دفتر ازدواج تهران

سوال: اگر در عقد موقت مدت معین نشود آیا عقد صحیح است؟

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

نفقه فرزند چیست

نفقه فرزند چیست ؟
نفقه در لغت به آن چیزی گفته مي‌شود که انفاق مي‌شود و در اصطلاح شرع، هزینه نیازمندی‌های متعارف زندگی است که پرداخت آن بر شخص واجب است.نفقه فرزندان از مسئولیت‌های مالی است که قانون برعهده پدر گذاشته است.


نفقه در لغت به آن چیزی گفته مي‌شود که انفاق مي‌شود و در اصطلاح شرع، هزینه  نیازمندی‌های متعارف زندگی است که پرداخت آن بر شخص واجب است.نفقه فرزندان از مسئولیت‌های مالی است که قانون برعهده پدر گذاشته است. براساس ماده ۱۹۹۹ قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود. بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود.
 
 کارشناسی نفقه فرزند چگونه است؟

معمولا مبلغ نفقه با توجه به وضعیت اجتماعی و نیازهای فرزند مشخص مي‌شود. کارشناس مکلف است با بررسی وضع زندگی خانوادگی فرزندو نیز بررسی مدارکی که از سوی مادر یا قیم او ارائه مي‌شود، میزان هزینه نگهداری فرزندرا محاسبه کند.يك کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی خاطر نشان کرد: برخی تصور می‌کنند اگر زنی شاغل باشد، دیگر امکانی برای درخواست نفقه فرزندش ندارد؛ اما‌اين مسئله چنین نیست و زنان شاغل هم می‌توانند بابت نفقه فرزند خود طرح دعوی کنند. از طرف دیگر، موقعیت زندگی مادر در تعیین میزان نفقه تاثیر زیادی دارد و طبیعتا وضعیت زندگی مادر به زندگی فرزند او نیز سرایت می‌کند. اگر مادری در دوران نوجوانی خود از وضعیت مرفهی برخوردار باشد یا در زمان طرح شکایت ساکن منطقه‌ای گرانقیمت باشد،‌اين مسئله نیز در تعیین نفقه فرزند او موثر است. حتی میزان نفقه فرزند از یک جامعه روستایی به یک شهر و در نقاط مختلف شهر نیز تفاوت دارد. پسران تا ۱۸ سالگی و تا زمانی که در خانه پدر خود تحصیل می‌کنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم می‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه کنند اما پس از ۱۸ سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه‌اي برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.وی در پایان با اشاره به  پرداخت نفقه  فرزندان نامشروع  گفت: پرداخت نفقه فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده شرعا واجب است و قانونا ضروری و بر‌اين اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را پرداخت کند.
 
  اولاد تا چه زمانى مستحق دریافت نفقه هستند؟

در شرع و قانون سن معینى براى نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفاً مادام كه اولاد داراى شغل و درآمد مشخص نباشند پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. ‎باید توجه داشت كه در مورد كارمندان دولت شاهد آن هستیم تا زمانى كه دختر، همسر انتخاب نكرده و یا پسر مشغول تحصیل باشد به كارمند حق اولاد پرداخت مى‌شود.اگر پدر و مادرى از یكدیگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورتجلسه طلاق، منزل مسكونى اش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آیا باز هم پدر مكلف به پرداخت نفقه است ؟اولاً نفقه تنها شامل مسكن نمى شود و امورى چون غذا، اساس منزل، هزینه درمان، لباس و ... نیز نفقه محسوب مى شود. ثانیاً پرداخت نفقه تكلیف قانونى پدر است و مادر ولایتى بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستى موضوعى جدا از ولایت است.
 
محدودیت شكایت برای نفقه فرزند

 پسران تا 18 سالگی و تا زمانی كه در خانه پدر خود تحصیل مي‌كنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم مي‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه كنند؛ اما پس از 18 سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه‌اي برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.  نفقه فرزند نیز مانند نفقه گذشته قابلیت طرح شكایت‌های متعدد را دارد؛ شاید اگر قانون در‌اين زمینه به صورت دیگری نوشته مي‌شد، فرزندان مي‌توانستند تا 40 سالگی در خانه پدری ساكن و از نعمت یك زندگی مرفه به اضافه نفقه برخوردار باشند البته شكل دیگری از‌اين ماجرا هم وجود دارد و آن درخواست نفقه از سوی پدر و مادر از فرزند است كه در صورت طرح چنین درخواستی و عدم توانایی پدر برای كار كردن، دادگاه فرزندی كه توان مالی دارد را به پرداخت نفقه وادار خواهد كرد.

   نفقه فرزندان نامشروع

نفقه فرزنداني كه نا مشروع يعني خارج از عقد ازدواج موقت يا رسمي به دنيا آمده‌اند يكي از مسائل چالش برانگيز است.مسعود مداحیان، کارشناس حقوق؛ عضو انجمن مدافعان حقوق بشر در رابطه با اين موضوع معتقد است كه پرداخت نفقه از سوی پدر به فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده نیز ضروری است. بر‌اين اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را بدهد.

منبع:kanoonset.ir



محاسبه نفقه فرزندان



اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کند.
براساس ماده 1999 قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود.
 
بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر‌بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود. ملاحظه می‌شود که قانون بسادگی بی‌خیال نفقه فرزندان نشده و برای دریافت آن شیوه‌های مختلفی را پیش‌بینی کرده است.
 
 در قانون پیش‌بینی شده است که اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کندو در ادامه هم اگر پدر دارای اموال باشد، اما از پرداخت نفقه به فرزندان خود امتناع کند، آنها می‌توانند با ارائه دادخواست به دادگاه و دریافت رای قطعی به میزان نفقه تعیین شده اموال و دارایی پدر را به نفع خود توقیف کنند.
 
فرزند تا چه زمانى مستحق دریافت نفقه است؟
 
در شرع و قانون سن معینى براى نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفاً مادام كه اولاد داراى شغل و درآمد مشخص نباشند پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. ‎
 
باید توجه داشت كه در مورد كارمندان دولت شاهد آن هستیم تا زمانى كه دختر، همسر انتخاب نكرده و یا پسر مشغول تحصیل باشد به كارمند حق اولاد پرداخت مى‌شود.
 
یکی از وظایف والدین این است که از فرزندان خود نگهداری کنند و قانونگذار حضانت و نگهداری از فرزند را هم حق و هم تکلیف والدین دانسته است. طبیعی است نگهداری از فرزندان مستلزم خرج کردن و هزینه کردن آنهاست
 
اگر پدر و مادرى از یكدیگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورت‌جلسه طلاق، منزل مسكونى‌اش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آیا باز هم پدر مكلف به پرداخت نفقه است ؟
 
اولاً نفقه تنها شامل مسكن نمى‌شود و امورى چون غذا، اساس منزل، هزینه درمان، لباس و ... نیز نفقه محسوب مى‌شود. ثانیاً پرداخت نفقه تكلیف قانونى پدر است و مادر ولایتى بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستى موضوعى جدا از ولایت است.
 
كارشناسی نفقه فرزند چگونه است؟
 
كارشناسی كه مسوول رسیدگی به پرونده نفقه فرزند است، معمولا مبلغ نفقه را با توجه به وضعیت اجتماعی و نیازهای فرزند مشخص می كند. كارشناس مكلف است با بررسی وضع زندگی خانوادگی فرزندو نیز بررسی مداركی كه از سوی مادر یا قیم او ارائه می شود، میزان هزینه نگهداری فرزندرا محاسبه كند.
 
 برخی تصور می‌كنند اگر زنی شاغل باشد، دیگر امكانی برای درخواست نفقه فرزندش ندارد؛ اما این مساله چنین نیست و زنان شاغل هم می‌توانند بابت نفقه فرزند خود طرح دعوی كنند. از طرف دیگر، موقعیت زندگی مادر در تعیین میزان نفقه تاثیر زیادی دارد و طبيعتا وضعیت زندگی مادر به زندگی فرزند او نیز سرایت می‌كند. اگر مادری در دوران نوجوانی خود از وضعیت مرفهی برخوردار باشد یا در زمان طرح شكایت ساكن منطقه‌ای گرانقیمت باشد، این مساله نیز در تعیین نفقه فرزند او موثر است. حتی میزان نفقه فرزند از یك جامعه روستایی به یك شهر و در نقاط مختلف شهر نیز تفاوت دارد.
 
 محدودیت شكایت برای نفقه فرزند
 
 پسران تا 18 سالگی و تا زمانی كه در خانه پدر خود تحصیل می‌كنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم می‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه كنند؛ اما پس از 18 سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه ای برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.
 
نكته جالب توجه در قانون این است كه دختران تا زمان ازدواج می‌توانند تقاضای نفقه گذشته داشته باشند، ولی اگر دختری ازدواج كند و پس از آن طلاق بگیرد دادگاه دیگر به شكایت او برای نفقه گذشته رای مثبتی نمی‌دهد.



مردان می توانند نفقه ندهند؟


درجامعه ای که ریاست خانواده بر عهده ی مرد است قانون گذار او را موظف به تامین معاش خانواده میداند وتکلیف شوهر به دادن نفقه از توابع ریاست او برخانواده است اما در برخی موارد هم به مرد اجازه داده شده که از پرداخت نفقه خودداری کند.
به گزارش مشرق به نقل اتبیان، طبق ماده ی ۱۱۰۷ قانون مدنی ایران نفقه عبارتست از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و هر آنچه که به صورت عادت یا احتیاج لازمه زندگی وی باشد . البته قانون میزان دقیقی برای نفقه مشخص نکرده بلکه نفقه را بر مبنای نیاز های متعارف و متناسب با وضعیت زن و منطبق با عرف زمان و مکان زندگی زوجین دانسته است.

در قانون مدنی و کیفری در پرداخت نفقه بسیار تاکید شده است اما با توجه به این تاکیدها در برخی موارد هم به مرد اجازه داده شده که از پرداخت نفقه خودداری کند وصریح ترین ماده ی قانون مدنی برای ندادن نفقه به زن ماده ی ۱۱۰۸ ق.م است که هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.

این ماده به تمکین زوجه اشاره کرده است و باتوجه به این ماده می توان گفت که به مجرد عقد زوجه مستحق نفقه نخواهد بود بلکه برای استحقاق نفقه تمکین کامل زوجه شرط است. اما تمکین به چه معناست؟ و در چه شرایط نفقه به زن تعلق نمی گیرد؟

در اصطلاح عرفی و حقوقی تمکین عبارت است از برآوردن تمام نیازهای شوهر و اجابت کردن خواسته های شرعی او بنابراین یکی از موارد تمکین ، رابطه ی زناشویی است که زن باید در این مورد به جزموارد بیماری و خلاف شئون اخلاقی و مغایر با سلامت و روح زن از همسر خود تمکین کند.

یکی از موارد دیکر تمکین اقامت در خانه ی شوهر است که همانطور که گفته شد به مجرد عقد ، زوجه مستحق نفقه نخواهد بود بلکه برای استحقاق نفقه تمکین کامل زوجه شرط است مگر اینکه در ضمن عقد شرطی غیر از آن شده باشد که زن در خانه ی دیگری زندگی کند و نفقه دریافت کند.

همچنین زنی که بدون دلیل و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتی اگر در خانه ی خویشان نزدیک مثل پدر اقامت داشته باشد مرد می تواند از پرداخت نفقه امتناع کند.

زنی که بدون دلیل موجه از تمکین خودداری و ناشزه یعنی نافرمان باشد در اینصورت مرد علاوه براینکه می تواند از دادن نفقه امتناع کند میتواند زن را طلاق و زن دیگری را اختیار کند.

آیا در عقد منقطع(موقت)زوجه حق انفاق دارد؟

در عقد منقطع شوهر ملزم به پرداخت نفقه نیست مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی برآن جاری شده باشد.

آیا زنی که مطلقه است مستحق نفقه می باشد؟

براساس ماده ی ۱۱۰۹ ق.م : نفقه ی مطلقه ی رجعیه در زمان عده برعهده ی شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

نفقه ی زنی که در ایام عده ی وفات به سر می برد چگونه است؟

براساس ماده ی ۱۱۱۰ ق.م : زنی که شوهرش فوت کند در زمان عده نفقه ندارد مگر اینکه زن از شوهر آبستن باشد که مرد باید نفقه ی او را در زمان عده بدهد و مرد اگر نفقه ی زن را نپردازد دینی است برعهده ی مرد و باید قضا کند این ماده ای است که در سال۱۳۸۱ اصلاح شد و براساس آن زن پس از مرگ شوهرش نفقه دریافت می کند و این نفقه در صورتی که مردخودش دارایی داشته باشد از دارایی خودش و در غیر اینصورت از اموال اقارب که پرداخت نفقه بر عهده ی آنهاست تامین خواهد شد.

نفقه حق زن است و قانون ایران در این باره به شدت سختگیری کرده چرا که در صورت عدم پرداخت نفقه ممکن است که زن دچار عسر و حرج شود و به فساد گرفتار شود لذا براساس ماده ی ۱۱۱۱ ق.م زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به محکمه رجوع کندو هم شکایت کیفری و هم دادخواست حقوقی ارائه کند که در اینصورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم می کند و طبق قانون اگر در صورت شکایت زن مرد همچنان از دادن نفقه خودداری کرد زن می تواند تقاضای طلاق کند و دادگاه شوهر را مجبور به طلاق دادن زن می کند .

شكایت كیفری

زن در یك برگ عادی شكایت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه میدهد. در این صورت به شكایت وی خیلی سریع رسیدگی می شود و مرد ملزم و محكوم به پرداخت نفقه خواهد شد. در این صورت اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری كند، به زندان اعزام می گردد. البته لازم به ذكر است كه نفقه مربوط به زمان حال از طریق كیفری قابل مطالبه و نفقه مربوط به گذشته با ارائه دادخواست حقوقی قابل پرداخت است.

ماده ۶۴۲-هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم می نماید.

دادخواست حقوقی مطالبه نفقه

چنانچه زنی بخواهد نفقه ایام گذشته خود را طلب كند، فقط با ارائه دادخواست حقوقی می تواند آن را دریافت نماید.

نحوه ارائه دادخواست حقوقی

زوجه پس از خرید دو نسخه دادخواست، می بایست خود را در آنها قید كند. و چون دعوای نفقه مالی است به میزان مبلغ مورد مطالبه تمبر الصاق و آن را به دادگاه خانواده تقدیم نماید. وی می تواند در دادخواست خود هزینه دادرسی را نیز مطالبه كند. در صورت عدم توانایی مرد به پرداخت نفقه و یا اینكه به هیچ طریق نتوان مرد را مجبور به پرداخت نفقه گردد زن می تواند دادخواست طلاق تنظیم نماید.



آنچه نفقه تلقی می شود


آنچه نفقه تلقی می شود

نفقه

عبا رتی که در قانون موارد نفقه را مطرح می کند ، همان عبارتی است که در شرع بیان شده و در کتب فقهی نیز ذکر شده است ، ولی اینکه میزان آن باید به چه صورتی باشد اختلافاتی موجود است. از نظر بعضی باید به وضعیت مالی شوهر توجه شود . به نظر گروهی دیگر باید به نیاز وخواسته زن از شوهر توجه کرد و توجه به وضعیت مالی شوهر ملاک نیست . ( مرد می خواست این زن را نگیرد! حالا که با او ازدواج کرده است باید هر چه خواست بی کم وکاست برای او فراهم کند !) ولی نظر سوم که به صواب نزدیکتر است این است که باید به عرف مراجعه کرد و متناسب با شخصیت زن در بین هم طبقه وهم شآنش توجه کرد.

در ماده 1107 قانون مدنی آمده است که « نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد وخادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج به او به واسطۀ مرض یا نقصان اعضا ء »

آنچه که در این ماده ذکر شده به عنوان نفقه ای است که به زن تعلق می گیرد که موارد ذکر شده در این ماده حصری نبوده و به صورت تمثیلی است و نیز مقدار و نحوۀ پرداخت نفقه از سوی شوهر و با در نظر گرفتن جایگاه زن در میان هم نوعانش متفاوت است .

در این قسمت سعی خواهیم کرد تا با توجه به اهمیّت موارد نفقه و به دلیل اختلافاتی که در مورد آنها پیش می آید ، موارد بالا را بررسی و آنچه به عنوان نفقه زن در زمان حاضر مطرح است را مورد توجه قرار دهیم.

1_مسکن

مسکن از جمله موارد نفقه محسوب می شود که دارای شرایط گوناگونی است و باید مشخص نمود چه مسکنی مد نظر است و آیا هر مسکنی را شامل می شود و یا فرق دارد که چه مسکنی و در چه قسمتی از شهر و یا با چه نمایی باشد . و یا اینک نوع و مکان منزل را چه کسی باید تعیین کند .

این گونه سوِؤالات زمانی به وجود می آید که زن هم کف مرد نیست ، مثلاً زن لیسانسیه ولی مرد دیپلم دارد ، یا زن از اشراف و مرد از فقراست و مرد مسکنی را برای زن ، با توجه به حقوق کارگری و یا کارمندی تهیه کرده است که این خانه از نظر زن مورد تایید نیست چون او صرفاً دارای مدرک کارشناسی است و یا از اشراف است و اگر دوستانش وی را در چنین منزلی ببیند مایع افت کلاس خواهد بود.

برای بررسی وضع مسکن ، اول باید دید که این مسکن را چه کسی باید تهیه کند تا موارد دیگر نیز روشن شود.

با توجه به ماده 1107 قانون مدنی ، که مسکن را در زمره دیون مرد قرار داده است پس قاعدتاً تعیین مسکن و نوع مسکن نیز بر عهدۀ مرد است . عرف نیز بر این مطلب صحه می گذارد که تهیۀ مسکن به عهدۀ مرد است در نتیجه باید با توجه به توانایی خود وشأن همسرش مسکن مناسب را تهیه کند و زن ملزم به زندگی در آن است .

تا اینجا روشن شد که وظیفه مرد است که مسکن را تعیین کند ، پس مسکن در کجا واقع شده باشد نیز بسته به نظر مرد و شأن زن است . اما باید این نکته را مد نظر قرار داد که در بعضی مواقع این اختیار از مرد سلب می شود . مواردی که در ذیل ذکر گردیده ، عمدۀ دلایلی است که این حق از مرد سلب می شود.

1_ در ضمن عقد شرط شده باشد که حق انتخاب مسکن با زن باشد.

2_ در صورتی که زندگی با شوهر باعث ایجاد ضرب وجرح زوجه شود .

3_ ماندن زن در خانه مشترک برای زن ضرر مالی داشته باشد . مثلاً شوهر معتاد و برای تهیۀ مواد ، زیور آلات زن را بفروشد.

4_هرگاه ماندن در منزل ، برای زن خوف و ضرر شرافتی داشته باشد .مانند اینکه شوهر بخواهد از او استفاده نامشروع کند و یا در آن خانه مردان مجرد نیز زندگی کنند.

اگر دادگاه تشخیص دهد که یکی از موارد با لا وجود دارد می تواند حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را ندهد . (ماده 1115 قانون مدنی) و تا موقعی که چنین وضعیتی موجود است در منزل دیگری جدای از شوهر سکونت کند و مرد نیز باید نفقه او را پرداخت کند . البته در مورد اوّل جدایی زن از شوهر مفهومی ندارد و زن و شوهر با هم زندگی می کنند و نوع مسکن هم به دلخواه زن است چون طی شرطی ضمن عقد نکاح این اجازه از سوی شوهر به او داده شده است و مرد ملزم به پذیرش آن است.

در موارد دیگر مادامی که دادرسی بین زوجین ادامه دارد و منجر به صدور حکم نشده است محل سکنای زن با توافق طرفین تعیین می گردد و اگر توافق کنند زن در نزد بستگانش زندگی می کند و اگر توافق نکنند با اطلاع از نظر بستگان دادگاه محل سکونت زن را تعیین می کند ، و اگر بستتگانی نداشته باشد دادگاه خود محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد تا زوجه در آنجا زندگی نماید.20 ولی به هر حال مرد هم که مسکن تهیه می کند باید متعارف در امثال آن زن در آن شهر باشد.

2_البسه و وسایل خواب

در مورد لباس زن باید گفت که لباس زن باید با توجه به عرف در مورد جایگاه زن در بین اطرافیانش تعیین و در اختیار او قرار داده شود یعنی اینکه اگر فرضاً زن در روستایی زندگی می کند که زنها ی آن منطقه لباس محلی می پوشند مرد موظف است آن گونه لباس را برای او تهیه کند و اگر زن در شهری زندگی می کند و براساس جایگاه ، او جزء اشراف محسوب می شود ، باید مثل اشراف لباس داشته باشد و تهیه آن با مرد است.

نوع لباس زن با تغییر فصل نیز طبق لباس پوشیدن زنان آن منطقه تغییر می کند مثلاً در سرما ممکن است پالتو نیز اضافه شود که البته اضافه بر اینها جزء نفقه محسوب نمی شود و بنابر آنچه در لمعه شهید ثانی آمده است بیشتر جنبه زینتی دارد ولی پرداخت این اضافه از سوی مرد مصداق عمل به آیه شریفه « و عاشرو هن بالمعروف » است.

وسایل خواب زن نیز به گونه ای با البسه او رابطه دارد و باید برای زن تهیه شود . معمول است که برای خوابیدن از لحاف ودشک استفاده می کنند که البته با رواج یافتن شهرنشینی و لوکس گرایی امروزه تخت جایگاهی ویژه ای را برای خواب (البته در برخی مناطق ) به خود اختصاص داده است که در این مورد به صواب نزدیکتر است اگر همانند لباس به شأن زن رفتار شود و همین طور است در مورد فرش و اثاث البیت.

ولی آیا زن نسبت به این لباسی که مرد به عنوان نفقه به او داده است حق انتفاع دارد یا حق تملک ؟

شهید ثانی در لمعه دو قول را ذکر کرده و گفته است که « برخی آنرا تملک دانسته اند و شوهر باید لباس زن را به او تملک کند و برخی گفته اند به نحو انتفاع و بهرمند ساختن است ، یعنی شوهر باید لباس را به زن بدهد تا آنرا بپوشد و از آن استفاده کند اما لازم نیست آن را به وی تملیک کند .»21 و قول بهتر را به اصطلاح قول دوم می داند یعنی زن حق ندارد این لباسی را که مرد در اختیار او قرار داده است بفروشد ، ببخشد ویا به گونه ای استفاده کند که زودتر از معمول کهنه شود که در این صورت مرد وظیفه تعویض آن را ندارد ، و حتی اگر دو دست لباس یکی برای داخل خانه و یکی برای خارج از خانه در اختیار او قرار داده باشد حق ندارد لباسی را که برای خارج خانه است درون خانه نیز بپوشد . بعد از فوت شوهر نیز این لباس را جزء ترکه شوهر محسوب می کنند .

هر چند از میان دو قول بالا که شهید ثانی در لمعه ذکر کرده قول دوم شاید صحیح تر به نظر آید اما امروزدر زمان حاضر باید به عرف مراجعه شود و باید دید آیا عرف نیز قول انتفاع از لباس را می پذیرد و یا تملک آن را . وقتی به عرف مراجه شود ودر این مورد از عوام سوؤال شود هر یک نظری دارند مثلاً عده ای اصلاً به این موضوع فکر نکرده و یا آن را تابع نظر زن می دانند . ( یعنی اختیار با زن است .) عده ای دیگر به قول تملیک عمل می کنند و عده ای که تعدادشان بیشتر است قول انتفاع را می پذیرند ولی این عده هم به این موضوع به دید امری حقوقی نمی نگرند و در جواب می گویند حاضر نیستند لباسی را که آنان خریده اند تا همسرانشان آنرا بپوشند و لذت ببرند ، آنرا بر تن زن دیگری ببیند که البته این حرف هم حرفی صحیح و معقول است چون باعث از بین رفتن حیا می شود (از این دید اگر نگاح کنیم یکی از آثار اعمال حقوقی نیز همین است که حرمتها نگاه داشته شود.)

اگر زن اهل تجمل باشد « علاوه بر آنچه گفته شد جامه های تجملی نیز به مقداری که عادت امثال مقتضی است افزوده می شود.

3_ غذا

در مورد اینکه غذای زن چه چیزی و به چه میزان باشد باید گفت که نوع غذای زن نیز باید همچون البسه از عادات امثال آن زن بیرون پیروی می شود و معیار مقدار آن تأمین حاجت و نیازمندی زن است . شهید ثانی نیز همین نظر را دارد .

اگر زن به طور معمول با شوهرش بر سفره حاضر شود و با او غذا بخورد ، هر چند نه مرد قصد انفاق داشته باشد و زوجه نیز قصد اخذ انفاق از شوهر را نداشته باشد ، زن نمی تواند از شوهر نفقه زمان هم خوراک بودن را مطالبه کند .

4_ دارو ، لوازم آرایش ، وسایل نظافت ، هزینه ایاب وذهاب و خدمتکار

امروزه دارو جزء نفقه زن محسوب می شود و پرداخت آن نیز بر عهده شوهر است ولی سید محسن حکیم دارو را جزء نفقه زن ندانسته است که علت آن را باید تفاوت در عادات ورسوم اجتماعی در دو عصر مختلف دانست
هر چند درگذشته وسایل آرایش محدود و در دسترس همگان بود ولی امروزه وسایل آرایش با تکنولوژی تولید انواع آن متعدد گشته است ، به گونه ای که هزینه های زیادی رامی طلبد . این نوع هزینه ها نیز امروزه نیز با توجه به شأن زن جزءنفقه وی محسوب می شود.

پرداخت هزینه های ایاب وذهاب زن در صورتی که سفر وخروج وی از منزل با اجازة شوهر باشد بر شوهر واجب می شود وسایل نظافت نیز به طور متعارف در حد صابون،روغن ،شانه ،شامپونیزجز نفقه زن محسوب می شود. حمام نیز در صورت نیاز واجب می شود در صورتی که زن درخانه پدر خدمتکار داشته است. گرفتن خدمتکار برای او نیز واجب می شود.

5_ هزینه هایی متفرقه

بعضی هزینه ها هستند که قبلاًجزء نفقه زن محسوب نمی شده است وامروزه بر سر آن اختلاف است که آیا نفقه زن محسوب می شود یا نه.

یکی از مسایلی که در مورد آن اختلاف است هزینه ی تحصیل زن است به خصوص که بر اساس آمارهای سازمان سنجش درصد بالایی آمار های ورودی های دانشگاه ها را جنس مونث به خود اختصاص داده و هر ساله بر آن نیز افزوده می شود .

گروهی نظر دارند که هزینه تحصیل زنان شوهردار نفقه محسوب می شود و پرداخت آن بر عهدۀ شوهر اوست . عده ای دیگر وجوب پرداخت آنرا بر مرد لازم نمی دانند . باید گفت که هرچند آمارها حاکی از رشد تحصیل کردگان زن است ولی همچنان از سوی عرف هزینه پرداخت تحصیلات این گروه بر عهدۀ شوهر نیست و پرداخت آن ضروری نیست .اما می توان راهی را برای الزام مرد به پرداخت آن ارائه کرد.
در این گونه موارد که عرف پرداخت وجهی را به عنوان نفقه قبول ندارد ( مانند هزینه های تحصیل ) اگر تحصیل زن از سوی مرد پذیرفته شود در این صورت هزینه تحصیل را باید پرداخت کند که این حالت می تواند به صورت شرطی در ضمن عقد آورده شود و یا همان طور که گفته شد از سوی مرد بعد از عقد پذیرفته شود . ولی اگر مرد فقط اجازه تحصیل را داد چگونه است ؟

اگر درمورد پرداخت هزینه صحبتی نشده باشد پس می توان گفت اذن در شی اذن در لوازم آن نیز هست و هزینه تحصیل هم از لوازم تحصیل است و باید پرداخت شود ولی اگر به طور صریح این امر را نپذیرفت ، یعنی تحصیل را اجازه داد ولی پرداخت هزینه ها را نپذیرفت ، مرد دیگر ملزم به پرداخت آن نیست .

پس در این گونه موارد می شود با شرطی در ضمن عقد ازدواج الزام به پرداخت آن را از سوی مرد خواست والا عرف هنوز آن را نپذیرفته است و مرد ملزم به پرداخت آن نیست.



زن تا چه مدت می تواند از شوهر نفقه خود را بگیرد


زن تا چه مدت می تواند از شوهر نفقه خود را بگیرد

نفقهبا توجه به اینکه در عقد دائم زن با ایجاد عقد چنانکه تمکین کند و عدم تمکین ظاهر نشود مستحق نفقه می شود و مرد مکلف به پرداخت نفقه زن است حال در اینجا می خواهیم بررسی کنیم که این پرداخت نفقه تا چه زمانی بر مرد واجب می شود .

1_ در تمام دوران زندگی مشترک
زن بعد از بسته شدن عقد ( در عقد موقت طبق شرطی که شده )حق نقته برای او ایجاد می شود اما این پرداخت نقته از سوی مرد تا ز مانی واجب است که زن در برابرخواست شوهرخود تمکین کند ولی چنا نچه از تمکین سرباز زند دیگرمرد ملزم به پرداخت نفقه نیست . در ماده 1108 قانون مدنی آمده است « هر گاه زن بدون ما نع مشروع از ادای وظا یف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود .» و همان طور که در قسمت الزام به تمکین زن گفتیم این مانع مشروع همان شرایطی است که شرع در آن موقع به زن اجازه عدم تمکین را داده است . مثلاً در حال نماز و یا روزه واجب برای او نفقه واجب می شود . ولی اگر برای مدتی تمکین نکرد و بعد از مدتی این عدم تمکین پایان یافت و زن دوباره تمکین کرد آیا نفقه به او تعلق می گیرد یا مرد می تواند همچنان از دادن نفقه خود داری کند ؟

با توجه به اینکه رابطه دادن نفقه به زوجه در برابر تمکین اوست تا مادامی که از ادای وظایف زوجیت امتناع کرده است نفقه به او تعلق نمی گیرد ونفقه از زمانی است که زن دوباره به وظایفش عمل کند ، چون نفقه در برابر تمکین قرار دارد.

اما اگر زن به وظایف خود عمل کرد ولی مرد از پرداخت نفقه خودداری کرد چگونه عمل می شود؟

در اینجا مرد را ناشز گویند یعنی مرد از ادای حقوق ناشی از نکاح که برای زن ایجاد شده است امتناع کرده است . ناشز فقط به عدم پرداخت نفقه تعلق نمی گیرد . ولی ما در اینجا فقط در مورد نفقه صحبت می کنیم و از پرداختن به موارد دیگر خودداری می کنیم . در اینجا چون شرط پرداخت نفقه تمکین است و زن با وجود عدم دریافت نفقه از شوهر به تمکین خود ادامه داده است پس نفقه هم به او تعلق می گیرد و مستحق دریافت آن است و برای دریافت آن می تواند اقدام کند ، و اگر اقدام کرد و مقدار ی از آن را گرفت این مقداری که از نفقه اش را گرفته است مانع از آن نمی شود که مابقی را نگیرد هر چند حاکم به مقداری از آن حکم کند باز می تواند باقی آن را طلب کند .

آیا زن می تواند نفقه زمان آینده خود را از شوهر مطالبه کند؟

در ماده 1111 قانون مدنی به صراحت آمده است که « زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد . »

در مورد اینکه میزان نفقه ای که دادگاه می تواند تعیین کند ، باید گفت که شیوۀ معمول این است که وضع زن را در بین هم شأنهای او می سنجند و مرد را ملزم به پرداخت آن می کند و این زمانی رخ می دهد که زن تمکین کرده است ولی شوهر از پرداخت نفقه خود داری کرده باشد .

2_ نفقه زنی که در حال طلاق است ودر ایام عده به سر می برد

وقتی مرد ، زن خود را طلاق می دهد در واقع از کسی جدا می شود که همسر او بوده و با ایجاد عقد میان آن دو و بر اثر تمکین زن از شوهر به او نفقه تعلق گرفته است ولی اینک این ارتباط با اجرای قواعد طلاق از بین رفته است . در شرع ، در مواردی بعد از طلاق به زن نفقه تعلق نمی گیرد و در مواردی این نفقه ای که از زمان عقد ازدواج برای زن ایجاد شده بود همچنان به زن تعلق می گیرد . در زیر به این تفکیک خواهیم پرداخت و این تفکیک را در دو دسته عمده در زیر بررسی می کنیم .

الف_ نفقه ایام عده در طلاق رجعی

طلاق رجعی ، طلاقی است که طلاق دهنده در آن حق رجوع به زن را دارد، چه در این مدت رجوع بکند چه رجوع نکند. برای رجوع نیز مدت تعیین شده است و این مدت را ایام عدۀ طلاق رجعی گفته اند . ایام عدۀ در طلاق رجعی سه ماه و یا دو تطهیر برای زن است یعنی با شروع حیض سوم ایام عده تمام است .

آنچه که حائز اهمیت است این است که در این ایام مرد حق رجوع به زن خود را دارد و این به دلیل اهمیتی است که شرع برای استحکام نظام خانواده قائل است بنا براین تا زمانی که عده تمام نشده است زن همچنان همسر شرعی و قانونی مرد است و چنانچه از زمان اجرای صیغه طلاق به اندازه مدت ایام عده بگذرد و رجوعی هم صورت نگیرد طلاق قطعی می شود و زن و مرد از محرمیت خارج و بر یکدیگر نامحرم می شوند و چنانچه قصد رجوع به هم را داشته باشند بر اساس دستور شرع دوباره باید صیغه عقد نکاح با تمام شرایط و متعلقاتش اجرا شود.

در ایام عده در طلاق رجعی چون مرد می تواند به زن رجوع کند پس تا پایان عده به گونه ای است که همچنان زن متعلق به وی می باشد و باید نفقه او را همان طور که در گذشته به او تعلق می گرفته است پرداخت کند و در این ایام اگر مراجعه کرد زن باید از مرد تمکین کند که خاصیت طلاق صادر شده در اینجا از بین می رود و دوباره زن وشوهر هستند ولی اگر تمکین نکرد پس مرتکب نشوز شده است . در اینجاست که همانند نشوز در ایام سابقه به زن نفقه تعلق نمی گیرد و اگر این نشوز ادامه یابد تا پایان ایام عده پس طلاق رجعی می شود .

پس در طلاق رجعی چون همچنان تا زمانی که عده تمام نشده است روابط زن وشوهری به کلی قطع نشده است و زن می تواند نفقه را بگیرد و همین که ایام عده به پایان رسید و رجوع نیز صورت نگرفته بود طلاق قطعی می شود و نفقه نیز قطع می شود ، چون دیگر روابط زن و شوهری از بین می رود و مانند ایام قبل از عقد نکاح می شود که بر هم نامحرم بودند و رابطه حقوقی که بر اثر عقد نکاح ایجاد می شود دیگر میان آنان نیست . ماده 1109 قانون مدنی بیان می دارد که « نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شود ... »

رجوع ممکن است به صورت روابط خاص زناشویی نباشد چون ممکن است مرد در زمانی رجوع کند که تمکین امکان پذیر نباشد در این گونه موارد باید رجوع به شکلی باشد که بر رجعت به امر زناشویی صدق کند مثلاً مرد بدن زن را لمس کند .

 

ب_ نفقه در طلاق بائن

همانطور که می دانید طلاق بائن ، طلاقی است که شوهر از زن خود جدا می شود و نمی تواند به او رجوع ابتدایی داشته باشد و آن در شش مورد است.

1_ طلاق زنی که با او به نحوی نزدیکی نشده است که موجب غسل شود خواه در جلو و خواه در پشت .

2_ طلاق زن یائسه _ زن یائسه زنی است که از حیض شدن مأیوس شده است ویا در سن و سالی به سر می برد که زنان همانند او حیض نمی شوند.

3_ طلاق زن صغیر : در این طلاق باید متذکر شد که در زمانی که زوجه صغیر است دخول جایز نیست.

4 و 5_ طلاق خلع و مبارات

6_ طلاق زنی که از سوی یک شوهر سه بار متوالی طلاق داده شده است ، در بار سوم طلاق بائن است .

در سه مورد اول مرد حق رجوع زن را ندارد چون رجوع در ایام عده جایز است واین سه دسته اصلاً عده ندارند که مرد بتواند به زن خود رجوع کند . این سه گروه می توانند دوباره بدون گذشت زمان فوراً ازدواج کنند و چیزی مانع آن نیست . قابل ذکر است که در مورد صغیر اگر در زمان صغر باز نزدیکی هم شده باشد باز عده ندارد.

در طلاق خلع ومبارات تا مادامی که زن به آنچه بخشیده رجوع نکرده است طلاق بائن است ولی اگر رجوع کرد طلاق رجعی می شود . اگر رجوع شد طلاق رجعی بوده و زن به وضع سابقه بر می گردد که در این صورت نفقه باید مانند ایام تاهل به او پرداخت شود.

در مورد ششم که به سه طلاقه معروف است چون دیگر رجوعی صورت نمی گیرد پس نفقه ای نیز به زن تعلق نمی گیرد . البته تا قبل از بار سوم یعنی بعد از طلاق اول می تواند در ایام عده طلاق رجوع کنند و اگر بعد از رجوع دوباره طلاق صورت گرفت برای بار دوم نیز می تواند در ایام عده رجوع کند و در هر دو بار طلاق رجعی می شود و نفقه نیز پرداختش لازم می شود و این در بار سوم است که طلاق بائن می شود و رجوعی در آن نیست و نفقه نیز به زن تعلق نمی گیرد.

ج_ نفقه در فسخ نکاح

در فسخ نکاح عده نیست و چون عده نیست مرد هم نمی تواندبه زن رجوع کند پس نفقه ای نیز برای زن در کار نخواهد بود . ماده 1109 قانون مدنی بیان می دارد که « ... اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد . »

3_ هر گاه طلاق بائن باشد و زن حامله : تا زمان وضع حمل زن حق مطالبه نفقه خواهد داشت . ماده 1109 قانون مدنی « ... اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت .»

امّا آیا این نفقه ایام وضع حمل در طلاق بائن یک استثناء بر اصل است ، یعنی اینکه استثناءً چون زن حامله است پس در طلاق بائن باید نفقه زن را پرداخت کرد ؟

جواب این است که این استثناء نیست چون در طلاق بائن نفقه نیست ولی زن حامله است و این حمل ملحق به این مرد است و در واقع مرد نفقه فرزند خود را به زن می پردازد . و این وظیفه پدر است که برای سلامتی فرزندش تلاش کند و او با پرداخت این هزینه به زن در واقع از او می خواهد که فرزندش را سالم به دنیا بیاورد.

4_ نفقه در عده وفات

عده وفات از زمانی است که شوهر می میرد و زن باید عده نگه دارد که به آن عدۀ وفات می گویند . هرگاه شوهر قبل از اینکه زن را طلاق دهد ( و یا اصلاً قصد طلاق زن را نداشته ) می میرد در این صورت زن باید چهار ماه و ده روز عده نگاه دارد . گاه نیز در زمان عدۀ طلاق مرد می میرد که در اینجا زن باید از زمان مرگ مرد عدۀ وفات نگاه دارد و عدۀ طلاق رها می شود ، در اینجا بین زن صغیره و کبیره ، یائسه باشد یا نه ، دخول صورت گرفته باشد یا نه ، عقد دائمی باشد یا منقطعه فرقی نیست و اگر زن حامله باشد دورترین آنها از وضع حمل چهار ماه وده روز است. در قانون سابق ، در این ایام به زن نفقه ای تعلق نمی گرفت و همین طور است وضع زن اگر در این مدت حامله می بود که باز به او نفقه ای تعلق نمی گرفت . ماده 1110 قانون مدنی تا قبل از 19/8/1381 ناظر بر این مطلب بود .« در عدۀ وفات زن حق نفقه ندارد .» ظاهراً مبنای ماده مذکور قول مشهور فقها بوده است ولی در اصلاحیه 19/8/1381 مجلس شورای اسلامی ماده مذکور بدین شرح تغییر یافته است « در ایام عدۀ وفات ، مخارج زندگی زوجه عند المطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهدۀ آنان است (در صورت عدم پرداخت ) تامین می گیرد.»

هر چند در مادۀ 1110 قانون مدنی سابق حقوقدانان معتقد بودند که این ماده ناظر به زن غیر آیستنی است که در عدۀ وفات است و زن آبستن تا وضع حمل استحقاق نفقه را از ترکه شوهر دارد. ولی با اصلاحیه جدید ، این استدلالها نیز دیگر جایگاهی ندارد چون در متن ماده به صراحت به پرداخت نفقه زن در عده وفات اشاره کرده است و زن آبستن را نیز شامل می شود.

ویژگی های نفقه زن یا تفاوت نفقه زن با نفقه اقارب

در نفقه زوجه ویژگی هایی است که آن را از نفقه اقارب جدا کرده و پراهمیّت تر می سازد که این تفاوتها را که باعث برجسته تر شدن موضوع نفقه زوجه گشته در ذیل می آوریم .

1_ نفقه زوجیت یک جانبه است ، یعنی این زوج است که باید مخارج همسرش را تأمین کند ولی در نفقه اقارب یک رابطه دو جانبه را می توان توصیف کرد یعنی گاه ممکن است آقایی از تأمین مخارج خود ناتوان باشد و پدرش به خاطر تمکن مالی که دارد نیاز او را برآورده کند و در آیند ممکن است وضع برعکس شود و پدر ناتوان و پسر توانا شود ، حال وظیفه پسر است که دست پدر را بگیرد و برای گذران زندگی پدر به او کمک کند.

2_ نفقه زن بر عهدۀ شوهر است چه زن دارا باشد چه زن فقیر ، در مقابل در مورد نفقه شوهر بر زن چیزی نیست . ولی در نفقه اقارب تأمین نفقه اقارب در صورت ناتوانی اقرباست . در نفقه اقارب ، منفق باید دارای وضع مالی مناسبی باشد به گونه ای که درآمدش مخارج زندگی خودش را برآورده کند و مبلغی اضافه تر از هزینه های خودش داشته باشد تا بتواند نفقه اقارب را بپردازد ولی در نفقه زوجه در هر صورت باید حوائج زوجه خود را برطرف کند و فرقی نمی کند که شوهر فقیر باشد یا غنی .

3_ نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است ودر صورت تعداد افرادی که واجب النفقه هستند پرداخت نفقه زوجه بر دیگری مقدم می شود (ماده ی1203قانون مد نی)

4_زن می تواند نفقه ایام گذشته خود را مطالبه کند در حالی که اقارب فقط می تواند نفقه آینده خود را مطالبه کند .(ماده1206قانون مد نی )

5_«طلب زن بابت نفقه یک طلب ممتازه است ودر صورت ورشکستگی یا فوت شوهر و عدم کفایت اموال او برای پرداخت دیون ، بر سایر بدهیها مقدم خواهد شد. لیکن نفقه اقارب دارای این خصوصیت نیست ، به استثنای نفقه اولاد که طبق تبصره ی 2ماده12قانون حمایت خانواده برسایر دیون مقدم شده است.»

منبع:تبیان



مقالات

حکم خوردن شیر زن توسط شوهر یا غیر شوهر

سوال: خوردن شیر زن توسط شوهر یا غیر شوهر، چه حکمی دارد؟

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

سوال: آیا به وسایل مورد نیاز پسر اعم از رختخواب، لباس، و ... که برای ازدواج تهیه می شود، خمس تعلّق می گیرد؟

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

سوال: الف) ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش چه حکمی دارد؟ ب) ازدواج با اعضاء گروهک منافقین چه حکمی دارد؟

بستن لوله های رحم از نظر حکم شرعی

سوال: بستن لوله های رحم جهت کنترل جمعیت چه حکمی دارد؟

حکم انعقاد نطفه زن و مرد اجنبی

سوال: زنی از شوهر خود بچه دار نمی شود، آیا جایز است نطفه مرد دیگر غیر از شوهر به وسیله دستگاه در رحم او قرار داده شود و بدینوسله حامله گردد و اگر جایز است، آیا تمام احکام مادری و فرزندی مانند محرمیت و ارث و... جاری می گردد؟

حکم جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن

سوال: الف) جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن جایز است یا نه؟ ب) اگر موجب لمس و نظر نامحرم (زن نامحرم یا مرد) باشد حکم چیست؟ ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی باشد حکم چیست؟

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

سوال: برخی خانواده ها برای ازدواج دخترانشان مخارج زیادی را بر داماد تحمیل می کنند مانند برپایی مجلس در تالارها با هزینه ها ی سنگین، دعوت از صداها نفر میهمان و امثال آن که حقیقتا در ابتدای زندگی به بهانه آبرو داشتن و... مخارج کمرشکن را بر دوش داماد قرار می دهند و او را مجبور به زیر بار قرض رفتن و بسیاری از مشکلات دیگر می کنند تا جایی که او قلبا راضی به این مخارج نیست و اما مجبور می شوند. آیا این بهانه ها که به نوعی سد راه ازدواج جوانها می گردد شرعا چگونه است ودر صورت عدم رضایت داماد به انجام این مخارج استفاده از آن چه صورت دارد؟

مهر المثل چيست؟

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می گویند.

مسائل متفرقه زناشويي-از رساله امام خميني-ره

2448 اگر زن پيش از آن که شوهرش با او نزديکي کند به طوري که در مساله پيش گفته شد مرتد شود عقد او باطل مي گردد ولي اگر بعد از نزديکي مرتد شود بايد به دستوري که در احکام طلاق گفته خواهد شد عده نگه دارد پس اگر در بين عده مسلمان شود عقد باقي و اگر تا آخر عده مرتد بماند عقد باطل است.

شرايط عقد از رساله امام خميني-ره

2370 عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنکه به عربي صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربي صحيح بخوانند به هر لفظ ي که صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست که وکيل بگيرند اما بايد لفظ ي بگويند که معني "زوجت و قبلت" را بفهماند

احکام عقد از رساله امام خميني-ره

در زناشويي چه دائم چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود و تنها راضي بودن زن و مرد کافي نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مي خوانند يا ديگري را وکيل مي کنند که از طرف آنان بخواند.

احکام متفرقه ازدواج

تفريح و رفتن به گردش با نامزد خود كه هنوز عقد نكرده است چه حكمى دارد؟

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

ازدواج دائم یا موقت مسلمان با اهل کتاب

سوال: ازدواج دائم یا موقت مسلمان با اهل کتاب چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج دائم یا موقت زن مسلمان با مرد اهل کتاب ب) ازدواج دائم یا موقت مرد مسلمان با زن اهل کتاب

ازدواج زانیه(زن زناکار) با زانی (مردزناکار) بعد از عده وفات

سؤال: زنی که در عدّه ی وفات (مدت زمانی که زنی که شوهرش مرده درطی آن نمی تواند با شخص دیگری ازدواج نماید) ،زنا کرده بعد از تمام شدن عدّه می تواند با زانی (همان مرد) ازدواج نماید؟

عقد نکاح مکاتبه ای (از طریق اینترنتی)

سؤال: اجرای عقد نکاح مکاتبه ای از طریق اینترنت چه حکمی دارد؟

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

سؤال: آیا زن شوهرداری که زنا کرده می تواند بعد از فوت همسر، و سپری شدن عده ی وفات با زانی (مرد زناکار) ازدواج نماید؟

اذن ولی در ازدواج دختر بالغه غیر رشیده

سوال: آیا رضایت دختر بالغه غیر رشیده در عقد ازدواج موقّت و دائم لازم است یا اذن پدر یا جدّ پدری کفایت می کند؟

جلوگیری از بارداری بدون اجازه شوهر

سوال: آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر به وسیله دارو از بارداری جلوگیری نماید؟

حکم گرفتن شیربها

سوال: گرفتن شیربها توسط پدر یا نزدیکان دختر چه حکمی دارد؟

حکم ازدواج زانی یا دختر زانیه

سوال: اگر مردی با زنی زنا کند، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

حکم عقد موقت 99 ساله!

سوال: آیا ازدواج موقت به مدت 99 ساله، صحیح است و موقت محسوب می شود؟

آیا به جهیزیه خمس تعلق می گیرد؟

سوال: آیا به جهیزیه یا پولی که برای آن کنار می گذ ارند، خمس تعلّق می گیرد؟

نحوه ی محرمیت دختر یا پسری

سۆال: نحوه ی محرمیت دختر یا پسری که از پرورشگاه می آورند به پدرخوانده و یا مادر خوانده در صورتی که ولیّ او مشخص نباشد و یا فوت کرده باشد، در صورتی که کودک زیر دو سال است و زنی که با شیر دادن او ایجاد محرمیت نماید، در فامیل نباشد و یا اگر بالای دو سال است چگونه است؟

عقد موقت بدون ذکر مدت معین!

سوال: اگر در عقد موقت مدت معین نشود آیا عقد صحیح است؟

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


نفقه

نفقه-احکام نفقه -مقالات نفقه

مبنا و ماهیت فقهی حقوقی نفقه زوجه در قرآن

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، نفقه در لغت به معنای خروج و مستهلک شدن است و در اصطلاح، به تمام نیازمندی‌های متعارف زن که با وضعیت او متناسب باشد، گفته می‌شود. در قانون مدنی ایران: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف متناسب با وضعیت زن از قبیل: مسکن و غذا و اثاث البیت و...» و هنگامی زن می‌تواند از نفقه بهرمند شود که در عقد دائم، یا موقتی که شرط شده، باشد و از شوهر خود تمکین نماید. کلمه نفقه به همراه مشتقات آن بیش از 75 بار در قرآن کریم به کار رفته است.

نفقه زن 1

حث نفقه زن, از ديرباز, در فقه شيعه همواره زير بخشى از مبحث كلى تر (نفقات) بوده است. اين بحث مى تواند با توجه به گسترش و تحول نهادهاى اجتماعى و در نتيجه تحول روابط اجتماعى, همواره دچار تحول باشد.
اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.

نفقه زن 2

 حيطه نفقه: نظرات فقها در زمينه گستره نفقه متفاوت است و رفته رفته, از محدوديت و قلّت, به تنوّع و كثرت مى گرايد.
فقهاى پيشين, در كتاب هايشان, موارد نفقه و استثنائات آن را يادآور شده اند.
شيخ طوسى (460ـ 385هـ.ق) در المبسوط موارد چندى را ذكر مى كند. ايشان درباره حقّ گرفتن خدمتكار براى زن مى گويد:
(اما درباره واجب بودن گرفتن خدمتكار و تأمين مخارج او: اگر زنانِ مانند او (هم سطح او) خدمتكار دارند, بر مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد و نفقه خدمتكار نيز به عهده مرد است. به دليل گفته خداى تعالى: (عاشروهنَّ بالمعروف; با زنان به گونه پسنديده معروف معاشرت كنيد) اين امر نيز متعارف و معروف است

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

سؤال: آیا نفقه ای که شوهر به همسرش می پردازد برای زن مالکیت می آورد یا فقط اباحه ی تصرف را به دنبال دارد؟ 1(آیا زن مالک نفقه ای که میگیرد میشود یا تنها اجازه استفاده از آن را دارد؟ به این صورت که اگر چیزی از آن بواسطه قناعت یا... باقی ماند متعلق به زن است یا باید به شوهر برگرداند؟

نفقه زن حامله ی ناشزه

سؤال: نفقه ی زن حامله ی ناشزه برعهده چه کسی می باشد؟ امام خمینی(ره) بر شوهر واجب نیست.

نفقه

نفقه همسر امري است كه بعد از عقد و ازدواج و پس از حضور زن در خانه شوهر مطرح مي‌شود و پيامدهاي مالي و حقوقي دارد كه طرفين بايد از آن مطلع باشند.

ماهیت حقوقی نفقه

خانواده از دیرباز، کانون اصلی تعاون بوده است. در این مکتب به انسان آموخته می‌شود که چگونه با دیگران همکاری کند و سرنوشت خویش را وابسته به آن ببیند، عاطفه خیرخواهی را خردمندان ستوده‌اند و قانونگذار نیز مصداق‌های آن را در زمره تکلیف آورده است. الزام به نفقه یکی از آن موارد است که به موجب آن اعضای خانواده وظیفه‌دار شده‌اند تا در مواقع لزوم به یاری یکدیگر بشتابند.



مرتبط با : نفقه

ماهیت حقوقی نفقه


ماهیت حقوقی نفقه

نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، روزی و مایحتاج معاش آمده است و معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی آن است و عبارت از چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیاز است.

خانواده از دیرباز، کانون اصلی تعاون بوده است. در این مکتب به انسان آموخته می‌شود که چگونه با دیگران همکاری کند و سرنوشت خویش را وابسته به آن ببیند، عاطفه خیرخواهی را خردمندان ستوده‌اند و قانونگذار نیز مصداق‌های آن را در زمره تکلیف آورده است. الزام به نفقه یکی از آن موارد است که به موجب آن اعضای خانواده وظیفه‌دار شده‌اند تا در مواقع لزوم به یاری یکدیگر بشتابند.

 نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، روزی و مایحتاج معاش آمده است و معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی آن است و عبارت از چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیاز است.

 در حقوق مدنی ایران نفقه در مورد 2دسته افراد مورد بحث قرار می‌گیرد، نفقه همسر، نفقه خویشان.

نفقه همسر

قانونگذار ما در ماده 1105 قانون مدنی ریاست خانواده را از خصایص شوهر دانسته که در راستای این امتیاز در ماده بعد تکلیفی را بر دوش او نهاده و شوهر را موظف به پرداخت نفقه به زوجه در عقد دائم دانسته( در عقد موقت نفقه بر عهده شوهر نیست) به موجب این ماده زن می‌تواند از شوهر مطالبه نفقه کند و در صورت لزوم از طریق مدنی و کیفری او را برای پرداخت نفقه تحت تعقیب قرار دهد.

 فلسفه این قاعده این است که در اکثر خانواده‌های ایرانی زنان اموال و درآمد کافی برای تأمین مخارج خود و شرکت در هزینه خانواده را ندارند. وانگهی اداره خانه و امور داخلی خانوادگی که وظیفه‌ای بزرگ است به عهده آنهاست و زنان به کار اقتصادی دیگری که منبع درآمد برای آنان باشد اشتغال نمی‌ورزند.

مفهوم نفقه زن: در ماده 1107 قانون مدنی در تعریف نفقه آمده است «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء.»

 حال سؤالی که مطرح است آن که آیا نفقه صرفا شامل موارد مذکور است؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که آنچه در این ماده آمده حصری نیست و هرچه بر حسب عرف مورد احتیاج زن باشد، جزو نفقه است و مرد باید آن را برای زن فراهم آورد که از کلمه احتیاج به کار رفته در این ماده نیز می‌توان این معنی را استنتاج نمود. همچنین فقهای بزرگ امامیه مانند صاحب جواهر، صاحب مسالک این نظر را پذیرفته و رجوع به عرف را برای تعیین نفقه مرجع می‌دانند.

نکته دیگر حائز اهمیت در این ماده آن است که وضعیت و احتیاجات زن به طور متعارف ملاک ارزیابی است و نه وضعیت مرد، پس اگر زن از خانواده متمکنی باشد شوهر به ناچار باید وسائل زندگی او را آنچنان که شأن و وضع اجتماعی و خانوادگی او اقتضا می‌کند، فراهم آورد که در تأیید این نکته می‌توان به رأی شماره 292/23 دیوان عالی کشور اشاره کرد.

ضمانت اجرای نفقه زوجه: برای الزام شوهر به پرداخت نفقه 2ضمانت اجرای مدنی و کیفری وجود دارد.

ضمانت اجرای مدنی: در ماده 1111 قانون مدنی به زن این حق داده شد تا در صورت خودداری شوهر از نفقه به دادگاه( دادگاه صالح، دادگاه خانواده محل اقامت شوهر است) مراجعه کند که در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به پرداخت آن محکوم می‌کند، ‌در صورت عدم اجرای حکم از جانب شوهر در مرحله بعد دادگاه از اموال شوهر نفقه را پرداخت و اگر امکان دسترسی وجود نداشته باشد یا اموالی نداشته باشد در این صورت زن حق طلاق دارد.( مواد 1112 و 1129 قانون مدنی و بند 2 ماده 8 قانون حمایت خانواده)

ضمانت اجرای کیفری: ماده 642 قانون مجازات اسلامی( تغریرات و مجازات‌های بازدارنده) مقرر داشته که هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از 3ماه و یک روز تا 5ماه حبس محکوم می‌ نماید.

 نکات حائز اهمیت در این ماده این است که شمول این ماده نفقه زمان گذشته را در برنمی‌گیرد و فقط ناظر بر نفقه زمان آینده است و نکته دیگر تمکین زن است که عبارت است از ادای وظایف زوجیت اعم از وظایف زناشویی و خانوادگی که به موجب عرف و قانون مشخص شده است حال زنی که بدون مانع مشروع از وظایف زوجیه امتناع ورزید که در اصطلاح «نشوز» کرده و نشوز زن استحقاق زن به نفقه را از بین می‌برد که ماده 1108 قانون مدنی به این نکته پرداخته است.

نفقه خویشان

اقارب جمع اقرب و به معنی خویشان است و برابر ماده 1136 قانون مدنی در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند. اقراب نسبی در خط عمودی یا خط مستقیم خویشانی را می‌گویند که بعضی از بعض دیگر به دنیا آمده‌اند اعم از اینکه واسطه‌ای در قرابت آنها وجود داشته باشد( مانند پدربزرگ و مادربزرگ و بالاتر و نوه‌ها) یا قرابت بدون واسطه باشد(مانند پدرو فرزند یا مادر و فرزند).

قرابت صعودی خویشاوندی از پایین به بالا و قرابت نزولی خویشاوندی از بالا به پایین است. بنابراین قرابت فرزند با پدر یا قرابت نوه با پدربزرگ صعودی و برعکس آن نزولی است و از این لحاظ پسر یا دختر یا نوه شخص اقربای خط نزولی او و پدر یا مادر یا جد وجده انسان و خویشان خط صعودی او محسوب می‌شود.

 نفقه اولاد: نفقه اولاد به عهده پدر است و پس از فوت پدر یا عدم قدرت او بر انفاق به عهده پدربزرگ پدری است. و در صورت عدم جلسات پدر و اجداد پدری یا عدم قدرت آنها نفقه به عهده مادر است و هر گاه مادر زنده نباشد به عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ مادری و همچنین مادر بزرگ پدری است که در فرض آخر اگر بیش از یک نفر باشند به طور مساوی نفقه بین آنها تقسیم می‌شود.(ماده 1199 قانون مدنی)

 نفقه پدر و مادر و اجداد: طبق ماده 1200 قانون مدنی نفقه پدر و مادر برعهده اولاد و در درجه بعد برعهده اولاد اولاد است، بنابراین نفقه پدر و مادر فقیر در درجه اول به عهده اولاد است. اگر پدر و مادر فقط یک فرزند داشته باشند، همه نفقه برعهده اوست و اگر چندفرزند داشته باشند به طور مساوی به پدر و مادر نفقه خواهند داد.

یعنی مشترکا و به نسبت برابر باید مخارج زندگی پدر و مادر خود را بپردازند و از این لحاظ تفاوتی بین دختر و پسر نیست. هرگاه شخصی فرزند بلافصل نداشته باشد یا فرزند او توانایی پرداخت نداشته باشد، نفقه او برعهده اولاد اولاد خواهد بود.

خصوصیات و شرایط تعلق نفقه به اقارب: اول: نفقه اقارب ناظر به آینده است: طبق ماده1206قانون مدنی«... اقارب فقط نسبت به آینده می‌توانند مطالبه نفقه نمایند و این برخلاف نفقه زوجه است».

 دوم: فقر مستحق نفقه: ماده 1197 قانون مدنی درباره شرط فقر در استحقاق نفقه می‌گوید: «کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی معیشت خود را فراهم سازد.»

سوم:تمکن منفق: در ماده 1198 قانون مدنی در این خصوص آمده است«کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه شود. برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

 چهارم: متقابل بودن نفقه اقارب: نفقه اقارب یک تکلیف متقابل است( برخلاف نفقه زوجه) یعنی خویشانی که ملزم به انفاق یکدیگرند در صورت فقر یکی و تمکن دیگری این وظیفه را متقابلا دارا می‌باشند مثلا همانطور که پدر توانگر باید به فرزند فقیر خود نفقه بدهد، فرزند توانگر نیز ملزم به انفاق به پدر فقیر است.

ضمانت اجرای نفقه اقارب: نفقه اقارب مانند زوجه هم ضمانت اجرای مدنی و هم ضمانت اجرای کیفری دارد.

ضمانت اجرای مدنی نفقه اقارب: مستحق نفقه می‌تواند برای نفقه آینده به دادگاه رجوع و از این طریق شخصی را که قانونا باید به او نفقه دهد مجبور به نفقه دادن کند با همان سیر مراحلی که برای نفقه زوجه بیان شد، از طرف دیگر قانون حمایت خانواده هم در ماده 12 در ارتباط با نفقه اولاد مقرر می‌دارد که دادگاه مبلغی را که برای فرزند باید استیفا گردد تعیین و طریقه اطمینان بخشی برای پرداخت آن مقرر کند.

ضمانت اجرای کیفری نفقه اقارب: ماده 642 قانون مجازات اسلامی مشترکا نفقه زوجه و اقارب را مدنظر گرفته که از آنجایی که در قسمت ضمانت اجرای کیفری نفقه زوجه بدان پرداخته شد از بیان مرد آن خودداری می‌شود.

در پایان باید انصاف داد که اگر قوانین تأمین اجتماعی به درستی و با حسن نیت تدوین و اجرا شوند از ضرورت دستگیری‌های کامل فردی و خانوادگی کاسته می‌شود. منتها باید افزود که امروزه باید سنت‌های اخلاقی را در خانواده‌ها گرامی بداریم و در دورنمای آینده نیز هیچگاه دولت نمی‌تواند نقش سرپرستی اجتماعی را بدون کمک خواستن از بنیادهای خانوادگی به خوبی ایفا کند.

منیع:همشهری آنلاین



نفقه زن 2


نفقه زن (2)

اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.


مقدار نفقه

در بحثى كه فقها تحت عنوان مقدار نفقه مطرح كرده اند, دو مطلب مورد بحث قرار گرفته است: يكم. حيطه نفقه كه مباحثى را دربرمى گيرد كه به تعيين انواع مخارج زن, مانند: خوراك, پوشاك, لوازم آرايش و زينت و… مى پردازد;
دوم. مقدار نفقه كه به تعيين اندازه و مقدار انواع (براى نمونه: كيفيت و مقدار پوشاك) اشاره مى كند. و ملاك تعيين آن را برمى رسد.
1. حيطه نفقه: نظرات فقها در زمينه گستره نفقه متفاوت است و رفته رفته, از محدوديت و قلّت, به تنوّع و كثرت مى گرايد.
فقهاى پيشين, در كتاب هايشان, موارد نفقه و استثنائات آن را يادآور شده اند.
شيخ طوسى (460ـ 385هـ.ق) در المبسوط موارد چندى را ذكر مى كند. ايشان درباره حقّ گرفتن خدمتكار براى زن مى گويد:
(اما درباره واجب بودن گرفتن خدمتكار و تأمين مخارج او: اگر زنانِ مانند او (هم سطح او) خدمتكار دارند, بر مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد و نفقه خدمتكار نيز به عهده مرد است. به دليل گفته خداى تعالى: (عاشروهنَّ بالمعروف; با زنان به گونه پسنديده معروف معاشرت كنيد) اين امر نيز متعارف و معروف است.)53
(اما اگر زن مريض شود و احتياج به خدمتكار داشته باشد به عهده مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد. اگرچه زنان مانند او در حالت سلامتى خدمتكار نداشته باشند زيرا در تمامى اين موارد آنچه معتبر است عرف مى باشد و در نظر عرف شخص مريض اين چنين به خدمتكار احتياج دارد.)54
ايشان ضمن اين كه خوراك, لباس و روغنى كه به موى مالند, شانه, زيرانداز و پشتى و لحاف را از موارد نفقه ذكر كرده, مواردى را نيز استثنا مى كند:
(دست مزد طبيب و خون گيرنده و حجامت كننده و نيز هزينه دارو به عهده مرد نيست.
فقها مرد را به شخص كرايه كننده و زن را به شخص كرايه دهنده خانه اى تشبيه كرده اند كه نظافت آن, مانند: شستن, جارو كردن و نظافت بر عهده كرايه كننده است, زيرا او نظافت را مى خواهد و از آن استفاده مى كند و حفظ بناى ساختمان, مانند: تعمير ديوار و تعويض ستونى كه شكسته, به عهده كرايه دهنده است, زيرا مربوط به اصل خانه مى شود.
هم چنين تأمين آنچه مرد براى نظافت و آرايش مو [در زن] به آن احتياج دارد و به آن اعتنا مى كند, به عهده اوست و آنچه براى حفظ اصل و اساس زن به شمار مى رود, مانند: حجامت و خون گرفتن به عهده خود زن است. اين دو [زن و خانه] تنها در يك چيز با هم تفاوت دارند و آن غذاست كه براى حفظ اساس و بنيه زن, مرد بايد فراهم كند [در حالى كه در خانه چنين نيست] پس در همين مطلب, اين دو با هم تفاوت دارند و در غير اين با يكديگر همانند هستند.)55
محقق حلّى (602 ـ 676هـ.ق), ضابطه اى كلى (هر آنچه زن در زندگى بدان احتياج دارد) مطرح مى كند و صاحب جواهر, استثناهايى را كه در بيان فقهاى پيشين بود مورد نقد قرار مى دهد.
مرحوم محقق حلّى, در شرايع الاسلام در اين باره مى نويسد:
(اما ضابطه در اندازه نفقه, تأمين آن چيزى است كه زن به آن احتياج دارد مانند: غذا, لباس, مسكن, خدمتكار, وسيله روغن [وسيله آرايش] كه در اين موارد از آنچه در زنان مانند او در ميان اهالى متداول است تبعيت مى شود.)56
و مرحوم محمدحسن نجفى (م.1266هـ.ق) در (جواهر الكلام) ضمن طرح ضابطه كلى, موارد استثنا شده در بيان فقهاى پيشين را نمى پذيرد. ايشان مى گويد:
(اگر مدرك و دليل در مقدار نفقه, معاشرت به نحو پسنديده و معروف [وعاشروهنّ بالمعروف] و اطلاق دليلِ انفاق باشد, صحيح اين است كه پرداخت هزينه تمامى موارد [حتى هزينه دارو و معالجه و اجرت حمام و حجامت] واجب باشد و بلكه چيزهاى ديگرى كه محدود و محصور نيست. پس صحيح اين است كه همه موارد نفقه را به شأن همسرى و انفاق شوهران به زنانشان مربوط دانست كه به طور معمول صورت مى گيرد و هرگز به شدت دوست داشتن همسر و امورى اين چنينى ربط ندارد. هرگز فرقى نيست بين آن مواردى از نفقه كه ذكر كرده اند و آن مواردى كه ذكر نكرده اند. اين امر, با مراعات شأن زن و مكان و زمان و مانند آن صورت مى پذيرد. و در صورت اختلاف و نزاع, آنچه حاكم شرع براى رفع خصومت تعيين مى كند, پذيرفته خواهد بود. والاّ براى آنچه كه از فقهاى پيشين شنيده ام, نه اثباتاً و نه نفياً, دليل خاصى كه بتوان به آن اعتنا نمود, وجود ندارد.)57
قبل از بررسى ادله حيطه نفقه, گفتنى است كه نفقه هم چنان كه از معناى لغوى آن برمى آيد, مالى است كه مرد براى همسر خود خرج مى كند و در آيات و روايات نيز نفقه به همين معنى به كار مى رود و اصطلاح جديدى نيست. بنابراين, (مسكن) از جهت لغوى و در منابع تشريع از گستره نفقه خارج است. آنچه تأمين مسكن را بر مرد الزامى مى كند, حقّ سكناى زن است كه با ادله جداگانه ثابت مى شود.
در روايات مربوط به حقوق زن مطلقه, در طلاق رجعى به حقّ سكنى در كنار حقّ نفقه تصريح شده است:
(عن سعد بن أبي خلف قال: سئلتٌ أبا الحسن موسى(ع) عن شىء مِن الطلاق.
فقال: إذا طلّق الرجل امرئته طلاقاً لايملك فيه الرجعة فقد بانت منه ساعة طلَّقها وملكت نفسها ولا سبيل له عليها وتعتدُّ حيث شائت ولا نفقة لها.
قال: قلت: أليس الله يقول: (لاتخرجوهنَّ من بيوتهن ولايخرجن).58
قال: فقال: انما عنى بذلك التى تطلَّق تطليقة بعد تطليقة فتلك التي لاتخرج ولاتخرج حتى تطلّق الثالثة. فإذا طلّقت الثالثة فقد بانت منه ولا نفقة لها, والمرئة التّى يطلّقها الرجل تطليقةً ثم يدعها حتى يخلو أجلها, فهذه أيضاً تقعد في منزل زوجها ولها النفقة والسّكنى حتى تنقضى عدَّتها);59
مرحوم كلينى با سند خود از سعد بن ابى خلف روايت مى كند كه از ابوالحسن موسى كاظم(ع) درباره طلاق پرسيدم.
فرمود: وقتى كه مرد زنش را طلاقى بدهد كه در آن حقّ رجوع نداشته باشد, زن از لحظه وقوع طلاق از او جدا و در امر خودمختار مى شود و مرد بر او سلطه و حقى ندارد و زن هرجا كه بخواهد عدّه نگه مى دارد و حقّ نفقه ندارد.
سعد بن ابوخلف مى گويد: پرسيدم كه آيا خداوند نگفته است: (نه شما آنها [زنان] را از خانه هايشان بيرون كنيد و نه آنها خارج شوند؟)
فرمود: همانا منظور از اين آيه زنى است كه بعد از يك طلاق دوباره طلاق داده شود. زمانى كه براى بار سوم طلاق داده شد از مرد جدا شده و حقى ندارد.
و زنى كه مرد او را يك بار طلاق مى دهد و بعد او را وامى گذارد تا اجلش [زمان عدّه] تمام شود, اين زن نيز بايد در منزل همسرش زندگى كند و تا زمانى كه عدّه او تمام شود, حقّ نفقه و سُكنى دارد.
از آن جا كه مطلقه رجعى تا زمانى كه عدّه اش سپرى نشده, حكم زوجه را دارد, حقّ سكونت زن در زمان ازدواج نيز وجود دارد و در واقع, اين روايات, اين نكته را بيان مى كنند كه همان گونه كه حقّ سكونت در زمان ازدواج براى زن است, در طلاق رجعى نيز اين حق استمرار دارد.60
به هر تقدير در آيات و روايات چندى درباره گستره نفقه, سخن گفته شده است.
از جمله اين آيات, آيه 23 سوره بقره مى فرمايد:
(وعلى المولود له رزقهنَّ وكسوتُهنَّ بالمعروف لا تكلّف نفس إلاّ وسعها);
و روزى زنان و جامه آنان به نحو پسنديده و معروف به عهده صاحب فرزند [پدر] است. هيچ كس جز به اندازه توانايى و طاقتش مكلّف نمى شود.
در اين (رزق) كه مفسران و فقها آن را به خوراك معنى كرده اند و (لباس), حقّ زن و نفقه او بيان شده و قيد معروف و پسنديده نيز در آن دو, مطرح شده است.
برخى گفته اند, از آن جا كه اين بخش آيه در بيان حكم زنان مطلّقه آمده, چنان كه قبل از آن آمده: (والوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أن يتمَّ الرضاعة وعلى المولود له…; مادران فرزندان خود را دو سال كامل شير مى دهند. [اين امر] براى كسى است كه شير دادن را تمام كند و روزى زنان و جامه آنان به نحو پسنديده و معروف به عهده پدر است.), اين آيه پس از آيه زنان مطلقه آمده و اين مطلب را بيان مى كند كه زنانى كه طلاق داده شده اند, اگر بخواهند, مى توانند فرزند خود را به مدت دو سال كامل شير دهند, و در اين زمان, نفقه آنان به عهده صاحب فرزند [المولود] است. پس نفقه در اين آيه, در مقابل شير دادن مطرح شده, در حالى كه نفقه همسر به سبب زوجيّت واجب مى گردد.61
اما بسيارى از مفسران و فقها براى آيه اطلاق قائل هستند و بر اين اعتقادند كه آيه, شامل نفقه همسر نيز مى شود.62
از جمله آياتى كه به بيان گستره نفقه مى پردازد, آيه 24 سوره نساء است: (وعاشروهنّ بالمعروف) و زندگى با همسر به نحو متعارف و پسنديده, شامل بحث نفقه نيز مى شود. اطلاق آيه , هر آنچه را كه معروف و پسنديده باشد, در گستره نفقه و نيز اندازه و مقدار نفقه داخل مى كند.
در روايات مربوط به گستره نفقه, سه دسته روايات وجود دارد:
1. در برخى از روايات تحت عنوان احسان, حق زن بر همسر بيان شده است:
(عن اسحاق بن عمار قال: قلت لإبى عبدالله(ع): ما حقّ المرئة على زوجها الذي إذا فعله كان محسناً؟
قال: يشبعها ويكسوها وإن جهلت غفر لها);63
مرحوم كلينى با سند خود از اسحاق بن عمّار نقل مى كند: به امام صادق(ع) گفتم: حق زن نسبت به همسرش چيست; آن حقى كه اگر به جا آورد, محسن و احسان كننده خواهد بود؟
فرمود: او را سير كند و بپوشاند و اگر نادانى و جهالت كرد, او را ببخشد.)
در اين روايت, احسان آن است كه مرد حقوق زن را به جا آورد.
احسان, همان رعايت معاشرت و مصاحبت پسنديده و معروف است. در مفردات راغب در اين باره آمده:
(معروف در آيه (وللمطلّقات متاع بالمعروف) و آيه (فأمسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف) يعنى ميانه روى و احسان.)64
2. در برخى روايات, نفقه, تحت عنوان حق زن بر همسر بيان گرديده است:
(عن أبي عبدالله(ع) قال: جائت امرئة إلى النبى(ص) فسئلته عن حقّ الزوج على المرئة فخبرها.
ثم قال: فما حقّها عليه؟
قال: يكسوها من العرى ويطعمها من الجوع وإذا اذنبت غفر لها.
قالت: فليس لها عليه شىء غير هذا؟
قال: لا…);65
مرحوم كلينى در (كافى) با سند خود از امام صادق(ع) روايت مى كند كه حضرت فرمود: روزى زنى نزد پيامبر(ص) آمد و از ايشان درباره حق مرد بر زن سؤال كرد. حضرت به او پاسخ داد.
سپس آن زن پرسيد: و حق زن بر همسرش چيست؟
پيامبر فرمود: او را از عريانى بپوشاند و از گرسنگى سير كند و وقتى گناهى مرتكب شد, او را ببخشد.
زن گفت: براى زن حقى غير از اين بر همسرش نيست؟
حضرت فرمود: نه….
(عن شهاب بن عبد ربّه قال: قلت لإبي عبدالله(ع): ما حقّ المرئة على زوجها؟
قال: يسُدُّ جوعها و يستر عورتها ولا يقبّح لها وجهاً. فإذا فعل ذلك فقد والله أدَّى إليها حقَّها.
قلتُ: فالدُّهن؟
قال: غبّاً يوم و يوم لا.
قلتُ: فاللّحم؟
قال: في كلّ ثلاثة. فيكون في الشهر عشر مرّات لا أكثر من ذلك. والصبغ في كل ستة أشهر ويكسوها في كلّ سنة أربعة أثواب: ثوبين للشتآء وثوبين للصيف. ولاينبغى أن يقفر بيته من ثلاثة أشياء: دُهن الرّأس والخلّ والزّيت. ويقوتهنّ بالمُدّ, فإنّي أقوت به نفسي وليقدر لكل انسانٍ منهم قوته فإن شاء أكله وإن شاء وهبه وإن شاء تصدَّق به, ولاتكون فاكهة عامّة إلاّ أطعم عياله منها ولايدع أن يكون للعيد عندهم فضل في الطعام أن ينيلهم في ذلك شيء ما لم ينيلهم لهم في سائر الأيّام.);66
شهاب بن عبد ربّه نقل مى كند: به امام صادق(ع) گفتم: حق زن بر همسرش چيست؟
فرمود: گرسنگى او را برطرف كند و عريانى او را بپوشاند و روى بر او ترش نكند. اگر اين را انجام دهد, به خدا قسم كه حق او را ادا كرده است.
گفتم: روغن [براى خوراك]؟
فرمود: يك روز در ميان.
گفتم: گوشت؟
فرمود: در هر سه روز يك بار كه در هر ماه ده بار مى شود, نه بيشتر از آن. رنگ, هر شش ماه يك بار. و هر سال چهار لباس به او بپوشاند: دو لباس براى زمستان و دو لباس براى تابستان و سزاوار نيست كه خانه او از سه چيز خالى باشد: روغن سر و سركه و زيتون. و بايد غذاى آنها را با مدّ اندازه بگيرد كه من نيز با آن غذاى خود را اندازه مى گيرم. و بايد غذاى هر نفر آنها را حساب بكند. اگر آن شخص خواست, آن را مى خورد و اگر خواست, مى بخشد و اگر خواست, صدقه مى دهد. و بايد ميوه عمومى اى [ميوه فصل] نباشد, جز اين كه براى خانواده و عيال خود تهيه كند. و بايد از خوراندن غذاى برتر به آنان در روز عيد فروگذارى نكند چنان كه به آنها چيزى برسد كه در ديگر, روزها نرسيده است.
اين روايت, خوراك را روغن, گوشت, سركه, زيتون و ميوه فصل برشمرده و لباس را دو لباس براى زمستان و دو لباس براى تابستان ياد كرده است. امام(ع) در اين روايت دو مورد ديگر را نيز ياد مى كند: رنگ (هر شش ماه يك بار) و روغن سر كه ظاهراً براى آرايش به سر مى ماليده اند كه اين دو مورد, به وضوح از خوراك و پوشاك خارج است.
امام(ع) در اين روايت در مقام بيان مخارج متعارف در آن زمان بوده است و برخى از موارد را پس از استفسار و سؤال شخص راوى, امام بيان مى كند و ظاهراً حضرت در مقام حصر گستره نفقه حتى در زمان خود نيز نبوده است.
اين روايت, به وضوح مى فهماند كه شمول معنايى و عبارت (مرد بايد گرسنگى همسرش را برطرف كند و عورت او را بپوشاند) بيش از معناى ابتدايى آن دو است.
3. در برخى از روايات نيز به ضابطه اى كلى اشاره مى شود:
(عن محمد بن مسلم قال: قال رجل لإبي جعفر(ع): إنَّ لي ضيعة بالجبل أشتغلها في كلّ سنة ثلاثة آلاف درهم فانفق على عيالي منها ألفي درهم وأتصدق منها بألف درهم في كلّ سنة. فقال أبوجعفر(ع): إن كانت الألفان تكفيهم في جميع مايحتاجون إليه لسنتهم فقد نظرت لنفسك ووفّقت لرشدك وأجريت نفسك في حياتك بمنزلة ما يوصى به الحيُّ عند موته);67
مرحوم كلينى با سند صحيح خود از محمد بن مسلم نقل مى كند كه مردى به امام باقر(ع) گفت: من زمينى در سرزمين جبل68 دارم كه هر سال سه هزار درهم از آن درآمد دارم. در هر سال, دو هزار درهم آن را خرج خانواده ام مى كنم و هزار درهم آن را صدقه مى دهم.
امام فرمود: اگر دو هزار درهم, احتياج يك سال آنها را برآورده مى كند, همانا تو در امر خود نظر كرده اى و در راه رشد خود توفيق يافته اى و در زمان حيات خود كارى را انجام داده اى كه شخص در زمان مرگ به آن وصيت مى كند.
سند روايت اشكال ندارد و تمامى افراد آن ثقه هستند و چنان كه از جمله جواب شرط فهميده مى شود, تأمين آنچه خانواده او به آن احتياج دارند, به نحو وجوب است; يعنى اگر همه احتياجات آنان را در يك سال كفايت نمى كرد, او در امر رشد خود توفيق نيافته بود و مانند كسى نبود كه در هنگام مرگ بدان وصيت مى كند.
بنابراين, امام(ع) در اين روايت, حاجت يك ساله خانواده (از جمله همسر) را مخارج آنان تعيين كرده است. از اين روى, گستره نفقه آن چيزى خواهد بود كه همسر و فرزندان براى زندگى به آن احتياج دارند و اين امر در مكان ها و زمان هاى مختلف متفاوت است.
در روايت ديگرى, شيخ طوسى با سند مرسل از رسول الله(ص) نقل مى كند:
(روي أنَّ هند جائت إلى رسول الله صلى اللّه عليه وآله فقالت: يا رسول الله إنَّ أباسفيان رجل شحيح وإنَّه لايعطيني وولدي إلاّ ما آخذ منه سرّاً وهو لايعلم فهل عليّ فيه شيء؟
فقال: خذي مايكفيك وولدك بالمعروف);69
روزى هند [زن ابوسفيان] نزد رسول الله(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا! ابوسفيان مردى بخيل است و به من و فرزندم چيزى نمى دهد, مگر اين كه پنهانى از مال او, بى آن كه بفهمد, بردارم. آيا با اين كار چيزى بر عهده من است؟
حضرت فرمود: آنچه تو و فرزندت را به نحو پسنديده كفايت مى كند, بردار.
شيخ طوسى(ره) پس از نقل اين روايت نكات چندى را از آن برمى گيرد; از جمله آن نكات كه به اين بحث مربوط مى شود, نفقه به اندازه كفايت است و كفايت نيز با قيد پسنديده و متعارف [معروف] مشخص مى شود.70
از بررسى دو روايت اخير به دست مى آيد كه ملاك و معيار كلى درباره گستره و محدوده نفقه آن چيزهايى به شمار مى رود كه براى زندگى متعارف مورد نياز است و اگر آنها تأمين شوند, براى برآوردن نيازهاى متعارف و پسنديده زن (معروف) كفايت خواهد كرد.


ب. مقدار و اندازه نفقه:

آنچه اندازه نفقه را تعيين مى كند, معيار كلى (معروف) است كه در آيه (وعلى المولود له رزقهنّ وكسوتهنّ بالمعروف) و (عاشروهنّ بالمعروف) مطرح مى شود. به اين معنى كه (براى نمونه:) تعداد لباس, ملاك همان معروف و پسنديده است.
هم چنان كه پيش از اين ذكر شد, معروف به آنچه از طرف عقل و شرع خوب شناخته شود, اطلاق مى گردد و متداول در عرف نيز معروف است, زيرا شرع و عقل, (براى نمونه:) در پوشاك زن, رجوع به عرف و حدّ متعارف را, تا آن جا كه با ملاكات شرع و عقل منافات نداشته باشد, امرى مستحسن و خوب مى شمارند.
هم چنين در روايت مرسل شيخ طوسى(ره) از رسول الله: (خذي مايكفيك وولدك بالمعروف) به معيار معروف اشاره شده است, و رواياتى كه مقدار براى نمونه: چهار لباس در سال را بيان كرده, در مقام بيان متعارف در زمان صدور روايت بوده است.
اما حدّ متعارف و معروف, نسبت به چه كسى و كجا بايد لحاظ شود؟ نسبت به متعارف و معمول محل زندگى, نسبت به متعارف مردانى كه در حدّ شرايط و توانايى مالى مرد هستند, يا نسبت به حدّ متعارف زنان كه از نظر وضعيت خانوادگى پدرى و منزلت و موقعيت اجتماعى در شرايطى مشابه شرايط زن در محل و مكان زندگى او هستند؟
برخى از فقها از جمله قاضى ابن البرّاج(ره) در المهذب,71 ابن حمزه طوسى(ره) در الوسيله,72 شيخ طوسى(ره) در مبسوط73 و علامه(ره) در قواعد الاحكام,74 در تعيين غذا, قوت غالب و متعارف شهر و محل زندگى را مطرح كرده اند.
در غير از مورد غذا, برخى از فقها, معيار را شأن زن و آنچه در زنان هم سطح او متعارف است, مطرح كرده اند, از جمله: محقق حلّى(ره) در شرايع الاسلام,75 علامه حلى(ره) در قواعد الاحكام,76 شهيد اوّل(ره) در اللمعة الدمشقيه,77 محمدحسن نجفى(ره) در جواهرالكلام,78 امام خمينى(ره) در تحريرالوسيله79 و آيت الله خويى(ره) در منهاج الصالحين.80
و برخى از فقها از جمله قاضى ابن البرّاج(ره),81 ابن حمزه طوسى(ره)82 و شيخ طوسى(ره) در مبسوط83 توانايى مالى مرد را ملاك دانسته اند.
اما دلايل و استدلال هايى كه در اين باره آورده شده, به اين شرح است:
از آن جا كه پوشاك و خوراك در آيات و روايات به زنان منسوب شده (رزقهنّ وكسوتهنّ) و به عبارت ديگر, به خوراك و پوشاك آنان تعبير شده,84 و از آن جا كه بنابر تعبير روايت محمد بن مسلم, آنچه زن براى زندگى به آن احتياج دارد (جميع مايحتاجون اليه) با احتياجات متعارف و سطح زندگى زن مناسبت دارد, بنابراين, معيار و ملاك در معروف و متعارف, همان متعارف زنانِ هم سطح است و بايد شأن زن در نظر گرفته شود.
اين امر, درباره زنانى است كه شوهرانشان توانايى مالى دارند, اما اگر مرد بر تأمين آنچه در شأن زن است, توانايى نداشته باشد, بايد در حدّ توان نيازها و احتياجات زندگى را براى زن فراهم كند. در اين صورت مقدارى كه خارج از توان مالى مرد و متناسب با شأن زن است, به صورت دين بر عهده مرد باقى مى ماند تا زمانى كه براى او گشايش مالى به وجود آيد و آن را بپردازد;85 مگر آن كه زن از حقّ خود بگذرد. در قرآن كريم در اين باره آمده است:
(لينفق ذوسعة من سعته ومن قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه الله لايكلّف الله نفساً إلاّ ما اتيها سيجعل الله بعد عسر يسراً);86
بايد آن كه توانايى مالى دارد به اندازه توانايى و گشايش خود نفقه بدهد و كسى كه روزى بر او تنگ شده, بايد از آنچه خداوند به او عطا كرده نفقه بدهد. خداوند كسى را به جز آنچه به او عطا كرده, تكليف نمى كند. خداوند بعد از هر سختى, گشايشى را قرار مى دهد.
بنابر ديدگاه ياد شده, اين كه خداوند كسى را جز به آنچه به او عطا كرده تكليف نمى كند, در صورت تنگى معيشت و ناتوانى مالى مرد است و مرد آنچه را بايد بپردازد كه بر آن توانايى دارد و باقى به صورت دين بر عهده او باقى مى ماند. مؤلف كنز العرفان, بعد از بيان اين استدلال عبارت (سيجعل الله بعد عسر يسراً) را دليل بر صحّت اين برداشت مى داند.87
در اين باره مى توان اين ديدگاه را مطرح كرد كه: نفقه در هر صورت, تمكن يا عدم تمكن مالى مرد, نسبت به وضعيت مالى مرد تعيين مى شود و در صورت تمكن مالى مرد, مشخص كننده گستره و مقدار نفقه, شأن زن خواهد بود كه با همان ملاك معروف و متعارف زنان هم سطح, معيّن مى گردد. اما در صورت عدم تمكن مالى مرد, به همان مقدار توانايى او بسنده مى شود و معروف و متعارف در اين صورت همان مقدارى خواهد بود كه براى مانند اين زن, با توجه به وضعيت مالى مرد, مقدور است.
جواهرالكلام, اين توضيح از (معروف) را يك احتمال برمى شمرد و گويى با فراخواندن خواننده به تأمل, آن را تأييد مى كند.88
در آيه فوق نيز تكيه بر وضعيت مالى مرد در نفقه شده و اين كه مردى كه تمكن مالى دارد, بايد به اندازه وسعتى كه دارد نفقه بدهد; يعنى وسعت مالى مرد تعيين كننده است و آن كه در تنگناى مالى قرار دارد, بايد به آن اندازه اى كه خداوند به او روزى داده, نفقه دهد, كه: (لايكلّفُ الله نفساً إلاّ ما آتيها.) تكليف به اندازه توانايى و دارايى است و اثبات دين, برخلاف مفاد آيه مى نمايد و عبارت (خداوند بعد از سختى آسايش قرار مى دهد) اين نكته را بيان مى كند كه سختى ديرپا و ماندگار نيست و گشايش و آسانى به دنبال آن خواهد بود و دلالت و اشاره اى به اثبات دين بر عهده مرد ندارد. بلكه اثبات دين (وجوب پرداختن بعد از توانايى مالى مرد) تكليفى زايد بر آن چه خداوند در حال حاضر در اختيار انسان گذارده است: (لايكلف الله نفساً إلا ما آتيها).
هم چنان كه در روايتى از امام رضا(ع) نقل شده:
(عن أبي الحسن(ع) في قول الله عزّوجلّ (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قواما)89 قال: القوام هو المعروف (على الموسع قدره وعلى المقتر قدره)90 على قدر عياله ومئونته الّتي هي صلاح له ولهم (لايكلّف الله نفساً إلاّ ما آتيها));91
مرحوم كلينى در كتاب كافى با سند خود از محمد بن سنان از امام على بن موسى الرضا(ع) درباره آيه: (وكسانى كه انفاق مى كنند اسراف نمى كنند و سخت گيرى نمى نمايند و انفاق آنها بين اين دو امر است) فرمود: قوام همان (معروف) است بر شخص توانگر به اندازه خود و بر شخص تهيدست, به اندازه خود), به اندازه عيال و خانواده خود و مخارجى كه صلاح او و خانواده اش در آن است و (خداوند كسى را جز به آنچه داده تكليف نمى كند).
در روايات ديگرى, در توضيح كلمه (قوام) حدّى بين اسراف و اقتار, يعنى اقتصاد و حدّ وسط آمده است.
از جمله اين روايات, به روايت شيخ صدوق(ره) در كتاب خصال مى توان اشاره كرد:
(عن العيّاشي قال استأذنت الرضا(ع) في النفقة على العيال, فقال: بين المكروهين.
قلتُ: لا والله ما أعرف المكروهين!
قال: إنّ الله كره الاسراف وكره الاقتار, فقال: (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوماً));92
عياشى مى گويد: از امام رضا(ع) درباره نفقه خانواده جويا شدم.
حضرت فرمود: حدّى بين دو امر مكروه.93
گفتم: به خدا قسم دو امر مكروه را نمى شناسم.
فرمود: همانا خداوند, اسراف و تنگ گرفتن را دوست ندارد و فرموده است: (وكسانى كه انفاق مى كنند, اسراف نمى كنند و تنگ نمى گيرند بلكه انفاق آنها بين اين دو امر است).
اين روايات به وضوح, اين مطلب را بيان مى كند كه حدّ وسط بين اسراف و سخت گيرى همانا با توجه به توانايى مالى مرد است و قيد متعارف و معروف, با توجه به همين حدّ توانايى مالى مرد در نظر گرفته مى شود. چه در غير اين صورت مرد مكلّف به چيزى خواهد بود كه در حدّ توان او نيست. راه ديگر براى تعيين اسراف از عدم اسراف و اقتار از عدم اقتار, شأن زن و حال اوست: (على قدر عياله و مئونته التي هي صلاح له ولهم) كه شكم هاى گرسنه و تن هاى برهنه در جامعه, اجازه اسراف نمى دهد, نه براى خود, نه براى همسر و نه براى فرزند.
البته در اين باره, موضوع ديگرى تحت موضوع (توسعه بر خانواده) وجود دارد كه بر اساس آن حقى را زايد بر آنچه زن شأن آن را دارد, اثبات مى كند و در واقع, توسعه و گشايش ايجاد كردن براى خانواده نيز در دايره حدّ وسط بين اسراف و اقتار قرار دارد و به حدّ اسراف نمى رسد.94
گفتنى است كه اين بحث به طور كلى, در گستره و مقدار نفقه مطرح مى شود و در بخش گستره, نفقه, پس از آن كه محدود نبودن انواع نفقه در شرع ثابت شد, و جايگاه آن, تحت ضابطه كلى (احتياجات زن) قرار دارد; توانايى مالى مرد در تهيه انواع و موارد نفقه تعيين كننده خواهد بود.
خلاصه:
در بحثى كه فقها زير موضوع مقدار نفقه مطرح كرده اند, دو بحث مورد بررسى قرار گرفته است: گستره نفقه و اندازه نفقه. در بخش گستره نفقه, ديدگاه هاى فقها از قلّت و محدوديت, به كثرت و تنوع مى گرايد و با ارائه معيار (آنچه زن براى زندگى به آن احتياج دارد) به كمال مى رسد. شيخ محمدحسن نجفى در جواهرالكلام نيز استثنائات, همچون: هزينه مداوا را كه فقهاى پيشين مطرح كرده اند, نمى پذيرد.
در بخش اندازه و مقدار نفقه سه ديدگاه در ميان فقها وجود دارد:
1. آنچه در جامعه معروف و متعارف است;
2. آنچه با توانايى مالى مرد تناسب دارد;
3. آنچه متناسب با شأن و منزلت اجتماعى زن است.
از آن جا كه مكلف نمودن مرد به آنچه توانايى آن را ندارد, صحيح نيست و خداوند انسان ها را جز به آنچه به آنها داده و جز به حدّ توانايى شان تكليف نمى كند, بنابراين, آنچه مى تواند معيار باشد, توانايى مالى مرد است. در نهايت, در صورت توانايى و مكنت مالى مرد, آنچه تعيين كننده خواهد بود, شأن و منزلت اجتماعى زن است. اين عامل (شأن زن) يكى از عوامل تعيين كننده اقتصاد و ميانه روى و (قوام) و (معروف) به شمار مى رود و انفاق را از حدّ اسراف و اقتار (سختگيرى) خارج مى سازد.
توسعه و گشايش ايجاد كردن براى خانواده, در صورت مكنت مالى مرد, حقى زايد بر شأن زن را اثبات مى كند, در حالى كه به حدّ اسراف و تبذير نيز نمى رسد.
اين كه اندازه نفقه, بر حسب توانايى مالى مرد و شأن زن است, در بخش گستره نفقه نيز صادق و جارى مى نمايد و در تعيين انواع نفقه نيز تأثير مى گذارد.
منبع:معارف قرآن



نفقه زن 1


نفقه زن (1)



اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.

مقدمه

بحث نفقه زن, از ديرباز, در فقه شيعه همواره زير بخشى از مبحث كلى تر (نفقات) بوده است. اين بحث مى تواند با توجه به گسترش و تحول نهادهاى اجتماعى و در نتيجه تحول روابط اجتماعى, همواره دچار تحول باشد.
اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.
در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.
اين مباحث, بر مبناى مطرح شده در كتب فقهى, حدود و مرزهاى شرعى را به وجود مى آورد, اما همچنان كه خواهد آمد, اين حدود و مرزها مى تواند با توجه به تعهدات و مقررات عرفى, توسعه يابد و تضييق گردد و وظايف زن و شوهر را با توجه به فرهنگ هاى مختلف به گونه هاى متنوع سامان دهد, در حالى كه اين امر مورد امضاى شارع نيز قرار دارد.
گفتنى است, نفقه زن و احكام آن بايد با توجه به نظام خانوادگى مسلمانان و ديدگاه اسلام نسبت به انسان و در كلّى مرتبط نگريسته شود تا بتواند در مقابل طرح هاى ديگر (آنچه در غرب مطرح است) پاسخ گوى مشكلات باشد, نه مشكل زا و دفاع ناپذير.
اين بحث در فضاى تقنين و حكم مطرح است, نه در فضاى اجرا و آنچه در جوامع مختلف بدان عمل مى شود. راه كارهاى عملى براى اجراى قانون و حكم, خود بحثى مستقل و بيرون از موضوع اين نوشته است.
و در آخر, بايد اذعان كرد: در خانواده اى كه محبّت, عشق, تفاهم و مشاركت وجود دارد, بسيارى از بحث هاى قانونى, خشك و غير لازم به نظر مى رسد و اين مباحث بيشتر در هنگام اختلاف و دعاوى مطرح مى شود.
(نفقه) اسم مصدر (انفاق) و به معناى آن چيزى است كه انفاق مى شود و انفاق مال, به معناى بذل و صرف آن است.1
از آن جا كه زن, در ازدواج دائم مسئوليت هايى را در طول زندگى مشترك خود به عهده دارد كه توان جسمى او را مى طلبد و فرصتى را از او مى گيرد, نفقه, حق و امتياز او قرار داده شده است; مسئوليت هايى, مانند: باردارى و حضانت فرزند, رسيدگى و انجام امور شخصى در خانه2, خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر و تمكين در برابر همسر.
مرحوم علامه طباطبايى, در ذيل آيه (ولاتتمنّوا ما فضّل الله…) در ضمن توضيح اين مطلب كه مرد و زن نبايد آرزوى مزايا و امتيازاتى را بكشند كه خداوند براى هريك از آنان قرار داده, برخوردارى از حقّ نفقه را يكى از موارد امتياز زنان نسبت به مردان مى شمارد.3
زن مى تواند تا آن جا كه با استيفاى حقوق مرد و خانواده مزاحمت نداشته باشد, خود به كار درآمدزا بپردازد,4 ليكن چنين چيزى بر او فرض نشده; گويى كه حق نفقه نوعى تسهيل براى زنان است كه عدم وضع آن باعث به سختى و دشوارى افتادن آنان مى شود.
دلايل: در منابع تشريع اسلامى, نوشتار بسيارى درباره وجوب نفقه زن وجود دارد. در قرآن كريم, آيات متعددى در اين زمينه نازل شده; از جمله اين آيات است:
(والوالدان يُرضعن اولادهنَّ حولين كاملَين لِمَن ارادَ أن يُتمَّ الرَّضاعة وعلى المولود له رزقهنَّ وكسوتُهُنَّ بالمعروف);5
و مادران, دو سال كامل فرزندان خود را شير دهند; آن كسى كه مى خواهد فرزند را شير تمام دهد. و به عهده صاحب فرزند [پدر] است كه خوراك و پوشاك مادر را به حدّ متعارف و پسنديده بدهد.
(لِينفق ذو سعة مِن سعته و مَن قُدر عليه رزقه فلينفق مما آتيه الله لايُكلّفُ اللهُ نفساً إلاّ ما اتيها, سيجعل الله بعد عسر يسراً);6
بايد مرد دارا به اندازه وسعت و توانايى خود, نفقه زن شيرده را بدهد و آن كه رزق و روزى او تنگ است از آنچه خدا به او داده انفاق كند كه خدا هيچ كس را جز به مقدار آنچه توانايى داده, تكليف نمى كند. و خدا به زودى بعد از هر سختى آسانى قرار مى دهد.
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا مِن اموالهم);7
مردان عهده دار و سرپرست زنان هستند به آن دليل كه خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده و به دليل آن كه مردان از مال خود به زنان نفقه مى دهند.
روايات بسيارى نيز از معصومان(ع) درباره وجوب نفقه زن وارد شده است كه براى نمونه, يك روايت ذكر مى شود. شيخ صدوق(ره) در خصال با سند خود از حريز نقل مى كند كه به امام صادق(ع) عرض كردم:
(مَن الّذى اجبَرُ عليه وتلزمُنى نفقتُهُ؟);
آن كسى كه مجبور بدان مى شوم و نفقه او بر من لازم مى شود, كيست;
حضرت فرمود:
(الوالدان والولد والزّوجة);
والدين (پدر و مادر), فرزند و همسر.8
در ميان فقهاى شيعه نيز وجوب نفقه زن, امرى اجماعى و متفق عليه به شمار مى رود بلكه اين امر به گفته مؤلف جواهرالكلام در بين امت اسلامى اجماعى است.9


شرايط:

الف. ازدواج دائم: نفقه, در زمينه ازدواج دايم مطرح مى شود; يعنى در زمينه اى كه زن در طول زندگى مشترك خود ملزم به رعايت حقوقى گرديده كه ازدواج دايم بر او الزام كرده است.
در روايات به شرط (دائم بودن ازدواج) تصريح شده و ازدواج موقت از آن استثنا مى شود10 تمامى فقها, در اين باره اتفاق نظر دارند.
ب. اطاعت و عدم نشوز: يكى ديگر از شروط وجوب نفقه زن, (عدم نشوز) وى است. نشوز زن در لغت, برترى جستن, عصيان و دشمنى در برابر همسر است.11

حدود اطاعت

گفتيم كه نشوز به معناى عصيان و در برابر اطاعت و پذيرش است. درباره حيطه اطاعت زن از همسر و دايره مسئول آن سه ديدگاه وجود دارد:
ديدگاه اوّل: اطاعت و پذيرش در برابر استمتاعات جنسى; جمعى از فقها عدم نشوز را به معناى آن مى دانند كه زن تمكين كامل كند و استمتاع را در هر زمان و هر مكان بپذيرد; از آن جمله اند: قاضى بن البراج(ره) در المهذّب,12 ان حمزه(ره) در الوسيله الى نيل الفضيله,13 شهيد اوّل(ره) در اللمعة الدمشقيه,14 شهيد ثانى(ره) در الروضة البهيه15 و محقق حلّى(ره) در شرايع الاسلام.
محقق(ره) درباره شروط نفقه مى گويد:
شرط وجوب نفقه دو چيز است: الف. دائم بودن عقد; ب. تمكين كامل. و آن خلوت كردن زن با مرد است, به گونه اى كه اين امر اختصاص به مكان يا زمانى خاص نداشته باشد. پس اگر زن خود را در يك زمان و نه در زمانى ديگر يا در يك مكان و نه در مكانى ديگر, كه استمتاع در آن ممكن و جايز است, در اختيار مرد بگذارد, تمكين حاصل نمى شود.16
ديدگاه دوم: پذيرش استمتاعات جنسى و عدم خروج از خانه بدون اجازه همسر; برخى از فقها از جمله علامه حلّى(ره) در قواعد الاحكام,17 آيت الله خويى(ره) در منهاج الصالحين18 و امام خمينى(ره) در تحرير الوسيله19 در تحقق عدم نشوز براى خارج نشدن از خانه بدون اجازه همسر موضوعيت قائل شده اند. امام خمينى, در تحريرالوسيله در اين باره مى نويسد:
نشوز زن با خارج شدن او از طاعت همسر صورت مى گيرد; آن طاعتى كه بر او واجب است. خارج شدن از اطاعت, يعنى: عدم تمكين و برطرف نكردن آنچه دل زدگى همسر را به بار مى آورد و با تمتّع و التذاذ نمى سازد. بلكه ترك نظافت و آرايش نيز از اين شمار است كه همسر او اقتضاى چنين امورى را داشته باشد. و هم چنين, خارج شدن زن از خانه, بدون اجازه همسر و غير اينها.
و نشوز, با ترك اطاعت در آنچه بر زن واجب نيست, تحقق نمى يابد. پس اگر زن از كارهاى خانه و حوايج همسرش, مانند: شستن يا خياطى يا آشپزى يا غير اينها حتى ريختن آب براى او و آماده كردن رخت خواب امتناع كند, نشوز تحقق نمى يابد.20
ديدگاه سوم: اطاعت در برابر امورى كه با شئون همسرى ارتباط دارد. علامه طباطبايى در تفسير الميزان دايره وجوب اطاعت زن از همسر خويش را امور مربوط به شئون همسرى و امور خانواده مطرح كرده و اعتقاد دارد كه اطاعت تا اين محدوده وسعت و نفوذ دارد. ايشان در تفسير آيه (فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله)21 ضمن بيان اين نظر مى نويسد:
قيمومت و سرپرستى مرد به آن حد نيست كه براى همسر خود در دارايى هايش, اراده و تصرف او را اجازه ندهد و نگذارد زن در حفظ حقوق فردى و اجتماعى خود و دفاع از آنها و كسب مقدماتى كه براى رسيدن بدان لازم است, مستقل باشد.
معناى آيه اين است كه چون مرد از مال خود در ازاى استمتاع, نفقه مى دهد پس بر زن است كه از مرد در هر آنچه به استمتاع و مباشرت مربوط مى شود, در وقت حضور او اطاعت كند و اين كه در غياب او حافظ مرد باشد, به اين معنى كه در زمان غياب او به او خيانت نكند و با ديگرى هم بستر نشود و در مال شوهر كه در اختيار اوست و براى ازدواج و زندگى مشترك تحت تسلط او قرار گرفته, خيانت نورزد.22
بنابراين, علامه طباطبايى(ره) بر اين اعتقاد است كه شئون همسرى شامل سه امر پذيرش استمتاع, عدم خيانت به مرد و همبستر نشدن با ديگرى, و عدم خيانت در مال همسر است.
اما ادله هريك از اين سه ديدگاه در ضمن بحث از ادله حيطه اطاعت و عدم نشوز مطرح مى گردد.
در آيه 34سوره نساء, كه مجموعه كاملى از روابط همسران و بحث نفقه است, آمده:
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضَهُم على بعض و بما أنفقوا مِن أموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله واللاتى تَخافون نشوزهنَّ فعظوهنَّ واهجروهنَّ في المضاجع واضربوهنَّ فإن أطعنَكم فلاتبغوا عليهنَّ سبيلاً إنَّ الله كان عليّاً كبيراً.)
علامه طباطبايى(ره) در تفسير اين آيات درباره (قوّامون) مى گويد:
[قوامون جمع قوام است] و قيّم آن كسى است كه براى اداره امور كسى به پا مى خيزد و قوّام و قيّام صيغه مبالغه است و براى شدت و مبالغه به كار مى رود.23
بنابراين, مفاد آيه از اين نظر, نوعى حقّ اداره كردن و تدبير خانواده بر مرد است و اين امر, اولاً, به دليل برترى هاى داده شده از سوى خداوند براى مرد به شمار مى رود, (بما فضّل الله بعضهم على بعض) و نيز به دليل تأمين مخارج زن از سوى مرد است: (وبما أنفقوا مِن أموالهم).
(قانتات) از مصدر (قُنوت) مشتق شده و قنوت,دوام اطاعت و خضوع معنى مى شود24 و اطاعت, عمل به وظيفه با رغبت و خضوع است. پس در مفهوم قنوت, خضوع بيشتر و شديدتر وجود دارد.25
اين بخش آيه: (فالصالحات قانتات حافظات بما حفظ الله) با (واللاتى تخافون نشوزهنَّ…) تقابل دارد و مفاد آن زنان صالحى است كه در استيفاى حقوق همسران خود, به طور ثابت, حالت خضوع مؤكد و اطاعت دارند و از نشوز و عصيان به دورند.
علامه طباطبايى(ره) در تفسير (حافظات للغيب بما حفظ الله) مى گويد:
بنابر ظاهر آيه, (ما) در اين عبارت مصدريه و (باء) براى آلت و وسيله به كار رفته و معناى اين جمله چنين است: آن زنان صالح, قانت و مطيع همسران خود هستند و [در غياب همسران خود] حقوق آنان را حفظ مى كنند. خاستگاه اين حق, قيمومتى است كه خدا به آنان سپرده.26 پس خداوند بر زنان اطاعت و حفظ غيب همسر را بر زنان واجب كرده است.
و شايد (باء) براى مقابله باشد كه در اين صورت, معناى آيه چنين خواهد بود: همانا وجوب قنوت و حفظ غيب, در مقابل حقوقى به شمار مى رود كه خداوند براى زنان كرده است, زيرا خداوند امر زنان را در اجتماع بشرى احيا كرده و بر مردان مهريه و نفقه زنان را واجب گردانيده است ـ ليكن معناى اوّل ظهور بيشترى دارد.27
بنابراين, از وظايف زن در قبال همسرش, اطاعت و قنوت و حفظ حقوق همسر در غياب اوست; وظايفى كه اگر بدان عمل نشود, نشوز و عصيان و نحوه برخورد با آن را به دنبال خواهد داشت: (واللاتى تخافون نشوزهنَّ فعظوهنَّ…).
مرحوم علامه, اعتقاد دارد كه دايره اطاعت و حفظ حقوق مرد, شامل آن چيزهايى است كه به شئون همسرى ارتباط دارد, نه امورى كه موجب سلب اراده و تصرف زن در دارايى هايش مى شود و نه حقوق فردى و اجتماعى او. و با توجه به مفاد آيه چون مرد از مال خود, در ازاى استمتاع, نفقه مى دهد, حقّ استمتاع دارد و زن بايد در اين باره از او اطاعت كند و در غياب او با ديگرى هم بستر نشود و در مال همسر خود كه به دليل ازدواج در اختيار او قرار گرفته, خيانت نكند.
اما درباره حقوق مرد نسبت به زن, دو دسته روايت وجود دارد:
الف. رواياتى كه به طور كلى به بيان حقوق مى پردازد, بى آن كه در آنها به اين نكته اشاره شود كه: اگر اين حقوق استيفا نشود, تأثيرى در حقّ نفقه زن مى گذارد يا خير؟
(قال ابوجعفر الباقر(ع): جائت امرئة إلى النَّبى(ص) فقالت: يا رسول الله ما حقُّ الزَّوج على المرئة؟
فقال لها: أن تُطيعَه ولا تعصيه ولا تصدّق مِن بيته إلاّ بإذنه و لا تصوم تطوُّعاً إلاّ بإذنه ولا تمنعه نفسها و إن كانت على ظهر تتب ولا تخرج من بيتها إلا بإذنه وإن خرجت بغير اذنه لعنتها ملائكة السماء وملائكة الارض وملائكة الغضب وملائكة الرحمة حتى ترجع إلى بيتها.
قالت: يا رسول الله مَن أعظم الناس حقّاً على الرجل؟
قال: والده.
قالت: من أعظم الناس حقاً على المرئة؟
قال: زوجُها);28
امام باقر(ع) فرمود: زنى نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا(ص) حقّ همسر بر زنش چيست؟
پيامبر فرمود: اين كه از او اطاعت كند و او را نافرمانى نكند. از خانه او جز با اجازه او چيزى صدقه ندهد. جز با اجازه او روزه مستحب نگيرد. مانع تمتع او از خود نشود, اگرچه بر جهاز شتر نشسته باشد و از خانه اش جز با اجازه شوهرش خارج نشود كه اگر بدون اجازه او خارج شود, ملائك آسمان و زمين و ملائك غضب و رحمت او را تا زمانى كه به خانه اش برگردد, لعنت خواهند كرد.
تمامى راويان سلسله سند اين روايت, ثقه هستند و سند روايت صحيح است اما دلالت روايت: حقوق مرد از همه بزرگ تر و در نتيجه, در هنگام تزاحم با حقوق نزديكان زن (مادر و پدر, برادر و خواهر, بستگان) و ديگران, مقدم است.
از حقوق مرد تمكين زن در استمتاعات (بهره هاى جنسى) مى باشد و ظاهراً خارج نشدن بدون اجازه شوهر براى تأمين همين حق است, يعنى: خروجى كه با امكان استمتاع منافات داشته باشد. احتمال دارد رضايت شوهر در روزه مستحبى نيز بازگشت به همين مطلب داشته باشد چرا كه حق استمتاع مقيّد به زمان و مكانى نيست. همچنان كه در روايت تأكيد شده كه حتى اگر بر روى جهاز شتر باشد. و در روايتى ديگر از رسول الله(ص) آمده است: (تعرضُ نفسها عليه غدوة وعشية;29 زن بايد خود را به شوهرش صبح و شام عرضه كند و براى هم بسترى آماده باشد).
اين كه زن بدون رضايت همسر خود, نمى تواند صدقه بدهد, ظاهراً به دليل صورت پذيرفتن تصرف در مال شوهر بدون رضايت اوست كه بنابر آيه 34 سوره نساء, مرد حقّ سرپرستى و اداره امور خانواده را دارد, زيرا درآمد خانواده را او تأمين مى كند و بايد مصارف و هزينه ها تحت نظر و با رضايت وى باشد.
از ديگر حقوق مورد اشاره در روايت اين است كه زن بايد از همسر خود اطاعت كند. اين امر با جمله (ولاتعصيه; بر او عصيان نكند), تأكيد شده است.
درباره حيطه اطاعت از همسر, دو روايت و دو احتمال وجود دارد:
اوّل: حيطه اطاعت, همان موارد ذكر شده در بعد از اين جمله از حديث است. به عبارت ديگر, اين جمله ذكر عام قبل از خاص به شمار مى رود و حقوق ديگر, از مصاديق اين حق است.
دوم: آنچه در حيطه زندگى مشترك خانوادگى صورت مى گيرد و در آن مؤثر است, بايد با توافق همسر باشد. بنابراين, موارد ذكر شده در روايت, نمونه است و حقوق, منحصر در آنها نيست. همچنان كه در روايت ديگرى از رسول الله(ص), حضرت پس از بيان برخى حقوق ديگر, از جمله آرايش و آراستگى زن براى همسر مى فرمايند: حقوق ديگرى بيش از اينها نيز وجود دارد.30 اين امر مى تواند احتمال دوم را در معناى روايت تقويت كند.
ب. در مقابل روايات حقوق, روايات ديگرى وجود دارد كه در آنها به حقوق اشاره شده كه اگر استيفا نشوند, حقّ نفقه زن ساقط خواهد شد. در اين باره دو روايت وجود دارد.

روايت اوّل:

(خطب النبي(ص) فقال… يا أيها الناس إنَّ النساء عندكم عوان لايملكن لأنفسهن ضرّاً ولا نفعاً اخذتموهنَّ بأمانةالله واستحللتم فروجهنَّ بكلمات الله. فلكم عليهنَّ حق ولهنَّ عليكم حق ومن حقكم عليهن أن لاتواطئن فراشكم ولايعصينكم في معروف, فإذا فعلن ذلك فلهنَّ رزقهن وكسوتهن بالمعروف ولاتضربوهنَّ…);31
شيخ صدوق(ره) در كتاب (خصال) نقل مى كند كه پيامبر در ايام تشريق در حجةالوداع خطبه اى ايراد كرد. در بخشى از آن خطبه فرمود: اى مردم! همانا زنان نزد شما عاريه اند و براى خود سود و زيانى نتوانند خواست. شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و با كلمات او آنان را بر خود حلال كرده ايد. شما بر آنها حقى داريد و آنها نيز بر شما حقى دارند. حقّ شما بر آنها اين است كه كسى را جز شما به هم بسترى نگيرند و در كار معروف و پسنديده از شما نافرمانى نكنند. پس اگر چنين كردند, حقّ خوراك و پوشاك به نحو معروف و پسنديده دارند و آنها را تأديب بدنى نكنيد و مورد ضرب قرار ندهيد…
اين خطبه در كتاب (تحف العقول) نيز با تفاوت هايى نقل شده است:
(عن النبي(ص) أنَّه قال في خطبة الوداع: إنَّ لنسائكم عليكم حقاً ولكم عليهنَّ حقاً, حقُّكُم عليهنَّ أن لايوطئن أحداً فرشكم ولا يدخلن بيوتكم أحداً تكرهونه إلاّ باذنكم وأن لايأتين بفاحشة فإن فعلن فإنَّ الله قد أذن لكم أن تعضلوهنَّ وتهجروهنَّ فى المضاجع وتضربوهنَّ ضربا غير مبرَّج فإذا انتهين وأطعنكم فعليكم رزقهنَّ وكسوتهنَّ بالمعروف أخذتموهنَّ بأمانة الله واستحللتم فروجهنَّ بكتاب الله فاتقوا الله في النساء واستوصوا لهنَّ خيراً…);32
پيامبر(ص) فرمود: همانا زنان بر شما حقى دارند و شما بر زنانتان حقى. حق شما بر آنان اين است كه با كسى غير از شما هم بستر نشوند و اين كه كسى را كه شما خوش نمى داريد, بدون اجازه شما به خانه تان راه ندهند و اين كه دچار هرزگى نشوند. پس اگر [هريك از اين كارها را] انجام دادند, خداوند به شما اجازه داده است كه آنها را منع كنيد و در بستر از آنها دورى كنيد و آنها را به نحوى غير شديد و آرام بزنيد. اگر نهى كردن شما را پذيرفتند و از شما اطاعت كردند, روزى و پوشاك آنها به نحو متعارف و پسنديده به عهده شماست. شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و آنها را با كتاب خدا بر خود حلال كرده ايد. پس درباره زنان تقواى الهى پيشه كنيد و آنها را به خير و نيكى سفارش كنيد.

روايت دوم:

(عن أبي عبدالله الصادق(ع) قال: قال رسول الله(ص): أيما امرئة خرجت مِن بيتها بغير إذن زوجها فلا نفقة لها حتى ترجع);33
امام صادق(ع) فرمود: رسول الله(ص) فرموده است: هر زنى كه بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود تا زمانى كه بر گردد, نفقه اى برايش نيست.
سند روايت اوّل در كتاب خصال سند صحيحى نيست, زيرا خطبه به واسطه عبدالله بن عمر (فرزند خليفه دوم) از پيامبر(ص) نقل شده و عبدالله بن عمر فردى غير موثق به شمار مى رود و در تحف العقول خطبه بدون ذكر سلسله سند و به نحو مرسل نقل شده است. از آن جا كه اين روايت در كتب اهل سنت نيز از طريقى ديگر نقل شده, به طور مسلم پيامبر(ص) چنين خطبه اى را در حجةالوداع نفرمود. اگر احتمال تعمّد در كذب, در جمله مورد بحث, منتفى باشد, احتمال نسيان و خطا به دليل تفاوت در نقل ها منتفى نيست, زيرا دو نقل خصال و تحف العقول, در جمله مورد بحث و در ديگر جمله ها با هم تفاوت هايى دارند, هرچند نقل خصال, به حسب متن متقن تر و مستحكم تر به نظر مى رسد.
بنابراين, اين روايت را نمى توان دليل دانست و تنها مى تواند مؤيد باشد.
در اين روايت, درباره حقوق مرد به چند نكته اشاره شده است: زنان بستر همسر خود را محل رفت و آمد ديگران نكنند كه كنايه از هم بسترى با ديگران است, و در امر معروف و پسنديده از همسران خود نافرمانى نكنند.
آنچه اين روايت, از حقوق مرد بيان مى كند كه اگر استيفا نشود, در مقابل آن, حقّ نفقه زن ساقط خواهد شد, تمامى موارد را شامل نمى شود, زيرا حقّ هم بسترى و استمتاع از حقوق مسلّمى به شمار مى رود كه در روايات, يادى از آن نشده است, جز اين كه عبارت عام (لايعصينكم في معروف; شما را در امر معروف و پسنديده اى نافرمانى نكنند) شامل آن خواهد بود.
در روايت دوم كه از نظر سند بدون اشكال است, اين نكته بيان شده كه زن نبايد بدون اجازه همسر خود از خانه خارج شود كه در غير اين صورت نفقه او تا زمانى كه به خانه برگردد, منتفى خواهد بود. اين مطلب خود اين نكته را بيان مى كند كه در روايت, خروجى مورد نظر است كه با حقّ استمتاع مرد منافات داشته باشد; براى مثال: شامل خروج هاى كوتاه مدت و به طور كلى خروج هاى سازگار نمى شود. وگرنه ترتب سقوط نفقه بر خروج, مثلاً به مدت يك ساعت و به همان مقدارِ يك ساعت, معنايى نخواهد داشت. گويا به همين دليل, بسيارى از فقها براى خروج از خانه بدون اجازه همسر خصوصيتى نمى دانند و در تحقق نشوز تنها عدم تمكين در مقابل استمتاعات را ذكر كرده اند.
مؤيد اين مطلب روايتى است كه رسول الله(ص) به زنى اجازه نداد تا براى حاضر شدن بر بستر پدر بيمارش نيز سپس حضور در مراسم نماز ميت پدرش حاضر شود, چرا كه همسرش به او سفارش كرده بود كه در خانه بماند.34
اما عبارت (لايعصينَكم في معروف; شما را در امر معروف عصيان نكنند) ضابط كلى است كه ديگر موارد از مصاديق آن به شمار مى رود: اين كه زن, كسى را كه شوهر تمايل ندارد به خانه اش بيايد, بدون رضايت او به خانه نياورد و….
احتمال دارد آيه (عاشروهنّ بالمعروف; با زنان خود به نيكى معاشرت كنيد) نيز به اين مطلب دلالت داشته باشد, زيرا معاشرت از باب مفاعله است و در طرفينى (دو طرفى) استعمال مى شود. پس همچنان كه زندگى كردن و معاشرت مرد با همسر خود, بايد به نحو معروف و پسنديده باشد, زن نيز بايد متقابلاً با همسر خود به نحو پسنديده و معروف رفتار كند.
بنابراين, در كنار سه ديدگاه مطرح شده درباره حيطه اطاعت زن, مى توان ديدگاه چهارمى را مطرح كرد كه براساس آن ملاك و ضابطه كلى براى اطاعت زن از همسر خود در زندگى مشترك خانوادگى, اطاعت كار پسنديده و معروف است.
قيد (معروف) كه در آيات مربوط به روابط زن و مرد نيز در قرآن بسيار ذكر شده, به چه معنى است؟ معروف به هر چيزى گفته مى شود كه عقل يا شرع, خوبى آن را درك مى كنند و منكر آن چيزى است كه عقل يا شرع انكار و تقبيح مى كنند.35 معناى ديگرى كه فقها آن را به كار مى بندند, معروف به معناى عرف و مقررات و امور عرفى پذيرفته شده است.36
مى توان گفت, بازگشت اين معنى (معروف به معناى عرف) به همان معناى اوّل است, چرا كه عقل و شرع تبعيت از تعهدات و قوانين عرفى (مدوّن و غير مدوّن) را تا آن جا كه با ضوابط عقلى و شرعى منافات نداشته باشد, مستحسن و صحيح مى شمارند.37
بنابراين تعريف, تمامى تعهداتى كه عرف چه به صورت مدوّن و قانونى براى زن وضع كرده و چه تعهداتى كه در عرف جامعه به صورت غير مدوّن لحاظ شده, در حيطه تعهدات زن است كه بايد به آنها گردن نهد.38 اين تعهدات به حسب زمان و مكان, مى تواند تغيير يابد و دچار توسعه و تضييق شود و با تغيير و توسعه نهادها و روابط اجتماعى شكل هاى جديد و متنوع بيابد. شرع نيز با توجه به همين تحول نهادها و روابط اجتماعى, معيار عرف و معروف را معيارى كلى و فراگير براى تمامى زمان ها و جوامع مطرح كرده است. براساس اين احتمال كه در كنار سه ديدگاه ذكر شده مى تواند مطرح باشد, شرع گاه در تعهدات عرفى, حدود و شرايط خاصى وضع كرده است (مانند: حقّ استمتاع در هر زمان و هر مكان) و در باقى مواردى كه شرع درباره آنها اظهارنظر نكرده و سكوت برگزيده, تعهدات عرفى زن, چه به صورت مدوّن و قانونى و چه به صورت غير مدوّن, اعتبار دارد و الزام مى آورد. گاه حتى عهدها و قراردادهاى فردى و جزئى نيز مى تواند اين تعهدات را توسعه دهد يا تضييق كند; چنان كه رسول الله(ص) على(ع) و زهرا(س) را به اين گونه تقسيم كار گماشت كه كارهاى منزل را زهرا(س) و كارهاى بيرون از خانه را على(ع) انجام دهد. روشن است كه در اين امر, شأن تشريع و قانون گذارى پيامبر(ص) خصوصيتى ندارد.
در واقع, برخى از حقوقى كه در دو روايت مورد بحث ذكر شده, مانند اين كه زن نبايد كسى را كه همسرش تمايل ندارد, بدون اجازه او به خانه راه دهد و نيز برخى حقوق مطرح شده در روايات حقوق, مانند اين كه زن بايد براى همسر خود آراسته و با زينت باشد, از موارد حقوق عرفى اى است كه براى جامعه كوچك خانواده لحاظ مى شود و خصوصيت تعبّدى ندارد.
در هر صورت, اگر اين احتمال را هم نپذيريم و هركدام از سه ديدگاه مطرح شده را قبول كنيم, مى توان گستره تعهدات زن در برابر همسر را, كه در زمان ما در سطحى متفاوت و در جوامع مختلف به گونه هاى گوناگون شكل گرفته است, با تمسك به الزام آور بودن تعهدات عرفى (ولو در عرض تعهدات شرعى) تبيين و توجيه كرد. بر اين اساس, عرف مدوّن, و در صورت نبودن قانون مدوّن در زمينه اى, عرف غير مدوّن مرجع و تعيين كننده خواهد بود.

زمينه ها

سرپرستى مرد در خانواده و اطاعت زن در برابر همسر, با توجه به گستره آن برخاسته از اين واقعيت است كه هر جامعه اى, از جمله خانواده, نياز به تصميم گيرنده نهايى دارد.39
در ديدگاه اسلامى سرپرستى و عهده دارى خانواده به مرد داده شده است:
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض وبما أنفقوا مِن أموالهم.)
خاستگاه سرپرستى مرد در خانواده از دو زمينه ذكر شده در آيه است:
ييكم. توانايى ذاتى: (بما فضل الله بعضهم على بعض).
دوم. توانايى مالى: (بما انفقوا من أموالهم).
از آن جا كه اين زمينه ها در مباحث خانواده و حقوق زن و مرد و به طور كلى در مباحث مربوط به زنان تأثيرگذار و مهم است, و ديدگاه هاى معارض برگرفته از غرب درباره خانواده, زن و حقوق زن در جامعه ما نيز مطرح شده, سزاوار مى نمايد كه با تفصيل بيشترى از آنها سخن گفته شود; به ويژه آن كه دايره اطاعت زن از مرد در خانواده, براساس احتمال مطرح شده در اين نوشته, وسيع تر و گسترده تر مى نمايد:
يكم. توانايى ذاتى: تعقل, عامل ذاتى اى به شمار مى رود كه منشأ حقّ سرپرستى مرد است. على(ع) در خطبه اى40 مى گويد:
(اِنّ النساء نواقص العقول… أما نقصان عقولهن فشهادة امرئتين كشهادة الرجل الواحد);
همانا زنان از حيث عقل نقصان دارند… اما نقصان عقل آنان به دليل مساوى بودن شهادت دو زن با شهادت يك مرد است.
پيش از هرچيز براى اين كه در تاريكى حركت نكنيم و با ديدگاه هاى عرفى خود قضاوت نكنيم, بايد به تفاوت مفهومى كلماتى, چون: (عقل) و (فكر) و (هوش) توجه كنيم:
فكر, نيروى نتيجه گيرى و استنتاج را گويند و تفكر زاياندن معلومات و كشف مجهولات به وسيله معلومات است كه علوم نتيجه آن به شمار مى روند.
هوش, در علم روان شناسى به مجموعه اى از توانايى ها; توانايى آموختن و بهره گيرى از تجربه, توانايى استدلال به شيوه انتزاعى, توانايى انطباق با نوسانات و توانايى برانگيختن خود براى انجام سريع كار, اطلاق مى شود.41
اما عقل در اصطلاح وحى (قرآن و روايات) نيروى سنجش و اندازه گيرى است. عقل ارزيابى و سنجش خود را در دو امر انجام مى دهد: سنجش راه هايى كه فكر براى رسيدن به خواسته ها و اهداف ارائه مى كند كه على(ع) مى فرمود:
(كفاك من عقلك ما أوضح لك سبيل غيّك مِن رشدك);42
از عقل تو همين بس كه راه گم راهى ات را از راه رشد تو آشكار و متمايز كند.
و ديگر, سنجش در اصل اهداف و خوبى ها و بدى ها. على(ع) مى فرمايد:
(إنّما يدرك الخير كله بالعقل);43
همانا تمامى خير و خوبى با عقل درك مى شود و مى توان به آن رسيد.
و نيز مى فرمود:
(العقل رسول الحق);44
عقل رسول حق است.
حق با عقل شناخته و معرفى مى شود. با اين بيان, عنصر تعقل در تمامى امور جارى است, كه: (بالعقل صلاح كلّ امر;45 صلاح هر چيزى, به وسيله عقل است) و موجب هدايت مى شود كه: (العقل يهدى وينجي والجهل يغوي ويردي).46 و عبوديت خدا و به دست آوردن بهشت را به بار مى آورد: (العقل ما عُبِدَ به الرحمان واكتسب به الجنان).47
بنابراين, تعقل به كارگيرى سنجش عقلانى در تمامى امور است.
و هرجا كه عنصر سنجش تحت تأثير عواطف (خشم, ترس و رغبت) قرار بگيرد, كاستى و نقصان يافته است كه:
(العاقل من يملك نفسه إذا غضب وإذا رغب وإذا رهب);48
عاقل حقيقى و كامل كسى است كه در هنگام خشم, رغبت و ترس خود را كنترل كند.
در هنگام خشم, حلم و بردبارى را, در هنگام خواهش و رغبت, ميانه روى را, و در هنگام ترس, صبر و شكيبايى را پيشه كند.49
وجهه عواطف در زنان غلبه دارد, به گونه اى كه گاه در عنصر تعقل تأثير مى گذارد. بيان اميرالمؤمنين على(ع) كه پذيرفته شدن شهادت دو زن به جاى شهادت يك مرد, نقصان تعقل و سنجش او را برمى نمايد,50 بيان اين نكته است كه, زنان عواطف و احساسات را در كارهاى خود, از جمله شهادت, دخالت مى دهند; هرچند عقل و تعقل تنها جنبه ذاتى ندارد و با تجربه نيز به دست مى آيد و چنان كه در روايت آمده: (العقل عقلان: عقل الطبع وعقل التجربه.)51 بارز بودن عواطف و احساسات در جنس زن نه تنها قدح و عيب نيست كه در جايگاه خود و در يك نگاه مجموعى به خانواده و اجتماع, حسن و زيبايى به شمار مى رود. از همين رو, زن و مرد در خانواده مكمل يكديگرند: (هنَّ لباس لكم وأنتم لباس لهنَّ).52 زن و مرد كاستى هاى يكديگر را در خانواده مى پوشانند برابرى و همانندى در ساخت و نحوه خلقت موجودات, نيكو نيست, و نگاه خلقت بايد به گونه اى باشد كه تكامل مجموعه انسان را در پى آورد و آن را به رشد رساند. خانواده و جامعه, بدون احساسات و عواطف و هم چنين بدون عنصر تعقل ناكامل و معيوب است. حقوق و تنظيم روابط حقوقى افراد در اين دنيا, از همين حدود وجودى برمى خيزد و در اين صورت, عدالت تحقق پيدا مى كند, نه مساوات و برابرى در تمامى حقوق; زيرا هيچ فردى به لحاظ توانايى ها و امكانات ذاتى با ديگرى برابر و همانند نيست تا بتواند از حقوقى كاملاً مساوى برخوردار شود. اگر ما به حقوق مشترك انسان ها معتقد هستيم, بدون شك در برخى موارد حقوق متفاوت وجود دارد: ما هنگام بخشش, نيازها و اولويت ها را در نظر مى گيريم و براساس نيازهاى متفاوت افراد, حقوق متفاوتى را براى آنان تدوين مى كنيم.
اما محاسبه ها و بازخواست هاى خدا براساس داده ها و امكانات انسان است و اين كه انسان, توانايى هاى خود را تا چه اندازه و در چه راهى به كار بگيرد, يعنى: نسبت بين دارايى و بازدهى كه همان سعى اوست. بنابراين, سپردن عهده دارى و سرپرستى خانواده به مرد, به خودى خود, مزيّتى محسوب نمى شود و با توجه به ساخت و ويژگى وجودى او صورت گرفته است.


دوم. توانايى مالى:

از ديگر عوامل سرپرستى مرد در خانواده, بر عهده داشتن مخارج خانواده است; نه به اين دليل كه حقّ سرپرستى در مقابل بذل مال به شمار مى رود و مرد با پرداخت پول آن را مى خرد, بل از آن روى كه چون مخارج خانواده را مرد تأمين مى كند, پس او خانواده را نيز سرپرستى مى نمايد تا هزينه كردن با نظارت و تأييد او صورت بگيرد و در مسائل اقتصادى خانواده ناهنجارى و اختلال پيش نيايد. به عبارت ديگر, اين امر در واقع براى تنظيم و نظم بخشى به امور اقتصادى خانواده است.
خلاصه: وجوب نفقه زن, امرى اجماعى بين علماى اسلامى به شمار مى رود و آيات و روايات متعددى بر آن دلالت دارد.
شرايط وجوب نفقه دو امر است:
1. دائم بودن ازدواج;
2. عدم نشوز و اطاعت زن.
در زمينه گستره عدم نشوز و وجوب اطاعت زن از همسر سه ديدگاه وجود دارد:
1. در زمينه استمتاعات جنسى;
2. درزمينه استمتاعات جنسى و خارج نشدن از خانه بدون اجازه همسر;
3. در زمينه شئون زندگى مشترك, يعنى: استمتاعات جنسى, هم بستر نشدن با ديگرى, خيانت نكردن به مال همسر;
احتمال ديگرى كه مى توان آن را نظريه چهارم دانست, توسعه در مصاديق شئون زندگى است كه همه گونه تعهدات زن (همسر) را كه عرف (مدوّن و غير مدوّن) در خانواده لحاظ مى كند, دربرمى گيرد; به شرط آن كه با عقل و شرع منافات نداشته باشد.
زمينه پذيرش و اطاعت در چنين وسعتى, برخاسته از اين حقيقت است كه نهاد خانواده, نياز به تصميم گيرنده نهايى و سرپرست دارد كه مرد اين وظيفه و مسئوليت را به دليل خصوصيات ذاتى و اقتصادى عهده دار شده است.

منبع:معارف قرآن



شرایط عقد ازدواج


شرایط عقد ازدواج

آيا زن مي‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط كند كه شوهر او همسر دوم اختيار نكند؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري: خير، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولي اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 907؛ خامنه‏اي، استفتاء، س 7 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 1533؛ نوري، استفتاءات، ج 2، س 637 و توضيح‏المسائل، م 2534 ؛ دفتر: بهجت.
آيات عظام تبريزي، سيستاني و صافي: آري، اين شرط صحيح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به اين شرط عمل نكرد و ازدواج مجدد نمود، گناه كرده است. سيستاني، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزي، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 1395؛ صافي، جامع‏الاحكام، ج 2، 1255.
آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط واجب، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولي اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است. وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1359.



اگر به اعتقاد اينكه، دختر باكره است با او ازدواج كند؛ آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود كه بكارتش از بين رفته؛ آيا عقد صحيح است؟
همه مراجع: آري، عقد صحيح است و بايد مقدار تفاوت مهريه دختر باكره و غير باكره را - كه همانند و هم شأن او هستند - در نظر گرفت و به نسبت آن از مهريه او كم كرد. به عنوان مثال اگر مهريه اين دختر صد سكه و مهريه دختر باكره هم شأن او، هشتاد سكه و مهريه دختر غيرباكره هم شأن او شصت سكه طلا باشد؛ در اين صورت شوهر مي‏تواند، 75 سكه طلا به همسرش بدهد. وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1349 ؛ تبريزي، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 1349 ؛ سيستاني،منهاج‏الصالحين، ج 3، م 285 ؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، العيوب، م 16 ؛ صافي، هدايةالعباد، ج 2، العيوب، م 17 ؛ دفتر: بهجت، خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري.



آيا زن شوهر كرده را مى‏توان صيغه كرد؟
همه مراجع: خير، ازدواج با زن شوهر دار حرام است، خواه ازدواج دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2402 ؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2398 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2464 و دفتر: آيت الله خامنه‏اى.



آيا پيش از تمام شدن مدت عقد موقّت، جايز است صيغه ازدواج دائم خوانده شود؟
همه مراجع: خير، اين كار جايز نيست؛ بلكه بايد مرد نخست مدت باقى مانده از عقد موقت را به زن ببخشد. سپس صيغه عقد دائم را جارى سازند.امام خمينى، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 ؛ آيت الله صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311 ؛ دفتر همه مراجع.



آيا در عقد دائم يا موقّت بايد صيغه خوانده شود و رضايت تنها كافى نيست؟
همه مراجع: خير، رضايتِ تنها كافى نيست و بايد صيغه خوانده شود.توضيح المسائل مراجع، م 2363 ؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2359 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل ،م 2427 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 11.


آيا زن و شوهر بايد در مجلسى كه صيغه عقد خوانده مى‏شود، حضور داشته باشند؟
همه مراجع: خير، لازم نيست. دفتر: همه مراجع.


اگر مردى همسرش را طلاق بدهد، آيا مى‏تواند با خواهرش ازدواج كند؟
همه مراجع: اگر طلاق رجعى است، تا هنگامى كه همسرش در عده بسر مى‏برد، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند و اگر عده‏اش تمام شد، اشكال ندارد ولى اگر طلاق باين است بعد از طلاق مى‏تواند با خواهرش ازدواج كند.لعروه الوثقى، ج 2، المحرمات بالمصاهره، م 48.



آيا خود مرد مى‏تواند از طرف زن، وكيل شود و عقد را بخواند؟
همه مراجع: آرى، مى‏تواند. توضيح‏المسائل مراجع، م 2367 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2363 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2431 ؛ دفتر: خامنه ‏اى.



آيا زن مي‏تواند در عقد شرط كند كه شوهر بر او ولايت نداشته باشد و بدون اجازه او از خانه بيرون رود؟
همه مراجع: خير، اين شرط نافذ نيست. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، في الشروط، م 2 و دفتر: بهجت.



اگر دختر عقد را با كراهت اجازه دهد؛ ولى در باطن به آن رضايت داشته باشد آيا عقد صحيح است؟
همه مراجع: آرى، عقد صحيح است.توضيح المسائل مراجع، م 2370؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2434؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2366؛ آيت الله سيستانى، -احكام ازدواج-منهاج الصالحين، ج 2، م 41 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 70.

منبع:احکام پرسمان


مطالب مرتبط :



احکام ازدواج موقت


احکام ازدواج موقت


آيا عقد موقّت با خواهر زن جايز است؟
همه مراجع: خير، تا وقتى كه آن زن در عقد او است، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2390 ؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2454 و آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2386 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 708.


اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان صيغه عقد موقت بخوانند، كيفيت آن به چه شكل است؟- خواندن صيغه - صيغه عقد موقت
همه مراجع: پس از تعيين مهر و مدت عقد و رعايت شرايط عقد (مانند اجازه پدر دختر )، نخست دختر بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى‏ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى ) پسر بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ»؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 2368 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2364 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 2432 ؛



زن و مردى صيغه موقّت جارى مى‏كنند و بعد از آميزش متوجه مى‏شوند كه عقدشان به جهتى باطل بوده است ؛ آيا اين كار آنان در حكم زنا است و بچه به دنيا آمده نامشروع است؟
همه مراجع: با توجه به اينكه به مسأله آگاه نبوده‏اند، عملشان زنا نبوده و بچه نيز حلال‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، بايد دوباره صيغه عقد را جارى كنند. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1012 ؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 634 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقد المتعة و م 1375 و 1376 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 233 و 92 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، عقد المتعة و م 1375 و 1376 ؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 ؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 و دفتر: خامنه‏اى، بهجت و فاضل.


زن و مردى كه ازدواج موقّت كرده‏اند، اگر بخواهند مدت آن را افزايش دهند؛ آيا صيغه مجدّد لازم است؟
همه مراجع: آرى، بايد دوباره عقد را جارى كنند؛ ولى لازم است مدت عقد اول تمام شود و يا مدت باقى مانده را به او ببخشد و پس از آن عقد جديد بخوانند.آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1311؛ آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 163 ؛ آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج‏3، م 249؛ امام خمينى، تحرير الوسيله، ج‏2، النكاح المنقطع، م 11؛ آيت الله صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ آيت الله نورى، استفتاءات، ج 2، س 694؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 1255 و دفتر: آيت الله بهجت و آيت الله مكارم.


حداقل و حداكثر مدت در عقد موقّت چه مقدار است؟
همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد ): عقد موقت اندازه معيّنى ندارد و مقدار آن، با توافق دو طرف انجام مى‏پذيرد. امام، بهجت، صافى و نورى، توضيح‏المسائل مراجع، احكام نكاح ؛ فاضل و جامع‏المسائل، ج 1، س 1544 و نورى، توضيح‏المسائل، احكام نكاح.

آيةاللَّه سيستانى: ...بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر و يا يكى از آنها بيشتر نباشد كه در اين صورت عقد باطل خواهد بود. سيستانى، توضيح‏المسائل مراجع، احكام نكاح.
آيات عظام تبريزى، مكارم و وحيد: ...بنابر احتياط واجب، بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر يا يكى از آنها بيشتر نباشد. در غير اين صورت، احتياط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1008 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقدالمتعه ؛ و تبريزى، منهاج الصالحين،2، عقدالمتعه.



صيغه كردن زنان بدكاره چه حكمى دارد؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى: ازدواج موقت با او كراهت شديد دارد و اگر با او ازدواج كرد، واجب است او را از كار زشتش باز دارد. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 18 ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س 164 ؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 18.
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: بنا بر احتياط واجب پيش از توبه او، جايز نيست. نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، فصل 4 م 17 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح،261 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1303 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 927 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1303.

منبع:احکام پرسمانی

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمیته هم نداریم

 

مطالب مرتبط :



احکام مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


احکام مهریهاحکام مهریه


مهر المسمّى چيست؟
«مهر المسمّى» مهريه ‏اى است كه مقدار آن هنگام عقد ازدواج معين شده و از آن نام برده شده است.


اگر كسى با دخترى زنا كند، آيا مهرى بر عهده او مى‏آيد؟
همه مراجع: اگر با اكراه دختر، اين عمل انجام گرفته است، بايد مهرالمثل بپردازد و اگر با رضايت او بوده، مهرى تعلّق نمى‏گيرد.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الديات، السابع عشر، الفرج، م 5 ؛ آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، كتاب الديات، 359 و دفتر همه مراجع.


آيا زن مي‏تواند مهريه خود را با شوهرش مصالحه كند كه با زن ديگري ازدواج نكند؟
آيات عظام امام، خامنه ‏اي، فاضل و نوري: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، احتياط واجب آن است كه با زن ديگري ازدواج نكند. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2460 ؛ نوري، توضيح‏المسائل، م 2456 و دفتر: خامنه‏اي.
آيات عظام بهجت، تبريزي، سيستاني، صافي، مكارم و وحيد: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، واجب است با زن ديگري ازدواج نكند. توضيح‏المسائل مراجع، م 2460 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2524 ؛ مكارم، استفتاآت، ج 2، س 910 و دفتر: بهجت.


اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج، مهريه‏اى را قرار دهد كه مى‏داند قدرت پرداخت آن را ندارد ؛ آيا اين عقد باطل است؟
همه مراجع: خير، عقد صحيح است و بايد مهريه ‏اى را كه تعيين كرده، به زن بپردازد. دفتر: همه مراجع. )


مقدار مهرالسنه را بيان كنيد؟
همه مراجع: «مهر السنه»، مقدار مهري است كه نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) براي همسران خود و حضرت زهرا(عليه سلام) قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه ‏دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مي‏ شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است. تبريزي، استفتاءات، س 1631 ؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 31 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س‏732 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 1284 ؛ سيستاني، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 287 ؛ نوري، استفتاءات، ج‏2، س 628 ؛ صافي، هدايةالعباد، ج 2، فصل في المهر، م 1 و دفتر: خامنه‏اي، بهجت، وحيد.


مهر المثل چيست؟
«مهر المثل» عبارت است از: مهريه زنان هم رديف؛ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت. مهرالمثل در مواردى تحقق مى‏يابد؛ به عنوان مثال اگر در عقد ازدواج، براى زن مهريه‏ اى معلوم نشود و يا مهريه ‏اى حرام قرار داده شود، پس از زفاف (نزديكى) - براى او مهر المثل تعيين مى‏شود.


اگر در عقد ازدواج مهريه ذكر نشود، آيا عقد باطل است؟
همه مراجع: اگر عقد موقّت باشد عقد باطل مى‏ شود؛ ولى عقد دائم بدون ذكر مهر صحيح است.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 4 والنكاح المنقطع، م 5 ؛ آيت الله صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 4 و.النكاح المنقطع، م 5 ؛ آيت الله تبريزى و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، عقد المتعة والمهر، م 1354 ؛ دفتر همه مراجع


در عقد نامه، مهريه خانمى به اين صورت ذكر شده است: «مقدار بيست مثقال طلا به قيمت ده هزار تومان» آيا مهريه بيست مثقال طلا است، يا ده هزار تومان؟
همه مراجع: در فرض ياد شده، بيست مثقال طلا بر عهده شوهر است.آيت الله نورى، استفتاءات، ج 1، س 635 ؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1484 ؛ امام خمينى، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 7 و دفتر همه مراجع.


اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مهريه را نداشته باشد، آيا زن مي‏تواند از نزديكي او ممانعت كند؟
همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براي پرداخت مهريه، مدت معيّن نشده باشد، زن مي‏تواند از نزديكي شوهر جلوگيري كند؛ ولي اگر پيش از گرفتن مهريه، به نزديكي راضي شود و شوهر با او نزديكي كند، ديگر نمي‏تواند بدون عذر شرعي از نزديكي او ممانعت نمايد. توضيح‏المسائل مراجع، م‏2420 ؛ نوري، توضيح‏المسائل، م 2416 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2484 ؛ دفتر: خامنه‏اي.

مردى فاقد منزل و هرگونه ملكى است؛ ولى در هنگام تعيين مهريه، به دروغ يك دانگ و نيم از منزل مسكونى را مهر زن مى‏كند و بر اساس آن عقد دائم مى‏خوانند. تكليف عقد و مهريه چگونه است؟
همه مراجع: در فرض ياد شده، عقد صحيح است؛ ولى مهريه باطل است و اگر شوهر نزديكى كرده باشد، بايد مهرالمثل به همسر خود بپردازد.آيت الله خامنه‏ اى، استفتاء، س 259 ؛ امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 3 ؛ آيت الله صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 3 ؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 288 و دفتر همه مراجع.

منبع:احکام پرسمانی



چرا سقط جنین حرام است؟


چرا سقط جنین حرام است؟

یکی از مسائل علم فقه مسئله حرام بودن سقط جنین است. بعضی ادله ای که دلالت می کنند بر حرام بودن سقط جنین: ادله قرآنی، روایی، دلیل اجماع و یا دلائل عقلی. ما در این مبحث کوتاه به دو دلیل قرآنی و عقلی اشاره می کنیم:


دلیل قرآنی:

خداوند در قرآن می فرماید ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق (اسراء آیه 33) هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آن که به حکم حق مستحق قتل شود.

در زمان جاهلیت مردم پسران و دختران را از ترس فقر و ناموس به قتل می رساندند و خداوند بعد از بعثت پیامبر این آیه را نازل فرمودند که دست از قتل و کشتار فرزندان خود بردارند و این پندارهای شیطانی را از سر بدر کنند و تلاش و کوشش کنند هر چه بیشتر برخیزند خدا هم کمک نموده و زندگی آن ها را اداره می کند.

قابل ذکر است که ما از این جنایت زشت و ننگین وحشت می کنیم در حالی که همین جنایت به شکل دیگری در عصر ما و حتی به اصطلاح در مترقی ترین جوامع انجام می گیرد و آن اقدام به سقط جنین است که در مقیاس بسیار وسیع و به خاطر جلوگیری از افزایش جمعیت و کمبودهای اقتصادی و جسمی صورت می پذیرد.(تفسیر نمونه، ج12، ص 101)

 

دلیل عقل:

عقل دلالت می کند بر حرام بودن سقط جنین به این صورت که عقل می گوید ظلم قبیح و ناپسند است و سقط جنین هم ظلم فاحش است بلکه فاحش ترین ظلم هاست چون که سقط جنین ظلم و ستم بر کسی است که قدرت دفاع بر نفس خود را ندارد.(بحوث فقهیة هامة حضرت آیه الله مکارم شیرازی، ص 274)

از نظر عقل ظلم بد و ناپسند است زیرا ظلم، حق مظلوم را پایمال می کند حق چیزی است که یک موجود استحقاق آن را دارد و باید آن را دریافت کند مثلا حیات حق هر انسانی است اگر حیات از کسی گرفته شود به او ظلم می شود و حق او پایمال می شود (عدل الهی شهید مطهری) و جنین هم اگر سقط شود چون حق حیات دارد سقط او ظلم در حق او محسوب می شود و حق حیات او پایمال می شود.

پس از این بررسی اجمالی در مورد دلائل قرآنی و عقلی در باب سقط جنین در این رابطه چند پرسش و پاسخ فقهی را بررسی می کنیم و نظر آیة الله خامنه ای(مدظله) را در این مورد با طرح چند سوال جویا می شویم:

سوال: آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟

ج: سقط جنین به مجرد وجود مشکلات و سختی‌های اقتصادی جایز نمی‌شود.

سوال: پزشک بعد از معاینه در ماه‌های اول حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری احتمال خطر جانی برای او دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقص الخلقه متولد خواهد شد و به همین دلیل پزشک دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟

ج: ناقص الخلقه بودن جنین، مجوز شرعی برای سقط جنین، حتی قبل از دمیده شدن روح در آن محسوب نمی‌شود، ولی اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد، سقط جنین قبل از دمیده شدن روح در آن اشکال ندارد.

سوال: آیا از بین بردن نطفه منعقد شده‌ای که در رحم مستقر شده، قبل از رسیدن به مرحله علقه که تقریباً 40 روز طول می‌کشد، جایز است؟ و اصولاً در کدامیک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است: 1ـ نطفه استقرار یافته در رحم 2ـ علقه 3ـ مضغه 4ـ عظام (قبل از دمیدن روح)

ج: از بین بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنین سقط جنین در هیچ‌ یک از مراحل بعدی جایز نیست.

سوال: بعضی از زوج‌ها، مبتلا به بیماری‌های خونی بوده و دارای ژن معیوب هستند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال اینکه این فرزندان مبتلا به بیماری‌های شدید باشند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولد تا پایان عمر، دائماً در وضع مشقت‌باری به سر خواهند برد، مثلاً بیماران هموفیلی همواره ممکن است با کوچکترین ضربه‌ای دچار خونریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجه به اینکه تشخیص این بیماری در هفته‌های اول بارداری ممکن است، آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟

ج: اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و داشتن و نگه داشتن چنین فرزندی موجب حرج می‌باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیدن شدن روح، جنین را اسقاط کنند؛ ولی بنابر احتیاط، دیه آن باید پرداخت شود.

سوال: اگر دکتر به دستور مادر، جنین را سقط کند، دیه ثابت می‌شود یا قصاص؟

ج: در فرض مرقوم دیه ثابت می‌شود و به‌ عهده‌ دکتر است.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ملاک استفاده زن از نفقه همسر


ملاک استفاده زن از نفقه همسر

سؤال: آیا نفقه ای که شوهر به همسرش می پردازد برای زن مالکیت می آورد یا فقط اباحه ی تصرف را به دنبال دارد؟ 1(آیا زن مالک نفقه ای که میگیرد میشود یا تنها اجازه استفاده از آن را دارد؟ به این صورت که اگر چیزی از آن بواسطه قناعت یا... باقی ماند متعلق به زن است یا باید به شوهر برگرداند؟


امام خمینی(ره)

اگر زن با صرفه جویی در مخارج مقداری پول اضافه بیاورد ملک اوست و مرد حق استرداد (پس گرفتن از او) ندارد.

تحریرالوسیله، ج 2، ص 217، م 11

 

آیت الله بهجت (ره)

اگر تا آخر آن مدتی که نفقه ی آن را گرفته بر استحقاق باقی باشد(استحقاق و شرایط لازم برای گرفتن نفقه را داشته باشد) مالک آن می شود نه که فقط اباحه ی تصرف (اجازه برای آنکه هر طور می خواهد از آن استفاده کند)برایش باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

در مورد خوراک و پوشاک و مانند آن زن می تواند مطالبه کند که شوهر عین مال را به او تملیک کند و در این صورت می تواند بفروشد یا نگه دارد و می تواند اکتفا کند به همین صورت که معمول است که در مایملک (دارایی) زوج به مقدار نیاز تصرف نماید (استفاده کند) و در این صورت مالک نمی شود

آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

اگر نفقه واجبه باشد، زن آن را مالک می شود و اگر کمک خرجی خانه باشد باید در امور مربوط به خانه صرف شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

آیت الله خوئی(ره)

آنچه که موقع استفاده عین آن از بین می رود مثل صابون و طعام، زن مالک می شود بنابراحتیاط لباس هم شامل آن می باشد.

منها الصالحین، ص 281، ج 2، م 1408

 

آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

در مورد خوراک و پوشاک و مانند آن زن می تواند مطالبه کند که شوهر عین مال را به او تملیک کند و در این صورت می تواند بفروشد یا نگه دارد و می تواند اکتفا کند به همین صورت که معمول است که در مایملک (دارایی) زوج به مقدار نیاز تصرف نماید (استفاده کند) و در این صورت مالک نمی شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

در فرض سؤال زن مالک نفقه می شود. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه ملک زن می شود. اگر مرد حق نفقه رابر زن واگذار کند زن در مصرف آن مختار است

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

زن مالک نفقه است و اختیار این مال با زن است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه ملک زن می شود. اگر مرد حق نفقه رابر زن واگذار کند زن در مصرف آن مختار است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

استفتائات، ج 1، ص 236، م 843

 

آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

ظاهر این است که موارد فرق می کند اگر در خانه ی شوهر است و با هم زندگی می کنند متعارف این است که اباحه ی تصرّف است (اجازه دارد هرطور می خواهد استفاده کند) ولی اگر شوهر غائب است یا در عدّه ی طلاق رجعی است مالکیت می آورد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

پی نوشت:

1. نفقه عبارت است از نیازمندی های روزمرّه از قبیل نان، برنج، گوشت، قند و چای، میوه ی فصلی، لباس، مسکن، فرش و سایر لوازم و ضروریات زندگی و "مقدار آن" منوط به حال و شأن و شخصیت و موقعیت طرف می باشد و باید مناسب حال و شأن و زمان و مکان واجب النفقه باشد و از حدّ کفاف او کمتر نباشد.

 منبع:تبيان



 



شرایط و احکام عقد!


شرایط و احکام عقد!

عقد ازدواج پنج شرط دارد: 1) به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند, به هر لفظی كه صیغه را بخوانند صحیح است. 2) مرد و زن یا وكیل آنها باید از خواندن صیغه قصد انشاء داشته باشند. 3) كسی كه صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وكیل شده باشد. 4) اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند, در عقد, زن و شوهر را معیّن كنند. 5) زن و مرد به ازدواج راضی باشند. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2370) سوال: اگر مردی در ظاهر، اسلام را بپذیرد تا با یک دختر مسلمان ازدواج کند، آیا عقدش صحیح است؟ در فرض سوال، چنانچه شهادتین را بر زبان جاری کند و ندانیم که به آنچه می‌گوید، ایمان دارد یا نه، حکم مسلمان را داشته و ازدواج با او صحیح است. ولی اگر یقین داشته باشیم که دروغ می‌گوید، عقدش باطل است.




پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:
حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

اگر علم به مخالفت زبان با قلب نباشد، ظاهر شهادتین کفایت می‌کند، وگرنه بنابر احتیاط کفایت نمی‌کند و احکام اسلام مترتب نیست.

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):

چنانچه در ظاهر اسلام بیاورد و علم به دروغ بودن آن نباشد ازدواج مانعی ندارد.

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

در فرض سوال، چنانچه شهادتین را بر زبان جاری کند و یقین باشد که قلباً به آن ایمان ندارد عقد باطل است.

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

اجرای شهادتین موجب اسلام و حفظ سایر حقوق است، ولی اگر محرز شود که قطعاً اجرای شهادتین صوری بوده احکام اسلام بر آن مترتب نیست.

 

سوال: لطفاً دستور خواندن عقد دائم را بیان فرمایید؟

جواب: اگر صیغة عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند, اول زن باید بگوید: زوَّجتُك نفسی علی الصِّداق المعلوم پس از آن بلافاصله مرد بگوید: قبلتُ التزویج كه اگر عقد بدین صورت خوانده شود صحیح است و اگر دیگری را وكیل كنند كه از طرف آنها صیغة عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد باید وكیل زن ابتدا بگوید: زوَّجتُ موكّلتی فاطمةَ موكّلك احمدَ علی الصداق المعلوم و بعد از آن بلافاصله وكیل مرد بگوید: قبلتُ التزویج لموكّلی احمد علی الصداق المعلوم كه اگر بدین صورت عقد خوانده شود صحیح می باشد. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2368)

 
سوال: عقد ازدواج چه شرایطی دارد تا به طور صحیح واقع شود؟

جواب: عقد ازدواج پنج شرط دارد: 1) به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند, به هر لفظی كه صیغه را بخوانند صحیح است. 2) مرد و زن یا وكیل آنها باید از خواندن صیغه قصد انشاء داشته باشند. 3) كسی كه صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وكیل شده باشد. 4) اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند, در عقد, زن و شوهر را معیّن كنند. 5) زن و مرد به ازدواج راضی باشند. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2370)

 

سوال: آیا اینكه می گویند مرد مسلمان می تواند همزمان چهار زن را به طور دائم عقد كند صحیح است؟

جواب: اصل این عمل در اسلام مجاز شمرده شده است ولی دارای شرایطی است كه باید لحاظ شود كه از جمله رعایت عدالت بین زنها می باشد كه قرآن كریم اصرار بر رعایت آن دارد و فرموده كه اگر نمی توانید عدالت را (ولو ظاهراً) رعایت كنید به یك زن اكتفا نمایید. (تحریر الوسیله امام (ره)، ج2, ص284، م10)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد


ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

سؤال: در دوران عقد که دختر هنوز در خانه ی پدر است و شوهر نفقه ای نمی پردازد و زن نیز تمکین نمی کند: الف) در اموری مانند بیرون رفتن از منزل و... اجازه با کیست؟ (پدر یا شوهر) و در صورت نهی شوهر از این امور امر کدام یک از پدر و شوهر مطاع است (بایداطاعت شود)؟ ب) در صورت تمکین (اطاعت درامور جنسی)زن از شوهر چطور؟ (در همان دوران عقد)


امام خمینی(ره)

الف) حق زوجیت ثابت می باشد اذن همسر لازم است.

ب) زوج اگر تمکین داشته باشد نفقه واجب است هر چند به منزل شوهر نرفته باشد.

استفتائات، ج 3، ص 146، س 4، ص 202، س 14، العروة الوثقی 4 مرجعی، ج 2، ص 692، 685

 
آیت الله بهجت (ره)

مطلقاً اجازه با شوهر است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

در فاصله بین عقد و عروسی که بطور متعارف زن در خانه پدر می ماند نفقه ی او بر شوهر نیست و خارج شدن او از خانه در این مدت منوط باذن شوهر نیست چه تمکین بنماید یا تمکین ننماید. والله العالم.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)


آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

به نظر آقا وقتی عقد ازدواج بین زن و مرد خوانده می شود تمام احکام زن و شوهری بین آن جاری است و زن موظف به تمکین است و بدون اجازه شوهر نمی تواند از منزل خارج شود


آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

1) دختری که عقد کرده ولی هنوز به خانه شوهر نرفته و در منزل پدر زندگی می کند آیا نفقه ی او به عهده ی شوهر است؟

اگر زن تمکین از شوهر دارد نفقه ی او بر عهده ی زوج است.

2) در فرض مرقوم، آیا تمکین بر این دختر واجب است، با توجه به این که مرسوم خانواده ها این است که انجام مراسم عروسی، عمل زناشویی انجام نشود.

3) آیا خروج این دختر در این مدت از خانه ی پدر باید با اجازه ی شوهر باشد؟

2) اگر مورد درخواست شوهر باشد و بر زوجه حرجی نباشد تمکین بر زوجه واجب است و لکن زوجه ی باکره می تواند امتناع کند از تمکین به دخول تا دریافت مهریّه در صورتی که قدی شده باشد شوهر عندالمطالبه باید آنرا پرداخت نماید (یعنی مهر موجّل نباشد) و چنانچه در ضمن عقد شرط عدم تمکین به دخول شده باشد و یا عقد مبنّی بر آن منعقد شده باشد رعایت شرط لازم است.

3) خروج دختر از خانه پدرش منوط به اجازه شوهر نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

در هر مورد اطاعت شوهر لازم است. واله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

به نظر آقا وقتی عقد ازدواج بین زن و مرد خوانده می شود تمام احکام زن و شوهری بین آن جاری است و زن موظف به تمکین است و بدون اجازه شوهر نمی تواند از منزل خارج شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

مادام که در خانه پدر است نه نفقه دارد نه اجازه برای خروج از منزل از سوی شوهر لازم است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

اگر تمکین تام نباشد پرداخت نفقه بر زوج واجب نیست.

هزار و یک مسأله فقهی، 1383، ج 2، ص 198، س 663

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



نفقه زن حامله ی ناشزه


نفقه زن حامله ی ناشزه

سؤال: نفقه ی زن حامله ی ناشزه برعهده چه کسی می باشد؟


امام خمینی(ره)

بر شوهر واجب نیست.

تحریرالوسیله، ج 2، ص 314، م 14

 
آیت الله بهجت (ره)

بر شوهر نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

چنانچه زن از روی نشوز خانه ی شوهر را ترک کند نفقه ی او ساقط می شود و چنانچه از تمکین امتناع می کند ولی خانه ی شوهر را ترک نکرد سقوط نفقه محل اشکال است، و در موارد سقوط نفقه ی زن بجهت نشوز حامله بودن او اثر ندارد والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

نفقه ی خودش با نشوز ساقط است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله خوئی(ره)

زن ناشزه مستحق نفقه نمی باشد.

منهاج الصالحین، ج 2، ص 281، م 1409


آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

چنانچه زن از روی نشوز خانه ی شوهر را ترک کند نفقه ی او ساقط می شود و چنانچه از تمکین امتناع می کند ولی خانه ی شوهر را ترک نکرد سقوط نفقه محل اشکال است، و در موارد سقوط نفقه ی زن بجهت نشوز حامله بودن او اثر ندارد والله العالم


آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

برعهده ی شوهر نیست و بر عهده خودش است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله شبیری زنجانی (دام ظلّه)

نفقه ی زن برعهده خود او است، ولی نفقه ی وی تا حدی که جهت نگهداری و حفظ فرزند لازم است، بر عهده ی زوج (پدر فرزند) می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

– برعهده ی شوهر نیست. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

زن ناشزه حق نفقه ندارد خواه حامله باشد یا نباشد. (بنابراین نفقه ی او برعهده ی شوهر نیست)

جامع المسائل، 1383، ج 2، ص 477 س 1329

 
آیت الله گلپایگانی (دام ظلّه)

ناشزه ی مطلقا چه حامل باشد چه حائل باشد حق نفقه ندارد.

مجمع المسائل، ج 2، ص 181، س 511

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه او برعهده شوهر است بنابراحتیاط واجب.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

تا زمان وضع حمل، نفقه ی او به عهده ی زوج می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله وحید خراسانی (دام ظلّه)

مشهور این است که وجوب نفقه مشروط به عدم نشوز است.

منهاج الصالحین، ج 3، ص 325، فصل العاشر فی النفقات

 پی نوشت:
نشوز اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنی تمکین نکردن، نافرمانی و عدم ایفاء وظایف زناشویی از سوی یکی از زوجین است. اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیز در نوشته های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.   

منبع:تبيان



 



حکم ازدواج شیعه با سنی


حکم ازدواج شیعه با سنی

سوال: ازدواج شیعه با اهل سنت در موارد ذیل چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی


امام خمینی(ره):

الف) مکروه است و احتیاط مستحب ترک ازدواج است.

ب) نکاح مرد شیعه با زن سنی غیر ناصبی جایز است.

(تحریرالوسیله، ج2، 1408هـ ق، ص286، م 8)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) جایز نیست.

ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی اشکال ندارد و بهتر است سعی در شیعه شدن او بینجامد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(احکام ازدواج، ص 61)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) ازدواج مزبور به جهت اینکه مورد خوف گمراهی نسبت به خود زن یا فرزندان وی می باشد جایز نیست والله العالم.

ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی جایز است مگر خوف گمراهی باشد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(منهاج الصالحین، ج2، 1426هـ ق، ص 344. م 1298)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف) اگر خوف انحراف از مذهب نباشد مانعی ندارد.

ب) مانع ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(استفتائات جدید 1، ص 92،س 467)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) اگر بیم انحراف و گمراهی باشد، جایز نیست.

ب) ازدواج مومن (شیعه) با زن سنی غیر ناصبی جایز است مگر خوف گمراهی رود که حرام است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(مسائل المنتخبه، 1425 هـ ق، ص 388، م 988)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) بنابر قول مشهور جائز نیست. واله العالم

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصی نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(هدایة العباد، ج 2، 1420هـ ق، ص 441، م 8)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) فی نفسه اشکالی ندارد ولی برای حفظ عقائد زن مناسب است حتی الامکان با مرد شیعه ازدواج کند. بهتر است با مرد سنی ازدواج نکند.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(الاحکام الواضحه، 1422هـ ق، ص 385، م 1705)

 
آیة الله گلپایگانی(ره) :

الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی غیر ناصی مکروه است پس احتیاط مستحب ترک ازدواج است.

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصبی نیست.

(هدایة العباد، ج2، 1417هـ ق، ص 349، م 1212)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) اشکال دارد

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) پس از سلام. اگر مطمئن است که هویّت مذهبی خود را حفظ می کند، اشکال ندارد.

ب) اگر مطمئن است هویت مذهبی خود را حفظ می کند جایز است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(هزار و یک مساله فقهی، ج 1، 1383، ص 194، م 668)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

الف) برای زن شیعه جایز است که با مرد سنی ازدواج کند، البته کراهت دارد بلکه بنابر احتیاط مستحب ترک کند مگر زمانی که بترسد از گمراهی پس در این صورت حرام است.

ب) برای مرد شعیه جایز است ازدواج با زن سنی، مگر از گمراهی بترسد.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 308، م 1298)

 
نکاح موقّت با مجوسیّه

سوال: نظر مقام معظم رهبری مد ظله العالی درباره نکاح موقّت با مجوسیّه که در تاریخ 7/2/84 توسط حضرت آیت الله کریمی دام ظله ابلاغ شد چیست؟
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

نکاح انقطاعی با مجوسیه، اشکال ندارد

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین(علیهم السلام)


برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین(علیهم السلام)

سوال: برپایی مجلس عقد یا عروسی در ایام لیالی شهادت ائمه معصومین(علیهم السلام) و راه اندازی کاروان های شادی که موجب هتک حرمت این ایام و مناسبت ها می شود چه حکمی دارد؟


حضرت آیة الله خامنه ای(مدظله):

اگر موجب توهین و هتک باشد اجتناب لازم است.

 
 حضرت آیة الله بهجت(ره):

در صورت صدق عنوان هتک، حکم آن نزد متشرعه واضح است.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

در فرض مسئله حرام است.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(مدظله):

این گونه حرکات مناسب دوستان اهل بیت (علیهم السلام) نیست، مومنین باید از آن بپرهیزند.

 
حضرت آیة الله سیستانی(مدظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

تزویج و عقد و عروسی در ایام سوگواری ائمه معصومین(علیهم السلام) برکتی ندارد و راه انداختن کاروان شادی در کوچه و خیابان در آن ایام جایز نیست و همین در غیر ایام سوگواری هم که معرض فساد است جایز نیست.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



آیا جلوگیری از بارداری جایز است؟


آیا جلوگیری از بارداری جایز است؟

سوال: خواهشمندیم در صورت امکان نظر خود را درباره حکم مسائل زیر، مرقوم بفرمایید. الف) گذاشتن دستگاه IUD ب) بستن لوله برای خانم ها ج) بستن لوله برای آقایان


امام خمینی(ره) :

الف) اگر دستگاه به وسیله کسی که جایز نیست لمس یا نظر به عورت او کند گذاشته می شود و مستلزم لمس و نظر است حرام است، و در غیر این صورت مانع ندارد، مگر اینکه موجب عقیم شدن یا نقص عضو شود.

ب و ج) اگر موجب نازائی دائمی نشود و ضرر به مزاج نرساند و همراه یا مستلزم محرّم خارجی نشود. اشکال ندارد.

)استفتائات، ج3، ص 283 س9 استفتائات، ج3، ص 284 س11(

 
آیة الله اراکی(ره):

الف) اگر ایجاد مانع کند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد اشکال ندارد.

ب و ج) اگر بستن لوله های رحم، احبال و قوه توالد را از بین ببرد جایز نیست و اما اگر ایجاد مانع کند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد بتواند یعنی به طور موقت باشد مانعی ندارد و همچنین اگر حمل برای زن موجب خطر نفس یا حرج شدید باشد، بستن لوله های رحم مانعی ندارد، به شرط آنکه راه دیگری نباشد.

(استفتائات، ص 251، س 13)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) چون مستلزم نظر یا لمس حرام است جایز نیست.

ب و ج)عقیم کردن دائمی جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) چنانچه مستلزم نظر و لمس حرام باشد جایز نیست. والله العالم.

ب و ج) بستن لوله های مذکور چنانچه مستلزم نظر و لمس حرام باشد جایز نیست بلکه مطلقاً جایز نیست بنابر احتیاط، مگر اینکه زن مرضی داشته باشد که معالجه آن موقوف به ممانعت از حمل باشد و ممانعت از حمل به غیر از بستن لوله ها هم ممکن نباشد والله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف و ب و ج) فی نفسه مانع ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود و در زن باید با اجازه شوهر باشد.

حکم بستن لوله آقایان و خانم ها برای جلوگیری از حاملگی چیست؟

بستن لوله برای جلوگیری از حمل اگر برای غرض عقلانی حلال و مصون از ضرر معتنی به(قابل اعتنا) باشد و در مورد زن ها با اجازه شوهر باشد منع شرعی ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) در صورتی که موجب تلف نطفه پس از انعقاد باشد به احتیاط واجب جایز نیست. و در غیر این صورت جایز است اگر مستلزم نگاه یا لمس حرام نباشد، و اگر باشد در صورتی جایز است که منع بارداری برای زن ضرورت داشته باشد و راهی دیگر نباشد، یا ضرر داشته باشد.

ب) جایز است مگر این که مستلزم نگاه یا لمس حرام باشد که در این صورت فقط در فرض مذکور در جواب قبل جایز است.

ج) مانند مورد قبل است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) اگر مستلزم محرم از قبیل مباشرت و نظر نامحرم نباشد و ضرری نیز نداشته باشد اشکال ندارد. واله العالم

ب و ج) بستن لوله از مرد باشد و یا زن به طور دائمی جائز نیست و در موقت هم باید مستلزم حرامی نباشد واله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) اگر مستلزم کار حرامی چون نگاه به عورت دیگران و لمس و نظر نامحرم باشد جایز نیست هر چند فی نفسه مانعی ندارد.

ب و ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی یا مستلزم کار حرامی چون لمس و نظر نامحرم باشد جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) اگر جلوگیری از بارداری موجب نقص و فلج عضو و عقیم شدن شود جائز نیست. بلی اگر حمل خطر یا ضرر بدنی برای زن داشته باشد می تواند مطلقاً مادامیکه ضرر دارد جلوگیری کند.

(مجمع المسائل، ج2، ص 172 س 485)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) ذاتاً اشکال ندارد ولی چون موجب نظر و لمس حرام است، تنها در مورد ضرورت جایز است.

ب) اگر قابل بازگشت نباشد جایز نیست مگر در مورد ضرورت

ج) مانند جواب سابق است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) در صورتی که موجب عقیم شدن دائمی گردد و یا مستلزم ارتکاب عمل جراحی (لمس و نظر) شود اشکال دارد.

ب و ج) بستن لوله اگر مستلزم ارتکاب عمل حرامی نشود و موجب عقیم شدن دائمی هم نباشد جایز است.

(هزار و یک مساله، ج 2، ص 285 س 921 و ص 287، س 929 و 931)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!


ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

سوال: با خواهر زاده زنم بدون اذن همسرم ازدواج کردم، بعداً فهمیدم حرام است، حالا چه کنم؟


دفتر حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

به هر حال براى صحّت ازدواج با خواهر زاده همسرتان اذن ایشان لازم است و در صورتی که همسرتان اذن دهند، عقد صحیح مى‌باشد.

 
دفتر حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده، یا خواهر زاده او را عقد کرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضایت بدهد، عقد صحیح است، و اگر رضایت ندهد عقد آنان باطل است.

 
دفتر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

راحت ترین راه اخذ رضایت از همسر است. چون اگر طلاق هم بدهید بالاخره همسر در جریان قرار می گیرد.

 
حضرت آیة الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی):

1. ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده ی زن بدون اذن زن جایز نیست. چه زن دائم باشد چه موقت و چه ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده، دائم باشد یا موقت.

2. اگر بدون اذن زن، با خواهر زاده یا برادر زاده ی وی ازدواج کند، این عقد فضولی محسوب می شود و با اجازه ی زن، عقد صحیح خواهد بود.

3. اگر زن را طلاق دهد و طلاق بائن باشد، بلافاصله پس از طلاق می تواند با خواهر زاده یا برادر زاده وی ازدواج کند. ولی اگر طلاق رجعی باشد در زمان عده، ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده مشروط به اذن یا اجازه زن است و پس از عده می تواند با آنها بدون اذن یا اجازه زن ازدواج کند. البته اگر زن موقت باشد، پس از پایان زمان ازدواج موقت یا پس از بخشیدن زمان باقیمانده، مرد می تواند بلافاصله با خواهر زاده یا برادر زاده او ازدواج کند زیرا در عقد موقت هر چند زن عده نگه می دارد، مرد حق رجوع به او را در عده ندارد، هر چند می تواند با او در عده نکاح خودش مجدد ازدواج دائم یا موقت کند.

4. اگر بخواهد با عمه یا خاله همسر خود ازدواج کند، نیاز به اذن همسر فعلی نیست. همچنین اجازه  عمه یا خاله همسر فعلی، جهت صحت ازدواج قبلی (با خواهر یا برادر زاده ایشان) نیاز نمی باشد. و حتی اعلام به آنها نیز، لازم نیست.

5. با توجه به مطالب فوق در مورد سۆال مذکور دو راه برای این امر وجود دارد:

1. دریافت اجازه از همسر فعلی.

2. طلاق همسر فعلی و ازدواج با خواهر زاده وی پس از پایان عده و سپس ازدواج مجدد با همسر فعلی.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج


اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

سؤال: آیا برای ازدواج دختر مسلمان، اذن پدر غیرمسلمان لازم است؟

امام خمینی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 تحریرالوسیله، ج 2، ص 256، م 12

 
آیت الله اراکی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16

 
آیت الله بهجت (ره)

خیر، لازم نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

در فرض سؤال اذن پدر کافر ساقط است ولکن اگر جدّ پدری دختر مسلمان باشد، ولایت برای او ثابت می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله خوئی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 العروة الوثقی مع تعلیقه، ج 2، ص 649، م 16

 
آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ باشد او ولایت دارد.

منهاج الصالحین، ج3، ص 29، م 72

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر هیچ ولیّ مسلمانی نداشته باشد ولایت با حکام شرع است گرچه مادر مسلمان باشد.

هدایة العباد، ج 2، ص 411، م 13

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

خیر. اذن پدر کافر لازم نیست.

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

العروة الوثقی مع تعلیقات، ج 2، ص 753، م 16

 
آیت الله گلپایگانی (ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر هیچ ولیّ مسلمانی نداشته باشد ولایت با حکام شرع است گرچه مادر مسلمان باشد

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 هدایة العباد، ج 2، ص 319، م 1112

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

در صورتی که رعایت مصالح فرزندش را می کند اذن او لازم است بنابراحتیاط واجب.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



هزینه درمان زوجه


هزینه درمان زوجه

سوال: آیا هزینه درمان زوجه بر ذمّه زوج است؟


امام خمینی(ره):

هزینه متعارف و معمول درمان زوجه (که معمولاً برای هر کس اتفاق می افتد) به عهده زوج است ولی بیماری های سختی که گاهی پیش می آید مخصوصاً در صورتی که هزینه زیادی داشته باشد جزء نفقه نمی باشد.

(تحریرالوسیله، ج2، ص 316، م9)

 
آیة الله بهجت(ره):

بر ذمّه بودن زوج ولو، ضروری باشد، تأمل است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله تبریزی(ره):

هزینه متعارفه درمان زن در زمان حیاتش به عهده شوهر است و بیماری های صعب العلاجی که زوجه به طور اتفاقی به آن مبتلا می شود ولو نیازمند به هزینه زیادی است مشروط به این که شوهر به حرج نیفتد و امید به شفاء بلکه اطمینان به معالجه زوجه داشته باشد نیز بر ذمّه زوج است.

(استفتائات جدید ج1، ص 369، س 1651، تعلیقه بر منهاج الصالحین، ج2، احکام النقتات، م 1398)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

هزینه های متعاری برای درمان امراض و آلامی که معمولاً افراد در خلال ماه ها و سال ها به آن مبتلا می شوند جزء نفقه واجب محسوب می شوند، ولی آنچه به خاطر معالجه امراض و آلام صعب العلاج که به طور اتفاقی افراد به آن مبتلا شده و بعضاً هزینه های سنگینی را هم در پی دارند، باشد، جزء نفقه واجب محسوب نمی شوند.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله خوئی(ره):

هزینه درمان بیماری متعارف زوجه بر شوهر واجب است و در بیماری صعب العلاج که اتفاقی پیش می آید و نیاز به هزینه زیاد دارد مشروط به اینکه شوهر به حرج نیفتد بر شوهر واجب است.

(منهاج الصالحین، ج2، ص 287 با استفاده از م 1398)

(منهاج الصالحین، ج3، ص 126، م421)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

هزینه درمان بیماری متعارف زوجه بر شوهر واجب است و در بیماری صعب العلاج که اتفاقی پیش می آید و نیاز به هزینه زیاد دارد مشروط به اینکه شوهر به حرج نیفتد بر شوهر واجب است.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 126، م421)

 
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

هزینه درمان ناخوشی های معمولی بر ذمّه زوج است ولی هزینه امراض اتفاقی بر ذمّه زوج نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

هزینه بیماری های معمولی زوجه به عهده زوج است. ولی مخارج بیماری های سختی که گاهی اتفاق می افتد مخصوصاً در مواردی که هزینه زیادی به دنبال داشته باشد به عهده شوهر نیست.

(هدایةالعباد، ج2، ص 475، م9)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

مخارج معالجه و دارو و اجرت پزشک در بیماری های عادی که اغلب به آن مبتلا می شوند، جزء نفقه است که شوهر باید تأمین و بپردازد و تمام اینها بر شوهر واجب و دین است چه مال و توانایی داشته باشد یا نداشته باشد چه زن از خودش مال داشته باشد یا نداشته باشد. و در مقدار متعارف زوجه حق دارد زوج را الزام کند و در زاید بر متعارف که بر عهده خود زوجه است. زوج حق الزام ندارد مگر از باب امر به معروف.

(جامع المسائل، ج2، ص 476، س1325، ج1، ص 446، س 1686)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

 مخارج معالجه زوجه به مقدار متعارف در عهده زوج است و زائد بر متعارف به عهده خود زوجه است و در مقدار متعارف، زوجه حق دارد زوج را الزام نماید و در زائد بر متعارف که در عهده خود زوجه است زوج حق الزام ندارد مگر از باب امر به معروف.

(مجمع المسائل، ج2، ص 183، س 520.)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.

(استفتائات، ج1، ص 237، س 847)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

هزینه درمان زوجه در بیماری های معمول و متعارف به عهده زوج است و در سایر بیماری ها هم در صورت امکان بهتر آن است که بپردازد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

در امراض متعارف بر عهده زوج است در امراض صعب العلاج در اینکه جزء نفقه واجبه باشد احتیاط واجب است در این گونه موارد مصالحه کنند.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 326، س 1398)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



رفت و آمد پسر و دختر قبل از صیغه عقد


رفت و آمد پسر و دختر قبل از صیغه عقد

سوال: در بین بعضی از خانواده ها رایج شده که قبل ا ز اجرای صیغه عقد، داماد ( غیر از رفت و آمدهای متعارف که برای خواستگاری هست) رفت و آمدهایی با دختر دارد، به طوری که با هم گفت و گو و نشست و برخاست و رفتن به بیرون از منزل را دارند و یا این که دختر و پسر قبل از آن که والدین اطلاع یابند به اصطلاح خودشان با شوهر آینده شان در مورد زندگی آینده ساعت ها با هم گفتگو دارند. آیا این نوع روابط جایز است یا نه؟



حضرت آیة الله خامنه ای:

معیار در جواز صحبت کردن با نامحرم مفسده و عدم مفسده است.


حضرت آیة الله تبریزی:

تا وقتی که صیغه عقد اجرا نشده دختر و پسر با هم نامحرم هستند و حکم آنها، حکم بقیه افراد نامحرم است

حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:

این ارتباطات با بیگانه جایز نیست.

 

حضرت آیة الله بهجت:

نگاه کردن مرد به صورت زنی که می خواهد با او ازدواج کند جایز است به شرط آن که بداند که مانع شرعی از ازدواج با او نیست و احتمال هم بدهد که زن ازدواج را قبول کند و احتمال هم بدهد که با این نگاه کردن واطلاع تازه ای پیدا می کند .

 

حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:

جایز نیست.

 

حضرت آیة الله تبریزی:

تا وقتی که صیغه عقد اجرا نشده دختر و پسر با هم نامحرم هستند و حکم آنها، حکم بقیه افراد نامحرم است.

 

حضرت آیة الله مکارم شیرازی:

به مقداری که برای شناخت یکدیگر لازم است اشکالی ندارد مشروط بر این که گفتگوهای معمولی و عادی و به مقدار نیاز باشد.

منبع :تبیان

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



ازداوج دائم و موقّت مسلمان با کافر غیر اهل کتابی


ازداوج دائم و موقّت مسلمان با کافر غیر اهل کتابی

سوال: ازدواج زن و مرد مسلمان در موارد زیر چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج دائم و موقت مرد مسلمان با زن کافر غیر اهل کتاب ب) ازدواج دائم و موقت زن مسلمان با مرد کافر غیر اهل کتاب

امام خمینی(ره):

الف) برای مرد مسلمان جایز نیست که غیر از زن کتابی از اصناف کفار و نه مرتد و نه فطری یا ملی ازدواج کند.

ب) برای زن مسلمان جایز نیست که با کافر چه دائم و چه انقطاعی ازدواج کند.

(تحریرالوسیله، ج2، ص 256، القول، فی الکفر، م1)

(استفتائات، ج3، ص 128، س 131 و 132)

 
آیة الله اراکی(ره):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان ازدواج با کافره غیر اهل کتاب

ب) برای زن مسلمان جایز نیست که با کافر ازدواج کند چه مشرک باشد چه اهل کتاب چه به طور دائم چه به طور موقت.

(مسائل الواضحه، ج2، ص 85، م 2411)

(توضیح المسائل، ص 444، م 2411)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) مرد مسلمان هم نمی تواند با زنان کافری که اهل کتاب نیستند ازدواج کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند با مرد غیرمسلمان ازدواج کند.

(توضیح المسائل، 1381، ص 382، م 1916)

(جامع المسائل، ج 4، ص 6)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان که با کافره غیر اهل کتاب ازدواج کند چه به طور دائم و چه به طور موقت.

ب) جایز نیست برای مسلمه که با کافر ازدواج کند.

(منهاج الصالحین، 1426هـ ق، ج2، م 1288)

 
آیة الله خویی(ره):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان که با زن غیر اهل کتاب ازدواج کند چه دائم چه موقت.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.

(منهاج الصالحین، ج2، ص 263، ص 265، م 1303)

(توضیح المسائل، 1422هـ ق، ص 429، م 240)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) جایز نیست بر مرد مسلمان که با کافر غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) جایز نیست برای زن مسلمان که با کافر ازدواج کند چه عقد دائم چه عقد موقت چه اصلی کتابی باشد چه غیر اهل کتاب.

(منهاج الصالحین، 1417هـ ق، ج3، ص 67، م 205، توضیح المسائل، ص 479، م 2357)

 
آیة الله شبیری زنجانی(دام ظلّه):

الف) مرد مسلمان نمی تواند با کافر غیراهل کتاب و مجوس ازدواج کند نه به صورت دائم و نه موقت.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد مرد کافر در آید.

(توضیح المسائل، ج 2، 1383، ص 197، م 2406)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) جایز نیست برای مرد مسلمان ازدواج با غیر اهل کتاب از اصناف کافر

ب) جایز نیست برای زن مسلمان که با کافر ازدواج کند چه دائم و چه منقطع

(هدایه العباد، ج2، 1420 هـ ق، ص 440، القول فی الکفر )

(جامع الاحکام، ج 2، 1382، ص 51، س 1389)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) برای مرد مسلمان جایز نیست که با زن کافر، غیر اهل کتاب ازدواج کند چه دائم چه منقطع.

ب) ازدواج زن مسلمان با کافر مطلقا جایز نیست.

(احکام الواضحه 1422هـ ق، ص 384، الثالث )

(توضیح المسائل، 1383، ص429، م 2515)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

الف) مرد مسلمان جایز نیست با کافر غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) زن مسلمان جایز نیست با کافر غیر اهل کتاب ازدواج کند (دائم یا منقطع)

(هدایه العباد، ج 2، 1417هـ ق، ص 347، م 1204)

(مجمع المسائل، ج2، ص 142، م 381)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) مرد مسلمان نمی تواند بنابر احتیاط با زن کافر غیر کتابی ازدواج دائم یا موقت کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد مرد کافر در آید.

(توضیح المسائل، 1383، ص 396، م 2048)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) مرد مسلمان هم نمی تواند با زن های کافره غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.

(توضیح المسائل، 1381، ص 476، م 2393)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

الف) برای مرد مسلمان جایز نیست که با کافره غیر اهل کتاب ازدواج کند.

ب) زن مسلمان نمی تواند به عقد کافر در آید.

(منهاج الصالحین،ج 3، ص 306، الرابع)

(توضیح المسائل، ص 660، م 24619)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



ازدواجی که در شرع مقدس جایز نیست!!


ازدواجی که در شرع مقدس جایز نیست!!

سوال: برخی خانواده ها برای ازدواج دخترانشان مخارج زیادی را بر داماد تحمیل می کنند مانند برپایی مجلس در تالارها با هزینه ها ی سنگین، و.......به بهانه آبرو داشتن، که از این طریق مخارج کمرشکنی را بر دوش داماد قرار می دهند و او را مجبور به زیر بار قرض رفتن و بسیاری از مشکلات دیگر می کنند تا جایی که او قلبا راضی به این مخارج نیست ولی مجبور می شود. آیا این بهانه ها که به نوعی سد راه ازدواج جوانها می گردد شرعا چه حکمی دارد و در صورت عدم رضایت داماد به انجام این مخارج استفاده از آن چه صورتی دارد؟

حضرت آیة الله خامنه ای(مدظله):

خانواده ها باید در آسان نمودن امر ازدواج جوانان تالاش کنند و در هر صورت تصرف در خوراکی که داماد در اختیار میهمانان قرار می دهد بی اشکال است.

 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

ترویج این امور فی نفسه وجهی ندارد و گاهی خلاف شرع است.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(مدظله):

واضح است که تکلیف در امر ازدواج و غیره مرضی(مورد رضای) شرع مقدس نیست ولی بعد از برگزاری استفاده از مخارج برای مدعوین اشکال ندارد.

 
حضرت آیة الله بهجت(ره):

می تواند انجام ندهد و با وساطت افراد عاقل طرفین نوعا مشکل کم می شود.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

این امر احتیاج به تصمیم عمومی دارد و مردم باید بدانند که اگر عمل مزبور سبب شود که عده ای از افراد ضعیف از ازدواج محروم شوند عملشان اشکال دارد و آنچه را که داماد برای عروسی خریده در صورتی که شخص بداند که داماد راضی به تصرف درآن نیست، تصرف در آن به خوردن باشد یا غیر آن جایز نیست.

 
حضرت آیة الله سیستانی(مدظله):

داماد ملزم نیست بپذیرد و خانواده عروس شرعا حق ندارد چنین اموری را پس از عقد تحمیل کنند.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



انتقال نطفه لقاح یافته زوج با تخمک زن دیگر در رحم زوجه


انتقال نطفه لقاح یافته زوج با تخمک زن دیگر در رحم زوجه

سوال: گاهی بعضی از زوج ها به علت عدم تخمک گذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده و یا به علت عدم امکان درمان بیماری و بچه دار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه می شوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمک گذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه همسر خودش در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل گردد؟


آیة الله بهجت(ره):

زنی که حامله نمی شود و لقاح مصنوعی هم مستلزم لمس و نظر محرّم است جایز نیست، ولی اگر زن بدین جهت مبتلا به بیماری اعصابی و روحی شده که به حدّ اضطرار رسیده باشد، جایز است با مراعات بر اقلّ از لمس یا نظر یا یکی از آن ها یا لمس با دستکش مثلا. و تا ممکن است رجوع به پزشک زن، نباید به پزشک مرد مراجعه کرد.


 
آیة الله تبریزی(ره):

نشان دادن زن بدن و عورتش را به اجنبی و عورتش را حتّی به ممائل خودش در غیر موارد معالجه از مرض حرام است و نشان دادن مرد عورتش را به غیر زنش در غیر موارد معالجه از مرض حرام است والله العالم

آیة الله اراکی(ره):

سوال: اخیراً نطفه زن و مرد را در بیرون رحم با هم مخلوط می کنند و پرورش می دهند و پس از مدتی در رحم همسر شرعی قرار می دهند و این عمل در مورد نازایان عقیم انجام می شود. آیا فرزندی که بدین ترتیب موجود شده شرعاً ملحق به آن هاست؟

پاسخ: اگر مستلزم حرام خارجی نباشد مثل نظر اجنبیه به عورت زن و لمس و امثال آن جایز است و اما اگر نطفه شوهر با زن اجنبیه ای که نطفه اش تخمک دارد و ترکیب شود و به همسر او که تخمک ندارد تزریق شود، الحاق ولد مشکل است. هم چنین اگر از نطفه مرد و زن اجنبی ترکیب شده به رحم زن وارد شود، مشکل است الحاق ولد، و الحاق به صاحب نطفه غیرشوهر مشکل است.

(استفتائات انتهای توضیح المسائل، ص 580 س 7)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

عمل مذکور هر چند فی نفسه اشکال ندارد ولی کودکی که از این طریق متولد می شود ملحق به صاحب نطفه و تخمک بوده و الحاق آن به زنی که صاحب رحم است مشکل می باشد، لذا باید نسبت به احکام شرعی مربوط به نسب، احتیاط رعایت شود.

(اجویة الاستفتائات، نشریین الملل، ص 282 س 1372)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

فی حد ذاته اشکال ندارد ولی در ترتیب احکام مادر و فرزندی نسبت به هر دو زن باید احتیاط شود گرچه از جهت محرمیت با صاحب رحم محرم است.



سوال: آیا می توان به دلیل برخی مشکلات ناباروری (مثلاً عدم تخمک گذاری) که گاه موجب جدایی یا بحران های روحی می شد؛ تخمک شخص دیگری را با نطفه این مرد در خارج از رحم لقاح داده و سپس نطفه لقاح یافته را به رحم آن زن عقیم منتقل نمود؟


آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

پاسخ: قرار دادن آن در رحم زن عقیم اگر به نحوی باشد که زوج زنی را مثلاً به عقد موقت خود درآورد و با او نزدیکی کند و سپس نطفه منعقد را خود زوج مباشرتاً در رحم زن دیگرش که عقیم است قرار دهد اشکال ندارد ولی اگر خود زوج اهلیت این کار را نداشته باشد و عمل مذکور به وسیله شخص اجنبی انجام شود جایز نیست. والله العالم و بهر حال فرزند ملحق به زن عقیم نیست.


 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

اگر عسر و حرج شدید باشد به این معنا که راهی جز طلاق ندارد و بعد از طلاق هم هر دو مشکل غیر قابل تحمل دارند، مانعی ندارد.

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

استفاده از تخمک زن نامحرم و ترکیب آن با نطفه این شوهر جایز نیست مگر اینکه آن زن بی مانع باشد و صیغه عقد موقت جاری گردد و بعد از ترکیب آن دو نطفه باقیمانده مدت عقد موقت را ببخشند.

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

خیر جایز نیست.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



مقالات

قانون جديد حمايت خانواده و دفاتر رسمي ازدواج و طلاق

مطالبه و اخذ گواهي پزشکي معتبر مبني بر عدم اعتياد به مواد مخدر و عدم ابتلا به بيماري‌هاي مسري ( سيفليس‌، تالاسمي و ..) و نيز واکسيناسيون زوجين‌، قبل از ثبت ازدواج (ماده 23 )‌. فهرست بيماري‌هاي مد نظر قانون از سوي وزارت بهداشت به دفاتر اعلام مي‌گردد ‌و قانون سابق مبني بر اخذ گواهي تزريق واکسن ضد کزاز بانوان نيز در حال حاضر منسوخ شده و تصويب آئين‌نامه جديد موارد مبهم را مشخص خواهد نمود

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

زندگی مشترک پیچیدگی های خاصی دارد که اگر آنها را نشناسید ممکن است در تله ای بیفتید که خیلی ها در آن افتاده اند. یعنی خراب شدن رابطه دو نفره تان و در نهایت طلاق

نفقه

نفقه عبارتست از همه‌ي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن. البسه. غذا. اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و هر آنچه را به صورت عادت يا احتياج لازمه‌ي زندگي وي باشد. البته قانون ميزان دقيقي براي نفقه مشخص نكرده و بيان نكرده كه مثلا نفقه ي روزانه‌ي زن بيست هزار تومان باشد بلكه نفقه را بر مبناي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن و منطبق با عرف زمان و مكان زندگي زوجين دانسته است.

اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !

زن و شوهر تقاضای طلاق دارند. آن هم طلاق توافقی دادگاه با صدور حکم جدایی، مرد را موظف کرد هر ماه یک سکه از 124 هزار سکه مهریه زن را بپردازد. با یک محاسبه سرانگشتی می‏توان نتیجه گرفت مرد باید 10هزار و 333 سال یعنی سال 1717 هجری هر ماه یک سکه به زن بپردازد. کم نیستند مردانی که امروز به حق یا ناحق به دلیل عدم پرداخت مهریه در زندان‏ها به سر می‏برند

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مسئله مزاج یکی از مسائلی است که در انتخاب همسر باید در نظر گرفت البته دیگر مسائل مانند ایمان، شرایط خانوادگی و ... نیز بسیار مهم است. با ذکر چند مثال، علت تطابق مزاج زن و مرد مشخص می‌شود.

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

همیشه می گویند شناخت خانواده همسر و دقت در انتخاب فردی که خانواده خوب دارد، یک اصل مهم ازدواج است. چرا این طور است؟ اگر قرار است با خود دختر یا پسر زندگی کنید چرا باید روی خانواده او حساس باشید معمولا ازدواج در دو سطح به انجام می رسد یکی در سطح خانواده و دیگری در سطح فرد. وقتی خانواده برای ازدواج فرزندی تصمیم می گیرد به مسایلی توجه دارد که فرد به آنها کمتر توجه دارد و زمانی که خود فرد برای ازدواج تصمیم می گیرد. به مسایلی دیگر توجه دارد که خانواده به آنها کمتر توجه دارد.

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

دعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛ اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوج عصبانیت هستید، چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد.

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

درست یا اشتباه بودن ازدواج دانشجویی ، را برای شما عزیزان قرارداده ایم . زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند. ازدواج‌های دانشجویی چند سالی است كه برای تبلیغ ساده‌زیستی و ترویج فرهنگ ازدواج در دانشگاه‌های آزاد و دولتی رواج یافته است

طلاق عاطفی چیست؟

کلمه طلاق عاطفی شاید برای بسیاری از مردم واژه جدیدی باشد. بسیاری از مردم، طلاق را به معنی جدایی کامل زن و شوهر و از هم‌گسیختن کامل زندگی مشترک می‌دانند، اما واقعیت این است که برای بسیاری از زوجین آینده فرزندان، آبرو و حیثیت خانوادگی و آینده مبهم زندگی بعد از طلاق و ترس از این آینده مبهم موضوعاتی هستند که مانع از جدایی کامل آنها از همدیگر شده است. این زوجین در کنار همدیگر زندگی می‌کنند، اما در اصل از هم طلاق گرفته‌اند، که اصطلاحا به این نوع طلاق، طلاق عاطفی گفته می‌شود.

بالا رفتن آمار طلاق در ایران

آمارهای جدید بالا رفتن شدید طلاق در کلیه کشورهای جهان را نشان می‌دهند. متاسفانه این افزایش جهانی است و در حد شدت و ضعف در همه کشورها وجود دارد. طبق جدیدترین آمارها امروزه در جوامع غربی از هر چهار ازدواج، دو ازدواج به طلاق منجر می‌شوند. در برخی ایالت‌ها مانند ایالت کالیفرنیا آمریکا از هر چهار ازدواج، سه مورد آن به طلاق منجر می‌شوند و حدود پنجاه درصد دانش‌آموزان آمریکایی، فرزند طلاق هستند. آمار طلاق در کشور ما نیز وضعیت خوبی ندارد. اگرچه در کشور ما این آمار کمتر از کشورهای غربی می‌باشد، اما متاسفانه این آمار به شدت در حال افزایش است.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

بله‌بران

در مجلس بله برون، مردان ریش سفید دوگروه دربارة میزان مهر، شیربها، و نقد یا نسیه پرداختن یا کم و بیش کردن میزان آنها، تأمین بعضی از هزینه های عروسی مانند میزان خرید طلا و جواهر، چگونگی برگزاری مجلس عقد و عروسی و سنگین یا سبک گرفتن آنها، شمارمهمانان و مانند اینها گفتگو می‌کنند که گاه ساعتها به درازا می کشد. پس از توافق طرفین، معمولاً سیاهه‌ای از تعهدات را روی دو نسخة کاغذ می‌نویسند و به امضای پدر داماد و پدرعروس و چندتن از ریش سفیدان مجلس می‌رسانند.

حنابندان

جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به طور رسمی در خانه پدری برگزار می گردد. در روزگاران نه چندان دور در شب حنابندان زنان شرکت کننده دستشان را با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مراسم گرداننده می شد رنگ می کردند و این آیین همچنان در روستاها و شهرهای کوچک ایران پا برجاست. حنا از جنت است و اثری از بهشت و نشانه ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

آینه و شمعدان

آیِنِه و شَمْعْدان یا آینه شمدوناز اجزای اصیل سفرهٔ عروسی ایرانی است، که در سفرهٔ هفت سین نیز قرار داده می‌شود. استفاده از آینه و شمعدان ریشه در ایران باستان و آیین زرتشت دارد.

مهریه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

مراسم عروسی در ایران

یک روز پیش از عروسی، مقداری بارو بنشن به نام «باروزی» از طرف داماد به خانهٔ عروس ارسال می‌شود. صبح روز عروسی خانواده‌های وابسته به داماد همراه با توشمال‌ها شادی‌کنان به طرف خانهٔ عروس راه می‌افتند. زنان و دختران قبل از وارد شدن به خانهٔ عروس در میانهٔ راه آوازهایی (دوالالی) می‌خوانند. نزدیک خانهٔ عروس که رسیدند، خانوادهٔ عروس به پیشواز می‌آیند و مهمانان را به داخل می‌برند.

کله‌قند

به درستی مشخص نیست که اولین بار کله قند در چه زمانی تولید و عرضه شد. ولی در قرن ۱۲ میلادی، کله قند در اردن وجود داشته‌است. عرضه کله قند از قرن ۱۹ میلادی در انگلستان به دلیل مالیات‌های سنگین متوقف گردید.

از منظر قرآن ‎ ازدواج چه فوايدي دارد

قرآن کريم به ازدواج توصيه کرده است: «وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را»

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

ترس از مجرد ماندن!

بطور روزانه با مراجعه کنندگان جوان،‌يعني دخترها و پسرهايي روبرو مي‌‌شوم که مجردند و به ظاهر زندگي آرام و خوبي دارند اما به شدت نااميدند و از زندگي مجردي خود مي‌‌ترسند و نگران آينده هستند. از طرفي با خانم‌ها و آقايان زيادي مواجه مي‌‌شوم که متاهل اند و به دنبال هر دستاويزي مي‌‌گردند تا خود را از زندگي زناشويي سخت و طاقت فرساي خود رها کنند‌. از خود مي‌‌پرسم حق با کدام دسته است؟ و هميشه به‌يک پاسخ مي‌‌رسم. حق با هر دو گروه است‌. اما چرا‌؟ چون براي برخي از افراد، مجرد بودن به شدت مخرب و حتي افسرده کننده است و براي برخي ديگر متاهل بودن و البته براي هر دو گروه، افتادن در دام ازدواج‌هاي ناهماهنگ که بطور روزانه آنها را در معرض تخريب و حتي اختلالات جسمي‌‌و رواني قرار مي‌‌دهد‌.

دفتر ازدواج و طلاق

دفاتر ازدواج و طلاق از نهادهاي تخصصي مدني هستند که بخشي از وظايف اجرايي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را انجام مي‌دهند. دفاتر ازدواج از نظر مالي مستقل هستند و به طور خصوصي اداره مي‌شوند؛ ولي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سردفتران (مديران دفاتر ازدواج) را گزينش مي‌کند، قوانين اين دفاتر ازدواج را تنظيم و ابلاغ مي‌کند و بر عملکرد دفاتر ازدواج نظارت مي‌کند.

شرايط و دستورالعمل اخذ وام ازدواج

تبصره 1 : کليه شهروندان ايرانی خارج از کشور که گواهی ازدواج آنـها توسط سفارت جمهوری اسلامی ايران در خارج از کشور صادر شده ، قادر به ثبت نام بوده و گواهی ازدواج آنها که ممهور به مهر کنسولگری ايران در کشور مذکور می‌باشد به عنوان سند ازدواج تلقی می‌گردد .

قانون مهریه

ماده ۱۰۷۸ هر چيزي را که ماليت داشته و قابل تملک نيز باشد مي‌توان مهریه قرار داد. ماده ۱۰۷۹ مهریه بايد بين طرفين تا حدي که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

انتخاب همسر هميشه حساس و نيازمند دقت است. اما اگر در يکي از 10 موقعيت زير قرار داريد، اين حساسيت برايتان بيشتر هم خواهد بود. بنابراين بي گدار به آب نزنيد و مرحله به مرحله با سنجش شرايط آينده پيش برويد.

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

1) قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمين باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا براي اينکه از خانه پدري فرار کنيد؟ کسي که خودشناسي مي کند، براي زندگي خودش هدف قايل مي شود، برنامه ريزي مي کند، آرزوهايش را روي کاغذ مي آورد و جاهاي خالي زندگي اش را شناسايي مي کند.

به دنبال همسر اينترنتي

اگر به اينترنت به عنوان يک ابزار آشنايي نگاه کنيم، درست مثل محيط دانشگاه يا محل کار و مهماني خانوادگي، آن وقت مي توانيم به اين نتيجه برسيم که اينترنت هم مي تواند بهانه آشنايي دو نفر باشند. دو نفر که اگر آشنايي شان را به دنياي واقعي بکشانند، ممکن است تصميم بگيرند تا پايان عمر زير يک سقف زندگي کنند!

پاسخ شمابه سؤالات نامزدتان چگونه است؟

طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود. اين امر كمك مي كند تا زن و مرد راه بهتري را در زندگي پيدا كنند، اين راه مي تواند به ازدواج و يا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسيدن به هر يك از اين راه ها در صورتي كه عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است.

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

دوستي وقتي همسرش مسافرت بود،روي بعضي از سراميک هاي سفيد رنگ خانه،عکس و گل و شکلات چسبانده بود و روي چند عدد از آنها کلمات و جمله هاي محبت آميز نوشته بود، باور کنيد همسرش تا مدت ها سراميک ها را تميز نکرده بود که مبادا نوشته ها پاک شود! تصور کنيد که عشق آنها، با اين کار آقا، چقدر تازه شد!

زير و بم‌هاي دوران عقد

همه دختران و پسراني که سر سفره عقد مي نشينند، تصميم مي گيرند که يک زندگي رويايي را شروع کنند. اما بعضي از همين زوج ها در روزهاي اول بعد از عقدشان، به دلايل توجه نکردن به چند مسئله جزئي ولي مهم به اين نتيجه مي رسند که با همسرشان توافق ندارند. گاهي اين مشکلات روي هم جمع مي شوند تا حدي که اين زوج جوان به خانه بخت هم نمي رسند و تمام آن آرزوهاي رويايي بر باد مي رود!

با نامزدي هاي به هم خورده چگونه کنار بياييم؟

فراموش نکنيد که اين شرايط بسيار سخت است اما کشنده نيست بنابراين بهتر است که در روزهاي نخستين اين اتفاق ناگوار به اندازه کافي به خودتان فرصت و استراحت دهيد. همچنين به خودتان اجازه دهيد که در برابر اين اتفاق به سوگواري پرداخته و حتي تا جايي که دوست داريد گريه کنيد. حتي مرخصي تحصيلي بگيريد . تمام روز را بخوابيد و سعي کنيد از خوراکي هاي شيرين مانند بستني و ... استفاده کني

براي ازدواج هدف داشته باشيد

همه افراد در حيطه شغلي اهدافي را براي خود معين کرده و به واسطه آن ميزان فروش و نهايتا بازدهي کلي سيستم را افزايش مي دهند. اين امر در حيطه اجتماعي نيز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها براي رسيدن به نتايج موفقيت آميز اجتماعي هدفگذاري انجام مي دهند. بايد توجه داشت که مسئله هدفگذاري به ويژه در سطح فردي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

زناني که از ازدواج مي ترسند

ما 2 گروه زن داريم که به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج کنه.گروه اول زناني هستند که منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناک دارن حرکت ميکنند.افرادي هستند که زير نگاه شديداطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر کرد آخرش با اين تحفه ازدواج کرد!

آنچه قبل از ازدواج بايد بدانيد

چنان ارتباط عميق وهمه جانبه اي مي شود که بي هيچ شک وشبهه اي قابل مقايسه با هيچ يک از ديگر ارتباطات انساني نمي باشد به نحوي که قرارداد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است .ازدواج مساله بسيار مهمي است که بسياري از جنبه‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پيدا کردن راه حلهايي باشند که يک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شيوع و افزايش آمار طلاق که يقينا عواقب بعدي آن بسيار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمينه مسائل پزشکي ، مساله گروههاي فوتي و ژنتيکي آغاز گرديد و امروزه کم کم در زمينه مسائل شخصيتي و رواني و روابط نيز در حال شکل گيري و کاربرد است. در اين مقوله کارکردهاي مشاوره قبل از ازدواج بسيار مهم هستند که به آنها مي‌پردازيم.

سفره عقد

سفره عقد يکي از سفره‌هاي سنتي ايراني است که در مراسم عقد و يا هنگام عروسي پهن مي‌شود و عروس و داماد بر سر آن مي‌نشينند و به خطبه عقد گوش فرا مي‌دهند.سفره عقد در اکثر شهرهاي ايران رواج دارد و در آن شش ظرف که هرکدام محتوي چيزي است که بيانگر آرزويي براي عروس داماد است، قرار دارد اين ظروف معمولاً شامل : گردو، بادام، فندق، نان و نبات و تخم مرغ مي‌باشند.

خواستگاري

در اسلام؛ خواستگاری از اشخاصی که امکان ازدواج را به لحاظ شرعی ندارند، ممنوع است. برای مثال زن شوهردار، زنی که به دلیل رابطهٔ خویشاوندی نزدیک ازدواج با او حرام است و زنی را که در عدهٔ رجعیه است، یعنی شوهرش او را طلاق قابل رجوع گفته و او در عدهٔ پس از طلاق است، نمی‌توان خواستگاری کرد.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی


سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

سوال: برخی خانواده ها برای ازدواج دخترانشان مخارج زیادی را بر داماد تحمیل می کنند مانند برپایی مجلس در تالارها با هزینه ها ی سنگین، دعوت از صداها نفر میهمان و امثال آن که حقیقتا در ابتدای زندگی به بهانه آبرو داشتن و... مخارج کمرشکن را بر دوش داماد قرار می دهند و او را مجبور به زیر بار قرض رفتن و بسیاری از مشکلات دیگر می کنند تا جایی که او قلبا راضی به این مخارج نیست و اما مجبور می شوند. آیا این بهانه ها که به نوعی سد راه ازدواج جوانها می گردد شرعا چگونه است ودر صورت عدم رضایت داماد به انجام این مخارج استفاده از آن چه صورت دارد؟

حضرت آیة الله خامنه ای:

خانواده ها باید درآسان نمودن امر ازدواج جوانان تالاش کنند ودر هر صورت تصرف در خوراکی که داماد در اختیار میهمانان قرار می دهد بی اشکال است.

 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی:

ترویج این امور فی نفسه وجهی ندارد و گاهی خلاف شرع است.
حضرت آیة الله تبریزی: این امر احتیاج به تصمیم عمومی دارد و مردم باید بدانند که اگر عمل مزبور سبب شود که عده ای از افراد ضعیف از ازدواج محروم شوند عملشان اشکال دارد و آنچه را که داماد برای عروسی خریده در صورتی که شخص بداند که داماد راضی به تصرف در آن نیست، تصرف در آن به خوردن باشد یا غیر آن جایز نیست
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی:

واضح است که تکلیف درامر ازدواج و غیره مرضی شرع مقدس نیست ولی بعد از برگزاری استفاده از مخارج برای مدعوین اشکال ندارد.

 
حضرت آیة الله بهجت:

می تواند انجام ندهد و با وساطت افراد عاقل طرفین نوعا مشکل کم می شود.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی:

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی:

این امر احتیاج به تصمیم عمومی دارد و مردم باید بدانند که اگر عمل مزبور سبب شود که عده ای از افراد ضعیف از ازدواج محروم شوند عملشان اشکال دارد و آنچه را که داماد برای عروسی خریده در صورتی که شخص بداند که داماد راضی به تصرف در آن نیست، تصرف در آن به خوردن باشد یا غیر آن جایز نیست.

 
حضرت آیة الله سیستانی:

داماد ملزم نیست بپذیرد و خانواده عروس شرعا حق ندارد چنین اموری را پس از عقد تحمیل کنند.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



حکم جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن


حکم جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن

سوال: الف) جلوگیری از بچه دار شدن برای مرد یا زن جایز است یا نه؟ ب) اگر موجب لمس و نظر نامحرم (زن نامحرم یا مرد) باشد حکم چیست؟ ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی باشد حکم چیست؟

امام خمینی (ره):

الف: جلوگیری زن بدون رضایت شوهر جایز نیست، ولی اگر مرد جلوگیری نماید مانع ندارد، اگر چه بدون رضایت زن «عزل» مکروه است.

ب: در صورتی که مستلزم لمس و نظر (اجنبی) است حرام است.

ج: جلوگیری از حمل در صورتی که موجب عقیم شدن یا نقص و فساد عضو نشود اشکال ندارد.

(استفتائات، ج3، ص 283، س6، و 7 و 11و 14)

 
آیة الله اراکی(ره):

الف: جلوگیری از بارداری اگر قوه توالد را از بین نبرد و به طور موقت باشد مانعی ندارد.

ب: حرام است.

ج: اگر موقت باشد جایز است و هم چنین اگر حمل برای زن موجب خطر نفس یا حرج شدید باشد و راه دیگری نباشد مانعی ندارد.

(استفتائات، ص 351، س 13 توضیح المسائل، ص 600 با استفاده استفتائات، ص 250، با استفاده از س 10 و 13)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) جلوگیری اشکال ندارد.

ب) لمس و نظر نامحرم و جایز نیست.

ج) با این فرض اجتناب شود.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) جلوگیری از حمل به وسیله عزل یا استعمال دارو و امثال آن مانعی ندارد.واله العالم.

ب) جلوگیری از حمل به نحوی که موجب ارتکاب حرام گردد، جایز نیست واله العالم.

ج) چنانچه عقیم کردن، جنایت و ظلم بر نفس حساب شود، جایز نیست. و... العالم.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف: جلوگیری از بارداری فی نفسه اشکال ندارد اگر با یک غرض عقلانی صورت گیرد و ضرر قابل ملاحظه ای نداشته باشد.

ب: اگر موجب لمس و نظر نامحرم باشد حرام است.

ج: اگر با یک غرض عقلانی صورت بگیرد و ضرر قابل توجهی هم نداشته باشد و با اجازه شوهر باشد اشکال ندارد.

(اجویة الاستفتائات، ص 278 س 1256 و 1257)

(همان، با استفاده از س 1257 همان، س 1255)

 
آیة الله خویی(ره):

الف: در صورتی که ضرر معتنی به (قابل اعتنا) نباشد و موجب عقیم شدن دائمی نباشد مانعی ندارد.

ب: حرام است.

ج: جایز نیست اگر چه هر دو راضی باشند. (زن و شوهر)

(استفتائات، ص 387 با استفاده از س 1249 و س 1250)

(توضیح المسائل، ص 13، با استفاده از م 57)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف و ب: هر زنی می تواند با استفاده از AUD و یا هر وسیله دیگر مانع از بارداری شود به شرط آن که استفاده از آن، موجب ضرر و زیان جدی نگردد و قرار دادن آن مستلزم فعل حرام نباشد مثل نگاه و لمس نامحرم به بدن زن و همچنین نگاه و لمس بدون دستکش توسط زنی که این دستگاه را در بدن زن دیگر قرار می دهد که همه اینها فعل حرام می باشد و دیگر آنکه قرار دادن آن دستگاه موجب سقط جنین نشود.

ج: جایز است به شرط آنکه کار به دست زدن و نگاه نامحرم نکشد.

(فقه غرب نشینان، ص 269 م 412)

(همان، ص 278، س 436)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف: جلوگیری موقت اگر مستلزم حرام نباشد اشکال ندارد و عقیم کردن جایز نیست و احتیاط واجب اینست که زن با اذن شوهر انجام دهد.

ب: جایز نیست.

ج: جائز نیست.

(جامع الاحکام، ج2، ص 54، با استفاده از س 1404 ، 1402 ، 1405، 1406)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

الف: اگر موجب نقص و فلج عضو و عقیم شدن نشود بلکه موقتاً جلوگیری از انعقاد نطفه شود مانع ندارد در صورتی که ضرر دیگری برای بدن نداشته باشد بلی اگر حمل خطر یا ضرر بدنی برای زن داشته باشد می تواند مطلقاً مادامی که ضرر دارد جلوگیری کند.

ب: جایز نیست.

ج: جایز نیست.

(مجمع المسائل،ج2، ص 173 س 485)

(توضیح المسائل، ص 13، با استفاده از م 57)

(مجمع المسائل، ج2، ص 173 س 485)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) جلوگیری به نحوی که موجب عقیم شدن دائمی نباشد با موافقت زوجین مانعی ندارد.

ب) جایز نیست.

ج) جایز نیست.


 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) برای جلوگیری از انعقاد نطفه هر وسیله مشروعی که بی ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن (مثل اینکه مرد یا زن برای همیشه از قابلیت تولید مثل ساقط شوند) نشود ذاتاً مجاز است و اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع باشد. تنها در صورت ضرورت فردی یا اجتماعی جایز است.

ب) از جواب بالا روشن شد.

ج) از جواب بالا روشن شد.


 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف: لازم است نظر شوهر و نداشتن ضرر و موجب عقیم شدن را در نظر بگیرند.

ب: اگر مستلزم ارتکاب عمل حرامی نشود اشکال ندارد.

ج: اگر بستن لوله موجب عقیم شدن دائم گردد اشکال دارد و جایز نیست.

(هزار و یک مساله، ج1 ص 280، س 958)

(همان، ص 285 )

(همان، ج 2، ص 287 ، س 931)
منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



حکم انعقاد نطفه زن و مرد اجنبی


حکم انعقاد نطفه زن و مرد اجنبی

سوال: زنی از شوهر خود بچه دار نمی شود، آیا جایز است نطفه مرد دیگر غیر از شوهر به وسیله دستگاه در رحم او قرار داده شود و بدینوسله حامله گردد و اگر جایز است، آیا تمام احکام مادری و فرزندی مانند محرمیت و ارث و... جاری می گردد؟

حضرت آیة الله خامنه ای(مدظله):

عمل مذکور اگر مستلزم ارتکاب مقدمات حرام از قبیل لمس و نظر حرام نباشد و مامون و مصون از هر گونه مفسده ای باشد فی نفسه منعی ندارد ولی در عین حال بهتر است از بچه دار شدن از این طریق تا ممکن است خودداری نماید.

 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

جایز نیست ولی اگر انجام دادند، حکم مادر و فرزندی بر آنها مترتب می شود.

 
حضرت آیة الله بهجت(ره):

این عمل فی نفسه مانع ندارد ولی باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود و فرزند ملحق به مرد و زن صاحب نطفه است و احتیاط نسبت به صاحب رحم مراعات شود.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(مدظله):

 اگر مقصود انعقاد نطفه مرد اجنبی و زن اجنبیه است جایز نیست و اگر مقصود این است که نطفه زن و نطفه شوهرش پس از انعقاد به رحم زن دیگر منتقل نماید در صورتی که انجام این عمل مستلزم فعل حرامی نباشد حکم به جواز خصوصا در صورتی که زن مادر استعداد نگهداری جنین را نداشته باشد بعید نیست.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

جایز نیست نطفه مرد اجنبی در رحم زن اجنبیه قرار گیرد ولی اگر این کار شد این زنی که نطفه غیر در رحم او واقع شده است مادر بچه است ولکن شوهر او پدر این بچه نیست و این بچه از این  ارث نمی برد و پدر این بچه، صاحب نطفه است.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



بستن لوله های رحم از نظر حکم شرعی


بستن لوله های رحم از نظر حکم شرعی

سوال: بستن لوله های رحم جهت کنترل جمعیت چه حکمی دارد؟


حضرت آیة الله خامنه ای(دام ظله):

در فرض مزبور وجود غرض عقلایی بستن لوله ها به شرط اذن شوهر بلامانع است.

 
حضرت آیة الله بهجت(ره):

اگر ضرورت ایجاب کند و موقت باشد اشکال ندارد ولی عقیم کردن جایز نیست.

 
حضرت آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

چنانچه موجب عقیم شدن دائم یا مستلزم حرام مثل نگاه به عورت باشد جایز نیست.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله):

جلوگیری از انعقاد نطفه یا هر وسیله مشروعی که بی ضرر باشد و باعث نقص مرد یا زن (مثل این که مرد یا زن برای همیشه از قابلیت تولید مثل ساقط شوند) نشود، ذاتا مجاز است ولی اگر مستلزم نظر و لمس نامشروع می باشد تنها در صورت ضرورت فردی یا اجتماعی جایز است.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

اگر بستن دائمی باشد فی نفسه اشکال دارد.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین


ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

سوال: الف) ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش چه حکمی دارد؟ ب) ازدواج با اعضاء گروهک منافقین چه حکمی دارد؟

امام خمینی(ره):

ازدواج با کسانی که اعتقاد به الوهیت امیرمومنان دارند جایز نیست.

 (تحریرالوسیله، 1424، هـ ق، ج2، التاسع، ص 286، م 7)

(استفتائات، ج3، ص 129، س 134)

 
آیة الله اراکی(ره):

ازدواج با علی اللهی باطل است چه مرتد فطری باشد چه ملّی.

(توضیح المسائل، ص 581)

(استفتائات آخر کتاب، س 5)

 
آیة الله بهجت(ره):

جایز نیست.

اگر مسلمان باشند، جایز است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله تبریزی(ره):

ازدواج با فرق مذکوره و مانند آن جایز نیست و عقد باطل است. والله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

در ازدواج با سایر مذاهب و فرق مسلمان اگر از اسلام خارج نشده باشند چنانچه بیم تغییر در عقیده باشد جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

هر نوع ارتباطی که موجب ترویج و تقویت فرق ضاله (بهاییت- صوفیه) باشد جایز نیست و ترک مجالست و مصاحبت با آن ها لازم است.

به مومنین توصیه می کنم، از معاشرت و مجالست مخصوصاً مزاوجت و رفاقت با آن ها جداً پرهیز و احتراز نمایید که معرض خطرات و مفاسد بزرگ است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

(جامع الاحکام، 1382، ج2، ص 95، س 1499 و 1498)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) آنان اگر منکر یکی از ضروریات دین باشند تا نعوذ بالله حضرت علی (علیه السلام) را خدا بدانند مشرک و نجس هستند و ازدواج با آنان جایز نیست.

ب) به طور کلی ازدواج با هر فرقه و گروهی که احتمال تاثیر منفی و ایجاد انحراف در اخلاق و رفتار انسان با فرزندان را داشته باشد مناسب نیست. بلکه در برخی روایات اشعار به عدم جواز دارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

الف) ازدواج با کسانی که اعتقاد به الوهیت امیرمومنان دارند جایز نیست.

ب) ـــ

(هدایة العباد، ج 2، ص 348، م 1211)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

در تمام این موارد اشکال دارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف و ب: در هر صورت از ازدواج با آنان خودداری شود.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج


خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

سوال: آیا به وسایل مورد نیاز پسر اعم از رختخواب، لباس، و ... که برای ازدواج تهیه می شود، خمس تعلّق می گیرد؟



آیة الله بهجت(ره):

اگر راه تهیه منحصر است (اگر راهی غیر از این ندارد که لوازم آینده زندگی را به تدریج بخرد) خمس ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله تبریزی(ره):

اموالی که قبل از سال عروسی کنار گذاشته می شود، خمس دارد چه برای پسر باشد و چه برای دختر.

(استفتائات جدید، 1383، ج1، ص 182 و 183، س 880 )

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

چنانچه تهیه آن ها متعارف بوده و موونه محسوب شود، خمس ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

بله پول و مانند آن خمس تعلّق می گیرد ولی چیزهایی که بعداً نیاز دارند ولی متعارف است که زودتر تهیّه می کنند به نحوی که تأخیر آن عرفاً کوتاهی و تقصیر در زندگی شمرده شود مثل تهیّه جهیزیه در عرف ما برای دختران در این صورت خمس ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

اگر سال بر آن وسائل بگذرد خمس دارد.

(جامع الاحکام، 1382، ج1، ص 206، س 744)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

حکم جهیزیه را دارد و همچنین است نسبت به پس انداز خود پسر یا پدر برای او، در صورتی که به موقع باشد و نتوانند یک جا تهیه کنند و در حدّ شأن باشد.

(جامع المسائل، ج1، ص 188 س747)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

چیزهایی که در همان سال ازدواج مورد احتیاج است از موونه محسوب می شود. (خمس ندارد)

(مجمع المسائل، 1411 هـ ق، ج1، ص 336، س 169)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

اگر افراد مجرد از درآمد میان سال به مررو زمان لوازم ازدواج تهیه کنند در صورتی که این کار در میان مردم رایج باشد و به صورت هزینه معمول در آید خمس ندارد.

(استفتائات 1384، ج 2، ص 177 س 548)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

اگر راهی غیر از این ندارد که لوازم آینده زندگی را به تدریج بخرد چنان چه از منافع آن سال باشد و از شأنش زیاد نباشد، اشکال ندارد.

(هزار و یک مسالة فقهی، 1383، ج2، ص 97، س 334)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



حکم خوردن شیر زن توسط شوهر یا غیر شوهر


حکم خوردن شیر زن توسط شوهر یا غیر شوهر

سوال: خوردن شیر زن توسط شوهر یا غیر شوهر، چه حکمی دارد؟

آیة الله اراکی(ره):          

دلیلی بر منع نداریم.       

(استفتائات، ص 199 س 2)

 
آیة الله بهجت(ره):          

برای غیر کودک شیرخوار حرام است.          

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله تبریزی(ره):         

در صورتی که به تغذیه طفل شیرخوار مضرّ نباشد و باعث کمبود شیر برای وی نشود مانعی ندارد و الله العالم          

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظله):         

اشکال ندارد.     

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله خویی(ره):          

فی نفسه اشکال ندارد.  

(استفتائات، موسسه احیاء آثار الامام  الخوئی/1381، اول، ص 334، س 1100)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):       

بنابر احتیاط واجب جائز نیست.     

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله فاصل لنکرانی(ره):

فی نفسه حرام نیست.  

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):   

اشکالی ندارد.   

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):   

خوردن شیر زن جهت معالجه اشکال ندارد و در غیر معالجه جایز است ولی احتیاط آن است که چنین کاری انجام  ندهند.      

(هزار و یک مساله فقهی، مهدی موعود (عج) 1383، دوم،ج 2، ص 174، س 587)

سوال: اگر موی شارب بلند باشد (البته نه زیاد) و موقع آب خوردن و یا غذا خوردن وارد لیوان آب شده و یا آلوده به غذا شود چه حکمی دارد؟

آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):         

بلند شدن موی شارب مکروه است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

مناسب نیست. 

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء قم)

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :



عقد موقت بدون ذکر مدت معین!


عقد موقت بدون ذکر مدت معین!

سوال: اگر در عقد موقت مدت معین نشود آیا عقد صحیح است؟


امام خمینی(ره):

اگر عمداً یا از روی فراموشی باشد عقد موقت باطل است و تبدیل به دائم می شود.

(تحریرالوسیله، 1408 هـ ق، ج2، ص290، م 9، القول فی النکاح المنقطع)

 
آیة الله بهجت(ره):

اگر عمداً مدت ذکر نشود عقد باطل است و اگر از روی جهل به مساله یا فراموشی باشد در صورتی که قصد مطلق نکاح را داشته اند تبدیل به عقد دائم و مهرالمثل می شود.

(استفتائات،ج4، ص 145، م 5093 )

(احکام ازدواج، 1385، ص 125 و ص 149، م 5112، (مدت ازدواج موقت)، سطر اول)

 
آیة الله تبریزی(ره):

اگر چه از روی فراموشی باشد، عقد باطل است.

(المسائل المنتخبه، 1385، ص 304، م 1011)

(منهاج الصالحین، 1426هـ ق، ج2، ص 345، م 1302)

 
آیة الله خوئی(ره):

اگر عمداً یا از روی فراموشی باشد، عقد باطل است.

(استفتائات، 1381، ص 292، س 988)

(منهاج الصالحین، 1410 هـ ق، ص 272، م 1302)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

چه عمداً چه نسیاناً یا غفلتاً یا از روی حیاء یا ... مدت ذکر نشود عقد باطل است.

(منهاج الصالحین، 1427، هـ ق، ج3، ص 77، م 243)

(المسائل المنتخبه، 1428 هـ ق، ص 376، م 1026)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

چه عمداً چه نسیاناً مدت ذکر نشود عقد موقت باطل است و تبدیل به دائم می شود.

(هدایة العباد، 1420، هـ ق، ج2، ص 445، م9)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

اگر عمداً یا از روی فراموشی باشد عقد موقت باطل است و تبدیل به دائم می شود.

(الاحکام الواضحه، 1424هـ ق، ص 387، م 1716)

(جامع المسائل، 1383، ج2، ص 453، س 1272)

 
آیة الله گلپایگانی(ره):

چه عمداً چه نسیاناً مدت ذکر نشود عقد موقت باطل است و تبدیل به دائم می شود.

(هدایة العباد، 1417هـ ق، ج2، ص 352، م 1227)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

عقد باطل است.

(توضیح المسائل، 399، م 2070)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

عقد باطل است.

(منتخب المسائل، 1420هـ ق، ص 316، م 1011)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

اگر چه از روی فراموشی باشد، عقد باطل است.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 309، م 1302)

منبع:تبیان

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در ین مورد تماس نگیرید اطلاعات ومشاوره در این مورد هم نداریم

 

مطالب مرتبط :



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250




بالای صفحه