دفتر ازدواج تهران

یکی از خواسته‌های غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن است و پاسخ به این خواسته با ازدواج تأمین می‌شود. در سایه ازدواج است که نسلی دارای اصل و نسب پدید

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشید
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.سالن عقد خاطره
مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

 عشق چیست؟

عشق چیست؟

روانشناسی عشق

كسانیكه به دیگران عشق می ورزند، با عشق ورزیدن، زندگی دیگران را با شادی، سرزندگی و فهم یا درك كه بخشی از وجود آنهاست، پر می كنند. زمانی كه همه این چیزهای خوب، زندگی فرد را در برگرفت، آن احساسات را بروز می دهد، شادی تولدی نو می بخشد كه می تواند بین هر دو آنها تقسیم شود. بنابراین با عشق ورزیدن، مردم به طور غیرارادی عشق را دریافت می كنند، ولو اینكه آنها با این قصد و غرض عشق نورزیده باشند.

عشق از نظر بیولوژی


فردی ممكن است روابط جنسی با شریکش داشته باشد و یک كشش قوی نسبت به او احساس كند. اما این کشش عشق نیست بلکه نتیجه ترشحات هورمون های جنسی در بدن اوست. در موارد زیادی یكی یا هر دو طرف در یافتن عشق ثابت و با دوام اشتباه می كنند. بی شك می دانیم كه چنین اشتباهاتی چه بهای گزافی دارد. در مقاله ای در سربرم، یك مغزشناس به نام دانافرم سه سیستم مرتبط با همسر، تولیدمثل و والدین را توضیح می دهد. این سیستمها شهوت، كشش و وابستگی نامیده شده است.

شهوت: راهی غریزی است كه آنقدر مرد و زن تحریك می كند. تا عمل جنسی بین آنها انجام شود.
كشش: این سیستم دو شریك را بطور شهوت آمیزی متمركز می كند تا تلقیح انجام گیرد. فیشر متوجه شد فرضیه سیستم كشش بعنوان راهی فردی است تا بهترین شریك را انتخاب و این تمركز را ادامه دهد. افراد كه فكر می كردند بطور ژنتیكی برترند ، و هنوز هم هستند، می توانند شریك زناشویی مطلوبی باشند.


وابستگی: این روش عاطفی (اصطلاح «عشق مهربان») بوجود آمده است تا زاد و ولد و حیات نسل ضمانت شود. منظور اصلی از افزایش سطح هورمونهای واسوپرسین و اكسی توسین حفظ زندگی مشترك والدین است، حداقل تا زمانی كه فرزند توانایی مراقبت از خود را داشته باشد.

عاشق شدن، دوست داشتن نیست.


بسیاری از مردم با كشش و جذبه به همدیگر مواجه شدند اما از آن به بعد شادتر زندگی نمی كنند چرا؟ چون بیشتر آنها كشش را با معنی عشق اشتباه گرفتند.
وقتی كسی را دوست دارید ارزش زیادی برای آن شخص قائلید چون انتخابی كرده اید و برای افزایش این علاقه و عشق راههایی را پیشنهاد می كنید. همچنین آسایش و پیشرفت را در بالاترین الویت انتخاب دوست و عشقتان قرار می دهید. زمانی كه عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می كنید.

روانشناسی عشق


زمانی كه عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می كنید

چرا ما به عشق نیاز داریم؟


از لحظه ای كه متولد شده ایم و حتی قبل از آن، طبیعت برای ما زمینه عشق ورزی مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غیر ممكن بنظر می رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمایت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولین درك ما از عشق است. همانطور كه در جریان زندگی پیشرفت می كنیم یاد می گیریم كه عشق به معنی حفظ و مراقبت از آسایش خودمان است.
نیازهاى انسان به طور کلى دو دسته است: نیازهاى مادّى و نیازهاى معنوى. این نیازها، منشأ انگیزه‏ ها است و انسان پس از احساس نیازدر پی پاسخ برمی آید. پاسخ به نیازها، زمینه رشد و شکوفایى انسان را فراهم آورده، او را به سوى مرزهاى شکوفایى و کمال رهنمون مى‏ شود. یکى از مهم‏ترین نیازهاى انسان، رسیدن به کمال مطلق است. همه تلاش و کوشش‏ها و بى‏ قرارى‏ هاى انسان، براى رسیدن به این نقطه اوج است و تا این وصال تحقق نیابد، فریاد نیاز انسان خاموش نمى ‏شود. بنابراین، اگر انسان دریابد چیزى یا کسى نیاز کمال طلبى‏اش را ارضا مى ‏کند یا وسیله دستیابى به آن حقیقت مطلق است، آن را دوست مى‏دارد و بدان عشق مى‏ ورزد؛ بنایراین محبت و عشق حالتى است که در دل یک موجود با شعور نسبت به چیزى که با وجود و تمایلات و نیازهایش تناسب دارد، به وجود مى‏آید.
از لحظه ای كه متولد شده ایم و حتی قبل از آن، طبیعت برای ما زمینه عشق ورزی مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غیر ممكن بنظر می رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمایت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولین درك ما از عشق است. همانطور كه در جریان زندگی پیشرفت می كنیم یاد می گیریم كه عشق به معنی حفظ و مراقبت از آسایش خودمان است.

عشق خالص مادر نشانه ای از عشق زیستن است، عشقی كه هدفی جز زنده ماندن ندارد. بعضی مردم می خواهند كه از این نوع عشق در روابط و مراحل دیگر زندگی خود مثل سنین بلوغ نیز داشته باشند. عشق مادر ذاتاً یك طرفه است، گذشته از دریافتهای جانبی كه دارد، ولی عشق بخشیدن او یك طرفه است. اما در تصور متعارف از عشق، طرفین متقابل، بخشیدن و دریافت عشق را تقسیم می كنند. همه می دانیم در روابط بهره برداری، هر دو شریك به همدیگر نیاز دارند، «بهره بردار» نیاز به كسی دارد كه از او بهره برداری كند و «وابسته» نیاز به بهره برداری دارد. در چنین روابطی وابستگی متقابل تا وقتی كه طرفین وجود داشته باشند، ادامه می یابد. برخلاف روابط مادر و بچه كه این روابط نابرابر است.

همراهی و یاری

بدیهی است كه همراهی نیاز اساسی در زندگی است، انسانها همیشه نیاز به همراه و یاور را ابراز می كنند. افراد حداقل نیاز به یك فردی دارند كه صمیمیت و ارزشهای مهم زندگی را با آنها تقسیم كنند.


همچنین مردم نیاز به دریافت چیزهایی دارند كه به افراد ارزش می دهد، چیزهایی كه خوشی و شادی ببخشد، چیزهایی كه بتوانند دوست داشته باشند و در نهایت دلیلی برای زندگی به افراد دهد. دیده ایم افرادی كه كسی را برای دوست داشتن ندارند و حقیقتاً خود را تنها می بینند، حیوانات یا گیاهانی را در منزل خود نگه داری می كنند.


عشق یك نهاد زنده است، اگر خاموش و متوقف شود می میرد. سرزنده بودن به معنی حركت به سمت جلو ست و رفتن به جایی كه سفر زندگی شما را می برد.عشق تنها وقتی می میرد كه دوباره در شكل متفاوتی متولد شود.

منبع: تبیان



دوران نامزدی، چرا و چگونه؟


بعد از تفاهم و توافق های اولیه ای که برای ازدواج انجام می شود، طرفین دوران نامزدی یعنی دوران عقد تا عروسی را آغاز می کنند. دورانی برای شناخت بیشتر و شروع یک زندگی بهتر.

 
آثار و برکات


دوران نامزدی

 

1. زمینه سازی جهت استقلال دختر و پسر و تدریجی نمودن جدا شدن دختر و پسر از خانواده ای که سال های متمادی در آن زندگی کرده و انس گرفته و عادت کرده اند. این دوره (نامزدی) باعث می شود پدر و مادر و نیز سایر اعضای خانواده خود را برای پذیرش و تحمل جدایی آماده سازند.

 

2. ایجاد انس و همدلی بین زوجین یکی دیگر از آثار دوران نامزدی است. چرا که این دوران ایام و لحظات شیرین و خاطر انگیزی را در مقایسه با ایام گذشته و حتی آینده برای زوجین رقم می زند. دوران نامزدی دوران گذشت و ایثار و محبت و نادیده گرفتن ناملایمات و ناهماهنگی است. دوران معشوق محور و خروج از خود خواهی است.

 

3.آمادگی والدین، از برکات بسیار مهم دوران نامزدی است. برپایی مراسم عروسی دختر و پسر نیاز به پیش شرط ها و لوازمی دارد که دوران نامزدی بهترین فرصت برای تامین آن نیازمندی هاست.

 

4. بدست آوردن شناخت بیشتر و بهتر از یکدیگر. این دوره را گاهی دوره شناخت عمیق تر و دقیق ترنامیده اند. در این دوره موقعیت ها و فرصت های بسیار مهمی بوجود آمده و زمینه های شناخت بیشتر را فراهم می سازد. ماهیت و شخصیت واقعی فرد در یک فرآیند ارتباطی غیررسمی شناخته می شود. دوره نامزدی این فضا و فرصت طلایی را بوجود می آورد. رفت و آمدها، خلوت ها، و تعاملات بیشتر، آن هم در بین فامیل ها، دوستان و آشنایان و لایه های پنهان شخصیت فرد را بیش از بیش نمایان می سازد. در این دوره تعارفات و احیاناً ظاهرسازی های و نقش بازی کردن ها، رنگ باخته و گاهی انتقاد ها و اعتراض ها بیشتر می شود. انتقادها باعث شناخت بیشتر و اعتراض ها موجب افشاگرهای بیشترمی شود.

 

زوجین جوان و خانواده هایشان، نباید تصور کنند که بعد از تقد دیگر کاری از کار گذشته و راه بازگشتی نیست وعروس باید با لباس سفید به خانه بخت برود و با لباس سفید(کفن) خارج شود.

 

دوره نامزدی را می بایست دوره شناخت عمیق تر یکدیگر بدانند و اگر موانع عمده ای در جهت ادامه زندگی بوجود آمده و چهره واقعی نامزد (دخترو پسر) نمایان شد. بدون کمترین تردید (البته با مشورت مشاور راهگشا و توانا) مسیر بازگشت را همورا می سازند. چرا که بعد از عروسی و احیاناً بچه دار شدن، مسیر بازگشت ناهموار و بسیار دشوار خواهد شد. ضمناً نباید این مهم مورد غفلت فراگیرد که طول زمان دوران عقد باید دختر در حدی باشد که طرفین فرصت شناخت دقیق را بدست آورند. کم نیستند خانواده هایی که با عجله و شتاب بعد از نامزدی مراسم عروسی را دایر نموده و فضا و فرصتی برای تحقیق و آشنایی بیشتر برای طرفین فراهم نمی سازند. گاهی شتاب برای تدارک دوران سرنوشت ساز نامزدی را به دوران تهیه جهیزیه، گرفتن وام و تدارک تالار و لوازم عروسی و... تبدیل و محدود می کندد. این امر مشغله ذهنی و فکری طرفین را محدود به لوازم سخت افزاری عروسی نموده وآنان را از شناخت بیشتر یکدیگر محروم می سازد. لذا رفتار و گفتار والدین دو طرف باید به گونه ای باشد که فرزندان فقط به شناخت و نتیجه آن بیندیشند نه چیز دیگر.

 

5.عدم توجه به کاستی ها و ضعف ها، به امید اصلاح آن ها در آینده یکی دیگر از موانع و آسیب های عمده فرآیند شناخت در دوران نامزدی است. کم نیستند کسانی که ضعف ها و ناهنجاری های خاصی را در طرف مقابل و خانواده اش می بیند اما بنا را بر اصلاح آنان در آینده می گذارند. به این گروه هشدار می دهیم به وعده ها و وعیدها اعتنا نکنید و امید به رفع آسیب ها را در دل نپرورانید هر آنچه که هست را ببینید و همان را به رسمیت بشناسید. ریسک و احتمال را دفن کنید.

 

6. در فراز و فرود دوران نامزدی، مشاور را فراموش نکنید. از همین دوره حضور مشاوری دانا و توانا و با تجربه را در زندگی خود جدی بگیرید. هر آنچه ذهن و فکر شما را مشغول نموده و نگران می کند می بایست با مشاور درمیان گذارد و بر اساس توصیه های او عمل کنید.

 

7. در بسیاری موارد و وابستگی و دلبستگی عاطفی و احساسی مانع شناخت صحیح شده و حتی در موارد زیادی مانع پشیمانی و بازگشت (به رغم قطعی شدن آسیب ها و آفت های فکری و فرهنگی و اخلاقی طرف مقابل).

 

خانومی جوان می گفت من از همان روزهای اول بعد از نامزدی متوجه اعتیاد نامزدم شدم اما به دلیل علاقه و عشق شدیدی که به او داشتم و نیز به جهت ترس از آبرو و... به این معضل بی اعتنایی نمودم اما بعد از 9 سال زندگی مشترک و داشتن فرزند 7 ساله، امروز از هم جدا شده و زندگی سیاهی را برای خود و فرزندم رقم زدم. ای کاش در همان دوران نامزدی جدا می شدم.!

 

8.فراموش نکنید در صورت هموار شدن مسیر زندگی مشترک و نبود موانع عمده ادامه زندگی دوران نامزدی بهترین و شیرین ترین دوران برای ابراز و تعمیق و گسترش عشق و محبت است. خاطرات این دوران دا دست کم نگیرید و اوراق و صحنه های زیبایی را در این دوران برای خود ثبت و ضبط کنید.

 

در این دوران دل و دیده مهیای پذیرش گفتنی ها و دیدنی های مهم و عاشقانه است. از این فرصت برای پیدایی و تکوین و تکامل عشق و محبت بهره بگیرید.

 

خاطره نویسی به ثبت رساندن نگاه و نظر طرفین برای آینده زندگی بسیار مفید و سازنده خواهد بود. دیدگاه های نقطه نظرهاست. دغدغه ها و اندیشه ها را در قالب تصاویر، فیلم ها و نامه ها ترسیم و بایگانی کنید.

 

9.رابطه جنسی و رعایت عرفیات : اگرچه در این دوره زوجین می توانند رابطه زناشویی و جنسی داشته باشند اما به جهت رعایت عرفیات و نیز طی کردن دوره شناخت بهترو بیشتر لازم است بشدت مراقب رفتار جنسی خود باشند. چه بسا با انعقاد نطفه در این دوره مشکلات حاد و غیر قابل تحملی برای طرفین بوجود آید که گاهی متاسفانه برای حل آن حتی به سقط جنین اقدام نموده و زندگی را با استرس و اضطراب و ناراحتی و گناه آغاز می کنند.

منبع:tebyan.net



عروس خانم های کم طاقت بخوانند

عروس خانم های کم طاقت بخوانند,شاید بگویید بعد از مدتی برخی از رفتارهای همسرتان آزاردهنده به نظر می رسد. در چنین شرایطی به کمک چند توصیه می توانید شرایط موجود را بهتر بپذیرید و خودتان را با زندگی مشترک تطبیق دهید

شاید بگویید بعد از مدتی برخی از رفتارهای همسرتان آزاردهنده به نظر می رسد. در چنین شرایطی به کمک چند توصیه می توانید شرایط موجود را بهتر بپذیرید و خودتان را با زندگی مشترک تطبیق دهید.

 
پیشگویی را متوقف کنید!

تصور کنید همسرتان در ارتباط با شما آدم فراموش کاری است، او به صورت معمول تاریخ تولد شما، سالگرد ازدواج و یا مناسبت هایی از این دست را فراموش می کند، در عین حال قرارهایی که با شما دارد نیز پشت گوش انداخته و به عنوان مثال اگر قرار است با هم خرید بروید، ساعتی را که با شما قرار گذاشته فراموش کرده و با تأخیر از راه می رسد.

در این مواقع اگر کمی روی رفتار خود دقت کنید متوجه می شوید هر زمان که قراری با او دارید و یا مناسبت خاصی در راه است شما الگوی خاصی را طی می کنید. از ساعت ها پیش، در ذهن خود مشغول تکرار ماجرایی هستید که انتظارش را دارید؛ به احتمال زیاد با خود فکر می کنید که او باز هم دیر خواهد آمد، قرار را فراموش می کند، تولد من را به کل از یاد برده و ... .

این کار که به عنوان «نشخوار ذهنی» نیز می توان از آن یاد کرد، یکی از کارهایی است که می تواند آرامش شما را حسابی به هم بریزد. در واقع از ساعت ها پیش از اینکه رویدادی ناخوشایند برایتان رخ دهد، سطح تنش و اضطراب را در خودتان افزایش داده و باعث می شوید تا تحریک پذیری تان افزایش یابد. در این شرایط اگر همسرتان طبق انتظار شما به وعده خود عمل نکند و یا باز هم قراری را فراموش کند، عصبانیت و دلخوری شدیدتری را تجربه خواهید کرد، چرا که از نظر روانی پیش از این رویداد، دچار فرسایش روانی شده بودید.

در عین حال اگر همسرتان مطابق انتظار شما نیز عمل نکند و به عنوان مثال دقیقاً طبق قرار عمل کند، شما لذت کمتری از این رویداد خوشایند را تجربه کرده و به احتمال زیاد برخورد شما نمی تواند مشوق همسرتان برای تکرار این رفتار باشد. اما راه چاره چیست؟
واقعیت این است که برخی از رفتارهای کوچک در واقعیت چندان اهمیتی ندارند اما امان از وقتی که یکی از همسران روی یکی از آنها حساس شود. آن وقت با هر بار تکرار، آرامش خانه است که به کل از دست می رود

دست به تجربه بزنید!

گاهی اوقــات برخی رفتارهای ساده همسرمان تنها برای ما تبدیل به رفتارهایی آزاردهنـده می شود، آنقدر که اگر آن رفتار را برای دوستی تعریف کرده و نظر او را بخواهیم، به احتمال زیاد به ما خواهد گفت که بی جهت حساسیت نشان می دهیم و این موضوع آنقدرها هم اهمیت ندارد.

واقعیت این است که رفتارهای کوچک در واقعیت چندان اهمیتی ندارند اما امان از وقتی که یکی از همسران روی یکی از آنها حساس شود. آن وقت با هر بار تکرار، آرامش خانه است که به کل از دست می رود. یکی از ساده ترین راه ها برای کمک کردن حساسیت می تواند تجربه همان رفتار ناخوشایند توسط خود ما باشد.

شاید با خود فکر کنید که امکان ندارد من کاری را که دور از نزاکت می دانم انجام دهم. هرچند هیچ کسی نمی تواند شما را مجبور به انجام کاری که دوست ندارید بکند اما توجه داشته باشید که گاهی اوقات تنها بعد از انجام همان کار است که می توانیم متوجه شویم چرا همسرمان آن کار را تکرار می کند و همین نزدیک شدن به دنیای همسر می تواند باعث کم شدن حساسیت در ما باشد.

به عنوان مثال تازه بعد از ترکاندن آدامس، متوجه می شویم که وقتی کسی آدامس را می ترکاند صدایی متفاوت با دیگران را می شنود، صدایی که او تجربه می کند شدت کمتری از صدایی دیگران می شنوند، دارد و در نتیجه کمتر آزاردهنده است. همین دیدن مسئله از زاویه ای دیگر می تواند به ما کمک کند تا واکنش کمتری نشان داده و حداقل با هر بار تکرار آن رفتار آزار کمتری ببینیم.

 
نقطه مشترک بسازید

انتقاد و قضاوت را بس كنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه شروع به انتقاد می‌كنند. به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد كه او به اندازه كافی برای شما خوب نیست. این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی كنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی كنید. اینكه تفاوت را چه معنی می‌كنید، مهم است.

ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌كنیم كه وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یك ازدواج خوب، حفظ كردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر كنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته كه شما با آن مخالفت می‌كردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و كمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو كمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی كه برای تفریح خود كنار گذاشته‌اید،‌ برایش یك تیروكمان بخرید.

منبع : تبیان




مرز رازداری و ناگفتنی ها در ازدواج

در زندگی هر دختر و پسری مسائلی وجود دارد که ممکن است گفتنش هنگام ازدواج مشکل‌ساز باشد. گاهی افراد به علت ترس از دست دادن طرف مقابل برخی مسائل را بیان نمی‌کنند و بدون اینکه به عاقبت نگفتن این حقایق فکر کنند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

رازداری در ازدواج
آیا راز بزرگی را در زندگی‌ مشترک تان مخفی کرده‌اید؟ رازی که نمی‌دانید به زبان بیاورید یا آن را فراموش کنید؟ درگیری سخت و سهمگین هر روزه‌ای با خودتان دارید درباره به زبان آوردن یک راز بزرگ؟ به راهکارهای ما توجه کنید و زندگی آرام‌تری در پیش بگیرید.در یک رابطه تمام و کمال، شما مجبور نیستید رازی را از محبوب‌تان دور نگه دارید و نباید بترسید که او نیز رازی را از شما مخفی نگاه دارد

در زندگی هر دختر و پسری مسائلی وجود دارد که ممکن است گفتنش هنگام ازدواج مشکل‌ساز باشد. گاهی افراد به علت ترس از دست دادن طرف مقابل برخی مسائل را بیان نمی‌کنند و بدون اینکه به عاقبت نگفتن این حقایق فکر کنند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

همان‌طور که زندگی شما، مثل یک کتاب باز در مقابل چشم‌های اوست، زندگی او نیز چنین وضعیتی دارد اما ما در یک دنیای واقعی‌واقعی‌واقعی زندگی می‌کنیم. جایی که حتی خوشبخت‌ترین زوج‌های جهان نیز رازهای بزرگ‌شان را از یکدیگر مخفی نگاه می‌دارند. برای بیشتر ما، بزرگ‌ترین راز در زندگی زناشویی، خیانت است، اما واقعیت اینجاست که حتی کوچک‌ترین رازهای جهان می‌تواند رابطه شما را با بحران مواجه کند و خب، چه مرزی میان رازهای خطرناک با رازهای ویژه وجود دارد؟ نباید فراموش کنیم که این رازهای ویژه، همان‌هایی هستند که شما را به یکدیگر نزدیک می‌کنند. صبر کنید ببینیم کارشناسان این حوزه، چه نظری دارند.

آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

دختر و پسر در دوران نامزدی برای کسب شناخت از هم باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که "من بافتنی کردن را دوست دارم" یا "دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم"، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین شما باید انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنید.

این موارد جزو گفتنی های ضروری قبل از ازدواج هستند. اما به جز اینها، همه ما رازهایی داریم که مربوط به گذشته ما هستند. آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای خیلی ها نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است که گفتن شان می تواند دردسرساز باشد و نگفتن شان هم دردسرهای خودش را دارد. بنابراین سوالی که مطرح می شود این است: چه چیزهایی را باید بگوییم و چه چیزهایی جزو رازهای شخصی ما محسوب می شوند؟

رازهای ویژه؛ رازهایی که باید بگوییم

اگر دنبال رابطه‌ای سالم می‌‌گردید باید کمترین میزان پنهان‌کاری در رفتارتان وجود داشته باشد. اگر راز بزرگی که مخفی کرده‌اید روی زندگی شریک زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد، او حق دارد تا بداند. از آنجایی که بیشتر زوج‌ها دیرتر به رازها پی می‌برند، نگهداری آنها باعث می‌شود آینده‌ ازدواج‌تان با خطر دو‌جانبه‌ای تهدید شود. زمانی که ابرها کنار روند و حقیقت برملا شود، زمانی که شوک اولیه گذشت و حتی بحران اولیه برطرف شد ناگهان بحث عدم اطمینان و خیانت به میان می‌آید.

بیشتر مردها رازهایی را درباره مشکلات مالی و مسائل شخصی شان حفظ می‌کنند تا وجهه خودشان را حفظ کنند. آنها ترجیح می‌دهند تا ظاهر قوی خودشان را حفظ کنند و نشان دهند که همه‌چیز تحت کنترل شان است و فکر می‌کنند با به زبان آوردن مشکلات شان در محل کار یا در پول درآوردن، شما دست از دوست‌داشتن شان برمی‌دارید و با دیده تحقیر و ناتوانی به آنها نگاه می‌کنید. آنها از آشفتگی پس از رو شدن رازهایشان می‌ترسند و بیشترشان تصور می‌کنند اگر در مقابل رازهایشان سکوت کنند، از جنگ احتمالی جان سالم به‌در می‌برند.

رازهایتان را بگویید

 اما گاهی برعکس این اتفاق می افتد. نامزد شما فکر می کند شما دارید چیزی را از او پنهان می کنید و مدام پاپیچ می شود تا بیشتر بداند. در چنین مواقعی خونسردی‌تان را حفظ کنید، بنشینید و از او بپرسید: ماجرایی هست که بخواهی بیشتر درباره‌اش بدانی و فکر می‌کنی به تو نگفته‌ام؟ بعد، با صداقت تمام درباره موضوعات صحبت کنید.

یادتان باشد هر چقدر رازهای زندگی عاطفی‌تان دیرتر رو شوند، تاثیری ماندگارتر و عمیق‌تر برجا می‌گذارند و بیشتر رابطه تان را متزلزل می کنند. نه‌تنها طرف مقابل شما نیاز به تمام اطلاعات زندگی‌تان دارد تا تصمیم هوشمندانه‌ای درباره ادامه ارتباط بگیرد،میگنا دات آی آر.بلکه او از میزان اعتمادی که به او دارید خوشحال خواهد شد. چرا که با به زبان نیاوردن چنین رازهایی، درواقع به او پیغام می‌دهید که به اندازه کافی باهوش نیست، بخشنده نیست و به اندازه کافی شما را دوست ندارد که با چنین ماجرایی کنار بیاید. اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید

ناگفتنی های قبل از ازدواج

یک قاعده کلی را باید به خاطر بسپارید. به طور کلی حفظ رازها در صورتی که آسیبی به زندگی مشترک شما وارد نکند، ایرادی ندارد. مثلا این که شما در گذشته یک رابطه عاطفی یک طرفه را تجربه کرده اید، نباید با همسرتان در میان گذاشته شود اما این که یک نامزدی بهم خورده داشته اید، موضوعی است که او باید بداند. حالا تصور کنید که شما با نامزد سابقتان رو در رو شده اید و احساس می کنید که از طرف او زندگی تان تهدید می شود. در این شرایط، باید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و از او کمک بگیرید. اینجاست که حد و مرز رازداری تعیین می شود.

رازهای گذشته شما متعلق به خود شما هستند اما تا وقتی که آسیبی به زندگی مشترک امروزتان نرسانند. این موضوع مصداق این حدیث است: "النجاه فی صدق". اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.

رازهای خطرناك قبل از ازدواج


بیماری‌های پنهان شده

مسئله‌ی مهم دیگری که ممکن است افراد از گفتنش هراس داشته باشند، بیماری است. افرادی که با صداقت تمام مسائل را در مورد سلامتی و یا عدم‌سلامتی خود بیان می‌کنند، می‌توانند اعتماد طرف مقابل را نسبت به خود جلب کرده و حتی به او فرصت دهند او نیز اگر دچار مشکل و یا بیماری خاصی است بتواند به راحتی آن را بیان کند. درست است این احتمال وجود دارد طرف مقابل پا پس بکشد اما ازدواجی که با پنهان کردن چنین مسئله‌ی مهمی شکل بگیرد دوام چندانی نخواهد داشت.

خلق‌وخوی ناگفته

شخصیت و رفتار دختر و پسر نیز مورد دیگری است که احتمال دارد از دید طرف مقابل پنهان بماند. بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد. چرا که حتی یک بازیگر ماهر هم روزی از نقش بازی کردن خسته خواهد شد.

جیب‌های خالی

گاهی افراد به خصوص پسرها مشکلات مالی خود را از خانواده‌ی همسر آینده‌شان پنهان می‌کنند. این مسئله به خصوص برای افرادی اتفاق می‌افتد که از شرایط مالی همسانی برخوردار نیستند. آنها از ترس اینکه طرف مقابل را از دست بدهند وضع مالی خود را بهتر از آنچه که هست نشان می دهند و تا زمانی که زندگی مشترک خود را آغاز نکرده‌اند، سعی می‌کنند هر ترفندی را در پیش گیرند تا رازشان فاش نشود. شاید چنین افرادی بتوانند به کسی که برای رسیدن به او تلاش می‌کنند، برسند اما مطمئنا پس از ازدواج که شرایط واقعی برای طرف مقابل آشکار ‌شود، زندگی‌دچار مشکل خواهد شد.

ناگفته های خطرناک

مواردی که نام بردیم گاهی جزو ناگفته های رابطه و ازدواج هستند و به خودی خود می توانند باعث آشفتگی در روابط، از بین رفتن اعتماد و بهم خوردن ازدواج شوند. اما موارد دیگری هم هستند که به شکل خطرناکی، فاش شدن آنها می تواند جدایی را به همراه داشته باشد. مواردی که اصطلاح فقهی اش می شود تدلیس و در بیان خودمان، گنجشک را رنگ کردن و جای قناری جا زدن است.

ازدواج قبلی، بیماری های مهم و معلولیت های پنهان، اعتیاد، اختلالات روانی و... از جمله‌ مسائلی هستند که ممکن است هر ازدواجی را بهم بزنند. خانه‌ای که بر پایه‌های دروغ و نقش و نقاب ساخته شود، لرزان است و احتمال فروریختن آن بسیار است. صداقت مهمترین مسئله‌ای‌ست که هر فرد برای آغاز زندگی مشترک باید به آن توجه داشته باشد. آدم‌های صادق، اعتقادات قلبی عمیقی دارند که در گفتار و رفتارشان پیداست و البته تحقیق نیز مسئله‌ی مهمی است که باید آن را در حین انتخاب مدنظر داشت.

بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد

مواردی که می توان نگفت

در کنار همه این موارد، مسائلی هم هستند که می توانید درباره آنها سکوت کنید و با همسر آینده تان مطرح نسازید. این موارد عبارتند از: اشتباهاتی که در گذشته انجام داده اید و آنها را جبران کرده اید و دیگر تاثیری در زندگی تان ندارند و مطمئنید دیگر فاش نخواهند شد. گناهانی که مرتکب شده اید و توبه کرده اید و بین شما و خدایتان بوده است. اختلافات و مشکلاتی که در خانواده شما وجود دارد و تاثیری در زندگی مشترک تان نخواهد داشت.

رازهایی برای نگفتن

لازم نیست تعداد دقیق خواستگاران یا کیس های ازدواج تان را برای نامزدتان بگویید اما اگر رابطه‌ای جدی را تجربه کرده‌اید، به زبان‌آوردنش واجب و ضروری است. دوستانی هستند که عادت دارند تا درباره تمام داستان‌های زندگی خودشان با شما صحبت کنند، ممکن است نامزد قبلی‌تان ناگهان سروکله‌اش پیدا شود، ممکن است شریک زندگی‌تان به صورت اتفاقی در جریان وجه دیگری از زندگی شما قرار گیرد و طبیعی است که بهتر این است خودتان اول چنین ماجراهایی را برایش تعریف کرده باشید.

سیاست درست، صداقت است. جمله‌ای که از تمام بزرگ‌ترها شنیده‌ایم و همچنان نیز صحت دارد. اما افرادی که در رابطه‌های بلندمدت زناشویی بوده‌اند به‌خوبی می‌دانند که بد نیست ماجراهایی را برای خودمان نگه داریم؛ گاهی اوقات رازهای کوچکی هستند که احساس استقلال به ما می‌دهند و نشان می‌دهند که رابطه ما در وضعیتی سالم به سر می‌برد. مثلا این که در جمع دوستان قدیمی تان چه حرف هایی رد و بدل شده به خودتان مربوط است.

این که بعد از مدت ها تصمیم گرفته اید برای خود یک هدیه گران قیمت بخرید، چیزی است که می تواند در دل خودتان بماند. به زبان آوردن تمام جزییات زندگی روزمره، ممکن است این احساس استقلال را از طرفین بگیرد اما در چنین شرایطی نیز مهم است که هر دو طرف زاویه نگاه مشابهی نسبت به یک ماجرا داشته باشند. واقعیت اینجاست؛ اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید.

رازهای بعد از ازدواج

 اما درباره رازهای امروز چطور؟ یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند. اما در عین حال، بعد از ازدواج مواردی هست که به زندگی مشترک شما ارتباطی ندارد و می توانید آنها را با همسرتان در میان نگذارید. اختلافاتی که در خانواده پدری شما بروز کرده، چیزی نیست که مستقیما به همسر شما مربوط شود. حرف و حدیث هایی که پشت سر شما گفته می شود، نباید به خانه تان راه پیدا کند و اگر کسی از همسر شما بدگویی کرده، باید رازداری کنید و نگذارید او متوجه شود.

یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند

چشم ها را باز کنید در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی میان آن‌ها، چشم خود را بر برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت 6 ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به 3 ماه و هفته‌ای دو ساعت یا 45 روز و هفته‌ای 4 ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.
 
روش‌های رازگشایی

اول؛ قرار ملاقات بگذارید: سر صحبت را ناگهانی باز نکنید. از ابتدا به او بگویید که می‌خواهید درباره ماجرای مهمی با او صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم. امروز یک ساعتی برای من وقت بگذار لطفا.»

دوم؛ مدعی نباشید: بزرگ‌ترین مشکل زمانی پیش می‌آید که با لحن مدعی صحبت کنید و جوری برخورد کنید که انگار اتفاق مهمی نیفتاده است. به همین خاطر بهتر است آمادگی عذرخواهی را نیز داشته باشید. بد نیست اینطور شروع کنید: «چند وقتی است .می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم اما از گفتنش خجالت می‌کشیدم. امیدوارم به خاطر این تاخیر مرا ببخشی.»

سوم؛ نفر سوم خوب است: زمانی که پای اعتراف‌های بزرگ به میان می‌آید، از شناختی که از طرف مقابل دارید استفاده کنید. مثلا ممکن است نامزد شما برای حریم خصوصی‌تان احترام ویژه‌ای قائل باشد و نخواهد دوستان‌تان در جریان یکی از جنبه‌های خصوصی زندگی شما قرار بگیرند. اما در برخی موارد بهتر است یکی از بزرگ‌ترها یا دوستان مشترک‌تان، حضور داشته باشند.
چهارم؛ جای مناسب را انتخاب کنید: بهتر است از قرار گذاشتن در مکان‌های شلوغ یا مکان‌های خیلی خلوت خودداری کنید. پیشنهاد اصلی، محلی امن است؛ جایی شبیه به پارک یا محل همیشگی قرارهایتان

 

 

 



پیامدهای منفی طلاق؛ از احساس گناه تا انزوا



 در دین مبین اسلام، ازدواج پیوند مقدسی می‏باشد که اثرات فردی و اجتماعی قابل توجهی بر آن مترتب است و بدین سبب از فروپاشی و برهم زدن چنین میثاق عظیمی اظهار نگرانی شده و طلاق به عنوان نهایی‏ترین راهکار در اختلافات خانوادگی محسوب می‏شود.

در اسلام مکانیزم‏های متفاوتی اعم از مقدرات، احکام و ممانعت از تصمیم‏گیری‏های آنی و احساسی و ... جهت کاهش نرخ طلاق وجود دارد تا از اثرات زیانبار طلاق جلوگیری شود، بخشی از آثار طلاق در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی به اختصار عبارتند از:

ترس از آینده

تصمیم به پایان دادن به یک رابطه نزدیک، کارساده و بی اهمیتی نیست، این تصمیم با احساس تأسف و سرزنش خود همراه است. ترس از تنهایی پس از طلاق، احساسی است که زنان بیش از مردان ابراز می‏کنند. این ترس بیشتر ناشی از این نگرانی است که آیا شریک زندگی دیگری خواهند داشت؟ ترس و یاس در اینکه نتوانند بدون یک مرد زندگی کنند و فرزندان خویش را به تنهایی اداره کنند و شغلی بیابند و از نظر مالی خود و فرزندانشان را اداره کنند و... این ترس‏های واقعی ناشی از تردیدهای واقع‏بینانه درباره مسائل مالی، بازارکار، مشکلات بزرگ کردن فرزندان به تنهایی و تغییر در زندگی فردی و اجتماعی است.

جدایی از همسر به طور ناگهانی یا پیش بینی شده برای همه اعضای خانواده، علی الخصوص فرد، یک شوک محسوب می‏شود، در این هنگام بحران عاطفی رخ می‏دهد. احساس انسان با عقل منطبق نیست و واکنش‏های فرد غیرارادی است و در اکثر موارد دچار درماندگی می‏شود. در این مرحله انسان هنوز نمی‏داند که باید واقعیت جدایی را بپذیرد یانه؟ آیا تنها خواهد ماند آیا در آینده همسری مناسب پیدا خواهد کرد؟

احساس گناه

گاهی زنان مطلقه با احساس گناه زیادی در مورد متلاشی شدن خانواده دست به گریبان هستند. به اعتقاد برخی از صاحب نظران مهمترین احساسی که پس از طلاق در پدر و مادر متارکه کننده پدید می‏آید، احساس گناه و خیانت نسبت به خوشبختی فرزندانشان است، به علاوه بیم از آینده‏ای مبهم برای خود و فرزندان، واکنش‎های گوناگون رادر آنان پدید می‏آورد و این وضعیت، احساس گناه را شدت می‏بخشد.

احساس تنهایی

بعد از مدتی که از طلاق می‏گذرد، فرد احساس تنهایی می‏کند، زیرا از محیط امن خانواده که دیگران علیرغم تمام مسائلشان در آن زندگی می‏کنند، جدا شده و باید با تمام مسائل تنها زیستن و طلاق رودررو شود. تحقیقات نشان می‏دهد زنان بیش از مردان، پس از طلاق احساس تنهایی می‏کنند.

مشکلات دوگانگی نقش

زنان در ارتباط با فرزندان خود علاوه بر مشکلات اقتصادی با دوگانگی نقش مواجه می‏شوند و نبود نقش پدر، فرزندان را دچار مشکل می‏کند. زن مطلقه برای فرزندانش هم باید پدر باشد هم مادر و مرد نیز متعاقباً چنانچه کودک با او زندگی می‏کند، باید هم نقش مادر و هم نقش پدر را بر عهده گیرد.

انزوای اجتماعی و اختلال در هویت اجتماعی

روان شناسان معتقدند، وضعیت زن و شوهر پس از طلاق روندی از محرومیت‏های گوناگون، طرد اجتماعی، اختلال در مناسبات اجتماعی دوران زندگی مشترک در یک دوره کوتاه و یا یک دوره طولانی عدم ارتباط با محیط بیرونی، فقدان همدل و همراز و نبودن محل زندگی مستقل برای طرفین است. طلاق شرایطی را ایجاد می‎کند که منجر به از دست دادن حمایت اجتماعی خانواده از فرد مطلقه، کاهش نفوذ اجتماعی وی و حتی گاهی تضعیف موقعیت‏ها و فرصت‏های اجتماعی فرد می‏شود.

در برخی مواقع رفتار جامعه با زنان مطلقه به گونه‏ای است که احساس می‏کنند دیگر جایی در جامعه ندارند. فرد مطلقه نه در مقام یک مجرد است و نه در مقام یک متأهل. جامعه تعریف و جایگاه مناسبی را برای وی در نظر نمی‏گیرد و نگرش منفی نسبت به فرد مطلقه وجود دارد، گویی آنان افرادی بوده اند که از تمایلات و خواهش‏های خود پیروی کرده و از برخورد با واقعیت‏های زندگی خودداری کرده‏اند و منافع خود را بر مصالح خانواده ترجیح داده‏اند.

در واقع ارزیابی بسیار منفی جامعه از طلاق به ارزیابی منفی از شخصیت زن و شوهری که جدا شده‏اند، تعمیم داده می‏شود. مذموم بودن طلاق در جامعه و مقصر شمردن زن در طلاق، منجر به تنگی روابط اجتماعی زن مطلقه می‏شود و بدین ترتیب ارزش‏های حاکم بر جامعه بیش از مشخصات فردی بر مشکلات زنان مطلقه می‏افزاید. از سوی دیگر روحیه جامعه ایرانی به گونه‏ای است که شخصیت زن را درچارچوب خانواده می‏بیند، لذا با شکستن این کانون شخصیت و هویت خانوادگی زن دستخوش اختلال می‏شود.

سخن آخر اینکه طلاق پدیده‏ای جمعیتی است که به لحاظ کمی و کیفی بر ساخت جمعیت اثر می‏گذارد زیرا تنها واحد مشروع و اساسی تولید مثل، خانواده می‏باشد که با وقوع طلاق از هم می‏پاشد. از سوی دیگر طلاق بر کیفیت جمعیت تأثیر می‏گذارد، چون فرزندان و نسلی که از نعمت خانواده محروم هستند، به احتمال زیاد فاقد شرایط لازم در احراز شهروند مسئول خواهند بود.

طلاق اثرات اقتصادی نیز برای جامعه دربرخواهد داشت، زیرا تعادل روحی نیروی انسانی تولید و خدمات را در جامعه بر هم می‏زند و منجر به بروز اثرات سهمگین درحیات اقتصادی جامعه خواهدشد.

طلاق نماد یک مشکل ارتباطی سالم و صحیح بین افراد است، این مشکل ارتباطی در سطح کوچک(خانواده) می‏تواند در بعد وسیع‏تر(جامعه) نیز شیوع و گسترش یابد و ارتباطات انسانی را مختل نماید. هیچگاه مطالعه آسیب‏شناسی اجتماعی و انحرافات اجتماعی بدون توجه به طلاق امکان‏پذیر نیست.

وقتی بنیان نهاد خانواده دستخوش ضعف و عدم استواری می‎گردد، بنیان‏های اخلاقی و اجتماعی کل نظام اجتماعی متزلزل شده و آن جامعه به سوی جرایم گوناگون سوق داده می‏شود. طلاق می‎تواند موجب افزایش آسیب‏های اجتماعی از قبیل اعتیاد، الکلیسم و انحرافات جنسی شود، از سوی دیگر طلاق یکی از عوامل مؤثر در افزایش نرخ خودکشی می‏باشد و نکته آخر اینکه طلاق در یک جامعه به مثابه تزلزل و عدم ثبات جامعه است که می‏تواند منجر به کم بها شدن خانواده و ارزش‏های خانوادگی در آن جامعه شود.



حقوق مالی زن پس از طلاق



حق ارث‏ زن از دارایى شوهر را نمي‌‏توان جزء حقوق مالى زن پس از طلاق به شمار آورد، بلکه زن در صورتى از دارایى شوهر ارث مي‌‏برد که او فوت کرده‏ باشد و در صورتى که نکاح بر اثر طلاق منحل شده و فوت شوهر پس از آن به وقوع‏ پیوسته باشد.

طلاق
به گزارش خبرنگار حقوقي‌قضايي باشگاه خبرنگاران، به موجب قانون مدنى، حقوق مالى زن پس از طلاق در پنج مورد خلاصه مي‌شود، اما قانون حمایت خانواده مصوب 1353 حق دیگرى را با عنوان «مقررى ماهانه» به آن مي‌افزاید، این حق درباره شوهر نیز مصداق‏ دارد، اما شروطى که قانون براى استحقاق آن در نظر مي‌گیرد در کنار شرایط موجود جامعه، عملا بهره‌مندى از آن را در زنان منحصر مي‌‏کند.

با این‏ حال این حق قانونى در عمل به بوته فراموشى سپرده مي‌‏شود تا اینکه‏ قانون‌گذار براى پر کردن خلأهاى ناشى از آن در قانون اصلاح مقررات‏ مربوط به طلاق (1371) اجرة‌‌المثل و بخشش اجبارى را نیز به حقوق‏ مالى اضافه مي‌‏کند. البته به نظر مي‌‏رسد که این اقدام قانون‌گذار به معنى‏ نسخ مواد قانونى مربوط به مقررى ماهانه نبوده است.
 
قانون مدنى روابط مالى زن و شوهر را در سه مبحث نفقه، مهر و ارث تنظیم کرده‏ است، نفقه مختص ایام زوجیت و پیش از انحلال نکاح است، اما در مواردى‏ استثنائى، پس از انحلال نکاح نیز زن حق دریافت نفقه را از شوهر خود دارد؛ از جمله‏ در عده طلاق رجعى‏ 1 و نیز در طلاق بائن در صورتى که باردار باشد، در مورد اخیر زن تا زمان وضع حمل حق گرفتن نفقه را خواهد داشت(ماده 1109).
 
مهر نیز هرچند از زمان وقوع عقد بر ذمه مرد قرار مي‌‏گیرد و زن بلافاصله حق‏ مطالبه آن‏ را دارد اما وصول آن معمولا پس از فوت همسر و یا بروز اختلاف بین زن‏ و شوهر یا هنگام طلاق انجام مي‌‏شود؛ چرا که امروزه مهر بیشتر به عنوان ابزارى‏ براى نشان دادن ارزش اجتماعى زن و ضمانت اجرایى در مقابل رفتار نامتعارف‏ شوهر تلقى مي‌‏شود.

ارث نیز تنها در صورت فوت هر یک از زوجین، به همسر دیگر تعلق مي‌گیرد، مقررات قانون مدنى در خصوص ارث زوجین از یکدیگر همچون‏ اکثر قواعد بر مبناى نظر مشهور فقهاى امامیه تدوین شده است. بدین‏سان حق ارث‏ زن از دارایى شوهر را نمي‌‏توان جزء حقوق مالى زن پس از طلاق به شمار آورد؛ زن در صورتى از دارایى شوهر ارث مي‌‏برد که او فوت کرده‏ باشد و در صورتى که نکاح بر اثر طلاق منحل شده و فوت شوهر پس از آن به وقوع‏ پیوسته باشد.

 زن حقى از دارایى شوهر نخواهد داشت، جز در دو مورد خاص:
 
مورد اول موضوع ماده 943 قانون مدنى است که طلاق رجعى بوده و شوهر پیش از انقضاى عده فوت کرده باشد، البته با توجه به اینکه مطلقه رجعیه در حکم‏ زوجه است، این مورد استثناى واقعى نخواهد بود.
 
مورد دوم نیز موضوع ماده 944 قانون مدنى است که مقرر مي‌‏دارد «اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد، زوجه از او ارث مي‌‏برد، اگرچه طلاق بائن باشد، مشروط بر اینکه زن شوهر نکرده باشد».
 
مورد اول موضوع ماده 943 قانون مدنى است که طلاق، رجعى بوده و شوهر پیش از انقضاى عده، فوت کرده باشد، البته با توجه به اینکه مطلقه رجعیه در حکم‏ زوجه است، این مورد استثناى واقعى نخواهد بود .
 
بنابراین حقوق مالى زن پس از طلاق در یکى از موارد ذیل جاى مي‌‏گیرد:
 
1-حق‏ گرفتن نفقه در عده طلاق رجعى.
 
2-حق گرفتن نفقه در طلاق بائن، مشروط به اینکه‏ زن حامله باشد تا زمان وضع حمل‏.
 
3-حق وصول مهر، مشروط بر اینکه پیش از طلاق آن‏ را وصول نکرده‏ یا آن‏ را نبخشیده‏ باشد.
 
4-حق ارث از دارایى شوهر، در صورتى که فوت شوهر در عده طلاق رجعى واقع شده باشد.
 
5-حق ارث از دارایى‏ شوهر در فرضى که صیغه طلاق در حالت مرض شوهر جارى شده باشد و شوهر ظرف یک سال از تاریخ طلاق، به همان مرض مرده باشد مشروط به اینکه زن در این‏ مدت شوهر نکرده باشد.
 
ثابت نبودن میزان مقررى ماهانه
 
مقررى ماهانه در قانون حمایت خانواده متناسب با وضع و سن طرفین و مدت‏ زناشویى است و میزان آن برحسب اشخاص و وضع آنان تغییر مي‌کند، حکم‏ مربوط به میزان مقررى نیز پس از صدور حکم ثابت نمى‏‌ماند و دادگاه مي‌‏تواند این‏ میزان را کاهش داده یا حتى حکم به قطع آن دهد.
 
کاهش مقررى در صورتى اتفاق مي‌‏افتد که درآمد محکوم له (درخواست‏‌کننده‏ نیازمند) افزایش پیدا کند و نیاز و وابستگى او به دریافت مقررى کمتر شود و یا بر عکس درآمد محکوم علیه(همسر مقصر و در عین حال مستطیع) به گونه‌اى کاهش‏ پیدا کند که نتواند همچون گذشته مقررى را پرداخت کند.

همچنین مقررى ماهانه به حکم دادگاه ممکن است قطع شود، مقررى ماهانه هنگامى قطع م‏ي‌شود که‏ محکوم‌له ازدواج کند یا درآمد کافى کسب کند به طورى که دیگر نیازى به مقررى‏ نداشته باشد. بعضى از استادان حقوق مدنى معتقدند در موردى که حکم به پرداخت‏ مقررى به سود بیمار یا مجنون صادر شده باشد، بهبود و سلامت بیمار یا مجنون نیز موجب قطع مقررى خواهد شد.

بدین ترتیب اگر شوهرى زن بیمار و درمانده خود را طلاق دهد، سلامت بیمار موجب قطع مقررى مي‌‏شود هرچند که زن نادار و شوهر ثروتمند باشد، زیرا در نظر قانون‌گذار، کسى که خواستار جدا شدن از همسر بیمار یا دیوانه خود شود، از نظر حقوقى مرتکب تقصیر نشده است و مقررى فقط به لحاظ وضع خاص همسر او مقرر مي‌‏شود.
 
فوت محکوم‌له نیز باعث قطع مقررى خواهد شد. قانون‌گذار در ماده 11 فوت‏ محکوم‌‌‌له را از موجبات قطع مقررى ماهانه دانسته، اما از فوت محکوم‌علیه سخنى‏ به میان نیاورده است.

برخى از استادان‏ حقوق مدنى با استناد به شخصى بودن مقررى، فوت محکوم علیه را موجب قطع آن‏ دانسته‌اند و در تأیید آن به ملاک ماده 11 استناد کرده‏‌اند، اما به نظر بعضى دیگر، فوت محکوم‌علیه باعث قطع مقررى نیست، زیرا قطع یا کاهش مقررى امرى‏ استثنائى است که باید در حدود نص اجرا شود و نباید به کمک قیاس آن‏را توسعه‏ داد.
 
مورد دوم نیز موضوع ماده 944 قانون مدنى است که مقرر مي‌‏دارد «اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد، زوجه از او ارث مي‌‏برد، اگرچه طلاق بائن باشد، مشروط بر اینکه زن شوهر نکرده باشد»
 
مبنا و ماهیت حقوقى مقررى ماهانه
 
برخى از صاحب‌نظران گفته‌اند «این‏گونه مقررى ممکن است یک نوع نفقه یا خسارت یا ترکیبى از این دو تلقى شود، مى‌‏توان گفت با توجه به شرایطى که قانون‏ براى مقررى مذکور در نظر گرفته است مقررى مزبور یک نوع نفقه است، زیرا هم در مورد طلاق مبتنى بر جنون یا مرض صعب‌العلاج یکى از زوجین، اگر این مقررى‏ جنبه جبران خسارت داشت فقط طرف مقصر در طلاق باید محکوم به پرداخت آن مي‌‏شد.

به علاوه خسارت اصولا متناسب با زیانى است که وارد شده درحالى ‏که‏ مقررى یاد شده متناسب با وضع و سن طرفین و مدت زناشویى است، پس مي‌‏توان‏ گفت که مقررى یاد شده نوعى نفقه است، نفقه‌‏اى که نه تابع احکام نفقه زوجه است و نه مشمول نفقه اقارب، این مقررى نوع خاص و جدیدى از نفقه است که قواعد ویژه‌اى بر آن حکومت مي‌کند».

 مقررى ماهانه با هیچ یک از اصول شناخته شده و مرسوم‏ در حقوق ما تناسبى ندارد، نفقه نیست، چراكه در زمانى حکم به پرداخت آن صادر مي‌‏شود که رابطه زناشویى از بین رفته است. همچنین برخلاف نفقه که فقط مرد ملزم بدان مي‌‏شود در مقررى ماهانه ممکن است زن هم محکوم به پرداخت آن شود، با قواعد مسئولیت مدنى نیز سازگار نیست، زیرا به تناسب وضع و سن طرفین و مدت زناشویى تعیین مي‌‏شود و تابع وضع طرفین است.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان



مردان می توانند نفقه ندهند؟


درجامعه ای که ریاست خانواده بر عهده ی مرد است قانون گذار او را موظف به تامین معاش خانواده میداند وتکلیف شوهر به دادن نفقه از توابع ریاست او برخانواده است اما در برخی موارد هم به مرد اجازه داده شده که از پرداخت نفقه خودداری کند.
به گزارش مشرق به نقل اتبیان، طبق ماده ی ۱۱۰۷ قانون مدنی ایران نفقه عبارتست از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و هر آنچه که به صورت عادت یا احتیاج لازمه زندگی وی باشد . البته قانون میزان دقیقی برای نفقه مشخص نکرده بلکه نفقه را بر مبنای نیاز های متعارف و متناسب با وضعیت زن و منطبق با عرف زمان و مکان زندگی زوجین دانسته است.

در قانون مدنی و کیفری در پرداخت نفقه بسیار تاکید شده است اما با توجه به این تاکیدها در برخی موارد هم به مرد اجازه داده شده که از پرداخت نفقه خودداری کند وصریح ترین ماده ی قانون مدنی برای ندادن نفقه به زن ماده ی ۱۱۰۸ ق.م است که هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.

این ماده به تمکین زوجه اشاره کرده است و باتوجه به این ماده می توان گفت که به مجرد عقد زوجه مستحق نفقه نخواهد بود بلکه برای استحقاق نفقه تمکین کامل زوجه شرط است. اما تمکین به چه معناست؟ و در چه شرایط نفقه به زن تعلق نمی گیرد؟

در اصطلاح عرفی و حقوقی تمکین عبارت است از برآوردن تمام نیازهای شوهر و اجابت کردن خواسته های شرعی او بنابراین یکی از موارد تمکین ، رابطه ی زناشویی است که زن باید در این مورد به جزموارد بیماری و خلاف شئون اخلاقی و مغایر با سلامت و روح زن از همسر خود تمکین کند.

یکی از موارد دیکر تمکین اقامت در خانه ی شوهر است که همانطور که گفته شد به مجرد عقد ، زوجه مستحق نفقه نخواهد بود بلکه برای استحقاق نفقه تمکین کامل زوجه شرط است مگر اینکه در ضمن عقد شرطی غیر از آن شده باشد که زن در خانه ی دیگری زندگی کند و نفقه دریافت کند.

همچنین زنی که بدون دلیل و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتی اگر در خانه ی خویشان نزدیک مثل پدر اقامت داشته باشد مرد می تواند از پرداخت نفقه امتناع کند.

زنی که بدون دلیل موجه از تمکین خودداری و ناشزه یعنی نافرمان باشد در اینصورت مرد علاوه براینکه می تواند از دادن نفقه امتناع کند میتواند زن را طلاق و زن دیگری را اختیار کند.

آیا در عقد منقطع(موقت)زوجه حق انفاق دارد؟

در عقد منقطع شوهر ملزم به پرداخت نفقه نیست مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی برآن جاری شده باشد.

آیا زنی که مطلقه است مستحق نفقه می باشد؟

براساس ماده ی ۱۱۰۹ ق.م : نفقه ی مطلقه ی رجعیه در زمان عده برعهده ی شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

نفقه ی زنی که در ایام عده ی وفات به سر می برد چگونه است؟

براساس ماده ی ۱۱۱۰ ق.م : زنی که شوهرش فوت کند در زمان عده نفقه ندارد مگر اینکه زن از شوهر آبستن باشد که مرد باید نفقه ی او را در زمان عده بدهد و مرد اگر نفقه ی زن را نپردازد دینی است برعهده ی مرد و باید قضا کند این ماده ای است که در سال۱۳۸۱ اصلاح شد و براساس آن زن پس از مرگ شوهرش نفقه دریافت می کند و این نفقه در صورتی که مردخودش دارایی داشته باشد از دارایی خودش و در غیر اینصورت از اموال اقارب که پرداخت نفقه بر عهده ی آنهاست تامین خواهد شد.

نفقه حق زن است و قانون ایران در این باره به شدت سختگیری کرده چرا که در صورت عدم پرداخت نفقه ممکن است که زن دچار عسر و حرج شود و به فساد گرفتار شود لذا براساس ماده ی ۱۱۱۱ ق.م زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به محکمه رجوع کندو هم شکایت کیفری و هم دادخواست حقوقی ارائه کند که در اینصورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم می کند و طبق قانون اگر در صورت شکایت زن مرد همچنان از دادن نفقه خودداری کرد زن می تواند تقاضای طلاق کند و دادگاه شوهر را مجبور به طلاق دادن زن می کند .

شكایت كیفری

زن در یك برگ عادی شكایت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه میدهد. در این صورت به شكایت وی خیلی سریع رسیدگی می شود و مرد ملزم و محكوم به پرداخت نفقه خواهد شد. در این صورت اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری كند، به زندان اعزام می گردد. البته لازم به ذكر است كه نفقه مربوط به زمان حال از طریق كیفری قابل مطالبه و نفقه مربوط به گذشته با ارائه دادخواست حقوقی قابل پرداخت است.

ماده ۶۴۲-هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم می نماید.

دادخواست حقوقی مطالبه نفقه

چنانچه زنی بخواهد نفقه ایام گذشته خود را طلب كند، فقط با ارائه دادخواست حقوقی می تواند آن را دریافت نماید.

نحوه ارائه دادخواست حقوقی

زوجه پس از خرید دو نسخه دادخواست، می بایست خود را در آنها قید كند. و چون دعوای نفقه مالی است به میزان مبلغ مورد مطالبه تمبر الصاق و آن را به دادگاه خانواده تقدیم نماید. وی می تواند در دادخواست خود هزینه دادرسی را نیز مطالبه كند. در صورت عدم توانایی مرد به پرداخت نفقه و یا اینكه به هیچ طریق نتوان مرد را مجبور به پرداخت نفقه گردد زن می تواند دادخواست طلاق تنظیم نماید.



ازدواج های امروزی چه آسیبی دارند

خانواده ایرانی این روزها درگیر معضلات زیادی است. از افزایش سن ازدواج و تمایل به تجردگرایی گرفته تا لذت جویی و تنوع طلبی، پیمان شکنی، نارضایتی از زندگی زناشویی، طلاق های عاطفی و آمار بسیار بالای طلاق. مشکلاتی که در پس زمینه تمام آنها تکنولوژی زدگی در دنیای مدرن جا خوش کرده است.


مادیگرایی و سن بالای  ازدواج

در حالی كه سن  ازدواجدر سال 1354 حدود 25 سالگی بود، پس از چند دهه افزایش (بجز سال 1365)‌ در سال‌های اخیر برای پسران به 28 و دختران به 24 رسیده است. البته آمارهای متفاوتی در این باره ارائه می‌شود و طبق اعلام مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 است. این اعداد و ارقام هر چه كه باشد، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر می‌دهد كه بالطبع از جنبه‌های مختلف و به صورت پردامنه به آسیب‌زایی در جامعه عرف‌پسند و هنجارطلب ما می‌پردازد.

 

تغییر و دگرگونی ارزش‌‌ها یكی دیگر از عوامل مۆثر در تأخیر ازدواج جوانان است؛ به طوری‌كه مصرف‌گرایی، تجمل‌گرایی، افزایش توقعات و تشریفات  ازدواج رشد بی‌پایه میزان مهریه و تأثیر آن بر منزلت اجتماعی، سست شدن بنیادهای مذهبی و عدم اطمینان به آینده شغلی در تأخیر  ازدواج جوانان تأثیر‌گذار است.

 

ردپای تکنولوژی

افزایش زندگی مجردی، افزایش خانواده های بدون فرزند، تغییر در برنامه های تحصیلی و کاهش مددکاری و حمایت اجتماعی، از آثار منفی تکنولوژی به شمار می روند. هر چند که تکنولوژی آثار مثبتی هم دارد. اما نه تا وقتی که تعامل خانواده را بهم بزند و در خدمت سبک زندگی خانواده قرار نگیرد.

 

به همین دلیل است که گفته می شود در ازدواج، موانع فرهنگی مهم تر از موانع اقتصادی است. موانع فرهنگی عمیق تر و اساسی تر از سایر موانع است. افزایش سطح توقعات مادی و غیرمادی فرد و خانواده، آداب و رسوم غلط و دست و پاگیر، گرایش پسران جوان برای احراز موقعیت های بالای اقتصادی پیش از  ازدواج گرایش دختران جوان برای احراز موقعیت هایی مانند مردان و توجه به اشتغال در خارج از خانه، بی بند و باری در رابطه دختران و پسران، رعایت ترتیب در ازدواج دختران، تغییر معیارهای همسرگزینی و فاصله گرفتن از شکل سنتی آن و نداشتن خواستگار مناست از مهم ترین موانع فرهنگی به شمار می روند.

 

سبک اشتباه همسرگزینی

از سوی دیگر، بسیاری از آسیب ها ریشه در سبک همسرگزینی دارد. نرخ بالای طلاق در سه ساله اول زندگی نشان می دهد که ملاک انتخاب همسر درست نیست و نمی تواند تضمین کننده زندگی زناشویی باشد.

 

آموزه های غرب در خصوص اصل برابری و تساوی میان زنان و مردان در خانواده، در عمل نتوانسته است مردان را ملزم به قبول مسئولیت های برابر با زنان کند، بلکه در عمل منجر شده است به اینکه زنان بدون آنکه در قبال همسر خود از حقوق برخوردار باشند، صرفاً در بر عهده گرفتن مسئولیت ها، شریک و چه بسا یکه تاز باشند. این در حالی است که در نظام حقوقی اسلام، علاوه بر اینکه حقوق و تکالیف هر یک از والدین در قبال یکدیگر و در قبال فرزند مشخص است، بلکه در صورت بروز طلاق و جدایی نیز با وضع قوانین معین، از هرگونه خلط حقوق و مسئولیت های والدین جلوگیری به عمل آمده و تکالیف معینی را برای پدر معین نموده است.

منبع:مهرخانه-نیک صالحی

 

 



معیار ازدواج موفق

معیار ازدواج موفق

آیا جزو افرادی هستید که تصمیم به ازدواج دارید یا اینکه در حال حاضر متاهلید و از دنیای تجرد خداحافظی کرده‌اید؟ هیچ فرقی نمی‌کند چرا که داشتن یک ازدواج موفق برای مجردها و تبدیل آن به یک زندگی موفق برای متاهل‌ها از اهمیت زیادی برخوردار است و آینده افراد را رقم می‌زند….

مصاحبه  با دکتر پروین ناظمی مشاور خانواده

حتما شما هم شنیده‌اید که می‌گویند ازدواج مانند یک هندوانه سربسته است. هر چقدر هم در خرید یک هندوانه تخصص داشته باشید باز هم درصدی امکان دارد اشتباه کنید و به جای یک هندوانه قرمز و سالم و شیرین، هندوانه‌ای سفید و بی‌مزه نصیب‌تان شود. به عبارت دیگر، هر چقدر هم قبل از ازدواج، محتاط باشید و همه جوانب را بسنجید باز هم معلوم نیست نتیجه آن ازدواج موفقی باشد. اما دکتر پروین ناظمی، روان‌شناس و مشاور خانواده این نظریه را تایید نمی‌کند و معیارهای یک ازدواج موفق را پلی برای داشتن یک زندگی موفق می‌داند. آنچه می‌خوانید گفت‌وگوی ما با خانم دکتر ناظمی درباره معیارهای یک ازدواج موفق و باورهای غلط پیرامون آن است.

از ازدواج موفق چه تعریفی دارید؟

ازدواج موفق به یک انتخاب صحیح و با تدبیر برمی‌گردد. متاسفانه بسیاری از افراد ازدواج را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند و بر این باورند ازدواج موفق، ازدواجی است که مشکلات دوران تجرد را از بین ببرد. به عنوان نمونه تامین نیازهای مادی و جسمانی، برخورداری از موقعیت اجتماعی بهتر، فرار از مشکلات خانوادگی دوران مجردی، داشتن یک همسر زیبا برای خودنمایی، فرار از تنهایی و مسایلی از این قبیل را ملاک اصلی ازدواج قرار می‌دهند و چه بسیار ازدواج‌هایی که به دلیل این باورهای نادرست به طلاق منجر شده است.

بنابراین یک انتخاب موفق باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

مهم‌ترین نکته برای داشتن یک ازدواج موفق این است که شناخت مقدم بر عشق باشد. به عبارت دیگر، یک انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل می‌گیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود می‌آید. متاسفانه این روزها دخترها و پسرها اول عشق را تجربه می‌کنند و بر پایه آن می‌خواهند به شناخت برسند و این در حالی است که این عشق ظاهری چشم آنها را روی حقایق و عیب‌های طرف مقابل می‌بندد و در مدت کوتاهی پس از آغاز زندگی مشترک‌شان به این نتیجه می‌رسند که عشق برای خوشبخت شدن کافی نیست و ادامه زندگی برایشان غیرممکن می‌شود. البته این‌طور نیست که مشکلات پیش آمده قبل از ازدواج و در دوران دوستی و نامزدی وجود نداشته بلکه دوست داشتن‌های بدون شناخت و دلبستگی‌های احساسی مانع شده تا طرفین واقع‌بین باشند و عیب‌های طرف مقابل خود را ببینند و اگر هم دیده‌اند از آن چشم‌پوشی کرده‌اند؛ به این امید که بعد ازدواج بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

برای رسیدن به این شناخت، چه پیش‌شرط‌هایی لازم است؟

مهم‌ترین قدم، ‌رسیدن به خودآگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاط‌ضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزش‌های زندگی‌اش را مشخص کند و با شناسایی ملاک‌های یک انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند. ما معتقدیم فردی می‌تواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل ۵ گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانده باشد. البته نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایده‌آل‌های ما نزدیک باشد اما هیچ صددرصدی وجود ندارد. در کنار این موضوع داشتن شرایط روانی مناسب، تطابق فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی، داشتن شخصیتی سالم و باثبات و درک متقابل تفاوت‌های میان زن و مرد از جمله پیش‌شرط‌های یک انتخاب مناسب است که می‌تواند به یک شناخت مناسب برسد، رنگ عشق به خود بگیرد و یک ازدواج موفق را رقم بزند. در عین حال ما باید مطمئن شویم که طرف مقابل ما در کنار یک همسر خوب بودن، می‌تواند یک مادر یا پدر خوب هم باشد.

آیا این ممکن است که یک ازدواج موفق به یک زندگی مشترک ناموفق ختم شود؟

این موضوع بستگی دارد که ازدواج موفق از دیدگاه طرفین چه تعریفی داشته و چگونه شکل گرفته است. اغلب ازدواج‌های مبتنی بر عشق و بدون شناخت کافی از طرف مقابل شاید در اوایل، یک ازدواج موفق باشد اما همان‌طور که گفتم داشتن یک زندگی موفق را تضمین نمی‌کند و بحث‌ها و بگومگوها و دعواها مدت کوتاهی پس از ازدواج آغاز می‌شود. از طرفی یک ازدواج موفق زمانی به یک زندگی موفق ختم می‌شود که زن و شوهر مهارت حل مساله و همدلی را بیاموزند و در زندگی مشترک آنها را به کار بگیرند. ببینید، ما باید یاد بگیریم به مسایل از دیدگاه فرد مقابل نگاه کنیم، به احساسات و خواسته‌های طرف مقابل احترام بگذاریم، زمانی که عصبانی هستیم روی خواسته‌هایمان پافشاری نکنیم، با بروز کوچک‌ترین مشکلی یک گفت‌وگوی منطقی داشته باشیم، به جای شنیدن، مهارت گوش کردن را یاد بگیریم و در زندگی مشترک‌مان گذشت کنیم و مسایل جزیی و پیش پاافتاده را به جنجال و کشمکش تبدیل نکنیم.

بسیاری از افراد بر این باورند در طول زندگی مشترک عشق جای خود را به عادت می‌دهد. آیا این عادت در تعریف زندگی موفق جایگاهی دارد؟

زن و شوهر باید هر چند وقت یکبار گردوخاک زندگی مشترک را بگیرند و با ایجاد تنوع، نگذارند عشق به عادت صرف تبدیل شود. البته عادتی که توأم با عشق باشد نشانه‌ای از یک زندگی مشترک موفق است و نمی‌توان از آن خرده گرفت و اصلا اجتناب‌ناپذیر است. توصیه من به همه زوج‌ها این است که مثلا سالی ۲ هفته از هم دور شوند تا با یک تیر دو نشان بزنند. به این معنا که هم میزان عشق و دلبستگی طرف مقابل را بسنجند و هم مانع شوند تا عشق آنها به یک عادت صرف تبدیل شود. البته نباید فراموش کنیم که پایه یک ازدواج موفق شناخت و پایه یک زندگی موفق عشق، اعتماد، گذشت و صداقت است. درواقع یک زوج موفق خواسته‌ها و انتظارات خود را به صراحت می‌گویند، استقلال و فردیت خود را در طول زندگی مشترک حفظ می‌کنند و به حریم خصوصی طرف مقابل احترام می‌گذارند، روش‌های حل اختلاف را می‌آموزند و به کار می‌گیرند و برای حفظ رابطه تلاش می‌کنند و نمی‌گذارند عادت جایگزین عشق آنها شود.

حالا اگر بنا به دلایلی به این نتیجه رسیدیم که ازدواج ناموفقی داشته‌ایم یا اینکه دیگر زندگی مشترک موفقی نداریم. در این شرایط مراجعه به یک مشاور خانواده می‌تواند راهگشا باشد؟

این موضوع بستگی به افراد دارد. زوج‌های موفق قبل از مراجعه به مشاور و بررسی مشکلات پیش آمده، به دادگاه نمی‌روند تا سند طلاق را امضا کنند بلکه می‌کوشند تا مشکلات را به بهترین شکل ممکن حل کنند. البته مشاور به شرطی کمک‌کننده است که طرفین خودشان بخواهند بحران را حل کنند و به تکنیک‌های توصیه‌شده به خوبی عمل کنند. متاسفانه در کشور ما زن و شوهر زمانی به مشاور خانواده مراجعه می‌کنند که به بن‌بست رسیده‌اند و به مشاور نیاز دارند تا حکم طلاق آنها را تایید کند. در این شرایط کاری از دست بهترین و خبره‌ترین مشاور هم برنمی‌آید اما اگر زن و شوهر نه برای خراب کردن رابطه بلکه برای حفظ آن به مراکز مشاوره مراجعه کنند قطعا نتیجه خواهند گرفت و می‌توانند ازدواج و زندگی موفقی داشته باشند.

منبع:زیبـــا شــو

 

 



ازدواج با افرادی که ازدواج مجدد دارند

ازدواج
ازدواج با افرادی که شما ازدواج مجدد انها محسوب خواهید شد
 

به هیچ عنوان گذشته ای که شما در ان وجود نداشتید را به عنوان یک ابزار برای فرار از ناکامی ها و نقاط ضعف خود به این رابطه راه ندهید . گذشته همسرتان را به دید منفی نگاه نکنید و سر کوفت نزنید .

 
● پذیرفتن گذشته

 نباید آنرا پنهان کنید و یا از آن فرار نمایید. بهر حال این موضوع به سراغ شما خواهد امد پس انرا تسویه کنید بی توجهی به غم و غصه های همسرتان هیچ چیز را تغییر نخواهد داد. اگر به احساسات او بی توجهی کنید، شاید غم از دست دادن رابطه یا همسر اولش تا ابد همراهش باقی بماند. بی توجهی و سرسری گرفتن مسائل فقط بهبود طرف مقابل را به تعویق می اندازد. بهتر است به او اجازه دهید تا با شما صحبت کند و بگوید که در کجای سفر غم انگیز خود قرار دارد. به هیچ عنوان گذشته ای که شما در ان وجود نداشتید را به عنوان یک ابزار برای فرار از ناکامی ها و نقاط ضعف خود به این رابطه راه ندهید . گذشته همسرتان را به دید منفی نگاه نکنید و سر کوفت نزنید .یک رابطه زمانی موفق است که هر دو طرف به راحتی بتوانند حرف های دلشان را به یکدیگر بزنند و به سادگی با هم ارتباط برقرار کنند.بدون ترس و مزاحمت به همین سادگی

 

● قبول کنید که در زندگی شما ۳ قلب وجود دارد

 

پذیرفتن این مطلب که نیمی از قلب همسرتان متعلق به گذشته است ، کمی دشوار است. اما در زندگی با فردی که همسر خود را از دست داده، یا رابطه ای را نا تمام رها کرده " این دقیقاً هنری است که شما حتماً باید آنرا بلد باشید. در عین حال باید بدانید که دوست داشتن او نسبت به رابطه اول جای خود را دارد و این امر به نوبه خود قابل احترام است و ربطی به رابطه دو نفره شما ندارد.زمان انرا به شما هدیه خواهد داد و نگران این نیمه نباشید .

 

● اجازه ندهید بی توجهی به اشیا و مایملک مرحومه شما را در مسیر نادرست قرار دهد.

 

اگر احساس می کنید که همسرتان شما را به اندازه همسر اولش دوست نمی دارد، بنابراین باید سعی کنید که وسایل شخصی همسر اول از قبیل قاب عکس و ... را از درون خانه جمع آوری نمایید. بسیاری از مشکلات با رسیدگی به وسایل خانگی حل خواهند شد و مطمئن باشید که با انجام این کار حیرت زده خواهید شد.

 

در نظر داشته باشید که همه انسان ها خاطراتی در گذشته دارند که برایشان از ارزش و اهمیت بسیار بالایی برخوردار بوده و دوست دارند که آنها را تا آخر عمر خود زنده نگه دارند. به احساسات طرف مقابل احترام بگذارید و از طریق بحث متقابل، بر سر نگه داشتن وسایل شخصی همسر اولش به نتیجه برسید.


در گذشته زندگی نکیند و اجازه ندهید افکار منفی گذشته به ناامنی های شما دامن بزنند

 

آیا فرد قبلی از شما زیباتر، جذاب تر، و بامزه تر بوده؟ آیا او آشپز، عاشق، دوست و شریک بهتری بوده؟ مقایسه خوب است و یک امر کاملاً طبیعی قلمداد می شود، اما اگر این کار به درستی انجام نشود، آنوقت مانند یک سد محکم جلوی رشد رابطه شما را می گیرد. همسرتان به این دلیل با شما ازدواج نکرده که شما نسخه دوم همسر اولش بوده اید. او به خوبی می داند که شما منحصر بفرد هستید و همین عامل نیز باعث شده که به شما علاقمند شود و پیشنهاد ازدواجش را با شما در میان بگذارد. او اصلاً به این قضیه که شما تا چه حد به همسر اولش شباهت دارید و یا تفاوت دارید فکر نمی کند. باید قبول کنید که شما و همسر اول او دو انسان کاملاً مجزا هستید، و هر دو شامل خصوصیات منحصر بفرد اخلاقی خود می باشید. شاید تمام مقایسه های اشتباهی که شما در ذهن دارید، دقایقاً همان ها دلیل اصلی جذب همسرتان به شما بوده باشند!

 

● در مورد خاطرات غم برانگیز مهربان و رئوف باشید

 

شما هر چقدر که به همسرتان عشق بدهید، باز هم این مسئله باعث نمی شود که او خاطرات روابط اول را فراموش کند. البته به مرور زمان همه چیز حالت عادی پیدا میکند و همسرتان به جایی خواهد رسید که ناراحتی هایش به شادی تبدیل شود؛ اما هیچ گاه نباید تصور کنید که خاطرات و ... بدون غم و اندوه خواهد بود.

 

شاید همسرتان دوست نداشته باشد که در مورد غم و اندوهی که در این روزها احساس می کند، چیزی به شما بگوید. تحت این شرایط او احساس می کند که اگر با شما در مورد این مسائل صحبت کند، شما ناراحت می شوید و احساساتتان آسیب می بینند. در این مواقع باید اختیار بیشتری به او بدهید و به او بقبولانید که می توانید به درستی درکش کنید.

 

به او بگویید که از ارزش این خاطرات آگاه هستید و تمایل دارید که او احساساتش را با شما در میان بگذارد. حتی می توانید پیشنهاد کنید که اگر او بخواهد می توانید او را همراهی کنید. از نظر روان شناسی این کار کمک بزرگی به بهبود و ارتقای رابطه می کند چراکه به هر دوی شما اجازه می دهد تا درونی ترین احساسات خود را با هم در میان بگذارید. او را تحت فشار قرار ندهید و از او باز جوئی نکنید برای باز گو کردن این خاطرات فهرست وار بشنوید و با او هم دلی کنید

 

● با ملایمت و همکاری متقابل، حد و مرز تعیین کنید

 

ازدواج با فردی که همسر خود را از دست داده نباید تماماً حول محور روابط او بچرخد. در این میان احساسات شما نیز مهم هستند، شما استحقاق این را دارید که مورد احترام قرار بگیرید.

 

بسیاری از افراد زمانیکه همسرانشان می گویند: " همسر اولم" ناراحت می شوند. اگر این مسئله باعث ایجاد ناراحتی در شما می شود، باید به آرامی در مورد آن با همسر خود صحبت کنید و او را متوجه کنید که همسر دومش نیر نیازها و احتیاجاتی دارد که باید مرتفع گردند.

 

مطالعه و تحقیق کنید تا مطالبی در مورد مراحل مختلف غم و اندوه و پی آمدهای آنها بدست آورید

 

تا زمانیکه شما بخواهید با همسر خود ازدواج رسمی کنید، به طور حتم بخش وسیعی از غم و اندوه او به پایان رسیده است. البته باید توجه داشت که بخشی از غم و ندوه در وجود افراد باقی می ماند که با کمی صبر و حوصله و همچنین به مرور زمان از بین می رود. اگر شما با همسرتان "یکی" باشید آنوقت باید هر چیزی که می توانید در مورد غم و غصه او یاد بگیرید و به تریج آنرا حل نمایید.

 

از کمک گرفتن از دیگران ترسی به خود راه ندهید چرا که با این کار متوجه می شوید بسیاری از ناامیدی هایتان بی پایه و اساس هستند.

 

نمی دانید دیگران چه کمکی می توانند به شما بکنند. شاید فرد مورد نظر همسایه، دوستی در کلاس یوگا، و یا مادر دوست شما باشد. شاید اینگونه حرف ها را با اقوام و فامیل مطرح نکنید و ترجیح بدهید با یک دوست پیرامون مشکلات خانوادگی خود صحبت کنید. هیچ اشکالی ندارد. کمکی که دوستان در این زمینه می توانند به شما بکنند واقعاً تحسین برانگیز است.

بسیاری از این افرادی که شما با آنها احساس راحتی می کنید و حرف دلتان را به آنها می زنید کسانی هستند که احساست مشابه شما دارند و در دنیا احساس تنهایی می کنند. به این طریق هم شما می توانید همصحبت خوبی برای او باشید و هم او می تواند با همفکری و همدلی شما را در مسیر درست قرار دهد.

 

● در لحظه زندگی کنید و برای آینده ارزش قائل باشید

 

هر روزی که زندگی می کنید و هر نفسی که می کشید نعمتی است که از سوی خداوند به شما هدیه داده شده است. با غنیمت شمردن لحظات خود، شاکر خدا باشید. با همسر خود خاطره های جدید خلق کنید که منحصر به خودتان باشند و هیچ ارتباطی به زندگی گذشته همسرتان نداشته باشند.

 

برنامه سفر به جاهای دیدنی را بریزید و به مناطقی بروید که هیچ یک از شما قبلاً از آنجا دیدن نکرده باشد. روزهای خاصی را برای خود معین کنید و جشن بگیرید. دکوراسیون داخلی خانه را تغییر دهید، و یا حتی خانه را عوض کرده و به یک خانه جدید نقل مکان کنید و با هم آنرا از نو آماده زندگی کردن کنید.

 

زندگی معلم است پس سعی کنید دانش آموز خوبی باشید. به خاطر داشته باشید که هیچ گاه نمی توانید اتفاقی که در گذشته افتاده است را تغییر دهید، اما می توانید خود را با یاد آن سازگار سازید و به رشد و تعالی دست پیدا کنید... و بنابراین می توانید با فردی که تجربه ی ازدواج و رابطه را داشته و انرا از دست داده ازدواج کنید.

 

البته این یه نظر شخصی می تونه باشه و هیچ دلیلی نداره که شما اون رو مردود اعلام کنید یا اینکه قبول داشته باشید ولی کسانیکه شما فرد دوم برای ازدواجشان هستید راحت تر شما را درک میکنند تا کسانیکه اولین تجربه شان شما هستید .

منبع:سلامت نیوز-بیتوته

 

 



5سوال مهم در خواستگاری

خواستگاری و گفتگوهای بعد از آن
خواستگاری
 
خواستگاری و گفتگوهای بعد از آن، یكی از تعیین كننده ترین و مهم ترین جلسات قبل از ازدواج و عروسی است. این جلسات در واقع یك فرصت است كه می‌توانید از آن بهترین استفاده را بكنید. اما بسیاری از افراد دقیقا نمی‌دانند كه چگونه از این جلسات گفتگو و آشنایی قبل از ازدواج، بهترین بهره برداری را بكنند.

هنوز هم دیده می‌شود كه سوالات خواستگاری محدود می‌شود به مسایل كوچكی مثل: رنگ مورد علاقه، موسیقی مورد علاقه و... در اینجا سعی كرده‌ایم 5 سوال اساسی و مهم را كه می‌تواند نقش تعیین كننده ای در شناخت دو طرف از یكدیگر داشته باشد مطرح كنیم. اگر شما هم یك جلسه خواستگاری و آشنایی قبل از ازدواج در پیش دارید، این مطلب می‌تواند كمك زیادی به شما بكند.

1 - قبل از هرچیز، شباهت‌ها و تفاوت‌های فرهنگی خانواده‌های دو طرف را در نظر بگیرید

فراموش نكنید كه ازدواج یعنی پیوند دو خانواده و چه بسا دو خاندان. اولین شرط موفق بودن این پیوند این است كه زبان، فرهنگ و آداب و رسوم دو خانواده به یكدیگر نزدیك باشد. تصور كنید خانواده شما با خانواده همسر آینده تان در یك مهمانی دور هم جمع باشند. آیا حرفی برای گفتن دارند؟ یا اینكه حتی زبان یكدیگر را هم نمی‌دانند؟ تشابه فرهنگی دو خانواده هرچقدر بیشتر باشد، می‌تواند تضمین بیشتری بر پایداری آن ازدواج باشد. برعكس این موضوع هم صادق است. هرچقدر تفاوت‌های فرهنگی دو طرف بیشتر باشد، می‌تواند باعث ایجاد اختلافات بیشتری شود.

2 - درباره جهان بینی طرف مقابل سوال كنید

تفسیر شما و همسر آینده شما از زندگی چیست؟ منظورم تعریف كلان شما از زندگی است. این موضوع بسیار مهمی است. نگاه شما و كسی كه قصد ازدواج با او را دارید، به زندگی، باید حداكثر هماهنگی را داشته باشد. فرض كنید تعریف شما از زندگی این است: زندگی موهبتی است كه نصیب انسان شده و می‌بایست حداكثر استفاده را از آن بكنید و تعریف طرف مقابل شما این است: زندگی مسیری سراسر درد و رنج است كه در انتهای آن عفریت مرگ به انتظار انسان نشسته است! به نظر شما ازدواج و تشكیل زندگی مشترك با چنین شخصی برای شما ممكن است؟ در باره نگاه مثبت یا منفی شخص مقابل به اطراف سوال كنید. سعی كنید سوالاتی را مطرح كنید كه روحیات طرف مقابل را بهتر بشناسید. شما كه نمی‌خواهید تا آخر عمر با یك فرد پوچ گرا و افسرده سر و كله بزنید!

3 - درباره باورها و اعتقادات مذهبی یكدیگر صحبت كنید

از نظر اعتقادی و مذهبی یكدیگر را ارزیابی كنید. نباید شما و همسر‌ آینده تان از نظر مذهبی تفاوت‌های آشكار و فاحش با هم داشته باشید. این موضوع باعث ایجاد اختلافات جدی در زندگی مشترك شما خواهد شد. خیلی از افرادی كه از كنار این مسئله به سادگی عبور كرده اند، در آینده با مشكلات جدی مواجه شده اند. فراموش نكنید كه اطلاعات قبلی و به اصطلاح شناخت دورادور كافی نیست، حتما باید در این باره با هم حرف بزنید و بحث كنید.

4 - درباره اهداف یكدیگر در زندگی بحث كنید

اهداف میان مدت و بلند مدت دو نفر كه قصد ازدواج با یكدیگر را دارند معیار بسیار مهمی در تصمیم گیری است. هدف شما و همسرآینده شما از ازدواج چیست؟ آیا ازدواج را راهی برای تكامل می‌دانید؟ یا ازدواج می‌كنید كه به اهداف مالی خود برسید؟ این دو نگاه بسیار با هم متفاوت است. اهداف بلند مدت شما در زندگی و انتظاراتتان از زندگی چیست؟ تمام اینها اگر تفاوت فاحش با یكدیگر داشته باشند، بعد از ازدواج می‌توانند باعث ایجاد اختلافات جدی بین شما شوند. می‌توانید با طرح سوالاتی كه از طرف مقابل می‌كنید، به طور غیر مستقیم اهداف بلند مدت او را بسنجید.اجازه بدهید یك مثال بزنم: فرض كنید یكی از اهداف مهم طرف مقابل شما، مهاجرت به یك كشور دیگر و زندگی كردن در آنجا باشد.

شاید اكنون برای آن برنامه جدی نداشته باشد. اما همواره به صورت یك هدف به آن فكر می‌كند. در حالی كه شما قصد دارید در كشور زادگاه خود بمانید و زندگی كنید. اگر از قبل در باره این موضع اطلاع داشته باشید شاید تصمیم شما برای ازدواج با این فرد تغییر كند.

5 - درباره علایق و سرگرمی‌های یكدیگر بپرسید

زندگی شما پر از اوقات فراغت و زمان‌های خالی است كه قرار است آن را با یك نفر دیگر شریك شوید. بنابراین بسیار مهم است نظر شما دونفر در باره نحوه گذراندن اوقات فراغت، سبك مسافرت، تفریح و.... به هم نزدیك باشد. شاید در نگاه اول این موضوع چندان مهم نباشد، اما همین مسئله كوچك باعث ایجاد اختلافات زیادی در زندگی زناشویی می‌شود. می‌توانید با طرح چند سوال ساده و یا تعریف كردن چند خاطره از علایق و سلایق طرف مقابل در باره تفریحات و سرگرمی هایش مطلع شوید.

نكات بسیار زیاد دیگری هم هستند كه به شما كمك می‌كنند كه شناخت دقیق تری از یكدیگر به دست بیاورید. در اینجا تلاش كردیم كه مهم ترین نكات را یادآوری كنیم. اكنون شما به خوبی می‌دانید كه چه سوالاتی را در جلسه خواستگاری و آشنایی پیش از ازدواج مطرح كنید تا به شما و طرف مقابلتان در شناخت بهتر از یكدیگر كمك كند.

برگرفته از عروس سایت-بیتوته



نگاهي به پيامدهاي ازدواج

 مقدمهپیامد ازدواج

ازدواج مقوله اي فرهنگي و اجتماعي است كه به رغم ثبات زيادي كه همواره بر نفس آن حاكم بوده، بسيار تحت تأثير شرايط حاكم بر جامعه جديد قرار گرفته است. 

بنابراين، ايجاد تحول در آن با توجه به شرايط و مقتضيات زمان، امري ضروري و اجتناب ناپذير است. آنچه ازدواج را در جهان معاصر متفاوت از گذشته ساخته، دامنه تحولات در ازدواج است كه در نتيجه تغييرات بسيار در ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي اتفاق افتاده است. ترديدي وجود ندارد كه ساختارهاي اجتماعي جديد، شرايط و ضرورت هاي جديدي را براي ازدواج رقم زده و موجب بروز تمايز آشكاري ميان شيوه ها و ساختارهاي ازدواج در جامعه سنتي و جديد شده است.

نگرش و ديدگاه نسبت به ازدواج به عنوان يك « واقعيت اجتماعي »، تحت تأثير فرهنگ و نقش و موقعيتي است كه در آن به سر مي بريم. طبق بينش جامعه شناختي، « واقعيت هرگز به ما نمي گويد كه چيست، بلكه انسان ها بايد واقعيت را آن گونه كه هست، تفسير كنند و آن تفسير با فرهنگي كه ما براي راهنمايي خود به كار مي بريم، آغاز مي شود. هرچند فرهنگ نيز به نوبه خود از گروه هاي ما و از جامعه ما ناشي مي شود » (شارون، 1379: 139)

بنابراين، ديدگاه فرد نسبت به ازدواج تابع فرهنگي است كه به آن تعلق دارد، همچنين ملهم از موضع و جايگاه فرد در جامعه است. به عبارت ديگر، برخي باورهاي فرد، ناشي از تأثير فرهنگ و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، مانند مرد يا زن بودن. 

براي مثال، واقعيتي به نام زن بودن به مفهوم « انديشيدن مانند يك زن » است، يعني اعتقاد به اينكه عاطفه، حيا، صبر، بردباري، گذشت، خانه داري، بچه داري و مادري، كنش هاي ضروري زندگي خوب و رضايتبخش است. مرد بودن نيز به مفهوم « انديشيدن مانند يك مرد » است، يعني باور داشتن به اينكه نان آوري، سرپرست خانواده، احساسي نبودن، تلاش براي كسب معاش و اعتبار اجتماعي، لازمه ي يك زندگي خوب و سعادتمندانه است.

حفظ دين، پذيرش عبادت انسان و تكوين مودت و رحمت است و ازدواج كه ايده اي داراي پشتوانه ديني و اسلامي است مي تواند در جلوگيري از سردرگمي و اغتشاشات روحي افراد جامعه مؤثر باشد كه البته عدم فرهنگ سازي نهادهاي ذي ربط در جهت ترويج ازدواج آسان مشكلات فراروي تحقق اين ايده مي باشد. 

بنابراين، در اين پژوهش در نظر است به سؤالات زير پاسخ داده شود:

- پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي ناشي از ازدواج كدامند؟

- جهت كاهش پيامدهاي منفي فرهنگي و اجتماعي و افزايش نقاط مثبت ازدواج چه راهكارهايي را مي توان ارائه داد؟

 

1- مفهوم ازدواج

ازدواج، در عرف و شرع، پيمان زناشويي است كه بر اساس آن، براي مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقي و حقوقي پديد مي آيد كه سرپيچي از آنها، عقوبت و كيفر در پي خواهد داشت. 

در هر آييني، ازدواج با قوانين و مقررات ويژه اي صورت مي گيرد و اسلام به آداب و رسوم ديگر اقوام احترام گذاشته است: « لكل قوم نكاح »

از پيمان زناشويي در قرآن به « نكاح » نيز تعبير شده و به دو معنا به كار رفته است: نياز روح به كانون آرامش، و برآوردن نيازهاي جنسي كه البته معناي اول با اهميت تر از معناي دوم است. 

همسر شايسته در پيشامدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند.

 

2- اهداف و آثار ازدواج

حكمت ها و آثار مهمي بر ازدواج ترتب دارد و قرآن در آياتي به آنها پرداخته است. در برخي موارد، هرچند زن و مرد با يكديگر زندگي مي كنند، اهدافي كه بايد در زندگي آنان حاكم باشد، از ميان مي رود و دو طرف بدون آنكه بهره اي از زندگي مشترك ببرند، با يكديگر زندگي مي كنند. 

برخي گفته اند: هرجا نشانه هاي الفت و حكمت هاي زوجيت چه در دنيا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجيت را به كار برده است (روم: 21، فرقان: 74، زخرف: 70، بقره: 25، يس: 56) و هرگاه جاي اين نشانه ها و حكمت ها را بغض و خيانت يا تفاوت عقيده زن و مرد با يكديگر پر مي كند، قرآن از كلمه « امرأه » استفاده كرده است ( يوسف: 30، تحريم: 10 و 11)

همچنين آنجا كه حكمت زوجيت ( بقاي نسل انسان ) از ميان برداشته مي شود، باز قرآن واژه « امرأه » را به كار برده است ( ذاريات: 25، مريم: 4، آل عمران: 40 )

بدين سبب، هنگامي كه اين حكمت سربر مي آورد و ثمره زوجيت به بار مي نشيند، باز قرآن تعبير را عوض كرده و كلمه « زوج » را به كار مي برد. 

در آيه 40 سوره آل عمران، زكريا به خدا خطاب مي كند كه همسرم نازا است: « وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ »؛ ولي وقتي دعاي او اجابت مي شود، قرآن مي فرمايد: « وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ »

 

2-1- حفظ انساب

ازدواج و رعايت مقررات آن، نسب را حفظ مي كند. در اسلام، حفظ نسب، پايه احكام و حقوق فراواني است. بعضي از احكام فقهي، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر يا بر شناخت نسبت هاي فاميلي ديگر، مبتني است. 

تبعيت فرزند از پدر و مادر در كفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگي و حريت، ربا بين پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضد پدر، وجوب قضاي نمازهاي ميت بر پسر بزرگ تر، مسائل ارث، ولايت پدر و جد، حقوق طرفيني مانند حق حضانت و نفقات، عقوق والدين و اطاعت از آنها و مسائل اخلاقي مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقيقه فرزند و مسائل فراوان ديگر، بر حفظ انساب متوقف است و از اينجا به اهميت ازدواج و مراعات حدود آن مي توان پي برد. حفظ نسب، حكمت عده زن بين دو ازدواج شمرده شده است. 

انتظار زن براي ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدت چهارماه و ده روز ( بقره: 234 )، عده زن به مدت سه دوره پاكي پس از طلاق ( بقره: 228 ) و انتظار زن باردار براي ازدواج مجدد تا هنگام وضع حمل ( طلاق: 4 )، همه اين مقررات گوياي اهميت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار ( نساء: 24 )، و حرمت زنا ( اسراء: 32 ) نيز بر پايه حكمت حفظ نسب قرار داده شده است.

 

2-2- برخورداري از سكون و آرامش

نياز روح به كانون آرامش، با اهميت تر از نياز جنسي است. همسر شايسته در پيشامدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند: « وَمِن آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُمْ أَزْواجًا لِّتَسْكُنوا إِلَيْهَا ... » ( روم: 21 )، « وَجَعَلَ مِنها زَوجَها لِيَسكُنَ إِلَيها ... ». برخي مفسران، مقصود از لباس را در آيه 187 بقره، سكون و آرامش دانسته اند؛ همان گونه كه خدا شب را لباس ( مايه آرامش و سكون ) دانسته: « وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لباسًا » ( نبأ: 10)

و « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » (بقره: 187) به سكون و آرامشي كه با همسر حاصل مي شود، نيز اشاره دارد. يكي از بناهاي پر اهميت اجتماع، ازدواج و تشكيل خانواده است. در اين واحد اوليه اجتماعي، سنگ بناي تعليم و تربيت نهاده مي شود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تكامل مي رسد.

 

2-3- حفظ نوع بشر

طبق بيان قرآن، ازدواج وسيله اي براي توليد و بقاي نسل در انسان و حيوان است: « جَعلَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزْواجًا و منَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فيه» (شوري، 11) گرچه جمله « َيذْرَؤُكُمْ فيهِ » تكثير نسل انسان را بيان داشته است، در اين جهت، ميان انسان، چهارپايان و گياهان فرقي نيست. 

در جاي ديگري مي فرمايد: پروردگار، شما را از « نفس واحدي » آفريد و جفتش را نيز از او خلق كرد، و از آن دو، مردان و زنان بسياري را پراكنده ساخت: « ... وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِساء ... » (نساء: 1). در آيه 72 سوره نحل مي فرمايد: از همسرانتان براي شما فرزندان و نوه ها قرار داد، « وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً »

قرآن، بقاي نسل انسان و اجتماع مدني را به ازدواج منوط مي داند و روي آوردن به زنا و لواط را نابودكننده راه بقاي نسل مي شمارد: « وَلا تَقرَبواْ الزِّنى إِنَّهُ كَانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبيلا » ( اسراء: 32 )، « أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبيل » (عنكبوت: 29)؛ زيرا با رواج راه هاي نامشروع، رغبت به نكاح كم مي شود؛ جاذبه اش از بين رفته و فقط بار تأمين مسكن و نفقه و به دنيا آوردن اولاد و تربيت آنان، باقي مي ماند. در نتيجه، آسان ترين راه هاي اشباع غرايز كه از راه نامشروع است، رايج مي شود و هدف بقاي نسل، رنگ مي بازد.

 

2-4- داشتن فرزندان صالح

يكي از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن مي باشد، و پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود؛ زيرا اصل توليد و تكثير، از راه هاي غيرمشروع نيز ممكن است، ولي در سايه ازدواج، نسلي داراي اصل و نسب پديد مي آيد.

قرآن در آياتي، فرزند را زينت زندگي دنيا شمرده كه بيان گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر و فرزند است: « الْمالُ وَالْبَنونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا » (كهف: 46). داشتن فرزند به صورت ثمره ازدواج، با تعبيرهاي گوناگوني در قرآن آمده است. در آيه 223 سوره بقره از اينكه مي گويد: « نِسآؤُكُم حَرْثٌ لَّكُم فَأْتُواْ حَرثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم... »

يادآور مي شود كه بكوشيد از اين فرصت بهره گيريد و با پرورش فرزندان صالح و شايسته كه به حال دين و دنياي شما مفيد باشد، اثر نيكي براي خود از پيش بفرستيد؛ «... وَقَدِمُواْ لأَنفُسِكُم ... » 

در آيه 187 سوره بقره پس از آنكه از آميزش با همسر سخن به ميان آمده است، مي فرمايد: «... وَابْتَغواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُم»، كه به نظر بسياري مقصود، طلب فرزند است. 

در موارد متعددي از قرآن، خداوند براي داشتن فرزند صالح، خوانده شده است. در آيه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل مي كند كه عرضه مي دارند؛ اگر فرزند صالح نصيبشان شود، شكرگزار خواهند بود: « دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِن الشَّاكِرِين ... » 

در چند جا، درخواست حضرت زكريا (عليه السلام)، مطرح شده است كه از خداوند، فرزندي كه لياقت جانشيني او را داشته « ... فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا » (مريم: 5)، و مورد رضايت پروردگار باشد؛ « وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضيًّا »‌ (همان: 6) را خواسته است. در سوره آل عمران، پس از بيان شايستگي هاي مريم (عليها السلام)، او پروردگارش را مي خواند: خداوندا از طرف خود، فرزند پاكيزه اي نيز به من عطا فرما: « ... هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء »

 

2-5- مودت و رحمت

از ديگر آثار ازدواج، مودت و رحمت است: « وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ... » (روم: 21) آنچه در آغاز زندگي مشترك بين زن و شوهر، يگانگي برقرار مي كند و اثر آن در مقام عمل ظاهر مي شود، مودت است؛ ولي پس از گذشت زمان و رسيدن دوران ضعف و ناتواني، رحمت جاي مودت را پر مي كند. 

رحمت و مودت به تعبير قرآن، دو نشانه الهي و ضامن پايداري بناي زندگي و تداوم وحدت است. البته رحمت در همان آغاز زندگي نيز در زندگي نقش دارد. گاهي زحمات و خدمات بلاعوض و ايثارگرانه بدون هيچ گونه چشم داشتي حتي گاهي با برخورد سرد از طرف مقابل، از انسان سرمي زند. 

در اينجا براي حفظ نظام خانواده از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن برشمرده شده، و پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود.

 

2-6- ارضاي غريزه جنسي

غريزه جنسي، نيرويي است كه در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسيله اي مُجاز براي اطفاي نيروي شهوت و پاسخي به اين غريزه خدادادي است:« وَالَّذِينَ هُمْ لِفُروجِهِم حافِظُون إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيرُ مَلُومين » (مؤمنون: 5-6)

در حديث آمده است: ميان لذت هاي مادي و جسماني در دنيا و آخرت، هيچ كدام به پايه لذت زناشويي نمي رسد؛ سپس امام به آيه 14 سوره آل عمران استشهاد مي كند كه در ميان شهوات گوناگون علاقه به زن را مقدم داشته است: « زُيِّنَ للنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساء وَالْبَنينَ وَالْقَناطِيرِ الْمُقَنطَرةِ ...» 

در آيه 187 بقره مي فرمايد: خداوند مي دانست كه شما به خود خيانت مي كرديد و آميزش با همسر را كه ممنوع شده بود، انجام مي داديد؛ بدين سبب، ممنوعيت برداشته شد: « ... عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ ... »

اين آيه، به نياز غريزي جنسي اشاره دارد كه به رغم ممنوعيت شرعي، مردم به سوي آن كشيده مي شوند. البته اين امر نمي تواند انگيزه اصلي و هدف نهايي ازدواج باشد؛ زيرا غريزه جنسي در زن و مرد، دوره محدودي دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط اين جهت باشد، بايد زوجين هنگام ناتواني جنسي، يكديگر را رها كنند يا زن و مردي كه توانايي جنسي خويش را از دست داده اند، هيچ گاه پيمان زناشويي نبندند.

 

2-7- بازداشتن از گناه

يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. با اشباع غريزه جنسي در زن و مرد، زمينه گناهان شهوت انگيز از ميان مي رود. اينكه در قرآن از كسي كه ازدواج كرده، به « مُحصن و محصنه » تعبير شده: « فَإِذَا أُحْصِنَّ » (نساء: 25)، به جهت اين است كه زن و مرد، با ازدواج در حِصن (سنگر) مستحكمي قرار مي گيرند و خود را حفظ مي كنند تا وسوسه هاي شهواني در آنان اثر نگذارد. 

ازدواج، زمينه گناهان ديگر را نيز از بين مي برد؛ زيرا پذيرفتن مسئوليت تأمين و تربيت اولاد، انسان را به استفاده بهينه از عمر وامي دارد و براي گناه و معاشرت هاي گمراه كننده جايي باقي نمي ماند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « من تزوج فقد احرز نصف دينه » ( بحارالانوار، ج100: 219 )؛ با ازدواج، نيمي از دين صيانت مي شود. 

در روايتي ديگر آمده است: بدترين مردم، كساني هستندكه در تجرد به سر مي برند. در تفسير آيه 187 سوره بقره؛ « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » برخي گفته اند: آن گونه كه انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسيب هاي جلدي، محافظت مي شود، زن و مرد، با ازدواج، يكديگر را از گناه حفظ مي كنند. 

در آيه 28 سوره نساء، حكمت تشريع ازدواج اين گونه بيان شده است: « يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ ... »؛ زيرا پيروي از شهوات و در دام گناه افتادن، براي انسان، وزانت و سنگيني مي آورد و تشريع ازدواج و فراهم شدن امكان آن براي كسي كه نمي تواند با زنان آزاد ازدواج كند، از فساد و گناه جلوگيري مي كند و انسان از عواقب آن در امان مي ماند و اين نوعي توسعه براي انسان شمرده مي شود.

 

2-8- توسعه رزق

نگراني از تنگدستي، يكي از بهانه هايي است كه براي گريز از ازدواج، مطرح مي شود. قرآن، اين گونه به انسان اميدواري مي دهد: از فقر و تنگ دستي جوانان و مجردان نگران نباشيد و در ازدواج آنها بكوشيد، چراكه اگر فقير باشند، خداوند از فضل خويش، آنان را بي نياز مي سازد: « وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ... » (نور: 32) برخي گفته اند: مفاد اين آيه، وعده خداوند به غنا و بي نيازي براي كساني است كه تشكيل خانواده دهند. 

رواياتي نيز اين معنا را تأييد مي كند. يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. در حديثي، امام صادق (عليه السلام) ترك ازدواج به سبب ترس از گرسنگي را سوء ظن به پروردگار دانسته است؛ زيرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگراني در اين زمينه، جز بدگماني به خدا نيست. 

با توجه به اينكه افرادي در جامعه، پس از ازدواج، نه تنها ثروتمند نمي شوند، بلكه بر فقرشان افزوده مي شود و اگر اين آيه، متضمن وعده خداوند باشد، خلف وعده لازم مي آيد و خلف وعده قبيح است. گروهي بر آنند كه براي وعده در اين آيه بايد معلق بر مشيت الهي در تقدير گرفته شود؛ يعني پس از ازدواج، اگر خدا بخواهد، آنان را بي نياز مي كند، چنانكه در آيه 28 سوره توبه، براي وعده الهي به غنا و بي نيازي به مشيت خدا تصريح شده است: « وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء ... » اشكال شده است: همان طور كه غنا و بي نيازي متأهلان، به مشيت منوط است، غنا و بي نيازي مجردها و كساني كه همسر ندارند ( بلكه هر پديده اي ) نيز به مشيت توقف دارد. پس اين چه وعده اي است كه خدا، براي ازدواج داده است؛ زيرا همان گونه كه متأهل ها، بر اثر مشيت الهي، به دو گونه فقير و غني تقسيم مي شوند، مجردها نيز چنين هستند و اتفاقاً اين وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: « وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ » (نساء: 130)

اگر وضعيتي پيش آيد كه زن و شوهر نتوانند با هم زندگي كنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بي نياز خواهد كرد. پاسخ اشكال آن است كه بسياري از مردم خيال مي كنند، ازدواج و فراواني عائله، سبب فقر و تجرد، سبب پس انداز و ثروت مي شود. 

آيه درصدد آن است كه اين توهم را از دل ها بزدايد و غفلت از رزاق حقيقي را بردارد و به ما بفهماند كه گاه، بركت و فراواني، در مال انسان ( با وجود عائله مند بودن ) ايجاد مي شود و گاهي هم انسان (در عين كم عائله بودن و مجرد زيستن) هرچه مي كوشد، در معيشت او پيشرفتي حاصل نمي شود، افزون بر آنكه پذيرفتن مسئله تأمين زن و فرزند، در او مسئوليت پديد مي آورد. 

بنابراين، آيه « إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ » (نور: 32) بيان مي دارد كه گاهي با ازدواج، فقر از زندگي رخت برمي بندد، نه آنكه هميشه با ازدواج، فقر برطرف مي شود وگرنه اين آيه با آيه « وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا » تناقض مي يافت ( همان: 33 )

فخر رازي معتقد است كه آيه « إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ » در مقام وعده الهي نيست؛ بلكه مفاد آيه، آن است كه نبايد ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زيرا مال فناپذير است و آنچه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است كه بايد در پي آن بود كه از انباشتن ثروت بهتر است: « قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ » ( يونس: 58 )

 

3- ازدواج و اهميت آن در اسلام

 

در فرهنگ معين « ازدواج رابطه اي حقوقي است كه براي هميشه يا مدتي معين، به وسيله عقد مخصوص بين زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مي دهد كه از يكديگر تمتع جنسي ببرند » ( معين، 1382 ) 

در تعريفي ديگر « ازدواج و زندگي زناشويي يك پديده طبيعي قراردادي است » (مطهري، 1357) 

همچنين برخي ازدواج را فرايندي از كنش متقابل بين مرد و زن؛ برخوردي دراماتيك بين فرهنگ (قواعد اجتماعي) و طبيعت (كشش جنسي) و پيوندي دائمي ميان دو جنس مخالف ميدانند كه در چهارچوب رسمي و قانوني مجاز به برقراري مناسبات جنسي مي شوند. (رضوي و ديگران، 1381: 8 )

در تعريفي ديگر، ازدواج به عنوان نهاد و كانون اجتماعي ملهم از سه منبع قانون، عقايد اجتماعي و اعتقادات مذهبي بوده و مبتني بر شش نكته است:

1- ازدواج يك انتخاب شخصي آزاد است كه بر پايه عشق استوار مي شود؛

2- بلوغ و استقلال، نياز مسلم براي اقدام به ازدواج است؛

3- ازدواج، ارتباطي بين دو جنس مخالف است؛

4- در يك زندگي مشترك، مرد سرپرست بوده و تأمين معاش و محافظت از خانواده را برعهده دارد؛

5- وفاداري جنسي و تك همسري، انتظارات يك ازدواج مي باشند؛

6- ازدواج به طور طبيعي با تولد فرزندان همراه است. 

 

غير از آيات فراواني كه مسلمانان را در هر وضعيتي به همسرگزيني و ازدواج فرا مي خوانند، روايات بسياري نيز بر اين پيوند تأكيد دارند، تا آنجا كه امام صادق (عليه السلام) ترك ازدواج را از بيم فقر، سوء ظن به خداوند بزرگ مي خواند (كليني، ج5: 3)

امر ازدواج، به قدري از ديدگاه يگانه معبود هستي اهميت دارد كه در سوره نور آيه 32 فرموده: مردان و زنان بي همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكار را، اگر فقير و تنگ دست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بي نياز مي سازد، خداوند گشايش دهنده و آگاه است. 

در آيه اي ديگر خداوند فرموده: از نشانه هاي خداوند اين است كه آفريد براي شما از جنس خودتان زوج هايي كه به وسيله آنها آرام گيريد.

آري، خداوند رسيدن مشروع زن و مرد را به يكديگر، از نشانه هاي خود معرفي كرده و آن را براي هر دو نفر موجب آرامش دانسته است. آرامش و فروكش شدن موج طبيعي غريزه در انسان جز از طريق مشروع ميسر نيست و اين طريق مشروع ازدواج است و پاسخي است به نداي فطرت. 

تعاليم اسلام نيز بر نكات فوق در ازدواج تأكيد دارد. اسلام ازدواج را قراردادي با شرايط ويژه مي داند و نسبت به ملل و اديان ديگر، براي مسلمانان در ازدواج شرايط بيشتري مقرر كرده است، هرچند ازدواج ساير فرهنگ ها را در ظرف و قالب خود به رسميت مي شناسد (كليني، ج1: 353) 

نكته دوم، استحكام اين قرارداد است. در قرآن از ازدواج به عنوان « پيماني محكم » ياد شده است (نساء: 21) وجملاتي كه در عقد ازدواج و هم زمان با آن از سوي يك طرف گفته مي شود و طرف مقابل نيز آن را مي پذيرد، نشان از استواري اين پيوند دارد (مجلسي، ج 100: 267-269)

برخي از اين جملات از متن قرآن گرفته شده و بر اين استوار است كه زن و مرد بايد به صورت مناسب و مطلوب به زندگي مشترك خويش ادامه دهند و در صورتي كه بخواهند از هم جدا شوند بايد با احسان و نيكي به يكديگر همراه باشند (بقره: 231)

در عين حال، پيمان زناشويي محكم ترين قرارداد اجتماعي است كه مي توان آن را ناشي از دوستي شديد و رحمت متقابل بين زن و شوهر دانست كه قرآن به آن اشاره كرده است (روم: 21)

اين دوستي، قوي ترين امري است كه فرد بر آن اعتماد كرده، والدين، خواهر و برادر و همه خانواده را رها مي نمايد و راضي مي شود با فردي كه نسبت خوني با او ندارد، زندگي كند و در سختي و آسايش با او شريك باشد. از نشانه هاي مهم خداوند در خلقت انسان، جذبه روان شناختي در وجود مرد و زن است كه مي پذيرند از نزديكان جدا شوند و فرد ناآشنايي را به همسري برگزيند تا مايه آرامش يكديگر شوند و رابطه دوستانه آنها از هر رابطه ديگر عميق تر گردد.

به نظر مي رسد، زن و مرد تنها در صورت اطمينان به عمق اين رابطه و گوارا بودن زندگي مشترك، به ازدواج رضايت مي دهند. اين پيمان فطري، بسيار محكم و امري وراي ارضاي جنسي است و اطمينان زن و مرد به يكديگر بيش از اطمينان افراد در هر رابطه ديگر انساني است. اين امور باعث مي شود ازدواج به پيمان محكمي تبديل شود .

 

4- نقش ايمان و اخلاق در تحكيم بنياد خانواده

خانواده يك واحد كوچك اجتماعي است كه با پيمان ازدواج زن و مرد آغاز مي شود و با توليد و تکثير فرزندان توسعه و استحکام مي يابد. جوامع بزرگ تر نيز از همين واحدهاي کوچک تشکيل مي شوند. بشر از آغاز، زندگي خانوادگي را به عنوان بهترين نوع زندگي برگزيده و در همه زمان ها و مکان ها بدان پايبند بوده و هست.

اين نوع زندگي از امتيازات انسان محسوب مي شود و فوائد گوناگوني دربردارد، از جمله اينکه زن و مرد را از پريشاني، بي هدفي و ولگردي نجات مي دهد و به خانواده وابسته و دلگرم مي سازد، آنها در کانون گرم و با صفاي خانواده، صاحب فرزند مي شوند. پرورش فرزندان و انس با آنان يکي از بهترين لذت هاي زندگي است.

اسلام براي تحقق اهداف ازدواج و تحکيم بنياد خانواده بر دو امر تأکيد دارد: يکي ايمان و ديگري اخلاق. به کساني که قصد ازدواج دارند توصيه مي شود که دين و اخلاق همسر خود را نيز منظور بدارند. مردي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله، آمد و در امر ازدواج با او مشورت نمود، آن حضرت فرمود: « با زنان ديندار ازدواج کن تا خير فراواني نصيب تو شود » ( وسائل الشيعه، ج20: 50 )

علي بن موسي الرضا (عليه السلام) فرمود: « سودي بهتر از زن صالح و شايسته نصيب انسان نمي شود، زني که شوهرش را خشنود مي سازد و در غياب او از خود و مال شوهرش نگهداري مي کند » ( همان: 39 )

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: « اگر کسي از دختر شما خواستگاري کرد و دين و اخلاق او را پسنديديد، با او تزويج کنيد وگرنه فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود مي آيد » ( همان. 77 )

براي حسن رابطه بين زن و شوهر و بقا و استحکام بنياد خانواده و براي جلوگيري از اختلافات خانوادگي و وقوع طلاق نيز بهترين وسيله را رعايت ارزش هاي اخلاقي مي دانند و در اين رابطه توصيه هاي فراواني شده است.

اسلام، ازدواج را پيماني مقدس مي داند که ميان زن و مرد، به اعتبار اينکه دو انسان هستند، بسته مي شود و مهم ترين هدفش تأمين نيازهاي انساني و آرامش، سکون و انس زن و مرد به يکديگر است، حتي لذت جويي هاي مشروع جنسي و اشباع غريزه و توليد و پرورش فرزندان را نيز در راه تأمين هدف عالي انسان محسوب مي دارد.

قرآن کريم در اين رابطه مي گويد: « و از نشانه هاي خداست که براي شما از جنس خودتان همسراني بيافريد تا به سوي آنان آرامش بيابيد و در ميان شما محبت و دلسوزي قرار داد، همانا که در اين موضوع براي انديشمندان نشانه هايي است » (روم: 21) 

در آيه مذکور، انس و آرامش خانوادگي به عنوان ثمره ازدواج معرفي شده است و اين موضوع بسي برتر از امکان ارضاي مشروع غريزه جنسي است. در پيمان مقدس زناشويي، زن و مرد با تمام وجود به سوي همديگر جذب و متحد و يک دل مي شوند و در تمام ابعاد زندگي در خدمت يکديگر قرار مي گيرند، همچنين مأنوس و همفکر و هم راز و يک هدف مي شوند.

در آيه مذکور زندگي خانوادگي بر دو پايه نيرومند مودت و رحمت استوار شده است. يکي از پايه هاي ازدواج، مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به يکديگر است، خوبي ها و نقاط مثبت يکديگر را مورد توجه قرار مي دهند و از صميم قلب همديگر را دوست مي دارند. هر يک از آنان، ديگري را نعمتي ارزشمند از جانب خدا و وسيله انس، الفت، آرامش و دلگرمي و شريک زندگي مي شمارد و از اين نعمت بزرگ قدرداني و سپاسگزاري مي کند.

پايه ديگر ازدواج که در اين آيه بدان اشارت شده، رحمت يعني مهرباني و دلسوزي است. هرگاه يکي از زوجين به نقصان و ضعف و نيازي در همسرش مواجه شد با ديده ترحم و دلسوزي به آن مي نگرد، فکر مي کند که او يک انسان است و انسان هم بي نقص نيست، چنانکه خودش نيز بي عيب نيست. دلش به حال او مي سوزد و سعي مي کند با نرمي و مدارا و از روي مهرباني و دلسوزي نقص او را در صورت امکان برطرف سازد و در صورت عدم امکان او را با همان حال مي پذيرد و نقصانش را ناديده مي گيرد و به زندگي ادامه مي دهد. لازمه رحمت و دلسوزي اين است که چنانکه خير و صلاح خود را مي خواهد در همه حال خواسته ها و تمايلات همسرش را نيز منظور بدارد و هرچه را براي خود مي خواهد براي او نيز بخواهد و همواره به فکر تأمين سعادت، آسايش و آرامش او باشد. قرآن مجيد در اين رابطه تعبير بسيار جالبي دارد و زن و شوهر را چنين توصيف مي کند:

« زنان براي شما لباس هستند و شما نيز براي آنان لباس هستيد » ( بقره: 187 )

لباس مجموع بدن انسان را با همه کمالات و نواقص و خوبي ها و بدي ها و زيبايي ها و زشتي ها دربر مي گيرد؛ از سرما و گرما و خطرها حفظ مي کند، بر زيبايي هايش مي افزايد و عيوبش را مي پوشاند. لباس نزديک ترين اشيا نسبت به انسان است و از جمله نيازهاي اوليه به شمار مي رود. زن و شوهر نيز نسبت به يکديگر بايد همانند لباس باشند، همديگر را با همه نواقص و کمالات بپذيرند. حافظ و نگهبان و آرامش بخش يکديگر باشند، بر زيبايي هاي هم بيفزايند و عيوب يکديگر را بپوشانند، رازدار و محرم اسرار باشند.

اسلام در مورد روابط بين زن و شوهر و زندگي خانوادگي چنين مي انديشد و آن را بر چنين پايه هايي استوار ساخته است. تشکيل چنين خانواده هايي در خور انسان است و سعادت جسماني و نفساني، دنيوي و اخروي او را تأمين مي کند. اگر بنياد خانواده بر پايه هاي ايمان و محبت و دلسوزي استوار شود، کانون خانواده گرم و باصفا مي شود و از کشمکش ها و اختلافات و طلاق و فروپاشي جلوگيري مي کند.

خيرانديشان بايد در ترويج و تبليغ چنين خانواده هايي تلاش و سرمايه گذاري کنند و بدين وسيله، از تزلزل و فروپاشي بنياد خانواده جلوگيري کنند. البته تنها با حمايت هاي قانوني نمي توان بدين هدف بزرگ رسيد و بنيان خانواده را بر پايه هاي محبت و دلسوزي استوار ساخت. بهترين وسيله براي رسيدن به چنين هدفي تبليغ و دعوت مردم به رعايت ارزش هاي اخلاقي است. چنانکه اسلام همين روش را انتخاب کرده و بر رعايت اخلاق در خانواده تأکيد فراوان دارد. از باب نمونه به گوشه اي از آن اشاره مي شود:

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « کامل ترين مردم از جهت ايمان کسي است که اخلاقش خوب تر باشد، و بهترين شما کساني هستند که نسبت به همسران خود خوش رفتار باشند » ( مجلسي، ج 71: 389 )

امام سجاد (ع) فرمود: «حق همسرت اين است که بداني خداي متعال او را وسيله آرامش و انس تو قرار داده و بداني که او نعمتي است از جانب خدا براي تو، پس او را گرامي بداري و با وي مدارا کني. گرچه تو نيز بر او حقي بزرگ داري، اما بايد نسبت به او دلسوز و مهربان باشي، زيرا در اختيار تو قرار دارد. بايد خوراک و پوشاک او را تأمين کني و اشتباهات و لغزش هايش را ببخشي»(همان، ج74: 5)

حضرت موسي بن جعفر (ع) فرمود: « جهاد زن در اين است که خوب شوهرداري کند » (وسائل الشيعه، ج20: 163)

همچنين اسلام عنايت ويژه اي به اخلاق دارد و رعايت ارزش هاي اخلاقي را براي سلامت خانواده و تحکيم بنيان آن ضروري و لازم مي داند.

 

منبع: سايت راسخون ، نويسندگان:دكتر كريم حمدي ،دكتر اسماعيل كاوسي،پيمان حسن پور



عشق حقیقی چیست؟

"عـشق یـعنی صبر و شـکیبایی، یعنی مهربانی؛عشق حقیقی چیست
عشـق رنــگ حسد و مـباهات به خود نمی گیرد،
تکبر و غرور نمیشناسد، گستاخانه عمل نمیکند، به سادگی خشمگین نمی شود، و اشتباهات را بـدست فراموشی میسپارد. عشق
از بدیـها رنج میبـرد و با حقیقت شکوفـــا میشود.
مامن امنی برای ماواست، با خود امید و اطمینان
را به ارمغان می آورد و تا ابد جاودان باقی میماند،
عشق هیچ گاه مغلوب نخواهد شد."

قطعه بالا خصوصیات یک عشق حقیقی را به تصویر کشیده است. این خصوصیات در روح عشق های الهی به چشم می خورد. ما هم باید سعی کنیم تا از این تعابیر در عشق های زمینی بهره بگیریم. مشکل اساسی که امروزه بیشتر افراد با آن روبرو هستند این است که در روابط احساسی خود به هیچ وجه به دنبال یافتن ویژگی های "دوست داشتن واقعی" نیستند. در عوض همه به دنبال خصوصیات ظاهری، شهرت و ثروت طرف مقابل هستند. همانطور که می دانید این گزینه ها به هیچ وجه جزء مفروضات یک عشق حقیقی نبوده و به مرور زمان در روابط رنگ می بازند؛ به همین دلیل نباید معیار اصلی انتخاب خود را بر پایه گزینه های زودگذر استوار سازیم.

"عشق الهی با عشق زمینی متفاوت است. خداوند به دنبال چیزهایی که انسانها از روابطشان انتظار دارند نیست. مردم فقط به ظواهر امور اهمیت میدهند؛ اما خداوند به دنبال پاکی و معصومیت موجود در قلب انسانهاست."

عشق صرفاً بیان احساسات نیست و تنها در مقام عمل و در سایه اعمال از خودگذشتگی است که معنا پیدا می کند. البته بیان احساسات جزء لاینفک عشق ورزی محسوب می شود اما نمی توان بر روی آن به عنوان تنها معیار عاشقی حساب باز کرد. از خود گذشتگی حقیقی همیشه ما را به سمت عملی کردن گفته هایمان هدایت می کند و از این طریق می توانیم به عشق حقیقی دست پیدا کنیم.

"سعی کنید تا جایی که می توانید با زبان و گفته هایتان عشق نورزید بلکه با حقیقت اعمالتان دوست داشتن خود را منعکس کنید."

رابطه جنسی، عشق نیست!

ما یاد گرفته ایم که دوست داشتن و برقراری رابطه جنسی مشابه هم هستند. اما این مطلب صحت ندارد. رابطه جنسی امری است برای تکمیل ازدواج های قرادادی و تنها زمانی زیباست که پا را فراتر از حد و مزر تعیین شده آن نگذاریم، در غیر اینصورت به امری نکوهیده تبدیل می شود.

رابطه جنسی پیش از ازدواج

برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج در اکثر موارد چیزی جز رنج و ناامیدی را برای طرفین به همراه ندارد. در تمام کتابهای آسمانی به گونه ای به این مطلب اشاره شده است که وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند روح و جسم آنها یکی می شود و برقراری رابطه جنسی نیز حسن ختامی برای نمایش منتهای این پیوند و انسجام است. زمانیکه دو نفر پس از برقراری رابطه جنسی ارتباط خود را با یکدیگر قطع می کنند درست مثل این است که جسم و روحشان را از وسط به دو نیم می کنند. به همین دلیل هم هست که نوجوانان و جوانان به افرادی که بدنشان را در اختیار آنها قرار میدهند وابسته شده و نسبت به آنها ضعیف و آسیب پذیر می شوند. به راحتی میتوان دریافت که سکس پیش از ازدواج منظر صبر و شکیبایی نیست، مهربان نبوده و از شما محافظت نمی کند و خلاصه در یک کلمه اصلا عشق نیست.

تشخیص عشق حقیقی

ما تنها زمانی می توانیم معنای عشق حقیقی را در یابیم که به آن رسیده و با تمام وجود آنرا حس کرده باشیم. اگر وارد یک رابطه شویم که تمام خصوصیات عشق حقیقی را داشته باشد و خودمان نیز احساس کنیم که تا پایان عمر تمایل به ادامه ارتباط را داریم بعد تازه آن موقع است که می توانیم بگوییم حقیقتاً "عاشق" هستیم. ۳ نشانه که می تواند ما را به سمت چنین احساسی راهنمایی کند به قرار زیر است:

ما باید…

۱) رفتارمان مطابق با فرامین الهی باشد.

۲) کاملا با خودمان صادق باشیم.

۳) توانایی درک تعهدی که با عشق به میان می آید را داشته باشیم.

منبع:mardoman



آنچه نفقه تلقی می شود


آنچه نفقه تلقی می شود

نفقه

عبا رتی که در قانون موارد نفقه را مطرح می کند ، همان عبارتی است که در شرع بیان شده و در کتب فقهی نیز ذکر شده است ، ولی اینکه میزان آن باید به چه صورتی باشد اختلافاتی موجود است. از نظر بعضی باید به وضعیت مالی شوهر توجه شود . به نظر گروهی دیگر باید به نیاز وخواسته زن از شوهر توجه کرد و توجه به وضعیت مالی شوهر ملاک نیست . ( مرد می خواست این زن را نگیرد! حالا که با او ازدواج کرده است باید هر چه خواست بی کم وکاست برای او فراهم کند !) ولی نظر سوم که به صواب نزدیکتر است این است که باید به عرف مراجعه کرد و متناسب با شخصیت زن در بین هم طبقه وهم شآنش توجه کرد.

در ماده 1107 قانون مدنی آمده است که « نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد وخادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج به او به واسطۀ مرض یا نقصان اعضا ء »

آنچه که در این ماده ذکر شده به عنوان نفقه ای است که به زن تعلق می گیرد که موارد ذکر شده در این ماده حصری نبوده و به صورت تمثیلی است و نیز مقدار و نحوۀ پرداخت نفقه از سوی شوهر و با در نظر گرفتن جایگاه زن در میان هم نوعانش متفاوت است .

در این قسمت سعی خواهیم کرد تا با توجه به اهمیّت موارد نفقه و به دلیل اختلافاتی که در مورد آنها پیش می آید ، موارد بالا را بررسی و آنچه به عنوان نفقه زن در زمان حاضر مطرح است را مورد توجه قرار دهیم.

1_مسکن

مسکن از جمله موارد نفقه محسوب می شود که دارای شرایط گوناگونی است و باید مشخص نمود چه مسکنی مد نظر است و آیا هر مسکنی را شامل می شود و یا فرق دارد که چه مسکنی و در چه قسمتی از شهر و یا با چه نمایی باشد . و یا اینک نوع و مکان منزل را چه کسی باید تعیین کند .

این گونه سوِؤالات زمانی به وجود می آید که زن هم کف مرد نیست ، مثلاً زن لیسانسیه ولی مرد دیپلم دارد ، یا زن از اشراف و مرد از فقراست و مرد مسکنی را برای زن ، با توجه به حقوق کارگری و یا کارمندی تهیه کرده است که این خانه از نظر زن مورد تایید نیست چون او صرفاً دارای مدرک کارشناسی است و یا از اشراف است و اگر دوستانش وی را در چنین منزلی ببیند مایع افت کلاس خواهد بود.

برای بررسی وضع مسکن ، اول باید دید که این مسکن را چه کسی باید تهیه کند تا موارد دیگر نیز روشن شود.

با توجه به ماده 1107 قانون مدنی ، که مسکن را در زمره دیون مرد قرار داده است پس قاعدتاً تعیین مسکن و نوع مسکن نیز بر عهدۀ مرد است . عرف نیز بر این مطلب صحه می گذارد که تهیۀ مسکن به عهدۀ مرد است در نتیجه باید با توجه به توانایی خود وشأن همسرش مسکن مناسب را تهیه کند و زن ملزم به زندگی در آن است .

تا اینجا روشن شد که وظیفه مرد است که مسکن را تعیین کند ، پس مسکن در کجا واقع شده باشد نیز بسته به نظر مرد و شأن زن است . اما باید این نکته را مد نظر قرار داد که در بعضی مواقع این اختیار از مرد سلب می شود . مواردی که در ذیل ذکر گردیده ، عمدۀ دلایلی است که این حق از مرد سلب می شود.

1_ در ضمن عقد شرط شده باشد که حق انتخاب مسکن با زن باشد.

2_ در صورتی که زندگی با شوهر باعث ایجاد ضرب وجرح زوجه شود .

3_ ماندن زن در خانه مشترک برای زن ضرر مالی داشته باشد . مثلاً شوهر معتاد و برای تهیۀ مواد ، زیور آلات زن را بفروشد.

4_هرگاه ماندن در منزل ، برای زن خوف و ضرر شرافتی داشته باشد .مانند اینکه شوهر بخواهد از او استفاده نامشروع کند و یا در آن خانه مردان مجرد نیز زندگی کنند.

اگر دادگاه تشخیص دهد که یکی از موارد با لا وجود دارد می تواند حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را ندهد . (ماده 1115 قانون مدنی) و تا موقعی که چنین وضعیتی موجود است در منزل دیگری جدای از شوهر سکونت کند و مرد نیز باید نفقه او را پرداخت کند . البته در مورد اوّل جدایی زن از شوهر مفهومی ندارد و زن و شوهر با هم زندگی می کنند و نوع مسکن هم به دلخواه زن است چون طی شرطی ضمن عقد نکاح این اجازه از سوی شوهر به او داده شده است و مرد ملزم به پذیرش آن است.

در موارد دیگر مادامی که دادرسی بین زوجین ادامه دارد و منجر به صدور حکم نشده است محل سکنای زن با توافق طرفین تعیین می گردد و اگر توافق کنند زن در نزد بستگانش زندگی می کند و اگر توافق نکنند با اطلاع از نظر بستگان دادگاه محل سکونت زن را تعیین می کند ، و اگر بستتگانی نداشته باشد دادگاه خود محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد تا زوجه در آنجا زندگی نماید.20 ولی به هر حال مرد هم که مسکن تهیه می کند باید متعارف در امثال آن زن در آن شهر باشد.

2_البسه و وسایل خواب

در مورد لباس زن باید گفت که لباس زن باید با توجه به عرف در مورد جایگاه زن در بین اطرافیانش تعیین و در اختیار او قرار داده شود یعنی اینکه اگر فرضاً زن در روستایی زندگی می کند که زنها ی آن منطقه لباس محلی می پوشند مرد موظف است آن گونه لباس را برای او تهیه کند و اگر زن در شهری زندگی می کند و براساس جایگاه ، او جزء اشراف محسوب می شود ، باید مثل اشراف لباس داشته باشد و تهیه آن با مرد است.

نوع لباس زن با تغییر فصل نیز طبق لباس پوشیدن زنان آن منطقه تغییر می کند مثلاً در سرما ممکن است پالتو نیز اضافه شود که البته اضافه بر اینها جزء نفقه محسوب نمی شود و بنابر آنچه در لمعه شهید ثانی آمده است بیشتر جنبه زینتی دارد ولی پرداخت این اضافه از سوی مرد مصداق عمل به آیه شریفه « و عاشرو هن بالمعروف » است.

وسایل خواب زن نیز به گونه ای با البسه او رابطه دارد و باید برای زن تهیه شود . معمول است که برای خوابیدن از لحاف ودشک استفاده می کنند که البته با رواج یافتن شهرنشینی و لوکس گرایی امروزه تخت جایگاهی ویژه ای را برای خواب (البته در برخی مناطق ) به خود اختصاص داده است که در این مورد به صواب نزدیکتر است اگر همانند لباس به شأن زن رفتار شود و همین طور است در مورد فرش و اثاث البیت.

ولی آیا زن نسبت به این لباسی که مرد به عنوان نفقه به او داده است حق انتفاع دارد یا حق تملک ؟

شهید ثانی در لمعه دو قول را ذکر کرده و گفته است که « برخی آنرا تملک دانسته اند و شوهر باید لباس زن را به او تملک کند و برخی گفته اند به نحو انتفاع و بهرمند ساختن است ، یعنی شوهر باید لباس را به زن بدهد تا آنرا بپوشد و از آن استفاده کند اما لازم نیست آن را به وی تملیک کند .»21 و قول بهتر را به اصطلاح قول دوم می داند یعنی زن حق ندارد این لباسی را که مرد در اختیار او قرار داده است بفروشد ، ببخشد ویا به گونه ای استفاده کند که زودتر از معمول کهنه شود که در این صورت مرد وظیفه تعویض آن را ندارد ، و حتی اگر دو دست لباس یکی برای داخل خانه و یکی برای خارج از خانه در اختیار او قرار داده باشد حق ندارد لباسی را که برای خارج خانه است درون خانه نیز بپوشد . بعد از فوت شوهر نیز این لباس را جزء ترکه شوهر محسوب می کنند .

هر چند از میان دو قول بالا که شهید ثانی در لمعه ذکر کرده قول دوم شاید صحیح تر به نظر آید اما امروزدر زمان حاضر باید به عرف مراجعه شود و باید دید آیا عرف نیز قول انتفاع از لباس را می پذیرد و یا تملک آن را . وقتی به عرف مراجه شود ودر این مورد از عوام سوؤال شود هر یک نظری دارند مثلاً عده ای اصلاً به این موضوع فکر نکرده و یا آن را تابع نظر زن می دانند . ( یعنی اختیار با زن است .) عده ای دیگر به قول تملیک عمل می کنند و عده ای که تعدادشان بیشتر است قول انتفاع را می پذیرند ولی این عده هم به این موضوع به دید امری حقوقی نمی نگرند و در جواب می گویند حاضر نیستند لباسی را که آنان خریده اند تا همسرانشان آنرا بپوشند و لذت ببرند ، آنرا بر تن زن دیگری ببیند که البته این حرف هم حرفی صحیح و معقول است چون باعث از بین رفتن حیا می شود (از این دید اگر نگاح کنیم یکی از آثار اعمال حقوقی نیز همین است که حرمتها نگاه داشته شود.)

اگر زن اهل تجمل باشد « علاوه بر آنچه گفته شد جامه های تجملی نیز به مقداری که عادت امثال مقتضی است افزوده می شود.

3_ غذا

در مورد اینکه غذای زن چه چیزی و به چه میزان باشد باید گفت که نوع غذای زن نیز باید همچون البسه از عادات امثال آن زن بیرون پیروی می شود و معیار مقدار آن تأمین حاجت و نیازمندی زن است . شهید ثانی نیز همین نظر را دارد .

اگر زن به طور معمول با شوهرش بر سفره حاضر شود و با او غذا بخورد ، هر چند نه مرد قصد انفاق داشته باشد و زوجه نیز قصد اخذ انفاق از شوهر را نداشته باشد ، زن نمی تواند از شوهر نفقه زمان هم خوراک بودن را مطالبه کند .

4_ دارو ، لوازم آرایش ، وسایل نظافت ، هزینه ایاب وذهاب و خدمتکار

امروزه دارو جزء نفقه زن محسوب می شود و پرداخت آن نیز بر عهده شوهر است ولی سید محسن حکیم دارو را جزء نفقه زن ندانسته است که علت آن را باید تفاوت در عادات ورسوم اجتماعی در دو عصر مختلف دانست
هر چند درگذشته وسایل آرایش محدود و در دسترس همگان بود ولی امروزه وسایل آرایش با تکنولوژی تولید انواع آن متعدد گشته است ، به گونه ای که هزینه های زیادی رامی طلبد . این نوع هزینه ها نیز امروزه نیز با توجه به شأن زن جزءنفقه وی محسوب می شود.

پرداخت هزینه های ایاب وذهاب زن در صورتی که سفر وخروج وی از منزل با اجازة شوهر باشد بر شوهر واجب می شود وسایل نظافت نیز به طور متعارف در حد صابون،روغن ،شانه ،شامپونیزجز نفقه زن محسوب می شود. حمام نیز در صورت نیاز واجب می شود در صورتی که زن درخانه پدر خدمتکار داشته است. گرفتن خدمتکار برای او نیز واجب می شود.

5_ هزینه هایی متفرقه

بعضی هزینه ها هستند که قبلاًجزء نفقه زن محسوب نمی شده است وامروزه بر سر آن اختلاف است که آیا نفقه زن محسوب می شود یا نه.

یکی از مسایلی که در مورد آن اختلاف است هزینه ی تحصیل زن است به خصوص که بر اساس آمارهای سازمان سنجش درصد بالایی آمار های ورودی های دانشگاه ها را جنس مونث به خود اختصاص داده و هر ساله بر آن نیز افزوده می شود .

گروهی نظر دارند که هزینه تحصیل زنان شوهردار نفقه محسوب می شود و پرداخت آن بر عهدۀ شوهر اوست . عده ای دیگر وجوب پرداخت آنرا بر مرد لازم نمی دانند . باید گفت که هرچند آمارها حاکی از رشد تحصیل کردگان زن است ولی همچنان از سوی عرف هزینه پرداخت تحصیلات این گروه بر عهدۀ شوهر نیست و پرداخت آن ضروری نیست .اما می توان راهی را برای الزام مرد به پرداخت آن ارائه کرد.
در این گونه موارد که عرف پرداخت وجهی را به عنوان نفقه قبول ندارد ( مانند هزینه های تحصیل ) اگر تحصیل زن از سوی مرد پذیرفته شود در این صورت هزینه تحصیل را باید پرداخت کند که این حالت می تواند به صورت شرطی در ضمن عقد آورده شود و یا همان طور که گفته شد از سوی مرد بعد از عقد پذیرفته شود . ولی اگر مرد فقط اجازه تحصیل را داد چگونه است ؟

اگر درمورد پرداخت هزینه صحبتی نشده باشد پس می توان گفت اذن در شی اذن در لوازم آن نیز هست و هزینه تحصیل هم از لوازم تحصیل است و باید پرداخت شود ولی اگر به طور صریح این امر را نپذیرفت ، یعنی تحصیل را اجازه داد ولی پرداخت هزینه ها را نپذیرفت ، مرد دیگر ملزم به پرداخت آن نیست .

پس در این گونه موارد می شود با شرطی در ضمن عقد ازدواج الزام به پرداخت آن را از سوی مرد خواست والا عرف هنوز آن را نپذیرفته است و مرد ملزم به پرداخت آن نیست.



عشق و ازدواج یا تجارت

عشق و ازدواج یا تجارت

عشق و ازدواج یا تجارت

باید توجه نمود که جایگاه قوانین حقوقی در نظام خانواده چیست. اصل زندگی زن و شوهر در کنار یکدیگر، بر پایه قوانین حقوقی بنا نشده است. بلکه اصل و اساس زندگی مشترک، بر پایه مهر و محبت و عواطف بنا شده است. و قوانین خشک حقوقی، نباید سنگ بنای اصلی تصور شود. بلکه تنها به عنوان حفاظی در حاشیه قرار دارد.
مثل اینکه برای حفظ جان افراد در پشت بام ها، اصل و اساس، وجود حفاظ ها و نرده های اطراف نیست. بلکه احتیاط و مراقبت خود  افراد است. و حفاظ تنها برای موارد اضطرای بنا شده، تا اگر احتیاط و مراقبت موثر واقع نشد، آن ها کمک کار قرار گیرند.

برای نشان دادن محور بودن روابط عاطفی می توانیم زندگی حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) را مورد توجه قرار دهیم. در قوانین اسلام، زن وظیفه کار در منزل را ندارد و حتی می تواند برای شیر دادن به فرزند خویش نیز از شوهر، مطالبه مزد بکند. اما در الگوی عالی نظام خانوادگی در اسلام، حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) در ابتدای امر ازدواج تقسیم کار می کنند و امور منزل را حضرت زهرا(س) به عهده می گیرند. و همین نشان می دهد که آن قوانین محور و معیار نیستند. بلکه تنها برای جایی کاربرد دارند که روابط عاطفی نتوانسته مسائل را حل و فصل کند، در نتیجه باید از این ضوابط حقوقی مشخص استفاده کرد، تا نزاع ها سریع و بی درد سر فیصله یابد.

حتی در نزاع ها نیز باید حداکثر سعی به کار برده شود که از ضوابط خشک حقوقی جامعه استفاده نشود. مثلا زمانی که بین زن و شوهر نزاعی به وجود آمده، امر در وهله اول به دادگاه های اجتماعی احاله داده نمی شود. بلکه اگر خودشان نتوانستند مشکل را حل کنند، باید از فامیل آن ها استفاده کرد، تا همچنان روابط عاطفی مشکل گشا واقع شود:
«وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَیْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ یُریدا إِصْلاحاً یُوَفِّقِ اللَّهُ بَیْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلیماً خَبیراً[ نساء/۳۵] اگر از اختلاف و كشمكش میان آن دو (زن و شوهر) بیم داشتید، پس داورى از خانواده مرد و داورى از خانواده زن بر انگیزید، كه اگر قصد اصلاح داشته باشند خداوند میان آن دو، سازگارى ایجاد مى ‏كند، كه همانا خداوند دانا و آگاه است.»

بنابراین با توجه به اینکه معیار اصلی روابط عاطفی است و قوانین حقوقی برای مواقع خاص کاربرد دارد، می یابیم که همین قوانین در جای خود بسیار ارزشمند هستند. چون طبق این قوانین، عدالت از جانب خدای متعال که علم بی نهایت دارد، بیان شده است.

منبع:  soalcity.ir



هدف گذاری برای ازدواج

هدف گداری ازدواج

همه افراد در حیطه شغلی اهدافی را برای خود معین کرده و به واسطه آن میزان فروش و نهایتا بازدهی کلی سیستم را افزایش می دهند. این امر در حیطه اجتماعی نیز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها برای رسیدن به نتایج موفقیت آمیز اجتماعی هدفگذاری انجام می دهند. باید توجه داشت که مسئله هدفگذاری به ویژه در سطح فردی از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.
 
تک تک افراد می بایست به منظور بهبود کیفیت زندگی خود اهدافی را برای خود معین نمایند. همه ما از ارزش تلاش برای رسیدن به اهداف با اطلاع هستیم، بدیهی است وقتی ذهن خود را بر روی موضوع خاصی متمرکز می کنیم، طبیعتا نتیجه بهتری می گیریم. حال چرا برای ازدواج هدفگذاری نکنیم؟
 

 
هدف مناسب
 
سال ها پیش نیما و فرنوش در سمیناری پیرامون مسئله ی ازدواج شرکت کرده بودند. در این سمینار نحوه ی هدفگذاری در زندگی و بالاخص ازدواج به آنها آموزش داده شد. از آن پس با بکارگیری تکنیک های هدفگذاری این دو نفر به موفقیت های چشمگیری در زندگی فردی و اجتماعی خود دست یافتند. فرنوش در این رابطه می گوید: " واقعا تنها با انتخاب این گزینه که می توانیم اهدافی را تعیین نماییم و سپس آنها را دنبال کنیم، شکل ازدواج و بطور کلی زندگی ما تغییر پیدا کرد".
 
تنظیم اهداف با همکاری دو جانبه به زوجین کمک می کند که رابطه خود را استحکام بخشند و به صورت ناخوداگاه مهارت های خود را در انجام کار تیمی برای رسیدن به هدفی خاص ارتقا بخشند. این امر به طرفین ارتباط کمک می کند که هم بهتر خود را بشناسند و هم یکدیگر را و این امر نهایتابه تکامل هر چه بیشتر طفین ختم خواهد شد. باید توجه داشت که در حین اتمام این پروسه مهارت های ارتباطی طرفین نیز تا حد بسسیار زیادی بهبود پیدا می کند چراکه هر یک از طرفین این فرصت را پیدا می کنند تا در مورد آرزوهای و رویاهای شخصی شان به بحث و گفتگو بنشینند.
 
فرنوش در ادامه اضافه می کند: "وقتی ما برای ازدواج خود هدف تعیین می کردیم، هر کس آزادانه می توانست نظرهای خود را مطرح کند و دیگری با گوش دادن به حرف های او ارزش و احترام خود را آشکار می ساخت. با این کار بسیاری از سوء تفاهم ها، جر و بحث ها و دلخوری ها از میان می رفت". انجام عمل فوق زوجین را در برابر یکدیگر مسئول و پاسخگو نگه می دارد.
 
تعیین اهداف برای ازدواج می تواند شما و شریکتان را در مسیر یکسانی قرار دهد، با این تفصیل می توانید دست در دست هم به جلو پیش روید. اما از کجا باید شروع کرد؟
 
 
مسیر تعیین اهداف
 
یک جلسه ملاقات بگذارید و در آن کلیه آیتم هایی که در اینجا شرح می دهیم را بدون هیچ گونه وقفه انجام دهید.
 
 
1- افکارتان را روی هم بریزید - محیطی را انتخاب کنید که هر یک از شما آزادانه و به دور از استرس به بازگو کردن آمال و آرزوهای درونی اش بپردازد. از یکدیگر بپرسید: "جالب نیست که اگر .....؟" برخی از ایده ها می توانند چیزی شبیه به شرکت کردن در کنفرانس های ازدواج، بازسازی آشپزخانه و یا پس انداز کردن پول برای به تحقق رساندن آن سفر رویایی که در ذهن دارید باشند.
 
2- منظور خود را واضح بیان کنید - نیما و فرنوش هر دو دوست داشتند تا زمان بیشتری را در کنار یکدیگر سپری کرده و از وجود هم لذت ببرند. فرنوش می گوید: "در جلسه ای که با هم داشتیم قرار شد هر پنجشنبه برای صرف نهار همدیگر را ببینیم و اگر قرار بود یک شب با هم بیرون برویم تاریخ آنرا از قبل در تقویم مشخص می کردیم"
 
آنها سپس با هم قرار گذاشتند که در آشپزی به هم کمک کنند، و در کارهای خانه از قبیل نظافت، شستشوی لباس ها، تعمیر کردن وسایل و غیره با یکدیگر همکاری و مشارکت داشته باشند تا هیچ کدام از آنها به تنهایی زیر بار مسئولیت های سنگین نرود. همچنین قرار گذاشتند تا اقساط خود را دو برابر پرداخت کنند تا پول خرید خانه ی آنها در عرض 10 سال تمام شود.
 
آنها در طی گفتگوهای متناوبی که با هم داشتند تصمیم گرفتند خرج های اضافی را کم کنند تا کل بدهی هایشان زودتر تمام شده و از نظر اقتصادی تحت فشار قرار نگیرند.
 
3- موارد مهم را یادداشت کنید - اگر اهداف خود را بر روی کاغذ بیاورید، خیلی راحت تر می توانید آنها را بررسی نمایید و بعدها هم گیج نخاهید شد. در لیست خود تاریخ نهایی انجام هر یک از کارها را یادداشت کنید تا بدانید برای انجام کاری خاص چقدر زمان دارید. سپس لیست مورد نظر را در جایی قرار دهید که همیشه جلوی چشمتان باشد. مثلا می توانید آنرا روی میزتان بگذارید یا به دیوار بچسبانید، داخل ماشین قرار داده و یا روی آینه اتاق خواب بچسبانید؛ اغلب زوج ها همین مورد آخر را انتخاب می کنند.
 
4- انعطاف پذیر باشید - آیا اهدافتان فاقد اصل واقع بینی هستند؟ آنها را باز بینی نموده و تجدید نظر قائل شوید. نیما بنا به تجربه های شخصی اش معتقد است: "اگر احساس می کردیم که به هیچ طریق قادر به رسیدن به هدفی خاصی نیستیم، آن را اصلاح می کردیم و هدف جدیدی را جایگزین آن می نمودیم."
 
5- به خودتان حکم ماموریت بدهید - راجر بولتون یکی از پیشگامان عرصه روانشناسی ازدواج و خانواده، اظهار می دارد: زمانیکه زوجین با هم ازدواج می کنند اصولا بدون اینکه هیچ برنامه مشخصی برای زندگی خود داشته باشند در روزمرگی ها غرق می شوند. او معتقد است که زن و شوهر باید برای خود "حکم ماموریت" خلق کنند. به عنوان مثال می توانند از خود سوال کنند که: "برای 30 سال آینده زندگی خود چه برنامه ای دارند؟" سپس با استفاده از حکم ماموریتی که صادر کرده اند، اقدام به تعیین اهداف کوتاه مدت و دراز مدت کنند.
 
6- نیم نگاهی به گذشته بیندازید - همچنان که در حال عملی کردن اهداف خود هستید و به جلو پیش می روید، هرزگاهی چند نگاهی به گذشته بیدازید و ببینید تا کنون چطور عمل کرده اید و بازدهی شما چگونه بوده است. فرنوش و نیما روز اول سال را به عنوان روزی انتخاب کرده اند که در آن کنار هم می نشینند و کلیه کارهایی که در طول یک سال گذاشته انجام داده اند را بررسی می کنند. روز اول مهر مجددا میزان پیشرفت خود را بازبینی نموده و اگر لازم دانستند تغییراتی را دربرنامه ریزی خود قائل می شوند.
 
زمانیکه با تلاش و کوشش فراوان به امیدها و آرزوهای خود جامه ی عمل می پوشانید به خودتان استراحت بدهید و از کامیابی هایتان نهایت استفاده را ببرید. می توانید با صرف شام در رستوران و یا یک مسافرت کوتاه مدت خودتان را تشویق کرده و برای تلاش های آتی آماده کنید. جشن گرفتن موفقیت ها سبب می شود که شما انرژی و دلگرمی لازم برای ادامه راه را پیدا کنید.
 
اگر هم به مانعی برخورد کردید و نتوانستید مطابق با آنجه از قبل برنامه ریزی کرده بودید پیش بروید، جای هیچ نگرانی وجود ندارد. تسلیم نشوید و مجددا همه چیز را از سر بگیرید. این بار ابتدا مطمئن شوید که اهدافتان واقع بینانه و قابل دست یابی هستند. سعی نکنید همه چیز را یکمرتبه بدست آورید. حتی اگر بتوانید به بخشی از اهدافی که برای خود لیست کرده اید دست پیدا کنید، باز هم جای امیدواری وجود دارد چراکه موفقیت های بیشتری نسبت به گذشته بدست آورده اید. به تلاشی که در این زمینه انجام داده اید افتخار کنید.
 
نتیجه ای که شما با انجام این امر به آن می رسید، قابل ستایش است: ارتباط محکمتر، انتقال آسانتر مفاهیم، صمیمت بیشتر، تکامل، و نهایتااحساس رضایت هنگام نگاه کردن به موفقیت های بدست آمده.

منبع:www.beytoote.com



عقد آریایی

خطبه عقد به روش ایران باستان

عقد آریایی

سوگند پیمان نوشاد(داماد)

1.در نزد انجمن (نام داماد برده می شود) آیا به طراوت بهاران سوگند یاد میکنی تا هماره آنچه بر خود روا می داری بر همسر خویش روا دار داری و آنچه بر خود نمی پسندی بر او نیز نپسندی ؟! برای او شوئی وفادار و برای فرزندانت پدری خردمند و راهگشا باشی ؟!

داماد می گوید : سوگند یاد می کنم .

 

سوگند پیمان اوروس (عروس)

2.در نزد انجمن (نام عروس) آیا به سرسبزی و باروری تابستان سوگند یاد میکنی تا با همسر خویش مهربان و همدل باشی و غرور و احترام او را همواره به جای آوری ؟! نیاز او را نیاز خود و در بی نیازی و بی آزی همسازو همگام وی باشی ؟!

 

عروس می گوید : سوگند یاد میکنم .

 

سوگند دوباره نوشاد (داماد)

3.در نزد انجمن (نام داماد) آبا به رنگارنگی پائیز سوگند یاد می کنی تا هماره پشتیبان و یاور وی باشی در شادیها ، غمها ، دارائیها و ناداری، تندرستی و بیماری ؟! و منزلت بانوی خویش را در تنهائی و در میان انجمن چون گوهری یگانه پاس داری ؟!

 

داماد می گوید : سوگند یاد می کنم .

 

سوگند دوباره اوروس (عروس)

4. در نزد انجمن (نام عروس) آیا به سپیدی وپاکی زمستان سوگند یاد می کنی که همواره اجاق گرمی بخش بختتان را روشن و پر فروغ نگه داری و برای او همسری وفادار و برای فرزندانت مادری دلسوز و مهربان باشی؟! به خانه ات شادی و گرمی بخشیده و هر آنچه در توان داری را در آذین بندی و پاکی آن به کار گیری ؟!


عروس می گوید: سوگند یاد می کنم.

پیمان

(داماد این جملات را پس از پیمان بان تکرار می کند)

به نام نامی یزدان

تو را من برگزیدم  از میان این همه خوبان

برای زیستن با تو ، میان این همه گواهان

بر لب آرم این سخن با تو ، وفادار خواهم ماند

در هر لحظه ، در هر جا ، پذیرا می شوی آیا ؟


(عروس این جملات را پس از پیمان بان تکرار می کند) 

به نام نامی یزدان

پذیرا می شوم ، مهر تو را از جان ، هم اکنون

باز می گویم میان انجمن با تو، وفادار تو خواهم ماند

در هر لحظه ، در هر جا !

(پیمان بان می گوید)

شادباش ما و انجمن را پذیرا باشید

نیایش پیمان زناشوئی

(پیمان بان این نیایش را پس از پیمان می خواند)

به نام دادار نیک اندیش

پروردگار دانا و توانا .. ای یزدان پاک ، ای دگرگون ساز دلها و روشنی بخش چشمها ، ای به آئین گرداننده ی شبان و روزان .. ای سامان بخش نابسامانیها  و ای زداینده ی پریشانی ها ، ای هستی ده و هستی بخش

تو را سپاس می گوئیم که به این دو یار مهربان ، مهر خویش ارزانی داشتی تا زندگیشان را با پیوند دستها و دلهایشان بیاغازند !

 

ای آگاه ترین آگاهان !

سختیها ، ناپاکی ها ، ستیزها ، رنج ها و شکنج های زمانه را از ایشان دور ساز و دروازه های نیکی ، خوشبختی و به زیستی را به رویشان بگشای !

هر روزشان را چون امروز گرم و درخشان و شادمان ساز

سفره ی زندگیشان را همواره گسترده و پر برکت بدار

به آنان فرزندانی ببخش تا با نیکی در پندار ، کردار و گفتار در بهبود خانواده و جهان خویش کوشا باشند !عشق و مهر این خانواده را به استواری دماوند ، به لطافت گلها و روشنائی خورشید ، به زلالی دریاها ، به طراوت باران ، به نسیم بهاری ، به سرسبزی جهان همواره استوار و پایدار بدار !

پروردگارا !

جام عشق ، احترام ، دوستی ، گذشت ، پیروی ، همدردی ، همراهی ، همسازی و مهرورزی را میان این دو یار نشکن و آن را همواره لبریز و جاوید نگه دار ..

پروردگارا !

هر روزشان را روزی نو و شب هایشان را پر ستاره و چون مهتاب پائیزی درخشان ساز ! طلوع هر بامداد زرینت را به نگاه پر مهرشان ببخش تا با عشق خویش گرما بخش وجود یکدیگر باشند ! سالهای زیستن شان را پایدار و وفاداری به همسر را در نهادشان جاوید و ابدی بدار ..

پروردگارا !

بختشان را بلندای آبی رنگ آسمان ،غرورشان را شکوه ستیغ های بی راه البرز ، آرامششان را به نرمی گندم زارهای   دشت مغان و مهرشان به یکدیگر را به ژرفای دریای پارس همانند گردان تا در پرواز زندگی همبال یکدیگر چون عقابان تیز پرواز زاگرس پشتیبان و یکدل باشند و آشیان خویش را از دسترس بدخواهان دور نگه دارند ..

پروردگارا !

چونان فرمای تا شقایق های خودروی دشتهای دور در هنگامه ی رقص با نسیم بهاران قصه گوی مهرشان باشند و گل های کوهی روئیده در کنار سنگهای تفته از آفتاب در چشم انداز جویبارهای زلال و لغزنده  یاد آور پیمان و وفاداریشان به یکدیگر گردند ..

پروردگارا !

کین ، ناسازگاری ، دروغ و کج اندیشی اهریمنی را از نهادشان دور ساز و مشعل مهر و راستی ، همدلی و خرمی اهورائی را در دلهایشان بیفروز ! باشد که چون نیاکام مهر آئین خویش ستایشگر تو باشند و نیکی ها ، سپیدی ها ، پاکی ها و زیبائی هایت را هماره به خاطر سپارند.

گواهان پیمان

(سه بانو به عنوان سپندارمذ : الهه مادر زمین  ، آناهیتا :الهه آب و نعمت            و میترا: الهه پیمان دوستی و مهر بهتر است که در قند سائی و بر زبان راندن پیمان حضور داشته .. یکی کاسه عسل در دست ،  یکی حلقه ی  داماد در دست و سومین حلقه عروس در دست با پیمان بان همراهی کنند  )


پس از سوگند یاد کردن عروس و داماد این جمله را تک تک  بر زبان می آورند :


گواهی می دهم پیمان بستن شما را .. شادکام و خوشبخت باشید

 

 



مشاوره قبل از ازدواج


مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره فرآیندی است که طی آن در زمینه ممنوع و مساله خاص به فرد کمک و راهنمایی ارائه می‌شود. مساله ازدواج یکی از موضوعات مهمی است که در فر‌آیند مشاوره همواره مورد توجه است و به عنوان بخشی از فعالیتهای یک مشاور محسوب می‌شود. بر این اساس افرادی که قصد ازدواج دارند با کمک جستن از منابع مشاوره‌ای راهنماییهای لازم در این زمینه دریافت می‌کنند تا تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کنند.

ضرورت و اهمیت مشاوره قبل ازدواج
ازدواج مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روز افزون مواد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پیدا کردن راه حلهایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی ، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.

بررسی ملاکهای ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج
مشاوره قبل ازدواج در الویت اول به روشن ساختن ملاکهایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاکهایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاکهای افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاکهای مناسب ارائه گردد.

بررسی آمادگی طرفین برای ازدواج
سن ازدواج عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.

بررسی تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج
ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست زندگی موفقی داشته باشد.

از ویژگیهای مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند می‌توان به درون گرایی و برون گرایی اشاره کرد. افراد درون گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالیکه برای افراد برون گرا تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزار دهنده است. افراد درون گرا سرگرمیهایی چون مطالعه و … دارند در حالیکه افراد برون گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازیهای دسته جمعی.

چنین ویژگیهایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همان بودن ویژگیهای طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون گرا با فرد درون موفق آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون گرا با فردی برون گرا در حالیکه سلطه جوئی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه جو با فردی سلطه پذیر.

منبع:بانک مقالات فارسی



آثار ازدواج


آثار ازدواج

حکمت‌ها و آثار مهمّی بر ازدواج مترتّب می‌شود که قرآن در آیاتی چند به آثار پرداخته است.
در برخی ازدواج‌ها، هرچند زن و مرد با یکدیگر زندگی می‌کنند، لکن اهدافی که باید در زندگی حاکم باشد، از میان می‌رود و دو طرف بهره‌ای از زندگی مشترک نمی‌برند.
در ذیل به برخی از این آثار و اهداف ازدواج پرداخته می‌شود.

تفاوت واژگان ازدواج در قرآن

برخی گفته‌اند: هرجا نشانه‌های الفت و حکمت‌های زوجیت چه در دنیا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجیت را به‌کار برده است.
و هرگاه جای این نشانه‌ها و حکمت‌ها را بُغض و خیانت یا تفاوت عقیده زن و مرد با یکدیگر پر کند، قرآن واژه «امرأة» را آورده است.
هم‌چنین آن جا که حکمت زوجیت (بقای نسل انسان) از میان برداشته می‌شود، باز ‌قرآن واژه «امرأة» را به‌کار برده است.
بدین سبب وقتی دوباره این حکمت شکوفا می‌شود و نهال زوجیت به بار می‌نشیند، باز ‌قرآن تعبیر را عوض کرده، کلمه «زوج» را به‌کار می‌برد.
در آیه ‌۴۰ سوره آل عمران ، زکریا(علیه السلام) با اعجاب از بشارت الهی به یحیی(علیه السلام) از پیری خود و نازا بودن همسرش سخن‌ می‌گوید: «و‌امرَاَتی عاقِرٌ»؛ ولی وقتی دعای او اجابت می‌شود، می‌فرماید: «و‌اَصلَحنا لَه زَوجَهُ».

حفظ نسب در اسلام

در اسلام حفظ نسب، پایه احکام و حقوقِ فراوانی است.
بعضی از احکام فقهی، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر یا بر شناخت نسبت‌های فامیلی دیگر، مبتنی است.

 مسائلی که بر حفظ انساب متوقف است
تبعیت فرزند از پدر و مادر در کفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگی و حریت، جواز ربا بین پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضدّ پدر، وجوب ِ قضای نمازهای میت بر پسر بزرگ‌تر، مسائل ارث، حبوه (اموالی از ترکه میت که اختصاص به پسر بزرگ‌تر دارد مانند قرآن، انگشتر، شمشیر و لباس)،نظر به محارم و ازدواج با آنان، دیه قتل خطایی که بر عاقله (خویشان پدری قاتل، مانند برادران، عموها و فرزندان آن‌ها) واجب است، ولایت پدر و جدّ، حقوق طرفینی مانند حقحضانت و نفقات، عقوق والدین و اطاعت از آن‌ها و مسائل اخلاقی مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقیقه فرزند و مسائل فراوان دیگری، بر حفظ انساب متوقّف است.
عدّه زن بین دو ازدواج و انتظار برای ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدّت ۴ ماه و ۱۰ روز ، عدّه زن به مدّت سه دوره پاکی پس از طلاق و انتظار زن باردار برای ازدواج مجدّد تا هنگام وضع حمل ، همه این مقرّرات گویای اهمّیت حفظ نسب است.
حرمت ازدواج با زن شوهردار، و حرمت زنا نیز بر پایه حکمت حفظ نسب قرار داده شده است.

 برخورداری از سکون و آرامش
نیاز روح به آرامش، با اهمّیت‌تر از نیاز جنسی است.
همسر شایسته در پیش‌آمدهای زندگی، راه وصول به آرامش و سعادت را نزدیک می‌کند: «و‌مِن ءایتِهِ اَن خَلَقَ لَکم مِن اَنفُسِکم اَزوجًا لِتَسکنوا اِلیها‌...» ، «...‌و‌جَعَل مِنها زَوجَها لِیسکنَ اِلیها‌...».
برخی مفسّران، مقصود از لباس را در آیه ‌۱۸۷ سوره بقره سکون و آرامش دانسته‌اند؛ همان‌گونه که خدا، شب را لباس (مایه آرامش و سکون) دانسته:«و‌جَعَلنا الَّیلَ لِباسًا»
بنابراین، آیه ‌۱۸۷ سوره بقره(هُنَّ لِباسٌ لَکم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنّ) نیز به سکون و آرامشی که با همسر حاصل می‌شود، اشاره خواهد داشت.

 حفظ نوع بشر
طبق بیان قرآن، ازدواج وسیله‌ای برای تولید و بقای نسل در انسان و حیوان است: «...‌جَعَل لَکم مِن اَنفُسِکم اَزوجًا و مِن الاَنعـمِ اَزوجًا یذرَؤُکم فِیه‌...».
گرچه جمله «یذرَؤُکم فِیه»، تکثیر نسل انسان را بیان داشته است، در این جهت، میان انسان و چارپایان و گیاهان فرقی نیست.
در جای دیگری می‌فرماید: پروردگار، شما را از «نفس واحدی» آفرید و جفتش را نیز از جنس او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری را پراکنده ساخت: «...و بَثَّ مِنهُما رِجالاً کثیرًا و نِسآء‌...».
در آیه‌۷۲ سوره نحل می‌فرماید: از همسرانتان برای شما فرزندان و نوه‌ها قرار داد «...‌و‌جَعَل لَکم مِن اَزوجِکم بَنینَ و حَفَدَة».
قرآن، بقای نسل انسان و اجتماع مدنی را به ازدواج منوط می‌داند و روی آوردن به زنا و لواط را نابودکننده راه بقای نسل می‌شمارد: «و‌لاتَقرَبُوا الزِّنی اِنّه کان فـحِشةً و ساءَ سَبیلاً» ، «اَئِنَّکم لَتَأتونَ الرِّجالَ و تَقطَعونَ السَّبیلَ‌...»
زیرا با رواج راه‌های نامشروع، رغبت به نکاح کم می‌شود؛ جاذبه‌اش از بین رفته، فقط بار تأمین مسکن و نفقه و به دنیا آوردن اولاد و تربیت آنان، باقی می‌ماند؛ در نتیجه، آسان‌ترین راه‌های اشباع غرایز که نامشروع است، رایج می‌گردد و هدف بقای نسل، رنگ می‌بازد.

 داشتن فرزندان صالح
یکی از خواسته‌های غریزی انسان، نیاز فطری به پدر و مادر شدن است و پاسخ به این خواسته با ازدواج تأمین می‌شود. در سایه ازدواج است که نسلی دارای اصل و نسب پدید می‌آید.
قرآن در آیاتی، فرزند را زینت زندگی دنیا شمرده که بیان‌گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر با فرزند است:«اَلمالُ والبَنونَ زینَةُ الحَیوةِ الدّنیا».
داشتن فرزند به‌صورت ثمره ازدواج، با تعبیرهای گوناگونی در قرآن آمده است.
در آیه ‌۲۲۳ سوره بقره پس از اینکه می‌گوید: «نِساؤُکم حَرثٌ لَکم فَأتوا حَرثَکم اَنّی شِئتُم‌...»، یادآور می‌شود که بکوشید از این فرصت بهره گیرید و با پرورش فرزندان صالح و شایسته که به حال دین و دنیای شما مفید باشند، اثر نیکی برای خود از پیش بفرستید: «...‌و‌قَدِّموا لاَِنفُسِکم‌...».
در آیه ‌۱۸۷ سوره بقره پس از آن که از آمیزش با همسر سخن به‌میان آمده است، می‌فرماید: «...‌وابتَغوا ما کتَبَ اللّهُ لَکم‌...» که به نظر بسیاری مقصود، طلب فرزند است.

 درخواست فرزند صالح از خدا
درخواست فرزندِ صالح از خداوند در موارد متعدّدی از قرآن، آمده است.
در آیه ‌۱۸۹ سوره اعراف از قول پدر و مادری نقل می‌کند که عرضه می‌دارند: اگر فرزند صالحی نصیبشان شود، شکر گزار خواهند بود: «...دَعَوُا اللّهَ رَبَّهُما لـَئِن ءاتَیتَنا صــلِحـًا لَنَکونَنَّ مِنَ الشّـکرین». در چند جا از قرآن، درخواست حضرت زکریا(علیه السلام)مطرح شده که از خداوند، فرزندی خواسته است تا لیاقت جانشینی او را داشته: «...‌فَهَب لِی مِن لَدُنک وَلیا‌...»، و مورد رضایت پروردگار باشد: «...‌واجعَلهُ رَبِّ رَضِیا».
در سوره آل‌عمران، پس از مشاهده شایستگی‌های مریم(علیها السلام)، پروردگار خویش را می‌خواند که: خداوندا! از ‌طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای به من عطا فرما: «...‌هَب لی مِن لَدُنک ذُرِّیةً طَیبَةً اِنّک سَمیعُ الدُّعاءِ».

 مودت و رحمت
از دیگر آثار ازدواج، موّدت و رحمت است: «...‌و‌جَعَلَ بَینَکم مَوَدَّةً و رَحمَةً‌...»
آن‌چه در آغاز زندگی مشترک بین زن و شوهر، یگانگی برقرار می‌کند و اثر آن در مقام عمل ظاهر می‌شود، مودّت است؛ولی پس از گذشت زمان و رسیدن دوران ضعف و ناتوانی، رحمت جای مودّت را پر می‌کند.
مودّت غالباً جنبه متقابل دارد، اما رحمت یک جانبه و ایثارگرانه است پرورش کودکان و خدمات بلاعوض به همسر نیازمند، ایثار و رحمت است.
در این‌جا برای حفظ نظام خانوادگی، مودّت رنگ می‌بازد؛ ولی رحمت جایگزین آن می‌شود.

 ارضای غریزه جنسی
غریزه جنسی، نیرویی است که در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسیله‌ای مجاز برای اطفای نیروی شهوت و پاسخی به این غریزه خدادادی است: «والَّذین هُم لِفُروجِهِم حفِظون اِلاّ عَلی اَزْوجِهم اَو ما‌مَلَکت اَیمنُهم فَاِنَّهم غَیرُ مَلومین».

 لذت جنسی بهترین لذت دنیا و آخرت
در حدیث آمده‌است: میان لذّت‌های مادّی و جسمانی در دنیا و آخرت، هیچ‌کدام به پایه لذت زناشویی نمی‌رسد؛ سپس امام به آیه ‌۱۴ سوره آل عمران استشهاد می‌کند که در بیان شهوات گوناگون، علاقه به زن را مقدّم داشته است:«زُینَ‌لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَوتِ مِنَ‌النِّساءِ والبَنینَ والقَنـطیرِ المُقَنطَرَة‌...».
در آیه‌ ۱۸۷ سوره بقره می‌فرماید: خداوند دانست که شما به خود خیانت می‌کردید و آمیزش با همسر را که ممنوع شده بود انجام می‌دادید؛ بدین سبب، ممنوعیت برداشته شد: «...‌عَلِمَ اللّهُ اَنَّکم کنتُم تَختانونَ اَنفُسَکم فَتابَ عَلَیکم و عَفا عَنکم فالـنَ بـشِروهُنَّ‌...».
این آیه، به نیاز غریزی جنسی اشاره دارد که به رغم ممنوعیت شرعی، مردم به‌سوی آن کشیده می‌شوند؛ البتّه این امر نمی‌تواند انگیزه اصلی و هدف نهایی ازدواج باشد؛ زیرا غریزه جنسی در زن و مرد، دوره محدودی دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط این جهت باشد، باید زوجین هنگام ناتوانی جنسی، یکدیگر را رها ‌کنند یا زن و مردی که توانایی جنسی خویش را از دست داده‌اند، هیچگاه پیمان زناشویی نبندند.

 بازداشتن از گناه
یکی از آثار ازدواج برای زن و مرد، ایجاد زمینه تقوا و دوری از گناهان است.
با اشباع غریزه جنسی در زن و شوهر، زمینه گناهان شهوت‌انگیز از میان می‌رود.
اینکه در قرآن از کسی که ازدواج کرده، به «محصن و محصنه» تعبیر شده: «فَاِذا اُحصِنَّ‌...» ، به جهت این است که زن و مرد، با ازدواج در حصن و سنگر مستحکمی قرار می‌گیرند و خود را حفظ می‌کنند تا وسوسه‌های شهوانی در آنان اثر نگذارد؛
بلکه ازدواج، زمینه گناهان دیگر را نیز از بین می‌برد؛ زیرا پذیرفتن مسئولیت تأمین و تربیت اولاد، انسان را به استفاده بهینه از عمر وامی‌دارد و برای گناه و معاشرت‌های گمراه‌کننده، جایی باقی نمی‌ماند.

 مستندات حفظ انسان از مسائل جنسی
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمود: «مَن تزوّج فقد اَحرز نصف دینه». با ازدواج، نیمی از دین صیانت می‌شود.
در روایتی دیگر آمده است: بدترین مردم، کسانی‌اند که ازدواج نمی‌کنند.
در تفسیر آیه ‌۱۸۷ سوره بقره (هُنَّ‌لِباسٌ لَکم و اَنتُم لِباسٌ لَهُنّ) برخی گفته‌اند: آن‌گونه که انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسیب‌های پوستی، محافظت می‌شود، زن و مرد، با ازدواج، یکدیگر را از گناه حفظ می‌کنند.
در آیه ‌۲۸ سوره نساء حکمت تشریع ازدواج با کنیزان اینگونه بیان شده است: «یریدُ اللّهُ اَن یخَفِّفَ عَنکم‌...»؛ زیرا پیروی از شهوات و در دام گناه افتادن، برای انسان، وزر و سنگینی می‌آورد و تشریع ازدواج و فراهم شدن امکان آن برای کسی که نمی‌تواند با زنان آزاد ازدواج کند، از فساد و گناه جلوگیری می‌کند و انسان از عواقب آن در امان می‌ماند و این نوعی توسعه برای انسان شمرده ‌می‌شود.

 توسعه رزق
نگرانی از تنگ‌ دستی، یکی از بهانه‌هایی است که برای گریز از ازدواج، مطرح می‌شود.
قرآن اینگونه به انسان امیدواری می‌دهد: از فقر و تنگ‌دستی بی‌همسران، غلامان و کنیزانِ درست‌کارِ خود نگران نباشید و در ازدواج آن‌ها بکوشید؛ چرا که اگر فقیر باشند، خداوند از فضل خویش، آنان را بی‌نیاز می‌سازد: «واَنکحوا الاَیـمی مِنکم والصّــلِحینَ مِن عِبادِکم واِمائِکم اِن یکونوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ مِن فَضلِه».
برخی گفته‌اند: مفاد این آیه، وعده خداوند به بی‌نیاز کردن کسانی است که تشکیل خانواده می‌دهند. روایاتی نیز این معنا را تأیید می‌کند.
در حدیثی، امام صادق(علیه السلام)، ترک ازدواج به‌ سبب ترس از فقر و تنگدستی را سوء ظن به پروردگار دانسته؛زیرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگرانی در این زمینه جز بد گمانی به خدا نیست.

 مشیت الهی در مورد رزق
با توجّه به اینکه افرادی در جامعه، پس از ازدواج، نه ‌تنها ثروتمند نمی‌شوند، بلکه بر فقرشان افزوده می‌شود و اگر این آیه، متضمّن وعده خداوند باشد خلف وعده لازم می‌آید و خلف وعده قبیح است، گروهی برآنند که برای وعده در این آیه باید مشیت الهی در تقدیر گرفته شود؛ یعنی پس از ازدواج اگر خدا بخواهد، آنان را بی‌نیاز می‌کند؛ چنانکه در آیه ‌۲۸ سوره توبه، برای وعده الهی به غنا و بی‌نیازی، به مشیت خدا تصریح شده است: «وَ‌اِن خِفتُم عَیلَةً فَسَوف یغنیکمُ اللّهُ مِن فَضلِه اِن شاءَ‌...».
ممکن است گفته شود: همان‌طور که غنا و بی‌نیازی متأهّلان، به مشیت منوط است، غنا و بی‌نیازی مجرّدها و کسانی ‌که همسر ندارند (بلکه هر پدیده‌ای) نیز به مشیت توقّف دارد، پس این چه وعده‌ای است که خدا برای ازدواج داده است؛ زیرا همان‌گونه که متأهل‌ها، با مشیت الهی، به دو گونه (فقیر و غنی) تقسیم می‌شوند، مجرّدها نیز چنین هستند و اتّفاقاً این وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: «...‌و‌اِن یتَفَرَّقا یغنِ اللّهُ کلاًّ مِن سَعَتِه‌...» ؛ اگر وضعیتی پیش آید که زن و شوهر نتوانند باهم زندگی کنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بی‌نیاز خواهد کرد.
پاسخ آن است که بسیاری از مردم می‌پندارند ازدواج و فراوانی عائله سبب فقر، و تجرّد سبب اندوختن ثروت می‌شود.
آیه درصدد آن است که این توهّم را از دل‌ها بزداید و غفلت از رزّاق حقیقی را بردارد و به ما بفهماند که گاه برکت و فراوانی، در مال انسان (با وجود عائله‌مند بودن) ایجاد می‌شود و گاهی هم انسان (در ‌عین کم عائله بودن و مجرّد زیستن) هر چه می‌کوشد، در معیشت او پیشرفتی حاصل نمی‌گردد.
افزون بر آن‌که پذیرفتن تأمین زن و فرزند، در او حسّ مسئولیت استفاده بهینه از وقت و کسب عزّت و اعتبار فراهم می‌آورد.
بنابراین، آیه «اِن‌یکونوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ مِن فَضلِهِ» بیان می‌دارد که گاهی با ازدواج، فقر از زندگی رخت برمی‌بندد، نه آن‌که همیشه با ازدواج، فقر برطرف می‌شود و گرنه با آیه بعد «ولیستَعفِفِ الَّذین لایجِدونَ نِکاحًا»تناقض می‌یافت.
فخر رازی معتقد است که آیه «اِن‌یکونوا فُقَراءَ یغنِهِمُ اللّهُ» در مقام وعده الهی نیست؛ بلکه مفاد آیه آن است که نباید ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زیرا مال، فناپذیر است و آن‌چه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است که باید در پی آن بود که از انباشتن ثروت بهتر است: «قُل‌بِفضلِ اللّهِ و بِرَحمَتِهِ فَبِذلک فَلیفرَحوا هُو خَیرٌ مِمّا یجمَعونَ».

 آثار دیگر ازدواج
آثار دیگری نیز بر ازدواج مترتّب است؛ مانند حرمت برخی از زنان و ایجاد حقوق زوجیت.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



  آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

تلفن : 02177246602-02177939782

همراه : 09121190250-09391190250-09351190250

بالای صفحه