(منهاج الصالحین، ج2، 1426هـ ق، ص 344. م 1298)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف) اگر خوف انحراف از مذهب نباشد مانعی ندارد.

ب) مانع ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(استفتائات جدید 1، ص 92،س 467)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) اگر بیم انحراف و گمراهی باشد، جایز نیست.

ب) ازدواج مومن (شیعه) با زن سنی غیر ناصبی جایز است مگر خوف گمراهی رود که حرام است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(مسائل المنتخبه، 1425 هـ ق، ص 388، م 988)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) بنابر قول مشهور جائز نیست. واله العالم

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصی نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(هدایة العباد، ج 2، 1420هـ ق، ص 441، م 8)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) فی نفسه اشکالی ندارد ولی برای حفظ عقائد زن مناسب است حتی الامکان با مرد شیعه ازدواج کند. بهتر است با مرد سنی ازدواج نکند.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(الاحکام الواضحه، 1422هـ ق، ص 385، م 1705)

 
آیة الله گلپایگانی(ره) :

الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی غیر ناصی مکروه است پس احتیاط مستحب ترک ازدواج است.

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصبی نیست.

(هدایة العباد، ج2، 1417هـ ق، ص 349، م 1212)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) اشکال دارد

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) پس از سلام. اگر مطمئن است که هویّت مذهبی خود را حفظ می کند، اشکال ندارد.

ب) اگر مطمئن است هویت مذهبی خود را حفظ می کند جایز است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(هزار و یک مساله فقهی، ج 1، 1383، ص 194، م 668)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

الف) برای زن شیعه جایز است که با مرد سنی ازدواج کند، البته کراهت دارد بلکه بنابر احتیاط مستحب ترک کند مگر زمانی که بترسد از گمراهی پس در این صورت حرام است.

ب) برای مرد شعیه جایز است ازدواج با زن سنی، مگر از گمراهی بترسد.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 308، م 1298)

 
نکاح موقّت با مجوسیّه

سوال: نظر مقام معظم رهبری مد ظله العالی درباره نکاح موقّت با مجوسیّه که در تاریخ 7/2/84 توسط حضرت آیت الله کریمی دام ظله ابلاغ شد چیست؟
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

نکاح انقطاعی با مجوسیه، اشکال ندارد

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین(علیهم السلام)


برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین(علیهم السلام)

سوال: برپایی مجلس عقد یا عروسی در ایام لیالی شهادت ائمه معصومین(علیهم السلام) و راه اندازی کاروان های شادی که موجب هتک حرمت این ایام و مناسبت ها می شود چه حکمی دارد؟


حضرت آیة الله خامنه ای(مدظله):

اگر موجب توهین و هتک باشد اجتناب لازم است.

 
 حضرت آیة الله بهجت(ره):

در صورت صدق عنوان هتک، حکم آن نزد متشرعه واضح است.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

در فرض مسئله حرام است.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(مدظله):

این گونه حرکات مناسب دوستان اهل بیت (علیهم السلام) نیست، مومنین باید از آن بپرهیزند.

 
حضرت آیة الله سیستانی(مدظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

تزویج و عقد و عروسی در ایام سوگواری ائمه معصومین(علیهم السلام) برکتی ندارد و راه انداختن کاروان شادی در کوچه و خیابان در آن ایام جایز نیست و همین در غیر ایام سوگواری هم که معرض فساد است جایز نیست.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



آیا جلوگیری از بارداری جایز است؟


آیا جلوگیری از بارداری جایز است؟

سوال: خواهشمندیم در صورت امکان نظر خود را درباره حکم مسائل زیر، مرقوم بفرمایید. الف) گذاشتن دستگاه IUD ب) بستن لوله برای خانم ها ج) بستن لوله برای آقایان


امام خمینی(ره) :

الف) اگر دستگاه به وسیله کسی که جایز نیست لمس یا نظر به عورت او کند گذاشته می شود و مستلزم لمس و نظر است حرام است، و در غیر این صورت مانع ندارد، مگر اینکه موجب عقیم شدن یا نقص عضو شود.

ب و ج) اگر موجب نازائی دائمی نشود و ضرر به مزاج نرساند و همراه یا مستلزم محرّم خارجی نشود. اشکال ندارد.

)استفتائات، ج3، ص 283 س9 استفتائات، ج3، ص 284 س11(

 
آیة الله اراکی(ره):

الف) اگر ایجاد مانع کند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد اشکال ندارد.

ب و ج) اگر بستن لوله های رحم، احبال و قوه توالد را از بین ببرد جایز نیست و اما اگر ایجاد مانع کند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد بتواند یعنی به طور موقت باشد مانعی ندارد و همچنین اگر حمل برای زن موجب خطر نفس یا حرج شدید باشد، بستن لوله های رحم مانعی ندارد، به شرط آنکه راه دیگری نباشد.

(استفتائات، ص 251، س 13)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) چون مستلزم نظر یا لمس حرام است جایز نیست.

ب و ج)عقیم کردن دائمی جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) چنانچه مستلزم نظر و لمس حرام باشد جایز نیست. والله العالم.

ب و ج) بستن لوله های مذکور چنانچه مستلزم نظر و لمس حرام باشد جایز نیست بلکه مطلقاً جایز نیست بنابر احتیاط، مگر اینکه زن مرضی داشته باشد که معالجه آن موقوف به ممانعت از حمل باشد و ممانعت از حمل به غیر از بستن لوله ها هم ممکن نباشد والله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف و ب و ج) فی نفسه مانع ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود و در زن باید با اجازه شوهر باشد.

حکم بستن لوله آقایان و خانم ها برای جلوگیری از حاملگی چیست؟

بستن لوله برای جلوگیری از حمل اگر برای غرض عقلانی حلال و مصون از ضرر معتنی به(قابل اعتنا) باشد و در مورد زن ها با اجازه شوهر باشد منع شرعی ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) در صورتی که موجب تلف نطفه پس از انعقاد باشد به احتیاط واجب جایز نیست. و در غیر این صورت جایز است اگر مستلزم نگاه یا لمس حرام نباشد، و اگر باشد در صورتی جایز است که منع بارداری برای زن ضرورت داشته باشد و راهی دیگر نباشد، یا ضرر داشته باشد.

ب) جایز است مگر این که مستلزم نگاه یا لمس حرام باشد که در این صورت فقط در فرض مذکور در جواب قبل جایز است.

ج) مانند مورد قبل است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) اگر مستلزم محرم از قبیل مباشرت و نظر نامحرم نباشد و ضرری نیز نداشته باشد اشکال ندارد. واله العالم

ب و ج) بستن لوله از مرد باشد و یا زن به طور دائمی جائز نیست و در موقت هم باید مستلزم حرامی نباشد واله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) اگر مستلزم کار حرامی چون نگاه به عورت دیگران و لمس و نظر نامحرم باشد جایز نیست هر چند فی نفسه مانعی ندارد.

ب و ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی یا مستلزم کار حرامی چون لمس و نظر نامحرم باشد جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) اگر جلوگیری از بارداری موجب نقص و فلج عضو و عقیم شدن شود جائز نیست. بلی اگر حمل خطر یا ضرر بدنی برای زن داشته باشد می تواند مطلقاً مادامیکه ضرر دارد جلوگیری کند.

(مجمع المسائل، ج2، ص 172 س 485)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) ذاتاً اشکال ندارد ولی چون موجب نظر و لمس حرام است، تنها در مورد ضرورت جایز است.

ب) اگر قابل بازگشت نباشد جایز نیست مگر در مورد ضرورت

ج) مانند جواب سابق است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) در صورتی که موجب عقیم شدن دائمی گردد و یا مستلزم ارتکاب عمل جراحی (لمس و نظر) شود اشکال دارد.

ب و ج) بستن لوله اگر مستلزم ارتکاب عمل حرامی نشود و موجب عقیم شدن دائمی هم نباشد جایز است.

(هزار و یک مساله، ج 2، ص 285 س 921 و ص 287، س 929 و 931)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!


ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

سوال: با خواهر زاده زنم بدون اذن همسرم ازدواج کردم، بعداً فهمیدم حرام است، حالا چه کنم؟


دفتر حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

به هر حال براى صحّت ازدواج با خواهر زاده همسرتان اذن ایشان لازم است و در صورتی که همسرتان اذن دهند، عقد صحیح مى‌باشد.

 
دفتر حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده، یا خواهر زاده او را عقد کرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضایت بدهد، عقد صحیح است، و اگر رضایت ندهد عقد آنان باطل است.

 
دفتر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

راحت ترین راه اخذ رضایت از همسر است. چون اگر طلاق هم بدهید بالاخره همسر در جریان قرار می گیرد.

 
حضرت آیة الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی):

1. ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده ی زن بدون اذن زن جایز نیست. چه زن دائم باشد چه موقت و چه ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده، دائم باشد یا موقت.

2. اگر بدون اذن زن، با خواهر زاده یا برادر زاده ی وی ازدواج کند، این عقد فضولی محسوب می شود و با اجازه ی زن، عقد صحیح خواهد بود.

3. اگر زن را طلاق دهد و طلاق بائن باشد، بلافاصله پس از طلاق می تواند با خواهر زاده یا برادر زاده وی ازدواج کند. ولی اگر طلاق رجعی باشد در زمان عده، ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده مشروط به اذن یا اجازه زن است و پس از عده می تواند با آنها بدون اذن یا اجازه زن ازدواج کند. البته اگر زن موقت باشد، پس از پایان زمان ازدواج موقت یا پس از بخشیدن زمان باقیمانده، مرد می تواند بلافاصله با خواهر زاده یا برادر زاده او ازدواج کند زیرا در عقد موقت هر چند زن عده نگه می دارد، مرد حق رجوع به او را در عده ندارد، هر چند می تواند با او در عده نکاح خودش مجدد ازدواج دائم یا موقت کند.

4. اگر بخواهد با عمه یا خاله همسر خود ازدواج کند، نیاز به اذن همسر فعلی نیست. همچنین اجازه  عمه یا خاله همسر فعلی، جهت صحت ازدواج قبلی (با خواهر یا برادر زاده ایشان) نیاز نمی باشد. و حتی اعلام به آنها نیز، لازم نیست.

5. با توجه به مطالب فوق در مورد سۆال مذکور دو راه برای این امر وجود دارد:

1. دریافت اجازه از همسر فعلی.

2. طلاق همسر فعلی و ازدواج با خواهر زاده وی پس از پایان عده و سپس ازدواج مجدد با همسر فعلی.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج


اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

سؤال: آیا برای ازدواج دختر مسلمان، اذن پدر غیرمسلمان لازم است؟

امام خمینی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 تحریرالوسیله، ج 2، ص 256، م 12

 
آیت الله اراکی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16

 
آیت الله بهجت (ره)

خیر، لازم نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

در فرض سؤال اذن پدر کافر ساقط است ولکن اگر جدّ پدری دختر مسلمان باشد، ولایت برای او ثابت می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله خوئی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 العروة الوثقی مع تعلیقه، ج 2، ص 649، م 16

 
آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ باشد او ولایت دارد.

منهاج الصالحین، ج3، ص 29، م 72

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر هیچ ولیّ مسلمانی نداشته باشد ولایت با حکام شرع است گرچه مادر مسلمان باشد.

هدایة العباد، ج 2، ص 411، م 13

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

خیر. اذن پدر کافر لازم نیست.

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

العروة الوثقی مع تعلیقات، ج 2، ص 753، م 16

 
آیت الله گلپایگانی (ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر هیچ ولیّ مسلمانی نداشته باشد ولایت با حکام شرع است گرچه مادر مسلمان باشد

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 هدایة العباد، ج 2، ص 319، م 1112

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

در صورتی که رعایت مصالح فرزندش را می کند اذن او لازم است بنابراحتیاط واجب.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



هزینه درمان زوجه


هزینه درمان زوجه

سوال: آیا هزینه درمان زوجه بر ذمّه زوج است؟


امام خمینی(ره):

هزینه متعارف و معمول درمان زوجه (که معمولاً برای هر کس اتفاق می افتد) به عهده زوج است ولی بیماری های سختی که گاهی پیش می آید مخصوصاً در صورتی که هزینه زیادی داشته باشد جزء نفقه نمی باشد.

(تحریرالوسیله، ج2، ص 316، م9)

 
آیة الله بهجت(ره):

بر ذمّه بودن زوج ولو، ضروری باشد، تأمل است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله تبریزی(ره):

هزینه متعارفه درمان زن در زمان حیاتش به عهده شوهر است و بیماری های صعب العلاجی که زوجه به طور اتفاقی به آن مبتلا می شود ولو نیازمند به هزینه زیادی است مشروط به این که شوهر به حرج نیفتد و امید به شفاء بلکه اطمینان به معالجه زوجه داشته باشد نیز بر ذمّه زوج است.

(استفتائات جدید ج1، ص 369، س 1651، تعلیقه بر منهاج الصالحین، ج2، احکام النقتات، م 1398)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

هزینه های متعاری برای درمان امراض و آلامی که معمولاً افراد در خلال ماه ها و سال ها به آن مبتلا می شوند جزء نفقه واجب محسوب می شوند، ولی آنچه به خاطر معالجه امراض و آلام صعب العلاج که به طور اتفاقی افراد به آن مبتلا شده و بعضاً هزینه های سنگینی را هم در پی دارند، باشد، جزء نفقه واجب محسوب نمی شوند.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله خوئی(ره):

هزینه درمان بیماری متعارف زوجه بر شوهر واجب است و در بیماری صعب العلاج که اتفاقی پیش می آید و نیاز به هزینه زیاد دارد مشروط به اینکه شوهر به حرج نیفتد بر شوهر واجب است.

(منهاج الصالحین، ج2، ص 287 با استفاده از م 1398)

(منهاج الصالحین، ج3، ص 126، م421)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

هزینه درمان بیماری متعارف زوجه بر شوهر واجب است و در بیماری صعب العلاج که اتفاقی پیش می آید و نیاز به هزینه زیاد دارد مشروط به اینکه شوهر به حرج نیفتد بر شوهر واجب است.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 126، م421)

 
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

هزینه درمان ناخوشی های معمولی بر ذمّه زوج است ولی هزینه امراض اتفاقی بر ذمّه زوج نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

هزینه بیماری های معمولی زوجه به عهده زوج است. ولی مخارج بیماری های سختی که گاهی اتفاق می افتد مخصوصاً در مواردی که هزینه زیادی به دنبال داشته باشد به عهده شوهر نیست.

(هدایةالعباد، ج2، ص 475، م9)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

مخارج معالجه و دارو و اجرت پزشک در بیماری های عادی که اغلب به آن مبتلا می شوند، جزء نفقه است که شوهر باید تأمین و بپردازد و تمام اینها بر شوهر واجب و دین است چه مال و توانایی داشته باشد یا نداشته باشد چه زن از خودش مال داشته باشد یا نداشته باشد. و در مقدار متعارف زوجه حق دارد زوج را الزام کند و در زاید بر متعارف که بر عهده خود زوجه است. زوج حق الزام ندارد مگر از باب امر به معروف.

(جامع المسائل، ج2، ص 476، س1325، ج1، ص 446، س 1686)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

 مخارج معالجه زوجه به مقدار متعارف در عهده زوج است و زائد بر متعارف به عهده خود زوجه است و در مقدار متعارف، زوجه حق دارد زوج را الزام نماید و در زائد بر متعارف که در عهده خود زوجه است زوج حق الزام ندارد مگر از باب امر به معروف.

(مجمع المسائل، ج2، ص 183، س 520.)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.

(استفتائات، ج1، ص 237، س 847)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

هزینه درمان زوجه در بیماری های معمول و متعارف به عهده زوج است و در سایر بیماری ها هم در صورت امکان بهتر آن است که بپردازد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

در امراض متعارف بر عهده زوج است در امراض صعب العلاج در اینکه جزء نفقه واجبه باشد احتیاط واجب است در این گونه موارد مصالحه کنند.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 326، س 1398)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



رفت و آمد پسر و دختر قبل از صیغه عقد


رفت و آمد پسر و دختر قبل از صیغه عقد

سوال: در بین بعضی از خانواده ها رایج شده که قبل ا ز اجرای صیغه عقد، داماد ( غیر از رفت و آمدهای متعارف که برای خواستگاری هست) رفت و آمدهایی با دختر دارد، به طوری که با هم گفت و گو و نشست و برخاست و رفتن به بیرون از منزل را دارند و یا این که دختر و پسر قبل از آن که والدین اطلاع یابند به اصطلاح خودشان با شوهر آینده شان در مورد زندگی آینده ساعت ها با هم گفتگو دارند. آیا این نوع روابط جایز است یا نه؟



حضرت آیة الله خامنه ای:

معیار در جواز صحبت کردن با نامحرم مفسده و عدم مفسده است.


حضرت آیة الله تبریزی:

تا وقتی که صیغه عقد اجرا نشده دختر و پسر با هم نامحرم هستند و حکم آنها، حکم بقیه افراد نامحرم است

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:

این ارتباطات با بیگانه جایز نیست.

 

حضرت آیة الله بهجت:

نگاه کردن مرد به صورت زنی که می خواهد با او ازدواج کند جایز است به شرط آن که بداند که مانع شرعی از ازدواج با او نیست و احتمال هم بدهد که زن ازدواج را قبول کند و احتمال هم بدهد که با این نگاه کردن واطلاع تازه ای پیدا می کند .

 

حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:

جایز نیست.

 

حضرت آیة الله تبریزی:

تا وقتی که صیغه عقد اجرا نشده دختر و پسر با هم نامحرم هستند و حکم آنها، حکم بقیه افراد نامحرم است.

 

حضرت آیة الله مکارم شیرازی:

به مقداری که برای شناخت یکدیگر لازم است اشکالی ندارد مشروط بر این که گفتگوهای معمولی و عادی و به مقدار نیاز باشد.

منبع :تبیان

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



ازداوج دائم و موقّت مسلمان با کافر غیر اهل کتابی


ازداوج دائم و موقّت مسلمان با کافر غیر اهل کتابی

سوال: ازدواج زن و مرد مسلمان در موارد زیر چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج دائم و موقت مرد مسلمان با زن کافر غیر اهل کتاب ب) ازدواج دائم و موقت زن مسلمان با مرد کافر غیر اهل کتاب

امام خمینی(ره):

الف) برای مرد مسلمان جایز نیست که غیر از زن کتابی از اصناف کفار و نه مرتد و نه فطری یا ملی ازدواج کند.

ب) برای زن مسلمان جایز نیست که با کافر چه دائم و چه انقطاعی ازدواج کند.

(تحریرالوسیله، ج2، ص 256، القول، فی الکفر، م1)

(استفتائات، ج3، ص 128، س 131 و 132)

 
آیة الله اراکی(ره):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان ازدواج با کافره غیر اهل کتاب

ب) برای زن مسلمان جایز نیست که با کافر ازدواج کند چه مشرک باشد چه اهل کتاب چه به طور دائم چه به طور موقت.

(مسائل الواضحه، ج2، ص 85، م 2411)

(توضیح المسائل، ص 444، م 2411)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) مرد مسلمان هم نمی تواند با زنان کافری که اهل کتاب نیستند ازدواج کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند با مرد غیرمسلمان ازدواج کند.

(توضیح المسائل، 1381، ص 382، م 1916)

(جامع المسائل، ج 4، ص 6)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان که با کافره غیر اهل کتاب ازدواج کند چه به طور دائم و چه به طور موقت.

ب) جایز نیست برای مسلمه که با کافر ازدواج کند.

(منهاج الصالحین، 1426هـ ق، ج2، م 1288)

 
آیة الله خویی(ره):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان که با زن غیر اهل کتاب ازدواج کند چه دائم چه موقت.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.

(منهاج الصالحین، ج2، ص 263، ص 265، م 1303)

(توضیح المسائل، 1422هـ ق، ص 429، م 240)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) جایز نیست بر مرد مسلمان که با کافر غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) جایز نیست برای زن مسلمان که با کافر ازدواج کند چه عقد دائم چه عقد موقت چه اصلی کتابی باشد چه غیر اهل کتاب.

(منهاج الصالحین، 1417هـ ق، ج3، ص 67، م 205، توضیح المسائل، ص 479، م 2357)

 
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

الف) مرد مسلمان نمی تواند با کافر غیراهل کتاب و مجوس ازدواج کند نه به صورت دائم و نه موقت.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد مرد کافر در آید.

(توضیح المسائل، ج 2، 1383، ص 197، م 2406)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان ازدواج با غیر اهل کتاب از اصناف کافر

ب) جایز نیست برای زن مسلمان که با کافر ازدواج کند چه دائم و چه منقطع

(هدایه العباد، ج2، 1420 هـ ق، ص 440، القول فی الکفر )

(جامع الاحکام، ج 2، 1382، ص 51، س 1389)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) برای مرد مسلمان جایز نیست که با زن کافر، غیر اهل کتاب ازدواج کند چه دائم چه منقطع.

ب) ازدواج زن مسلمان با کافر مطلقا جایز نیست.

(احکام الواضحه 1422هـ ق، ص 384، الثالث )

(توضیح المسائل، 1383، ص429، م 2515)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

الف) مرد مسلمان جایز نیست با کافر غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) زن مسلمان جایز نیست با کافر غیر اهل کتاب ازدواج کند (دائم یا منقطع)

(هدایه العباد، ج 2، 1417هـ ق، ص 347، م 1204)

(مجمع المسائل، ج2، ص 142، م 381)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) مرد مسلمان نمی تواند بنابر احتیاط با زن کافر غیر کتابی ازدواج دائم یا موقت کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد مرد کافر در آید.

(توضیح المسائل، 1383، ص 396، م 2048)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) مرد مسلمان هم نمی تواند با زن های کافره غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.

(توضیح المسائل، 1381، ص 476، م 2393)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

الف) برای مرد مسلمان جایز نیست که با کافره غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.

(منهاج الصالحین،ج 3، ص 306، الرابع)

(توضیح المسائل، ص 660، م 24619)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



ازدواجی که در شرع مقدس جایز نیست!!


ازدواجی که در شرع مقدس جایز نیست!!

سوال: برخی خانواده ها برای ازدواج دخترانشان مخارج زیادی را بر داماد تحمیل می کنند مانند برپایی مجلس در تالارها با هزینه ها ی سنگین، و.......به بهانه آبرو داشتن، که از این طریق مخارج کمرشکنی را بر دوش داماد قرار می دهند و او را مجبور به زیر بار قرض رفتن و بسیاری از مشکلات دیگر می کنند تا جایی که او قلبا راضی به این مخارج نیست ولی مجبور می شود. آیا این بهانه ها که به نوعی سد راه ازدواج جوانها می گردد شرعا چه حکمی دارد و در صورت عدم رضایت داماد به انجام این مخارج استفاده از آن چه صورتی دارد؟

حضرت آیة الله خامنه ای(مدظله):

خانواده ها باید در آسان نمودن امر ازدواج جوانان تالاش کنند و در هر صورت تصرف در خوراکی که داماد در اختیار میهمانان قرار می دهد بی اشکال است.

 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

ترویج این امور فی نفسه وجهی ندارد و گاهی خلاف شرع است.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(مدظله):

واضح است که تکلیف در امر ازدواج و غیره مرضی(مورد رضای) شرع مقدس نیست ولی بعد از برگزاری استفاده از مخارج برای مدعوین اشکال ندارد.

 
حضرت آیة الله بهجت(ره):

می تواند انجام ندهد و با وساطت افراد عاقل طرفین نوعا مشکل کم می شود.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

این امر احتیاج به تصمیم عمومی دارد و مردم باید بدانند که اگر عمل مزبور سبب شود که عده ای از افراد ضعیف از ازدواج محروم شوند عملشان اشکال دارد و آنچه را که داماد برای عروسی خریده در صورتی که شخص بداند که داماد راضی به تصرف درآن نیست، تصرف در آن به خوردن باشد یا غیر آن جایز نیست.

 
حضرت آیة الله سیستانی(مدظله):

داماد ملزم نیست بپذیرد و خانواده عروس شرعا حق ندارد چنین اموری را پس از عقد تحمیل کنند.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



انتقال نطفه لقاح یافته زوج با تخمک زن دیگر در رحم زوجه


انتقال نطفه لقاح یافته زوج با تخمک زن دیگر در رحم زوجه

سوال: گاهی بعضی از زوج ها به علت عدم تخمک گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده و یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچه دار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می شوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمک گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه همسر خودش در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل گردد؟


آیة الله بهجت(ره):

زنی که حامله نمی شود و لقاح مصنوعی هم مستلزم لمس و نظر محرّم است جایز نیست، ولی اگر زن بدین جهت مبتلا به بیماری اعصابی و روحی شده که به حدّ اضطرار رسیده باشد، جایز است با مراعات بر اقلّ از لمس یا نظر یا یکی از آن ها یا لمس با دستکش مثلا. و تا ممکن است رجوع به پزشک زن، نباید به پزشک مرد مراجعه کرد.


 
آیة الله تبریزی(ره):

نشان دادن زن بدن و عورتش را به اجنبی و عورتش را حتّی به ممائل خودش در غیر موارد معالجه از مرض حرام است و نشان دادن مرد عورتش را به غیر زنش در غیر موارد معالجه از مرض حرام است والله العالم

آیة الله اراکی(ره):

سوال: اخیراً نطفه زن و مرد را در بیرون رحم با هم مخلوط می کنند و پرورش می دهند و پس از مدتی در رحم همسر شرعی قرار می دهند و این عمل در مورد نازایان عقیم انجام می شود. آیا فرزندی که بدین ترتیب موجود شده شرعاً ملحق به آن هاست؟

پاسخ: اگر مستلزم حرام خارجی نباشد مثل نظر اجنبیه به عورت زن و لمس و امثال آن جایز است و اما اگر نطفه شوهر با زن اجنبیه ای که نطفه اش تخمک دارد و ترکیب شود و به همسر او که تخمک ندارد تزریق شود، الحاق ولد مشکل است. هم چنین اگر از نطفه مرد و زن اجنبی ترکیب شده به رحم زن وارد شود، مشکل است الحاق ولد، و الحاق به صاحب نطفه غیرشوهر مشکل است.

(استفتائات انتهای توضیح المسائل، ص 580 س 7)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

عمل مذکور هر چند فی نفسه اشکال ندارد ولی کودکی که از این طریق متولد می شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است مشکل می باشد، لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب، احتیاط رعایت شود.

(اجویة الاستفتائات، نشریین الملل، ص 282 س 1372)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

فی حد ذاته اشکال ندارد ولی در ترتیب احکام مادر و فرزندی نسبت به هر دو زن باید احتیاط شود گرچه از جهت محرمیت با صاحب رحم محرم است.



سوال: آیا می توان به دلیل برخی مشکلات ناباروری (مثلاً عدم تخمک گذاری) که گاه موجب جدایی یا بحران های روحی می شد؛ تخمک شخص دیگری را با نطفه این مرد در خارج از رحم لقاح داده و سپس نطفه لقاح یافته را به رحم آن زن عقیم منتقل نمود؟


آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

پاسخ: قرار دادن آن در رحم زن عقیم اگر به نحوی باشد که زوج زنی را مثلاً به عقد موقت خود درآورد و با او نزدیکی کند و سپس نطفه منعقد را خود زوج مباشرتاً در رحم زن دیگرش که عقیم است قرار دهد اشکال ندارد ولی اگر خود زوج اهلیت این کار را نداشته باشد و عمل مذکور به وسیله شخص اجنبی انجام شود جایز نیست. والله العالم و بهر حال فرزند ملحق به زن عقیم نیست.


 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

اگر عسر و حرج شدید باشد به این معنا که راهی جز طلاق ندارد و بعد از طلاق هم هر دو مشکل غیر قابل تحمل دارند، مانعی ندارد.

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

استفاده از تخمک زن نامحرم و ترکیب آن با نطفه این شوهر جایز نیست مگر اینکه آن زن بی مانع باشد و صیغه عقد موقت جاری گردد و بعد از ترکیب آن دو نطفه باقیمانده مدت عقد موقت را ببخشند.

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

خیر جایز نیست.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



مقالات

قانون جديد حمايت خانواده و دفاتر رسمي ازدواج و طلاق

مطالبه و اخذ گواهي پزشکي معتبر مبني بر عدم اعتياد به مواد مخدر و عدم ابتلا به بيماري‌هاي مسري ( سيفليس‌، تالاسمي و ..) و نيز واکسيناسيون زوجين‌، قبل از ثبت ازدواج (ماده 23 )‌. فهرست بيماري‌هاي مد نظر قانون از سوي وزارت بهداشت به دفاتر اعلام مي‌گردد ‌و قانون سابق مبني بر اخذ گواهي تزريق واکسن ضد کزاز بانوان نيز در حال حاضر منسوخ شده و تصويب آئين‌نامه جديد موارد مبهم را مشخص خواهد نمود

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

زندگی مشترک پیچیدگی های خاصی دارد که اگر آنها را نشناسید ممکن است در تله ای بیفتید که خیلی ها در آن افتاده اند. یعنی خراب شدن رابطه دو نفره تان و در نهایت طلاق

نفقه

نفقه عبارتست از همه‌ي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن. البسه. غذا. اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و هر آنچه را به صورت عادت يا احتياج لازمه‌ي زندگي وي باشد. البته قانون ميزان دقيقي براي نفقه مشخص نكرده و بيان نكرده كه مثلا نفقه ي روزانه‌ي زن بيست هزار تومان باشد بلكه نفقه را بر مبناي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن و منطبق با عرف زمان و مكان زندگي زوجين دانسته است.

اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !

زن و شوهر تقاضای طلاق دارند. آن هم طلاق توافقی دادگاه با صدور حکم جدایی، مرد را موظف کرد هر ماه یک سکه از 124 هزار سکه مهریه زن را بپردازد. با یک محاسبه سرانگشتی می‏توان نتیجه گرفت مرد باید 10هزار و 333 سال یعنی سال 1717 هجری هر ماه یک سکه به زن بپردازد. کم نیستند مردانی که امروز به حق یا ناحق به دلیل عدم پرداخت مهریه در زندان‏ها به سر می‏برند

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مسئله مزاج یکی از مسائلی است که در انتخاب همسر باید در نظر گرفت البته دیگر مسائل مانند ایمان، شرایط خانوادگی و ... نیز بسیار مهم است. با ذکر چند مثال، علت تطابق مزاج زن و مرد مشخص می‌شود.

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

همیشه می گویند شناخت خانواده همسر و دقت در انتخاب فردی که خانواده خوب دارد، یک اصل مهم ازدواج است. چرا این طور است؟ اگر قرار است با خود دختر یا پسر زندگی کنید چرا باید روی خانواده او حساس باشید معمولا ازدواج در دو سطح به انجام می رسد یکی در سطح خانواده و دیگری در سطح فرد. وقتی خانواده برای ازدواج فرزندی تصمیم می گیرد به مسایلی توجه دارد که فرد به آنها کمتر توجه دارد و زمانی که خود فرد برای ازدواج تصمیم می گیرد. به مسایلی دیگر توجه دارد که خانواده به آنها کمتر توجه دارد.

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

دعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛ اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوج عصبانیت هستید، چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد.

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

درست یا اشتباه بودن ازدواج دانشجویی ، را برای شما عزیزان قرارداده ایم . زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند. ازدواج‌های دانشجویی چند سالی است كه برای تبلیغ ساده‌زیستی و ترویج فرهنگ ازدواج در دانشگاه‌های آزاد و دولتی رواج یافته است

طلاق عاطفی چیست؟

کلمه طلاق عاطفی شاید برای بسیاری از مردم واژه جدیدی باشد. بسیاری از مردم، طلاق را به معنی جدایی کامل زن و شوهر و از هم‌گسیختن کامل زندگی مشترک می‌دانند، اما واقعیت این است که برای بسیاری از زوجین آینده فرزندان، آبرو و حیثیت خانوادگی و آینده مبهم زندگی بعد از طلاق و ترس از این آینده مبهم موضوعاتی هستند که مانع از جدایی کامل آنها از همدیگر شده است. این زوجین در کنار همدیگر زندگی می‌کنند، اما در اصل از هم طلاق گرفته‌اند، که اصطلاحا به این نوع طلاق، طلاق عاطفی گفته می‌شود.

بالا رفتن آمار طلاق در ایران

آمارهای جدید بالا رفتن شدید طلاق در کلیه کشورهای جهان را نشان می‌دهند. متاسفانه این افزایش جهانی است و در حد شدت و ضعف در همه کشورها وجود دارد. طبق جدیدترین آمارها امروزه در جوامع غربی از هر چهار ازدواج، دو ازدواج به طلاق منجر می‌شوند. در برخی ایالت‌ها مانند ایالت کالیفرنیا آمریکا از هر چهار ازدواج، سه مورد آن به طلاق منجر می‌شوند و حدود پنجاه درصد دانش‌آموزان آمریکایی، فرزند طلاق هستند. آمار طلاق در کشور ما نیز وضعیت خوبی ندارد. اگرچه در کشور ما این آمار کمتر از کشورهای غربی می‌باشد، اما متاسفانه این آمار به شدت در حال افزایش است.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

بله‌بران

در مجلس بله برون، مردان ریش سفید دوگروه دربارة میزان مهر، شیربها، و نقد یا نسیه پرداختن یا کم و بیش کردن میزان آنها، تأمین بعضی از هزینه های عروسی مانند میزان خرید طلا و جواهر، چگونگی برگزاری مجلس عقد و عروسی و سنگین یا سبک گرفتن آنها، شمارمهمانان و مانند اینها گفتگو می‌کنند که گاه ساعتها به درازا می کشد. پس از توافق طرفین، معمولاً سیاهه‌ای از تعهدات را روی دو نسخة کاغذ می‌نویسند و به امضای پدر داماد و پدرعروس و چندتن از ریش سفیدان مجلس می‌رسانند.

حنابندان

جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به طور رسمی در خانه پدری برگزار می گردد. در روزگاران نه چندان دور در شب حنابندان زنان شرکت کننده دستشان را با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مراسم گرداننده می شد رنگ می کردند و این آیین همچنان در روستاها و شهرهای کوچک ایران پا برجاست. حنا از جنت است و اثری از بهشت و نشانه ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

آینه و شمعدان

آیِنِه و شَمْعْدان یا آینه شمدوناز اجزای اصیل سفرهٔ عروسی ایرانی است، که در سفرهٔ هفت سین نیز قرار داده می‌شود. استفاده از آینه و شمعدان ریشه در ایران باستان و آیین زرتشت دارد.

مهریه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

مراسم عروسی در ایران

یک روز پیش از عروسی، مقداری بارو بنشن به نام «باروزی» از طرف داماد به خانهٔ عروس ارسال می‌شود. صبح روز عروسی خانواده‌های وابسته به داماد همراه با توشمال‌ها شادی‌کنان به طرف خانهٔ عروس راه می‌افتند. زنان و دختران قبل از وارد شدن به خانهٔ عروس در میانهٔ راه آوازهایی (دوالالی) می‌خوانند. نزدیک خانهٔ عروس که رسیدند، خانوادهٔ عروس به پیشواز می‌آیند و مهمانان را به داخل می‌برند.

کله‌قند

به درستی مشخص نیست که اولین بار کله قند در چه زمانی تولید و عرضه شد. ولی در قرن ۱۲ میلادی، کله قند در اردن وجود داشته‌است. عرضه کله قند از قرن ۱۹ میلادی در انگلستان به دلیل مالیات‌های سنگین متوقف گردید.

از منظر قرآن ‎ ازدواج چه فوايدي دارد

قرآن کريم به ازدواج توصيه کرده است: «وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را»

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

ترس از مجرد ماندن!

بطور روزانه با مراجعه کنندگان جوان،‌يعني دخترها و پسرهايي روبرو مي‌‌شوم که مجردند و به ظاهر زندگي آرام و خوبي دارند اما به شدت نااميدند و از زندگي مجردي خود مي‌‌ترسند و نگران آينده هستند. از طرفي با خانم‌ها و آقايان زيادي مواجه مي‌‌شوم که متاهل اند و به دنبال هر دستاويزي مي‌‌گردند تا خود را از زندگي زناشويي سخت و طاقت فرساي خود رها کنند‌. از خود مي‌‌پرسم حق با کدام دسته است؟ و هميشه به‌يک پاسخ مي‌‌رسم. حق با هر دو گروه است‌. اما چرا‌؟ چون براي برخي از افراد، مجرد بودن به شدت مخرب و حتي افسرده کننده است و براي برخي ديگر متاهل بودن و البته براي هر دو گروه، افتادن در دام ازدواج‌هاي ناهماهنگ که بطور روزانه آنها را در معرض تخريب و حتي اختلالات جسمي‌‌و رواني قرار مي‌‌دهد‌.

دفتر ازدواج و طلاق

دفاتر ازدواج و طلاق از نهادهاي تخصصي مدني هستند که بخشي از وظايف اجرايي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را انجام مي‌دهند. دفاتر ازدواج از نظر مالي مستقل هستند و به طور خصوصي اداره مي‌شوند؛ ولي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سردفتران (مديران دفاتر ازدواج) را گزينش مي‌کند، قوانين اين دفاتر ازدواج را تنظيم و ابلاغ مي‌کند و بر عملکرد دفاتر ازدواج نظارت مي‌کند.

شرايط و دستورالعمل اخذ وام ازدواج

تبصره 1 : کليه شهروندان ايرانی خارج از کشور که گواهی ازدواج آنـها توسط سفارت جمهوری اسلامی ايران در خارج از کشور صادر شده ، قادر به ثبت نام بوده و گواهی ازدواج آنها که ممهور به مهر کنسولگری ايران در کشور مذکور می‌باشد به عنوان سند ازدواج تلقی می‌گردد .

قانون مهریه

ماده ۱۰۷۸ هر چيزي را که ماليت داشته و قابل تملک نيز باشد مي‌توان مهریه قرار داد. ماده ۱۰۷۹ مهریه بايد بين طرفين تا حدي که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

انتخاب همسر هميشه حساس و نيازمند دقت است. اما اگر در يکي از 10 موقعيت زير قرار داريد، اين حساسيت برايتان بيشتر هم خواهد بود. بنابراين بي گدار به آب نزنيد و مرحله به مرحله با سنجش شرايط آينده پيش برويد.

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

1) قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمين باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا براي اينکه از خانه پدري فرار کنيد؟ کسي که خودشناسي مي کند، براي زندگي خودش هدف قايل مي شود، برنامه ريزي مي کند، آرزوهايش را روي کاغذ مي آورد و جاهاي خالي زندگي اش را شناسايي مي کند.

به دنبال همسر اينترنتي

اگر به اينترنت به عنوان يک ابزار آشنايي نگاه کنيم، درست مثل محيط دانشگاه يا محل کار و مهماني خانوادگي، آن وقت مي توانيم به اين نتيجه برسيم که اينترنت هم مي تواند بهانه آشنايي دو نفر باشند. دو نفر که اگر آشنايي شان را به دنياي واقعي بکشانند، ممکن است تصميم بگيرند تا پايان عمر زير يک سقف زندگي کنند!

پاسخ شمابه سؤالات نامزدتان چگونه است؟

طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود. اين امر كمك مي كند تا زن و مرد راه بهتري را در زندگي پيدا كنند، اين راه مي تواند به ازدواج و يا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسيدن به هر يك از اين راه ها در صورتي كه عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است.

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

دوستي وقتي همسرش مسافرت بود،روي بعضي از سراميک هاي سفيد رنگ خانه،عکس و گل و شکلات چسبانده بود و روي چند عدد از آنها کلمات و جمله هاي محبت آميز نوشته بود، باور کنيد همسرش تا مدت ها سراميک ها را تميز نکرده بود که مبادا نوشته ها پاک شود! تصور کنيد که عشق آنها، با اين کار آقا، چقدر تازه شد!

زير و بم‌هاي دوران عقد

همه دختران و پسراني که سر سفره عقد مي نشينند، تصميم مي گيرند که يک زندگي رويايي را شروع کنند. اما بعضي از همين زوج ها در روزهاي اول بعد از عقدشان، به دلايل توجه نکردن به چند مسئله جزئي ولي مهم به اين نتيجه مي رسند که با همسرشان توافق ندارند. گاهي اين مشکلات روي هم جمع مي شوند تا حدي که اين زوج جوان به خانه بخت هم نمي رسند و تمام آن آرزوهاي رويايي بر باد مي رود!

با نامزدي هاي به هم خورده چگونه کنار بياييم؟

فراموش نکنيد که اين شرايط بسيار سخت است اما کشنده نيست بنابراين بهتر است که در روزهاي نخستين اين اتفاق ناگوار به اندازه کافي به خودتان فرصت و استراحت دهيد. همچنين به خودتان اجازه دهيد که در برابر اين اتفاق به سوگواري پرداخته و حتي تا جايي که دوست داريد گريه کنيد. حتي مرخصي تحصيلي بگيريد . تمام روز را بخوابيد و سعي کنيد از خوراکي هاي شيرين مانند بستني و ... استفاده کني

براي ازدواج هدف داشته باشيد

همه افراد در حيطه شغلي اهدافي را براي خود معين کرده و به واسطه آن ميزان فروش و نهايتا بازدهي کلي سيستم را افزايش مي دهند. اين امر در حيطه اجتماعي نيز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها براي رسيدن به نتايج موفقيت آميز اجتماعي هدفگذاري انجام مي دهند. بايد توجه داشت که مسئله هدفگذاري به ويژه در سطح فردي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

زناني که از ازدواج مي ترسند

ما 2 گروه زن داريم که به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج کنه.گروه اول زناني هستند که منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناک دارن حرکت ميکنند.افرادي هستند که زير نگاه شديداطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر کرد آخرش با اين تحفه ازدواج کرد!

آنچه قبل از ازدواج بايد بدانيد

چنان ارتباط عميق وهمه جانبه اي مي شود که بي هيچ شک وشبهه اي قابل مقايسه با هيچ يک از ديگر ارتباطات انساني نمي باشد به نحوي که قرارداد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است .ازدواج مساله بسيار مهمي است که بسياري از جنبه‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پيدا کردن راه حلهايي باشند که يک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شيوع و افزايش آمار طلاق که يقينا عواقب بعدي آن بسيار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمينه مسائل پزشکي ، مساله گروههاي فوتي و ژنتيکي آغاز گرديد و امروزه کم کم در زمينه مسائل شخصيتي و رواني و روابط نيز در حال شکل گيري و کاربرد است. در اين مقوله کارکردهاي مشاوره قبل از ازدواج بسيار مهم هستند که به آنها مي‌پردازيم.

سفره عقد

سفره عقد يکي از سفره‌هاي سنتي ايراني است که در مراسم عقد و يا هنگام عروسي پهن مي‌شود و عروس و داماد بر سر آن مي‌نشينند و به خطبه عقد گوش فرا مي‌دهند.سفره عقد در اکثر شهرهاي ايران رواج دارد و در آن شش ظرف که هرکدام محتوي چيزي است که بيانگر آرزويي براي عروس داماد است، قرار دارد اين ظروف معمولاً شامل : گردو، بادام، فندق، نان و نبات و تخم مرغ مي‌باشند.

خواستگاري

در اسلام؛ خواستگاری از اشخاصی که امکان ازدواج را به لحاظ شرعی ندارند، ممنوع است. برای مثال زن شوهردار، زنی که به دلیل رابطهٔ خویشاوندی نزدیک ازدواج با او حرام است و زنی را که در عدهٔ رجعیه است، یعنی شوهرش او را طلاق قابل رجوع گفته و او در عدهٔ پس از طلاق است، نمی‌توان خواستگاری کرد.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی


سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

سوال: برخی خانواده ها برای ازدواج دخترانشان مخارج زیادی را بر داماد تحمیل می کنند مانند برپایی مجلس در تالارها با هزینه ها ی سنگین، دعوت از صداها نفر میهمان و امثال آن که حقیقتا در ابتدای زندگی به بهانه آبرو داشتن و... مخارج کمرشکن را بر دوش داماد قرار می دهند و او را مجبور به زیر بار قرض رفتن و بسیاری از مشکلات دیگر می کنند تا جایی که او قلبا راضی به این مخارج نیست و اما مجبور می شوند. آیا این بهانه ها که به نوعی سد راه ازدواج جوانها می گردد شرعا چگونه است ودر صورت عدم رضایت داماد به انجام این مخارج استفاده از آن چه صورت دارد؟

حضرت آیة الله خامنه ای:

خانواده ها باید درآسان نمودن امر ازدواج جوانان تالاش کنند ودر هر صورت تصرف در خوراکی که داماد در اختیار میهمانان قرار می دهد بی اشکال است.

 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:

ترویج این امور فی نفسه وجهی ندارد و گاهی خلاف شرع است.
حضرت آیة الله تبریزی: این امر احتیاج به تصمیم عمومی دارد و مردم باید بدانند که اگر عمل مزبور سبب شود که عده ای از افراد ضعیف از ازدواج محروم شوند عملشان اشکال دارد و آنچه را که داماد برای عروسی خریده در صورتی که شخص بداند که داماد راضی به تصرف در آن نیست، تصرف در آن به خوردن باشد یا غیر آن جایز نیست
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:

واضح است که تکلیف درامر ازدواج و غیره مرضی شرع مقدس نیست ولی بعد از برگزاری استفاده از مخارج برای مدعوین اشکال ندارد.

 
حضرت آیة الله بهجت:

می تواند انجام ندهد و با وساطت افراد عاقل طرفین نوعا مشکل کم می شود.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی:

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی:

این امر احتیاج به تصمیم عمومی دارد و مردم باید بدانند که اگر عمل مزبور سبب شود که عده ای از افراد ضعیف از ازدواج محروم شوند عملشان اشکال دارد و آنچه را که داماد برای عروسی خریده در صورتی که شخص بداند که داماد راضی به تصرف در آن نیست، تصرف در آن به خوردن باشد یا غیر آن جایز نیست.

 
حضرت آیة الله سیستانی:

داماد ملزم نیست بپذیرد و خانواده عروس شرعا حق ندارد چنین اموری را پس از عقد تحمیل کنند.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



حکم جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن


حکم جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن

سوال: الف) جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن جایز است یا نه؟ ب) اگر موجب لمس و نظر نامحرم (زن نامحرم یا مرد) باشد حکم چیست؟ ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی باشد حکم چیست؟

امام خمینی (ره):

الف: جلوگیری زن بدون رضایت شوهر جایز نیست، ولی اگر مرد جلوگیری نماید مانع ندارد، اگر چه بدون رضایت زن «عزل» مکروه است.

ب: در صورتی که مستلزم لمس و نظر (اجنبی) است حرام است.

ج: جلوگیری از حمل در صورتی که موجب عقیم شدن یا نقص و فساد عضو نشود اشکال ندارد.

(استفتائات، ج3، ص 283، س6، و 7 و 11و 14)

 
آیة الله اراکی(ره):

الف: جلوگیری از بارداری اگر قوه توالد را از بین نبرد و به طور موقت باشد مانعی ندارد.

ب: حرام است.

ج: اگر موقت باشد جایز است و هم چنین اگر حمل برای زن موجب خطر نفس یا حرج شدید باشد و راه دیگری نباشد مانعی ندارد.

(استفتائات، ص 351، س 13 توضیح المسائل، ص 600 با استفاده استفتائات، ص 250، با استفاده از س 10 و 13)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) جلوگیری اشکال ندارد.

ب) لمس و نظر نامحرم و جایز نیست.

ج) با این فرض اجتناب شود.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) جلوگیری از حمل به وسیله عزل یا استعمال دارو و امثال آن مانعی ندارد.واله العالم.

ب) جلوگیری از حمل به نحوی که موجب ارتکاب حرام گردد، جایز نیست واله العالم.

ج) چنانچه عقیم کردن، جنایت و ظلم بر نفس حساب شود، جایز نیست. و... العالم.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف: جلوگیری از بارداری فی نفسه اشکال ندارد اگر با یک غرض عقلانی صورت گیرد و ضرر قابل ملاحظه ای نداشته باشد.

ب: اگر موجب لمس و نظر نامحرم باشد حرام است.

ج: اگر با یک غرض عقلانی صورت بگیرد و ضرر قابل توجهی هم نداشته باشد و با اجازه شوهر باشد اشکال ندارد.

(اجویة الاستفتائات، ص 278 س 1256 و 1257)

(همان، با استفاده از س 1257 همان، س 1255)

 
آیة الله خویی(ره):

الف: در صورتی که ضرر معتنی به (قابل اعتنا) نباشد و موجب عقیم شدن دائمی نباشد مانعی ندارد.

ب: حرام است.

ج: جایز نیست اگر چه هر دو راضی باشند. (زن و شوهر)

(استفتائات، ص 387 با استفاده از س 1249 و س 1250)

(توضیح المسائل، ص 13، با استفاده از م 57)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف و ب: هر زنی می تواند با استفاده از AUD و یا هر وسیله دیگر مانع از بارداری شود به شرط آن که استفاده از آن، موجب ضرر و زیان جدی نگردد و قرار دادن آن مستلزم فعل حرام نباشد مثل نگاه و لمس نامحرم به بدن زن و همچنین نگاه و لمس بدون دستکش توسط زنی که این دستگاه را در بدن زن دیگر قرار می دهد که همه اینها فعل حرام می باشد و دیگر آنکه قرار دادن آن دستگاه موجب سقط جنین نشود.

ج: جایز است به شرط آنکه کار به دست زدن و نگاه نامحرم نکشد.

(فقه غرب نشینان، ص 269 م 412)

(همان، ص 278، س 436)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف: جلوگیری موقت اگر مستلزم حرام نباشد اشکال ندارد و عقیم کردن جایز نیست و احتیاط واجب اینست که زن با اذن شوهر انجام دهد.

ب: جایز نیست.

ج: جائز نیست.

(جامع الاحکام، ج2، ص 54، با استفاده از س 1404 ، 1402 ، 1405، 1406)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

الف: اگر موجب نقص و فلج عضو و عقیم شدن نشود بلکه موقتاً جلوگیری از انعقاد نطفه شود مانع ندارد در صورتی که ضرر دیگری برای بدن نداشته باشد بلی اگر حمل خطر یا ضرر بدنی برای زن داشته باشد می تواند مطلقاً مادامی که ضرر دارد جلوگیری کند.

ب: جایز نیست.

ج: جایز نیست.

(مجمع المسائل،ج2، ص 173 س 485)

(توضیح المسائل، ص 13، با استفاده از م 57)

(مجمع المسائل، ج2، ص 173 س 485)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) جلوگیری به نحوی که موجب عقیم شدن دائمی نباشد با موافقت زوجین مانعی ندارد.

ب) جایز نیست.

ج) جایز نیست.


 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) برای جلوگیری از انعقاد نطفه هر وسیله مشروعی که بی ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن (مثل اینکه مرد یا زن برای همیشه از قابلیت تولید مثل ساقط شوند) نشود ذاتاً مجاز است و اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد. تنها در صورت ضرورت فردی یا اجتماعی جایز است.

ب) از جواب بالا روشن شد.

ج) از جواب بالا روشن شد.


 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف: لازم است نظر شوهر و نداشتن ضرر و موجب عقیم شدن را در نظر بگیرند.

ب: اگر مستلزم ارتکاب عمل حرامی نشود اشکال ندارد.

ج: اگر بستن لوله موجب عقیم شدن دائم گردد اشکال دارد و جایز نیست.

(هزار و یک مساله، ج1 ص 280، س 958)

(همان، ص 285 )

(همان، ج 2، ص 287 ، س 931)
منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250




بالای صفحه