سالن عقد خاطره ( دفتر ازدواج )

قانون جدید حمایت خانواده در صورتیکه نتیجه آزمایش مورفین و یا سایر بیماریها مثبت باشد در صورت اطلاع و رضایت طرفین عقد نکاح، ثبت عقد در دفتر رسمی ازدواج

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشد
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.دفتر ازدواج 163

مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)


معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)

3ـ اخلاق نیکو

هرچه علم و تکنولوژی رشد می کند، نیاز بشر به اخلاق افزایش می یابد و لازم است به موازات آن دستورات عالیه اخلاقی پیامبران، کاملاً مورد عمل و نظر قرار گیرد؛ زیرا، دنیای علم و صنعت، گرچه وسایل و ابزارهایی در اختیار بشر می گذارد؛ ولی هیچ گونه، درباره عدم سوء استفاده از آنها راه حلی ارائه نمی دهد.

سیر صعودی آمار جرائم، جنایات، فساد، تبهکاری، قتل و خودکشی، متلاشی شدن خانواده ها و...، بیانگر این حقیقت است که اخلاق، که فلسفه بعثت انبیاء است «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق»(1)بر جامعه حکمفرما نباشد.

دانش و صنعت نمی تواند سعادت و آرامش بشر را تضمین و تأمین کند؛ بلکه استعمارگران، علم و صنعت را به نفع خویش استخدام نموده و میلیون ها نفر را بی خانمان می کنند؛ چنان که می کنند و حقوق حقه ملتهای ضعیف را چه آسان پایمال می سازند و آنان را به خاک و خون می کشند...

تنها عاملی می تواند روح سرکش انسان و غرایز طوفانی و عصیانگر وی را مهار کند و علم و صنعت را در راه آرامش عمومی و زندگی مسالمت آمیز به کار اندازد، اخلاق واقعی است که از ایمان حقیقی به خدا سرچشمه می گیرد.

یکی از ویژگیهای اساسی برای زندگی شاد، اخلاق نیک است. منظور از اخلاق نیک، تنها خنده رویی و خوش خلقی اصطلاحی نیست، زیرا خندیدن و ... در بعضی مواقع، نه تنها مطابق اخلاق نیست، بلکه ضداخلاق است.

اخلاق هر انسانی تأثیر مستقیم در زندگی او دارد. این تأثیر در محیط خانواده محسوس تر و نقش آفرین تر است؛ زیرا مسائل عاطفی در خانواده بر مسائل دیگر غلبه دارد و محیط خانواده بیشتر بر مبنای خصوصیات اخلاقی اعضای آن شکل می گیرد، تا عوامل دیگر؛ ازاین جهت، اگر اعضای خانواده از اخلاقی نیکو بهره مند باشند، محیط خانواده تبدیل به بهشتی سرورانگیز می شود و چنانچه به بداخلاقی خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمی سوزان گرفتار خواهند دید.

امام علی(ع) می فرماید: «بِحُسْنِ الاَْخْلاقِ یَطیبُ الْعَیْشُ»(2)با خوش اخلاقی ، زندگی نیکو و مطلوب می گردد.

ملکات فاضله و اخلاق کریمه است که باعث نشاط و شادابی در زندگی شده و دشواریها را برطرف و اضطرابها و نگرانی ها را از بین می برد و بداخلاقی جسم و روح انسان را فرسوده می کند و عامل مهم پیری زودرس است؛ ازاین رو، پیامبر گرامی اسلام(ص) پیوسته در دعا چنین می فرمود: «اَللّهُمَّ اِنّی اَعُوذُبِکَ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشیبُنی قَبْلَ اَوانِ مَشیبی»(3) خدایا! به تو پناه می برم از همسری که قبل از رسیدن پیری، پیرم کند.

زندگی مشترک زناشویی، دارای فراز و نشیبهایی است که برخورد صحیح با آنها نیاز به روحیه ای قوی و اخلاقی پسندیده دارد. زن و مرد اگر از این مزیّت، بهره ای نداشته باشند، نمی توانند با تفاهم و همکاری متقابل بر مشکلات زندگی چیره شده، بار سنگین آن را به مقصد برسانند. چنانچه هر یک از طرفین از اخلاقی نیکو و رفتاری شایسته برخوردار نباشد، طرف دیگر هر چند خوش اخلاق هم باشد، زندگی به کامش تلخ خواهد شد.

از آنجا که اصلاح صفات ناپسند، در صورت ریشه دار بودن آنها، نیاز به تلاش طاقت فرسا و زمانی طولانی دارد، باید از همان ابتدا به صفات اخلاقی همسر توجّه کرد، تا در سایه انتخاب همسری خوش اخلاق، زندگی سعادتمندانه ای پی ریزی شود.

به طور کلی منظور از اخلاق نیک، این است که انسان آراسته به صفات، عادات، خُلق و خوهای پسندیده، فضائل، کمالات و اعمال و رفتار نیکو بوده و از صفات زشت، بیماریهای اخلاقی و... دور باشد.

زندگی زن و مرد در محیط خانوادگی احتیاج به اخلاق دارد؛ زیرا تنها در پرتو قانون نمی توان زندگی کرد.

قرآن کریم از پیامبر گرامی اسلام(ص) به عنوان صاحب «خُلق عظیم» یاد نموده و می فرماید: «انّک لعلی خلق عظیم»(4)تو بر خلق و خوی بزرگی هستی. خدای سبحان هیچ کس را به این عظمت نستوده است. پیامبر(ص) را با عنوان نیکوترین انسان ستایش می کند. در تبیین این محور مهم از رسول اکرم(ص) چنین نقل شده است: «معیار خُلق نیکو، خلق الله است»(5) یعنی آن کسی خلق نیکو دارد، که متخلق به اخلاق الهی باشد. نیکوترین نامها و صفات، از خداست.(6)چه رنگی نیکوتر از رنگ خدایی شدن. نیکوترین جلوه ای که انسان می تواند به خود بگیرد، مظهر جلوه های الهی شدن است که انسان، خلیفه و جانشین صفات خدایی شود. زیرا جانشین باید به نشانه های خداوندی متصف باشد. اگر خدای متعال عطوف، رؤف، رحیم، علیم، کریم، عزیز، حکیم و غفور است، جانشین او نیز نشانی از این صفات باید داشته باشد. اینها جلوه های صفات الهی است که در بنده مؤمن و خالص او تجلی نموده است. این اصل، نه تنها عامل تحکیم خانواده و زندگی زناشویی است، بلکه یکی از مهم ترین عوامل برای تربیت نسل سالم، چه در دوران جنین و شیرخوارگی و چه در دوران کودکی می باشد.

در روایات اسلامی از ازدواج با افراد بداخلاق نهی شده و خوش اخلاقی یکی از شرایط همسر شایسته محسوب شده است.(7)

در روایتی از امام باقر (ع) نقل شده که فرمود: پدرم، امام سجاد(ع)، در یکی از مواقف حج به زنی برخورد که «اخلاق نیکش» آن حضرت را جذب کرد، سؤال کردند این زن دارای همسر است؟ گفتند: خیر؛ پدرم بدون این که از حسب و نسب وی تحقیق کند، از او خواستگاری کرد، و این خواستگاری منجر به ازدواج با او شد.

فردی از انصار از داستان آگاه شد، ازدواج به این سادگی برای او بسیار سنگین و گران آمد، به نظر آورد ممکن است آن زن فردی بی اصل و نسب باشد، و علت سرزنش نسبت به امام چهارم شود.

مدتی در مقام جستجو برآمد و معلوم شد آن زن از طایفه شیبان است، خدمت امام چهارم(ع) رسید و جریان را با آن حضرت در میان گذاشت که خدا را شکر همسر شما از فامیلی معروف و محترم است، آن حضرت فرمودند: من شما را خردمندتر از این می دانستم که به این امور پایبند باشی، مگر نمی دانی خداوند عزّوجلّ به برکت اسلام پستی ها را برداشت و نقصها را جبران فرمود، بزرگواری و کرامت را جایگزین پستی و دنائت نمود، اینک مسلمان در هر موقعیتی باشد، محترم است و او را پستی نیست، لئامت و خسّت از آنِ جاهلیت است و بس.(8)

«حسین بن بشار واسطی» به امام رضا(ع) نامه نوشت که یکی از بستگانم خواستار ازدواج با من است، ولی بداخلاق است؛ حضرت فرمود: «اگر اخلاقش بد است، با وی ازدواج نکن.»(9)

بنابراین، خوش اخلاقی همسر، نقش مؤثری در زندگی انسان دارد و باید مورد توجه کامل قرار گیرد؛ زیرا آنچه مایه سازش و تحکیم روابط است، حسن خلق است، نه امور مادی، مانند ثروت و زیبایی.

همسرِ بداخلاق و ناسازگار، مایه غم و اندوه و کدورت گردیده، طراوت و شادابی را از طرف مقابل می رباید. البته ناگفته پیداست اخلاق سوء و خشونت در کانون خانواده، در روحیه همه افراد اثر نامطلوب دارد.

4ـ سلامت عقل و تفکر

بعد از دینداری، اصالت خانوادگی و اخلاق نیک، «سلامت عقل» از مهم ترین شرایط یک همسر شایسته محسوب می شود. تدبیر امور زندگی و پیمودن راه سعادت و درستکاری و برطرف نمودن مشکلات زندگی مشترک کار ساده ای نیست.

متأسفانه بسیاری از افراد، مقیّدند که همسر زیبا داشته باشند، در صورتی که زیبایی در آمار جهانی بهداشت، فقط 25 نمره دارد در حالی که به تفکر و اندیشه 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند: آیا زیبا هست، یا نیست. زیبایی دوره محدودی دارد، ولی ما نمی توانیم نقش بی بدیل تفکر و تعلیم و تربیت را انکار کنیم.

برخی افراد در ازدواج جایی برای تفکر باز نگذاشته اند. اولین چیزی که در تفکر جلوه گر می شود، عامل هوش است. زندگی با یک فرد کم هوش، بسیار مشکل است. ممکن است بپرسید: چگونه می شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ بسیار آسان است. افرادی که درجه هوشی خیلی پایین دارند، کاملاً در رفتار و کردارشان مشخص است، پختگی لازم را ندارند، قدرت تشخیصشان ضعیف است. عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. «انتزاع کردن» یعنی: بیرون کشیدن، و تفکر انتزاعی یعنی، توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی؛ این نوع تفکر ابعادش بسیار گسترده است، افرادی که تفکر انتزاعی دارند، خیلی زود شما را می فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید. بُعد دیگرش، تفکر حل مسئله ای است، تفکری که در آن انسان می تواند مسائل خودش را حل کند. کسانی که این نوع تفکر را ندارند، همیشه دور خودشان می چرخند، گیجند، پیوسته می پرسند چه گفتی، یعنی چه، منظورت چه بود؛ کسی که این نوع تفکر را ندارد، شایسته گزینش همسری نیست.

گاهی اوقات افراد از روی ترحم با فردی ازدواج می کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی است، می خواهند ایثار کنند، ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش، بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی دارد، کیفیت فراوان در مدیریت دارد زیرا یکی از ارکان اصلی مدیریت، تفکر خوب است.

طبق بررسی ها و مطالعات آسیب شناسی خانواده، اصلی ترین علت اختلافات خانوادگی، سردی ها و بی رغبتی ها، اخمها و قهرها، بی تفاوتی ها و افسردگی ها، بدزبانی ها و تندی ها، طردها و فرار از خانه، پریشانیها، گاه اختلالات روانی، برخی آسیب پذیری های رفتاری و کژروی های اجتماعی «همسران» و سرانجام طلاق و جدایی، و ریشه اصلی تمام ناسازگاریهای زناشویی، عدم تناسب در «عقل و اندیشه» بین زوجین می باشد. بنابراین، با توجه به مشخصات افراد از نظر عقل و هوش، باید زن و مرد در انتخاب همسر، کسی را به عنوان همسر در زندگی مشترک خویش انتخاب کنند که با همدیگر تناسب داشته باشند تا در زندگی دچار مشکلات نشوند.

شریعت اسلام برای جلوگیری از ضایعات احتمالی که در اثر وراثت پیش می آید، تأکید می کند که برخی از ازدواجها صورت نپذیرد. اسلام افراد را از ازدواج با انسان «احمق» که از نظر هوشی عقب مانده است، برحذر می دارد. چنان که امام صادق(ع) می فرماید: «ایّاکم و تزویج الحَمقاء فَانَّ صُحبَتَها بَلاءٌ و ولدها ضیاع»(10)بپرهیزید از ازدواج با «احمق»! زیرا، مصاحبت و زندگی با او بلاست و فرزندانش نیز تباه می شوند. و نیز فرمود: «عقل چیزی است که خداوند رحمان به وسیله آن پرستش و عبادت می شود و بهشت به وسیله آن به دست می آید.»(11)

5 ـ زیبایی و شادابی

همسری که از چنین صفاتی برخوردار باشد، غالبا ضامن جلوگیری همسرش از انحرافات و چشم چرانی ها می گردد و معمولاً این موضوع با خوش اخلاقی همراه است؛ زیرا زیبارویان در اغلب موارد دارای اخلاق ملایم و جذاب می باشند.

زیبایی یک امتیاز است و در شیرینی و سعادت «زندگی زناشویی» تأثیر به سزایی دارد. البته چند نکته درباره این شرط (لزوم زیبایی و شادابی) درخور توجه است:

الف) گرچه زیبایی ظاهر و تناسب اندام را در انتخاب همسر نمی توان نادیده گرفت، ولی این مسئله نباید به عنوان بزرگترین هدف و معیار ازدواج محسوب شود، به گونه ای که دیگر معیارها را تحت الشعاع قرار دهد، بلکه هنگام انتخاب همسر باید هر دو بُعد زیبایی «زیبایی ظاهری یا تناسب اندام» و «زیبایی باطنی یا معنوی، مانند ایمان، تقوا، حیا، و...» ترکیب شود و به همه آنها اصالت داده شود که در این صورت زندگی مشترک، یک عمر گلستان می شود.

پیامبر اسلام(ص) برای اطمینان خاطر مرد از زیبایی زن، وی را مجاز دانست که قبل از ازدواج، همسرش را ببیند، تا خاطر وی از نظر زیبایی و دلپسندی زن مطمئن گردد. آن حضرت دراین باره می فرماید: «بهترین زنان شما، زیبا چهره ترین آنهاست.»

و در روایت دیگر فرمود: «أَفْضَلُ نِساءِ أُمَّتی أَصْبَحُهُنَّ وَجْها وَأَقَلُّهُنَّ مَهْرا»(12) برترین زنان امت من زنی است که زیبائی اش بیشتر و صداقش کمتر باشد. البته زیبایی ظاهری باید در کنار دیگر صفات و معیارها، مورد توجه و بررسی قرار گیرد، نه به طور مستقل. زیبایی و تناسب اندام بدون تدیّن و شرافت خانوادگی و...، آفتی است خطرناک و بلایی است رسواگر که اگر بر مبنای ارزشهای الهی پیوند نخورد، به زودی ناپایدار خواهد بود. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «مَن تَزَوَّج إمْرَأة. .. لِجَمالِها، رأی فیها ما یَکْرَهُ»(13)کسی که (فقط) به خاطر زیبایی زنی با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید.

و همچنین فرمود: «إیّاکم و خَضْراءَالدِّمنِ، قیلَ: یا رسول اللَّه و ما خَضراءُ الدِّمَنِ؟ قال: المَرأة الحَسناءُ فی مَنبِت السُّوءِ»(14) از خضراء الدمن (گیاه روییده در میان کثافات) بپرهیزید. گفته شد: ای رسول خدا! خضراءالدمن چیست؟ فرمود: زن زیبارویی که در خانواده ای فاسد رشد کرده است.

در یک انسان آنچه اصالت دارد، انسانیت و اخلاق و دینداری است و آن ازدواجی میمنت و برکت دارد که به خاطر این امور انجام بگیرد و تداوم پیدا کند؛ اما آن ازدواجی که به خاطر مال و جمال باشد، از دیدگاه اسلام، برکت و میمنتی ندارد. به همین جهت است که وقتی شخصی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و در امر ازدواج مشورت کرد، حضرت به او فرمود: «عَلَیْک بِذاتِ الدِّین تَرَبت یَداکَ»(15)بر تو باد که همسر دیندار اختیار کنی، دستهایت نیازمند خداوند باد.

جالب این است که رهبران اسلام، به افرادی که در انتخاب همسر، اصالت را به دینداری می دهند نه زیبایی ظاهری، وعده مال و جمال داده اند. چنان که در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده که می فرماید: «اِذا تَزَوَّجَ الرَجُلُ المَرأة لِجَمالِها أو لِمالِها وُکِّلَ إلی ذلِکَ، وَإذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللّهُ الجَمالَ وَالمال»(16) هرگاه مرد، زنی را به خاطر زیبایی و ثروتش به همسری برگزیند، به همان واگذار می شود(و معلوم نیست که به آنها برسد) و هرگاه او را به خاطر دینش به همسری برگزیند، خداوند زیبایی و مال، روزی او می سازد.

ب) گرچه زیبایی «ظاهری، معنوی، فرهنگی و...» امری پسندیده است و در انتخاب همسر باید مورد توجه قرار گیرد، ولی نباید از حد معمول تجاوز کند و به صورت «مشکل پسندی» درآید و انسان را از ازدواج به موقع باز دارد، بلکه اگر از زیبایی نسبی برخوردار بودند و دین و اخلاق یکدیگر را پذیرفتند، بهتر است بعد از تحقیقات و شناخت کافی «در همه زمینه ها» از یکدیگر، با توکل بر خداوند و راهنمایی والدین، با همسر مورد نظر ازدواج نمایند و مطمئن باشند که عقل و ایمان و اخلاق نیک و خانواده اصیل و با شرافت، بسیاری از کمبودها را جبران خواهد نمود.

ج) بهتر است زن و مرد در مراسم خواستگاری، با اجازه و رضایت والدین، یکدیگر را ببینند و واقعیتها را به هم بگویند. برای شناخت لازم و تشخیص زیبایی و شادابی همسر مورد نظر، شایسته است مرد، مادر یا خواهر و یا یکی از خویشان نزدیک و مورد اعتماد را برای دیدن انتخاب کند و بفرستد تا زن مورد نظر را خوب ببینند و ویژگی هایش را برای او توضیح دهند.

امام خمینی(ره) فرمود: «هر یک از زوجین می توانند «در مراسم خواستگاری» مستقیما از یکدیگر درباره هم تحقیق کنند، مشروط به آن که این تحقیق مستلزم حرام نباشد. هر یک از زوجین می توانند بدن دیگری را با شرایط زیر به منظور تحقیق، ببینند:

1ـ نگاه به قصد لذت و ریبه نباشد؛ 2ـ ازدواج متوقف بر این نگاه باشد؛3ـ مانعی از ازدواج این دو در میان نباشد...؛4ـ بهتر است این دیدن از روی لباس نازک باشد؛ 5 ـ باید این نگاه آخرین تحقیقی باشد که هر یک از زوجین انجام می دهندو....»(17)

بنابراین، صحبت کردن زن و مرد به قصد لذت، یا خلوت کردن آنها در محیط بسته و یا نگاه کردن به قصد لذت و یا لمس کردن یکدیگر، حرام است و باید از آن اجتناب کنند.

6ـ تناسب سنی و تحصیلی

در انتخاب همسر توجه به همتایی و تناسب در سن نیز لازم است. تفاوت سن بلوغ جنسی در دختر و پسر، یک امر طبیعی است، پسر حدود چهار سال دیرتر از دختر به بلوغ جنسی می رسد.از این رو، باید تفاوت سن آنها در امر ازدواج نیز حداقل به همین مقدار باشد (پسر بزرگتر باشد) بهتر است چنین باشد، ولی الزامی نیست. اگر در بقیه موارد یادشده تناسب وجود داشته باشد، ولی تناسب سنی وجود نداشته باشد، مثلاً زن و شوهر هم سن باشند و یا حتی زن یک سال نیز بزرگتر باشد، به شرط این که مرد وقوف و آگاهی کامل به این موضوع داشته باشد، مشکل خاصی ایجاد نمی شود. اما ازدواجهایی که اختلاف سنی زیاد وجود دارد، مثلاً فردی بیست سال از دیگری بزرگتر است، اصلاً صلاح نیست.

به طور کلّی تناسب سنی و جسمی در زناشویی مسئله مهمی است و عدم توجه به آن عواقب ناگواری را در پی دارد. سن زن و مرد در ازدواج از دو جنبه دارای اهمیت است:

1ـ جنبه روانی: انسان در فرآیند رشد از نظر روانی، در سنین مختلف، دارای ویژگی های متفاوت می باشد.

2ـ جنبه فیزیولوژیکی: علاوه بر جنبه های روانی، ارضای غرایز جنسی خود مسئله مهمی است.

سن ازدواج در شرایط جغرافیایی و اقلیمی مختلف، متفاوت است. معمولاً در مناطق گرمسیر، سن بلوغ و ازدواج پایین تر از مناطق سردسیر و کوهستانی است. مهم نیست که فرد در چه سنی بالغ می شود، مسئله مهم این است که فرد احساس کند که از نظر فیزیولوژیکی و روانی نیاز به ازدواج دارد. تشخیص زمان مناسب ازدواج و فاصله سنی زوجین از سوی افراد تازه بالغ، مشکل است. در این مورد، استفاده از راهنمایی های والدین و مشاوران خانواده ضروری است.

معمولاً چون دختران از نظر رشد بدنی و روانی از پسران جلوترند و رشد آنان سریعتر است و زودتر به سن تکلیف شرعی و بلوغ بدنی می رسند، آمادگی بیشتری جهت انتخاب همسر و شروع زندگی زناشویی را دارند.

در روایات اسلامی، درباره سن ازدواج و فاصله سنی زن و شوهر، اشاره به موضوع بلوغ شده که طرفین در سنین پایین، یعنی اوایل بلوغ، ازدواج کنند و به همین علت در اسلام سن تکلیف شرعی دختران 9 سال تمام قمری و پسران 15 سال تمام قمری است و تفاوت سن دختر و پسر (در ازدواج) با در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی و عوامل فرهنگی متفاوت است. با توجه به تحقیقات انجام شده و بلوغ زودرس، در بعضی مناطق و موقعیتهای مختلف جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و...، بهترین سن ازدواج برای دختران 16 الی 20 سالگی و برای پسران 18 الی 23 سالگی می تواند باشد و مناسب ترین فاصله سنی، در ازدواج بین 1 الی 5 سال است و اگر هم، سن آنها مساوی باشد و یا این که زن چند سال از مرد بزرگتر باشد، اشکالی ندارد. ولی، فاصله سنی «بین 1 الی 5 سال» از نظر روانشناسی و فیزیولوژی ارجحیت دارد. و این تفاوت بدین جهت است که زنها در اثر بارداری و زایمان و شیر دادن به کودک، غالبا از مردها زودتر پیر و فرسوده می شوند و طراوت و شادابی خویش را از دست می دهند. زن اگر چند سالی از شوهر کوچکتر باشد، مدت بیشتری می تواند نظر شوهر را به خود جلب کند و تمایلات روحی، روانی و جنسی او را ارضاء نماید؛ در نتیجه، برای همیشه صلح، صفا، دوستی، عشق و محبت در کانون گرم خانوادگی آنان حاکم خواهد شد.

نکته شایان توجه این است که در امر ازدواج شرط سنی در اسلام مطرح نیست که مثلاً اگر زوجین توافق سنی نداشتند، عقد ازدواج باطل باشد، اما باید سن زوجین تفاوت فاحش نداشته باشد؛ زیرا تجربه نشان داده است که بسیاری از درگیری ها و اختلافات ناشی از تفاوت فاحش سنی بین زن و مرد است. چه بسا یکی از طرفین به خاطر کمی سن و کم تجربگی نمی تواند دیگری را تحمل کند و یا احیانا آن که از سن بالایی برخوردار است، از لحاظ غریزه جنسی ضعیف باشد و نتواند دیگری را که قوی است، ارضاء و اشباع نماید. اینجاست که اگر ایمان کافی در طرف مقابل نباشد، به اعمال خلاف عفت روی می آورد و اساس خانواده را در هم می ریزد و حیثیت خانواده یا طایفه ای را در معرض خطر قرار می دهد. از این رو، این که احیانا ثروتمندان در دوران کهولت سنی و تحلیل قُوی در صدد ازدواج با دوشیزه ای برمی آیند و دوشیزگانی هم به طمع مال و ثروت آنان حاضر به ازدواج با آنان می شوند کار صحیحی نیست و تحقیقات نشان داده است که در موارد قابل توجه ای این گونه ازدواجها مفاسد و خطرهایی در پی داشته است؛ پس باید از این ازدواجها جدا پرهیز شود.

همچنین یکی دیگر از معیارهایی که باید در ازدواج در نظر گرفته شود، تناسب تحصیلی است. بسیار خوب است که زن و شوهر از نظر معلومات و تحصیلات علمی، خیلی با هم فاصله نداشته باشند و در ردیف یکدیگر باشند تا تفاهم بیشتر در زندگیشان به وجود آید. بنابراین، زن و مردی که تحصیل کرده و دانشگاهی است، نمی تواند با فردی غیرتحصیل کرده یا کم سواد ازدواج نماید. البته پذیرش این امر در مدت کوتاهی امکان پذیر است، ولی در درازمدت تنش ها و اختلافاتی بین آنها آشکار خواهد شد. به هرحال، یکی از چیزهایی که باید در ازدواج رعایت شود، فاکتورهای حرفه ای است. بنابر این سطح تحصیلات و سطح حرفه (شغل) در زندگی زناشویی بسیار مهم است. چنان که تحقیقات و تجربه نشان داده است که کسانی که با هم ردیفان خود از نظر تحصیل و شغل ازدواج کرده اند، در زندگی خانوادگی از موفقیت بیشتری برخوردارند.

7ـ عفاف و پاکی از آلودگی ها

«عفاف» با فتح حرف اول، از ریشه «عفت» است و لغت شناسان در باره آن گفته اند:

«و اصله الاقتصار علی تناول الشی ء القلیل»؛ عفاف اکتفا ورزیدن به بهره مندی کم و شایسته است.

در مجمع البحرین آمده است: «عف عن الشی ء، ای امتنع عنه فهو عفیف»(18)عفاف از چیزی ورزید، یعنی: از آن امتناع ورزید؛ پس او عفیف است.

و ابن منظور در لسان العرب در این باره می نویسد: «العفّة: الکف عما لایحل و لایجمل»(19) عفت: خویشتن داری از آنچه که حلال و زیبا نیست.

صاحب اقرب الموارد «عفت» را این گونه معنا نموده است: «عف الرجل: کف عما لایحل و لایجمل قولا او فعلا و امتنع»(20) عفاف ورزید، یعنی: در گفتار و کردار، از آنچه که حلال نیست، دوری جست و خویشتن داری نمود. همچنین در قاموس، «عفت» را به معنای کف خودنگهداری از محرمات و زشتیهاست که با زیباگزینی منافات

دارد، معنا می کند.(21)

در تفکر اسلامی، عفاف واژه ای با بار معنایی خاص برگرفته از آیات و روایات، و گونه ای منش است همراه با کنش رفتاری و گفتاری.(22)

مرحوم نراقی در معراج السعاده می نویسد: عفت عبارت است از: مطیع و منقاد شدن قوه شهوانیه از برای قوه عاقله که در اقدام به خوردن و نکاح و حدود اوامر الهی را به لحاظ کمی و کیفی؛ نگهدارد،(23) عفت همان اعتدال عقلی و شرعی است و افراط و تفریط در آن مذموم است؛ پس در تمامی اخلاق و احوال، حد وسط و راه میانه «عفت» است.

روشن است که استحکام خانواده که اولین و بنیادی ترین تشکّل اجتماعی یک جامعه به شمار می آید مرکز عشق و امید و بستر شکفتن آرزوهای جوانان است، تنها، با پاسداری از عفاف و پاکدامنی، درخشش و بالندگی لازم را پیدا می کند؛ زیرا اگر در جامعه ای عفاف و پاکدامنی به صورت کامل رعایت گردد و تمتعات جنسی به محیط خانواده محدود گردد، جوانان به ازدواج روی آورده و خانواده های تشکیل شده نیز ثبات بیشتری می یابند؛ ولی اگر بی بند و باری و بی عفتی در جامعه رواج یابد و بهره برداری های جنسی در خارج از محیط خانواده میسر گردد، جوانان زیر بار مسئولیت های ازدواج نرفته و خانواده های تشکیل شده نیز متزلزل می شود. بنابراین، باضرس خاطر باید گفت: رعایت عفاف در رفتار و گفتار، خانواده را سالم و آسیب ناپذیر نگه می دارد. بنابراین، یکی از شرایط شایسته و لازم در انتخاب همسر آن است که آلوده به فحشاء و مبتلا به انواع مواد مخدر و مشروبات الکلی نباشد.

امروزه نقش زیانبار این آلودگی ها در ویرانی خانواده ها و نابودی نسل جوان بر همگان روشن است و در ضمن، آثار زیانبار اینها در تولد فرزندان ناقص العقل و عقب افتاده نیز ثابت شده است، ازاین جهت، شریعت اسلام از پیوند زناشویی با مبتلایان به مواد مخدر و دیگر مسکرات برحذر داشته است.

در دستورالعمل هایی که از پیامبر اکرم(ص) و پیشوایان معصوم (ع) رسیده، به لزوم رعایت این تناسب بسیار تأکید شده است.

از نظر اسلام با کسی که مرتکب شرب خمر می شود نباید ازدواج کرد. چنان که پیامبر اسلام(ص) می فرماید: «شارب الخمر لایزوج، اذا خطب»(24) شرابخوار اگر خواستگاری کند، به او دختر داده نمی شود.

همچنین امام صادق(ع) می فرماید: «من زوّج کریمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها»(25) کسی که دخترش را به شرابخوار بدهد، با این کار خود قطع رحم کرده است.

شاید مراد از قطع رحم در این روایت این باشد که با این ازدواج سبب نازایی او شده است و یا مراد این است که او را از یک پیوند درست و ازدواج محکم و استوار محروم ساخته است.

امام رضا (ع) می فرماید: «وَاِیّاکَ اَنْ تُزَوِّجَ شارِبَ الْخَمْرِ، فَاِنْ زَوَّجْتَهُ فَکَأَنَ ما قَدَّمَتْ اِلَی الزِّنا»(26) بترس از این که دختر به شرابخوار بدهی، که اگر او را به چنین تبهکاری شوهر دهی، گویا آن عفیفه کریمه را به زنا داده ای!!

آری، آن که پای بند به واجبات الهی نیست، و از فسق و فجور پرهیز ندارد، و آن که از اخلاق نیک بهره ای ندارد، و آلوده به بداخلاقی است، و از عقل و فکر لازم بهره ندارد، و آن سست اراده ای که از مشروبات حرام پرهیز ندارد، اهلیت ندارد که دختری پاک و مؤمنه که امانت الهی است به او سپرده شود، که نه تنها دختر ضایع می گردد، بلکه فرزندان آنها متأثر از آثار سوء وجودی آن شوهر زشت کردار خواهند شد، که قبل از این که دانش بشر به این حقیقت برسد، حضرات معصومین (ع) این حقیقت را اعلام فرموده اند: «الْحَرامُ یبینُ فِی الذُّرِّیَّه»(27) آثار حرام در نسل آشکار می گردد!!

از این روایات می توان فهمید که چون شرابخوار، هتک حرمت فرمان خداوند کرده و به آن بی اعتنایی نموده و دست به سرکشی و طغیان زده است، نسبت به همسر و فرزندانش نیز چنین خواهد کرد، حرمتشان را خواهد درید؛ حقوقشان را ادا نخواهد کرد و موجبات آزار و اذیتشان را فراهم خواهد ساخت و صفات رذیله و ناپسند او چنان که گذشت به همسر و فرزندانش منتقل شده و فطرت پاکشان را آلوده خواهد کرد.

روشن است همان علتی که در شرابخوار، موجب سرکشی او شده و رابطه اش را با خدا و خانواده اش تیره و تار کرده است و او را مطرود جامعه ساخته است، در افراد معتاد، قاچاقچی، بی بندبار و لاابالی نیز وجود دارد؛ این افراد خود را پایبند به هیچ مقرراتی نمی دانند و به خاطر تأمین نیازشان دست به هر اقدام زشت و وقیح می زنند؛ ارزشهای خانوادگی را زیر پا می گذارند؛ حقوق همسر و فرزندان را رعایت و ادا نمی کنند، ازاین رو، ازدواج با این گونه افراد، ازدواج موفّقی نخواهد بود.

نکته ای که در پایان این نوشتار تذکر آن ضروری به نظر می رسد این است که معیارهای دیگری نیز از لابلای روایات و آموزه های دینی فهمیده می شود که باید افزون بر آنچه ذکر شد، مراعات گردد که فهرست وار به آنها اشاره می شود.(28)

دوشیزگی همسر، جهت نسل پروری و زایایی او، پاکدامنی و عفت، درستکاری، و در صورت جامعیت معیارهای ذکر شده، زیبایی، هزینه کردن درست و بجا و رعایت اقتصاد،

نگهبانی از عرض و مال، میل به استقبال از همسر و مشایعت او در آمد و شد، همراهی و معاونت با همسر و... از جمله معیارهای درجه دو در انتخاب همسر که اگر مراعات شود، زندگی بسیار شیرین می شود.

رسول خدا(ص) فرمود: بهترین زنان شما زنی است که فرزندآور (ولود)، مهربان پاکدامن، نزد قوم خود عزیز و محترم، در مقابل شوهر متواضع و فروتن، آرایش کننده خود برای شوهر، بی اعتناء نسبت به دیگران، در خلوت مطیع فرمان شوهر و در اختیارش باشد و مثل بعضی از مردان مبتذل نباشد.(29)

امید است با به کار بستن دستورات حیات بخش اسلام، شادی و خوشبختی به روی تمام زوجها، به ویژه جوانان عزیز آغوش گرمش را به نحو مطلوب بگشاید.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

به دنبال همسر اينترنتي

با بد اخلاقی همسرم چه کار کنم؟

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

نکات قابل توجه آقایان در انتخاب همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: معایب همسر، مقایسه همسر با دیگران، مدت دوره عقد

برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، ارتباط با خانواده همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، رفتار با خانواده همسر در زمان عقد بستگی



معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)


معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)

یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرأت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید، این است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند.

تحقیقات نشان می دهد عوامل اصلی طلاق عبارتند از: اعتیاد، دخالت اطرافیان، ناسازگاری، مسائل مالی، فقر فرهنگی و شیوه های سنتی انتخاب همسر، که بیشتر متکی بر شانس و تصادف است و به جدائی ها دامن می زند.

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق است و باید گفت که اکثر شکستها در زندگی مشترک، از بناگذاری نامناسب این سنگ زیرین ناشی می شود. این که یک زندگی شیرین پس از مدتی به تلخی و سردی می گراید، این دریافت ویرانگر هر یک از زوجین را در متن خود دارد که «ما اصلاً برای هم مناسب نبودیم»، یعنی به این نتیجه می رسند که در مرحله «گزینش» اشتباه کرده اند.

روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحیح تر و دقیق تری نسبت به یکدیگر داشته باشند، بهتر می توانند موفقیت و یا شکست زناشویی خود را پیش بینی نمایند. بنابراین، این موضوع را نباید ساده انگاشت، بلکه برای آن امر خطیر «انتخاب همسر» لازم است وقت بگذاریم و با دقت و مطالعه کافی، اقدام کنیم. در این راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، ناصحان خیراندیش که راهنمایی نسل جوان را وظیفه خود می دانند و برای رهایی دختران و پسران جوان از یک زندگی سرد و بی روح و یا یک جدایی اجتناب ناپذیر، دل می سوزانند، آنان را به ریشه های مشکلات احتمالی توجه داده اند و از این طریق سعی کرده اند که اشتباهات را به حداقل ممکن کاهش دهند.

یکی از مهمترین این موارد «انتخاب مناسب همسر» است. قبل از هر چیزی لازم است همسری را که برای زندگی آینده انتخاب می کنیم به خوبی بشناسیم. اگر این انتخاب درست و هشیارانه صورت بگیرد، مشکلات بعدی که خواه ناخواه در هر زندگی به وجود خواهد آمد، با درایت و گذشت برطرف می شود؛ زیرا در صورت انتخاب صحیح، زندگی مشترک بر این باور عمیق تکیه خواهد داشت که «اصل تصمیم در مورد شروع زندگی مشترک و انتخاب همسر، درست بوده است» یعنی پشتوانه زندگی، یک تصمیم درست و منطقی و یک انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محکم این زندگی هرگز فرو نخواهد ریخت.

به هر حال، باید توجه داشت که انتخاب همسر، غیر از انتخاب لباس و یا گزینش نوکر و کلفت است؛ زیرا، شخص با انتخاب همسر می خواهد شریکی در زندگی خانوادگی برای خود برگزیند؛ شریکی که تا پایان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. می خواهد او را شریک مال و زندگی خود و مهم تر از همه، محرم اسرار خویش نماید. از این رو، عقل سلیم حکم می کند که انسان باید درباره همسر آینده اش تحقیق کند و از هرگونه عجله کاری و اغماض در جوانب قضیه بپرهیزد، ویژگی های اخلاقی و روحی همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد که چه کسی را برای همسری برمی گزیند. ازاین رو، مرحله بررسی و شناخت جهت گزینش همسر، اهمیت بسزایی در زندگی انسان دارد؛ زیرا، تجربه نشان داده که بیشتر اختلافات خانواده ها و طلاقها و از هم پاشیدگی ها، منشأ آن شتابزدگی در انتخاب همسر بوده است. بنابراین، پیشوایان معصوم (ع) درباره این امر خطیر و سرنوشت ساز دستور داده اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر بروید.(1)

این دستور معصوم (ع) بیانگر این است که فکر و اندیشه انسان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید در این امر مهم به حق تعالی پناه برد و از او استمداد نمود.

شریعت اسلام برای گزینش همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است که زن و مرد (جوانان) در انتخاب همسر باید آن معیارها را مراعات نمایند. در این نوشتار مختصر سعی شده، اصولی ترین معیارها و ملاکهای انتخاب همسر شایسته، به جوانان عزیز معرفی شود تا به گونه ای همسر برگزینند که با یکدیگر «همتا» و «متناسب» باشند، تا در زندگی مشترک، روابط فی ما بین همسران بهتر، سالم تر، پرجاذبه تر، شیرین تر و با صفاتر گردد. بزرگان و رهبران دینی ما، صاحبنظران، روانشناسان، متخصصان خانواده، شرایط و ملاکها و ویژگی هایی را برای ازدواج موفق توصیه می کنند. این توصیه ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد.

شرایط و ویژگی های فردی

مهم ترین مسائلی که در ازدواج مطرح می شود، زمان و سن مناسب و میزان رشد فرد برای ازدواج است. در این باره، سه شرط اساسی را به اختصار می توان نام برد:

شرط اول: بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، ذهنی، فرهنگی و آرمانی.

شرط دوم: داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج.

شرط سوم: داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی.

معیارها و ملاکهای ازدواج

1ـ ایمان و تقوی (کفو بودن)

بدون شک پایبندی به ارزشهای اسلامی، یکی از عوامل مهم خوشبختی در زندگی زناشویی است. ایمان به عنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلافِ انسانی باز می دارد. افزون بر این زن و مرد با ایمان و تقوی، از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسته ترند.

بی گمان از مهم ترین عوامل پیوند پایدار و ازدواج موفق و زندگی آرام، هم شأن بودن زن و مرد است. اسلام به هم شأن بودن زوجین در امر خطیر ازدواج تأکید فراوان کرده و با واژه «کفو» از آن یاد کرده است؛ «کفو» در لغت به معنای شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّی باید از نظر ظاهر و باطن بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دینداری جلوه کند به این معنا که به فرهنگ پاک حق، مؤمن هم کفو مؤمنه، و دیندار شبیه و مانند دیندار است.چنان که قرآن کریم می فرماید: «الخَْبِیثات لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطیِّبات لِلطیِّبِینَ وَ الطیِّبُونَ لِلطیِّباتِ...؛(2) زنان خبیث و ناپاک از آن مردان خبیث و ناپاکند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان ناپاک دارند...» .

در این که مراد از «خبیثات» و «خبیثین» و نیز «طیبات» و «طیبین» در این آیه شریفه چه کسانی هستند، بین مفسران اختلاف است:

1ـ گاه گفته شده منظور سخنان ناپاک و تهمت و افترا و دروغ است که تعلق به افراد آلوده دارد و به عکس سخنان پاک از آن مردان پاک و با تقوا است ، و «از کوزه همان برون تراود که در او است.»

2ـ همچنین گفته می شود «خبیثات» به معنی «سیئات» و مطلق اعمال بد و کارهای ناپسند است که برنامه مردان ناپاک است و به عکس «حسنات» تعلق به پاکان دارد.

«خبیثات» و «خبیثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، به عکس «طیبات» و «طیبون» که به زنان و مردان پاکدامن اشاره می کند و ظاهرا منظور از این آیه شریفه همین است؛ زیرا قرائنی در دست است که معنی اخیر را تأیید می کند:

الف) این آیات به دنبال آیات «افک» و همچنین آیه «الزانی لا ینکح الا زانیة او مشرکة والزانیة لا ینکحها الاّ زان او مشرک و حرّم ذلک علی المؤ منین»(3) آمده و این تفسیر هماهنگ با مفهوم آن آیات است.

ب) جمله «اولئک مبرئون مما یقولون» در پایان آیه، آنها (زنان و مردان پاکدامن) از نسبتهای ناروائی که به آنان داده می شود، منزه و پاکند، قرینه دیگری بر این تفسیر می باشد.

ج) افزون بر اینها، در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده که این آیه همانند: «الزانی لا ینکح الا زانیة اومشرکة» است؛ زیرا گروهی بودند که تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج کنند، خداوند آنها را از این کار نهی کرد، و این عمل را ناپسند شمرد.

د) در روایات کتاب نکاح نیز می خوانیم که یاران ائمه (ع) گاه سؤال از ازدواج با زنان «خبیثه» می کردند که با جواب منفی روبه رو می شدند، این بیانگر این است که «خبیثه» اشاره به زنان ناپاک است.(4)

همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: «فَانْکِحُوا ماطابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ؛(5)پس با زنان پاک ازدواج کنید.»

این پاکی در زنان و مردان در مرحله اول پاکی و پاکیزگی باطن است، که عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائکه و متخلّق بودن به اخلاق الهی است.

بنابراین، مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیرمسلمان و غیرمؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شک زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیرمؤمن ازدواج کند، زیرا از نظر شرعی این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم کفو غیرمؤمن و غیرمؤمنه نیستند، که اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد دری از عذاب قیامت بر روی هر دو باز شده!!

قرآن کریم از ازدواج انسان پاک، یعنی انسان مؤمن با انسان ناپاک به شدت منع کرده است: «و لا تنکحوا المشرکات حتّی یؤمنَّ و لامة مؤمنة خیر من مشرکة و لو اعجبتکم و لا تنکحوا المشرکین حتّی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرک ولو اعجبکم اولئک یدعون الی النّار و الله یدعوا الی الجَّنة و المغفرة باذنه ویبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذکَّرون؛(6)با زنان مشرک تا ایمان نیاورده اند ازدواج نکنید، کنیزان با ایمان از زن آزاد مشرکه بهتر است، اگرچه زیبائی یا ثروت او شما را به شگفتی اندازد.»

و زنان خود را نیز به مردان مشرک مادامی که ایمان نیاورده اند، ندهید هر چند ناچار شوید آنها رابه همسری غلامان (بنده) با ایمان درآورید، زیرا، یک غلام با ایمان از یک مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند، مال و موقعیت و زیبایی او، شما را شگفت زده کند. مشرکان دعوت به آتش می کنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می نماید، و آیات خود را برای مردم بیان می کند شاید اهل تفکّر و اندیشه شوند.

بنابراین زن با ایمان با مردی که اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انکار واقعیات دست و پا می زند، نباید ازدواج کند. والدین توجه داشته باشند که برای جوان پاک و مؤمن خود، دختری را که منکر اصول الهی است به همسری انتخاب نکنند که شرط اول در صحت ازدواج ایمان زوجین است تا دو نور و دو پاک و دو پاکیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاک که همان فرزندان صالحند به وجود آیند.

تصور نشود که زیبائی و مال و موقعیّت در مردی که ایمان ندارد، و در زنی که آراسته به حقیقت نیست، موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگی است. البته بر خانواده ها لازم است در مسئله هم کفو بودن، سختگیری نکنند، وقتی پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامی، و از نظر قیافه و هیکل ظاهر نزدیک به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم کفو و شبیه و همانند یکدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و برکت حق تجلّی خواهد کرد.

درباره مسئله «کفو و همتا» بودن در منابع روایی، روایات فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به ذکر چند روایت بسنده می کنیم:

رسول اکرم (ص) می فرماید: «اِذا جائَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْکُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ»(7)کسی که برای خواستگاری نزد شما آمد و نسبت به دین و امین بودن وی رضایت داشتید، حتما زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، که منع ازدواج کفو با کفو از جانب شما زمینه ساز فتنه در روی زمین و فساد بزرگ است.

آری، سخت گیری در ازدواج، و ایجاد موانع، و تکیه بر عادات و رسوم غلط، و پیگیری شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از طرف خانواده ها برای پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهای عصبی، و بیماریهای روانی در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد، عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده هائی است که در مسئله ازدواج سخت گیری می کنند.

«جُوَیْبِر» مردی است که از یمامه به مدینه آمده و مسلمان شده بود. او مؤمنی متعهد، ولی در عین حال سیاه پوست، کوتاه قد، مستمند و بی خانمان بود. روزی پیامبر(ص) به او فرمود: «چرا ازدواج نمی کنی؟» عرض کرد: «چه کسی به این بینوا زن می دهد؟» فرمود: «اسلام، هر خوار و ذلیلی را عزیز کرده است.» نزد «زیاد بن لُبَیْد» که از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاری کن. جویبر نزد زیاد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگاری کرد. زیاد گفت: «ما دختران خود را فقط به همردیفان خود از انصار می دهیم و با آنها وصلت می کنیم». جویبر، نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را عرض کرد؛ آن گاه حضرت به «زیاد» فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی، کُفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی کُفو زن مسلمان است.»(8)

ایمان و تقوا در پسر و دختر مایه هم کفویست، و بر پدران و مادران و خانواده ها واجب اخلاقی است، هر چه زودتر و سریعتر و با آسان گیری کامل و پرهیز از شرایط غیرالهی و سنن غیراخلاقی زمینه ازدواج دو هم کفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودی و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب کنند.

امام باقر (ع) می فرماید: «ما مِنْ رُزْءَة أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْک»(9)مصیبتی از این شدیدتر نیست که جوان مؤمنی دختر برادر مؤمنش را خواستگاری کند، و پدر دختر پاسخ دهد، من از این ازدواج عذر می خواهم، زیرا تو از نظر مالی در رتبه من نیستی!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومی، شهری، قبیله ای نباید لحاظ شود، زیرا این گونه تعصّبات در آئین الهی مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاک ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یک پدر و مادرند، و برای هیچ یک بر دیگری، جز به تقوا و پرهیزکاری امتیاز نیست.9بنابراین، باید توجه داشت که مراد از کفو بودن زوجین، هم سطح بودن در مسائل اقتصادی نیست، بلکه مقصود همسویی بینشها و باورهای دینی و پایبندی عملی آنان به ارزشها و معارف الهی است؛ و گرنه شخص همین که بتواند مخارج زن و فرزندش را بپردازد و از نظر دینی باهم، هم عقیده باشند، کفوند. لزومی ندارد که اگر زن ثروتمند است، مرد نیز حتما ثروتمند باشد؛ از همین روست که امام صادق (ع) فرمود: «الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار»(10)شرط کفو بودن این است که عفیف باشد و بتواند مخارج اهلش را بپردازد. بر همین اساس، پسران و دختران خداباور و پاک اندیش در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیک سیرت و عامل به ارزشهای قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاک و فطرت کمال جوی انسان است و خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاکان و متقیان با یکدیگر می داند.(11) پیامبر اکرم(ص) دراین باره می فرماید: «مَن تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّه لَه ذلک»(12) کسی که به خاطر دین و ایمان زنی، با او ازدواج کند، خداوند نیز دنیایش را برای او فراهم می کند.

در روایت آمده که فردی به امام حسن(ع) عرض کرد: دختری دارم، می خواهم بپرسم که، او را به ازدواج چه کسی درآورم؟ حضرت فرمود: «زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها، و ان ابغضها لم یظلمها»(13)برای همسری دخترت مردی باتقوا و مؤمن انتخاب کن؛ زیرا اگر او را دوست بدارد، اکرامش می کند و اگر از او خوشش نیاید، به وی ستم روانمی دارد.

به یقین اگر پدر آینده برای هر خانواده که به عنوان مدیر خانواده محسوب می شود، فردی با ایمان و صالح باشد، همسر و سایر اعضای خانواده را در پرتو مهر و محبت که ریشه در ایمان او دارد قرار داده و در اثر شایستگی های معنوی خویش، کانون خانواده را به محیطی أمن و باصفا تبدیل نموده و زمینه رشد و تربیت فرزندانی با ایمان و مسئولیت پذیر را فراهم خواهد.(14)

عفت و پاکدامنی، امانتداری، وفای به عهد، تقیّد به امر به معروف و نهی از منکر، رعایت حقوق دیگران، اجتناب از ظلم و تعدّی، حجاب و دوری از نامحرم، نجابت و حیا از جمله صفاتی است که می تواند دلیل روشنی بر ایمان و تقوای هر شخص باشد.

نکته شایان توجه این است که اگر می بینیم اولیاء الهی دستور داده اند که با متدینین و معتقدین به خدا ازدواج کنید(15)و یا در آیات و روایات اسلامی از ازدواج با کفار حربی چه به صورت دائم و چه به صورت موقت نهی شده است و از ازدواج با کفار اهل کتاب به طور دائم ممنوع گردیده است، همه این تأکیدات و توصیه ها و فرامین به خاطر همین مسئله اعتقادی و کفو بودن زن و شوهر است زیرا دین، اصول زندگی و اخلاق، رکن بهزیستی است.

به هر حال، زن و مرد با ایمان و تقوا، شایسته یکدیگرند و در صورت ازدواج، سعادتمند خواهند شد.

ازدواج شایسته هماره مایه آرامش روح و روان و آسایش جسم و جان است. قرآن کریم می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»(16) و از نشانه های اوست که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در

کنار آنان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ همانا در این کار، نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند.

اگر مرد و زنی که هم شأن نیستند، اقدام به ازدواج نمایند، نگرانی ها و ناراحتی ها و اختلافات فراوانی در زندگی خانوادگی دامنگیر آنان خواهد شد. مگر این که یکی همرنگ دیگری شود و با بی اعتنایی به معیارهای اصولی، بنیان خانواده را بنا کنند، که البته چنین زندگی ای همانند ساختمانی است که پایه آن را کج بنا نهاده اند و هرلحظه احتمال ریزش دارد. افزون بر اینها، دو همسر می خواهند یک عمر با هم زندگی کنند، و در همه فراز و نشیبهای زندگی یار و غمخوار یکدیگر باشند. ازاین رو، تحت تأثیر افکار و عقاید یکدیگر قرار خواهند گرفت و روحیات پسندیده و یا ناپسندشان به یکدیگر منتقل می شود. همسر دیندار سعی می کند همسرش را به عمل صالح و خداباوری و خدا ترسی، تقوا، اخلاق نیک و ترک گناه تشویق و ترغیب کند و از نافرمانی و سهل انگاری در دستورات و احکام خدا باز دارد؛ او را به انجام مقررات و آداب و رسوم مثبت اجتماعی تشویق و از خرافه پرستی و موهومات باز دارد؛ مال، آبرو و حرمت یکدیگر را حفظ کنند؛ اما همسر بی دین، چه بسا زن یا شوهر را با محبت کاذب، تفریح، مجالس مهمانی و شب نشینی ها و یا حتی اجبار و تهدید، منحرف کرده و از او فردی بی قید و لاابالی می سازد و از آنجا که زن و مرد تحت تأثیر محبتهای یکدیگرند و به خاطر رضامندی همدیگر سعی در جلب رضایت و تشدید وابستگی و دلبستگی، به خود دارند، چنین تحولات و تأثیراتی به دور از انتظار نیست.

2ـ اصالت و نجابت خانوادگی

خانه و خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که کودک را تحت سرپرستی و حضانت قرار می دهد. ازاین رو، بیش از سایر محیطهای اجتماعی، در رشد و تکامل فرد تأثیر دارد و کودک پیش از آن که از اوضاع اجتماعی خارج متأثر گردد، تحت تأثیر خانواده قرار می گیرد.

آغاز بیشتر عادتها و نظریات فرد از خانه شروع می شود که یک نظر اجمالی به این عادات و نظریات، اهمیت تأثیر خانواده را بسی روشن خواهد ساخت. عادتهایی از قبیل: طرز غذا خوردن، سخن گفتن، راه رفتن، روشهای عادی،

رفتار با دیگران، همچنین نظر فرد نسبت به حقوق دیگران و ... همه را شخص از محیط خانه و خانواده کسب می کند.

اصالت و شرافت خانوادگی زن و مرد، یکی از اساسی ترین ملاکهای ازدواج، به ویژه در جوامع اسلامی است. کلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است. یعنی زن و مرد از خانواده هایی باشند که دارای اصل و ریشه اند.

شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگی، نقش اساسی را ایفا می کند و می تواند ملاک قابل اعتمادی برای چگونگی تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگی زناشویی تلقی شود.

توصیه های اسلام در این باره آن است که تا حد امکان، خانواده همسر پاک و عفیف باشند؛ زیرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه های عقلی آن از لحاظ هوشمندی و کودنی و زمینه های اعتقادی آن، در زندگی جدید و نسل، اثر می گذارد.

از دیدگاه قرآن، زنان فقط وسیله ارضای غریزه جنسی نیستند، بلکه آفریدگار جهان آنان را به گونه ای آفریده که وسیله ای برای بقای نسل و حفظ حیات نوع بشر و مرکز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:

«نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ اَنّی شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِکُمْ»(17) زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می توانید نزد آنان بروید و (سعی نمایید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید!

قرآن کریم در این آیه شریفه، زنان را تشبیه به کشتزار نموده و می فرماید: «نِسائُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ؛ زنان شما مانند کشتزاری برای شماها هستند». زیرا کشتزار است که بذر را پرورش می دهد و به ثمر می رساند.

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که اسلام نسبت به زنان بی احترامی کرده و آنان را از مقام انسانی؛ تنزّل داده است. ولی غافل از این که با طرح این مسئله معلوم می شود قرآن بقای نسل بشر را منوط به وجود زن می داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگی که تاریخ بشر و دنیا را عوض کرده اند، به ثمر نمی رسید.

نطفه، ماده اولیه تشکیل دهنده جنین از جنبه ها و خصایص وراثتی والدین و حتی اجدادشان متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، امیدی به اصلاح فرزند نیست؛ مگر در مواردی بسیار نادر.

اگر خانواده را به درختی تشبیه کنیم، فرزندان به منزله بار و بر آن هستند و اگر به یک زمین تشبیه نماییم، فرزندان به منزله گیاهان آن می باشند، و روشن است که هر درختی میوه سالم و شیرین نمی دهد و هر زمینی لاله و سنبل برنمی آورد.

برخی از درختان میوه تلخ و ناسالم و بعضی از زمین ها خار و خس می پرورانند.

قرآن کریم دراین باره می فرماید: «والبلد الطیب یخرج نباته بأذن ربه و الذی خبث لایخرج الّا نکدا کذالک نصرف الآیات لقوم یشکرون»(18) گیاه سرزمین پاک به فرمان پروردگارش می روید، و زمین های ناپاک (گیاه آن) جز به سختی در نیاید، بدینسان آیه ها را برای گروهی که سپاس می دارند گوناگون می کنیم.

و نیز در آیه ای دیگر می فرماید: «مگر ندیدی خدا چگونه مثلی زد، سخن نیک همانند نهال نیک است که ریشه اش در زمین و شاخه اش در آسمان است، همیشه به اذن پروردگارش میوه می دهد.

خداوند برای مردم این گونه مثل می زند، تا شاید پند و اندرز گرفته و متذکر گردند.»(19)

در خانواده های اصیل و شریف کمتر اتفاق می افتد که فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانیده شوند و در خانواده های غیراصیل و ناصالح، کمتر اتفاق می افتد که فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند.

اصالت و شرافت خانوادگی از آن جا حائز اهمیت است که می تواند در ردیف معیارها درآید و در بسیاری از موارد، به عنوان یک معیار اطمینان بخش مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی انسان مشاهده می کند در خانواده های اصیل و شریف، اکثر افراد، دارای شخصیت مقبول و دوست داشتنی اند، به طوری که کمتر نقطه ضعفی در آنها پیدا می شود و اگر هم پیدا شود، آن قدر نقطه قوت در آنها هست که جبران آن ضعف را می کند و به طور کلی آن را می پوشاند، چرا از اصالت خانوادگی به عنوان یک معیار مورد اطمینان استفاده نکند.

در نهج البلاغه نامه ای است که امام علی (ع) در پاسخ خودستایی های «معاویه» نوشته و طی آن میان دو خانواده بنی هاشم و بنی امیه مقایسه کرده و نشان داده است که در برابر هر فضیلت و امتیاز و برجستگی در خانواده بنی هاشم، یک رذیلت و انحطاط در خاندان بنی امیه وجود دارد. حضرت در فرازی از آن سخنان می فرماید: در خاندان ما «پیامبر»(ص) است و در خاندان شما «ابوجهل» که کارش تکذیب حق بود.

ما «حمزه» شیر خدا داریم و شما ابوسفیان، شیر پیمان های باطل دارید. حسن و حسین، دو سرور جوانان بهشت از ماست و کودکان جهنم (فرزندان مروان) از شما.

«فاطمه»(س)، بهترین زنان عالم از ما و همسر «ابولهب» به نام ام جمیل که قرآن او را هیزم کش خوانده از شماست و از این قبیل چیزها که به نفع ما و به زیان شماست!»(20)

دکتر آلکسیس کارل فرانسوی درکتاب «راه و رسم زندگی» از خانواده ای سخن می گوید که طبق آمار، اکثر افراد آن دزد و جانی و مدیر مراکز فساد و... بوده اند.

آری، کرمها و انگلها، همواره در لجنزار به وجود می آیند و رشد می کنند. خانواده شایسته و سالم، زمینه بسیار مناسبی برای پرورش فرزندان سالم و شایسته است و خانواده ناشایسته و ناسالم، زمینه بسیار مناسب برای پیدایش و بار آمدن فرزندان ناسالم و ناشایسته است.

به همین جهت است که برای تشکیل خانواده، حتما باید به دنبال آن شریکی برای زندگی بود که از سلامت جسمی و فکری و اخلاقی برخوردار باشد و در خانواده ای پاک و سالم پرورش یافته باشد.

به هر حال در ازدواج باید به انتقال ویژگی های پدر و مادر به فرزندان توجه نمود. چنان که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «تَزَوَّجوا فی الحِجرِ الصّالح فَانَّ العرِقَ دَسّاسٌ»(21) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید؛ زیرا خون اثر دارد.

و نیز در روایتی دیگر می فرماید: «تَخَیَّروا لنُطَفکُم فَانکِحوا الاکفاءَ و انْکَحوا إلَیْهِم»(22) برای نطفه های خود گزینش کنید و با کسانی که همتای شمایند، ازدواج نمایید.

و همچنین درباره اهمیت این موضوع می فرماید: «تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم فإنَّ النّساءَ یَلِدْنَ أشباهَ إِخْوانِهِنَّ و أخْواتِهِنَّ»(23)برای نطفه های خود گزینش کنید؛ زیرا، زنان بچه هایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می آورند.

زن و مرد باید در خانواده هایی رشد یافته باشند که پدر و مادری عاقل و دلسوز، با همه وجود در رشد و تعالی فرزند کوشیده باشند. بر خلاف خانواده هایی که والدین، فرزندان را به حال خود رها کرده و در پی هوی و هوسهای خود هستند و یا این که در کانون خانوادگی آنان بویی از محبت و احترام به شخصیت دیگران استشمام نمی شود. بنابراین، زن و مرد که در پی انتخاب همسر می باشند، باید سعی کنند تا حدی که برایشان میسر است با خانواده هایی شریف و اصیل وصلت نمایند و از ازدواج با خانواده های پست و فرومایه جدا خودداری نمایند؛ زیرا، غالبا با مشکلاتی روبه رو خواهند شد.

در خانواده های اصیل، والدین کوشیده اند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایه های بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال می دهند.

افرادی که در خانواده ای اصیل رشد می یابند، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می برند و در برخورد با دشواریها و فراز و نشیبهای زندگی، هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمی شوند.

بنابراین در انتخاب همسر باید دقت بسیاری نمود که از خانواده اصیل و نجیب، خوشنام و خوش سابقه باشد، و تنها به قیافه ظاهری و زیبایی و یا مدرک تحصیلی او اکتفا نشود؛ زیرا فرزندان، معمولاً وارث پیشینه های سوء خانواده و والدین خویشند.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

به دنبال همسر اينترنتي

با بد اخلاقی همسرم چه کار کنم؟

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

نکات قابل توجه آقایان در انتخاب همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: معایب همسر، مقایسه همسر با دیگران، مدت دوره عقد

برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، ارتباط با خانواده همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، رفتار با خانواده همسر در زمان عقد بستگی




تلفن : 02177246602

همراه : 09121190250-09391190250

آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

مشاوره در امور مربوط به ازدواج (مهریه,نفقه,اجرائیه,رونوشت و ...) و پاسخگویی به سوالات شرعی و حقوقی در زمینه ازدواج دفتر ازدواج
بالای صفحه