دفتر ازدواج تهران

اعسار از پرداخت مهریه، نوعی اعسار از پرداخت «محکوم‌به» است که اصولا توسط خوانده دعوا مطرح می‌شود

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

نظامنامه دفتر ثبت ازدواج و طلاق مصوب مهرماه 1310

نظر به مدلول ماده 1 قانون ثبت ازدواج و طلاق وزارت عدلیه موارد ذیل را مقرر می‌دارد:

نظامنامه دفتر ازدواج و طلاق
ماده اول ـ دفاتر ثبت ازدواج و طلاق مجلد بوده و کلیه صفحات آن به امضای مدعی‌العموم یا نماینده او رسیده و به مهر پارکه‌ ممهور خواهد شد و به علاوه در ظهر صفحه اول و آخر دفتر نیز تعداد کلیه صفحات با تمام حروف قید و از طرف‌ مدعی‌العموم یا نماینده او ممضی و ممهور می‌شود.
تبصره ـ مدعی‌العموم می‌تواند با اجازه وزارت عدلیه برای امضا و مهر ترتیب دیگری را مقرر دارد.
ماده دوم ـ عبارت ثبت باید خوانا و واضح بوده مبلغ و تاریخ و نمره ثبت باید لااقل یک مرتبه با تمام حروف در خود دفتر و در روی اوراق ازدواج و طلاق نوشته شود در صورت اختلاف آنچه که با تمام حروف نوشته شده معتبر است‌.
ماده سوم ـ فاصله سطور باید به یک اندازه باشد. سطور از حدودی که در روی دفتر برای ابتدا و انتهای سطور معین شده‌ نباید تجاوز کند.
ماده چهارم ـ بالا بردن سطور در آخر سطر ممنوع و هرجا که سطر به انتها رسید باید بقیه مطلب را به سطر بعد برد جای‌ سفید گذاردن و تصحیح و اضافه مجاز نیست‌.
ماده پنجم ـ اگر صاحب دفتر اشتباها جای سفید گذارد یا مجبور به تصحیح و اضافات شد مطابق مقررات ذیل باید عمل‌شود:
1 ـ جای سفید باید به وسیله دو خطی که همدیگر را تقاطع کند از حیز استفاده انداخته شود.
2 ـ روی کلمات زیادی باید خط نازکی کشیده شود.
3 ـ تصحیح و اضافات باید در ستون ملاحظات دفتر نوشته شده و به امضای صاحب دفتر برسد و ربط آن به وسیله راده معین‌گردد و ابطال جای سفید و همچنین حذف کلمات زیادی و تصحیح و اضافات باید در آخر ثبت سند ازدواج یا طلاق قبل از امضا قید شود.
ماده ششم ـ تراشیدن و پاک کردن و الحاق کردن به هر نحوی از انحا در دفاتر ثبت ازدواج و طلاق ممنوع است به الحاقات و آنچه که به جای کلمات تراشیده یا پاک شده نوشته شده باشد ادارات و محاکم عدلیه ترتیب اثر نخواهند داد.
ماده هفتم ـ در صورتی که هویت زوجین نزد صاحب دفتر محرز نباشد بایستی دو نفر از اشخاص معروف و معتمد حضورا هویت آنان را تصدیق و مراتب در دفتر قید و به امضای معرفین رسیده و این نکته در روی اوراق نیز قید شود ـ مانعی نیست ‌که معرفین یک طرف معرف طرف دیگر نیز باشند.
ماده هشتم ـ اشخاص کور یا گنگ یا کر یا محجور یا غیربالغ یا غیر رشید نمی‌توانند معرف یا شاهد باشند.
ماده نهم ـ در صورتی که هویت طرفین با یک طرف نزد صاحب دفتر محرز نشود باید از ثبت امتناع کند.
ماده دهم ـ برای ثبت عقد مزاوجت زوج و زوجه باید شخصا یا به توسط وکیل ثابت الوکاله ذیل ثبت عقد را در دفتر و ذیل ‌ورقه ازدواج مذکور در ماده 14 را امضا کنند. برای ثبت طلاق ، طلاق دهنده باید ذیل ثبت طلاق را در دفتر ذیل طلاق نامه‌مذکوره در ماده 14 را شخصا یا به توسط وکیل ثابت الوکاله امضا نماید.
هرگاه زوجین یا یکی از آنها بی سواد باشند باید یک نفر مطلع باسواد که طرف اعتماد شخص بی‌سواد باشد در دفتر حاضرگردد و اگر چه از جمله شهود یا معرفین زوجین باشد.
شخص معتمد باسواد باید ثبت سند ازدواج یا طلاق را برای شخص بی سواد قرائت نماید و این قرائت و رضایت شخص بی‌سواد به مفاد ثبت باید در ذیل ثبت سند مزبور قید گردد و علامت انگشت شخص بی سواد ذیل آن گذارده شود مراتب‌مزبوره و علامت انگشت شخص بی سواد را شخص معتمد تصدیق و امضا نماید.
کلیه مقرراتی که مخالف با مواد فوق است منسوخ می‌باشد.
ماده یازدهم ـ در صورتی که امضا مذکور در ماده فوق به توسط وکیل به عمل آید وکالت نامه باید به تصدیق کمیساریا و یا امین صلح و یا نایب الحکومه و یا یکی از دفاتر اسناد رسمی رسیده و ضبط شود مگر اینکه موکل شخصا در نزد صاحب دفترحاضر و به شخصی که وکالتا امضا می‌نماید وکالت دهد که در این صورت صاحب دفتر باید وقوع وکالت را نیز قید و امضا کند.
ماده دوازدهم ـ هرگاه زوجین یا یک طرف از آنها کر یا گنگ و یا کور باشند علاوه بر معرفین هر یک باید در معیت خود یک‌نفر از معتمدین خود را حاضر نمایند. شخص معتمد مزبور در مورد اشخاص کر و گنگ باید از اشخاصی باشند که بتوانند به ‌آنها با اشاره مطلب را بفهماند و این نکته صراحتا باید در متن دفتر و در ستون ملاحظات قید و به امضا صاحب دفتر برسد.
ماده سیزدهم ـ در دفتر ثبت نکاح و طلاق باید نکات ذیل قید شود:

الف ـ برای عقد مزاوجت‌:

1 ـ نمره و تاریخ ثبت با تمام حروف‌.
2 ـ تاریخ وقوع (روز ـ ماه ـ سال‌) با تمام حروف‌.
3 ـ اسم زوج و زوجه به نحوی که در هویت آنها تردیدی نباشد.
4 ـ نکاح دائم است یا منقطع و در صورت انقطاع مدت آن چیست‌.
5 ـ مهر.
6 ـ سایر شرایط ضمن عقد نکاح و یا ضمن عقد لازم دیگر که بین زوجین مقرر شده است‌.
7 ـ امضا اشخاص مذکور در ماده 10.

ب ـ برای طلاق :

1 ـ نمره و تاریخ ثبت با تمام حروف‌.
2 ـ تاریخ وقوع طلاق (روز ـماه ـسال‌)با تمام حروف‌.
3 ـ اسم زوج و زوجه به نحوی که در هویت آنان تردیدی نباشد.
4 ـ نوع طلاق از رجعی و بائن و در صورت رجعی بودن تصریح به اینکه دفعه چندم است‌.
5 ـ امضا اشخاص مذکور در ماده 10.
ماده چهاردهم ـ صاحب دفتر مکلف است که فورا پس از ثبت نکاح یا طلاق دو نسخه از سواد ثبت را تهیه و پس از امضا اشخاصی که دفتر ثبت را امضا کرده اند به هر یک از زوجین یا زوجین سابق یک نسخه بدهد.
ماده پانزدهم ـ اوراق عقد و طلاقی که مطابق مقررات این نظامنامه به ثبت برسد سند رسمی بوده و تمام محتویات و امضاهای مندرجه در آن معتبر خواهد بود مگر اینکه مجعولیت آن ثابت شود.
در مورد مهریه سند رسمی ازدواج بدون احتیاج حکمی از محاکم عدلیه لازم الاجراء به تقاضای زوجه یا قائم مقام قانونی او صادر خواهد شد.
ماده شانزدهم ـ ملغی شده است‌.
منبع:samalaw.com



نکاتی که قبل از ازدواج با مردان مطلقه باید به آنها توجه کنید

در مقایسه با زنان، مردانی که طلاق می گیرند با دست بازتری می توانند دوباره ازدواج کنند. بالا رفتن سن دختران امروزی هم باعث شده که خیلی از این مردها برای ازدواج مجدد اغلب به سراغ یک دختر بروند تا یک زن مطلقه.
نکاتی که قبل از ازدواج با مردان مطلقه باید به آنها توجه کنید؛ می خواهم همینجا تکلیف یک مسئله را روشن کنم. اگر در این مقاله درباره آگاهی دادن به دختران مجرد صحبت می کنیم به معنای آن نیست که عکس این قضیه نمی تواند اتفاق بیفتد؛ یعنی هیچ مرد مجردی نیست که گزینه ازدواج با یک زن مطلقه برایش پیش بیاید و یا اینکه مسئله این مردان کم اهمیت تر از مسئله دختران است، بلکه به دلیل آن است که آمار دختران مجردی که با این گزینه مواجه می شوند بیشتر از مردان مجرد است. به علاوه، آسیب های ناشی از اشتباه در ازدواج برای دختران سنگین تر از پسران است. بنابراین چه به لحاظ آماری به قضیه نگاه کنیم و چه با رویکرد کاهش آسیب بخواهیم وارد بشویم، اولویت طرح این مسئله از نگاه دختران مجرد منطقی به نظر می رسد. البته ناگفته نماند در این مقاله سعی شده تا نکاتی مطرح شوند که برای مردان مجردی هم که قصد ازدواج با زنان مطلقه را دارند مفید باشند.
 
 
بایدهای قبل از عقد یک دختر مجرد با یک مرد مطلقه
 
وقتی می فهمید مردی که به خواستگاری تان آمده قبلاً زن و زندگی داشته و طلاق گرفته است، چه سوالاتی در ذهن شما ردیف می شوند؟ در بین این سوالات به چه نکته هایی باید بیشتر توجه کنید؟ پیشنهاد ما به شما پنج مورد زیر است:
یادتان باشد که طلاق در بهترین حالت یکی از تلخ ترین اتفاقات زندگی برای هر انسانی است. خواستگار شما هم از این قاعده مستثنی نیست و مثل همه آدم ها برای عبور از فرآیند سوگ مربوط به طلاقش نیاز به زمان دارد
 
1. چه مدت از طلاق او گذشته است؟

یادتان باشد که طلاق در بهترین حالت یکی از تلخ ترین اتفاقات زندگی برای هر انسانی است. خواستگار شما هم از این قاعده مستثنی نیست و مثل همه آدم ها برای عبور از فرآیند سوگ مربوط به طلاقش نیاز به زمان دارد. نمی شود برای همه افراد مدت زمان مشخصی را تعیین کرد ولی معمولاً توصیه می شود که دست کم بین یک تا دو سال بین طلاق با ازدواج مجدد فاصله باشد تا فرد بتواند در طی این مدت خودش را بازسازی کند و تکلیفش را با زندگی قبلیش یکسره کند. اگر خواستگارتان به تازگی طلاق گرفته لازم است شما با حواس جمع تری با این قضیه برخورد کنید چون او احتمالاً هنوز از التهابات هیجانی سوگواری طلاقش بیرون نیامده است و این به نفع شما و زندگی تان نخواهد بود.
 
 
2. علت طلاق را بپرسید.

مهم است که از زبان خود آن فرد علت طلاق را بشنوید و البته از تحقیقات بیشتر هم غفلت نکنید. به خاطر بسپارید که به سراغ همسر قبلی او رفتن، پیش پاافتاده ترین راه تحقیق است که البته همیشه هم راه درستی نیست. یکی از بهترین راه های تحقیق، مراجعه به یک مشاور ازدواج خبره است. یادتان باشد هیچ کس در هیچ سنی برای ازدواج بی نیاز از مشاوره نیست.
 
 
3. خانواده تان را وارد قضیه کنید.

خانواده باید در جریان مسائل مهم زندگی شما باشند. اگر خواستگارتان به طور فردی از شما درخواست ازدواج کرده است و برای علنی کردن آن دست دست می کند، با تعیین کردن یک محدوده زمانی تکلیف خودتان را مشخص کنید مثلاً با قاطعیت بگویید «اگر شما تا پایان هفته این مسئله را با خانواده من مطرح نکنید، از نظر من خواستگاری منتفی خواهد بود».


4. چه چیزهایی از زندگی قبلی به گردنش است؟

تحقیق کنید آیا بچه هم دارد؟ قرار است بچه ها را پیش خودش نگه دارد؟ اگر بچه ها پیش مادرشان هستند هر چند وقت یکبار با او خواهند بود؟ آیا او ملزم به پرداخت مهریه به همسر قبلی است یا خیر؟ چقدر از درآمدش را باید صرف فرزند و پرداخت مهریه کند؟ پرسیدن این سوالات به شما کمک می کند تا تصور واقعی تری از زندگی مشترک احتمالی تان پیدا کنید.
 
 
نبایدهای قبل از عقد یک دختر مجرد با یک مرد مطلقه
 
در برخورد با خواستگار مطلقه چند تا کار را نباید بکنید:

تا وقتی که رسماً عقد دائم نکرده اید (و به دلایلی مثل صیغه محرمیت) وارد رابطه جنسی نشوید. اگر خواستگارتان به خاطر ناکامی جنسی ای که از ازدواج قبلی اش مطرح می کند برای شما شرط و شروط می گذارد، حواستان را حسابی جمع کنید
 
1. عجله. به خاطر ترس از مجرد ماندن در ازدواج عجله نکنید.

2. تست جنسی. تا وقتی که رسماً عقد دائم نکرده اید (و به دلایلی مثل صیغه محرمیت) وارد رابطه جنسی نشوید. اگر خواستگارتان به خاطر ناکامی جنسی ای که از ازدواج قبلی اش مطرح می کند برای شما شرط و شروط می گذارد، حواستان را حسابی جمع کنید.

3. از هول حلیم به دیگ نیفتید. بعضی از دختران مجرد فکر می کنند که خواستگاران مطلقه چون تجربه یک زندگی را داشته اند، پخته ترند. خانه و ماشین دارند و خیلی مزایای دیگر. یادتان باشد لزوماً همه مردان مطلقه پخته تر و منطقی تر نیستند ضمن اینکه به مال دنیا هم اعتباری نیست.
 
 
اول پذیرش، بعد ازدواج
 
وقتی همسر یک مرد مطلقه می شوید باید چند نکته را از قبل پذیرفته باشید:
1. فرزند او... اگر او از ازدواج قبلی بچه داردچه با شما زندگی کند و چه نکند باید فرزند را به عنوان یکی از اعضای خانواده تان بپذیرید. اگر هم فرزند با مادرش زندگی می کند باز هم باید بپذیرید که همسرتان هرازگاهی به خاطر فرزندلازم است با همسر سابقش تلفنی صحبت کند و یا او را ببیند.

 
2. خانواده او... شما باید بپذیرید که خانواده و آشنایان او تا مدتی شما را با همسر قبلی او مقایسه خواهند کرد.

3. تعهدات او... شما باید بپذیرید که او ملزم است هر ماه بخشی از درآمدش را به عنوان مهریه به همسر قبلی بدهد. اگر هم که بچه دارد باید مخارج او را هم بپردازد.

4. محافظه کاری او... ممکن است او تا مدتی به صورت محافظه کارانه با شما برخورد کند. این به معنای بیمار بودن او نیست بلکه دفاعی است که او از خودش در برابر تکرار آسیب های قبلی می کند.
 
منبع:سلامت نیوز

 

 

 



فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه چیست؟

فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه چیست؟      

مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه

در توضیح مهریه عندالمطالبه باید اینگونه گفت که به محض عقد، زن مالک مهر می‌شود و هر زمان که بخواهد، می‌تواند مهریه‌ خود را مطالبه کند. مهریه عندالمطالبه در هر حال باید پرداخت شود. این در حالی است که در مهریه عندالاستطاعه، زمان پرداخت مهریه، زمانی است که زوج، توانایی و استطاعت پرداخت را داشته باشد، بنابراین پرداخت آن منوط به استطاعت و توانایی زوج است.

یکی از سنن بسیار کهن در روابط خانوادگی بشری این بوده که فرد هنگام ازدواج برای زن، «مهر» در نظر می‌گرفته و بخشی از ثروت خود را به زن خویش می‌پرداخته است، اما با آوردن اسلام، مرد هنگام ازدواج «پیشکش» ندارد. در قرآن کریم درباره‌ی مهر زن که به خود وی تعلق می‌گیرد نه به دیگری، آیات زیادی آمده است. مهر نتیجه‌ی تدبیر ماهرانه‌ای است که در متن خلقت و آفرینش برای تعدیل روابط زن و مرد پیوند آنها به یکدیگر به کار رفته است. برای آشنایی بیشتر با مهریه و مسائل مربوط به آن گفت و گویی با خانم هاله کشاورز، وکیل پایه‌ی یک دادگستری انجام دادیم که باهم می‌خوانیم:


برای شروع فکر می‌کنم مناسب باشد برای مخاطبان بگویید اصولاً مهریه چیست؟

در قانون مدنی تعریفی از مهریه نشده است و لیکن مبنای مهریه، ایجاد یک حق مالی برای زوجه در ارتباط با عقد زوجیت است. بنابراین قانوناً هرچیزی را که مالکیت داشته باشد و قابل تملک باشد را می‌توان به عنوان مهر تعیین کرد.
آیا حداقل و حداکثری برای مهریه وجود دارد؟

مهریه حمایت مالی زوج از زوجه بعد از عقد نکاح است: با این وصف به هیچ وجه شرعاً و قانوناً حداقل و حداکثر برای مهریه وجود ندارد. البته متأسفانه در شرایط فعلی، مهریه به نوعی به انحراف کشیده شده و بیشتر جنبه‌ی رقابتی و تجملی پیدا کرده است. در حالی که زوج قطعاً بایستی، حداقل در خصوص مهریه‌های عندالمطالبه، قدرت بر ایفای دین مسلم خود یعنی پرداخت مهریه از زمان عقد را داشته باشد. بنابراین چنانچه باور بر عدم پرداخت و یا عدم تکلیف پرداخت باشد، درست نبوده و بایستی این اصل مهم که مهر، دین مسلم زوج به زوجه است، به یک باور تبدیل شود.


فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه چیست؟

هرگاه برای پرداخت مهریه، زمان و اجل معین نشده باشد، مهریه‌ی عندالمطالبه است. دراین صورت به محض عقد، زن مالک مهر است و هر زمان که بخواهد می‌تواند مهریه‌ی خود را مطالبه کند، اما در مهریه عندالاستطاعه، زمان پرداخت مهریه. زمانی است که زوج، توانایی و استطاعت پرداخت را داشته باشد، پس پرداخت آن منوط به استطاعت، زوج است. البته زوجین می‌توانند به صورت موجل نیز مهریه را تعیین کنند که در اینصورت پرداخت مهریه در زمان مقرر مورد توافق بایستی باشد و قبل از آن زوج حق مطالبه ندارد.
راههای اجرایی مطالبه‌ی مهریه چیست؟

همانگونه که می‌دانید مهریه‌ی مندرج در سند رسمی و حتی در سند عادی ازدواج، دین مسلم زوج است که در صورتی که عندالمطالبه باشد، زوجه هر زمان که بخواهد حق مطالبه دارد و چنانچه زوج از پرداخت آن امتناع کند، زوجه می‌تواند به طریق مقتضی قانونی، درخواست مطالبه‌ی مهریه را تقدیم محاکم ‌کند. چنانچه زوج دارای اموالی باشد، مهریه از محل اموال، تأمین و در غیر این‌صورت بایستی به اقساط پرداخت شود. البته اگر زوج، معسر کامل باشد، یعنی ناتوان از پرداخت حتی به اقساط، دراین صورت تا زمان رفع اعتبار و تنگدستی زوج، پرداخت مهریه معلق می‌ماند.
مواردی که به زوجه مهریه تعلق نمی‌گیرد، کدام است؟

این موارد بسیار اندک هستند که مهمترین آن عبارتند از: چنانچه قبل از تعیین مهر در حالیکه عقد نکاح منعقد شده باشد و قبل از ایجاد رابطه زناشویی، یکی از زوجین قوت کند، دراین صورت زن مستحق مهریه نیست.

در صورتی که عقد نکاح باطل بوده و رابطه‌ی زناشویی نیز میان زوجین برقرار نشده باشد، در اینصورت زن حق مهر ندارد.

چنانچه عقد نکاح قبل از رابطه ی زناشویی، فسخ شود و اگر علت فسخ غیر از ناتوانی جنسی زوج باشد، زن، مستحق مهریه منتفی است.


با توجه به کثرت آمار طلاق به نظر شما دلائل عمده‌ی طلاق در حال حاضر چیست؟

متأسفانه آمار طلاق رو به افزایش است با وجودی که این افزایش، زنگ خطر جدی است و لیکن متأسفانه کار بنیادی در این رابطه انجام نگرفته است. مهمترین دلیل طلاق در حال حاضر عدم تفاهم زوجین است.

به نظر می‌رسد که زوجین در هنگام ازدواج، شناخت کافی از یکدیگر ندارند و یا حتی باورها و ذهنیت های اشتباهی از یکدیگر دارند که متأسفانه به محض رو به رو شدن با واقعیت، برخورد و تنش ایجاد می کنند که در نهایت به طلاق می انجامد. بی تردید مسائل دیگر از جمله، اعتیاد انحطاط معیارهای اخلاقی و مسائل اقتصادی نیز بسیار موثر در افزایش روند طلاق هستند که این امر نیاز به کارشناسی دقیق، همه جانبه و شناخت عوامل و نیز حل بنیادین دارد.

منبع:تبیان

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت؟!

مهریه

 یکی دیگر از شبهات مطرح در شبکه ها و سایتهای مخالفین اسلام این است که می گویند: (چرا اسلام مهریه و صداق را در ازدواج قرار داده؟! گویا اسلام میخواهد مردان با پرداخت مبلغی به عنوان مهریه در آغاز ازدواج زنان را خریده و آنان را برده ی خود کنند!!!

چرا زنان باید با دریافت مبلغی پول در نکاح و ازدواج، خود را در اختیار مردان قرار دهند؟!!)

پاسخ:

1. اولا جالب اینجاست که این جماعت تصور کرده اند که اسلام قانون مهریه و کابین را برای اولین بار وضع کرده و حتی به خود زحمت نداده اند، لا اقل تاریخچه و پیشینه ی مهریه را بررسی کنند بعد دین آسمانی اسلام را متهم کنند.

همانطور که همه میدانیم ، جامعه شناسان غربی ادعا کرده اند که مهریه در چهار مرحله آن هم در دوران قبل از تاریخ درست شد و اصلا تاسیس آن مربوط به اسلام نیست. اهل تحقیق می توانند برای مطالعه نظریه ی آنان در اینباره به کتاب: (نظام حقوق زن در اسلام) مراجعه کنند.

طبق نظریه ی جامعه شناسان غربی، مردان در دوران ماقبل تاریخ به جهت ممنوع بودن انتخاب همسر از میان قبیله ی خود، مجبور بودند از قبایل دیگر برای خود همسر انتخاب کنند.

به همین خاطر آنان به قبیله ی دیگر میرفتند و با پرداخت مبلغی پول یا کالا دختری را از پدر یا مادر یا برادر وی خریداری میکرده و با خود میبردند، بدیهیست که در آن دوران زنان هیچ اختیاری در انتخاب شوهر خود نداشتند و از این پس تمام اموال و در آمد آنان نیز به جیب شوهر می رفت. اینان مدعی هستند که این مبلغ، همان مهریه بوده و  از آن دوران باب شد.

اما بر این فرضیه اشکالاتی وارد است: اولا این مطالب صرفا گمانی بیش نیست که نه منبع تاریخیی پشتوانه ی آن است و نه علم تجربی و صرفا یک احتمال است. حتی اگر صحت و سقم مطالب بالا را بپذیریم اما بدیهیست که اسلام گرچه اصل پرداخت مهریه که بین بشر متداول بود را امضا و قبول کرد . اما قبل از تایید ، آن را تصحیح کرد. یعنی اسلام اولا زن را در انتخاب شوهر آزاد میداند. ثانیا مهریه را حق خود زن میداند و نه پدر و برادر او. ثالثا با دریافت مهریه توسط زن اصلا و ابدا زنان را برده و کنیز مرد به حساب نمی آورد.  رابعا هر نوع فعالیت اقتصادی زن را مادام که به حقوق زناشویی شوهر آسیب نزند آزاد میداند. خامسا در آمد و سود زن را از آن خود او میداند نه شوهر او. برای درک این موارد که گذشت به کتاب فقه استدلالی (جواهر الکلام) بحث کتاب النکاح مراجه فرمایید. پس بین مهریه ای که اسلام قبول دارد و مهریه ی ادعایی مخالفین تفاوت از زمین تا آسمان است.

اما متاسفانه این مخالفان ، خدمات اسلام در تصحیح مهریه را نادیده میگیرند و فقط با حمله به شریعت آسمانی ما سعی در سیاه نمایی دارند.

2. فلسفه ی حقیقی مهر در اسلام بازگشت به تدبیر ماهرانه ی نظام خلقت است. و اگر اساسا مهریه درست شد علت اصلی آن را باید در متن خلقت  زن و مرد و نقش هر یک از آن دو جستجو کرد. شکی نیست که مرد مظهر نیاز و زن مظهر ناز است . و این مطلب باعث شده که همواره مرد خواستگار زن شود. البته هر دو موجود نیازمند هم هستند ولی به جهت نوع خلقت آنها این مرد است که معمولا قدم جلو میگذارد. زیرا حیا و عفاف زن مانع پیش قدمی او میگردد.

بدیهی ست که گاه مردان متعدد برای به دست آوردن یک زن رقابت میکنند و زن به جهت ساختار وجودی خود یافته که نباید خود را ارزان در اختیار مرد قرار دهد. لذا یکی از مواردی که زن شرط رسیدن به خود قرار میدهد پرداخت هدیه و پیشکشی توسط مرد  است که ما از آن پیشکشی تعبیر به مهریه میکنیم. اسلام هم که دین فطرت است سعی کرده این قانون فطری را تصحیح و سپس تایید کند. البته این قانون فطری حتی در حیوانات و یا در روابط نامشروع هم جاريست.

در روابط نا مشروع و غیر قانونی حتی در غرب میبینیم که این مرد است که پول میپردازد و این زن است که پول میگیرد. اما تعجب اینجاست که مخالفان اسلام حتی چشم را روی این حقایق بسته اند. ولی اسلام فطرت و قانون نظام خلقت را بر هم نزده است. آری اسلام ازدواج:

(شغار) -معاوضه ی دختر با دختر به عنوان مهریه – را ممنوع کرد و پیامبر فرمود: (لا شغار فی الاسلام)  ولی اصل مهریه را رد نکرد.

3.عمده دلیل مهریه در اسلام این آیه است که در کتاب آسمانی ما در سوره ی نسا آیه ی 4 آمده که تذکر آن در اینجا به جاست: (و اتوا النسا صدقاتهن نحله) سه نکته در آیه وجود دارد که کوتاه است ولی بسیار مهم: اول اینکه از مهریه با کلمه ی صدقه – به ضم دال- یاد کرده. که صدقه از کلمه ی صدق و راستی .  یعنی اسلام مهریه را نشانه ی راستین بودن علاقه ی مرد به زن میداند. لذا در اصطلاح فقها مهریه را صداق هم می گویند. دوم اینکه با الحاق ضمیر (هن)  به مهریه ، آن را متعلق به خود زن میداند نه پدر و مادر و برادر او. سوم اینکه وجه مهریه را با کلمه ی (نحله) بیان کرده. و این بدان معناست که مهریه عنوانی جز هدیه و عطیه و پیشکشی ندارد و اصلا مرد با پرداختن آن به زن مالک زن نميشود و زن هم کنیز و برده ی او نميشود.  مخالفین تصور کرده اند که هر پول دادنی به یکدیگر در واقع خریدن طرف مقابل است. برای همین ادعا کرده اند که مرد با پرداخت مهریه زن را میخرد. علاوه بر اینکه آیه ی مذکور پاسخ آنان را میدهد به جاست که بپرسیم طبق ادعای شما پس باید رسم هدیه دادن و گرفتن را هم تعطیل کرد زیرا شخص با هدیه دادن طرف را میخرد!!! آیا میشود این حرف را گفت؟!

4. ای کاش به جای اینکه اینان اسلام را به جهت قانون مترقی مهریه تمسخر کنند یک نگاهی به دستورات روایی و منابع علمی مهریه در اسلام میکردند سپس نظر میدادند. تمام محدثان اسلامی خاصه شیعیان، در کتب خود  بابی را باز کرده اند و روایاتی را نقل کرده اند که پیامبر و اهل بیت در آنها امر کرده اند که زنان  از تعیین مهریه ی سنگین دوری کنند و در صورت امکان پس از ازدواج مهریه را ببخشند. عنوان باب اینگونه است:( التجنب من غلا المهر).

اما متاسفانه مخالفین صلاح ندیده اند این قسمت از منابع را هم بیان کنند تا حق روشن شود.

ما نیز  در این مختصر به سه روایت اکتفا می کنیم: کافی جلد 5 صفحه ی568 حدیث 51 و  من لا یحضره الفقیه جلد 3 صفحه ی 556 حدیث 4912

نقل میکند: امام صادق فرمود: (شوم المراه فکثره مهرها) یعنی : زیادی مهریه از شومی و بد یمنی  زن است.

مسند احمد بن حنبل جلد 9 صفحه ی 365 حدیث 24583 از پیامبر نقل میکند که فرمود: (خیر الصداق ایسره) یعنی: بهترین مهریه آسانترین آن است.

کافی جلد 5 صفحه ی 324 حدیث 4 و تهذیب الاحکام جلد 7 صفحه ی 404 حدیث 1615 از پیامبر و امام صادق نقل میکنند که فرمودند: (افضل نسا امتی … اقلهن مهرا) یعنی: بالاترین زنان امت من آنان هستند که کمترین مهریه را دارند. 

سوال ما این است که اگر به قول این مدعيان ، واقعا دین اسمانی اسلام مهریه را برای تحقیر زنان و خریداری آنان قرار داده پس چرا تا این اندازه از آنان خواسته تا از مهریه ی سنگین بپرهیزند و حتی الامکان برای ثواب بردن ، آن را کم تعیین کنند و حتی ببخشند؟!!

منبع:shia-online.ir

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

مهریه

امکان یا عدم امکان کاهش یا افزایش میزان مهریه، مسئله‌ای است که وکلا و حقوقدانان درباره آن اختلاف نظر دارند اما هیئت عمومی دیوان عدالت اداری، رایی را بر اساس نظر فقهای شورای نگهبان صادر و حداقل تکلیف دادگاه‌ها را مشخص کرده است.
 مهریه مالی است که در هنگام عقد ازدواج، مرد متعهد می شود به همسر (زوجه) خود بپردازد. این مال می تواند به صورت نقدی (وجه رایج کشور)، سکه و طلا، سایر اموال منقول یا غیرمنقول (ملک، خانه یا آپارتمان) باشد. این مال به عنوان دین و بدهی بر عهده زوج قرار دارد.

مهریه همزمان با انعقاد ازدواج در سند رسمی یا عقدنامه ثبت می‌شود. از مهمترین ویژگی‌های این سند رسمی، لازم الاجرا بودن آن است؛ یعنی با درخواست زن از دفترخانه تنظیم سند ازدواج برای اجرای تعهدات آن، از جمله مهریه، می توان به عنوان مثال مال موضوع مهریه را از همسر (مرد) درخواست کرد و مراجعه به دادگاه برای این کار الزامی نیست.

گاهی اوقات زوجین پس ازعقد، تصمیم‌ می‌گیرند میزان مهریه را افزایش یا کاهش دهند اما آیا پس از عقد ازدواج، می‌توان میزان مهریه را با توافق زوج و زوجه افزایش یا کاهش داد؟. در این ارتباط هیئت عمومی دیوان عدالت اداری رأیی را بر اساس نظر فقهی شورای نگهبان صادر کرده که به نظر می‌رسد تکلیف را تعیین کرده است.

در گردشکار پرونده‌ای با موضوع ابطال قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‎های ثبتی که رأی آن بر روی سایت دیوان عدالت اداری وجود دارد، شاکی خصوصی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام کرده سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در قسمت (ب) بند 151 بخشنامه‎های ثبتی مقرر داشته، چنانچه به علل مختلف زوج در مقام ازدیاد مهریه زوجه برآید، این عمل باید به موجب اقرارنامه رسمی صورت گیرد که در دفترخانه اسناد رسمی به ثبت برسد؛ دفاتر اسناد رسمی به استناد همین بخشنامه با تنظیم اقرارنامه ثبتی به طور غیرشرعی مهریه‎ها را افزایش می‎دهند که اغلب موجب تزلزل ارکان خانواده‎ها و ارزشهای آن را فراهم می‎سازد.
با عنایت به اینکه مهریه از فروعات عقد بوده و بر اساس قوانین شرع مقدس اسلام، هرگونه افزایش در میزان مهریه مستلزم فسخ نکاح و جاری شدن مجدد صیغه عقد دائم و تحقق ایجاب و قبول طرفین است، بخشنامه مذکور مغایر موازین شرعی است. لذا به علت این مغایرت تقاضای ابطال آن را دارد.

سرپرست دفتر حقوقی و امور بین‎الملل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره 129703/87 مورخ 19 اسفند ماه سال 87 ضمن ارسال تصویر نامه شماره 116301/87 مورخ 30 بهمن سال 87 اداره کل امور اسناد و سردفتران اعلام کرده، با عنایت به مفاد نامه مذکور و همچنین قسمت (ب) از بند 151 مجموع بخشنامه‎های ثبتی تا اول مهر ماه سال 1365 که اشعار می‎دارد، «چنانچه به علل مختلف زوج در مقام ازدیاد مهریه زوجه برآید این عمل باید به موجب اقرارنامه رسمی صورت گیرد که در دفترخانه اسناد رسمی به ثبت می‎رسد...» و مستنداً به ماده 190 قانون مدنی قصد طرفین و رضایت آنها جهت کاهش و یا افزایش مهریه شرط اقدام کنند.

در نامه اداره کل امور اسناد و سردفتران سازمان ثبت نیز چنین آمده است، قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‎های ثبتی، ماهیتاً براساس اصل آزادی اراده انسانها و قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم» با در نظر گرفتن اینکه مهریه در عقد دائم از ارکان عقد نیست و همچنین با رعایت شرایط ماده 190 قانون مدنی تنظیم یافته است و نه درجهت حکم به افزایش مهریه پس از تنظیم عقد کما اینکه زوجین با استفاده از همین اصل و قاعده، بعضاً در جهت کاهش میزان مهریه مافی القباله فی‎مابین خود پس از عقد نیز اقدام می‌کنند و منع و جلوگیری از اعمال چنین حقوق مسلمی، مغایر با مبانی محرز و شناخته شده مذکور است. هرچند که این حقوق را می‎توان به نحو بیع یا صلح هم اعمال کرد. لذا قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‎های ثبتی با قوانین و مقررات موضوعه مغایرت ندارد.

دبیر شورای نگهبان نیز در خصوص ادعای خلاف شرع بودن قسمت (ب) بند 151 مجموعه بخشنامه‎های ثبتی، طی نامه شماره 35079/30/88 مورخ 12/5/1388 اعلام داشته‎، مهریه شرعی همان است که در ضمن عقد واقع شده است و ازدیاد مهر بعد از عقد شرعاً صحیح نیست و ترتیب آثار مهریه بر آن خلاف موازین شرع شناخته شد.

در نهایت، هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 15 شهریور ماه سال 88 با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بـررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بـه شرح آتی مبادرت بـه صدور رأی کرد.

در رای هیئت عمومی دیوان عدالت اداری آمده است: طبق نظریه شماره 35079/30/88 مورخ 12 مرداد سال 88 فقهای شورای نگهبان مبنی بر اینکه «مهریه شرعی همان است که در ضمن عقد واقع شده است و ازدیاد مهر بعد از عقد شرعاً صحیح نیست و ترتیب آثار مهریه بر آن خلاف موازین شرع شناخته شد.» بنابراین جزء (ب) از قسمت 151 بخشنامه‎های ثبتی که نتیجتاً مبین امکان افزایش مهریه به شرط تنظیم سند رسمی است، مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده 41 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1385 ابطال می‎شود.

هر چند آرای هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در حکم قانون است و رای اخیر نیز بر اساس نظر فقهای شورای نگهبان صادر شده اما برخی وکلا معتقدند مهریه عوض عقد نکاح نیست و تراضی و توافق طرفین بر تغییر مهریه و یا حتی هبه آن به زوجه، خلاف شرع محسوب نمی‌شود و در هیج کجای فقه یا قانون نیز به این مطلب اشاره نشده که میزان مهریه لایتغیر است.

برخی از وکلا نیز اعتقاد دارند ضمانت‌های اجرایی و حقوق مهریه غیرقابل افزایش است و پس از عقد نکاح، زوجین می توانند توافق کنند که مثلا تا 10 برابر میزان مهریه به زوجه پرداخت شود. اما نکته اینجاست که اولا این توافق موجب "حق حبس" و عدم تمکین زوجه نیست و صرفا یک بدهی مانند هر بدهی دیگر خواهد بود. ثانیا: به محض پرداخت "مهریه" که در هنگام عقد نکاح بدان اشاره شده، زوج در این‌باره تکلیف و تعهد خویش را اجرا کرده است.

در این میان برخی وکلا نیز اعتقاد دارند، مهریه آن است که قبل از وقوع عقد ازدواج بر آن توافق شده و در موقع وقوع عقد ازدواج در قباله درج می‌شود. چنانچه بعد از وقوع عقد قصد افزایش مهریه باشد، این موضوع مهریه تلقی نمی‌شود زیرا در مقابل آن عقد جدیدی وجود ندارد بلکه هبه‌ی مالی از سوی شوهر به زوجه است یا هرنوع عقد غیر معوض دیگری؛ لذا این افزایش مهریه وجاهت شرعی و قانونی ندارد.

با وجود همه اختلاف‌نظرهای موجود در این این ارتباط، آنچه مسلم است دادگاه‌های خانواده و دفاتر ثبت ازدواج و طلاق باید بر اساس رای دیوان عدالت اداری عمل کنند.
منبع: ایسنا-نامه نیوز

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



حدیث درباره مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


كم مهریه بودن زن چه مزیتی دارد؟حدیث درباره مهریه

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِي أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

بهترين زنان امّت من ، خوبروترين و كم مهريه‏ترين آنان هستند .

بحار الأنوار : 103 / 237 / 25 منتخب ميزان الحكمة : 254

بهترين مهريه ها چيست؟

عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

خَيرُ الصَّداقِ أيسَرُهُ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

بهترين مهريه ، سبكترين آن است .

كنزالعمّال : 44707 منتخب ميزان الحكمة : 254


مهریه ی سنگین چه ایرادی دارد؟

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :

أمّا شُؤمُ المَرأةِ فكَثرَةُ مَهرِها وعُقوقُ زَوجِها .

امام صادق عليه‏السلام :

شومى و ناخجستگى زن ، زياد بودن مهريه او و نافرمانى از شوهرش مى‏باشد .

معاني الأخبار : 152 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 254

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود

هر چیزی که ملکیّت دارد را می توان به عنوان مهر قرار داد. همچنین جایز است منفعتی را به عنوان مهریه تعیین کرد، مثل اینکه زنى را براى خود عقد کند در برابر این که صنعتى به او یاد بدهد. مهریه از نظر مقدار حد و اندازه اى ندارد بلکه معیار در آن راضی بودن زن و شوهر است، چه کم و چه زیاد، به شرطی که آن قدر کم نباشد که مالیّت نداشته باشد، البتّه در طرف زیادی مستحب است که زیادتر از مهرالسّنه یعنى پانصد درهم نباشد. (هر درهم معادل 12.6 نخود نقره می باشد ؛ در نتیجه پانصد درهم) تعیین مهریه شرط صحّت عقد دائم نیست. یعنی می توان بدون تعیین مهریه، اقدام به عقد دائم کرد در چنین صورتی (عقد بدون مهریه) زن قبل از دخول مستحقّ چیزی نیست، مگر این که او را طلاق بدهند که در این صورت مرد باید بر حسب تواناییش چیزی به زن بدهد که مقدار خاصّی در آن معتبر نیست. امّا اگر دخول صورت گرفته باشد زن مستحق مهر المثل است. یعنی باید حال زن و صفات او (سن، عقل، شرافت و ...) را ملاحظه کنند و مهر متناسب با چنین زنی را به او بدهند. البتّه اگر مهر المثل بیش تر از مهر السّنه بشود، احتیاط این است که با یکدیگر در مورد مقدار مهریه مصالحه کنند. اگر عقدى بدون مهر واقع شود براى طرفین جایز است بعد از عقد بر سر چیزى یا مبلغى توافق کنند، چه این که معادل مهر المثل زن باشد و چه کمتر یا زیادتر و آنچه بر سر آن توافق کنند مانند مهری است که در حال عقد ذکر مى شود. (در صورتی که مقدار مهریه در هنگام عقد مشخّص شده باشد، مقدار آن را بعد از عقد نمی توان تغییر داد، امّا زن می تواند تمام یا قسمتی از آن را ببخشد و مرد نیز می تواند تعهّد کند که چیزی بیش تر از مهریه ی تعیین شده به زن بدهد.) آنچه در بعضى از شهرها متعارف شده که بعضى از بستگان عروس از قبیل پدر او یا مادرش چیزى از داماد مى گیرند و در بعضى از نقاط آن را "شیربها" می نامند، عنوان مهر ندارد و جزء آن نیست و حکم آن این است که: 1) اگر به عنوان جُعاله باشد، دادن و گرفتن آن جایز است. (جُعاله: انجام عملی خاص در برابر اجرتی معلوم ؛ مثلاً چیزی بدهد تا پدر در ازای آن، دختر را برای ازدواج راضی کند.) 2) اگر عنوان جُعاله نداشته باشد، در صورتی که داماد آن را با رضایت مى دهد (مثلاً برای نرم شدن دل دختر و خوشحالی او) على الظاهر گرفتن آن جایز است. 3) اگر عنوان جُعاله نداشته باشد و داماد هم نسبت به پرداخت آن رضایت ندارد (یعنی خود دختر به مهریه اش راضی است، امّا اطرافیان می گویند تا داماد چیزی به آن ها ندهد، مانع ازدواج او شده و سنگ اندازی می کنند.) گرفتن آن حرام است و براى داماد جایز است آنچه را که داده پس بگیرد، حتّى اگر تلف شده مى تواند عوض آن را مطالبه نماید جایز است که همه یا قسمتی از مهریه را نسیه (مدّت دار) قرار دهند. در این صورت تا مدّت توافق شده سر نرسد، زن نمی تواند آن مقدار مهریه را مطالبه کند زن (در صورتی که هنوز دخول صورت نگرفته باشد) مى تواند تا زمانی که مهریه اش را نگرفته از تمکین شوهر مضایقه کند، چه مرد پولدار باشد و چه فقیر. بعد از عقد، زن مالک مهریه می شود (می تواند تمام مهر را مطالبه کند) امّا مستقر شدن نیمی از آن متوقّف بر دخول است، مثلاً اگر شوهر مهر زن را داده باشد و قبل از دخول او را طلاق بدهد، نیمی از مهر را پس می گیرد و نیم دیگرش ملک زن است. )
منبع:negahmedia.ir

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


 مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

مهریه اقساطی

 قانون حمایت از خانواده که پس از ده سال انتظار و کش وقوس های فراوان در اسفند ۹۱ به تصویب مجلس و تائید شورای نگهبان رسید و در سال ۹۲ لازم الاجرا شد، از معدود قوانینی است که اعتدال و قواعد قانون نویسی تا حد زیادی در آن رعایت شده و مفاد آن با عرف جامعه در تضاد نیست.
تا قبل از تصویب این قانون، مهریه های بسیار سنگین که از عهده قریب به اتفاق مردان خارج بود، رواج داشت و پیرو طرح دعوای مطالبه مهریه از طرف زوجه، زوج تا اثبات اعسار (ناتوانی مالی) یا صدور حکم تقسیط مهریه بازداشت می شد.
اما این روند باعث ازدیاد زندانیان مهریه می شد که مطلوب دستگاه قضا و حاکمیت نبود، بنابراین اوایل سال ۹۱ در اقدامی قابل انتقاد، بند ج از ماده ۱۸ آیین نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی از سوی رئیس قوه قضاییه اصلاح شد.
این اصلاحیه می گفت: «چنانچه ملائت محکوم علیه (توانایی مالی مرد) نزد قاضی دادگاه ثابت شده نباشد، از حبس وی خودداری و چنانچه در حبس باشد آزاد می شود.»
البته این اصلاحیه با حکم صریح قانون مغایرت داشت و هر چند با حسن نیت برای مساعدت نسبت به زندانیان دیه و مهریه وضع شده بود، ولی محملی برای اعمال سلیقه قضات شد و رویه قضایی در این باره بسیار مشوش شد، به طوری که ضمانت اجرای مهریه زنان به کلی لغو شد.
بنابر این چندی بعد اداره حقوقی قوه قضاییه در اظهار نظری مشورتی کوشش کرد آثار این اصلاحیه را تعدیل کند که البته این نظریه مشورتی نیز برای وصول طلب ممتاز زنان (مهریه) مشکل گشا نبود، تا این که قانونگذار در ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده به اغتشاش حقوقی حاکم بر این موضوع خاتمه داد و بصراحت مقرر داشت مهریه زوجه تا ۱۱۰ سکه دارای ضمانت اجرای حبس است یعنی همان مجازاتی که در ماده۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی پیش بینی شده است.
به این ترتیب از یک طرف حق زنان احیا شد و از دیگر سو، زمینه کاهش میزان مهریه ها بین مردم فراهم شد، هرچند چالش جدی دیگری پس از تصویب این قانون دامنگیر زنان شد.
آنچه در محاکم دیده می شد و همچنان می شود، سلایق مختلف قضات در نحوه تقسیط ۱۱۰ سکه از مهریه زوجه است به نحوی که در مواردی پیش قسط و اقساط ماهانه مهریه ناچیز تعیین می شود. از این روست که اهل فن معتقدند به صواب نزدیک است اگر قانونگذار با درج تبصره ای ذیل ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده، حداقلی برای پیش قسط و اقساط ماهانه مهریه زوجه تعیین کند تا زنان از نظر اقتصادی در مخاطره قرار نگیرند.
در مقررات فعلی، اعسار زوج به صرف ادای شهادت شهود پذیرفته می شود حال آن که مرد باید موظف به اعلام دقیق اموال و درآمد خویش باشد تا صدورحکم اعسار در محاکم، محملی برای سوءاستفاده بدهکاران نباشد.
معضل دیگری که زنان بستانکار با آنان دست به گریبانند، ممکن نبودن شناسایی اموال محکوم علیه (شوهر) به سبب خلاقانونی است. اکنون براساس قانون اجرای احکام مدنی، محکوم له مکلف است اموال قابل توقیف بدهکار را به دادگاه معرفی کند، در حالی که این تکلیف در بیشتر پرونده ها قابلیت اجرا ندارد، زیرا پس از بروز اختلاف، مدیون (بدهکار) همه اموال خویش را مخفی کرده یا به غیر انتقال می دهد، به طوری که ردیابی مایملک (دارایی) و معاملات صوری محکوم علیه بدون همکاری و مساعدت مراجع قضایی، تقریبا محال است، آن هم در شرایطی که در اغلب موارد از این مساعدت و همکاری دریغ می شود.
البته این مشکلات در قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی تا حد بسیار زیادی مرتفع شده، ولی این قانون سال هاست به علل نامعلوم در رفت و آمد میان قوه مقننه و شورای نگهبان قرار دارد و اجرای آن معلق مانده که ضروری است برای رفع این بلاتکلیفی، مجلس شورای اسلامی اقدامات لازم را برای تسریع در اجرای قانون انجام دهد تا احقاق حقوق ضایع شده بستانکاران از جمله زنان تسهیل شود.
منبع: روزنامه جام جم-ایران زنان

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



نحوه ی وصول مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


نحوه ی وصول مهریه

وصول مهریه

در حال حاضر، نحوه ی وصول و مطالبه ی مهریه از طریق محاكم دادگستری و مراجع ثبتی می‌باشد.

وصول مهریه از طریق مراجع ثبتی نیز منوط به درخواست زوجه از دفتر ازدواج فیمابین با همسر خویش و صدور اجراییه ثبتی و طی تشریفات قانونی مقرر بوده و در هر دو حالت، می‌توان نسبت به توقیف و بازداشت اموال زوج اقدام كرد.

 

 با این وجود، نمی‌توان به طور توامان در مقام وصول مهریه از طریق مراجع مزبور برآمد مگر نسبت به بخشی از آن در یك مرجع و بخشی دیگر در مرجع بعدی. در صورت قطعیت حكم محكومیت زوج به پرداخت مهریه و صدور و ابلاغ اجراییه درخواستی از طرف زوجه (محكوم‌له) از سوی دادگاه صادر كننده‌ رای‌ حكم صادره متعاقب انقضای موعد قانونی (10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه)، حسب درخواست زوجه از سوی اجرای احكام دادگاه خانواده به موقع اجرا گذارده می‌شود.

 

در صورت توقیف اموال مرد از قبل، نسبت به انتقال عینی یا تخصیص عملی آن به زوجه اقدام و در صورت نداشتن مال، بنا به درخواست زن به استناد ماده 2 قانون نحوه اجرای محكومیت‌های مالی نسبت به حبس و بازداشت مرد به عنوان محكوم علیه پرونده مهریه اقدام می‌گردد.

 

 علاوه بر این، تا سال 1384، مرد می‌بایست ضمن رفتن به زندان نسبت به تقدیم دادخواست اعسار و تقسیط در پرداخت مهریه وفق ماده 3 قانون مزبور عمل می‌كرد. با این وجود، متعاقب صدور رای هیأت عمومی دیوان عالی كشور در سال 1384، قید فوق برداشته شد و ضرورتی به طرح دادخواست اعسار زوج از زندان نمی‌باشد.

 

شایان ذكر است طبق ماده 10 قانون مدنی، زوجین می‌توانند هر توافقی در خصوص پرداخت مهریه و افزایش یا كاهش نمایند. فوت زوج پس از وقوع نكاح، تأثیری در مالكیت زن بر مهر ندارد و زن می‌تواند كل مهر را از ماترك شوهر استیفاء نماید و در صورت فوت زن، حق مذكور به ورثه ی او منتقل می‌شود.

 

 به علاوه، نوعروسان جوان طبق ماده 1085 قانون مزبور می‌توانند از تمكین شوهر خویش امتناع كرده و هرگونه تمكین خود را به استناد «حق حبس فوق» منوط به تادیه كامل مهریه خویش از زوج نمایند.

 
عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن مهریه

گفتیم كه مهریه، عندالمطالبه بوده و بر ذمه شوهر می‌باشد و به محض انعقاد نكاح، مالك آن می‌گردد، مگر آنكه نسبت به پرداخت آن، ترتیبی بین آنها مقرر گردد. از این‌رو، غالباً عبارت «عندالمطالبه بودن مهر» در اسناد نكاحیه درج و ضمن تفهیم به زوج، به توشیح وی و زوجه می‌رسد و این، آغاز بدفرجام زوج در صورت عدم حصول به تفاهم و سازگاری با همسر خویش در زندگی آتی و مشترك است و همین نافرجامی، به شرح آتی، وی را بس!

 

با این وجود، در حال حاضر، عموماً مهریه وسیله متعارفی برای تبدیل شدن این حق شرعی و قانونی زنان جهت تنبیه مردان و طرح دعاوی حقوقی متعدد در محاكم خانواده و ظهور و توسعه روزافزون «پدیده مذموم زندانیان مهریه» شده است.

 

 اخیراً در پی تغییر اصلاح و بازنگری قوانین مهریه و تغییر نگرش‌های فرهنگی نادرست نسبت به آن و تعدیل وضعیت مهریه‌های سنگین، معاونت محترم قوه قضائیه و ریاست سازمان ثبت اسناد و املاك كشور و طی بخشنامه‌ای، سردفتران ازدواج كشور را مكلف به ثبت توافق زوجین بر عندالاستطاعه مالی بودن زوج در پرداخت مهریه، به صورت شرط ضمن  عقد نكاح و درج آن در نكاحیه و امضای زوجین نموده است.

 

با انتشار و انعكاس این بخشنامه، قضاوت‌ها و برداشت‌هایی متفاوتی در بین حقوقدان‌ها و خانواده‌ها، خصوصاً زنان مطرح شد و شایعات متعددی مبنی‌بر حذف مهریه در حقوق مالی زوجه، برداشتن زندانیان مهریه و رهایی آقایان و بلاتكلیف ماندن دعاوی مربوطه و مانند آنها در جامعه مطرح شده و به سرعت رواج یافته است.

 

 صرف نظر از نادرست بودن قضاوت‌های مزبور، صدور این بخشنامه به زعم تدوین‌كنندگان آن، گامی مناسب در راه تعدیل وضعیت زندانیان مهریه و كاهش آنها و مهار نسبی بحران مهریه در خانواده‌های ایرانی است، اما تحلیل آتی، حكایت از صحیح نبودن نگرش مزبور و ظهور آثار پیش‌بینی نشده و غیرقابل جبران بر سرنوشت خانواده‌ها، خصوصاً زنان به عنوان دارندگان حق شرعی و قانونی فوق (مهریه) دارد.
منبع:تبیان

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



مهریه را چگونه طلب کنید؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهریه را چگونه طلب کنید؟

مهریه

گفت‌وگو با دکتر رضا ولویون عضو هیات علمی دانشگاه علامه ‌طباطبایی؛

تمامی عقود و قراردادهای منعقده یك‌سری حقوق و تعهداتی را نسبت به طرفین آن قرارداد ساری و جاری خواهد كرد. عقد نكاح نیز در كنار شیرینی و خوشی انعقاد آن، یك دسته از تعهدات را برای طرفین به همراه خواهد داشت. یكی از مهم‌ترین حقوق و تعهداتی كه در موضوع عقد نكاح مطرح است، بحث مهریه است

مهریه برای زن یك حق محسوب می‌شود. در مقابل مهریه در عقد نكاح به مثابه یك دین بر ذمه شوهر است كه باید آن را ادا كند. منتها در برخی از مواقع علی‌رغم این‌كه زن مهریه خود را به هر دلیلی از شوهرش مطالبه می‌كند، با استنكاف وی از پرداخت مهریه مواجه می‌شود. در این وضعیت یك‌سری اهرم‌های قانونی برای درخواست قانونی مهریه از زوج وجود دارد. در این خصوص مراجع مختلفی برای ثبت درخواست زن وجود دارد. در وضعیتی كه علی‌رغم طرح دعوای حقوقی علیه مرد، وی به هر حال از پرداخت مهریه خودداری كند، قانون ضمانت‌اجراها و راهكارهای خاصی را در این زمینه پیش‌بینی كرده است. به منظور آشنایی بیشتر با این مباحث گفت‌وگویی را با دكتر رضا ولویون، عضو هیات علمی دانشگاه علامه‌طباطبایی و وكیل پایه یك دادگستری ترتیب داده ایم که از نظرتان می گذرد.

همان‌طور كه می‌دانید بعد از انعقاد عقد نكاح مهریه بر ذمه زوج مستقر می‌شود. در این وضعیت زوجه برای اخذ مهریه خود چه اقدامی می‌تواند بكند؟

در صورتی كه مهریه وجه نقد یا در حکم نقد مانند سکه و طلا باشد، زن با در دست داشتن سند رسمی ازدواج می‌تواند به دفتر ازدواج و یا دایره اجرای ثبت مستقر در اداره ثبت محل وقوع ازدواج مراجعه و در فرم خاصی که در آن دایره موجود است، تقاضای صدور اجراییه کند. اجراییه به شوهر ابلاغ می‌شود و به او 10 روز مهلت داده می‌شود تا طلب همسرش را پرداخت کند. در صورتی که در این مدت شوهر مهریه را فورا نپردازد، زن می‌تواند با معرفی اموال و دارایی شوهر، از اجرای ثبت تقاضا کند كه اموال وی را توقیف کنند و می‌تواند مطالباتی را از موجودی حساب‌های بانکی او توقیف کند. زن همچنین می‌تواند تقاضای توقیف حقوق شوهر را از سازمان‌های و موسسه‌های دولتی یا خصوصی داشته باشد و میزان یك چهارم حقوق مادام که شوهر متاهل است و نیز یك سوم آن را در صورتی که زن و شوهر از هم جدا شوند و تا زمانی که شوهر زن دیگری را اختیار نکرده باشد، توقیف کند. اگر مهریه سکه یا طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد و قیمت روز مطالبه آنها یعنی روزی که زن آن را از طریق اجرای ثبت و یا دادگاه مطا لبه می‌کند، ملاک اجرای قانو نی حکم است. اگر سند ازدواج رسمی نباشد، زن برای مطالبه مهریه خود باید از طریق تسلیم دادخواست به دادگاه اقدام کند.

اولین مرجعی كه زوجه می‌تواند در آن‌جا مهریه خود را درخواست كند، دادگاه خانواده است. زوجه می‌تواند با ارایه دادخواست حقوقی به دادگاه خانواده، مهریه خود، هزینه ابطا ل تمبر و حق الوکاله وكیل را مطالبه و همزمان تقاضای نیز توقیف اموال همسرش را از دادگاه تقاضا كند. هزینه تمبر دادخواست مطالبه مهریه بابت یک میلیون تومان اول مهریه، پانزده هزار تومان و بابت مابقی مهریه به ازای هر یک میلیون تومان، 20 هزار تومان است

زن برای مطالبه مهریه خود به چه مراجع قضایی می‌تواند مراجعه كند؟

اولین مرجعی كه زوجه می‌تواند در آن‌جا مهریه خود را درخواست كند، دادگاه خانواده است. زوجه می‌تواند با ارایه دادخواست حقوقی به دادگاه خانواده، مهریه خود، هزینه ابطا ل تمبر و حق الوکاله وكیل را مطالبه و همزمان تقاضای نیز توقیف اموال همسرش را از دادگاه تقاضا كند. هزینه تمبر دادخواست مطالبه مهریه بابت یک میلیون تومان اول مهریه، پانزده هزار تومان و بابت مابقی مهریه به ازای هر یک میلیون تومان، 20 هزار تومان است.

مورد دوم به عنوان مرجع صالح جهت مطالبه مهریه، اجرای ثبت اسناد رسمی است. در این حالت زن می‌تواند از طریق اجرای ثبت اسناد رسمی، مهریه خود را مطالبه كند که البته به میزان نیم عشر دولتی هزینه اجرا پرداخت می‌كند. بعدا این هزینه از شوهر اخذ خواهد شد.

در صورتی كه زن توانایی پرداخت هزینه دادرسی بابت مطالبه مهریه خود را نداشته باشد، از لحاظ قانونی چه اقدامی می‌تواند انجام دهد؟

در صورت ناتوانی زوجه از پرداخت هزینه دادرسی وی می‌تواند دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی را به پیوست دادخواست مهریه به دادگاه خانواده ارایه دهد که دادگاه بعدا به این خواسته رسیدگی و سپس به خواسته اصلی می‌پردازد. بدیهی است كه زوجه در صورت اثبات اعسار، از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد بود.

در صورتی كه از مرد توانایی مالی جهت پرداخت مهریه را نداشته باشد، چه پیامدی در انتظار اوست؟

در صورتی که زوج مالی به منظور توقیف و پرداخت مهریه زن نداشته باشد، زن می‌تواند به استناد ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های تقاضای بازداشت شوهر را تا روز ادای دین كند. ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی مقرر كرده است كه هر کس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود، چه به استرداد عین یا قیمت یا مثل آن و یا ضرر و زیان ناشی از جرم یا دیه و آن را پرداخت نكند، دادگاه او را ملزم به پرداخت می‌كند. چنانچه مالی از او در دسترس باشد، آن را ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط‌شده استیفا می‌كند و در غیر این صورت بنا به تقاضای محکوم‌به ممتنع را در صورتی که معسر نباشد تا زمان ادای دین حبس خواهد کرد که البته هم با ابلاغ بخشنامه جدید، اجرای ماده (2) مذکور به این صورت محل تامل است.

ماده 1085 قانون مدنی در این زمینه بیان كرده است كه زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده، از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد، امتناع کند، مشروط به این‌که مهر او حال باشد. این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود

اصطلاحی در حقوق خانواده وجود دارد به نام حق حبس. این اصطلاح حقوقی به چه معناست؟

در حقیقت حق حبس، حقی است که به زوجه تعلق می‌گیرد و زن می تواند بعد از عقد ازدواج شروع زناشویی و تمکین را منوط به اخذ مهر كند که در این صورت شوهر مکلف است مهریه و نفقه را بپردازد. ماده 1085 قانون مدنی در این زمینه بیان كرده است كه زن می‌تواند تا مهر به او تسلیم نشده، از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد، امتناع کند، مشروط به این‌که مهر او حال باشد. این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود. ماده 1086 نیز اشاره می‌كند، اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد، قیام كند، دیگر نمی‌تواند از حکم ماده قبل استفاده کند، یعنی حقی که برای مطالبه مهر دارد، ساقط نخواهد شد.
مهریه

نحوه محاسبه مهریه زوجه به چه صورتی است؟ مهریه از لحاظ جنس و ماهیت چه چیزی می‌تواند باشد؟

در سال 1376 ماده واحده‌ای تصویب شد و تبصره‌ای به ماده 1082 قانون مدنی الحا ق شد. به موجب این ماده: «به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بكند.

چنانچه مهریه وجه رایج باشد، متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه‌ زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌شود، محاسبه و پرداخت خواهد شد، مگر این‌که زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند». مهریه می‌تواند عین معین، منفعت و حتی تعلیم چیزی باشد. در مورد مهریه‌هایی که کالای معینی هستند، با توجه به ارزش ذاتی و مستقل با پرداخت آن در هر زمان برائت ذمه زوج حاصل می‌شود. اما در مورد وجه رایج چنین نیست. به طور کلی پول امروزی دارای مالیت ذاتی و واقعی نیست، بلکه ارزش آن اعتباری است، لذا مرد با پرداخت همان مبلغی که در عقدنامه ذکرشده می‌تواند برائت ذمه حاصل کند. تا قبل از تصویب دو تبصره الحاقی به ماده 1082 قانون مدنی، عده‌ای معتقد بودند كه اگر مهریه زنی 500 هزار تومان است و چند سال بعد زوجه مهریه خود را درخواست کرد، مرد در این خصوص با پرداخت همان مبلغ به تعهد خود عمل می‌كرد، اما در سال 1376 مدافعان حقوق زنان در مجلس شورای اسلامی با الحاق دو تبصره به ماده 1082 قانون مدنی به گستره این ماده وسعت بخشیدند و در خصوص مهریه‌هایی که وجه رایج هستند، مقرراتی وضع کردند، زیرا مهر به عنوان پشتوانه‌ای برای زن پس از طلاق یا فوت همسر است که اگر این مهریه رایج باشد، با گذشت زمان در اثر نوسانات اقتصادی و کاهش ارزش پول دیگران، ارزش روز اول را ندارد.

این طرح با نظرات موافق و مخالف فقها و مجتهدان مواجه شده بود. موافقان به دلایل متعددی استناد می‌کردند. مورد اول نفی ضرر است. در این رابطه این افراد مدعی بودند كه دین اسلام ضرر را منتفی کرده است و کاهش ارزش پول در مهریه را ضرری برای زن تلقی می‌کردند که پس از سالها زحمت چارچوب مقدس خانه و خانواده اگر بنا به دلایلی درخواست مطالبه مهرش را کند، با وجه ناچیزی که سال‌ها پیش می‌توانست دارای ارزش باشد، مواجه است. دومین مورد رعایت عدل و انصاف است. آنان معتقد بودند كه عادلانه و منصفانه نیست كه مهریه‌های وجه رایج مندرج در عقدنامه با توجه به تورم از ارزش بیافتند. مخالفان این نظریه هم برای خود دلایلی داشتند که در میان دلایل آنها می‌توان به مثلی بودن پول اشاره كرد. به این ترتیب که در مورد مهریه، مرد با پرداخت مبلغ اسمی آن بری‌ می‌شود. از طرف دیگر گفته شده است که مطالبه بیش از آنچه بر ذمه مدیون است، هر چند برای کاهش ارزش پول باشد، حرام است. سرانجام با وجود مخالفت جمع زیادی از نمایندگان کلیات این طرح با 106 رای موافق و 79 رای مخالف و 17 رای ممتنع به تصویب رسید. تبصره یک الحاقی به ماده 1082 بیان می‌کند: «چنانچه مهریه وجه رایج باشد، متناسب با تغییر شا خص قیمت سا لا نه زمان تادیه نسبت به اجرای عقد که توسط بانک جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌شود، محاسبه و پرداخت خواهد شد. سرانجام با توجه به این قانون‌گذار در سال76 به منظور تضمین حقوق زنان و با الهام از عقاید حقوقدانان درخصوص مهریه‌هایی که وجه رایج بودند، مقرراتی را وضع كرد که به موجب آن ایفای تعهد زمانی معتبر خواهد بود که مهریه وجه نقد بوده و با توجه به تغییرات شا خص قیمت‌ها از زما ن اجرای عقد تا زمان ایفای تعهد پرداخت شده باشد
منبع: روزنامه حمایت

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



اجرای مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


اجرای مهریه

اجرای مهریه

به مجرد وقوع عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن انجام دهد(ماده 1082 قانون مدنی) بنابراین مهریه در مالکیت زن مستقر شده و در مدیریت او قرار می گیرد منتها ممکن است مهریه حال باشد یا مۆجل عندالمطالبه باشد یا مندالاستطاعه در فرضی که حال باشد یا عندالمطالبه زن در هر زمان می تواند آن را مطالبه کند در فرضی که موجل باشد با سررسید حق مطالبه محفوظ است و در فرض عندالاستطاعه مطالبه مهریه منوط به اثبات استطاعت زوج است در هر صورت به لحاظ استقرار مهریه در مالکیت زن، وی می تواند آن را مطالبه کند.

در فرضی که موجل باشد با سررسید حق مطالبه محفوظ است و در فرض عندالاستطاعه مطالبه مهریه منوط به اثبات استطاعت زوج است در هر صورت به لحاظ استقرار مهریه در مالکیت زن، وی می تواند آن را مطالبه کند دراین نوشتار پس از توضیحات مقدماتی با روش مطالبه مهریه از طریق صدور اجرایی آشنا می شویم.

زمان مطالبه مهریه

قبل از اینکه بخواهیم برای دریافت مهریه اقدام کنیم باید بدانیم که اساسا در چه زمانی می توانیم اینکار را انجام دهیم و نهادهای قانونی در آن زمان مکلف هستند به درخواست مطالبه ما پاسخ مثبت داده و اقدامات قانونی را انجام دهند اصل براین است که به محض وقوع عقد ازدواج و ثبت آن مالک مهریه می شود که البته نیمی از آن در همان لحظه و نیم دیگر به هنگام شروع زندگی مشترک در مالکیت او استقرار می یابد منتها نکته اینجاست زمانی که مهریه عندالاستطاعه باشد و یا اینکه زمان دار باشد زوجه باید صبرکند تا شرایط زمانی برای مطالبه مهریه مهیا شود.

اگر مهریه عندالاستطاعه باشد منظور این است زمانی می توان مهریه را مطالبه کرد که شوهر از لحاظ مالی توانایی و استطاعت پرداخت مهریه را داشته باشد و این تنها با معرفی اموال شوهر به دادگاه امکان پذیر است اگر هم مهریه موجل یا زمان دار باشد باید زوجه منتظر بماند تا زمانی که مشخص شده سپری شود و پس از آن زمان است که در واقع صاحب مهریه می شود و می تواند برای دریافت آن اقدام کند البته قابل ذکر است که در حال حاضر عرف نیست که در دفاتر ازدواج مهریه به صورت زمان دار ثبت شود ولی در بسیاری اوقات مهریه به صورت عندالاستطاعه ثبت می شود که لازم است زوجین به آثار آن که در بالا بدانها اشاره کردیم آگاه باشند و اصلی ترین آن هم اینکه تنها در صورتی که مرد توانایی پرداخت مهریه را دارد می توانند آن را از او مطالبه کنند و درغیر اینصورت هیچ اقدام قانونی در مقابل شوهر نمی توان انجام داد.


روش های مطالبه مهریه

مهریه از دو طریق قابل مطالبه است راهکار اول آن مراجعه به دادگاه خانواده و تقدیم دادخواست مطالبه مهریه است در این حالت زوجه درخواستی مبنی برمطالبه مهریه به دادگاه ارائه داده و باید از شوهر مالی به دادگاه معرفی کند تا دادگاه با توقیف و فروش آن مهر زن را پرداخت کند البته این مال نباید از مستثنیات دین باشد اگر هم شوهر فاقد مال اما کارمند دولت باشد زوجه می تواند تقاضا کند که یک سوم حقوق مرد تا پرداخت تمام مهر توقیف و به او پرداخت شود هر چند بیشتر مردم در حال حاضر از این طریق سعی می کنند مهریه خود را مطالبه کنند و فکر می کنند که تنها راه برای دریافت مهریه شان مراجعه به دادگاه است اما باید به آنها گوشزد کنیم به این دلیل که سند ازدواج یک سند رسمی است آنها خیلی راحت وبدون مراجعه به دادگاه می توانند برای دریافت مهریه خود اقدام کنند و آن هم از طریق اجرای مفاد سند رسمی ازدواج است.

اگر مهریه عندالاستطاعه باشد منظور این است زمانی می توان مهریه را مطالبه کرد که شوهر از لحاظ مالی توانایی و استطاعت پرداخت مهریه را داشته باشد و این تنها با معرفی اموال شوهر به دادگاه امکان پذیر است اگر هم مهریه موجل یا زمان دار باشد باید زوجه منتظر بماند تا زمانی که مشخص شده سپری شود

مرجع صالح درخواست صدور اجرائیه برابر بند"ج" ماده 2 آیین نامه اجرای مفاد اسناد لازم الاجرا و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرائی مرجع صالح برای تقدیم درخواست صدور اجرائیه دفتر ازدواجی است که عقد نکاح را ثبت کرده است.

ترتیب درخواست صدور اجرائیه

الف- درخواست ذی نفع

صدوراجرائیه یا تقاضای ذی نفع است این درخواست الزاما باید کتبی  باشد بنابراین درخواست شفاهی پذیرفته نمی شود به علاوه این درخواست از طریق فرم های چاپی مخصوص که از طریق سازمان ثبت اسناد و املاک تهیه و در اختیار دفاتر ازدواج قرار می گیرد به عمل می آید منظور از ذی نفع زوجه یا وکیل وی و قیم او حسب مورد است ارائه وکالت نامه و قیم نامه در فرض اخیر لازم است.

ب- مندرجات تقاضا نامه

مطابق ماده 3 آئین نامه مذکور تقاضای صدور اجرائیه (مهریه) طبق فرم مخصوص تنظیم می شود و باید شامل نکات زیر باشد:

1 نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، محل صدورآن، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، محل اقامت درخواست کننده اجرائیه یا نماینده قانونی او.

2 نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، محل صدور، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، محل اقامت متعهد.

3 موضوعی که اجرای آن تقاضا شده است.

4 شماره و تاریخ مستند درخواست صدور اجرائیه.

شرایط صدور اجرائیه

پس از درخواست صدور اجرائیه از سوی زوجه در صورت احراز شرایط زیر توسط سردفتر، امکان صدور اجرائیه فراهم است:

الف- مطالبه مهریه به مووجب سند رسمی باشد.

سند ازدواجی که مطابق مقررات مورد نظر تنظیم شده باشد "رسمی" شناخته می شود بنابراین ورقه ای که در شب بله بران به عنوان صداق تنظیم می شود و به امضای طرفین می رسد قابلیت درخواست صدور اجرائیه را ندارد ولو اینکه ورقه مذکور به امضا و مهر سردفتر نیز رسیده باشد همچنین در نکاح موقت ورقه ای را که سردفتر تحت عنوان نکاح منقطع (صیغه نامه) تنظیم می کند سند رسمی شناخته نمی شود در فرض اخیر زوجه می تواند جهت مطالبه مهریه فقط به دادگاه خانواده مراجعه کند.

ب- منجز بودن مهریه و تعهدات به دلالت تبصره 2 ماده 5 همان آئین نامه صدور ورقه اجرائیه نسبت به تعهداتی که در سند منجزا قید شده باشد؛ امکان پذیر است منظور از منجز بودن این است که مهریه معلق نباشد.

ج- مهریه و اجرای تعهد مۆجل نباشد

در خصوص مهریه چند فرض پیش بینی می شود: حال، مۆجل، عندالمطالبه و عندالاستطاعه مهریه در صورتی مۆجل است که برای پرداخت آن مدتی مقرر شود به طور مثال چنانچه زمان وقوع عقد نکاح سال 1392 باشد و زمان پرداخت مهر سال 1395 تعیین شده باشد یا اینکه به صورت اقساط سالانه تعیین و مقرر شده باشد که در این صورت قبل از فرارسیدن مدت زوجه حق مطالبه نخواهد داشت در صورتی که مدتی برای پرداخت معین نشده باشد مهریه "حال" محسوب می شود و قید عندالمطالبه آن را از حال بودن خارج نمی کند.
تکالیف سردفتر

وفق ماده 5 آئین نامه یادشده سردفتر با احراز هویت درخواست کننده و احراز صلاحیت خود موظف به انجام موارد زیر است:

1 صدور اجرائیه و ارسال آن به اداره ثبت

از جمله تکالیفی که در ماده مذکور پیش بینی شده این است که سردفتر رونوشت سند را در برگ های ویژه ظرف 24 ساعت با خط خوانا در سه نسخه تهیه کرده و موضوعی را که باید اجرا شود (مطالبه سکه، وجه نقد و...) در محل مخصوص آن نوشته ظرف 48 ساعت از تاریخ وصول تقاضا برگ های اجرائیه را امضا کرده و به مهر ویژه (اجرا شود) رسانده و برای اجرا نزد مسئول اجرای ثبت می فرستد و رسید دریافت می کند.

در خصوص مهریه چند فرض پیش بینی می شود: حال، مۆجل، عندالمطالبه و عندالاستطاعه مهریه در صورتی مۆجل است که برای پرداخت آن مدتی مقرر شود به طور مثال چنانچه زمان وقوع عقد نکاح سال 1392 باشد و زمان پرداخت مهر سال 1395 تعیین شده باشد یا اینکه به صورت اقساط سالانه تعیین و مقرر شده باشد که در این صورت قبل از فرارسیدن مدت زوجه حق مطالبه نخواهد داشت در صورتی که مدتی برای پرداخت معین نشده باشد مهریه "حال" محسوب می شود و قید عندالمطالبه آن را از حال بودن خارج نمی کند

2 مطلع کردن زوج یا ضامن از صدور اجرائیه

سردفتر ازدواج مکلف است پس از صدور اجرائیه مراتب را به آخرین نشانی زوج از طریق پست سفارشی به او اطلاع داده و برگ های اجرائیه را به ضمیمه قبض پست به او اطلاع دهد به عقیده ما مطلع کردن زوج از صدور اجرائیه زنگ بیدار باش و هشدار است که ممکن است درصدد حل آن برآید.


ابلاغ اجرائیه و ترتیب اجرا

اجرا پس از وصول اجرائیه باید آن را در دفاتر لازمه وارد و پرونده برای آن تنظیم و نام مأمور ابلاغ را در آن نوشته و جهت ابلاغ به مامور تسلیم کند مامور اجرا وفق ضوابط جاری اجرائیه را به زوج یا ضامن ابلاغ می کند از تاریخ ابلاغ اجرائیه زوج یا ضامن باید ظرف ده روز دین را بپردازد یا ترتیبی برای پرداخت دین خود بدهد یا مالی معرفی کند که اجرای سند را مسیر کند.
بازداشت اموال زوج

زوجه می تواند بلافاصله پس از ابلاغ اجرائیه تقاضای تأمین طلب خود را از اموال زوج یا ضامن کند در این صورت اجرا معادل طلب زوجه را از اموال نامبردگان بازداشت می کند در صورتی که زوج مهریه را پرداخت نکند اموال بازداشتی از طریق مزایده به فروش رسیده و مطالبات زوجه پرداخت می شود.
معافیت از پرداخت نیم عشر دولتی

در صورتی که زوجه در هر مرحله از فرآیند عملیات اجرایی از اجرا منصرف شود به دلالت ماده 98 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت از پرداخت حق الاجرا معاف است.

مزایای مطالبه مهر از طریق اجرای ثبت

مطالبه مهریه از طرق مراجعه به دادگاه یا مراجعه به اجرای ثبت امکان پذیر است به عقیده ما مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت نسبت به دادگاه خانواده بهتر است.

در مقایسه شیوه های مذکور می توان به این مزایا که در طریق اجرای ثبت نهفته است اشاره کرد.

1 اصولا با مراجعه به زوجه به محاکم دادگستری به دلیل شکسته شدن حریم روابط عاطفی زوجین و فروریختن قبح مراجعه به محاکم که در بین جامعه ایرانی رجوع زن به دادگاه را امری ناپسند تلقی می کند امکان سازش تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا می کند و گاهی سازش را غیرممکن می کند اصطلاحی که بین قضات محاکم خانواده مرسوم است آن است که: "دعوی مطالبه مهریه دروازه طلاق است" از این رو به نظر می رسد جلوگیری از تشکیل پرونده مطالبه مهریه که اصولا به عنوان اولین پرونده در مسیر پرونده های متعددی که در خلال رسیدگی به اختلاف زوجین در محاکم خانواده تشکیل می شود در کاهش اختلاف و حل و فصل دعوی بسیار مۆثر است از این جهت مراجعه به اجرای ثبت که به دلیل طبیعت اداری آن کراهت کمتری از دید جامعه دارد می تواند آثار زیان بار عدم ایجاد سازش را تا حد زیادی کاهش دهد.

2 مطالبه مهریه از طریق محاکم دادگستری که با تقدیم دادخواست و رعایت مقررات شکلی دیگر صورت می گیرد مستلزم تعیین وقت و رسیدگی (شکلی- ماهوی) است که این امر فرایند دادرسی را طولانی می کند و از طرفی برتراکم و حجم پرونده ها می افزاید در صورتی که در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت به صرف تقاضای ذی نفع از دفتر ازدواج مربوط عملیات اجرایی بدون تعیین وقت آغاز می شود.

3 در اجرای ثبت عملیات اجرایی به مجرد درخواست کتبی زوجه یا اشخاص ذی سمت شروع می شود ولی در محاکم دادگستری عملیات اجرایی پس از فرآیند دادرسی و صدور حکم قطعی یا درخواست اجرای حکم توسط محکوم له یا نماینده اوو شروع می شود.

4 صدور اجرائیه در اجرای ثبت مشمول مرورزمان نمی شود چون نصی در این مورد پیش بینی نشده است ولی نسبت به اجرائیه دادگاه استناد ماده 168 قانون اجرای احکام اجرای مرور زمان پنج ساله جاری است.

5 مراجعه به محاکم دادگستری علاوه برپرداخت هزینه اجرائی است در صورتی که در مراجعه به اجرای ثبت فقط حق الاجرا تعلق می گیرد.

6 از طریق مراجعه به اجرای ثبت با استناد به ماده 17 قانون گذرنامه امکان ممنوع الخروج کردن زوج وجود دارد در صورتی که این امکان در مراجعه به محاکم دادگستری متصور نیست.

منبع:روزنامه همشهری

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

110 سکه برای مهریه

در فصل ازدواج و ماده 22 قانون حمایت خانواده آمده است که اگر مهریه بیش از 110 سکه باشد پرداخت آن مشروط به توانایی مالی زوج است. طبق این قانون ميزان مهريه متعارف 110 سكه بهار آزادي است كه مرد موظف است آن را پرداخت كند و وصول آن مشمول مقررات ماده 2 قانون اجرای محکومیت‌های مالی است، در صورتي كه مهريه سقف مذكور را رد كند، دادگاه تمكن مالي مرد را براي پرداخت بررسي مي‌كند و تصميم مي‌گيرد كه فرد زنداني شود يا خيریعنی فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است. با اين حال تمام كساني كه تمكن مالي پرداخت 110 سكه را نداشته باشند، به زندان مي‌روند. رعایت مقررات مربوط به محاسبه مهریه به نرخ روز کماکان الزامی است.

جزئیات قانون مهریه ۱۱۰ عدد سکه و مراحل پرداخت آن

در اینجا سه حالت می توان متصور شد:

حالت اول- مهریه کمتر از ۱۱۰ سکه است: که در اینصورت باید تمامی مهریه پرداخت شود، درغیراینصورت برابر قانون رفتار خواهد شد. (مطابق ماده ۲ قانون محکومیت های مالی)

حالت دوم- مهریه دقیقاً ۱۱۰ سکه است: که مانند حالت اول باید تمامی مهریه پرداخت شود، درغیراینصورت برابر قانون رفتار خواهد شد. (طبق ماده ۲ قانون محکومیت های مالی کسانی که برای پرداخت ۱۱۰ سکه اقدام نکنند، راهی زندان می گردند.)

حالت سوم- مهریه بیش از ۱۱۰ سکه تعیین شده است: که در این وضعیت، در ابتدا باید ۱۱۰ سکه مطابق قانون پرداخت گردد. (و درصورت امتناع از پرداخت، مطابق ماده۲ محکومیت های مالی زندان در انتظار فرد خاطی است)

سپس دادگاه تمکن مالی فرد را بررسی کرده و مطابق وضعیت مالی و تمکن وی تصمیم گیری خواهد نمود.
ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی : هر کس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود چه به صورت استرداد عین یا قیمت یا مثل آن و یا ضرر و زیان ناشی از جرم یا دیه و آن را تادیه ننماید دادگاه او را الزام به تادیه نموده و چنانچه مالی از او در دسترس باشد آن را ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط شده استیفا می نماید در غیر این صورت بنا به تقاضای محکوم له ، ممتنع را در صورتی که معسر نباشد تا زمان تادیه حبس خواهد کرد .
(ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ، تقاضای طلبکار در بازداشت کردن بدهکار تا زمان پرداخت و حصول برائت ذمه را به رسمیت شناخته است)

مهریه چگونه نقد می شود ؟

تمام احکامی‌ که از سوی دادگاه‌های بدوی صادر می‌شود تنها زمانی قابل اجرا است که این احکام به قطعیت برسد.
رسیدن به قطعیت حکم نیز معمولا به دو شکل و شیوه مشخص اتفاق می‌افتد. شکل اول این است که هر دو طرف حکم را می‌پذیرند و با نوشتن این جمله که «نسبت به حکم صادره اعتراضی ندارم و حق تجدیدنظرخواهی را از خودم سلب می‌کنم» موافقت خود را با حکم صادره اعلام می‌کنند.
شکل دیگر هم این است که با اعتراض یکی از طرفین پرونده و یا هر دو طرف نسبت به حکم صادرشده، پرونده برای بررسی مجدد به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌شود تا نسبت به اعتراض هر دو طرف پرونده رسیدگی گردد.
واقعیت موجود در دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد که در اغلب موارد زنان و مردان حکم دادگاه بدوی درباره اعسار و تقسیط مهریه را نمی‌پذیرند و با اعتراض نسبت به این حکم، شانس خود را برای به دست آوردن رای مطلوب امتحان می‌کنند. علت این مساله هم کاملا روشن است. در اغلب موارد مردان نسبت به هر نوع تقسیطی اعتراض دارند و می‌خواهند تا حد ممکن پیش‌قسط و اقساط کمتری بپردازند.
زنان هم که معمولا مسیری سخت و طولانی را برای به دست آوردن مهریه طی کرده‌اند همیشه می‌خواهند حاصل جنگ و گریز طولانی خود را با پیش‌قسطی چرب و نرم‌تر و اقساط ماهانه بیشتری دریافت کنند اما اگر مردی همان حکم دادگاه اولیه را بپذیرد و در زمان صدور حکم در زندان و یا در مرخصی باشد، با پرداخت مهریه، نیم عشر و هزینه دادرسی بلافاصه از زندان آزاد می‌شود و دیگر نیازی نیست تا منتظر قطعی شدن حکم بماند.
مرحله تجدیدنظرخواهی برای اغلب مردانی که به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه در زندان به سر می‌برند مرحله‌ای سخت و عذاب‌آور است. طبق قانون هریک از طرفین می‌توانند تا ۲۰ روز پس از ابلاغ حکم نسبت به آن تقاضای تجدیدنظرخواهی کنند. تقاضای تجدیدنظرخواهی هم اغلب به این شکل است که فرد تجدیدنظر خواه با ارائه دادخواستی جداگانه لایحه تجدیدنظرخواهی خود را به دادگاه ارائه می‌دهد.
درباره جزئیات این مرحله در شماره‌های آینده خواهیم نوشت اما در مورد مهریه اغلب زنان با هدف آزار و اذیت همسر خود ارائه لایحه تجدیدنظرخواهی را معمولا به آخرین روز واگذار می‌کنند و به همین دلیل مرد مدت زمانی طولانی‌تر را در زندان می‌ماند. البته درباره مردانی که در زندان حضور دارند، دادگاه معمولا صدور، تایپ و ابلاغ حکم را با سرعت بیشتری انجام می‌دهد اما برای زندانی یک روز هم یک روز است.
بررسی پرونده‌ها در دادگاه تجدیدنظر معمولا چندان طولانی نیست. پرونده‌ای هم که در آن مرد زندانی باشد با سرعت بیشتری مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. تجربه نشان داده معمولا دادگاه تجدیدنظر در صورت زندانی بودن مرد در حکم صادره مهریه تخفیف می‌دهد و پیش‌قسط و قسط را کم می‌کند. این اتفاق در صورتی رخ می‌دهد که زن دلایل قانع‌کننده‌ای را در رد دادخواست تجدیدنظرخواهی مرد به دادگاه ارائه نکند اما در صورتی که دلایل کافی از سوی زن به دادگاه ارائه شود وضعیت فرق می‌کند.
دادگاه تجدیدنظر بعد از بررسی پرونده و صدور حکم، پرونده را به دادگاه بدوی می‌رساند. در این مرحله مرد و یا یکی از بستگان او می‌توانند برای پرداخت مهریه اقدام و در قالب نامه‌ای به دادگاه «تقاضای اجرای حکم» را مطرح کنند. دادگاه نیز با ارسال نامه‌ای برای شعبه اجرای احکام قطعی شدن رای را تایید و پرداخت قسط را بدون مانع عنوان می‌کند. پرداخت‌کننده مهریه علاوه بر پرداخت قسط اول باید نیم عشر را نیز پرداخت کند.
ممکن است در صورت زیاد بودن نیم عشر اجرای احکام این مبلغ را نیز قسطی کند اما در اغلب موارد به دلیل این‌که این پول به طور مستقیم به خزانه دولت واریز می‌شود و دولت هم به سادگی از حق خودش نمی‌گذرد، این مبلغ به صورت نقد دریافت می‌شود. با پرداخت پیش‌قسط و قسط اول و نیم عشر و دیگر هزینه‌ها همچون: هزینه دادرسی، اجرای احکام در اولین فرصت نامه‌ای برای زندان می‌نویسد و در نامه عنوان می‌شود که زندانی مهریه با توجه به پرداخت اولین قسط و در موارد اندکی به دلیل گذشت شاکی در صورتی که به دلیل جرم دیگری در زندان حضور ندارد می‌تواند از زندان آزاد شود.
این نامه با پیک مخصوص دادگاه بلافاصله برای زندان ارسال می‌شود و معمولا بعد از غروب آفتاب زندانی در صورتی که در داخل زندان جرمی‌ مرتکب نشده باشد که مجازات داشته باشد از زندان آزاد می‌شود و به زندگی خود بازمی‌گردد.
در تمامی ‌احکام مالی مربوط به مهریه و نفقه این نکته ذکر می‌شود که در صورت عدم پرداخت مهریه یا نفقه از سوی مرد، با درخواست زن بار دیگر مرد بازداشت خواهد شد. معنی این جمله این است که مرد باید ماه به ماه و در تاریخی مشخص بدهی خود را پرداخت کند. اگر در پرداخت بدهی تاخیری رخ دهد اجرای احکام معمولا تا ده روز حکم جلب صادر نمی‌کند اما در قبال دریافت با تاخیر مهریه، به میزان قیمت سکه در همان روز یک‌بیستم از مرد جریمه می‌گیرد.
بعد از ۱۰ روز نیز در صورتی که زن تقاضای جلب همسرش را مطرح کند، پرونده اجرای احکام به شعبه رسیدگی‌ کننده ارسال و با بررسی پرونده توسط قاضی و موافقت او، اجرای احکام نیز دوباره حکم جلب تازه‌ای صادر می‌کند.
در چنین مواردی برخی از مردان که توانایی پرداخت مهریه را ندارند با مراجعه به قاضی پرونده از او می‌خواهند تا مثلا برای یک هفته به آنها مهلت دهند.
در صورت موافقت، قاضی پرونده را تا مدتی که مهلت داده به اجرای احکام ارسال نمی‌کند و مرد می‌تواند بدهی خود را با تاخیر و البته جریمه بپردازد و دیگر ترس از حکم جلب را هم نداشته باشد.

وقتی اقساط مهریه پرداخت نشود

مهریه یک بدهی است که با نظر دادگاه به جای پرداخت یکباره به شکل قسطی دریافت می‌شود و این مساله هیچ تاثیر خاصی در ماهیت آن ندارد. برخی مردان تصور می‌کنند بعد از پرداخت چند قسط مهریه می‌توانند دیگر آن را نپردازند اما باید به این مساله توجه کرد که در صورت عدم پرداخت این دین، مهریه از حالت اقساط به حالت «حال» درمی‌آید و اصطلاحا این دین «حال» می‌شود و با منتفی شدن حالت «اقساط» مرد مجبور خواهد شد تا تمامی‌ آن را به شکل نقد بپردازد و دیگر امکان قسطی شدن آن وجود ندارد.
برخی تصورات غلط دیگر هم درباره مهریه وجود دارد که معمولا در زندان به مردان القا می‌شود. یکی از این تصورات این است که مرد می‌تواند چند قسط از مهریه را در اجرای احکام دادگاه بپردازد و پس از آن می‌تواند با هدف اذیت و آزار زن اقساط دیگر را در دادگاه‌های شهرهای دیگر بپردازد. آموزش غلط دیگر دوران زندان هم این است که مرد می‌تواند سکه‌های تقلبی را به جای سکه واقعی به همسرش بپرازد یا این‌که دو قسط را بدهد و بعد یک قسط را ندهد.
در پاسخ به چنین نکاتی باید بگوییم مهریه تنها در شعبه‌ای از اجرای احکام قابل پرداخت است که در آن پرونده تشکیل شده باشد و اساسا هیچ کدام از دادگاه‌های خانواده دیگر در سراسر کشور اقساط مهریه را از مرد دریافت نمی‌کنند مگر آن‌که پرونده‌ای در آن شهر تشکیل شده باشد. این مساله هم تنها در شرایطی رخ می‌دهد که محل زندگی یا کار مرد به شهری دیگر منتقل شود و او بتواند این تغییر جغرافیایی را با دلایل کافی به دادگاه اثبات کند.
در آن صورت پرونده نیز ممکن است به آن شهر منتقل شود. البته مهریه از سوی اعضای خانواده، دوستان، پیک موتوری و… هم قابل پرداخت است تا هیچ مردی به بهانه‌هایی مانند: حضور در ماموریت کاری، بیماری احتمالی، گرفتاری شغلی و… از زیر پرداخت این دین شانه خالی نکند. در اغلب دادگاه‌ها هم بابت پرداخت مهریه از فرد مراجعه‌کننده امضا گرفته می‌شود تا حضور او در دادگاه اثبات شود.
در پرداخت سکه نیز معمولا امکان انجام هیچ تقلبی وجود ندارد زیرا به دلیل برخی تقلب‌های گسترده مدتی است در اغلب دادگاه‌های خانواده فضایی برای فروش سکه به وجود آمده که مردان با مراجعه به این بخش، سکه مورد نیاز خود را تهیه و فروشنده نیز در پاکتی سربسته این سکه را قرار داده و به دست مرد می‌دهد. مردان پس از دریافت این پاکت باید به شعبه اجرای احکامی‌که در آن پرونده دارند مراجعه کرده و با بیان این عبارت که «می‌خوام سکه بدم» پرونده خود را دریافت کنند.
پرونده اجرای احکام به دست مدیر این بخش داده می‌شود و او بعد از دریافت سکه رسیدی دوبرگی را امضا می‌کند. یک برگ از این رسید به مرد داده می‌شود و برگ دیگر در پرونده قرار می‌گیرد. تاریخ دریافت سکه نیز بسته به حکم صادره متفاوت است. اگر حکم تقسیط مهریه در دادگاه بدوی با عدم اعتراض هر دو طرف به قطعیت برسد، تاریخ ابلاغ حکم ملاک زمان پرداخت مهریه است.
مثلا اگر حکمی‌ در روز هفدهم ماه به مرد ابلاغ شود او باید هفدهم هر ماه برای پرداخت مهریه مراجعه کند. درباره دادگاه تجدیدنظر این مساله ملاک نیست و پرداخت مهریه باید از تاریخ صدور حکم انجام شود. مثلا اگر دادگاه در تاریخ پانزدهم ماه حکم خود را صادر کند و این حکم ده روز بعد به دست مرد برسد، مرد باید قسط اول خود را مطابق با تاریخ صدور حکم بپردازد و از این پس در تاریخ پانزدهم هر ماه برای پرداخت سکه به اجرای احکام مراجعه کند.
می‌توان پرداخت مهریه را هم بر اساس تاریخ مشخصی منظم کرد و مثلا با جلو انداختن یک قسط، قسط‌های بعدی را در اول، وسط یا آخر ماه داد. اگر هم تاریخ پرداخت مهریه با یک روز تعطیل مصادف باشد، باید روز بعد برای پرداخت مهریه به دادگاه مراجعه کرد. در مجموع بهتر است مردان بدهکار مهریه را هم مانند یکی از اقساط زندگی خود فرض کنند و تلاش کنند در این مورد هم خوش‌حساب باشند.
رسید دومی ‌که در پرونده اجرای احکام قرار می‌گیرد، برای این است تا بعد از مراجعه زن و پس از احراز هویت او، توسط زن امضا و مزین به اثر انگشت می‌شود و پس از آن سکه به او تحویل داده شود. برخلاف تحویل سکه، دریافت آن معمولا فقط شامل حال زن می‌شود و اعضای خانواده و اقوام نمی‌توانند برای دریافت سکه به دادگاه مراجعه کنند.

خداحافظی با دادگاه

با آغاز پرداخت مهریه دیگر زن و مرد کاری با دادگاه صادرکننده حکم ندارند و تنها محل مراجعه آنها اجرای احکام است. حجم فعالیت‌هایی که در اجرای احکام انجام می‌شود، به نسبت شعبه‌های عادی دادگاه بیشتر و متراکم‌تر است و به دلیل این‌که در این بخش قرار است حق و حقوقی زنده شود، گاه میان مراجعه‌کنندگان و کارمندان این بخش درگیری‌های لفظی و فیزیکی رخ می‌دهد.
برخی مراجعه‌کنندگان به دادگاه تصور می‌کنند کارمندان اجرای احکام درصدی از مهریه یا نفقه را خود دریافت می‌کنند، در صورتی که این تصور کاملا غلط است و افراد حاضر در این بخش از بابت هیچ پرونده‌ای نفعی نمی‌برند.
وجود اجرای احکام فایده‌های زیادی دارد که به زودی برای مراجعه‌کنندگان معلوم می‌شود. این محل «واسطه»‌ای میان همسران است تا از این طریق ارتباط‌های مالی آنها بدون خون و خونریزی! انجام شود. تصور کنید مردی که می‌خواهد مهریه همسرش را بدهد، هر ماه قرار باشد او را ببیند. مطمئنا افزایش و کاهش قیمت سکه و نیز مسائل گذشته و چیزهای جزیی هر بار اعصاب او را خرد می‌کند و ممکن است در یکی از همین پرداخت‌ها، او یک دست کتک هم تقدیم همسرش کند! یا این‌که زنی مهریه‌اش را بگیرد و بعد منکر دریافت آن شود! مطمئنا اگر اجرای احکام نبود، با اتفاق‌هایی از این دست، خبرنگاران صفحه‌های حوادث روزنامه‌ها دیگر نیازی به انعکاس اخبار سرقت‌های مسلحانه و قاچاق مواد مخدر نداشتند، چون همین دریافت و پرداخت مهریه و نفقه می‌توانست جرم و جنایت‌های فراوانی ایجاد کند، اما در اجرای احکام در مقابل هر پرداختی «رسید معتبر» ارائه می‌شود و این مساله سبب می‌شود هیچ‌یک از طرفین نتوانند چیزی را انکار کنند حتی اجرای احکام برخی از دادگاه‌ها وضعیتی ایجاد کرده که مثلا در فاصله ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲ ظهر سکه دریافت می‌کند و از ساعت ۱۳‌تا‌۱۴ سکه تحویل می‌دهد تا به این ترتیب هیچ امکانی برای رویارویی بدهکار و طلبکار و امکان برخورد آنها وجود نداشته باشد.
در پایان به مردان توصیه می‌شود برخلاف شعبه‌های دادگاه، اخطاریه‌های اجرای احکام را جدی بگیرند، زیرا هر نوع بی‌اعتنایی به این اخطاریه‌ها ممکن است منجر به دستگیری یا ضبط اموال آنها شود.

اما این قانون تا چه حد می‌تواند به منطقی کردن میزان مهریه تعیین شده از سوی خانواده‌ها منجر شود و آیا این اقدام زمینه سوء استفاده‌ها را فراهم نمی‌کند؟

هدف از این قانون چیست و در آن تا چه حد از حقوق زنان دفاع شده است؟

ورود قانونگذار به موضوع مهريه جاي تامل دارد

ورود دولت و نمايندگان مجلس از سه سال قبل تاكنون به بحث مهريه موافقان و مخالفان زيادي را داشته است. مخالفان اين موضوع با بيان اين كه مهريه موضوعي شرعي است و نبايد در آن دخالت كرد ورود دولت و قانونگذار به اين موضوع را مذموم شمرده و آن را باعث بروز مشكلات جديد در جامعه عنوان مي‌كنند. دكتر مجيد ابهري، آسيب‌شناس اجتماعي در گفت‌وگو با تهران امروز با اشاره به اين نكته كه تعيين مهريه يك باور اجتماعي و سنت تاريخي است، مي‌گويد:‌ «در دهه اخير تعيين مهريه‌هاي غير متعارف مثل سكه به ارتفاع قله دماوند، به اندازه تاريخ تولد يا مهريه‌هاي غير متعارف مثل يك تن پوست پياز، يك خرمن گل سرخ، دو قوي وحشي و نظاير اينها هر چند كه ارزش مالي نداشته‌اند اما باعث ايجاد رقابت منفي بين خانواده‌ها و جوانان و به طور غير مستقيم سبب كاهش ازدواج شده‌اند.»

وي تصريح مي‌كند:‌ «ورود قانونگذاران به موضوع مهريه جاي تامل دارد چرا كه از نظر شرع اسلام و عرف و سنت مهريه حقي است كه با توافق يك زن و شوهر تعيين مي‌شود و نمي‌توان براي آن كف و سقفي تعيين كرد چرا كه چنين رفتارهايي باعث بروز ناهنجاري‌هاي ديگر مي‌شود، يعني ممكن است در ظاهر يك قانون رعايت شود اما در كنار آن و بر اساس توافق مخفيانه رفتارهاي ديگري انجام شود.»

ابهري با اشاره به وجود بيش از 3 هزار زنداني مهريه در زندان‌ها به تهران امروز مي‌گويد: «چنين قانوني فقط مي‌تواند آمار زندانيان را بالا برده و باعث بروز قانون شكني‌هاي ديگري شود به جاي اينگونه قوانين و ضوابط بهتر است در جامعه فرهنگسازي انجام شود. يعني كارشناسان و صاحب‌نظران در رسانه‌ها، هنرمندان در فيلم‌ها و سريال‌ها به موضوع مهريه بپردازند و خانواده و فرزندان آنها را از رقابت‌هاي منفي بازدارند.»وي تاكيد مي‌كند: «تعيين سقف براي مهريه نه تنها غير مقدور است بلكه ممكن است باعث بروز دروغگويي شود چرا كه هيچ كس تمكن و توانايي مالي خود را براي ديگران بروز نمي‌دهد پس اتفاقي كه خواهد افتاد بيان عدم توانايي در پرداخت است كه نتيجه آن زندان خواهد بود و تصور مي‌كنم اين حركت فقط باعث بروز ناهنجاري‌هاي رفتاري بيشتر و كاهش آمار ازدواج شود.»

پيچيدن يك نسخه براي همه صحيح نيست

توجه به جايگاه اجتماعي و فرهنگي خانواده‌ها در تعيين مهريه موضوع ديگري است كه ابهري به آن اشاره كرده و مي‌گويد: «در نظر گرفتن جايگاه خانواده و شرايط اجتماعي وفرهنگي دختر و پسر ايجاب مي‌كند كه مهريه شناور باشد. صدها سال است كه در كشور ما موضوع مهريه بين جوانان وجود دارد به جاي تصويب قوانين و تعيين حداكثر بايد قوانيني تصويب شود كه در همسان گزيني و شرايط قبل از ازدواج نظارت شود. علاوه بر آن ممكن است بر اساس روابط عاطفي يك پسر علاقه داشته باشد كه مهريه‌اي زيادتر از حد معمول براي همسرش تعيين كند و نبايد اينگونه خواسته‌هاي عاطفي متوقف شود. غلط يا درست بسياري از خانواده‌ها مهريه را ملاك احترام به دختر و علاقه داماد به عروس تلقي مي‌كنند. اين يك باور تاريخي است كه نمي‌توان در چند روز و چند سال آن را تغيير داد.»

عليرضا جاور، قاضي دادگاه خانواده نيز با تاكيد بر اين كه مهريه نوعي احترام از ناحيه مرد به زن است، به تهران امروز مي‌گويد: «مهريه تكريمي است كه خداوند براي زن تعيين كرده است. اندازه و مقدار اين مهريه هم به عهده زوجين گذاشته است. اصل واقعه يك كار ارتباطي، اجتماعي و اكرامي بين زن و شوهر است ولي در اثر نداشتن روش‌هاي سالم اين مسئله در خيلي جاها دچار يك بحران شده است.»

وي با اشاره به اين نكته كه مهريه در كشور ما به عنوان پشتوانه زن محسوب مي‌شود، تاكيد مي‌كند: «از نظر ديني مهريه پشتوانه نيست، بلكه ديدگاه اجتماعي باعث شده كه مهريه به عنوان پشتوانه زن تلقي شود. بنابراين وقتي اين ديدگاه تقويت مي‌شود، مهريه را به عنوان پشتوانه حساب مي‌كنند و فكر مي‌كنند هر چقدر بالاتر برود و بيشتر شود، اين پشتوانه قوي‌تر است. در صورتي كه دقيقا برعكس است. اما اگر بشود كه با همكاري قوه قضائيه و دولت مبلغي را براي مهريه تعيين كنند خوب است.»

جاور تصريح مي‌كند‌: «دولت نبايد نوع و ميزان مهريه را تعيين كند، بلكه بايد سقفي معين كند و بگويد در ازاي بالاتر از ميزان، تعهدي در برابر ميزان بالاي مهريه ندارد. دولت مي‌تواند به طور قانوني اعلام كند كه مثلا تا ميزان 50 يا 100 سكه را قبول مي‌كند. يعني بگويد ما تعهدات تا اين ميزان سكه را تعقيب مي‌كنيم و بقيه را ما دنبال نمي‌كنيم. اگر دولت تعقيب نكند بايد خودشان از همديگر بگيرند.»

بهمن کشاورز، رئيس كانون وكلا نيز با اشاره به اين نكته كه موضوع مهريه و ميزان آن مدت هاست مورد بحث و بررسي است، مي‌گويد:‌» اين مطلب چيزي نيست که با قانون و اعمال قوه قاهره و تصويب قوانين آمره بتوان با آن برخورد کرد. تعيين مهريه تابعي است از اراده طرفين و اين از مقولات و مواردي نيست که قانونگذار بتواند براي تقليل يا تعديل ميزان آن دخالت کند. تعيين ماليات نيز کاري غيراصولي و بيهوده خواهد بود زيرا به تنظيم اسناد عادي و توافق‌هاي محرمانه منتهي خواهد شد که ناچار کار دادگاه‌ها را که هم اکنون نيز زياد است زيادتر خواهد کرد.»

وي تاكيد مي‌كند: «با توجه به اين که هنوز در کشور ما بيشتر خانم‌ها استقلال مالي و اقتصادي ندارند، نمي‌توان با اصل تعيين مهر به عنوان نوعي تضمين و تامين اقتصادي براي خانم‌ها مخالفت کرد. هرچند که در بسياري از موارد که مهريه‌هاي غيرعادي و سنگين به ماخذ سکه‌هاي طلا تعيين مي‌شود، هم زن مي‌داند که مرد امکان پرداخت آن را ندارد و هم مرد در موقعيت و وضعيتي نيست که حتي در درازمدت توان تهيه و پرداخت چنان مهريه‌اي را داشته باشد.» 

منبع:dadgaran.com

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

مهریه

«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنیئاً مَریئاً» (نساء، 4)؛ و مهر زنان را در كمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید، پس اگر چیزى از مهر خود را از روى رضا و خشنودى به شما بخشیدند، برخوردار شوید كه برایتان حلال و گوارا خواهد بود.

 
فلسفه مهریه

مهریه، هدیه و پیشکش مرد به زن برای نشان دادن صداقت در عشق و خواستاری اوست، نیز به جهت رعایت شان و منزلت زنان است. تفاوتهای زن ومرد، همواره جنس زن را مطلوب و جنس مرد را طالب قرار داده است. طالب بودن و به دنبال مرد دویدن، در شان زنان نیست. بلکه در عین تساوی در ازدواج و بهره مشترک گرفتن از مزایای آن، خودداری ظریف زنانه از رفتن به طرف مرد و معامله کردن با او، برای خلق عشق و لذت، و حفظ کرامت زن لازم است. این خودداری و نازفروشی، برای مرد هزینه بردار است که اگر صادق است و خواهان، باید هزینه‌اش را بپردازد. شهید مطهری  می‌گوید: «مهر با حیا و عفاف زن یک ریشه دارد. (زن با گرفتن هزینه‌ای از مرد نشان می دهد که او طالب مرد نیست مرد طالب اوست.) زن به الهام فطری دریافته است که عزت و احترام او به این است که خود را رایگان در اختیار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شیرین بفروشد.»

همچنین مهریه، قیمت خرید زن نیست. لفظ "نحله" در آیه تصریح در هدیه بودن مهریه دارد. مخصوصا آنکه در سیستم ازدواج اسلامی، زن با ازدواج، نه برده مرد می شود و نه مالش در اختیار او قرار می گیرد(تنها تمکین و عدم خروج از منزل، بدون در نظر گرفتن رضایت شوهر، که از لوازم تمکین است بر او واجب می‌شود.)

پس مهریه قیمت چه چیزی است؛ در حالی که حقیقتا این مرد است که برای تامین مایحتاج زن مامور به خدمت می شود! بنابراین مهر هر فلسفه‌ای داشته باشد؛ قیمت خرید زن نخواهد بود. به قول استاد شهید مطهری «مگر هر پولی که کسی به کسی می‌دهد، می خواهد او را بخرد؟ پس باید رسم هدیه و بخشش و پیشکش را منسوخ کنند. قرآن تصریح می کند که مهر، عنوانی جز عطیه و پیشکشی ندارد. بعلاوه اسلام قوانین خود را چنین تنظیم کرده که مرد حق هیچ گونه بهره‌برداری اقتصادی از زن ندارد. در این صورت چگونه می توان مهر را به عنوان قیمت زن یاد کرد ؟»

البته هر قانونی می تواند مزایای فراوانی داشته باشد که با نظر به تمام آن مزایا، وضع قانون صورت گرفته باشد. اکثر قوانین اسلامی از هر جهت که بررسی شوند از آن رو که هماهنگ با فطرت و نظام آفرینش هستند، مطلوب بوده و دلیلی برای تایید صحت و حمایتشان یافت می شود. لذا در باب فلسفه مهر در روایات هم، دلائلی ذکر شده است من جمله در روایتی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که:

سرّ این كه مهر بر عهده مرد است نه زن با این كه فعل هر دو یكى مى‏باشد آن است كه: مرد وقتى نیازش از زن برطرف شد (مقصود اشباع شدن مرد از زن است در عمل نزدیكى) از او جدا شده و منتظر برطرف شدن حاجت زن نمى‏گردد از این رو مهر بر عهده او است نه بر ذمّه زن. (علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏2، 643)

به هر حال در رابطه زناشویی فاعل مرد است لذا بسیاری از اوقات زن مانند مرد از این رابطه اشباع نمی‌شود. در بعضی از روایات نیز سخن از خرید و فروش است و مهریه بهای این معامله معرفی شده است. گفتنی است این خرید و فروش، خرید و فروش زن نیست بلکه نظر به همان فاعلیت مرد و اختیار داری او در روابط زناشویی است که امری طبیعی و فطری بوده و شرع آن را ملاحظه کرده است. لذا در روایتی از حضرت اباالحسن علىّ بن موسى الرّضا(علیه‌السّلام) نقل شده است که در پاسخ به این سوال فرمودند:

علّتش آن است كه بر مردان هزینه اداره زنان واجب است چه آنكه زن نفس خود را فروخته و مرد مشترى آن است و بدون شك بیع بدون ثمن نبوده و اساسا خرید بدون پرداخت ثمن تحقّق نمى‏یابد. (علل الشرائع، ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏2، ص 601)

به هر حال حجب زن و رعایت شان و شئونات زنانگی باعث می شود که زن در روابط زناشویی به اندازه مرد، خرسند نگردد. این میتواند دلیل اخلاقی برای پرداخت مهر به زن تلقی شود.
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله): و هر كس مهریه زنش را ندهد نزد خدا زناكار به شمار مى‏رود، و روز قیامت خدا به او مى‏گوید: اى بنده من، كنیزم را با پیمانى كه از تو گرفتم به همسرى تو در آوردم ولى تو به عهد من وفا نكردى. اینجاست كه خداوند خود حق آن زن را مطالبه مى‏كند و تمام حسنات مرد به حق آن زن مى‏رسد و فرمان صادر مى‏شود كه او را به دوزخ بیفکنید

وجوب مهریه و سفارش به پرداخت آن

مهریه و ازدواج؟

"کی داده، کی گرفته"، یکی از ضرب المثل های معروف در باب مهریه است که نشان می دهد در عرف ما هر چند چانه زدن در بازار مهریه رایج است، و بازار مهریه های کلان، داغ است؛ اما تا پای طلاق وسط نیاید، مهریه دادن و گرفتنی در کار نیست. به عبارت دیگر خواستن مهریه در عرف ما مساوی با اعلام طلاق است. چنانچه زنی مهرش را مطالبه کند، عندالمطالبه طلاقش می دهند. البته این یکی از مضرات مهرهای سنگین است اگر مهریه ها سبکتر باشند، پرداخت آن با کینه‌ورزی و طلاق همراه نخواهد شد. اما از حق هم نگذریم معمولا مردان ایرانی مال زنانشان را به رسمیت نمی شناسند. مخصوصا اگر آن مال را خودشان به زن بخشیده باشند. لذا زن ایرانی معمولا به صلاحدید خود نمی تواند راجع به سرویس طلا یا مهریه اش، یا حتی آنچه اقوام موقع ازدواج به او هدیه کرده اند، تصمیم بگیرد. اینها مال مردان است هر چند در اختیار زنان قرار دهند.

گفتنی است که در شریعت مقدس اسلام پرداخت مهریه مستحب نیست؛  واجب است. آن هم واجبی که سفارش شده با رضایت خاطر انجام شود. همچنین آقایان نهی شده اند که زنان را مجبور به گذشت نمایند. «وَلا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ ...»(نساء/19)؛ «آنها را تحت فشار قرار ندهید به خاطر این كه قسمتى از آنچه را به آنها داده‏اید (از مهر) تملك كنید.»

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله): وَ مَنْ ظَلَمَ امْرَأَةً مَهْرَهَا فَهُوَ عِنْدَ اللهِ زَانٍ وَ یَقُولُ اللهُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَبْدِی زَوَّجْتُكَ أَمَتِی عَلَى عَهْدِی فَلَمْ تَفِ لِی بِالْعَهْدِ فَیَتَوَلَّى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ طَلَبَ حَقِّهَا فَیَسْتَوْجِبُ حَسَنَاتِهِ كُلَّهَا فَلَا یَفِی بِحَقِّهَا فَیُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال،283)؛ و هر كس مهریه زنش را ندهد نزد خدا زناكار به شمار مى‏رود، و روز قیامت خدا به او مى‏گوید: اى بنده من، كنیزم را با پیمانى كه از تو گرفتم به همسرى تو در آوردم ولى تو به عهد من وفا نكردى. اینجاست كه خداوند خود حق آن زن را مطالبه مى‏كند و تمام حسنات مرد به حق آن زن مى‏رسد و فرمان صادر مى‏شود كه او را به دوزخ بیفکنید.(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شیخ صدوق، ترجمه انصارى، 557)

عدم پرداخت مهریه، پاکی و آن همه صدق و صفای ازدواج را از بین می برد هر چند شرعا و اخلاقا ازدواج محسوب شود، برکات ازدواج را نخواهد داشت زیرا در حق یکی از طرفین ظلم شده است.

وَ قَالَ الصَّادِقُ علیه السلام مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ لَمْ یَنْوِ أَنْ یُوَفِّیَهَا صَدَاقَهَا - فَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ زَان (من لا یحضره الفقیه، ج‏3، ص 399)؛ هر كس در مورد مهریّه به زنان ستم كند، مثل این است كه، به صورت «زنا» با آنان آمیزش كرده است! (نوادر راوندى، ترجمه صادقى اردستانی 256)  

 
ندادن مهریه مساوی با دزدی است

همچنین امام صادق(علیه السلام) فرموده اند، دزدان سه گروهند: كسى كه زكات نپردازد. كسى كه مهریه و كابین زنان را نپردازد و خوردن آن را حلال بشمرد. و كسى كه وام بگیرد و قصد پرداخت آن را نداشته باشد. (ارشاد القلوب، ترجمه سلگى، ج‏1، 457)

منبع:tebyan.net

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



7 نکته درباره مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


7 نکته درباره مهریه

هفت نکته درباره مهریه

حتما می دانید که مهریه (صداق) در تعریف شرعی، نشان محبت و صداقت مرد نسبت به زن است. اما ماجرا به همین سادگی نیست. همین محبت و صداقت، باید شرایطی داشته باشد تا شرعی باشد و مهم تر از آن هم زن را به زندگی و محبت مرد دلخوش کند و هم مرد را به دردسر نیندازد.
هفت نکته درباره مهریه

1- مهریه در سند عقدنامه ذكر می‌شود و دینی به گردن شوهر است.

2- زن به محض ازدواج حق مطالبه مهریه را دارد و می‌تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن داشته باشد. (اگرچه که جایگاه مقدس خانواده و مصلحت حکم می کند که زن مهریه را هر زمان شوهرش قادر بود و به او فشاری نمی آمد بخواهد و بهتر است مرد، قبل از آن که زن درخواست کند مهریه اش را بپردازد.)

3- اگر مهریه در عقدنامه ثبت شده باشد، می‌توان آن را از طریق اداره اجرای ثبت اسناد و یا محاكم عمومی مطالبه کرد.

درصورتی كه مهریه وجه نقد باشد اداره ثبت و یا دادگاه با استفاده از شاخص ارائه شده توسط بانك مركزی نرخ آن را در روز مطالبه محاسبه خواهد كرد. نرخ روز مهریه را می توانید ازاینجا (سایت مرکز ارتباطات مردمی قوه قضائیه) محاسبه کنید.

4- مهریه تا حدی كه رفع جهالت از آن شود باید برای طرفین مشخص باشد.

5- مبلغ مهریه و کم و زیاد بودن آن مهم نیست. مهم این است که به توافق طرفین رسیده باشد.

6- بر اساس قانون، برای ادای تمام یا قسمتی از مهریه می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد.

7- مهریه نشان محبت مرد به همسرش است. اما مراقب باشید که این هدیه، با ترس و اجبار و وحشت از زندان افتادن تقدیم خانم نشود!

 
شرایط مهریه در شرع

1- مالیت داشته باشد.

2- قابل تملك و نقل و انتقال باشد.

3- معلوم و معین باشد.

4- قدرت بر تسلیم و تسلم داشته باشد.

بنابراین اگر کسی مهریه خود را فقط حج عمره قرار دهد، مهریه از نظر شرعی پذیرفته شده نیست و برای آن مهر المثل قرار داده می شود. مگر آن که هزینه یک سفر حج به عنوان مهریه قرار داده شود که در آن صورت هزینه متوسط سفر حج بر شوهر لازم می شود.

 
انواع مهریه

بیشتر ما فکر می کنیم انواع مهریه فقط شامل عندالمطالبه و عندالاستطاعه است اما مهریه در نگاه شرع انواع مختلفی دارد که عبارتند از:

مهر المسمی: مهری كه در عقد نكاح تعیین شده یا تعیین آن به عهده شخص ثالثی گذارده شده است.

مهر المِثل: مهری است كه در عقدنامه ذکر نشده اما شرع حق زن می داند و میزان آن بر مبنای شخصیت، جایگاه اجتماعی، شرافت و اوضاع و احوال زن تعیین می شود.

مهر السُنه: مقدار آن 5/262 مثقال پول نقره مسكوك است.

منبع:tebyan.net

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



نکاح و طلاق


نکاح و طلاقنکاح و طلاق

باب اول: در نکاح
فصل اول -  در خواستگاری
مادة1034  هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری نمود.
مادة1035  وعدة ازدواج ایجاد علقة زوجیت نمی کند اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبة خسارتی نماید.
مادة1036  حذف شده است .
مادة1037  هر یک از نامزدها می تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایائی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند.
اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود که عادتاً نگاه داشته می شود مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.
مادة1038  مفاد مادة قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها بهم بخورد مجری نخواهد بود.
مادة1039  حذف شده است .
مادة1040  هر یک از طرفین می تواند برای انجام وصلت منظور از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحت از امراض مسریة مهم از قبیل سفلیس و سوزاک و سل ارائه دهد.
قابلیت صحی برای ازدواج
مادة1041  عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح .
مادة1042  حذف شده است .
مادة1043  نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید .
مادة1044  در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد ، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید .
تبصره  ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد .

در موانع نکاح

مادة1045  نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگرچه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد.
1-نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود.
2-نکاح با اولاد هر قدر که پائین برود.
3-نکاح با برادر و خواهر و اولاد آنها تا هر قدر که پائین برود.
4-نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.
مادة1046  قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر اینکه :
1-شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.
2-شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشد.
3-طفل لااقل یک شبانه روز و یا 15 دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.
4-شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.
5-مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی شود اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد. همچنین اگر یک زن یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی باشد.
مادة1047  نکاح بین اشخاص ذیل به واسطة مصاهره ممنوع دائمی است :
1-بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه که باشد اعم از نسبی و رضاعی.
2-بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد.
3-بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی مشروط بر اینکه بین زن و شوهر زناشوئی واقع شده باشد.
مادة1048  جمع بین دو خواهر ممنوع است اگرچه به عقد منقطع باشد.
مادة1049  هیچ کس نمی تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازة زن خود.
مادة1050  هر کس زن شوهر دار را با علم به وجود علقة زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عدة طلاق یا در عدة وفات است با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند عقد باطل و آن زن مطلقاً بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
مادة1051  حکم مذکور در مادة فوق در موردی نیز جاری است که عقد از روی جهل به تمام یا یکی از امور مذکورة فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکی عقد باطل ولی حرمت ابدی حاصل نمی شود.
مادة1052  تفریقی که با لعان حاصل می شود موجب حرمت ابدی است.
مادة1053  عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.
مادة1054  زنا با زن شوهردار یا زنی که در عدة رجیعه است موجب حرمت ابدی است.
مادة1055  نزدیکی به شبهه و زنا اگر سابق بر نکاح باشد از حیث مانعیت نکاح در حکم نزدیکی با نکاح صحیح است ولی مبطل نکاح سابق نیست.
مادة1056  اگر کسی با پسری عمل شنیع کند نمی تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند.
مادة1057  زنی که سه مرتبة متوالی زوجة یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام می شود مگر اینکه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری در آمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطة طلاق با فسخ یا فوت فراق حاصل شده باشد.
مادة1058  زن هر شخصی که به نُه طلاق که شش تای آن عدّی است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
مادة1059  نکاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست.
مادة1060  ازدواج زن ایرانی با تبعة خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازة مخصوص از طرف دولت است.
مادة1061  دولت می تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعة خارجه باشد موکول به اجازة مخصوص نماید.

شرایط صحت نکاح

مادة1062  نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاَ دلالت برقصد ازدواج نماید.
مادة1063  ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود یا از طرف اشخاصی که قانوناً حق عقد دارند.
مادة1064  عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.
مادة1065  توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است.
مادة1066  هر گاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع می شود مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشاء عقد باشد.
مادة1067  تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است.
مادة1068  تعلیق در عقد موجب بطلان است.
مادة1069  شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر اینکه مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلاً مهر ذکر نشده باشد.
مادة1070  رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگر اینکه اکراه به درجه ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.

وکالت در نکاح

مادة1071  هر یک از مرد و زن می تواند برای عقد نکاح وکالت به غیر دهد.
مادة1072  در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمی تواند موکله را برای خود تزویج کند مگر اینکه این اذن صریحاً به او داده شده باشد.
مادة1073  اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.
مادة1074  حکم مادة فوق در موردی نیز جاری است که وکالت بدون قید بوده و وکیل مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد.

در نکاح منقطع

مادة1075  نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.
مادة1076  مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود.
مادة1077  در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث  و در فصل آتي مقرر شده است.

در مهر

مادة1078  هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد.
مادة1079  مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.
مادة1080  تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.
مادة1081  اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیة مهر در مدت معین نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است.
مادة1082  به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.
تبصره  چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانة زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.
آئین نامة اجرایی این قانون حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با همکاری وزارت دادگستری و وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید .
مادة1083  برای تأدیة تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد.
مادة1084  هرگاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است.
مادة1085  زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
مادة1086  اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حکم مادة قبل استفاده کند معذالک حقی که برای مطالبه دارد ساقط نخواهد شد.
مادة1087  اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مادة1088  در مورد مادة قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچ گونه مهری نیست.
مادة1089  ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند. 
مادة1090  اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن می تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.
مادة1091  برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.
مادة1092  هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد نصف را عیناً یا مِثلاً یا قیمتاً استرداد کند.
مادة1093  هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مادة1094  برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود.
مادة1095  در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.
مادة1096  در نکاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.
مادة1097  در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.
مادة1098  در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می تواند آن را استرداد نماید.
مادة1099  در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.
مادة1100  در صورت که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد ، در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید.
مادة1101  هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.

در حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر

مادة1102  همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.
مادة1103  زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.
مادة1104  زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.
مادة1105  در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.
مادة1106  در عقد دائم نفقة زن به عهدة شوهر است.
مادة1107  نفقه عبارت است از همة نیازهای متعارف ومتناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطة نقصان یا مرض .
مادة1108  هرگاه زن بدون مانع مشروط از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.
مادة1109  نفقة مطلقة رجعیه در زمان عده بر عهدة شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.
مادة1110  در ایام عدة وفات ، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهدة آنان است ( در صورت عدم پرداخت ) تأمین می گردد .
مادة1111  زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.
مادة1112  اگر اجراء حکم مذکور در مادة قبل ممکن نباشد مطابق مادة 1129 رفتار خواهد شد.
مادة1113  در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.
مادة1114  زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر اینکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.
مادة1115  اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهدة شوهر خواهد بود.
مادة1116  در مورد مادة فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معین می شود و در صورت عدم تراضی محکمه با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین منزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی که اقربائی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد.
مادة1117  شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
مادة1118  زن مستقلاً می تواند در دارائی خود هر تصرفی را که می خواهد بکند.
مادة1119  طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه سازد.

باب دوم: در انحلال عقد نکاح


مادة1120  عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.
در مورد امکان فسخ نکاح
مادة1121  جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.
مادة1122  عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود :
1-خصاء.
2-عنن به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشوئی را انجام نداده باشد.
3-مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشوئی نباشد .
مادة1123  عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ مرد خواهد بود :
1-قرن.
2-جذام.
3-برص.
4-افضاء.
5-زمین گیری.
6-نابینائی از هر دو چشم.
مادة1124  عیوب زن در صورتی که موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است.
مادة1125  جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب فسخ برای زن خواهد بود.
مادة1126  هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.
مادة1127  هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.
مادة1128  هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.
مادة1129  در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه ، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
مادة1130  در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد ، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند ، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود ، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شهر طلاق داده می شود .
تبصره  عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامة زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد :
1-ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
2-اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک ، مجدداً به مصرف موارد مذکور روی آورد ، بنا به درخواست زوجه ، طلاق انجام خواهد شد.
3-محکومیت قطعی زوج به حبس 5 سال یا بیشتر.
4-ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5-ابتلاء زوج به بیماریهای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضة صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود ، حکم طلاق صادر نماید . 
مادة1131  خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می شود به شرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
مادة1132  در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

در طلاق مبحث اول : کلیات

مادة1133  مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید .
تبصره  زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید .
مادة1134  طلاق باید به صیغة طلاق و در حضور دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
مادة1135  طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
مادة1136  طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.
مادة1137  ولی مجنون دائمی می تواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد.
مادة1138  ممکن است صیغة طلاق را به توسط وکیل اجراء نمود.
مادة1139  طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء و بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.
مادة1140  طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر اینکه زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوریکه اطلاع از عادت زنانگی بدون زن نتواند حاصل کند.
مادة1141  طلاق در طُهر مواقع صحیح نیست مگر اینکه زن یائسه یا حامل باشد.
مادة1142  طلاق زنی که با وجود اقتضای سن ، عادت زنانگی نمی شود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.

مبحث دوم : در اقسام طلاق

مادة1143  طلاق بر دو قسم است : بائن و رجعی.
مادة1144  در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
مادة1145  در موارد ذیل طلاق بائن است :
1-طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
2-طلاق یائسه.
3-طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.
4-سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجة رجوع باشد یا نتیجة نکاح جدید.
مادة1146  طلاق خلع آن است که زن به واسطة کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
مادة1147  طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
مادة1148  در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.
مادة1149  رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.

مبحث سوم : در عده

مادة1150  عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر انتخاب کند.
مادة1151  عدة طلاق و عدة فسخ نکاح سه طُهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عدة او سه ماه است.
مادة1152  عدة طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طُهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است.
مادة1153  عدة طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل زن است.
مادة1154  عدة وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر اینکه زن حامل باشد که در این صورت عدة وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصلة بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الّا مدت عدة همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
مادة1155  زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عدة طلاق دارد و نه عدة فسخ نکاح ولی عدة وفات در هر مورد باید رعایت شود.
مادة1156  زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عدة وفات نگاه دارد.
مادة1157  زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عدة طلاق نگاه دارد.

کتاب سوم : در خانواده در الزام به انفاق

مادة1195  احکام نفقة زوجه همان است که به موجب فصل هشتم از باب اولِ کتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همین فصل مقرر می شود.
مادة1196  در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند.
مادة1197  کسی مستحق نفقه است که ندارد بوده و نتواند به وسیلة اشتغال به شغلی وسائل معیشت خود را فراهم نماید.
مادة1198  کسی ملزم به انفاق نفقه است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن باید کلیة تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.
مادة1199  نفقه اولاد بر عهدة پدر است پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهدة اجداد پدری است که با رعایت الاقرب فالاقرب در صورت نبودن پدر واجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهدة مادر است. هرگاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدة اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجة اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصة مساوی تأدیه کنند.
مادة1200  نفقة ابوبین با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدة اولاد و اولاد اولاد است.
مادة1201  هرگاه یک نفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد که از حیث الزام به انفاق در درجة مساوی هستند نفقة او را باید اقارب مزبور به حصة متساوی تأدیه کنند. بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقة او را باید پدر و اولاد او متساویاً تأدیه کنند بدون اینکه مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقة مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقة او را باید مادر و اولاد متساویاً بدهند.
مادة1202  اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقة همة آنها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.
مادة1203  در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب النفقه دیگر زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.
مادة1204  نفقة اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجة استطاعت منفق.
مادة1205  در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه ، چنانچه الزام کسی که پرداخت نفقه بر عهدة اوست ممکن نباشد دادگاه می تواند با مطالبة افراد واجب النفقه به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف در اختیار آنها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد همسر وی یا دیگری با اجازة دادگاه می توانند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند .
مادة1206  زوجه در هر حال می تواند برای نفقة زمان گذشتة خود اقامة دعوا نماید و طلب او از بابت نفقة مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبة نفقه نمایند.

منبع:كتاب هفتم از جلد دوم قانون مدنی- در نکاح و طلاق



مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواجمسائل مربوط به مهر

مقصود آنست که ما در اینجا فقط مسائلی از مهر را مطرح می کنیم که در موقع ثبت واقعه ازدواج باید رعایت شود ونه مسائلی از آن، که در زمان اجرای مهریه و یا طلاق مطرح می شود. حال ببینیم این مسائل کدامند؟ از یک نقطه نظر خاص می توان این مسائل را به دو قسمت تقسیم کرد:

الف : برخی از بخشنامه ها مربوط است به احاله برخی تکالیف به سران دفاتر اسناد رسمی ( گرچه این مسائل مربوط به واقعه ازدواج بوده و علی الظاهر باید به عهده سر دفتر ازدواج گذاشته شود) این تکالیف به طور خلاصه مربوط است به ازدیاد مهریه و اقرار به وصول یا انتقال مهریه.
حال بخشهای مربوط را با هم مرور می کنیم:
در خصوص اینکه ثبت توافق زوجین در ازدیاد مهریه وظیفه سر دفتر ازدواج است یا سر دفتر اسناد رسمی به دستور قسمت اخیر بند 151 مجموعه بخشنامه های ثبتی، چنانچه به علل مختلف زوج در مقام ازدیاد مهریه زوجه برآید، این عمل باید به موجب اقرار نامه رسمی صورت گیر د که در دفتر خانه اسناد رسمی به ثبت می رسد. چون با توجه به تصریح ماده 113 قانون مالیات بر درآمد و اینکه اساساً مهریه در اصل وهنگام ثبت در دفتر ازدواج نیز از تعلق حق الثبت معاف است، در مورد اینکه ثبت اقرار به وصول یا انتقال صداق به عهده سر دفتر ازدواج است و یا سر دفتر اسناد رسمی بند 53 مجموعه بخشنامه های چنین استدلال می کند « با توجه به ماده 1287 قانون مدنی اقرار کتبی موقعی رسمی است که برابر این ماده در دفاتر اسناد رسمی یا نزد مامورین رسمی در حدود صلاحیت آنان واقع یا ثبت شده باشد. چون در عمل مشاهده شده است که زوجه به دفتر خانه ازدواج مراجعه و اقرار به وصول صداق کرده یا ابراء ذمه نموده و مراتب را در ملاحظات ثبت واقعه منعکس می کند و چون ثبت اقرار با توجه به صراحت  ماده قانون 2 ازدواج و ماده 2 نظامنامه قانون مذکور به شرح مزبور رسمیت ندارد و سند عادی محسوب است و در نتیجه مشکلاتی از نظر صدور اجرائیه پیش میآید. برای جلوگیری از این مشکلات اکیدأ به دفاتر ازدواج ابلاغ می شود که از ثبت اقرار به وصول صداق خودداری کرده و مراجعین را برای تنظیم اقرار نامه رسمی به دفاتر اسنادرسمی راهنمایی کنند». پیرو همین بخشنامه، بخشنامه های دیگری مقرر می دارد:
در کلیه امور انتقال صداق و نیز در مورد اقرار به وصول صداق که در غیر دفتر ازدواج مربوطه صورت می گیرد باید بدواً بقای حق زوجه از دفتر ازدواج مربوطه استعلام شود. همچنین است در مورد ثبت طلاق خلع و مبارات که پس از ثبت انتقال به شرح بالا مراتب بایستی ظرف 24 ساعت به دفتر ازدواج مربوطه اعلام و رسید اخذ شود. ( بند 152 مجموعه بخشنامه های ثبتی ).
ب – مسائل مربوط به زمانیکه مهریه مال غیر منقول توافق شده است: واضح است که چنانچه مهریه آنگونه که رایج است مال منقول باشد ثبت آن مشکل چندانی ندارد و کافی است در صفحه مربوطه سند نکاحیه (یعنی صفحه پنجم آن ) قید و به امضای زوج، زوجه و پدر زوجه برسد.
اما چنانچه مهریه غیر منقول باشد، رعایت برخی تشریفات نیز لازم می آید. موضوع این تشریفات خلاصه می شود در یک ماده قانونی و یک بخشنامه:
به دستور ماده 4 «آ.م.ث.ا.ط» در مواردی که اموال غیر منقول مهر قرار داده می شود برای اینکه سند ازدواج نسبت به ملک هم رسمیت حاصل نماید اگر ملک ثبت شده باشد و صاحب دفتر ازدواج دارای دفتر اسناد رسمی هم باشد بایستی ورقه ازدواج را در دفتر اسناد رسمی هم مطابق مقررات ثبت نموده و خلاصه آن را مطابق مقررات ، قانون و نظامنامه ثبت تهیه نموده  و آن را به دفتر املاک بفرستد و اگر ملک ثبت نشده باشد بایستی سند ازدواج را در دفتر اسناد رسمی ثبت کند و در صورتیکه صاحب دفتر ازدواج دارای دفتر اسناد رسمی نباشد بایستی سند ازدواج را تحت مسئولیت به یکی از دفاتر اسناد رسمی حوزه خود و اگر در آن حوزه، دفتر اسناد رسمی نباشد به یکی از دفاتر اسناد رسمی حوزه مربوطه ارسال دارد تا مطابق مقررات به ثبت برسد و البته در همه این موارد حق الثبت قانونی ملک برای ثبت در دفاتر اسناد رسمی اخذ خواهد شد.
بند 153 بخشنامه تقریباً همین تشریفات را با اندکی تغییرات و اضافات مقرر می دارد:
در مورد صداق غیر منقول باید قبلأ وضعیت ملک از ثبت محل استعلام شود با وصول پاسخ و نبودن اشکال اقدام به ثبت واقعه گردد. اگر سر دفتر دارای دفتر اسناد رسمی باشد بایستی عین قباله را مانند سند رسمی در دفتر اسناد رسمی ثبت و امضاء کند و گر نه قباله را به نزدیکترین دفتر اسناد رسمی بفرستند تا سر دفتر آن را عیناً در دفتر اسناد رسمی ثبت و امضاء کرده و در ظهر قباله شماره و تاریخ ثبت دفتر را ذکر و امضا نماید، سپس خلاصه مربوطه را برابر مقررات به ثبت محل بفرستد. برای ثبت واقعه ازدواج و طلاق در دفتر اسناد رسمی به شرح بالا باید هزینه قانونی ثبت هم ارسال شود به هر حال تسلیم قباله به متعاقدین قبل از ثبت آن در دفتر اسناد رسمی به شرح فوق ممنوع می باشد.
لازم به ذکر است در مورد صداق غیر منقول حتی اجرای آن نیز مقرراتی جدای از مقررات صداق منقول دارد،که در مبحث مربوطه ذکر خواهد شد.

برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

 



ماهیت حقوقی نفقه


ماهیت حقوقی نفقه

نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، روزی و مایحتاج معاش آمده است و معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی آن است و عبارت از چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیاز است.

خانواده از دیرباز، کانون اصلی تعاون بوده است. در این مکتب به انسان آموخته می‌شود که چگونه با دیگران همکاری کند و سرنوشت خویش را وابسته به آن ببیند، عاطفه خیرخواهی را خردمندان ستوده‌اند و قانونگذار نیز مصداق‌های آن را در زمره تکلیف آورده است. الزام به نفقه یکی از آن موارد است که به موجب آن اعضای خانواده وظیفه‌دار شده‌اند تا در مواقع لزوم به یاری یکدیگر بشتابند.

 نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، روزی و مایحتاج معاش آمده است و معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی آن است و عبارت از چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیاز است.

 در حقوق مدنی ایران نفقه در مورد 2دسته افراد مورد بحث قرار می‌گیرد، نفقه همسر، نفقه خویشان.

نفقه همسر

قانونگذار ما در ماده 1105 قانون مدنی ریاست خانواده را از خصایص شوهر دانسته که در راستای این امتیاز در ماده بعد تکلیفی را بر دوش او نهاده و شوهر را موظف به پرداخت نفقه به زوجه در عقد دائم دانسته( در عقد موقت نفقه بر عهده شوهر نیست) به موجب این ماده زن می‌تواند از شوهر مطالبه نفقه کند و در صورت لزوم از طریق مدنی و کیفری او را برای پرداخت نفقه تحت تعقیب قرار دهد.

 فلسفه این قاعده این است که در اکثر خانواده‌های ایرانی زنان اموال و درآمد کافی برای تأمین مخارج خود و شرکت در هزینه خانواده را ندارند. وانگهی اداره خانه و امور داخلی خانوادگی که وظیفه‌ای بزرگ است به عهده آنهاست و زنان به کار اقتصادی دیگری که منبع درآمد برای آنان باشد اشتغال نمی‌ورزند.

مفهوم نفقه زن: در ماده 1107 قانون مدنی در تعریف نفقه آمده است «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء.»

 حال سؤالی که مطرح است آن که آیا نفقه صرفا شامل موارد مذکور است؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که آنچه در این ماده آمده حصری نیست و هرچه بر حسب عرف مورد احتیاج زن باشد، جزو نفقه است و مرد باید آن را برای زن فراهم آورد که از کلمه احتیاج به کار رفته در این ماده نیز می‌توان این معنی را استنتاج نمود. همچنین فقهای بزرگ امامیه مانند صاحب جواهر، صاحب مسالک این نظر را پذیرفته و رجوع به عرف را برای تعیین نفقه مرجع می‌دانند.

نکته دیگر حائز اهمیت در این ماده آن است که وضعیت و احتیاجات زن به طور متعارف ملاک ارزیابی است و نه وضعیت مرد، پس اگر زن از خانواده متمکنی باشد شوهر به ناچار باید وسائل زندگی او را آنچنان که شأن و وضع اجتماعی و خانوادگی او اقتضا می‌کند، فراهم آورد که در تأیید این نکته می‌توان به رأی شماره 292/23 دیوان عالی کشور اشاره کرد.

ضمانت اجرای نفقه زوجه: برای الزام شوهر به پرداخت نفقه 2ضمانت اجرای مدنی و کیفری وجود دارد.

ضمانت اجرای مدنی: در ماده 1111 قانون مدنی به زن این حق داده شد تا در صورت خودداری شوهر از نفقه به دادگاه( دادگاه صالح، دادگاه خانواده محل اقامت شوهر است) مراجعه کند که در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به پرداخت آن محکوم می‌کند، ‌در صورت عدم اجرای حکم از جانب شوهر در مرحله بعد دادگاه از اموال شوهر نفقه را پرداخت و اگر امکان دسترسی وجود نداشته باشد یا اموالی نداشته باشد در این صورت زن حق طلاق دارد.( مواد 1112 و 1129 قانون مدنی و بند 2 ماده 8 قانون حمایت خانواده)

ضمانت اجرای کیفری: ماده 642 قانون مجازات اسلامی( تغریرات و مجازات‌های بازدارنده) مقرر داشته که هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از 3ماه و یک روز تا 5ماه حبس محکوم می‌ نماید.

 نکات حائز اهمیت در این ماده این است که شمول این ماده نفقه زمان گذشته را در برنمی‌گیرد و فقط ناظر بر نفقه زمان آینده است و نکته دیگر تمکین زن است که عبارت است از ادای وظایف زوجیت اعم از وظایف زناشویی و خانوادگی که به موجب عرف و قانون مشخص شده است حال زنی که بدون مانع مشروع از وظایف زوجیه امتناع ورزید که در اصطلاح «نشوز» کرده و نشوز زن استحقاق زن به نفقه را از بین می‌برد که ماده 1108 قانون مدنی به این نکته پرداخته است.

نفقه خویشان

اقارب جمع اقرب و به معنی خویشان است و برابر ماده 1136 قانون مدنی در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند. اقراب نسبی در خط عمودی یا خط مستقیم خویشانی را می‌گویند که بعضی از بعض دیگر به دنیا آمده‌اند اعم از اینکه واسطه‌ای در قرابت آنها وجود داشته باشد( مانند پدربزرگ و مادربزرگ و بالاتر و نوه‌ها) یا قرابت بدون واسطه باشد(مانند پدرو فرزند یا مادر و فرزند).

قرابت صعودی خویشاوندی از پایین به بالا و قرابت نزولی خویشاوندی از بالا به پایین است. بنابراین قرابت فرزند با پدر یا قرابت نوه با پدربزرگ صعودی و برعکس آن نزولی است و از این لحاظ پسر یا دختر یا نوه شخص اقربای خط نزولی او و پدر یا مادر یا جد وجده انسان و خویشان خط صعودی او محسوب می‌شود.

 نفقه اولاد: نفقه اولاد به عهده پدر است و پس از فوت پدر یا عدم قدرت او بر انفاق به عهده پدربزرگ پدری است. و در صورت عدم جلسات پدر و اجداد پدری یا عدم قدرت آنها نفقه به عهده مادر است و هر گاه مادر زنده نباشد به عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ مادری و همچنین مادر بزرگ پدری است که در فرض آخر اگر بیش از یک نفر باشند به طور مساوی نفقه بین آنها تقسیم می‌شود.(ماده 1199 قانون مدنی)

 نفقه پدر و مادر و اجداد: طبق ماده 1200 قانون مدنی نفقه پدر و مادر برعهده اولاد و در درجه بعد برعهده اولاد اولاد است، بنابراین نفقه پدر و مادر فقیر در درجه اول به عهده اولاد است. اگر پدر و مادر فقط یک فرزند داشته باشند، همه نفقه برعهده اوست و اگر چندفرزند داشته باشند به طور مساوی به پدر و مادر نفقه خواهند داد.

یعنی مشترکا و به نسبت برابر باید مخارج زندگی پدر و مادر خود را بپردازند و از این لحاظ تفاوتی بین دختر و پسر نیست. هرگاه شخصی فرزند بلافصل نداشته باشد یا فرزند او توانایی پرداخت نداشته باشد، نفقه او برعهده اولاد اولاد خواهد بود.

خصوصیات و شرایط تعلق نفقه به اقارب: اول: نفقه اقارب ناظر به آینده است: طبق ماده1206قانون مدنی«... اقارب فقط نسبت به آینده می‌توانند مطالبه نفقه نمایند و این برخلاف نفقه زوجه است».

 دوم: فقر مستحق نفقه: ماده 1197 قانون مدنی درباره شرط فقر در استحقاق نفقه می‌گوید: «کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی معیشت خود را فراهم سازد.»

سوم:تمکن منفق: در ماده 1198 قانون مدنی در این خصوص آمده است«کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه شود. برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

 چهارم: متقابل بودن نفقه اقارب: نفقه اقارب یک تکلیف متقابل است( برخلاف نفقه زوجه) یعنی خویشانی که ملزم به انفاق یکدیگرند در صورت فقر یکی و تمکن دیگری این وظیفه را متقابلا دارا می‌باشند مثلا همانطور که پدر توانگر باید به فرزند فقیر خود نفقه بدهد، فرزند توانگر نیز ملزم به انفاق به پدر فقیر است.

ضمانت اجرای نفقه اقارب: نفقه اقارب مانند زوجه هم ضمانت اجرای مدنی و هم ضمانت اجرای کیفری دارد.

ضمانت اجرای مدنی نفقه اقارب: مستحق نفقه می‌تواند برای نفقه آینده به دادگاه رجوع و از این طریق شخصی را که قانونا باید به او نفقه دهد مجبور به نفقه دادن کند با همان سیر مراحلی که برای نفقه زوجه بیان شد، از طرف دیگر قانون حمایت خانواده هم در ماده 12 در ارتباط با نفقه اولاد مقرر می‌دارد که دادگاه مبلغی را که برای فرزند باید استیفا گردد تعیین و طریقه اطمینان بخشی برای پرداخت آن مقرر کند.

ضمانت اجرای کیفری نفقه اقارب: ماده 642 قانون مجازات اسلامی مشترکا نفقه زوجه و اقارب را مدنظر گرفته که از آنجایی که در قسمت ضمانت اجرای کیفری نفقه زوجه بدان پرداخته شد از بیان مرد آن خودداری می‌شود.

در پایان باید انصاف داد که اگر قوانین تأمین اجتماعی به درستی و با حسن نیت تدوین و اجرا شوند از ضرورت دستگیری‌های کامل فردی و خانوادگی کاسته می‌شود. منتها باید افزود که امروزه باید سنت‌های اخلاقی را در خانواده‌ها گرامی بداریم و در دورنمای آینده نیز هیچگاه دولت نمی‌تواند نقش سرپرستی اجتماعی را بدون کمک خواستن از بنیادهای خانوادگی به خوبی ایفا کند.

منیع:همشهری آنلاین



مبنا و ماهیت فقهی حقوقی نفقه زوجه در قرآن


مبنا و ماهیت فقهی حقوقی نفقه زوجه در قرآن

مقاله بررسی «مبنا و ماهیت فقهی حقوقی نفقه زوجه در قرآن» به قلم کاظم قاضی زاده، استادیار دانشگاه تربیت مدرس تهران و حورا شاه جعفری، کارشناس ارشد معارف قرآن در شماره بیستم فصلنامه علمی ـ ترویجی «بانوان شیعه» منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، نفقه در لغت به معنای خروج و مستهلک شدن است و در اصطلاح، به تمام نیازمندی‌های متعارف زن که با وضعیت او متناسب باشد، گفته می‌شود. در قانون مدنی ایران: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف متناسب با وضعیت زن از قبیل: مسکن و غذا و اثاث البیت و...» و هنگامی زن می‌تواند از نفقه بهرمند شود که در عقد دائم، یا موقتی که شرط شده، باشد و از شوهر خود تمکین نماید. کلمه نفقه به همراه مشتقات آن بیش از 75 بار در قرآن کریم به کار رفته است.
نویسندگان مقاله معتقدند: خانواده به خاطر جایگاه ویژه‌ای که در جامعه دارد از اهمیت خاصی برخوردار است؛ بنابراین برای استحکام بخشیدن به بنیان آن باید به تکالیفی که خداوند بر عهده زوجین قرار داده، پایبند باشند. از جمله این وظایف که بر عهده زوج قرار گرفته، برآوردن نیازهای مادی زن است که «نفقه» نامیده می‌شود.
مؤلفان بعد از تقسیم سه‌گانه نفقه، به زوجیت، خویشاوندی و مملوک مولا بودن، برای نفقه زوجه دو شرط اساسی عقده دائم بودن و تمکین زوجه از زوج، بیان کرده و با توجه به شروط فوق برای نفقه زوجه چهار ویژگی حق تقدم نفقه زوجه بر نفقه اقارب و سایر دیون، تبدیل نفقه داده نشده به دین، یک جانبه نبودن نفقه زوجه و مشروط نبودن نفقه زوجه بر فقر او ارائه می‌کنند.
نویسندگان بر اساس آیات قرآن از جمله آیه 233 سوره بقره و آیه 6 سوره نسا، ارکانی برای نفقه زن بیان کرده که شامل تمام نیازمندی‌های او از قبیل خوراکی و تمام لوازم جانبی برای پخت و پز، مسکن و تمام وسایل لازم برای زندگی در یک خانه (اثاث البیت)، پوشاک، دارو و هزینه‌های درمان، نظافت، آرایش و زینت، خدمه و... می‌شود.
نویسندگان ازجهت حقوقی نفقه را به چیزهایی که استفاده از آن‌ها، موجب اتلاف عین آن‌ها می‌شود؛ مانند خوراکی و اموالی که به انتفاع، تلف نمی‌شود مانند مسکن، تقسیم می‌کنند و در ادامه می‌افزایند: دسته اول در تملک زن قرار می‌گیرند اما دسته دوم به تملک زن در نمی‌آیند و صرفا حق استفاده از آن‌ها را دارد و حق تصرف حقوقی در این موارد را ندارد.
ایشان در مورد وضعیت نفقه بعد از انحلال نکاح می‌نویسد: اصل نفقه برای ایام زوجیت در نظر گرفته شده است هرچند در مواردی حتی بعد از انحلال نکاح باز هم زوجه مستحق دریافت نفقه می‌ماند. از جمله این مارد طلاق رجعی است و همچنین اگر بار دارد باشند چه طلاق رجعی و چه غیر رجعی باشد.
در پایان نویسندگان ضمانت اجرایی نفقه را به سه دسته فقهی، مدنی و کیفری تقسیم کرده و در مورد ضمانت فقهی به آیه 34 سوره مبارکه و برای ضمانت قانونی مواد 1111، 1112، 1129 قانون مدنی و برای کیفری ماده 22 قانون حمایت از خانواده اشاره می‌کنند.
ایشان بعد از معرفی دقیق مبانی فقهی حقوقی نفقه، با دو نکته اخلاقی و توصیه‌ای مقاله را به پایان می‌رسانند. ابتدا توصیه می‌شود نفقه نباید وسیله‌ای برای اعمال فشار همسران بر همدیگر باشد و سپس این‌که همواره بعد از سختی، آسانی خواهد آمد پس زوچین نباید آرامش خانواده را به خاطر تنگی و سختی‌های اقتصادی [موقت]، بر هم بزنند.
یادآور می‌شود مقاله مذکور به قلم کاظم قاضی زاده، استادیار دانشگاه تربیت مدرس تهران و حورا شاه جعفری، کارشناس ارشد معارف قرآن در شماره بیستم فصلنامه علمی ـ ترویجی «بانوان شیعه» به مدیرمسئولی محمود تقی‌زاده داوری و سردبیری نهله غروی نائینی منتشر شده است.
منبع:باشگاه اندیشه



نفقه زن 2


نفقه زن (2)

اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.


مقدار نفقه

در بحثى كه فقها تحت عنوان مقدار نفقه مطرح كرده اند, دو مطلب مورد بحث قرار گرفته است: يكم. حيطه نفقه كه مباحثى را دربرمى گيرد كه به تعيين انواع مخارج زن, مانند: خوراك, پوشاك, لوازم آرايش و زينت و… مى پردازد;
دوم. مقدار نفقه كه به تعيين اندازه و مقدار انواع (براى نمونه: كيفيت و مقدار پوشاك) اشاره مى كند. و ملاك تعيين آن را برمى رسد.
1. حيطه نفقه: نظرات فقها در زمينه گستره نفقه متفاوت است و رفته رفته, از محدوديت و قلّت, به تنوّع و كثرت مى گرايد.
فقهاى پيشين, در كتاب هايشان, موارد نفقه و استثنائات آن را يادآور شده اند.
شيخ طوسى (460ـ 385هـ.ق) در المبسوط موارد چندى را ذكر مى كند. ايشان درباره حقّ گرفتن خدمتكار براى زن مى گويد:
(اما درباره واجب بودن گرفتن خدمتكار و تأمين مخارج او: اگر زنانِ مانند او (هم سطح او) خدمتكار دارند, بر مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد و نفقه خدمتكار نيز به عهده مرد است. به دليل گفته خداى تعالى: (عاشروهنَّ بالمعروف; با زنان به گونه پسنديده معروف معاشرت كنيد) اين امر نيز متعارف و معروف است.)53
(اما اگر زن مريض شود و احتياج به خدمتكار داشته باشد به عهده مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد. اگرچه زنان مانند او در حالت سلامتى خدمتكار نداشته باشند زيرا در تمامى اين موارد آنچه معتبر است عرف مى باشد و در نظر عرف شخص مريض اين چنين به خدمتكار احتياج دارد.)54
ايشان ضمن اين كه خوراك, لباس و روغنى كه به موى مالند, شانه, زيرانداز و پشتى و لحاف را از موارد نفقه ذكر كرده, مواردى را نيز استثنا مى كند:
(دست مزد طبيب و خون گيرنده و حجامت كننده و نيز هزينه دارو به عهده مرد نيست.
فقها مرد را به شخص كرايه كننده و زن را به شخص كرايه دهنده خانه اى تشبيه كرده اند كه نظافت آن, مانند: شستن, جارو كردن و نظافت بر عهده كرايه كننده است, زيرا او نظافت را مى خواهد و از آن استفاده مى كند و حفظ بناى ساختمان, مانند: تعمير ديوار و تعويض ستونى كه شكسته, به عهده كرايه دهنده است, زيرا مربوط به اصل خانه مى شود.
هم چنين تأمين آنچه مرد براى نظافت و آرايش مو [در زن] به آن احتياج دارد و به آن اعتنا مى كند, به عهده اوست و آنچه براى حفظ اصل و اساس زن به شمار مى رود, مانند: حجامت و خون گرفتن به عهده خود زن است. اين دو [زن و خانه] تنها در يك چيز با هم تفاوت دارند و آن غذاست كه براى حفظ اساس و بنيه زن, مرد بايد فراهم كند [در حالى كه در خانه چنين نيست] پس در همين مطلب, اين دو با هم تفاوت دارند و در غير اين با يكديگر همانند هستند.)55
محقق حلّى (602 ـ 676هـ.ق), ضابطه اى كلى (هر آنچه زن در زندگى بدان احتياج دارد) مطرح مى كند و صاحب جواهر, استثناهايى را كه در بيان فقهاى پيشين بود مورد نقد قرار مى دهد.
مرحوم محقق حلّى, در شرايع الاسلام در اين باره مى نويسد:
(اما ضابطه در اندازه نفقه, تأمين آن چيزى است كه زن به آن احتياج دارد مانند: غذا, لباس, مسكن, خدمتكار, وسيله روغن [وسيله آرايش] كه در اين موارد از آنچه در زنان مانند او در ميان اهالى متداول است تبعيت مى شود.)56
و مرحوم محمدحسن نجفى (م.1266هـ.ق) در (جواهر الكلام) ضمن طرح ضابطه كلى, موارد استثنا شده در بيان فقهاى پيشين را نمى پذيرد. ايشان مى گويد:
(اگر مدرك و دليل در مقدار نفقه, معاشرت به نحو پسنديده و معروف [وعاشروهنّ بالمعروف] و اطلاق دليلِ انفاق باشد, صحيح اين است كه پرداخت هزينه تمامى موارد [حتى هزينه دارو و معالجه و اجرت حمام و حجامت] واجب باشد و بلكه چيزهاى ديگرى كه محدود و محصور نيست. پس صحيح اين است كه همه موارد نفقه را به شأن همسرى و انفاق شوهران به زنانشان مربوط دانست كه به طور معمول صورت مى گيرد و هرگز به شدت دوست داشتن همسر و امورى اين چنينى ربط ندارد. هرگز فرقى نيست بين آن مواردى از نفقه كه ذكر كرده اند و آن مواردى كه ذكر نكرده اند. اين امر, با مراعات شأن زن و مكان و زمان و مانند آن صورت مى پذيرد. و در صورت اختلاف و نزاع, آنچه حاكم شرع براى رفع خصومت تعيين مى كند, پذيرفته خواهد بود. والاّ براى آنچه كه از فقهاى پيشين شنيده ام, نه اثباتاً و نه نفياً, دليل خاصى كه بتوان به آن اعتنا نمود, وجود ندارد.)57
قبل از بررسى ادله حيطه نفقه, گفتنى است كه نفقه هم چنان كه از معناى لغوى آن برمى آيد, مالى است كه مرد براى همسر خود خرج مى كند و در آيات و روايات نيز نفقه به همين معنى به كار مى رود و اصطلاح جديدى نيست. بنابراين, (مسكن) از جهت لغوى و در منابع تشريع از گستره نفقه خارج است. آنچه تأمين مسكن را بر مرد الزامى مى كند, حقّ سكناى زن است كه با ادله جداگانه ثابت مى شود.
در روايات مربوط به حقوق زن مطلقه, در طلاق رجعى به حقّ سكنى در كنار حقّ نفقه تصريح شده است:
(عن سعد بن أبي خلف قال: سئلتٌ أبا الحسن موسى(ع) عن شىء مِن الطلاق.
فقال: إذا طلّق الرجل امرئته طلاقاً لايملك فيه الرجعة فقد بانت منه ساعة طلَّقها وملكت نفسها ولا سبيل له عليها وتعتدُّ حيث شائت ولا نفقة لها.
قال: قلت: أليس الله يقول: (لاتخرجوهنَّ من بيوتهن ولايخرجن).58
قال: فقال: انما عنى بذلك التى تطلَّق تطليقة بعد تطليقة فتلك التي لاتخرج ولاتخرج حتى تطلّق الثالثة. فإذا طلّقت الثالثة فقد بانت منه ولا نفقة لها, والمرئة التّى يطلّقها الرجل تطليقةً ثم يدعها حتى يخلو أجلها, فهذه أيضاً تقعد في منزل زوجها ولها النفقة والسّكنى حتى تنقضى عدَّتها);59
مرحوم كلينى با سند خود از سعد بن ابى خلف روايت مى كند كه از ابوالحسن موسى كاظم(ع) درباره طلاق پرسيدم.
فرمود: وقتى كه مرد زنش را طلاقى بدهد كه در آن حقّ رجوع نداشته باشد, زن از لحظه وقوع طلاق از او جدا و در امر خودمختار مى شود و مرد بر او سلطه و حقى ندارد و زن هرجا كه بخواهد عدّه نگه مى دارد و حقّ نفقه ندارد.
سعد بن ابوخلف مى گويد: پرسيدم كه آيا خداوند نگفته است: (نه شما آنها [زنان] را از خانه هايشان بيرون كنيد و نه آنها خارج شوند؟)
فرمود: همانا منظور از اين آيه زنى است كه بعد از يك طلاق دوباره طلاق داده شود. زمانى كه براى بار سوم طلاق داده شد از مرد جدا شده و حقى ندارد.
و زنى كه مرد او را يك بار طلاق مى دهد و بعد او را وامى گذارد تا اجلش [زمان عدّه] تمام شود, اين زن نيز بايد در منزل همسرش زندگى كند و تا زمانى كه عدّه او تمام شود, حقّ نفقه و سُكنى دارد.
از آن جا كه مطلقه رجعى تا زمانى كه عدّه اش سپرى نشده, حكم زوجه را دارد, حقّ سكونت زن در زمان ازدواج نيز وجود دارد و در واقع, اين روايات, اين نكته را بيان مى كنند كه همان گونه كه حقّ سكونت در زمان ازدواج براى زن است, در طلاق رجعى نيز اين حق استمرار دارد.60
به هر تقدير در آيات و روايات چندى درباره گستره نفقه, سخن گفته شده است.
از جمله اين آيات, آيه 23 سوره بقره مى فرمايد:
(وعلى المولود له رزقهنَّ وكسوتُهنَّ بالمعروف لا تكلّف نفس إلاّ وسعها);
و روزى زنان و جامه آنان به نحو پسنديده و معروف به عهده صاحب فرزند [پدر] است. هيچ كس جز به اندازه توانايى و طاقتش مكلّف نمى شود.
در اين (رزق) كه مفسران و فقها آن را به خوراك معنى كرده اند و (لباس), حقّ زن و نفقه او بيان شده و قيد معروف و پسنديده نيز در آن دو, مطرح شده است.
برخى گفته اند, از آن جا كه اين بخش آيه در بيان حكم زنان مطلّقه آمده, چنان كه قبل از آن آمده: (والوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أن يتمَّ الرضاعة وعلى المولود له…; مادران فرزندان خود را دو سال كامل شير مى دهند. [اين امر] براى كسى است كه شير دادن را تمام كند و روزى زنان و جامه آنان به نحو پسنديده و معروف به عهده پدر است.), اين آيه پس از آيه زنان مطلقه آمده و اين مطلب را بيان مى كند كه زنانى كه طلاق داده شده اند, اگر بخواهند, مى توانند فرزند خود را به مدت دو سال كامل شير دهند, و در اين زمان, نفقه آنان به عهده صاحب فرزند [المولود] است. پس نفقه در اين آيه, در مقابل شير دادن مطرح شده, در حالى كه نفقه همسر به سبب زوجيّت واجب مى گردد.61
اما بسيارى از مفسران و فقها براى آيه اطلاق قائل هستند و بر اين اعتقادند كه آيه, شامل نفقه همسر نيز مى شود.62
از جمله آياتى كه به بيان گستره نفقه مى پردازد, آيه 24 سوره نساء است: (وعاشروهنّ بالمعروف) و زندگى با همسر به نحو متعارف و پسنديده, شامل بحث نفقه نيز مى شود. اطلاق آيه , هر آنچه را كه معروف و پسنديده باشد, در گستره نفقه و نيز اندازه و مقدار نفقه داخل مى كند.
در روايات مربوط به گستره نفقه, سه دسته روايات وجود دارد:
1. در برخى از روايات تحت عنوان احسان, حق زن بر همسر بيان شده است:
(عن اسحاق بن عمار قال: قلت لإبى عبدالله(ع): ما حقّ المرئة على زوجها الذي إذا فعله كان محسناً؟
قال: يشبعها ويكسوها وإن جهلت غفر لها);63
مرحوم كلينى با سند خود از اسحاق بن عمّار نقل مى كند: به امام صادق(ع) گفتم: حق زن نسبت به همسرش چيست; آن حقى كه اگر به جا آورد, محسن و احسان كننده خواهد بود؟
فرمود: او را سير كند و بپوشاند و اگر نادانى و جهالت كرد, او را ببخشد.)
در اين روايت, احسان آن است كه مرد حقوق زن را به جا آورد.
احسان, همان رعايت معاشرت و مصاحبت پسنديده و معروف است. در مفردات راغب در اين باره آمده:
(معروف در آيه (وللمطلّقات متاع بالمعروف) و آيه (فأمسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف) يعنى ميانه روى و احسان.)64
2. در برخى روايات, نفقه, تحت عنوان حق زن بر همسر بيان گرديده است:
(عن أبي عبدالله(ع) قال: جائت امرئة إلى النبى(ص) فسئلته عن حقّ الزوج على المرئة فخبرها.
ثم قال: فما حقّها عليه؟
قال: يكسوها من العرى ويطعمها من الجوع وإذا اذنبت غفر لها.
قالت: فليس لها عليه شىء غير هذا؟
قال: لا…);65
مرحوم كلينى در (كافى) با سند خود از امام صادق(ع) روايت مى كند كه حضرت فرمود: روزى زنى نزد پيامبر(ص) آمد و از ايشان درباره حق مرد بر زن سؤال كرد. حضرت به او پاسخ داد.
سپس آن زن پرسيد: و حق زن بر همسرش چيست؟
پيامبر فرمود: او را از عريانى بپوشاند و از گرسنگى سير كند و وقتى گناهى مرتكب شد, او را ببخشد.
زن گفت: براى زن حقى غير از اين بر همسرش نيست؟
حضرت فرمود: نه….
(عن شهاب بن عبد ربّه قال: قلت لإبي عبدالله(ع): ما حقّ المرئة على زوجها؟
قال: يسُدُّ جوعها و يستر عورتها ولا يقبّح لها وجهاً. فإذا فعل ذلك فقد والله أدَّى إليها حقَّها.
قلتُ: فالدُّهن؟
قال: غبّاً يوم و يوم لا.
قلتُ: فاللّحم؟
قال: في كلّ ثلاثة. فيكون في الشهر عشر مرّات لا أكثر من ذلك. والصبغ في كل ستة أشهر ويكسوها في كلّ سنة أربعة أثواب: ثوبين للشتآء وثوبين للصيف. ولاينبغى أن يقفر بيته من ثلاثة أشياء: دُهن الرّأس والخلّ والزّيت. ويقوتهنّ بالمُدّ, فإنّي أقوت به نفسي وليقدر لكل انسانٍ منهم قوته فإن شاء أكله وإن شاء وهبه وإن شاء تصدَّق به, ولاتكون فاكهة عامّة إلاّ أطعم عياله منها ولايدع أن يكون للعيد عندهم فضل في الطعام أن ينيلهم في ذلك شيء ما لم ينيلهم لهم في سائر الأيّام.);66
شهاب بن عبد ربّه نقل مى كند: به امام صادق(ع) گفتم: حق زن بر همسرش چيست؟
فرمود: گرسنگى او را برطرف كند و عريانى او را بپوشاند و روى بر او ترش نكند. اگر اين را انجام دهد, به خدا قسم كه حق او را ادا كرده است.
گفتم: روغن [براى خوراك]؟
فرمود: يك روز در ميان.
گفتم: گوشت؟
فرمود: در هر سه روز يك بار كه در هر ماه ده بار مى شود, نه بيشتر از آن. رنگ, هر شش ماه يك بار. و هر سال چهار لباس به او بپوشاند: دو لباس براى زمستان و دو لباس براى تابستان و سزاوار نيست كه خانه او از سه چيز خالى باشد: روغن سر و سركه و زيتون. و بايد غذاى آنها را با مدّ اندازه بگيرد كه من نيز با آن غذاى خود را اندازه مى گيرم. و بايد غذاى هر نفر آنها را حساب بكند. اگر آن شخص خواست, آن را مى خورد و اگر خواست, مى بخشد و اگر خواست, صدقه مى دهد. و بايد ميوه عمومى اى [ميوه فصل] نباشد, جز اين كه براى خانواده و عيال خود تهيه كند. و بايد از خوراندن غذاى برتر به آنان در روز عيد فروگذارى نكند چنان كه به آنها چيزى برسد كه در ديگر, روزها نرسيده است.
اين روايت, خوراك را روغن, گوشت, سركه, زيتون و ميوه فصل برشمرده و لباس را دو لباس براى زمستان و دو لباس براى تابستان ياد كرده است. امام(ع) در اين روايت دو مورد ديگر را نيز ياد مى كند: رنگ (هر شش ماه يك بار) و روغن سر كه ظاهراً براى آرايش به سر مى ماليده اند كه اين دو مورد, به وضوح از خوراك و پوشاك خارج است.
امام(ع) در اين روايت در مقام بيان مخارج متعارف در آن زمان بوده است و برخى از موارد را پس از استفسار و سؤال شخص راوى, امام بيان مى كند و ظاهراً حضرت در مقام حصر گستره نفقه حتى در زمان خود نيز نبوده است.
اين روايت, به وضوح مى فهماند كه شمول معنايى و عبارت (مرد بايد گرسنگى همسرش را برطرف كند و عورت او را بپوشاند) بيش از معناى ابتدايى آن دو است.
3. در برخى از روايات نيز به ضابطه اى كلى اشاره مى شود:
(عن محمد بن مسلم قال: قال رجل لإبي جعفر(ع): إنَّ لي ضيعة بالجبل أشتغلها في كلّ سنة ثلاثة آلاف درهم فانفق على عيالي منها ألفي درهم وأتصدق منها بألف درهم في كلّ سنة. فقال أبوجعفر(ع): إن كانت الألفان تكفيهم في جميع مايحتاجون إليه لسنتهم فقد نظرت لنفسك ووفّقت لرشدك وأجريت نفسك في حياتك بمنزلة ما يوصى به الحيُّ عند موته);67
مرحوم كلينى با سند صحيح خود از محمد بن مسلم نقل مى كند كه مردى به امام باقر(ع) گفت: من زمينى در سرزمين جبل68 دارم كه هر سال سه هزار درهم از آن درآمد دارم. در هر سال, دو هزار درهم آن را خرج خانواده ام مى كنم و هزار درهم آن را صدقه مى دهم.
امام فرمود: اگر دو هزار درهم, احتياج يك سال آنها را برآورده مى كند, همانا تو در امر خود نظر كرده اى و در راه رشد خود توفيق يافته اى و در زمان حيات خود كارى را انجام داده اى كه شخص در زمان مرگ به آن وصيت مى كند.
سند روايت اشكال ندارد و تمامى افراد آن ثقه هستند و چنان كه از جمله جواب شرط فهميده مى شود, تأمين آنچه خانواده او به آن احتياج دارند, به نحو وجوب است; يعنى اگر همه احتياجات آنان را در يك سال كفايت نمى كرد, او در امر رشد خود توفيق نيافته بود و مانند كسى نبود كه در هنگام مرگ بدان وصيت مى كند.
بنابراين, امام(ع) در اين روايت, حاجت يك ساله خانواده (از جمله همسر) را مخارج آنان تعيين كرده است. از اين روى, گستره نفقه آن چيزى خواهد بود كه همسر و فرزندان براى زندگى به آن احتياج دارند و اين امر در مكان ها و زمان هاى مختلف متفاوت است.
در روايت ديگرى, شيخ طوسى با سند مرسل از رسول الله(ص) نقل مى كند:
(روي أنَّ هند جائت إلى رسول الله صلى اللّه عليه وآله فقالت: يا رسول الله إنَّ أباسفيان رجل شحيح وإنَّه لايعطيني وولدي إلاّ ما آخذ منه سرّاً وهو لايعلم فهل عليّ فيه شيء؟
فقال: خذي مايكفيك وولدك بالمعروف);69
روزى هند [زن ابوسفيان] نزد رسول الله(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا! ابوسفيان مردى بخيل است و به من و فرزندم چيزى نمى دهد, مگر اين كه پنهانى از مال او, بى آن كه بفهمد, بردارم. آيا با اين كار چيزى بر عهده من است؟
حضرت فرمود: آنچه تو و فرزندت را به نحو پسنديده كفايت مى كند, بردار.
شيخ طوسى(ره) پس از نقل اين روايت نكات چندى را از آن برمى گيرد; از جمله آن نكات كه به اين بحث مربوط مى شود, نفقه به اندازه كفايت است و كفايت نيز با قيد پسنديده و متعارف [معروف] مشخص مى شود.70
از بررسى دو روايت اخير به دست مى آيد كه ملاك و معيار كلى درباره گستره و محدوده نفقه آن چيزهايى به شمار مى رود كه براى زندگى متعارف مورد نياز است و اگر آنها تأمين شوند, براى برآوردن نيازهاى متعارف و پسنديده زن (معروف) كفايت خواهد كرد.


ب. مقدار و اندازه نفقه:

آنچه اندازه نفقه را تعيين مى كند, معيار كلى (معروف) است كه در آيه (وعلى المولود له رزقهنّ وكسوتهنّ بالمعروف) و (عاشروهنّ بالمعروف) مطرح مى شود. به اين معنى كه (براى نمونه:) تعداد لباس, ملاك همان معروف و پسنديده است.
هم چنان كه پيش از اين ذكر شد, معروف به آنچه از طرف عقل و شرع خوب شناخته شود, اطلاق مى گردد و متداول در عرف نيز معروف است, زيرا شرع و عقل, (براى نمونه:) در پوشاك زن, رجوع به عرف و حدّ متعارف را, تا آن جا كه با ملاكات شرع و عقل منافات نداشته باشد, امرى مستحسن و خوب مى شمارند.
هم چنين در روايت مرسل شيخ طوسى(ره) از رسول الله: (خذي مايكفيك وولدك بالمعروف) به معيار معروف اشاره شده است, و رواياتى كه مقدار براى نمونه: چهار لباس در سال را بيان كرده, در مقام بيان متعارف در زمان صدور روايت بوده است.
اما حدّ متعارف و معروف, نسبت به چه كسى و كجا بايد لحاظ شود؟ نسبت به متعارف و معمول محل زندگى, نسبت به متعارف مردانى كه در حدّ شرايط و توانايى مالى مرد هستند, يا نسبت به حدّ متعارف زنان كه از نظر وضعيت خانوادگى پدرى و منزلت و موقعيت اجتماعى در شرايطى مشابه شرايط زن در محل و مكان زندگى او هستند؟
برخى از فقها از جمله قاضى ابن البرّاج(ره) در المهذب,71 ابن حمزه طوسى(ره) در الوسيله,72 شيخ طوسى(ره) در مبسوط73 و علامه(ره) در قواعد الاحكام,74 در تعيين غذا, قوت غالب و متعارف شهر و محل زندگى را مطرح كرده اند.
در غير از مورد غذا, برخى از فقها, معيار را شأن زن و آنچه در زنان هم سطح او متعارف است, مطرح كرده اند, از جمله: محقق حلّى(ره) در شرايع الاسلام,75 علامه حلى(ره) در قواعد الاحكام,76 شهيد اوّل(ره) در اللمعة الدمشقيه,77 محمدحسن نجفى(ره) در جواهرالكلام,78 امام خمينى(ره) در تحريرالوسيله79 و آيت الله خويى(ره) در منهاج الصالحين.80
و برخى از فقها از جمله قاضى ابن البرّاج(ره),81 ابن حمزه طوسى(ره)82 و شيخ طوسى(ره) در مبسوط83 توانايى مالى مرد را ملاك دانسته اند.
اما دلايل و استدلال هايى كه در اين باره آورده شده, به اين شرح است:
از آن جا كه پوشاك و خوراك در آيات و روايات به زنان منسوب شده (رزقهنّ وكسوتهنّ) و به عبارت ديگر, به خوراك و پوشاك آنان تعبير شده,84 و از آن جا كه بنابر تعبير روايت محمد بن مسلم, آنچه زن براى زندگى به آن احتياج دارد (جميع مايحتاجون اليه) با احتياجات متعارف و سطح زندگى زن مناسبت دارد, بنابراين, معيار و ملاك در معروف و متعارف, همان متعارف زنانِ هم سطح است و بايد شأن زن در نظر گرفته شود.
اين امر, درباره زنانى است كه شوهرانشان توانايى مالى دارند, اما اگر مرد بر تأمين آنچه در شأن زن است, توانايى نداشته باشد, بايد در حدّ توان نيازها و احتياجات زندگى را براى زن فراهم كند. در اين صورت مقدارى كه خارج از توان مالى مرد و متناسب با شأن زن است, به صورت دين بر عهده مرد باقى مى ماند تا زمانى كه براى او گشايش مالى به وجود آيد و آن را بپردازد;85 مگر آن كه زن از حقّ خود بگذرد. در قرآن كريم در اين باره آمده است:
(لينفق ذوسعة من سعته ومن قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه الله لايكلّف الله نفساً إلاّ ما اتيها سيجعل الله بعد عسر يسراً);86
بايد آن كه توانايى مالى دارد به اندازه توانايى و گشايش خود نفقه بدهد و كسى كه روزى بر او تنگ شده, بايد از آنچه خداوند به او عطا كرده نفقه بدهد. خداوند كسى را به جز آنچه به او عطا كرده, تكليف نمى كند. خداوند بعد از هر سختى, گشايشى را قرار مى دهد.
بنابر ديدگاه ياد شده, اين كه خداوند كسى را جز به آنچه به او عطا كرده تكليف نمى كند, در صورت تنگى معيشت و ناتوانى مالى مرد است و مرد آنچه را بايد بپردازد كه بر آن توانايى دارد و باقى به صورت دين بر عهده او باقى مى ماند. مؤلف كنز العرفان, بعد از بيان اين استدلال عبارت (سيجعل الله بعد عسر يسراً) را دليل بر صحّت اين برداشت مى داند.87
در اين باره مى توان اين ديدگاه را مطرح كرد كه: نفقه در هر صورت, تمكن يا عدم تمكن مالى مرد, نسبت به وضعيت مالى مرد تعيين مى شود و در صورت تمكن مالى مرد, مشخص كننده گستره و مقدار نفقه, شأن زن خواهد بود كه با همان ملاك معروف و متعارف زنان هم سطح, معيّن مى گردد. اما در صورت عدم تمكن مالى مرد, به همان مقدار توانايى او بسنده مى شود و معروف و متعارف در اين صورت همان مقدارى خواهد بود كه براى مانند اين زن, با توجه به وضعيت مالى مرد, مقدور است.
جواهرالكلام, اين توضيح از (معروف) را يك احتمال برمى شمرد و گويى با فراخواندن خواننده به تأمل, آن را تأييد مى كند.88
در آيه فوق نيز تكيه بر وضعيت مالى مرد در نفقه شده و اين كه مردى كه تمكن مالى دارد, بايد به اندازه وسعتى كه دارد نفقه بدهد; يعنى وسعت مالى مرد تعيين كننده است و آن كه در تنگناى مالى قرار دارد, بايد به آن اندازه اى كه خداوند به او روزى داده, نفقه دهد, كه: (لايكلّفُ الله نفساً إلاّ ما آتيها.) تكليف به اندازه توانايى و دارايى است و اثبات دين, برخلاف مفاد آيه مى نمايد و عبارت (خداوند بعد از سختى آسايش قرار مى دهد) اين نكته را بيان مى كند كه سختى ديرپا و ماندگار نيست و گشايش و آسانى به دنبال آن خواهد بود و دلالت و اشاره اى به اثبات دين بر عهده مرد ندارد. بلكه اثبات دين (وجوب پرداختن بعد از توانايى مالى مرد) تكليفى زايد بر آن چه خداوند در حال حاضر در اختيار انسان گذارده است: (لايكلف الله نفساً إلا ما آتيها).
هم چنان كه در روايتى از امام رضا(ع) نقل شده:
(عن أبي الحسن(ع) في قول الله عزّوجلّ (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قواما)89 قال: القوام هو المعروف (على الموسع قدره وعلى المقتر قدره)90 على قدر عياله ومئونته الّتي هي صلاح له ولهم (لايكلّف الله نفساً إلاّ ما آتيها));91
مرحوم كلينى در كتاب كافى با سند خود از محمد بن سنان از امام على بن موسى الرضا(ع) درباره آيه: (وكسانى كه انفاق مى كنند اسراف نمى كنند و سخت گيرى نمى نمايند و انفاق آنها بين اين دو امر است) فرمود: قوام همان (معروف) است بر شخص توانگر به اندازه خود و بر شخص تهيدست, به اندازه خود), به اندازه عيال و خانواده خود و مخارجى كه صلاح او و خانواده اش در آن است و (خداوند كسى را جز به آنچه داده تكليف نمى كند).
در روايات ديگرى, در توضيح كلمه (قوام) حدّى بين اسراف و اقتار, يعنى اقتصاد و حدّ وسط آمده است.
از جمله اين روايات, به روايت شيخ صدوق(ره) در كتاب خصال مى توان اشاره كرد:
(عن العيّاشي قال استأذنت الرضا(ع) في النفقة على العيال, فقال: بين المكروهين.
قلتُ: لا والله ما أعرف المكروهين!
قال: إنّ الله كره الاسراف وكره الاقتار, فقال: (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوماً));92
عياشى مى گويد: از امام رضا(ع) درباره نفقه خانواده جويا شدم.
حضرت فرمود: حدّى بين دو امر مكروه.93
گفتم: به خدا قسم دو امر مكروه را نمى شناسم.
فرمود: همانا خداوند, اسراف و تنگ گرفتن را دوست ندارد و فرموده است: (وكسانى كه انفاق مى كنند, اسراف نمى كنند و تنگ نمى گيرند بلكه انفاق آنها بين اين دو امر است).
اين روايات به وضوح, اين مطلب را بيان مى كند كه حدّ وسط بين اسراف و سخت گيرى همانا با توجه به توانايى مالى مرد است و قيد متعارف و معروف, با توجه به همين حدّ توانايى مالى مرد در نظر گرفته مى شود. چه در غير اين صورت مرد مكلّف به چيزى خواهد بود كه در حدّ توان او نيست. راه ديگر براى تعيين اسراف از عدم اسراف و اقتار از عدم اقتار, شأن زن و حال اوست: (على قدر عياله و مئونته التي هي صلاح له ولهم) كه شكم هاى گرسنه و تن هاى برهنه در جامعه, اجازه اسراف نمى دهد, نه براى خود, نه براى همسر و نه براى فرزند.
البته در اين باره, موضوع ديگرى تحت موضوع (توسعه بر خانواده) وجود دارد كه بر اساس آن حقى را زايد بر آنچه زن شأن آن را دارد, اثبات مى كند و در واقع, توسعه و گشايش ايجاد كردن براى خانواده نيز در دايره حدّ وسط بين اسراف و اقتار قرار دارد و به حدّ اسراف نمى رسد.94
گفتنى است كه اين بحث به طور كلى, در گستره و مقدار نفقه مطرح مى شود و در بخش گستره, نفقه, پس از آن كه محدود نبودن انواع نفقه در شرع ثابت شد, و جايگاه آن, تحت ضابطه كلى (احتياجات زن) قرار دارد; توانايى مالى مرد در تهيه انواع و موارد نفقه تعيين كننده خواهد بود.
خلاصه:
در بحثى كه فقها زير موضوع مقدار نفقه مطرح كرده اند, دو بحث مورد بررسى قرار گرفته است: گستره نفقه و اندازه نفقه. در بخش گستره نفقه, ديدگاه هاى فقها از قلّت و محدوديت, به كثرت و تنوع مى گرايد و با ارائه معيار (آنچه زن براى زندگى به آن احتياج دارد) به كمال مى رسد. شيخ محمدحسن نجفى در جواهرالكلام نيز استثنائات, همچون: هزينه مداوا را كه فقهاى پيشين مطرح كرده اند, نمى پذيرد.
در بخش اندازه و مقدار نفقه سه ديدگاه در ميان فقها وجود دارد:
1. آنچه در جامعه معروف و متعارف است;
2. آنچه با توانايى مالى مرد تناسب دارد;
3. آنچه متناسب با شأن و منزلت اجتماعى زن است.
از آن جا كه مكلف نمودن مرد به آنچه توانايى آن را ندارد, صحيح نيست و خداوند انسان ها را جز به آنچه به آنها داده و جز به حدّ توانايى شان تكليف نمى كند, بنابراين, آنچه مى تواند معيار باشد, توانايى مالى مرد است. در نهايت, در صورت توانايى و مكنت مالى مرد, آنچه تعيين كننده خواهد بود, شأن و منزلت اجتماعى زن است. اين عامل (شأن زن) يكى از عوامل تعيين كننده اقتصاد و ميانه روى و (قوام) و (معروف) به شمار مى رود و انفاق را از حدّ اسراف و اقتار (سختگيرى) خارج مى سازد.
توسعه و گشايش ايجاد كردن براى خانواده, در صورت مكنت مالى مرد, حقى زايد بر شأن زن را اثبات مى كند, در حالى كه به حدّ اسراف و تبذير نيز نمى رسد.
اين كه اندازه نفقه, بر حسب توانايى مالى مرد و شأن زن است, در بخش گستره نفقه نيز صادق و جارى مى نمايد و در تعيين انواع نفقه نيز تأثير مى گذارد.
منبع:معارف قرآن



نفقه زن 1


نفقه زن (1)



اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.

مقدمه

بحث نفقه زن, از ديرباز, در فقه شيعه همواره زير بخشى از مبحث كلى تر (نفقات) بوده است. اين بحث مى تواند با توجه به گسترش و تحول نهادهاى اجتماعى و در نتيجه تحول روابط اجتماعى, همواره دچار تحول باشد.
اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.
در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.
اين مباحث, بر مبناى مطرح شده در كتب فقهى, حدود و مرزهاى شرعى را به وجود مى آورد, اما همچنان كه خواهد آمد, اين حدود و مرزها مى تواند با توجه به تعهدات و مقررات عرفى, توسعه يابد و تضييق گردد و وظايف زن و شوهر را با توجه به فرهنگ هاى مختلف به گونه هاى متنوع سامان دهد, در حالى كه اين امر مورد امضاى شارع نيز قرار دارد.
گفتنى است, نفقه زن و احكام آن بايد با توجه به نظام خانوادگى مسلمانان و ديدگاه اسلام نسبت به انسان و در كلّى مرتبط نگريسته شود تا بتواند در مقابل طرح هاى ديگر (آنچه در غرب مطرح است) پاسخ گوى مشكلات باشد, نه مشكل زا و دفاع ناپذير.
اين بحث در فضاى تقنين و حكم مطرح است, نه در فضاى اجرا و آنچه در جوامع مختلف بدان عمل مى شود. راه كارهاى عملى براى اجراى قانون و حكم, خود بحثى مستقل و بيرون از موضوع اين نوشته است.
و در آخر, بايد اذعان كرد: در خانواده اى كه محبّت, عشق, تفاهم و مشاركت وجود دارد, بسيارى از بحث هاى قانونى, خشك و غير لازم به نظر مى رسد و اين مباحث بيشتر در هنگام اختلاف و دعاوى مطرح مى شود.
(نفقه) اسم مصدر (انفاق) و به معناى آن چيزى است كه انفاق مى شود و انفاق مال, به معناى بذل و صرف آن است.1
از آن جا كه زن, در ازدواج دائم مسئوليت هايى را در طول زندگى مشترك خود به عهده دارد كه توان جسمى او را مى طلبد و فرصتى را از او مى گيرد, نفقه, حق و امتياز او قرار داده شده است; مسئوليت هايى, مانند: باردارى و حضانت فرزند, رسيدگى و انجام امور شخصى در خانه2, خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر و تمكين در برابر همسر.
مرحوم علامه طباطبايى, در ذيل آيه (ولاتتمنّوا ما فضّل الله…) در ضمن توضيح اين مطلب كه مرد و زن نبايد آرزوى مزايا و امتيازاتى را بكشند كه خداوند براى هريك از آنان قرار داده, برخوردارى از حقّ نفقه را يكى از موارد امتياز زنان نسبت به مردان مى شمارد.3
زن مى تواند تا آن جا كه با استيفاى حقوق مرد و خانواده مزاحمت نداشته باشد, خود به كار درآمدزا بپردازد,4 ليكن چنين چيزى بر او فرض نشده; گويى كه حق نفقه نوعى تسهيل براى زنان است كه عدم وضع آن باعث به سختى و دشوارى افتادن آنان مى شود.
دلايل: در منابع تشريع اسلامى, نوشتار بسيارى درباره وجوب نفقه زن وجود دارد. در قرآن كريم, آيات متعددى در اين زمينه نازل شده; از جمله اين آيات است:
(والوالدان يُرضعن اولادهنَّ حولين كاملَين لِمَن ارادَ أن يُتمَّ الرَّضاعة وعلى المولود له رزقهنَّ وكسوتُهُنَّ بالمعروف);5
و مادران, دو سال كامل فرزندان خود را شير دهند; آن كسى كه مى خواهد فرزند را شير تمام دهد. و به عهده صاحب فرزند [پدر] است كه خوراك و پوشاك مادر را به حدّ متعارف و پسنديده بدهد.
(لِينفق ذو سعة مِن سعته و مَن قُدر عليه رزقه فلينفق مما آتيه الله لايُكلّفُ اللهُ نفساً إلاّ ما اتيها, سيجعل الله بعد عسر يسراً);6
بايد مرد دارا به اندازه وسعت و توانايى خود, نفقه زن شيرده را بدهد و آن كه رزق و روزى او تنگ است از آنچه خدا به او داده انفاق كند كه خدا هيچ كس را جز به مقدار آنچه توانايى داده, تكليف نمى كند. و خدا به زودى بعد از هر سختى آسانى قرار مى دهد.
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا مِن اموالهم);7
مردان عهده دار و سرپرست زنان هستند به آن دليل كه خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده و به دليل آن كه مردان از مال خود به زنان نفقه مى دهند.
روايات بسيارى نيز از معصومان(ع) درباره وجوب نفقه زن وارد شده است كه براى نمونه, يك روايت ذكر مى شود. شيخ صدوق(ره) در خصال با سند خود از حريز نقل مى كند كه به امام صادق(ع) عرض كردم:
(مَن الّذى اجبَرُ عليه وتلزمُنى نفقتُهُ؟);
آن كسى كه مجبور بدان مى شوم و نفقه او بر من لازم مى شود, كيست;
حضرت فرمود:
(الوالدان والولد والزّوجة);
والدين (پدر و مادر), فرزند و همسر.8
در ميان فقهاى شيعه نيز وجوب نفقه زن, امرى اجماعى و متفق عليه به شمار مى رود بلكه اين امر به گفته مؤلف جواهرالكلام در بين امت اسلامى اجماعى است.9


شرايط:

الف. ازدواج دائم: نفقه, در زمينه ازدواج دايم مطرح مى شود; يعنى در زمينه اى كه زن در طول زندگى مشترك خود ملزم به رعايت حقوقى گرديده كه ازدواج دايم بر او الزام كرده است.
در روايات به شرط (دائم بودن ازدواج) تصريح شده و ازدواج موقت از آن استثنا مى شود10 تمامى فقها, در اين باره اتفاق نظر دارند.
ب. اطاعت و عدم نشوز: يكى ديگر از شروط وجوب نفقه زن, (عدم نشوز) وى است. نشوز زن در لغت, برترى جستن, عصيان و دشمنى در برابر همسر است.11

حدود اطاعت

گفتيم كه نشوز به معناى عصيان و در برابر اطاعت و پذيرش است. درباره حيطه اطاعت زن از همسر و دايره مسئول آن سه ديدگاه وجود دارد:
ديدگاه اوّل: اطاعت و پذيرش در برابر استمتاعات جنسى; جمعى از فقها عدم نشوز را به معناى آن مى دانند كه زن تمكين كامل كند و استمتاع را در هر زمان و هر مكان بپذيرد; از آن جمله اند: قاضى بن البراج(ره) در المهذّب,12 ان حمزه(ره) در الوسيله الى نيل الفضيله,13 شهيد اوّل(ره) در اللمعة الدمشقيه,14 شهيد ثانى(ره) در الروضة البهيه15 و محقق حلّى(ره) در شرايع الاسلام.
محقق(ره) درباره شروط نفقه مى گويد:
شرط وجوب نفقه دو چيز است: الف. دائم بودن عقد; ب. تمكين كامل. و آن خلوت كردن زن با مرد است, به گونه اى كه اين امر اختصاص به مكان يا زمانى خاص نداشته باشد. پس اگر زن خود را در يك زمان و نه در زمانى ديگر يا در يك مكان و نه در مكانى ديگر, كه استمتاع در آن ممكن و جايز است, در اختيار مرد بگذارد, تمكين حاصل نمى شود.16
ديدگاه دوم: پذيرش استمتاعات جنسى و عدم خروج از خانه بدون اجازه همسر; برخى از فقها از جمله علامه حلّى(ره) در قواعد الاحكام,17 آيت الله خويى(ره) در منهاج الصالحين18 و امام خمينى(ره) در تحرير الوسيله19 در تحقق عدم نشوز براى خارج نشدن از خانه بدون اجازه همسر موضوعيت قائل شده اند. امام خمينى, در تحريرالوسيله در اين باره مى نويسد:
نشوز زن با خارج شدن او از طاعت همسر صورت مى گيرد; آن طاعتى كه بر او واجب است. خارج شدن از اطاعت, يعنى: عدم تمكين و برطرف نكردن آنچه دل زدگى همسر را به بار مى آورد و با تمتّع و التذاذ نمى سازد. بلكه ترك نظافت و آرايش نيز از اين شمار است كه همسر او اقتضاى چنين امورى را داشته باشد. و هم چنين, خارج شدن زن از خانه, بدون اجازه همسر و غير اينها.
و نشوز, با ترك اطاعت در آنچه بر زن واجب نيست, تحقق نمى يابد. پس اگر زن از كارهاى خانه و حوايج همسرش, مانند: شستن يا خياطى يا آشپزى يا غير اينها حتى ريختن آب براى او و آماده كردن رخت خواب امتناع كند, نشوز تحقق نمى يابد.20
ديدگاه سوم: اطاعت در برابر امورى كه با شئون همسرى ارتباط دارد. علامه طباطبايى در تفسير الميزان دايره وجوب اطاعت زن از همسر خويش را امور مربوط به شئون همسرى و امور خانواده مطرح كرده و اعتقاد دارد كه اطاعت تا اين محدوده وسعت و نفوذ دارد. ايشان در تفسير آيه (فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله)21 ضمن بيان اين نظر مى نويسد:
قيمومت و سرپرستى مرد به آن حد نيست كه براى همسر خود در دارايى هايش, اراده و تصرف او را اجازه ندهد و نگذارد زن در حفظ حقوق فردى و اجتماعى خود و دفاع از آنها و كسب مقدماتى كه براى رسيدن بدان لازم است, مستقل باشد.
معناى آيه اين است كه چون مرد از مال خود در ازاى استمتاع, نفقه مى دهد پس بر زن است كه از مرد در هر آنچه به استمتاع و مباشرت مربوط مى شود, در وقت حضور او اطاعت كند و اين كه در غياب او حافظ مرد باشد, به اين معنى كه در زمان غياب او به او خيانت نكند و با ديگرى هم بستر نشود و در مال شوهر كه در اختيار اوست و براى ازدواج و زندگى مشترك تحت تسلط او قرار گرفته, خيانت نورزد.22
بنابراين, علامه طباطبايى(ره) بر اين اعتقاد است كه شئون همسرى شامل سه امر پذيرش استمتاع, عدم خيانت به مرد و همبستر نشدن با ديگرى, و عدم خيانت در مال همسر است.
اما ادله هريك از اين سه ديدگاه در ضمن بحث از ادله حيطه اطاعت و عدم نشوز مطرح مى گردد.
در آيه 34سوره نساء, كه مجموعه كاملى از روابط همسران و بحث نفقه است, آمده:
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضَهُم على بعض و بما أنفقوا مِن أموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله واللاتى تَخافون نشوزهنَّ فعظوهنَّ واهجروهنَّ في المضاجع واضربوهنَّ فإن أطعنَكم فلاتبغوا عليهنَّ سبيلاً إنَّ الله كان عليّاً كبيراً.)
علامه طباطبايى(ره) در تفسير اين آيات درباره (قوّامون) مى گويد:
[قوامون جمع قوام است] و قيّم آن كسى است كه براى اداره امور كسى به پا مى خيزد و قوّام و قيّام صيغه مبالغه است و براى شدت و مبالغه به كار مى رود.23
بنابراين, مفاد آيه از اين نظر, نوعى حقّ اداره كردن و تدبير خانواده بر مرد است و اين امر, اولاً, به دليل برترى هاى داده شده از سوى خداوند براى مرد به شمار مى رود, (بما فضّل الله بعضهم على بعض) و نيز به دليل تأمين مخارج زن از سوى مرد است: (وبما أنفقوا مِن أموالهم).
(قانتات) از مصدر (قُنوت) مشتق شده و قنوت,دوام اطاعت و خضوع معنى مى شود24 و اطاعت, عمل به وظيفه با رغبت و خضوع است. پس در مفهوم قنوت, خضوع بيشتر و شديدتر وجود دارد.25
اين بخش آيه: (فالصالحات قانتات حافظات بما حفظ الله) با (واللاتى تخافون نشوزهنَّ…) تقابل دارد و مفاد آن زنان صالحى است كه در استيفاى حقوق همسران خود, به طور ثابت, حالت خضوع مؤكد و اطاعت دارند و از نشوز و عصيان به دورند.
علامه طباطبايى(ره) در تفسير (حافظات للغيب بما حفظ الله) مى گويد:
بنابر ظاهر آيه, (ما) در اين عبارت مصدريه و (باء) براى آلت و وسيله به كار رفته و معناى اين جمله چنين است: آن زنان صالح, قانت و مطيع همسران خود هستند و [در غياب همسران خود] حقوق آنان را حفظ مى كنند. خاستگاه اين حق, قيمومتى است كه خدا به آنان سپرده.26 پس خداوند بر زنان اطاعت و حفظ غيب همسر را بر زنان واجب كرده است.
و شايد (باء) براى مقابله باشد كه در اين صورت, معناى آيه چنين خواهد بود: همانا وجوب قنوت و حفظ غيب, در مقابل حقوقى به شمار مى رود كه خداوند براى زنان كرده است, زيرا خداوند امر زنان را در اجتماع بشرى احيا كرده و بر مردان مهريه و نفقه زنان را واجب گردانيده است ـ ليكن معناى اوّل ظهور بيشترى دارد.27
بنابراين, از وظايف زن در قبال همسرش, اطاعت و قنوت و حفظ حقوق همسر در غياب اوست; وظايفى كه اگر بدان عمل نشود, نشوز و عصيان و نحوه برخورد با آن را به دنبال خواهد داشت: (واللاتى تخافون نشوزهنَّ فعظوهنَّ…).
مرحوم علامه, اعتقاد دارد كه دايره اطاعت و حفظ حقوق مرد, شامل آن چيزهايى است كه به شئون همسرى ارتباط دارد, نه امورى كه موجب سلب اراده و تصرف زن در دارايى هايش مى شود و نه حقوق فردى و اجتماعى او. و با توجه به مفاد آيه چون مرد از مال خود, در ازاى استمتاع, نفقه مى دهد, حقّ استمتاع دارد و زن بايد در اين باره از او اطاعت كند و در غياب او با ديگرى هم بستر نشود و در مال همسر خود كه به دليل ازدواج در اختيار او قرار گرفته, خيانت نكند.
اما درباره حقوق مرد نسبت به زن, دو دسته روايت وجود دارد:
الف. رواياتى كه به طور كلى به بيان حقوق مى پردازد, بى آن كه در آنها به اين نكته اشاره شود كه: اگر اين حقوق استيفا نشود, تأثيرى در حقّ نفقه زن مى گذارد يا خير؟
(قال ابوجعفر الباقر(ع): جائت امرئة إلى النَّبى(ص) فقالت: يا رسول الله ما حقُّ الزَّوج على المرئة؟
فقال لها: أن تُطيعَه ولا تعصيه ولا تصدّق مِن بيته إلاّ بإذنه و لا تصوم تطوُّعاً إلاّ بإذنه ولا تمنعه نفسها و إن كانت على ظهر تتب ولا تخرج من بيتها إلا بإذنه وإن خرجت بغير اذنه لعنتها ملائكة السماء وملائكة الارض وملائكة الغضب وملائكة الرحمة حتى ترجع إلى بيتها.
قالت: يا رسول الله مَن أعظم الناس حقّاً على الرجل؟
قال: والده.
قالت: من أعظم الناس حقاً على المرئة؟
قال: زوجُها);28
امام باقر(ع) فرمود: زنى نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا(ص) حقّ همسر بر زنش چيست؟
پيامبر فرمود: اين كه از او اطاعت كند و او را نافرمانى نكند. از خانه او جز با اجازه او چيزى صدقه ندهد. جز با اجازه او روزه مستحب نگيرد. مانع تمتع او از خود نشود, اگرچه بر جهاز شتر نشسته باشد و از خانه اش جز با اجازه شوهرش خارج نشود كه اگر بدون اجازه او خارج شود, ملائك آسمان و زمين و ملائك غضب و رحمت او را تا زمانى كه به خانه اش برگردد, لعنت خواهند كرد.
تمامى راويان سلسله سند اين روايت, ثقه هستند و سند روايت صحيح است اما دلالت روايت: حقوق مرد از همه بزرگ تر و در نتيجه, در هنگام تزاحم با حقوق نزديكان زن (مادر و پدر, برادر و خواهر, بستگان) و ديگران, مقدم است.
از حقوق مرد تمكين زن در استمتاعات (بهره هاى جنسى) مى باشد و ظاهراً خارج نشدن بدون اجازه شوهر براى تأمين همين حق است, يعنى: خروجى كه با امكان استمتاع منافات داشته باشد. احتمال دارد رضايت شوهر در روزه مستحبى نيز بازگشت به همين مطلب داشته باشد چرا كه حق استمتاع مقيّد به زمان و مكانى نيست. همچنان كه در روايت تأكيد شده كه حتى اگر بر روى جهاز شتر باشد. و در روايتى ديگر از رسول الله(ص) آمده است: (تعرضُ نفسها عليه غدوة وعشية;29 زن بايد خود را به شوهرش صبح و شام عرضه كند و براى هم بسترى آماده باشد).
اين كه زن بدون رضايت همسر خود, نمى تواند صدقه بدهد, ظاهراً به دليل صورت پذيرفتن تصرف در مال شوهر بدون رضايت اوست كه بنابر آيه 34 سوره نساء, مرد حقّ سرپرستى و اداره امور خانواده را دارد, زيرا درآمد خانواده را او تأمين مى كند و بايد مصارف و هزينه ها تحت نظر و با رضايت وى باشد.
از ديگر حقوق مورد اشاره در روايت اين است كه زن بايد از همسر خود اطاعت كند. اين امر با جمله (ولاتعصيه; بر او عصيان نكند), تأكيد شده است.
درباره حيطه اطاعت از همسر, دو روايت و دو احتمال وجود دارد:
اوّل: حيطه اطاعت, همان موارد ذكر شده در بعد از اين جمله از حديث است. به عبارت ديگر, اين جمله ذكر عام قبل از خاص به شمار مى رود و حقوق ديگر, از مصاديق اين حق است.
دوم: آنچه در حيطه زندگى مشترك خانوادگى صورت مى گيرد و در آن مؤثر است, بايد با توافق همسر باشد. بنابراين, موارد ذكر شده در روايت, نمونه است و حقوق, منحصر در آنها نيست. همچنان كه در روايت ديگرى از رسول الله(ص), حضرت پس از بيان برخى حقوق ديگر, از جمله آرايش و آراستگى زن براى همسر مى فرمايند: حقوق ديگرى بيش از اينها نيز وجود دارد.30 اين امر مى تواند احتمال دوم را در معناى روايت تقويت كند.
ب. در مقابل روايات حقوق, روايات ديگرى وجود دارد كه در آنها به حقوق اشاره شده كه اگر استيفا نشوند, حقّ نفقه زن ساقط خواهد شد. در اين باره دو روايت وجود دارد.

روايت اوّل:

(خطب النبي(ص) فقال… يا أيها الناس إنَّ النساء عندكم عوان لايملكن لأنفسهن ضرّاً ولا نفعاً اخذتموهنَّ بأمانةالله واستحللتم فروجهنَّ بكلمات الله. فلكم عليهنَّ حق ولهنَّ عليكم حق ومن حقكم عليهن أن لاتواطئن فراشكم ولايعصينكم في معروف, فإذا فعلن ذلك فلهنَّ رزقهن وكسوتهن بالمعروف ولاتضربوهنَّ…);31
شيخ صدوق(ره) در كتاب (خصال) نقل مى كند كه پيامبر در ايام تشريق در حجةالوداع خطبه اى ايراد كرد. در بخشى از آن خطبه فرمود: اى مردم! همانا زنان نزد شما عاريه اند و براى خود سود و زيانى نتوانند خواست. شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و با كلمات او آنان را بر خود حلال كرده ايد. شما بر آنها حقى داريد و آنها نيز بر شما حقى دارند. حقّ شما بر آنها اين است كه كسى را جز شما به هم بسترى نگيرند و در كار معروف و پسنديده از شما نافرمانى نكنند. پس اگر چنين كردند, حقّ خوراك و پوشاك به نحو معروف و پسنديده دارند و آنها را تأديب بدنى نكنيد و مورد ضرب قرار ندهيد…
اين خطبه در كتاب (تحف العقول) نيز با تفاوت هايى نقل شده است:
(عن النبي(ص) أنَّه قال في خطبة الوداع: إنَّ لنسائكم عليكم حقاً ولكم عليهنَّ حقاً, حقُّكُم عليهنَّ أن لايوطئن أحداً فرشكم ولا يدخلن بيوتكم أحداً تكرهونه إلاّ باذنكم وأن لايأتين بفاحشة فإن فعلن فإنَّ الله قد أذن لكم أن تعضلوهنَّ وتهجروهنَّ فى المضاجع وتضربوهنَّ ضربا غير مبرَّج فإذا انتهين وأطعنكم فعليكم رزقهنَّ وكسوتهنَّ بالمعروف أخذتموهنَّ بأمانة الله واستحللتم فروجهنَّ بكتاب الله فاتقوا الله في النساء واستوصوا لهنَّ خيراً…);32
پيامبر(ص) فرمود: همانا زنان بر شما حقى دارند و شما بر زنانتان حقى. حق شما بر آنان اين است كه با كسى غير از شما هم بستر نشوند و اين كه كسى را كه شما خوش نمى داريد, بدون اجازه شما به خانه تان راه ندهند و اين كه دچار هرزگى نشوند. پس اگر [هريك از اين كارها را] انجام دادند, خداوند به شما اجازه داده است كه آنها را منع كنيد و در بستر از آنها دورى كنيد و آنها را به نحوى غير شديد و آرام بزنيد. اگر نهى كردن شما را پذيرفتند و از شما اطاعت كردند, روزى و پوشاك آنها به نحو متعارف و پسنديده به عهده شماست. شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و آنها را با كتاب خدا بر خود حلال كرده ايد. پس درباره زنان تقواى الهى پيشه كنيد و آنها را به خير و نيكى سفارش كنيد.

روايت دوم:

(عن أبي عبدالله الصادق(ع) قال: قال رسول الله(ص): أيما امرئة خرجت مِن بيتها بغير إذن زوجها فلا نفقة لها حتى ترجع);33
امام صادق(ع) فرمود: رسول الله(ص) فرموده است: هر زنى كه بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود تا زمانى كه بر گردد, نفقه اى برايش نيست.
سند روايت اوّل در كتاب خصال سند صحيحى نيست, زيرا خطبه به واسطه عبدالله بن عمر (فرزند خليفه دوم) از پيامبر(ص) نقل شده و عبدالله بن عمر فردى غير موثق به شمار مى رود و در تحف العقول خطبه بدون ذكر سلسله سند و به نحو مرسل نقل شده است. از آن جا كه اين روايت در كتب اهل سنت نيز از طريقى ديگر نقل شده, به طور مسلم پيامبر(ص) چنين خطبه اى را در حجةالوداع نفرمود. اگر احتمال تعمّد در كذب, در جمله مورد بحث, منتفى باشد, احتمال نسيان و خطا به دليل تفاوت در نقل ها منتفى نيست, زيرا دو نقل خصال و تحف العقول, در جمله مورد بحث و در ديگر جمله ها با هم تفاوت هايى دارند, هرچند نقل خصال, به حسب متن متقن تر و مستحكم تر به نظر مى رسد.
بنابراين, اين روايت را نمى توان دليل دانست و تنها مى تواند مؤيد باشد.
در اين روايت, درباره حقوق مرد به چند نكته اشاره شده است: زنان بستر همسر خود را محل رفت و آمد ديگران نكنند كه كنايه از هم بسترى با ديگران است, و در امر معروف و پسنديده از همسران خود نافرمانى نكنند.
آنچه اين روايت, از حقوق مرد بيان مى كند كه اگر استيفا نشود, در مقابل آن, حقّ نفقه زن ساقط خواهد شد, تمامى موارد را شامل نمى شود, زيرا حقّ هم بسترى و استمتاع از حقوق مسلّمى به شمار مى رود كه در روايات, يادى از آن نشده است, جز اين كه عبارت عام (لايعصينكم في معروف; شما را در امر معروف و پسنديده اى نافرمانى نكنند) شامل آن خواهد بود.
در روايت دوم كه از نظر سند بدون اشكال است, اين نكته بيان شده كه زن نبايد بدون اجازه همسر خود از خانه خارج شود كه در غير اين صورت نفقه او تا زمانى كه به خانه برگردد, منتفى خواهد بود. اين مطلب خود اين نكته را بيان مى كند كه در روايت, خروجى مورد نظر است كه با حقّ استمتاع مرد منافات داشته باشد; براى مثال: شامل خروج هاى كوتاه مدت و به طور كلى خروج هاى سازگار نمى شود. وگرنه ترتب سقوط نفقه بر خروج, مثلاً به مدت يك ساعت و به همان مقدارِ يك ساعت, معنايى نخواهد داشت. گويا به همين دليل, بسيارى از فقها براى خروج از خانه بدون اجازه همسر خصوصيتى نمى دانند و در تحقق نشوز تنها عدم تمكين در مقابل استمتاعات را ذكر كرده اند.
مؤيد اين مطلب روايتى است كه رسول الله(ص) به زنى اجازه نداد تا براى حاضر شدن بر بستر پدر بيمارش نيز سپس حضور در مراسم نماز ميت پدرش حاضر شود, چرا كه همسرش به او سفارش كرده بود كه در خانه بماند.34
اما عبارت (لايعصينَكم في معروف; شما را در امر معروف عصيان نكنند) ضابط كلى است كه ديگر موارد از مصاديق آن به شمار مى رود: اين كه زن, كسى را كه شوهر تمايل ندارد به خانه اش بيايد, بدون رضايت او به خانه نياورد و….
احتمال دارد آيه (عاشروهنّ بالمعروف; با زنان خود به نيكى معاشرت كنيد) نيز به اين مطلب دلالت داشته باشد, زيرا معاشرت از باب مفاعله است و در طرفينى (دو طرفى) استعمال مى شود. پس همچنان كه زندگى كردن و معاشرت مرد با همسر خود, بايد به نحو معروف و پسنديده باشد, زن نيز بايد متقابلاً با همسر خود به نحو پسنديده و معروف رفتار كند.
بنابراين, در كنار سه ديدگاه مطرح شده درباره حيطه اطاعت زن, مى توان ديدگاه چهارمى را مطرح كرد كه براساس آن ملاك و ضابطه كلى براى اطاعت زن از همسر خود در زندگى مشترك خانوادگى, اطاعت كار پسنديده و معروف است.
قيد (معروف) كه در آيات مربوط به روابط زن و مرد نيز در قرآن بسيار ذكر شده, به چه معنى است؟ معروف به هر چيزى گفته مى شود كه عقل يا شرع, خوبى آن را درك مى كنند و منكر آن چيزى است كه عقل يا شرع انكار و تقبيح مى كنند.35 معناى ديگرى كه فقها آن را به كار مى بندند, معروف به معناى عرف و مقررات و امور عرفى پذيرفته شده است.36
مى توان گفت, بازگشت اين معنى (معروف به معناى عرف) به همان معناى اوّل است, چرا كه عقل و شرع تبعيت از تعهدات و قوانين عرفى (مدوّن و غير مدوّن) را تا آن جا كه با ضوابط عقلى و شرعى منافات نداشته باشد, مستحسن و صحيح مى شمارند.37
بنابراين تعريف, تمامى تعهداتى كه عرف چه به صورت مدوّن و قانونى براى زن وضع كرده و چه تعهداتى كه در عرف جامعه به صورت غير مدوّن لحاظ شده, در حيطه تعهدات زن است كه بايد به آنها گردن نهد.38 اين تعهدات به حسب زمان و مكان, مى تواند تغيير يابد و دچار توسعه و تضييق شود و با تغيير و توسعه نهادها و روابط اجتماعى شكل هاى جديد و متنوع بيابد. شرع نيز با توجه به همين تحول نهادها و روابط اجتماعى, معيار عرف و معروف را معيارى كلى و فراگير براى تمامى زمان ها و جوامع مطرح كرده است. براساس اين احتمال كه در كنار سه ديدگاه ذكر شده مى تواند مطرح باشد, شرع گاه در تعهدات عرفى, حدود و شرايط خاصى وضع كرده است (مانند: حقّ استمتاع در هر زمان و هر مكان) و در باقى مواردى كه شرع درباره آنها اظهارنظر نكرده و سكوت برگزيده, تعهدات عرفى زن, چه به صورت مدوّن و قانونى و چه به صورت غير مدوّن, اعتبار دارد و الزام مى آورد. گاه حتى عهدها و قراردادهاى فردى و جزئى نيز مى تواند اين تعهدات را توسعه دهد يا تضييق كند; چنان كه رسول الله(ص) على(ع) و زهرا(س) را به اين گونه تقسيم كار گماشت كه كارهاى منزل را زهرا(س) و كارهاى بيرون از خانه را على(ع) انجام دهد. روشن است كه در اين امر, شأن تشريع و قانون گذارى پيامبر(ص) خصوصيتى ندارد.
در واقع, برخى از حقوقى كه در دو روايت مورد بحث ذكر شده, مانند اين كه زن نبايد كسى را كه همسرش تمايل ندارد, بدون اجازه او به خانه راه دهد و نيز برخى حقوق مطرح شده در روايات حقوق, مانند اين كه زن بايد براى همسر خود آراسته و با زينت باشد, از موارد حقوق عرفى اى است كه براى جامعه كوچك خانواده لحاظ مى شود و خصوصيت تعبّدى ندارد.
در هر صورت, اگر اين احتمال را هم نپذيريم و هركدام از سه ديدگاه مطرح شده را قبول كنيم, مى توان گستره تعهدات زن در برابر همسر را, كه در زمان ما در سطحى متفاوت و در جوامع مختلف به گونه هاى گوناگون شكل گرفته است, با تمسك به الزام آور بودن تعهدات عرفى (ولو در عرض تعهدات شرعى) تبيين و توجيه كرد. بر اين اساس, عرف مدوّن, و در صورت نبودن قانون مدوّن در زمينه اى, عرف غير مدوّن مرجع و تعيين كننده خواهد بود.

زمينه ها

سرپرستى مرد در خانواده و اطاعت زن در برابر همسر, با توجه به گستره آن برخاسته از اين واقعيت است كه هر جامعه اى, از جمله خانواده, نياز به تصميم گيرنده نهايى دارد.39
در ديدگاه اسلامى سرپرستى و عهده دارى خانواده به مرد داده شده است:
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض وبما أنفقوا مِن أموالهم.)
خاستگاه سرپرستى مرد در خانواده از دو زمينه ذكر شده در آيه است:
ييكم. توانايى ذاتى: (بما فضل الله بعضهم على بعض).
دوم. توانايى مالى: (بما انفقوا من أموالهم).
از آن جا كه اين زمينه ها در مباحث خانواده و حقوق زن و مرد و به طور كلى در مباحث مربوط به زنان تأثيرگذار و مهم است, و ديدگاه هاى معارض برگرفته از غرب درباره خانواده, زن و حقوق زن در جامعه ما نيز مطرح شده, سزاوار مى نمايد كه با تفصيل بيشترى از آنها سخن گفته شود; به ويژه آن كه دايره اطاعت زن از مرد در خانواده, براساس احتمال مطرح شده در اين نوشته, وسيع تر و گسترده تر مى نمايد:
يكم. توانايى ذاتى: تعقل, عامل ذاتى اى به شمار مى رود كه منشأ حقّ سرپرستى مرد است. على(ع) در خطبه اى40 مى گويد:
(اِنّ النساء نواقص العقول… أما نقصان عقولهن فشهادة امرئتين كشهادة الرجل الواحد);
همانا زنان از حيث عقل نقصان دارند… اما نقصان عقل آنان به دليل مساوى بودن شهادت دو زن با شهادت يك مرد است.
پيش از هرچيز براى اين كه در تاريكى حركت نكنيم و با ديدگاه هاى عرفى خود قضاوت نكنيم, بايد به تفاوت مفهومى كلماتى, چون: (عقل) و (فكر) و (هوش) توجه كنيم:
فكر, نيروى نتيجه گيرى و استنتاج را گويند و تفكر زاياندن معلومات و كشف مجهولات به وسيله معلومات است كه علوم نتيجه آن به شمار مى روند.
هوش, در علم روان شناسى به مجموعه اى از توانايى ها; توانايى آموختن و بهره گيرى از تجربه, توانايى استدلال به شيوه انتزاعى, توانايى انطباق با نوسانات و توانايى برانگيختن خود براى انجام سريع كار, اطلاق مى شود.41
اما عقل در اصطلاح وحى (قرآن و روايات) نيروى سنجش و اندازه گيرى است. عقل ارزيابى و سنجش خود را در دو امر انجام مى دهد: سنجش راه هايى كه فكر براى رسيدن به خواسته ها و اهداف ارائه مى كند كه على(ع) مى فرمود:
(كفاك من عقلك ما أوضح لك سبيل غيّك مِن رشدك);42
از عقل تو همين بس كه راه گم راهى ات را از راه رشد تو آشكار و متمايز كند.
و ديگر, سنجش در اصل اهداف و خوبى ها و بدى ها. على(ع) مى فرمايد:
(إنّما يدرك الخير كله بالعقل);43
همانا تمامى خير و خوبى با عقل درك مى شود و مى توان به آن رسيد.
و نيز مى فرمود:
(العقل رسول الحق);44
عقل رسول حق است.
حق با عقل شناخته و معرفى مى شود. با اين بيان, عنصر تعقل در تمامى امور جارى است, كه: (بالعقل صلاح كلّ امر;45 صلاح هر چيزى, به وسيله عقل است) و موجب هدايت مى شود كه: (العقل يهدى وينجي والجهل يغوي ويردي).46 و عبوديت خدا و به دست آوردن بهشت را به بار مى آورد: (العقل ما عُبِدَ به الرحمان واكتسب به الجنان).47
بنابراين, تعقل به كارگيرى سنجش عقلانى در تمامى امور است.
و هرجا كه عنصر سنجش تحت تأثير عواطف (خشم, ترس و رغبت) قرار بگيرد, كاستى و نقصان يافته است كه:
(العاقل من يملك نفسه إذا غضب وإذا رغب وإذا رهب);48
عاقل حقيقى و كامل كسى است كه در هنگام خشم, رغبت و ترس خود را كنترل كند.
در هنگام خشم, حلم و بردبارى را, در هنگام خواهش و رغبت, ميانه روى را, و در هنگام ترس, صبر و شكيبايى را پيشه كند.49
وجهه عواطف در زنان غلبه دارد, به گونه اى كه گاه در عنصر تعقل تأثير مى گذارد. بيان اميرالمؤمنين على(ع) كه پذيرفته شدن شهادت دو زن به جاى شهادت يك مرد, نقصان تعقل و سنجش او را برمى نمايد,50 بيان اين نكته است كه, زنان عواطف و احساسات را در كارهاى خود, از جمله شهادت, دخالت مى دهند; هرچند عقل و تعقل تنها جنبه ذاتى ندارد و با تجربه نيز به دست مى آيد و چنان كه در روايت آمده: (العقل عقلان: عقل الطبع وعقل التجربه.)51 بارز بودن عواطف و احساسات در جنس زن نه تنها قدح و عيب نيست كه در جايگاه خود و در يك نگاه مجموعى به خانواده و اجتماع, حسن و زيبايى به شمار مى رود. از همين رو, زن و مرد در خانواده مكمل يكديگرند: (هنَّ لباس لكم وأنتم لباس لهنَّ).52 زن و مرد كاستى هاى يكديگر را در خانواده مى پوشانند برابرى و همانندى در ساخت و نحوه خلقت موجودات, نيكو نيست, و نگاه خلقت بايد به گونه اى باشد كه تكامل مجموعه انسان را در پى آورد و آن را به رشد رساند. خانواده و جامعه, بدون احساسات و عواطف و هم چنين بدون عنصر تعقل ناكامل و معيوب است. حقوق و تنظيم روابط حقوقى افراد در اين دنيا, از همين حدود وجودى برمى خيزد و در اين صورت, عدالت تحقق پيدا مى كند, نه مساوات و برابرى در تمامى حقوق; زيرا هيچ فردى به لحاظ توانايى ها و امكانات ذاتى با ديگرى برابر و همانند نيست تا بتواند از حقوقى كاملاً مساوى برخوردار شود. اگر ما به حقوق مشترك انسان ها معتقد هستيم, بدون شك در برخى موارد حقوق متفاوت وجود دارد: ما هنگام بخشش, نيازها و اولويت ها را در نظر مى گيريم و براساس نيازهاى متفاوت افراد, حقوق متفاوتى را براى آنان تدوين مى كنيم.
اما محاسبه ها و بازخواست هاى خدا براساس داده ها و امكانات انسان است و اين كه انسان, توانايى هاى خود را تا چه اندازه و در چه راهى به كار بگيرد, يعنى: نسبت بين دارايى و بازدهى كه همان سعى اوست. بنابراين, سپردن عهده دارى و سرپرستى خانواده به مرد, به خودى خود, مزيّتى محسوب نمى شود و با توجه به ساخت و ويژگى وجودى او صورت گرفته است.


دوم. توانايى مالى:

از ديگر عوامل سرپرستى مرد در خانواده, بر عهده داشتن مخارج خانواده است; نه به اين دليل كه حقّ سرپرستى در مقابل بذل مال به شمار مى رود و مرد با پرداخت پول آن را مى خرد, بل از آن روى كه چون مخارج خانواده را مرد تأمين مى كند, پس او خانواده را نيز سرپرستى مى نمايد تا هزينه كردن با نظارت و تأييد او صورت بگيرد و در مسائل اقتصادى خانواده ناهنجارى و اختلال پيش نيايد. به عبارت ديگر, اين امر در واقع براى تنظيم و نظم بخشى به امور اقتصادى خانواده است.
خلاصه: وجوب نفقه زن, امرى اجماعى بين علماى اسلامى به شمار مى رود و آيات و روايات متعددى بر آن دلالت دارد.
شرايط وجوب نفقه دو امر است:
1. دائم بودن ازدواج;
2. عدم نشوز و اطاعت زن.
در زمينه گستره عدم نشوز و وجوب اطاعت زن از همسر سه ديدگاه وجود دارد:
1. در زمينه استمتاعات جنسى;
2. درزمينه استمتاعات جنسى و خارج نشدن از خانه بدون اجازه همسر;
3. در زمينه شئون زندگى مشترك, يعنى: استمتاعات جنسى, هم بستر نشدن با ديگرى, خيانت نكردن به مال همسر;
احتمال ديگرى كه مى توان آن را نظريه چهارم دانست, توسعه در مصاديق شئون زندگى است كه همه گونه تعهدات زن (همسر) را كه عرف (مدوّن و غير مدوّن) در خانواده لحاظ مى كند, دربرمى گيرد; به شرط آن كه با عقل و شرع منافات نداشته باشد.
زمينه پذيرش و اطاعت در چنين وسعتى, برخاسته از اين حقيقت است كه نهاد خانواده, نياز به تصميم گيرنده نهايى و سرپرست دارد كه مرد اين وظيفه و مسئوليت را به دليل خصوصيات ذاتى و اقتصادى عهده دار شده است.

منبع:معارف قرآن



مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !

زن و شوهر تقاضای طلاق دارند. آن هم طلاق توافقی دادگاه با صدور حکم جدایی، مرد را موظف کرد هر ماه یک سکه از 124 هزار سکه مهریه زن را بپردازد. با یک محاسبه سرانگشتی می‏توان نتیجه گرفت مرد باید 10هزار و 333 سال یعنی سال 1717 هجری هر ماه یک سکه به زن بپردازد. کم نیستند مردانی که امروز به حق یا ناحق به دلیل عدم پرداخت مهریه در زندان‏ها به سر می‏برند. مردانی مغرور و مدعی که در آغاز زندگی مشترک بدون اندیشیدن به آینده‏ای که در انتظارشان است، نسبت به قبول مهریه چند هزار سکه‏ای، حالا عمرشان را پشت میله ‏های زندان هدر می‏دهند. موضوع مهریه یک سنت حسنه اسلامی و ایرانی است که متاسفانه در سال‏های اخیر به شدت از سوی خانواده‏های ایرانی دچار دستخوش و تغیییر و تحول شده است

قانون مهریه

ماده ۱۰۸۲
به مجرد عقد، زن مالک مهریه مي‌شود و مي‌تواند هر نوع تصرفي که بخواهد در آن بنمايد.
تبصره: چنان چه مهریه وجه رايج باشد متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه‌ي زمان تأديه نسبت به سال اجراي عقد که توسط بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تعيين مي‌گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اين که زوجين در حين اجراي عقد به نحو ديگري تراضي کرده باشند.

مهریه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

شرایط پذیرش اعسار از پرداخت مهریه

در توضیح این مطلب باید اذعان کرد، هرچند اخذ وکیل لزوما به معنای توانایی مالی محکوم به پرداخت آنچه که محکوم شده، نیست، اما با توجه به اینکه حق‌الزحمه‌ای بابت پیگیری دعوا توسط وکیل به وی داده می‌شود، اغلب اوقات قضات این موضوع را دلیلی بر تمکن مالی محکوم می‌دانند.

احکام مهریه

اگر كسى با دخترى زنا كند، آيا مهرى بر عهده او مى‏آيد؟
همه مراجع: اگر با اكراه دختر، اين عمل انجام گرفته است، بايد مهرالمثل بپردازد و اگر با رضايت او بوده، مهرى تعلّق نمى‏گيرد.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الديات، السابع عشر، الفرج، م 5 ؛ آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، كتاب الديات، 359 و دفتر همه مراجع.

دانستنیهای اقسام مهریه

مهریه بر سه قسم است: ۱- مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه ۱- مهر المسمى اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گویند، مهرالمسمى مال معینى است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصى که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین مى شود

مقاله اي در شناخت مهريه

مهريه در نظام حقوقي خانواده از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و به عنوان يکي از حقوق مالي زن در جريان ازدواج، تاکنون کمتر مورد توجه منظرهاي غير حقوقي قرار گرفته است.

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج

مقصود آنست که ما در اینجا فقط مسائلی از مهر را مطرح می کنیم که در موقع ثبت واقعه ازدواج باید رعایت شود ونه مسائلی از آن، که در زمان اجرای مهریه و یا طلاق مطرح می شود حال ببینیم این مسائل کدامند؟ از یک نقطه نظر خاص می توان این مسائل را به دو قسمت تقسیم کرد

مالکیت زن بر مهر و آثار آن

ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید

مهر المثل چيست؟

بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می گویند

مهرالسنه چیست؟

«مهر السنه»، مقدار مهري است كه نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) براي همسران خود و حضرت زهرا(عليه سلام) قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه‏ دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مي‏شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است.

مهر المسمى چیست؟

اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمی گویند، مهرالمسمی مال معینی است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصی که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین می شود

مهرالمتعه

در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند. مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید.

مهریه در اسلام

متاسفانه به علت عدم آگاهی لازم از معنا و مفهوم مهریه و همچنین کاربرد صحیح آن در اسلام، همواره شبهات بسیاری از جانب افراد مختلف از مسلمان و غیرمسلمان، پیرامون بحث مهریه مطرح می‌شود که با نگاهی دقیق و تحلیلی به این نظام به راحتی تمام شبهات پاسخ داده می‌شود و عمق زیبایی‌های دین مبین اسلام هویدا می‌گردد.

7 نکته درباره مهریه

حتما می دانید که مهریه (صداق) در تعریف شرعی، نشان محبت و صداقت مرد نسبت به زن است. اما ماجرا به همین سادگی نیست. همین محبت و صداقت، باید شرایطی داشته باشد تا شرعی باشد و مهم تر از آن هم زن را به زندگی و محبت مرد دلخوش کند و هم مرد را به دردسر نیندازد.

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنیئاً مَریئاً» (نساء، 4)؛ و مهر زنان را در كمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید، پس اگر چیزى از مهر خود را از روى رضا و خشنودى به شما بخشیدند، برخوردار شوید كه برایتان حلال و گوارا خواهد بود.

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

در فصل ازدواج و ماده 22 قانون حمایت خانواده آمده است که اگر مهریه بیش از 110 سکه باشد پرداخت آن مشروط به توانایی مالی زوج است. طبق این قانون ميزان مهريه متعارف 110 سكه بهار آزادي است كه مرد موظف است آن را پرداخت كند و وصول آن مشمول مقررات ماده 2 قانون اجرای محکومیت‌های مالی است، در صورتي كه مهريه سقف مذكور را رد كند، دادگاه تمكن مالي مرد را براي پرداخت بررسي مي‌كند و تصميم مي‌گيرد كه فرد زنداني شود يا خيریعنی فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است

اجرای مهریه

به مجرد وقوع عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن انجام دهد(ماده 1082 قانون مدنی) بنابراین مهریه در مالکیت زن مستقر شده و در مدیریت او قرار می گیرد منتها ممکن است مهریه حال باشد یا مۆجل عندالمطالبه باشد یا مندالاستطاعه در فرضی که حال باشد یا عندالمطالبه زن در هر زمان می تواند آن را مطالبه کند

مهریه را چگونه طلب کنید؟

تمامی عقود و قراردادهای منعقده یك‌سری حقوق و تعهداتی را نسبت به طرفین آن قرارداد ساری و جاری خواهد كرد. عقد نكاح نیز در كنار شیرینی و خوشی انعقاد آن، یك دسته از تعهدات را برای طرفین به همراه خواهد داشت. یكی از مهم‌ترین حقوق و تعهداتی كه در موضوع عقد نكاح مطرح است، بحث مهریه است

نحوه ی وصول مهریه

وصول مهریه از طریق مراجع ثبتی نیز منوط به درخواست زوجه از دفتر ازدواج فیمابین با همسر خویش و صدور اجراییه ثبتی و طی تشریفات قانونی مقرر بوده و در هر دو حالت، می‌توان نسبت به توقیف و بازداشت اموال زوج اقدام كرد.

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

 قانون حمایت از خانواده که پس از ده سال انتظار و کش وقوس های فراوان در اسفند ۹۱ به تصویب مجلس و تائید شورای نگهبان رسید و در سال ۹۲ لازم الاجرا شد، از معدود قوانینی است که اعتدال و قواعد قانون نویسی تا حد زیادی در آن رعایت شده و مفاد آن با عرف جامعه در تضاد نیست.

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

هر چیزی که ملکیّت دارد را می توان به عنوان مهر قرار داد. همچنین جایز است منفعتی را به عنوان مهریه تعیین کرد، مثل اینکه زنى را براى خود عقد کند در برابر این که صنعتى به او یاد بدهد. مهریه از نظر مقدار حد و اندازه اى ندارد بلکه معیار در آن راضی بودن زن و شوهر است

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

یک جامعه شناس معتقد است: در گذشته این مردان بودند که طلاق می‌خواستند. افزایش حضور زنان در جامعه و بدست آوردن استقلال مالی، آمار طلاق‌هایی که از طرف زنان صورت می‌گیرد را ۷۰ درصد بالا برده و طلاق‌های عاطفی به طلاق حقیقی تبدیل شده‌است.

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

مهریه از طریق ارائه دادخواست به دادگاه عمومی حقوقی خانواده قابل مطالبه است، زن می‌تواند در صورت تمایل با نوشتن خواسته خود توسط خود یا مشاور در فرم مخصوص (همان دادخواست) از دادگاه محل سکونت خود یا همسرش درخواست کند که حکم الزام همسر را به پرداخت مهریه صادر کند.

حدیث درباره مهریه

بهترين زنان امّت من ، خوبروترين و كم مهريه‏ترين آنان هستند .

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

مهریه همزمان با انعقاد ازدواج در سند رسمی یا عقدنامه ثبت می‌شود. از مهمترین ویژگی‌های این سند رسمی، لازم الاجرا بودن آن است؛ یعنی با درخواست زن از دفترخانه تنظیم سند ازدواج برای اجرای تعهدات آن، از جمله مهریه، می توان به عنوان مثال مال موضوع مهریه را از همسر (مرد) درخواست کرد و مراجعه به دادگاه برای این کار الزامی نیست.

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

یکی دیگر از شبهات مطرح در شبکه ها و سایتهای مخالفین اسلام این است که می گویند: (چرا اسلام مهریه و صداق را در ازدواج قرار داده؟! گویا اسلام میخواهد مردان با پرداخت مبلغی به عنوان مهریه در آغاز ازدواج زنان را خریده و آنان را برده ی خود کنند!!!



مرتبط با : مهریه

طلاق


طلاقطلاق

در لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است.
واژه طلاق در اصطلاح شرعي عبارتست از «ازاله قيد نکاح بدون عوض باصيغه طالق و شبهه آن » توضيح مطلب به اين صورت است كه اولاً طلاق جزء ایقاعات است كه در كتاب جواهر الكلام بدان تصريح شده است و جزء عقود نيست و تنها ایجاب در آن كفايت مي‌كند اما اگر جزء عقود شرعي قرار مي‌گرفت بايستي علاوه بر ایجاب، قبول هم در آن وجود داشت كه در اين صورت دو طرفه مي‌بود در حالي كه خود طلاق يك طرفه است و از طرف مرد صورت مي‌گيرد ثانياً اين كه طلاق فسخ نيست بلكه بر اساس صیغه خاصي مثل طالق صورت مي‌گيرد در حالي كه اگر فسخ بود ديگر نيازمند صیغه خاص نبود و بدون صیغه هم جاري مي‌شد ثالثاً در تعريف بدون عوض درج شده است و دلالت براين دارد كه طلاقي كه با عوض همراه باشد داخل در تعريف مطلق نيست.بنابراين طلاق عبارتست از انحلال عقد نکاح دائمی با صیغه خاص و رعايت تشريفات شرعي.

ارکان و شرایط طلاق
طلاق داراي چهار ركن اساسي است كه عبارتند از:
۱- طلاق دهنده
۲- طلاق گیرنده
۳- صیغه طلاق
۴- اشهاد.
به نظر مي‌رسد با توجه به اين كه اكنون طلاق بدون موافقت دادگاه واقع نمي‌گردد اگر كسب موافقت دادگاه را نيز به عنوان ركن پنجم طلاق به شمار آيد بي وجه نيست.
در مطلق كه همان مرد طلاق دهنده مي‌باشد چهار شرط معتبر است
۱- بلوغ
۲- عقل
۳- اختیار
۴- قصد
در مطلقه که همان زن طلاق داده شده است نیز پنج شرط معتبر است:
۱- زوجیت
۲- عقد دائمي باشد نه موقت
۳- اينكه زن از حیض و نفاس پاك باشد.
۴- طلاق در زمان پاک بودن از حیض و نفاس باشدكه در غیر این صورت اگر واقع شود طلاق باطل است كه اين شرط مذكور در زن یائسه و زني كه به سن حیض نرسيده است و زن حامله ساقط است
۵- معين بودن زن مطلقه
در صيغه نيز شروطي معتبر است كه عبارتند از اين كه صيغه مخصوصه براي ازاله قيد نکاح «هي طالقٌ يا فُلانَة طالقٌ يا اَنتِ طالقٌ » باشد. همچنين بغير عربي واقع نمي‌شود و با اشاره هم واقع نمي‌شود مگرکسي كه عاجز است از حرف زدن باشد
اما اشهاد عبارتست از شاهد گرفتن دو يا چند نفر مرد عادل بر وقوع طلاق و كيفيت شهادت به يكي از سه صورت انجام مي‌شود يا بصورت استماع صیغه و شنيدن آن، يا شناختن اجمالي دو طرف و يا حضور هم زمان در هنگام طلاق شهود بايستي اولاً مرد باشند ثانياً عادل باشند و عادل كسي است كه تقوي پيشه كند و از مرتكب شدن گناهان كبيره و اصرار بر جرايم صغيره پرهيز نمايد.

تقسيمات طلاق
از نظر فقها طلاق ابتداءً تقسيم مي‌شود به طلاق بدعي و سني به معناي بدعت حرام و سنت مشروعه: طلاق بدعی طلاقي است كه خلاف شرايط مقرره در شریعت انجام گرفته باشد و اگر اين نوع طلاق واقع شود باطل است مانند طلاق حائض .
طلاق سنی طلاقي است كه مطابق مقررات و با رعايت كامل شرايط شرعي انجام شده باشد و خود بر دو نوع است ۱- طلاق باین كه مرد در آن حق رجوع ندارد ۲- طلاق رجعی كه مرد در آن حق رجوع در زمان عده را دارد.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



دانستنیهای اقسام مهریه


دانستنیهای اقسام مهریهاقسام مهریه

مهریه بر سه قسم است: ۱- مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه ۱- مهر المسمى اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گویند، مهرالمسمى مال معینى است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصى که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین مى شود..

این مال مى تواند شامل عین معین باشد: مانند وسیله نقلیه، منزل، زمین، باغ و مانند آن؛ همچنین مى تواند منفعت باشد: مانند اینکه زن بتواند اجاره بهاى منزلى که متعلق به شوهرش مى باشد را مثلاً مدت یک سال دریافت کند. به همان نسبت مى تواند عمل معینى باشد، البته عمل باید ارزش اقتصادى داشته باشد: مانند تعلیم قرآن یا تعلیم هنر نقاشى یافن خیاطى، یا ساختن بنایى براى زن در مدت معینى و مى تواند حق باشد که حق دینى و یا حق عینى است براى مثال مرد متعهد مى شود مبلغ یکصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نیز مرد مى تواند طلبى که از شخص دیگرى دارد را مهر زن قرار دهد و حق عینى، حقى که مرد در مال دیگرى دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل دیگرى) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلى که در اجاره مرد است.

دانستنیهای اقسام مهریه

مهر المسمی چیست:  ( اسم ) آن کابین که در ضمن عقد ازدواج تعیین و آورده شده باشد مقدار مالی یا کاری که شوهر حین اجرای عقد تعیین می کند که بزن بدهد .

 

شرایط مهر المسمى الف:

مالیت داشته باشد داراى ارزش اقتصادى و قابل خرید و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دریا یا هوا را مهر قرار داد. ب: قابل تملک باشد قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختنیار زن و تحت تملک او قرار بدهد. براى مثال مشترکات عمومى مانند بوستان هاى عمومى یا فضاى سبز یا جاده و خیابان و یاموقوفات که قابل تملک به وسیله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالى که متعلق به غیر یا دیگرى است، یا مالى که به دلیل بدهى به دیگرى در توقیف است (از طریق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد.

بنابراین مالى که مهر قرار داده مى شود باید مالک آن شوهر باشد ولى ملک دیگرى را هم با اجازه و اذن مالک مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد. ج : معلوم باشد معلوم بودن مهر این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سى کیلو گندم و در بعضى موارد نیز وصف شىء از طریق حواس حاصل مى شود:

مانند بوى عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشى و از اینگونه اشیا. هرگاه مهر، عین معین باشد مى بایستى هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی). د: معین باشد مهر باید طورى معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکى از دو خانه یا یکى از دو اتومبیل نباشد، باید کاملاً معین شود که چه چیزى به عنوان مهر تعیین مى شود.

ه: داراى منفعت عقلایى و مشروع باشد مهر باید منفعت عقلایى و مشروع داشته باشد، چیزى که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلى یا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک ، مردار، شراب یا چیزهایى که مالکیت آن براى مسلمانان مشروع نیست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى که مهر قرار داده شود چنین مهرى باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و: قابل تسلیم باشد شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالى را که در دریا غرق شده یا در جاى نامعینى پنهان است و قابل دسترسى نیست، نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر اینکه زن به تنهایى، یا با کمک دیگران بتواندآن را تحصیل کند وبه دست آورد.

مهر المثل چیست :مهریه ای که درحین‌عقدازدواج‌برای زن‌معلوم‌نشده‌ وپس‌اززفاف‌ازروی‌حدمتوسط مهرزنان‌دیگربرای‌اوتعیین‌شود

۲- مهرالمثل مهرى است که در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، یا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعیین شده باطل شد یا فاقد مالیت باشد یا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، یا اینکه نکاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نکاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گیرد که بعد از عقد و پس از زناشویى باشد، نزدیکى شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زیبایى، تحصیلات، موقعیت خانوادگى و با در نظر گرفتن مکان و شرایط و اوضاع و احوال و امثال اینها معین مى شود.

- مهرالمتعه در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند.

مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید. این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند شرایط مهرالمتعه براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است.

پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است

1- در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند. ۲- زناشویى واقع نشده باشد. ۳- زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند،

نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح. تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه نخست آنکه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معین مى شود که ذکرى از مهر در عقد نشده باشد، یا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت این دو مورد در این است که: ۱- در تعیین مهرالمثل، صفات و خصوصیات زن ملاک است، ولى مهرالمتعه به میزان دارایى مرد بستگى دارد. ۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشویى است، ولى مهرالمتعه پیش از زناشویى و با وقوع طلاق محقق مى شود. زن و شوهر مى توانند اختیار تعیین مهر را به یکى از زوجین یا دیگرى واگذار کنند، در این صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گویند؛ شخص ثالثى را که اختیار تعیین مهر به وى سپرده شده است «داور» مى نامند.

داور یک یا چند نفر ممکن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعیین نمایند؛ یا آن که داورها مى توانند یک نفر دیگر را انتخاب کنند تا مهر را تعیین نماید. اگر داور انتخاب شده، شوهر یا شخص دیگرى باشد، مختار است به هر اندازه که بخواهد مهر را تعیین نماید و اگر داور در تعیین مهر، زن باشد، نمى تواند بیش از مهرالمثل مهریه تعیین کند. این محدودیت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگیرى از سوءاستفاده زن از اختیار خویش در نظر گرفته است. داور مى تواند حتى پس از آنکه مرد همسر خود را طلاق داد یا نکاح به علتى فسخ شد، مهر تعیین کند زیرا سمت داور با طلاق و فسخ از بین نمى رود و هیچ منعى براى تعیین مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پیش از تعیین مهر، اگر فوت وى پس از زناشویى باشد زن مستحق مهرالمثل است.

بنابراین زناشویى شرط استحقاق تعیین مهرالمثل براى زن به شمار مى رود. استقلال مالى زن در نکاح دین اسلام استقلال مالى زن را در زندگى مشترک به رسمیت شناخته است و زن در روابط مالى و اقتصادى خود تابع شوهر نیست و در انجام معاملات، استقلال دارد. زن و مرد پس از ازدواج مى توانند دارایى هاى جداگانه داشته باشند و به طور مستقل در دارایى هاى خود دخل و تصرف کنند. اسلام به زن حق داده مالک شود و تحصیل ثروت کند و به مرد حق نداده در ثروتى که به او تعلق دارد تصرف کند. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مستقلاً مى تواند در دارایى خود هر تصرفى را که مى خواهد بکند.» مالکیت زن بر مهر و آثار آن ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید. اگر مهر عین کلى باشد، مانند پول یا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهکار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هر گاه مهر، منفعت یا هر حق دیگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفا مالکانه بنماید یعنى هر نوع تصرفى که مالک مى تواند در مال خود اعمال کند او هم اعمال نماید. مالکیت زن بر مهریه خویش به حدى محکم است که در صورت فوت زن مهریه وى، جزو ماترک او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زیرا به محض وقوع عقد ، زن مالک مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارایى ها و یا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراین پس از فوت زن، مهر جزو ماترک او خواهد بود. همچنین در صورت فوت شوهر، مهریه زن قبل از تقسیم اموال از دارایى او کسر و به زن پرداخت مى شود، زیرا مهریه دین متوفى است که پیش از تقسیم ترکه از اموال ودارایى هاى متوفى باید کسر و پرداخت شود. حتى اگر مهریه حال نباشد و در آن شرط مدت یا اقساط شده باشد. زیرا مهریه دین است و بعد فوت مدیون، دین مؤجل «مدت دار» به حال تبدیل مى شود. در واقع باید گفت مهریه ، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو دیون ممتاز بوده و حتى جایز نیست که مردى در قلب خود نیز نیت عدم پرداخت آن را کند. مالى که به عنوان مهریه زن قرار داده مى شود، ممکن است عین یا دین یا منافع چیزى و یا انجام کارى باشد. در صورتى که مهریه عین معین باشد، مانند خانه ، باغ ، زمین ، وسیله نقلیه و غیره. از همان لحظه عقد ، در چارچوب ملکیت زن درآمده و زن مالک کلیه منافع آن از لحظه وقوع عقد نکاح مى شود و شوهر باید مال را به او تسلیم نماید؛ در صورتى که مال قبل از تسلیم تلف گردد یا عیب و نقصى در آن حادث شود ، شوهر ضامن عیب و تلف آن است و باید آن را جبران نماید. اگر مهریه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و یا اقساطى براى آن تعیین نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه کند، در غیر این صورت باید آن مال در موعد تعیین شده به زن داده شود.

منبع:بابافارس



مالکیت زن بر مهر و آثار آن

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مالکیت زن بر مهر و آثار آنمالکیت زن بر مهر

ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید. اگر مهر عین کلى باشد، مانند پول یا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهکار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هر گاه مهر، منفعت یا هر حق دیگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفات مالکانه بنماید یعنى هر نوع تصرفى که مالک مى تواند در مال خود اعمال کند او هم اعمال نماید.

مالکیت زن بر مهریه خویش به حدى محکم است که در صورت فوت زن مهریه وى، جزو ماترک او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زیرا به محض وقوع عقد ، زن مالک مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارایى ها و یا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراین پس از فوت زن، مهر جزو ماترک او خواهد بود. همچنین در صورت فوت شوهر، مهریه زن قبل از تقسیم اموال از دارایى او کسر و به زن پرداخت مى شود، زیرا مهریه دین متوفى است که پیش از تقسیم ترکه از اموال ودارایى هاى متوفى باید کسر و پرداخت شود. حتى اگر مهریه حال نباشد و در آن شرط مدت یا اقساط شده باشد. زیرا مهریه دین است و بعد فوت مدیون، دین مؤجل «مدت دار» به حال تبدیل مى شود. در واقع باید گفت مهریه ، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو دیون ممتاز بوده و حتى جایز نیست که مردى در قلب خود نیز نیت عدم پرداخت آن را کند.

مالى که به عنوان مهریه زن قرار داده مى شود، ممکن است عین یا دین یا منافع چیزى و یا انجام کارى باشد. در صورتى که مهریه عین معین باشد، مانند خانه ، باغ ، زمین ، وسیله نقلیه و غیره. از همان لحظه عقد ، در چارچوب ملکیت زن درآمده و زن مالک کلیه منافع آن از لحظه وقوع عقد نکاح مى شود و شوهر باید مال را به او تسلیم نماید؛ در صورتى که مال قبل از تسلیم تلف گردد یا عیب و نقصى در آن حادث شود ، شوهر ضامن عیب و تلف آن است و باید آن را جبران نماید.

اگر مهریه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و یا اقساطى براى آن تعیین نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه کند، در غیر این صورت باید آن مال در موعد تعیین شده به زن داده شود.

منبع:دادخواهی



مهرالمتعه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهرالمتعهمهرالمتعه

در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند. مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید.

این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند.

شرایط مهرالمتعه

براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است. پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است:

۱- در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند.

۲- زناشویى واقع نشده باشد.

۳- زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح.

 

تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه

نخست آنکه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معین مى شود که ذکرى از مهر در عقد نشده باشد، یا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت این دو مورد در این است که:

۱- در تعیین مهرالمثل، صفات و خصوصیات زن ملاک است، ولى مهرالمتعه به میزان دارایى مرد بستگى دارد.

۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشویى است، ولى مهرالمتعه پیش از زناشویى و با وقوع طلاق محقق مى شود.

زن و شوهر مى توانند اختیار تعیین مهر را به یکى از زوجین یا دیگرى واگذار کنند، در این صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گویند؛ شخص ثالثى را که اختیار تعیین مهریه به وى سپرده شده است «داور» مى نامند. داور یک یا چند نفر ممکن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعیین نمایند؛ یا آن که داورها مى توانند یک نفر دیگر را انتخاب کنند تا مهر را تعیین نماید. اگر داور انتخاب شده، شوهر یا شخص دیگرى باشد، مختار است به هر اندازه که بخواهد مهریه را تعیین نماید و اگر داور در تعیین مهر، زن باشد، نمى تواند بیش از مهرالمثل مهریه تعیین کند. این محدودیت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگیرى از سوءاستفاده زن از اختیار خویش در نظر گرفته است.

داور مى تواند حتى پس از آنکه مرد همسر خود را طلاق داد یا نکاح به علتى فسخ شد، مهر تعیین کند زیرا سمت داور با طلاق و فسخ از بین نمى رود و هیچ منعى براى تعیین مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پیش از تعیین مهر، اگر فوت وى پس از زناشویى باشد زن مستحق مهرالمثل است.

بنابراین زناشویى شرط استحقاق تعیین مهرالمثل براى زن به شمار مى رود.

منبع:دادخواهی



مهر المسمى چیست؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهر المسمى چیست؟مهر المسمى

اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمی گویند، مهرالمسمی مال معینی است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصی که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین می شود. این مال می تواند شامل عین معین باشد: مانند وسیله نقلیه، منزل، زمین، باغ و مانند آن؛ همچنین می تواند منفعت باشد: مانند اینکه زن بتواند اجاره بهای منزلی که متعلق به شوهرش می باشد را مثلاً مدت یک سال دریافت کند. به همان نسبت می تواند عمل معینی باشد، البته عمل باید ارزش اقتصادی داشته باشد: مانند تعلیم قرآن یا تعلیم هنر نقاشی یافن خیاطی، یا ساختن بنایی برای زن در مدت معینی و می تواند حق باشد که حق دینی و یا حق عینی است برای مثال مرد متعهد می شود مبلغ یکصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نیز مرد می تواند طلبی که از شخص دیگری دارد را مهر زن قرار دهد و حق عینی، حقی که مرد در مال دیگری دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل دیگری) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلی که در اجاره مرد است.

شرایط مهر المسمی

الف: مالیت داشته باشد

دارای ارزش اقتصادی و قابل خرید و فروش باشد. برای نمونه نمی توان آب دریا یا هوا را مهر قرار داد.

ب: قابل تملک باشد

قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختنیار زن و تحت تملک او قرار بدهد. برای مثال مشترکات عمومی مانند بوستان های عمومی یا فضای سبز یا جاده و خیابان و یاموقوفات که قابل تملک به وسیله افراد واشخاص نمی باشند را نمی توان به عنوان مهریه تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالی که متعلق به غیر یا دیگری است، یا مالی که به دلیل بدهی به دیگری در توقیف است (از طریق مراجع قانونی) نمی توان مهریه قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد. بنابراین مالی که مهریه قرار داده می شود باید مالک آن شوهر باشد ولی ملک دیگری را هم با اجازه و اذن مالک می توان مورد مهریه قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد.

ج : معلوم باشد

معلوم بودن مهریه این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سی کیلو گندم و در بعضی موارد نیز وصف شیء از طریق حواس حاصل می شود: مانند بوی عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشی و از اینگونه اشیا. هرگاه مهر، عین معین باشد می بایستی هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی).

د: معین باشد

مهر باید طوری معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکی از دو خانه یا یکی از دو اتومبیل نباشد، باید کاملاً معین شود که چه چیزی به عنوان مهر تعیین می شود.

ه: دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد

مهر باید منفعت عقلایی و مشروع داشته باشد، چیزی که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلی یا مواد مخدر، نمی توان مهر قرار داد. مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک، مردار، شراب یا چیزهایی که مالکیت آن برای مسلمانان مشروع نیست را نمی توان مهر قرار داد و در صورتی که مهر قرار داده شود چنین مهری باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و: قابل تسلیم باشد

شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالی را که در دریا غرق شده یا در جای نامعینی پنهان است و قابل دسترسی نیست، نمی توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر اینکه زن به تنهایی، یا با کمک دیگران بتواندآن را تحصیل کند و به دست آورد.

منبع:دادخواهی



مهرالسنه چیست؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهرالسنه چیست؟مهرالسنه

مهرالسنه چیست و چقدر است؟ آیا قرار دادن مهریه بیش از این مقدار (مهر السنة) مکروه است، یا فقط مستحب ترک شده است؟

«مهر السنه»، مقدار مهري است كه نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) براي همسران خود و حضرت زهرا(عليه سلام) قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه‏ دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مي‏شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است.

مقدار مهر السنه 

 1. مهرالسنه پانصد درهم است که حدود 1250 گرم نقره بوده و قیمت آن‌را ‏مى‌‌توانید بر اساس نوسانات بازار به دست آورید. ‏ 

 

2. در اسلام حدّى براى مهریه به نحو لزوم معیّن نشده، ولى هر چه کمتر باشد بهتر است و مستحب است که مقدار مهریه از مهر‌السنه زیادتر نباشد. پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است: 

 

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): 

1. مهرالسنه پانصد درهم است و هر درهم دوازده و شش دهم( 6/12) نخود نقره است و وزن یک نخود تقریباً معادل یک بیست و چهارم مثقال و پانزده صدم گرم( 15 / 0) گرم است و قیمت آن‌را ‏مى‌توانید از بازار به دست آورید. ‏ 

 

2. در اسلام حدّى براى مهریه به نحو لزوم معیّن نشده، ولى هر چه کمتر باشد بهتر است و مستحب است که مقدار مهریه از مهر‌السنه زیادتر نباشد. 

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی): 

 مهر السنه طبق مشهور پانصد درهم نقره است و قیمت دقیق آن‌را مى‌‌توانید از زرگرها سؤال کنید. و توجه داشته باشید که مهریه‌‌های بسیار بالا اعتباری ندارد؛ زیرا قصد جدّی در آنها نمی‌‌باشد و اگر باشد نوعی سفاهت است. 

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): 

 1. 1250 گرم نقره. 

2. مکروه نیست. 

 

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی): 

 مقدار مهر السنة پانصد درهم نقره است که تقریبا معادل دویست و شصت و دو و نیم مثقال نقره سکه دار است و مستحب است که مهریه از این مقدار بیشتر نباشد. 



مهر المثل چيست؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهر المثل چيست؟

مهر المثل

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می گویند.



احکام مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


احکام مهریهاحکام مهریه


مهر المسمّى چيست؟
«مهر المسمّى» مهريه ‏اى است كه مقدار آن هنگام عقد ازدواج معين شده و از آن نام برده شده است.


اگر كسى با دخترى زنا كند، آيا مهرى بر عهده او مى‏آيد؟
همه مراجع: اگر با اكراه دختر، اين عمل انجام گرفته است، بايد مهرالمثل بپردازد و اگر با رضايت او بوده، مهرى تعلّق نمى‏گيرد.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الديات، السابع عشر، الفرج، م 5 ؛ آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، كتاب الديات، 359 و دفتر همه مراجع.


آيا زن مي‏تواند مهريه خود را با شوهرش مصالحه كند كه با زن ديگري ازدواج نكند؟
آيات عظام امام، خامنه ‏اي، فاضل و نوري: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، احتياط واجب آن است كه با زن ديگري ازدواج نكند. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2460 ؛ نوري، توضيح‏المسائل، م 2456 و دفتر: خامنه‏اي.
آيات عظام بهجت، تبريزي، سيستاني، صافي، مكارم و وحيد: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، واجب است با زن ديگري ازدواج نكند. توضيح‏المسائل مراجع، م 2460 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2524 ؛ مكارم، استفتاآت، ج 2، س 910 و دفتر: بهجت.


اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج، مهريه‏اى را قرار دهد كه مى‏داند قدرت پرداخت آن را ندارد ؛ آيا اين عقد باطل است؟
همه مراجع: خير، عقد صحيح است و بايد مهريه ‏اى را كه تعيين كرده، به زن بپردازد. دفتر: همه مراجع. )


مقدار مهرالسنه را بيان كنيد؟
همه مراجع: «مهر السنه»، مقدار مهري است كه نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) براي همسران خود و حضرت زهرا(عليه سلام) قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه ‏دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مي‏ شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است. تبريزي، استفتاءات، س 1631 ؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 31 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س‏732 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 1284 ؛ سيستاني، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 287 ؛ نوري، استفتاءات، ج‏2، س 628 ؛ صافي، هدايةالعباد، ج 2، فصل في المهر، م 1 و دفتر: خامنه‏اي، بهجت، وحيد.


مهر المثل چيست؟
«مهر المثل» عبارت است از: مهريه زنان هم رديف؛ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت. مهرالمثل در مواردى تحقق مى‏يابد؛ به عنوان مثال اگر در عقد ازدواج، براى زن مهريه‏ اى معلوم نشود و يا مهريه ‏اى حرام قرار داده شود، پس از زفاف (نزديكى) - براى او مهر المثل تعيين مى‏شود.


اگر در عقد ازدواج مهريه ذكر نشود، آيا عقد باطل است؟
همه مراجع: اگر عقد موقّت باشد عقد باطل مى‏ شود؛ ولى عقد دائم بدون ذكر مهر صحيح است.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 4 والنكاح المنقطع، م 5 ؛ آيت الله صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 4 و.النكاح المنقطع، م 5 ؛ آيت الله تبريزى و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، عقد المتعة والمهر، م 1354 ؛ دفتر همه مراجع


در عقد نامه، مهريه خانمى به اين صورت ذكر شده است: «مقدار بيست مثقال طلا به قيمت ده هزار تومان» آيا مهريه بيست مثقال طلا است، يا ده هزار تومان؟
همه مراجع: در فرض ياد شده، بيست مثقال طلا بر عهده شوهر است.آيت الله نورى، استفتاءات، ج 1، س 635 ؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1484 ؛ امام خمينى، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 7 و دفتر همه مراجع.


اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مهريه را نداشته باشد، آيا زن مي‏تواند از نزديكي او ممانعت كند؟
همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براي پرداخت مهريه، مدت معيّن نشده باشد، زن مي‏تواند از نزديكي شوهر جلوگيري كند؛ ولي اگر پيش از گرفتن مهريه، به نزديكي راضي شود و شوهر با او نزديكي كند، ديگر نمي‏تواند بدون عذر شرعي از نزديكي او ممانعت نمايد. توضيح‏المسائل مراجع، م‏2420 ؛ نوري، توضيح‏المسائل، م 2416 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2484 ؛ دفتر: خامنه‏اي.

مردى فاقد منزل و هرگونه ملكى است؛ ولى در هنگام تعيين مهريه، به دروغ يك دانگ و نيم از منزل مسكونى را مهر زن مى‏كند و بر اساس آن عقد دائم مى‏خوانند. تكليف عقد و مهريه چگونه است؟
همه مراجع: در فرض ياد شده، عقد صحيح است؛ ولى مهريه باطل است و اگر شوهر نزديكى كرده باشد، بايد مهرالمثل به همسر خود بپردازد.آيت الله خامنه‏ اى، استفتاء، س 259 ؛ امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 3 ؛ آيت الله صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 3 ؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 288 و دفتر همه مراجع.

منبع:احکام پرسمانی



اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !ارقام نجومی مهریه

زن و شوهر تقاضای طلاق دارند. آن هم طلاق توافقی دادگاه با صدور حکم جدایی، مرد را موظف کرد هر ماه یک سکه از 124 هزار سکه مهریه زن را بپردازد. با یک محاسبه سرانگشتی می‏توان نتیجه گرفت مرد باید 10هزار و 333 سال یعنی سال 1717 هجری هر ماه یک سکه به زن بپردازد. کم نیستند مردانی که امروز به حق یا ناحق به دلیل عدم پرداخت مهریه در زندان‏ها به سر می‏برند. مردانی مغرور و مدعی که در آغاز زندگی مشترک بدون اندیشیدن به آینده‏ای که در انتظارشان است، نسبت به قبول مهریه چند هزار سکه‏ای، حالا عمرشان را پشت میله ‏های زندان هدر می‏دهند. موضوع مهریه یک سنت حسنه اسلامی و ایرانی است که متاسفانه در سال‏های اخیر به شدت از سوی خانواده‏های ایرانی دچار دستخوش و تغیییر و تحول شده است، به طوری که گاهی بحث بر سر مهریه آنقدر بالا می‏گیرد که وصلتی به خاطر اختلاف نظر درباره مهریه، هیچ‏گاه سر نمی‏گیرد.
در مورد مهریه چه فکر می‏کنید؟ اصلاً تا به حال به این فکر کرده‏اید که فلسفه وجودی مهریه چیست؟ مهریه که به آن مهر وکابین و صداق نیز می‏گویند، مالی است که مرد در هنگام عقد، موظف می‏شود به همسرش پرداخت کند. تعیین مهر در عقد دائم واجب نیست و بدون آن نیز عقد صحیح است ولی پس از ازدواج، در صورت مطالبه‏ی زن، باید مهری معادل مهر رایج پرداخت شود، که در اصطلاح فقهی به این گونه مهر «مهر‏المثل» می‏گویند. «مهرالمسمی» مهری است که مقدار آن در ضمن عقد نکاح معین شده و در صورتی که مدتی برای مهر در عقد تعیین نشده باشد، زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه کند.

مستحب است که مهریه بیش از مقدار «مهرالسنه» نباشد. مهرالسنه مهری است که پیغمبر صلی‏الله علیه‏واله وسلم برای همسران خود معین فرموده و مقدارش 500درهم، معادل پنجاه دینار طلا بود در احادیث فراوانی از تعیین مهریه‏ های کلان نهی شده است. به موجب قانون مدنی ایران، هر چیزی که مالیت داشته و قابل تملک باشد می‏تواند موضوع مهریه قرار بگیرد، مثل وجه نقد، زمین، خانه، اتومبیل و غیره، در صورتی که مهریه مال غیرمنقول و متعلق به غیر باشد باید هنگام وقوع عقد یا پیش از آن به زوجه انتقال یابد. موضوع مهریه سال‏هاست که در بین خانواده‏های ایرانی مطرح بوده و افزایش و تعیین سقف برای آن مساله‏ای است که همواره از سوی کارشناسان و قانون‏گذاران بیان می‏شود. در سال‏های گذشته میزان مهر از یک جلد قرآن کریم، یک سکه طلا یا شاخه نبات فراتر نمی‏رفت اما ارقام نجومی که اکنون مطرح است باعث می‏شود به این بیندیشیم که آیا واقعا مهریه تضمین کننده خوشبختی و رفاه است؟
کــسانی که معتقد به برابری حقوق زن و مرد هستند اغلب مهریه را نوعی قیمت گذاری بر زن می‏دانند. این افراد اعتقاد دارند که ریشه این سنت به نگاه ج * ن * س * یتی موجود به زن بر می‏گردد و اینکه زن کالایی است که برای تملک آن باید مثل هر کالای دیگر بهایی پرداخت کند.به جرات می‏توان گفت اگر فلسفه مهریه برای زن و مرد به خوبی روشن بود و خانواده‏‏ ها چرایی این باور دینی را به خوبی درک می‏کردند بر میزان مهریه تاثیر می‏گذاشت. از نظر دین، مهریه عطیه‏ای است که عاشقانه‏ از طرف مرد به زن برای جلب محبت و عشق او داده می‏شود و قرار نیست، مهریه هم مانند خیلی از سندهای دیگر فقط نوشته و بایگانی شود بلکه قرار است این هدیه به زن اعطا شود. اینکه می‏گوییم «مهریه را چه کــسی داده، چه کــسی گرفته» یک باور غلط است. لذا مهریه ‏ای قابل پرداخت است که وجه آن موجود- مطابق دارایی داماد- باشد. وقتی مردی، مهریه ‏ای بسیار بیشتر از دارایی خود را قبول می‏کند در عمل خود صداقت ندارد چرا که او با این دید که فقط نوشته و پرداخت نمی‏شود، سند مهریه را امضا می‏کند و نتیجه‏ی این عمل چیزی جز افزایش زندانیان فراری از پرداخت مهریه نیست که تعدادشان هم مدام افزایش پیدا می‏کند.


براساس اعلام ستاد دیه کشور در حال حاضر 1300نفر به دلیل یک اشتباه در آغاز زندگی مشترک، حالا مدت‏ها در پشت میله‏ های زندان زندگی را سپری خواهند کرد. در مورد مهریه نظریات متعددی وجود دارد. مدافعان حقوق زنان با وجود اینکه این رسم را نوعی توهین به زن تلقی می‏کنند اما با این وجود در شرایط کنونی، آن را به روزنه‏ای برای بهبود نسبی وضعیت زن بعد از جدایی می‏دانند. کــسانی که معتقد به برابری حقوق زن و مرد هستند اغلب مهریه را نوعی قیمت گذاری بر زن می‏دانند. این افراد اعتقاد دارند که ریشه این سنت به نگاه ج * ن * س * یتی موجود به زن بر می‏گردد و اینکه زن کالایی است که برای تملک آن باید مثل هر کالای دیگر بهایی پرداخت کند. ستوده وکیل و حقوقدان معتقد است مهریه می‏تواند در مواقع خطر به کمک زن بیاید. به گفته این وکیل و حقوقدان، دیدگاه اجتماعی به مهریه زن به گونه‏ایست که زن را اساساً مستحق دریافت چنین مهریه‏ای نمی‏دانند.
متاسفانه آنقدر که تمرکز روی مهریه که بیشتر یک پرستیژ اجتماعی است تاکید می‏کنند، تقریباً هیچ‏کدام از دخــترها روی هیچ‏یک از حقوقی که می‏توانند داشته باشند تاکید نمی‏کنند.در زندگی مشترکی که به هر حال دو نفر با همکاری هم اموالی را جمع‏آوری کرده‏اند، قانون ما چنین می‏گوید که تمام اموال و دارایی‏ هایی که ضروری مرد است باید محفوظ بماند و مهریه زن در وضعیت کاملاً نا متعادلی قرار می‏گیرد. ستوده دو کارکرد برای مهریه قائل است: زمانی که مرد بعد از سال‏ها زندگی مشترک بخواهد زن را طلاق دهد و زن با دریافت مهریه می‏تواند سرمایه‏ای برای خود دست و پا کند، البته اگر باز هم مرد بخواهد و بتواند مهریه را بپردازد. کارکرد دوم مهریه زمانی است که زن می‏خواهد به زندگی مشترک پایان دهد و مرد راضی به طلاق نیست که در این حالت زن با بخشش مهریه شاید بتواند مرد را راضی به طلاق سازد.ستوده به زمانی اشاره می‏کند که مهریه‏های بسیار کم رایج بود و طلاق‏هایی که به همین دلیل به سهولت انجام می‏گرفت: «در یک دوره‏هایی، در ایران مهریه‏ های بسیار کمی برای زنان قرار داده می‏شد. یک جو اجتماعی ایجاد شده بود و می‏دانید که آن ماجراها به آسیب‏های بسیار متعددی علیه زنان و نهاد خانواده و کودکان منجر شد.


به این دلیل که بسیاری از مردان با تمسک به مهریه پایین خانم، بعد از 20 سال قید زندگی را می‏زدند و با زن جدیدی ازدواج می‏کردند و آن خانم با 3 یا 4بچه راهی کوچه و خیابان می‏شد در مقابل اما دیدگاه دیگری وجود دارد که می‏گوید دخــتران نباید به امید مهریه بمانند بلکه باید توانایی‏های خود را برای اداره یک زندگی مستقل بالا ببرند و یا از دیگر راه کارهای قانونی استفاده کنند. یک جامعه شناس، از طرفداران این دیدگاه می‏گوید: «در شرایط امروزه واقعیت این است که دخــتر و پسر باید آنقدر استقلال مالی، استقلال اجتماعی، استقلال فکری داشته باشند که، بخصوص دخــترها، چشم به مهریه ندوزند که زندگی خودشان را از طریق مهریه ‏ای که همسر به آنها می‏دهد بخواهند تامین کنند ما می‏بینیم که مهریه تا به امروز نه تضمین زندگی بوده، نه وقتی که میزان مهریه بالا رفته و زن‏ها توانستند آن را اجرا بگذارند صمیمت را در زندگی به وجود آورده، و از طرفی باعث شده یکــسری از زن‏ها بدون پول بعد از طلاق بیرون انداخته بشوند و هیچ سهمی از اموال خانه نداشته باشند. با افزایش آن هم، مردان را به زندان انداختند».


اعزاری به شروط ضمن عقد اشاره می‏کند و اینکه علی رغم تمامی قوانین باز هم زنان می‏توانند در هنگام عقد امتیازاتی برای خود قائل شوند: «درست است که قانون ما هنوز این امکان را به زنان نمی‏دهد، اما موقع ازدواج دخــترهای ما می‏توانند بسیاری از چیزها را در خواست کنند. متاسفانه آنقدر که تمرکز روی مهریه که بیشتر یک پرستیژ اجتماعی است تاکید می‏کنند، تقریباً هیچ‏کدام از دخــترها روی هیچ‏یک از حقوقی که می‏توانند داشته باشند تاکید نمی‏کنند. دخــترها در موقع ازدواج شروطی را که می‏توانند اضافه کنند. حتی می‏توانند در اموال هم شریک بشوند، اگر بخواهند این شروط را اضافه کنند. این منطقی‏تر به چشم من می‏آید تا بخواهند مهریه را زیاد کنند».


راستش از قدیم گفته‏اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. . آیت‏الله محمد موسوی بجنوردی نیز می‏گوید: هدیه‏ای برای زن باید حد متعارفی داشته باشد که شوهر توان پرداخت آن را داشته باشد. وی در ادامه افزود: اگر بخواهیم سقف مهریه را پایین بیاوریم باید در جامعه فرهنگ‏سازی کنیم یعنی به گونه‏ای برای مردم بیان کنیم که ارزش زن به زیاد بودن مهریه نیست. متاسفانه امروزه تعریف و تلقی که از مهریه می‏شود غلط است. چرا که آن را ضمانت زندگی می‏دانند؟ در صورتی که اگر زوجین با هم تفاهم و سازگاری نداشته باشند، هیچ چیزی، نمی‏تواند مانع جدایی شود. آنچه در زندگی مهم است گذشت، تفاهم و شناخت است و برای تضمین می‏توان در عقدنامه شرط و شروطی گذاشت که مشکلات را به حداقل برسانند.

منبع:حق گستر



قانون مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


قانون مهریهقانون مهریه
ماده ۱۰۷۸
هر چيزي را که ماليت داشته و قابل تملک نيز باشد مي‌توان مهریه قرار داد.
ماده ۱۰۷۹
مهریه بايد بين طرفين تا حدي که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.
ماده ۱۰۸۰
تعيين مقدار مهریه منوط به تراضي طرفين است.
ماده ۱۰۸۱
اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأديه مهریه در مدت معين نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهریه صحيح ولي شرط باطل است.
ماده ۱۰۸۲
به مجرد عقد، زن مالک مهریه مي‌شود و مي‌تواند هر نوع تصرفي که بخواهد در آن بنمايد.
تبصره: چنان چه مهریه وجه رايج باشد متناسب با تغيير شاخص قيمت سالانه‌ي زمان تأديه نسبت به سال اجراي عقد که توسط بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران تعيين مي‌گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اين که زوجين در حين اجراي عقد به نحو ديگري تراضي کرده باشند.
ماده ۱۰۸۳
براي تأديه‌ي تمام يا قسمتي از مهریه مي‌توان مدت يا اقساطي قرار داد.
ماده ۱۰۸۴
هر گاه مهریه، عين معين باشد و معلوم گردد قبل از عقد معيوب بوده و يا بعد از عقد و قبل از تسليم معيوب و يا تلف شود شوهر ضامن عيب و تلف است.
ماده ۱۰۸۵
زن مي‌تواند تا مهریه به او تسليم نشده از ايفاي وظايفي که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اين که مهریه او حال باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
ماده ۱۰۸۶
اگر زن قبل از اخذ مهریه به اختيار خود به ايفاي وظايفي که در مقابل شوهر دارد قيام نمود ديگر نمي‌تواند از حکم ماده قبل استفاده کند مع‌ذلک حقي که براي مطالبه‌ي مهریه دارد ساقط نخواهد شد.
ماده ۱۰۸۷
اگر در نکاح دائم مهریه ذکر نشده يا عدم مهریه شرط شده باشد نکاح صحيح است و طرفين مي‌توانند بعد از عقد مهریه را به تراضي معين کنند و اگر قبل از تراضي بر مهریه معين، بين آن‌ها نزديکي واقع شود زوجه مستحق مهریه المثل خواهد بود.
ماده ۱۰۸۸
در مورد ماده قبل اگر يکي از زوجين قبل از تعيين مهریه و قبل از نزديکي بميرد زن مستحق هيچ گونه مهریه نيست.
ماده ۱۰۸۹
ممکن است اختيار تعيين مهریه به شوهر يا شخص ثالثي داده شود در اين صورت شوهر يا شخص ثالث مي‌تواند مهریه را هر قدر بخواهد معين کند.
ماده ۱۰۹۰
اگر اختيار تعيين مهریه به زن داده شود زن نمي‌تواند بيشتر از مهریه المثل معين نمايد.
ماده ۱۰۹۱
براي تعيين مهریه المثل بايد حال زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات و وضعيت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنين معمول محل و غيره در نظر گرفته شود.
ماده ۱۰۹۲
هر گاه شوهر، قبل از نزديکي، زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهریه خواهد بود و اگر شوهر بيش از نصف مهریه را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عيناً يا مثلاً يا قيمتاً استرداد کند.
ماده ۱۰۹۳
هر گاه مهریه در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزديکي و تعيين مهریه زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهریه المتعه است و اگربعد از آن طلاق دهد مستحق مهریهالمثل خواهد بود.
ماده ۱۰۹۴
براي تعيين مهریه المتعه حال مرد از حيث غنا و فقر ملاحظه مي‌شود.
ماده ۱۰۹۵
در نکاح منقطع عدم مهریه در عقد موجب بطلان است.
ماده ۱۰۹۶
در نکاح منقطع موت زن در اثناي مدت موجب سقوط مهریه نمي‌شود و همچنين است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزديکي نکند.
ماده ۱۰۹۷
در نکاح منقطع هر گاه شوهر قبل از نزديکي تمام مدت نکاح را ببخشد بايد نصف مهریه را بدهد.
ماده ۱۰۹۸
در صورتي که عقد نکاح اعم از دائم يا منقطع باطل بوده و نزديکي واقع نشده زن حق مهریه ندارد و اگر مهریه را گرفته شوهر مي‌تواند آن را استرداد نمايد.
ماده ۱۰۹۹
در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزديکي، زن مستحق مهریه المثل است.
ماده ۱۱۰۰
در صورتي که مهریه المسمي مجهول باشد يا ماليت نداشته باشد يا ملک غير باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهریه المثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل يا قيمت آن خواهد بود مگر اين که صاحب مال اجازه نمايد.
ماده ۱۱۰۱
هر گاه عقد نکاح قبل از نزديکي به جهتي فسخ شود زن حق مهریه ندارد مگر در صورتي که موجب فسخ، عنن باشد که در اين صورت با وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهریه است
منبع:ایجو



مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهریهمهریه

مهریه به مالی گفته می‌شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح به همسر خود می‌پردازد یا مکلف به پرداختِ آن می‌شود.

تاریخچه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

مهریه و شرایط آن

مرد به هنگام اجرای صیغه نکاح، چیزی را به همسرش تقدیم می‌کند که در اصطلاح «مهریه» یا صداق نامیده می‌شود. این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام می‌شود، امروزه به هدف پایبندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی یا ضامنی برای حق طلاق زن است. در آموزه‌های دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده‌است، بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش اقتصادی واجتماعی داشته باشد، می‌تواند مهریه قرار گیرد؛ همانند طلا، نقره، املاک، پول‌های رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه.

مهریه در ایران

در بسیاری از اوقات، مهریهٔ دختران مسلمان ایرانی بر مبنای سکه‌های طلا تعیین می‌شود؛ از سال تولد دختر گرفته تا شمار ائمه یا سوره‌های قرآن کریم به عنوان تعداد سکه‌های مهریه دختران بریده می‌شود.

بر اساس تحقیقی در سال ۱۳۸۷ در مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه از بیش از ۱۲۰۰ زن و مرد متأهل بین ۱۸ تا ۴۰ سال در حدود ۱۲ استان ایران نشان داده که میانگین مهریه به اعلام زنان ۳۵۰ سکه طلا و به اعلام مردان ۲۶۰ سکه طلا است. این پژوهش از رشد سریع میانگین مهریه در دهه ۸۰ حکایت داشته به طوری‌که در عرض ۵ سال از میانگین ۳۰۰ سکه به ۴۵۰ سکه طلا رسیده‌است. البته مهریه‌هایی با مبنای ۱۲۴۰۰۰ سکه طلا هم دیده شده‌است.

در ایران برخی از مردان به علت ناتوانی در پرداخت مهریه زندانی می‌شدند. اما بنا بر قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱ که در اسفند ۹۳ اجرایی شد، ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای ۱۱۰ سکه، مشمول زندان رفتن مرد نمی‌شود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و قسط بندی مهریه حذف می‌شود. همچنین در سال ۱۳۹۰ دیوان‌عالی کشور در رای وحدت رویه‌ای شماره ۷۲۲ پذیرش دادخواست اعسار به شکل دعوای تقابل را هم پذیرفت که به موجب آن فرآیند رسیدگی به اعسار به شدت تسریع یافته و امکان صدور دستور بازداشت بسیار کاهش پیدا کرد. منتقدان اشکالاتی از قبیل امکان دور زدن قانون، تضعیف ضمانت‌ اجرایی و قانونی مهریه، پنهان‌کاری و مخفی کردن اموال را بر این فرایند وارد کرده‌اند.

در دیگر کشورها

در عربستان، عرف مهریه ۱۴ هزار دلار است. در جمهوری آذربایجان، میانگین نرخ مهریه در حدود ۲۰۰۰ منات برآورد می‌شود. میانگین نرخ مهریه در میان اقوام مختلف کشور هند در حدود ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار روپیه تعیین می‌شود. در ترکیه نیز نرخ مهریه به طور متوسط ۳۵ هزار لیر است. در مناطق مختلف چین در میان اقوام مختلف، نرخ مهریه حدود ۱۰۰ هزار یوان تخمین زده می‌شود. در عمان نرخ مهریه در حدود ۱۰ هزار ریال عمان است.

مهریه در اسلام

براساس فلسفهٔ اولیهٔ تعیین مهریه، مهر نوعی هدیه، پیشکش، نحله، اعطای بدون عوض و از روی صداقت (صداق) به صورت نقدی با تاکید بر معادل و ویژگی معنوی و فرامادی آن بوده است. برخی منابع مانند تفسیر نمونه نتیجه می‌گیرند «صدُقاتهن» از ماده «صداق» است و بدان جهت به مهر «صداق» یا «صدُقه» گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد و محبت او به زن است. همچنین کلمه «نحله» به گفتهٔ راغب اصفهانی از «نحل» به معنای زنبورعسل است؛ چون زنبورعسل بدون توقعی عسل خود را می‌بخشد، کلمه «نحله» دلالت دارد که فلسفهٔ مهریه، تقدیمی، پیش‌کشی، عطیه و هدیه است. بر اساس برخی منابع فقه اسلامی مانند جواهر الکلام، مهری که شوهر به زن می‌پردازد، در حقیقت، عوضِ حقِ بهره بردن از بضع  است.

در اسلام مهریه متعلق به خود زن است نه والدین و یا هر شخص دیگر.


مهریه در فقه و حقوق اسلامی سه نوع مهم دارد:

 

مهر المسمی

مهر المسمی: مهری است که زن و شوهر قبل از انعقاد عقد نسبت به مقدار و میزان آن توافق نموده و آن را در عقد ذکر می‌کنند. تعیین میزان مهر مطابق ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی منوط به تراضی طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون پیش‌بینی نشده‌است؛ و طبق ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی، مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود، معلوم باشد (ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی).

شرایط مهر المسمی:

  • دارای ارزش مالی و اقتصادی باشد
  • قابل تملک و نقل و انتقال باشد
  • مشخص و معلوم باشد
  • معین و تصریح شده باشد
  • دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد
  • شوهر قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد

مهرالمثل

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده‌است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه‌ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می‌گویند.

مهرالمتعه

در نکاحی که دائم بوده و مهریه ذکر نشده یا شرط عدم مهر شده باشد زوج به زوجه مطلقه خود که با او نزدیکی نکرده‌است مهریه‌ای پرداخت می‌کند و این مهریه اصطلاحاً مهرالمتعه گفته می‌شود.

تفویض مهر

اگر در عقد تعیین مهر به یکی از زوجین یا شخص ثالثی واگذار شود صحیح است و به آن تفویض مهر گویند.



شرایط پذیرش اعسار از پرداخت مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


شرایط پذیرش اعسار از پرداخت مهریهپرداخت مهریه

در قالب بازخوانی یک پرونده بررسی شد شرایط پذیرش اعسار از پرداخت مهریه

اعسار از پرداخت مهریه، نوعی اعسار از پرداخت «محکوم‌به» است که اصولا توسط خوانده دعوا مطرح می‌شود.
 در این خصوص باید این نکته را در نظر داشت که بسیاری از محکومان با یادگیری روش‌های اخذ اعسار از دادگاه و نپرداختن یک‌جای محکوم‌به، با وجود توانایی مالی، بدون وکیل وارد دعوای مالی می‌شوند.

در توضیح این مطلب باید اذعان کرد، هرچند اخذ وکیل لزوما به معنای توانایی مالی محکوم به پرداخت آنچه که محکوم شده، نیست، اما با توجه به اینکه حق‌الزحمه‌ای بابت پیگیری دعوا توسط وکیل به وی داده می‌شود، اغلب اوقات قضات این موضوع را دلیلی بر تمکن مالی محکوم می‌دانند.

به این ترتیب شخص محکوم با وجود استفاده از وکیل در سایر دعاوی خود نظیر طلاق یا تمکین، ممکن است به قصد فریب دادگاه در دعوای مطالبه مهریه، از وکیل استفاده نکند. در این موارد، طرف مقابل باید در جلسه رسیدگی به اعسار به این موضوع اشاره کند؛ یعنی به قاضی دادگاه اطلاع دهد که محکوم‌علیه در پرونده‌های دیگری وکیل گرفته است.

همچنین ممکن است پرونده‌ای دارای بار مالی بالا باشد و در این موارد شخصی که اقامه‌کننده دعوا است، ممکن است اعسار خود را از پرداخت هزینه دادرسی کلان اعلام کند.

در این موارد بسیاری از قضات نداشتن استطاعت مالی خواهان را نمی‌پذیرند، زیرا معتقدند طرح چنین دعوای با بار مالی فراوان، خود حکایت از تمکن و توانایی مالی خواهان دعوا در پرداخت هزینه دادرسی دارد. در ادامه در قالب بازخوانی یک پرونده به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم.



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

بالای صفحه