سالن عقد خاطره ( دفتر ازدواج )

قانون جدید حمایت خانواده در صورتیکه نتیجه آزمایش مورفین و یا سایر بیماریها مثبت باشد در صورت اطلاع و رضایت طرفین عقد نکاح، ثبت عقد در دفتر رسمی ازدواج

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشد
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.دفتر ازدواج 163

مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

فرق عشق و شهوت (نياز جنسي) چيست؟

صفحه اصلی > مقالات > عشق > فرق عشق و شهوت نياز جنسي چيست

حال در این مقاله به فرق عشق و شهوت نياز جنسي چيست خواهیم پرداخت. با سایت سالن عقد خاطره همراه باشید.

فرق عشق و شهوت (نياز جنسي) چيست؟

مي خواستم بدونم فرق عشق و شهوت (نياز جنسي) چيه ؟ يكي از اساتيد، تو صحبتاشون گفتن عشق واقعي فقط خداست و بقيه عشق ها (عشق به جنس مخالف) همش هوسه. پشت كتاب آخرين راز شاد زيستن هم نوشته بود : شخصي به همسرش مي گويد من عاشق تو هستم و بدون تو نمي توانم زندگي كنم؛ اما اين عشق نيست اين گرسنگي است، شما نمي تواني در آن واحد هم كسي را دوست بداريد، هم بي تابانه نيازمندش باشيد؛ عاشق واقعي كسي است كه معشوق خود را آزاد مي گذارد تا خودش باشد؛ در عشق اجباري نيست عشق يعني امكان انتخاب به معشوق دادن؛ براي آنكه كسي يا چيزي را بدست آوري رهايش كن. حالا با توجه به اينها مي خواستم بدونم بااين طرز تفكر چطور ميشه به همسر آيندمون عشق بورزيم؟ همه ميگن بايد زن و شوهر زندگي عاشقانه اي با هم داشته باشن، اما اين دو طرز تفكر كه باهم در تضادن!

عشق بر دو گونه است : حقيقي و مجازي


الف) عشق‏ هاى مجازى
در اين گونه عشق‏، موضوع عشق ورزي همان صفات ظاهري و كمالات مشهود و محسوس محبوب است؛ يعني كمالات ظاهري محبوب، موجب جذب عاشق مي شود.
عشق مجازي خود دو گونه است :
1. عشق حيواني؛ كه در آن عاشق تنها از روي شهوت و هوس معشوق خود را مي خواهد و به جنبه هاي جنسي او نظر دارد (كه عشق كاذب و دروغين هم گفته مي شود، عشق كاذب و دروغين، داراى منشأ جنسى و شهوانى است). در اين عشق، عاشق به صورت ظاهرى معشوق و رنگ و روى او متوجه است. اين نوع عشق - كه به جفا، نام عشق بر آن نهاده‏ اند - موجب تسلط نفس اماره و تقويت آن و حكومت شهوت بر قوه عاقله و در نتيجه خاموش شدن نور عقل مى ‏شود (شرح الاشارات و التنبيهات، نمط نهم، فصل هفتم و هشتم).
2. عشق پاك؛ در اين عشق اگر چه نظر عاشق به ظاهر محبوب است، ولي چون ظاهر، نماد باطن است و نشان از ذات الهي دارد، خود زمينه ساز عشق حقيقي مي شود و مانند پلي عاشق را به سوي عشق حقيقي رهنمون مي گردد.
ب) عشق حقيقى و الهى
عشق حقيقى، عبارت است از قرار گرفتن موجودى كمال‏جو در مسير جاذبه كمال مطلق، يعنى خداوند متعال، پروردگارى كه جميل مطلق، بى‏نياز، يگانه، داناى اسرار، توانا، قاهر و معشوق است كه همه رو به سوى او دارند و او را مى ‏طلبند (احياء علوم الدين، غزالى، ج 4، ص 283 - 279).
عشق مجازى خود عشق اصلى و اصيلي نيست و از روى تسامح به آن عشق اطلاق مى ‏شود. پيروان عرفان اصیل و حقیقی، جهان هستى را (از جمله انسان را) مظهر و نشان حضرت حق دانسته، و عشق به مظاهر خداوند سبحان را عشق مجازى در طول عشق به ذات پروردگار مى ‏دانند. به قول سعدى :
به جهان خرّم از آنم كه جهان خرّم از اوست / عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست.

حال اگر كسي به همسرش تنها نگاه حيواني داشته باشد و به جنبه هاي جسمی و جنسي او نگاه كند، مسلماً نام عشق را بر اين رابطه نمي توان گذاشت؛ ولي اگر علاوه بر جنبه هاي جسمی و جنسي ( كه خواه ناخواه يكي از اجزاي زندگي مشترك است و بايد باشد) دو احساس ديگر را نيز در رابطه با همسر خود داشته باشد و اين سه عنصر را در چارچوب ديني و رسيدن به رضايت خداوند ببيند، عشقي پاك و حقيقي را ثبت خواهد كرد. در ادامه به توضيح اين سه احساس مي پردازيم :
رابرت استرنبرگ (روانشناس) براي عشق سه جزء اصلي مطرح مي كند ( نظريه مثلث عشق) :
1. صميميت و همدلي (محبت)، 2. هوس و شهوت (نياز جنسي و س ک س)، 3. تعهد و پايبندي.

 

 حتما بخوانید: زناني که از ازدواج مي ترسند

 اين اجزا به شكل هاي مختلف با هم تلفيق مي شوند و هشت نوع عشق را به وجود مي آورند :
1. فقدان عشق؛ هيچ يك از مولفه هاي سه گانه وجود ندارد .
2. دوست داشتن؛ در آن فقط صميميت و همدلي وجود دارد.
3. شيفتگي ؛ در آن فقط هوس و شهوت وجود دارد .
4. عشق پوچ؛ در آن فقط تعهد وجود دارد .
5. عشق رمانتيك؛ در آن صميميت و شهوت بدون وجود تعهد وجود دارد .
6. عشق رفاقتي و همدلانه؛ در آن صميميت و تعهد بدون شهوت وجود دارد .
7. عشق احمقانه؛ در آن شهوت و تعهد بدون صميميت وجود دارد.
8. عشق كامل و آرماني؛ در آن هر سه مولفه وجود دارد .
هر يك از اين مولفه ها اگر در زندگي فرد نباشد، عشق كامل را تجربه نخواهد كرد. در صورت وجود اين سه مولفه و حاكم كردن نگاه ديني به زندگي، اين عشق مي تواند پلي براي رسيدن به عشق حقيقي (كه همان قرب و رضايت خداوند است) باشد.

پرسشگر محترم؛ اگر شهوت و نياز جنسي نبود، نسل بشر در طول زمان از بين مي رفت. اين شهوت و نياز جنسي زن و مرد است كه باعث آميزش و توليد مثل مي شود. خداوندي كه حكيم است، براي بقاي نسل بشر و لذت بردن از زندگي دنيايي، قوه شهوت و نياز جنسي را در وجود هر انساني قرار داده و گفته است راه ارضاي صحيح اين نياز از طريق ازدواج است. پس اگر اين نياز از مسير صحيح ارضا شود، مورد رضايت خداوند خواهد بود. علاوه بر اين در دين ما احاديث فراواني درباره استحباب امر ازدواج، محبت كردن به همسر و ارضاي نيازهاي جنسي وجود دارد. با اين موارد پر واضح است كه عشق به همسر (با توجه به مولفه هايي كه ذكر شد) با وجود نياز جنسي هيچ منافاتي ندارد و برعكس اگر نياز جنسي را از رابطه زن و شوهر بگيريم به ساختمان عشق، ضربه مهلكي وارد كرده ايم. هوسي كه معطوف به همسر شرعي و قانوني فرد بوده و همراه با تعهد و محبت باشد، امري تقديس شده است.

در مورد اين جمله كه از كتاب «راز شاد زيستن» نقل كرده بوديد بايد بگوييم :
نويسنده اين كتاب (آندرو متيوس) فردي مسلمان نيست و نگاهي كه به مقوله عشق دارد از تفكرات غربي و جهان بيني اش نشات گرفته است. آدمي بايد عاشق فردي شود كه داراي كمالات و صفات اخلاقي و ايماني باشد. ما عشق در يك نگاه و يك لحظه را قبول نداريم. اگر فردي تنها عاشق چهره و ظاهر و اندام كسي شود، پاي در عرصه عشق حيواني گذاشته است كه پس از رفتن نمودهاي زيبايي طرف مقابل، عشق او نيز كمرنگ شده يا از بين مي رود و در آن صورت فرد به دنبال عشقي ديگر خواهد رفت.
اگر فردي به همسرش بگويد «من بدون تو يك لحظه هم نمي توانم زندگي كنم»، دچار توهم عشق شده است و عشقي حقيقي در او شكل نگرفته است؛ البته زوجين براي ابراز محبت مي توانند از اين نوع جملات به هم بگويند، اما اگر بخواهند پس از از دست دادن همسرشان (مرگ همسر و ...) به اين جمله عمل كنند بايد گفت در زمينه اعتقادات ديني تزلزل دارند، چون ما به اين دنيا آمده ايم كه امتحان پس بدهيم و بندگي خود را ثابت كرده و به دستورات دينمان عمل كنيم تا نتيجه آن را در دنياي ابدي بگيريم؛ هيچ كجاي دين ما نگفته است كه در صورت از دست دادن يك فرد (هر كسي مي خواهد باشد) زندگي را رها كنيد و بر طبل ناتواني و افسردگي و خستگي از دنيا بكوبيد.
اين حرف درست است كه در عشق اجباري نيست. انسان را نمي توان به جبر و زور عاشق كسي كرد، ولي وقتي زندگي مشتركي شروع مي شود زن و شوهر در چارچوبي خاص قرار مي گيرند و اين گونه نيست كه ديگر آزاد باشند و هر كاري دوست داشتند بكنند. احساس محبت و دوست داشتن بايد قبل از ازدواج و موقع خواستگاري به وجود بيايد و پس از ازدواج بايد در مسيري كه دين مشخص كرده است حركت كند؛ اينگونه نيست كه كه فردي به همسرش بگويد من يك ماه عاشق تو بودم و بدون هيچ دليلي مي خواهم عاشق ديگري شوم. اين نوع تفكرات شيطاني است و اسلامي نيست.
پرسشگر گرامي؛ شما وقتي كتابي را مطالعه مي كنيد و با مطالبي چالش بر انگيز برخورد مي كنيد، نبايد بي تفكر آن ها را قبول كنيد و سبك زندگي تان را بر اساس آن تغيير دهيد، بلكه بايد ببينيد نويسنده آن كتاب كيست، در چه فرهنگي بزرگ شده، چه تفكراتي دارد، مغرض است يا منصف و آيا تفكرات او با جهان بيني شما (كه يك مسلمان هستيد) تطبيق دارد يا نه؟ پس هر مطلبي از هر نويسنده اي را نبايد بدون تحقيق و تفكر، درست بپنداريد. چرا كه تزريق تفكرات اشتباه و پرورش آن ها در ذهن، باعث ايجاد سوالاتي خواهد شد كه پايه اشتباه دارند. وقتي مباني فكري فردي اشتباه باشد، پاسخ هاي صحيحي كه دريافت مي كند را اشتباه خواهد دانست. اميدواريم همواره از اين آفت فكري به دور باشيد.
تذکر : حرف و سخن درست که دلیل و مدرک متقن داشته باشد و مخالف دین اسلام هم نباشد را هر کسی بگوید باید از او پذیرفت./پرسمان

 

 
چاقوی کیک سفره عقد تصاویر تزیین سینی حنا تزیینات خرید عروس تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد
 
 


عشق و ازدواج و شهوت


عشق و ازدواج و شهوت

عشق چيزي بيش از فقط دوست داشتن شديد است بيشتر ما مردم کساني را مي شناسيم که خيلي دوستشان داريم ولي عاشق آنها نيستيم، و برخي از ما نيز به کسي احساس جاذبه ي شهواني داشته ايم که وي را دوست نداشته ايم. پژوهشها اين باورهاي روزمره را تأييد مي کنند.يکي از نخستين پژوهشگراني که در باره عشق رومانتيک بررسي مي کرد عباراتي را که مردم نمودار عاشق بودن مي دانستند جمع آوري کرد و مقياس هاي مستقلي براي اندازه گيري هر کدام ساخت(رابين 1973)پرسش هاي مقياس دوست داشتن به اين مطلب مي پردازد که تا چه ميزان طرف مقابل دوست داشتني، قابل احترام، قابل تحسين و داراي پختگي و قضاوت خوب تلقي مي شود. پرسش هاي مقياس عشق به سه زمينه ي اصلي مي پردازد.احساس دلبستگي (سر کردن بدون...برايم دشوار است)احساس اهميت براي طرف مقابل (حاضرم تقريباً هر کاري را براي... انجام دهم)و احساس اعتماد (احساس مي کنم که مي توانم به ...عملاً در باره ي هر چيزي اعتماد کنم.)
اين دو مقياس همبستگي متوسطي با هم دارند 56% براي مردان و 36% براي زنان.
عشق و ازدواج:
عشق رمانتيک يک مفهوم قديمي است.اما اين باور که عشق رمانتيک ربط زيادي به ازدواج دارد،جديدتر و همگاني تر است.در برخي فرهنگها به جز غرب، هنوز به ازدواج به عنوان قرار و مداري کنتراتي يا مالي نگاه مي کنند که هيچ سروکاري با عشق ندارد.در جامعه ي آمريکا، پيوند بين عشق و ازدواج در طول سي سال گذشته عملاً محکمتر شده است.در سال 1976 از گروهي دانشجو سؤال شد «اگر مردي (زني)داراي خصوصياتي باشد که شما مي پسنديد آيا اگر عاشق او نباشيد حاضريد با او ازدواج کنيد؟» پاسخ حدود 65% از مردان به اين پرسش منفي بود، اما تنها 24% ذاز زنان پاسخشان منفي بود.
(تنها 4% عملاً پاسخ مثبت داده بودند، اکثريت زنان نظر قطعي نداده بودند.)
جنبش زنان در آن زمان تازه آغاز شده بود و احتمال دارد که زنان در آن هنگام بيش از زمان فعلي به ازدواج به عنوان شرط لازم براي تأمين مالي خود توجه داشتند.وقتي همين زمينه يابي در سال 1984 تکرار شد، 58% از زنان و مردان اعلام کردند که بدون عشق حاضر به ازدواج نيستند.
عشق شهواني و عشق مشفقانه:
چندين عالم اجتماعي کوشيده اند بين انواع عشق تمايز قايل شوند. يکي از پذيرفته ترين تمايزها بين عشق شهواني و عشق
مشفقانه است.عشق شهواني به عنوان حالت هيجاني تندي تعريف شده است که در آن رقت و احساسات جنسي، وجد و رنج، اضطراب و آرامش، نوعدوستي و حسادت در مجموعه اي از احساسات سردرگم، همزيستي دارند.
چنين فرض شده است که تجربه عشق شهواني آميزه اي است از انگيختگي فيزيولوژيايي با اين تصور که انگيختگي را معشوق برمي انگيزد.
در مقابل، عشق مشفقانه به صورت «احساس محبت به کساني که زندگي ما عميقاً با آنها آميخته شده است.» تعريف مي شود.
ويژگيهاي عشق مشفقانه شامل اعتماد، مراقبت، تحمل عيب ها و يکدندگي هاي طرف مقابل، مايه ي هيجاني که بيشتر محبت و عطوفت است تا شور سرکش شهواني. پا به پاي ادامه رابطه در طول زمان، وابستگي متقابل بيشتر مي شود و توان بالقوه براي هيجان شديد عملاً افزايش مي يابد. اين امر را مي توان در احساس تنهايي و فراق شديد ياران قديم در شرايط جدايي موقت يا در فروپاشيدگي هيجاني کساني که ياران قديم را از دست مي دهند، مشاهده کرد. اما شگفت آنکه چون زوجهاي مشفق در زندگي روزمره ي خود تا اين اندازه با هم همساز و هماهنگ اند، فراواني هيجانات تند، معمولاً کم است.
در زمينه يابي ياد شده، بسياري از زنان و مردان جوان اظهار داشتند که اگر عشق از ازدواج رخت بربندد همين براي پايان دادن به ازدواج کافي است. اما کساني که عشق را همان عشق شهواني
مي دانند، احتمال بيشتري دارد که دچار نوميدي شوند. غالب زوج هاي موفق و بادوام بر عناصر مشفقانه ي رابطه خود تأکيد مي ورزند و نظريه ها و پژوهشها هر دو نشان داده احساسات شديد که مشخص کننده عشق شهواني است در طول زمان کمتر دوام مي آورند.
اين مطلب در تحقيقي نشان داده شد که در آن، ازدواج هاي دراز مدت در آمريکا، که زوجها مدعي اند با عشق آغاز شده با ازدواجهاي سنتي ژاپني که والدين آنها را برقرار مي کنند مقايسه شد. چنانکه انتظار مي رفت، ازدواج هاي آمريکايي با ابراز عشق و تمايل جنسي بيشتري آغاز مي شد تا ازدواج هاي سنتي ژاپني.اما عشق ابراز شده در هر دو گروه به تدريج کاهش مي يافت تا اينکه پس از 10 سال تفاوتي بين دو گروه ديده نمي شد.
با اين همه بسياري از زوجهاي شرکت کننده در اين پژوهش از ازدواج خود اظهار رضايت کامل مي کردند، ازدواجهايي که تبديل به عشق مشفقانه ي عميق با ويژگيهايي از قبيل ارتباط متقابل بين دو طرف، تقسيم کار منصفانه و برابر در قدرت تصميم گيري، شده بود. نتيجه اينکه عشق شهواني براي شروع ممکن است بسيار مفيد باشد.اما نيروهايي که رابطه خوب و دراز مدت را ايجاد مي کند، از همان آغاز کمتر وجود دارد و مستلزم تلاش بيشتر و بيشتر مبتني بر برابري است تا بر شور و اشتياق و شهوت. در واقع حتي ممکن است بين عشق شهواني و عشق مشفقانه، نوعي ناهمسازي ذاتي وجود داشته باشد.
نظريه مثلثي عشق:
از هنگام طرح تمايز بين عشق شهواني و عشق مشفقانه طبقه بنديهاي مشابه ولي متمايزتري مطرح شده است.يکي از اين طبقه بنديها عشق را به سه جزء تقسيم مي کند.صميميت، شهوت و تعهد.
صمميميت جزء هيجاني و عاطفي است و شامل احساس نزديک بودن و اشتراک احساسات است.
شهوت جزء انگيزشي و شامل جاذبه جنسي و احساس شاعرانه «عاشق بودن» است.
تعهد جزء شناختي، و بازتابي است از قصد و نيت شخص که در آن رابطه پايدار باشد.ترکيب اين سه جزء به طرق مختلف منجر به هشت نوع رابطه مي شود که در جدول زير مي بينيد چنانکه جدول نشان مي دهد عشق شهواني به دو نوع تقسيم مي شود عشق شيدايي و عشق رمانتيک. اين هر دو نوع، با شهوت تند و تعهد ضعيف مشخص مي شوند.اما عشق شيدايي از نظر صميميت ضعيف و عشق رمانتيک از نظر صميميت قوي است. عشق مشفقانه داراي صميميت و تعهد قوي، اما با شهوت خفيف همراه است.
در نظريه مثلثي عشق-سه بُعد عشق ترکيب مي شوند و هشت نوع رابطه عشقي به وجود مي آورند.(استرنبرگ 1986)
صميميت شهوت تعهد
عاشق نبودن ضعيف ضعيف ضعيف
دوست داشتن قوي ضعيف ضعيف
عشق شيدايي ضعيف قوي ضعيف
عشق رمانتيک قوي قوي ضعيف
عشق پوچ ضعيف ضعيف قوي
عشق مشفقانه قوي ضعيف قوي
عشق ابلهانه ضعيف قوي قوي
عشق تمام عيار قوي قوي قوي

اثرات مثبت عشق
عشق اثرات مثبت زيادي براي انسان دارد، باعث ايجاد اميد، شور و حال در زندگي مي شود و به طور کلي انرژي جسماني و تلاش و کوشش فرد را در زندگي چندين برابر مي کند. به طور کلي عشق واقعي اثرات زير را بوجود مي آورد.
1-انرژي: عشق واقعي به شما انرژي جسماني، ذهني، احساسي و عاطفي خواهد بخشيد.
2-شور و اشتياق: رابطه سالم، نگرش و برخوردي سالمتر و مثبت نسبت به زندگي بوجود مي آورد.
3-هيجان و خوش بيني نسبت به آينده: وقتي که عاشق هستيد با هيجان چشم انتظار آينده اي شاد خواهيد بود و به تمام جنبه هاي زندگي با حالت اميد و به ديده ي مثبت نگاه مي کنيد.
4-اعتماد به نفس و خود باوري: يک رابطه خوب و سالم اعتماد به نفس و خودباوري شما را زياد مي کند. وقتي که در يک رابطه ي سالم قرار مي گيريد، به شما احترام گذاشته مي شود و احترام طرف مقابل باعث مي شود که ارزش و احترام شما در نزد خودتان نيز زياد شود که همين امر باعث افزايش اعتماد به نفس شما خواهد شد.
5-سخاوت احساسي و عاطفي: افراد عاشق معمولاً احساس بخشندگي عاطفي زيادي دارند. اين افراد همه را دوست دارند و در واقع بسيار عاطفي و احساساتي برخورد مي کنند.
6-خودتان بودن: وقتي که احساس عشق واقعي داشته باشيد براي خودتان ارزش و احترام بسيار زيادي قائل هستيد و در چنين شرايطي برايتان بسيار آسانتر است که خودتان باشيد تا اينکه بخواهيد يک چهره غير واقعي که مورد علاقه طرف مقابل شما باشد از خودتان نشان دهيد.
7-راحتي رواني و احساسي: احساس عشق آرامش واقعي به ما مي دهد. يعني اينکه با تمام وجود آرام و قرار داريد. آرامش فکري و روحي که از عشق واقعي نصيب فرد مي شود قابل مقايسه با هيچ شرايط و حالت ديگري نمي باشد.
دوستي و صميميت
هيچ حوزه اي از رفتار آدمي وجود ندارد که در آن به اندازه جاذبه ي متقابل-دوست داشتن، عاشق شدن، و تمايل جنسي-شناختها و هيجانها به شکلي پيچيده درهم تنيده شده باشند. تحقيقات در اين زمينه به نتايج متناقض و شگفتي رسيده اند. بحث در اين باره را با بحث دوست داشتن-يعني، دوستي و مراحل اوليه روابط صميمانه آغاز مي کنيم.
دوست داشتن: همه ستاره سينما نمي شوند اما احتمال اينکه دو ستاره سينما با هم ازدواج کنند به چند عامل جذابيت جسماني، مجاورت، آشنايي و شباهت بستگي دارد.اما بالا بودن آمار طلاق در جامعه ي فعلي نشانگر آن است که وجود اين عوامل براي حفظ رابطه دراز مدت هميشه کافي نيست. حال به توضيحي در باره اين چند مؤلفه (جذابيت جسماني، مجاورت، آشنايي و شباهت مي پردازيم و نقش آنها را در ازدواج بررسي مي کنيم.
جذابيت جسماني
از ديدگاه بيشتر آدمها اين احتمال که ظاهر جسماني عامل تعيين کننده ميزان علاقه ديگران به فرد باشد، اندکي غير قابل قبول است چون برخلاف منش و شخصيت، ظاهر جسماني عاملي است که کنترل کمي روي آن داريم. و از اين رو منصفانه نيست که از آن به عنوان معياري براي دوست داشتن کسي استفاده شود.

اما تحقيقات انجام شده توسط روان شناسان همواره اين موضوع را تأييد کرده است.
چرا جذابيت جسماني تا اين درجه اهميت دارد؟ بخشي از علت در اين واقعيت نهفته است که موقعيت اجتماعي و عزت نفس ما هنگامي که همراه شخص جذابي هستيم افزايش مي يابد. هم مردان و هم زنان وقتي با شخص جذاب و خيال انگيزي همراه باشند ديگران آنان را خواستني تر و رتبه بندي مي کنند تا وقتي که با شخص غير جذاب همراه باشند. اما نکته قابل توجه اين است که هم مردان و هم زنان وقتي همراه با بيگانه ئ جذاب تر از خودشان ديده شوند، از لحاظ خواستني تر بودن، در رده ي پايين تري رتبه بندي مي شوند.
ظاهراً رتبه بندي بيگانان از هر شخص تحت تأثير مقايسه با همراهش قرار مي گيرد.اين موضوع در چند تحقيق ديگر نيز ثابت شده است.
خوشبختانه براي نازيبايان هم اميدهايي وجود دارد. نخست اينکه جذابيت جسماني وقتي که شخص همسر دائمي برمي گزيند اهميت کمتري پيدا مي کند و علاوه بر آن چندين عامل ديگر هم هست که مي تواند به نفع افراد غير جذاب باشد که در ذيل اشاره خواهيم کرد.
مجاورت
بررسي 5000 مجوز ازدواج در فيلادلفيا در دهه ي1930 نشان داد که يک سوم از اين زوجها در فاصله ي حداکثر پنج خيابان ازيکديگر زندگي کرده اند. تحقيقات نشان مي دهد که بهترين راه براي پيش بيني دوستي هر دو آدم اين است که معلوم کنيم محل زندگي آنها چقدر از هم فاصله دارد. در بررسي الگوهاي دوستي در مجتمع هاي آپارتماني از سکنه خواستند سه تن را نام ببرند که او را دوست دارند.ساکنان در 41% موارد همسايه هاي ديوار به ديوار يعني ساکنان آپارتمان هاي مجاور را، در 22درصد موارد کساني را که دو خانه دورتر بودند و تنها در 10درصد موارد کساني را نام بردند که در انتهاي راهرو زندگي مي کردند.
تحقيقاتي در خوابگاههاي دانشجويي نتايج مشابهي به دست داده است. پس از به پايان رسيدن يک سال تحصيلي، احتمال دوست شدن هم اتاقي ها دو برابر هم طبقه ايها و احتمال دوستي هم طبقه ايها دو برابر ساکنان خوابگاهها به طور کلي است. کساني که در موضوعهاي احساسي و عاشقانه معتقد به معجزه هستند ممکن است عقيده داشته باشند که براي هر کس جفتي کامل انتخاب شده که در جايي از جهان منتظر است تا پيدايش کنند. اگر اين باور درست باشد، معجزه ي بزرگتر آن است که دست سرنوشت اين جفت را در فاصله چند قدمي قرار داده است.(هيلگارد،ترجمه براهني 1385)
آشنايي
يکي از دلايل اصلي اينکه مجاورت ايجاد دوستي مي کند اين است که سبب افزايش آشنايي مي شود ، در حال حاضر شواهد فراواني مؤير اين است که آشنايي به خودي خود-يعني صرف در معرض ديد ديگران بودن-دوست داشتن را افزايش مي دهد. اين حقيقت که آشنايي موجب دوست داشتن است موضوعي است که بارها به اثبات رسيده است.
در يک تحقيق آزمودنيها در معرض عکس هايي از چهره هاي مختلف قرار گرفتند و سپس از آنها پرسيدند چقدر ممکن است شخصي را که عکسش را ديدند دوست داشته باشند. آزمودنيها هز اندازه چهره ي معيني را بيشتر ديده بودند، به آن بيشتر اظهار علاقه کردند و گفتند فکر مي کنند آن شخص را بيشتر دوست دارند. در زندگي واقعي نيز وقتي مردم در تماس با هم قرار مي گيرند نتايج مشابهي به دست مي آيد.
همچنين در يک تحقيق ديگر (زايرنک 1978) از آزمودنيها خواسته شد عکس هايي از چهره هاي ناشناس را برحسب اينکه چقدر ممکن است آن شخص را دوست داشته باشند درجه بندي کنند. کمترين ميزان دوست داشتن از جانب آزمودنيهايي ابراز شد که هيچگاه عکس را نديده بودند. بالاترين درجه بندي را آزمودنيهايي صورت دادند که عکس را غالباً ديده بودند.
اگر زيبا نيستيد يا در برابر تحسين خود نسبت به کسي، تحسين متقابلي نمي بينيد، پايداري کنيد و صبر داشته باشيد، مجاورت و آشنايي قويترين سلاح هاي شما هستند.
شباهت
يک ضرب المثل قديمي مي گويد که ضدها يکديگر را جذب مي کنند و مايلند يادآور شوند که چقدر با هم متفاوت اند. «من قايقراني دوست دارم اما او از کوهنوردي خوشش مي آيد» «من در رشته ي مهندسي هستم، اما او متخصص تاريخ است».

اما آنچه اين عشاق ناديده مي گيرند اين است که هر دو فعاليت هاي بيرون از خانه را دوست دارند، هر دو حرفه يي هستند، هر دو دمکرات اند، هر دو داراي مليت و مذهب و طبقه اجتماعي و سطح تحصيلات واحد هستند. و احتمالاً سه سال تفاوت سني دارند و در حدود 5 نمره هوشبهر با هم تفاوت دارند. خلاصه اينکه، آن ضرب المثل قديمي عمدتاً غلط است.
تحقيقات انجام شده از سال 1870 تاکنون اين نتيجه گيري را تأييد کرده است. بيش از 99% از زن و شوهر هاي آمريکايي هم نژادند و بيشتر آنها داراي دين مشترک هستند. بعلاوه زمينه يابيهاي آماري نشان مي دهد که زن و شوهرها بسيار شبيه به هم هستند. نه تنها از نظر ويژگيهاي جامعه شناختي از قبيل سن، نژاد، مذهب، تحصيلات و طبقه اجتماعي اقتصادي بلکه از لحاظ ويژگيهاي روان شناختي نظير هوش و ويژگيهاي بدني از قبيل بلندي قد و رنگ چشم. پژوهشي در باره ي زوجهايي که با هم دوست هستند نيز همين الگوها را يافته است و علاوه بر آن نشان داده اين زوجها از نظر نگرش هايشان در مورد رفتار جنسي و نقش هاي جنسيتي نيز به هم شبيه بودند. بعلاوه، زوجهايي که در آغاز تحقيق بيشترين شباهت را با هم داشتند احتمال بيشتري داشته که يکسال بعد هم هنوز با هم باشند.
در پژوهشي داوران، جذابيت جسماني هر عضو از 99 زوج را از روي عکس درجه بندي کردند، بدون آنکه بدانند چه کسي با چه کسي زوج است. درجه بندي جذابيت جسماني زوجها به شکل معناداري همتاتر بودند تا درجه بندي عکس هايي که به طور تصادفي زوج شده بودند. نتايج مشابهي از يک تحقيق ميداني به دست آمد که طي آن چند مشاهده گر مستقل جذابيت جسماني زوجها را درغذاخوري ها، سالن انتظار سينماها، و درجريان رويدادهاي اجتماعي، درجه بندي کردند.
اين جورشدن زوجها برحسب جذابيت جسماني ظاهراً به اين دليل است که سبک و سنگين کردن جذابيت جسماني هر کس بر مبناي اين احتمال صورت مي گيرد که بخواهد با ما زوج شود. بي پرده بگوئيم، افراد برخوردار از جذابيت کمتر به دنبال جفتي با جذابيت کمتر مي گردند. زيرا انتظار دارند کساني که از خودشان جذاب ترند طردشان کنندو تحقيقي در باره ي خدمات ويدئويي دوست يابي نشانداد که هم مردان و هم زنان، بيشتر احتمال دارد که به دنبال برقراري رابطه با کسي برآيند که از نظر جذابيت جسماني با خود آنها جور باشد. تنها جذاب ترين افراد به دنبال دوست شدن با جذاب ترين ها بودند. بيشتر ما در نهايت به جفتي مي رسيم که جذابيت او تقريباً به اندازه ي خودمان باشد.
اما از نظر رابطه ي درازمدت، احتمالاً شباهت هايي به جز جذابيت جسماني اهميت بيشتري نيز دارد. تحقيق طولي با 135 زوج زن و شوهر نشان داد زوجهايي که از نظر شخصيتي شباهت بيشتري به هم داشتند، از نظر دوست داشتن فعاليت هايي از قبيل ديدار با دوستان و شام بيرون از خانه و شرکت در فعاليت هاي اجتماعي گردهمايي هاي حرفه اي نيز به هم شبيه بودند. در اين زوجها تعارضهاي خانوادگي نيز کمتر بود و احساس صميمين و دوستي و رضايت از ازدواج بيشتري داشتند تا زوجهايي که کمتر به هم شبيه بودند.
در يک تحقيق بلندپروازانه در باره ي شباهت و دوستي، دانشجويان مرد در ازاء شرکت در اين تحقيق اتاقي رايگان براي يکسال در خانه اي بزرگ در دانشگاه ميشيگان دريافت مي کردند. بر مبناي اطلاعات به دست آمده از آزمونها و پرسش نامه ها، براي برخي از اين دانشجويان هم اتاقي کاملاً شبيه خودشان تعيين شده و براي برخي ديگر هم اتاقي ها به کلي بي شباهت بود. محققان، الگوهاي دوستي مابين اين هم اتاقي ها را که در طول يکسال شکل گرفت مشاهده کردند و در فواصل منظم داده هاي آزموني و پرسش نامه اي و نگرش بيشتري از آنان جمع آوري مي شد.

از بقيه جهات، زندگي اين مردها شبيه به زندگي در هر خوابگاه ديگري بود. هم اتاقي هايي که از آغاز شبيه به هم بودند به هم علاقه پيدا کرده و در پايان اين دوره به دوستي محکم تري رسيدند تا کساني که به هم بي شباهت بودند. اما وقتي در سال بعد تحقيق با گروه تازه اي تکرار شد، اثر «آشنايي-موجب دوست داشتن مي شود» قوي تر از اثر شباهت از کار در آمد. به اين معنا که صرفنظر از شباهت کم يا زياد که مبناي انتخاب هم اتاقي ها بود. هم اتاقي ها به هم علاقه پيداکردند.
يکي از دلايل احتمالي اينکه شباهت سبب دوست داشتن مي شود اين است که مردم براي عقايد و سليقه هاي خود ارزش قائل اند و از بودن با کساني که انتخاب هاي آنها را تأييد کنند خشنود مي شوند و احتمالاً در اين فرآيند، عزت نفس آنها افزايش مي يابد. اما شايد دليل اصلي اين که شباهت به دوست داشتن منجرمي شود صرفاً تکرار عواملي باشد که بيشتر ديده ايم.

يعني مجاورت و آشنايي هنجارهاي اجتماعي و اوضاع و احوال موقعيتي ما را به سوي کساني سوق مي دهند (يا اصرار مي کنند) که اعضاي آنها از پيروان مذهب خود همسر گزيني و دوست گزيني کنند و هنجارهاي فرهنگي که از نظر نژادي و سني قابل پذيرش شناخته مي شوند را، تنظيم مي کنند. مثلاً زوج مرکب از مرد جوان و زن مسن هنوز هم نامناسب تلقي مي شود. اوضاع و احوال موقعيتي نيز نقش مهمي بازي مي کنند. بسياري از زوجها در دانشکده ها با هم آشنا مي شوند. و به اين تربيب مي توانند مطمئن باشند که از نظر سطح تحصيلات، هوش عمومي، آرزوهاي حرفه اي، و احتمالاً از نظر سن و پايگاه اقتصادي اجتماعي به هم شبيه اند. علاوه بر اين بازکنان تنيس در زمين تنيس، آزاديخواهان سياسي در راهپيمايي هاي طرفداري از حق انتخاب، و افراد همجنس گرا در راهپيمايي هاي همجنس گراها يا در جلسات همجنس گرايان با هم آشنا شده اند.
عليرغم همه اينها، اغلب گفته مي شود که ضرب المثل ضدها همديگر را جذب مي کنند ممکن است هنوز در مورد برخي ويژگيهاي شخصيتي مکمل، صادق باشد. آشکارترين نمونه را در نظر بگيريم. زن يا مردي ممکن است کاملاً سلطه جو باشد و به همين دليل به جستجوي جفتي برآيد که نسبتاً منفعل باشد. شخصي که رجحان هاي بسيار نيرومندي دارد ممکن است با کسي خوشبخت باشد که بسيار انعطاف پذير يا حتي دمدمي باشد. اما عليرغم ظاهر موجه فرضيه مکمل بودن، شواهد چنداني براي تأييد آن وجود ندارد.
در يک پژوهش، سازگاري زناشويي در ميان زوجهايي که حدود 5 سال از ازدواج آنها مي گذشت بيشتر متکي بر شباهت بود تا عدم شباهت. تلاش براي يافتن زوجهايي از صفات شخصيتي مکمت بودن ايجاد کند چندان موفق نبوده است
منبع:راسخون

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت




تلفن : 02177246602

همراه : 09121190250-09391190250

آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

مشاوره در امور مربوط به ازدواج (مهریه,نفقه,اجرائیه,رونوشت و ...) و پاسخگویی به سوالات شرعی و حقوقی در زمینه ازدواج دفتر ازدواج
بالای صفحه