دفتر ازدواج 163

مهر المسمّى چيست؟«مهر المسمّى» مهريه‏اى است كه مقدار آن هنگام عقد ازدواج معين شده و از آن نام برده شده است.

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشد
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.دفتر ازدواج 163

مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

حدیث درباره مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


كم مهریه بودن زن چه مزیتی دارد؟حدیث درباره مهریه

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

أفضَلُ نِساءِ اُمَّتِي أصبَحُهُنَّ وَجها وأقَلُّهُنَّ مَهرا .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

بهترين زنان امّت من ، خوبروترين و كم مهريه‏ترين آنان هستند .

بحار الأنوار : 103 / 237 / 25 منتخب ميزان الحكمة : 254

بهترين مهريه ها چيست؟

عنه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

خَيرُ الصَّداقِ أيسَرُهُ .

پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

بهترين مهريه ، سبكترين آن است .

كنزالعمّال : 44707 منتخب ميزان الحكمة : 254


مهریه ی سنگین چه ایرادی دارد؟

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :

أمّا شُؤمُ المَرأةِ فكَثرَةُ مَهرِها وعُقوقُ زَوجِها .

امام صادق عليه‏السلام :

شومى و ناخجستگى زن ، زياد بودن مهريه او و نافرمانى از شوهرش مى‏باشد .

معاني الأخبار : 152 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 254

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود

هر چیزی که ملکیّت دارد را می توان به عنوان مهر قرار داد. همچنین جایز است منفعتی را به عنوان مهریه تعیین کرد، مثل اینکه زنى را براى خود عقد کند در برابر این که صنعتى به او یاد بدهد. مهریه از نظر مقدار حد و اندازه اى ندارد بلکه معیار در آن راضی بودن زن و شوهر است، چه کم و چه زیاد، به شرطی که آن قدر کم نباشد که مالیّت نداشته باشد، البتّه در طرف زیادی مستحب است که زیادتر از مهرالسّنه یعنى پانصد درهم نباشد. (هر درهم معادل 12.6 نخود نقره می باشد ؛ در نتیجه پانصد درهم) تعیین مهریه شرط صحّت عقد دائم نیست. یعنی می توان بدون تعیین مهریه، اقدام به عقد دائم کرد در چنین صورتی (عقد بدون مهریه) زن قبل از دخول مستحقّ چیزی نیست، مگر این که او را طلاق بدهند که در این صورت مرد باید بر حسب تواناییش چیزی به زن بدهد که مقدار خاصّی در آن معتبر نیست. امّا اگر دخول صورت گرفته باشد زن مستحق مهر المثل است. یعنی باید حال زن و صفات او (سن، عقل، شرافت و ...) را ملاحظه کنند و مهر متناسب با چنین زنی را به او بدهند. البتّه اگر مهر المثل بیش تر از مهر السّنه بشود، احتیاط این است که با یکدیگر در مورد مقدار مهریه مصالحه کنند. اگر عقدى بدون مهر واقع شود براى طرفین جایز است بعد از عقد بر سر چیزى یا مبلغى توافق کنند، چه این که معادل مهر المثل زن باشد و چه کمتر یا زیادتر و آنچه بر سر آن توافق کنند مانند مهری است که در حال عقد ذکر مى شود. (در صورتی که مقدار مهریه در هنگام عقد مشخّص شده باشد، مقدار آن را بعد از عقد نمی توان تغییر داد، امّا زن می تواند تمام یا قسمتی از آن را ببخشد و مرد نیز می تواند تعهّد کند که چیزی بیش تر از مهریه ی تعیین شده به زن بدهد.) آنچه در بعضى از شهرها متعارف شده که بعضى از بستگان عروس از قبیل پدر او یا مادرش چیزى از داماد مى گیرند و در بعضى از نقاط آن را "شیربها" می نامند، عنوان مهر ندارد و جزء آن نیست و حکم آن این است که: 1) اگر به عنوان جُعاله باشد، دادن و گرفتن آن جایز است. (جُعاله: انجام عملی خاص در برابر اجرتی معلوم ؛ مثلاً چیزی بدهد تا پدر در ازای آن، دختر را برای ازدواج راضی کند.) 2) اگر عنوان جُعاله نداشته باشد، در صورتی که داماد آن را با رضایت مى دهد (مثلاً برای نرم شدن دل دختر و خوشحالی او) على الظاهر گرفتن آن جایز است. 3) اگر عنوان جُعاله نداشته باشد و داماد هم نسبت به پرداخت آن رضایت ندارد (یعنی خود دختر به مهریه اش راضی است، امّا اطرافیان می گویند تا داماد چیزی به آن ها ندهد، مانع ازدواج او شده و سنگ اندازی می کنند.) گرفتن آن حرام است و براى داماد جایز است آنچه را که داده پس بگیرد، حتّى اگر تلف شده مى تواند عوض آن را مطالبه نماید جایز است که همه یا قسمتی از مهریه را نسیه (مدّت دار) قرار دهند. در این صورت تا مدّت توافق شده سر نرسد، زن نمی تواند آن مقدار مهریه را مطالبه کند زن (در صورتی که هنوز دخول صورت نگرفته باشد) مى تواند تا زمانی که مهریه اش را نگرفته از تمکین شوهر مضایقه کند، چه مرد پولدار باشد و چه فقیر. بعد از عقد، زن مالک مهریه می شود (می تواند تمام مهر را مطالبه کند) امّا مستقر شدن نیمی از آن متوقّف بر دخول است، مثلاً اگر شوهر مهر زن را داده باشد و قبل از دخول او را طلاق بدهد، نیمی از مهر را پس می گیرد و نیم دیگرش ملک زن است. )
منبع:negahmedia.ir

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


 مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

مهریه اقساطی

 قانون حمایت از خانواده که پس از ده سال انتظار و کش وقوس های فراوان در اسفند ۹۱ به تصویب مجلس و تائید شورای نگهبان رسید و در سال ۹۲ لازم الاجرا شد، از معدود قوانینی است که اعتدال و قواعد قانون نویسی تا حد زیادی در آن رعایت شده و مفاد آن با عرف جامعه در تضاد نیست.
تا قبل از تصویب این قانون، مهریه های بسیار سنگین که از عهده قریب به اتفاق مردان خارج بود، رواج داشت و پیرو طرح دعوای مطالبه مهریه از طرف زوجه، زوج تا اثبات اعسار (ناتوانی مالی) یا صدور حکم تقسیط مهریه بازداشت می شد.
اما این روند باعث ازدیاد زندانیان مهریه می شد که مطلوب دستگاه قضا و حاکمیت نبود، بنابراین اوایل سال ۹۱ در اقدامی قابل انتقاد، بند ج از ماده ۱۸ آیین نامه اجرایی قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی از سوی رئیس قوه قضاییه اصلاح شد.
این اصلاحیه می گفت: «چنانچه ملائت محکوم علیه (توانایی مالی مرد) نزد قاضی دادگاه ثابت شده نباشد، از حبس وی خودداری و چنانچه در حبس باشد آزاد می شود.»
البته این اصلاحیه با حکم صریح قانون مغایرت داشت و هر چند با حسن نیت برای مساعدت نسبت به زندانیان دیه و مهریه وضع شده بود، ولی محملی برای اعمال سلیقه قضات شد و رویه قضایی در این باره بسیار مشوش شد، به طوری که ضمانت اجرای مهریه زنان به کلی لغو شد.
بنابر این چندی بعد اداره حقوقی قوه قضاییه در اظهار نظری مشورتی کوشش کرد آثار این اصلاحیه را تعدیل کند که البته این نظریه مشورتی نیز برای وصول طلب ممتاز زنان (مهریه) مشکل گشا نبود، تا این که قانونگذار در ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده به اغتشاش حقوقی حاکم بر این موضوع خاتمه داد و بصراحت مقرر داشت مهریه زوجه تا ۱۱۰ سکه دارای ضمانت اجرای حبس است یعنی همان مجازاتی که در ماده۲ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی پیش بینی شده است.
به این ترتیب از یک طرف حق زنان احیا شد و از دیگر سو، زمینه کاهش میزان مهریه ها بین مردم فراهم شد، هرچند چالش جدی دیگری پس از تصویب این قانون دامنگیر زنان شد.
آنچه در محاکم دیده می شد و همچنان می شود، سلایق مختلف قضات در نحوه تقسیط ۱۱۰ سکه از مهریه زوجه است به نحوی که در مواردی پیش قسط و اقساط ماهانه مهریه ناچیز تعیین می شود. از این روست که اهل فن معتقدند به صواب نزدیک است اگر قانونگذار با درج تبصره ای ذیل ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده، حداقلی برای پیش قسط و اقساط ماهانه مهریه زوجه تعیین کند تا زنان از نظر اقتصادی در مخاطره قرار نگیرند.
در مقررات فعلی، اعسار زوج به صرف ادای شهادت شهود پذیرفته می شود حال آن که مرد باید موظف به اعلام دقیق اموال و درآمد خویش باشد تا صدورحکم اعسار در محاکم، محملی برای سوءاستفاده بدهکاران نباشد.
معضل دیگری که زنان بستانکار با آنان دست به گریبانند، ممکن نبودن شناسایی اموال محکوم علیه (شوهر) به سبب خلاقانونی است. اکنون براساس قانون اجرای احکام مدنی، محکوم له مکلف است اموال قابل توقیف بدهکار را به دادگاه معرفی کند، در حالی که این تکلیف در بیشتر پرونده ها قابلیت اجرا ندارد، زیرا پس از بروز اختلاف، مدیون (بدهکار) همه اموال خویش را مخفی کرده یا به غیر انتقال می دهد، به طوری که ردیابی مایملک (دارایی) و معاملات صوری محکوم علیه بدون همکاری و مساعدت مراجع قضایی، تقریبا محال است، آن هم در شرایطی که در اغلب موارد از این مساعدت و همکاری دریغ می شود.
البته این مشکلات در قانون جدید نحوه اجرای محکومیت های مالی تا حد بسیار زیادی مرتفع شده، ولی این قانون سال هاست به علل نامعلوم در رفت و آمد میان قوه مقننه و شورای نگهبان قرار دارد و اجرای آن معلق مانده که ضروری است برای رفع این بلاتکلیفی، مجلس شورای اسلامی اقدامات لازم را برای تسریع در اجرای قانون انجام دهد تا احقاق حقوق ضایع شده بستانکاران از جمله زنان تسهیل شود.
منبع: روزنامه جام جم-ایران زنان

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



نحوه ی وصول مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


نحوه ی وصول مهریه

وصول مهریه

در حال حاضر، نحوه ی وصول و مطالبه ی مهریه از طریق محاكم دادگستری و مراجع ثبتی می‌باشد.

وصول مهریه از طریق مراجع ثبتی نیز منوط به درخواست زوجه از دفتر ازدواج فیمابین با همسر خویش و صدور اجراییه ثبتی و طی تشریفات قانونی مقرر بوده و در هر دو حالت، می‌توان نسبت به توقیف و بازداشت اموال زوج اقدام كرد.

 

 با این وجود، نمی‌توان به طور توامان در مقام وصول مهریه از طریق مراجع مزبور برآمد مگر نسبت به بخشی از آن در یك مرجع و بخشی دیگر در مرجع بعدی. در صورت قطعیت حكم محكومیت زوج به پرداخت مهریه و صدور و ابلاغ اجراییه درخواستی از طرف زوجه (محكوم‌له) از سوی دادگاه صادر كننده‌ رای‌ حكم صادره متعاقب انقضای موعد قانونی (10 روز از تاریخ ابلاغ اجراییه)، حسب درخواست زوجه از سوی اجرای احكام دادگاه خانواده به موقع اجرا گذارده می‌شود.

 

در صورت توقیف اموال مرد از قبل، نسبت به انتقال عینی یا تخصیص عملی آن به زوجه اقدام و در صورت نداشتن مال، بنا به درخواست زن به استناد ماده 2 قانون نحوه اجرای محكومیت‌های مالی نسبت به حبس و بازداشت مرد به عنوان محكوم علیه پرونده مهریه اقدام می‌گردد.

 

 علاوه بر این، تا سال 1384، مرد می‌بایست ضمن رفتن به زندان نسبت به تقدیم دادخواست اعسار و تقسیط در پرداخت مهریه وفق ماده 3 قانون مزبور عمل می‌كرد. با این وجود، متعاقب صدور رای هیأت عمومی دیوان عالی كشور در سال 1384، قید فوق برداشته شد و ضرورتی به طرح دادخواست اعسار زوج از زندان نمی‌باشد.

 

شایان ذكر است طبق ماده 10 قانون مدنی، زوجین می‌توانند هر توافقی در خصوص پرداخت مهریه و افزایش یا كاهش نمایند. فوت زوج پس از وقوع نكاح، تأثیری در مالكیت زن بر مهر ندارد و زن می‌تواند كل مهر را از ماترك شوهر استیفاء نماید و در صورت فوت زن، حق مذكور به ورثه ی او منتقل می‌شود.

 

 به علاوه، نوعروسان جوان طبق ماده 1085 قانون مزبور می‌توانند از تمكین شوهر خویش امتناع كرده و هرگونه تمكین خود را به استناد «حق حبس فوق» منوط به تادیه كامل مهریه خویش از زوج نمایند.

 
عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن مهریه

گفتیم كه مهریه، عندالمطالبه بوده و بر ذمه شوهر می‌باشد و به محض انعقاد نكاح، مالك آن می‌گردد، مگر آنكه نسبت به پرداخت آن، ترتیبی بین آنها مقرر گردد. از این‌رو، غالباً عبارت «عندالمطالبه بودن مهر» در اسناد نكاحیه درج و ضمن تفهیم به زوج، به توشیح وی و زوجه می‌رسد و این، آغاز بدفرجام زوج در صورت عدم حصول به تفاهم و سازگاری با همسر خویش در زندگی آتی و مشترك است و همین نافرجامی، به شرح آتی، وی را بس!

 

با این وجود، در حال حاضر، عموماً مهریه وسیله متعارفی برای تبدیل شدن این حق شرعی و قانونی زنان جهت تنبیه مردان و طرح دعاوی حقوقی متعدد در محاكم خانواده و ظهور و توسعه روزافزون «پدیده مذموم زندانیان مهریه» شده است.

 

 اخیراً در پی تغییر اصلاح و بازنگری قوانین مهریه و تغییر نگرش‌های فرهنگی نادرست نسبت به آن و تعدیل وضعیت مهریه‌های سنگین، معاونت محترم قوه قضائیه و ریاست سازمان ثبت اسناد و املاك كشور و طی بخشنامه‌ای، سردفتران ازدواج كشور را مكلف به ثبت توافق زوجین بر عندالاستطاعه مالی بودن زوج در پرداخت مهریه، به صورت شرط ضمن  عقد نكاح و درج آن در نكاحیه و امضای زوجین نموده است.

 

با انتشار و انعكاس این بخشنامه، قضاوت‌ها و برداشت‌هایی متفاوتی در بین حقوقدان‌ها و خانواده‌ها، خصوصاً زنان مطرح شد و شایعات متعددی مبنی‌بر حذف مهریه در حقوق مالی زوجه، برداشتن زندانیان مهریه و رهایی آقایان و بلاتكلیف ماندن دعاوی مربوطه و مانند آنها در جامعه مطرح شده و به سرعت رواج یافته است.

 

 صرف نظر از نادرست بودن قضاوت‌های مزبور، صدور این بخشنامه به زعم تدوین‌كنندگان آن، گامی مناسب در راه تعدیل وضعیت زندانیان مهریه و كاهش آنها و مهار نسبی بحران مهریه در خانواده‌های ایرانی است، اما تحلیل آتی، حكایت از صحیح نبودن نگرش مزبور و ظهور آثار پیش‌بینی نشده و غیرقابل جبران بر سرنوشت خانواده‌ها، خصوصاً زنان به عنوان دارندگان حق شرعی و قانونی فوق (مهریه) دارد.
منبع:تبیان

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



اجرای مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


اجرای مهریه

اجرای مهریه

به مجرد وقوع عقد، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن انجام دهد(ماده 1082 قانون مدنی) بنابراین مهریه در مالکیت زن مستقر شده و در مدیریت او قرار می گیرد منتها ممکن است مهریه حال باشد یا مۆجل عندالمطالبه باشد یا مندالاستطاعه در فرضی که حال باشد یا عندالمطالبه زن در هر زمان می تواند آن را مطالبه کند در فرضی که موجل باشد با سررسید حق مطالبه محفوظ است و در فرض عندالاستطاعه مطالبه مهریه منوط به اثبات استطاعت زوج است در هر صورت به لحاظ استقرار مهریه در مالکیت زن، وی می تواند آن را مطالبه کند.

در فرضی که موجل باشد با سررسید حق مطالبه محفوظ است و در فرض عندالاستطاعه مطالبه مهریه منوط به اثبات استطاعت زوج است در هر صورت به لحاظ استقرار مهریه در مالکیت زن، وی می تواند آن را مطالبه کند دراین نوشتار پس از توضیحات مقدماتی با روش مطالبه مهریه از طریق صدور اجرایی آشنا می شویم.

زمان مطالبه مهریه

قبل از اینکه بخواهیم برای دریافت مهریه اقدام کنیم باید بدانیم که اساسا در چه زمانی می توانیم اینکار را انجام دهیم و نهادهای قانونی در آن زمان مکلف هستند به درخواست مطالبه ما پاسخ مثبت داده و اقدامات قانونی را انجام دهند اصل براین است که به محض وقوع عقد ازدواج و ثبت آن مالک مهریه می شود که البته نیمی از آن در همان لحظه و نیم دیگر به هنگام شروع زندگی مشترک در مالکیت او استقرار می یابد منتها نکته اینجاست زمانی که مهریه عندالاستطاعه باشد و یا اینکه زمان دار باشد زوجه باید صبرکند تا شرایط زمانی برای مطالبه مهریه مهیا شود.

اگر مهریه عندالاستطاعه باشد منظور این است زمانی می توان مهریه را مطالبه کرد که شوهر از لحاظ مالی توانایی و استطاعت پرداخت مهریه را داشته باشد و این تنها با معرفی اموال شوهر به دادگاه امکان پذیر است اگر هم مهریه موجل یا زمان دار باشد باید زوجه منتظر بماند تا زمانی که مشخص شده سپری شود و پس از آن زمان است که در واقع صاحب مهریه می شود و می تواند برای دریافت آن اقدام کند البته قابل ذکر است که در حال حاضر عرف نیست که در دفاتر ازدواج مهریه به صورت زمان دار ثبت شود ولی در بسیاری اوقات مهریه به صورت عندالاستطاعه ثبت می شود که لازم است زوجین به آثار آن که در بالا بدانها اشاره کردیم آگاه باشند و اصلی ترین آن هم اینکه تنها در صورتی که مرد توانایی پرداخت مهریه را دارد می توانند آن را از او مطالبه کنند و درغیر اینصورت هیچ اقدام قانونی در مقابل شوهر نمی توان انجام داد.


روش های مطالبه مهریه

مهریه از دو طریق قابل مطالبه است راهکار اول آن مراجعه به دادگاه خانواده و تقدیم دادخواست مطالبه مهریه است در این حالت زوجه درخواستی مبنی برمطالبه مهریه به دادگاه ارائه داده و باید از شوهر مالی به دادگاه معرفی کند تا دادگاه با توقیف و فروش آن مهر زن را پرداخت کند البته این مال نباید از مستثنیات دین باشد اگر هم شوهر فاقد مال اما کارمند دولت باشد زوجه می تواند تقاضا کند که یک سوم حقوق مرد تا پرداخت تمام مهر توقیف و به او پرداخت شود هر چند بیشتر مردم در حال حاضر از این طریق سعی می کنند مهریه خود را مطالبه کنند و فکر می کنند که تنها راه برای دریافت مهریه شان مراجعه به دادگاه است اما باید به آنها گوشزد کنیم به این دلیل که سند ازدواج یک سند رسمی است آنها خیلی راحت وبدون مراجعه به دادگاه می توانند برای دریافت مهریه خود اقدام کنند و آن هم از طریق اجرای مفاد سند رسمی ازدواج است.

اگر مهریه عندالاستطاعه باشد منظور این است زمانی می توان مهریه را مطالبه کرد که شوهر از لحاظ مالی توانایی و استطاعت پرداخت مهریه را داشته باشد و این تنها با معرفی اموال شوهر به دادگاه امکان پذیر است اگر هم مهریه موجل یا زمان دار باشد باید زوجه منتظر بماند تا زمانی که مشخص شده سپری شود

مرجع صالح درخواست صدور اجرائیه برابر بند"ج" ماده 2 آیین نامه اجرای مفاد اسناد لازم الاجرا و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرائی مرجع صالح برای تقدیم درخواست صدور اجرائیه دفتر ازدواجی است که عقد نکاح را ثبت کرده است.

ترتیب درخواست صدور اجرائیه

الف- درخواست ذی نفع

صدوراجرائیه یا تقاضای ذی نفع است این درخواست الزاما باید کتبی  باشد بنابراین درخواست شفاهی پذیرفته نمی شود به علاوه این درخواست از طریق فرم های چاپی مخصوص که از طریق سازمان ثبت اسناد و املاک تهیه و در اختیار دفاتر ازدواج قرار می گیرد به عمل می آید منظور از ذی نفع زوجه یا وکیل وی و قیم او حسب مورد است ارائه وکالت نامه و قیم نامه در فرض اخیر لازم است.

ب- مندرجات تقاضا نامه

مطابق ماده 3 آئین نامه مذکور تقاضای صدور اجرائیه (مهریه) طبق فرم مخصوص تنظیم می شود و باید شامل نکات زیر باشد:

1 نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، محل صدورآن، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، محل اقامت درخواست کننده اجرائیه یا نماینده قانونی او.

2 نام و نام خانوادگی، شماره شناسنامه، محل صدور، نام پدر، تاریخ تولد، کد ملی، محل اقامت متعهد.

3 موضوعی که اجرای آن تقاضا شده است.

4 شماره و تاریخ مستند درخواست صدور اجرائیه.

شرایط صدور اجرائیه

پس از درخواست صدور اجرائیه از سوی زوجه در صورت احراز شرایط زیر توسط سردفتر، امکان صدور اجرائیه فراهم است:

الف- مطالبه مهریه به مووجب سند رسمی باشد.

سند ازدواجی که مطابق مقررات مورد نظر تنظیم شده باشد "رسمی" شناخته می شود بنابراین ورقه ای که در شب بله بران به عنوان صداق تنظیم می شود و به امضای طرفین می رسد قابلیت درخواست صدور اجرائیه را ندارد ولو اینکه ورقه مذکور به امضا و مهر سردفتر نیز رسیده باشد همچنین در نکاح موقت ورقه ای را که سردفتر تحت عنوان نکاح منقطع (صیغه نامه) تنظیم می کند سند رسمی شناخته نمی شود در فرض اخیر زوجه می تواند جهت مطالبه مهریه فقط به دادگاه خانواده مراجعه کند.

ب- منجز بودن مهریه و تعهدات به دلالت تبصره 2 ماده 5 همان آئین نامه صدور ورقه اجرائیه نسبت به تعهداتی که در سند منجزا قید شده باشد؛ امکان پذیر است منظور از منجز بودن این است که مهریه معلق نباشد.

ج- مهریه و اجرای تعهد مۆجل نباشد

در خصوص مهریه چند فرض پیش بینی می شود: حال، مۆجل، عندالمطالبه و عندالاستطاعه مهریه در صورتی مۆجل است که برای پرداخت آن مدتی مقرر شود به طور مثال چنانچه زمان وقوع عقد نکاح سال 1392 باشد و زمان پرداخت مهر سال 1395 تعیین شده باشد یا اینکه به صورت اقساط سالانه تعیین و مقرر شده باشد که در این صورت قبل از فرارسیدن مدت زوجه حق مطالبه نخواهد داشت در صورتی که مدتی برای پرداخت معین نشده باشد مهریه "حال" محسوب می شود و قید عندالمطالبه آن را از حال بودن خارج نمی کند.
تکالیف سردفتر

وفق ماده 5 آئین نامه یادشده سردفتر با احراز هویت درخواست کننده و احراز صلاحیت خود موظف به انجام موارد زیر است:

1 صدور اجرائیه و ارسال آن به اداره ثبت

از جمله تکالیفی که در ماده مذکور پیش بینی شده این است که سردفتر رونوشت سند را در برگ های ویژه ظرف 24 ساعت با خط خوانا در سه نسخه تهیه کرده و موضوعی را که باید اجرا شود (مطالبه سکه، وجه نقد و...) در محل مخصوص آن نوشته ظرف 48 ساعت از تاریخ وصول تقاضا برگ های اجرائیه را امضا کرده و به مهر ویژه (اجرا شود) رسانده و برای اجرا نزد مسئول اجرای ثبت می فرستد و رسید دریافت می کند.

در خصوص مهریه چند فرض پیش بینی می شود: حال، مۆجل، عندالمطالبه و عندالاستطاعه مهریه در صورتی مۆجل است که برای پرداخت آن مدتی مقرر شود به طور مثال چنانچه زمان وقوع عقد نکاح سال 1392 باشد و زمان پرداخت مهر سال 1395 تعیین شده باشد یا اینکه به صورت اقساط سالانه تعیین و مقرر شده باشد که در این صورت قبل از فرارسیدن مدت زوجه حق مطالبه نخواهد داشت در صورتی که مدتی برای پرداخت معین نشده باشد مهریه "حال" محسوب می شود و قید عندالمطالبه آن را از حال بودن خارج نمی کند

2 مطلع کردن زوج یا ضامن از صدور اجرائیه

سردفتر ازدواج مکلف است پس از صدور اجرائیه مراتب را به آخرین نشانی زوج از طریق پست سفارشی به او اطلاع داده و برگ های اجرائیه را به ضمیمه قبض پست به او اطلاع دهد به عقیده ما مطلع کردن زوج از صدور اجرائیه زنگ بیدار باش و هشدار است که ممکن است درصدد حل آن برآید.


ابلاغ اجرائیه و ترتیب اجرا

اجرا پس از وصول اجرائیه باید آن را در دفاتر لازمه وارد و پرونده برای آن تنظیم و نام مأمور ابلاغ را در آن نوشته و جهت ابلاغ به مامور تسلیم کند مامور اجرا وفق ضوابط جاری اجرائیه را به زوج یا ضامن ابلاغ می کند از تاریخ ابلاغ اجرائیه زوج یا ضامن باید ظرف ده روز دین را بپردازد یا ترتیبی برای پرداخت دین خود بدهد یا مالی معرفی کند که اجرای سند را مسیر کند.
بازداشت اموال زوج

زوجه می تواند بلافاصله پس از ابلاغ اجرائیه تقاضای تأمین طلب خود را از اموال زوج یا ضامن کند در این صورت اجرا معادل طلب زوجه را از اموال نامبردگان بازداشت می کند در صورتی که زوج مهریه را پرداخت نکند اموال بازداشتی از طریق مزایده به فروش رسیده و مطالبات زوجه پرداخت می شود.
معافیت از پرداخت نیم عشر دولتی

در صورتی که زوجه در هر مرحله از فرآیند عملیات اجرایی از اجرا منصرف شود به دلالت ماده 98 قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت از پرداخت حق الاجرا معاف است.

مزایای مطالبه مهر از طریق اجرای ثبت

مطالبه مهریه از طرق مراجعه به دادگاه یا مراجعه به اجرای ثبت امکان پذیر است به عقیده ما مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت نسبت به دادگاه خانواده بهتر است.

در مقایسه شیوه های مذکور می توان به این مزایا که در طریق اجرای ثبت نهفته است اشاره کرد.

1 اصولا با مراجعه به زوجه به محاکم دادگستری به دلیل شکسته شدن حریم روابط عاطفی زوجین و فروریختن قبح مراجعه به محاکم که در بین جامعه ایرانی رجوع زن به دادگاه را امری ناپسند تلقی می کند امکان سازش تا حد بسیار زیادی کاهش پیدا می کند و گاهی سازش را غیرممکن می کند اصطلاحی که بین قضات محاکم خانواده مرسوم است آن است که: "دعوی مطالبه مهریه دروازه طلاق است" از این رو به نظر می رسد جلوگیری از تشکیل پرونده مطالبه مهریه که اصولا به عنوان اولین پرونده در مسیر پرونده های متعددی که در خلال رسیدگی به اختلاف زوجین در محاکم خانواده تشکیل می شود در کاهش اختلاف و حل و فصل دعوی بسیار مۆثر است از این جهت مراجعه به اجرای ثبت که به دلیل طبیعت اداری آن کراهت کمتری از دید جامعه دارد می تواند آثار زیان بار عدم ایجاد سازش را تا حد زیادی کاهش دهد.

2 مطالبه مهریه از طریق محاکم دادگستری که با تقدیم دادخواست و رعایت مقررات شکلی دیگر صورت می گیرد مستلزم تعیین وقت و رسیدگی (شکلی- ماهوی) است که این امر فرایند دادرسی را طولانی می کند و از طرفی برتراکم و حجم پرونده ها می افزاید در صورتی که در مطالبه مهریه از طریق اجرای ثبت به صرف تقاضای ذی نفع از دفتر ازدواج مربوط عملیات اجرایی بدون تعیین وقت آغاز می شود.

3 در اجرای ثبت عملیات اجرایی به مجرد درخواست کتبی زوجه یا اشخاص ذی سمت شروع می شود ولی در محاکم دادگستری عملیات اجرایی پس از فرآیند دادرسی و صدور حکم قطعی یا درخواست اجرای حکم توسط محکوم له یا نماینده اوو شروع می شود.

4 صدور اجرائیه در اجرای ثبت مشمول مرورزمان نمی شود چون نصی در این مورد پیش بینی نشده است ولی نسبت به اجرائیه دادگاه استناد ماده 168 قانون اجرای احکام اجرای مرور زمان پنج ساله جاری است.

5 مراجعه به محاکم دادگستری علاوه برپرداخت هزینه اجرائی است در صورتی که در مراجعه به اجرای ثبت فقط حق الاجرا تعلق می گیرد.

6 از طریق مراجعه به اجرای ثبت با استناد به ماده 17 قانون گذرنامه امکان ممنوع الخروج کردن زوج وجود دارد در صورتی که این امکان در مراجعه به محاکم دادگستری متصور نیست.

منبع:روزنامه همشهری

مطالب مرتبط :

اجرای مهریه

حدیث درباره مهریه

مهریه در ازدواج عزت برای زنان یا ذلت

بعد از عقد می توان مهریه را افزایش داد؟

چگونه دادخواست مهریه بنویسم

زنانی که «مهریه بالا» را در کنار «حق طلاق» می خواهند

در چه مواقعی مهریه ساقط می شود؟

مهریه اقساطی و دغدغه های زنان ایرانی

نحوه ی وصول مهریه

مهریه را چگونه طلب کنید؟

سقف 110 سکه برای مهریه در قانون حمایت خانواده به چه معناست

جمله ی مهریه؛ کی داده، کی گرفته!

7 نکته درباره مهریه

مهریه در اسلام

مقاله اي در شناخت مهريه

مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج



مهریه در اسلام

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهریه در اسلام

 پس از خلقت انسان بنابر خواست خداوند متعال، ادامه حیات بشر در زمین به نوعی با میل و کشش دو جنس مرد و زن به یکدیگر به جهت وجود جمال، زیبایی، غرور و بی‌نیازی در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل در مرد، آغاز شد. کشش و علاقه‌مندی که زمینه‌ساز شکل‌گیری زندگی‌هایی نو و به تبع آن ایجاد نسل‌های متمادی بشری در راستای تحقق عبودیت پروردگار رحمان گردید.۱


در همین راستا خداوند حکیم، هدف از ازدواج را دستیابی به آرامش روحی و روانی که زاییده محبت و مودت است ذکر می‌کند؛۲ جالب توجه است که در شروع این راه از آنجایی که مرد به صورت طبیعی، در برابر غریزه از زن ناتوان‌تر است، این خصوصیت، وی را از دیرباز وادار می‌کرد تا به گونه ای به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضایت او اقدام نماید.۳ این جلب رضایت مرد در قرون و اعصار مختلف اشکال متفاوتی پیدا کرد که هر یک از این اشکال در زمان‌های مختلف نیز کارایی ویژه خودش را داشته است؛ یکی از آن شیوه‌های مرسوم اعطای «مهریه» به زن از سوی مرد بوده است.


متاسفانه به علت عدم آگاهی لازم از معنا و مفهوم مهریه و همچنین کاربرد صحیح آن در اسلام، همواره شبهات بسیاری از جانب افراد مختلف از مسلمان و غیرمسلمان، پیرامون بحث مهریه مطرح می‌شود که با نگاهی دقیق و تحلیلی به این نظام به راحتی تمام شبهات پاسخ داده می‌شود و عمق زیبایی‌های دین مبین اسلام هویدا می‌گردد. دینی که با ظهور آن ارتباطات بشری با وصل شدن به عالم ملکوت و خالق هستی رنگ و بوی ویژه‌ای به خود گرفت و معنا و مفهوم جدیدی پیدا کرد.


از این رهگذر سعی داریم تا با نگاهی دقیق‌تر پس از بیان معنا و مفهوم مهریه و ذکر پیشینه ای درخصوص سیر تحول مهریه، این سنت دیرینه و فلسفه وجوبی آن را از منظر دین مبین اسلام، برای خوانندگان محترم تبیین نماییم.


مهریه در لغت


مهر به فتح میم به معنای صداق است.۴ و به معنای کابین و جنسی است که در وقت نکاح بر عهده شوهر می‌باشد. در کتب فقهی افزون بر واژه مَهریه، واژگان مترادف دیگری همانند؛ الصَداق، الصِداق، نحله، فریضه، کابین و... به کار رفته است.


مهریه در اصطلاح


مهریه در اصطلاح مالی است که به هنگام عقد نکاح برابر ضوابط شرع و رسم و عادت از طرف مرد به زن پرداخت می‌گردد و صداق، صداقیه، کابین و فرض هم نامیده می‌شود. در اصطلاح حقوقی عبارت است از مال معین یا چیزی که جایگزین مال باشد که در زمان عقد نکاح از طرف مرد به زن داده می‌شود یا مرد، متعهد به پرداخت آن می‌شود.۵


سابقه و سیر تحول مهریه


لازم به ذکر است در منابع مختلف تاریخی، سیرتحولی ذکر شده است که بر شکل گیری نظام مهریه نقش ویژه‌ای داشته است:۶


۱- مرحله مادرشاهی: مرحله ای از تاریخ که جوانان ناچار بودند همسر خویش را از غیرهمخون خود برگزینند. آنان به نقش خود در تولید فرزند واقف نبودند؛ بنابراین با اینکه شباهت فرزندان را با خود احساس می‌کردند، ولی در عین حال آنان را فرزندان همسر می‌شناختند. از اینرو این دوره را که زن بر مرد حکومت می‌کرد، دوره مادرشاهی می‌نامند.


۲- دوره پدرشاهی: مرحله‌ای است که مرد به نقش خویش در تولید فرزند آگاه گشته و سعی کرده ریاست خانواده را بر عهده بگیرد. در این دوره مردان از قبایل دیگر زن می‌گرفتند و چون میان قبایل حالت جنگ وجود داشت، همسر خود را از آن قبیله موردنظر می‌ربودند و زحمت ربودن دختر را به عنوان مهریه زن می دانستند.


۳- در مرحله سوم زمانی که صلح جای جنگ را گرفته و دیگر رسم ربودن همسر از میان رفته بود و مرد مجبور بود برای انتخاب همسر مدتی را برای پدر زنش کار کند. نمونه آن کار کردن حضرت موسی (علیه السلام) برای حضرت شعیب (علیه السلام) بود.


۴- در مرحله ای مرد به این نتیجه رسید که به جای کار کردن برای پدر زن آینده خویش، بهتر است به صورت یکجا هدیه ای در قالب پیشکش به پدر دختر تقدیم کند و بدین ترتیب «مهریه» پیدا شد. در این دوره‌ها نگاه به زن به عنوان یک ابزار اقتصادى بود که احیانا نیاز جنسی مرد را نیز تسکین مى داد و محصول کارها و زحماتش را متعلق به دیگرى یعنى پدر یا شوهر وی می دانستند.


۵- مرحله پنجمی نیز وجود دارد که مربوط به دوره بعد از ظهور اسلام است که البته جامعه‌شناسان به آن اشاره نمی‌کنند. در این مرحله هدیه یا مهریه ای که مرد پرداخت می‌کند، متعلق به خود زن است و به جز خود زن هیچ کس حقی در آن ندارد.۷ در همین راستا باید دانست که پس از ظهور اسلام، احکام توسط شارع مقدس به سه شکل درآمدند؛ برخی از احکام و سنن موجود، رد و منسوخ شدند، برخی دیگر همچون خمس که سابقه‌ای نداشتند، تاسیس شدند و برخی از آنها به صورت مطلق و یا با تغییراتی مورد تایید قرار گرفتند. سنت اعطای مهریه نیز از آن دسته است که از جانب شارع مقدس مورد تایید قرار گرفته است.


مهریه در قرآن


باتوجه به آنچه بیان شد بررسی دقیق‌تر درخصوص مهریه ما را ملزم می‌کند تا در گفتار حکیمانه  خداوند متعال نگاهی عمیق داشته باشیم. خداوند در آیه چهارم سوره مبارکه نساء می‌فرماید: «واتوا النساء صدُقاتهن نِحلة فان طبن لکم عن شی ء منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا» یعنی «و مهر زنان را در کمال رضایت و طیب خاطر به آنان بپردازید. اگر چیزی از مهر خود را از روی رضا و خشنودی به شما بخشیدند از آن برخوردار شوید که حلال و گواراست.» در این آیه مبارکه، چند خصوصیت برای مهریه از نگاه اسلام بیان شده است:


اولا: خداوند با آوردن «اتوا النساء» ابتدا نام گیرنده را آورده، یعنی مهریه را فقط به خود زن بدهید، نه پدر و مادر او یا بستگانش و نفرموده: (و اتوا صدقات النساء) مهریه زنان را بپردازید، تا گیرنده هرکه بتواند باشد و همچنین فعل امر «اتوا» دلالت بر الزامی بودن پرداخت مهریه دارد.۸ این در حالی است که در عصر جاهلیت به جهت اینکه براى زنان ارزشى قائل نبودند، رسوم متفاوتی در ارتباط با مهریه وجود داشته است؛ گاهی پدر و مادر دختر مهر را بعنوان حق‌الزحمه و شیربها حق خود مى‌دانستند، لذا مهر به آنها داده می‌شد، گاهی هم اگر کسی فوت می‌کرد، فرزندی که از همسری دیگر بود و یا ولی میت سر می‌رسید و همسر او را مانند اموالش به ارث می‌برد و جامه‌ای بر سر او می‌افکند. آنگاه یا او را با همان مهریه اول به همسری خویش درمی‌آورد و یا وی را با همان مهریه نخست در حباله نکاح دیگری قرار می‌داد و کابین او را از این شوهر جدید دریافت می‌کرد!۹ از طرفی نکاحی به نام نکاح «شغار» مرسوم بود؛ به این نحو که مردى به مرد دیگر می‌گفت: «من دختر یا خواهرم را به عقد تو درمى‌آورم که در عوض دختر یا خواهر تو زن من باشد و او هم قبول می‌کرد، درنتیجه، هر یک از دو دختر مهر دیگرى بشمار می‌رفت و به پدر یا برادر دیگرى تعلق مى گرفت که در نهایت دین مبین اسلام تمامی رسوم توهین‌کننده به جایگاه زن را باطل اعلام کرد و مذموم دانست!


ثانیا: «صدُقاتهن» از ماده «صداق» است و بدان جهت به مهر «صداق» یا «صدُقه» گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد و محبت او به زن است. علامه طباطبایی (رحمه الله) ذیل این آیه فرموده است: «اگر می بینید که کلمه «صدقات» را به ضمیر زنان «هن» اضافه کرده به جهت بیان این مطلب بوده که وجوب دادن مهر به زنان مساله‌ای نیست که دین اسلام آن را تاسیس کرده باشد، بلکه مساله ای است که اساسا در بین مردم در سنن ازدواج‌شان متداول بوده است. سنت خود بشر بر این جاری بوده و هست که پولی و یا مالی را که قیمت داشته باشد به عنوان مهریه به زنان اختصاص دهند و کانه این پول را عوض عصمت او قرار دهند.»۱۰ البته باید توجه داشت در اسلام مهر به هیچ وجه جنبه بها و قیمت کالا ندارد، و بهترین دلیل آن همان صیغه عقد ازدواج است که در آن رسما مرد و زن به عنوان دو رکن اساسى پیمان ازدواج به حساب آمده‏اند، و مهر یک چیز اضافى و در حاشیه قرار گرفته است، به همین دلیل اگر در صیغه عقد، اسمى از مهر نبرند، عقد باطل نیست، در حالى که اگر در خرید و فروش و معاملات اسمى از قیمت برده نشود، مسلما باطل خواهد بود. (البته  اگر در عقد ازدواج نامى از مهر برده نشود، شوهر موظف است که در صورت زناشویی، «مهرالمثل» یعنى مهرى همانند زنانى که هم‌طراز او هستند بپردازد.۱۱


ثالثا: کلمه «نحله» به گفته راغب‌اصفهانی از «نحل» به معنای زنبورعسل است؛ چون زنبورعسل بدون توقعی عسل خود را می‌بخشد. لذا کلمه «نحله» کاملا تصریح دارد که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی، پیش‌کشی، عطیه و هدیه نیست.۱۲ بنابراین از نظر اسلام مهریه، عطیه و پیش‌کشی به خود دختر است که با قرار دادن آن، خللی در اراده آزاد دختر در ازدواج وارد نمی‌شود (یعنی با قراردادن هر میزان مهر، اجباری برای ازدواج به وجود نمی‌آید) و همچنین در اصل اسلام از ۱۴۰۰ سال پیش برای زن استقلال مالی قائل بوده۱۳ و مهر را ملک خود دختر می‌داند.۱۴ این درست در حالی‌ است که در اروپا تا اوایل قرن بیستم برای زن استقلال مالی قائل نبودند و مرد اجازه داشت بدون رضایت همسرش در سرمایه‌اش دخل و تصرف کند!


اقسام مهریه


مهمترین و مشهورترین انواع مهریه در فقه و حقوق سه دسته می‌باشند:


۱- مهرالمسمی


هرگاه میزان مهر با توافق طرفین به هنگام عقد نکاح معین شود یا تعیین آن به عهده شخص ثالثی نهاده شود آن را مهرالمسمی گویند. در حقوق آمده است که؛ مهرالمسمی می‌تواند عین معین باشد (مانند خانه‌ای معین و معلوم) و یا کلی (مانند مقداری پول) و یا حق مالی یا منفعت (مانند اجاره خانه) و یا انجام دادن کار معین (مانند آموختن حرفه یا شغل یا صنعت) و حق تالیف و اختراع و سرقفلی را نیز می‌توان به عنوان مهر قرار داد.۱۵


۲-مهرالمثل


 اگر کسى مهریه  زن خود را چیزی قرار دهد که مالیت و ارزش مالی ندارد، یا اصلاً مهریه‌ای قرار ندهد (در نکاح دائم اگر مهر ذکر نشود، نکاح صحیح است) و با او نزدیکی کند، برای این زن مهرالمثل (مهریه زنان دیگر مثل او) قرار داده می‌شود.۱۶ که برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.۱۷


۳-مهرالمتعه


 اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشود و مرد پیش از زناشویی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهرالمتعه می‌شود که در میزان آن وضعیت مرد از حیث غنا و فقر در نظر گرفته می‌شود.۱۸


فلسفه وجوب مهریه


در آیات مختلفی از قرآن کریم، مانند آیات ۲۳۶، ۲۳۷ و ۲۴۱ سوره بقره، آیه ۴ سوره نساء، آیات ۲۷ و ۲۸ سوره قصص و آیه ۴۹ سوره مبارکه احزاب و در روایات بسیاری، تاکید بر وجوب پرداخت مهریه در عقد نکاح شده است. در این زمینه رسول خدا (صلى الله علیه وآله) می‌فرمایند: «کسى که مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناکار محسوب مى‌شود و در روز قیامت حضرت حق به او خطاب مى‌کند، بنده من کنیزم را براساس پیمانى که با تو بستم (عقد و ازدواج) به تو تزویج نمودم، به پیمان من وفا نکردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند و چون حسنه اى به اندازه پرکردن حق زن نماند، به گناه پیمان‌شکنى به آتشش مى‌برند.»۱۹ حضرت رضا (علیه السلام) از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) روایت مى کند :«خداوند متعال آمرزنده هر گناهى است، مگر گناه انکار مهر زن، یا غصب دستمزد اجیر، یا فروش انسان آزاد.»۲۰ همچنین خودداری از پرداخت مهریه را از پلیدترین گناهان عنوان کرده اند. اما در منابع مختلف برخی از علل وجوب مهریه چنین بیان شده است:


۱-نوعی جبران محدودیت‌ها و محرومیت‌های مالی زن محسوب می شود..۲۱


۲- مکمل سهم‌الارث زوجه و نقصان سهم‌الارث وی می باشد.۲۲ (براساس قواعد فطری، سهم دختران از ارث والدین نصف سهم پسران است.)


۳-پشتوانه  اقتصادی زن در مواجهه با حوادث پیش‌بینی نشده است.


۴-مهریه یک وثیقه مالی در برابر پیش‌گیری از سوءاستفاده مرد از حق طلاق است و...

باید توجه داشت که نظرات بالا گرچه می‌تواند به عنوان کارکردهای مهریه محسوب شود، اما علت اصلی وضع آن  توسط شارع مقدس نمی باشد، از همین رو توجه به برخی دلایل بر رد این نظرات، مفید به نظر می‌رسد:


الف-  توصیه  پیامبر (صلی الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیه السلام) بر بخشیدن متقابل مهر از سوی زن می‌باشد و برای این بخشش، پاداش‌ها ذکر کردند. آیا در این صورت دلیلی برای جلوگیری از سوءاستفاده از حق طلاق باقی می‌ماند؟! و یا می‌توان بازهم مهر را به عنوان پشتوانه اقتصادی یا جبران محدودیت‌های مالی زن دانست؟


ب-  در صدر اسلام یکی از انواع مهریه رایج، آموزش قرآن بود. ۲۳ این در صورتی است که کل جزیره‌العرب تنها ۱۷ نفر باسواد داشت و همه توانایی سوادآموزی را نداشتند، حال اگر حداکثر مدت یادگیری قرآن را یک‌سال فرض کنیم، بعد از یک‌سال آیا بازهم ضمانتی برای جلوگیری از حق طلاق باقی می‌ماند؟! و یا باز هم می‌توان مهر را پشتوانه اقتصادی یا جبران محدودیت‌های مالی زن دانست؟


ج- اسلام توصیه بر پرداخت مهریه در زمان انعقاد عقد دارد. حال اگر مردی پس از عقد نکاح، مهر را به زن پرداخت کرد، دیگر چگونه می‌توان جلوگیری از سوءاستفاده مرد در حق طلاقش را کرد؟


د- از آنجایی که وثیقه باید بیشتر از درآمد فرد باشد، پس چرا دین اسلام توصیه بر استحباب کم بودن میزان مهریه کرده است؟! و آیا علت این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در ازدواج  حضرت علی (علیه السلام) و فاطمه (علیهاالسلام) که «سرور زنان عالم است» مهر قرار داد، این بود که ایشان می‌خواستند برای فاطمه (علیهاالسلام) در مقابل امیرالمومنین علی (علیه السلام) ضمانت مالی و وسیله اطمینان و پشتوانه مالی بگیرند؟!! در حالیکه مهریه ایشان زره حضرت (علیه السلام) بود که پیامبر (صلی الله  علیه وآله) آنرا از امیرالمؤمنین (علیه السلام) گرفتند و با پولش جهیزیۀ مختصری را برای دختر بزرگوارشان تهیه کردند که این مقدار مهریه حضرت زهرا (علیها السلام) حد مستحبی مهریه در دین است و آنرا مهرالسنه می‌نامند. (مهرالسنه، مقداری است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این مقدار را مهر زنان و دختر خود قرار می‌دادند که برابر است با پانصد درهم، که این مقدار در کتب فقهی برابر با پنجاه دینار تعیین شده و دینار برابر است با یک مثقال شرعی طلا) در این زمینه امام علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «مهریه را زیاد قرار ندهید که موجب دشمنی می‌شود.»۲۴ و امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «از برکت زن، کم بودن مهریه‌اش و از بدیُمنی او زیادی در مهریه‌اش است.»۲۵ همچنین مقام معظم رهبری می‌فرمایند: «مهریه هرچه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیک‌تر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسـان است؛ این ارتباطی به مسائل مادی ندارد. ولی شارع مقدس یک مهریه‌ای را معین کرده که باید یک چیزی باشد، اما نباید سنگین باشد.» اما به نظر از آنجایی که وجوب مهریه در فقه، بر صحت نکاح تأثیری ندارد و ارزش مادی آن مدنظر نمی‌باشد؛ می‌توان گفت وجوب آن به دلیل بالا بردن حیثیت نکاح و اظهار مقام بزرگ آن، و بالاتر از این به منظور تکریم زن و تأکید بر جایگاه تعیین‌کننده وی در عقد ازدواج است.۲۶


اما آیا در دین اسلام حدی برای مهریه زنان مشخص شده است؟
زمانی می‌توان مهریه را پیش‌کشی از سوی مرد دانست که مرد بتواند بدون هیچ‌گونه فشار مالی یا روحی و مطابق با توانایی خود آنرا به زن بپردازد؛ لذا در احکام دینی علاوه بر اینکه تعیین مهریه بنابر تراضی زوجین گذارده شده و توصیه‌‌های مؤکد مبنی بر سبک گرفتن مهریه وجود دارد، حدی برای میزان مهریه معین نشده و حد مستحبی آنرا تا میزان مهرالسنه بیان کرده اند و از سویی فزونی مهریه بنابر تعابیر مفسرین۲۷ مغایر با کرامت انسانی و در برخی روایات موجب دشمنی بین زوجین بیان شده است. در عین حال دقت دین مبین اسلام در این است که کم بودن مهریه نیز از حدی نکوهش شده است. چنانکه امیرالمومنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «من کراهت دارم از اینکه مهریه کمتر از ده درهم باشد تا شبیه هدیه در روابط جنسی آزاد و نامشروع نشود.»۲۳ و معصوم (علیه السلام) می‌فرمایند: «مهریه و چیزی است که مردم (زن و شوهر) در آن توافق بر رضایت داشته باشند و فرقی نمی کند که کم باشد یا زیاد.»۲۹


حال این سوال مطرح است که آیا هر چیزی که بر آن تراضی شود را می‌توان به عنوان مهر قرار داد؟
نظر مشهور فقهای امامیه بر این استوار است که مهریه باید برای فرد مسلمان قابل تملک باشد، اعم از عین مانند خانه، دکان و زمین؛ یا منفعت یک چیز مانند مال‌الاجاره‌ خانه یا مزرعه و یا منافع حیوانات و حتی کار و اعمال انسان مانند تعلیم فن یا حرفه و یا آموزش سوره‌ای از قرآن کریم را می‌توان به عنوان مهر قرار داد، ولی امثال اماکن، جاده‌ها، موقوفات عمومی که قابل تملک نیستند، جزو مهریه قرار نمی‌گیرند. همچنین هرگونه حق مالی مثل (حق تحجیر) که قابل نقل و انتقال باشد را می‌توان به عنوان مهریه قرار داد. همچنین به دور از ابهام باشد (مثلا نگوید یکی از این دو خانه) در غیر این صورت مهر باطل است. ۳۰ امام خمینی (رحمه الله) می فرمایند: «اگر چیزی مانند شخص حر یا چیزی که مسلمان مالکش نمی‌شود مانند شراب و خوک را مهر قرار دهند، آن مهر باطل است، ولی عقد صحیح است و در این صورت زن بعد از آمیزش مستحق مهرالمثل می‌شود.» ۳۱ از دیدگاه قانون، هر چیزی که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می‌توان مهر قرار داد.۳۲ (پس امثال هوا، اکسیژن، دریا را  نمی‌توان برای مهر معین کرد.)


کلام پایانی آنکه...
با توجه به آنچه بیان شد می توان گفت با در نظر گرفتن نگاه سیستمی دین مبین اسلام به احکام حقوقی و تکلیفی، مهریه که از زاویه ای به عنوان حق زوجه و از زاویه دیگر به عنوان تکلیف زوج تعیین شده است، نه تنها امری خلاف شأن زن یا بهای او در ازدواج نمی‌باشد، بلکه عطیه‌‌ای از سوی خداوند متعال برای زنان است که از زمان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) مقرر شده است! همان هنگام که حضرت آدم (علیه السلام) پس از حمد الهی به مناسبت خلقت حوا، او را از خدا خواستگاری کرد، خداوند به عنوان مهریه این ازدواج تعلیم معارف بلند دین را به عهده حضرت آدم قرار داد.۳۳ بله؛ مهریه به پاس نکوداشت پاسخ مثبت زن به تقاضای محبت‌آمیز و اظهار عشق و ارادت مرد است و به جهت بالا بردن ارزش زن و قرار دادن او در سطح عالی‌ترى، بر مرد واجب شده است؛ پس بهتر آن است که نه تنها نسبت به این امر بلکه، پیرامون کلیه احکام فقهی و حقوقی در دین اسلام همواره نگاهی منصفانه و تحقیقی را جاری و ساری در اظهارنظرهای خود کنیم تا از لذت فهم دقیق این احکام بهره‌مند شویم.


پی‌نوشت‌ها:
۱-«و ماخلقت الجن و الانس الالیعبدون»
۲-«و من آیاته ان خلق اکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودةً و رحمةً» روم/۲۱
۳-مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، ص ۲۳۳، ج ۱
۴-ابن منظور، لسان العرب، الدار المصریه، للتألیف و الترجمه، بی‌تا- طریحی. مجمع البحرین، مکتب نشر الثقافه الاسلامی، طهران، ۱۳۶۷.
۵-جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، تهران: کتابخانه گنج دانش، چاپ دوم، ۱۳۸۱،ص ۳۵۷۷.
۶-آنچه در این باره گفته شده است، جز یک سلسله فرض‌ها و تخمین‌ها چیزی نیست؛ نه حقایق تاریخی است و نه حقایق علمی و تجربی. پاره‌ای قرائن از یک طرف و بعضی فرضیه‌های فلسفی درباره انسان و جهان از طرف دیگر، منشأ پدید آمدن این فرض‌ها و تخمین‌ها درباره زندگی بشر ما قبل تاریخ شده است. آنچه درباره دوره به اصطلاح مادرشاهی گفته شده است، چیزی نیست که به راحتی بتوان باور کرد و همچنین چیزهایی که درباره فروختن دختران از طرف پدران و استثمار زنان از طرف شوهران گفته‌اند. در این فرض‌ها و تخمین‌ها دو چیز به چشم می‌خورد: یکی این که سعی شده تاریخ بشر اولیه فوق‌العاده قساوت‌آمیز و خشونت‌بار و عاری از عواطف انسانی تفسیر شود؛ دیگر اینکه نقش طبیعت از لحاظ تدابیر حیرت‌انگیزی که برای رسیدن به هدف‌های کلی خود به کار می‌برد، نادیده گرفته شده است. نظام حقوق زن در اسلام، ص ۱۷۵
۷-همان، ص ۲۲۶- ۲۲۸
۸-تفسیر نور، قرائتی، محسن، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳، ج ۲ ، ص ۲۴۲
۹-«یا ایها الذین آمنوا لا یحل لکم ان ترثوا النساء کرها»
۱۰-علامه طباطبائی، سید محمد، المیزان فی تفسیر القرآن،چاپ پنجم، ج ۴، ص ۲۶۹.
۱۱-مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه ، ج‏۳، ص:۲۶۵
۱۲-همان،  ص ۲۶۲
۱۳-از آیات مرتبط «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ» نساء/۳۲.
۱۴-«واتوا النساء» نساء/۴.
۱۵-قانون مدنی در نظم کنونی ، ذیل ماده  ۱۰۷۸
۱۶-وسائل‏الشیعه، حرعاملی، محمدبن‌حسن، موسسه آل‌البیت علیهم السلام، ج ۲۱، ص ۲۶۹ – توضیح‌المسائل، امام خمینی، مساله ۲۴۱۹
۱۷-در صورتی که مهرالمسمی در هنگام عقد تعیین نشده باشد یا مال تعیین شده مجهول باشد (مانند یک ماشین ولی نوعش مشخص نباشد) و یا مالیت نداشته باشد یا هرگاه نکاح باطل باشد و زن جاهل بر نکاح باشد مهرالمثل ثابت می شود. مواد ۱۰۸۷، ۱۰۹۱، ۱۰۹۹، ۱۱۰۰ قانون مدنی
۱۸-لمعه الدمشقیه، شهید اول، ترجمه علی شیروانی و محسن غرویان، ص ۷۶ - مواد ۱۰۹۴و۱۰۹۳ قانون مدنی
۱۹-وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۲۶۷
۲۰-همان، ص ۲۶۶
۲۱-تفسیر نمونه، همان، ص۲۶۴- ۲۶۵
۲۲-جوادی آملی عبداله، زن در آینه جمال وجلال الهی، قم، مرکز نشر اسرا، ۱۳۷۵، ص ۴۳۵
۲۳-زنی خدمت رسول خدا رسید و درخواست کرد: مرا شوهر دهید. پیامبر خطاب به حاضران فرمود: چه کسی حاضر است با او ازدواج کند؟ فردی برخاست و اعلام آمادگی کرد. رسول خدا پرسید: چه چیز به او هدیه ازدواج می‌دهی؟ مرد گفت: مالی ندارم که به او ببخشم. پیامبر قبول نکرد و برای بار دوم و سوم خطاب به حاضران گفت که چه کسی حاضر است با زن ازدواج کند، باز در بار دوم و سوم آن مرد اعلام آمادگی کرد و جز او کسی درخواست نکرد. رسول خدا وقتی آمادگی او را دید فرمود: آیا چیزی از قرآن را به خوبی از حفظ داری؟ مرد جواب مثبت داد و رسول خدا زن را به ازدواج او درآورد و مهریه‌اش را تعلیم آن آیات و سوره به وی قرار داد. وسائل الشیعه، همان، ص۲۴۲
۲۴-همان، ص ۲۵۱
۲۵-همان، ص ۲۵۲
۲۶-محمد کمال‌الدین امام، الزواج و الطلاق فی الفقه الاسلامی، لبنان، المؤسسه الجامعه للدراسات، ۱۹۹۶، ص ۱۱۹
۲۷-محمدحسین فضل اللَّه، تفسیرمن وحی القرآن
۲۸-وسایل الشیعه، همان، ص ۲۵۳
۲۹-مستدرک الوسایل، محدث نوری، میرزاحسن، ج ۲، ص ۶۰۴، حدیث ۲ و ۳ - تهذیب الاحکام، طوسی، ابوجعفر، محمد بن حسن، ج ۷، ص ۳۵۳
۳۰-محقق حلّی، شرایع الاسلام، منشورات الاعلمی، طهران، ۳۲۳ - موسوی الخمینی، روح اللّه.تحریر الوسیله،۱۴۲۵، ج ۳، ص ۵۳۱-۵۳۲ دفتر انتشارات وابسته به جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم - نجفی، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، دار احیاء التراث العربی، بیروت، لبنان،۱۴۰۴، ج۳۱، ص ۳-۷ . لمعه الدمشقیه، همان، ص۷۵
۳۱-تحریرالوسیله، همان، ص ۵۳۲
۳۲-ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی
۳۳-حضرت آدم (علیه السلام) پس از حمد الهی به مناسبت خلقت حوا او را از خدا خواستگاری کرد و فرمود پروردگارا من این بانو را از تو خواستگاری می‌نمایم. رضای تو در این امر چیست؟ خداوند عزوجل فرمود : رضایت من در آن است که (به عنوان مهریه این ازدواج) معارف بلند دین مرا به او بیاموزی. آدم (علیه السلام) فرمود:این امر را پذیرفتم او را همسر من قرار بده. خداوند فرمود: اگر خواهان ازدواج با او هستی تو را به عقد ازدواج او در آورم. من لا یحضر الفقیه، قمی، صدوق، نشر صدوق، ج۳، ص380

منبع:dokhtiran.com



نکاح و طلاق


نکاح و طلاقنکاح و طلاق

باب اول: در نکاح
فصل اول -  در خواستگاری
مادة1034  هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد می توان خواستگاری نمود.
مادة1035  وعدة ازدواج ایجاد علقة زوجیت نمی کند اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد. بنابراین هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبة خسارتی نماید.
مادة1036  حذف شده است .
مادة1037  هر یک از نامزدها می تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایائی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند.
اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود که عادتاً نگاه داشته می شود مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.
مادة1038  مفاد مادة قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها بهم بخورد مجری نخواهد بود.
مادة1039  حذف شده است .
مادة1040  هر یک از طرفین می تواند برای انجام وصلت منظور از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحت از امراض مسریة مهم از قبیل سفلیس و سوزاک و سل ارائه دهد.
قابلیت صحی برای ازدواج
مادة1041  عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح .
مادة1042  حذف شده است .
مادة1043  نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید .
مادة1044  در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آنها نیز عادتاً غیر ممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد ، وی می تواند اقدام به ازدواج نماید .
تبصره  ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می باشد .

در موانع نکاح

مادة1045  نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگرچه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد.
1-نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود.
2-نکاح با اولاد هر قدر که پائین برود.
3-نکاح با برادر و خواهر و اولاد آنها تا هر قدر که پائین برود.
4-نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.
مادة1046  قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر اینکه :
1-شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.
2-شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشد.
3-طفل لااقل یک شبانه روز و یا 15 دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون اینکه غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.
4-شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.
5-مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی شود اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد. همچنین اگر یک زن یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی باشد.
مادة1047  نکاح بین اشخاص ذیل به واسطة مصاهره ممنوع دائمی است :
1-بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه که باشد اعم از نسبی و رضاعی.
2-بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد.
3-بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی مشروط بر اینکه بین زن و شوهر زناشوئی واقع شده باشد.
مادة1048  جمع بین دو خواهر ممنوع است اگرچه به عقد منقطع باشد.
مادة1049  هیچ کس نمی تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازة زن خود.
مادة1050  هر کس زن شوهر دار را با علم به وجود علقة زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عدة طلاق یا در عدة وفات است با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند عقد باطل و آن زن مطلقاً بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
مادة1051  حکم مذکور در مادة فوق در موردی نیز جاری است که عقد از روی جهل به تمام یا یکی از امور مذکورة فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکی عقد باطل ولی حرمت ابدی حاصل نمی شود.
مادة1052  تفریقی که با لعان حاصل می شود موجب حرمت ابدی است.
مادة1053  عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.
مادة1054  زنا با زن شوهردار یا زنی که در عدة رجیعه است موجب حرمت ابدی است.
مادة1055  نزدیکی به شبهه و زنا اگر سابق بر نکاح باشد از حیث مانعیت نکاح در حکم نزدیکی با نکاح صحیح است ولی مبطل نکاح سابق نیست.
مادة1056  اگر کسی با پسری عمل شنیع کند نمی تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند.
مادة1057  زنی که سه مرتبة متوالی زوجة یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام می شود مگر اینکه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری در آمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطة طلاق با فسخ یا فوت فراق حاصل شده باشد.
مادة1058  زن هر شخصی که به نُه طلاق که شش تای آن عدّی است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
مادة1059  نکاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست.
مادة1060  ازدواج زن ایرانی با تبعة خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازة مخصوص از طرف دولت است.
مادة1061  دولت می تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعة خارجه باشد موکول به اجازة مخصوص نماید.

شرایط صحت نکاح

مادة1062  نکاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاَ دلالت برقصد ازدواج نماید.
مادة1063  ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود یا از طرف اشخاصی که قانوناً حق عقد دارند.
مادة1064  عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.
مادة1065  توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است.
مادة1066  هر گاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع می شود مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشاء عقد باشد.
مادة1067  تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است.
مادة1068  تعلیق در عقد موجب بطلان است.
مادة1069  شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر اینکه مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلاً مهر ذکر نشده باشد.
مادة1070  رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مکره بعد از زوال کره عقد را اجازه کند نافذ است مگر اینکه اکراه به درجه ای بوده که عاقد فاقد قصد باشد.

وکالت در نکاح

مادة1071  هر یک از مرد و زن می تواند برای عقد نکاح وکالت به غیر دهد.
مادة1072  در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمی تواند موکله را برای خود تزویج کند مگر اینکه این اذن صریحاً به او داده شده باشد.
مادة1073  اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل خواهد بود.
مادة1074  حکم مادة فوق در موردی نیز جاری است که وکالت بدون قید بوده و وکیل مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد.

در نکاح منقطع

مادة1075  نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.
مادة1076  مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود.
مادة1077  در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث  و در فصل آتي مقرر شده است.

در مهر

مادة1078  هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد.
مادة1079  مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.
مادة1080  تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.
مادة1081  اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تأدیة مهر در مدت معین نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است.
مادة1082  به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.
تبصره  چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانة زمان تأدیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر اینکه زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.
آئین نامة اجرایی این قانون حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با همکاری وزارت دادگستری و وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیأت وزیران خواهد رسید .
مادة1083  برای تأدیة تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد.
مادة1084  هرگاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است.
مادة1085  زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
مادة1086  اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حکم مادة قبل استفاده کند معذالک حقی که برای مطالبه دارد ساقط نخواهد شد.
مادة1087  اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مادة1088  در مورد مادة قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچ گونه مهری نیست.
مادة1089  ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند. 
مادة1090  اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن می تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.
مادة1091  برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.
مادة1092  هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد حق دارد مازاد نصف را عیناً یا مِثلاً یا قیمتاً استرداد کند.
مادة1093  هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.
مادة1094  برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود.
مادة1095  در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.
مادة1096  در نکاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.
مادة1097  در نکاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.
مادة1098  در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می تواند آن را استرداد نماید.
مادة1099  در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است.
مادة1100  در صورت که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد ، در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید.
مادة1101  هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.

در حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر

مادة1102  همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.
مادة1103  زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.
مادة1104  زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.
مادة1105  در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.
مادة1106  در عقد دائم نفقة زن به عهدة شوهر است.
مادة1107  نفقه عبارت است از همة نیازهای متعارف ومتناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطة نقصان یا مرض .
مادة1108  هرگاه زن بدون مانع مشروط از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.
مادة1109  نفقة مطلقة رجعیه در زمان عده بر عهدة شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.
مادة1110  در ایام عدة وفات ، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهدة آنان است ( در صورت عدم پرداخت ) تأمین می گردد .
مادة1111  زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.
مادة1112  اگر اجراء حکم مذکور در مادة قبل ممکن نباشد مطابق مادة 1129 رفتار خواهد شد.
مادة1113  در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.
مادة1114  زن باید در منزلی که شوهر تعیین می کند سکنی نماید مگر اینکه اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.
مادة1115  اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند مسکن علیحده اختیار کند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهدة شوهر خواهد بود.
مادة1116  در مورد مادة فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معین می شود و در صورت عدم تراضی محکمه با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین منزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی که اقربائی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد.
مادة1117  شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.
مادة1118  زن مستقلاً می تواند در دارائی خود هر تصرفی را که می خواهد بکند.
مادة1119  طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیرقابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه سازد.

باب دوم: در انحلال عقد نکاح


مادة1120  عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.
در مورد امکان فسخ نکاح
مادة1121  جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.
مادة1122  عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود :
1-خصاء.
2-عنن به شرط اینکه ولو یکبار عمل زناشوئی را انجام نداده باشد.
3-مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه ای که قادر به عمل زناشوئی نباشد .
مادة1123  عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ مرد خواهد بود :
1-قرن.
2-جذام.
3-برص.
4-افضاء.
5-زمین گیری.
6-نابینائی از هر دو چشم.
مادة1124  عیوب زن در صورتی که موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است.
مادة1125  جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب فسخ برای زن خواهد بود.
مادة1126  هر یک از زوجین که قبل از عقد عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.
مادة1127  هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.
مادة1128  هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.
مادة1129  در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه ، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید. همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
مادة1130  در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد ، وی می تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند ، چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود ، دادگاه می تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شهر طلاق داده می شود .
تبصره  عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامة زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می گردد :
1-ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
2-اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک ، مجدداً به مصرف موارد مذکور روی آورد ، بنا به درخواست زوجه ، طلاق انجام خواهد شد.
3-محکومیت قطعی زوج به حبس 5 سال یا بیشتر.
4-ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5-ابتلاء زوج به بیماریهای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضة صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود ، حکم طلاق صادر نماید . 
مادة1131  خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می شود به شرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
مادة1132  در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

در طلاق مبحث اول : کلیات

مادة1133  مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید .
تبصره  زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) این قانون ، از دادگاه تقاضای طلاق نماید .
مادة1134  طلاق باید به صیغة طلاق و در حضور دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.
مادة1135  طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
مادة1136  طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.
مادة1137  ولی مجنون دائمی می تواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد.
مادة1138  ممکن است صیغة طلاق را به توسط وکیل اجراء نمود.
مادة1139  طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء و بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.
مادة1140  طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر اینکه زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوریکه اطلاع از عادت زنانگی بدون زن نتواند حاصل کند.
مادة1141  طلاق در طُهر مواقع صحیح نیست مگر اینکه زن یائسه یا حامل باشد.
مادة1142  طلاق زنی که با وجود اقتضای سن ، عادت زنانگی نمی شود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.

مبحث دوم : در اقسام طلاق

مادة1143  طلاق بر دو قسم است : بائن و رجعی.
مادة1144  در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
مادة1145  در موارد ذیل طلاق بائن است :
1-طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.
2-طلاق یائسه.
3-طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.
4-سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینکه وصلت در نتیجة رجوع باشد یا نتیجة نکاح جدید.
مادة1146  طلاق خلع آن است که زن به واسطة کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
مادة1147  طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
مادة1148  در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.
مادة1149  رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.

مبحث سوم : در عده

مادة1150  عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر انتخاب کند.
مادة1151  عدة طلاق و عدة فسخ نکاح سه طُهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عدة او سه ماه است.
مادة1152  عدة طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طُهر است مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است.
مادة1153  عدة طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل زن است.
مادة1154  عدة وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر اینکه زن حامل باشد که در این صورت عدة وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر اینکه فاصلة بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الّا مدت عدة همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
مادة1155  زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عدة طلاق دارد و نه عدة فسخ نکاح ولی عدة وفات در هر مورد باید رعایت شود.
مادة1156  زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عدة وفات نگاه دارد.
مادة1157  زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عدة طلاق نگاه دارد.

کتاب سوم : در خانواده در الزام به انفاق

مادة1195  احکام نفقة زوجه همان است که به موجب فصل هشتم از باب اولِ کتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همین فصل مقرر می شود.
مادة1196  در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند.
مادة1197  کسی مستحق نفقه است که ندارد بوده و نتواند به وسیلة اشتغال به شغلی وسائل معیشت خود را فراهم نماید.
مادة1198  کسی ملزم به انفاق نفقه است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن باید کلیة تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.
مادة1199  نفقه اولاد بر عهدة پدر است پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهدة اجداد پدری است که با رعایت الاقرب فالاقرب در صورت نبودن پدر واجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهدة مادر است. هرگاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدة اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجة اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصة مساوی تأدیه کنند.
مادة1200  نفقة ابوبین با رعایت الاقرب فالاقرب به عهدة اولاد و اولاد اولاد است.
مادة1201  هرگاه یک نفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد که از حیث الزام به انفاق در درجة مساوی هستند نفقة او را باید اقارب مزبور به حصة متساوی تأدیه کنند. بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقة او را باید پدر و اولاد او متساویاً تأدیه کنند بدون اینکه مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقة مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقة او را باید مادر و اولاد متساویاً بدهند.
مادة1202  اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقة همة آنها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.
مادة1203  در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب النفقه دیگر زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.
مادة1204  نفقة اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجة استطاعت منفق.
مادة1205  در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه ، چنانچه الزام کسی که پرداخت نفقه بر عهدة اوست ممکن نباشد دادگاه می تواند با مطالبة افراد واجب النفقه به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف در اختیار آنها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد همسر وی یا دیگری با اجازة دادگاه می توانند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند .
مادة1206  زوجه در هر حال می تواند برای نفقة زمان گذشتة خود اقامة دعوا نماید و طلب او از بابت نفقة مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشکستگی شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبة نفقه نمایند.

منبع:كتاب هفتم از جلد دوم قانون مدنی- در نکاح و طلاق



مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواج

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مسائل مربوط به مهر در زمان ثبت واقعه ازدواجمسائل مربوط به مهر

مقصود آنست که ما در اینجا فقط مسائلی از مهر را مطرح می کنیم که در موقع ثبت واقعه ازدواج باید رعایت شود ونه مسائلی از آن، که در زمان اجرای مهریه و یا طلاق مطرح می شود. حال ببینیم این مسائل کدامند؟ از یک نقطه نظر خاص می توان این مسائل را به دو قسمت تقسیم کرد:

الف : برخی از بخشنامه ها مربوط است به احاله برخی تکالیف به سران دفاتر اسناد رسمی ( گرچه این مسائل مربوط به واقعه ازدواج بوده و علی الظاهر باید به عهده سر دفتر ازدواج گذاشته شود) این تکالیف به طور خلاصه مربوط است به ازدیاد مهریه و اقرار به وصول یا انتقال مهریه.
حال بخشهای مربوط را با هم مرور می کنیم:
در خصوص اینکه ثبت توافق زوجین در ازدیاد مهریه وظیفه سر دفتر ازدواج است یا سر دفتر اسناد رسمی به دستور قسمت اخیر بند 151 مجموعه بخشنامه های ثبتی، چنانچه به علل مختلف زوج در مقام ازدیاد مهریه زوجه برآید، این عمل باید به موجب اقرار نامه رسمی صورت گیر د که در دفتر خانه اسناد رسمی به ثبت می رسد. چون با توجه به تصریح ماده 113 قانون مالیات بر درآمد و اینکه اساساً مهریه در اصل وهنگام ثبت در دفتر ازدواج نیز از تعلق حق الثبت معاف است، در مورد اینکه ثبت اقرار به وصول یا انتقال صداق به عهده سر دفتر ازدواج است و یا سر دفتر اسناد رسمی بند 53 مجموعه بخشنامه های چنین استدلال می کند « با توجه به ماده 1287 قانون مدنی اقرار کتبی موقعی رسمی است که برابر این ماده در دفاتر اسناد رسمی یا نزد مامورین رسمی در حدود صلاحیت آنان واقع یا ثبت شده باشد. چون در عمل مشاهده شده است که زوجه به دفتر خانه ازدواج مراجعه و اقرار به وصول صداق کرده یا ابراء ذمه نموده و مراتب را در ملاحظات ثبت واقعه منعکس می کند و چون ثبت اقرار با توجه به صراحت  ماده قانون 2 ازدواج و ماده 2 نظامنامه قانون مذکور به شرح مزبور رسمیت ندارد و سند عادی محسوب است و در نتیجه مشکلاتی از نظر صدور اجرائیه پیش میآید. برای جلوگیری از این مشکلات اکیدأ به دفاتر ازدواج ابلاغ می شود که از ثبت اقرار به وصول صداق خودداری کرده و مراجعین را برای تنظیم اقرار نامه رسمی به دفاتر اسنادرسمی راهنمایی کنند». پیرو همین بخشنامه، بخشنامه های دیگری مقرر می دارد:
در کلیه امور انتقال صداق و نیز در مورد اقرار به وصول صداق که در غیر دفتر ازدواج مربوطه صورت می گیرد باید بدواً بقای حق زوجه از دفتر ازدواج مربوطه استعلام شود. همچنین است در مورد ثبت طلاق خلع و مبارات که پس از ثبت انتقال به شرح بالا مراتب بایستی ظرف 24 ساعت به دفتر ازدواج مربوطه اعلام و رسید اخذ شود. ( بند 152 مجموعه بخشنامه های ثبتی ).
ب – مسائل مربوط به زمانیکه مهریه مال غیر منقول توافق شده است: واضح است که چنانچه مهریه آنگونه که رایج است مال منقول باشد ثبت آن مشکل چندانی ندارد و کافی است در صفحه مربوطه سند نکاحیه (یعنی صفحه پنجم آن ) قید و به امضای زوج، زوجه و پدر زوجه برسد.
اما چنانچه مهریه غیر منقول باشد، رعایت برخی تشریفات نیز لازم می آید. موضوع این تشریفات خلاصه می شود در یک ماده قانونی و یک بخشنامه:
به دستور ماده 4 «آ.م.ث.ا.ط» در مواردی که اموال غیر منقول مهر قرار داده می شود برای اینکه سند ازدواج نسبت به ملک هم رسمیت حاصل نماید اگر ملک ثبت شده باشد و صاحب دفتر ازدواج دارای دفتر اسناد رسمی هم باشد بایستی ورقه ازدواج را در دفتر اسناد رسمی هم مطابق مقررات ثبت نموده و خلاصه آن را مطابق مقررات ، قانون و نظامنامه ثبت تهیه نموده  و آن را به دفتر املاک بفرستد و اگر ملک ثبت نشده باشد بایستی سند ازدواج را در دفتر اسناد رسمی ثبت کند و در صورتیکه صاحب دفتر ازدواج دارای دفتر اسناد رسمی نباشد بایستی سند ازدواج را تحت مسئولیت به یکی از دفاتر اسناد رسمی حوزه خود و اگر در آن حوزه، دفتر اسناد رسمی نباشد به یکی از دفاتر اسناد رسمی حوزه مربوطه ارسال دارد تا مطابق مقررات به ثبت برسد و البته در همه این موارد حق الثبت قانونی ملک برای ثبت در دفاتر اسناد رسمی اخذ خواهد شد.
بند 153 بخشنامه تقریباً همین تشریفات را با اندکی تغییرات و اضافات مقرر می دارد:
در مورد صداق غیر منقول باید قبلأ وضعیت ملک از ثبت محل استعلام شود با وصول پاسخ و نبودن اشکال اقدام به ثبت واقعه گردد. اگر سر دفتر دارای دفتر اسناد رسمی باشد بایستی عین قباله را مانند سند رسمی در دفتر اسناد رسمی ثبت و امضاء کند و گر نه قباله را به نزدیکترین دفتر اسناد رسمی بفرستند تا سر دفتر آن را عیناً در دفتر اسناد رسمی ثبت و امضاء کرده و در ظهر قباله شماره و تاریخ ثبت دفتر را ذکر و امضا نماید، سپس خلاصه مربوطه را برابر مقررات به ثبت محل بفرستد. برای ثبت واقعه ازدواج و طلاق در دفتر اسناد رسمی به شرح بالا باید هزینه قانونی ثبت هم ارسال شود به هر حال تسلیم قباله به متعاقدین قبل از ثبت آن در دفتر اسناد رسمی به شرح فوق ممنوع می باشد.
لازم به ذکر است در مورد صداق غیر منقول حتی اجرای آن نیز مقرراتی جدای از مقررات صداق منقول دارد،که در مبحث مربوطه ذکر خواهد شد.

برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

 



طلاق


طلاقطلاق

در لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است.
واژه طلاق در اصطلاح شرعي عبارتست از «ازاله قيد نکاح بدون عوض باصيغه طالق و شبهه آن » توضيح مطلب به اين صورت است كه اولاً طلاق جزء ایقاعات است كه در كتاب جواهر الكلام بدان تصريح شده است و جزء عقود نيست و تنها ایجاب در آن كفايت مي‌كند اما اگر جزء عقود شرعي قرار مي‌گرفت بايستي علاوه بر ایجاب، قبول هم در آن وجود داشت كه در اين صورت دو طرفه مي‌بود در حالي كه خود طلاق يك طرفه است و از طرف مرد صورت مي‌گيرد ثانياً اين كه طلاق فسخ نيست بلكه بر اساس صیغه خاصي مثل طالق صورت مي‌گيرد در حالي كه اگر فسخ بود ديگر نيازمند صیغه خاص نبود و بدون صیغه هم جاري مي‌شد ثالثاً در تعريف بدون عوض درج شده است و دلالت براين دارد كه طلاقي كه با عوض همراه باشد داخل در تعريف مطلق نيست.بنابراين طلاق عبارتست از انحلال عقد نکاح دائمی با صیغه خاص و رعايت تشريفات شرعي.

ارکان و شرایط طلاق
طلاق داراي چهار ركن اساسي است كه عبارتند از:
۱- طلاق دهنده
۲- طلاق گیرنده
۳- صیغه طلاق
۴- اشهاد.
به نظر مي‌رسد با توجه به اين كه اكنون طلاق بدون موافقت دادگاه واقع نمي‌گردد اگر كسب موافقت دادگاه را نيز به عنوان ركن پنجم طلاق به شمار آيد بي وجه نيست.
در مطلق كه همان مرد طلاق دهنده مي‌باشد چهار شرط معتبر است
۱- بلوغ
۲- عقل
۳- اختیار
۴- قصد
در مطلقه که همان زن طلاق داده شده است نیز پنج شرط معتبر است:
۱- زوجیت
۲- عقد دائمي باشد نه موقت
۳- اينكه زن از حیض و نفاس پاك باشد.
۴- طلاق در زمان پاک بودن از حیض و نفاس باشدكه در غیر این صورت اگر واقع شود طلاق باطل است كه اين شرط مذكور در زن یائسه و زني كه به سن حیض نرسيده است و زن حامله ساقط است
۵- معين بودن زن مطلقه
در صيغه نيز شروطي معتبر است كه عبارتند از اين كه صيغه مخصوصه براي ازاله قيد نکاح «هي طالقٌ يا فُلانَة طالقٌ يا اَنتِ طالقٌ » باشد. همچنين بغير عربي واقع نمي‌شود و با اشاره هم واقع نمي‌شود مگرکسي كه عاجز است از حرف زدن باشد
اما اشهاد عبارتست از شاهد گرفتن دو يا چند نفر مرد عادل بر وقوع طلاق و كيفيت شهادت به يكي از سه صورت انجام مي‌شود يا بصورت استماع صیغه و شنيدن آن، يا شناختن اجمالي دو طرف و يا حضور هم زمان در هنگام طلاق شهود بايستي اولاً مرد باشند ثانياً عادل باشند و عادل كسي است كه تقوي پيشه كند و از مرتكب شدن گناهان كبيره و اصرار بر جرايم صغيره پرهيز نمايد.

تقسيمات طلاق
از نظر فقها طلاق ابتداءً تقسيم مي‌شود به طلاق بدعي و سني به معناي بدعت حرام و سنت مشروعه: طلاق بدعی طلاقي است كه خلاف شرايط مقرره در شریعت انجام گرفته باشد و اگر اين نوع طلاق واقع شود باطل است مانند طلاق حائض .
طلاق سنی طلاقي است كه مطابق مقررات و با رعايت كامل شرايط شرعي انجام شده باشد و خود بر دو نوع است ۱- طلاق باین كه مرد در آن حق رجوع ندارد ۲- طلاق رجعی كه مرد در آن حق رجوع در زمان عده را دارد.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



دانستنیهای اقسام مهریه


دانستنیهای اقسام مهریهاقسام مهریه

مهریه بر سه قسم است: ۱- مهر المسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه ۱- مهر المسمى اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمى گویند، مهرالمسمى مال معینى است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصى که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین مى شود..

این مال مى تواند شامل عین معین باشد: مانند وسیله نقلیه، منزل، زمین، باغ و مانند آن؛ همچنین مى تواند منفعت باشد: مانند اینکه زن بتواند اجاره بهاى منزلى که متعلق به شوهرش مى باشد را مثلاً مدت یک سال دریافت کند. به همان نسبت مى تواند عمل معینى باشد، البته عمل باید ارزش اقتصادى داشته باشد: مانند تعلیم قرآن یا تعلیم هنر نقاشى یافن خیاطى، یا ساختن بنایى براى زن در مدت معینى و مى تواند حق باشد که حق دینى و یا حق عینى است براى مثال مرد متعهد مى شود مبلغ یکصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نیز مرد مى تواند طلبى که از شخص دیگرى دارد را مهر زن قرار دهد و حق عینى، حقى که مرد در مال دیگرى دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل دیگرى) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلى که در اجاره مرد است.

دانستنیهای اقسام مهریه

مهر المسمی چیست:  ( اسم ) آن کابین که در ضمن عقد ازدواج تعیین و آورده شده باشد مقدار مالی یا کاری که شوهر حین اجرای عقد تعیین می کند که بزن بدهد .

 

شرایط مهر المسمى الف:

مالیت داشته باشد داراى ارزش اقتصادى و قابل خرید و فروش باشد. براى نمونه نمى توان آب دریا یا هوا را مهر قرار داد. ب: قابل تملک باشد قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختنیار زن و تحت تملک او قرار بدهد. براى مثال مشترکات عمومى مانند بوستان هاى عمومى یا فضاى سبز یا جاده و خیابان و یاموقوفات که قابل تملک به وسیله افراد واشخاص نمى باشند را نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالى که متعلق به غیر یا دیگرى است، یا مالى که به دلیل بدهى به دیگرى در توقیف است (از طریق مراجع قانونى) نمى توان مهر قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد.

بنابراین مالى که مهر قرار داده مى شود باید مالک آن شوهر باشد ولى ملک دیگرى را هم با اجازه و اذن مالک مى توان مورد مهر قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد. ج : معلوم باشد معلوم بودن مهر این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سى کیلو گندم و در بعضى موارد نیز وصف شىء از طریق حواس حاصل مى شود:

مانند بوى عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشى و از اینگونه اشیا. هرگاه مهر، عین معین باشد مى بایستى هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی). د: معین باشد مهر باید طورى معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکى از دو خانه یا یکى از دو اتومبیل نباشد، باید کاملاً معین شود که چه چیزى به عنوان مهر تعیین مى شود.

ه: داراى منفعت عقلایى و مشروع باشد مهر باید منفعت عقلایى و مشروع داشته باشد، چیزى که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلى یا موادمخدر، نمى توان مهر قرار داد. مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک ، مردار، شراب یا چیزهایى که مالکیت آن براى مسلمانان مشروع نیست را نمى توان مهر قرار داد و در صورتى که مهر قرار داده شود چنین مهرى باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و: قابل تسلیم باشد شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالى را که در دریا غرق شده یا در جاى نامعینى پنهان است و قابل دسترسى نیست، نمى توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر اینکه زن به تنهایى، یا با کمک دیگران بتواندآن را تحصیل کند وبه دست آورد.

مهر المثل چیست :مهریه ای که درحین‌عقدازدواج‌برای زن‌معلوم‌نشده‌ وپس‌اززفاف‌ازروی‌حدمتوسط مهرزنان‌دیگربرای‌اوتعیین‌شود

۲- مهرالمثل مهرى است که در ضمن عقد، بر آن توافق نشده، یا توافق بر مهر شده، اما به جهتى مهر تعیین شده باطل شد یا فاقد مالیت باشد یا عدم مهر در عقد شرط شده باشد، یا اینکه نکاح به جهتى باطل باشد و زن، به بطلان نکاح جاهل بوده باشد. در هر صورت، زمانى مهرالمثل به زن تعلق مى گیرد که بعد از عقد و پس از زناشویى باشد، نزدیکى شرط استقرار مهرالمثل است برحسب عرف و عادت و با توجه به وضع زن از لحاظ سن، زیبایى، تحصیلات، موقعیت خانوادگى و با در نظر گرفتن مکان و شرایط و اوضاع و احوال و امثال اینها معین مى شود.

- مهرالمتعه در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند.

مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید. این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند شرایط مهرالمتعه براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است.

پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است

1- در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند. ۲- زناشویى واقع نشده باشد. ۳- زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند،

نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح. تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه نخست آنکه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معین مى شود که ذکرى از مهر در عقد نشده باشد، یا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت این دو مورد در این است که: ۱- در تعیین مهرالمثل، صفات و خصوصیات زن ملاک است، ولى مهرالمتعه به میزان دارایى مرد بستگى دارد. ۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشویى است، ولى مهرالمتعه پیش از زناشویى و با وقوع طلاق محقق مى شود. زن و شوهر مى توانند اختیار تعیین مهر را به یکى از زوجین یا دیگرى واگذار کنند، در این صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گویند؛ شخص ثالثى را که اختیار تعیین مهر به وى سپرده شده است «داور» مى نامند.

داور یک یا چند نفر ممکن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعیین نمایند؛ یا آن که داورها مى توانند یک نفر دیگر را انتخاب کنند تا مهر را تعیین نماید. اگر داور انتخاب شده، شوهر یا شخص دیگرى باشد، مختار است به هر اندازه که بخواهد مهر را تعیین نماید و اگر داور در تعیین مهر، زن باشد، نمى تواند بیش از مهرالمثل مهریه تعیین کند. این محدودیت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگیرى از سوءاستفاده زن از اختیار خویش در نظر گرفته است. داور مى تواند حتى پس از آنکه مرد همسر خود را طلاق داد یا نکاح به علتى فسخ شد، مهر تعیین کند زیرا سمت داور با طلاق و فسخ از بین نمى رود و هیچ منعى براى تعیین مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پیش از تعیین مهر، اگر فوت وى پس از زناشویى باشد زن مستحق مهرالمثل است.

بنابراین زناشویى شرط استحقاق تعیین مهرالمثل براى زن به شمار مى رود. استقلال مالى زن در نکاح دین اسلام استقلال مالى زن را در زندگى مشترک به رسمیت شناخته است و زن در روابط مالى و اقتصادى خود تابع شوهر نیست و در انجام معاملات، استقلال دارد. زن و مرد پس از ازدواج مى توانند دارایى هاى جداگانه داشته باشند و به طور مستقل در دارایى هاى خود دخل و تصرف کنند. اسلام به زن حق داده مالک شود و تحصیل ثروت کند و به مرد حق نداده در ثروتى که به او تعلق دارد تصرف کند. ماده ۱۱۱۸ قانون مدنى مقرر مى دارد: «زن مستقلاً مى تواند در دارایى خود هر تصرفى را که مى خواهد بکند.» مالکیت زن بر مهر و آثار آن ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید. اگر مهر عین کلى باشد، مانند پول یا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهکار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هر گاه مهر، منفعت یا هر حق دیگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفا مالکانه بنماید یعنى هر نوع تصرفى که مالک مى تواند در مال خود اعمال کند او هم اعمال نماید. مالکیت زن بر مهریه خویش به حدى محکم است که در صورت فوت زن مهریه وى، جزو ماترک او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زیرا به محض وقوع عقد ، زن مالک مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارایى ها و یا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراین پس از فوت زن، مهر جزو ماترک او خواهد بود. همچنین در صورت فوت شوهر، مهریه زن قبل از تقسیم اموال از دارایى او کسر و به زن پرداخت مى شود، زیرا مهریه دین متوفى است که پیش از تقسیم ترکه از اموال ودارایى هاى متوفى باید کسر و پرداخت شود. حتى اگر مهریه حال نباشد و در آن شرط مدت یا اقساط شده باشد. زیرا مهریه دین است و بعد فوت مدیون، دین مؤجل «مدت دار» به حال تبدیل مى شود. در واقع باید گفت مهریه ، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو دیون ممتاز بوده و حتى جایز نیست که مردى در قلب خود نیز نیت عدم پرداخت آن را کند. مالى که به عنوان مهریه زن قرار داده مى شود، ممکن است عین یا دین یا منافع چیزى و یا انجام کارى باشد. در صورتى که مهریه عین معین باشد، مانند خانه ، باغ ، زمین ، وسیله نقلیه و غیره. از همان لحظه عقد ، در چارچوب ملکیت زن درآمده و زن مالک کلیه منافع آن از لحظه وقوع عقد نکاح مى شود و شوهر باید مال را به او تسلیم نماید؛ در صورتى که مال قبل از تسلیم تلف گردد یا عیب و نقصى در آن حادث شود ، شوهر ضامن عیب و تلف آن است و باید آن را جبران نماید. اگر مهریه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و یا اقساطى براى آن تعیین نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه کند، در غیر این صورت باید آن مال در موعد تعیین شده به زن داده شود.

منبع:بابافارس



مالکیت زن بر مهر و آثار آن

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مالکیت زن بر مهر و آثار آنمالکیت زن بر مهر

ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى مى گوید: «به مجرد عقد زن مالک مهر مى شود و مى تواند هر نوع تصرفى که بخواهد در آن بنماید.» مطابق این ماده اگر مهریه عین معین باشد مثلاً خانه باشد، زن با وقوع عقد مى تواند آن را بفروشد یا اجاره دهد یا هبه نماید. اگر مهر عین کلى باشد، مانند پول یا طلا، مرد با تحقق عقد، به زن بدهکار مى شود و زن حق مطالبه آن را از شوهر دارد. هر گاه مهر، منفعت یا هر حق دیگرى باشد، زن به محض وقوع عقد مى تواند تصرفات مالکانه بنماید یعنى هر نوع تصرفى که مالک مى تواند در مال خود اعمال کند او هم اعمال نماید.

مالکیت زن بر مهریه خویش به حدى محکم است که در صورت فوت زن مهریه وى، جزو ماترک او به حساب آمده و به بازماندگانش به ارث مى رسد، زیرا به محض وقوع عقد ، زن مالک مهر مى شود و مهر جزو اموال و دارایى ها و یا طلب زن محسوب مى گردد؛ بنابراین پس از فوت زن، مهر جزو ماترک او خواهد بود. همچنین در صورت فوت شوهر، مهریه زن قبل از تقسیم اموال از دارایى او کسر و به زن پرداخت مى شود، زیرا مهریه دین متوفى است که پیش از تقسیم ترکه از اموال ودارایى هاى متوفى باید کسر و پرداخت شود. حتى اگر مهریه حال نباشد و در آن شرط مدت یا اقساط شده باشد. زیرا مهریه دین است و بعد فوت مدیون، دین مؤجل «مدت دار» به حال تبدیل مى شود. در واقع باید گفت مهریه ، بخشى از بدهى هاى مقدم و واجبه و جزو دیون ممتاز بوده و حتى جایز نیست که مردى در قلب خود نیز نیت عدم پرداخت آن را کند.

مالى که به عنوان مهریه زن قرار داده مى شود، ممکن است عین یا دین یا منافع چیزى و یا انجام کارى باشد. در صورتى که مهریه عین معین باشد، مانند خانه ، باغ ، زمین ، وسیله نقلیه و غیره. از همان لحظه عقد ، در چارچوب ملکیت زن درآمده و زن مالک کلیه منافع آن از لحظه وقوع عقد نکاح مى شود و شوهر باید مال را به او تسلیم نماید؛ در صورتى که مال قبل از تسلیم تلف گردد یا عیب و نقصى در آن حادث شود ، شوهر ضامن عیب و تلف آن است و باید آن را جبران نماید.

اگر مهریه بر ذمه شوهر باشد چنانچه مهلتى و یا اقساطى براى آن تعیین نشده باشد، زن مى تواند هر زمانى آن را مطالبه کند، در غیر این صورت باید آن مال در موعد تعیین شده به زن داده شود.

منبع:دادخواهی



مهرالمتعه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهرالمتعهمهرالمتعه

در صورتى که مرد اقدام به طلاق زن قبل از زناشویى و قبل ازتعیین مهر نماید، زن مستحق مهر نیست ولیکن بر عهده مرد است که مهرالمتعه را به زن پرداخت کند. مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید.

این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند.

شرایط مهرالمتعه

براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است. پس براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است:

۱- در عقد نکاح مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند.

۲- زناشویى واقع نشده باشد.

۳- زوجین با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح.

 

تفاوت مهرالمثل و مهرالمتعه

نخست آنکه: مهرالمثل و مهرالمتعه زمانى معین مى شود که ذکرى از مهر در عقد نشده باشد، یا مهرالمسمى باطل باشد و تفاوت این دو مورد در این است که:

۱- در تعیین مهرالمثل، صفات و خصوصیات زن ملاک است، ولى مهرالمتعه به میزان دارایى مرد بستگى دارد.

۲- استحقاق زن در مهرالمثل بعد از زناشویى است، ولى مهرالمتعه پیش از زناشویى و با وقوع طلاق محقق مى شود.

زن و شوهر مى توانند اختیار تعیین مهر را به یکى از زوجین یا دیگرى واگذار کنند، در این صورت، آن زن را «مفوضه المهر» مى گویند؛ شخص ثالثى را که اختیار تعیین مهریه به وى سپرده شده است «داور» مى نامند. داور یک یا چند نفر ممکن است باشد و زن و شوهر مى توانند داور اختصاصى تعیین نمایند؛ یا آن که داورها مى توانند یک نفر دیگر را انتخاب کنند تا مهر را تعیین نماید. اگر داور انتخاب شده، شوهر یا شخص دیگرى باشد، مختار است به هر اندازه که بخواهد مهریه را تعیین نماید و اگر داور در تعیین مهر، زن باشد، نمى تواند بیش از مهرالمثل مهریه تعیین کند. این محدودیت را قانونگذار به نفع شوهر و براى جلوگیرى از سوءاستفاده زن از اختیار خویش در نظر گرفته است.

داور مى تواند حتى پس از آنکه مرد همسر خود را طلاق داد یا نکاح به علتى فسخ شد، مهر تعیین کند زیرا سمت داور با طلاق و فسخ از بین نمى رود و هیچ منعى براى تعیین مهر بعد از طلاق و فسخ وجود ندارد. در صورت فوت داور پیش از تعیین مهر، اگر فوت وى پس از زناشویى باشد زن مستحق مهرالمثل است.

بنابراین زناشویى شرط استحقاق تعیین مهرالمثل براى زن به شمار مى رود.

منبع:دادخواهی



مهر المسمى چیست؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهر المسمى چیست؟مهر المسمى

اگر در حین عقد ازدواج مهریه با توافق طرفین (زن و شوهر) تعیین شود، در اصطلاح فقه به آن مهرالمسمی گویند، مهرالمسمی مال معینی است که با توافق دو طرف عقد (زن و مرد) یا شخصی که زن و مرد به عنوان داور انتخاب کرده اند، به عنوان مهریه تعیین می شود. این مال می تواند شامل عین معین باشد: مانند وسیله نقلیه، منزل، زمین، باغ و مانند آن؛ همچنین می تواند منفعت باشد: مانند اینکه زن بتواند اجاره بهای منزلی که متعلق به شوهرش می باشد را مثلاً مدت یک سال دریافت کند. به همان نسبت می تواند عمل معینی باشد، البته عمل باید ارزش اقتصادی داشته باشد: مانند تعلیم قرآن یا تعلیم هنر نقاشی یافن خیاطی، یا ساختن بنایی برای زن در مدت معینی و می تواند حق باشد که حق دینی و یا حق عینی است برای مثال مرد متعهد می شود مبلغ یکصد هزار تومان بابت مهر به زن بدهد و نیز مرد می تواند طلبی که از شخص دیگری دارد را مهر زن قرار دهد و حق عینی، حقی که مرد در مال دیگری دارد، مانند حق ارتفاق (حق عبور از منزل دیگری) و حق انتفاع: مانند استفاده از منزلی که در اجاره مرد است.

شرایط مهر المسمی

الف: مالیت داشته باشد

دارای ارزش اقتصادی و قابل خرید و فروش باشد. برای نمونه نمی توان آب دریا یا هوا را مهر قرار داد.

ب: قابل تملک باشد

قابل نقل و انتقال باشد و زن بتواند به محض وقوع عقد آن را به ملکیت خود درآورد و یا مرد آن را در اختنیار زن و تحت تملک او قرار بدهد. برای مثال مشترکات عمومی مانند بوستان های عمومی یا فضای سبز یا جاده و خیابان و یاموقوفات که قابل تملک به وسیله افراد واشخاص نمی باشند را نمی توان به عنوان مهریه تعیین کرد و یا به عنوان مثال مالی که متعلق به غیر یا دیگری است، یا مالی که به دلیل بدهی به دیگری در توقیف است (از طریق مراجع قانونی) نمی توان مهریه قرار داد مگر اینکه با اجازه غیر یا با رضایت طلبکار باشد. بنابراین مالی که مهریه قرار داده می شود باید مالک آن شوهر باشد ولی ملک دیگری را هم با اجازه و اذن مالک می توان مورد مهریه قرار داد اگر مالک ملک و صاحب مال اجازه ندهد شوهر باید مثل یا قیمت آن را بدهد.

ج : معلوم باشد

معلوم بودن مهریه این است که مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد به وسیله وزن کردن یا کیل (پیمانه) یا به عدد یا مشاهده و با توصیف رفع ابهام شود مانند ده متر پارچه یا سی کیلو گندم و در بعضی موارد نیز وصف شیء از طریق حواس حاصل می شود: مانند بوی عطر یا زعفران یا گلاب یا طعم ترشی و از اینگونه اشیا. هرگاه مهر، عین معین باشد می بایستی هنگام عقد موجود باشد والا تعیین مهر، باطل خواهد بود. (مستنبط از ماده ۳۶۱ قانون مدنی).

د: معین باشد

مهر باید طوری معین شود که مردد نباشد، به عنوان مثال یکی از دو خانه یا یکی از دو اتومبیل نباشد، باید کاملاً معین شود که چه چیزی به عنوان مهر تعیین می شود.

ه: دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد

مهر باید منفعت عقلایی و مشروع داشته باشد، چیزی که قانون، فروش یا استعمالش را منع کرده است مانند مشروبات الکلی یا مواد مخدر، نمی توان مهر قرار داد. مهریه باید حلال باشد. گوشت خوک، مردار، شراب یا چیزهایی که مالکیت آن برای مسلمانان مشروع نیست را نمی توان مهر قرار داد و در صورتی که مهر قرار داده شود چنین مهری باطل است لیکن عقد صحیح است و بنابر شرایط موجود، باید مهرالمثل یا مهرالمتعه تعیین نماید.

و: قابل تسلیم باشد

شوهر باید قدرت تسلیم مهر را به زن داشته باشد، مالی را که در دریا غرق شده یا در جای نامعینی پنهان است و قابل دسترسی نیست، نمی توان به عنوان مهر تعیین کرد، مگر اینکه زن به تنهایی، یا با کمک دیگران بتواندآن را تحصیل کند و به دست آورد.

منبع:دادخواهی



مهرالسنه چیست؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهرالسنه چیست؟مهرالسنه

مهرالسنه چیست و چقدر است؟ آیا قرار دادن مهریه بیش از این مقدار (مهر السنة) مکروه است، یا فقط مستحب ترک شده است؟

«مهر السنه»، مقدار مهري است كه نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) براي همسران خود و حضرت زهرا(عليه سلام) قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه‏ دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مي‏شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است.

مقدار مهر السنه 

 1. مهرالسنه پانصد درهم است که حدود 1250 گرم نقره بوده و قیمت آن‌را ‏مى‌‌توانید بر اساس نوسانات بازار به دست آورید. ‏ 

 

2. در اسلام حدّى براى مهریه به نحو لزوم معیّن نشده، ولى هر چه کمتر باشد بهتر است و مستحب است که مقدار مهریه از مهر‌السنه زیادتر نباشد. پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است: 

 

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی): 

1. مهرالسنه پانصد درهم است و هر درهم دوازده و شش دهم( 6/12) نخود نقره است و وزن یک نخود تقریباً معادل یک بیست و چهارم مثقال و پانزده صدم گرم( 15 / 0) گرم است و قیمت آن‌را ‏مى‌توانید از بازار به دست آورید. ‏ 

 

2. در اسلام حدّى براى مهریه به نحو لزوم معیّن نشده، ولى هر چه کمتر باشد بهتر است و مستحب است که مقدار مهریه از مهر‌السنه زیادتر نباشد. 

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی): 

 مهر السنه طبق مشهور پانصد درهم نقره است و قیمت دقیق آن‌را مى‌‌توانید از زرگرها سؤال کنید. و توجه داشته باشید که مهریه‌‌های بسیار بالا اعتباری ندارد؛ زیرا قصد جدّی در آنها نمی‌‌باشد و اگر باشد نوعی سفاهت است. 

 

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی): 

 1. 1250 گرم نقره. 

2. مکروه نیست. 

 

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی): 

 مقدار مهر السنة پانصد درهم نقره است که تقریبا معادل دویست و شصت و دو و نیم مثقال نقره سکه دار است و مستحب است که مهریه از این مقدار بیشتر نباشد. 



مهر المثل چيست؟

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


مهر المثل چيست؟

مهر المثل

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می گویند.



احکام مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه


احکام مهریهاحکام مهریه


مهر المسمّى چيست؟
«مهر المسمّى» مهريه ‏اى است كه مقدار آن هنگام عقد ازدواج معين شده و از آن نام برده شده است.


اگر كسى با دخترى زنا كند، آيا مهرى بر عهده او مى‏آيد؟
همه مراجع: اگر با اكراه دختر، اين عمل انجام گرفته است، بايد مهرالمثل بپردازد و اگر با رضايت او بوده، مهرى تعلّق نمى‏گيرد.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، كتاب الديات، السابع عشر، الفرج، م 5 ؛ آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، كتاب الديات، 359 و دفتر همه مراجع.


آيا زن مي‏تواند مهريه خود را با شوهرش مصالحه كند كه با زن ديگري ازدواج نكند؟
آيات عظام امام، خامنه ‏اي، فاضل و نوري: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، احتياط واجب آن است كه با زن ديگري ازدواج نكند. توضيح ‏المسائل مراجع، م 2460 ؛ نوري، توضيح‏المسائل، م 2456 و دفتر: خامنه‏اي.
آيات عظام بهجت، تبريزي، سيستاني، صافي، مكارم و وحيد: اگر شوهر اين مصالحه را بپذيرد، واجب است با زن ديگري ازدواج نكند. توضيح‏المسائل مراجع، م 2460 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2524 ؛ مكارم، استفتاآت، ج 2، س 910 و دفتر: بهجت.


اگر مرد هنگام اجراى عقد ازدواج، مهريه‏اى را قرار دهد كه مى‏داند قدرت پرداخت آن را ندارد ؛ آيا اين عقد باطل است؟
همه مراجع: خير، عقد صحيح است و بايد مهريه ‏اى را كه تعيين كرده، به زن بپردازد. دفتر: همه مراجع. )


مقدار مهرالسنه را بيان كنيد؟
همه مراجع: «مهر السنه»، مقدار مهري است كه نبي اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) براي همسران خود و حضرت زهرا(عليه سلام) قرار دادند. مقدار آن پانصد درهم است و هر درهم، معادل 6/12 نخود نقره سكه ‏دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (يا 5/262 مثقال) مي‏ شود. قيمت آن در هر عصر، تابع نرخ همان زمان است. تبريزي، استفتاءات، س 1631 ؛ امام، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 31 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 1، س‏732 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 2، س 1284 ؛ سيستاني، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 287 ؛ نوري، استفتاءات، ج‏2، س 628 ؛ صافي، هدايةالعباد، ج 2، فصل في المهر، م 1 و دفتر: خامنه‏اي، بهجت، وحيد.


مهر المثل چيست؟
«مهر المثل» عبارت است از: مهريه زنان هم رديف؛ از نظر حسب، نسب، سن، عقل و ثروت. مهرالمثل در مواردى تحقق مى‏يابد؛ به عنوان مثال اگر در عقد ازدواج، براى زن مهريه‏ اى معلوم نشود و يا مهريه ‏اى حرام قرار داده شود، پس از زفاف (نزديكى) - براى او مهر المثل تعيين مى‏شود.


اگر در عقد ازدواج مهريه ذكر نشود، آيا عقد باطل است؟
همه مراجع: اگر عقد موقّت باشد عقد باطل مى‏ شود؛ ولى عقد دائم بدون ذكر مهر صحيح است.امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 4 والنكاح المنقطع، م 5 ؛ آيت الله صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 4 و.النكاح المنقطع، م 5 ؛ آيت الله تبريزى و آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، عقد المتعة والمهر، م 1354 ؛ دفتر همه مراجع


در عقد نامه، مهريه خانمى به اين صورت ذكر شده است: «مقدار بيست مثقال طلا به قيمت ده هزار تومان» آيا مهريه بيست مثقال طلا است، يا ده هزار تومان؟
همه مراجع: در فرض ياد شده، بيست مثقال طلا بر عهده شوهر است.آيت الله نورى، استفتاءات، ج 1، س 635 ؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1484 ؛ امام خمينى، استفتاءات، ج 3، احكام مهريه، س 7 و دفتر همه مراجع.


اگر مرد بعد از ازدواج، قدرت پرداختن مهريه را نداشته باشد، آيا زن مي‏تواند از نزديكي او ممانعت كند؟
همه مراجع: اگر در عقد ازدواج براي پرداخت مهريه، مدت معيّن نشده باشد، زن مي‏تواند از نزديكي شوهر جلوگيري كند؛ ولي اگر پيش از گرفتن مهريه، به نزديكي راضي شود و شوهر با او نزديكي كند، ديگر نمي‏تواند بدون عذر شرعي از نزديكي او ممانعت نمايد. توضيح‏المسائل مراجع، م‏2420 ؛ نوري، توضيح‏المسائل، م 2416 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2484 ؛ دفتر: خامنه‏اي.

مردى فاقد منزل و هرگونه ملكى است؛ ولى در هنگام تعيين مهريه، به دروغ يك دانگ و نيم از منزل مسكونى را مهر زن مى‏كند و بر اساس آن عقد دائم مى‏خوانند. تكليف عقد و مهريه چگونه است؟
همه مراجع: در فرض ياد شده، عقد صحيح است؛ ولى مهريه باطل است و اگر شوهر نزديكى كرده باشد، بايد مهرالمثل به همسر خود بپردازد.آيت الله خامنه‏ اى، استفتاء، س 259 ؛ امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 2، المهر، م 3 ؛ آيت الله صافى، هدايةالعباد، ج 2، المهر، م 3 ؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 288 و دفتر همه مراجع.

منبع:احکام پرسمانی



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

بالای صفحه