دفتر ازدواج تهران

هر کس زن شوهر دار را با علم به وجود علقة زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عدة طلاق یا در عدة وفات است با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند عقد

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

قانون راجع به نکاح

    ماده 1 :
    در نقاطي كه وزارت عدليه معين و اعلام مي نمايد هر ازدواج و طلاق و رجوع بايد در يكي از دفاتري كه مطابق نظامنامه هاي وزارت عدليه تنظيم مي شود واقع و به ثبت برسد. در نقاط مزبور هر مردي كه در غير از دفاتر  ازدواج و طلاق مبادرت به ازدواج و طلاق و رجوع نمايد به يك تا شش ماه حبس تاديبي محكوم مي شود ، و همچنين مجازات درباره عاقدي مقرر است كه در اين نقاط بدون داشتن دفاتر رسمي اقدام به اجرا صيغه ازدواج يا طلاق يا ثبت رجوع نمايد.

    ماده 2 :
     قباله ازدواج و طلاقنامه در صورتي كه مطابق نظامنامه هاي وزارت عدليه به ثبت رسيده باشد سند رسمي و الا سند عادي محسوب خواهد شد. براي ثبت ازدواج و طلاق دولت حق الثبت نخواهد گرفت .

    ماده 3 :
     هر كس برخلاف مقررات ماده (1041) قانون مدني با كسي كه هنوز به سن قانوني براي ازدواج نرسيده است مزاوجت كند به شش ماه الي دو سال حبس تاديبي محكوم خواهد شد و در صورتي كه دختر به سن سيزده سال تمام نرسيده باشد لااقل به دو الي سه سال حبس تاديبي محكوم مي شود و در هر دو مورد ممكن است علاوه بر مجازات حبس به جزاي نقدي از دو هزار ريال الي بيست هزار ريال محكوم گردد و اگر در اثر ازدواج برخلاف مقررات فوق مواقعه منتهي به نقص يكي از اعضا يا مرض دائم زن گردد مجازات زوج از پنج الي ده سال حبس با اعمال شاقه است . و اگر منتهي به فوت زن شود مجازات زوج حبس دائم با اعمال شاقه است . عاقد و خواستگار و ساير اشخاصي كه شركت در جرم داشته اند نيز به همان مجازات يا به مجازاتي كه براي معاون جرم مقرر است محكوم مي شوند.

    محاكمه اين اشخاص را وزارت عدليه مي تواند به محاكم مخصوصي كه اصول تشكيلات و ترتيب رسيدگي آن به موجب نظامنامه معين مي شود رجوع نمايد و در صورت عدم تشكيل محكمه مخصوص رسيدگي در محاكم عمومي به عمل خواهد آمد.

    ماده 4 :
    طرفين عقد ازدواج مي توانند هر شرطي كه مخالف با مقتضاي عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج يا عقد لازم ديگر بنمايند مثل اينكه شرط شود هر گاه شوهر در مدت معيني غائب شده يا ترك انفاق نموده يا بر عليه حيو زن سو قصد كرده يا سو رفتاري نمايد كه زندگاني زناشويي غير قابل تحمل شود زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم قطعي خود را به طلاق به اين مطلقه سازد.

    تبصره : در مورد اين ماده محاكمه بين زن و شوهر در محكمه ابتدايي مطابق اصول محاكمات حقوقي به عمل خواهد آمد ، حكم بدايت قابل استيناف و تميز است . مدت مرور زمان شش ماه از وقوع امري است كه حق استفاده از شرط مي دهد.

    ماده 5 :
    هر يك از زن و شوهري كه قبل از عقد طرف خود را فريبي داده كه بدون آن فريب مزاوجت صورت نمي گرفت به شش ماه تا دو سال حبس تاديبي محكوم خواهد شد.

    ماده 6 :
     هر مردي مكلف است در موقع ازدواج به زن و عاقد صريحا اطلاع دهد كه زن ديگر دارد يا نه اين نكته در قباله مزاوجت قيد مي شود. مردي كه در موقع ازدواج برخلاف واقع خود را بي زن قلمداد كرده و از اين حيث زن را فريب دهد به مجازات فوق محكوم خواهد گرديد.

    ماده 7 :
    تعقيب جزايي در مورد دو ماده فوق بسته به شكايت زن يا مردي است كه طرف او را فريب داده است و هر گاه قبل از صدور حكم قطعي مدعي خصوصي شكايت خود را مسترد داشت تعقيب جزايي موقوف خواهد شد.

    ماده 8 :
     زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با يكديگرند.

    ماده 9 :
    نفقه زن بر عهده شوهر است .

    تبصره : نفقه عبارت است از مسكن و لباس و غذا و اثاث البيت به طرز متناسب .

    ماده 10 :
     زن مي تواند در مورد استنكاف شوهر از دادن نفقه به محكمه رجوع كند : در اين صورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را به دادن آن محكوم خواهد كرد. هر گاه اجراي حكم مزبور ممكن نباشد زن مي تواند براي تفريق از طريق محاكم عدليه به حاكم شرع رجوع كند.

    ماده 11 :

     تعيين منزل زن با شوهر است مگر خلاف آن شرط شده باشد.

    ماده 12 :
     در مواردي كه زن ثابت كند ترك منزل به سبب خوف ضرر بدني يا مالي است كه عادتا نمي توان تحمل كرد و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل نخواهد داد و مادام كه زن در بازنگشتن به منزل معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.

    ماده 13 :
     در مورد ماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن به تراضي طرفين معين مي شود و در صورت عدم تراضي محكمه با جلب نظر اقرباي نزديك طرفين منزل زن را معين خواهد نمود و در صورتي كه اقربايي نباشد محكمه خود محل مورد اطميناني را معين خواهد كرد.

    ماده 14 :
    زن مي تواند در دارايي خود بدون اجازه شوهر هر تصرفي را كه مي خواهد بكند.

    ماده 15 :
    نسبت به حق نگاهداري اطفال مادر تا دو سال از تاريخ ولادت اولويت خواهد داشت. پس از انقضاي اين مدت حق نگاهداري با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث كه تا سال هفتم آنها حق حضانت با مادر خواهد بود.

    ماده 16 :
    اگر مادر طفل در مدتي كه حق حضانت با او است به ديگري شوهر كند يا مبتلا به جنون شود يا از حضانت امتناع نمايد مادام كه يكي از علل مذكوره باقي است پدر از اولاد نگاهداري خواهد كرد.

    ماده 17 :
     ازدواج مسلمه با غير مسلم ممنوع است . ازدواج زن ايراني با تبعه خارجه در مواردي هم كه مانع قانوني ندارد موكول به اجازه مخصوص بوده و دولت بايد در هر نقطه مرجعي را براي دادن اجازه معين نمايد. هر خارجي كه بدون اجازه مذكور در فوق زن ايراني را ازدواج نمايد به حبس تاديبي از يك سال تا سه سال محكوم خواهد شد.

    ماده 18 :
     در مورد عقد و طلاقي كه در دفتر ازدواج و طلاق مذكور در ماده اول اين قانون به ثبت برسد آن قسمتي از مقررات مواد 4 و 5 قانون سجل احوال مصوب 20 مرداد ماه 1307 كه مربوط به اعلام وقوع عقد و طلاق است لازم الرعايه نخواهد بود.

    ماده 19 :
     نظامنامه هاي لازم براي اجراي اين قانون را وزارت عدليه تنظيم خواهد كرد.



نکاح و طلاق


نکاح و طلاقنکاح و طلاق

باب اول: در نکاح
فصل اول -  در خواستگاری
مادة1034  هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری نمود.
مادة1035  وعدة ازدواج ایجاد علقة زوجیت نمی کند اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبة خسارتی نماید.
مادة1036  حذف شده است .
مادة1037  هر یک از نامزدها می تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایائی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند.
اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود که عادتاً نگاه داشته می شود مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.
مادة1038  مفاد مادة قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها بهم بخورد مجری نخواهد بود.
مادة1039  حذف شده است .
مادة1040  هر یک از طرفین می تواند برای انجام وصلت منظور از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحت از امراض مسریة مهم از قبیل سفلیس و سوزاک و سل ارائه دهد.
قابلیت صحی برای ازدواج
مادة1041  عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح .
مادة1042  حذف شده است .
مادة1043  نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید .
مادة1044  در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد ، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید .
تبصره  ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد .

در موانع نکاح

مادة1045  نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگرچه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد.
1-نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود.
2-نکاح با اولاد هر قدر که پائین برود.
3-نکاح با برادر و خواهر و اولاد آنها تا هر قدر که پائین برود.
4-نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.
مادة1046  قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر اینکه :
1-شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.
2-شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشد.
3-طفل لااقل یک شبانه روز و یا 15 دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.
4-شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.
5-مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی شود اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد. همچنین اگر یک زن یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی باشد.
مادة1047  نکاح بین اشخاص ذیل به واسطة مصاهره ممنوع دائمی است :
1-بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه که باشد اعم از نسبی و رضاعی.
2-بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد.
3-بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی مشروط بر اینکه بین زن و شوهر زناشوئی واقع شده باشد.
مادة1048  جمع بین دو خواهر ممنوع است اگرچه به عقد منقطع باشد.
مادة1049  هیچ کس نمی تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازة زن خود.
مادة1050  هر کس زن شوهر دار را با علم به وجود علقة زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عدة طلاق یا در عدة وفات است با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند عقد باطل و آن زن مطلقاً بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
مادة1051  حکم مذکور در مادة فوق در موردی نیز جاری است که عقد از روی جهل به تمام یا یکی از امور مذکورة فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکی عقد باطل ولی حرمت ابدی حاصل نمی شود.
مادة1052  تفریقی که با لعان حاصل می شود موجب حرمت ابدی است.
مادة1053  عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.
مادة1054  زنا با زن شوهردار یا زنی که در عدة رجیعه است موجب حرمت ابدی است.
مادة1055  نزدیکی به شبهه و زنا اگر سابق بر نکاح باشد از حیث مانعیت نکاح در حکم نزدیکی با نکاح صحیح است ولی مبطل نکاح سابق نیست.
مادة1056  اگر کسی با پسری عمل شنیع کند نمی تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند.
مادة1057  زنی که سه مرتبة متوالی زوجة یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام می شود مگر اینکه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری در آمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطة طلاق با فسخ یا فوت فراق حاصل شده باشد.
مادة1058  زن هر شخصی که به نُه طلاق که شش تای آن عدّی است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
مادة1059  نکاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست.
مادة1060  ازدواج زن ایرانی با تبعة خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازة مخصوص از طرف دولت است.
مادة1061  دولت می تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعة خارجه باشد موکول به اجازة مخصوص نماید.

شرایط صحت نکاح

مادة1062  نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاَ دلالت برقصد ازدواج نماید.
مادة1063  ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود یا از طرف اشخاصی که قانوناً حق عقد دارند.
مادة1064  عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.
مادة1065  توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است.
مادة1066  هر گاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع می شود مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشاء عقد باشد.
مادة1067  تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است.
مادة1068  تعلیق در عقد موجب بطلان است.
مادة1069  شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر اینکه مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلاً مهر ذکر نشده باشد.
مادة1070  رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگر اینکه اکراه به درجه ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.

وکالت در نکاح

مادة1071  هر یک از مرد و زن می تواند برای عقد نکاح وکالت به غیر دهد.
مادة1072  در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمی تواند موکله را برای خود تزویج کند مگر اینکه این اذن صریحاً به او داده شده باشد.
مادة1073  اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.
مادة1074  حکم مادة فوق در موردی نیز جاری است که وکالت بدون قید بوده و وکیل مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد.

در نکاح منقطع

مادة1075  نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.
مادة1076  مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود.
مادة1077  در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث  و در فصل آتي مقرر شده است.

در مهر

مادة1078  هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد.
مادة1079  مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.
مادة1080  تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.
مادة1081  اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیة مهر در مدت معین نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است.
مادة1082  به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.
تبصره  چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانة زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.
آئین نامة اجرایی این قانون حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با همکاری وزارت دادگستری و وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید .
مادة1083  برای تأدیة تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد.
مادة1084  هرگاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است.
مادة1085  زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
مادة1086  اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حکم مادة قبل استفاده کند معذالک حقی که برای مطالبه دارد ساقط نخواهد شد.
مادة1087  اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مادة1088  در مورد مادة قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچ گونه مهری نیست.
مادة1089  ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند. 
مادة1090  اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن می تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.
مادة1091  برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.
مادة1092  هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد نصف را عیناً یا مِثلاً یا قیمتاً استرداد کند.
مادة1093  هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مادة1094  برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود.
مادة1095  در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.
مادة1096  در نکاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.
مادة1097  در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.
مادة1098  در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می تواند آن را استرداد نماید.
مادة1099  در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.
مادة1100  در صورت که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد ، در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید.
مادة1101  هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.

در حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر

مادة1102  همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.
مادة1103  زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.
مادة1104  زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.
مادة1105  در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.
مادة1106  در عقد دائم نفقة زن به عهدة شوهر است.
مادة1107  نفقه عبارت است از همة نیازهای متعارف ومتناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطة نقصان یا مرض .
مادة1108  هرگاه زن بدون مانع مشروط از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.
مادة1109  نفقة مطلقة رجعیه در زمان عده بر عهدة شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.
مادة1110  در ایام عدة وفات ، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهدة آنان است ( در صورت عدم پرداخت ) تأمین می گردد .
مادة1111  زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.
مادة1112  اگر اجراء حکم مذکور در مادة قبل ممکن نباشد مطابق مادة 1129 رفتار خواهد شد.
مادة1113  در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.
مادة1114  زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر اینکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.
مادة1115  اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهدة شوهر خواهد بود.
مادة1116  در مورد مادة فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معین می شود و در صورت عدم تراضی محکمه با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین منزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی که اقربائی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد.
مادة1117  شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
مادة1118  زن مستقلاً می تواند در دارائی خود هر تصرفی را که می خواهد بکند.
مادة1119  طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه سازد.

باب دوم: در انحلال عقد نکاح


مادة1120  عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.
در مورد امکان فسخ نکاح
مادة1121  جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.
مادة1122  عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود :
1-خصاء.
2-عنن به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشوئی را انجام نداده باشد.
3-مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشوئی نباشد .
مادة1123  عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ مرد خواهد بود :
1-قرن.
2-جذام.
3-برص.
4-افضاء.
5-زمین گیری.
6-نابینائی از هر دو چشم.
مادة1124  عیوب زن در صورتی که موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است.
مادة1125  جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب فسخ برای زن خواهد بود.
مادة1126  هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.
مادة1127  هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.
مادة1128  هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.
مادة1129  در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه ، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
مادة1130  در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد ، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند ، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود ، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شهر طلاق داده می شود .
تبصره  عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامة زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد :
1-ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
2-اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک ، مجدداً به مصرف موارد مذکور روی آورد ، بنا به درخواست زوجه ، طلاق انجام خواهد شد.
3-محکومیت قطعی زوج به حبس 5 سال یا بیشتر.
4-ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5-ابتلاء زوج به بیماریهای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضة صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود ، حکم طلاق صادر نماید . 
مادة1131  خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می شود به شرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
مادة1132  در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

در طلاق مبحث اول : کلیات

مادة1133  مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید .
تبصره  زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید .
مادة1134  طلاق باید به صیغة طلاق و در حضور دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
مادة1135  طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
مادة1136  طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.
مادة1137  ولی مجنون دائمی می تواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد.
مادة1138  ممکن است صیغة طلاق را به توسط وکیل اجراء نمود.
مادة1139  طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء و بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.
مادة1140  طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر اینکه زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوریکه اطلاع از عادت زنانگی بدون زن نتواند حاصل کند.
مادة1141  طلاق در طُهر مواقع صحیح نیست مگر اینکه زن یائسه یا حامل باشد.
مادة1142  طلاق زنی که با وجود اقتضای سن ، عادت زنانگی نمی شود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.

مبحث دوم : در اقسام طلاق

مادة1143  طلاق بر دو قسم است : بائن و رجعی.
مادة1144  در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
مادة1145  در موارد ذیل طلاق بائن است :
1-طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
2-طلاق یائسه.
3-طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.
4-سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجة رجوع باشد یا نتیجة نکاح جدید.
مادة1146  طلاق خلع آن است که زن به واسطة کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
مادة1147  طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
مادة1148  در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.
مادة1149  رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.

مبحث سوم : در عده

مادة1150  عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر انتخاب کند.
مادة1151  عدة طلاق و عدة فسخ نکاح سه طُهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عدة او سه ماه است.
مادة1152  عدة طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طُهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است.
مادة1153  عدة طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل زن است.
مادة1154  عدة وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر اینکه زن حامل باشد که در این صورت عدة وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصلة بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الّا مدت عدة همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
مادة1155  زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عدة طلاق دارد و نه عدة فسخ نکاح ولی عدة وفات در هر مورد باید رعایت شود.
مادة1156  زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عدة وفات نگاه دارد.
مادة1157  زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عدة طلاق نگاه دارد.

کتاب سوم : در خانواده در الزام به انفاق

مادة1195  احکام نفقة زوجه همان است که به موجب فصل هشتم از باب اولِ کتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همین فصل مقرر می شود.
مادة1196  در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند.
مادة1197  کسی مستحق نفقه است که ندارد بوده و نتواند به وسیلة اشتغال به شغلی وسائل معیشت خود را فراهم نماید.
مادة1198  کسی ملزم به انفاق نفقه است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن باید کلیة تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.
مادة1199  نفقه اولاد بر عهدة پدر است پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهدة اجداد پدری است که با رعایت الاقرب فالاقرب در صورت نبودن پدر واجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهدة مادر است. هرگاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدة اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجة اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصة مساوی تأدیه کنند.
مادة1200  نفقة ابوبین با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدة اولاد و اولاد اولاد است.
مادة1201  هرگاه یک نفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد که از حیث الزام به انفاق در درجة مساوی هستند نفقة او را باید اقارب مزبور به حصة متساوی تأدیه کنند. بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقة او را باید پدر و اولاد او متساویاً تأدیه کنند بدون اینکه مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقة مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقة او را باید مادر و اولاد متساویاً بدهند.
مادة1202  اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقة همة آنها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.
مادة1203  در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب النفقه دیگر زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.
مادة1204  نفقة اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجة استطاعت منفق.
مادة1205  در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه ، چنانچه الزام کسی که پرداخت نفقه بر عهدة اوست ممکن نباشد دادگاه می تواند با مطالبة افراد واجب النفقه به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف در اختیار آنها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد همسر وی یا دیگری با اجازة دادگاه می توانند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند .
مادة1206  زوجه در هر حال می تواند برای نفقة زمان گذشتة خود اقامة دعوا نماید و طلب او از بابت نفقة مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبة نفقه نمایند.

منبع:كتاب هفتم از جلد دوم قانون مدنی- در نکاح و طلاق



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

بالای صفحه