دفتر ازدواج تهران

صفحه اصلی > مقالات افزایش ثبت ازدواج موقت نشانه چیست? تحلیل یکم: افزایش "ثبت"، تابعی از افزایش "وقوع" ازدواج موقت است از نگاه یک تحلیلگر حقوقی،…

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

قرآن و ازدواج موقت

قرآن و ازدواج موقت


"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة..."
گویا ضمیر در کلمه (به) به چیزی بر می‏گردد که از جمله "و احل لکم ماوراء ذلکم" استفاده می‏شود، و آن عبارت است از رسیدن به کام شهوت، و یا هر تعبیری که این معنا را برساند، در نتیجه کلمه (ما) برای توقیف - و به معنای هر زمانی که - خواهد بود، و جار و مجرور (منهن) متعلق است‏به جمله (استمتعتم)، و معنای جمله این است که هر زمانی که از زنان با گرفتن کام تمتع بردید فریضة و وجوبا باید اجرت ایشان را به خود ایشان بدهید.
البته ممکن است کلمه (ما) را موصوله بگیریم، و جمله (استمتعتم) را صله آن و ضمیر در (به) را راجع به موصول، و جار و مجرور (منهن) را بیانگر موصول بدانیم، که در این صورت معنا چنین می‏شود (و از زنان با هر یک که به وسیله همخوابگی استمتاع کردید باید اجرتش را بدهید).
و این جمله به دلیل اینکه حرف « فا » بر سرش آمده تفریع و نتیجه‏گیری از سخنان قبل است.
تفریع بعض بر کل، و یا بگو تفریع جزئی بر کلی، و در این معنا هیچ شکی نیست، چون مطلب قبلی این بود که با اموال خود در جستجو و طلب همسر باشید، به شرطی که عفت را رعایت نموده سفاح و زنا نکنید، و این سخن همانطور که بیانش گذشت هر دو نوع کام‏گیری را یعنی نکاح دائم و تمتع از کنیز را شامل می‏شود، پس تفریع جمله"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن"بر آن جمله قطعا از باب تفریع جزء بر کل و یا تفریع بعضی از اقسام جزئی بر مقسم کلی خواهد بود.
و این قسم تفریع در کلام خدای تعالی بسیار آمده، مانند آیه شریفه"ایاما معدودات فمن کان منکم مریضا او علی سفر" (1) که در آن بعضی از افراد مسلمین که حالت غیر عادی دارند تفریع شده است‏بر کل مسلمین، و آیه شریفه: "فاذا امنتم فمن تمتع بالعمرة الی الحج" (2) که یک قسم از اقسام سه‏گانه حج را بر اصل مقسم متفرع کرده است، و آیه شریفه: "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله" (3) که یک طایفه از مردم مکلف به انتخاب یکی از دو راه رشد و غی را متفرع کرده بر کل آن مردم و از این قبیل است آیات دیگر.
آیه"فما استمتعتم..."در باره متعه است
و بدون شک مراد از استمتاع مذکور در آیه نکاح متعه است، چون آیه شریفه در مدینه نازل شده، زیرا در سوره نساء واقع شده، که در نیمه اول بعد از هجرت نازل شده و بیشتر آیاتش بر آن شهادت می‏دهد، و این نکاح یعنی نکاح متعه و یا بگو نکاح موقت، در آن برهه از زمان در بین مسلمانان معمول بوده، و در آن نیز هیچ شکی نیست - اخبار بر مسلم بودن آن توافق و اتفاق دارد - ، حال چه اینکه اسلام آن را تشریع کرده باشد و چه از تاسیسات شارع اسلام نباشد، - بلکه قبل از اسلام هم معمول بوده باشد - پس اصل وجود چنین نکاحی در زمان رسول خدا (ص)و در پیش چشم و گوش آن جناب جای تردید نیست، و نیز جای شک نیست که در آن ایام نام این نوع ازدواج همین نام بوده و از آن جز به عنوان متعه تعبیر نمی‏کردند، پس چاره‏ای جز این نیست که جمله: (فما استمتعتم به منهن)را حمل بر همین نوع نکاح نموده و از آن جمله این قسم نکاح را بفهمیم، همچنانکه سایر رسوم و سنت‏هائی که در عهد نزول قرآن به اسماء خودش معروف و شناخته می‏شده آیات قرآن بر آن معنای معهود حمل می‏شده، مثلا اگر آیه‏ای در باره حکمی راجع به یکی از آن اسما نازل می‏شده آن عنوان را امضا می‏کرده و یا رد و تخطئه می‏نموده، یا در باره آن عنوان امر می‏کرده و یا نهی می‏نموده، چاره‏ای جز این نبوده که آن اسما و عناوین را بر همان معانی معروف آنروزش حمل کنند، و هرگز سابقه ندارد که با وجود چنین زمینه‏ای اسم نامبرده را بر معنای لغویش - که در آن روز متروک شده بوده - حمل کرده باشند.
مانند کلمه(حج)و کلمه(بیع)، و(ربا)، و(ربح)، و(غنیمت)، و کلماتی دیگر از این قبیل که یک معنای لغوی دارند و یک معنای معروف در بین اهل زمان مثلا کلمه(حج)در اصل لغت‏به معنای قصد کردن بوده ولی معنای معروفش در بین مردم عرب زیارت خانه کعبه بوده، و ممکن نیست کسی ادعا کند که در قرآن کریم کلمه(حج)به معنای قصد است، و همچنین سایر عناوین قرآنی، و نیز تعبیرات و عناوینی که در لسان رسول خدا(ص) برای موضوعات می‏آمده نظیر کلمه(صلات)و(زکات)و(حج تمتع)و امثال اینها که در اصل لغت معنائی داشته ولی در لسان شارع، استعمالش در معنائی دیگر و یا مصداق معینی از آن معنا شایع شده، (مانند کلمه «صلات» که در اصل لغت‏به معنای دعا بوده و شارع مقدس آن را در مصداق خاصی از دعا یعنی در نماز استعمال کرد، و این استعمال آنقدر شایع شد که هر جا کلمه صلات شنیده می‏شد معنای نماز به ذهن می‏رسید، نه معنای دعا، و با تحقق و جا افتادن چنین نامگذاری دیگر مجالی نیست، برای اینکه ما الفاظی را که از صلات و زکات و غیره که در قرآن آمده بر معانی لغویش حمل کنیم، با اینکه نسبت‏به معنای جدیدش آنقدر شهرت یافته که در واقع معنای حقیقی کلمه شده است، حال یا به دست شارع چنین وضعی را به خود گرفته که در این صورت حقیقتی شرعی خواهد بود، و یا این که شهرتش در آن معنا در آغاز آنقدر نبوده که معنای لغوی به ذهن کسی نیاید، ولی در اثر اینکه متشرعه، یعنی مسلمانان کلمه نامبرده را در معنای جدید بسیار استعمال کرده‏اند.به حد معنای حقیقی رسیده است، که در این صورت از آن تعبیر می‏کنیم به حقیقت متشرعه).
پس متیقن و مسلم شد که باید استمتاع در جمله مورد بحث را، بر نکاح متعه حمل کنیم، چون در ایام نزول آیه، لفظ متعه به همین معنا بر سر زبانها دوران می‏یافته، حال چه اینکه(به اعتقاد شیعه بگوئیم نکاح متعه هم اکنون نیز به قوت و اعتبار خودش باقی است)، و چه اینکه(به گفته اهل سنت)بگوئیم حکم نکاح متعه به وسیله آیه‏ای دیگر و یا به وسیله سنت - کلام رسول خدا(ص) - نسخ شده، چون این مطلبی دیگر است که در جای خودش بحث می‏شود.
و کوتاه سخن اینکه آنچه از آیه مورد بحث استفاده می‏شود، حکم نکاح متعه است و بس و همین معنا از قدمای مفسرین یعنی مفسرین از صحابه و تابعین چون ابن عباس، و ابن مسعود، و ابی بن کعب، و قتاده، و مجاهد، و سدی، و ابن جبیر، و حسن، و دیگران نیز استفاده می‏شود، و مذهب ائمه اهل بیت(علیهم السلام)هم در مساله متعه همین است.
از همین جا روشن می‏شود که گفتار بعضی از مفسرین که ذیلا نقل می‏شود تا چه پایه از بطلان و فساد است، او در تفسیر این آیه گفته: مراد از کلمه(استمتاع)همان نکاح است، زیرا ایجاد علقه نکاح هم نوعی طلب تمتع است، کسی که زنی را برای خود نکاح می‏کند، می‏خواهد از او تمتع ببرد.و چه بسا بعضی دیگر در تایید این گفتار گفته باشند که دو حرف (سین - تاء)در استمتاع - برای تاکید است - و معنای استمتاع همان تمتع است.
وجه بطلان این سخن این است که متداول بودن نکاح متعه - به این اسم - ، و معروفیت آن در بین مردم آن روز به هیچ وجه مجالی باقی نمی‏گذارد برای این که شنونده آیه، از کلمه استمتاع معنای لغوی آن به ذهنش بیاید.
علاوه بر اینکه به فرضی که نظریه این مفسرین درست‏باشد، و معنای طلب بر مورد نکاح دائمی منطبق گردد، و یا بر عکس کلمه(استمتعتم)معنای طلب نداشته اصولا معنائی که این مفسرین برای کلمه مذکور کرده‏اند، با جزائی که در آیه برای شرط آورده شده یعنی جمله (فاتوهن اجورهن)سازگار نیست، زیرا در نکاح دائم(اجرتی در کار نیست، و آنچه داده می‏شود مهریه و صداق است)و از این مهم‏تر آنکه در جمله مورد بحث، استمتاع شرط دادن اجرت قرار گرفته فرموده: اگر از زنی استمتاع بردید واجب است اجرت وی را بدهید، در حالی که در عقد دائمی استمتاع شرط نیست، وقتی مردی زنی دائمی را برای خود عقد می‏کند به محض تمام شدن عقد مهریه او به ذمه‏اش می‏آید، چنانچه دخولی صورت بگیرد، باید همه مهر را بدهد، و اگر صورت نگیرد نصف مهر را باید بپردازد.
پس در عقد دائمی دادن مهر واجب است، و مشروط بر این نیست که تمتعی واقع شده باشد، و یا مرد در طلب تمتع باشد، هر چند که ما صرف مراسم خواستگاری و اجرای عقد و ملاعبه و مباشره را تمتع بدانیم، بلکه همانطور که گفتیم نصف مهریه با خواندن عقد واجب می‏شود، و نصف دیگرش با دخول.
از این هم که بگذریم آیاتی که قبل از این آیه نازل شده مساله وجوب دادن مهر در همه فرضهایش را به طور مستوفی و کامل بیان کرده بود، دیگر حاجتی نبود که در آیه‏ای دیگر آن را تکرار کند، در آیات قبل فرموده بود: "و آتوا النساء صدقاتهن نحلة. .." (4) و نیز فرموده بود: "و ان اردتم استبدال زوج مکان زوج و آتیتم احدیهن قنطارا فلا تاخذوا منه شیئا" (5) تا آخر دو آیه، و
نیز فرموده بود: "لا جناح علیکم ان طلقتم النساء مالم تمسوهن او تفرضوا لهن فریضة و متعوهن علی الموسع قدره و علی المقتر قدره متاعا تا آنجا که فرمود - و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فریضة فنصف ما فرضتم" (6).
و اینکه بعضی از این مفسرین احتمال داده‏اند که آیه مورد بحث‏یعنی جمله"فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة"برای تاکید باشد، این اشکال بر آن وارد است که لحن آیاتی که قبلا نازل شده بود، و مادر بالا آنها را نقل کردیم، و مخصوصا سیاق ذیل آیه: "و ان اردتم استبدال زوج"(تا آخر دو آیه)برای تاکید، شدیدتر از جمله مورد بحث است، پس هیچ زمینه‏ای برای احتمال نامبرده نمی‏ماند.

آیه متعه نسخ نشده است نه با آیات دیگر و نه با سنت
و اما اینکه کسی بگوید: بله آیه مورد بحث در مورد متعه یعنی نکاح مدت‏دار نازل شده بود، ولی به وسیله آیه: "و الذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم فانهم غیر ملومین فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون" (7) نسخ شده، چون فرموده(هر کس با غیر همسر یا کنیزش نزدیکی کند - تجاوزگر است)و اگر بگوید(کما اینکه گفته‏اند)به وسیله آیه: "یا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن" (8) (ای پیامبر چون زنان را طلاق می‏دهید با رعایت عده طلاق دهید)به ضمیمه آیه: " و المطلقات یتربصن بانفسهن ثلاثة قروء" (9) (زنان طلاق ی تا سه نوبت‏حیض دیدن و پاک شدن عده نگه بدارند)، نسخ شده، چون در این دو آیه جدا شدن زن از شوهر منحصر شده در طلاق و عده، و در نکاح موقت نه طلاق هست نه عده سه حیض.
و اگر گفته شود - کما اینکه گفته‏اند - به وسیله آیه ارث نسخ شده، چون در آن آیه فرموده: "و لکم نصف ما ترک ازواجکم" (10) ، (شما نصف ما ترک همسرتان را ارث می‏برید)، چون در نکاح متعه ارث نیست(نه از طرف مرد و نه از طرف زن).
و اگر گفته شود - کما این که گفته‏اند - به وسیله تحریم که فرموده: "حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم..."نسخ شده، چون این آیه در باره نکاح است.
و یا بگوید - کما اینکه گفته‏اند - به وسیله آیه تعدد زوجات نسخ شده، چون در آن آمده: " فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع..." (11) (از زنان به عقد خود در آورید دو به دو و سه به سه و چهار به چهار)و نفرموده متعه نیز می‏توانید بکنید و در متعه بیش از چهار زن نیز جایز است.
و یا بگوید - همچنان که گفته‏اند - به وسیله سنت - یعنی کلام رسول الله(ص) - نسخ شده، چون رسول خدا(ص)در سال جنگ خیبر و به گفته بعضی دیگر در سال فتح مکه و به گفته بعضی دیگر در حجة الوداع آن را نسخ کرد.
و اگر گفته شود درست است که متعه زنان مباح شد، ولی در دو نوبت و یا سه نوبت از آن نهی شد، که آخرین نوبت که در آن حکم متعه استقرار یافت نهی تحریمی شد.
پاسخ این گفتار را یک به یک از نظر خواننده می‏گذرانیم.
اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله آیه مؤمنون نسخ شده.
جوابش این است که آیه نامبرده صلاحیت این نسخ را ندارد، برای اینکه معنا ندارد آیه ناسخ قبل از آیه منسوخ نازل شود، و آیه مؤمنون در مکه نازل شده، در روزگاری که متعه تشریع نشده بود، و آیه متعه در مدینه نازل شد، علاوه بر اینکه کلمه(ازواجهم)که در آیه مؤمنون آمده شامل متعه نیز می‏شود، و با آیه متعه هیچ تعارضی ندارد تا بگوئید ناسخ آن است، مگر زن متعه همسر آدمی نیست؟و مگر عقدی که به این منظور خوانده می‏شود نکاح نیست؟و چرا نباشد با اینکه در اخبار صادره از مقام نبوت، و در کلمات مسلمانان دست اول و دوم یعنی صحابه و تابعین، متعه، نکاح نامیده شده، و آن را نکاح مدت‏دار خوانده‏اند، و این اشکال که اگر نکاح باشد باید چنین زن و شوهری از یکدیگر ارث ببرند، و اگر بخواهند از یکدیگر جدا شوند به وسیله طلاق جدا شوند، با اینکه در متعه نه ارث هست و نه طلاق ، جوابش به زودی خواهد آمد انشاء الله.
و اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله آیات ارث و طلاق و آیه تعدد زوجات نسخ شده.
جوابش این است که نسبت‏بین آن آیات و بین متعه، نسبت ناسخ و منسوخ نیست، تا آنها ناسخ این باشند، بلکه نسبتشان نسبت عام و خاص، و یا مطلق و مقید است، چون آیه میراث مثلا حکم کلی و عمومی کرده به اینکه همه زنان چه دائمی و چه موقت از شوهر ارث می‏برند و شوهران از آنان ارث می‏برند و سنت‏یعنی کلام رسول خدا(ص)این عموم را تخصیص زده فرموده الا زن موقت که از شوهر ارث نمی‏برد، و شوهر از او ارث نمی‏برد، و همه زنان وقتی بخواهند از شوهر جدا شوند به وسیله طلاق جدا می‏شوند، به استثنای همسر موقت که طلاق لازم ندارد، و مردان از زنان بیش از چهار نفر نمی‏توانند بگیرند، به جز نکاح متعه، که بیش از چهار نیز جایز است، و شاید این مفسرین به خاطر این که نتوانسته‏اند بین نسبت عام و خاص و نسبت ناسخ و منسوخ فرق بگذارند دچار چنین اشتباهی شده‏اند، و پنداشته‏اند بین آیات نامبرده و آیه متعه نسبت، ناسخ و منسوخ است.
بله در مورد عام و خاص بعضی از اصولیین نظرشان این است که در بعضی صور عام ناسخ و خاص منسوخ می‏شود، و آن در صورتی است که اول دلیل خاص از ناحیه شارع صادر شود، بعد دلیل عام، که در این فرض دلیل عام اگر در اثبات و نفی مخالف دلیل خاص باشد ناسخ آن خواهد شد، لیکن هم اصل این نظریه در جای خود باطل است، و در فن اصول پنبه‏اش زده شده، و هم اینکه، مورد بحث ما را شامل نمی‏شود، چون آیات طلاق که عام است در سوره بقره قرار دارد، و این سوره اولین سوره‏ای است که در مدینه طیبه نازل شده، و آیه متعه که خاص است، در سوره نساء قرار دارد، که بعد از سوره بقره نازل شده، و همچنین آیه تعدد زوجات که هر چند در سوره نساء قرار دارد - لیکن قبل از آیه متعه واقع شده، و نیز آیه ارث که آن نیز در سوره نساء قبل از آیه متعه قرار دارد، و اتفاقا سیاق و زمینه آیات در این سوره متحد است، و پیدا است که آیاتش یکی پس از دیگری نازل شده"پس نمی‏توان احتمال داد که آیه متعه قبل از آیه تعدد زوجات و قبل از آیه طلاق نازل شده باشد، ولی به حسب دستور بعد از آن آیات قرار گرفته باشد(مترجم)".
پس حاصل این شد که در بحث ما خاص که همان آیه متعه است‏بعد از عام قرار دارد، سبت‏به بعضی از عمومات در سوره‏ای قرار دارد که بعد از سوره آن عام نازل شده، و نسبت‏به بعضی دیگر گو اینکه عام و خاص در یک سوره قرار دارند، اما خاص بعد از عام قرار گرفته.
و اما اینکه گفتند آیه متعه به وسیله آیه عده سه حیض نسخ شده باشد، بطلانش از بطلان احتمالهای گذشته روشن‏تر است، برای اینکه مگر کسی گفته: نکاح متعه عده ندارد تا بگوئی با آیه عده نسخ شده؟البته در متعه نیز عده هست، هر چند که مقدار زمان عده در عقد دائم و عقد موقت مختلف است، و برگشت این اختلاف به تخصیص است، نه نسخ، در نتیجه مجموع دلیل متعه و دلیل عده چنین می‏شود: هر زنی که از شوهر جدا می‏شود، باید سه حیض و یا سه طهر عده نگه دارد، بجز متعه که او باید فلان مقدار عده بگیرد.
و اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله آیه تحریم که چند صفحه قبل تفسیر شد، و می‏فرمود ازدواج شما با مادران و خواهران و غیره حرام است نسخ شده، از حرفهای عجیبی است که در این مقام زده شده برای اینکه اولا آیه متعه دنبال آیه تحریم، و هر دو در یک زمینه و یک سیاق قرار دارند، و اجزاء هر دو بهم مربوط و ابعاضشان به یکدیگر متصل است، و با این حال چگونه تصور دارد که آیه متعه قبل از آیه تحریم باشد، و چگونه ممکن است گوینده‏ای که دارد در یک زمینه سخن می‏گوید صدر کلامش ناسخ ذیل آن باشد؟.
و ثانیا آیه تحریم کجایش از نکاح موقت نهی کرده؟و حتی اشاره‏ای به این معنا کرده است؟(وجدانا ما هر چه فکر می‏کنیم)نه صریح آن نهی از نکاح موقت است، و نه حتی ظهوری در این باره دارد، تنها چیزی که آیه شریفه در مقام بیان آن است اصنافی از زنانند که ازدواجشان با مردانی حرام است، در آخر این را بیان می‏کند که غیر از این اصناف ازدواجشان و اگر کنیزاند خریدنشان اشکال ندارد، و ازدواج موقت نیز به بیانی که گذشت ازدواج است، و ذیل آیه تحریم دلالت‏بر بی اشکالی آن دارد نه اینکه. از آن نهی کرده باشد، پس بین آیه تحریم و آیه متعه نسبت تباینی وجود ندارد، تا در مقام جمع بین آن دو گفته شود یکی ناسخ دیگری است.
بله چه بسا گفته باشند که جمله: "و احل لکم ماوراء ذلکم ان تبتغوا باموالکم محصنین غیر مسافحین"از آنجا که حلیت زنان را مقید به مهر و به احصان بدون سفاح کرده شامل متعه نمی‏شود، چون در متعه که ازدواج موقت است احصان نیست، - زیرا احصان عبارت است از ازدواج رسمی و دائمی - و به همین جهت است که اگر مردی با داشتن زن متعه، زنا کند سنگسار نمی‏شود، چون زنای او زنای مرد دارای همسر نیست، پس همین دلیل نمی‏گذارد جمله"و احل لکم ماوراء ذلکم"شامل متعه شود.
لیکن این سخن نیز باطل است، دلیل بطلانش همان معنائی است که ما برای کلمه احصان کرده گفتیم هر چند در سه معنا استعمال می‏شود، لیکن در آیه شریفه منظور از آن احصان عفت است، نه احصان تزوج، زیرا این کلام همانطور که شامل نکاح می‏شود، شامل ملک یمین کنیز خریداری نیز می‏شود، و به فرضی هم که قبول کنیم مراد از احصان، احصان تزوج است، تازه می‏گوئیم حکم عمومی سنگسار در مورد مرد دارای متعه تخصیص خورده، و مجموع دو دلیل چنین معنا می‏دهد، هر مردی که دارای احصان تزوج است - که این کلی دو فرد دارد یکی دارنده زن دائمی، و دیگر دارنده متعه - اگر زنا کند باید سنگسار شود، الا مردی که زنش متعه باشد، نه دائمی که به حسب سنت اعدام نمی‏شود، و اما کتاب خدا اصلا متعرض مساله نشده است.
و اما اینکه گفتند حکم متعه به وسیله سنت نسخ شده، - علاوه بر اینکه چنین نسخی از اصل باطل است، به خاطر اینکه مخالف اخبار متواتره‏ای است که دستور می‏دهد برای تشخیص روایت صحیح از غیر صحیح آن را عرضه بر کتاب کنید، اگر مخالف کتاب بود به دیوارش بزنید، و به کتاب مراجعه کنید - اشکالی دارد که در بحث روایتی انشاء الله می‏آید.

پي نوشت :

1) روزه ایامی معین بر شما واجب شده پس کسی که از شما مریض یا در سفر باشد...سوره بقره آیه 184.
2) و چون از بیماری و دشمنی ایمنی یافتید، آنهائی که عمره تمتع آورده‏اند و تا رسیدن احرام حج کامروائی کرده‏اند چنین و چنان کنند...سوره بقره آیه 196.
3) در دین هیچ اکراهی نیست راه رشد و راه ضلالت روشن شد پس کسی که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد...سوره بقره آیه 256.
4) سوره نساء آیه 4.
5) سوره نساء آیه 20.
6) و اگر طلاق شان دادید قبل از آنکه با ایشان همخوابگی کنید نصف آن مهریه‏ای که معین کرده‏اید باید بدهید، تا آخر دو آیه، سوره بقره آیه 236 - 237.
7) سوره مؤمنون آیه 5 - 6 - 7
8) سوره طلاق آیه 1.
9) سوره بقره آیه 228.
10) سوره نساء آیه 12.
(11) سوره نساء آیه 3.
منبع : ترجمه المیزان ج 4 ، علامه طباطبایی؛

منبع : راسخون



هدف از اجرای صیغه محرمیت


هدف از اجرای صیغه محرمیت

صیغه محرمیت

گاهی هدف از اجرای عقد نکاحِ موقت بهره جنسی نیست؛ بلکه صرف ایجاد محرمیّت است. به عنوان مثال، مردی جهت محرم شدن با زنی، با دختر او که‌ به‌طور معمول در این گونه موارد دختر بچه انتخاب می‌شود با اذن ولیّ دختر، برای مدتی کوتاه مثلا یک ساعت صیغه ازدواج موقت می‌خواند تا مادر این دختر مادرزن او به شمار رود و برای همیشه به او محرم گردد، یا بین پسر بچه‌ای توسط ولیّ یا با اذن او و زنی برای مدتی کوتاه صیغه خوانده می‌شود تا آن زن عروس پدر بچه به شمار رود و برای همیشه به او محرم گردد.
از آن‌جا که محرمیت مادرزن و عروس به صرف عقد ازدواج ؛ اعم از دایم و موقت حاصل می‌شود و پس از انحلالِ نکاح نیز به قوت خود باقی است، در دو مورد یاد شده، ازدواج موقت تنها با هدف ایجاد محرمیت صورت می‌گیرد و مقصود اصلی در این گونه ازدواج خود ازدواج نیست؛ بلکه محرمیتی است که به تبع ازدواج حاصل می‌شود؛ از این رو، به آن صیغه محرمیّت اطلاق می‌شود.

اجرای صیغه به منظور اشنایی دختر و پسر
البته در عرف بر ازدواج موقتی که میان دختر و پسر ، پیش از ازدواج دائم به منظور آشنایی بیش‌تر صورت می‌گیرد نیز صیغه محرمیت اطلاق می‌شود که در واقع همان ازدواج موقت است و موضوع این مقاله نیست. موضوع این مقاله تزویج دختر یا پسر نابالغ توسط ولیّ به قصد حصول محرمیت است. از آن در باب نکاح سخن گفته‌اند.

عقد دختر نابالغ با مرد بالغ
هرگاه پدر به قصد حصول محرمیت، دختر نابالغ خود را به عقد موقت مردی بالغ درآورد تا آن مرد به مادر و جدّه آن دختر محرم شود و یا پسر نابالغ خود را به عقد موقت زنی بالغ در آورد تا آن زن بر پدر او محرم شود، آیا چنین عقدی صحیح است و بر آن آثار عقد صحیح مترتب می‌گردد یا نه؟ این بحث به صراحت در کلمات قدما و بسیاری از متأخران مطرح نشده است و تنها معاصران و برخی متأخران متعرض حکم مسئله شده‌اند.

اقوال فقهاء در عقد دختر نابالغ با مرد بالغ
اینان نیز در صحّت چنین عقدی اختلاف کرده‌اند.
برخی آن را مطلقا صحیح دانسته‌اند. در مقابل، برخی دیگر چنین عقدی را که تنها به قصد محرمیت انجام می‌گیرد و قصد استمتاع درآن نیست، صحیح ندانسته‌اند.
بعضی قصد استمتاع را شرط ندانسته، لیکن امکان استمتاع و لذت بردن را شرط دانسته و گفته‌اند:پسر یا دختر نابالغ باید در سنی باشد که امکان بهره جنسی از او فراهم باشد و یا در غیر این صورت مدت عقد را به اندازه‌ای قرار دهند که در بخشی از آن امکان استمتاع وجود داشته باشد، مانند این‌که دختر چهار ساله را به مدت چهار سال به عقد موقت مردی درآورند. برخی بین دختر و پسر نابالغ تفصیل داده، در صحّت عقد پسر نابالغ جهت محرم شدن در صورتی که به لحاظ سنی قابلیت استمتاع را نداشته باشد اشکال کرده‌اند.
بسیاری از فقهایی که متعرض مسئله شده‌اند، در صحّت عقد یاد شده، مصلحت داشتن عقد برای دختر یا پسر نابالغ و یا مفسده و زیان نداشتن آن بنابر اختلاف دیدگاه‌ها را شرط دانسته‌اند. بنابر این، در صورت مفسده داشتن، عقد باطل است؛ چنان که بنابر شرط لزوم مصلحت ، بدون فایده بودن عقد برای نابالغ نیز موجب بطلان عقد می‌گردد.

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



صیغه


صیغه ,ازدواج موقت,متعه

علت اختلاف شیعه و سنی در صیغه و تفاوت آن با ارتباط آزاد

صيغه در تشيع حلال و در اهل تسنن حرام است، به نظر شما اين تفاوت از چه ناشي مي شود و آيا در قرآن اشاره اي به صيغه شده يا خير؟ تفاوت صيغه با روابط جنسي آزاد كه مبلغي هم داده مي شود، چيست؟

تفاوت صیغه موقت با روسپی گری

ما معتقدیم ازدواج موقت یکی از منطقی ترین و مترقی ترین دستورات اسلام است که اگر با اندک تعقل و انصاف و آزاد اندیشی بدان نگریسته شود، همخوانی دستورات اسلام با واقعیت ها و نیازهای بشر و ضرورت های گوناگون زندگی آشکار می شود

نکات مهم و کاربردی در خصوص ازدواج موقت (صیغه)

مواردی که ثبت ازدواج موقت (صیغه )برای مرد (شوهر) الزامی است بر اساس آخرین قوانین و مقررات:
اولا –بر اساس قانون حمایت خانواده در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران ،نکاح دائم که مبنای تشکیل خانواده است مورد حمایت میباشد اما نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است لذا:

احکام متعه یا صیغه از رساله امام خمینی-ره

2423 زنی که صیغه می شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط می تواند لذتهای دیگر از او ببرد ولی اگر بعدا به نزدیکی راضی شود، شوهر می تواند با او نزدیکی نماید.

صیغه محرمیت چه نتایجی را در برخواهد داشت؟

خوانده شدن ضیغه محرمیت میان دختر و پسر برای حصول به آشنایی برای ازدواج از نظر دینی توصیه نشده است . گر چه یک مسئله کلی فقهی وجود دارد که می گوید هر دختر و پسری با اجازه پدر دختر می توانند به عقد یکدیگر (موقت) در آیند

آیا صیغه محرمیت و نامزدی از نظر قانونی مجوز ارتباط زناشویی هم است؟

با توجه به رواج این پدیده که دختران و پسران بعد از خواندن صیغه محرمیت و در دوران نامزدی با درخواست ارتباط جنسی(زناشویی)از طرف یکی از طرفین بخصوص پسر روبرو می شوند، و باعث ایجاد شبه از طرف خانمها می شود در زیر از منظر قانون و عرف به این موضوعات پاسخ داده شود.

صیغه

صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت ) است.صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند ،مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند.

رفت و آمد پسر و دختر قبل از صیغه عقد

سوال: در بین بعضی از خانواده ها رایج شده که قبل ا ز اجرای صیغه عقد، داماد ( غیر از رفت و آمدهای متعارف که برای خواستگاری هست) رفت و آمدهایی با دختر دارد، به طوری که با هم گفت و گو و نشست و برخاست و رفتن به بیرون از منزل را دارند و یا این که دختر و پسر قبل از آن که والدین اطلاع یابند به اصطلاح خودشان با شوهر آینده شان در مورد زندگی آینده ساعت ها با هم گفتگو دارند. آیا این نوع روابط جایز است یا نه؟

صیغه های خود خوانده و پیامدهای غیر قابل جبران

متاسفانه ، امروزه عده زيادي از دختران و پسران جوان ــ بخصوص دانشجويان ــ  با مطالعه « رساله هاي عمليه مراجع تقليد » ، به طور خودسر و بي اطلاع والدين و بدون مشورت با افراد داراي صلاحيت ، صاحب تجربه و دلسوز ، اقدام به خواندن « صيغه ازدواج موقت » مي نمايند كه عملي بسيار خطرناك است

جاری کردن صیغه محرمیت در ازدواج موقت شرایط ازدواج موقت

به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏ هر لفظ‏ى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند كه معنى "زوجت و قبلت" را بفهماند.

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



مرتبط با : صیغه

علت اختلاف شیعه و سنی در صیغه و تفاوت آن با ارتباط آزاد


علت اختلاف شیعه و سنی در صیغه و تفاوت آن با ارتباط آزاد

 اختلاف شیعه و سنی در صیغه

صيغه در تشيع حلال و در اهل تسنن حرام است، به نظر شما اين تفاوت از چه ناشي مي شود و آيا در قرآن اشاره اي به صيغه شده يا خير؟ تفاوت صيغه با روابط جنسي آزاد كه مبلغي هم داده مي شود، چيست؟

حكم ازدواج موقت از ديدگاه فقهي ميان فقهاي شيعه و سني متفاوت است. فقهاي شيعه آن را جزو ضروريات فقه مي‌دانند - و فقيهي آن را انكار نمي‌كند - ‌بلكه امري مستحبي و مورد تاكيد مي‌دانند. در برابر این اكثريت قريب به اتفاق علماي اهل سنت با ازدواج موقت مخالفند و معتقدند اين حكم در اواخر عمر پيامبراكرم(ص) منتفي شده است. اما شيعه اين حكم را تشريع شده در زمان پيامبر‌(ص) مي‌داند و معتقد به انتفاي آن نيست. اهل شيعه انتفاي اين حكم را از سوي خليفه دوم مي‌دانند كه اهل سنت هم به آن قائلند. عمر بن خطاب خليفه دوم دو متعه را حرام كرده، يكي تمتع در حج و ديگري متعه در نكاح. اما روايات معتبره‌اي از ائمه ‌شيعه موجود است كه بر ازدواج موقت تاكيد دارد و بعضا آن را ثواب دانسته‌اند، به‌گونه‌اي كه شيعه ترديدي در آن ندارد. ازدواج موقت از نظر فقه شيعه داراي ضوابط و شرايطي است. نفقه كه در ازدواج دائم از واجبات است در ازدواج موقت به عهده مرد قرار نمي‌گيرد؛ حتي اگر مدت آن طولاني باشد و چگونگي و كيفيت پرداخت نفقه مبتني بر توافق طرفين است. البته در نفقه اولاد، تفاوتي ميان ازدواج موقت و دايم نيست، چراكه فرزند، متعلق به پدر است و پدر موظف به تامين اوست.

ازدواج موقت درقران


دليل روشن مشروع بودن متعه، آيه « 24 سوره نساء » است: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنّ قآتوهُنّ أجُوُرَهُنّ فَرِيْضَةً؛ پس هرگاه، از آن زنان بهره مند شديد، مزد آنان را (که مهر معين است) بپردازيد.
الفاظ اين آيه به روشني گواه است که در مورد ازدواج موقت وارد شده; زيرا:
اولاً: واژه «استمتاع» بکار رفته، که ظاهراً در مورد «نکاح موقت» است. اگر نکاح دائم منظور بود نياز به قرينه داشت.
ثانياً: لفظ «اُجُورَهُنَّ» به معناي «مزد آنان» بکار برده شده است که گواه روشني برمتعه است; زيرا در مورد نکاح دائم کلماتي از قبيل «مهريه» و «صداق» بکار مي رود.
ثالثاً: مفسّران شيعه و سني بر آنند که آيه ياد شده، در مورد نکاح متعه نازل گرديده است.
جلال الدين سيوطي در کتاب تفسير «در المنثور» از ابن جرير و سدي نقل مي کند که آيه فوق در مورد متعه است.( دّرالمنثور، ج 2، ص 140، در ذيل آيه ياد شده)
هم چنين، ابوجعفر محمد بن جرير طبري در تفسير خود، از سدي و مجاهد و ابن عباس نقل مي کند که اين آيه در مورد نکاح موقت است.( جامع البيان في تفسير القرآن، جزء 5، ص 9)
رابعاً: صاحبان صحاح و مسانيد و جوامع روايي نيز اين حقيقت را پذيرفته اند; به عنوان مثال مسلم بن حجاج در صحيح خود به نقل از جابر بن عبدالله و سلمة بن اکوع، روايت مي کند که گفته اند: «خرج علينا منادي رسول الله(عليه السلام) فقال انَّ رسول الله قد أذن لکم أن تستمتعوا; يعني متعة النِّساء؛ منادي پيامبر به سوي ما آمد و گفت: رسول خدا به شما اجازه استمتاع (بهره مند شدن از زنها); يعني نکاح متعه زنان را عنايت فرمود.».(صحيح مسلم، جزء 4، ص 130، ط مصر)
ـ روايات صحاح و مسانيد در اين زمينه، بيش از آن است که در اين نوشتار بگنجد. بنابراين، اصل تشريع متعه در صدر اسلام و درعصر پيامبرگرامي مورد پذيرش دانشمندان و مفسران اسلامي است.(به عنوان نمونه مراجعه کنید: 1) صحيح بخاري، باب تمتّع، 2) مسند احمد، ج 4، ص 436 و ج 3 ص 356، 3) الموطّأ (مالک)،ج 2، ص 30، 4) سنن بيهقي، ج 7، ص 306، 5) تفسير طبري، ج 5، ص 9، 6) نهايه ابن اثير، ج 2، ص 249، 7) تاريخ ابن خلکان، ج 1، ص 359، 9) احکام القرآن (جصاص)، ج 2، ص 178، 10) محاضرات راغب، ج 2، ص 94، 11) الجامع الکبير (سيوطي)، ج 8، ص 293، 12) فتح الباري ابن حجر، ج 9، ص 141)
اينک، سؤال اين است: آيا مفاد آيه متعه منسوخ شده است؟
شايد کمتر کسي پيدا شود که در مورد اصل مشروع بودن متعه در زمان رسول خدا ترديد کند، سخن درباره بقا و منسوخ نشدن اين حکم است.
روايات و تاريخ اسلام، حاکي ازآن است که عمل به اين حکم الهي تا زمان خلافت خليفه دوم در ميان مسلمانان، رايج بوده و خليفه، بنابر مصالحي از آن، نهي کرده است.
مسلم بن حجاج، در صحيح خود، نقل مي کند که ابن عباس و ابن زبير، درباره متعه نسا و متعه حج، اختلاف نمودند، جابر بن عبدالله گفت:
«فعلناهما مع رسول الله(صلي الله عليه وآله) ثمّ نهانا عنهما عمر فلم نعد لهما، ما همراه با پيامبر(صلي الله عليه وآله) هر دو را انجام مي داديم، سپس عمر مارا از آن دو نهي کرد و از آن پس ديگر به آن دو نپرداختيم».( سنن بيهقي، ج 7، ص 206 و صحيح مسلم، ج 1، ص 395)
ـ جلال الدين سيوطي درتفسير خود به نقل از عبدالرزاق و ابوداود و ابن جرير و آنها از «حکم» روايت مي کنند که از وي سؤال شد آيا اين آيه «متعه» نسخ شده است؟ گفت نه، و علي(عليه السلام) فرمود:
«لولا انّ عمر نهي عن المتعة ما زني الاّ شقيّ، اگر عمر از متعه جلوگيري نکرده بود، جز افراد شقاوتمند، کسي به زنا آلوده نمي شد.».(در المنثور، ج 2، ص 140، در ذيل آيه متعه)
ـ علي بن محمد قوشچي نيز گويد: عمر بن خطاب بر روي منبر گفت:
«ايّها الناس ثلاث کنّ علي عهد رسول الله أنا أنهي عنهنّ و أحرّمهنّ و أعاقب عليهنّ و هي متعة النّساء و متعة الحجّ و حيّ علي خير العمل، اي مردم، سه چيز در زمان رسول خدا بود که من آنها را نهي و تحريم مي کنم و انجام دهنده آنها را به مجازات مي رسانم. آنها عبارتند از «متعه زنان»، «متعه حج» و «حي علي خير العمل»».( شرح تجريد قوشچي، مبحث امامت، ص 484)
ـ لازم به ذکر است که روايت در اين زمينه بيش از آن است که در اينجا يادآور شويم.(براي آگاهي بيشتر، به مدارک و اسناد ذيل مراجعه فرماييد:
1) مسند احمد، ج 3، ص 356 و 363، 2) البيان و التّبيين (جاحظ)، ج 2، ص 223، 3) احکام القرآن (جصاص)، ج 1، ص 342، 4) تفسير قرطبي، ج 2، ص 370، 5) المبسوط (سرخسي حنفي)، کتاب الحج، باب القرآن، 6) زاد المعاد (ابن قيّم)، ج 1، ص 444، 7) کنزالعمال، ج 8، ص 293، 8) مسند ابي داوود طيالسي، ص 247، 9) تاريخ طبري، ج 5، ص 32، 10) المستبين (طبري)، 11) تفسير رازي، ج 3، ص 202 ـ 200، 12) تفسير ابوحيّان، ج 3، ص 21)
بنابراین، متعه در زمان پیامبر (ص) و خلیفه ی اول و تا اواسط حکومت خلیفه ی دوم در شرع مقدس اسلام بوده ( و همچنان هم هست )، اما خلیفه ی دوم به بنا به دلایلی ، آنرا حرام اعلام نمود! درحالی که متعه حکم قرانی است و حکم قرآن تا ابد پابرجاست مگر اینکه در خود قرآن نسخ شود! و حلال پیامبر(ص) تا قیامت حلال و حرام پیامبر(ص) تا قیامت حرام است. خلیفه دوم نمی تواند احکام الهی را نسخ کند.
در تفسير فخر رازى آمده است: روايت شده كه عمر بر منبرگفت: دو متعه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله مشروع بوده است كه من از هر دوى‏آنها بازمى دارم؛ متعه حج ومتعه زنان.
فخر رازى مى‏افزايد: اين از سوى او تصريحى است بر آن كه متعه‏نكاح در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله موجود بوده است واين سخن عمر: )من ازآن دو باز مى‏دارم( دلالت بر آن دارد كه پيامبر آن را نسخ نكرده است‏واين عمر بوده كه به نسخ آن پرداخته است. حال كه اين ثابت شدمى‏گوييم چنين كلامى دلالت بر آن دارد كه متعه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله‏ثابت بوده ونسخ نشد مگر به وسيله عمر، وهرگاه اين ثابت تلقى شودبايد كه منسوخ به شمار نيايد، زيرا آنچه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله ثابت بوده‏وشخص پيامبر آن را نسخ نكرده نمى‏تواند با نسخ عمر منسوخ‏ دانسته شود، واين همان برهانى است كه عمران بن حصين به آن‏استشهاد كرد وگفت: خداوند درباره متعه آيه‏اى فرو فرستاد وآن را باآيه ديگرى نسخ نكرد، وپيامبر ما را بدان خواند واز آن باز نداشت،سپس مردى هرچه خواست، طبق نظر خودش گفت: )يعنى عمر ازآن نهى كرد.(تفسير رازي، ج 3، ص 201، 8)
تفاوت عقد موقت باروابط جنسی آزاد
عقد متعه سامان دادنى است در جهت اشباع غريزه جنسى درچهار چوب شريعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودرچهار چوب پيمانى استوار عقد كه دو طرف را به پذيرش شرايط واجب قانونى ونيز شرايط فردى مورد نظر، ملزم مى‏كند وبا فحشا وروابط جنسی تفاوت های اساسی دارد که به برخی از آن ها اشاره می گردد:
1. صيغه موقّت يك نوع ازدواج است؛ همان طور كه ازدواج دائم نوع ديگرى از ازدواج است و هر دو شرايط و احكام خاص خود را دارد كه از جمله آن ذكر صيغه عقد، مهريه و مدت است. اما زنا بدون توجه به اين شرايط (مثل نخواندن صيغه عقد) كارى صورت مى‏گيرد.
2. در ازدواج موقّت نسبت به دختر باكره، اجازه پدر و يا جد پدرى او لازم است؛ در نتيجه اين كار با اطلاع خانواده و به دور از احساسات و پنهان‏كارى‏ها صورت مى‏پذيرد.
3. در ازدواج موقت، زن بايد بعد از تمام شدن مدت عقد، عده( ومدت عده بستگي به موارد خاص دارد و حداقل از دو ماه كمتر نيست) نگه دارديعني بعد از هر صيغه موقت بايد مدت نسبتا تقريبا طولاني را از صيغه شدن خودداري كند ؛ ولى در زنا اين قانون وجود ندارد.
5. در ازدواج موقت، مرد مسئوليت‏پذير است و توابع اين ارتباط را از جهت فرزنددار شدن احتمالى مى‏پذيرد؛ در حالى كه در عمل نامشروع اين امر وجود ندارد.
6. در ازدواج موقت «روابط» براساس «ضوابط» شكل مى‏گيرد و ارضاى جنسى به صورتى نظام‏مند و قانونى، پاسخ داده مى‏شود، در حالى كه در زنا ضابطه‏اى وجود ندارد و غيرقانونى است.
7. اعتبار زن در زنا از بين می رودواو به موجودی بی ارزش ودر دسترس تبديل می گردد در حالی که ازدواج موقت شرايط خاص را دارد که اين شرايط موجب آبرومندی زن می گردد
8. در زنا فرزند نا مشروع به وجود می آيد ولی در صيغه فرزند حلال زاده است
9. در زنا فرزندی اگر متولد شد والدين مسئوليت تربيت او را عهده دار نمی شود مگر اينکه او را نيز وسيله ای برای شهوت های بعدی خود قرار دهند درحالی که فرزند حاصل از صيغه در خانواده ای پاک قابل تربيت است
10. احتمال بيمار بودن فرزند حاصل از زنا بيشتر از صيغه است
11. در زنا چون احساس گناه وجود دارد پرده های حائل ميان انسان وخداوند از بين می رود وانسان شقی می گردد در حالی که در ازدواج موقت چون اين عمل مطابق با قوانين الهی است اين خطر وجود ندارد
12. صيغه چون محدوديت هائی دارد باعث جلوگيری از هم پاشيدگی خانواده می گردد در حالی که زنا بنيان خانواده را متزلزل می کند
بدين ترتيب متعه با فحشا تفاوت مى‏يابد كه تنها كار فحشاء برآوردن نياز جنسى است بدون هيچ گونه التزامى نسبت به وظايف‏مترتب بر آن كه مهمترين آن، سرنوشت نسل است كما اينكه دوستى ميان دخترها وپسرهاى‏جوان كه معمولاً در حاشيه زندگى، آن هم به صورت پنهان صورت‏ مى‏ پذيرد( با ازدواج متعه، تفاوت ريشه‏اى دارد، زيرا رفيق بازى به‏ هيچ روى تابع قانونى نيست كه زير نظر نظام اجتماعى باشد و دوطرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستيهاى ديگر، و به همين‏ سبب، به دليل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى درزمينه امور جنسى مردود است.«درست است که در مسئله فحشا و متعه هر دوی این ها در برابر پرداختن مبلغی تن خود را عرضه می کنند . اما ازدواج موقت تنها با گفتن دو جمله تمام نمی شود. بلکه همانند ازدواج دائم مقرراتی دارد .
در ازدواج موقت ، صیغه ی عقد بین زن و مرد خوانده می شود ، که نشاندهنده تسلیم بودن آنها در برابر خداوند است ، اما در زنا عشوه گری و چشم چرانی مقدمه کار است. ازدواج موقت در بعضی از موارد ، زمینه ازدواج دائم می شود ، اما یک مرد هیچ گاه حاضر نیست با زنی که زنا کرده است ، پیمان وفاداری ببندد و بر عکس. کسی که ازدواج موقت می کند ، هم ثواب می کند و هم خود را از گناه نجات می دهد ، اما کسی که زنا می کند ، زشتی گناه از چشم او می افتد و نفس او برای پذیرش گناهان دیگر نیز آماده می شود .


شرايطي را که اينک يادآور مي شويم در نکاح «متعه» بسان «ازدواج دائم» معتبر است:
1 ـ زن و مرد بايد مانع شرعي در ازدواج; از قبيل نسب و سبب و ديگر موانع شرعي، نداشته باشند و گرنه عقد آنان باطل است.
2 ـ مهريه مورد رضايت طرفين بايد در عقد ذکر شود.
3 ـ مدت ازدواج معين باشد.
4 ـ عقد شرعي اجرا گردد.
5 ـ فرزندي که از آنان متولد مي شود، فرزند مشروع آنان است.
همانگونه که براي فرزندان متولد شده بانکاح دائم، شناسنامه گرفته مي شود، بايد براي فرزندي که درنتيجه نکاح موقت متولد مي گردد، شناسنامه اخذ گرددو دراين مورد نيز تفاوتي بين عقدا دائم و موقت وجود ندارد.
6 ـ نفقه فرزندان، بر پدر است و اولاد از پدر و مادر ارث مي برند.
7 ـ آنگاه که مدت ازدواج به پايان رسيد، اگر زن در حد يائسه نباشد، بايد عده شرعي نگه دارد و اگر در اثناي عده روشن شود که باردار است، بايد از هر نوع ازدواج خودداري کند تا وضع حمل نمايد.
همچنين، ساير احکام ازدواج دائم بايد درمورد متعه رعايت شود تنها تفاوت اين است که چون ازدواج متعه براي رفع ضرورت ها تشريع شده است، هزينه زن بر عهده شوهر نيست و در صورتي که زن به هنگام عقد، شرط ميراث ننمايد، از شوهر خود ارث نمي برد. و روشن است که اين دو تفاوت، تأثيري درماهيت نکاح ندارند.


فلسفه ازدواج موقت
همگي معتقديم که آيين اسلام، شريعت جاوداني و خاتم است که پاسخگوي تمام نيازها مي باشد. اينک مي گوييم جواني که به منظور ادامه تحصيلات خود بايد سالهاي متمادي در يک کشور و يا شهر غريب به سر ببرد و به علت امکانات محدود، نمي تواند به ازدواج دائم دست يابد، در برابر خود سه راه مشاهده مي کند که بايد يکي از آنها را انتخاب کند:
الف ـ به همان حالت عزب باقي بماند.
ب ـ در منجلاب فحشا و آلودگي ها سقوط کند.
ج ـ در چهارچوب شرايط ياد شده، با زني که ازدواج او شرعاً جايز است، براي مدت معيني ازدواج نمايد.
در مورد صورت نخست بايد گفت که غالباً با شکست روبرو مي شود، هر چند افراد انگشت شماري مي توانند قيد هر نوع عمل جنسي را بزنند و صبرو بردباري پيشه سازند ولي اين روش، براي همه قابل اجرا نيست.
فرجام کساني که راه دوم را برگزينند نيز تباهي و بيچارگي است و از ديدگاه اسلام عملي است حرام. و انديشه تجويز آن به بهانه ضرورت، نوعي گمراهي فکري و کج انديشي مي باشد.
بنابراين، تنها راهِ سوم متعين مي شود که اسلام آن را پيشنهاد نموده و در زمان پيامبر نيز به آن عمل مي شد و بعدها مورد اختلاف واقع گرديد.
دراينجا از يادآوري يک نکته ناگزيريم و آن اين که: کساني که از نکاح متعه هراس دارند و آن را نامشروع مي پندارند، بايد توجه داشته باشند که همه فقها و محققان اسلامي، نظير آن را ازنظر معنا، در عقد دائم پذيرفته اند، و آن اين که زوجين، عقد دائم ببندند ولي نيت هر دو آن باشد که بعد از يک سال و يا کمتر و بيشتر، به وسيله طلاق از هم جدا گردند.
روشن است که چنين پيوندي، به حسب ظاهر دائمي و در حقيقت موقت است و تفاوتي که اين گونه نکاح دائم بامتعه دارد اين است که متعه، در ظاهر و باطن، محدود و موقت است ولي اين نوع ازدواج دائم، به ظاهر پيوسته و هميشگي و در باطن محدود مي باشد.
کساني که اين نوع از ازدواج دائم را، که مورد پذيرش همه فقهاي اسلامي است، تجويز مي کنند، چگونه از تشريع و تجويز نکاح متعه بر خود بيم وهراس راه مي دهند؟
پس فلسفه ورازجوازمتعه از آن روست كه غريزه جنسى از نيرومندترين غريزه‏هاست‏وخداوند سبحان آن را چنين قرار داده است تا پيوندهاى ميان زن‏ومرد محكم واستوار گردد، واستمرار هميارى آنها در ساختن خانواده‏ورويارويى بادشواريهاى زندگى، ضمانت يابد وزير ساز كوچك‏جامعه به سامان رسد. پس اگر اجازه داده شود اين غريزه از اختيارقانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در استوار كردن پيوندهاسودى نخواهد داشت، بلكه موجب گسستن ساختار متين خانواده‏نيز مى‏گردد.
رفيقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پيوندى است از ديدگاه‏قانون نابسامان، در حالى كه ازدواج دائم يا موقت پيمانى است ميان‏دو شخص كه قانون آن را زير نظر دارد، وجامعه بر روى آن محاسبه‏ونظارت دارد. البته :« این یک قانون کلی است که اگر به غرائز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخی داده نشود برای اشباع آن ها متوجه راه های انحرافی خواهد شد. این یک حقیقت آشکار است که نمی توان جلوی غرائز طبیعی را گرفت. این موضوع قابل انکار نیست که غریزه جنسی یکی از مهمترین و نیرومندترین احساس های آدمی است. اکنون این سئوال پیش می آید که در بسیاری از شرایط و محیط ها افراد فراوانی هستند که در شرایطی قرار دارند که قادر به ازدواج دائم نیستند یا افراد متاهل در مسافرت های طولانی که با عدم ارضای غریزه جنسی خود رو به رو هستند. آیا باید این غرائز را سرکوب کرد. یا این که آن ها را در مقابل بی بند و باری های جنسی گذاشت. در این زمان است که راه سوم توسط فقهای شیعه پیشنهاد شده است که به تعبیر آن ها نه مشکلات ازدواج دائم را دارد نه باعث فساد می شود. »(جلد سوم تفسیر نمونه صفحه 341 )
رواج نوع خاصی از ازدواج و ارتباط جنسی مردان عرب که از سوی برخی مقامات سعودی «ازدواج های سریع گردشگری» (الزواج السياحي السريع)، نامیده می شود، در حال تبدیل به یک معضل است خودحاکی ازضرورت ازدواج موقت است.
به گزارش فرارو و به نقل از العربیه، رئیس یک سازمان خیریه سعودی به نام حفظ و کمک به خانواده های عربی خارج از کشور گفت هزینه ای که گردشگران سعودی برای «ازدواج های سریع گردشگری» خود در هفت کشور عربی و شرق آسیا در طول 36 ماه پرداخت کرده اند، بالغ بر 100 میلیون ریال سعودی برای ده هزار ازدواج بوده است. این مبلغ خرج مهریه و هدیه و مسکن و غذا شده است. عبد الله حمود در این رابطه می گوید: در عربستان سعودی، همچون بسیاری از کشورهای مسلمان غیر شیعه، «متعه» یا ازدواج موقت غیرقانونی و غیر شرعی شناخته می شود، اما زمزمه هایی مبنی بر لزوم صدور فتاوایی برای شرعی اعلام کردن این نوع «ازدواج های گردشگری» آغاز شده است. وی به به دلایلی اشاره کرده است که در فرودگاه ها و هتل ها و مراکز تفریحی کشورهای خارجی در کمین مردان عرب هستند و بعضا خدمتکاران و حتی روسپیان را برای ازدواج به مردان عرب معرفی می کنند.
منبع:پرسمان

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



تفاوت صیغه موقت با روسپی گری


تفاوت صیغه موقت با روسپی گری

تفاوت صیغه موقت با روسپی گریما معتقدیم ازدواج موقت یکی از منطقی ترین و مترقی ترین دستورات اسلام است که اگر با اندک تعقل و انصاف و آزاد اندیشی بدان نگریسته شود، همخوانی دستورات اسلام با واقعیت ها و نیازهای بشر و ضرورت های گوناگون زندگی آشکار می شود و به علاوه فاصله بسیار عمیقی بین این حکم مترقی و بین رفتارهای انحرافی مانند زنا و فحشا وجود دارد؛ هر چند در واقع ازدواج موقت به عنوان راهکاری برای مواقع غیر عادی و ضروری قرار داده شده، هم ‌چنان که طلاق حرام نشده و راهکاری برای مواقع خاص و اجتناب ناپذیر قرار داده شده است. به همین خاطر در روایات، جز در برخورداهای سیاسی و به جهت مقابله با برخی بدعت ها (۱) ازدواج موقت تشویق نشده، بلکه به نوعی از اقدام بی مورد آن نهی شده است. (۲) در هر حال نگاه کلی اسلام در این خصوص نگاهی خاص و در مقام اضطرار و ضرورت های خاص است. اما فرق این راهکار با روسپی گری و زنا چیست و آیا ماهیت صیغه و ازدواج موقت مشابه ماهیت این رفتار شنیع با پیامدهای شناخته شده منفی آن نیست؟ برخی گمان می کنند که در ازدواج موقت همانند زنا و فحشا نوعی استثمار جنسی رخ می دهد و این دو مساله، دو روی یک سکه اند، اما باید گفت این ادعا به هیچ وجه صحیح نیست، زیرا: اولا: در ماهیت ازدواج موقت در اسلام هیچ گاه ارتباط جنسی کوتاه و صرف لحاظ نشده، بلکه ازدواج موقت راهکاری است برای بسیاری ازافراد که زمینه و تمکن و بستر تشکیل زندگی کامل و همه جانبه را به دلایل گوناگون ندارند، اما در عین حال نیازهای طبیعی و غریزی و روحی شان با ازدواج درجه دو و با تعهدات کم تر قابل حل است. در نتیجه کم نیستند

افرادی که ازدواج موقتی طولانی مدت و محترمانه و با همه ابعاد روابط زوجین حتی با تشکیل خانواده دارند و از آن هم راضی هستند. دوم: ازدواج موقت نتایج و ثمرات متفاوتی دارد. تنها راهکاری برای بهره مندی جنسی نیست، بلکه در بسیاری از موارد این راهکار تنها راه حل بر طرف نمودن مشکلاتی از قبیل محرمیت ها است؛ در واقع در موارد بسیاری مانند فرزند خواندگی ها و پرستاری از افراد پیر و سالمند و یا ایجاد محرمیت های مصلحتی، ازدواج موقت، به دلیل پایین بودن حجم تعهدات و آسانی انجام و بی نیازی به طلاق، تنها راه کار حل مشکل است. سوم: در مقوله ازدواج موقت سخن از انتخاب کاری ناشایست در برابر رفتار صحیح و مطلوب نیست، یعنی انتخاب گزینه ازدواج موقت به معنای رها کردن گزینه صحیح و منطقی به حساب نمی آید، بلکه در موقعیت لزوم انتخاب گزینه ای بین فحشا و روابط بی حد و حصر و یا روابط محدود و ضابطه مند است که اسلام گزینه دوم را برگزیده است. چه ما قبول کنیم و چه نکنیم غریزه جنسی یکی از نیرومندترین غرائز انسانی است، تا آن جا که پاره‏ای از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان می‏دانند. تمام غرائز دیگر را به آن باز می‏گردانند. از سوی دیگر این یک قانون کلی است که اگر به غرایز طبیعی انسان به صورت صحیحی پاسخ داده نشود، برای اشباع آن متوجه طریق انحرافی خواهد شد، زیرا غرایز طبیعی را نمی‌توان از بین برد. بر فرض بتوان آن را به طور موقت سرکوب کرد، اما این به هیچ وجه پاسخی مناسب به یک نیاز اساسی و نیرومند نیست.


سرخوردگی و توقف در مسیر تعالی و کمال را به دنبال خواهد داشت؛ بنا بر این راه صحیح آن است که غرائز را از طریق معقولی اشباع کرده و از آن‏ها در مسیر زندگی بهره‌برداری نمود. باید بپذیریم که چه در گذشته و چه در حال به دلایل گوناگون، امکان ازدواج دائم برای بسیاری از افراد فراهم نبوده و نیست؛ در بسیاری از محیط ها و فرهنگ ها افراد در سنین خاصی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت‏های طولانی و یا در مأموریت‏ها و یا به علل دیگری با مشکل عدم ارضای غریزه جنسی رو به رو می‏شوند؛ یا افراد متعدد به خصوص بانوان بعد از از دست دادن همسران شان به رغم نیاز شدید به همدم و همسر ، توان ورود در این عرصه را در خود نمی بینند و از برخوردهای بد جامعه هراس دارند. در واقع زنانی که به هر دلیل ازدواج نکرده اند، ولی نیاز جنسی و عاطفی دارند، همچنین زنانی که همسر خود را از دست داده اند و امکان یا تمایل ازدواج مجدد و دائم ندارند، همچنین مردان یا جوانان مجردی که در موقعیت و وضعیت مالی و اجتماعی ازدواج نیستند و یا دسترسی به همسران خود ندارند و یا به هر دلیلی نیاز جنسی شان با همسر خودشان ارضا نمی شود، ارتباط مستقیم و جدی با مسئله ازدواج مجدد دارند که به نظر می رسد ازدواج مجدد تنها اره کار منطقی در برابر این افراد است. در خصوص مردانی که نیاز جنسی شان با همسرشان برآورده نمی شود. ( که البته بر اساس سرد مزاجی طبیعی در بانوان این مردان در همه جای دنیا کم هم نیستند) با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد، به علاوه این واقعیت که به دلایل گوناگون تعادل میان مرد و زن همواره به هم می‏خورد و زنان بدون همسر بیش تر از مردان در جامعه می مانند راهکاری منطقی و مفید برای مردان نیازمند و زنان دارای همین نیازها بهتر از یک ازدواج ضابطه مند و دارای بار معین حقوقی و البته درجه ۲ و کم مسئولیت تر نسبت به ازدواج دائم نیست. اسلام ورود در حوزه های انحرافی برای ارضای نیازهای جنسی را بسیار خطرناک به حال فرد و جامعه دانسته، آن را خروج از مرز و نوعی عدوان و تعدی قلمداد نموده است؛ تنها راهکارهای اسلام برای برخورد منطقی با این حقیقت وجودی، طبیعی ترین و جامع ترین راه کار ممکن یعنی ازدواج است که علاوه بر برخورد منطقی با این نیاز درونی زمینه ارضای سایر نیازهای روحی و روانی انسان و رشد و تعالی فردی و اجتماعی او و ایجاد جامعه ای بالنده و پیشرو را نیز فراهم می نماید.


البته چنان که ذکر شد در منظر اسلام شروط و قیود خاصی برای این رابطه خاص در نظر گرفته شده که خواندن صیغه عقد – که خود نوعی ضابطه معامله و قرارداد فی مابین محسوب می شود و به غیر از بار حقوقی اثر دیگری ندارد – یکی از آن هاست و چنانچه شرایط و مقررات تعیین شده از سوی شرع رعایت گردد، علاوه بر پاسخگویی طبیعی به یکی از غرایز انسانی، حقی هم از کسی پایمال نمی‏گردد. همچنین از فساد اخلاقی و رابطه بی حد و حصر و بدون ضابطه مردان و زنان جلوگیری می‌شود. در مجموع راهکار ازدواج موقت، چه به جهت رفع نیاز جنسی یا روحی و عاطفی انجام شود و چه به جهت برطرف نمودن نیاز مالی از زن و یا مخلوطی از همه این امور، در هر حال حتی در بدترین اوضاع از جهت ضابطه مند بودن و قواعد دقیق و جدی که برای آن و نتایج آن در شریعت لحاظ شده، به مراتب بهتر از فحشا و بی بندوباری در روابط جنسی غربی و یا روسپی گری قانونی در این کشورها است.


تفاوت و شرایط ازدواج موقت با روسپیگری

۱– خواندن صیغه عقد، که به عربی صحیح خوانده می‏شود. اگر مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، به هر لفظی که صیغه را بخوانند، صحیح است. لازم نیست وکیل بگیرند، اما باید لفظی بگویند که معنی «متعت» و «قبلت» را بفهماند، مثلا متعه کردم، قبول کردم.

۲– کسی که صیغه را می‏خواند، بالغ و عاقل باشد.

۳– زن و مرد به ازدواج راضی باشند.

۴– زن اگر دختر باکره باشد، باید از پدر یا جد پدر خود اجازه بگیرد.

۵– مدت زناشویی معین شود.

۶– تعیین مهریه، زن و مرد به پول یا مال دیگری توافق کنند و در عقد ذکر نمایند.

در این میان ذکر سه نکته لازم است:

۱– چنانچه در عقد موقت فرزندی متولد شود، دارای حقوق فرزند متولد شده از زن دائمی است.

۲– زن می‏تواند در عقد موقت شرط کند شوهر با او نزدیکی نکند و فقط لذت‏های دیگر را ببرد.

۳– اگر در عقد موقت زن بالغ و غیر یائسه باشد و نزدیکی انجام گیرد، باید ۴۵ روز (دو حیض) عده نگه دارد.


این درحالی است که در زنا هیچ منع و محدودیتی وجود ندارد و حتی ممکن است زن شوهر دار خود را در این وادی آلوده بیفکند و برای روابط نامشروع خود نیز هیچ ضابطه و محدودیتی هم قائل نباشد که این امر لطمه های جبران ناپذیر شخصی و خانوادگی و اجتماعی را به دنبال دارد، در حالی که با دقت در مطالب گذشته و شرایط مقرر برای عقد موقت روشن می‏شود صیغه ماهیتش با رابطه جنسی از زنان خیابانی و مانند آن متفاوت بوده و در واقع یک نوع ازدواج زمان دار و تنها مربوط به زنان مجرد و بدون شوهر است و بعد از هر ازدواج فاصله ای معین باید لحاظ شود.


این امر به روشنی جلوی رفتار تجارت گونه و تن فروشی مدرن را می گیرد. ماهیت این عمل را به ازدواج دائم نزدیک می کند. در عین حال در این ازدواج هم وضعیت تعهدات طرفین در قابل هم روشن است، هم جلوی سوء استفاده از دختران ناآگاه و بی اطلاع گرفته شده؛ هم برای تبعات احتمالی این امر مانند تولد فرزند راهکار و ضابطه معین تعریف شده است و هم اقتضائات روحی و جسمی و اجتماعی و شخصیتی بانوان با توجه به وجود عده و ضوابط معین زمانی و فردی در این قانون به خوبی مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالی که در زنا تقریبا هیچ یک از این موارد لحاظ نمی شود و وجود انواع مفاسد ذکر شده و مترتب بر زنا دلیل حرمت این عمل و تجویز متعه است. در طول تاریخ خصوصا به جهت تبلیغات گسترده و هدفمندی که دشمنان اسلام برای اشاعه فحشا و منکر در جوامع اسلامی بر علیه این حکم مترقی اسلام نمودند به تدریج نوعی نگاه افراطی در بین عموم مردم حتی متدینین در مورد مسائل جنسی بوجود آمد و این افراط تا حدی بود که ازدواج موقت را نیز با این بهانه که بیشتر به هدف جنسی انجام می شود مورد نفرت قرار داده و منع نمودند، تا جائی که همانطور که خودتان اشاره فرمودید افراد معتقد و نیازمند نیز علنی نمودن چنین ازدواجی را ندارند.


لذا شما امروزه در جامعه شاهد هستید که همانطور که انجام زنا مورد نفرت واقع می شود بیش از آن ازدواج موقت نهی می شود، اما به هر حال همانطور که تلقی بد مردم صحت و درستی چنین حکمی را از بین نمی برد ، عدم رضایت خانواده دختر به اجرای چنین صیغه ای در مورد دخترشان ضرورت رضایت پدر در مورد صحت عقد ازدواج موقت را از بین نخواهد برد، چون همانطور که در صدر کلام اشاره شد وجود همین چند جمله با ضوابط و شرایط خاص خود ماهیت آن را تعیین می کند. روشن است که نباید به بهانه وجود سایر شرایط انسان از انجام عقد و خواندن صیغه که شرط اصلیش در مورد دختران باکره اجازه پدر دختر می باشد شانه خالی کرد. اگر چه حصول این شرط برای زنانی که قبلا یک بار ازدواج نموده اند و به هر دلیل بیوه شده اند نیاز نیست. اما می پذیریم که جلب رضایت پدر یک دختر برای ازدواج موقت دخترش ولو با کسی که احتمال بدهد بعدا ازدواج دائمی داشته باشند دشوار است، ولی با توجه به این که برای دختران جوان تن دادن به ازدواج موقت بدون اطلاع پدرشان آسیبهای فراوانی نظیر از بین رفتن بسیاری از موقعیت های ازدواج دائمی می گردد، مراعات این شرط در احکام اسلامی ضرورت یافته است.

منبع:پرسمان قرآن/تصویر زندگی

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



نکات مهم و کاربردی در خصوص ازدواج موقت (صیغه)


نکات مهم و کاربردی در خصوص ازدواج موقت (صیغه)

نکات مهم صیغهمواردی که ثبت ازدواج موقت (صیغه )برای مرد (شوهر) الزامی است بر اساس آخرین قوانین و مقررات:
اولا –بر اساس قانون حمایت خانواده در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران ،نکاح دائم که مبنای تشکیل خانواده است مورد حمایت میباشد اما نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی و مقررات قانون مدنی است لذا:

1-چنانچه در زمان عقد ،طرفین تاریخی را به جهت انقضاء زمان زوجیت تعیین نمایند،آن ازدواج موقت است.
2-زمانی که زن در ایام و مدت نکاح باردار شود ،ثبت آن الزامی میباشد.
3-زمانی که طرفین در زمان عقد توافق به ثبت آن نمایند نیز ثبت آن الزامی است.
4-زمانی که در زمان عقد زوجه شرط نمایدپس از عقد،ازدواجشان در دفاتر ازدواج ثبت رسمی گردد ،در این صورت نیز الزامی است.

ثانیا:داشتن هرگونه رابطه بین زن و مرد (اعم از رابطه جنسی و حتی روابط نامشروع )خار ج از قواعد نکاح دائم یا موقت ،مشمول عناوین مجرمانه بوده و مجازات در پی دارد.
ثالثا موارد فسخ ازدواج موقت عبارتند از :
1-بذل مدت از طرف شوهر
2- انقضاء مدت
3-فوت یکی از طرفین
4- بذل مدت از طرف زن به و کالت از شوهر

منبع:وکیل کریمی

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



احکام متعه یا صیغه از رساله امام خمینی-ره


احکام متعه یا صیغه از رساله امام خمینی-ره

احکام صیغه2421 صیغه کردن زن اگر چه برای لذت بردن هم نباشد صحیح است.

2422 شوهر بیش از چهار ماه نباید نزدیکی با متعه خود را ترک کند.

2423 زنی که صیغه می شود اگر در عقد شرط کند که شوهر با او نزدیکی نکند، عقد و شرط او صحیح است و شوهر فقط می تواند لذتهای دیگر از او ببرد ولی اگر بعدا به نزدیکی راضی شود، شوهر می تواند با او نزدیکی نماید.

2424 زنی که صیغه شده اگر چه آبستن شود حق خرجی ندارد.

2425 زنی که صیغه شده حق همخوابی ندارد و از شوهر ارث نمی برد و شوهر هم ازاو ارث نمی برد.

2426 زنی که صیغه شده اگر نداند که حق خرجی و همخوابی ندارد عقد او صحیح است و برای آن که نمی دانسته، حقی به شوهر پیدا نمی کند.

2427 زنی که صیغه شده، می تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون برود، ولی اگر به واسطه بیرون رفتن، حق شوهر از بین می رود بیرون رفتن او حرام است.

2428 اگر زنی مردی را وکیل کند که به مدت و مبلغ معین او را برای خود صیغه نماید، چنانچه مرد او را به عقد دائم خود در آورد یا به غیر از مدت یا مبلغی که معین شده او را صیغه کند، وقتی آن زن فهمید اگر بگوید راضی هستم عقد صحیح و گرنه باطل است.

2429 پدر و جد پدری می توانند برای محرم شدن، یک ساعت یا دو ساعت زنی را به عقد پسر نابالغ خود در آورند و نیز می توانند دختر نابالغ خود را برای محرم شدن، به عقد کسی در آورند ولی باید آن عقد برای دختر مفسده نداشته باشد.

2430 اگر پدر یا جد پدری، طفل خود را که در محل دیگری است و نمی داند زنده است یا مرده، برای محرم شدن به عقد کسی در آورد، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل می شود و چنانچه بعدا معلوم شود که در موقع عقد آن دختر زنده نبوده عقد باطل است و کسانی که به واسطه عقد ظاهرا محرم شده بودند نامحرمند.

2431 اگر مرد مدت صیغه را ببخشد، چنانچه با او نزدیکی کرده باید تمام چیزی را که قرار گذاشته باو بدهد و اگر نزدیکی نکرده باید نصف آن را بدهد.

2432 مرد می تواند زنی را که صیغه او بوده و هنوز عده اش تمام نشده به عقد دائم خود در آورد.
منبع:اطلاع رسانی حوزه

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 

 



صیغه محرمیت چه نتایجی را در برخواهد داشت؟


صیغه محرمیت چه نتایجی را در برخواهد داشت؟

 صیغه محرمیت

مهر باطله روی پیشانی دختر
خوانده شدن ضیغه محرمیت میان دختر و پسر برای حصول به آشنایی برای ازدواج از نظر دینی توصیه نشده است . گر چه یک مسئله کلی فقهی وجود دارد که می گوید هر دختر و پسری با اجازه پدر دختر می توانند به عقد یکدیگر (موقت) در آیند، اما در مورد جاری شدن صیغه عقد موقت میان دختر و پسری که هنوز در مورد ازدواج با یکدیگر به نتیجه نهایی نرسیدند. فقه سکوت کرده و اشاره مشخصی ندارد. پس به طور مشخص می توان گفت که در این باب فقه هیچ اشاره ای نداشته است.

اما از منظر عالمان دینی نیز برقرار شدن عقد موقت توصیه نمی شود ؛ البته نه از جهت فقهی، بلکه از این باب که اگر این عقد خوانده شود، دختر شرعا همسر آن پسر است و در این شرایط فرقی میان عقد محرمیت و عقد دایم وجود ندارد، در حالی که نمی دانیم که این آشنایی و خواستگاری ، به ازدواج منجر می شود یا نه؟ در این دوره، نیمی از ماجرا نجام شده است اما شناختی که بر اساس آن بتوان تصمیم به همسری گرفت هنوز به دست نیامده است. دختر و پسر در این مرحله قرار است به کمک خانواده های خود بررسی کنند که آیا کسی که به خواستگاریش آمده یا اینکه به او پیشنهاد ازدواج داده اند ، با او تناسب دارد یا نه؟ اما با خوانده شدن عقد محرمیت بین آنها، بدون دستیابی به نتیجه نهایی آنها زن و شوهر می شوند.

اگر گزینه های مناسبی نبودند
آنها که اصرار دارند در مرحله آشنایی پیش از ازدواج باید میان دختر و پسر عقد محرومیت خوانده شود باید بدانند نکته مهم این است که اگر این رابطه به وصلت منجر نشده و این دو به این نتیجه رسیدند که مناسب یکدیگر نیستند، تکلیف چیست؟ در هنگام اصرار بر جاری شدن عقد محرمیت باید به این احتمال هم فکر کنید.
فرض کنید پسر و دختر به این نتیجه رسیدند که مناسب یکدیگر نیستند، اگر پسر دلبستگی پیدا نکرده باشد، لطمه خاصی نمی خورد ، اما با توجه به شرایط روانی و اجتماعی باید به این موضوع توجه شود که دختر با این اتفاق «مطلقه» محسوب می شود. دختری که به عقد محرمیت پسری درآمده است، با فسخ این عقد مانند خانم طلاق داده شده خواهد بود و این برای دختر بسیار گران تمام می شود.

آینده دختر
پس از فسخ عقد محرمیت و زمانی که خواستگار دیگری از دختر درخواست ازدواج کند، مهر باطله ای روی پیشانی دختر خورده است. نگاه جامعه به آن دختر این گونه خواهد بود که گویی دختر یک بار زن کسی شده (حتی اگر پسر و دختر در رابطه خود از محدوده تعیین شده ای پیشروی نکرده باشند). شرایط روحی دختر هم مناسب نخواهد بود، او مدام با خود درگیر است و احساس گناه دارد، یک کلنجار دارد، یک کلنجار دائمی در درون دختر و خانواده اش وجود دارد که آیا موضوع محرمیت و با خواستگار قبلی را باید بگوید یا نه و این موضوع باعث پریشانی او می شود.

گفتن واقعیت محض
اگر این موضوع به خواستگار جدید گفته شود، او با توجه به اینکه تمتع از دختر برای خواستگار قبلی حلال بوده، مدام درگیر این پرسش است که آنها تا چه سطحی رابطه خود را پیش برده بودند. حتی اگر به او گفته شود که عقد محرمیت آنها تنها برای آشنایی بیشتر و گفت و گوی آن دو رابطه آنها زیر نظر خانواده بود نیز او باور نمی کند. سوء ظن آن خواستگار رفع نمی شود؛ اما حتی اگر به یقین برسد که پسر قبلی حتی به دختر دست نزده، باز فکر می کند که رابطه او با همسرش، ازدواج دوم همسرش است. آن پسر در این وضعیت احساس شرمساری می کند.

آیا باید موضوع صیغه محرمیت را گفت؟
مسئله دیگری که در هنگام خواستگاری از دختری که به عقد محرمیت دیگری درآمده رخ می دهد، این است که آیا آن دختر یا خانواده اش باید این موضوع را به خواستگاری دوم بگویند. این سوال را می توان از دو منظر پاسخ داد؛ یکی از منظر فقهی و حقوقی محض و دیگری منظر اخلاقی.
از منظر فقهی و حقوقی محض، لزومی ندارد به خواستگار دوم گفته شود چون حقی از او ضایع نشده است و این رابطه مربوط به زمانی است که این آقا در زندگی این خانم نقشی نداشته است.
اما از لحاظ اخلاقی، اسلام می گوید که فرد نباید کاری کند که به خود و دیگران لطمه وارد شود. اگر دختری این موضوع را به خواستگار دوم خود نگوید ، احساس می کند به او خیانت کرده و همیشه نگران است که مبادا آن پسر مطلع شود . در آن صورت حتماً ان دختر را خیانتکار می داند و ممکن است رابطه دوم هم با شکست مواجه شود.

قصد اولیه از یاد می رود
در قرآن آمده است که دوستی هر چیزی سبب کوری و کری انسان می شود . در صورتی که فرد به چیزی یا کسی علاقه مند شده باشد ، دیگر عیب هایش را نمی بیند و شنونده انتقادهای مربوط به او نیست. دختر و پسر بعد از خوانده شدن صیغه محرمیت ، به جای آشنایی و شناخت نسبت به هم، به عشق ورزی می پردازند. در این حال دستیابی به شناخت دو جوانی که کپسول شهوت هستند، بدون مانع شرعی کم رنگ و حتی بی رنگ می شود.
در این شرایط به یکدیگر وابسته می شوند و تصمیم می گیرند که ازدواج کنند، در حالی که در کتاب جوانان و انتخاب همسر من به این موضوع اشاره کرده ام که دختر و پسر برای ازدواج نیاز دارند که به شناخت کامل یکدیگر دست پیدا کنند . در غیر اینصورت بعید نیست که ازدواج آنها به نتیجه مثبتی نرسد.


توصیه نمی شود
دختر و پسر برای شناخت یکدیگر از نظر شرعی هیچ محدویتی ندارند، روایاتی در دین اسلام وجود دارد و در برخی کتاب ها آمده است، زمانی که دختر و پسری قصد دارند با یکدیگر ازدواج کنند، حتی دختر مجاز است که حجاب خود را بردارد یا اینکه جلوی پسر پیراهن نازک بپوشد، حتی ذکر شده که ساق پای برهنه دختر را می تواند پسر ببیند. برخورد اسلام با دختر و پسر در مرحله نهایی که تصمیم به ازدواج گرفته اند، این گونه است که گویا در این مرحله به یکدیگر محرم هستند. پس مشخص می شود که اسلام امکان اینکه دختر و پسر یکدیگر را تا میزان لازم ببینند، ایجاد کرده است؛ پس نیازی به خوانده شدن عقد موقت وجود ندارد.

توصیه به خانواده ها
پدر و مادرهایی را که به خوانده شدن صیغه محرمیت اصرار دارند، از این کار نهی می کنیم به دلایلی که به ویژه به صلاح دختر نیست. اما اگر پدر و مادری با هر اعتقادی می خواهند که بین فرزندشان و کسی که می خواهد برای ازدواج آشنایی بیشتری با او پیدا کند، عقد محرمیت خوانده شود ، توصیه می کنیم که مراقب فرزندشان باشند. دایره عقدی که صورت می گیرد باید تنگ و محدود و تنها در حد دیدن ظاهر و صحبت کردن باشد. دختر و پسر به جاهای دور نروند و به مدت طولانی در اماکن خلوت قرار نگیرند و خانواده ها بر رفتار آنها نظارت داشته باشند تا آنکه عقد دائم صورت گیرد.
منبع:آرامیس مشور

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



صیغه


صیغه

صیغه

صیغه موقت به معنای (ازدواج موقت ) است.صیغه موقت به این معنی است که زن و مردی که با هم ازدواج موقت می کنند، فقط تا زمانی که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت دیگر زن و شوهر نیستند ،مثلا اگر برای مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز دیگر نسبت به هم محرم نیستند. در ازدواج موقت یا همان صیغه موقت رضایت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهریه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بیش تر مراجع معظم تقلید باید از پدرش رضایت بگیرد.

 

شاید اینها سوالات بسیاری از شما عزیزان باشد آیا عقد یا صیغه موقت باید دارای شرایط خاص باشد ؟

آیا نیاز به عاقد دارد؟

آیا باید با الفاظ خاصی خوانده شود ؟

آیا در صیغه موقت حتما باید مدت در آن قید شود یا خیر؟

از این جهت بر آن شدیم تا مطالبی  در این رابطه برایتان بیان کنیم.

 

طبق ماده ۱۰۶۲قانون‌ مدنی‌: “نکاح‌ واقع‌ می‌شود به‌ ایجاب‌ و قبول‌ به‌ الفاظی‌ که‌ صریحا دلالت‌ بر قصد ازدواج‌ نماید.”

ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) که‌ رابطه‌ زوجیت‌ بین‌ زن‌ و مرد در مدت‌ معین‌ است‌ به‌ وسیله‌ عقد محقق‌ می‌گردد و چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ یکی‌ از عقود است‌ باید علاوه‌ بر شرایط عمومی‌ برای‌ صحت‌ عقد، دارای‌ شرایط مخصوص‌ به‌ خود نیزباشد.

 

قصد انشاء در ازدواج‌ موقت‌:

قصد و رضای‌ زوجین‌ در صیغه موقت از شرایط صحت‌ عقد است‌. لذا مرد یا زن‌ یا وکیل‌ آن‌ها که‌ صیغه‌ عقد موقت‌ را می‌خواند باید قصد انشاء داشته‌ باشد یعنی‌ اگر خود مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خوانند، زن‌ به‌ گفتن‌

“زوجتک‌نفسی‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ خود را زن‌ او قرار دهد و مرد به‌ گفتن‌ “قبلت‌ التزویج‌” زن‌ بودن‌ او را برای‌ خود قبول‌ نماید و اگر وکیل‌ مرد و زن‌ صیغه‌ را می‌خواند، به‌ گفتن‌ “زوجت‌ و قبلت‌” قصدش‌ این‌ باشد که‌ مرد و زنی‌ را که‌ او را وکیل‌کرده‌ است‌، زن‌ و شوهر شوند.

بنابراین‌ اگر زن‌ و مرد راضی‌ به‌ عقد صیغه موقت نباشند یا اینکه‌ یکی‌ از طرفین‌، مورد اجبار و اکراه‌ قرار گرفته‌ باشد و یا آنکه‌ بدون‌ قصد انشاء، مثلا به‌ لحاظ شوخی‌ صیغه‌ را جاری‌ نماید، این‌ شرط که‌ از صحت‌ ازدواج‌ موقت‌است‌ رعایت‌ نشده‌ و باطل‌ می‌باشد.

در نتیجه‌ اگر زن‌ یا مردی‌ را اجبار به‌ ازدواج‌ موقت‌ با دیگری‌ نمایند که‌ شخص‌ مکره‌ بدون‌ اراده‌، مجبور به‌ پذیرش‌ ازدواج‌ است‌ این‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت صحیح‌ نمی‌باشد.

 

الفاظ در ازدواج‌ یا صیغه موقت‌:

در ازدواج‌ یا صیغه موقت تنها اراده‌ و رضایت‌ زن‌ و مرد برای‌ تحقق‌ عقد کافی‌ نیست‌ بلکه‌ باید از الفاظی‌ استفاده‌ کرد که‌ قصد طرفین‌ را مبنی‌ بر ازدواج‌ یا صیغه موقت برساند. بنابراین‌ معاطات‌ در عقد ازدواج‌ موقت‌ پذیرفته‌ نشده‌ است‌.

در اینکه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ با چه‌ زبان‌ و الفاظی‌ باشد کافی‌ است‌ که‌ لفظ فارسی‌ باشد و لفظ عربی‌ ضرورت‌ ندارد و صیغه‌ خاص‌ نیز ضرورت‌ ندارد، بلکه‌ همین‌ مقدار که‌ الفاظ، قصد ازدواج‌ موقت‌ را برساند کافی‌است.

 

ایجاب‌ و قبول‌:

ایجاب‌ عبارت‌ است‌ از اعلام‌ قصد ازدواج‌ “موقت” گوینده‌ با مخاطب‌ خود. قبول‌ عبارت‌ از اعلام‌ پذیرش‌ آن‌ امر است‌. ایجاب‌ عموما از طرف‌ زن‌ و قبول‌ از طرف‌ مرد می‌باشد.

توالی‌ ایجاب‌ و قبول‌:

برای‌ اینکه‌ اراده‌ هر دو طرف‌ در نظر عرف‌ مربوط به‌ هم‌ باشد و فاصله‌ بین‌ ایجاب‌ و قبول‌ امکان‌ توافق‌ واقعی‌ زوجین‌ را بر هم‌ نزند، در ماده‌ ۱۰۶۵ قانون‌ مدنی‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌:

“توالی‌ عرفی‌ ایجاب‌ و قبول‌ شرط صحت‌ عقد است‌.”

یعنی‌ قبول‌ باید در زمانی‌ گفته‌ شود که‌ عرف‌ آن‌ را متوالی‌ و مربوط به‌ ایجاب‌ بداند.

 

ایجاب‌ و قبول‌ توسط ولی‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۳ قانون‌ مدنی‌: “ایجاب‌ و قبول‌ ممکن‌ است‌ از طرف‌ خود مرد و زن‌ صادر شود و یا از طرف‌ اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند.”

با توجه‌ به‌ ماده‌ ۱۰۷۱ قانون‌ مدنی‌، به‌ نظر می‌رسد منظور از “اشخاصی‌ که‌ قانونا حق‌ عقد دارند” موردی‌ است‌ که‌ ازدواج‌ یا صیغه موقت توسط ولی‌ انجام‌ می‌گیرد و این‌ ماده‌ نمی‌خواهد مورد وکالت‌ را بیان‌ دارد.“تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

 
شرایط عاقد در ازدواج یا صیغه موقت:

ماده‌ ۱۰۶۴ قانون‌ مدنی‌: “عاقد باید عاقل‌ و بالغ‌ و قاصد باشد.”

عاقد به‌ کسی‌ گفته‌ می‌شود که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ را جاری‌ می‌سازد و کسی‌ که‌ صیغه‌ را جاری‌ می‌سازد باید دارای‌ سه‌ ویژگی‌ باشد:

قسمت‌ الف‌ ـ عاقل‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌سازد باید عاقل‌ باشد، پس‌ اگر شخص‌ دیوانه‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ب‌ ـ بالغ‌ باشد: کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را می‌خواند باید بالغ‌ باشد. به‌ استناد تبصره‌ ۱ ماده‌ ۱۲۱۰ قانون‌ مدنی‌ سن‌ بلوغ‌ در پسر پانزده‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ و در دختر نه‌ سال‌ تمام‌ قمری‌ است‌. بنابراین‌ چنانچه‌ طفل‌صغیری‌ صیغه‌ را جاری‌ سازد عقد باطل‌ است‌.

 

قسمت‌ ج‌ ـ قاصد باشد: یعنی‌ قصدش‌ از جاری‌ کردن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌ این‌ باشد که‌ در مدت‌ معین‌، پیمان‌ زناشویی‌ را منعقد می‌نماید. بنابراین‌ اگر شخصی‌ از روی‌ مزاح‌ و یا در حال‌ مستی‌، صیغه‌ عقد را جاری‌ سازد این‌ عقدباطل‌ است‌.

در نتیجه‌ کسی‌ که‌ صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ می‌نماید، چه‌ برای‌ خودش‌ چه‌ به‌ وکالت‌ از طرف‌ زوجین‌ یا از طرف‌ یکی‌ از زوجین‌ یا ولی‌ یکی‌ از زوجین‌، باید دارای‌ شرایط مذکور در ماده‌ ۱۰۶۴ باشد. لذا اگر دختر وپسری‌ که‌ نابالغ‌ هستند یا عاقل‌ نیستند و یا قصد نداشته‌ باشند، صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نمایند، این‌ عقد باطل‌ است‌.

 

تعیین‌ زن‌ و شوهر در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۷ قانون‌ مدنی‌: “تعیین‌ زن‌ و شوهر به‌ نحوی‌ که‌ برای‌ هیچ‌ یک‌ از طرفین‌ در شخص‌ طرف‌ دیگر شبهه‌ نباشد شرط صحت‌ نکاح‌ است‌.”

یکی‌ از شرایط صحت‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تعیین‌ مرد و زن‌ است‌ به‌ نحوی‌ که‌ موجب‌ اشتباه‌ نشده‌ و کاملا معین‌ باشد. لذا چنانچه‌ وکیل‌ مرد و زن‌ و یا ولی‌ آن‌ها می‌خواهد صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، باید زن‌ و شوهررا در عقد، معین‌ نماید و این‌ ممکن‌ است‌ با بردن‌ اسم‌ آن‌ها و یا با اشاره‌ به‌ آن‌ها صورت‌ پذیرد به‌ طوری‌ که‌ برای‌ طرف‌ دیگر در عقد جای‌ هیچگونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ باقی‌ نماند.

بنابراین‌ چنانچه‌ مردی‌ دارای‌ چند دختر باشد و به‌ مرد بگوید یکی‌ از دخترانم‌ را به‌ عقد تو درآوردم‌ به‌ لحاظ آنکه‌ معین‌ نیست‌ کدام‌ دختر را به‌ عقد مرد درمی‌آورد، این‌ عقد باطل‌ و بلااثر است‌.

تعلیق‌ در ازدواج‌ موقت‌:

ماده‌ ۱۰۶۸ قانون‌ مدنی‌: “تعلیق‌ در عقد، موجب‌ بطلان‌ است‌.”

تعلیق‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ بلاتکلیف‌ نهادن‌ یک‌ کار است‌ به‌ طوری‌ که‌ نفیا و اثباتا تصمیمی‌ راجع‌ به‌ آن‌ نگرفته‌ باشد.مانند اینکه‌ مرد به‌ زن‌ بگوید تو را به‌ زوجیت‌ خود برگزیدم‌ اگر از سفربرگشتم‌ یا اینکه‌ زن‌ به‌ مرد بگوید خود را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ تو درآوردم‌ اگر فردا هوا آفتابی‌ باشد و ابر نباشد. در مثال‌های‌ فوق‌ چون‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ معلق‌ به‌ شرطی‌ است‌ که‌ مجهول‌ است‌ لذا صیغه موقت‌ باطل‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

 

نحوه‌ خواندن‌ صیغه‌ ازدواج‌ موقت‌:

‌ اول‌ ـ اگر زن‌ و مرد خودشان‌ صیغه‌ را بخوانند: اگر خود زن‌ و مرد بخواهند صیغه‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را بخوانند، بعد از آنکه‌ مدت‌ و مهر را معین‌ کردند چنانچه‌ زن‌ بگوید:

“زوجتک‌ نفسی‌ فی‌ المدته‌ المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” )یعنی‌ ـ من‌ خودم‌ را به‌ همسری‌ تو در مدت‌ معین‌ و با مهر معین‌ درآوردم‌ (بعد بدون‌ فاصله‌ مرد بگوید: “قبلت‌”(قبول‌ کردم‌)صحیح‌ است‌.

‌ دوم‌ ـ اگر دیگری‌ را وکیل‌ کنند: اگر زن‌ و مرد، شخص‌ دیگری‌ را وکیل‌ کنند که‌ صیغه‌ ایجاب‌ و قبول‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ را جاری‌ نماید، در این‌ صورت‌ اول‌ وکیل‌ زن‌ به‌ وکیل‌ مرد بگوید: “متعت‌ موکلتی‌ موکلک‌ فی‌ المدته‌المعلومه‌ علی‌ المهر المعلوم‌” (یعنی‌ موکله‌ خودم‌ را به‌ ازدواج‌ موکل‌ تو در مدت‌ معین‌ با مهر معین‌ درآوردم‌ )پس‌ بدون‌ فاصله‌ وکیل‌ مرد بگوید: “قبلت‌ لموکلی‌ هکذا” (یعنی‌ قبول‌ کردم‌ برای‌ موکل‌ خودم‌ همین‌ طور (صحیح‌ است‌

 

تعیین‌ مدت‌ در صیغه موقت‌:

ماده‌ ۱۰۷۵ قانون‌ مدنی‌:‌“نکاح‌ وقتی‌ منقطع‌ است‌ که‌ برای‌ مدت‌ معینی‌ واقع‌‌شده‌باشد.”

از مفهوم‌ ماده‌ مذکور به‌ دست‌ می‌آید که‌ اگر برای‌ صیغه موقت مدت‌ تعیین‌ نشده‌ باشد،عقد ازدواج‌ صحیح‌ است‌ و آن‌ به‌ عقد دائم‌ مبدل‌ می‌شود.

اما گفته‌ شده‌ دسته‌ دیگری‌ از فقهاء عظام‌ عقیده‌ دارند که‌ در صورت‌ عدم‌ ذکر مدت‌،عقد ازدواج‌ موقت‌ باطل‌ است‌ و مبدل‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌ نمی‌شود زیرا در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت) تعیین‌ مدت‌ شرط است‌ پس‌ چنانچه‌ عقد فاقد این‌ شرط باشد باطل‌ است.

اگر چه‌ قانون‌ مدنی‌ در ماده‌ ۱۰۷۵ قول‌ مشهور فقهاء عظام‌ را پذیرفته‌ است‌ اما به‌ نظر می‌رسد قولی‌ که‌ نظر به‌ بطلان‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ دارد، صحیح‌ تر به‌ نظر می‌رسد.خصوصا اینکه‌ زن‌ و مرد اراده‌ خود را برای‌ صیغه موقت با آثار آن‌ در نظر داشته‌اند و حال‌ آنکه‌ در صورت‌ عدم‌ تعیین‌ مدت‌ و مبدل‌ شدن‌ ازدواج‌ موقت‌ به‌ ازدواج‌ دائم‌، موجب‌ ضرر به‌ زن‌ و مرد، خصوصا مرد می‌شود ماننداینکه‌ مجبور به‌ پرداخت‌ نفقه‌ می‌شود و نیز زن‌ از مرد و بالعکس‌ از همدیگر ارث‌ ببرند و منظور آن‌ها این‌ نبوده‌ است‌.

ماده‌ ۱۰۷۶ قانون‌ مدنی‌: “مدت‌ نکاح‌ منقطع‌ باید کاملا معین‌ شود.”

یعنی‌ باید مدت‌ طوری‌ باشد که‌ هیچگونه‌ ابهامی‌ نداشته‌ باشد و آغاز زمان‌ و آخر زمان‌ ازدواج‌ موقت‌ کاملا معین‌ باشد حتی‌ اگر مدت‌ کم‌ باشد مانند یک‌ روز یا یک‌ ساعت‌ و یا مدت‌ ازدواج‌ موقت‌ طولانی‌ باشد مانند سی‌ و چهل‌سال‌.

چنانچه‌ در ازدواج‌ موقت‌ (صیغه موقت)، مدت‌ ذکر شود اما اول‌ و آخر آن‌ معین‌ نشود مانند اینکه‌ مردی‌ زنی‌ را به‌ عقد ازدواج‌ موقت‌ خود دربیاورد به‌ مدت‌ یک‌ سال‌ اما معلوم‌ نکند که‌ آغاز یک‌ سال‌ از چه‌ وقت‌ است‌، بیان‌ شده‌ که‌ ابتداء آن‌ اززمان‌ عقد محسوب‌ می‌گردد، زیرا اطلاق‌ عقد اقتضاء دارد که‌ مدت‌ بلافاصله‌ شروع‌ شود.

اما برخی‌ دیگر از حقوق‌دانان‌ اظهار می‌دارند “آغاز مدت‌ ازدواج‌ موقت‌، باید پیوسته‌ به‌ زمان‌ انعقاد عقد باشد و نباید جدای‌ از آن‌ باشد و به‌ نظر می‌رسد نظر اخیر صحیح‌ تر باشد.

منبع:اتحدوا

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



کلیات احکام ازدواج موقت


کلیات احکام ازدواج موقت

 سؤالات بسیار و متفرقه‌ای در باره‌ی احکام ازدواج موقت مطرح می‌گردد. با تذکر یه این مهم که آن چه ذیلاً ایفاد می‌گردد کلیات است و هر کس باید برای اطلاع دقیق‌تر از آخرین استفتائات با مرجع تقلید خود مرتبط باشد، توجه کاربران گرامی به نکات ذیل جلب می‌شود.

الف – عقد ازدواج تنها طریق مشروع و سالم در برقراری ارتباط همسری بین زوجین است و در این امر فرقی بین ازدواج و دائم نمی‌باشد. پس طرفین پس از جاری شدن عقد، زن و شوهر یک دیگر محسوب می‌گردند و تنها تفاوت در این امر این است که در عقد موقت، پایان این ازدواج از پیش تعیین و توافق شده است.

ب – تفاوت‌هایی در تعهدات زن و مرد در ازدواج موقت با ازدواج دائم وجود دارد، از جمله آن که:

   1. - ذكر نشدن مهر در عقد دائم، عقد را باطل نمى‏سازد ؛ بر خلاف عقد موقت.

2. - زن و شوهر در عقد دائم از یكدیگر ارث مى‏برند ؛ بر خلاف عقد موقت.

3. - جایز نیست زن و شوهر در عقد دائم شرط كنند كه نزدیكى انجام نگیرد ؛ بر خلاف عقد موقّت (زن می‌تواند شرط کند که نزدیکی صورت نگیرد، اما اگر بعداً راضی شد، مانعی ندارد)

4. - شوهر در عقد دائم باید نفقه زن را بپردازد ؛ برخلاف عقد موقّت.

5. - زن در عقد دائم بدون اجازه شوهر نمى‏تواند بیرون برود ؛ ولى در عقد موقت مى‏تواند ؛ مگر آنكه باعث تضییع حق شوهر شود.

6 - ذكر مدت در عقد دائم لازم نیست ؛ ولى در عقد موّقت باید حتماً مدّت ذكر شود. (چنانچه از تعیین زمان غافل شوند، عقد نکاح موقت به عقد  دائم بدل  خواهد شد و عقد منعقده ، دیگر، منقطع نیست و تمام احکام دائم بر این عقد بار خواهد شد – یعنی حتی برای جدایی باید صیغه طلاق جاری کنند و احکام طلاق بر آنها مترتب می‌باشد).

ج – صرف رضایت بین زن و مرد یا نیّت قلبی کافی نیست و حتماً باید صیغه عقد (دائم یا موقت) جاری شود. برای عقد موقت حتماً باید زمان و مهریه از پیش تعیین شده باشد.

د – بنا بر احتیاط، خطبه‌ی عقد (که ایجاب از طرف زن و قبول از طرف مرد است) باید به عربی صحیح خوانده شود. و طرفین خودشان می‌توانند این خطبه را بین خود جاری کنند و نیازی نیست که حتماً دیگری را وکیل بگیرند. به عنوان مثال در عقد موقت، پس از آن که زمان و مهریه تعیین شد، زن به قصد انشاء، یعنی به قصد محقق شدن این ازدواج بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسی فِی الْمُدَّةِ الْمَعْلوُمَةِ عَلَی المَهْرِ الْمَعْلُومِ» و مرد نیز به قصد انشاء بگوید: «قَبِلتُ»، صحیح است و عقد منعقد شده است.

اما اگر (بنا به اجازه بسیاری از فقها) به زبان دیگری (مثلاً به فارسی) می‌خوانند، حتماً باید لفظ ازدواج یا نکاح آورده شود. مثلاً اگر زن بگوید: «خود را در مدت معلوم و با مهر معین شده به ازدواج تو در آوردم» و مرد نیز بگوید: «قبول کردم»، عقد ازدواج موقت محقق شده است.

ﻫ - دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است، یعنی مصلحت خود را تشخیص می‏دهد، اگر بخواهد ازدواج دائم یا موقت کند، چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد و اگر به واسطه ازدواج دائم یا موقت باکره نباشد، اذن پدر برای او لازم نیست و اگر پدر یا جد پدری او زنده نباشند، کسب اجازه از دیگران (مثل مادر یا برادر یا عمو و دایی و ...) لازم نیست.

توضیح: برخی از فقها «اذن پدر برای دختر باکره» را «احتیاط واجب» دانسته‌اند، و در احتياط واجب مقلد می‌تواند به مرجع تقليد ديگری رجوع نمايد.

و – مرد مسلمان نمی‌تواند با زنان کافره ازدواج دائم یا موقت نماید، اما ازدواج موقت با زنان اهل کتاب (مثل: مسیحی و یهودی) جایز است.

ز- مرد نمی‌تواند به صورت همزمان با دو خواهر ازدواج دائم یا موقت نماید.

ح - در هر ازدواجی در هنگام فسخ عقد و یا تمام شدن مدت ازدواج (یا طلاق و یا مرگ شوهر)، لازم است زن مدتی را به عنوان "عده"  نگه دارد، که البته عده هر کدام متفاوت است. در طول مدت عده (چه دائم و چه موقت)، زن نباید با شخص دیگری ازدواج کند و چنانچه ندانسته و از روی ندانستن مسئله «عده»  با شخص دیگری ازدواج کند [یا العیاذ بالله مرتکب زنا شود]، آن مرد تا ابد بر او حرام خواهد شد و به هیچ وجه امکان ازدواج دوباره با او نیست.

در ازدواج موقت، «عده» - یعنی همان زمانی که  در آن زمان، زن نمی‌تواند با کسی دیگر  ازدواج نماید - چنانچه زن، خون حیض می‏بیند، مدت عده بعد از اتمام مدت ازدواج موقت، دو مرتبه، پریود کامل است،  و چنانچه خون حیض نمی‏بیند 45 روز عده نگه دارد کافی است.

ط – زنی و مردی که در ازدواج موقت یک دیگر هستند، نمی‌توانند در طول این مدت با یک دیگر ازدواج دائم نمایند، بلکه اگر چنین شرایطی حاصل شد، مرد باید با قصد و به لفظ بگوید که مانده‌ی مدت این ازدواج را بخشیدم. در این صورت از هم جدا شده و می‌توانند با یک دیگر ازدواج دائم نمایند.

ی - فرزند حاصل از ازدواج موقت حكم سایر فرزندان حلال زاده در ازدواج دائم را دارد كه مخارج نفقه آن نیز به عهده پدر است و حضانت آن (پسر تا دو سالگی و دختر تا هفت سالگی) با مادر است ـ البته اگر مادر نخواهد می‌تواند از ابتدا او را به پدر تحویل دهد.

مجدداً لازم به تذکر است که آن چه بیان شد، فقط کلیات جهت اطلاع بیشتر بود و لازم است هر کس با استفاده از رساله یا ارتباط با مرجع تقلید، جزئیات خاص خود را استفتاء نماید.

منبع: ایکس – شبهه

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمیته هم نداریم

 



ازدواج موقت

ازدواج-ازدواج موقت-صیغه-متعه

احکام ازدواج موقت

آيا عقد موقّت با خواهر زن جايز است؟
همه مراجع: خير، تا وقتى كه آن زن در عقد او است، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2390 ؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2454 و آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2386 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 708.

نامزدی و ازدواج موقت

اخیراً مشاهده می شود که نامزدها برای رفت و آمد بیشتر و آشنایی و فراهم شدن زمینه ازدواج، اقدام به عقد موقت در دوره نامزدی می نمایند که عرفاً به آن «صیغه محرمیّت» می گویند. ضروری است درباره آثار حقوقی عقد موقّت یا نکاح منقطع توضیحاتی داده شود:

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری در تفیسر سوره نور می فرماید: ازدواج موقت برای مردان در صورتی ثواب دارد که مرد زن ثابت نداشته باشد، یعنی اگر مردی زن دائمی و در دسترس داشته باشد و برای تنوع و لذت این کار را بکند نه تنها ثواب نبرده بلکه گناه هم کرده است، آیا در حال حاضر این مطلب درست است یا غلط؟

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

مطابق یافته‌ها مردان به طور معنی‌داری بیش از زنان، افراد مجرد بیش از افراد متأهل، افراد شاغل به کار بیش از افراد محصل و خانه‌دار، افراد ساکن در جنوب شهر بیش از افراد ساکن در سایر مناطق جغرافیایی شهر و همچنین افرادی که در خانواده و اقوام آنها سابقه ازدواج موقت وجود دارد، بیش از سایرین نسبت به ازدواج موقت گرایش دارند.

افزایش ثبت ازدواج موقت نشانه چیست

افزایش "ثبت"، تابعی از افزایش "وقوع" ازدواج موقت است از نگاه یک تحلیلگر حقوقی، فرضیه یکم این است که افزایش 10 درصدی "ثبت" ازدواج موقت، نشان دهنده افزایش حدوداً 10 درصدی "وقوع" ازدواج موقت و در واقع تابع مستقیمی از آن است. طبق این فرضیه، آمار کل ازدواج موقت در شش ماهه اول سال 92 نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود 10 درصد افزایش یافته است.

الفبای ازدواج موقت

ازدواج موقت در ماده‌ی 1075 قانون مدنی ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته‌ شده‌است. شرایط و ارکان اساسی نکاح منقطع (ازدواج موقت) عبارت‌اند از شرایط صحت نکاح دائم به اضافه‌ی تعیین مدت مشخص و تعیین مهر معین برای زن. موانع ازدواج موقت نیز همان موانع نکاح دائم هستند.

جاری کردن صیغه محرمیت در ازدواج موقت شرایط ازدواج موقت

به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند به‏ هر لفظ‏ى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند اما بايد لفظ‏ى بگويند كه معنى "زوجت و قبلت" را بفهماند.

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمیته هم نداریم

 



مرتبط با : ازدواج موقت

متعه


متعه

متعه همان ازدواج موقت است که در باب نکاح از مباحث فقه از آن سخن رفته است و از موضوعاتی می باشد که مورد اختلاف در میان مذاهب تشیع و اهل سنت است.


تعریف متعه

در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که همگی علمای مذاهب در این نکته اتفاق دارند که "متعه ازدواجی است که در آن مرد و زن مدت زمانی را برای عقد معین می کنند و پس از گذشتن مدت، خود به خود محرمیت از بین رفته و احتیاجی به طلاق ندارد.
قال أبو عمر (بن عبد البر) لم یختلف العلماء من السلف والخلف أنّ المتعه نکاح إلی أجل لا میراث فیه، والفرقه تقع عند انقضاء الأجل من غیر طلاق. وقال ابن عطیه: وکانت المتعه أن یتزوج الرجل المرأه بشاهدین وإذن الولی إلی أجل مسمّی، وعلی أن لا میراث بینهما، ویعطیها ما اتفقا علیه، فإذا انقضت المده فلیس له علیها سبیل ویستبرئ رحمها: لان الولد لا حق فیه بلا شک، فإن لم تحمل حلت لغیره.
ابو عمر (بن عبد البر) گفته است که هیچ یک از علمای سلف و گذشته در این اختلاف نداشته اند که متعه، ازدواجی است که در آن ارث نیست و جدایی در آن با گذشتن مدت و بدون طلاق صورت می گیرد.
وابن عطیه گفته است: متعه این است که شخص با زن ازدواج کند و دو شاهد و اذن ولی داشته باشد و تاریخ (برای انتهای عقد ) معین کند.
و چنین است که ارثی در بین آن دو نباشد و اینکه هر مقداری را که بر آن موافقت نمودند، (به عنوان مهر زن ) به وی بدهد. پس وقتی که مدت زمان گذشت دیگر مرد راهی بر این زن نخواهد داشت ( دیگر همسر او نیست ) و زن باید عده نگه دارد. زیرا فرزند در متعه به پدر ملحق می شود. پس اگر این زن عده باردار نمی شد (عده نداشت) برای دیگران حلال می شود ( می توانند با وی ازدواج کنند). تفسیر طبری نیز همین مطلب را می گوید.

جواز متعه در صدر اسلام
دو مذهب شیعه و سنی در اینکه متعه در صدر اسلام مدتی جایز بوده است، اتفاق نظر دارند. همچنین در اینکه متعه مدت زمانی در ایام حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم مشروع بوده است هیچ شکی نیست:
ولا شک أنه کان مشروعا فی ابتداء الإسلام؛ هیچ شکی در این نیست که متعه در ابتدای اسلام جایز بوده است.
پس ادعای حلیت اضطراری آن مانند حلیت گوشت مرده و خون در حال اضطرار نیز معنی ندارد. زیرا ضرورت، در هر زمانی حکم حرمت را  در هر موضوعی که باشد  بر می دارد و مختص به زمان رسول خدا نیست.

مصادیق اختلاف شیعه و سنی
اما اختلاف اصلی در این است که آیا برای این حکم در زمان خود رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نسخی وارد شده است یا اینکه حکم به حرمت متعه بعد از وفات ایشان و توسط دیگران وضع شده است
مشهور بین اهل سنت نظر اول و اجماع شیعه بر نظر دوم است.

ادله حلیت متعه
برای اثبات حلیت متعه - جدا از اجماعی که حتی اهل سنت نیز آن را در مورد سالهای اولیه اسلام نقل کرده اند - می توان از قرآن کریم و روایات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم استفاده نمود.

 قرآن
در قرآن کریم چنین آمده است:
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ فَرِیضَهً.
طبق نظر بسیاری از مفسران این آیه در مورد ازدواج موقت و متعه نازل شده است.

 کلمات مفسرین در این زمینه
مفسرین شیعه و سنی در این نکته که نزول این آیه در مورد متعه بوده است، تقریبا اتفاق نظر دارند و با اثبات این مطلب حلیت متعه ثابت شده و اثبات حرمت و یا نسخ آن به دلیل نیاز دارد:
۱. وقال الجمهور: المراد نکاح المتعه الذی کان فی صدر الإسلام؛
جمهور علما( مشهور علما) گفته اند که مراد از این آیه متعه است که در صدر اسلام بوده است.
۲. وإلی ذلک ذهبت الإمامیه والآیه أحد أدلتهم علی جواز المتعه وأیدوا استدلالهم بها بأنها فی حرف أبی فما استمعتم به منهن إلی أجل مسمی وکذلک قرأ ابن عباس وابن مسعود رضی الله تعالی عنهم والکلام فی ذلک شهیر ولا نزاع عندنا فی أنها أحلت ثم حرمت؛
و شیعه به همین نظر میل دارند و این آیه یکی از ادله ایشان بر جواز متعه است؛ و استدلال خود را با این مطلب که این آیه در قرائت أبیّ و ابن عباس "إلی أجل مسمی" بوده است تایید می کنند؛ و کلام در این مطلب مشهور است. ما نیز در این مطلبی بحثی نداریم که متعه در ابتدا حلال بود سپس حرام شد.
۳. وقد استدل بعموم هذه الآیه علی نکاح المتعه ولا شک أنه کان مشروعا فی ابتداء الإسلام ثم نسخ بعد ذلک وقد ذهب الشافعی وطائفه من العلماء إلی أنه أبیح ثم نسخ ثم أبیح ثم نسخ مرتین وقال آخرون أکثر من ذلک وقال آخرون إنما أبیح مره ثم نسخ ولم یبح بعد ذلک وقد روی عن بن عباس وطائفه من الصحابه القول بإباحتها للضروره وهو روایه عن الإمام أحمد وکان بن عباس وأبی بن کعب وسعید بن جبیر والسدی یقرؤون فما استمتعتم به منهن إلی أجل مسمی فآتوهن أجورهن فریضه وقال مجاهد نزلت فی نکاح المتعه؛
و به این آیه برای اثبات نکاح متعه استدلال شده است؛ و شکی نیست که متعه در ابتدا جایز بوده است و سپس نسخ شده است و شافعی همین نظر را دارد و عده ای چنین می گویند که در ابتدا جایز شد و سپس نسخ شد و دوباره مباح شد و دوباره نسخ شد و عدهای دیگر بیشتر از این نیز گفته اند و عده ای نیز می گویند تنها یک بار جایز شده و بعد از آن حرام شده و دیگر جایز نشد و مباح بودن آن به خاطر ضرورت، از ابن عباس و عده ای از صحابه نقل شده است و این روایت از امام احمد است و ابن عباس و أبی بن کعب و سعید بن جبیر و سدی آیه را چنین می خواندند: " إلی أجل مسمی..." و مجاهد نیز گفته است که در نکاح متعه نازل شده است.

 دیدگاه بزرگان صحابه
طبق روایات اهل سنت، بسیاری از بزرگان صحابه و تابعین مانند ابن عباس و ابی بن کعب و مجاهد و سعید بن جبیر و ابن مسعود و سدی و دیگران این آیه را چنین قرائت می کرده اند:
"فَمَا استَمتَعتُم بِهِ مِنهُنَّ إلیَ أجَلٍ مُسَمًّی فَآتُوهُنَّ أجُورَهُنَّ"
۱- أخبرنا أبو زکریا العنبری حدثنا محمد بن عبد السلام حدثنا إسحاق بن إبراهیم أنبأ النضر بن شمیل أنبأ شعبه حدثنا أبو سلمه قال سمعت أبا نضره یقول قرأت علی بن عباس رضی الله عنهما فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه قال بن عباس فما استمتعتم به منهن إلی أجل مسمی قال أبو نضره فقلت ما نقرأها کذلک فقال بن عباس والله لأنزلها الله کذلک هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم ولم یخرجاه؛
شنیدم ابانضره را که می گوید بر ابن عباس این آیه را خواندم که زنانی را که ایشان ایشان را متعه کرده اید پس اجر ایشان را به عنوان واجب وفریضه به ایشان بدهید.
ابن عباس گفت زنانی را که ایشان را متعه کرده اید تا زمان معین ابو نضره گفت: ما آن را چنین نمی خوانیم. ابن عباس گفت قسم به خداوند که خدا آن را چنین نازل کرد.
این حدیث بنا بر نظر مسلم (در شروط صحت حدیث) صحیح است ولی بخاری و مسلم آن را در کتب خودشان نیاورده اند.
قرائت ایشان در کتابهای ذیل نیز نقل شده است:
جامع البیان، المصنف لعبد الرزاق الصنعانی، شرح النووی علی صحیح مسلم، الکشاف للزمخشری، أحکام القرآن للجصاص، تفسیر القرطبی،  تفسیر ابن کثیر،  و الدر المنثور.
قطعا مقصود ابن عباس نزول به عنوان قرآن نبوده است. چون تحریف قرآن به اجماع مسلمانان باطل است. بلکه مقصود نزول به عنوان تفسیر این آیه از جانب خداوند است. یعنی خداوند متعال بعد از نزول آیه یا همزمان با آن مصداق و تفسیر آیه را به همراه ذکر متن آیه، به رسول خدا وحی می نمود. پس مقصود این آیه همان ازدواج تا زمان معین ومتعه است. جدا از لفظ استمتاع که در نص آیه آمده و می تواند دلیل دیگری بر اراده متعه باشد.

نهی عمر از دو متعه حلال
از اموری که دلالت بر حلیت متعه می کند، کلام عمر بن الخطاب است که گفت: دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود. من از آن دو نهی می کنم و بر(انجام دادن) آن دو عقاب می نمایم.
اگر در زمینه متعه نسخی از جانب رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم موجود بود، قطعا عمر به آن استشهاد می کرد، اما چنین نکرده است. بنا بر این، روایت صراحت دارد در اینکه متعه در زمان رسول خدا حلال بوده است و تحریم آن نظر شخصی عمر است.

مدارک این روایت در کتب اهل سنت
سرخسی در دو کتاب خود این روایت را از جمله روایاتی می داند که با سند صحیح از عمر نقل شده است:
وقد صحّ أنّ عمر رضی اللّه عنه نهی الناس عن المتعه فقال: متعتان کانتا علی عهد رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم و أنا أنهی الناس عنهما؛ متعة النساء، ومتعة الحج.
با روایت صحیح از عمر نقل شده است که وی مردم را از متعه نهی کرد، پس گفت: دو متعه در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم حلال بود؛ متعه زنان و حج تمتع.
این روایت در بسیاری از کتب دیگر اهل سنت نیز نقل شده است.

 ماجرای یحیی بن اکثم
در همین زمینه روایتی از یحیی بن اکثم نقل شده است که جالب توجه است:
قال یحیی بن أکثم لشیخ بالبصره: بمن اقتدیت فی جواز المتعه؟ قال: بعمر بن الخطاب رضی اللّه عنه. قال: کیف وعمر کان أشدّ الناس فیها؟ قال: لأنّ الخبر الصحیح أنّه صعد المنبر فقال: إنّ اللّه ورسوله قد أحلاّ لکم متعتین وإنّی محرّمهما علیکم وأعاقب علیهما. قبلنا شهادته ولم نقبل تحریمه.
یحیی بن أکثم به یکی ا ز شیوخ در بصره گفت در جواز متعه از چه کسی تبعیت می کنی ؟ گفت از عمر. سوال کرد که چگونه و حال آنکه عمر از سخت گیر ترین مردمان در مورد متعه بود. گفت چون روایت صحیح می گوید که وی بالای منبر رفت و گفت خداوند و رسول وی متعه را حلال کردند و من آن را بر شما حرام می کنم و برای آن عقوبت؛ پس ما شهادتش را ( در مورد حلیت آن از نظر خدا و رسولش) قبول کردیم اما حرام کردنش را (توسط عمر) قبول ننمودیم.

ماجرای مامون خلیفه عباسی
همچنین مأمون خلیفه عباسی - که در نظر ایشان امیر المومنین بوده است - نیز ماجرای جالبی در مورد این روایت دارد:
ایشان می گویند روزی مامون دستور داد تا در بین مردم به حلیت متعه ندا دهند (یعنی بگویند که متعه رسما حلال است). محمد بن منصور و ابو العیناء از فقهای دربار وی بر وی داخل شدند تا شاید نظر وی را بر گردانند. در حالیکه وی با عصبانیت مشغول مسواک کردن بود، کلام عمر را ذکر کرده و گفت:
" دو متعه در زمان رسول خدا و ابو بکر بود و من آن دو را حرام می کنم !!!"
تو که هستی ای چپ چشم ( کنایه از کسی که به مطالب با دید درست نگاه نمی کند) تا از آنچه که رسول خدا و ابو بکر انجام داده اند نهی کنی؟
پس محمد بن منصور خواست با وی سخن بگوید اما ابو العیناء به وی گفت کسی که صراحتا در مورد عمر چنین سخن می گوید ما به وی چه بگوییم؟
در این هنگام یحیی بن اکثم بر وی وارد شده و با وی خلوت کرد و آنقدر با وی سخن گفت تا وی را از این نظر باز گرداند.

روایات حلیت متعه در کتب اهل سنت
در بسیاری روایات می بینیم که صحابه صراحتا می گویند که ایشان در زمان رسول خدا، ابو بکر و قسمتی از دوران خلافت عمر متعه می کرده وآن را جایز می دانسته اند:
حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی أَبُو الزُّبَیْرِ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ یَقُول کُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَهِ مِنْ التَّمْرِ وَالدَّقِیقِ الْأَیَّامَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِی بَکْرٍ حَتَّی نَهَی عَنْهُ عُمَرُ فِی شَأْنِ عَمْرِو بْنِ حُرَیْثٍ.
از جابر بن عبد الله الأنصاری شنیدم که می گفت: ما در زمان رسول خدا و ابو بکر در مقابل یک مشت خرما یا آرد متعه می کردیم. تا اینکه عمر در قضیه عمرو بن حریث از آن نهی کرد.
شبیه همین روایت در مسند احمد وکتب دیگر ذکر شده است.

 کلام امیر مومنان و ابن عباس
اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بدبخت زنا نمی کردند:
این مطلب را ابن جریر طبری و سیوطی در تفسیرشان از امیر مومنان علی علیه السلام نقل می کنند که فرمود: لولا أنّ عمر رضی اللّه عنه نهی عن المتعه ما زنی إلاّ شقی.
اگر عمر از متعه نهی نمی کرد جز افراد بد بخت زنا نمی کردند ( بلکه به متعه رو می آوردند) عبد الرزاق نیز شبیه همین مطلب را از امیر مومنان در المصنف  نقل می کندقرطبی نیز در شبیه همین مطلب را از ابن عباس نیز نقل می کند

دیدگاه علمای اهل سنت در مورد متعه
یکی از ادله ای که نمی توان آن را انکار کرد سیره صحابه و تابعین در عمل به متعه بعد از زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بوده است.
این عمل به قدری در میان ایشان شایع بوده است که با توجه به آن نمی توان ادعای نسخ متعه یا عالم نبودن این عده زیاد از علما و بزرگان صحابه و تابعین و نیز علمای اهل سنت را پذیرفت.
وقد ثبت علی تحلیلها بعد رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم جماعه من السلف رضی اللّه عنهم منهم من الصحابه رضی اللّه عنهم: أسماء بنت أبی بکر الصدیق. وجابر بن عبد اللّه. وابن مسعود. وابن عباس. ومعاویه بن أبی سفیان، وعمرو بن حریث. وأبو سعید الخدری. وسلمه. ومعبد أبناء أمیّه بن خلف، ورواه جابر بن عبد اللّه عن جمیع الصحابه مدّه رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم. ومدّه أبی بکر. وعمر إلی قرب آخر خلافه عمر.
واختلف فی إباحتها عن ابن الزبیر. وعن علی فیها توقّف. وعن عمر بن الخطاب أنّه إنّما أنکرها إذا لم یشهد علیها عدلان فقط وأباحها بشهاده عدلین.
ومن التابعین طاوس. وعطاء. وسعید بن جبیر. وسائر فقهاء مکّه أعزها اللّه.

دیدگاه سلف بر حلیت متعه
گروهی از سلف بر حلیت متعه بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم باقی ماندند. در بین ایشان از صحابه اسماء دختر ابو بکر صدیق است و جابر بن عبد الله الانصاری و ابن مسعود و ابن عباس و وعمرو بن حریث و ابو سعید خدری و سلمه ومعبد فرزندان امیه بن خلف.معاویه
جابر نظر به حلیت متعه را در زمان رسول خدا از همه صحابه نقل کرده است. و نیز در زمان خلافت ابو بکر و نیز مدتی در زمان عمر تا اواخر خلافتش ( که طبق روایات خود اهل سنت بعد از آن از متعه نهی کرد)

دیدگاه ابن زبیر
و در مورد اعتقاد ابن زبیر به حلال بودن آن اختلاف شده است. نیز از علی در مورد آن سکوت وتوقف در نظر دادن نقل شده است.
و از عمر نیز نقل شده است که تنها زمانی در مورد متعه اشکال می گرفت که دو شاهد در آن حاضر نباشند، اما اگر دو شاهد شهادت دادند آن را جایز می دانست.
نیز قرطبی فتوای به حلیت متعه را نظر علمای مکه و یمن می داند.

اهل سنت و متعه
از سوی دیگر می بینیم که بزرگان علمای اهل سنت نیز در مورد متعه نظر مخالفی نداشته اند و بالعکس حتی بسیاری از ایشان به این عمل رغبت بسیار نشان می داند.

عبدالعزیز بن عبدالملک
عبد العزیز بن عبد الملک بن جریج از بزرگان علمای امویین و فقیه وعالم مکه که در زمان وی یکی از ارکان اصلی روایت بود و روایات وی به وفور در صحاح سته یافت می شود ۹۰ زن متعه ای داشت:
۱- قال أبو غسان زنیج سمعت جریرا الضبی یقول کان ابن جریج یری المتعه تزوج بستین إمرأه وقیل إنه عهد إلی أولاده فی أسمائهن لئلا یغلط أحد منهم ویتزوج واحده مما نکح أبوه بالمتعه
جریر می گفت که نظر ابن جریج حلیت متعه بود. او با ۶۰ زن متعه کرد و گفته شده است که او نام ایشان را به اولادش گفت تا مبادا کسی از ایشان به اشتباه افتاده و با زنی از زنانی که پدرش با ایشان متعه کرده بود ازدواج کند!!!

ابن جریح
وقال محمد بن عبد الله بن عبد الحکم سمعت الشافعی یقول استمتع ابن جریج بتسعین امرأه حتی إنه کان یحتقن فی اللیل بأوقیه شیرج طلبا للجماع.
از شافعی شنیدم که می گفت: ابن جریج با ۹۰زن متعه کرد؛ حتی او شبها یک ظرف روغن کنجد به خود تنقیه می کرد تا بتواند نزدیکی کند !!!

مالک بن انس
هم چنین از مالک بن أنس و أحمد بن حنبل دو فقیه بزرگ اهل سنت و رهبران مذاهب مالکی و حنفی نیز قول به جواز متعه نقل شده است:
مالک بن أنس:
۱- وَتَفْسِیرُ الْمُتْعَهِ أَنْ یَقُولَ لِامْرَأَتِهِ: أَتَمَتَّعُ بِکَ کَذَا مِنْ الْمُدَّهِ بِکَذَا مِنْ الْبَدَلِ، وَهَذَا بَاطِلٌ عِنْدَنَا جَائِزٌ عِنْدَ مَالِکِ بْنِ أَنَسٍ وَهُوَ الظَّاهِرُ مِنْ قَوْلِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ.
تفسیر متعه آن است که به زنی گفته شود: من تو را برای فلان زمان و با فلان مقدار مال متعه می‌کنم و این در اعتقاد ما باطل است و مالک بن انس آن را جایز می داند و گویا نظر ابن عباس هم چنین باشد.
۲- وفی أن النهی للتحریم أو الکراهه قولان لمالک
در اینکه نهی (از خوردن گوشت الاغ ومتعه ) برای کراهت است یا حرمت مالک دو قول دارد.
۳- وَقَالَ مَالِکٌ: هُوَ جَائِزٌ؛ لِأَنَّهُ کَانَ مَشْرُوعًا فَیَبْقَی إلَی أَنْ یَظْهَرَ نَاسِخُه وَاشْتَهَرَ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ تَحْلِیلُهَا وَتَبِعَهُ عَلَی ذَلِکَ أَکْثَرُ أَصْحَابِهِ مِنْ أَهْلِ الْیَمَنِ وَمَکَّهَُ.
مالک بن أنس می گوید که متعه جایز است. زیرا در ابتدا مشروع بوده است. پس همینطور باقی می ماند تا نسخش مشخص شود. مشهور است که ابن عباس نیز آن را حلال می‌دانست و بیشتر اصحاب او از اهل یمن و مکه نیز به تبعیت از ایشان، آن را جایز می‌دانستند

احمد بن حنبل
وقال أبو بکر فیها روایه أخری أنها مکروهه غیر حرام لأن ابن منصور سأل أحمد عنها فقال یجتنبها أحب إلی قال فظاهر هذا الکراهه دون التحریم.
از ابن قدامه نقل شده که ابوبکر گفت: روایت دیگری وارد شده که طبق آن، متعه مکروه است، نه حرام؛ چون ابن منصور از احمد پرسید و او گفت: به نظر من، دوری کردن از آن ( متعه ) بهتر است. گفت: پس ظاهر این گفته، کراهت است نه حرمت.
همین مطلب در کتاب الکافی فی فقه ابن حنبل  و کتاب شرح الزرکشی آمده است.
صحابه ای متعه کرده و یا آن را جایز می دانسته اند:

اهل سنت و حلیت متعه
ما اکنون فهرستی از اسامی بعضی از کسانی را که در کتب اهل سنت، قول به حلیت متعه از ایشان نقل شده است ذکر می کنیم:
۱-جابر بن عبداللَّه انصاری
۲-عمران بن حصین خزاعی
۳-ابو سعید خدری
۴-عبداللَّه بن مسعود
۵-سلمه بن اکوع
۶-امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
۷-سعد بن أبی وقاص
۸-عمرو بن حریث (حویرث) یحیی بن أکثم به یکی ا ز شیوخ در بصره گفت در جواز متعه از چه کسی تبعیت می کنی ؟ گفت از عمر. سوال کرد که چگونه و حال آنکه عمر از سخت گیر ترین مردمان در مورد متعه بود. گفت چون روایت صحیح می گوید که وی بالای منبر رفت و گفت خداوند و رسول وی متعه را حلال کردند و من آن را بر شما حرام می کنم و برای آن عقوبت؛ پس ما شهادتش را ( در مورد حلیت آن از نظر خدا و رسولش) قبول کردیم اما حرام کردنش را (توسط عمر) قبول ننمودیم.
۹-معاویه بن ابی سفیان
معاویه در ماجرای فتح مکه اسلام آورد. وی در زمان فتح طائف، زنی به نام معانه را متعه نمود. این زن، تا زمان خلافت معاویه زنده ماند و معاویه همه ساله هدایایی برای وی می فرستاد. پس ادعای حرمت متعه در فتح خیبر یا بعد از آن و حتی در ماجرای فتح مکه نمی تواند صحیح باشد.تهذیب الکمال ج ۳۱ ص ۲۱۴.معاویه در ماجرای فتح مکه اسلام آورد. وی در زمان فتح طائف، زنی به نام معانه را متعه نمود. این زن، تا زمان خلافت معاویه زنده ماند و معاویه همه ساله هدایایی برای وی می فرستاد. پس ادعای حرمت متعه در فتح خیبر یا بعد از آن و حتی در ماجرای فتح مکه نمی تواند صحیح باشد.
۱۰-سلمه بن أمیّه
۱۱-فضاله بن جعفر بن أمیه
۱۲-ربیعه بن أمی
۱۳-معبد بن أمیه
۱۴-عبد الله بن أبی عوف بن جبیره
۱۵-عمرو بن حوشب
۱۶-أبی بن کعب
وی از کسانی بود که آیه متعه را به صورت إلی أجل مسمی (یعنی صریح در حلیت متعه) قرائت می کرد:
۱۷-زید بن ثابت
۱۸-اسماء دختر ابوبکر
در محاضرات الأدباء راغب آمده است:
ابن زبیر به ابن عباس گفت: چرا فتوای به حلیت متعه می دهی ؟ پاسخ داد از مادرت (أسماء) بپرس که چگونه تو را حامله شد. پس سوال کرد؛ وی پاسخ داداو را به دنیا نیاوردم مگر از متعه.
همین مطلب به صورت خلاصه در کتب ذیل آمده است: زاد المعاد  و التمهید لابن عبد البر الاستذکار ابن عبد البر [۱۲۳] و..
البته متن کامل گفتگو در بعضی از منابع شیعه چنین آمده است:
ابوالقاسم کوفی می‌گوید: بعضی از علمای شیعه نقل کرده‌اند که وقتی ابن عباس وارد مکه شد و عبداللَّه بن زبیر نیز بر فراز منبر خطبه می‌خواند، چون نظرش به ابن عباس افتاد ( در آن روزها نابینا بود ) گفت: ای مردم، کوری نزد شما آمده که خدا دل او را نیز کور کند، او عایشه امّ المؤمنین را دشنام می‌دهد و نزدیکان و اصحاب پیامبرصلی الله علیه وآله را لعن می‌کند و متعه را حلال می‌شمارد، در حالی که زنای محض است.
این گفتار بر ابن عباس سنگین آمد، در آن حال غلامش - عکرمه که دست او را گرفته بود - را صدا زد و گفت: مرا نزدیک او ببر، پس او را نزدیک برد، تا اینکه مقابل او ایستاد و شعری به این مضمون خواند:
زمانی‌که با گروهی رو برو می‌شویم، آن گروه را متلاشی می‌کنیم‌.
تا اینکه گفت: و اما اینکه می‌گویی: متعه را در حالی که زنای محض است، حلال می‌دانم؛ به خدا قسم! در زمان رسول خداصلی الله علیه وآله به آن عمل می‌شد و پس از ایشان نیز پیامبری بر انگیخته نشد؛ دلیل جواز آن نیز گفته ابن صهاک است، که می‌گفت: دو متعه در زمان رسول‌خداصلی الله علیه وآله وجود داشت و من آن دو را منع می‌کنم و ( مرتکlبطین را مجازات می‌کنم ) و ما گواهی او ( جواز متعه در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله ) را می‌پذیریم و تحریم او را قبول نمی‌کنیم. تو نیز از متعه متولد شده‌ای، پس وقتی از این چوب ( منبر ) پایین آمدی از مادرت در مورد بُردهای ( پیراهن ) عوسجه بپرس! عبداللَّه بن عباس رفت و عبداللَّه بن زبیر نیز پایین آمد و با سرعت به سوی مادرش رفت و گفت: درباره بردهای عوسجه برایم بگو! و با عصبانیت اصرار کرد، مادرش گفت: پدرت با رسول خداصلی الله علیه وآله بود و مردی به نام عوسجه دو برد ( پیراهن ) را به او هدیه کرد و پدرت از بی‌همسری به پیامبرصلی الله علیه وآله گلایه و شکایت کرد، آنگاه آن حضرت یکی از دو پیراهن را به او داد و او نیز نزد من آمد و با آن پیراهن مرا متعه کرد و مدتاین روایت در بسیاری از کتب دیگر اهل سنت نیز نقل شده است:ی گذشت و پیراهن دیگر آورد و به وسیله آنها مرا متعه کرد و من به تو حامله شدم، پس تو فرزند متعه هستی! حالا بگو از کجا این خبر به گوش تو رسید ؟ گفت: از ابن عباس شنیدم. مادرش گفت: آیا من تو را از تماس با بنی هاشم منع نکردم، و نگفتم - مواظب باش - آنها زبان‌های غیر قابل تحمل و پیروزی دارند.
قسمتی از سخنرانی ابن زبیر و بر خورد شخصی باوی (بدون ذکر نام ابن عباس) در صحیح مسلم باب المتعه ذکر شده است.
در کتب ذیل روایت را با متنی شفاف تر آورده و آن شخص را ابن عباس معرفی می کند: سنن البیهقی الکبری  جمهره خطب العرب سمط النجوم العوالی
۱۹-امّ عبداللَّه بنت ابی خیثمه
۲۰سعد بن أبی سعد بن أبی طلحه
عبداللَّه بن عباس بن عبد المطّلب:

دیدگاه ابن عباس
عده ای ادعا می کنند که ابن عباس به سبب بر خورد شدید امیر مومنان با وی، از این نظر برگشته و فتوا به حرمت متعه داد. آیا این نظر صحیح است؟
پاسخ: در بحث اسماء دختر ابو بکر روایتی ذکر شد که در آن به تواتر در مورد بحث ابن زبیر با ابن عباس در مورد فتوا به حلیت متعه سخن گفته شده است.
این روایت مربوط به زمان حکومت ابن زبیر بود و حکومت وی سالها بعد از زمان شهادت امیرمومنان علی علیه السلام بوده است.
این قرینه به ما نشان می دهد که روایت مربوط به نهی امیر مومنان ابن عباس را از فتوای به متعه جعلی بوده و برای نسبت دادن حرمت متعه به امیرمومنان و ابن عباس صورت گرفته است. و گرنه معنی ندارد که امیرمومنان به ابن عباس بگویند رسول خدا از متعه نهی کرده اند ولی وی تا آخر عمر، بر همان نظر سابقش باقی بماند. البته باید گفت که این روایت جعلی اهل سنت، احتمال عالم نبودن ابن عباس را به نسخ متعه نیز باطل می کند.
سمیر (احتمالا همان سمره بن جندب است):

دیدگاه ابن عمر
از وی در مورد متعه سوال شد: گفت ما در زمان رسول خدا زنا نمی کردیم ( متعه زنا نیست؛ زیرا اگر زنا باشد یعنی ما در زمان رسول خدا زنا می کردیم البته لازم به ذکر است که از وی روایات مخالف نیز نقل شده است )
تابعین و یا علمای اهل سنت که متعه کرده و یا آن را جایز دانسته اند:
اما در مورد تابعین و علمای اهل سنت:
مالک بن انس: کلام در مورد وی مفصلا گذشت.
احمد بن حنبل: کلام در مورد وی مفصلا گذشت.
سعید بن جبیر
عبدالملک بن عبدالعزیز بن جریج: کلام در مورد وی مفصلا گذشت.
عطاء بن ابی رباح
مجاهد بن جبر
سدّی
حَکَم بن عتیبه:
ابن ابی ملیکه:
زفر بن اوس بن حدثان مدنی:
طلحه بن مصرّف الیامی:
فقهای اهل مکه:
فقهای اهل یمن:
گروهی از اهل بیت و تابعین:

ادله نسخ متعه
علما ی اهل سنت چنین می گویند که متعه اگر چه در ابتدا مباح بوده است ولی در ادامه نسخ شده است. در مورد این نسخ سه قول وجود دارد:

نسخ با آیه
عده ای از ایشان ادعا کرده اند که متعه با نزول آیه شریفه ذیل نسخ شده است:
وَالَّذِینَ هُم لِفُرُوجِهِم حَافِظُونَ إلَّا عَلَی أزوَاجِهِِم أو مَا مَلَکَت أیمَانُهُم
و کسانیکه پاکدامنند؛ مگر در مورد همسرانشان یا و یا کنیزکانی که مالک آنها می شوند.
ایشان ادعا کرده اند که در این آیه تنها نزدیکی با همسران و کنیزان جایز دانسته شده است و زن در متعه هیچ کدام از این دو نیست پس نزدیکی باوی حرام است.
متعه نکاح ( ازدواج است ):

ارزیابی دلیل
قطعا این استدلال برای اثبات نسخ متعه مردود است؛ زیرا همانطور که در ابتدا گذشت متعه به اقرار علماء اهل سنت، ازدواج است؛ پس در مفاد این آیه داخل شده و حلال است.
آیه سوره مومنون مکی است و آیه متعه مدنی :
جدا از این نکته که این سوره مکی است و آیه متعه مدنی؛ پس این آیات نمی تواند ناسخ حکم متعه باشد
روایاتی از اهل سنت صریحا نسخ را منکر می شود:
جدای از ادله گذشته ( مانند کلام عمر و عمل صحابه ) و ادله ای که در پاسخ به بحث غزوه خیبر مطرح خواهد شد؛ که صریحا دلالت بر عدم ورود نسخ برای متعه دارد.

نسخ با آیه میراث
ایشان ادعا می کنند که در متعه ارث نیست؛ پس آیه میراث که ارث را برای همسر اثبات می کند ناسخ حکم متعه است.

ارزیابی دلیل
الف) ارث نبردن در متعه نظر همه علمای شیعه نیست:
ارث نبردن در متعه نظر همه علما نیست. بلکه عده ای میراث را در آن به طور مطلق یا مشروط جاری می دانند. یعنی اگر شرط ارث بکند ارث می برد و گرنه خیر.
فتوای مطلق نظر عده ای از علما مانند قاضی ابن براج است:
و فتوای مشروط نظر عده ای از علما مانند آیت الله خویی و نیز آیت الله اراکی است:
پس طبق نظر ایشان نمی توان آیه ارث را ناسخ حکم متعه گرفت بلکه تنها این آیه، در متعه حکم ارث را ثابت می کند.
می توان ادله متعه را ناسخ و یا مخصص ادله ارث گرفت:
روایاتی که دلالت بر عدم نسخ حکم متعه می کنند - و در بحث بعدی ذکر خواهند شد - شاهد بر این مطلب هستند که ادله متعه یا ناسخ حکم ارث در ازدواج موقت است یا مخصص؛ نه مثل آنچه که بعضی از اهل سنت ادعا می کنند.
ب) طبق نظر اهل سنت هم، ارث مربوط به همه ازدواج ها نمی شود:
خود اهل تسنن هم در بسیاری موارد در ازدواجها میراث را باطل می دانند:
مثلا در فرضی که یک مسلمان با زنی از اهل کتاب ازدواج کند و بمیرد به اجماع مسلمانان آن زن از وی ارث نخواهد برد. یا اگر همسری شوهر خود را بکشد از وی ارث نخواهد برد؛ پس حکم ارث بردن از لوازم ازدواج نیست تا در صورت نبودن آن حکم به بطلان ازدواج کنیم. بلکه از فروعی است که در بعضی حالات بر ازدواج بار می گردد.
این آیات قبل از آیه متعه نازل شده است پس ناسخ نیست: این آیات قبل از آیات متعه نازل شده اند پس نمی توانند ناسخ آن باشند.
روایاتی از اهل سنت صریحا نسخ را منکر می شود:
و این ادله، جدای از ادله ایست که در گذشته ( مانند کلام عمر و عمل صحابه ) مطرح شد و یا در پاسخ به بحث غزوه خیبر مطرح خواهند گشت؛ که صریحا دلالت بر عدم ورود نسخ برای متعه دارند.

 نسخ با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر
عده ای از ایشان ادعا می کنند که متعه با نهی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در غزوه خیبر یا بعد از آن نسخ شده است؛ حتی عده ای می گویند متعه چندین بار نسخ شده و دوباره حلال شد.
کلام صحابه و خود عمر درعدم نسخ حلیت متعه توسط رسول خدا و نسخ آن توسط عمر!!!
ظاهر کلام عمر بن خطاب ( در مورد تحریم شدن متعه توسط وی) این است که در زمان رسول خدا نسخی نبوده است. زیرا می گوید: این دو متعه در زمان رسول خدا بودند و من از آنها نهی می کنم.
این جمله صریح در مدعای ماست.
نیز اگر چنین بود ( یعنی واقعا در زمان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم نسخ صورت گرفته بود یا لا اقل عمر می خواست چنین تظاهر کند ) باید می گفت من از آن دو نهی می کنم چون رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از آن نهی کردند ولی شما نشنیدید؛ یا در قرآن نسخ آن مطرح شده است و شما نمی دانید. لذا اگر کسی مخالفت کند وی را عقاب می کنم. (همانطور که ابو بکر در ماجرای ارث نبردن از رسول خدا چنین ادعایی کرد و روایتی از رسول خدا ذکر کرد که غیر از وی احدی آن را از ایشان نقل نکرده است. یا خود وی در مورد رجم شبیه این مطلب را ادعا نمود ) و راه معقول برای جلو گیری صحابه از این عمل، همین است که سنت رسول خدا را به ایشان یاد آور شد

کلام فخر رازی در توجیه کار عمر
حتی فخر رازی – از علمای متعصب اهل سنت - هم این مطلب را پذیرفته است؛ اما می گوید که ما مجبوریم که این روایت را از ظاهرش بر گردانده و بگوییم که نسخ متعه و نهی رسول خدا تنها به عمر رسیده بود و به باقی صحابه کرام مانند علی بن أبی طالب، ابن عباس،ابن مسعود،ابی بن کعب، جابر سعد بن أبی وقاص و... نرسیده است !!! زیرا اگر چنین نکنیم لازمه اش اعتقاد به دخل و تصرف عمر در احکام دین و تکفیر وی است !!!
این مطلب خود بیانگر پاسخ ما نیز هست که مگر می شود نهی از چنین مطلبی از این تعداد از بزرگان صحابه پنهان بماند؟

ارزیابی نسخ متعه در خیبر
آیا صحیح است که امیر مومنان فرموده اند متعه در خیبر نسخ شد؟
حال که بحث عدم نسخ ثابت شد بابد گفت که عده ای از مدافعین خلیفه دوم، برای حفظ آبروی وی، روایتی وضع کرده و در آن می گویند که امیر مومنان علیه السلام فرمودند که رسول خدا در خیبر از متعه نساء منع فرمودند !!! و حتی این روایت را در صحیح بخاری ومسلم نیز آورده اند!!!

لذا مناسب است برای تکمیل بحث در مورد نهی از متعه در خیبر - که ایشان آن را ادعا می کنند- به کلام علمای اهل سنت اشاره کنیم:
پاسخ این روایت:
مع ما وقع فی خیبر من الکلام حتی زعم ابن عبد البر أن ذکر النهی یوم خیبر غلط والسهیلی أنه شیء لا یعرفه أحد من أه السیر ولا رواه الأثر
علاوه بر این (که تحریم متعه روایات صحیح و صریحی ندارد جز روایت خیبر)، در ماجرای خیبر نیز اشکال شده است. حتی ابن عبد البر اعتقاد داشته که ذکر نهی در روز خیبر ( از متعه در آن روایت ) غلط است. و سهیلی چنین اعتقاد داشته است که آن (نهی از متع در روز خیبر) مطلبی است که هیچ یک از صاحبان سیره و راویان روایت آن را نمی شناسند!!!
همین مطلب را در عمده القاری  و نصب الرایه آورده اند و در همه آنها گفته اند که ظاهرا اشتباه از راوی یعنی زهری بوده است.
و به همین دلیل چنین به نظر می رسد که روایتی که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در خیبر از متعه نهی نمودند، جزو روایات مجعوله است؛ که بعد از نهی عمر از متعه و برای توجیه کلام وی صورت گرفته است.
آیا شما قبول می کنید که کسی با خواهر یا مادر شما متعه کند.
وسیله ی هر کسی ‌که از پاسخ عاجز شده و در ردّ ادلّه و نص فرو مانده، آن است که مانند شناگرِ در حال غرق، دست و پا می‌زند و منطق و برهان واستدلال را فراموش می ‌کند.
در اینجا نیز (چنین انسان) به کسانی که متعه را جایز می‌دانند خطاب می‌کند و می‌گوید: آیا شما دوست دارید که زنانتان متعه شوند ؟!
پس این نهایت چیزی است که عاجز و ناتوان به آن استدلال می‌کند و گویا آن را جواب کوبنده‌ای که بالاتر از آن جوابی وجود ندارد می‌شمارد، گویی پیروزی بزرگی نصیبش شده و دشمن را با این شیوه سخن، از پاسخ دادن عاجز کرده است! و خصم نیز نمی‌تواند جواب او را بدهد.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



ازدواج


ازدواج

ازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است.
اقسام ازدواج

عقد ازدواج یا برای مدّتی معیّن منعقد می‌شود یا برای همیشه که از اوّلی به متعه یا ازدواج موقت و از دومی به ازدواج دائم تعبیر می‌شود.

حکم ازدواج

ازدواج به خودی خود برای مشتاق آن و نیز به قول مشهور برای غیر مشتاق، مستحب و ترک آن مکروه است، امّا در صورت خوف وقوع در گناه به سبب ترک آن، واجب است. ازدواج به لحاظ کسی که با او پیوند زناشویی بسته می‌شود یا حرام است مانند ازدواج با محارم یا مکروه است مانند ازدواج با نازا و شرابخوار و یا مستحب مانند ازدواج با زن بکر (دوشیزه)، پاکدامن، فرزندآور و فرمان‌بردار شوهر.

اسباب حرمت ازدواج دو شخص

اسباب حرمت ازدواج دو شخص با یکدیگر عبارت است از:

 نسب
ازدواج با محارم نسبی حرام است. از زنان: مادر، دختر، خواهر، خاله، عمّه، دختر خواهر و دختر برادر و همین‌طور به پایین (دختر فرزند خواهر یا دختر فرزند برادر...)، و از مردان: پدر، پسر، برادر، دایی، عمو، پسر خواهر و پسر برادر و همین طور به پایین (پسر فرزند برادر یا پسر فرزند خواهر...) محارم نسبی‌اند.

 رضاع
اگر کودکی با شرایط معتبر از زنی شیر بخورد، حکم محارم نسبی بر او جاری می‌شود.

 مصاهره (پیوند زناشویی)
مصاهره موجب دو نوع حرمت می‌شود:

 حرمت ابدی
ازدواج مرد با مادر زن خود هر چند با زن آمیزش نکرده باشد، و نیز ازدواج او با دختر زن که از مرد دیگر است، در صورت آمیزش با زن و همچنین ازدواج زن با پدر و فرزندان شوهر که از زن دیگر هستند، برای همیشه حرام است.

 حرمت جمع
جمع کردن در ازدواج میان دو خواهر در یک زمان حرام است.
همچنین به صرف عقد کردن زنی جمع میان او و دخترش حرام است.
هر چند تا هنگامی که با مادر دختر آمیزش صورت نگرفته باشد، دختر زن حرمت ابدی ندارد.
به قول مشهور ازدواج با دختر خواهر یا دختر برادر زن در صورت راضی نبودن زن، حرام است.

 آمیزش به شبهه
به قول مشهور، آمیزش به شبهه مانند آمیزش مرد با زنی به گمان این که همسر خود او است در حکم ازدواج صحیح است و موجب حرمت ابدی مادر زن و دختر وی بر مرد و نیز حرمت دائمی پدر مرد و فرزندان وی بر زن می‌شود.

 زنا
زنا کردن مرد با مادر زنی یا دختر او پیش از ازدواج با آن زن، موجب حرمت ابدی زن بر مرد است، امّا پس از ازدواج، موجب این حرمت نیست و به قول مشهور فرقی نمی‌کند که پیش از زنا، با همسر خود آمیزش کرده باشد یا نکرده باشد. همچنین زنا کردن مرد با زن شوهردار و زنی که در عدّۀ طلاق رجعی است، موجب حرمت ابدی زن بر مرد می‌شود.

 لواط
لواط موجب حرمت ابدی مادر، خواهر و دختر مفعول بر فاعل است، امّا اگر این عمل پس از ازدواج با یکی از آنان انجام شود، موجب حرمت نیست.

 ازدواج در حال عدّه
ازدواج با زن در حال عدّه با علم به آن و نیز علم به حرمت ازدواج در این حال، موجب حرمت ابدی زن بر مرد می‌شود.

 جهل یا عدم آگاهی به عده
در صورت جهل به این که زن در حال عدّه است یا عدم آگاهی از حرمت ازدواج در این حال، اگر پس از ازدواج نزدیکی کرده باشد، موجب حرمت ابدی است، امّا اگر نزدیکی نکرده باشد، تنها عقد باطل است و پس از پایان عدّه می‌تواند با زن ازدواج نماید.

 احصان (شوهردار بودن زن)
شوهردار بودن زن نیز سبب حرمت ازدواج دیگری با او است.

 احرام
ازدواج مرد یا زن در حال احرام، حرام و باطل است.
ازدواج با علم به حرمت آن در این حال حتی بدون آمیزش نیز موجب حرمت ابدی زن بر مرد می‌باشد، و به قول مشهور در صورت جهل، تنها عقد باطل است؛ هر چند آمیزش کرده باشند.

 لعان
لعان موجب حرمت ابدی زن بر مرد و مرد بر زن می‌شود.

 قذف
قذف زن کر یا لال توسط شوهر به مانند زنا -که در‌ غیر زن کر یا لال موجب ثبوت لعان می‌شود- بدون لعان موجب حرمت ابدی زن بر شوهر می‌شود.

 کفر
ازدواج مسلمان با زن کافر غیر اهل کتاب جایز نیست و در جواز ازدواج او با زن کتابی اختلاف است.

 مسلمان شدن مرد بعد از ازدواج
اگر مرد و زنی از اهل کتاب با هم ازدواج کنند سپس مرد مسلمان شود، عقد ازدواج به هم نمی‌خورد.

 مسلمان شدن زن بعد از ازدواج
ازدواج زن مسلمان با مرد کافر جایز نیست. اگر مرد کافر با زن کافر ازدواج کنند سپس زن پیش از آمیزش مسلمان شود، عقد ازدواج باطل است و اگر پس از آمیزش مسلمان شود، به قول مشهور، بطلان عقد متوقّف بر پایان عدّه است؛ به این معنا که اگر مرد در حال عدّه مسلمان نشد، عقد باطل می‌شود.

 تمام کردن عدد
ازدواج دائم مرد آزاد (غیر برده) با بیش از چهار زن آزاد جایز نیست. از این رو، ازدواج مردی که چهار زن دائم دارد، با زن‌های دیگر حرام و غیر صحیح است. همچنین ازدواج دائم مرد آزاد با بیش از دو کنیز حرام و غیر صحیح است.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



نامزدی و ازدواج موقت

نامزدی و ازدواج موقت

اخیراً مشاهده می شود که نامزدها برای رفت و آمد بیشتر و آشنایی و فراهم شدن زمینه ازدواج، اقدام به عقد موقت در دوره نامزدی می نمایند که عرفاً به آن «صیغه محرمیّت» می گویند.

«دختر جوان سوار مینی بوس شد هنوز سرمست از شادی مراسم نامزدی دو شب گذشته بود. او و همسرش در زیبایی، تحصیل، سطح خانوادگی و اقتصادی بسیار شبیه یکدیگر بودند و پس از صیغه محرمیت (عقد موقت) که بین آنها جاری شد همسرش نزد آنها مانده و شب را با او بسر برده بود و قرار گذاشته بود که با آنچه بین آنها گذشت به سرعت عقد کنند ناگهان با تکانی شدید مینی بوس واژگون شد و از ضربه شدید برخورد صورتش به آهن مینی بوس از هوش رفت وقتی بار دیگر به خود آمد در بیمارستان بود صورتش باندپیچی شده بود حدود یک ماه طول کشید تا چهره خود را بار دیگر در آینه دید گرچه آثار زیبایی پیدا بود ولی ضربات وارده بسیار سنگین بود و او ناچار به جراحیهای زیبایی می شد که این موضوع او را وادار به مهاجرت به تهران و انجام جراحی کرد. مدت طولانی در بیمارستان ماندگار شد نامزدش اوایل بیشتر می آمد ولی کم کم دیگر او را نمی دید. سرانجام وقتی از بیمارستان مرخص شد فهمید که همسرش با دختر دیگری ازدواج کرده و بکلی سابقه ازدواجش را منکر شده است.»

اخیراً مشاهده می شود که نامزدها برای رفت و آمد بیشتر و آشنایی و فراهم شدن زمینه ازدواج، اقدام به عقد موقت در دوره نامزدی می نمایند که عرفاً به آن «صیغه محرمیّت» می گویند. ضروری است درباره آثار حقوقی عقد موقّت یا نکاح منقطع توضیحاتی داده شود:

1-عقد موقّت، غیر دائم است هرچند مدت آن چند ساعت یا مدت های طولانی باشد، به هر حال عقد موقت برای مدت معینی واقع می شود و این مدت باید کاملاً معین باشد.(1) اگر مدت در عقد موقت ذکر نشود، عقد واقع شده مشهور فقها معتقدند که عقد نکاح به دائم مبدل می شود.

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمیته هم نداریم

 



صیغه های خود خوانده و پیامدهای غیر قابل جبران


صیغه های خود خوانده و پیامدهای غیر قابل جبرانصیغه-ازدواج موقت

متاسفانه ، امروزه عده زيادي از دختران و پسران جوان ــ بخصوص دانشجويان ــ  با مطالعه « رساله هاي عمليه مراجع تقليد » ، به طور خودسر و بي اطلاع والدين و بدون مشورت با افراد داراي صلاحيت ، صاحب تجربه و دلسوز ، اقدام به خواندن « صيغه ازدواج موقت » مي نمايند كه عملي بسيار خطرناك است .
پيامدهاي غيرقابل جبران افراد ياد شده ، بدون آگاهي از مسايل بسيار مهمي ــ مانند : تعيين دقيق زمان آغاز و پايان ازدواج موقت ، تعيين دقيق اجرت(دستمزد زن) صيغه ــ  و... ، دو نفري براي خودشان صيغه مي خوانند در حالي كه نمي دانند در آينده ، چه مشكلاتي به سراغ آن ها خواهند آمد ؟

معمولا چنين اشخاصي ، بعد از چند روز ، ماه يا حتي چند سال ، به دلايل گوناگون ، از يكديگر جدا مي شوند در حالي كه :

۱ ــ  يادشان نيست در چه زماني صيغه خوانده اند( زمان شروع صيغه ؟) . چون در جايي آن را يادداشت و ثبت نكرده اند .

۲ ــ  به ياد نمي آورند كه زمان آن ، در چه وقتي به اتمام رسيده ( زمان پايان صيغه ؟ ) .

۳ ــ  نمي دانند كه چقدر از مدت صيغه ، باقي مانده است ؟

۴ ــ  نحوه فسخ صيغه و چگونگي پايان دادن به آن را نمي دانند .

۵ ــ از اين كه صيغه اي كه خوانده اند ، داراي « عده » مي باشد يا خير ، نيز اطلاعي ندارند .

پيدا شدن خواستگار جديد !

در همين گيرودار ، ممكن است سر و كله خواستگاري براي چنين دختري كه به طور پنهاني ،  در صيغه مرد ديگري است  پيدا شود .

آن وقت تكليف اين وضعيت ، چه خواهد بود ؟! .

از سويي اين دختر يا زن جوان ، نمي تواند حقيقت ماجرا را براي والدين يا نزديكان خود بگويد ، و از طرفي به علت قطع رابطه با مرد قبلي ، رويش نمي شود كه به سوي وي رفته و از او بخواهد كه مدت باقيمانده صيغه اش را فسخ كند . زيرا احتمال دارد كه طرف مقابل ، اين كار را نپذيرد و بگويد : « تو تا انتهاي زمان صيغه ، زن من هستي و به هيچ عنوان اين صيغه را فسخ نمي كنم تا خودبخود ، مدتش تمام شود » .

سئوالات بدون پاسخ

دختران و زنان جوان كه مشكل بالا را دارند بارها ، سئوال ياد شده را مطرح كرده اند كه : « حالا چه كار بايد بكنيم و راه حل شرعي آن چيست ؟ » .
جواب گروه بالا اين است :
دختر يا زن مذكور ، بايد زمان دقيق آغاز و پايان صيغه را حتما به ياد بياورد ، در غيراين صورت ، هنوز زن صيغه اي آن آقا بوده و نمي تواند با خواستگار جديد ، حرف بزند تا چه رسد به اين كه قرار ازدواج بگذارد . زيرا اين كار در دين مقدس اسلام حرام و به شدت منع شده است .
اشتباه ديگر اين دختر و پسر يا زن و مرد جوان يا داراي هر سن و سالي ، آن است كه يك يا چند « شاهد » براي انجام كار عقد مخفي خود ، ندارد تا حداقل او ، يادش باشد .

پاسخ غيرقابل قبول
دراين زمان ، اشخاص مزبور ، اگر در مكان يا خياباني مورد بازخواست نيروهاي انتظامي قرار گيرند كه « شما چه نسبت يا رابطه شرعي با يكديگر داريد ؟ » ، پاسخ آن ها به اين كه « ما با همديگر صيغه شده ايم . » قابل قبول نيست . زيرا بايد « مدرك معتبري » در اين زمينه ارايه دهند كه نام و شماره تلفن شخص « عاقد » در پاي آن موجود باشد تا بتوان با او تماس گرفت .

در غير اين صورت ، اوضاع جامعه ، حالت بلبشو و هرج و مرج به خود خواهد گرفت و هر كسي به دروغ ، مي تواند چنين ادعايي را مطرح نموده و به سوء استفاده از زنان و دختران جوان ، بپردازد .

فاش شدن رازها

حال اگر مامورين محترم نيروي انتظامي ، بخواهند اين جريان را به خانواده هاي دختر و پسر مورد سئوال قرار گرفته ، اطلاع دهند ، راز آن ها فاش شده و رسوايي بزرگي به راه مي افتد و هر دو طرف را دچار مشكل مي كند كه در اين ميان ، بيشترين زيان متوجه زن يا دختر مورد نظر خواهد بود .

توجه به نكات زير

 به همه كساني كه احتمالا مايل به داشتن رابطه شرعي صحيح  و در عين حال محرمانه ، با دختر يا زني هستند ، يا دختر و زني كه مي خواهند با پسر يا مردي رابطه شرعي درست ، داشته باشند توصیه اين است كه حتما به نكات زير توجه نمايند :

۱ ــ  اقدام به اينگونه كارها بسيار خطرناك و عاقبت آن غيرقابل پيش بيني است .

۲ ــ  هرگز بدون اجازه و در جريان گذاشتن والدين و دادن توضيحات دقيق به آن ها و كسب مشورت از آنان ، به چنين اقدامي دست نزنند .

۳ ــ  زني كه همسر مردي است و شوهر دارد ، نمي تواند با پسر يا مردي ديگري ، حتي در حد صحبت كردن ، دوست شود . اين كار در اسلام ، به شدت حرام و ممنوع است و مجازات سنگيني دارد .

۴ ــ  زني را مي توان براي ازدواج موقت برگزيد كه از شوهر قبلي اش طلاق گرفته و مدت « عده » آن ــ  كه ۹۰ روز است ــ به طور كامل ، تمام شده باشد .

۵ ــ  زني را مي توان براي ازدواج موقت برگزيد كه شوهر قبلي او فوت كرده و مدت « عده » آن  ــ كه « ۱۳۰ روز » است ــ به طور كامل ، تمام شده باشد .

۶ ــ  زني كه با شوهرش مشكل دارد و در حال انجام مراحل طلاق خويش است ، به هيچ عنوان نمي تواند با فرد ديگري ازدواج كرده يا رابطه دوستي برقرار نمايد . زيرا هنوز همسر شرعي و قانوني شوهر قبلي ، محسوب مي شود هر چند كه سال ها همديگر را نديده و هيچ رابطه اي با هم نداشته باشند .

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمینه هم نداریم

 



گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت


گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقتازدواج موقت

 نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد؛
مطابق یافته‌ها مردان به طور معنی‌داری بیش از زنان، افراد مجرد بیش از افراد متأهل، افراد شاغل به کار بیش از افراد محصل و خانه‌دار، افراد ساکن در جنوب شهر بیش از افراد ساکن در سایر مناطق جغرافیایی شهر و همچنین افرادی که در خانواده و اقوام آنها سابقه ازدواج موقت وجود دارد، بیش از سایرین نسبت به ازدواج موقت گرایش دارند.


در پژوهشی سعی شد نگرش مردم به ازدواج موقت بررسی شود.

به گزارش مهرخانه، تحقیق حاضر با هدف بررسی نگرش مردم به ازدواج موقت انجام گرفته است.

این تحقیق به روش توصیفی بوده و در آن طرز نگرش مردم نسبت به ازدواج موقت مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق، ساکنین شهر تهران بوده است. تعداد ۴۰۰ نفر برحسب توزیع جغرافیایی از مناطق مختلف جغرافیایی شهر (شمال‌شهر، مرکزشهر، جنوب‌شهر و حومه‌شهر) انتخاب شده و تعداد ۵ مورد پرسش‌نامه به دلیل مخدوش بودن حذف و ۳۹۵ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

همچنین پرسش‌نامه مورد استفاده دارای ۳۰ ماده نگرش‌سنجی بود که در شش محور در ارتباط با ازدواج موقت تدوین شد. محورهای پرسش‌نامه عبارت بودند از: اثرات خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و بین‌المللی ازدواج موقت، ارضای نیازهای جنسی و ابعاد مذهبی ازدواج موقت. همچنین پرسش‌نامه اطلاعات دموگرافیک، وضعیت و سابقه ازدواج موقت در خانواده و اقوام، محدودیت‌های ازدواج موقت، تمایل به ازدواج موقت و میزان آشنایی با قوانین ازدواج موقت را دربرداشت.

با وجود آنکه در کشورمان ازدواج موقت هم مشروع و هم قانونی است، موافقان و مخالفانی دارد و هنوز در بین مردم رواج پیدا نکرده است. براین اساس در طی این پژوهش محقق به دنبال پاسخ‌گویی به این سؤالات برآمده که: نوع نگرش مردم نسبت به ازدواج موقت چگونه است؟ میزان تمایل به ازدواج موقت چقدر است؟ چه کسانی بیشتر تمایل به این نوع ازدواج داشته و افراد برای ازدواج موقت چه محدودیت‌هایی را احساس می‌کنند؟

اطلاعات دموگرافیک
از مجموع ۳۹۵ نفر از افراد مورد بررسی 50.4 درصد مرد، 49.4 درصد زن، 51.9 درصد متأهل، 48.1 درصد مجرد بودند. از نظر وضع تحصیلی حدود 80 درصد دیپلم و لیسانس، 33.7 درصد محصل، 28.1 درصد کارمند، 17.2 درصد شغل آزاد و 15.7 درصد خانه‌دار بودند.

از نظر موقعیت جغرافیایی محل سکونت، ۲۱ درصد در شمال شهر، 47.3 درصد در جنوب شهر، 29.4درصد در مرکز شهر و 2.3 درصد در حاشیه شهر (شهرک‌ها) سکونت داشته و از نظر وضع اقتصادی 62.5 درصد وضعیت متوسط، 25.6 درصد خوب و ۱۲ درصد ضعیف بودند.

13.7 درصد از مردان، مخالفت همسر خود را مانع ازدواج موقت می‌دانند/ فرهنگ جامعه؛ مهم‌ترین مانع ازدواج موقت
وضعیت ازدواج موقت در بین جمعیت مورد بررسی نشان داد که در خانواده و اقوام 9.1 درصد از جمعیت مورد بررسی سابقه ازدواج موقت وجود دارد که حدود 3.8 در صد آن مربوط به خانواده اصلی است.

حدود ۲۵ درصد از جمعیت مورد بررسی برای ازدواج موقت اعلام آمادگی کرده‌اند، این در حالی است که حدود ۵۰ درصد از جمعیت نسبت به قوانین ازدواج موقت اظهار بی‌اطلاعی کرده و فقط ۱۵ درصد اظهار داشتند که نسبت به این قوانین آگاهی مناسبی دارند. همچنین جمعیت مورد بررسی مهم‌ترین موانع ازدواج موقت را به ترتیب فرهنگ جامعه (33.4 درصد)، مخالفت خانواده‌ها (18.5 درصد)، مخالفت عقلایی (16.5 درصد) و مخالفت همسر (13.7 درصد) ذکر کرده‌اند.

2.98 درصد معتقدند ازدواج موقت راهی برای جلوگیری از فحشاست
از بین ۳۰ عبارت نگرشی در مورد ازدواج موقت، بیش‌ترین نمرات مربوط به موارد ذیل بود:
ازدواج موقت راهی برای جلوگیری از روابط پنهان و نامشروع جوانان است (29.3 درصد)، ازدواج موقت یک راه شرعی، اسلامی ‌و مجاز است (13.3 درصد)، موجب کاهش ناامنی و تجاوز به عنف نسبت به زنان می‌شود (3.08 درصد)، موجب جلوگیری از انحراف جنسی جوانان می‌شود (2.99 درصد)، راهی برای جلوگیری از فحشاست (2.98 درصد)، می‌تواند زمینه‌ساز ازدواج دائمی ‌شود (2.96 درصد)، روشی جامعه‌پسند برای ارضای غریزه جنسی است (2.90 درصد) و یک الگوی مناسب در ازدواج است (2.74 درصد).

مجردها تمایل بیشتری به ازدواج موقت دارند/ تمایل مردان به ازدواج موقت بیش از زنان
مطابق یافته‌ها مردان به طور معنی‌داری بیش از زنان، افراد مجرد بیش از افراد متأهل، افراد شاغل به کار بیش از افراد محصل و خانه‌دار، افراد ساکن در جنوب شهر بیش از افراد ساکن در سایر مناطق جغرافیایی شهر و همچنین افرادی که در خانواده و اقوام آنها سابقه ازدواج موقت وجود دارد، بیش از سایرین نسبت به ازدواج موقت گرایش دارند. از سویی دیگر ملاحظه شد که وضع اقتصادی افراد در طرز نگرش آنها نسبت به ازدواج موقت تأثیری ندارد.

۲۵ درصد از مردم به ازدواج موقت گرایش دارند
علی‌رغم آنکه ۲۵ درصد از جمعیت مورد بررسی گرایش به ازدواج موقت دارند، ولی می‌توان گفت که میزان شیوع این ازدواج در جامعه مورد بررسی احتمالاً حدود ۹ درصد باشد. دلائل توسعه و گسترش کم این نوع ازدواج، موانعی است که در جامعه وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از موانع فرهنگی و خانواده.

لازم به ذکر است این پژوهش با نام «سنجش نگرش مردم به ازدواج موقت» توسط خدابخش احمدی، مصطفی براری و فتح‌ا... سید اسماعیلی انجام شده و در فصلنامه علمی‌ـ پژوهشی رفاه اجتماعی، سال یازدهم، شماره ۴۳ منتشر شده است.

 

سالن عقد خاطره به هیچ عنوان در زمینه همسر یابی موقت فعالیتی ندارد

لطفا در خصوص این مورد تماس نگیرید اطلاعات و مشاوره در این زمیته هم نداریم

 



افزایش ثبت ازدواج موقت نشانه چیست


افزایش ثبت ازدواج موقت نشانه چیست?ازدواج موقت

تحلیل یکم: افزایش "ثبت"، تابعی از افزایش "وقوع" ازدواج موقت است از نگاه یک تحلیلگر حقوقی، فرضیه یکم این است که افزایش 10 درصدی "ثبت" ازدواج موقت، نشان دهنده افزایش حدوداً 10 درصدی "وقوع" ازدواج موقت و در واقع تابع مستقیمی از آن است. طبق این فرضیه، آمار کل ازدواج موقت در شش ماهه اول سال 92 نسبت به دوره مشابه سال قبل حدود 10 درصد افزایش یافته است.

تحلیل دوم: افزایش "ثبت"، تابعی از افزایش "تعهد" در ازدواج موقت است
از نگاه یک تحلیلگر حقوقی، فرضیه دوم این است که افزایش 10 درصدی "ثبت" ازدواج موقت، بیش و پیش از آنکه نشانه افزایش این واقعه حقوقی باشد، از یکسو نشانه افزایش آگاهی زنان از حقوق شهروندی و حقوق خانواده و تمایل آنان برای مطالبه این حقوق است و از سوی دیگر، نشانه "تمایل و تعهد طرفین به ثبت" این رویداد حقوقی به منظور برخوردارشدن از مواهب قانونی آن (نظیر امکان انجام مسافرت مشترک، امکان اقامت مشترک در یک اتاق در هتل و سایر مجموعه های اقامتگاهی رسمی، برنامه ریزی زن برای بچه دار شدن از ازدواج زمانمند، ناچاری زن برای اخذ شناسنامه برای نوزاد ناخواسته حاصل از ازدواج موقت و...) است.

افزایش "ثبت" یا تمایل زنان به افزایش "تعهد" مردان؟
با در نظر گرفتن سه شرط مندرج در ماده 21 قانون حمایت از خانواده، از خود بپرسیم کدام زنان "تمایل" دارند و موفق می شوند "تعهد" مردان به یک رابطه سالم را افزایش دهند تا آنجا که بعنوان یک شرط ضمن عقد (کتبی) یا توافق طرفینی (شفاهی)، مرد را به دفتر رسمی ازدواج بکشانند و واقعه ازدواج موقت را ثبت رسمی کنند؟ به یاد داشته باشیم:


- زنی که از نظر درآمد و توان اقتصادی در موضعی ضعیفتر از مرد باشد، احتمالاً نمی تواند مرد را برای ثبت این واقعه به دفترخانه بکشاند.
- زنی که از نظر اطلاعات عمومی و میزان آگاهی از حقوق شهروندی و حقوق خانواده در موضعی فرودست باشد، احتمالاً نمی داند که می تواند و باید مرد را برای ثبت این واقعه به دفترخانه بکشاند.
- زنی که از نظر منزلت اجتماعی و استقلال مجموعی در موضعی ضعیفتر از مرد و وابسته به او باشد، احتمالاً نمی تواند مرد را برای ثبت این واقعه به دفترخانه بکشاند.


از این رو، در نبود آمار تفکیکی و جزئی و با توجه به شواهد و قرائن فوق به نظر می رسد؛ افزایش 10 درصدی "ثبت" ازدواج موقت، بیش و پیش از آنکه نشان دهنده افزایش وقوع این رویداد حقوقی در جامعه باشد، نشان می دهد که:


زنان در طبقه متوسط شهری ایران که رفته رفته توان اقتصادی، منزلت شغلی و اجتماعی بهتری را کسب کرده اند و می خواهند و می توانند از استقلال نسبی در برابر مردان برخوردار باشند، - به رغبت یا به ناچار - تمایل بیشتری به کاربست ازدواج زمانمند (ازدواج موقت) به مثابه یک الگوی جدید عرفی و قانونی از ازدواج پیدا کرده اند. آنان در این مسیر، در جستجوی راهی برای افزایش تعهد مردان در این الگوی زیست مشترک و نیز برخورداری از مواهب حقوقی این واقعه حقوقی و پرهیز از تنگناهای حقوقی و منزلتی ازدواج دائم هستند. آنان می پندارند که با الزام مردان به "ثبت" ازدواج موقت، می تواند ضمن پرهیز از تنگناهای پیش گفته، به افزایش "تعهد" مردان در این مدل عرفی از ازدواج دست یابند

 



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

بالای صفحه