دفتر ازدواج تهران

عروسی، به بردن عروس به خانه داماد و یا شب زفاف را می‌گویند

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

 عشق چیست؟

عشق چیست؟

روانشناسی عشق

كسانیكه به دیگران عشق می ورزند، با عشق ورزیدن، زندگی دیگران را با شادی، سرزندگی و فهم یا درك كه بخشی از وجود آنهاست، پر می كنند. زمانی كه همه این چیزهای خوب، زندگی فرد را در برگرفت، آن احساسات را بروز می دهد، شادی تولدی نو می بخشد كه می تواند بین هر دو آنها تقسیم شود. بنابراین با عشق ورزیدن، مردم به طور غیرارادی عشق را دریافت می كنند، ولو اینكه آنها با این قصد و غرض عشق نورزیده باشند.

عشق از نظر بیولوژی


فردی ممكن است روابط جنسی با شریکش داشته باشد و یک كشش قوی نسبت به او احساس كند. اما این کشش عشق نیست بلکه نتیجه ترشحات هورمون های جنسی در بدن اوست. در موارد زیادی یكی یا هر دو طرف در یافتن عشق ثابت و با دوام اشتباه می كنند. بی شك می دانیم كه چنین اشتباهاتی چه بهای گزافی دارد. در مقاله ای در سربرم، یك مغزشناس به نام دانافرم سه سیستم مرتبط با همسر، تولیدمثل و والدین را توضیح می دهد. این سیستمها شهوت، كشش و وابستگی نامیده شده است.

شهوت: راهی غریزی است كه آنقدر مرد و زن تحریك می كند. تا عمل جنسی بین آنها انجام شود.
كشش: این سیستم دو شریك را بطور شهوت آمیزی متمركز می كند تا تلقیح انجام گیرد. فیشر متوجه شد فرضیه سیستم كشش بعنوان راهی فردی است تا بهترین شریك را انتخاب و این تمركز را ادامه دهد. افراد كه فكر می كردند بطور ژنتیكی برترند ، و هنوز هم هستند، می توانند شریك زناشویی مطلوبی باشند.


وابستگی: این روش عاطفی (اصطلاح «عشق مهربان») بوجود آمده است تا زاد و ولد و حیات نسل ضمانت شود. منظور اصلی از افزایش سطح هورمونهای واسوپرسین و اكسی توسین حفظ زندگی مشترك والدین است، حداقل تا زمانی كه فرزند توانایی مراقبت از خود را داشته باشد.

عاشق شدن، دوست داشتن نیست.


بسیاری از مردم با كشش و جذبه به همدیگر مواجه شدند اما از آن به بعد شادتر زندگی نمی كنند چرا؟ چون بیشتر آنها كشش را با معنی عشق اشتباه گرفتند.
وقتی كسی را دوست دارید ارزش زیادی برای آن شخص قائلید چون انتخابی كرده اید و برای افزایش این علاقه و عشق راههایی را پیشنهاد می كنید. همچنین آسایش و پیشرفت را در بالاترین الویت انتخاب دوست و عشقتان قرار می دهید. زمانی كه عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می كنید.

روانشناسی عشق


زمانی كه عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می كنید

چرا ما به عشق نیاز داریم؟


از لحظه ای كه متولد شده ایم و حتی قبل از آن، طبیعت برای ما زمینه عشق ورزی مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غیر ممكن بنظر می رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمایت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولین درك ما از عشق است. همانطور كه در جریان زندگی پیشرفت می كنیم یاد می گیریم كه عشق به معنی حفظ و مراقبت از آسایش خودمان است.
نیازهاى انسان به طور کلى دو دسته است: نیازهاى مادّى و نیازهاى معنوى. این نیازها، منشأ انگیزه‏ ها است و انسان پس از احساس نیازدر پی پاسخ برمی آید. پاسخ به نیازها، زمینه رشد و شکوفایى انسان را فراهم آورده، او را به سوى مرزهاى شکوفایى و کمال رهنمون مى‏ شود. یکى از مهم‏ترین نیازهاى انسان، رسیدن به کمال مطلق است. همه تلاش و کوشش‏ها و بى‏ قرارى‏ هاى انسان، براى رسیدن به این نقطه اوج است و تا این وصال تحقق نیابد، فریاد نیاز انسان خاموش نمى ‏شود. بنابراین، اگر انسان دریابد چیزى یا کسى نیاز کمال طلبى‏اش را ارضا مى ‏کند یا وسیله دستیابى به آن حقیقت مطلق است، آن را دوست مى‏دارد و بدان عشق مى‏ ورزد؛ بنایراین محبت و عشق حالتى است که در دل یک موجود با شعور نسبت به چیزى که با وجود و تمایلات و نیازهایش تناسب دارد، به وجود مى‏آید.
از لحظه ای كه متولد شده ایم و حتی قبل از آن، طبیعت برای ما زمینه عشق ورزی مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غیر ممكن بنظر می رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمایت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولین درك ما از عشق است. همانطور كه در جریان زندگی پیشرفت می كنیم یاد می گیریم كه عشق به معنی حفظ و مراقبت از آسایش خودمان است.

عشق خالص مادر نشانه ای از عشق زیستن است، عشقی كه هدفی جز زنده ماندن ندارد. بعضی مردم می خواهند كه از این نوع عشق در روابط و مراحل دیگر زندگی خود مثل سنین بلوغ نیز داشته باشند. عشق مادر ذاتاً یك طرفه است، گذشته از دریافتهای جانبی كه دارد، ولی عشق بخشیدن او یك طرفه است. اما در تصور متعارف از عشق، طرفین متقابل، بخشیدن و دریافت عشق را تقسیم می كنند. همه می دانیم در روابط بهره برداری، هر دو شریك به همدیگر نیاز دارند، «بهره بردار» نیاز به كسی دارد كه از او بهره برداری كند و «وابسته» نیاز به بهره برداری دارد. در چنین روابطی وابستگی متقابل تا وقتی كه طرفین وجود داشته باشند، ادامه می یابد. برخلاف روابط مادر و بچه كه این روابط نابرابر است.

همراهی و یاری

بدیهی است كه همراهی نیاز اساسی در زندگی است، انسانها همیشه نیاز به همراه و یاور را ابراز می كنند. افراد حداقل نیاز به یك فردی دارند كه صمیمیت و ارزشهای مهم زندگی را با آنها تقسیم كنند.


همچنین مردم نیاز به دریافت چیزهایی دارند كه به افراد ارزش می دهد، چیزهایی كه خوشی و شادی ببخشد، چیزهایی كه بتوانند دوست داشته باشند و در نهایت دلیلی برای زندگی به افراد دهد. دیده ایم افرادی كه كسی را برای دوست داشتن ندارند و حقیقتاً خود را تنها می بینند، حیوانات یا گیاهانی را در منزل خود نگه داری می كنند.


عشق یك نهاد زنده است، اگر خاموش و متوقف شود می میرد. سرزنده بودن به معنی حركت به سمت جلو ست و رفتن به جایی كه سفر زندگی شما را می برد.عشق تنها وقتی می میرد كه دوباره در شكل متفاوتی متولد شود.

منبع: تبیان



تصاویر اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

تزئین  اتاق خواب عروس

اتاق خواب عروس

توجه فرمایید تصاویر بالا شامل خدمات سالن عقد خاطره نمی باشد.

منبع:mihanfal.com



نکاتی درباره بله ‌برون


این مراسم کمی از خواستگاری مفصل تر است و معمولاً به فاصله چند روز بعد از آن برگزار می شود. میزبان این مراسم مثل خواستگاری، خانواده عروس است. با این تفاوت که فک و فامیل عروس و داماد، تعداد بیشتری از بستگان شان را به این مراسم دعوت می کنند در ضمن در این مراسم، قول و قرارهای نهایی برنامه عقد و عروسی گذاشته می شود.

درباره بله ‌برون

اصولاً در سنت ما ایرانی ها نامزدی رسمی با بله بران شروع می شود اما این مراسم هم مثل بقیه دنگ و فنگ های ازدواج آداب و رسوم و نکته هایی دارد که باید رعایت کنید.

 

زمان مناسب برای بله بران :

تعیین زمان برای مجلس بله بران به مفهوم موافقت رسمی خانوادههای عروس و داماد با این پیوند است. به این ترتیب بله بران بعد از مجلس خواستگاری و معمولا بین یک هفته تا یک ماه پس از آن سر میگیرد.

نکته: در بله بران هم مانند خواستگاری خانواده عروس میزبان و خانواده داماد میهمان هستند.

 

نکات مربوط به جلسه بله بران :

1. با فاصله مناسب به طور رسمی از مهمانان برای شرکت در مراسم دعوت کنند.

2. حتما از بزرگترهایی که برای آشنلیی خواستگاری یا مراحل تحقیق زحمت کشیده اند دعوت کنند.

3. افراد خوش مشرب و با تجربه و صاحب نطر در این ضمینه را معرفی کنند.

4. هر یک از دو طرف سخنگوی خود را از پیش تعیین کنند و او را در جریان امور قرار دهند.

5. هر خوانواده همراهانش را از نقطه نظر های خود درباره قول و قرار های ازدواج با خبر کنند.

 

همراهان مناسب داماد در بله بران :

1. پدر و مادر داماد

2. همه خواهر ها و برادرها ی داماد

3. همراهان خواهرها و برادرها ی داماد و فرزندان آنها

4. مادر بزرگها و پدر بزرگهای داماد

5. ریش سفید یا گیس سفید فامیل داماد

6. عموها و عمه های داماد با همسران و فرزندان غیر متاهل آنها

7. خاله ها و داییها داماد با همسران و فرزندان غیر متاهل آنها

8. حاظرین در خواستگاری

9. معرف آشنایی زوج

نکته : همراهان عروس نیز مانند بالا میباشد.
طبق یک سنت قدیمی خانواده داماد در مراسم بله بران برای جلب رضایت عروس و خانواده او در گرفتن بله قطعی هدایایی تفدیم می کند. از قدیم پیشکش متداول در این مناسب یکقواره پارچه پیراهنی زنانه و یک انگشتر برای عروس است

گل و شیرینی بله بران :

همچون گل و شیرینی خواستگاری از نمادهای زیبا و به یاد ماندنی ترین این مراسم است که نمایانگر حسن سلیقه و مهر و محبت داماد و همچنین توجه ویژه خانواده داماد به عروس و خانواده اوست. بعضی از خانواده ها رسم دارند که یک انگشتر به عنوان «نشان» برای عروس می آورند.

 

هدیه خانواده داماد به عروس در بله برون :

طبق یک سنت قدیمی خانواده داماد در مراسم بله بران برای جلب رضایت عروس و خانواده او در گرفتن بله قطعی هدایایی تفدیم می کند. از قدیم پیشکش متداول در این مناسب یکقواره پارچه پیراهنی زنانه و یک انگشتر برای عروس است. البته در برخی خانواده های مذهبی معمولا به جای پارچه پیراهنی یک قواره چادری هدیه میشود.بدیهی است این پارچه چادری نباید مشکی باشد. بلکه معمولا چادری سفید با گلهای ریز و رنگی برای برای این منظور انتخاب میشود.

نکته : توجه به ظرایف زیر در انتخاب هدیه بله بران ضروری است.

1. خریدن یک قواره کامل پارچه به اندازه یک پیراهن زنانه

2. انتخاب پارچه ای با رنگ های شاد و زنده با توجه به سن و رنگ پوست عروس

3. بسته بندی و تزیین هدیه به شکار زیبا و چشم گیر

4. متمایز بودن انگشتر بله بران از حلقه برای پیشی گیری از شباهت آن به حلقه ازدواج

5. توجه به ساختار بدنی و استخوان بندی دستها و انگشتان عروس در انتخاب انگشتر

6. بسته بندی و تزیین جعبه حاوی انگشتر به شکلی زیبا وچشم گیر
مراسم بله برون

موارد قابل طرح در بله بران :

در این مراسم درباره:

* میزان مهریه

* اعلام میزان تقریبی جهیزیه عروس

* مطرح کردن رسوم قدیمی مانند درخواست شیربها در صورت مرسوم بودن در خانواده عروس

* وضعیت شغل داماد،

* تعیین دقیق وضعیت مسکن زوج

* اجازه ادامه کار با تحصیل عروس

* تقاضای حق انتخاب مسکن طلاق و کار برای دفتر در صورت مرسوم بودن در خانواده عروس

* مطرح کردن آداب خانوادگی مانند امضای فهرست جهاز عروس از سوی داماد و بزرگتر او در صورت مرسوم بودن در خانواده عروس

* مشخص شدن زمان مراسم نامزدی در صورت پذیرش خانواده عروس و فاصله زمانی آن تا عقد و ازدواج

* مشخص شدن دقیق زمان عقد و عروسی و همزمانی یا جدا بودن آن و جزییات این برنامه ها بحث خواهد شد. از قبل خودتان را آماده کنید.

نکته1: خوب نیست که پدر و مادرتان یک چیز بگویند و شما یک چیز دیگر. قبل از این که مراسم شروع شود، حرف تان را با بزرگ تر ها یکی کنید.

نکته2: برای تاریخ عقد و عروسی، یک زمان بندی داشته باشید. ماه های عزا و مناسبت های دینی را در نظر بگیرید. سعی کنید همه برنامه ها را در همین شب قطعی کنید؛ این که دوست دارید مراسم تان چگونه باشد مهمان ها چه کسانی باشند پذیرایی چه طور باشد تقسیم کار هم مال شب بله بران است طبیعتاً یک قسمت کار را خانواده عروس باید انجام بدهند و یک قسمت دیگر را خانواده داماد. راجع به جزییات این کارها صحبت کنید تا بعداً خدای نکرده همه چیز قاطی نشود.

نکته3: جواب های شما به سوال های خانواده مقابل، معیار تصمیم گیری آن ها است. پس دروغ نگویید «نمی توانم » راست خیلی بهتر از « می توانم» خالی بندی است.

 

پیشنهاد مهریه :

1. پدر یا مادر عروس میزان مهریه مورد نظر را اعلام کند.

2. کسی ازخانواده عروس با پیشنهاد پدر عروس مخالفت نکند.

3. معمول است که میزان مهریه را بر اساس آخرین ازدواجی که در خانواده عروس صورت گرفته است تعیین میکنند اما این درخواست رقابتی بدون توجه به شرایط زوج جدید معقول بنظر نمیرسد.

هر خانواده ای برای خودش آداب و رسومی دارد که شما مجبورید آنها را رعایت کنید. پس لابه لای حرف های بله بران درباره رسومات هم حرف بزنید خیلی از خانواده ها دوست دارند مراسم نامزدی، عقد و عروسی بلافاصله بعد از بله بران برگزار شود

تعیین مهریه :

مهریه مهم ترین مساله ای است که در شب بله بردان در باره اش حرف زده می شود. قول الکی ندهید اول به تعداد سکه ها فکر کنید، و سپس قیمت آن ها را توی ذهن تان محاسبه کنید یا یک ضرب و تقسیم می شود فهمید که پیشنهاد خانواده عروس در باره مهریه در قد و قواره داماد هست یا نه. گول «کی داده کی گرفته» را نخورید، به عندالمطالبه بودنش فکر کنید!

 

در تعیین مهریه به این موارد توجه داشته باشید :

1. وضع اقتصادی داماد

2. هزینه در نظر گرفته شده برای جهاز عروس

3. در نظر داشتن هزینه های جانبی داماد مانند شیر بها

4. خواست خود عروس

5. بودجه مورد نطر خانواده عروس به جا آوردن مراسم پیش از ازدواج

 

آلبوم بله برون:

در آلبوم بله برون نام عروس و داماد و همچنین تمام صحبت ها و شرایطی رو که گذاشته میشه مثل:

1- یک جلد کلام الله،

2- یک شاخه نبات،

3- ... عدد سکه تمام بهار آزادی،

4- طلا و جواهرات،

5- .......

نوشته شده و  پس از امضاء عروس و داماد گواهان نیز امضاء می کنند.

 
حرف آخر...

رسم و رسوم چیز دست و پاگیری است. اما گاهی وقت ها هم نمی شود از کنارش به سادگی گذشت هر خانواده ای برای خودش آداب و رسومی دارد که شما مجبورید آنها را رعایت کنید. پس لابه لای حرف های بله بران درباره رسومات هم حرف بزنید خیلی از خانواده ها دوست دارند مراسم نامزدی، عقد و عروسی بلافاصله بعد از بله بران برگزار شود. اما بعضی ها طرفدار یک دوره نامزدی نسبتاً طولانی هستند. این فقط یک نمونه بود درباره همه جریاناتی که از این به بعد پیش رو دارید این اتفاقات ممکن است بیفتد پس تا می توانید از رسم و رسومات بپرسید.

منابع: کتاب ازدواج از سیر تا پیاز /آکاایران



مدل آینه و شمعدان

مدل آینه و شمعدان

  آینه و شمعدان

مدل آینه و شمعدان

 آینه و شمعدان  

مدل آینه و شمعدان

 آینه و شمعدان  

مدل آینه و شمعدان

  آینه و شمعدان

مدل آینه و شمعدان

 آینه و شمعدان  

مدل آینه و شمعدان

  آینه و شمعدان

مدل آینه و شمعدان

 آینه و شمعدان  

مدل آینه و شمعدان

 آینه و شمعدان

توجه فرمایید تصاویر بالا شامل خدمات سالن عقد خاطره نمی باشد.

 منابع : senohe.com - nowaroos.com - beytoote.com



عروس خانم های کم طاقت بخوانند

عروس خانم های کم طاقت بخوانند,شاید بگویید بعد از مدتی برخی از رفتارهای همسرتان آزاردهنده به نظر می رسد. در چنین شرایطی به کمک چند توصیه می توانید شرایط موجود را بهتر بپذیرید و خودتان را با زندگی مشترک تطبیق دهید

شاید بگویید بعد از مدتی برخی از رفتارهای همسرتان آزاردهنده به نظر می رسد. در چنین شرایطی به کمک چند توصیه می توانید شرایط موجود را بهتر بپذیرید و خودتان را با زندگی مشترک تطبیق دهید.

 
پیشگویی را متوقف کنید!

تصور کنید همسرتان در ارتباط با شما آدم فراموش کاری است، او به صورت معمول تاریخ تولد شما، سالگرد ازدواج و یا مناسبت هایی از این دست را فراموش می کند، در عین حال قرارهایی که با شما دارد نیز پشت گوش انداخته و به عنوان مثال اگر قرار است با هم خرید بروید، ساعتی را که با شما قرار گذاشته فراموش کرده و با تأخیر از راه می رسد.

در این مواقع اگر کمی روی رفتار خود دقت کنید متوجه می شوید هر زمان که قراری با او دارید و یا مناسبت خاصی در راه است شما الگوی خاصی را طی می کنید. از ساعت ها پیش، در ذهن خود مشغول تکرار ماجرایی هستید که انتظارش را دارید؛ به احتمال زیاد با خود فکر می کنید که او باز هم دیر خواهد آمد، قرار را فراموش می کند، تولد من را به کل از یاد برده و ... .

این کار که به عنوان «نشخوار ذهنی» نیز می توان از آن یاد کرد، یکی از کارهایی است که می تواند آرامش شما را حسابی به هم بریزد. در واقع از ساعت ها پیش از اینکه رویدادی ناخوشایند برایتان رخ دهد، سطح تنش و اضطراب را در خودتان افزایش داده و باعث می شوید تا تحریک پذیری تان افزایش یابد. در این شرایط اگر همسرتان طبق انتظار شما به وعده خود عمل نکند و یا باز هم قراری را فراموش کند، عصبانیت و دلخوری شدیدتری را تجربه خواهید کرد، چرا که از نظر روانی پیش از این رویداد، دچار فرسایش روانی شده بودید.

در عین حال اگر همسرتان مطابق انتظار شما نیز عمل نکند و به عنوان مثال دقیقاً طبق قرار عمل کند، شما لذت کمتری از این رویداد خوشایند را تجربه کرده و به احتمال زیاد برخورد شما نمی تواند مشوق همسرتان برای تکرار این رفتار باشد. اما راه چاره چیست؟
واقعیت این است که برخی از رفتارهای کوچک در واقعیت چندان اهمیتی ندارند اما امان از وقتی که یکی از همسران روی یکی از آنها حساس شود. آن وقت با هر بار تکرار، آرامش خانه است که به کل از دست می رود

دست به تجربه بزنید!

گاهی اوقــات برخی رفتارهای ساده همسرمان تنها برای ما تبدیل به رفتارهایی آزاردهنـده می شود، آنقدر که اگر آن رفتار را برای دوستی تعریف کرده و نظر او را بخواهیم، به احتمال زیاد به ما خواهد گفت که بی جهت حساسیت نشان می دهیم و این موضوع آنقدرها هم اهمیت ندارد.

واقعیت این است که رفتارهای کوچک در واقعیت چندان اهمیتی ندارند اما امان از وقتی که یکی از همسران روی یکی از آنها حساس شود. آن وقت با هر بار تکرار، آرامش خانه است که به کل از دست می رود. یکی از ساده ترین راه ها برای کمک کردن حساسیت می تواند تجربه همان رفتار ناخوشایند توسط خود ما باشد.

شاید با خود فکر کنید که امکان ندارد من کاری را که دور از نزاکت می دانم انجام دهم. هرچند هیچ کسی نمی تواند شما را مجبور به انجام کاری که دوست ندارید بکند اما توجه داشته باشید که گاهی اوقات تنها بعد از انجام همان کار است که می توانیم متوجه شویم چرا همسرمان آن کار را تکرار می کند و همین نزدیک شدن به دنیای همسر می تواند باعث کم شدن حساسیت در ما باشد.

به عنوان مثال تازه بعد از ترکاندن آدامس، متوجه می شویم که وقتی کسی آدامس را می ترکاند صدایی متفاوت با دیگران را می شنود، صدایی که او تجربه می کند شدت کمتری از صدایی دیگران می شنوند، دارد و در نتیجه کمتر آزاردهنده است. همین دیدن مسئله از زاویه ای دیگر می تواند به ما کمک کند تا واکنش کمتری نشان داده و حداقل با هر بار تکرار آن رفتار آزار کمتری ببینیم.

 
نقطه مشترک بسازید

انتقاد و قضاوت را بس كنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه شروع به انتقاد می‌كنند. به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد كه او به اندازه كافی برای شما خوب نیست. این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی كنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی كنید. اینكه تفاوت را چه معنی می‌كنید، مهم است.

ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌كنیم كه وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یك ازدواج خوب، حفظ كردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر كنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته كه شما با آن مخالفت می‌كردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و كمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو كمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی كه برای تفریح خود كنار گذاشته‌اید،‌ برایش یك تیروكمان بخرید.

منبع : تبیان




نگاهي به پيامدهاي ازدواج

 مقدمهپیامد ازدواج

ازدواج مقوله اي فرهنگي و اجتماعي است كه به رغم ثبات زيادي كه همواره بر نفس آن حاكم بوده، بسيار تحت تأثير شرايط حاكم بر جامعه جديد قرار گرفته است. 

بنابراين، ايجاد تحول در آن با توجه به شرايط و مقتضيات زمان، امري ضروري و اجتناب ناپذير است. آنچه ازدواج را در جهان معاصر متفاوت از گذشته ساخته، دامنه تحولات در ازدواج است كه در نتيجه تغييرات بسيار در ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي اتفاق افتاده است. ترديدي وجود ندارد كه ساختارهاي اجتماعي جديد، شرايط و ضرورت هاي جديدي را براي ازدواج رقم زده و موجب بروز تمايز آشكاري ميان شيوه ها و ساختارهاي ازدواج در جامعه سنتي و جديد شده است.

نگرش و ديدگاه نسبت به ازدواج به عنوان يك « واقعيت اجتماعي »، تحت تأثير فرهنگ و نقش و موقعيتي است كه در آن به سر مي بريم. طبق بينش جامعه شناختي، « واقعيت هرگز به ما نمي گويد كه چيست، بلكه انسان ها بايد واقعيت را آن گونه كه هست، تفسير كنند و آن تفسير با فرهنگي كه ما براي راهنمايي خود به كار مي بريم، آغاز مي شود. هرچند فرهنگ نيز به نوبه خود از گروه هاي ما و از جامعه ما ناشي مي شود » (شارون، 1379: 139)

بنابراين، ديدگاه فرد نسبت به ازدواج تابع فرهنگي است كه به آن تعلق دارد، همچنين ملهم از موضع و جايگاه فرد در جامعه است. به عبارت ديگر، برخي باورهاي فرد، ناشي از تأثير فرهنگ و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، مانند مرد يا زن بودن. 

براي مثال، واقعيتي به نام زن بودن به مفهوم « انديشيدن مانند يك زن » است، يعني اعتقاد به اينكه عاطفه، حيا، صبر، بردباري، گذشت، خانه داري، بچه داري و مادري، كنش هاي ضروري زندگي خوب و رضايتبخش است. مرد بودن نيز به مفهوم « انديشيدن مانند يك مرد » است، يعني باور داشتن به اينكه نان آوري، سرپرست خانواده، احساسي نبودن، تلاش براي كسب معاش و اعتبار اجتماعي، لازمه ي يك زندگي خوب و سعادتمندانه است.

حفظ دين، پذيرش عبادت انسان و تكوين مودت و رحمت است و ازدواج كه ايده اي داراي پشتوانه ديني و اسلامي است مي تواند در جلوگيري از سردرگمي و اغتشاشات روحي افراد جامعه مؤثر باشد كه البته عدم فرهنگ سازي نهادهاي ذي ربط در جهت ترويج ازدواج آسان مشكلات فراروي تحقق اين ايده مي باشد. 

بنابراين، در اين پژوهش در نظر است به سؤالات زير پاسخ داده شود:

- پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي ناشي از ازدواج كدامند؟

- جهت كاهش پيامدهاي منفي فرهنگي و اجتماعي و افزايش نقاط مثبت ازدواج چه راهكارهايي را مي توان ارائه داد؟

 

1- مفهوم ازدواج

ازدواج، در عرف و شرع، پيمان زناشويي است كه بر اساس آن، براي مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقي و حقوقي پديد مي آيد كه سرپيچي از آنها، عقوبت و كيفر در پي خواهد داشت. 

در هر آييني، ازدواج با قوانين و مقررات ويژه اي صورت مي گيرد و اسلام به آداب و رسوم ديگر اقوام احترام گذاشته است: « لكل قوم نكاح »

از پيمان زناشويي در قرآن به « نكاح » نيز تعبير شده و به دو معنا به كار رفته است: نياز روح به كانون آرامش، و برآوردن نيازهاي جنسي كه البته معناي اول با اهميت تر از معناي دوم است. 

همسر شايسته در پيشامدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند.

 

2- اهداف و آثار ازدواج

حكمت ها و آثار مهمي بر ازدواج ترتب دارد و قرآن در آياتي به آنها پرداخته است. در برخي موارد، هرچند زن و مرد با يكديگر زندگي مي كنند، اهدافي كه بايد در زندگي آنان حاكم باشد، از ميان مي رود و دو طرف بدون آنكه بهره اي از زندگي مشترك ببرند، با يكديگر زندگي مي كنند. 

برخي گفته اند: هرجا نشانه هاي الفت و حكمت هاي زوجيت چه در دنيا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجيت را به كار برده است (روم: 21، فرقان: 74، زخرف: 70، بقره: 25، يس: 56) و هرگاه جاي اين نشانه ها و حكمت ها را بغض و خيانت يا تفاوت عقيده زن و مرد با يكديگر پر مي كند، قرآن از كلمه « امرأه » استفاده كرده است ( يوسف: 30، تحريم: 10 و 11)

همچنين آنجا كه حكمت زوجيت ( بقاي نسل انسان ) از ميان برداشته مي شود، باز قرآن واژه « امرأه » را به كار برده است ( ذاريات: 25، مريم: 4، آل عمران: 40 )

بدين سبب، هنگامي كه اين حكمت سربر مي آورد و ثمره زوجيت به بار مي نشيند، باز قرآن تعبير را عوض كرده و كلمه « زوج » را به كار مي برد. 

در آيه 40 سوره آل عمران، زكريا به خدا خطاب مي كند كه همسرم نازا است: « وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ »؛ ولي وقتي دعاي او اجابت مي شود، قرآن مي فرمايد: « وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ »

 

2-1- حفظ انساب

ازدواج و رعايت مقررات آن، نسب را حفظ مي كند. در اسلام، حفظ نسب، پايه احكام و حقوق فراواني است. بعضي از احكام فقهي، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر يا بر شناخت نسبت هاي فاميلي ديگر، مبتني است. 

تبعيت فرزند از پدر و مادر در كفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگي و حريت، ربا بين پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضد پدر، وجوب قضاي نمازهاي ميت بر پسر بزرگ تر، مسائل ارث، ولايت پدر و جد، حقوق طرفيني مانند حق حضانت و نفقات، عقوق والدين و اطاعت از آنها و مسائل اخلاقي مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقيقه فرزند و مسائل فراوان ديگر، بر حفظ انساب متوقف است و از اينجا به اهميت ازدواج و مراعات حدود آن مي توان پي برد. حفظ نسب، حكمت عده زن بين دو ازدواج شمرده شده است. 

انتظار زن براي ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدت چهارماه و ده روز ( بقره: 234 )، عده زن به مدت سه دوره پاكي پس از طلاق ( بقره: 228 ) و انتظار زن باردار براي ازدواج مجدد تا هنگام وضع حمل ( طلاق: 4 )، همه اين مقررات گوياي اهميت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار ( نساء: 24 )، و حرمت زنا ( اسراء: 32 ) نيز بر پايه حكمت حفظ نسب قرار داده شده است.

 

2-2- برخورداري از سكون و آرامش

نياز روح به كانون آرامش، با اهميت تر از نياز جنسي است. همسر شايسته در پيشامدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند: « وَمِن آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُمْ أَزْواجًا لِّتَسْكُنوا إِلَيْهَا ... » ( روم: 21 )، « وَجَعَلَ مِنها زَوجَها لِيَسكُنَ إِلَيها ... ». برخي مفسران، مقصود از لباس را در آيه 187 بقره، سكون و آرامش دانسته اند؛ همان گونه كه خدا شب را لباس ( مايه آرامش و سكون ) دانسته: « وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لباسًا » ( نبأ: 10)

و « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » (بقره: 187) به سكون و آرامشي كه با همسر حاصل مي شود، نيز اشاره دارد. يكي از بناهاي پر اهميت اجتماع، ازدواج و تشكيل خانواده است. در اين واحد اوليه اجتماعي، سنگ بناي تعليم و تربيت نهاده مي شود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تكامل مي رسد.

 

2-3- حفظ نوع بشر

طبق بيان قرآن، ازدواج وسيله اي براي توليد و بقاي نسل در انسان و حيوان است: « جَعلَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزْواجًا و منَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فيه» (شوري، 11) گرچه جمله « َيذْرَؤُكُمْ فيهِ » تكثير نسل انسان را بيان داشته است، در اين جهت، ميان انسان، چهارپايان و گياهان فرقي نيست. 

در جاي ديگري مي فرمايد: پروردگار، شما را از « نفس واحدي » آفريد و جفتش را نيز از او خلق كرد، و از آن دو، مردان و زنان بسياري را پراكنده ساخت: « ... وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِساء ... » (نساء: 1). در آيه 72 سوره نحل مي فرمايد: از همسرانتان براي شما فرزندان و نوه ها قرار داد، « وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً »

قرآن، بقاي نسل انسان و اجتماع مدني را به ازدواج منوط مي داند و روي آوردن به زنا و لواط را نابودكننده راه بقاي نسل مي شمارد: « وَلا تَقرَبواْ الزِّنى إِنَّهُ كَانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبيلا » ( اسراء: 32 )، « أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبيل » (عنكبوت: 29)؛ زيرا با رواج راه هاي نامشروع، رغبت به نكاح كم مي شود؛ جاذبه اش از بين رفته و فقط بار تأمين مسكن و نفقه و به دنيا آوردن اولاد و تربيت آنان، باقي مي ماند. در نتيجه، آسان ترين راه هاي اشباع غرايز كه از راه نامشروع است، رايج مي شود و هدف بقاي نسل، رنگ مي بازد.

 

2-4- داشتن فرزندان صالح

يكي از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن مي باشد، و پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود؛ زيرا اصل توليد و تكثير، از راه هاي غيرمشروع نيز ممكن است، ولي در سايه ازدواج، نسلي داراي اصل و نسب پديد مي آيد.

قرآن در آياتي، فرزند را زينت زندگي دنيا شمرده كه بيان گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر و فرزند است: « الْمالُ وَالْبَنونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا » (كهف: 46). داشتن فرزند به صورت ثمره ازدواج، با تعبيرهاي گوناگوني در قرآن آمده است. در آيه 223 سوره بقره از اينكه مي گويد: « نِسآؤُكُم حَرْثٌ لَّكُم فَأْتُواْ حَرثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم... »

يادآور مي شود كه بكوشيد از اين فرصت بهره گيريد و با پرورش فرزندان صالح و شايسته كه به حال دين و دنياي شما مفيد باشد، اثر نيكي براي خود از پيش بفرستيد؛ «... وَقَدِمُواْ لأَنفُسِكُم ... » 

در آيه 187 سوره بقره پس از آنكه از آميزش با همسر سخن به ميان آمده است، مي فرمايد: «... وَابْتَغواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُم»، كه به نظر بسياري مقصود، طلب فرزند است. 

در موارد متعددي از قرآن، خداوند براي داشتن فرزند صالح، خوانده شده است. در آيه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل مي كند كه عرضه مي دارند؛ اگر فرزند صالح نصيبشان شود، شكرگزار خواهند بود: « دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِن الشَّاكِرِين ... » 

در چند جا، درخواست حضرت زكريا (عليه السلام)، مطرح شده است كه از خداوند، فرزندي كه لياقت جانشيني او را داشته « ... فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا » (مريم: 5)، و مورد رضايت پروردگار باشد؛ « وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضيًّا »‌ (همان: 6) را خواسته است. در سوره آل عمران، پس از بيان شايستگي هاي مريم (عليها السلام)، او پروردگارش را مي خواند: خداوندا از طرف خود، فرزند پاكيزه اي نيز به من عطا فرما: « ... هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء »

 

2-5- مودت و رحمت

از ديگر آثار ازدواج، مودت و رحمت است: « وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ... » (روم: 21) آنچه در آغاز زندگي مشترك بين زن و شوهر، يگانگي برقرار مي كند و اثر آن در مقام عمل ظاهر مي شود، مودت است؛ ولي پس از گذشت زمان و رسيدن دوران ضعف و ناتواني، رحمت جاي مودت را پر مي كند. 

رحمت و مودت به تعبير قرآن، دو نشانه الهي و ضامن پايداري بناي زندگي و تداوم وحدت است. البته رحمت در همان آغاز زندگي نيز در زندگي نقش دارد. گاهي زحمات و خدمات بلاعوض و ايثارگرانه بدون هيچ گونه چشم داشتي حتي گاهي با برخورد سرد از طرف مقابل، از انسان سرمي زند. 

در اينجا براي حفظ نظام خانواده از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن برشمرده شده، و پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود.

 

2-6- ارضاي غريزه جنسي

غريزه جنسي، نيرويي است كه در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسيله اي مُجاز براي اطفاي نيروي شهوت و پاسخي به اين غريزه خدادادي است:« وَالَّذِينَ هُمْ لِفُروجِهِم حافِظُون إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيرُ مَلُومين » (مؤمنون: 5-6)

در حديث آمده است: ميان لذت هاي مادي و جسماني در دنيا و آخرت، هيچ كدام به پايه لذت زناشويي نمي رسد؛ سپس امام به آيه 14 سوره آل عمران استشهاد مي كند كه در ميان شهوات گوناگون علاقه به زن را مقدم داشته است: « زُيِّنَ للنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساء وَالْبَنينَ وَالْقَناطِيرِ الْمُقَنطَرةِ ...» 

در آيه 187 بقره مي فرمايد: خداوند مي دانست كه شما به خود خيانت مي كرديد و آميزش با همسر را كه ممنوع شده بود، انجام مي داديد؛ بدين سبب، ممنوعيت برداشته شد: « ... عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ ... »

اين آيه، به نياز غريزي جنسي اشاره دارد كه به رغم ممنوعيت شرعي، مردم به سوي آن كشيده مي شوند. البته اين امر نمي تواند انگيزه اصلي و هدف نهايي ازدواج باشد؛ زيرا غريزه جنسي در زن و مرد، دوره محدودي دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط اين جهت باشد، بايد زوجين هنگام ناتواني جنسي، يكديگر را رها كنند يا زن و مردي كه توانايي جنسي خويش را از دست داده اند، هيچ گاه پيمان زناشويي نبندند.

 

2-7- بازداشتن از گناه

يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. با اشباع غريزه جنسي در زن و مرد، زمينه گناهان شهوت انگيز از ميان مي رود. اينكه در قرآن از كسي كه ازدواج كرده، به « مُحصن و محصنه » تعبير شده: « فَإِذَا أُحْصِنَّ » (نساء: 25)، به جهت اين است كه زن و مرد، با ازدواج در حِصن (سنگر) مستحكمي قرار مي گيرند و خود را حفظ مي كنند تا وسوسه هاي شهواني در آنان اثر نگذارد. 

ازدواج، زمينه گناهان ديگر را نيز از بين مي برد؛ زيرا پذيرفتن مسئوليت تأمين و تربيت اولاد، انسان را به استفاده بهينه از عمر وامي دارد و براي گناه و معاشرت هاي گمراه كننده جايي باقي نمي ماند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « من تزوج فقد احرز نصف دينه » ( بحارالانوار، ج100: 219 )؛ با ازدواج، نيمي از دين صيانت مي شود. 

در روايتي ديگر آمده است: بدترين مردم، كساني هستندكه در تجرد به سر مي برند. در تفسير آيه 187 سوره بقره؛ « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » برخي گفته اند: آن گونه كه انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسيب هاي جلدي، محافظت مي شود، زن و مرد، با ازدواج، يكديگر را از گناه حفظ مي كنند. 

در آيه 28 سوره نساء، حكمت تشريع ازدواج اين گونه بيان شده است: « يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ ... »؛ زيرا پيروي از شهوات و در دام گناه افتادن، براي انسان، وزانت و سنگيني مي آورد و تشريع ازدواج و فراهم شدن امكان آن براي كسي كه نمي تواند با زنان آزاد ازدواج كند، از فساد و گناه جلوگيري مي كند و انسان از عواقب آن در امان مي ماند و اين نوعي توسعه براي انسان شمرده مي شود.

 

2-8- توسعه رزق

نگراني از تنگدستي، يكي از بهانه هايي است كه براي گريز از ازدواج، مطرح مي شود. قرآن، اين گونه به انسان اميدواري مي دهد: از فقر و تنگ دستي جوانان و مجردان نگران نباشيد و در ازدواج آنها بكوشيد، چراكه اگر فقير باشند، خداوند از فضل خويش، آنان را بي نياز مي سازد: « وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ... » (نور: 32) برخي گفته اند: مفاد اين آيه، وعده خداوند به غنا و بي نيازي براي كساني است كه تشكيل خانواده دهند. 

رواياتي نيز اين معنا را تأييد مي كند. يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. در حديثي، امام صادق (عليه السلام) ترك ازدواج به سبب ترس از گرسنگي را سوء ظن به پروردگار دانسته است؛ زيرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگراني در اين زمينه، جز بدگماني به خدا نيست. 

با توجه به اينكه افرادي در جامعه، پس از ازدواج، نه تنها ثروتمند نمي شوند، بلكه بر فقرشان افزوده مي شود و اگر اين آيه، متضمن وعده خداوند باشد، خلف وعده لازم مي آيد و خلف وعده قبيح است. گروهي بر آنند كه براي وعده در اين آيه بايد معلق بر مشيت الهي در تقدير گرفته شود؛ يعني پس از ازدواج، اگر خدا بخواهد، آنان را بي نياز مي كند، چنانكه در آيه 28 سوره توبه، براي وعده الهي به غنا و بي نيازي به مشيت خدا تصريح شده است: « وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء ... » اشكال شده است: همان طور كه غنا و بي نيازي متأهلان، به مشيت منوط است، غنا و بي نيازي مجردها و كساني كه همسر ندارند ( بلكه هر پديده اي ) نيز به مشيت توقف دارد. پس اين چه وعده اي است كه خدا، براي ازدواج داده است؛ زيرا همان گونه كه متأهل ها، بر اثر مشيت الهي، به دو گونه فقير و غني تقسيم مي شوند، مجردها نيز چنين هستند و اتفاقاً اين وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: « وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ » (نساء: 130)

اگر وضعيتي پيش آيد كه زن و شوهر نتوانند با هم زندگي كنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بي نياز خواهد كرد. پاسخ اشكال آن است كه بسياري از مردم خيال مي كنند، ازدواج و فراواني عائله، سبب فقر و تجرد، سبب پس انداز و ثروت مي شود. 

آيه درصدد آن است كه اين توهم را از دل ها بزدايد و غفلت از رزاق حقيقي را بردارد و به ما بفهماند كه گاه، بركت و فراواني، در مال انسان ( با وجود عائله مند بودن ) ايجاد مي شود و گاهي هم انسان (در عين كم عائله بودن و مجرد زيستن) هرچه مي كوشد، در معيشت او پيشرفتي حاصل نمي شود، افزون بر آنكه پذيرفتن مسئله تأمين زن و فرزند، در او مسئوليت پديد مي آورد. 

بنابراين، آيه « إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ » (نور: 32) بيان مي دارد كه گاهي با ازدواج، فقر از زندگي رخت برمي بندد، نه آنكه هميشه با ازدواج، فقر برطرف مي شود وگرنه اين آيه با آيه « وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا » تناقض مي يافت ( همان: 33 )

فخر رازي معتقد است كه آيه « إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ » در مقام وعده الهي نيست؛ بلكه مفاد آيه، آن است كه نبايد ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زيرا مال فناپذير است و آنچه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است كه بايد در پي آن بود كه از انباشتن ثروت بهتر است: « قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ » ( يونس: 58 )

 

3- ازدواج و اهميت آن در اسلام

 

در فرهنگ معين « ازدواج رابطه اي حقوقي است كه براي هميشه يا مدتي معين، به وسيله عقد مخصوص بين زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مي دهد كه از يكديگر تمتع جنسي ببرند » ( معين، 1382 ) 

در تعريفي ديگر « ازدواج و زندگي زناشويي يك پديده طبيعي قراردادي است » (مطهري، 1357) 

همچنين برخي ازدواج را فرايندي از كنش متقابل بين مرد و زن؛ برخوردي دراماتيك بين فرهنگ (قواعد اجتماعي) و طبيعت (كشش جنسي) و پيوندي دائمي ميان دو جنس مخالف ميدانند كه در چهارچوب رسمي و قانوني مجاز به برقراري مناسبات جنسي مي شوند. (رضوي و ديگران، 1381: 8 )

در تعريفي ديگر، ازدواج به عنوان نهاد و كانون اجتماعي ملهم از سه منبع قانون، عقايد اجتماعي و اعتقادات مذهبي بوده و مبتني بر شش نكته است:

1- ازدواج يك انتخاب شخصي آزاد است كه بر پايه عشق استوار مي شود؛

2- بلوغ و استقلال، نياز مسلم براي اقدام به ازدواج است؛

3- ازدواج، ارتباطي بين دو جنس مخالف است؛

4- در يك زندگي مشترك، مرد سرپرست بوده و تأمين معاش و محافظت از خانواده را برعهده دارد؛

5- وفاداري جنسي و تك همسري، انتظارات يك ازدواج مي باشند؛

6- ازدواج به طور طبيعي با تولد فرزندان همراه است. 

 

غير از آيات فراواني كه مسلمانان را در هر وضعيتي به همسرگزيني و ازدواج فرا مي خوانند، روايات بسياري نيز بر اين پيوند تأكيد دارند، تا آنجا كه امام صادق (عليه السلام) ترك ازدواج را از بيم فقر، سوء ظن به خداوند بزرگ مي خواند (كليني، ج5: 3)

امر ازدواج، به قدري از ديدگاه يگانه معبود هستي اهميت دارد كه در سوره نور آيه 32 فرموده: مردان و زنان بي همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكار را، اگر فقير و تنگ دست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بي نياز مي سازد، خداوند گشايش دهنده و آگاه است. 

در آيه اي ديگر خداوند فرموده: از نشانه هاي خداوند اين است كه آفريد براي شما از جنس خودتان زوج هايي كه به وسيله آنها آرام گيريد.

آري، خداوند رسيدن مشروع زن و مرد را به يكديگر، از نشانه هاي خود معرفي كرده و آن را براي هر دو نفر موجب آرامش دانسته است. آرامش و فروكش شدن موج طبيعي غريزه در انسان جز از طريق مشروع ميسر نيست و اين طريق مشروع ازدواج است و پاسخي است به نداي فطرت. 

تعاليم اسلام نيز بر نكات فوق در ازدواج تأكيد دارد. اسلام ازدواج را قراردادي با شرايط ويژه مي داند و نسبت به ملل و اديان ديگر، براي مسلمانان در ازدواج شرايط بيشتري مقرر كرده است، هرچند ازدواج ساير فرهنگ ها را در ظرف و قالب خود به رسميت مي شناسد (كليني، ج1: 353) 

نكته دوم، استحكام اين قرارداد است. در قرآن از ازدواج به عنوان « پيماني محكم » ياد شده است (نساء: 21) وجملاتي كه در عقد ازدواج و هم زمان با آن از سوي يك طرف گفته مي شود و طرف مقابل نيز آن را مي پذيرد، نشان از استواري اين پيوند دارد (مجلسي، ج 100: 267-269)

برخي از اين جملات از متن قرآن گرفته شده و بر اين استوار است كه زن و مرد بايد به صورت مناسب و مطلوب به زندگي مشترك خويش ادامه دهند و در صورتي كه بخواهند از هم جدا شوند بايد با احسان و نيكي به يكديگر همراه باشند (بقره: 231)

در عين حال، پيمان زناشويي محكم ترين قرارداد اجتماعي است كه مي توان آن را ناشي از دوستي شديد و رحمت متقابل بين زن و شوهر دانست كه قرآن به آن اشاره كرده است (روم: 21)

اين دوستي، قوي ترين امري است كه فرد بر آن اعتماد كرده، والدين، خواهر و برادر و همه خانواده را رها مي نمايد و راضي مي شود با فردي كه نسبت خوني با او ندارد، زندگي كند و در سختي و آسايش با او شريك باشد. از نشانه هاي مهم خداوند در خلقت انسان، جذبه روان شناختي در وجود مرد و زن است كه مي پذيرند از نزديكان جدا شوند و فرد ناآشنايي را به همسري برگزيند تا مايه آرامش يكديگر شوند و رابطه دوستانه آنها از هر رابطه ديگر عميق تر گردد.

به نظر مي رسد، زن و مرد تنها در صورت اطمينان به عمق اين رابطه و گوارا بودن زندگي مشترك، به ازدواج رضايت مي دهند. اين پيمان فطري، بسيار محكم و امري وراي ارضاي جنسي است و اطمينان زن و مرد به يكديگر بيش از اطمينان افراد در هر رابطه ديگر انساني است. اين امور باعث مي شود ازدواج به پيمان محكمي تبديل شود .

 

4- نقش ايمان و اخلاق در تحكيم بنياد خانواده

خانواده يك واحد كوچك اجتماعي است كه با پيمان ازدواج زن و مرد آغاز مي شود و با توليد و تکثير فرزندان توسعه و استحکام مي يابد. جوامع بزرگ تر نيز از همين واحدهاي کوچک تشکيل مي شوند. بشر از آغاز، زندگي خانوادگي را به عنوان بهترين نوع زندگي برگزيده و در همه زمان ها و مکان ها بدان پايبند بوده و هست.

اين نوع زندگي از امتيازات انسان محسوب مي شود و فوائد گوناگوني دربردارد، از جمله اينکه زن و مرد را از پريشاني، بي هدفي و ولگردي نجات مي دهد و به خانواده وابسته و دلگرم مي سازد، آنها در کانون گرم و با صفاي خانواده، صاحب فرزند مي شوند. پرورش فرزندان و انس با آنان يکي از بهترين لذت هاي زندگي است.

اسلام براي تحقق اهداف ازدواج و تحکيم بنياد خانواده بر دو امر تأکيد دارد: يکي ايمان و ديگري اخلاق. به کساني که قصد ازدواج دارند توصيه مي شود که دين و اخلاق همسر خود را نيز منظور بدارند. مردي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله، آمد و در امر ازدواج با او مشورت نمود، آن حضرت فرمود: « با زنان ديندار ازدواج کن تا خير فراواني نصيب تو شود » ( وسائل الشيعه، ج20: 50 )

علي بن موسي الرضا (عليه السلام) فرمود: « سودي بهتر از زن صالح و شايسته نصيب انسان نمي شود، زني که شوهرش را خشنود مي سازد و در غياب او از خود و مال شوهرش نگهداري مي کند » ( همان: 39 )

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: « اگر کسي از دختر شما خواستگاري کرد و دين و اخلاق او را پسنديديد، با او تزويج کنيد وگرنه فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود مي آيد » ( همان. 77 )

براي حسن رابطه بين زن و شوهر و بقا و استحکام بنياد خانواده و براي جلوگيري از اختلافات خانوادگي و وقوع طلاق نيز بهترين وسيله را رعايت ارزش هاي اخلاقي مي دانند و در اين رابطه توصيه هاي فراواني شده است.

اسلام، ازدواج را پيماني مقدس مي داند که ميان زن و مرد، به اعتبار اينکه دو انسان هستند، بسته مي شود و مهم ترين هدفش تأمين نيازهاي انساني و آرامش، سکون و انس زن و مرد به يکديگر است، حتي لذت جويي هاي مشروع جنسي و اشباع غريزه و توليد و پرورش فرزندان را نيز در راه تأمين هدف عالي انسان محسوب مي دارد.

قرآن کريم در اين رابطه مي گويد: « و از نشانه هاي خداست که براي شما از جنس خودتان همسراني بيافريد تا به سوي آنان آرامش بيابيد و در ميان شما محبت و دلسوزي قرار داد، همانا که در اين موضوع براي انديشمندان نشانه هايي است » (روم: 21) 

در آيه مذکور، انس و آرامش خانوادگي به عنوان ثمره ازدواج معرفي شده است و اين موضوع بسي برتر از امکان ارضاي مشروع غريزه جنسي است. در پيمان مقدس زناشويي، زن و مرد با تمام وجود به سوي همديگر جذب و متحد و يک دل مي شوند و در تمام ابعاد زندگي در خدمت يکديگر قرار مي گيرند، همچنين مأنوس و همفکر و هم راز و يک هدف مي شوند.

در آيه مذکور زندگي خانوادگي بر دو پايه نيرومند مودت و رحمت استوار شده است. يکي از پايه هاي ازدواج، مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به يکديگر است، خوبي ها و نقاط مثبت يکديگر را مورد توجه قرار مي دهند و از صميم قلب همديگر را دوست مي دارند. هر يک از آنان، ديگري را نعمتي ارزشمند از جانب خدا و وسيله انس، الفت، آرامش و دلگرمي و شريک زندگي مي شمارد و از اين نعمت بزرگ قدرداني و سپاسگزاري مي کند.

پايه ديگر ازدواج که در اين آيه بدان اشارت شده، رحمت يعني مهرباني و دلسوزي است. هرگاه يکي از زوجين به نقصان و ضعف و نيازي در همسرش مواجه شد با ديده ترحم و دلسوزي به آن مي نگرد، فکر مي کند که او يک انسان است و انسان هم بي نقص نيست، چنانکه خودش نيز بي عيب نيست. دلش به حال او مي سوزد و سعي مي کند با نرمي و مدارا و از روي مهرباني و دلسوزي نقص او را در صورت امکان برطرف سازد و در صورت عدم امکان او را با همان حال مي پذيرد و نقصانش را ناديده مي گيرد و به زندگي ادامه مي دهد. لازمه رحمت و دلسوزي اين است که چنانکه خير و صلاح خود را مي خواهد در همه حال خواسته ها و تمايلات همسرش را نيز منظور بدارد و هرچه را براي خود مي خواهد براي او نيز بخواهد و همواره به فکر تأمين سعادت، آسايش و آرامش او باشد. قرآن مجيد در اين رابطه تعبير بسيار جالبي دارد و زن و شوهر را چنين توصيف مي کند:

« زنان براي شما لباس هستند و شما نيز براي آنان لباس هستيد » ( بقره: 187 )

لباس مجموع بدن انسان را با همه کمالات و نواقص و خوبي ها و بدي ها و زيبايي ها و زشتي ها دربر مي گيرد؛ از سرما و گرما و خطرها حفظ مي کند، بر زيبايي هايش مي افزايد و عيوبش را مي پوشاند. لباس نزديک ترين اشيا نسبت به انسان است و از جمله نيازهاي اوليه به شمار مي رود. زن و شوهر نيز نسبت به يکديگر بايد همانند لباس باشند، همديگر را با همه نواقص و کمالات بپذيرند. حافظ و نگهبان و آرامش بخش يکديگر باشند، بر زيبايي هاي هم بيفزايند و عيوب يکديگر را بپوشانند، رازدار و محرم اسرار باشند.

اسلام در مورد روابط بين زن و شوهر و زندگي خانوادگي چنين مي انديشد و آن را بر چنين پايه هايي استوار ساخته است. تشکيل چنين خانواده هايي در خور انسان است و سعادت جسماني و نفساني، دنيوي و اخروي او را تأمين مي کند. اگر بنياد خانواده بر پايه هاي ايمان و محبت و دلسوزي استوار شود، کانون خانواده گرم و باصفا مي شود و از کشمکش ها و اختلافات و طلاق و فروپاشي جلوگيري مي کند.

خيرانديشان بايد در ترويج و تبليغ چنين خانواده هايي تلاش و سرمايه گذاري کنند و بدين وسيله، از تزلزل و فروپاشي بنياد خانواده جلوگيري کنند. البته تنها با حمايت هاي قانوني نمي توان بدين هدف بزرگ رسيد و بنيان خانواده را بر پايه هاي محبت و دلسوزي استوار ساخت. بهترين وسيله براي رسيدن به چنين هدفي تبليغ و دعوت مردم به رعايت ارزش هاي اخلاقي است. چنانکه اسلام همين روش را انتخاب کرده و بر رعايت اخلاق در خانواده تأکيد فراوان دارد. از باب نمونه به گوشه اي از آن اشاره مي شود:

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « کامل ترين مردم از جهت ايمان کسي است که اخلاقش خوب تر باشد، و بهترين شما کساني هستند که نسبت به همسران خود خوش رفتار باشند » ( مجلسي، ج 71: 389 )

امام سجاد (ع) فرمود: «حق همسرت اين است که بداني خداي متعال او را وسيله آرامش و انس تو قرار داده و بداني که او نعمتي است از جانب خدا براي تو، پس او را گرامي بداري و با وي مدارا کني. گرچه تو نيز بر او حقي بزرگ داري، اما بايد نسبت به او دلسوز و مهربان باشي، زيرا در اختيار تو قرار دارد. بايد خوراک و پوشاک او را تأمين کني و اشتباهات و لغزش هايش را ببخشي»(همان، ج74: 5)

حضرت موسي بن جعفر (ع) فرمود: « جهاد زن در اين است که خوب شوهرداري کند » (وسائل الشيعه، ج20: 163)

همچنين اسلام عنايت ويژه اي به اخلاق دارد و رعايت ارزش هاي اخلاقي را براي سلامت خانواده و تحکيم بنيان آن ضروري و لازم مي داند.

 

منبع: سايت راسخون ، نويسندگان:دكتر كريم حمدي ،دكتر اسماعيل كاوسي،پيمان حسن پور



عشق حقیقی چیست؟

"عـشق یـعنی صبر و شـکیبایی، یعنی مهربانی؛عشق حقیقی چیست
عشـق رنــگ حسد و مـباهات به خود نمی گیرد،
تکبر و غرور نمیشناسد، گستاخانه عمل نمیکند، به سادگی خشمگین نمی شود، و اشتباهات را بـدست فراموشی میسپارد. عشق
از بدیـها رنج میبـرد و با حقیقت شکوفـــا میشود.
مامن امنی برای ماواست، با خود امید و اطمینان
را به ارمغان می آورد و تا ابد جاودان باقی میماند،
عشق هیچ گاه مغلوب نخواهد شد."

قطعه بالا خصوصیات یک عشق حقیقی را به تصویر کشیده است. این خصوصیات در روح عشق های الهی به چشم می خورد. ما هم باید سعی کنیم تا از این تعابیر در عشق های زمینی بهره بگیریم. مشکل اساسی که امروزه بیشتر افراد با آن روبرو هستند این است که در روابط احساسی خود به هیچ وجه به دنبال یافتن ویژگی های "دوست داشتن واقعی" نیستند. در عوض همه به دنبال خصوصیات ظاهری، شهرت و ثروت طرف مقابل هستند. همانطور که می دانید این گزینه ها به هیچ وجه جزء مفروضات یک عشق حقیقی نبوده و به مرور زمان در روابط رنگ می بازند؛ به همین دلیل نباید معیار اصلی انتخاب خود را بر پایه گزینه های زودگذر استوار سازیم.

"عشق الهی با عشق زمینی متفاوت است. خداوند به دنبال چیزهایی که انسانها از روابطشان انتظار دارند نیست. مردم فقط به ظواهر امور اهمیت میدهند؛ اما خداوند به دنبال پاکی و معصومیت موجود در قلب انسانهاست."

عشق صرفاً بیان احساسات نیست و تنها در مقام عمل و در سایه اعمال از خودگذشتگی است که معنا پیدا می کند. البته بیان احساسات جزء لاینفک عشق ورزی محسوب می شود اما نمی توان بر روی آن به عنوان تنها معیار عاشقی حساب باز کرد. از خود گذشتگی حقیقی همیشه ما را به سمت عملی کردن گفته هایمان هدایت می کند و از این طریق می توانیم به عشق حقیقی دست پیدا کنیم.

"سعی کنید تا جایی که می توانید با زبان و گفته هایتان عشق نورزید بلکه با حقیقت اعمالتان دوست داشتن خود را منعکس کنید."

رابطه جنسی، عشق نیست!

ما یاد گرفته ایم که دوست داشتن و برقراری رابطه جنسی مشابه هم هستند. اما این مطلب صحت ندارد. رابطه جنسی امری است برای تکمیل ازدواج های قرادادی و تنها زمانی زیباست که پا را فراتر از حد و مزر تعیین شده آن نگذاریم، در غیر اینصورت به امری نکوهیده تبدیل می شود.

رابطه جنسی پیش از ازدواج

برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج در اکثر موارد چیزی جز رنج و ناامیدی را برای طرفین به همراه ندارد. در تمام کتابهای آسمانی به گونه ای به این مطلب اشاره شده است که وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند روح و جسم آنها یکی می شود و برقراری رابطه جنسی نیز حسن ختامی برای نمایش منتهای این پیوند و انسجام است. زمانیکه دو نفر پس از برقراری رابطه جنسی ارتباط خود را با یکدیگر قطع می کنند درست مثل این است که جسم و روحشان را از وسط به دو نیم می کنند. به همین دلیل هم هست که نوجوانان و جوانان به افرادی که بدنشان را در اختیار آنها قرار میدهند وابسته شده و نسبت به آنها ضعیف و آسیب پذیر می شوند. به راحتی میتوان دریافت که سکس پیش از ازدواج منظر صبر و شکیبایی نیست، مهربان نبوده و از شما محافظت نمی کند و خلاصه در یک کلمه اصلا عشق نیست.

تشخیص عشق حقیقی

ما تنها زمانی می توانیم معنای عشق حقیقی را در یابیم که به آن رسیده و با تمام وجود آنرا حس کرده باشیم. اگر وارد یک رابطه شویم که تمام خصوصیات عشق حقیقی را داشته باشد و خودمان نیز احساس کنیم که تا پایان عمر تمایل به ادامه ارتباط را داریم بعد تازه آن موقع است که می توانیم بگوییم حقیقتاً "عاشق" هستیم. ۳ نشانه که می تواند ما را به سمت چنین احساسی راهنمایی کند به قرار زیر است:

ما باید…

۱) رفتارمان مطابق با فرامین الهی باشد.

۲) کاملا با خودمان صادق باشیم.

۳) توانایی درک تعهدی که با عشق به میان می آید را داشته باشیم.

منبع:mardoman



چهل حدیث درباره ازدواج


فضيلت ازدواج
تأثير ازدواجاحادیث - چهل حدیث- حدیث - ازدواج

      1 قالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله: اِذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ اَحْرَزَ نِصْفَ دينِهِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: كسى كه ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.

عروسى در هنگام تنگدستى

      2 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: مَنْ تَرَكَ التَّزْويجَ مَخافَةَ الْفَقْرِ فَقَدْ اَساءَ الظَّنَّ بِاللّهِ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ ، اِنَّ اللّهَ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ يَقُولُ: «اِنْ يَكُونُوا فُقَـراءَ يُغْنِـهِمُ اللّهُ مِـنْ فَضْـلِهِحديث ». حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: هركس از ترس فقر ازدواج نكند نسبت به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا كه خداوند مى فرمايد: اگر آنان فقير باشند خداوند از فضل و كرم خود بى نيازشان مى كند.

ازدواج رحمت است

      3 قـالَ النَّـبِيُّ صلي الله عليه و آله: يُفْتَحُ اَبْوابُ السَّماءِ بِالرَّحْمَةِ فى اَرْبَعِ مَواضِعَ: عِنْدَ نُزُولِ الْمَطَرِ، وَ عِنْدَ نَظَرِ الْوَلَدِ فى وَجْهِ الْو الِدَيْنِ، وَ عِنْدَ فَتْحِ بابِ الْكَعْـبَةِ، وَ عِـنْدَ النِّـكاحِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى شود: 1 ـ موقع بارش باران. 2 ـ زمانى كه فرزند به چهره پدر و مادرش مى نگرد. 3 ـ هنگام گشوده شدن در كعبه. 4 ـ هنگام برپايى مراسم عقد و عروسى.

آفات بى‏ همسرى

      4 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: اَكْـثَرُ اَهْلِ النّـارِ الْعُـزّابُ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: بيشترين اهل جهّنم جوانان بى همسر هستند.


وظيفه توانگران
تلاش در ازدواج جوانان

      5 عَنِ الصّـادِقِ عليه السلام قـالَ: مَنْ زَوَّجَ اَعْزَبا كانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللّهُ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ اِلَـيْهِ يَـوْمَ الْقِيــامَةِ. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه مجردى را تزويج كند و امكان ازدواج او را فراهم نمايد از كسانى است كه در قيامت خداوند به آنان نظر لطف مى كند.

در سايه عرش

      6 قـالَ مُـوسَى بْنُ جَعْـفَرٍ عليه السلام: ثَلاثَةٌ يَسْتَـظِلُّونَ بِظِلِّ عَـرْشِ اللّهِ يَـوْمَ الْقِـيامَةِ، يَـوْمَ لا ظِلَّ اِلاّ ظِلَّهُ: رَجُـلٌ زَوَّجَ اَخـاهُ الْمُسْـلِمَ اَوْ اَخْـدَمَهُ اَوْكَـتَمَ لَـهُ سِـرّا. حديث

امام كاظم عليه السلام فرمود: سه دسته در روزقيامت، روزى كه سايه و پناهى جزء سايه خداوند نيست، در سايه و پناه خدا هستند: 1 ـ مردى كه زمينه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نمايد. 2 ـ مردى كه خدمتگزارى به برادر مسلمانش بدهد. 3 ـ كسى كه سرّ برادر مسلمانش را بپوشاند.

منظور نظر حق

      7 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: اَرْبَعَةٌ يَنْـظُرُ اللّهُ اِلَيْـهِمْ يَـوْمَ الْقِـيامَةِ: مَنْ اَقـالَ نادِما اَوْ اَغاثَ لَهْفانَ اَوْ اَعْتَقَ نَسَمَةً اَوْ زَوَّجَ عَـزَبـا. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: چهار كس در قيامت مورد نظر پروردگارند: 1 ـ آنكه چون طـرف معامـله پشيـمان شـود، معـامله را برگرداند. 2 ـ كسى كه غم از دلى برگيرد. 3 ـ كسى كه برده اى را آزاد كند. 4 ـ كسى كه مرد مجرّدى را زن دهد.

بهترين وساطت

      8 قـالَ عَـلِىٌّ عليه السلام: اَفْضَلُ الشَّفاعـاتِ اَنْ تَشْفَـعَ بَيْنَ اِثْنَيْنِ فى نِـكاحٍ يَجْـمَعَ اللّهُ بَيْنَـهُما. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: از بهترين شفاعتها، شفاعت بين دو نفر در امر ازدواج است تا اينكه خداوند آنان را مجذوب يكديگر گرداند.

ديدار قبل ازدواج
ازدواج با دينداران

      9 عـَنِ النَّـبِيِّ صلي الله عليه و آله قـالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمالِها وَ كَلَهُ اللّهُ اِلَيْهِ، وَ مَنْ تَـزَوَّجَها لِجَمالِها رَأى فِيـها ما يَـكْرَهُ، وَ مَنْ تَـزَوَّجَها لِدِينِـها جَـمَعَ اللّهُ لَـهُ ذلِـكَ. حديث

از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله نقل شده: هر كه با زنى به خاطر مالش ازدواج كند، خداوند او را به مال وى واگذار مى كند، و هر كه با او به خاطر جمال و زيبائى اش ازدواج نمايد، در او چيزى را كه خوشايند او نيست، خواهد ديد، و هر كه با وى به خاطر دينش ازدواج كند، خداوند تمامى اين مزايا را براى او جمع مى كند.

ديدار قبل از وصلت

      10 عَـنِ الصّـادِقِ عليه السلام قـالَ: لا بَأْسَ بِاَنْ يَنْـظُرَ الـرَّجُلُ اِلَى الْمَـرْأَةِ اِذا اَرادَ اَنْ يَتَـزَوَّجَها. يَنْـظُرَ اِلىُ خَلْفِـها وَ اِلى وَجْهِـها. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: مانعى ندارد كه مرد قامت و صورت زنى را كه قصد ازدواج با او دارد، ببيند.
 
ديدار عروس و داماد قبل از ازدواج

      11 عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قالَ: سَئَلْتُ اَبا جَعْفَرٍ عليه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُريدَ اَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ، اَيَنْظُرُ اِلَيْها؟ قالَ: نَعَمْ اِنَّما يَشْتَريها بِاَغْلىَ الثَّمَنِ. حديث

محمّد ابن مسلم مى گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم: مردى كه مى خواهد ازدواج كند حق دارد زن را ببيند؟ امام عليه السلام فرمود: آرى، چون در برابر آن بهاى سنگينى مى پردازد.
 
سؤال از اوصاف

      12 قـالَ عَـلِىٌّ عليه السلام: اِذا اَرادَ اَحَدُكُمْ اَنْ يَتَزَوَّجَ فَلْيَـسْأَلْ عَـنْ شَعْـرِها كَـما يَسْأَلُ عَـنْ وَجْهِـها فَاِنَّ الشَّـعْرَ اَحَـدُ الْجَـمالَيْنِ. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: هر وقت يكى از شما، بخواهد، ازدواج كند، بايد از اوصاف موى سر زن سؤال كند همچنانكه از چگونگى رخسار او نيز مى پرسد. چون كه موى زن يكى از دو زيبايى (مو و صورت) اوست.
 

عروس و داماد شايسته
خواستگار خوش اخلاق و مذهبى

      13 قـالَ الرِّضـا عليه السلام: اِذا خَطَبَ اِلَيْكَ رَجُـلٌ رَضِـيتَ ديـنَهُ وَ خُلْـقَهُ فَـزَوِّجْهُ وَ لا يَمْنَـعْكَ فَـقْرُهُ وَ فاقَـتُهُ. حديث

امام رضا عليه السلام فرمود: وقتى كه از دين و اخلاق خواستگار راضى بوديد به ازدواج با او راضى باشيد و به خاطر فقير بودنش او را رد نكنيد.
 
دامادِ هم شأن

      14 قـالَ النَّـبِيُّ صلي الله عليه و آله: اِذا جائَـكُمُ الاَْكْـفاءُ فَانْكِـحُوهُنَّ وَ لا تَـرَبَّصُـوا بِـهِنَّ الْحِـدْثـانَ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: وقتى كه اشخاصِ هم شأن به خواستگارى دختران شما آمدند، به آنها دختر دهيد و در كار آنها منتظر حوادث نباشيد.
 
عروس شايسته

      15 قـالَ رَسـوُلُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: مَا اسْتَفادَ امْـرِءٌ فائِدَةً بَعْدَ الاِْسْـلامِ اَفْـضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسـلِمَةٍ تَسُـرُّهُ اِذا نَـظَرَ اِلَيْها، تُطيـعُهُ اِذا غـابَ عَنْـها فِى نَفْسِـها وَ مالِـهِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: پس از اسلام، هيچ نعمتى براى مرد بهتر از زن مسلمانى نيست كه هرگاه به او بنگرد، مسرورش كند و هرگاه به او فرمان دهد، اطاعتش نمايد و در غياب او حافظ ناموس و مالش باشد.
 

انتخاب سرنوشت‏ساز
همسر شايسته

      16 قالَ الصّادِقُ عليه السلام: اِنَّمَا الْمَرْأَةُ قَـلاّدَةٌ فَانْظُرْ ما تَتَقَلَّدُ. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: زن همانا گردنبندى است، نيك بنگر كه چه گردنبندى را به گردنت آويزان مى كنى.
 
وصلت با خانواده ناشايست

      17 عَـنِ النَّـبِيِّ صلي الله عليه و آله قـالَ: اِيّاكُمْ وَ خَضْراءَ الدِّمَنِ، قيلِ: يا رَسُولَ اللّهِ وَ ما خَضَراءُ الدِّمَنِ؟ قالَ: اَلْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فى مَنْبِتِ السُّوءِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: بپرهيزيد از سبزيجاتى كه در مزبله مى رويد. عرض شد: يا رسول اللّه! سبزيجاتى كه در مزبله مى رويد چيست؟ حضرت صلي الله عليه و آله فرمود: زن زيبايى كه در خانواده پست و ناشايست بوجود آمده باشد.
 
ازدواج با دوشـيزگان

      18 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: تَـزَوَّجُوا الاَْبْـكارَ فَاِنَّـهُنَّ اَعْـذَبُ أَفْـواها وَ أَرْتَـقُ أَرْحـاما وَ أَسْـرَعُ تَعَلُّما وَ أَثْـبَتُ لِلْـمَوَدَّةِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: با دختران باكره ازدواج كنيد زيرا كه دهان آنان شيرين و رَحِمشان مناسبتر است و زود چيزى را ياد مى گيرند و محبّتشان پايدارتر است.
 
رضايت داماد

      19 سُـئِلَ عَـنِ الصّـادِقِ عليه السلام: اِنّى اُريدُ اَنْ اَتَـزَوَّجَ اِمْـرَأةً وَ اِنَّ اَبَوَىَّ اَرادا غَيْرَها. قال: تَـزَوَّجِ التَّى هَوَيْتَ وَدَعِ الَّتى هَـوى اَبَـواكَ. حديث

كسى از امام صادق عليه السلام سؤال كرد: من مى خواهم با زنى ازدواج كنم ولى پدر و مادرم مايلند با ديگرى ازدواج كنم. امام عليه السلام فرمود: با زنى كه خودت مايل هستى ازدواج كن، و زنى را كه پدر و مادرت [بدون رضايت تو] انتخاب كرده اند، رها كن.
 

آداب خواستگارى
سهولت خواستگارى

      20 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: اِنَّ مِنْ يُمْنِ الْمَرْأَةِ تَيْسيرَ خِطْـبَتِـها. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: همانا از نشانه هاى بركت زن آن است كه خواستگاريش بى تكلّف و آسان انجام گيرد.
 
آداب خواستگارى

      21 قالَ النَّبِيُّ صلي الله عليه و آله: لا يَخْطُبْ اَحَدُكُمْ عَلى خِطْبَةِ اَخيهِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: هيچ يك از شما زنى را كه ديگرى خواستگارى مى كند، خواستگارى نكند. [ تا اينكه با او ازدواج كند و يا اينكه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاريش بلا مانع است.]
 
داماد شرابخوار

      22 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: شارِبُ الْخَمْرِ لا يُزَوَّجُ اِذا خَطَبَ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: شرابخوار اگر تقاضاى ازدواج كرد قبول نكنيد.
 

آداب عـروسى
مراسـم عروسى در شـب

      23 قـالَ الـرِّضـا عليه السلام: مِنْ سُنَّتِهِ [رسول اللّه صلي الله عليه و آله] اَلتَّزْويجُ بِاللَّيْلِ، لاَِنَّ اللّهَ تَعالى جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَنا وَ النِّساءَ اِنَّما هُنَّ سَكَنٌ. حديث

امام رضا عليه السلام فرمود: مراسم عروسى در شب، سنت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آلهاست، چرا كه خداوند شب را مايه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.
 
سور عروسى

      24 قـالَ النَّـبِيُّ صلي الله عليه و آله: لا وَليـمَةَ اِلاّ فى خَمْسٍ: عِـرْسٍ اَوْ خُـرْسٍ اَوْ عِـذارٍ اَوْ وِكـارٍ اَوْ رِكـازٍ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: سور و وليمه در پنج مورد است: 1 ـ عروسى 2 ـ تولد اولاد 3 ـ ختنه كردن نوزاد 4 ـ خريدن خانه 5 ـ بازگشت از سفر مكّه
 
وليمه در عروسى

      25 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: اِنَّ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله حينَ تَـزَوَّجَ مَيمُونَةَ بِنْتَ الْحارِثِ أَوْلَـمَ عَلَـيْها وَ اَطْـعَمَ النّاسَ الْحيـسَ. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله در هنگام تزويج «ميمونه» دختر «حارث» وليمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرين پذيرائى فرمود.
 
طـعام دادن در عـروسـى

      26 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: اِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلينَ الاِْطْعامَ عِنْدَ التَّزْويجِ. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: سور و طعام دادن در ازدواج، از سنت پيامبران است.
 

مهريّه و جهيزيّه
برتـرين زنان امت

      27 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: اَفْضَلُ نِساءِ اُمَّتى اَصْبَحُهُنَّ وَجْـها وَ اَقَـلُّـهُنَّ مَـهْرا. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: بهترين زنان امت من زنانى هستند كه خوشروتر و مهريّه ايشان كمتر باشد.
 
كمى مهريّه بركت زن

      28 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: اِنَّ مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ قِلَّةَ مَهْرِها. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: كمى مهريّه زن از بركات اوست.
 
سنگينى مهريّه

      29 قـالَ عَـلِىٌّ عليه السلام: لا تُغالُوا بِمُهُورِ النِّساءِ فَتَكُونَ عَداوَةً. حديث

حضرت على عليه السلام فرمود: مهريّه زنها را بيشتر نكنيد كه موجب كدورت و دشمنى گردد.
 
جهيزيه بى‏منّت

      30 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: لَوْ اَنَّ جَميعَ ما فِى الاَْرْضِ مِنْ ذَهَبٍ وَ فِضَّةٍ حَمَلَـتْهُ الْمَرْأَةُ اِلى بَيْتِ زَوْجِها ثَمَّ ضَرَبَتْ عَلى رَأْسِ زَوْجِها يَوْما مِنَ الاَيّامِ، تَقولُ: مَنْ اَنْتَ؟ اِنَّمَا الْمالُ مالى، حَبِطَ عَمَلُها وَ لَوْ كانَتْ مِنْ اَعْبَدِ النّاسِ اِلاّ اَنْ تَتُوبَ وَ تَـرْجِعَ وَ تَعْـتَذِرَ اِلى زَوْجِـها. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اگر تمام چيزهاى كه در روى زمين است از طلا و نقره باشد و زن آنها را به خانه شوهرش بياورد. آنگاه يك روز بر سر شوهرش منت بگذارد و بگويد تو كيستى؟ اين اموال مال من است. در اين صورت اجر و عمل وى از بين مى رود اگر چه از عابدترين مردم باشد. مگر اينكه توبه كند و برگردد و از شوهرش عذر خواهى كند.
 

از خانه پدر تا خانه شوهر

      31 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذى هُوَ الْعِرْسُ. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند خانه اى را كه در آن عروسى انجام گرفته، دوست مى دارد.
 
در شب عروسى

      32 قـالَ رَسُـولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: لا سَهَرَ اِلاّ فى ثَـلاثٍ: مُتَهَـجِّدٍ بِالْقُـرآنِ، اَوْ فى طَلَبِ الْعِـلْمِ، اَوْ عَـرُوسٍ تُهْدى اِلى زَوْجِـها. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: شب بيدارى روانيست، مگر در سه مورد؛ 1 ـ تلاوت قرآن. 2 ـ تحصيل علم. 3 ـ بردن عروس به خانه داماد.
 
بَدرقه عروس

      33 اَمَرَ النَّـبِيُّ صلي الله عليه و آله : بَناتِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ نِساءَ الْمُهاجِرينَ وَ الاْنَصارِ: اَنْ يَمْضينَ فى صُحْبَةِ فاطِمَةَ عليهاالسلاموَ اَنْ يَفْرَحْنَ وَ يَرْجُزْنَ وَ يُكَبِّرْنَ وَ يَحْمِدْنَ وَ لا يَقُلْنَ ما لا يَرْضَى اللّهُ. حديث

پيامبرخدا صلي الله عليه و آله امر فرمود: دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسى حضرت فاطمه عليهاالسلام به همراه او بروند و شادى كنند، شعر و سرود بخوانند، تكبير و حمد بگويند. و از گفتن حرفهايى كه خدا بدان راضى نيست، بپرهيزند.
 
زفاف و ضيافت

      34 عَـنِ الصّـادِقِ عليه السلام قـالَ: زُفُّوا عَرائِسَكُمْ لَيْلاً وَ اَطْعِمُوا ضُحىً. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: مراسم عروسى را در شب و مهمانى و ضيافت را در روز انجام دهيد.
 
دعاى شب زفاف

      35 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: اِذا دَخَلَتْ عَلَيْكَ اَهْلُكَ فَخُذْ بِناصِيَـتِها وَ اسْتَقْـبِلْ بِهَا الْقِبْلَةَ و قُلْ: اَللّهُمَ ... فَاِنْ قَضَـيْتَ لى مِنْـها وَلَدا فَاجْعَـلْهُ مُبـارَكا سَـويّا. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: چون همسرت به خانه تو آمد، دست بر پيشانيش بگذار، و روبه قبله اش برگردان و [دعا كن و] بگو: خداوندا! ... اگر از اين همسرم، فرزندى براى من تقدير نمايى، فرزند مبارك و سالم عنايت فرماى.
 
هفته عروسى

      36 سُئِـلَ عَـنْ اَبـى عَبْـدِاللّهَ عليه السلامفى الرَّجُـلِ يَتَزَوَّجُ الْبِـكْرَ، قالَ: يُقيـمُ عِـنْدَهـا سَبْـعَةَ اَيّامٍ. حديث

از امام صادق عليه السلام سؤال شد در مورد مردى كه با دختر باكره اى ازدواج مى كند، امام عليه السلام فرمود: شوهر يك هفته در پيش او باشد.
 

زن و شوهر خوشبخت

      37 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: سَعيدَةٌ سَعيـدَةٌ اِمْـرَأَةٌ تُكْـرِمُ زَوْجَـها وَ لا تُـؤْذيهِ وَ تُطْيـعُهُ فى جَميـعِ اَحْـوالِهِ. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: خوشبخت است، خوشبخت است، آن زنى كه شوهرش را احترام كند و آزارش ندهد و در تمام مراحل از وى اطاعت نمايد.
 
آب دادن زن به شـوهـر

      38 عَـنِ الْـكاظِـمِ عليه السلام قـالَ: ما مِنِ امْرَأَةٍ تَسْقى زَوْجَها شَرْبَةً مِنْ ماءٍ اِلاّ كانَ خَيْرا لَـها مِنْ عِـبادَةِ سَـنَةٍ. حديث

حضرت امام كاظم عليه السلام فرمود: هر زنى كه به شوهرش قدرى آب آشاميدنى بدهد، پاداش آن از عبادت يك ساله بالاتر است.
 
بهترين زنان


     39 قـالَ رَسُــولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله: طُوبى لِأمْرَأَةٍ رَضِىَ عَنْها زَوْجُها. حديث

پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خوشا به حال زنى كه همسرش از او خشنود و راضى باشد.
 
محبت به زن

      40 قـالَ الصّـادِقُ عليه السلام: اَلْعَبْدُ كُلَّماَ ازْدادَ لِلْنِّساءِ حُبّا إزْدادَ فِى الاِْيمانِ فَضْلاً. حديث

امام صادق عليه السلام فرمود: هر چه محبت مرد بر زن بيشتر گردد، بر فضيلت ايمانش افزوده مى شود.

منبع:hadithlib.com



آداب و رسوم ازدواج در قدیم


آداب و رسوم ازدواج در قدیم

یکی از اعتقادات در رابطه با بخت گشایی این بود که وقتی فرد پنبه زنی را به داخل خانه برای کار می آوردند .ازدواج-رسم و رسوم
 
منتظر می شدند تا پنبه زن به منظور انجام عملی برای مدتی دست از کار بکشد و در این هنگام فوراٌ دختر دم بخت خانه را دور از چشم پنبه بزن آورده و از توی کمان پنبه زنی عبورش می دادند و معتقد بودند که به زودی زه کمان وی پاره خواهد شد و به این ترتیب نیز بخت دخترشان باز می شود . در صورت پاره شدن چله کمان ، جازدن آن کار بسیار مشکلی برای پنبه زن ها بود و به همین خاطر پنبه زن ها سعی می کردند تا جایی که ممکن است کمانشان را رها نکنند تا دست هیچ دختری به آنها نرسد و باعث پاره شدن زه کمان آنها نشود .
 
برای بخت گشایی کار دیگری نیز می کرده اند و آن اینکه هر گاه درون خانه و یا در منزل همسایگان ، برای نذر گوسفندی می کشتند . مادری که می خواست هر چه زودتر دخترش به خانه بخت برود . چادر دخترش را به همراه مقداری پول و با یک کله قند به قصاب می داد و از وی می خواست که چادر دخترش را از درون روده گوسفندی عبور دهد و بر این اعتقاد بودند که دختر با سر کردن آن چادر ، به زودی بختش باز می شود .
 

از دیگر معتقدات مردم برای بخت گشایی و همچنین برآورده شدن دیگر حاجات خویش ، دوختن پیراهن مراد بوده است . این مراسم به این شکل بود که در روز بیستم و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل این منجم می باشد . زن ها آرایش کرده به مساجد می رفته اند تهرانی ها عموماٌ در مسجد شاه تجمع می کردند و با پارچه هایی که از قبل تهیه کرده بودند در بین دو نماز پیراهن مردا می دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این لباس کلیه حاجت های آنها از جلمه گشاده شدن بخت آنها برآورده خواهد شد و در بین بعضی از زنان این اعتقاد نیز بود که پارچه پیراهن ذکر شده را بهتر است که از پول حاصل از گدایی خریداری نمایند .
 

خواستگاری و بله بران
 
مراسم خواستگاری معمولاٌ بدین ترتیب بود که مادر داماد به چند تن از زنانی که کارشان پیدا کردن دختر بود می سپرد که اگر دختری را با شرایط مورد نظر وی در نظر دارند به وی معرفی کنند و یا درصدد پیدا کردن چنین دختری باشند . پس از مدتی یکی از زنان دختری را در نظر گرفته و به همراه یک یا چند تن از زنان خانواده داماد برای دیدن دختر مورد نظر سرزده به خانه او می رفتند دختر دم بخت بعد از مدتی با کاسه ای آب وارد اتاق خواستگاران می شد و آب را به آنها تعارف می کرد و پس از آن به کناری می نشست . در این هنگام یکی از خواستگاران که از همه با تجربه تر بود به طرف دختر رفته و چادر و یا چارقد دختر را کنار زده دستی به سر وی می کشید و موهای دختر را جابجا می کرد تا ببیند که مبادا دختر کچل باشد و موهاعاریه ای باشد . بعد از مطمئن شدن از موها ، شروع می کرد به بو کردن دهان و زیربغل و خلاصه تمامی بدن دختر ، که خدای ناکرده بوی بد ندهد . پس از انجام این تشریفات و مورد پسند واقع شدن دختر ، به خانه داماد برگشته و شرح ماجرا را توصیف می کرد و داماد نیز با شرحی که خواستگاران می دادند تصویر دختر را در ذهنش مجسم می کرد و آنگاه موافقت و یا عدم موافقت خود را اعلام می داشت .
 
در صورت موافقت داماد ، پدر وی به همراه چند تن از بزرگان فامیل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شیرینی می خوردند فردای آن روز مادر و خاله و عمو و دیگر کسان نزدیک داماد برای بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهریه و شیربها و روز عروسی و مسائلی دیگر نظیر آن صحبت می کردند . پس از چند روز از خانه داماد هدایایی به وسیله چندین مجمع به منزل عروس فرستاده می شد که وسایل درون مجمع ها معمولاٌ عبارت بودند از : یک عدد انگشتر با حلقه طلا ، یک کاسه نبات ، دو کله قند ، تعدادی لباس برای پدر و مادر و خود عروس که بسته به فصول سال از جنس های مختلف انتخاب می شده است . البسه ای که برای عروس فرستاده می شد معمولاٌ عبارت بود از : یک چادر ، یک پیراهن ، یک تنبان با دامن ، یک جفت کفش ، دو جفت جوراب ، یک یا دو عدد چادر ، یک یا دو عدد پستان بند و زیرجامه همچنین مقداری از میوه های فصل و شیرینی نیز جزو اصلی این هدایا به شمار می آمده است
 

خرید عروسی
 
پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم بله برون ، را هر زمانی که طرفین موافقت کردند و مورد قبول واقع می شد و ایجاد اشکالی نمی کرد . جهت خرید وسایل عروسی تعیین می کردند . وسایلی که معمولاٌ در این زمان خریده می شد عبارت بود از : پارچه و با لباس دوخته شده ، آیینه و شمعدان ، وسایل آرایش عروس ، لباس های زیر برای عروس ، کفش و جوراب ، لوازم مربوط به سفره عقد و دیگر وسایل اینچنین ، نکته دیگر قابل ذکر آن که برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند که معمولاٌ نیز در این خرید عروس و داماد شرکت نداشتند ( البته این قضیه جنبه همگانی نداشته و گاهی خود عروس و داماد شرکت می کردند ) و نمایندگان به سلیقه خود وسایل مورد نیاز را خریداری می کردند . در ضمن این نکته را نیز باید متذکر شد که خرج این دسته خریدها کلاٌ به عهده داماد بوده است .
 

جهازبران
 

چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن ، مراسم جهاز بران صورت می گرفت . برای جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجیر می شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند . علاوه بر طبق کش ها ، عده ای نقاره زن نیز استخدام می شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند . قبل از رسیدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد می رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را که برای عروس در نظر گرفته شده بود ، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو می کردند . هنگامی که جهیزیه در خانه داماد جای می گرفت . فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی که آورده بودند را نشان داماد می داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می کرد که به آن سیاهه می گفتند . علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چی ها جزو وظایف داماد به حساب می آمد . طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه های کف طبق ها را که برای تزئین تدارک دیده شده بود را برای خود برداند . وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاٌ بین خانواده های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می شد . به عنوان مثال گاهی عبارت بود از : دیگ ، قابلمه ، ملاقه ، آبکش ، مجمع های مسی ، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب ، متکا ، پشتی ، پرده ، سماور ، بلور و علاوه بر همه اینها ، آینه و قرآن جزو اصلی مهمترین وسایل جهیزیه به شمار می رفته است .
 

حنابندان
 

سه یا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام می گرفت که اولین آرایش عروس را انجام می دادند .
 
آرایش عروس ( بزک عروس )
 
پس از پایان استحمام عروس را با ساز و ذهل به خانه می آوردند و در این هنگام مشاطه ای که از قبل فراخوانده شده بود شروع به آرایش عروس می کرد .
 
آرایش های گذشتگان در فرهنگ های فارسی تحت عنوان ( هر هفت ) معرفی شده است و هر هفت یعنی لوازم آرایش زنانه که در قدیم عبارت بود از هفت چیز : سرخاب ، سفیدآب ، حنا ، وسمه ، سرمه ، زرک ، غالیه و خال ، بنابراین هر هفت کردن به معنی آرایش کردن است و مترادف آن نیز همان اصطلاح هفت قلم آرایش کردن می باشد
 

مراسم عقد کنان
 
مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام می دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا می شد . قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل ، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سرجای خود می چیدند .
 
اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از : نقل و شیرینی ، چند کله قند ، چند لاله یا جار ، گلابدان ، خنچه ، اسپند ، کاسه ای آب که رویش یک برگ سبز باشد و …. به هنگام عقد عروس را مقابل آیینه و رو به قبله می نشاندند و به هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می دانستند که عروس خانم حتماٌ در آیینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می سایید و در این هنگام فرد دیگری با یک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی کوک بر پارچه مزبور می زد . به هنگام این کار زیر لب می خواندند : دوختم ، دوختم ، زبان مادر شوهر ، خواهر شوهر ، جاری و پدرشوهر را دوختم .
 

بردن عروس
 
پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقد کنان چند ساعتی را به زدن ساز و رقص و شادمانی سپری می کردند . آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می آمدند . عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت می کرده است . وقتی قافله عروس به خانه داماد می رسید باید داماد به پیشواز عروس می رفت و نارنجی به طرف وی پرتاب می کرد . اگر عروس می توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد . هنگامی که می خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغی را آورده و یک بقچه حاوی نان و پنیر را به وی می دادند و بچه موظف بود که این بقچه را به کمر عروس ببندد و با این نان و پنیر عروس را روانه خانه داماد می کردند . وقتی که عروس می خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد . فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می دادند تا به این ترتیب هر گونه طلسمی که برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود ، عروس زیر لب می گفت یا عزیزالله ، به این نیت که عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید با بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور کند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داما به اتاق عروس نیز ، کفش های عروس را در بالای در قرار می دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلط باشد . بعد از اینکه عروس به خانه داماد وارد شد زن های فامیل می آمدند و شروع به شادمانی می کردند . آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول می ریختند و می گفتند که هر گاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز می شود .
 
مسأله دیگر اینکه داماد نیز می تواند در این مجلس زنانه حضور داشته باشد و بر این عقیده بودند که در این شب داماد به تمامی زنان محرم می باشد .
 

پاتختی و مادر زن سلام
 
یکی از مجالسی که پس از عروسی به اجرا در می آمد مراسم پاتختی بود که بلافاصله بعد از شب عروسی و در اولین صبح برگزار می شد . در این مراسم عموماٌ نزدیکان عروس و داماد شرکت داشتند و عده ای مطرب نیز دعوت می شدند تا برای شادمانی مهمانان هنرنمایی و نوازندگی کنند . همچنین در صبح بعد از عروسی ، داماد موظف بود که با مادر زن خود ملاقاتی داشته باشد و از او به خاطر دختر پاکی که به او داده تشکر کند .
 
 
پاگشا
 
مراسمی بود که چهل روز بعد از عروسی در خانه مادر عروس برپا می شد و در آن عروس و داماد و فامیل های نزدیک دو طرف شرکت داشتند .
منبع:irannaz.com

مطالب مرتبط :



عقد آریایی

خطبه عقد به روش ایران باستان

عقد آریایی

سوگند پیمان نوشاد(داماد)

1.در نزد انجمن (نام داماد برده می شود) آیا به طراوت بهاران سوگند یاد میکنی تا هماره آنچه بر خود روا می داری بر همسر خویش روا دار داری و آنچه بر خود نمی پسندی بر او نیز نپسندی ؟! برای او شوئی وفادار و برای فرزندانت پدری خردمند و راهگشا باشی ؟!

داماد می گوید : سوگند یاد می کنم .

 

سوگند پیمان اوروس (عروس)

2.در نزد انجمن (نام عروس) آیا به سرسبزی و باروری تابستان سوگند یاد میکنی تا با همسر خویش مهربان و همدل باشی و غرور و احترام او را همواره به جای آوری ؟! نیاز او را نیاز خود و در بی نیازی و بی آزی همسازو همگام وی باشی ؟!

 

عروس می گوید : سوگند یاد میکنم .

 

سوگند دوباره نوشاد (داماد)

3.در نزد انجمن (نام داماد) آبا به رنگارنگی پائیز سوگند یاد می کنی تا هماره پشتیبان و یاور وی باشی در شادیها ، غمها ، دارائیها و ناداری، تندرستی و بیماری ؟! و منزلت بانوی خویش را در تنهائی و در میان انجمن چون گوهری یگانه پاس داری ؟!

 

داماد می گوید : سوگند یاد می کنم .

 

سوگند دوباره اوروس (عروس)

4. در نزد انجمن (نام عروس) آیا به سپیدی وپاکی زمستان سوگند یاد می کنی که همواره اجاق گرمی بخش بختتان را روشن و پر فروغ نگه داری و برای او همسری وفادار و برای فرزندانت مادری دلسوز و مهربان باشی؟! به خانه ات شادی و گرمی بخشیده و هر آنچه در توان داری را در آذین بندی و پاکی آن به کار گیری ؟!


عروس می گوید: سوگند یاد می کنم.

پیمان

(داماد این جملات را پس از پیمان بان تکرار می کند)

به نام نامی یزدان

تو را من برگزیدم  از میان این همه خوبان

برای زیستن با تو ، میان این همه گواهان

بر لب آرم این سخن با تو ، وفادار خواهم ماند

در هر لحظه ، در هر جا ، پذیرا می شوی آیا ؟


(عروس این جملات را پس از پیمان بان تکرار می کند) 

به نام نامی یزدان

پذیرا می شوم ، مهر تو را از جان ، هم اکنون

باز می گویم میان انجمن با تو، وفادار تو خواهم ماند

در هر لحظه ، در هر جا !

(پیمان بان می گوید)

شادباش ما و انجمن را پذیرا باشید

نیایش پیمان زناشوئی

(پیمان بان این نیایش را پس از پیمان می خواند)

به نام دادار نیک اندیش

پروردگار دانا و توانا .. ای یزدان پاک ، ای دگرگون ساز دلها و روشنی بخش چشمها ، ای به آئین گرداننده ی شبان و روزان .. ای سامان بخش نابسامانیها  و ای زداینده ی پریشانی ها ، ای هستی ده و هستی بخش

تو را سپاس می گوئیم که به این دو یار مهربان ، مهر خویش ارزانی داشتی تا زندگیشان را با پیوند دستها و دلهایشان بیاغازند !

 

ای آگاه ترین آگاهان !

سختیها ، ناپاکی ها ، ستیزها ، رنج ها و شکنج های زمانه را از ایشان دور ساز و دروازه های نیکی ، خوشبختی و به زیستی را به رویشان بگشای !

هر روزشان را چون امروز گرم و درخشان و شادمان ساز

سفره ی زندگیشان را همواره گسترده و پر برکت بدار

به آنان فرزندانی ببخش تا با نیکی در پندار ، کردار و گفتار در بهبود خانواده و جهان خویش کوشا باشند !عشق و مهر این خانواده را به استواری دماوند ، به لطافت گلها و روشنائی خورشید ، به زلالی دریاها ، به طراوت باران ، به نسیم بهاری ، به سرسبزی جهان همواره استوار و پایدار بدار !

پروردگارا !

جام عشق ، احترام ، دوستی ، گذشت ، پیروی ، همدردی ، همراهی ، همسازی و مهرورزی را میان این دو یار نشکن و آن را همواره لبریز و جاوید نگه دار ..

پروردگارا !

هر روزشان را روزی نو و شب هایشان را پر ستاره و چون مهتاب پائیزی درخشان ساز ! طلوع هر بامداد زرینت را به نگاه پر مهرشان ببخش تا با عشق خویش گرما بخش وجود یکدیگر باشند ! سالهای زیستن شان را پایدار و وفاداری به همسر را در نهادشان جاوید و ابدی بدار ..

پروردگارا !

بختشان را بلندای آبی رنگ آسمان ،غرورشان را شکوه ستیغ های بی راه البرز ، آرامششان را به نرمی گندم زارهای   دشت مغان و مهرشان به یکدیگر را به ژرفای دریای پارس همانند گردان تا در پرواز زندگی همبال یکدیگر چون عقابان تیز پرواز زاگرس پشتیبان و یکدل باشند و آشیان خویش را از دسترس بدخواهان دور نگه دارند ..

پروردگارا !

چونان فرمای تا شقایق های خودروی دشتهای دور در هنگامه ی رقص با نسیم بهاران قصه گوی مهرشان باشند و گل های کوهی روئیده در کنار سنگهای تفته از آفتاب در چشم انداز جویبارهای زلال و لغزنده  یاد آور پیمان و وفاداریشان به یکدیگر گردند ..

پروردگارا !

کین ، ناسازگاری ، دروغ و کج اندیشی اهریمنی را از نهادشان دور ساز و مشعل مهر و راستی ، همدلی و خرمی اهورائی را در دلهایشان بیفروز ! باشد که چون نیاکام مهر آئین خویش ستایشگر تو باشند و نیکی ها ، سپیدی ها ، پاکی ها و زیبائی هایت را هماره به خاطر سپارند.

گواهان پیمان

(سه بانو به عنوان سپندارمذ : الهه مادر زمین  ، آناهیتا :الهه آب و نعمت            و میترا: الهه پیمان دوستی و مهر بهتر است که در قند سائی و بر زبان راندن پیمان حضور داشته .. یکی کاسه عسل در دست ،  یکی حلقه ی  داماد در دست و سومین حلقه عروس در دست با پیمان بان همراهی کنند  )


پس از سوگند یاد کردن عروس و داماد این جمله را تک تک  بر زبان می آورند :


گواهی می دهم پیمان بستن شما را .. شادکام و خوشبخت باشید

 

 



ماشین عروس عجیب و خاطره ساز! + تصاویر

 ماشین عروس عجیب و خاطره ساز! + تصاویر

چند سالی است در اکثر مراسم های عروسی ماشین های عروسی گران قیمت با تزئین و جذابیت خاصی دیده میشود و این امر به تفاوت سلیقه زوج ها به انتخاب ماشین عروس بر میگردد.افرادی که علاقه خاصی به متفاوت بودن دارند حتی با اجاره بالای این ماشین های گران قیمت باز مشتاق به انجام اینکار هستند.  برخی دیگر نیز بخاطر صرفه جویی در هزینه‌ها و ثبت خاطره جالب و ماندگار در یادها بجای خودروهای گرانقیمت از خودرو های سنگین و کاری خود برای تزئین استفاده میکنند که در ادامه چند مورد از این ماشین های عروس در تهران و دیگر نقاط جهان که به طرز جالب و عجیبی تزئین شده است و در چند سال اخیر به چشم خورده است را مشاهده می کنید:

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

ماشین عروس متفاوت در شهر ورامین

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

یک وانت نیسان با تزئین جالب

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزیین جالب ماشین عروس با شکلات

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزئین متفاوت ماشین عروس با نوشته

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

یک دستگاه لودر به عنوان ماشین عروس

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

ماشین عروس شبیه یک کالکسه رویایی

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

ماشین عروس پرسپولیسی

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزئین عجیب ماشین عروس با گل

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

یک ماشین عروس عجیب در تهران

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزئین خودروی جرثقیل به عنوان ماشین عروس

منبع:namnak.com



از جمله عواملي که سلامت خانواده را تهديد مي کنند


از جمله عواملي که سلامت خانواده را تهديد مي کنند عبارت اند از :



- عدم شناخت و آگاهي به اصول زندگي مشترک

« توانايي» در« دانايي » است . براي ازدواج و زندگي مشترک موفق ، کسب دانايي هايي لازم است و مانند هر امر ديگري بايد مهارت هاي مربوط به آن را کسب کرد و در فرآيند زندگي مشترک به کاربرد . در برخي از خانواده ها به علت عدم شناخت زن و شوهر نسبت به يکديگر، عدم آگاهي نسبت به اهداف و انگيزه هاي ازدواج ، بي انصافي ها، پيش داوري ها، فريبکاري ها ، عدم احساس مسئوليت و بي توجهي به اصول اخلاقي ، بنياد خانواده متزلزل مي شود.مهمترين عاملي که موجب آسيب پذيري خانواده مي شود، عدم شناخت و انحراف از هدف هاي ازدواج  است. زن و شوهري که هدف هاي ازدواج و تشکيل خانواده را نشناخته اند و يا فراموش کرده اند، در کدام مسير حرکت مي کنند؟ کدام روش و وسيله را براي نيل به کدام هدف انتخاب مي کنند؟ هنگامي که راجع به خانواده صحبت مي شود، معمولا زن ها و شوهرها به گونه اي برخورد مي کنند که گويا همه چيز را درباره خانواده مي دانند. هرکس به خود اجازه مي دهد راجع به خانواده اظهار نظر کند و چون هرکس در خانواده رشد کرده ، تصور مي کند دانش  و آگاهي لازم را دارد. در حالي که اين طور نيست و براي انجام هر کاري و ايفاي هر نقشي به آموزش ، کارآموزي و مهارت آموزي نياز است. براي ايفاي نقش يک همسر موفق  و توانا بايد مهارت ها و آگاهي هاي لازم را کسب کرد . از اين رو توصيه مي شود با شرکت در جلسه هاي آموزشي و مطالعه کتاب هاي مربوط به تعليم و تربيت  ، روان شناسي  و جامعه شناسي خانواده ، آيين همسرداري و نظاير آن ، به دانش و مهارت خود بيفزاييد و از اين طريق تعادل و سلامت خانواده را حفظ کنيد.

- سست شدن باورهاي مذهبي

شايد مهمترين عاملي که بنياد خانواده را تهديد مي کند، سست شدن باورهاي مذهبي  و اصول اخلاقي  و فقدان معنويت باشد. هرگاه زن و شوهر در روابط خود، خدا را فراموش کنند و در حضور و غياب يکديگر به گونه اي برخورد کنند که خدا غايب است، با دست خود کانون خانواده را به سوي تزلزل و نابودي سوق داده اند .

يکي از رسم هاي پسنديده هنگام عقد ازدواج، گذاشتن قرآن بر سر سفره عقد است. به نظر مي رسد اين رسم به معني آن است که زن و شوهر به قرآن اعتقاد دارند و آنچه را که قرآن گفته عمل مي کنند و قرآن را در زندگي و پيوند مشترک خود حاکم و داور قرار مي دهند و خداوند را حاضر و ناظر به اعمال ، رفتار و گفتارشان مي دانند . حال چنانچه اين وضعيت تغيير کند و اين اعتقادات و باورها سست شود و از بين برود ، سلامت و تعادل خانواده به خطر مي افتد. زماني که ارزش ها، نگرش ها و باورهاي حاکم بر روابط زن و شوهر براساس لذت طلبي ، مصلحت گرايي، ماده گرايي و سودطلبي استوار باشد، بي شک روابط انساني از معنويت تهي مي شوند. اين نوع روابط بسيار سست و شکننده خواهند بود و به محض بروز موقعيتي خاص مانند بي پولي ، تنگدستي ، بيماري ، کهولت و افزايش سن و نظاير آن از درون متلاشي مي گردد و با هر بهانه اي از هم مي گسلد .

-عدم صداقت و فريبکاري

جوهر روابط سالم ميان زن و شوهر صداقت است . صداقت  اعتماد را بنياد مي نهد. زن يا شوهري که با همسر خود صادق  نيست و با دادن وعده و وعيدها مي خواهد زندگي کند ، با رفتار خود کانون گرم و صميمي خانواده را دچار تزلزل مي کند. زن و شوهري که از واقعيت ها دور هستند و در عالم اوهام و تخيلات زندگي مي کنند ، آيا مي توان گفت که زندگي زناشويي  موفقي خواهند داشت ؟ گاهي اوقات پنهان کردن حقايق ( مخفي کاري ) و فريب دادن ( فريب کاري ) موجب مي شود ارکان خانواده متزلزل شود و روابط زن و شوهر آسيب ببيند.

براي مثال شوهر يا زن ، آمد و شد، معاشرت ها، درآمد و هزينه خود و نظاير آن را از يکديگر پنهان مي کنند. غافل از آن که روزي اين حقايق آشکار و منجر به تيرگي روابط بين آنان خواهد شد . اين گونه رفتارها به صورت عوامل نهفته در زندگي مشترک باقي مي مانند و چنانچه زوجين بدان توجه نکنند ، زمينه هاي از هم گسيخته شدن بنياد خانواده  را فراهم مي کنند.

-عدم توجه به نيازهاي همسر

 زوج هاي موفق  کساني هستند که در صدد ارضاي نيازهاي همسر خود مي باشند. بنابراين هر زن يا شوهرش وظيفه دارد نيازهاي جسمي و روحي همسرش را بشناسد و در مقام ارضاي آنها برآيد.ارضاي نيازها به طريق درست و مطلوب به رشد همه جانبه و ايجاد امنيت رواني زوجين منجر مي شود و در نتيجه سلامت خانواده تأمين مي گردد. براي مثال هر انساني نياز به « امنيت »، «محبت» ، «توجه و احترام » دارد. لذا هرگاه اين گونه نيازها از طرف همسر تأمين نشود ، فرد احساس ناامني رواني مي کند و بهداشت رواني خانواده  مختل مي شود.

بديهي است توجه به نيازهاي همسر، فقط به نيازهاي زناشويي ختم نمي شود. احترام و پذيرش ، نگاه مهربان به يکديگر، در کنار هم حضور داشتن ، در فعاليت هاي مشترک شرکت کردن ، و نظاير آن نشانه توجه به نيازهاي همسر است .

- ابهام و افراط در انتظارها

به طورمعمول مشخص کردن انتظارها در روابط ، باعث معين شدن وظايف و حدود روابط افراد مي شود. در خانواده هايي که انتظارهاي متقابل زن و شوهر مشخص نشده است، روابط آسيب پذيراست و زوجين دقيقاً نمي دانند نسبت به يکديگرچه و ظايفي به عهده دارند. براي مثال وقتي وارد خانه مي شويد ، انتظار داريد با شما چگونه برخورد شود؟ آيا تا به حال به همسرتان گفته ايد که چه انتظارهايي از او داريد ؟ آيا از همسرتان انتظار داريد به شما احترام بگذارد؟ در صورتي که پاسخ شما مثبت است ، آيا شما هم وظيفه خودتان مي دانيد که به همسرتان احترام بگذاريد؟ به همين ترتيب آيا انتظار داريد همسرتان شما را دوست داشته باشد؟ در صورتي که پاسخ شما مثبت است ،آيا شما هم همسرتان را به قدر خودتان دوست داريد؟

در هر صورت تفاوت و تعارض در انتظارات موجب مي شود فضايي نامساعد و کينه توزانه به وجود آيد. گاهي اوقات داشتن توقعات بيش از حد از همسر، مثل اين که انتظار داشته باشيم او همچون فرشته باشد ، يا معلومات بسياري داشته باشد ، يا در نظم و ترتيب سرآمد ديگران به حساب آيد، سلامت خانواده را در معرض تهديد قرار مي دهد.
منبع:akairan.com



الگويي براي انتخاب همسر

الگويي براي انتخاب همسر

 ما براي خيلي چيزها الگو داريم ولي الگويي براي انتخاب همسر نداريم؛ اينکه بدانيم چطوري با کسي که انتخاب مي کنيم حشر و نشر بيشتر و بهتري داشته باشيم. اجازه بدهيد اينکه چه موردهايي براي ازدواج مناسب هستند را يک بار با هم مرور کنيم.

ما براي خيلي چيزها مثل سفر و خريد الگو داريم ولي الگويي براي انتخاب همسر و الگوهاي ارتباطي نداريم؛ اينکه بدانيم چطوري با کسي که انتخاب مي کنيم حشر و نشر بيشتر و بهتري داشته باشيم.

وقتي در يک مهماني کسي آشنايي و علاقه مندي نشان مي دهد يا يکي خانم الف را به خانم ب معرفي مي کند، بايد ديد که بعد از اين مرحله چه اتفاقي مي افتد که دوستي آنها بيشتر مي شود. نکته اين است که اين حالت خيلي کم اتفاق مي افتد، حتي براي دو نفر با چنين مشخصاتي. کمي به خاطرت چند سال گذشته تا مراجعه کنيد، ببينيد چند وقت يک بار يک فرد جديد به جمع دوستانتان اضافه مي شود.

معمولا هر دو سال يا سه سال يک بار؛ که آن هم تازه در مورد آدم هاي برونگراست که ارتباط خوبي با ديگران برقرار مي کنند. وقتي در مورد همجنس که خيلي از نگراني ها و تابوهاي اجتماعي وجود ندارد، تا اين حد تبديل شدن يک رابطه دوستانه اوليه به يک رابطه مداوم به سختي اتفاق مي افتد، طبيعي است که به همان ميزان در ارتباط با يک غيرهمجنس، چه به عنوان يک همکار يا براي ازدواج کار دشوارتر است.

براي حل اين مساله بايد به اين سوال پاسخ بدهيم که ما چه الگويي براي ارتباط موثر با ديگران داريم؟ سوالي که يک جواب ساده دارد: «نداريم». وضعيتي که کار را براي انتخاب و ازدواج پيچيده تر مي کند و ما را با آدم هايي مواجه مي کند که هميشه از پيدا نشدن موقعيت گله دارند، مثل ماهيگيري که وقت ماهيگيري حواسش به گوشي موبايلش است!

اجازه بدهيد اينکه چه موردهايي براي ازدواج مناسب هستند را يک بار با هم مرور کنيم، شايد به يک توافق جمعي برسيم.

چه موردهايي خوب نيستند؟

آدمي که هرج و مرج عاطفي دارد، يا آدم شلي که هنوز توجه مردان و زنان به نظرش خيلي بزرگ ديده شود. اين دومي هنوز بچه است، چون اين حالت تا حدي طبيعي است و لزوما جاي اشکال نيست. شما ممکن است از توجه خوشت بيايد اما اگر قرار باشد آدم با کوچکترين اتفاق و توجه جنس مخالف اشتغال ذهني پيدا کند، معلوم نيست که در آينده، حتي بعد از ازدواج با بهترين گزينه ممکني که در نظر دارد، چه اتفاقي برايش بيفتد.

همچنين، آدمي که اين اختلالات را داشته باشد، دردسرساز و حتي خطرناک است: خودشيفتگي، مهرطلبي مفرط، خودکم بيني، کمال طلبي افراطي و ...؛ نکته مهم اينکه، بعضي وقت ها در يک موقعيت اجتماعي از کسي خوشمان مي آيد؛ مثلا همکاري که شرايط کاري خوبي با او داريم، ولي اين دليل نمي شود او همسر خوبي هم براي ما باشد.

البته با يک احساس خوب جلو رفتن بهتر از خنثي جلو رفتن است ولي خطر اين است که فکر کنيد چون او مثلا در محيط کار خيلي آقا و جنتلمن است، در زندگي هم همين است. در صورتي که ممکن است در زندگي خيلي انسان بي مبالاتي باشد. در واقع، ممکن است او آدم خوب موقعيت مشترک باشد، نه زندگي مشترک.

يک نکته کنکوري هم اينکه، مورد بد، کسي است که مجردي خوبي ندارد. قدرت نه گفتن ندارد و آدم هدفمندي نيست. در کار و اشتغال و ساير جنبه هاي زندگي بازنده است. او هر چه در رابطه هاي قبلي باخت بيشتري داشته باشد، چون از نظر عاطفي زخمي است، خطرناکتر است.

غير از اين، ممکن است فقط آدم تک بعدي موفقي باشد. حالا اين تک بعدي بودن مي تواند مالي، تحصيلي، ارتباطي و ... باشد. آدم هايي فکر مي کنند الزاما اين وضعيت قدرت است اما اينطورنيست. توان مهارتي ارتباطي خوب است ولي به اندازه. آدم شلوغ و پري ارتباطي که باعث بشود ارتباط زيادي با مردان و زنان مختلف داشته باشي، سرشلوغي عجيبي برايتان ايجاد مي کند و اين به احتمال زياد باعث مي شود شما آرامشي در ازدواج نداشته باشيد و مورد خوبي نباشيد!

مورد خوب براي من چه کسي است؟

اجازه بدهيد نااميدتان کنم، مورد خوب وجود ندارد! مگر اينکه معلوم کنيد شما خودتان چه کسي هستيد. مثلا يک دختري ازدواج کرده و به انسان غرغرو و بداخلاقي تبديل شده، ولي همين دختر با آدم ديگري خوش اخلاق و خوش برخورد و مهربان است.

واقعيت اين است که اين خانم هر دوي آنهاست. مورد خوب کسي است که دکمه هيولا شدن ما را نزند. ما در بحث سايه هاي شخصيت مي گوييم هر کسي يک هيولايي دارد. يکسري آدم ها هيولاي ما را بيدار مي کنند. گرچه ما خودمان هم بايد خوددار و خويشتن دار باشيم که اين هيولا را اسير کنيم.

اين هيولا ممکن است جنبه ميل به خيانت، عصبانيت يا ... هر چيز ديگري باشد. شايد بپرسيد اصلا مورد خوب با اين همه ويژگي پيدا مي شود؟ جواب هماني است که گفتيم. بايد مورد به مورد و دوطرفه بررسي کرد.

بايد ديد اين دختر خوب در شرايط زندگي پسر من و در مواجهه با او خوب هست يا نه؟ همه چيز بستگي دارد به اينکه او در چه محيطي قرار بگيرد. مثل مواد شيميايي که در محيط هاي متفاوت، عملکردهاي مختلفي دارند. بعضي آدم ها وقتي در زندگي ما هستند شاعر و لطيف مي شويم، حالمان خوب مي شود. يعني آن آدم دکمه خوبي هاي ما را زده ودست روي حالت هاي خوب ما گذاشته. وسواس و کمال گرايي در اين زمينه بحث خطرناکي است. جمع بندي اينکه بايد مورد خوب و مورد خوب من با هم جمع بشود.

بعد با او معاشرت کنيم و صحت و سقم اين خوب بودن را بسنجيم؛ چرا که ازدواج يک خاصيتي دارد که از آدم ها اسطوره زدايي مي کند. شما با بهترين شخص هم که ازدواج کنيد، بعد از شش ماه برايتان عادي مي شود. ازدواج مجاورتي را فراهم مي کند که چيزهاي خوبي دارد، مثل فهم همديگر. مثلا اينکه تو دنياي همسرت را ?? درصد مي فهمي، با ذکر اين نکته ضروري که اقتضاي همسر بودن اين است که تا حدودي همديگر را نفهميد. انتظار بيش از اين ممکن است خطرناک باشد.

همه اينها تاکيد مي کند که بايد در مورد خودمان فکر کنيم و ببينيم چه مي خواهيم؟ شايد تعاريف کلي مورد خوب براي شما فاجعه باشد؛ چرا که ازدواج آن چهره زيباي دست نيافتني را از بين مي برد. به اين علت، مورد خيلي خوب هم بعد از يک مدتي معمولي مي شود.

بعضي آدم ها عرضه و جنبه يک مورد معمولي بودن و داشتن يک چنين موردي را ندارند. کسي که ازدواج خيلي برايش گنده است، خود به خود مورد ازدواج هم برايش خيلي مهم مي شود. بنابراين سقوط احتمالي اش هم خيلي برايش خطرناک و پرريسک مي شود.

کسي که کوچک است، ازدواج را يک فرصت و تغيير فاز در زندگي مي داند، در حالي که ازدواج فقط همراه شدن با يک نفر ديگر است. کسي مثل خود ما که بلد نيست معجزه بکند. اينطوري هم نيست که داشتن قيافه زيبا براي همه مورد خوب باشد. ممکن است قيافه مورد خوب شما معمولي باشد اصلا بايد جنبه چيز خوب داشت. پول خوب است ولي يکي را خوشبخت مي کند و کسي که جنبه اش را ندارد، بدبخت.

چه موردهايي خوب هستند؟

موردي که در زندگي در مجموع آدم چند عرصه اي باشد. کسي که نسبتا تعادل دارد. کمي دنياي درس، کمي دنياي کار، کمي دنياي کتاب و ... را تجربه کرده باشد و تعادل و هدف داشته باشد. انساني که فقط به ازدواج به تنهايي فکر نکرده باشد. فقط فکر نکرده باشد به زن بودن و شوهر بودن. به پدر و مادر شدن فکر کرده باشد، به همه چيزهاي ديگر آينده مشترک، کسي که براي زندگي اش نقشه داشته باشد. کسي که در خانواده خيلي از او انتقاد نشده باشد.

در عين حال، جذابيت داشته باشد. توي ذوق نزند. رفتارهايش از جنس حيا باشد. اين مورد به پرحرفي و کم حرفي هم نيست، به اين است که بداند چه حرفي را چه وقت و کجا به طرف مقابل بزند. کلا اهل ايمان بودن خوب است. بايد حداقل خصلت هاي معنوي و اخلاقي را داشته باشد و از همه مهمتر، وسواس رفتاري نداشته باشد. اجازه بدهيد تعريف «مورد خوب» را کمي اختصاصي کنيم.

مورد خوب مردانه: داشتن رشد اجتماعي متوسط به بالا، تا حدي شرايط اشتغال و درآمد، سن حدود 25 سال. (البته اين نظر من است.) کسي که بند نافش را از پدر و مادر بريده و استقلال داشته باشد. به بهانه احترام، از پدر و مادر اطاعت بي چون و چرا نداشته باشد. کمي از محل خودش بيرون آمده باشد و تجربه زندگي داشته باشد.

مورد خوب زنانه: از عالم دخترانگي فاصله گرفته باشد. به جاي اميدهاي وهمي و خيالي، اميدهاي واقعي داشته باشد. تا حدي استقلال اقتصادي و اجتماعي داشته باشد. دخترهايي که خيلي استقلال فردي دارند، سازگاري زناشويي با آنها آسان نيست.
معرفي مورد خوب و مورد بد براي ازدواج!
چگونه يک رابطه براي زندگي مشترک سر مي گيرد

واقعيت اين است که ما به طورمثال براي سفر، مي توانيم چند الگو داشته باشيم؛ يکي اينکه در تور ثبت نام کنيم که هم خوش مي گذرد و هم همه کارها را خودشان انجام مي دهند. دوم اينکه خودت برنامه ريزي کني و مقصد و راه را مشخص کني و ...؛ حالا اگرج کسي بگويد اتوبوسي برو و فقط به اندازه رفتن و رسيدن به مقصد پول ببر و براي بازگشت پولي نداشته باش و فقط از خلاقيت خودت براي جور کردن راه برگشت استفاده کن، اين حالت سوم براي همه ترسناک و سخت است.

حالا ما براي انتخاب همسر هم چند سبک داريم؛ يکي اينکه پدر و مادر کسي را انتخاب کنند و به خواستگاري برويم. در اين شرايط براي اولين بار طرف را مي بينيد و اگر خوشتان آمد چند جلسه ديگر هم ادامه پيدا مي کند و بعد در پروسه هاي نامزدي و ازدواج قرار مي گيرد.

اين مراحل براي باز شدن يخ بين دو طرف و آشنايي بيشتر انجام مي شود اما براي با هم آغاز کردن وبا هم ماندن هنوزسبک هاي قابل قبول براي همه به دست نيامده. کاري که نياز به اختراع ندارد. شايد به طور مثال، به اين بيت شعر از شاهنامه حکيم فردوسي در توصيف يک همسر خوب توجه بيشتري بکنيم: «دل آراي و با راي و با ناز و شرم / سخن گفتن خوب و آواي نرم»

ريزه کاري هاي ارتباط در محيط دانشگاهي

بررسي يک «مورد» دانشگاهي

رفتار گروه هاي تک جنسيتي در محيط هاي مختلط در مقايسه با محيطي با جنس موافق تفاوت مي کند. رفتارها ملايم تر و اجتماعي تر مي شوند. اگر در محيط هاي صرفا مردانه دقت کنيد، مي بينيد که محيط هاي خشني هستند. اين موضوع براي محيط هاي زنانه هم صادق است اما در محيط هاي مختلط، خانم ها و آقايان به آرامي و ملايمت در کنار هم کار مي کنند.

مشکلي به نام شناخت هاي ناقص

اين خوب است که هر دانشجويي در مورد ابعاد ذهني و شخصيتي جنس مخالفش بررسي و مطالعه کند. اين کار با پرس و جوها و آمارگيري هاي دبيرستاني ها اشتباه نشود. من به عنوان يک دختر در دانشگاه فرصت دارم بفهمم مردها در چه تيپ هايي هستند و چه خصوصيات و عاداتي دارند بدون آنکه وارد فضاهاي گارد شوم.

البته ممکن است شناخت هايي هم حاصل شود اما اين شناخت ها اکثرا ناقص هستند چونه منحصر به کلاس و دانشگاه است. بر اساس همين شناخت هاي ناقص ارتباط هايي سر مي گيرد که هر دو طرف به همان ميزان آسيب مي بينند.

موضوع اول در شناخت، اول مشاهده گري است. ما اول بايد خوب مشاهده کنيم و اگر دچار پس لرزه يا زلزله شديم، هضمش کنيم. مثلا متوجه شويم جذاب نيستيم و ديده نمي شويم. خيلي از پسرهاي دبيرستاني با فهميدن اين موضوع پرخاشگر مي شوند. بعضي افراد هم پي شعر و شاعري مي روند و منزوي مي شوند. ترم هاي اول دانشگاه فرصت خوبي براي روانشناسي جنس مخالف و مقايسه مطالعات با واقعيات است.يک چهره روتوش شده داريم

از جنبه اي ديگر، موقعيت استادان موقعيت برتري است و چهره اي که دانشجويان از استادانشان مي بينند، چهره خيلي روتوش شده اي است. بنابراين بعيد نيست که علاقه مندي يکطرفه اي بينشان ايجاد شود. روابط معلم و شاگرد يک فرزند دارد و آن رشد دانشجو است.

اين فرد نبايد به وسيله يکسري علاقه مندي هاي شخصي سقط شود. موقعيت آن استاد بايد تفکيک شود. دانشجو با جايگاه و سواد آن استاد طرف است نه با شخصيت فردي او. گاهي دانشجو جذب قاطعيت آن استاد مي شود، يا در سطح خيلي پايين تر جذب چهره آن استاد مي شود. از نشاني هاي اين علاقه، به هم ريختگي، اشتغال ذهني، حضور مدام در کلاس آن استاد و گفت و گوهاي خيالي و خيلي نشانه هاي ديگر است.

اگر رابطه ايجاد بشود، بعد از چند ماه به هم مي ريزد. چون نه تو ديگر آن دانشجويي هستي که بلد نباشي، نه او استادي هست که هميشه آنقدر بلد باشد که تو را شاگرد خودش نگه دارد. مشکل دوم اين است که بقيه افراد وقتي متوجه اين موضوع مي شوند، احساس خيانت بهشان دست مي دهد، در حالي که اينطور نيست اما اين احساس به هدف اصلي آن کلاس ضربه مي زند.

برعکس اين موضوع، يعني شيفتگي استاد به شاگرد هم وجود دارد. معلم ها فرعون هايي هستند در سرزمين هاي کوچک. من در جايي قرار دارم که همه به من نياز دارند. به آنها درس و نمره مي دهم و بالاخره اين موضوع خلأهايي از شخصيت من را پر مي کند.

خيلي اوقات تجربه قدرت به انسان اين حس را مي دهد که افراد زير قدرتش را به خود وابسته نگه دارد. زياد ديده شده که استادان ميانسال براي ترس از پيري و نگراني از دوران جواني با دانشجويانشان ارتباط صميمي تر از معمول برقرار کنند.

&nbsp همشهري جوان



مزايا و معايب ازدواج فاميلي


مزايا و معايب ازدواج فاميلي

ازدواج فاميلي روي ترازو

«مي‌دانم که همه پدر و مادرها آرزو دارند شرايطي براي بچه‌هايشان فراهم کنند که از بهترين امکانات تحصيلي، تفريحي و شغلي برخوردار شوند. هيچ پدر و مادري نيست که آرزويي جز خوشبختي و شادي و موفقيت براي فرزندش داشته باشد...

 به همين خاطر است که آنها در پي يافتن بهترين‌ها هستند. در مورد ازدواج کردن و به قول خودشان عاقبت به خيري هم تمايل دارند کسي را براي دختر يا پسرشان انتخاب کنند که بهترين باشد و چه کسي بهتر از بچه‌هاي خواهر و برادرشان است که هم ديده و شناخته شده هستند و هم حيف است چنين کسي با اين شرايط اخلاقي خوب و امکانات تحصيلي و شغلي مناسب را از دست بدهند. آنها پيشنهاد مي‌دهند و در ظاهر، شما را آزاد مي‌گذارند که پاسخ مثبت يا منفي بدهيد اما اگر جرات داريد، بگوييد نه؛ آن وقت است که فرياد مادر يا پدرتان بلند مي‌شود و مي‌گويد: «من چطور از شرمندگي بعد از اين مي‌توانم در چشمان خواهر يا برادرم نگاه کنم؟! مگر پسرخاله يا پسرعمويت چه عيب و ايرادي دارد و...»

آنچه خوانديد، بخشي از صحبت‌هاي دخترخانمي بود که سردرگم به مطب مشاور مراجعه کرده بود و مي‌خواست بداند آيا ازدواج فاميلي آن هم بعد از اين همه حرف و حديث‌هايي که در موردش وجود دارد کار درستي است؟ او به همراه مادرش آمده بود تا پاسخ اين پرسش را پيدا کند که کدام کفه ترازوي اين انتخاب سنگين‌تر است؛ خوبي‌هايش يا بدي‌هايش؟

کارشناسان موافق و مخالف ازدواج فاميلي نظريه‌هاي مختلفي دارند که شنيدني است اما همه، اين مساله علمي را قبول دارند که احتمال بروز مشکلات ژنتيکي در ازدواج‌هاي غيرخويشاوندي 2 تا 3درصد است. در حالي که اين رقم براي ازدواج‌هاي خويشاوندي به 4 تا 5درصد مي‌رسد. هرچند شايد به نظر اين تفاوت يک درصدي اندک باشد اما با احتساب آمار مواليد ساليانه عدد قابل‌توجهي مي‌شود يعني اگر بخواهيم بدون ضرورت انجام مشاوره ژنتيک ازدواج‌هاي فاميلي را توصيه کنيم، نمي‌توانيم به سادگي بار اقتصادي و مشکلات ديگر اين افراد بيمار را که به جامعه تحميل مي‌شود، ناديده بگيريم.

دکتر بدري‌السادات بهرامي تصميم نهايي را به‌عهده چنين خانواده‌هايي مي‌گذارد اما همه معايب و محاسن چنين ازدواجي را برايمان مي‌شکافد تا همه از اين توصيه‌ها استفاده کنند. همه کارشناسان معتقدند قبل از هر چيز و حتي قبل از علني کردن اين خواستگاري در خانواده لازم است مشاوره ژنتيک صورت گيرد و سپس با مطرح کردن اين موضوع دختر و پسر را به سمت عواطف سوق داد. در اين شرايط آسيبي به عواطف و احساسات طرفين وارد نمي‌شود.

 

نظر روان‌‌شناس

اول مشاوره ژنتيک، دوم مشاوره روان‌شناسي

قبل از هر ازدواجي لازم است دو طرف يکديگر را مورد ارزيابي قرار دهند و بررسي کنند که آيا با هم تناسب دارند يا خير. اين مورد در ازدواج‌هاي فاميلي نبايد فراموش شود. بسياري از مردم گمان مي‌کنند چون خانواده دختر و پسر يکديگر را مي‌شناسند، فضايي را که دختر و پسر در آن پرورش يافته‌اند و حتي آسيب‌هاي آن را خوب مي‌شناسند و به قولي جمله معروفي دارند که مي‌گويند «او را مثل بچه خودم بزرگ کرده‌ام» پس نسبت به بررسي و ارزيابي اين تناسب‌هاي مهم نيازي احساس نمي‌کنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از اين طرز فکر ناشي مي‌شود که دو خانواده بي‌گدار به آب مي‌زنند. پس اجازه بدهيد بدون آنکه بگوييم ازدواج فاميلي خوب است يا بد، با هم بدي‌ها و خوبي‌هاي اين تصميم يعني وصلت با فاميل را بررسي کنيم. شايد وقتي محاسن و معايب آن را بدانيد بهتر بتوانيد انتخاب کنيد و در هر ازدواجي که داريد چه با فاميل و چه غريبه، موفق و خوشبخت شويد.

از مزاياي ازدواج فاميلي شروع مي‌کنيم. شما در اغلب موارد از نظر تناسب خانوادگي، فرهنگي، اقتصادي و اعتقادي که بسيار مهم هستند مشکلي با خانواده عروس يا داماد نخواهيد داشت چون طبقه خانوادگي‌- اجتماعي فاميل عموما يکسان است و فقط استثناي 10 درصدي وجود دارد که عده‌اي خيلي بالاتر از سطح فاميل يا خيلي پايين‌تر از آن باشند و با يکديگر در تناسب قرار نگيرند. پس برخي از تناسب‌هايي که ما براي ازدواج نيازمند آنها هستيم در ازدواج‌هاي فاميلي، خود‌به‌خود وجود دارد.

در اينجا به دليل وجود چنين تناسب‌هايي که با فاميل خود داريم، گمان مي‌کنيم تناسب شخصيتي و عاطفي هم بين فرزندان ما با يکديگر برقرار است. بنابراين انتظار داريم دخترخاله، پسرخاله يا دختر دايي، پسر عمه از لحاظ شخصيتي و اخلاقي هيچ تضادي با هم نداشته باشند و مناسب يکديگر باشند.

اين باور غلط مي‌تواند زمينه بي‌انگيزه و بي‌رغبت‌شدن دختر و پسر جوان يا خانواده‌هاي آنها شود و آنها را از ارزيابي و بررسي اينکه آيا در تناسب اخلاقي و شخصيتي با هم هستند منصرف کند. اگر دقت کنيد متوجه مي‌شويد چون مادر يا پدر اين دختر و پسر که مربي آنها هستند و نقش پررنگي در پرورش ساختار تربيتي آنها دارند، غريبه هستند اين تفاوت‌ها پديد مي‌آيد. گذشته از اينها برخي خصوصيات اخلاقي خواهر و برادران و ديدگاه آنها با يکديگر در تضاد است. در نتيجه امکان دارد زوجي دخترخاله و پسرخاله باشند اما علاوه بر تفاوت ديدگاه پدرانشان که غريبه‌اند، شخصيت و اخلاق مادران آنها نيز يکسان نباشد. بنابراين توصيه مي‌کنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد اين تناسب‌ها و اينکه آيا مناسب هم هستند يا نه، بررسي کنند و خانواده‌ها اجازه دهند آزادانه تصميم بگيرند.

مزاياي ازدواج فاميلي‌

گفتيم براي اينکه ازدواج موفقي داشته باشيم، نياز داريم تناسب‌هاي لازم را با همسرمان داشته باشيم. شايد معادل اين عبارت متناسب بودن که در روان‌شناسي به‌کار مي‌بريم بتوان عبارت هم‌کفو بودن در تعاليم اسلامي را ذکر کرد. اين تناسب‌ها در برخي از حوزه‌ها حتما بايد وجود داشته باشند وگرنه زندگي زوجين با مشکل مواجه مي‌شود.

از مهم‌ترين موارد، تناسب خانوادگي است. مقصود ما شيوه‌ها و سبک تربيتي است که با آن رشد کرده‌اند و از کودکي بنا به سليقه خانواده و والدين خود تحت قواعد خاصي بوده‌اند. به عنوان نمونه اگر فردي در فضايي بزرگ شده باشد که در آن خانواده خيلي به زن اهميت نمي‌دهند و مرد قدرت مطلق است، نمي‌تواند با دختري ازدواج کند که در خانواده‌اش زن‌ها همه‌کاره بودند. زندگي اين دو مصداق دو پادشاهي مي‌شود که در يک ملک نمي‌گنجند. مثال‌ها براي فضاي متفاوت تربيت فراوان است و اگر چنين تناسبي نباشد باعث مشکلات جدي مي‌شود. گاهي اوقات زن و شوهري با اختلافات جدي به ما مراجعه مي‌کنند که در نگاه اول درمي‌يابيم ازدواج اين دو هيچ تناسبي نداشته است. يکي در خانواده‌اي بزرگ شده که معتقد بودند اگر فلاني موفق است حتما تلاش و پشتکار داشته در حالي که خانواده طرف ديگر موفقيت افراد را در اين مي‌ديدند که حتما براي خود طلسم يا دعاي جادو جمبلي گرفته که پيشرفت در کار و رونق زندگي به دست آورده است. طبيعي است چون اين خانم و آقا تناسب خانوادگي ندارند، نمي‌توانند با هم خوب زندگي کنند. شکل‌گيري افکار و شخصيت آنها کاملا از هم متفاوت است. اين تناسب اغلب در ازدواج فاميلي وجود دارد و چنين نگراني‌اي براي زوج‌هاي فاميل منتفي است.

تناسب ديگري که حتما بايد وجود داشته باشد، تناسب فرهنگي است. يعني فرهنگ که عبارت است از بايدها و نبايدها و ارزش‌ها و ضدارزش‌هاي ما بايد با همسرمان در تناسب باشد. يعني اين طوري نباشد که اگر ما ارزش کسي را به پول و ثروت او مي‌دانيم، همسرمان در نقطه مقابل باشد و بگويد ارزش افراد به ميزان تحصيلات آنها يا ديگر معيارهاست نه ثروت آنها و مدل ماشين‌شان. به علاوه در ديد وسيع‌تر فرهنگ ما در بحث کلان هم بايد در تناسب يکديگر باشد که در ازدواج فاميلي چنين مشکلي وجود ندارد.

بايدها و نبايدهاي يک دختر اهل آذربايجان با دختر يا پسري که در شمال کشور يا جنوب بزرگ شده است، يکسان نيست. فاصله‌‌اي در اين ميان هست که به تناقض مي‌انجامد. اين اختلاف فرهنگي نقطه آغازين دعواها و اختلافات آنهاست.

مساله ديگر، تناسب اعتقادي است. از آنجا که اعتقادات، جنس محکمي دارند و هر فردي با هر اعتقادي چه شيعه و سني، چه بودايي و حتي لائيک حاضر است پاي عقايد خود بايستد، نداشتن تناسب اعتقادي واقعا مساله‌ساز است. هر کدام از ما براي خود اعتقاداتي داريم که فقط به خودمان ربط دارد اما وقتي قرار شد در کنار هم و به عنوان زوج زندگي کنيم نمي‌توانيد بگوييد موسي به دين خود، عيسي به دين خود.

در ازدواج فاميلي جنس اعتقادات خانواده از يک نوع است و همين مساله يعني نداشتن يک دسته از درگيري‌ها و مشکلات. پس تناسب اعتقادي هم منتفي مي‌شود.

معايب ازدواج فاميلي

مساله تشابه‌هاي ژنتيکي و بيماري‌هاي ارثي که امکان انتقال آن در ازدواج فاميلي بالاتر مي‌رود از معايب مهمي است که به اين انتخاب وارد است و شايد افراد اين را بزرگ‌ترين عيب بدانند اما از معايب جدي که در ازدواج‌هاي فاميلي وجود دارد اين است که اگر اختلافي بين زن و شوهر جوان ايجاد شود مشکل آنها به خانواده‌هايشان و در نتيجه به کل فاميل بسط داده مي‌شود. اصل و ريشه اين اختلافات از آنجايي ناشي مي‌شود که بعد از ازدواج نسبتي که بين ما و خاله يا عمه يا زن‌دايي‌مان بوده است حالا تغيير مي‌کند و او را مادر همسرمان مي‌دانيم نه همان خاله‌ جان يا عمه جان. شايد هنوز هم عمه يا خاله جان را دوست داشته باشيم اما حس ما نسبت به او تغيير مي‌کند. توقعي که از او داريم رنگ ديگري مي‌گيرد و او مادرشوهر يا مادرزن ماست نه خاله جاني که از کودکي برايمان عزيز بوده است. در واقع چون حس ما تغيير کرده و نوع توقعات‌مان در اين قالب جديد عوض شده‌اند اين روند اتفاق مي‌افتد. شما با اين ازدواج تماس‌ها و برخورد‌هايتان بيشتر مي‌شود و به دنبال عميق‌تر شدن رابطه با هم در تعارض قرار مي‌گيريد چون منافع شما با هم در تقابل‌اند يا لااقل حس شما اين را القا مي‌کند که چنين حالتي وجود دارد. شايد تا به حال بيش از صد مورد زوجيني را ديده‌ام که با هم فاميل بوده‌اند و در 3 گروه خوشبخت، متوسط و مساله‌دار و در آستانه طلاق قرار داشتند و بدون استثنا همه آنها اين تغيير حس را گزارش مي‌کردند.

همين جا لازم است بگويم اگر شما اصرار داريد با هم ازدواج کنيد و مشاوره ژنتيک هم انجام داده‌ايد و مانعي وجود ندارد قبل از ازدواج حتما با يک مشاور صحبت کنيد تا با آموزش برخي نکات مهم به شما کمک کند اين حس خود را در اختيار بگيريد. او بايد مهارت‌هايي را به شما آموزش دهد تا جزو مواردي از ازدواج فاميلي باشيد که هم‌اکنون زن و شوهراني خوشبخت هستند.

مشاور به شما مي‌آموزد چطور با فراگيري مهارت‌هاي بهتر زيستن، رفتاري با مادر همسرتان داشته باشيد که نه تنها نقش قبلي را حفظ کند بلکه در جايگاه خاص‌تري هم قرار بگيرد.

اگر مهارت ارتباط سالم با خانواده همسر را ياد بگيريد، مي‌توانيد مانع اختلافات خانوادگي شويد و اين يعني مديريت صحيح و داشتن خانواده‌اي سالم. در اين شرايط شما قادريد مشکلات بين خود و همسرتان را حل و فصل کنيد و اگر مهارتي را که براي داشتن زندگي سالم بايد داشته باشيد، نداريد با کمک مشاور مي‌توانيد آن را ياد بگيريد. اين نکته مهم را به خاطر بسپاريد که اگر فاقد مهارت‌هاي مهم زندگي باشيد چه با فردي که در خانواده و فاميل است و چه با فردي که غير‌آشناست، ازدواج کنيد موفق نخواهيد بود. اگر نتوانيد با همسرتان و خانواده او درست رفتار کنيد، اگر نتوانيد مشکلات را ارزيابي کنيد، تفاوتي نمي‌کند شرايط ازدواج‌تان چه باشد، چون در هر صورت بازنده هستيد.

يکي ديگر از بدي‌هايي که ازدواج فاميلي دارد اين است که با ازدواج کردن خانواده ‌ما گسترده‌تر نخواهد شد. در حالي که اگر با يک فرد غريبه ازدواج کنيم، اعضايي جديد به خانواده ما اضافه مي‌شود. گسترش روابط و برخورداري از حمايتي گسترده از محاسني است که با ازدواج فاميلي از آن بي‌بهره مي‌مانيم.

اما وقتي حسن ازدواج فاميلي کامل مي‌شود که ارزيابي و پاسخ بله يا نه دادن هريک از خانواده‌ها چه دختر و چه پسر به راحتي پاسخ گفتن به غريبه‌ها مقدور باشد و هيچ‌کدام يکديگر را مجبور نکنند خلاف ميلشان بله يا خير بگويند.شايد دخترعمو يا عمه شما به هر دليلي که براي خودش دارد تمايل نداشته باشد پاسخ مثبتي به شما بدهد. لازم است با برخورد منطقي و انساني به خواسته او احترام بگذاريد.

قابل توجه والدين اينکه، هر خواهر يا برادري هم بايد چنين آزادي عمل و انتخابي را به خواهر و برادرش بدهد. نبايد اين تصميم و خواستگاري بر روابط آنها تاثير بگذارد. اگر شما علاقه خاصي به خواهر يا برادرزاده‌تان داريد نبايد طوري عمل کنيد که آزادانديشي و حق انتخاب را از بچه‌ها سلب کنيد. بايد اين ذهنيت را داشته باشيد که او در بزرگسالي فردي را از غريبه‌ها به همسري بگيرد. آنها بايد اختيار در انتخاب داشته باشند و اگر قرار باشد نوعي سرنوشت از پيش‌تعيين‌شده بر آنها تحميل شود مي‌تواند جزو معايب بزرگي باشد که بايد منتظر باشيد کي و کجا اين آسيب بر زندگي آنها وارد شود. ازدواج فاميلي اگر ضرورت اصلي يعني مشاوره ژنتيک را پشت سر بگذارد و سپس بررسي و مشاوره ازدواج هم صورت بگيرد نه تنها مشکل و خدشه‌اي به رابطه خواهر و برادرها وارد نمي‌کند بلکه زندگي را شيرين مي‌کند. در مقابل اگر اين نکات رعايت نشود، ازدواجي تلخ‌تر از اين ازدواج نيست.

منبع : هفته نامه سلامت

 نويسنده : الهه رضائيان



امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج

امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج در دفتر ازدواج

در مورد این مسئله 4 ماده قانونی به چشم می خورد که مستقیمأ به این موضوع یعنی تعداد امضاهای مورد نیاز برای ثبت ازدواج می پردازند و تعدادی مواد متفرقه نیز داریم که اشاره ای به این موضوع دارند که ذیلأ به بررسی آنها می پردازیم: ماده 10 «ن.د.ث.ا.ط» اشعار می دارد: برای ثبت عقد مزاوجت زوج و زوجه باید شخصاً یا به توسط وکیل ذیل ثبت عقد را در دفتر و ذیل ورقه ازدواج را امضاء کنند. نظامنامه ماده 2 ثبت ازدواج و طلاق مصوب آبان 1310 شامل دو ماده می باشد که هر دو ماده راجع به این موضوع بحث می کنند:


 ماده1:«ذیل ثبت ازدواج و طلاق در دفتر ازدواج به امضای مجری یا مجریانی صیغه ازدواج یا طلاق خواهد رسید.»
 ماده 2: « سند ازدواج یا طلاق برای اینکه سند رسمی محسوب شود لازم است علاوه بر سایر شرایط مقرر در نظامنامه مذکور فوق به امضاء اشخاص ذیل برسد.
1-زن و شوهر در سند ازدواج
2-مجری یا مجریان صیغه ازدواج
3-امضاء دو شاهد یا بیشتر به نحوی که سند مجموعأ دارای 6 امضاء باشد.»
تبصره: هرگاه زن یا شوهر یا بعضی از شهود سواد نداشته باشند به جای امضاء علامت انگشت خواهند گذارد.
مفاد ماده 2 فوق الذکر عینأ در ماده 3 «آ.م.ث.ا.ط» نیز بچشم می خورد حال ببینیم ضمانت اجرای مقررات مواد فوق چیست؟ بند دوم ماده 100 «ق.ث.ا.ا.ک» چنین مقرر می دارد که: هر یک از مستخدمین و اجزاء ثبت اسناد و املاک و صاحبان دفاتر رسمی عامداً یکی از جرائم ذیل را مرتکب شود جاعل  در اسناد رسمی محسوب و به مجازاتی که برای جعل و تزویر اسناد رسمی مقرر است محکوم خواهد شد. این ماده در ادامه مواردی از جمله این مورد را مشمول مجازات اخیرالذکر معرفی می کند:  « ... ثانیأ – سندی را بدون حضور اشخاص که مطابق قانون باید حضور داشته باشند ثبت نماید.
در خصوص حضور طرفین نیز مقرراتی داریم از جمله ماده 64 «ق.ث.ا.ا.ک» طرفین معامله یا وکلای آنها باید ثبت سند را ملاحظه نموده و مطابقت آن ثبت با اصل سند به توسط مشارعلیهم و مسئول دفتر ثبت تصدیق گردد.
 درماده 18 «آ.د.ا.ر» نیز چنین آمده:« سر دفتر و نماینده هیچ سندی را نباید امضا نمایند مگرآنکه وارد دفتر شده و به امضای اصحاب معامله رسیده باشد. متعاقب آن بلافاصله در ماده 19 همان قانون می خوانیم: سند معامله باید پس از تنظیم و ثبت در دفترسر دفتر و انجام سایر تشریفات، به تصدیق و امضاء اصحاب معامله برسد و متعاملین باید در یک جلسه اسناد و دفاتر مربوط را امضاء نمایند و در صورتی که قبوض اقساطی هم ضمیمه سند باشد، قبوض مزبور را هم بایستی در همان جلسه که اسناد و دفاتر امضاء می شود امضاء کننده (راجع به قبوض اقساطی در جای خود یعنی در مبحث دهم که مربوط به حق التحریر است مطالبی خواهیم داشت). شایان ذکر است که مسئله دقت در امضاها و کنترل آنها از مواردی است که مورد توجه خاص بازرسین دفاتر می باشند بگونه ای که در فرمهای مربوط به بازرسان ردیفی بدان اختصاص داده شده است.

  برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

 


30- ماده 525 « ق.م.ا» راجع به جرم جعل، مرتکب را مستوجب 10-1 سال حبس  علاوه بر جبران خسارات وارده معرفی می نماید و همچنین مطابق ماده 727 «ق.م.ا» این جرم از زمره جرائم غیر قابل گذشت خواهد بود. همچنین در اینجا محکومیت بالای سه سال باشد مورد از مصادیق ماده 62 مکرر«ق.م.ا» خواهد بود که شخص در نهایت
متحمل مجازات تبعی انفصال به مدت 2 سال خواهد بود شایان ذکر است که «ن.ا.ث.ا.ط» مصوب 1378 نیز صراحتأ مفاد ماده 62 مکرر«ق.م.ا» را در خصوص سران دفاتر ازدواج مجری می داند.

 



زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد.

زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد.

 در این خصوص بند 186 مجموعه بخشنامه های ثبتی مقرر می دارد: « سر دفتران ازدواج بایستی... نسبت به ثبت واقعه ازدواج افسران و کارمندان نیروهای مسلح کسب مجوز نمایند» بنابراین بدون این مجوز به هیچ عنوان امکان ثبت ازدواج برای این اشخاص وجود ندارد نکته قابل توجه آنست که قانونگذار اقدام به وضع مقررات خاص در مورد ضمانت اجرای این بخشنامه ننموده است تنها مفری که در این مورد به ذهن می رسد بند 8 شق ماده 29«آ.ب.4» می باشد که عنوان می دارد تخلفات ذیل موجب « انفصال موقت از 3 ماه تا 6 ماه می باشد. تنظیم سند بر خلاف مقررات و بخشنامه ها و دستورالعملها...» بنابراین فقط باستناد همین ماده است که سر دفتر ازدواج متخلف از بخشنامه  فوق الذکر قابل تعقیب و محاکم می باشد. یعنی اگر سر دفتر ازدواج بدون کسب مجوز مبادرت به ثبت ازدواج افسران و کارمندان نیروهای مسلح نماید به 3 ماه تا 6 ماه انفصال محکوم می شود.

   برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

 

مطالب مرتبط :

امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج

شرایط معرفین

شرایط شهود ازدواج

ثبت واقعه ازدواج به وسیله قائم مقام قانونی

زوجین یا یکی از آنها فارسی ندانند.

زوج خواهان ازدواج دوم باشد

زوجین یا یکی از آنها از تبعه بیگانه باشد.

زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد

زوجین یا یکی از آنها بی سواد باشد.

زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد

زوجه باکره

وضعیتهای خاص زوجین

مدارک تحویلی به زوجین توسط سر دفتر ازدواج

گواهی های پزشکی

سند چیست و عقد نامه چگونه سندی است؟

مسائل مربوط به سند عقد نامه

تشریفات تحویل دفتر ثبت ازدواج به سر دفتر و مقررات کار با آن



زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد


زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد

ماده 12 «ن.د.ث.ا.ط» چنین می نویسد: « هرگاه زوجین یا یک طرف از آنها کر یا گنگ یا کورباشد علاوه بر معرفین هر یک باید در معیت خود یک نفر از معتمدین خود را حاضر نمایند. شخص معتمد مزبور در مورد اشخاص کر و گنگ باید از اشخاصی باشند که بتوانند به آنها با اشاره مطلب را بفهماند و این نکته صراحتأ باید در متن دفتر و در ستون ملاحظات قید و به امضاء اصحاب دفتر برسد.»
ماده 64 «ق.ث.ا.ا.ک» نیز همین مضامین را مقرر می دارد منتهی تفاوتی که با ماده فوق دارد آنستکه می گوید: «... مگر آنکه بین خود معرفین کسی باشد که طرف اعتماد آنهاست...» یعنی از نظر «ق.ث.ا.ا.ک» معتمد باسوادی که برای فهماندن مطالب می آورند می تواند از همان معرفین باشد ولی ماده 12 «ن.د.ث.ا.ا» مقرر می دارد که حتمأ این شخص باید کسی غیر از معرفین باشد.
این مسئله از موارد مورد توجه خاص بازرسین می باشد بگونه ای که در فرمهای مخصوص بازرسی ردیفی بدان اختصاص داده شده است.

    برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

مطالب مرتبط :

امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج

شرایط معرفین

شرایط شهود ازدواج

ثبت واقعه ازدواج به وسیله قائم مقام قانونی

زوجین یا یکی از آنها فارسی ندانند.

زوج خواهان ازدواج دوم باشد

زوجین یا یکی از آنها از تبعه بیگانه باشد.

زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد

زوجین یا یکی از آنها بی سواد باشد.

زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد

زوجه باکره

وضعیتهای خاص زوجین

مدارک تحویلی به زوجین توسط سر دفتر ازدواج

گواهی های پزشکی

سند چیست و عقد نامه چگونه سندی است؟

مسائل مربوط به سند عقد نامه

تشریفات تحویل دفتر ثبت ازدواج به سر دفتر و مقررات کار با آن



مشاوره قبل از ازدواج


مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره فرآیندی است که طی آن در زمینه ممنوع و مساله خاص به فرد کمک و راهنمایی ارائه می‌شود. مساله ازدواج یکی از موضوعات مهمی است که در فر‌آیند مشاوره همواره مورد توجه است و به عنوان بخشی از فعالیتهای یک مشاور محسوب می‌شود. بر این اساس افرادی که قصد ازدواج دارند با کمک جستن از منابع مشاوره‌ای راهنماییهای لازم در این زمینه دریافت می‌کنند تا تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کنند.

ضرورت و اهمیت مشاوره قبل ازدواج
ازدواج مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روز افزون مواد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پیدا کردن راه حلهایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی ، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.

بررسی ملاکهای ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج
مشاوره قبل ازدواج در الویت اول به روشن ساختن ملاکهایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاکهایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاکهای افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاکهای مناسب ارائه گردد.

بررسی آمادگی طرفین برای ازدواج
سن ازدواج عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.

بررسی تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج
ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست زندگی موفقی داشته باشد.

از ویژگیهای مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند می‌توان به درون گرایی و برون گرایی اشاره کرد. افراد درون گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالیکه برای افراد برون گرا تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزار دهنده است. افراد درون گرا سرگرمیهایی چون مطالعه و … دارند در حالیکه افراد برون گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازیهای دسته جمعی.

چنین ویژگیهایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همان بودن ویژگیهای طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون گرا با فرد درون موفق آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون گرا با فردی برون گرا در حالیکه سلطه جوئی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه جو با فردی سلطه پذیر.

منبع:بانک مقالات فارسی



از کجا بفهمیم نامزدمان معتاد است؟


از کجا بفهمیم نامزدمان معتاد است؟

بحث اعتیاد در سال‌های اخیر در کشورمان یکی از عمده‌ترین مسایل مطرح شده در جامعه است. با وجود آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده توسط فرد مصرف‌کننده، باید به فرد معتاد به عنوان یک انسان باهمه آرزوها و آمال فردی نگاه کنیم.
از کجا بفهميم نامزدمان معتاد است؟

اعتیاد معمولا در سنین نوجوانی شروع می‌شود. هر چند به ندرت می‌تواند در سنین بالاتر نیز آغاز شود که در این صورت معمولا علت خاصی برای ابتلا به آن وجود دارد. بسته به سن شروع، مسایل مختلفی مانند اشتغال، ازدواج، بچه‌دارشدن، ادامه تحصیل و ارتباط اجتماعی در پیش روی فرد قرار دارد که تمام این موارد می‌توانند تحت‌الشعاع مصرف مواد فرد قرار گیرند.

در مورد ازدواج مصرف‌کننده مواد مخدر سوال‌های مختلفی در جامعه ازطرف بستگان، دوستان و سایرین مطرح می‌‌شود. برخی اعتقاد دارند که ازدواج به صورت یک فاکتور حمایتی اجتماعی می‌تواند باعث بالابردن انگیزه فرد برای‌ترک مواد شود، فرد را مسوولیت‌پذیر کند و استرس او را کاهش دهد و مشغولیت با مسایل خانواده باعث شود زمان کمتری برای گذراندن با دوستان و هزینه کمتری نیز برای خرج کردن برای مواد در اختیار داشته باشد. این باوری است که در کشورما در رابطه با ازدواج و نقش آن در درمان همه دردها و بیماری‌ها وجود دارد که البته این موضوع به طور مطلق صحت ندارد.

ازدواج در ابتدای امر انگیزه خوبی برای‌ ترک اعتیاد است. این انگیزه می‌تواند کوتاه مدت یعنی برای مخفی ماندن اعتیاد در تست مورفین و بلند مدت برای پاک ماندن در همه زندگی باشد. معمولا در آستانه ازدواج مراجعات زیادی از این دست به مراکز درمان اعتیاد دیده می‌شود و بیماران در این مرحله ممکن است به طور موقتی پاك شوند.

اما بعد از این ترک اعتیاد موقتی، سرنوشت‌های مختلفی در انتظار این افراد است. در ابتدا باید بدانیم كه اعتیاد تنها به معنای حضور یك ماده مخدر ویا محرك در خون نیست. با مصرف حتی یك بار از بعضی از مواد مدار پاداش خاصی در مغز تحریك می‌شود كه تقریبا همیشه به طور نیمه خاموش حتی در هنگام عدم مصرف باقی می‌ماند.

 

عواقب ازدواج با ترک کرده ها

مصارف طولانی مدت می‌تواند باعث ایجاد تغییرات خاصی در شخصیت فرد شود. این تغییرات می‌تواند به‌صورت انفعال، وابستگی یا پرخاشگری باشد. مهارت‌های زندگی(كنترل خشم، ‌استرس، همدلی.....) به خصوص در مصرف‌كنندگان مواد پرتخریب آموخته نمی‌شوند و مواد تنها به صورت سرپوشی برای آرام‌سازی و پركردن ناكفایتی این افراد به كار می‌رود.

بعد از ترک فرد با سال‌های از دست‌رفته و ناتوانایی‌های خود مواجه می‌شود و در مقابل با مسایل پراسترس راه‌حلی بلد نیست. ازدواج به عنوان یک مرحله پرمسوولیت و استرس‌زا نیازمند مهارت‌های بین فردی و اجتماعی خاصی است. بعداز گذشتن ماه‌های اولیه در فردی که تنها به صورت پاکسازی بدن از مواد درمان شده است، فرد در یک موقعیت تنش‌زایی قرار می‌گیرد که در حل آن ناتوان است و با توجه به ماهیت بیماری اعتیاد، عود و مصرف مجدد دور از انتظار نیست.

به نظر می‌رسد ماندگاری این افراد در ‌ترک نمی‌تواند زیاد باشد. صورت مثبت قضیه این است که در فردی که از حمایت خانوادگی نامناسبی برخوردار بوده است و یا در محیط‌های اجتماعی پراز موادمخدر و مصرف‌کننده زندگی می‌کرده است، با دوری از این شرایط بتواند روزهای پاک بیشتری را تجربه کند.

در مورد اعتیاد این نکته را باید در نظر داشته باشیم که امکان عود و بازگشت همیشه وجود دارد و هرگز درمورد ‌ترک کامل آن نمی‌توان به طور قطعی اظهار نظر کرد. توجه به نکته فوق باعث می‌شود که در جامعه دلواپسی خاصی در مورد ازدواج با فرد مصرف‌کننده وجود داشته باشد.

 
از کجا بفهميم نامزدمان معتاد است؟

برای آنکه مطمئن شوید نامزد شما معتاد نیست، تست‌های مورفین (به تنهایی و بدون حضور موادمحرک) و آزمایش غربالگری اعتیاد می تواند کمک کننده باشد. البته بد نیست بدانید که دلواپسی در مورد پاسخ منفی کاذب این تست‌ها و اینکه گاهی روش‌هایی برای مخدوش کردن نتایج این تست‌ها موجود است، بی‌جا نیست.

در مراکز تخصصی امکان پیگیری حضور انواع مواد به طور صد در صد وجود دارد که با هیچ ماده‌ای قابل پوشش دادن نیست. مشکل در اینجاست که این افراد درست در حوالی انجام آزمایش دست به‌ترک ماده مصرفی به هر روشی می‌زنند که در آن زمان جواب آزمایش به طور درست منفی و به معنای عدم حضور ماده گزارش می‌شود.

 
اما راه‌های مشهودتر و دم‌‌دستی‌تری هم برای تشخیص این موضوع وجود دارد. تغییرات خلق‌وخو، شایع‌ترین علامت مصرف است. در طی روز فرد می‌تواند تغییرات بارز وبیش از حدی در رفتار و خلق داشته باشد. حتی گاهی این افراد در هنگام مصرف مواد بسیار مهربان و پرتوجه می‌شوند.

در ساعت نیاز به مصرف مواد تحریک‌پذیری شایع است. این افراد درساعات خاصی نیاز به تنهایی دارند و از بودن کنار خانواده به هر دلیل امتناع می‌کنند و از جمع‌هایی که نیاز به حضور مداوم و طولانی مدت دارند فرار می‌کنند. که نمونه آن رفتن به سفرهای دسته جمعی است.

مشکلات خواب به صورت کم‌خوابی، پرخوابی، به هم خوردن ساعات معمول خواب وبیداری، خواب آلودگی روزانه و بیداری‌های شبانه می‌تواند با انواع مواد دیده شود. همچنین تغییرات وزن و اشتها به صورت کاهش و افزایش مشاهده می‌شود. تغییر در رفتار جنسی اعم از میل یا تحریک جنسی رخ می‌دهد. مصرف بعضی از مواد بوی خاصی دارد که از لباس ووسایل شخص استشمام می‌شود. در چهره برخی از مصرف‌کنندگان نیز می‌تواند تغییراتی را به صورت کبودی دور چشم، فرو رفتن گونه‌ها، آسیب‌های دندانی و تیرگی لب‌ها مشاهده کرد. در معتادان تزریقی آثار تزریق روی دست‌ها و بازوها و نقاط غیرمعمول در کشاله ران یا گردن دیده می‌شود که می‌تواند توسط لباس یا خالکوبی پوشانیده شود. گاهی نیز صدای مصرف‌کنندگان استنشاقی تودماغی می‌شود.

این را هم بدانید که برای مصرف بعضی از مواد وسایل خاصی مورد نیاز است. برای مثال، دیدن سوزن سوخته یا کاغذهایی که لوله شده‌اند و یا دستمال نیم‌سوخته و ابزار شیشه‌ای خاص می‌تواند شک‌برانگیز باشد. البته در مورد این علایم و نشانه‌ها قطعا نمی‌شود اظهارنظر کرد. در بعضی از افراد علایم مشابهی وجود دارد که ناشی از مصرف مواد نیست و در مقابل مصرف‌کننده‌هایی نیز هستندکه شدت علایم در آنان قابل ملاحظه نیست.

توجه کنید که هیچ فردی حتی پزشک به‌رغم وجود نشانه‌های بالینی و مشکوک، در مورد مصرف یا عدم مصرف مراجع بدون آزمایش نمی‌تواند اظهار نظر قطعی کند. خوش بینی و بد بینی بیش از حد هردو در فردی که قرار است با وی ازدواج کنید می‌تواند زندگی آینده شما را تحت‌الشعاع قرار دهد.
منبع:تبيان



راهنمای آزمایش - عدم اعتیاد برای ازدواج


راهنمای آزمایش - عدم اعتیاد برای ازدواج

 آزمایش اعتیاد آزمایش عدم اعتیاد برای ازدواج
نمونه ادرار از زوجین به منظور شناسایی افرادی که ترکیبات تریاک را استعمال می‌کنند، گرفته می‌شود. مصرف مواد مخدر جزء ناهنجاری‌های اجتماع محسوب می‌شود، لذا دور از انتظار نیست اگر مصرف‌کننده این مواد که برای ازدواج مراجعه می‌کند سعی در مخفی نگه‌داشتن آن نماید (مثلاً از طریق تقلب در گرفتن نمونه ادرار).بدین خاطر نمونه‌گیری در این بخش با حضور ناظر انجام می‌شود. در سیستم‌های قدیمی نظارت به کمک آینه‌های نصب‌شده روی دیوارهای اتاق نمونه‌گیری انجام می‌شد. اگرچه هنوز هم آزمایشگاه‌هایی بدین طریق نمونه‌گیری می‌کنند، ولی به کارگیری تکنولوژی دوربین‌های مداربسته در برخی آزمایشگاه‌ها ضمن رعایت اصول اخلاقی و احترام گذاشتن به شأن افراد، صحت نمونه‌گیری را هم تضمین می‌کند. اولین بار در تهران آزمایشگاه شهید هاشمی‌نژاد وابسته به مرکز بهداشت غرب تهران، در سال ۱۳۷۶ مجهز به این سیستم شد که رضایت‌مندی توأم مراجعه‌کننده و پرسنل ناظر را دربر داشت.لازم به ذکر است انجام این آزمایش نیازی به ناشتا بودن ندارد و نمونه ادرار در لیوان یک‌بار مصرفی که در اختیار مراجعه‌کننده قرار می‌گیرد، گرفته می‌شود.
به طور کلی اگر آزمایش خاصی باید روی تعداد زیادی از افراد انجام شود، باید از تستی استفاده کرد که سریع نتیجه آن مشخص می‌شود. به این تست‌ها، تست‌های غربالگری می‌گویند، نتیجه منفی این تست‌ها با اطمینان قابل گزارش است ولی نتیجه مثبت آن‌ها را باید با روش تأییدی (جداسازی به روش کروماتوگرافی لایه نازک [TLC])آزمایش کرد که البته به زمان بیشتری برای انجام آن نیاز است. تست غربالگری عدم اعتیاد به کمک تست‌های نواری (Strip Test) یا (Rapid Test) انجام می‌شود. بدین ترتیب که قسمت جذب‌کننده این نوارها در داخل ادرار تازه قرار می‌گیرد و نتیجه حداکثر پس از ۵ دقیقه قابل گزارش است. تکنیک به‌کار رفته در این نوارها ایمن و کروماتوگرافی است.
در تست عدم اعتیاد، جدا از مصرف ترکیبات تریاک، مصرف یک‌سری داروها باعث می‌شود نمونه ادرار با روش غربالگری نتیجه مثبت دهد، لذا با آزمایش تأییدی (TLC) باید مورد بررسی قرار گیرد. بیشترین دارویی که در روش غربالگری باعث نتیجه مثبت می‌شود، داروهای کدئین‌دار است. متأسفانه به دلیل مصرف بی‌رویه داروهای کدئین‌دار (به خصوص استامینوفن کدئین) تعداد مراجعین ازدواجی که نمونه‌هایشان برای آزمایش تأییدی کنار گذاشته می‌شود کم نیستند. از نظر آزمایشگاه جداسازی، یعنی جدا کردن افرادی‌ که ترکیبات تریاک مصرف کرده‌اند از کسانی که کدئین مصرف کرده‌اند. ولی از نظر زوحین یعنی پرداخت هزینه بیشتر و به هم خوردن برنامه‌ریزی‌های از پیش تعیین‌شده مراسم عقد. برخی افراد داروهای کدئین را با تجویز پزشک مصرف می‌کنند لذا آزمایشگاه نمی‌تواند به همه تکلیف کند قبل از آزمایش دارو مصرف نکنید بلکه می‌تواند با اطلاع‌رسانی اعلام نماید حتی‌الامکان ۷۲ ساعت قبل از آزمایش، از مصرف داروهای کدئین خودداری نمایید. بعضی از آزمایشگاه‌ها در تهران با مکاتبه به محضرها و پیغام روی نوار تلفن گویای خود می‌کوشند مشکلات مراجعین خود را در این خصوص کمتر کنند.این امر باعث می‌شود کسانی هزینه آزمایش جداسازی را پرداخت نمایند که واقعاً مجبورند داروها را مصرف کنند و لذا انتظار بیش از وظیفه، از آزمایشگاه‌ نخواهند داشت

به نکات زیر را در مورد آزمایش عدم اعتیاد دقت کنید

1- مادر و دختری که کپی نتیجه آزمایش ازدواج یک سال قبلش را به همراه دارد، با داد و فریاد به مسؤول آزمایشگاه می‌گویند: «آزمایش شما نشان نداد که آقا معتاد است، ولی بعداً فهمیدیم تریاک مصرف می‌کرده و نتوانستیم ترکش دهیم؛ به خاطر همین کار به دادگاه کشید.» مادر که در عصبانیت دست کمی از دخترش ندارد ادامه می‌دهد: «ظاهراً آن موقع هم معتاد بوده، پس چرا آزمایش شما این را نشان نداده؟» پس از آرام کردن آن دو، مسؤول آزمایشگاه توضیح می‌دهد که وقتی کسی مواد مخدر مصرف می‌کند، بنا نیست این مواد جزء وجود فرد شود. مواد مخدر مثل هر چیز دیگر که وارد بدن می‌شود، به تدریج از بدن خارج می‌شود. بنابراین اگر کسی به خودش فرصت دهد و از مصرف مواد خودداری کند، نتیجه جوابش منفی خواهد شد. به عبارت دیگر جواب منفی فقط نشان‌دهنده وضعیت فرد در چند یا چندین روز اخیر است. لذا خانواده‌ها نباید با اتکا به این آزمایش مهر تأیید روی فردی بزنند و بررسی‌های رایج در عرف را رها کنند.
۲- مراجعه‌کننده دیگری که برگه جواب مثبت در دست دارد به مسؤول آزمایشگاه می‌گوید من نه تنها دارو نخورده‌ام، بلکه سیگار هم نمی‌کشم. حالا حاضرم دوباره نمونه بدهم تا ثابت شود که شما اشتباه کرده‌اید. پس از پرسش و پاسخ‌های متعدد مشخص می‌شود که وی چند روز قبل به دلیل درد کمر، یک قاشق از شربت گیاهی قهوه‌ای‌رنگی را مصرف کرده است. مسؤول آزمایشگاه یادآوری می‌کند در اغلب داروهای شربت‌مانند که در عطاری‌ها موجود است و به عنوان ضد درد تجویز می‌شوند، ترکیبات تریاک به کار رفته است و از مصرف آن‌ها باید پرهیز کرد.
۳- مورد دیگر فردی بود که اظهار می‌کرد یکی از بستگان نزدیک وی در خانه مواد مخدر مصرف می‌کند ولی تا به حال خودش مصرف نکرده، چطور آزمایش او مثبت شده است؟ با همین توضیحات جواب سؤال این فرد روشن است: افرادی‌که در معرض استنشاق مستقیم دود ناشی از مواد مخدر هستند، تا حد زیادی در معرض آلودگی قرار دارند و ممکن است نتیجه آزمایش آن‌ها مثبت باشد.
۴- نگرانی بیش از اندازه پدر دختری باعث می‌شود داماد آینده‌اش را برای تست عدم اعتیاد به آزمایشگاه بیاورد. وی درخواست انجام آزمایش از نظر مواد اعتیادزای قدیمی و جدید را دارد. وی آن‌قدر از مواد مخدر وحشت‌زده است که در ادامه اظهار می‌کند: «ممکن است چیزی خورده باشد تا جوابش منفی شود؟» به وی توضیح داده می‌شود در حال حاضر ترکیبات تریاک چون شیوع بیشتری در کشور دارند، (به دلیل فراوانی آن و قیمت کمتر نسبت به سایر مواد اعتیادزا و بومی بودن آن در منطقه) بیشتر مورد توجه هستند و آزمایشگاه‌ها فقط برای شناسایی آن‌ها تجهیز شده‌اند. از نظر علمی وجود هیچ دارو یا ترکیب دیگری که در صورت مصرف نتیجه آزمایش را منفی کاذب نماید، اثبات نشده است. جهت اطمینان از صحت نمونه گرفته شده، pH نمونه و وزن مخصوص آن و درجه حرارت نمونه کنترل می‌شود.

منبع:آمثبت



ازدواج با داماد سابقا معتاد


ازدواج با داماد سابقا معتاد


یکی از این نابهنجاری های پیش از ازدواج که درگیری های زیادی را هنگام انتخاب و پس از آن (در طول زندگی مشترک) ایجاد می‌کند، معتاد بودن خواستگار در گذشته است.

اهمیت وزنه اصلی انتخاب همسر، در مواردی که خواستگار دارای گذشته نابهنجاری است، مشخص می شود، زیرا اکثر دختران درگیر احساسات شده و به درخواست ازدواج چنین افرادی پاسخ مثبت می دهند و متاسفانه زندگی موفقی ندارند، چراکه نه از شرایط و مشکلات زندگی با چنین افرادی آگاهند، نه مهارت های برخورد با چنین افرادی را می‌دانند و نه از حمایت‌های مادی و معنوی خانواده خود یا همسر بهره می برند.
یکی از این نابهنجاری های پیش از ازدواج که درگیری های زیادی را هنگام انتخاب و پس از آن (در طول زندگی مشترک) ایجاد می‌کند، معتاد بودن خواستگار در گذشته است.
در برخی موارد، افرادی که به ازدواج با فرد معتاد رضایت می دهند، ممکن است به علت آن که یکی از بستگانشان معتاد است، از نظر روانی تمایل داشته باشند با کسی شبیه به این افراد ازدواج کنند تا بتوانند او را نجات دهند، بنابراین این گونه افراد بیشتر به این ازدواج رضایت می دهند و همچنین ممکن است افرادی در زندگی دچار خلل باشند و برای فرار کردن از آن و یا فشار خانواده یا اطرافیان به ازدواج با این افراد رضایت دهند.

نحوه ترک کردن مهم است
یکی از نکاتی که همه خانم‌ها باید قبل از ازدواج با این افراد در نظر گیرند نحوه ترک کردن است، نحوه ترک کردن باید حتما لایه لایه بررسی شود، نوع موادی که شخص به آن اعتیاد دارد بسیار مهم است، نحوه ترک باید به صورت حضوری با بررسی مفصل انجام شود.
اگر بعد از ازدواج متوجه اعتیاد همسر خود شدید، بدانید که در مواردی که اعتیاد به مواد سنتی یا موادی باشد که روانگردان نیستند توصیه می شود که سازش کنید و با تغییر الگوی رفتاری به زندگی خود ادامه دهید و تا حد امکان علت برگشت به سمت مواد مخدر را بررسی کنید و در صورت امکان علت را بعد از بررسی از بین ببرید.
اما در مورد اعتیاد به مواد روانگردان از قبیل شیشه توجه به این نکته ضروری است که حداقل دوران نقاهت بعد از ترک این مواد بیشتر از یک سال است و باید با احتیاط زیادی با این افراد برخورد کرد.
یکی از علل بازگشت به مصرف مواد مخدر در افرادی که قبلا معتاد بوده اند، ایجاد استرس است که باید علت بازگشت را بررسی کرد و نکته دوم این است که گاهی این افراد به صورت تفریحی مواد مصرف می کنند که البته به این گونه افراد معتاد نمی گوییم اما دقت (به دور از حساسیت) در این مسدله بسیار مهم است.
 درد جدایی در دوران نامزدی یا آشنایی را به جان بخرید تا بعدها درد بزرگتری همراه شما نباشد. به او بگویید كه نمى‏خواهید با یك فرد معتاد زندگى كنید

مراقب باشید
تفاوت دقت با حساسیت در این است که اگر همسر شما گفته است معتاد تفننی است پس چک کنید که در چه زمان هایی مواد مصرف می کند، اگر زمان مصرف نزدیک به هم بود، وی معتاد است اما از سوی دیگر اگر به مصرف مواد گرایش داشت از خود حساسیت نشان ندهید که باعث شود به صورت مخفیانه و دور از نظر شما این کار را انجام دهد.
در انتخاب افرادی که کمتر از یک سال از ترک اعتیاد آنها نگذشته است، باید بسیار محتاط بود و محیط به دور از تنشی را فراهم کرد تا به سمت مصرف مواد مخدر برنگردند.
با تمام این ها توصیه جدی داریم که اگر قرار است با فردی که در گذشته سابقه اعتیاد داشته ازدواج کنید حتما با مشاوران خبره مشورت کرده و در جلسات متعدد مشاوره همراه با نامزدتان شرکت کنید.

اگر هنوز ترک نکرده...
اگر فردى كه می خواهید با او ازدواج كنید معتاد باشد، باید بدانید که او عاشق چیزى غیر از شماست. اعتیاد او رقیب شماست که خیلی راحت می تواند در جریان زندگی مشترک شما را شکست دهد چون اعتیاد، خیلی بیشتر از تاثیری که شما روی زندگی همسرتان می گذارید، جسم و روح او را راضی می کند. او گرفتار مواد مخدر یا الکل یا مواد روانگردان است و این یعنی چیزی در زندگی او وجود دارد که اختیار عملش را می گیرد و رفتارهایش را تنظیم می کند. چیزی که ممکن است اراده او را سلب کند و زندگی شما را از اختیار خودتان خارج کند. فرد معتاد، آسیب پذیر است. در مقابل مشکلات، در مقابل محرومیت ها و در مقابل شکست ها نمی تواند فردی قوی باشد و مهم تر از همه نمی تواند در جایگاه ستون و چتر حمایتی خانواده شما قرار گیرد.
بنابراین قبل از هر چیز با خودتان کنار بیایید و درد جدایی در دوران نامزدی یا آشنایی را به جان بخرید تا بعدها درد بزرگتری همراه شما نباشد. به او بگویید كه نمى‏خواهید با یك فرد معتاد زندگى كنید. یادتان باشد، زندگی با یک فرد معتاد که به خاطر ازدواج با شما تظاهر به ترک می کند، یا در مدت کوتاهی هیجان زده سراغ کمپ ترک اعتیاد می رود و می گوید پاک شده تا بتواند با شما ازدواج کند همیشه احتمال برگشت او به اعتیاد را به همراه دارد. چون با همین شدت هیجان می تواند دوباره به اعتیاد برگردد. این بار وقتی در زندگی به یک سرخوردگی ساده رسید، تصمیم می گیرد قید کاری را که در حق شما کرده بزند و دوباره به دنیای مواد رو بیاورد.
تصمیم به ترک اعتیاد باید درونی و خودخواسته باشد و به آرامی و صبوری انجام گیرد و مهم تر از آن، دوره نقاهت حداقل یک ساله را طی کند. در غیر این صورت همیشه باید شبیه یک پلیس رفتار همسرتان را زیر نظر داشته باشید تا متوجه شوید آیا به اعتیادش برگشته یا نه.

منبع:تبيان/بیا تو عروسی



ازدواج

ازدواج-عروسی-عقد-داماد- عروس-سفره عقد

ايرانيان باستان چگونه ازدواج مي کردند

خانواده که امروز نيز از مقدس‌ترين نهادهاي اجتماعي به شمار مي‌رود، همواره در اين سرزمين از اهميت والايي برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ايراني تشکيل خانواده به صورت تکليفي ديني در آمده است.

در آن زمان که زن‌ربايي و حتي خريد زن در ميان بسياري از ملل و اقوام هند و اروپايي معمول و متداول بود، ازدواج ايراني در سايه نظم و نسقي که آيين زرتشت آورده بود، نتيجه عقد بود.

مراســم ازدواج زرتشتیان و ایران باستان

در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد.. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.

ازدواج پژوهي در آيات الهي

بهترين طريق دستيابي به معارف عظيم قرآني، بررسي موضوعي آيات الهي است؛ به ويژه اگر هم به نحو لغوي و هم محتوايي صورت گيرد. نوشتار حاضر جهت كشف قاموس ازدواج در قرآن، سعي كرده است تمامي آيات مرتبط با ازدواج را، چه از حيث واژگان و چه از حيث محتوا، استقراء كرده و آن‌ها را تحت رئوس مباحث ازدواج فهرست‌بندي نمايد. در ذيل اين عناوين، برخي از ديدگاه مفسران بيان مي‌شود و در موارد اختلافي، اقوال مختلف مورد بررسي قرار مي‌گيرند

تردیدهایی مهم در ازدواج که باید آنها را جدی بگیرید

مگر می شود ازدواج کرد و تردید نداشت؟ تردید در تمام مراحل بزرگترین تصمیم زندگی شما، همراهتان است. از وقتی تصمیم می گیرید ازدواج کنید و با خودتان فکر می کنید «آیا الان وقتش است؟» بگیرید تا وقتی که عقد می کنید و با خودتان می گویید: «این همان آدمی است که باید با او ازدواج می کردم؟».

سوالات مهم که قبل از ازدواج باید بپرسید

بسیاری از افراد تصور می کنند ازدواجشان حتما با موفقیت مواجه خواهد شد و در زندگی مشترکشان با هیچ موضوع چالش برانگیزی مواجه نخواهد شد درحالی که بدون شناخت طرفین از هم دراین مرحله، امکان موفقیت در زندگی زناشویی بسیار کم است. یکی از مهم ترین گام های این مرحله، پرسش هایی است که افراد از یکدیگر می کنند. ما در اینجا به مهم ترین پرسش ها اشاره و بر این نکته تأکید می کنیم که این پرسش ها تنها گامی است برای درست شناختن فرد مقابل. یکی از مراحل بسیار مهم که بعد از پرسش ها و شناخت طرف مقابل باید صورت بگیرد

آیا عشق و عاشقی با ازدواج از بین می رود؟

حالا دیگر وقتش است. اصلا شاید دیر هم شده باشد. عاشق شدن را نمی‌گویم. آن خودش دیر یا زود اتفاق می‌افتد. منظورم واكاوی عشق‌ های گذشته و حال و احتمالا آینده است. اصلا با كدام تعریف اینقدر مطمئنید كه عاشق هستید و عشق‌تان اگر اولی در دنیا نباشد بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم را می‌تواند بگیرد؟ لطفا برای چند دقیقه بی‌خیال باورهای خودتان شوید، ببینید كارشناسان چه می‌‌گویند؟ اصلا عشق واقعی چیست و چند درصد از آدم‌هایی كه ادعای عاشقی می‌كنند واقعا عاشق هستند؟

پيامدهاي ازدواج ديرهنگام

ا چند دهه پيش دخترها و پسرها چند سال پس از سن بلوغ ازدواج مي کردند و به خانه بخت مي رفتند. به قول قديمي ها « آدم از ديدن عروس خانوم حظ مي کرد و شاه داماد هم براي خودش کلي تعريف داشت.» اگر امکانات مثل حالا نبود، ولي با همان اوضاع دل ها خوش بود و شرايط خانواده ها براي وصلت، شروع و ادامه زندگي خيلي ساده تر و کارسازتر از امروز. صبح مرد خانه به دنبال رزق و روزي عازم کسب و کار و زن در خانه با بچه هاي قد و نيم قد خود سرگرم بود. روزي نبود که همسايه و فاميل ها از هم بي خبر باشند و سري به هم نزنند. چند سالي که گذشت انگار دنيا زير و رو شد و همه آداب، رسوم و روابط به هم ريخت. حالا بچه ها درس مي خوانند، دانشگاه مي روند، بعد دنبال کار مي گردند

عشق و ازدواج و شهوت

عشق چيزي بيش از فقط دوست داشتن شديد است بيشتر ما مردم کساني را مي شناسيم که خيلي دوستشان داريم ولي عاشق آنها نيستيم، و برخي از ما نيز به کسي احساس جاذبه ي شهواني داشته ايم که وي را دوست نداشته ايم. پژوهشها اين باورهاي روزمره را تأييد مي کنند.يکي از نخستين پژوهشگراني که در باره عشق رومانتيک بررسي مي کرد عباراتي را که مردم نمودار عاشق بودن مي دانستند جمع آوري کرد

ولایت در عقد ازدواج

 پدر و جدّ پدری
پدر و جد پدری بر دختر و پسر نابالغ ولایت دارند.

 بستن عقد ازدواج در کودکی
از این رو، اگر هر یک از این دو برای کودکی -با وجود مصلحت یا نبود مفسده بنا بر اختلاف در گسترۀ ولایت ولیّ- عقد ازدواج بسته باشند، دختر و به قول مشهور، پسر نمی‌توانند آن را بعد از بلوغ برهم بزنند.

شرايط عقد از رساله امام خميني-ره

2370 عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنکه به عربي صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربي صحيح بخوانند به هر لفظ ي که صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست که وکيل بگيرند اما بايد لفظ ي بگويند که معني "زوجت و قبلت" را بفهماند.

ازدواج

ازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است.

آثار ازدواج

حکمت‌ها و آثار مهمّی بر ازدواج مترتّب می‌شود که قرآن در آیاتی چند به آثار پرداخته است.
در برخی ازدواج‌ها، هرچند زن و مرد با یکدیگر زندگی می‌کنند، لکن اهدافی که باید در زندگی حاکم باشد، از میان می‌رود و دو طرف بهره‌ای از زندگی مشترک نمی‌برند.
در ذیل به برخی از این آثار و اهداف ازدواج پرداخته می‌شود.

اذن ولی در ازدواج

دختر باكره رشيده‏اى كه پدرش فوت كرده، اجازه چه كسى براى عقد او لازم است؟
همه مراجع: در ازدواج با دختر باكره به جز اجازه پدر و يا جد پدرى، اجازه فرد ديگرى لازم نيست. توضيح‏المسائل مراجع، م 2376 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2440 و خامنه‏اى، استفتاء، س 55.

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

درست یا اشتباه بودن ازدواج دانشجویی ، را برای شما عزیزان قرارداده ایم . زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مثال اول: همان‌طور که می‌دانید «گرم‌مزاجان» افرادی فعــال و پرجنب و جوش هستند و «سردمزاجان» افرادی کند و بی‌حال هستند. حال اگر زن و شوهر دارای مزاج مختلف باشند به سختی می‌توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است. در زندگی خوابگاهی، فراوان مشاهده شده است که افراد دارای مزاج مختلف نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر می‌دهند. فرد فعال و پرانرژی از فرد فعال و پرانرژی خوشش می‌آید.

پرسش هاي متداول درباره وام ازدواج

  1-آيا کليه بانکها نسبت به پرداخت تسهيلات  قرض الحسنه ازدواج از طريق سامانه اقدام مي نمايند ؟

         پاسخ 1:  خير ، صرفاً بانکهاي پذیرفته شده در سامانه قرض الحسنه ازدواج (که دارای منابع سپرده ای قرض الحسنه می باشند).

2-آيا براي دريافت تسهيلات  قرض الحسنه  ازدواج، ثبت نام يکي از زوجين کافي است ؟

          پاسخ 2 : خير ، زوج و زوجه بايد هر کدام به طور جداگانه ثبت نام نمايند .

شرايط و دستورالعمل اخذ وام ازدواج

الف - شرايط عمومی متقاضيان تسهيلات ازدواج

           1- دارا بودن  تابعيت کشور جمهوری اسلامی ايران .

           2-  به هر يک از زوجـــين مــبلغ 30 ميليون ريال تسهيلات ازدواج تعلق می‌گيرد.

دفتر ازدواج و طلاق

دفاتر ازدواج و طلاق از نهادهاي تخصصي مدني هستند که بخشي از وظايف اجرايي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را انجام مي‌دهند.  دفاتر ازدواج از نظر مالي مستقل هستند و به طور خصوصي اداره مي‌شوند؛ ولي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سردفتران (مديران دفاتر ازدواج) را گزينش مي‌کند، قوانين اين دفاتر ازدواج را تنظيم و ابلاغ مي‌کند و بر عملکرد  دفاتر ازدواج نظارت مي‌کند.

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

از منظر قرآن ‎ ازدواج چه فوايدي دارد

قرآن کريم به ازدواج توصيه کرده است:
«وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را»

آنچه قبل از ازدواج بايد بدانيد

چنان ارتباط عميق وهمه جانبه اي مي شود که بي هيچ شک وشبهه اي قابل مقايسه با هيچ يک از ديگر ارتباطات انساني نمي باشد به نحوي که قرارداد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است .ازدواج مساله بسيار مهمي است که بسياري از جنبه‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است

زناني که از ازدواج مي ترسند

ما 2 گروه زن داريم که به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج کنه.گروه اول زناني هستند که منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناک دارن حرکت ميکنند.افرادي هستند که زير نگاه شديداطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر کرد آخرش با اين تحفه ازدواج کرد!

براي ازدواج هدف داشته باشيد

همه افراد در حيطه شغلي اهدافي را براي خود معين کرده و به واسطه آن ميزان فروش و نهايتا بازدهي کلي سيستم را افزايش مي دهند. اين امر در حيطه اجتماعي نيز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها براي رسيدن به نتايج موفقيت آميز اجتماعي هدفگذاري انجام مي دهند. بايد توجه داشت که مسئله هدفگذاري به ويژه در سطح فردي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

ازدواج دائم و موقت چه تفاوتهایی با هم دارند؟

يكى از قوانين درخشان اسلام از ديدگاه مذهب جعفرى- كه مذهب رسمى كشور ماست- اين است كه ازدواج به دو نحو مى ‏تواند صورت بگيرد: دائم و موقت. ازدواج موقت و دائم در پاره ‏اى از آثار با هم يكى هستند و در قسمتى اختلاف دارند:

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری در تفیسر سوره نور می فرماید: ازدواج موقت برای مردان در صورتی ثواب دارد که مرد زن ثابت نداشته باشد، یعنی اگر مردی زن دائمی و در دسترس داشته باشد و برای تنوع و لذت این کار را بکند نه تنها ثواب نبرده بلکه گناه هم کرده است، آیا در حال حاضر این مطلب درست است یا غلط؟

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد؛
مطابق یافته‌ها مردان به طور معنی‌داری بیش از زنان، افراد مجرد بیش از افراد متأهل، افراد شاغل به کار بیش از افراد محصل و خانه‌دار، افراد ساکن در جنوب شهر بیش از افراد ساکن در سایر مناطق جغرافیایی شهر و همچنین افرادی که در خانواده و اقوام آنها سابقه ازدواج موقت وجود دارد، بیش از سایرین نسبت به ازدواج موقت گرایش دارند.

مراحل ثبت ازدواج

مرحله اول : مراجعه به دفترازدواج 163 تهران (سالن عقد خاطره) ( ضلع جنوب غربي ميدان هفت حوض طبقه بالاي بانک پاسارگاد تلفن:
77939782-09121190250) جهت صدور معرفی به آزمایشگاه.

وام ازدواج

مراحل ثبت نام وام ازدواج : پر کردن فرم های زوج و زوجه در سایت http://ve.cbi.ir  و انتخاب شعبه ی  بانک پیشنهادشده  که سایت معرفی می کند و دریافت کد رهگیری و پس از چند روز می بایست با کد رهگیری به سایت مراجع نمایید برای اطلاع یافتن از اینکه  بانک معرفی  شده اطلاعات  شما را تایید و در نوبت قرار داده است

امکان ثبت ازدواج فرد معتاد در صورت رضایت طرفین

ماده۲۳- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است ظرف یک ماه از تاریخ لازم الاجراءشدن این قانون بیماری‌هایی را که باید طرفین پیش از ازدواج علیه آنها واکسینه شوند و نیز بیماری‌های واگیردار و خطرناک برای زوجین و فرزندان ناشی از ازدواج را معین و اعلام کند. دفاتر رسمی ازدواج باید پیش از ثبت نکاح گواهی صادرشده از سوی پزشکان و مراکز مورد تأیید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دال بر عدم اعتیاد به مواد مخدر و عدم ابتلاء به بیماری‌های موضوع این ماده و یا واکسینه شدن طرفین نسبت به بیماری‌های مذکور را از آنان مطالبه و بایگانی کنند.



مرتبط با : ازدواج

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)


معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)

3ـ اخلاق نیکو

هرچه علم و تکنولوژی رشد می کند، نیاز بشر به اخلاق افزایش می یابد و لازم است به موازات آن دستورات عالیه اخلاقی پیامبران، کاملاً مورد عمل و نظر قرار گیرد؛ زیرا، دنیای علم و صنعت، گرچه وسایل و ابزارهایی در اختیار بشر می گذارد؛ ولی هیچ گونه، درباره عدم سوء استفاده از آنها راه حلی ارائه نمی دهد.

سیر صعودی آمار جرائم، جنایات، فساد، تبهکاری، قتل و خودکشی، متلاشی شدن خانواده ها و...، بیانگر این حقیقت است که اخلاق، که فلسفه بعثت انبیاء است «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(1)بر جامعه حکمفرما نباشد.

دانش و صنعت نمی تواند سعادت و آرامش بشر را تضمین و تأمین کند؛ بلکه استعمارگران، علم و صنعت را به نفع خویش استخدام نموده و میلیون ها نفر را بی خانمان می کنند؛ چنان که می کنند و حقوق حقه ملتهای ضعیف را چه آسان پایمال می سازند و آنان را به خاک و خون می کشند...

تنها عاملی می تواند روح سرکش انسان و غرایز طوفانی و عصیانگر وی را مهار کند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومی و زندگی مسالمت آمیز به کار اندازد، اخلاق واقعی است که از ایمان حقیقی به خدا سرچشمه می گیرد.

یکی از ویژگیهای اساسی برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک، تنها خنده رویی و خوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست، بلکه ضداخلاق است.

اخلاق هر انسانی تأثیر مستقیم در زندگی او دارد. این تأثیر در محیط خانواده محسوس تر و نقش آفرین تر است؛ زیرا مسائل عاطفی در خانواده بر مسائل دیگر غلبه دارد و محیط خانواده بیشتر بر مبنای خصوصیات اخلاقی اعضای آن شکل می گیرد، تا عوامل دیگر؛ ازاین جهت، اگر اعضای خانواده از اخلاقی نیکو بهره مند باشند، محیط خانواده تبدیل به بهشتی سرورانگیز می شود و چنانچه به بداخلاقی خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمی سوزان گرفتار خواهند دید.

امام علی(ع) می فرماید: «بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ یَطیبُ الْعَیْشُ»(2)با خوش اخلاقی ، زندگی نیکو و مطلوب می گردد.

ملکات فاضله و اخلاق کریمه است که باعث نشاط و شادابی در زندگی شده و دشواریها را برطرف و اضطرابها و نگرانی ها را از بین می برد و بداخلاقی جسم و روح انسان را فرسوده می کند و عامل مهم پیری زودرس است؛ ازاین رو، پیامبر گرامی اسلام(ص) پیوسته در دعا چنین می فرمود: «اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُبِکَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشیبُنی قَبْلَ اَوانِ مَشیبی»(3) خدایا! به تو پناه می برم از همسری که قبل از رسیدن پیری، پیرم کند.

زندگی مشترک زناشویی، دارای فراز و نشیبهایی است که برخورد صحیح با آنها نیاز به روحیه ای قوی و اخلاقی پسندیده دارد. زن و مرد اگر از این مزیّت، بهره ای نداشته باشند، نمی توانند با تفاهم و همکاری متقابل بر مشکلات زندگی چیره شده، بار سنگین آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر یک از طرفین از اخلاقی نیکو و رفتاری شایسته برخوردار نباشد، طرف دیگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگی به کامش تلخ خواهد شد.

از آنجا که اصلاح صفات ناپسند، در صورت ریشه دار بودن آنها، نیاز به تلاش طاقت فرسا و زمانی طولانی دارد، باید از همان ابتدا به صفات اخلاقی همسر توجّه کرد، تا در سایه انتخاب همسری خوش اخلاق، زندگی سعادتمندانه ای پی ریزی شود.

به طور کلی منظور از اخلاق نیک، این است که انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهای پسندیده، فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده و از صفات زشت، بیماریهای اخلاقی و... دور باشد.

زندگی زن و مرد در محیط خانوادگی احتیاج به اخلاق دارد؛ زیرا تنها در پرتو قانون نمی توان زندگی کرد.

قرآن کریم از پیامبر گرامی اسلام(ص) به عنوان صاحب «خُلق عظیم» یاد نموده و می فرماید: «انّک لعلی خلق عظیم»(4)تو بر خلق و خوی بزرگی هستی. خدای سبحان هیچ کس را به این عظمت نستوده است. پیامبر(ص) را با عنوان نیکوترین انسان ستایش می کند. در تبیین این محور مهم از رسول اکرم(ص) چنین نقل شده است: «معیار خُلق نیکو، خلق الله است»(5) یعنی آن کسی خلق نیکو دارد، که متخلق به اخلاق الهی باشد. نیکوترین نامها و صفات، از خداست.(6)چه رنگی نیکوتر از رنگ خدایی شدن. نیکوترین جلوه ای که انسان می تواند به خود بگیرد، مظهر جلوه های الهی شدن است که انسان، خلیفه و جانشین صفات خدایی شود. زیرا جانشین باید به نشانه های خداوندی متصف باشد. اگر خدای متعال عطوف، رؤف، رحیم، علیم، کریم، عزیز، حکیم و غفور است، جانشین او نیز نشانی از این صفات باید داشته باشد. اینها جلوه های صفات الهی است که در بنده مؤمن و خالص او تجلی نموده است. این اصل، نه تنها عامل تحکیم خانواده و زندگی زناشویی است، بلکه یکی از مهم ترین عوامل برای تربیت نسل سالم، چه در دوران جنین و شیرخوارگی و چه در دوران کودکی می باشد.

در روایات اسلامی از ازدواج با افراد بداخلاق نهی شده و خوش اخلاقی یکی از شرایط همسر شایسته محسوب شده است.(7)

در روایتی از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: پدرم، امام سجاد(ع)، در یکی از مواقف حج به زنی برخورد که «اخلاق نیکش» آن حضرت را جذب کرد، سؤال کردند این زن دارای همسر است؟ گفتند: خیر؛ پدرم بدون این که از حسب و نسب وی تحقیق کند، از او خواستگاری کرد، و این خواستگاری منجر به ازدواج با او شد.

فردی از انصار از داستان آگاه شد، ازدواج به این سادگی برای او بسیار سنگین و گران آمد، به نظر آورد ممکن است آن زن فردی بی اصل و نسب باشد، و علت سرزنش نسبت به امام چهارم شود.

مدتی در مقام جستجو برآمد و معلوم شد آن زن از طایفه شیبان است، خدمت امام چهارم(ع) رسید و جریان را با آن حضرت در میان گذاشت که خدا را شکر همسر شما از فامیلی معروف و محترم است، آن حضرت فرمودند: من شما را خردمندتر از این می دانستم که به این امور پایبند باشی، مگر نمی دانی خداوند عزّوجلّ به برکت اسلام پستی ها را برداشت و نقصها را جبران فرمود، بزرگواری و کرامت را جایگزین پستی و دنائت نمود، اینک مسلمان در هر موقعیتی باشد، محترم است و او را پستی نیست، لئامت و خسّت از آنِ جاهلیت است و بس.(8)

«حسین بن بشار واسطی» به امام رضا(ع) نامه نوشت که یکی از بستگانم خواستار ازدواج با من است، ولی بداخلاق است؛ حضرت فرمود: «اگر اخلاقش بد است، با وی ازدواج نکن.»(9)

بنابراین، خوش اخلاقی همسر، نقش مؤثری در زندگی انسان دارد و باید مورد توجه کامل قرار گیرد؛ زیرا آنچه مایه سازش و تحکیم روابط است، حسن خلق است، نه امور مادی، مانند ثروت و زیبایی.

همسرِ بداخلاق و ناسازگار، مایه غم و اندوه و کدورت گردیده، طراوت و شادابی را از طرف مقابل می رباید. البته ناگفته پیداست اخلاق سوء و خشونت در کانون خانواده، در روحیه همه افراد اثر نامطلوب دارد.

4ـ سلامت عقل و تفکر

بعد از دینداری، اصالت خانوادگی و اخلاق نیک، «سلامت عقل» از مهم ترین شرایط یک همسر شایسته محسوب می شود. تدبیر امور زندگی و پیمودن راه سعادت و درستکاری و برطرف نمودن مشکلات زندگی مشترک کار ساده ای نیست.

متأسفانه بسیاری از افراد، مقیّدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت، فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر و اندیشه 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند: آیا زیبا هست، یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم نقش بی بدیل تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم.

برخی افراد در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند. اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود، عامل هوش است. زندگی با یک فرد کم هوش، بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید: چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پایین دارند، کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. «انتزاع کردن» یعنی: بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنی، توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی؛ این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند، خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بُعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند، همیشه دور خودشان می چرخند، گیجند، پیوسته می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود؛ کسی که این نوع تفکر را ندارد، شایسته گزینش همسری نیست.

گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند، ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش، بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی دارد، کیفیت فراوان در مدیریت دارد زیرا یکی از ارکان اصلی مدیریت، تفکر خوب است.

طبق بررسی ها و مطالعات آسیب شناسی خانواده، اصلی ترین علت اختلافات خانوادگی، سردی ها و بی رغبتی ها، اخمها و قهرها، بی تفاوتی ها و افسردگی ها، بدزبانی ها و تندی ها، طردها و فرار از خانه، پریشانیها، گاه اختلالات روانی، برخی آسیب پذیری های رفتاری و کژروی های اجتماعی «همسران» و سرانجام طلاق و جدایی، و ریشه اصلی تمام ناسازگاریهای زناشویی، عدم تناسب در «عقل و اندیشه» بین زوجین می باشد. بنابراین، با توجه به مشخصات افراد از نظر عقل و هوش، باید زن و مرد در انتخاب همسر، کسی را به عنوان همسر در زندگی مشترک خویش انتخاب کنند که با همدیگر تناسب داشته باشند تا در زندگی دچار مشکلات نشوند.

شریعت اسلام برای جلوگیری از ضایعات احتمالی که در اثر وراثت پیش می آید، تأکید می کند که برخی از ازدواجها صورت نپذیرد. اسلام افراد را از ازدواج با انسان «احمق» که از نظر هوشی عقب مانده است، برحذر می دارد. چنان که امام صادق(ع) می فرماید: «ایّاکم و تزویج الحَمقاء فَانَّ صُحبَتَها بَلاءٌ و ولدها ضیاع»(10)بپرهیزید از ازدواج با «احمق»! زیرا، مصاحبت و زندگی با او بلاست و فرزندانش نیز تباه می شوند. و نیز فرمود: «عقل چیزی است که خداوند رحمان به وسیله آن پرستش و عبادت می شود و بهشت به وسیله آن به دست می آید.»(11)

5 ـ زیبایی و شادابی

همسری که از چنین صفاتی برخوردار باشد، غالبا ضامن جلوگیری همسرش از انحرافات و چشم چرانی ها می گردد و معمولاً این موضوع با خوش اخلاقی همراه است؛ زیرا زیبارویان در اغلب موارد دارای اخلاق ملایم و جذاب می باشند.

زیبایی یک امتیاز است و در شیرینی و سعادت «زندگی زناشویی» تأثیر به سزایی دارد. البته چند نکته درباره این شرط (لزوم زیبایی و شادابی) درخور توجه است:

الف) گرچه زیبایی ظاهر و تناسب اندام را در انتخاب همسر نمی توان نادیده گرفت، ولی این مسئله نباید به عنوان بزرگترین هدف و معیار ازدواج محسوب شود، به گونه ای که دیگر معیارها را تحت الشعاع قرار دهد، بلکه هنگام انتخاب همسر باید هر دو بُعد زیبایی «زیبایی ظاهری یا تناسب اندام» و «زیبایی باطنی یا معنوی، مانند ایمان، تقوا، حیا، و...» ترکیب شود و به همه آنها اصالت داده شود که در این صورت زندگی مشترک، یک عمر گلستان می شود.

پیامبر اسلام(ص) برای اطمینان خاطر مرد از زیبایی زن، وی را مجاز دانست که قبل از ازدواج، همسرش را ببیند، تا خاطر وی از نظر زیبایی و دلپسندی زن مطمئن گردد. آن حضرت دراین باره می فرماید: «بهترین زنان شما، زیبا چهره ترین آنهاست.»

و در روایت دیگر فرمود: «أَفْضَلُ نِساءِ أُمَّتی أَصْبَحُهُنَّ وَجْها وَأَقَلُّهُنَّ مَهْرا»(12) برترین زنان امت من زنی است که زیبائی اش بیشتر و صداقش کمتر باشد. البته زیبایی ظاهری باید در کنار دیگر صفات و معیارها، مورد توجه و بررسی قرار گیرد، نه به طور مستقل. زیبایی و تناسب اندام بدون تدیّن و شرافت خانوادگی و...، آفتی است خطرناک و بلایی است رسواگر که اگر بر مبنای ارزشهای الهی پیوند نخورد، به زودی ناپایدار خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «مَن تَزَوَّج إمْرَأة. .. لِجَمالِها، رأی فیها ما یَکْرَهُ»(13)کسی که (فقط) به خاطر زیبایی زنی با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید.

و همچنین فرمود: «إیّاکم و خَضْراءَالدِّمنِ، قیلَ: یا رسول اللَّه و ما خَضراءُ الدِّمَنِ؟ قال: المَرأة الحَسناءُ فی مَنبِت السُّوءِ»(14) از خضراء الدمن (گیاه روییده در میان کثافات) بپرهیزید. گفته شد: ای رسول خدا! خضراءالدمن چیست؟ فرمود: زن زیبارویی که در خانواده ای فاسد رشد کرده است.

در یک انسان آنچه اصالت دارد، انسانیت و اخلاق و دینداری است و آن ازدواجی میمنت و برکت دارد که به خاطر این امور انجام بگیرد و تداوم پیدا کند؛ اما آن ازدواجی که به خاطر مال و جمال باشد، از دیدگاه اسلام، برکت و میمنتی ندارد. به همین جهت است که وقتی شخصی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و در امر ازدواج مشورت کرد، حضرت به او فرمود: «عَلَیْک بِذاتِ الدِّین تَرَبت یَداکَ»(15)بر تو باد که همسر دیندار اختیار کنی، دستهایت نیازمند خداوند باد.

جالب این است که رهبران اسلام، به افرادی که در انتخاب همسر، اصالت را به دینداری می دهند نه زیبایی ظاهری، وعده مال و جمال داده اند. چنان که در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که می فرماید: «اِذا تَزَوَّجَ الرَجُلُ المَرأة لِجَمالِها أو لِمالِها وُکِّلَ إلی ذلِکَ، وَإذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللّهُ الجَمالَ وَالمال»(16) هرگاه مرد، زنی را به خاطر زیبایی و ثروتش به همسری برگزیند، به همان واگذار می شود(و معلوم نیست که به آنها برسد) و هرگاه او را به خاطر دینش به همسری برگزیند، خداوند زیبایی و مال، روزی او می سازد.

ب) گرچه زیبایی «ظاهری، معنوی، فرهنگی و...» امری پسندیده است و در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد، ولی نباید از حد معمول تجاوز کند و به صورت «مشکل پسندی» درآید و انسان را از ازدواج به موقع باز دارد، بلکه اگر از زیبایی نسبی برخوردار بودند و دین و اخلاق یکدیگر را پذیرفتند، بهتر است بعد از تحقیقات و شناخت کافی «در همه زمینه ها» از یکدیگر، با توکل بر خداوند و راهنمایی والدین، با همسر مورد نظر ازدواج نمایند و مطمئن باشند که عقل و ایمان و اخلاق نیک و خانواده اصیل و با شرافت، بسیاری از کمبودها را جبران خواهد نمود.

ج) بهتر است زن و مرد در مراسم خواستگاری، با اجازه و رضایت والدین، یکدیگر را ببینند و واقعیتها را به هم بگویند. برای شناخت لازم و تشخیص زیبایی و شادابی همسر مورد نظر، شایسته است مرد، مادر یا خواهر و یا یکی از خویشان نزدیک و مورد اعتماد را برای دیدن انتخاب کند و بفرستد تا زن مورد نظر را خوب ببینند و ویژگی هایش را برای او توضیح دهند.

امام خمینی(ره) فرمود: «هر یک از زوجین می توانند «در مراسم خواستگاری» مستقیما از یکدیگر درباره هم تحقیق کنند، مشروط به آن که این تحقیق مستلزم حرام نباشد. هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط زیر به منظور تحقیق، ببینند:

1ـ نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد؛ 2ـ ازدواج متوقف بر این نگاه باشد؛3ـ مانعی از ازدواج این دو در میان نباشد...؛4ـ بهتر است این دیدن از روی لباس نازک باشد؛ 5 ـ باید این نگاه آخرین تحقیقی باشد که هر یک از زوجین انجام می دهندو....»(17)

بنابراین، صحبت کردن زن و مرد به قصد لذت، یا خلوت کردن آنها در محیط بسته و یا نگاه کردن به قصد لذت و یا لمس کردن یکدیگر، حرام است و باید از آن اجتناب کنند.

6ـ تناسب سنی و تحصیلی

در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد.از این رو، باید تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز حداقل به همین مقدار باشد (پسر بزرگتر باشد) بهتر است چنین باشد، ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد یادشده تناسب وجود داشته باشد، ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد، مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد، به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد، مشکل خاصی ایجاد نمی شود. اما ازدواجهایی که اختلاف سنی زیاد وجود دارد، مثلاً فردی بیست سال از دیگری بزرگتر است، اصلاً صلاح نیست.

به طور کلّی تناسب سنی و جسمی در زناشویی مسئله مهمی است و عدم توجه به آن عواقب ناگواری را در پی دارد. سن زن و مرد در ازدواج از دو جنبه دارای اهمیت است:

1ـ جنبه روانی: انسان در فرآیند رشد از نظر روانی، در سنین مختلف، دارای ویژگی های متفاوت می باشد.

2ـ جنبه فیزیولوژیکی: علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرایز جنسی خود مسئله مهمی است.

سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف، متفاوت است. معمولاً در مناطق گرمسیر، سن بلوغ و ازدواج پایین تر از مناطق سردسیر و کوهستانی است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود، مسئله مهم این است که فرد احساس کند که از نظر فیزیولوژیکی و روانی نیاز به ازدواج دارد. تشخیص زمان مناسب ازدواج و فاصله سنی زوجین از سوی افراد تازه بالغ، مشکل است. در این مورد، استفاده از راهنمایی های والدین و مشاوران خانواده ضروری است.

معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است و زودتر به سن تکلیف شرعی و بلوغ بدنی می رسند، آمادگی بیشتری جهت انتخاب همسر و شروع زندگی زناشویی را دارند.

در روایات اسلامی، درباره سن ازدواج و فاصله سنی زن و شوهر، اشاره به موضوع بلوغ شده که طرفین در سنین پایین، یعنی اوایل بلوغ، ازدواج کنند و به همین علت در اسلام سن تکلیف شرعی دختران 9 سال تمام قمری و پسران 15 سال تمام قمری است و تفاوت سن دختر و پسر (در ازدواج) با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است. با توجه به تحقیقات انجام شده و بلوغ زودرس، در بعضی مناطق و موقعیتهای مختلف جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و...، بهترین سن ازدواج برای دختران 16 الی 20 سالگی و برای پسران 18 الی 23 سالگی می تواند باشد و مناسب ترین فاصله سنی، در ازدواج بین 1 الی 5 سال است و اگر هم، سن آنها مساوی باشد و یا این که زن چند سال از مرد بزرگتر باشد، اشکالی ندارد. ولی، فاصله سنی «بین 1 الی 5 سال» از نظر روانشناسی و فیزیولوژی ارجحیت دارد. و این تفاوت بدین جهت است که زنها در اثر بارداری و زایمان و شیر دادن به کودک، غالبا از مردها زودتر پیر و فرسوده می شوند و طراوت و شادابی خویش را از دست می دهند. زن اگر چند سالی از شوهر کوچکتر باشد، مدت بیشتری می تواند نظر شوهر را به خود جلب کند و تمایلات روحی، روانی و جنسی او را ارضاء نماید؛ در نتیجه، برای همیشه صلح، صفا، دوستی، عشق و محبت در کانون گرم خانوادگی آنان حاکم خواهد شد.

نکته شایان توجه این است که در امر ازدواج شرط سنی در اسلام مطرح نیست که مثلاً اگر زوجین توافق سنی نداشتند، عقد ازدواج باطل باشد، اما باید سن زوجین تفاوت فاحش نداشته باشد؛ زیرا تجربه نشان داده است که بسیاری از درگیری ها و اختلافات ناشی از تفاوت فاحش سنی بین زن و مرد است. چه بسا یکی از طرفین به خاطر کمی سن و کم تجربگی نمی تواند دیگری را تحمل کند و یا احیانا آن که از سن بالایی برخوردار است، از لحاظ غریزه جنسی ضعیف باشد و نتواند دیگری را که قوی است، ارضاء و اشباع نماید. اینجاست که اگر ایمان کافی در طرف مقابل نباشد، به اعمال خلاف عفت روی می آورد و اساس خانواده را در هم می ریزد و حیثیت خانواده یا طایفه ای را در معرض خطر قرار می دهد. از این رو، این که احیانا ثروتمندان در دوران کهولت سنی و تحلیل قُوی در صدد ازدواج با دوشیزه ای برمی آیند و دوشیزگانی هم به طمع مال و ثروت آنان حاضر به ازدواج با آنان می شوند کار صحیحی نیست و تحقیقات نشان داده است که در موارد قابل توجه ای این گونه ازدواجها مفاسد و خطرهایی در پی داشته است؛ پس باید از این ازدواجها جدا پرهیز شود.

همچنین یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگیشان به وجود آید. بنابراین، زن و مردی که تحصیل کرده و دانشگاهی است، نمی تواند با فردی غیرتحصیل کرده یا کم سواد ازدواج نماید. البته پذیرش این امر در مدت کوتاهی امکان پذیر است، ولی در درازمدت تنش ها و اختلافاتی بین آنها آشکار خواهد شد. به هرحال، یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود، فاکتورهای حرفه ای است. بنابر این سطح تحصیلات و سطح حرفه (شغل) در زندگی زناشویی بسیار مهم است. چنان که تحقیقات و تجربه نشان داده است که کسانی که با هم ردیفان خود از نظر تحصیل و شغل ازدواج کرده اند، در زندگی خانوادگی از موفقیت بیشتری برخوردارند.

7ـ عفاف و پاکی از آلودگی ها

«عفاف» با فتح حرف اول، از ریشه «عفت» است و لغت شناسان در باره آن گفته اند:

«و اصله الاقتصار علی تناول الشی ء القلیل»؛ عفاف اکتفا ورزیدن به بهره مندی کم و شایسته است.

در مجمع البحرین آمده است: «عف عن الشی ء، ای امتنع عنه فهو عفیف»(18)عفاف از چیزی ورزید، یعنی: از آن امتناع ورزید؛ پس او عفیف است.

و ابن منظور در لسان العرب در این باره می نویسد: «العفّة: الکف عما لایحل و لایجمل»(19) عفت: خویشتن داری از آنچه که حلال و زیبا نیست.

صاحب اقرب الموارد «عفت» را این گونه معنا نموده است: «عف الرجل: کف عما لایحل و لایجمل قولا او فعلا و امتنع»(20) عفاف ورزید، یعنی: در گفتار و کردار، از آنچه که حلال نیست، دوری جست و خویشتن داری نمود. همچنین در قاموس، «عفت» را به معنای کف خودنگهداری از محرمات و زشتیهاست که با زیباگزینی منافات

دارد، معنا می کند.(21)

در تفکر اسلامی، عفاف واژه ای با بار معنایی خاص برگرفته از آیات و روایات، و گونه ای منش است همراه با کنش رفتاری و گفتاری.(22)

مرحوم نراقی در معراج السعاده می نویسد: عفت عبارت است از: مطیع و منقاد شدن قوه شهوانیه از برای قوه عاقله که در اقدام به خوردن و نکاح و حدود اوامر الهی را به لحاظ کمی و کیفی؛ نگهدارد،(23) عفت همان اعتدال عقلی و شرعی است و افراط و تفریط در آن مذموم است؛ پس در تمامی اخلاق و احوال، حد وسط و راه میانه «عفت» است.

روشن است که استحکام خانواده که اولین و بنیادی ترین تشکّل اجتماعی یک جامعه به شمار می آید مرکز عشق و امید و بستر شکفتن آرزوهای جوانان است، تنها، با پاسداری از عفاف و پاکدامنی، درخشش و بالندگی لازم را پیدا می کند؛ زیرا اگر در جامعه ای عفاف و پاکدامنی به صورت کامل رعایت گردد و تمتعات جنسی به محیط خانواده محدود گردد، جوانان به ازدواج روی آورده و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری می یابند؛ ولی اگر بی بند و باری و بی عفتی در جامعه رواج یابد و بهره برداری های جنسی در خارج از محیط خانواده میسر گردد، جوانان زیر بار مسئولیت های ازدواج نرفته و خانواده های تشکیل شده نیز متزلزل می شود. بنابراین، باضرس خاطر باید گفت: رعایت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسیب ناپذیر نگه می دارد. بنابراین، یکی از شرایط شایسته و لازم در انتخاب همسر آن است که آلوده به فحشاء و مبتلا به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی نباشد.

امروزه نقش زیانبار این آلودگی ها در ویرانی خانواده ها و نابودی نسل جوان بر همگان روشن است و در ضمن، آثار زیانبار اینها در تولد فرزندان ناقص العقل و عقب افتاده نیز ثابت شده است، ازاین جهت، شریعت اسلام از پیوند زناشویی با مبتلایان به مواد مخدر و دیگر مسکرات برحذر داشته است.

در دستورالعمل هایی که از پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان معصوم (ع) رسیده، به لزوم رعایت این تناسب بسیار تأکید شده است.

از نظر اسلام با کسی که مرتکب شرب خمر می شود نباید ازدواج کرد. چنان که پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «شارب الخمر لایزوج، اذا خطب»(24) شرابخوار اگر خواستگاری کند، به او دختر داده نمی شود.

همچنین امام صادق(ع) می فرماید: «من زوّج کریمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها»(25) کسی که دخترش را به شرابخوار بدهد، با این کار خود قطع رحم کرده است.

شاید مراد از قطع رحم در این روایت این باشد که با این ازدواج سبب نازایی او شده است و یا مراد این است که او را از یک پیوند درست و ازدواج محکم و استوار محروم ساخته است.

امام رضا (ع) می فرماید: «وَاِیّاکَ اَنْ تُزَوِّجَ شارِبَ الْخَمْرِ، فَاِنْ زَوَّجْتَهُ فَکَأَنَ ما قَدَّمَتْ اِلَی الزِّنا»(26) بترس از این که دختر به شرابخوار بدهی، که اگر او را به چنین تبهکاری شوهر دهی، گویا آن عفیفه کریمه را به زنا داده ای!!

آری، آن که پای بند به واجبات الهی نیست، و از فسق و فجور پرهیز ندارد، و آن که از اخلاق نیک بهره ای ندارد، و آلوده به بداخلاقی است، و از عقل و فکر لازم بهره ندارد، و آن سست اراده ای که از مشروبات حرام پرهیز ندارد، اهلیت ندارد که دختری پاک و مؤمنه که امانت الهی است به او سپرده شود، که نه تنها دختر ضایع می گردد، بلکه فرزندان آنها متأثر از آثار سوء وجودی آن شوهر زشت کردار خواهند شد، که قبل از این که دانش بشر به این حقیقت برسد، حضرات معصومین (ع) این حقیقت را اعلام فرموده اند: «الْحَرامُ یبینُ فِی الذُّرِّیَّه»(27) آثار حرام در نسل آشکار می گردد!!

از این روایات می توان فهمید که چون شرابخوار، هتک حرمت فرمان خداوند کرده و به آن بی اعتنایی نموده و دست به سرکشی و طغیان زده است، نسبت به همسر و فرزندانش نیز چنین خواهد کرد، حرمتشان را خواهد درید؛ حقوقشان را ادا نخواهد کرد و موجبات آزار و اذیتشان را فراهم خواهد ساخت و صفات رذیله و ناپسند او چنان که گذشت به همسر و فرزندانش منتقل شده و فطرت پاکشان را آلوده خواهد کرد.

روشن است همان علتی که در شرابخوار، موجب سرکشی او شده و رابطه اش را با خدا و خانواده اش تیره و تار کرده است و او را مطرود جامعه ساخته است، در افراد معتاد، قاچاقچی، بی بندبار و لاابالی نیز وجود دارد؛ این افراد خود را پایبند به هیچ مقرراتی نمی دانند و به خاطر تأمین نیازشان دست به هر اقدام زشت و وقیح می زنند؛ ارزشهای خانوادگی را زیر پا می گذارند؛ حقوق همسر و فرزندان را رعایت و ادا نمی کنند، ازاین رو، ازدواج با این گونه افراد، ازدواج موفّقی نخواهد بود.

نکته ای که در پایان این نوشتار تذکر آن ضروری به نظر می رسد این است که معیارهای دیگری نیز از لابلای روایات و آموزه های دینی فهمیده می شود که باید افزون بر آنچه ذکر شد، مراعات گردد که فهرست وار به آنها اشاره می شود.(28)

دوشیزگی همسر، جهت نسل پروری و زایایی او، پاکدامنی و عفت، درستکاری، و در صورت جامعیت معیارهای ذکر شده، زیبایی، هزینه کردن درست و بجا و رعایت اقتصاد،

نگهبانی از عرض و مال، میل به استقبال از همسر و مشایعت او در آمد و شد، همراهی و معاونت با همسر و... از جمله معیارهای درجه دو در انتخاب همسر که اگر مراعات شود، زندگی بسیار شیرین می شود.

رسول خدا(ص) فرمود: بهترین زنان شما زنی است که فرزندآور (ولود)، مهربان پاکدامن، نزد قوم خود عزیز و محترم، در مقابل شوهر متواضع و فروتن، آرایش کننده خود برای شوهر، بی اعتناء نسبت به دیگران، در خلوت مطیع فرمان شوهر و در اختیارش باشد و مثل بعضی از مردان مبتذل نباشد.(29)

امید است با به کار بستن دستورات حیات بخش اسلام، شادی و خوشبختی به روی تمام زوجها، به ویژه جوانان عزیز آغوش گرمش را به نحو مطلوب بگشاید.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

به دنبال همسر اينترنتي

با بد اخلاقی همسرم چه کار کنم؟

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

نکات قابل توجه آقایان در انتخاب همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: معایب همسر، مقایسه همسر با دیگران، مدت دوره عقد

برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، ارتباط با خانواده همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، رفتار با خانواده همسر در زمان عقد بستگی



معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)


معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)

یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرأت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید، این است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند.

تحقیقات نشان می دهد عوامل اصلی طلاق عبارتند از: اعتیاد، دخالت اطرافیان، ناسازگاری، مسائل مالی، فقر فرهنگی و شیوه های سنتی انتخاب همسر، که بیشتر متکی بر شانس و تصادف است و به جدائی ها دامن می زند.

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق است و باید گفت که اکثر شکستها در زندگی مشترک، از بناگذاری نامناسب این سنگ زیرین ناشی می شود. این که یک زندگی شیرین پس از مدتی به تلخی و سردی می گراید، این دریافت ویرانگر هر یک از زوجین را در متن خود دارد که «ما اصلاً برای هم مناسب نبودیم»، یعنی به این نتیجه می رسند که در مرحله «گزینش» اشتباه کرده اند.

روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحیح تر و دقیق تری نسبت به یکدیگر داشته باشند، بهتر می توانند موفقیت و یا شکست زناشویی خود را پیش بینی نمایند. بنابراین، این موضوع را نباید ساده انگاشت، بلکه برای آن امر خطیر «انتخاب همسر» لازم است وقت بگذاریم و با دقت و مطالعه کافی، اقدام کنیم. در این راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، ناصحان خیراندیش که راهنمایی نسل جوان را وظیفه خود می دانند و برای رهایی دختران و پسران جوان از یک زندگی سرد و بی روح و یا یک جدایی اجتناب ناپذیر، دل می سوزانند، آنان را به ریشه های مشکلات احتمالی توجه داده اند و از این طریق سعی کرده اند که اشتباهات را به حداقل ممکن کاهش دهند.

یکی از مهمترین این موارد «انتخاب مناسب همسر» است. قبل از هر چیزی لازم است همسری را که برای زندگی آینده انتخاب می کنیم به خوبی بشناسیم. اگر این انتخاب درست و هشیارانه صورت بگیرد، مشکلات بعدی که خواه ناخواه در هر زندگی به وجود خواهد آمد، با درایت و گذشت برطرف می شود؛ زیرا در صورت انتخاب صحیح، زندگی مشترک بر این باور عمیق تکیه خواهد داشت که «اصل تصمیم در مورد شروع زندگی مشترک و انتخاب همسر، درست بوده است» یعنی پشتوانه زندگی، یک تصمیم درست و منطقی و یک انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محکم این زندگی هرگز فرو نخواهد ریخت.

به هر حال، باید توجه داشت که انتخاب همسر، غیر از انتخاب لباس و یا گزینش نوکر و کلفت است؛ زیرا، شخص با انتخاب همسر می خواهد شریکی در زندگی خانوادگی برای خود برگزیند؛ شریکی که تا پایان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. می خواهد او را شریک مال و زندگی خود و مهم تر از همه، محرم اسرار خویش نماید. از این رو، عقل سلیم حکم می کند که انسان باید درباره همسر آینده اش تحقیق کند و از هرگونه عجله کاری و اغماض در جوانب قضیه بپرهیزد، ویژگی های اخلاقی و روحی همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد که چه کسی را برای همسری برمی گزیند. ازاین رو، مرحله بررسی و شناخت جهت گزینش همسر، اهمیت بسزایی در زندگی انسان دارد؛ زیرا، تجربه نشان داده که بیشتر اختلافات خانواده ها و طلاقها و از هم پاشیدگی ها، منشأ آن شتابزدگی در انتخاب همسر بوده است. بنابراین، پیشوایان معصوم (ع) درباره این امر خطیر و سرنوشت ساز دستور داده اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر بروید.(1)

این دستور معصوم (ع) بیانگر این است که فکر و اندیشه انسان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید در این امر مهم به حق تعالی پناه برد و از او استمداد نمود.

شریعت اسلام برای گزینش همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است که زن و مرد (جوانان) در انتخاب همسر باید آن معیارها را مراعات نمایند. در این نوشتار مختصر سعی شده، اصولی ترین معیارها و ملاکهای انتخاب همسر شایسته، به جوانان عزیز معرفی شود تا به گونه ای همسر برگزینند که با یکدیگر «همتا» و «متناسب» باشند، تا در زندگی مشترک، روابط فی ما بین همسران بهتر، سالم تر، پرجاذبه تر، شیرین تر و با صفاتر گردد. بزرگان و رهبران دینی ما، صاحبنظران، روانشناسان، متخصصان خانواده، شرایط و ملاکها و ویژگی هایی را برای ازدواج موفق توصیه می کنند. این توصیه ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد.

شرایط و ویژگی های فردی

مهم ترین مسائلی که در ازدواج مطرح می شود، زمان و سن مناسب و میزان رشد فرد برای ازدواج است. در این باره، سه شرط اساسی را به اختصار می توان نام برد:

شرط اول: بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، ذهنی، فرهنگی و آرمانی.

شرط دوم: داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج.

شرط سوم: داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی.

معیارها و ملاکهای ازدواج

1ـ ایمان و تقوی (کفو بودن)

بدون شک پایبندی به ارزشهای اسلامی، یکی از عوامل مهم خوشبختی در زندگی زناشویی است. ایمان به عنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلافِ انسانی باز می دارد. افزون بر این زن و مرد با ایمان و تقوی، از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسته ترند.

بی گمان از مهم ترین عوامل پیوند پایدار و ازدواج موفق و زندگی آرام، هم شأن بودن زن و مرد است. اسلام به هم شأن بودن زوجین در امر خطیر ازدواج تأکید فراوان کرده و با واژه «کفو» از آن یاد کرده است؛ «کفو» در لغت به معنای شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّی باید از نظر ظاهر و باطن بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دینداری جلوه کند به این معنا که به فرهنگ پاک حق، مؤمن هم کفو مؤمنه، و دیندار شبیه و مانند دیندار است.چنان که قرآن کریم می فرماید: «الخَْبِیثات لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطیِّبات لِلطیِّبِینَ وَ الطیِّبُونَ لِلطیِّباتِ...؛(2) زنان خبیث و ناپاک از آن مردان خبیث و ناپاکند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان ناپاک دارند...» .

در این که مراد از «خبیثات» و «خبیثین» و نیز «طیبات» و «طیبین» در این آیه شریفه چه کسانی هستند، بین مفسران اختلاف است:

1ـ گاه گفته شده منظور سخنان ناپاک و تهمت و افترا و دروغ است که تعلق به افراد آلوده دارد و به عکس سخنان پاک از آن مردان پاک و با تقوا است ، و «از کوزه همان برون تراود که در او است.»

2ـ همچنین گفته می شود «خبیثات» به معنی «سیئات» و مطلق اعمال بد و کارهای ناپسند است که برنامه مردان ناپاک است و به عکس «حسنات» تعلق به پاکان دارد.

«خبیثات» و «خبیثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، به عکس «طیبات» و «طیبون» که به زنان و مردان پاکدامن اشاره می کند و ظاهرا منظور از این آیه شریفه همین است؛ زیرا قرائنی در دست است که معنی اخیر را تأیید می کند:

الف) این آیات به دنبال آیات «افک» و همچنین آیه «الزانی لا ینکح الا زانیة او مشرکة والزانیة لا ینکحها الاّ زان او مشرک و حرّم ذلک علی المؤ منین»(3) آمده و این تفسیر هماهنگ با مفهوم آن آیات است.

ب) جمله «اولئک مبرئون مما یقولون» در پایان آیه، آنها (زنان و مردان پاکدامن) از نسبتهای ناروائی که به آنان داده می شود، منزه و پاکند، قرینه دیگری بر این تفسیر می باشد.

ج) افزون بر اینها، در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده که این آیه همانند: «الزانی لا ینکح الا زانیة اومشرکة» است؛ زیرا گروهی بودند که تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج کنند، خداوند آنها را از این کار نهی کرد، و این عمل را ناپسند شمرد.

د) در روایات کتاب نکاح نیز می خوانیم که یاران ائمه (ع) گاه سؤال از ازدواج با زنان «خبیثه» می کردند که با جواب منفی روبه رو می شدند، این بیانگر این است که «خبیثه» اشاره به زنان ناپاک است.(4)

همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: «فَانْکِحُوا ماطابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ؛(5)پس با زنان پاک ازدواج کنید.»

این پاکی در زنان و مردان در مرحله اول پاکی و پاکیزگی باطن است، که عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائکه و متخلّق بودن به اخلاق الهی است.

بنابراین، مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیرمسلمان و غیرمؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شک زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیرمؤمن ازدواج کند، زیرا از نظر شرعی این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم کفو غیرمؤمن و غیرمؤمنه نیستند، که اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد دری از عذاب قیامت بر روی هر دو باز شده!!

قرآن کریم از ازدواج انسان پاک، یعنی انسان مؤمن با انسان ناپاک به شدت منع کرده است: «و لا تنکحوا المشرکات حتّی یؤمنَّ و لامة مؤمنة خیر من مشرکة و لو اعجبتکم و لا تنکحوا المشرکین حتّی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرک ولو اعجبکم اولئک یدعون الی النّار و الله یدعوا الی الجَّنة و المغفرة باذنه ویبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذکَّرون؛(6)با زنان مشرک تا ایمان نیاورده اند ازدواج نکنید، کنیزان با ایمان از زن آزاد مشرکه بهتر است، اگرچه زیبائی یا ثروت او شما را به شگفتی اندازد.»

و زنان خود را نیز به مردان مشرک مادامی که ایمان نیاورده اند، ندهید هر چند ناچار شوید آنها رابه همسری غلامان (بنده) با ایمان درآورید، زیرا، یک غلام با ایمان از یک مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند، مال و موقعیت و زیبایی او، شما را شگفت زده کند. مشرکان دعوت به آتش می کنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می نماید، و آیات خود را برای مردم بیان می کند شاید اهل تفکّر و اندیشه شوند.

بنابراین زن با ایمان با مردی که اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انکار واقعیات دست و پا می زند، نباید ازدواج کند. والدین توجه داشته باشند که برای جوان پاک و مؤمن خود، دختری را که منکر اصول الهی است به همسری انتخاب نکنند که شرط اول در صحت ازدواج ایمان زوجین است تا دو نور و دو پاک و دو پاکیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاک که همان فرزندان صالحند به وجود آیند.

تصور نشود که زیبائی و مال و موقعیّت در مردی که ایمان ندارد، و در زنی که آراسته به حقیقت نیست، موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگی است. البته بر خانواده ها لازم است در مسئله هم کفو بودن، سختگیری نکنند، وقتی پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامی، و از نظر قیافه و هیکل ظاهر نزدیک به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم کفو و شبیه و همانند یکدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و برکت حق تجلّی خواهد کرد.

درباره مسئله «کفو و همتا» بودن در منابع روایی، روایات فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به ذکر چند روایت بسنده می کنیم:

رسول اکرم (ص) می فرماید: «اِذا جائَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْکُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ»(7)کسی که برای خواستگاری نزد شما آمد و نسبت به دین و امین بودن وی رضایت داشتید، حتما زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، که منع ازدواج کفو با کفو از جانب شما زمینه ساز فتنه در روی زمین و فساد بزرگ است.

آری، سخت گیری در ازدواج، و ایجاد موانع، و تکیه بر عادات و رسوم غلط، و پیگیری شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از طرف خانواده ها برای پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهای عصبی، و بیماریهای روانی در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد، عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده هائی است که در مسئله ازدواج سخت گیری می کنند.

«جُوَیْبِر» مردی است که از یمامه به مدینه آمده و مسلمان شده بود. او مؤمنی متعهد، ولی در عین حال سیاه پوست، کوتاه قد، مستمند و بی خانمان بود. روزی پیامبر(ص) به او فرمود: «چرا ازدواج نمی کنی؟» عرض کرد: «چه کسی به این بینوا زن می دهد؟» فرمود: «اسلام، هر خوار و ذلیلی را عزیز کرده است.» نزد «زیاد بن لُبَیْد» که از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاری کن. جویبر نزد زیاد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگاری کرد. زیاد گفت: «ما دختران خود را فقط به همردیفان خود از انصار می دهیم و با آنها وصلت می کنیم». جویبر، نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را عرض کرد؛ آن گاه حضرت به «زیاد» فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی، کُفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی کُفو زن مسلمان است.»(8)

ایمان و تقوا در پسر و دختر مایه هم کفویست، و بر پدران و مادران و خانواده ها واجب اخلاقی است، هر چه زودتر و سریعتر و با آسان گیری کامل و پرهیز از شرایط غیرالهی و سنن غیراخلاقی زمینه ازدواج دو هم کفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودی و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب کنند.

امام باقر (ع) می فرماید: «ما مِنْ رُزْءَة أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْک»(9)مصیبتی از این شدیدتر نیست که جوان مؤمنی دختر برادر مؤمنش را خواستگاری کند، و پدر دختر پاسخ دهد، من از این ازدواج عذر می خواهم، زیرا تو از نظر مالی در رتبه من نیستی!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومی، شهری، قبیله ای نباید لحاظ شود، زیرا این گونه تعصّبات در آئین الهی مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاک ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یک پدر و مادرند، و برای هیچ یک بر دیگری، جز به تقوا و پرهیزکاری امتیاز نیست.9بنابراین، باید توجه داشت که مراد از کفو بودن زوجین، هم سطح بودن در مسائل اقتصادی نیست، بلکه مقصود همسویی بینشها و باورهای دینی و پایبندی عملی آنان به ارزشها و معارف الهی است؛ و گرنه شخص همین که بتواند مخارج زن و فرزندش را بپردازد و از نظر دینی باهم، هم عقیده باشند، کفوند. لزومی ندارد که اگر زن ثروتمند است، مرد نیز حتما ثروتمند باشد؛ از همین روست که امام صادق (ع) فرمود: «الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار»(10)شرط کفو بودن این است که عفیف باشد و بتواند مخارج اهلش را بپردازد. بر همین اساس، پسران و دختران خداباور و پاک اندیش در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیک سیرت و عامل به ارزشهای قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاک و فطرت کمال جوی انسان است و خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاکان و متقیان با یکدیگر می داند.(11) پیامبر اکرم(ص) دراین باره می فرماید: «مَن تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّه لَه ذلک»(12) کسی که به خاطر دین و ایمان زنی، با او ازدواج کند، خداوند نیز دنیایش را برای او فراهم می کند.

در روایت آمده که فردی به امام حسن(ع) عرض کرد: دختری دارم، می خواهم بپرسم که، او را به ازدواج چه کسی درآورم؟ حضرت فرمود: «زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها، و ان ابغضها لم یظلمها»(13)برای همسری دخترت مردی باتقوا و مؤمن انتخاب کن؛ زیرا اگر او را دوست بدارد، اکرامش می کند و اگر از او خوشش نیاید، به وی ستم روانمی دارد.

به یقین اگر پدر آینده برای هر خانواده که به عنوان مدیر خانواده محسوب می شود، فردی با ایمان و صالح باشد، همسر و سایر اعضای خانواده را در پرتو مهر و محبت که ریشه در ایمان او دارد قرار داده و در اثر شایستگی های معنوی خویش، کانون خانواده را به محیطی أمن و باصفا تبدیل نموده و زمینه رشد و تربیت فرزندانی با ایمان و مسئولیت پذیر را فراهم خواهد.(14)

عفت و پاکدامنی، امانتداری، وفای به عهد، تقیّد به امر به معروف و نهی از منکر، رعایت حقوق دیگران، اجتناب از ظلم و تعدّی، حجاب و دوری از نامحرم، نجابت و حیا از جمله صفاتی است که می تواند دلیل روشنی بر ایمان و تقوای هر شخص باشد.

نکته شایان توجه این است که اگر می بینیم اولیاء الهی دستور داده اند که با متدینین و معتقدین به خدا ازدواج کنید(15)و یا در آیات و روایات اسلامی از ازدواج با کفار حربی چه به صورت دائم و چه به صورت موقت نهی شده است و از ازدواج با کفار اهل کتاب به طور دائم ممنوع گردیده است، همه این تأکیدات و توصیه ها و فرامین به خاطر همین مسئله اعتقادی و کفو بودن زن و شوهر است زیرا دین، اصول زندگی و اخلاق، رکن بهزیستی است.

به هر حال، زن و مرد با ایمان و تقوا، شایسته یکدیگرند و در صورت ازدواج، سعادتمند خواهند شد.

ازدواج شایسته هماره مایه آرامش روح و روان و آسایش جسم و جان است. قرآن کریم می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»(16) و از نشانه های اوست که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در

کنار آنان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ همانا در این کار، نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند.

اگر مرد و زنی که هم شأن نیستند، اقدام به ازدواج نمایند، نگرانی ها و ناراحتی ها و اختلافات فراوانی در زندگی خانوادگی دامنگیر آنان خواهد شد. مگر این که یکی همرنگ دیگری شود و با بی اعتنایی به معیارهای اصولی، بنیان خانواده را بنا کنند، که البته چنین زندگی ای همانند ساختمانی است که پایه آن را کج بنا نهاده اند و هرلحظه احتمال ریزش دارد. افزون بر اینها، دو همسر می خواهند یک عمر با هم زندگی کنند، و در همه فراز و نشیبهای زندگی یار و غمخوار یکدیگر باشند. ازاین رو، تحت تأثیر افکار و عقاید یکدیگر قرار خواهند گرفت و روحیات پسندیده و یا ناپسندشان به یکدیگر منتقل می شود. همسر دیندار سعی می کند همسرش را به عمل صالح و خداباوری و خدا ترسی، تقوا، اخلاق نیک و ترک گناه تشویق و ترغیب کند و از نافرمانی و سهل انگاری در دستورات و احکام خدا باز دارد؛ او را به انجام مقررات و آداب و رسوم مثبت اجتماعی تشویق و از خرافه پرستی و موهومات باز دارد؛ مال، آبرو و حرمت یکدیگر را حفظ کنند؛ اما همسر بی دین، چه بسا زن یا شوهر را با محبت کاذب، تفریح، مجالس مهمانی و شب نشینی ها و یا حتی اجبار و تهدید، منحرف کرده و از او فردی بی قید و لاابالی می سازد و از آنجا که زن و مرد تحت تأثیر محبتهای یکدیگرند و به خاطر رضامندی همدیگر سعی در جلب رضایت و تشدید وابستگی و دلبستگی، به خود دارند، چنین تحولات و تأثیراتی به دور از انتظار نیست.

2ـ اصالت و نجابت خانوادگی

خانه و خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که کودک را تحت سرپرستی و حضانت قرار می دهد. ازاین رو، بیش از سایر محیطهای اجتماعی، در رشد و تکامل فرد تأثیر دارد و کودک پیش از آن که از اوضاع اجتماعی خارج متأثر گردد، تحت تأثیر خانواده قرار می گیرد.

آغاز بیشتر عادتها و نظریات فرد از خانه شروع می شود که یک نظر اجمالی به این عادات و نظریات، اهمیت تأثیر خانواده را بسی روشن خواهد ساخت. عادتهایی از قبیل: طرز غذا خوردن، سخن گفتن، راه رفتن، روشهای عادی،

رفتار با دیگران، همچنین نظر فرد نسبت به حقوق دیگران و ... همه را شخص از محیط خانه و خانواده کسب می کند.

اصالت و شرافت خانوادگی زن و مرد، یکی از اساسی ترین ملاکهای ازدواج، به ویژه در جوامع اسلامی است. کلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است. یعنی زن و مرد از خانواده هایی باشند که دارای اصل و ریشه اند.

شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگی، نقش اساسی را ایفا می کند و می تواند ملاک قابل اعتمادی برای چگونگی تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگی زناشویی تلقی شود.

توصیه های اسلام در این باره آن است که تا حد امکان، خانواده همسر پاک و عفیف باشند؛ زیرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه های عقلی آن از لحاظ هوشمندی و کودنی و زمینه های اعتقادی آن، در زندگی جدید و نسل، اثر می گذارد.

از دیدگاه قرآن، زنان فقط وسیله ارضای غریزه جنسی نیستند، بلکه آفریدگار جهان آنان را به گونه ای آفریده که وسیله ای برای بقای نسل و حفظ حیات نوع بشر و مرکز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:

«نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ اَنّی شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِکُمْ»(17) زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می توانید نزد آنان بروید و (سعی نمایید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید!

قرآن کریم در این آیه شریفه، زنان را تشبیه به کشتزار نموده و می فرماید: «نِسائُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ؛ زنان شما مانند کشتزاری برای شماها هستند». زیرا کشتزار است که بذر را پرورش می دهد و به ثمر می رساند.

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که اسلام نسبت به زنان بی احترامی کرده و آنان را از مقام انسانی؛ تنزّل داده است. ولی غافل از این که با طرح این مسئله معلوم می شود قرآن بقای نسل بشر را منوط به وجود زن می داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگی که تاریخ بشر و دنیا را عوض کرده اند، به ثمر نمی رسید.

نطفه، ماده اولیه تشکیل دهنده جنین از جنبه ها و خصایص وراثتی والدین و حتی اجدادشان متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، امیدی به اصلاح فرزند نیست؛ مگر در مواردی بسیار نادر.

اگر خانواده را به درختی تشبیه کنیم، فرزندان به منزله بار و بر آن هستند و اگر به یک زمین تشبیه نماییم، فرزندان به منزله گیاهان آن می باشند، و روشن است که هر درختی میوه سالم و شیرین نمی دهد و هر زمینی لاله و سنبل برنمی آورد.

برخی از درختان میوه تلخ و ناسالم و بعضی از زمین ها خار و خس می پرورانند.

قرآن کریم دراین باره می فرماید: «والبلد الطیب یخرج نباته بأذن ربه و الذی خبث لایخرج الّا نکدا کذالک نصرف الآیات لقوم یشکرون»(18) گیاه سرزمین پاک به فرمان پروردگارش می روید، و زمین های ناپاک (گیاه آن) جز به سختی در نیاید، بدینسان آیه ها را برای گروهی که سپاس می دارند گوناگون می کنیم.

و نیز در آیه ای دیگر می فرماید: «مگر ندیدی خدا چگونه مثلی زد، سخن نیک همانند نهال نیک است که ریشه اش در زمین و شاخه اش در آسمان است، همیشه به اذن پروردگارش میوه می دهد.

خداوند برای مردم این گونه مثل می زند، تا شاید پند و اندرز گرفته و متذکر گردند.»(19)

در خانواده های اصیل و شریف کمتر اتفاق می افتد که فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانیده شوند و در خانواده های غیراصیل و ناصالح، کمتر اتفاق می افتد که فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند.

اصالت و شرافت خانوادگی از آن جا حائز اهمیت است که می تواند در ردیف معیارها درآید و در بسیاری از موارد، به عنوان یک معیار اطمینان بخش مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی انسان مشاهده می کند در خانواده های اصیل و شریف، اکثر افراد، دارای شخصیت مقبول و دوست داشتنی اند، به طوری که کمتر نقطه ضعفی در آنها پیدا می شود و اگر هم پیدا شود، آن قدر نقطه قوت در آنها هست که جبران آن ضعف را می کند و به طور کلی آن را می پوشاند، چرا از اصالت خانوادگی به عنوان یک معیار مورد اطمینان استفاده نکند.

در نهج البلاغه نامه ای است که امام علی (ع) در پاسخ خودستایی های «معاویه» نوشته و طی آن میان دو خانواده بنی هاشم و بنی امیه مقایسه کرده و نشان داده است که در برابر هر فضیلت و امتیاز و برجستگی در خانواده بنی هاشم، یک رذیلت و انحطاط در خاندان بنی امیه وجود دارد. حضرت در فرازی از آن سخنان می فرماید: در خاندان ما «پیامبر»(ص) است و در خاندان شما «ابوجهل» که کارش تکذیب حق بود.

ما «حمزه» شیر خدا داریم و شما ابوسفیان، شیر پیمان های باطل دارید. حسن و حسین، دو سرور جوانان بهشت از ماست و کودکان جهنم (فرزندان مروان) از شما.

«فاطمه»(س)، بهترین زنان عالم از ما و همسر «ابولهب» به نام ام جمیل که قرآن او را هیزم کش خوانده از شماست و از این قبیل چیزها که به نفع ما و به زیان شماست!»(20)

دکتر آلکسیس کارل فرانسوی درکتاب «راه و رسم زندگی» از خانواده ای سخن می گوید که طبق آمار، اکثر افراد آن دزد و جانی و مدیر مراکز فساد و... بوده اند.

آری، کرمها و انگلها، همواره در لجنزار به وجود می آیند و رشد می کنند. خانواده شایسته و سالم، زمینه بسیار مناسبی برای پرورش فرزندان سالم و شایسته است و خانواده ناشایسته و ناسالم، زمینه بسیار مناسب برای پیدایش و بار آمدن فرزندان ناسالم و ناشایسته است.

به همین جهت است که برای تشکیل خانواده، حتما باید به دنبال آن شریکی برای زندگی بود که از سلامت جسمی و فکری و اخلاقی برخوردار باشد و در خانواده ای پاک و سالم پرورش یافته باشد.

به هر حال در ازدواج باید به انتقال ویژگی های پدر و مادر به فرزندان توجه نمود. چنان که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «تَزَوَّجوا فی الحِجرِ الصّالح فَانَّ العرِقَ دَسّاسٌ»(21) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید؛ زیرا خون اثر دارد.

و نیز در روایتی دیگر می فرماید: «تَخَیَّروا لنُطَفکُم فَانکِحوا الاکفاءَ و انْکَحوا إلَیْهِم»(22) برای نطفه های خود گزینش کنید و با کسانی که همتای شمایند، ازدواج نمایید.

و همچنین درباره اهمیت این موضوع می فرماید: «تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم فإنَّ النّساءَ یَلِدْنَ أشباهَ إِخْوانِهِنَّ و أخْواتِهِنَّ»(23)برای نطفه های خود گزینش کنید؛ زیرا، زنان بچه هایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می آورند.

زن و مرد باید در خانواده هایی رشد یافته باشند که پدر و مادری عاقل و دلسوز، با همه وجود در رشد و تعالی فرزند کوشیده باشند. بر خلاف خانواده هایی که والدین، فرزندان را به حال خود رها کرده و در پی هوی و هوسهای خود هستند و یا این که در کانون خانوادگی آنان بویی از محبت و احترام به شخصیت دیگران استشمام نمی شود. بنابراین، زن و مرد که در پی انتخاب همسر می باشند، باید سعی کنند تا حدی که برایشان میسر است با خانواده هایی شریف و اصیل وصلت نمایند و از ازدواج با خانواده های پست و فرومایه جدا خودداری نمایند؛ زیرا، غالبا با مشکلاتی روبه رو خواهند شد.

در خانواده های اصیل، والدین کوشیده اند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایه های بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال می دهند.

افرادی که در خانواده ای اصیل رشد می یابند، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می برند و در برخورد با دشواریها و فراز و نشیبهای زندگی، هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمی شوند.

بنابراین در انتخاب همسر باید دقت بسیاری نمود که از خانواده اصیل و نجیب، خوشنام و خوش سابقه باشد، و تنها به قیافه ظاهری و زیبایی و یا مدرک تحصیلی او اکتفا نشود؛ زیرا فرزندان، معمولاً وارث پیشینه های سوء خانواده و والدین خویشند.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

به دنبال همسر اينترنتي

با بد اخلاقی همسرم چه کار کنم؟

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

نکات قابل توجه آقایان در انتخاب همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: معایب همسر، مقایسه همسر با دیگران، مدت دوره عقد

برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، ارتباط با خانواده همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، رفتار با خانواده همسر در زمان عقد بستگی



ايرانيان باستان چگونه ازدواج مي کردند


ايرانيان باستان چگونه ازدواج مي کردند

خانواده که امروز نيز از مقدس‌ترين نهادهاي اجتماعي به شمار مي‌رود، همواره در اين سرزمين از اهميت والايي برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ايراني تشکيل خانواده به صورت تکليفي ديني در آمده است.

در آن زمان که زن‌ربايي و حتي خريد زن در ميان بسياري از ملل و اقوام هند و اروپايي معمول و متداول بود، ازدواج ايراني در سايه نظم و نسقي که آيين زرتشت آورده بود، نتيجه عقد بود.


ازدواج باستاني

وجود ايزد بانواني چون آناهيتا و اشي و نقش آنان در تفکرات ايراني اهميت خانواده را بيشتر مي‌نماياند.

آناهيتا با صفات نيرومندي، زيبايي و خردمندي، به صورت ايزد بانوي عشق و باروري نيز در مي‌آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مي‌جوشد و بدين گونه «مادر خدا»‌ نيز مي‌شود. و اشي نماد توانگري و بخشش، ايزد بانويي است که پيشرفت و آسايش به خانه‌ها مي‌برد و خرد و خواسته مي‌بخشد.

به نظر ايرانيان، ازدواج نتيجه تراضي زن و مرد بود و اين ازدواج در آن واحد معني مذهبي و اجتماعي داشت.

زندگي زناشويي و خانواده از لحاظ اجتماعي نيز از اهميت والايي برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانيان، شاهنشاهان، به عنوان نمايندگان راستين اهورامزدا در روي زمين از ازدواج مردم حمايت مي‌کردند.

دولت هر سال براي عده زيادي از دوشيزگان نيازمند جهاز فراهم مي‌آورد و دختران بي‌صاحب و بي‌جهاز را به خرج خود شوهر مي‌داد و در انجام دادن اين گونه نيکوکاري‌ها خسرو انوشيروان سرآمد ديگر پادشاهان ساساني بود.

ايرانيان آن‌چنان به خانواده اهميت مي‌دادند که از مشاغلي که مستلزم تجرد بود يا از زندگي حادثه جويانه که مردان را مدتي دراز از کانون خانواده دور نگه مي‌داشت، مانند دريانوردي و بازرگاني، خوش‌شان نمي‌آمد.

حتي سربازان ايراني همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌هاي خانوادگي خود بودند و هر سال، جز چند ماهي خدمت به شاه مملکت ديني به گردن نداشتند.

خانواده از چنان بنيان محکمي‌برخوردار بود که حتي بچه‌دار نشدن و نازايي زن دليلي بر برهم خوردن پيمان زناشويي نبود. زرتشتيان در اين گونه موارد به راحتي بچه‌اي را به فرزندي مي‌پذيرفتند.

زندگي زناشويي و خانواده از لحاظ اجتماعي نيز از اهميت والايي برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانيان، شاهنشاهان، به عنوان نمايندگان راستين اهورامزدا در روي زمين از ازدواج مردم حمايت مي‌کردند
اقسام ازدواج در ايران باستان

در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است:

1-پادشاه زن: اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد..

2-چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد.

حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد.

3-ايوک زن: اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است.

4-ستر زن: وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند.

5- خودسر زن: اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند.

اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.

دولت هر سال براي عده زيادي از دوشيزگان نيازمند جهاز فراهم مي‌آورد و دختران بي‌صاحب و بي‌جهاز را به خرج خود شوهر مي‌داد و در انجام دادن اين گونه نيکوکاري‌ها خسرو انوشيروان سرآمد ديگر پادشاهان ساساني بود
سفره گواه گيري (سفره عقد)در ايران باستان

درگذشته ايرانيان باستان به جشن عروسي سور ميگفتند عروس لباس سبز مي پوشيده وتور يا پارچه اي سبزرنگ روي سرمي انداخته،داماد نيزعرقچين سبز بر سر و روي شانه راست او چادرشب يا دستمال سبزانداخته مي شده در پشت سرداماد برادر يا يكي ازبستگان بسيارنزديك او مي ايستاده و دردست(يادرسيني كوچك)يك دستمال سبز،يك انارشيرين يك تخم مرغ يك قيچي وكمي نقل وشيريني وآويشن همراه با نخ وسوزن سبز رابالاي سرداماد نگه مي داشته،يادرداخل سفره اي به نام سفره گواه(سفره عقد)قرار مي دادند.

سفره گواه معمولا سبزرنگ وشامل مواردزيراست:

نگاره اشو زرتشت-كتاب اوستا و كُشتي باز نشده-شمع يالاله ياچراغ روشن-قند سبز-گلدان گل و سرو-نقل وشيريني-انارشيرين-يك تخم مرغ-يك عدد قيچي-يك ظرف كوچك آويشن مخلوط با برنج وسنجد-نخ وسوزن سبز-لورك عروسي(مخلوط هفت نوع آجيل شيرين) كه روي آن نقل وشيريني ريخته شده-گلاب وآينه.

 1-كتاب اوستا(كتاب آسماني)وكشتي :

اين دونشان اين است كه عروس وداماد وبعدها فرزندانشان تابع قوانين دين بوده وبايد برابردستورات آن رفتار كنند.

 2-قند سبز:

نشان سبزبختي وشيرين كامي است كه بعد از گواه گيري(عقد) به عنوان هديه به موبدي كه گواه گرفته ميدهند.


 

3-چادرشب يا شال سبز:

كه برروي شانه داماد مي اندازند نشانه اين است كه از اين به بعد مخارج زندگي بردوش داماد است و انداختن پارچه سبزبرروي سفره عقد به جاي آن به همين مفهوم مي باشد.

4-تخم مرغ:

به اين معنا است كه همه اختياراتي كه پدر ومادرعروس و داماد درحق فرزندانشان داشته اندرا ازخود سلب كرده وبه يك تخم مرغ مصالحه كرده وآن را بيرون مي اندازند وازآن به بعد درصورتي كه ازآنها خواسته شود راهنمايي خواهند كرد ولي زوج جوان را مجبورنمي كنند كه مطابق ميل ايشان رفتاركنند.

5- انارشيرين:

نشانه شيرين كامي وفرزندان زياداست.

6- برگ آويشن مخلوط با برنج وسنجد ونقل:

نقل نشان شيرين كامي-برنج(درگذشته جو بكارمي بردند)نشانه بركت زندگي-سنجد محرك عشق ودلدادگي وآويشن خوش بويي وسرزندگي است كه موبد هنگام خواندن اوستاي تندرستي روي شانه عروس وداماد ميريزد.

7-نخ وسوزن:

نشان پيوند ودوختن است،اگردرزندگي زناشويي رخنه اي پديد آيد يا فاصله اي ايجاد شود بايد بانخ وسوزن مينوي(معنوي) آن را بدوزند ونگذارند بزرگترشود.

8-قيچي:

ازدو تيغه درست شده و زماني كه دو تيغه با هم كاركنند برش ايجاد مي شود يعني عروس و داماد نقش دوتيغه قيچي رادارند كه با همدلي وهم انديشي وهمكاري مي توانند زندگي را پيش ببرند

مطالب مرتبط :

آثار ازدواج

ولایت بر عقد ازدواج

احکام متفرقه ازدواج

شرایط عقد ازدواج

اذن ولی در ازدواج

احکام ازدواج موقت

حکم ازدواج شیعه با سنی

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

ازدواجی که در شرع مقدس جایز نیست!!

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

حکم ازدواج زانی یا دختر زانیه

اذن ولی در ازدواج دختر بالغه غیر رشیده

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش



مراســم ازدواج زرتشتیان و ایران باستان


مراســم ازدواج زرتشتیان و ایران باستان

در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد.. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.

زرتشت نیز در اوستا برای ازدواج و تشکیل خانواده منزلت والایی دیده است. در یسنا آمده است: عروس و داماد! این کلمات را به شما می گویم: زندگی سرشار از شادی داشته باشید و به حقوق یکدیگر احترام بگذارید. بی گمان زندگی شیرینی خواهید داشت. زرتشتیان که تعداد  آنها در دنیا بیش از ٣۰۰ هزار نفر و در ایران ٣۰هزار نفر می باشد پس از گذشت قرن ها مراسم مربوط به ازدواج خود را نگه داشته و بنا بر باورهای دیرین خود رفتار می کنند.  به این مراسم نگاه کنیم که چه اندازه زیبا هستند. بیاییم این آداب انسانی و والا را پاس داریم.

 

خواستگاری

خواستگاری زرتشتیان به این روش است که مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیک برای خواستگاری دختر می روند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامه‌ای که در باره ی خواستگاری از سوی پسر به  پدر دختر نوشته شده همراه خود می برند. این نامه را بیشتر برای شگون روی کاغذ سبز رنگ و در پاکتی سبز می گذارند و با یک دستمال سبز و یک کله قند همراه با مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر می برند. جواب نامه  چند روزپس از آن از سوی خانواده دختر با همان روش به سرای پسر برده می شود. در این نامه پدر دختر، موافقت خود را بیان می دارد و به دنبال آن  نامزدی آغاز می شود.

 

نامزدی

در روز نامزدی پسر همراه خانواده خود به خانه دختر می رود و همراه با بردن انگشتر نامزدی هدایایی (از قبیل کیف، کفش، پارچه ،‌سکه طلا) به دختر می دهد.دادن این هدایا همراه با مراسم ویژه ای است. در جلوی همه این هدایا دو لاله که در داخل هر کدام یک شمع روشن قرار دارد همراه آیینه،‌گلاب‌پاش، یک کله قند و  نقل با خود می برند و پس از پیش کش کردن این هدایا از سوی پسر به دختر، آنان انگشتر نامزدی را در دست همدیگر می کنند. چند روزپس از نامزدی،‌خویشان دختر نیز با دو لاله روشن ونقل و کله قند سبز پوش،‌گل، پارچه و هدایای دیگر به خانه پسر می روند و آنها را به خانواده پسر هدیه می کنند. در این دیدار، دختر همراه پدر و مادر وخویشان خود نمی رود زیرا این کار را گونه ای سبکی ازسوی دختر می دانند. پسر می تواند بعد از انجام مراسم نامزدی به خانه دختر رفت و آمد کند .پس از مدتی،‌که  به آمادگی دو خانواده بستگی دارد، روز عروسی را که باید روزی نیک و مبارک باشد برمی گزینند.

 

عروسی

چند روز پیش از عروسی، عروس و داماد و خویشان بسیار نزدیک به خرید وسایل عروسی می روند. از سوی داماد لباس عروسی (کیف و کفش،‌چند قواره پارچه،‌طلا و لوازم آرایش…) و از سوی دختر لباس دامادی و هدایای دیگر ( کفش، پیراهن …) خریداری می شود. دو سه روز پیش از عروسی از سوی خویشان عروس جهیزیه را به خانه‌ای که باید عروس و داماد با هم در آن زندگی کنند می برند و خانه را خود تزیین و آماده می کنند. هم چنین در این روز همراه با بر پا کردن جشن کوچکی، با نخی که از سوی خانواده دختر فرستاده شده رختخواب عروسی به یاری خانواده پسر دوخته می شود.  گرد همایی برای مراسم عروسی را انجمن گویند.در یزد مراسم زیبای حنابندان نیز رواج دارد و دست و پای دختر و پسر را با نقش های زیبا می آرایند.عقد و عروسی زرتشتیان در یک روز انجام می گیرد. روز عروسی،‌عروس و داماد وخویشان نزدیک پیش از شامگاه برای انجام مراسم عقد در نیایشگاه حاضر می شوند. دراین مراسم در پیشاپیش عروس و داماد،‌کتاب اوستا، دو لاله ی روشن،‌آیینه،‌نقل سفید، انار و تخم مرغ به وسیله اقوام نزدیک به معبد برده می شود. عروس و داماد در جای ویژه ای که در جلوی سفره عقد است می‌نشینند.

 

سفره ی پیمان (گواه) یا عقد

سفره عقد یا گواه بر روی زمین گسترده می شود. این سفره از ترمه یا مخمل و ابریشم است و از سوی مادر عروس نسل به نسل نگه داری شده است . سفره باید رو به خاور یا برآمدن خورشید گسترده شود و بر روی آن این چیزها دیده می شود:گل سرخ. سینی از هفت سبزه. دو کله قند. کاسه ی عسل. سکه ی طلا. شاخ یا کاسه نبات. منقل برای اسفند. برنج. سبزی خشک. نمک. رازیانه. چای. کندر. خشخاش. انار. سیب. نانی محلی که بر آن مبارک باد نوشته اند. اوستا. آینه ی بخت. لاله( شمعدان)

عروس و داماد روبروی هم می نشینند. بر فراز سرشان توری از حریر سپید نگه می دارند و دو کله قند را به هم می سایند تا مراسم بله برون یا بله گفتن عروس به پایان رسد و می خوانند:

مسابم و مسابم!...........چی چی مسابی؟

مهر و محبت مسابم!.......برای کی مسابی؟

 برای عروس و دوماد!

داماد لباس سفید چین دار و عروس ساری چین دار سفید می پوشد. بر گردن آن ها گلوبندی از گل آویزان می کنند و بر پیشانی آن ها خالی سرخ رنگ می گذارند. نخست عروس بر تخت می نشیند و سپس داماد را دوستان وخویشان به نزد او می آورند و به هنگام عروسی در دهان یکدیگر با انگشت عسل می گذارند.بنا بر دینکرد به هنگام عروسی و برای آگاهی همگان  طبل و شیپور می نوازند. این مراسم را شاه جان گویند. روبروی عروس و داماد موبد و کنارشان خانواده‌های نزدیک می‌نشینند. آنگاه مراسم عقد در حضور دو شاهد که یکی از خانواده دختر و دیگری از خانواده پسر می باشد انجام می گیرد. سپس موبد شروع به خواندن بخش هایی از اوستا نموده و اندرز زناشویی می دهد. بعد از طرفین می‌پرسد که آیا به ازدواج با هم خوشنود هستند یا نه. پس از شنیدن جواب بله از هردو، نوشتن ازدواج در دفتر رسمی رزتشتیان انجام میگیرد و عروس و داماد وشاهدان آنرا گواهی میکنند . پس از پایان مراسم عقد،‌تخم مرغی که در سر سفره عقد بوده به وسیله (موبد) به پشت بام پرتاب می شود. با اینکار موبد حقوقی را که پدر نسبت به دختر خود داشته با قیچی بریده به این تخم مرغ مصالحه کرده از خانه بیرون می اندازد باین هدف که پدر دیگر حقی به دختر ندارد.

سپس ده موبد در حالی که گلاب و آیینه در دست دارد جلو مهمانان آمده همراه با نگاه داشتن آیینه روبروی آنان به آن ها گلاب می دهد و یک نفر دیگر که پشت سر ده موبد حرکت می کند به مهمانان شیرینی  می دهد. آنگاه ده‌موبد سینی بزرگ پر از لورک یا آجیل را برداشته به تقسیم آن بین مهمانان که بیشتر سهم خود را به خانه می برند می‌پردازد.پس از انجام مراسم عقد، موبد،‌عروس و داماد را در معبد دور آتش مقدس می گرداند. آنگاه عروس و داماد به مجلس جشن عروسی می روند و پس از پایان مراسم جشن، عروس و داماد به وسیله خویشان نزدیک به خانه داماد برده می شوند.  در این مجلس موسیقی زنده نواخته می شود و مهمانان با ترانه های بومی به رقص و پایکوبی می پردازند. انار و هندوانه و شیرینی می خورند. غذا بیشتر گوسفند بریان کرده، مرصع پلو و شیرین پلو می باشد. مراسم بین سه تا هفت روز به درازا می کشد. گاه نیز با آوردن مطرب ها به اجرای گونه ای نمایش های رو حوضی می پردازند. حوض میان خانه پر از سیب و انار و هندوانه است و بر تختی روی حوض، مردمان به تماشای نمایش کمدی و شادی می پردازند. در چند عروسی دیدم که زنی با بستن چند قاشق به انگشتان پای خود، که بر هرکدام صورتی را نقاشی  کرده بودند، بر پشت نیم پرده ای خوابیده و نمایش شاد عروسکی را اجرا می کرد.

در مراسمی دیگر دو شخصیت نمایش، یکی در نقش عروس و دیگری در نقش داماد برای هم می خواندند:

آی دخترک ترگلک ورگلک خوش قد و بالا.........عقدت می کنم، عقد مدارا

تو که عقدم می کنی، عقد مدارا............ ......منم عروس می شم حجله می شینم

تو که عروس می شی حجله می شینی.......منم دوماد می شم، پهلوت می شینم


 

پا انداز (پاگشا)

در یزد و کرمان زرتشتیان عروس را با آداب ویژه ای به خانه داماد می برند. بدین ترتیب که سمت راست عروس، خواهر داماد و سمت چپ او خواهر عروس (یا یکی از زنان خانواده ی عروس) قرار گرٿته زنان فامیل در حالی که صف چهار یا پنج نفری تشکیل داده‌اند پشت سر عروس به سوی خانه داماد حرکت می کنند. چون به کوچه ای باریک ( کوچه ی آشتی کنان) می رسند، می ایستند و می خوانند:

این کوچه تنگه؟  بله......عروس قشنگه؟  بله

دست به زلفاش نزنید....مروارید بنده.  بله

بادا بادا   مبارک بادا.......ای یار  مبارک بادا

 همراهان عروس از جلوی منزل هر زرتشتی عبور کنند، در برابرش، آتش افروخته بر روی آن اسفند و کندر دود می کنند. زنان شاباش می کشند . بدین گونه که سر در گوش و دوش یکدیگر نهاده و فریاد شادمانه بر می آورند. در جلو در خانه، جلوی پای عروس و داماد آتش می افروزند. خانواده داماد برای ورود عروس پاگشا یا پانداز می دهند که بیشتر پول و طلاست. در خانه به مهمان ها شربتی به نام (شربت در حجله ) می دهند. در هنگام ورود عروس و داماد به حجله مادر شوهر هدیه‌ای( گوشواره، انگشتر، دستبند و سینه ریز) به عروس می دهد. پس از ورود عروس و داماد به حجله،‌در حضور عده ای‌ از زنان خانواده نزدیک آنها،‌عروس و داماد به پاشویی یکدیگر می پردازند. ابتدا سینی را در زیر پای عروس و داماد قرار میدهند. عروس و داماد از ظرفی ،مقداری سبزی که  به آن (مرو) و (مور) یا مورد سبز می گویند، و مقداری شیر و آب که همه با هم مخلوط شده برداشته هر دو پای عروس را با آن می شوید و سپس عروس پای داماد را می شوید به این نشان که مانند گیاه مورد همیشه زندگی آنها سبز و خرم باشد و مانند آن شیر همواره از گناهان پاک  گردند و مانند آن ریشه( مورد)  زندگیشان دراز و پردوام باشد.

در این هنگام مهمانان عروس و داماد را تنها می گذارند. عروس و داماد اناری شیرین را که در روی سفره گواه بوده در اتاق حجله با هم می خورند تا به اندازه دانه‌های آن دارای اولاد گردند.  بامداد روزدیگر رختخواب عروس و داماد بوسیله خواهر شوهر (یا خواهر زن) بزرگتر جمع می شود. رسم است که داماد سکه‌ای برای خواهر خویش در رختخواب می گذارد و خواهر شوهر موقع جمع کردن رختخواب، آنرا برمی دارد. بامداد همان روز نیز از طرف خانواده عروس مقداری ماست (بعنوان روسفیدی ) همراه شیرینی و پشمک (برای شیرین کامی ) برای خانواده‌های نزدیک عروس و داماد فرستاده‌می شود.

 

پا تختی

 داماد عصر همانروز ( که روز پاتختی است) قبل از آمدن مهمانان به وسیله چندتن از مردان فامیل همراه موبد با دو لاله روشن و مقداری شیر که با برگ گل و آب مخلوط میباشد برسر آب روان میرود و پس از خواندن پاره هایی از اوستا به وسیله ی موبد،‌آنرا در آب روان می ریزد تا بدین ترتیب هر گونه آلودگی قبل از زناشویی او شسته شود و مانند آب و شیر و گل پاک باشد.  دربازگشت، داماد برای دست‌بوسی وسپاس از رنج هایی که پدر برای دختر خود کشیده است به خانه پدرزن می رود و با بوسیدن دست مادر و پدر زن خود از تلاش آن ها در تربیت دخترشان که حالا زن اوست سپاسگزاری می نماید. پدر زن  هدیه‌ای به داماد می دهد. سپس داماد به خانه خود باز می گردد. در بازگشت داماد، در پاگرد خانه، عروس کاسه‌ای از نقل و شیرینی به نشان پذیرایی از داماد به سر او می ریزد. دراین هنگام خویشان و دوستان هدایایی را که  آماده کرده‌اند به عروس و داماد می دهند. آنگاه داماد به نشان شیربها، اناری را که به آن ٣٣ یا ۱۰۱ سکه زده شده همراه یک جفت کفش به مادر زن هدیه می کند و یک جفت کفش نیز به خواهر زن می دهد. روز سوم عروسی روز آش رشته است. رشته این آش باید به دست عروس بریده شود و به دست داماد به دیگ ریخته شود. این آش را نیز همراه با برگزاری جشن کوچکی بین دوستان و خویشان بخش می کنند.

رسم است که عروس و داماد پیش از رفتن به جای دیگر همراه خویشان خود به زیارتگاه و مکان مقدسی و در یزد به پیر سبز و چکچک و پیر بانو  می روند. پس از زیارت، در یک روز خوب هفته، مادر شوهر و پدر شوهر، عروس و پسرشان را به خانه خود مهمان می کنند و هنگام ورود آن ها هدایایی به نشان پاگشا به آن ها می دهند. همین کار را مادر زن و پدرزن نسبت به داماد و دختر خود انجام داده و هدایایی به نشان پاگشا به آنها می دهند. پس از آن خویشان نزدیک عروس و داماد را به خانه‌هایشان مهمان می کنند. گاهی این مهمانی ها به درازا می کشد، زیرا عروس و داماد هر هفته در خانه یکی از خویشان مهمان می شوند. این مهمانی ها نیزهمراه با تشریفات ویژه ای است. هنگام ورود عروس و داماد یک شاخه گل و گیاه سبزی یا یک دانه انار (یا سیب و یا نارنج) به آن ها داده مقداری (آویشن) که با شیرینی و سنجد و بادام و غیره مخلوط است بر سر آنها می ریزند و چندین مرتبه با صدای بلند که همراه با خوش حالی است نسبت به عروس و داماد شادباش می گویند.  زدن دف و خواندن ترانه های شادمانه و خوردن انار و هندوانه و شیرینی نیز در تمام این مراسم رایج است
منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



مراسم عقد و عروسی ایرانیان


مراسم عقد و عروسی ایرانیان

مراسم عقد و عروسی ایرانی نهایتا برمی گردد به ایران باستان و آئین زرتشت که معمولا بعد از مراسم شیرینی خوران و آشنائی دو خانواده صورت می گیرد. هزینه مراسم عقد وعروسی به عهده خانواده داماد است و در عوض عروس جهاز به خانه داماد می آورد.


لباسهای عروس و داماد از دیرباز هر دو به رنگ سفید بوده و در این مراسم گل به گردن داشته اند. این رسم آئینی زرتشتی است و هنوز در هند و پاکستان مرسوم است که رنگ سفید سمبل خلوص و پاکی و بیگناهی است.

عقد باید به روی زمین چیده شود و عروس و داماد در پائین سفره می نشینند . عقد درخانه پدر عروس برگزار می شود . عروس زمانی وارد مجلس می شود که تمامی مهمانها آمده باشند و داماد باید در طرف راست عروس بنشیند که این نیز بازمی گردد به آئینی زرتشتی. برای سفره عقد معمولا از یک تکه ترمه قدیمی که نسل اندر نسل به خانواده عروس رسیده استفاده می شود. معمولا ترمه در وسط یک پارچه سفید قرار می گیرد که وسایل عقدبر روی آن چیده می شود.

 

مراسم عقدوعروسی


عقد معمولا عبارتند از:

- آئینه بخت و دو شمعدان (که سمبل روشنائی هستند و طبق سنن زرتشتی داماد باید ورود
عروس را از آن آئینه ببیند)

- سینی عاطل و باطل که تشکیل شده است از هفت دانه و ادویه. خشخاش - برنج - سبزی
خوردن - نمک (برای دور کردن چشم شیطان) - رازیانه - چای- کندر (برای دور کردن چشم
شیطان)

- نان سنگک که معمولا با خط خوش بر روی آن می نویسند "مبارک باد" که همراه با سبزی
و پنیر است. (عروس و داماد باید از آن بخورند تا شادی به خانه آنها بیاید)

- یک ظرف انار یا سیب

- تخم مرغ - بادام - فندق

- گلاب

- شاخه نبات (برای شروع زندگی شیرین)

- منقل آتش (برای دور نگهداشتن چشم بد از عروس)

- سکه طلا

- اسپند

- دستمالی سفید بالای سر عروس (دستمالی که معمولا بر روی سر عروس و داماد گرفته می شود و با سوزن و نخ هفت رنگ به نشانه بستن دهان خانواده شوهر دوخته می شود)

- دو عد کله قند

- یک ظرف عسل (به مناسبت شروع زندگی شیرین)

- نقل - باقلوا - توت شکری - نا ن برنجی - نان نخودچی - نان بادامی - سوهان عسلی

- قرآن ( که ابتدا از اوستا بجای آن استفاده می شده)

- جانماز

خطبه عقد در حضور بزرگان خانواده خوانده می شود و بعد از آن حلقه ها رد و بدل می شود و عسل خورده می شود . بعد از آن مهمانان نزدیک خانواده به عروس و داماد جواهرات و سکه های طلا هدیه می دهند.

 
بعد از آن وارد بخش عروسی می شویم میهانان بیشتری اضافه می شوند و معمولا مراسم رقص در این زمان برگزار می شود . بعد از ان عروس و داماد برای صرف شام می روند ومیهمانان به آنها اضافه می شوند. بعد از صرف شام کیک بریده می شود و عروس و دامادبعد از اتمام مراسم به خانه خودشان می روند.


در حال حاضر برخی عناصر، رسوم و آداب غربی و همچنین پاره ای از سنن قدیمی ایرانی به این مراسم اضافه شده است از قبیل حنا بندان، پاتختی، که مجددا در بین خانواده های ایرانی خیلی طرفدار پیدا کرده است.


مو و صورت عروس و خانواده ی او، رفتن به ماه عسل، ورود عروس با ماشین تزئین شده باگل، تزئین اتاق عقد همه رسومی است که از آداب غربی به عروسی های کنونی وارد شده است. و تکنولوژی جدید که امکان گرفتن فیلم و ویدئو و دی وی دی را از مراسم می دهد ویکی از بخش های مهم عروسی در حال حاضر می باشد. و نهایتا بعضی از رسوم که ریشه آنهامعلوم نیست از کجاست مثل خاموش کردن شمع در شب عروسی با کفش عروس یا گلبرگ که این نمی تواند رسمی زرتشتی باشد چون بی احترامی به آتش است.


یا نمونه ای دیگر رقصی است که جدیدا در هنگام بریدن کیک عروسی معمولا توسط خواهرعروس یا یکی از نزدیکان وی با چاقو نزیک به محل ایستادن عروس و داماد انجام می شود.


و این رقص آنقدر ادامه پیدا می کند تا بالاخره چاقو به دست عروس و داماد می رسد وکیک عروسی بریده می شود. و همچنین تزئینات اتاق عقد و سفره عقد که تمامی بوسیله سلیقه ای شخصی و خانگی معمولا به مراسم اضافه می شود و در بعضی از موارد ازدکوراتور استفاده می شود و یا بصورت آماده خریداری می شود.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



خواستگاری و عقد‌کنان در قدیم


خواستگاری و عقد‌کنان در قدیم

هفت جواهر و جیوه که در عقد حاضر می‌کردند، به عقیده قدیمی‌ها برای سفید‌بختی بود. آب نشانه روشنایی و برگ نماد سبزی و خرمی بود. روی زین نشستن عروس نیز به این معنی بود که به شوهر مسلط باشد!!

خواستگار

چند روز قبل از عقد کنان، خانواده عروس و داماد شروع به دعوت دوستان و آشنایان و قوم و خویش‌ها می‌کردند. آن وقت‌ها، کارت دعوت رسم نبود. دعوت‌های زنانه این طور صورت می‌گرفت که خانواده عروس و داماد چند دانه نقل و هل توی نعلبکی بلور می‌گذاشتند و نعلبکی را در دستمال کوچک ابریشمی می‌پیچیدند و توسط یک زن گیس‌سفید یا دده‌سیاه، برای دوستان و آشناهای زنانه می‌فرستادند و دعوت‌های مردانه هم این‌طور بود که یک مرد خوش‌خط، به قول معروف چندین «رقعه فدایت شوم» برای دوست و آشناها می‌نوشت و «غلام بچه‌ها» این دعوت‌نامه‌ها را می‌رسانیدند.

روز پیش از عقدکنان در خانه داماد رخت‌های نبریده و چادر و چاقچور و روبنده و قلابه و کفش زر‌دوزی عروس را توی «خونچه» می‌گذاشتند. این خونچه اول بود. اما در خونچه دوم کیسه‌های حنا و رنگ سدر قرار می‌دادند. در خونچه سوم ده، بیست جفت کفش زنانه بود که باید میان کارکنان حمام زنانه خانواده عروس ـ زن اوستا، جامه‌دار، آبگیر، دلاک، حجامتچی، بند‌انداز، و امثال آن - تقسیم شود. خونچه چهارم، خونچه اسفندِ پای عقد بود که هنوز هم معمول است. بعد از آن، خونچه‌های شیرینی و میوه و طبق‌های آجیل و کاسه‌نبات بود. در یک خونچه هم چندین کله قند، چند بسته چای، چند شیشه شربت‌های جور به جور می‌گذاردند.
عقد که تمام می‌شد، مغز یک فندق را درآورده و در آن جیوه می‌ریختند و سوراخ آن را با موم می‌گرفتند و به عروس می‌دادند تا همان‌طور که جیوه در فندق می‌لغزد، دل داماد نیز برای عروس مدام بتپد و سر او هوو نیاورد!

بعضی خانواده‌ها یک دسته مطرب مردانه هم‌پای این خونچه‌ها راه می‌انداختند. اما بیشتر خانواده‌ها به جای مطرب، یک مداح خوش‌صدا حرکت می‌دادند که با صدای بلند شرح عروسی حضرت فاطمه سلام الله علیها، را می‌خواند و زن و مرد تماشاچی از بالای پشت بام و توی کوچه دست می‌زدند و هلهله می‌کردند.

در خانه عروس، یک گوسفند حاضر کرده بودند که تا خونچه‌ها می‌رسیدند، سر گوسفند را می‌بریدند، اسفند دود می‌کردند و خونچه‌ها را تحویل می‌گرفتند. صبح آن روز، عروس را حمام می‌بردند؛ سرش را حنا می‌بستند، صورتش را بند می‌انداختند، سفید‌آب و سرخاب می‌مالیدند، ابروانش را وسمه می‌کشیدند و لباس‌هایی را که داماد فرستاده بود، به او می‌پوشاندند.

بعدازظهر عروس را پای جا‌نماز می‌نشاندند تا خطبه عقد جاری شود. اتاقی که در آن آداب عقد را به جا می‌آوردند، باید زیرش پر باشد و زن‌هایی که موقع عقد در آن اتاق بودند، باید همه «یک بخته» و «سفید بخت» باشند. رو به قبله، سفره سفیدی پهن می‌کردند؛ آینه‌ای را که داماد فرستاده، «آینه بخت» بالای سفره می‌گذاشتند. دو «جار» یا «لاله» در دو طرف آینه قرار می‌دادند که در آنها یک شمع به اسم عروس و یک شمع به اسم داماد روشن می‌کردند. جلوی آینه، مشتی گندم پاشیده، رویش «سوزنی ترمه» می‌انداختند. بعد، «پیه سوزی» از عسل و روغن روشن کرده، رویش یک تشت واژگون می‌نمودند. روی تشت، یک زین اسب قرار می‌دادند که عروس روی این زین می‌نشست. عروس موقع عقد توی آینه نگاه می‌کرد و رسم بود که در لباس‌های او نباید گره باشد. همچنین بندهای لباس او باید باز باشد تا گره در کارش نخورد.

سر سفره عقد، لازم بود حتماً این چند قلم حاضر باشد: قرآن، جا‌نماز، قدح شربت، خونچه اسفند، نان و پنیر و سبزی، گردو، جیوه، کاسه آب که روی برگ سبز باشد، دو کله قند که در موقع خواندن خطبه «آدم»، یک زن سفید بخت بالای سر عروس می‌سایید تا خرده‌های آن روی سر و صورت عروس بریزد - معنی این کار این بود که «زندگی‌ات پر از شیرینی باشد»-؛ علاوه بر اینها میوه و شیرینی، «هفت جواهر»، یعنی هفت ادویه گیاهی که در هاون می‌ساییدند و در یک قهوه‌جوش، قلیاب سرکه و فلفل سفید می‌جوشاندند و در قهوه‌جوش دیگر روی منقل دو تخم‌مرغ در هفت ادویه به نیت اولاد می‌جوشاندند که یکی از آنها را عروس می‌خورد و دیگری را داماد.

عقد که تمام می‌شد، مغز یک فندق را درآورده و در آن جیوه می‌ریختند و سوراخ آن را با موم می‌گرفتند و به عروس می‌دادند تا همان‌طور که جیوه در فندق می‌لغزد، دل داماد نیز برای عروس مدام بتپد و سر او هوو نیاورد!

پس از انجام مراسم عقد، کاسه آب را می‌ریختند به سر عروس و با کفش‌های او شمع‌ها را خاموش می‌کردند. هفت جواهر و جیوه که در عقد حاضر می‌کردند، به عقیده قدیمی‌ها برای سفید‌بختی بود. آب نشانه روشنایی و برگ نماد سبزی و خرمی بود. روی زین نشستن عروس نیز به این معنی بود که به سر شوهر مسلط باشد. عسل و روغن برای این بود که روزگارشان شیرین و خوش‌گوار باشد. اسفند برای شگون و نان و پنیر و سبزی هم زندگی عروس و داماد را پر‌برکت می‌کرد.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



سفره ي عقد و تاريخچه آن


سفره ي عقد و تاريخچه آن

در فرهنگ لغات فارسي واژه ي عقد به معني محکم کردن ، گره زدن و پيمان بستن مي باشد.
قديمي ترين مراسم عروسي ايراني که در تاريخ ثبت شده است به زمان حمله ي اسکندر مقدوني به ايران باز مي گردد که در آن زمان او و لشکريانش با تعداد زيادي از زن هاي ايراني به سبک زرتشتي ازدواج کردند.
واژه ي عروس که به معناي سفيد مي باشد براي اولين بار در ادبيات اوستايي و دوره ي ساسانيان استفاده شده است . در مراسم عقد ، عروس و داماد لباسي سفيد ، بلند و چين دار که سمبل خلوص ، بي گناهي و پاکي است را برتن و دو ريسه ي گل به گردن داشتند ، داماد شالي در دست مي گرفت و روي پيشاني هر دو خال قرمز مي گذاشتند . داماد خالي به شکل خورشيد و عروس خالي به شکل قرص ماه بر پيشاني مي گذاشتند که اين رسم آئين زرتشت در هند و پاکستان هنوز هم پابرجاست .
سفره عقد روي زمين و رو به طلوع خورشيد پهن مي شود مراسم عقد بايد در طول روشني هوا برگزار شود تا عروس و داماد را در نور و روشنايي به عقد يکديگر در آورند.
طبق رسوم ، سفره ي عقد در خانه ي پدري عروس پهن مي شود و در مراسم عقد ، آقاي داماد بايد سمت راست عروس خانم بنشيند که اين نيز به آئين زرتشتي برمي گردد و نشانه ي احترام است . رنگ آميزي اجزاي سفره و نوع چيدمان آن ها زينت بخش سفره است . سفره ي عقد معمولا از جنس ترمه تهيه مي شده است .
در زمان باستان به رنگ سبز پهن مي شده . اين رنگ مخصوص دين زرتشت و به نشانه ي حيات و جاودانگي بوده است. اما در اين روزها از رنگ سفيد که نشانه ي پاکي و خلوص است براي سفره عقد استفاده مي شود . البته اکثرا رنگ سفره را با لباس عروس هم ست مي کنند که ايده ي قشنگي هم مي باشد.
ابتدا مراسم مذهبي انجام مي گرفت . بدين صورت که عروس و داماد روبه روي هم مي نشستند در حالي که دو نفر پارچه اي همانند پرده بين آنها مي گرفتند تا عروس و داماد نتوانند يکديگر را ببينند. سپس دو روحاني دو سر يک پارچه را دور صندلي آنان گره مي زدند که اين گره ي نکاح يا يگانگي نام داشت . سپس دست راست عروس و داماد را با ريسماني هفت بار به هم مي بستند و بعد دنباله ي ريسمان را هفت بار دور گره ي نکاح مي بستند که به اين مراسم پيوند دست ها مي گفتند . اين کارها سمبل پيوندي ناگسستني بوده است و بعد از انجام اين مراحل پرده انداخته مي شود و عروس و داماد زن و شوهر اعلام مي شدند.



کتاب ازدواج موفق


 
 کتاب ازدواج موفق 
نام فایل:  کتاب ازدواج موفق
حجم فایل:  1.49 مگابایت
فرمت:  pdf
تعداد صفحه:  118
نویسنده:  فاطمه شعیبی
منبع: irpdf
توضیحات:

 این کتاب در 8 فصل شما را در گرفتن مهمترین تصمیم زندگی یعنی ازدواج راهنمایی میکند از اشنایی اولیه تا ...

   

 

 



پيامدهاي ازدواج ديرهنگام


پيامدهاي ازدواج ديرهنگام

تا چند دهه پيش دخترها و پسرها چند سال پس از سن بلوغ ازدواج مي کردند و به خانه بخت مي رفتند. به قول قديمي ها « آدم از ديدن عروس خانوم حظ مي کرد و شاه داماد هم براي خودش کلي تعريف داشت.» اگر امکانات مثل حالا نبود، ولي با همان اوضاع دل ها خوش بود و شرايط خانواده ها براي وصلت، شروع و ادامه زندگي خيلي ساده تر و کارسازتر از امروز. صبح مرد خانه به دنبال رزق و روزي عازم کسب و کار و زن در خانه با بچه هاي قد و نيم قد خود سرگرم بود. روزي نبود که همسايه و فاميل ها از هم بي خبر باشند و سري به هم نزنند. چند سالي که گذشت انگار دنيا زير و رو شد و همه آداب، رسوم و روابط به هم ريخت. حالا بچه ها درس مي خوانند، دانشگاه مي روند، بعد دنبال کار مي گردند تا شرايط و امکانات زندگي را فراهم کنند و موقع ازدواج آن هم اگر زرنگ باشي و بخت يار باشد و کسي را پيدا کني، بعد از ساعت ها گريم نه عروس شبيه عروس است و نه داماد شبيه داماد. با کمال تعجب در مورد موضوع ازدواج ديرهنگام پژوهش نظام يافته اندکي صورت گرفته است. آنچه وجود دارد عمدتاً به رضايت زناشويي عوامل دخيل در آن پرداخته است، ولي عوارض پيوندهاي به تأخير افتاده موضوع اصلي پژوهش نبوده اند.
چند دهه قبل، زنان و مردان در 30 يا 35 سالگي پير تصور مي شدند؛ اما نسل بعد از سال هاي انقلاب براي پير شدن و جاافتادگي « تعريف جديدي ارائه مي دهند». چند وقت پيش براي ديدن دوستي به مهدکودک رفته بودم؛ در کمال ناباوري اغلب مادران به سنين مادربزرگ هاي قديمي بودند؛ با قيافه اي خسته و جسمي فرتوت. آمارها نشان مي دهند سن ازدواج در دختران 27/6 سال و پسران 28/8 سال در سال 84 بوده است. به عبارتي، در حال حاضر نيمي از مردان جوان و يک سوم زنان جوان مجردند.


راستي بر سر دنيا چه آمده چرا اين همه تغيير؟!
 
خانم دکتر رهسپار، متخصص نازايي، مي گويد:« اغلب زنان و مردان به دليل ازدواج هاي بي موقع، امکان بچه دار شدن ندارند و موقعي شروع به درمان مي کنند که دير شده و زمان يائسگي نزديک است.» در اين نوشتار به معضلات ازدواج ديرهنگام در امر فرزند پروري و تبعات آن مي پردازيم. لازم به ذکر است نکات يادآوري شده شامل تمامي والدين و فرزندان نيست؛ ولي اغلب اين گونه اوضاع را دربرمي گيرد.


1- معضلات بهداشتي:
 
ازدواج در سنين بالا امکان باروري را در مردان و زنان کاهش مي دهد و اگر دوران درمان را به آن اضافه کنيم، عملاً عده اي از دختران و پسران ما فرصت فرزنددار شدن را از دست مي دهند. پزشکان توصيه مي کنند، « زنان بعد از 35 سال از بارداري اجتناب کنند»؛ ولي به خصوص در شهرهاي بزرگ کشورمان اين شانس براي خيلي از کودکان فراهم نيست و اغلب از مادران مسن به دنيا مي آيند. با توجه به تبعات سالخوردگي و ميانسالي، حتي از نظر فيزيکي، به خصوص مادران در اين زمينه با محدوديت هاي زيادي مواجه هستند. بنابراين در صورت بارداري جنين امکان رشد مطلوب را نخواهد داشت و حتي در دوران شيرخواري نيز به دليل جسم نحيف مادر تغذيه کامل به او نخواهد رسيد. بالا بودن احتمال تولد کودک عقب مانده در اشکال مختلف، به خصوص پديده منگوليسم، در والدين بالاي 35 سال چشم انداز وضعيت را نازيباتر کرده است. دکتر الوندي، متخصص تغذيه، مي گويد:« امکان امراض عفوني، ناتواني هاي فيزيکي در زمينه فعاليت هاي جسمي و مواردي از اين دست در کودکاني با والدين ميان سال بيشتر به چشم مي خورد».
در سنين بالاتر به دليل کهولت والدين و ناتواني آنان در ايجاد ارتباط مؤثر با دختران و پسران نوجوان و جوان اين خلاء بهداشت رواني، پدر و مادر و فرزندشان را با تهديد جدي مواجه مي کند. دکتر محمدي، متخصص زنان، مي گويد:« شايد بالاتر از 50 درصد مادران بارداري که براي اولين زايمان به بيمارستان ما مراجعه مي کنند، زنان بالاي 35 سال هستند.»


2. تبادلات عاطفي:
 
والدين به دليل شرايط زندگي طولاني همراه با آزادي و اشتغالات فردي، هنگام ازدواج و به خصوص تولد فرزند، دچار تنش هاي اساسي مي شوند. هرچه سن تأهل بالاتر باشد، تکانه ها عميق تر خواهد بود. اين وضعيت همان طور که گفته شد با آمدن کودک وخيم تر مي شود؛ چرا که مسئوليت و محدوديت پذيري تحميلي زن و مرد را افزايش مي دهد. عدم آمادگي روحي، و تحول در نوع و روند زندگي از سويي و احساس گناه ناشي از به دنيا آوردن ديرهنگام فرزند از سوي ديگر، منجر به رفتارهاي متضاد، دوگانه و ناهماهنگي مي شود که کودک را در معرض استيصال، بي قراري، و عدم تعادل قرار مي دهد. بي حوصلگي، نداشتن اوقات خالي براي فرزند، عدم توانايي جسمي و فاصله سني زياد، با دادن امکانات رفاهي بيش از حد لزوم و دور کردن طفل از خانه به مهدکودک يا پرستار پر مي شود.
پس از چند سال با بزرگ تر شدن فرزند، مشکل بيشتر و بيشتر مي شود. شايد ساده ترين مشکل اين فرزندان که هيچگاه به آن فکر هم نکرده ايم، اين است که اصولاً اين اطفال از والدين پير خود نزد دوستان شان شرمنده و خجالتزده اند و اين را بارها نويسنده در مشاوره هاي خانواده تجربه کرده است.
فاصله سني و در نتيجه فرهنگي بين اين دو نسل آنقدر زياد است که هيچ راهي را بسوي تفاهم و همدلي باز نمي گذارد.
دکتر صاحبي، جامعه شناس، مي گويد:« فاصله نسل با نسل بعدي از لحاظ فرهنگي شش سال است؛ يعني هر شش سال به نوعي يک نسل فکري عوض مي شود. حالا تصور کنيد بين مادر و دختري که 35 سال اختلاف سني هست، چند نسل ديدگاهي مطرح مي شود و اينها چقدر مي توانند با هم کنار بيايند يا اصلاً همديگر را بفهمند. شايد اين هماهنگي حتي به 10 درصد هم نرسد. اين وسط چه کسي مقصر است؟ مسلماً والدين. من توصيه مي کنم اگر به هر دليلي دير ازدواج مي کنيد، از بچه دار شدن صرف نظر کنيد.»
در اين راستا فرزند هم حس ترحم به والدين ميانسال را دارد و هم به دليل برآورده نشدن نيازهاي اساسي، مثل تبادلات عاطفي، خشم و ناکامي را تجربه مي کند و اين انديشه هاي مختلف در نهايت به تعارض عميقي منجر مي شود که در مقاطع مختلف حيات نشاط و شادابي طبيعي که حق مسلم همه انسان هاست را مختل مي کند. در مواردي سن يائسگي مادر با دوران بلوغ فرزند همزمان مي شود و دو موجودي که نياز به توجه، آرامش، کمک و حمايت همه جانبه دارند، بدون هيچ پشتوانه اي مجبور به نه تنها تحمل هم، بلکه درک يکديگرند. فقط کساني اين وضعيت را درک مي کنند که خود دچار آن بوده و يا در نزديکان اين « حادثه» را تجربه کرده اند. به نظر مي رسد در وضعيت فعلي اغلب والدين و بچه ها هر دو به طور همزمان بحران هويت را تجربه مي کنند و در اين زمان سوء تفاهم ها و تنش ها به حداکثر خود مي رسد و امکان برخورد ميان والدين ميانسال و فرزندان نوجوان افزايش مي يابد.


3- پيري و رقابت با فرزندان جوان:
 
بعضي از والدين به راحتي نمي توانند با جذابيت و قدرت جسماني فرزندان خود کنار بيايند. اين وضعيت در پدر و مادران ميانسال بيشتر به چشم مي خورد. اغلب ما دوست نداريم با شکوفا شدن دختران و پسران مان احساس پيري کنيم. البته بسياري از والدين اصولاً اين امر را انکار مي کنند؛ ولي هستند کساني که صادقانه با اين احساسات هراسناک خود در تماسند و در نتيجه متوجه مي شوند که مي توانند خود را از اين احساسات رهايي بخشند.
مادري مي گويد:« دخترم زيباست و خواهان فراواني دارد. دنيا از آن اوست. من وقتي به سن او بودم تا اين حد امتياز و امکانات نداشتم. گاه از اينکه حسادت مي کنم، شرمنده مي شوم؛ با اين حال حاضرم هر کاري از دستم برمي آيد، برايش انجام دهم. بايد يک مادر غير طبيعي باشم. چگونه مي توانم با اين احساسات متضاد کنار بيايم؟». واقعيت آن است که اين مسأله بيش از حدي که گمان مي کنيم عموميت دارد. غير طبيعي نيست که انسان به گذشته خود تأسف و به امکاناتي که اکنون در اختيار دخترش قرار دارد، غبطه بخورد. اين حسادت را در پدران نيز به راحتي مي توان ديد. بحران زماني به اوج مي رسد که مادر علاقه خود را بيشتر به فرزند ذکور نشان مي دهد و استعداد و توانمندي هاي تحصيلاتي و محبوبيت فردي، اجتماعي پسرش را به رخ شوهر مي کشد. اين مقايسه بين خود و فرزند و حس خود کم بيني و از دست دادن فرصت ها در ميان والدين پير به تنش بيشتر با فرزندان و ايجاد حس کدورت و گاه خشم و دلشکستگي هاي عميق دامن مي زند.
در سال هاي اخير نظرات مختلفي براي جلوگيري از بالا رفتن سن ازدواج از سوي صاحب نظران پيشنهاد شده که در عمل جوابگوي اين بحران ملي نبوده و نيست؛ نظراتي مانند « ازدواج در حين تحصيل و کمک والدين براي حل و فصل مشکلات اقتصادي جوانان، کاهش تجملات و چشم و هم چشمي ها و ساده برگزار کردن مراحل ازدواج از قبيل، مهر، جهيزيه، مراسم عروسي، پشتيباني دولتي مانند دادن وام، خانه هاي اجاري و فروشي ارزان قيمت و راهکارهايي از اين دست، بيشتر در حد تئوري باقي مانده و در زمان اجرا به دليل موانع مختلف مثل عدم ارائه راه حل هاي عملي، عدم پشتيباني ارگان هاي مسؤول، عدم پيروي الگوهاي جامعه از راه هاي پيشنهادي مثل ساده زيستن و ... عملاً به بن بست رسيده است. با اين همه، با رعايت اعتدال و تفکر بالغانه در دراز مدت مي توان به راه حل عاقلانه و منسجمي رسيد که هم از مواهب زندگي در عصر حاضر استفاده و لذت برد و هم روند طبيعي زندگي را رعايت کرد و از آن محروم نشد. در اين راه نمونه هاي بسيار موفقي نيز در جامعه وجود دارد که به نوبه خود به عنوان مدل هاي عملي قابل برداشت خواهند بود.
منبع:راسخون

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



عشق


عشقعشق

محبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می‌شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می‌کند و لهذا حالتی می‌شود شبه جنون ، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:
قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی
جنگ عقل و عشق
در مسأله جنگ عقل و عشق می‌بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:
نیکخواهانم نصیحت می‌کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل است
شوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل است
یکچنین حالتی را " عشق " می‌نامند.عیب اساسی این حالت این است که از اختیار انسان خارج است. این قابل توصیه نیست. برخی امور است که اگر پیدا بشود، به شرط این که انسان در برخورد با آن به نحو احسن رفتار کند مفید واقع می‌شود ولی خودش قابل توصیه نیست، مثل مصیبت . مصیبت برای انسان می‌تواند آثار بسیار مفیدی داشته باشد اما قابل توصیه نیست که به انسان بگویند تو به دست خودت برای خودت مصیبت به وجود بیاور چون مصیبت و بلا یک کوره خیلی خوبی است برای اصلاح انسان. این مسأله‌ای که به نام " عشق " نامیده می‌شود نیز چیزی است که اگر پیش آمد ممکن است یک کسی را خراب کند، ممکن هم هست یک کسی را آباد کند، ولی به هر حال یک امر قابل توصیه نیست.

نظریات در مورد ماهیت عشق

 ریشه و غایت جنسی
یک نظریه این است که می‌گوید عشق به طور مطلق ریشه و غایت جنسی دارد، روی همان خط غریزه جنسی حرکت می‌کند و ادامه می‌یابد و تا آخر هم جنسی است.

 جسمانی وروحانی
نظریه دیگر همان نظریه‌ای است که حکمای ما این نظریه را تأیید می‌کنند که به دو نوع عشق قائل هستند: عشقهای جنسی و جسمانی، و عشقهای روحانی، و می‌گویند زمینه عشق روحانی در همه افراد بشر وجود دارد.

 عشق جسمانی ریشه همه عشق ها
نظریه سومی وجود دارد که خواسته جمع کند میان دو نظریه، نظریه فروید و نظریه‌ای که به عشق روحانی قائل است. فروید، این روانکاو معروف که همه چیز را ناشی از غریزه جنسی می‌داند علم دوستی را، خیر را، فضیلت را، پرستش را و همه چیز را به طریق اولی عشق را جنسی می‌داند.

 مبدأ عشق جنسی و منتها غیر جنسی
نظریه دیگری پیدا شده است، آن نظریه دیده است که در " عشق " احیانا کیفیاتی پیدا می‌شود که با جنبه های جنسی سازگار نیست یعنی وابسته به غلیان ترشحات جنسی نیست که دائر مدار آن باشد، چون امر جنسی مثل همان گرسنگی است، گرسنگی یک حالت طبیعی است، وقتی که بدن احتیاج به غذا پیدا کند و یک سلسله ترشحات بشود گرسنگی هست و اگر چنین نباشد نیست، در احتیاج جنسی هم همین طور است، وقتی که این احتیاج مادی باشد، در هر حدی که ترشحات باشد هست و اگر نه نیست، ولی " عشق " تابع این خصوصیات نیست، از این رو اینطور گفتند که عشق از نظر مبدأ، جنسی است ولی از نظر منتها و کیفیت، غیرجنسی است، یعنی به طور جنسی شروع می‌شود، اولش شهوت است ولی بعد تغییر کیفیت و تغییر حالت می‌دهد و در نهایت امر تبدیل به یک حالت روحانی می‌شود.

 انعطاف پذیری
ویل دورانت این مورخ معروف فلسفه در کتاب لذات فلسفه بحثی درباره عشق کرده است. او همین نظریه را انتخاب می‌کند و نظریه فروید را طرح و رد می‌کند. او می‌گوید حقیقت این است که عشق بعدها تغییر مسیر و تغییر جهت و حتی تغییر خصوصیت و تغییر کیفیت می‌دهد، یعنی دیگر از حالت جنسی به طور کلی خارج می‌شود. او اساس نظریه فروید را صحیح نمی‌داند.

 هدف بودن
نظر ما در طرح مسأله عشق بیش تر به آن تمایلی است که عاشق به فنای در معشوق پیدا می‌کند که ما آن را " پرستش " می‌نامیم. این هم چیزی است که با حسابهای مادی جور درنمی‌آید. غربی‌ها این‌گونه عشق‌ها یعنی فنای عاشق در معشوق را عشقهای شرقی می‌نامند و حتی تقدیس هم می‌کنند. برتراند راسل در کتاب زناشویی و اخلاق می‌گوید: " ما امروزی‌ها حتی در عالم تصور نمی‌توانیم روحیه آن شاعرانی را که در اشعارشان از فنای خود سخن می‌راندند بی آن که کوچکترین التفاتی از محبوب بخواهند درک بکنیم. "
می‌خواهد بگوید که ما معمولا در عشقهایی که خودمان سراغ داریم عشق را وسیله‌ای و مقدمه‌ای برای وصال می‌دانیم. (در این زمینه جمله‌های زیادی دارد.) می‌گوید در عشقهای شرقی اساسا عشق وسیله نیست و خودش فی حد ذاته هدف است، و بعد خیلی هم تقدیس می‌کند، می‌گوید این عشقهاست که به روح انسان عظمت و شکوه و شخصیت می‌دهد.

 معشوق ظاهری نمونه‌ای از معشوق حقیقی
ویلیام جیمز در کتاب دین و روان می‌گوید: به دلیل یک سلسله تمایلات که در ما هست که ما را به طبیعت وابسته کرده است، یک سلسله تمایلات دیگری هم در ما وجود دارد که با حساب‌های مادی و با حساب‌های طبیعت جور درنمی‌آید و همین تمایلات است که ما را به ماوراء طبیعت مربوط می‌کند، که توجیه و تفسیرش همان است که حکمای اسلامی کرده اند.
و معتقدند که این حالت فنایی که عاشق پیدا می‌کند در واقع مرحله تکامل اوست، این فنا و نیستی نیست، اگر معشوق واقعی‌اش همین شیء مادی و جسمانی می‌بود، فنا و غیرقابل توجیه بود که چطور یک شییء به سوی فنای خودش تمایل پیدا می‌کند؟ ولی در واقع معشوق حقیقی او یک واقعیت دیگر است و این (معشوق ظاهری) نمونه‌ای و مظهری از اوست و این در واقع با کاملتر از خودش و با یک مقام کاملتر متحد می‌شود و به این وسیله این نفس به حد کمال خودش می‌رسد.

دیدگاه عرفا
اگر عرفا عشق را توصیه کرده اند آن‌ها یک ادعایی دارند، ادعاشان این است که می‌گویند آدم کامل مثل یک آدمی است که شنا را خوب بلد است که اگر یک کسی را که شنا بلد نیست در دریا هم بیاندازد، اگر دید غرق می‌شود می‌تواند او را بگیرد و بیرون بیاورد. آن‌ها معتقدند که یک آدم کامل اگر بر یک ناقص اشراف داشته باشد، می‌تواند مراقب و مواظب او باشد و نگذارد هلاک بشود.
مثل آن تمرینی که بچه‌ها را در استخر می‌دهند. به بچه نمی‌شود توصیه کرد که به تنهایی برو در استخر، اما تحت مراقبت یک نفر مربی مانعی ندارد، او مراقبش است، اگر دید دارد غرق می‌شود نجاتش می‌دهد. همچنین این‌ها معتقدند که این (عشق) یک امری است که اگر رخ بدهد، در انسان وحدت و تمرکز ایجاد می‌کند، یعنی او را از هزاران رشته تعلق جدا می‌کند.
یک عیب اساسی در ما این است که در روح ما صدها رشته وابستگی به صدها شیء وجود دارد نه به یک شیء، به صدها شیء. از نظر روح و معنا وابسته هستیم، مثل یک انسانی یا یک حیوانی که با رشته های مختلف به صد جا بسته باشد، اگر یکی از آن‌ها بریده شود نود و نه تای دیگر هست، دو تا بریده شود نود و هشت تای دیگر هست. انسان برای این که به خدا از نظر عمل موحد باشد و همه رشته های متصل به او از خدا سرچشمه بگیرد باید همه این‌ها را قطع بکند تا بتواند به او وصل بکند و مصداق " «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» " (پس کسی که به طاغوت کافر شد و به خدا ایمان آورد) بشود.
این‌ها معتقد هستند که همین چیزی که اسمش " بلا " است (یعنی عشق)، سبب می‌شود که انسان از همه آن صد شیء می‌برد، به همان یکی وصل می‌شود و این حالت تمرکز در او پیدا می‌شود. آنگاه مدعی هستند همین قدر که این تمرکز ولو نسبت به یک مظهر و یک شیء باطل در او پیدا شد بعد امکان این که این تمرکز تحت مراقبت یک " کامل " از اینجا برداشته شود و به مرکز اصلی خودش گذاشته شود هست. آنچه گفته‌اند روی این حساب است.

کاربرد کلمه عشق در قرآن و روایات اسلامی
نوشته اند که این کلمه در زبان عربی به همین معنا به کار می‌رود و مع الوصف در تمام قرآن و روایات اسلامی این کلمه و مشتقات آن به چشم نمی‌خورد. اولا که به این قرصی نیست که این کلمه و مشتقات آن (در تمام قرآن و روایات اسلامی) به چشم نمی‌خورد. در روایات هم (استعمال این کلمه را) داریم، زیاد نداریم ولی داریم. در مورد « عبادت » حدیث هست که «طوبی لمن عشق العبادة و احبها بقلبه و باشرها بجسده...»؛ خوشا به حال کسی که عاشق عبادت است و آن را با قلبش دوست دارد و بدن خود را به عبادت وامی‌دارد.
همچنین در آن روایت معروف دارد که امیرالمؤمنین ظاهرا در وقتی که می‌رفتند به صفین ، یعنی در جنگ صفین در مسیری که از کوفه به طرف شام به طرف لشکرگاه معاویه حرکت می‌کردند، رسیدند به همین سرزمین نینوا (سرزمین کربلا )، در آن جا یک مشت از این خاک را برداشتند و بوییدند و بعد فرمودند: «ایه لک ایتها التربه، لیحشرن منک اقوام یدخلون الجنه بغیر حساب»؛ یعنی خوشا به تو که از میان تو گروهی محشور خواهند شد که بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. بعد فرمود: «مناخ رکاب و مصارع عشاق»؛ اینجا بارانداز سواران و قتلگاه عاشقان است، که نسبت به اصحاب امام حسین کلمه " عشاق " تعبیر شده. این روایت در کتب مقاتل از جمله کتاب نفس المهموم مرحوم حاج شیخ عباس قمی هست.
پس به این قرصی که اصلا در قرآن کریم و روایات اسلامی، این کلمه و مشتقات آن به چشم نمی‌خورد، به این شدت نیست، هست ولی کم است. و ثانیا یک وقت می‌گویید که خود این کلمه به چشم نمی‌خورد، در این صورت می‌گوییم لفظ که نمی‌تواند موضوع بحث باشد، اگر چیزی مورد اکراه اسلام باشد معنای آن مورد اکراه است نه لفظ آن که بگوییم اسلام از این لفظ تنفر دارد.
حال گیرم که این لغت (عشق) به کار نرفته است، معنا چطور؟ این لغت در مورد خدا هم به کار برده نشده است الا همان جمله «من عشق العباده و احبها» یا کم به کار برده شده است، ولی این معنا به کار برده شده است. مگر در دعای کمیل نمی‌خوانیم: «و اجعل قلبی بحبک متیما»؛ قلب مرا از محبت خودت لبریز کن. " متیم " همان حالتی را می‌گویند که ما " عشق " می‌نامیم. در چند تعبیر دیگر نیز در دعای کمیل نظیر این مطلب هست.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



عقد


عقد

عقود اموری دو طرفه هستند که بین دو طرف ایجاد می شوند.


عقد در لغت

«عقد» در لغت، به معنای گره زدن، بستن و محکم کردن چیزی است.

عقد در اصطلاح شرع

عقد در زبان شرع، به معنای قرارداد و پیمان بستن می‌باشد.  و قرآن کریم با جمله «یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اوْفُوا بِالْعُقُودِ»  عمل به پیمان‌های صحیح و انسانی را واجب کرده است.

منظور از عقود

منظور مرحوم محقق حلی از «عقود» قراردادهایی است که تحقّق هر کدام از آن‌ها احتیاج به دو طرف (ایجاب و قبول) دارد، بر خلاف «ایقاع» که پیمان یک طرفی است.

تعریف عقد
در اصل به معنی جمع بین اطراف جسم و گره زدن و بستن می باشد و در اصطلاح عبارت است از ایجاب و قبول با ارتباطی که شرعاً معتبر است.
پس آن شامل سه امر ذیل می باشد:
الف ـ ایجاب. ب ـ قبول. ج ـ ارتباط مخصوص.  و به عبارت دیگر چنانکه در تعریفات جرجانی آمده است: عقد ربط دادن اجزاء تصرف (ایجاب و قبول) است شرعاً.
جمع عقد، عقود است که در قرآن مجید ذکر شده است. می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا أوفوا بالعقود...»  و در تفسیر آن گفته اند: عقود جمع عقد به معنی معقود است و آن به معنی مشدد و محکم و به عبارت دیگر، «أو کدالعهود» است.

فرق عقد و عهد

فرق عقد و امتیاز آن از عهد از دو جهت است:
الف ـ در مفهوم عقد استیثاق و شدت و تأکید معتبر است بخلاف عهد.
ب ـ عقد همواره بین دو نفر (متعاقدین) تحقق می یابد به خلاف عهد که ممکن است بوسیله یک نفر تحقق یابد. خلاصه هر عقدی عهد است ولی هر عهدی عقد نیست پس عهد اعم است.
عقد جایز عقدی است که هر یک از متعاقدین (اگر عقد از دو طرف جایز باشد) و یا یکی از آنها (اگر عقد از یک طرف جایز باشد) حق فسخ آن را داشته باشند مانند شرکت و مضاربه و عاریه.
عقد لازم عقدی است که هیچ یک از متعاقدین حق فسخ آن را نداشته باشند مگر در موارد معین، مانند بیع و اجاره و نکاح.

اقسام عقود از حیث لزوم و جواز

عقود از حیث لزوم و جواز سه قسمند:
الف ـ عقدی که از هر دو طرف لازم باشد مثل بیع و اجاره و نکاح.
ب ـ عقدی که نسبت به یکی از طرفین لازم باشد فقط مثل رهن نسبت به راهن نه مرتهن.
ج ـ عقدی که از هر دو طرف جایز باشد، مثل شرکت و مضاربه و ودیعه و عاریه



دوشیزه


دوشیزه

دوشیزه واژه‌ایست که در معنای دختر یا زن ازدواج نکرده به کار می‌رود. این کلمه از نام‌های بسیار کهن فارسی و تلفظ دیگری از دغدوا یا دوغدویه (doghdova) است که در اوستا نام مادر زرتشت می‌باشد.
نشانه‌شناسی فرهنگی
زنان هندی تا پیش از ازدواج خال میان دو ابرو نمی‌گذارند و پس از ازدواج این خال را می‌گذارند. در میان ترکمنها رایج است که دختران پس از بلوغ و تا پیش از ازدواج کلاهی گرد و سوزن‌دوزی شده به نام بُریک را بر سر گذارند، اما پس از ازدواج یک پیشانی‌بند و روسری به نام پوپک یالق سر می‌کنند. در بخش‌هایی از جنوب ایران مانند بندر عباس زنان تا قبل از ازدواج از نقاب صورت استفاده نمی‌کردند

مطالب مرتبط :



شب زفاف


شب زفاف

شب زَفاف اصطلاحی است که یا به اولین شب پس از ازدواج، (به ویژه در صورتی که آن شب، عروس و داماد با یکدیگر هم‌بستر شوند) و یا نخستین تجربه آمیزش جنسی واژنی گفته می‌شود.

معنای واژهٔ
معنای واژهٔ «شب» که روشن است و واژهٔ «زفاف» در عربی به معنای هدیه دادن می‌باشد. اصطلاحاً شب زفاف به شبی می‌گویند که عروس را به خانهٔ شوهر می‌برند. لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ «زفاف» چنین آورده‌است:

    عروس به خانه شوهر فرستادن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). فرستادن عروس به خانه شوهر و عروس و داماد را همبستر کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). زف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). عروس را به خانه شوهر فرستادن. (فرهنگ فارسی معین)

در عربی آن را «لیلةالزفاف» می‌خوانند و در انگلیسی "Wedlock" برابر این واژه می‌باشد. شکل انگلیسی این واژه به قرن ۱۳ میلادی باز می‌گردد، که در انگلیسی میانه به شکل wedlok و در انگلیسی قدیم به شکل wedlāc بوده‌است.

منظور از «جشن زفاف» همان جشن عروسی است، چنانکه در لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ «جشن زفاف» آمده‌است:

    جشن عروسی. جشن زناشوئی. جشن ازدواج. جشنی که برای زفاف و زناشوئی بر پا می‌کنند. جشنی که در شب عروسی بر پا می‌کنند. مجلس سور و شادمانی که برای زناشوئی ترتیب می‌دهند.

«عقد زفاف» نیز واژهٔ دیگری از مشتقات زفاف است که به معنای «نکاح» می‌باشد. زفاف همچنین در معنی «درخشیدن» نیز آمده‌است.

در ایران

با ورود عروس و داماد به اتاق حجله، شب زفاف رسماً آغاز می‌شود. از قرن سیزدهم و تا پنجاه سال گذشته در تهران و بسیاری از شهرهای ایران، رسم بر این بود که عروس و داماد تا سه روز، دراتاق تنها باشند و فقط برای حوائج ضروری از اتاق خارج شوند.ازاله پرده بکارت عروس توسط داماد در این شب اتفاق می‌افتاد. در گذشته اگر داماد نمی‌توانست در این شب موفق به رفع پرده بکارت دختر شود، اقوام عروس و حتی خود داماد، اصطلاحاً او را پشت در مانده می‌خواندند و سرزنشش می‌کردند. در شکل سنتی این رسم، یکی از کسان عروس، موظف بود در شب زفاف نزدیک حجله بماند و پس از نزدیکی مدرک بکارت که دستمالی خونی بود را جمع آوری و به برخی زنان، همچون مادر داماد نشان دهد.

به طور کلی پزشکان توصیه می‌کنند در هفته‌های اول ازدواج برای آمیزش جنسی پافشاری نشود، مگر آن که ابراز تمایل عروس وجود داشته باشد. به ویژه در شب اول ازدواج که هر دو خسته و پر استرس هستند اجباری به این کار نیست. همچنین توصیه می‌شود کسی پشت در اتاق عروس و داماد نرود.

مطالب مرتبط :



عروس


عروس

عروس، همسر پسر را گویند.

کاربرد فقهی
از احکام مرتبط با آن در باب نکاح سخن گفته‌اند.

احکام
عروس بر پدر شوهرش مَحرم است؛ از این رو، ازدواج پدر شوهر با او حرام خواهد بود. این حکم برای پدر پدرشوهر و هرچه بالاتر رود نیز ثابت است؛ چنان که در ثبوت حکم یاد شده تفاوتی میان پدر شوهر نسبی و رضاعی نیست.
مادر عروس و هرچه بالاتر رود و نیز دختران عروس از غیر پسر انسان و هرچه پایین‌تر آید بر پدر شوهر محرم نیستند.
اگر مردی به اشتباه با عروس خود آمیزش کند، آیا عروس بر شوهر خود حرام می‌شود یا نه؟ مسئله اختلافی است.
اما اگر با او زنا کند، در صورتی که ارتکاب این عمل بعد از آمیزش شوهرش باشد، بدون شک موجب حرمت عروس بر شوهرش نخواهد شد. به قول مشهور همچنین است اگر زنا بعد از ازدواج و قبل از آمیزش باشد.
از برخی قدما در این فرض، حرمت عروس بر شوهر نقل شده است.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



عروسی


عروسی

عروسی، به بردن عروس به خانه داماد و یا شب زفاف را می‌گویند.
تعریف عروسی
علاوه بر شناسه، به جشن و مراسمی که برای بردن عروس به خانه داماد ویا هنگام ازدواج برپا می‌کنند نیز عروسی گفته می‌شود.

کاربرد فقهی
از احکام آن در باب نکاح و به مناسبت در باب تجارت و شهادات سخن گفته‌اند.

آداب عروسی
مستحب است عروس شبانه به خانه داماد برده شود. مستحب است شب زفاف، داماد از همسر خود بخواهد قبل از همبستر شدن دو رکعت نماز بخواند؛ چنان که بر عروس مستحب است با وضو بر شوهرش وارد شود. خواندن دو رکعت نماز و با وضو بودن برای داماد نیز استحباب دارد.
مستحب است داماد پس از نماز یاد شده دعا کند و از خداوند بخواهد محبت، الفت و خشنودی همسرش را روزی او کند. چنان که بر او مستحب است هنگام ورود عروس به خانه اش کفش را از پای او در آورد و پس از نشستن زن پایش را بشوید و آب را از اول در خانه تا آخر بریزد، سپس دست بر پیشانی او بگذارد و این دعا را بخواند:«اللَّهُمَّ عَلَی کِتَابِکَ تَزَوَّجْتُهَا وَ فِی أَمَانَتِکَ أَخَذْتُهَا وَ بِکَلِمَاتِکَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا فَإِنْ قَضَیْتَ لِی فِی رَحِمِهَا شَیْئاً فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِیّاً وَ لاتَجْعَلْهُ شِرْکَ شَیْطَانٍ».
تکبیر گفتن هنگام بردن عروس به خانه داماد و نیز سواره بردن او، استحباب دارد.  ولیمه دادن هنگام عروسی تا دو روز مستحب و بیش از آن مکروه است؛ چنان که مستحب است ولیمه در روز داده شود. در مراسم ولیمه مستحب است مؤمنان، خویشان، همسایگان و همکاران ولیمه دهنده دعوت شوند، بر آنان نیز اجابت کردن مستحب است.

غنا در عروسی
جمعی از فقها از حرمت غنا، غنای زن خواننده را در مراسم عروسی و زفاف، به شرط تکلّم نکردن به باطل، حضور نداشتن مردان، نشنیدن نامحرمان و به کار نگرفتن آلات لهو، استثنا کرده و آن را جایز دانسته‌اند، بنابر این، اجرتی را که زن خواننده بابت خوانندگی در این مراسم دریافت می‌کند حلال است. این قول به مشهور نسبت داده شده است.
گروهی از فقها از حرمت دف نوازی، نواختن دف در مراسم عروسی را استثنا کرده و آن را جایز، لیکن مکروه دانسته‌اند. برخی از قائلان به جواز تصریح کرده‌اند که دف نباید زنگوله دار باشد.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

بالای صفحه