سالن عقد خاطره ( دفتر ازدواج )

قانون جدید حمایت خانواده در صورتیکه نتیجه آزمایش مورفین و یا سایر بیماریها مثبت باشد در صورت اطلاع و رضایت طرفین عقد نکاح، ثبت عقد در دفتر رسمی ازدواج

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشد
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.دفتر ازدواج 163

مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

 عشق چیست؟

عشق چیست؟

روانشناسی عشقعشق چیست

كسانیكه به دیگران عشق می ورزند، با عشق ورزیدن، زندگی دیگران را با شادی، سرزندگی و فهم یا درك كه بخشی از وجود آنهاست، پر می كنند. زمانی كه همه این چیزهای خوب، زندگی فرد را در برگرفت، آن احساسات را بروز می دهد، شادی تولدی نو می بخشد كه می تواند بین هر دو آنها تقسیم شود. بنابراین با عشق ورزیدن، مردم به طور غیرارادی عشق را دریافت می كنند، ولو اینكه آنها با این قصد و غرض عشق نورزیده باشند.

عشق از نظر بیولوژی


فردی ممكن است روابط جنسی با شریکش داشته باشد و یک كشش قوی نسبت به او احساس كند. اما این کشش عشق نیست بلکه نتیجه ترشحات هورمون های جنسی در بدن اوست. در موارد زیادی یكی یا هر دو طرف در یافتن عشق ثابت و با دوام اشتباه می كنند. بی شك می دانیم كه چنین اشتباهاتی چه بهای گزافی دارد. در مقاله ای در سربرم، یك مغزشناس به نام دانافرم سه سیستم مرتبط با همسر، تولیدمثل و والدین را توضیح می دهد. این سیستمها شهوت، كشش و وابستگی نامیده شده است.

شهوت: راهی غریزی است كه آنقدر مرد و زن تحریك می كند. تا عمل جنسی بین آنها انجام شود.
كشش: این سیستم دو شریك را بطور شهوت آمیزی متمركز می كند تا تلقیح انجام گیرد. فیشر متوجه شد فرضیه سیستم كشش بعنوان راهی فردی است تا بهترین شریك را انتخاب و این تمركز را ادامه دهد. افراد كه فكر می كردند بطور ژنتیكی برترند ، و هنوز هم هستند، می توانند شریك زناشویی مطلوبی باشند.


وابستگی: این روش عاطفی (اصطلاح «عشق مهربان») بوجود آمده است تا زاد و ولد و حیات نسل ضمانت شود. منظور اصلی از افزایش سطح هورمونهای واسوپرسین و اكسی توسین حفظ زندگی مشترك والدین است، حداقل تا زمانی كه فرزند توانایی مراقبت از خود را داشته باشد.

عاشق شدن، دوست داشتن نیست.


بسیاری از مردم با كشش و جذبه به همدیگر مواجه شدند اما از آن به بعد شادتر زندگی نمی كنند چرا؟ چون بیشتر آنها كشش را با معنی عشق اشتباه گرفتند.
وقتی كسی را دوست دارید ارزش زیادی برای آن شخص قائلید چون انتخابی كرده اید و برای افزایش این علاقه و عشق راههایی را پیشنهاد می كنید. همچنین آسایش و پیشرفت را در بالاترین الویت انتخاب دوست و عشقتان قرار می دهید. زمانی كه عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می كنید.

روانشناسی عشق


زمانی كه عشق می ورزید زندگی و شادی را بالقوه تجربه می كنید

عشق چیست

چرا ما به عشق نیاز داریم؟


از لحظه ای كه متولد شده ایم و حتی قبل از آن، طبیعت برای ما زمینه عشق ورزی مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غیر ممكن بنظر می رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمایت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولین درك ما از عشق است. همانطور كه در جریان زندگی پیشرفت می كنیم یاد می گیریم كه عشق به معنی حفظ و مراقبت از آسایش خودمان است.
نیازهاى انسان به طور کلى دو دسته است: نیازهاى مادّى و نیازهاى معنوى. این نیازها، منشأ انگیزه‏ ها است و انسان پس از احساس نیازدر پی پاسخ برمی آید. پاسخ به نیازها، زمینه رشد و شکوفایى انسان را فراهم آورده، او را به سوى مرزهاى شکوفایى و کمال رهنمون مى‏ شود. یکى از مهم‏ترین نیازهاى انسان، رسیدن به کمال مطلق است. همه تلاش و کوشش‏ها و بى‏ قرارى‏ هاى انسان، براى رسیدن به این نقطه اوج است و تا این وصال تحقق نیابد، فریاد نیاز انسان خاموش نمى ‏شود. بنابراین، اگر انسان دریابد چیزى یا کسى نیاز کمال طلبى‏اش را ارضا مى ‏کند یا وسیله دستیابى به آن حقیقت مطلق است، آن را دوست مى‏دارد و بدان عشق مى‏ ورزد؛ بنایراین محبت و عشق حالتى است که در دل یک موجود با شعور نسبت به چیزى که با وجود و تمایلات و نیازهایش تناسب دارد، به وجود مى‏آید.
از لحظه ای كه متولد شده ایم و حتی قبل از آن، طبیعت برای ما زمینه عشق ورزی مادر را فراهم آورده است. بدون آن عشق، زنده ماندن ما غیر ممكن بنظر می رسد. عشق مادر مترادف مراقبت، حمایت و پرورش كودك است. ارتباط ما با «مادر» اولین درك ما از عشق است. همانطور كه در جریان زندگی پیشرفت می كنیم یاد می گیریم كه عشق به معنی حفظ و مراقبت از آسایش خودمان است.

عشق خالص مادر نشانه ای از عشق زیستن است، عشقی كه هدفی جز زنده ماندن ندارد. بعضی مردم می خواهند كه از این نوع عشق در روابط و مراحل دیگر زندگی خود مثل سنین بلوغ نیز داشته باشند. عشق مادر ذاتاً یك طرفه است، گذشته از دریافتهای جانبی كه دارد، ولی عشق بخشیدن او یك طرفه است. اما در تصور متعارف از عشق، طرفین متقابل، بخشیدن و دریافت عشق را تقسیم می كنند. همه می دانیم در روابط بهره برداری، هر دو شریك به همدیگر نیاز دارند، «بهره بردار» نیاز به كسی دارد كه از او بهره برداری كند و «وابسته» نیاز به بهره برداری دارد. در چنین روابطی وابستگی متقابل تا وقتی كه طرفین وجود داشته باشند، ادامه می یابد. برخلاف روابط مادر و بچه كه این روابط نابرابر است.

همراهی و یاری

بدیهی است كه همراهی نیاز اساسی در زندگی است، انسانها همیشه نیاز به همراه و یاور را ابراز می كنند. افراد حداقل نیاز به یك فردی دارند كه صمیمیت و ارزشهای مهم زندگی را با آنها تقسیم كنند.


همچنین مردم نیاز به دریافت چیزهایی دارند كه به افراد ارزش می دهد، چیزهایی كه خوشی و شادی ببخشد، چیزهایی كه بتوانند دوست داشته باشند و در نهایت دلیلی برای زندگی به افراد دهد. دیده ایم افرادی كه كسی را برای دوست داشتن ندارند و حقیقتاً خود را تنها می بینند، حیوانات یا گیاهانی را در منزل خود نگه داری می كنند.


عشق یك نهاد زنده است، اگر خاموش و متوقف شود می میرد. سرزنده بودن به معنی حركت به سمت جلو ست و رفتن به جایی كه سفر زندگی شما را می برد.عشق تنها وقتی می میرد كه دوباره در شكل متفاوتی متولد شود.

منبع: تبیان-alamto.com-baraneeshgh89.blogfa.com

 
سفره عقد مدرن تزیین سبد عروس تزیین قرآن برای بله برون و سفره عقد آداب بریدن کیک عروسی


نکاتی درباره بله ‌برون

نکاتی درباره بله برون
این مراسم کمی از خواستگاری مفصل تر است و معمولاً به فاصله چند روز بعد از آن برگزار می شود. میزبان این مراسم مثل خواستگاری، خانواده عروس است. با این تفاوت که فک و فامیل عروس و داماد، تعداد بیشتری از بستگان شان را به این مراسم دعوت می کنند در ضمن در این مراسم، قول و قرارهای نهایی برنامه عقد و عروسی گذاشته می شود.

درباره بله ‌برون

اصولاً در سنت ما ایرانی ها نامزدی رسمی با بله بران شروع می شود اما این مراسم هم مثل بقیه دنگ و فنگ های ازدواج آداب و رسوم و نکته هایی دارد که باید رعایت کنید.

 

زمان مناسب برای بله بران :

تعیین زمان برای مجلس بله بران به مفهوم موافقت رسمی خانوادههای عروس و داماد با این پیوند است. به این ترتیب بله بران بعد از مجلس خواستگاری و معمولا بین یک هفته تا یک ماه پس از آن سر میگیرد.

نکته: در بله بران هم مانند خواستگاری خانواده عروس میزبان و خانواده داماد میهمان هستند.

 

نکات مربوط به جلسه بله بران :

1. با فاصله مناسب به طور رسمی از مهمانان برای شرکت در مراسم دعوت کنند.

2. حتما از بزرگترهایی که برای آشنلیی خواستگاری یا مراحل تحقیق زحمت کشیده اند دعوت کنند.

3. افراد خوش مشرب و با تجربه و صاحب نطر در این ضمینه را معرفی کنند.

4. هر یک از دو طرف سخنگوی خود را از پیش تعیین کنند و او را در جریان امور قرار دهند.

5. هر خوانواده همراهانش را از نقطه نظر های خود درباره قول و قرار های ازدواج با خبر کنند.

 

همراهان مناسب داماد در بله بران :

1. پدر و مادر داماد

2. همه خواهر ها و برادرها ی داماد

3. همراهان خواهرها و برادرها ی داماد و فرزندان آنها

4. مادر بزرگها و پدر بزرگهای داماد

5. ریش سفید یا گیس سفید فامیل داماد

6. عموها و عمه های داماد با همسران و فرزندان غیر متاهل آنها

7. خاله ها و داییها داماد با همسران و فرزندان غیر متاهل آنها

8. حاظرین در خواستگاری

9. معرف آشنایی زوج

نکته : همراهان عروس نیز مانند بالا میباشد.
طبق یک سنت قدیمی خانواده داماد در مراسم بله بران برای جلب رضایت عروس و خانواده او در گرفتن بله قطعی هدایایی تفدیم می کند. از قدیم پیشکش متداول در این مناسب یکقواره پارچه پیراهنی زنانه و یک انگشتر برای عروس است

گل و شیرینی بله بران :

همچون گل و شیرینی خواستگاری از نمادهای زیبا و به یاد ماندنی ترین این مراسم است که نمایانگر حسن سلیقه و مهر و محبت داماد و همچنین توجه ویژه خانواده داماد به عروس و خانواده اوست. بعضی از خانواده ها رسم دارند که یک انگشتر به عنوان «نشان» برای عروس می آورند.

 

هدیه خانواده داماد به عروس در بله برون :

طبق یک سنت قدیمی خانواده داماد در مراسم بله بران برای جلب رضایت عروس و خانواده او در گرفتن بله قطعی هدایایی تفدیم می کند. از قدیم پیشکش متداول در این مناسب یکقواره پارچه پیراهنی زنانه و یک انگشتر برای عروس است. البته در برخی خانواده های مذهبی معمولا به جای پارچه پیراهنی یک قواره چادری هدیه میشود.بدیهی است این پارچه چادری نباید مشکی باشد. بلکه معمولا چادری سفید با گلهای ریز و رنگی برای برای این منظور انتخاب میشود.

نکته : توجه به ظرایف زیر در انتخاب هدیه بله بران ضروری است.

1. خریدن یک قواره کامل پارچه به اندازه یک پیراهن زنانه

2. انتخاب پارچه ای با رنگ های شاد و زنده با توجه به سن و رنگ پوست عروس

3. بسته بندی و تزیین هدیه به شکار زیبا و چشم گیر

4. متمایز بودن انگشتر بله بران از حلقه برای پیشی گیری از شباهت آن به حلقه ازدواج

5. توجه به ساختار بدنی و استخوان بندی دستها و انگشتان عروس در انتخاب انگشتر

6. بسته بندی و تزیین جعبه حاوی انگشتر به شکلی زیبا وچشم گیر
مراسم بله برون

موارد قابل طرح در بله بران :

در این مراسم درباره:

* میزان مهریه

* اعلام میزان تقریبی جهیزیه عروس

* مطرح کردن رسوم قدیمی مانند درخواست شیربها در صورت مرسوم بودن در خانواده عروس

* وضعیت شغل داماد،

* تعیین دقیق وضعیت مسکن زوج

* اجازه ادامه کار با تحصیل عروس

* تقاضای حق انتخاب مسکن طلاق و کار برای دفتر در صورت مرسوم بودن در خانواده عروس

* مطرح کردن آداب خانوادگی مانند امضای فهرست جهاز عروس از سوی داماد و بزرگتر او در صورت مرسوم بودن در خانواده عروس

* مشخص شدن زمان مراسم نامزدی در صورت پذیرش خانواده عروس و فاصله زمانی آن تا عقد و ازدواج

* مشخص شدن دقیق زمان عقد و عروسی و همزمانی یا جدا بودن آن و جزییات این برنامه ها بحث خواهد شد. از قبل خودتان را آماده کنید.

نکته1: خوب نیست که پدر و مادرتان یک چیز بگویند و شما یک چیز دیگر. قبل از این که مراسم شروع شود، حرف تان را با بزرگ تر ها یکی کنید.

نکته2: برای تاریخ عقد و عروسی، یک زمان بندی داشته باشید. ماه های عزا و مناسبت های دینی را در نظر بگیرید. سعی کنید همه برنامه ها را در همین شب قطعی کنید؛ این که دوست دارید مراسم تان چگونه باشد مهمان ها چه کسانی باشند پذیرایی چه طور باشد تقسیم کار هم مال شب بله بران است طبیعتاً یک قسمت کار را خانواده عروس باید انجام بدهند و یک قسمت دیگر را خانواده داماد. راجع به جزییات این کارها صحبت کنید تا بعداً خدای نکرده همه چیز قاطی نشود.

نکته3: جواب های شما به سوال های خانواده مقابل، معیار تصمیم گیری آن ها است. پس دروغ نگویید «نمی توانم » راست خیلی بهتر از « می توانم» خالی بندی است.

 

پیشنهاد مهریه :

1. پدر یا مادر عروس میزان مهریه مورد نظر را اعلام کند.

2. کسی ازخانواده عروس با پیشنهاد پدر عروس مخالفت نکند.

3. معمول است که میزان مهریه را بر اساس آخرین ازدواجی که در خانواده عروس صورت گرفته است تعیین میکنند اما این درخواست رقابتی بدون توجه به شرایط زوج جدید معقول بنظر نمیرسد.

هر خانواده ای برای خودش آداب و رسومی دارد که شما مجبورید آنها را رعایت کنید. پس لابه لای حرف های بله بران درباره رسومات هم حرف بزنید خیلی از خانواده ها دوست دارند مراسم نامزدی، عقد و عروسی بلافاصله بعد از بله بران برگزار شود

تعیین مهریه :

مهریه مهم ترین مساله ای است که در شب بله بردان در باره اش حرف زده می شود. قول الکی ندهید اول به تعداد سکه ها فکر کنید، و سپس قیمت آن ها را توی ذهن تان محاسبه کنید یا یک ضرب و تقسیم می شود فهمید که پیشنهاد خانواده عروس در باره مهریه در قد و قواره داماد هست یا نه. گول «کی داده کی گرفته» را نخورید، به عندالمطالبه بودنش فکر کنید!

 

در تعیین مهریه به این موارد توجه داشته باشید :

1. وضع اقتصادی داماد

2. هزینه در نظر گرفته شده برای جهاز عروس

3. در نظر داشتن هزینه های جانبی داماد مانند شیر بها

4. خواست خود عروس

5. بودجه مورد نطر خانواده عروس به جا آوردن مراسم پیش از ازدواج

 

آلبوم بله برون:

در آلبوم بله برون نام عروس و داماد و همچنین تمام صحبت ها و شرایطی رو که گذاشته میشه مثل:

1- یک جلد کلام الله،

2- یک شاخه نبات،

3- ... عدد سکه تمام بهار آزادی،

4- طلا و جواهرات،

5- .......

نوشته شده و  پس از امضاء عروس و داماد گواهان نیز امضاء می کنند.

 
حرف آخر...

رسم و رسوم چیز دست و پاگیری است. اما گاهی وقت ها هم نمی شود از کنارش به سادگی گذشت هر خانواده ای برای خودش آداب و رسومی دارد که شما مجبورید آنها را رعایت کنید. پس لابه لای حرف های بله بران درباره رسومات هم حرف بزنید خیلی از خانواده ها دوست دارند مراسم نامزدی، عقد و عروسی بلافاصله بعد از بله بران برگزار شود. اما بعضی ها طرفدار یک دوره نامزدی نسبتاً طولانی هستند. این فقط یک نمونه بود درباره همه جریاناتی که از این به بعد پیش رو دارید این اتفاقات ممکن است بیفتد پس تا می توانید از رسم و رسومات بپرسید.

منابع: کتاب ازدواج از سیر تا پیاز /آکاایران/isfcard.com

 
سفره عقد مدرن تزیین سبد عروس تزیین قرآن برای بله برون و سفره عقد آداب بریدن کیک عروسی


نگاهي به پيامدهاي ازدواج

 مقدمهپیامد ازدواج

ازدواج مقوله اي فرهنگي و اجتماعي است كه به رغم ثبات زيادي كه همواره بر نفس آن حاكم بوده، بسيار تحت تأثير شرايط حاكم بر جامعه جديد قرار گرفته است. 

بنابراين، ايجاد تحول در آن با توجه به شرايط و مقتضيات زمان، امري ضروري و اجتناب ناپذير است. آنچه ازدواج را در جهان معاصر متفاوت از گذشته ساخته، دامنه تحولات در ازدواج است كه در نتيجه تغييرات بسيار در ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي اتفاق افتاده است. ترديدي وجود ندارد كه ساختارهاي اجتماعي جديد، شرايط و ضرورت هاي جديدي را براي ازدواج رقم زده و موجب بروز تمايز آشكاري ميان شيوه ها و ساختارهاي ازدواج در جامعه سنتي و جديد شده است.

نگرش و ديدگاه نسبت به ازدواج به عنوان يك « واقعيت اجتماعي »، تحت تأثير فرهنگ و نقش و موقعيتي است كه در آن به سر مي بريم. طبق بينش جامعه شناختي، « واقعيت هرگز به ما نمي گويد كه چيست، بلكه انسان ها بايد واقعيت را آن گونه كه هست، تفسير كنند و آن تفسير با فرهنگي كه ما براي راهنمايي خود به كار مي بريم، آغاز مي شود. هرچند فرهنگ نيز به نوبه خود از گروه هاي ما و از جامعه ما ناشي مي شود » (شارون، 1379: 139)

بنابراين، ديدگاه فرد نسبت به ازدواج تابع فرهنگي است كه به آن تعلق دارد، همچنين ملهم از موضع و جايگاه فرد در جامعه است. به عبارت ديگر، برخي باورهاي فرد، ناشي از تأثير فرهنگ و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، مانند مرد يا زن بودن. 

براي مثال، واقعيتي به نام زن بودن به مفهوم « انديشيدن مانند يك زن » است، يعني اعتقاد به اينكه عاطفه، حيا، صبر، بردباري، گذشت، خانه داري، بچه داري و مادري، كنش هاي ضروري زندگي خوب و رضايتبخش است. مرد بودن نيز به مفهوم « انديشيدن مانند يك مرد » است، يعني باور داشتن به اينكه نان آوري، سرپرست خانواده، احساسي نبودن، تلاش براي كسب معاش و اعتبار اجتماعي، لازمه ي يك زندگي خوب و سعادتمندانه است.

حفظ دين، پذيرش عبادت انسان و تكوين مودت و رحمت است و ازدواج كه ايده اي داراي پشتوانه ديني و اسلامي است مي تواند در جلوگيري از سردرگمي و اغتشاشات روحي افراد جامعه مؤثر باشد كه البته عدم فرهنگ سازي نهادهاي ذي ربط در جهت ترويج ازدواج آسان مشكلات فراروي تحقق اين ايده مي باشد. 

بنابراين، در اين پژوهش در نظر است به سؤالات زير پاسخ داده شود:

- پيامدهاي فرهنگي و اجتماعي ناشي از ازدواج كدامند؟

- جهت كاهش پيامدهاي منفي فرهنگي و اجتماعي و افزايش نقاط مثبت ازدواج چه راهكارهايي را مي توان ارائه داد؟

 

1- مفهوم ازدواج

ازدواج، در عرف و شرع، پيمان زناشويي است كه بر اساس آن، براي مرد و زن در برابر هم، تعهدات اخلاقي و حقوقي پديد مي آيد كه سرپيچي از آنها، عقوبت و كيفر در پي خواهد داشت. 

در هر آييني، ازدواج با قوانين و مقررات ويژه اي صورت مي گيرد و اسلام به آداب و رسوم ديگر اقوام احترام گذاشته است: « لكل قوم نكاح »

از پيمان زناشويي در قرآن به « نكاح » نيز تعبير شده و به دو معنا به كار رفته است: نياز روح به كانون آرامش، و برآوردن نيازهاي جنسي كه البته معناي اول با اهميت تر از معناي دوم است. 

همسر شايسته در پيشامدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند.

 

2- اهداف و آثار ازدواج

حكمت ها و آثار مهمي بر ازدواج ترتب دارد و قرآن در آياتي به آنها پرداخته است. در برخي موارد، هرچند زن و مرد با يكديگر زندگي مي كنند، اهدافي كه بايد در زندگي آنان حاكم باشد، از ميان مي رود و دو طرف بدون آنكه بهره اي از زندگي مشترك ببرند، با يكديگر زندگي مي كنند. 

برخي گفته اند: هرجا نشانه هاي الفت و حكمت هاي زوجيت چه در دنيا و چه در آخرت برقرار باشد، قرآن واژه زوجيت را به كار برده است (روم: 21، فرقان: 74، زخرف: 70، بقره: 25، يس: 56) و هرگاه جاي اين نشانه ها و حكمت ها را بغض و خيانت يا تفاوت عقيده زن و مرد با يكديگر پر مي كند، قرآن از كلمه « امرأه » استفاده كرده است ( يوسف: 30، تحريم: 10 و 11)

همچنين آنجا كه حكمت زوجيت ( بقاي نسل انسان ) از ميان برداشته مي شود، باز قرآن واژه « امرأه » را به كار برده است ( ذاريات: 25، مريم: 4، آل عمران: 40 )

بدين سبب، هنگامي كه اين حكمت سربر مي آورد و ثمره زوجيت به بار مي نشيند، باز قرآن تعبير را عوض كرده و كلمه « زوج » را به كار مي برد. 

در آيه 40 سوره آل عمران، زكريا به خدا خطاب مي كند كه همسرم نازا است: « وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ »؛ ولي وقتي دعاي او اجابت مي شود، قرآن مي فرمايد: « وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ »

 

2-1- حفظ انساب

ازدواج و رعايت مقررات آن، نسب را حفظ مي كند. در اسلام، حفظ نسب، پايه احكام و حقوق فراواني است. بعضي از احكام فقهي، بر شناخت رابطه فرزند با پدر و مادر يا بر شناخت نسبت هاي فاميلي ديگر، مبتني است. 

تبعيت فرزند از پدر و مادر در كفر و اسلام، در طهارت و نجاست، در بردگي و حريت، ربا بين پدر و فرزند، قصاص نشدن پدر به قتل فرزند، مقبول نبودن شهادت پسر بر ضد پدر، وجوب قضاي نمازهاي ميت بر پسر بزرگ تر، مسائل ارث، ولايت پدر و جد، حقوق طرفيني مانند حق حضانت و نفقات، عقوق والدين و اطاعت از آنها و مسائل اخلاقي مانند صله رحم، هبه به اقارب، عقيقه فرزند و مسائل فراوان ديگر، بر حفظ انساب متوقف است و از اينجا به اهميت ازدواج و مراعات حدود آن مي توان پي برد. حفظ نسب، حكمت عده زن بين دو ازدواج شمرده شده است. 

انتظار زن براي ازدواج دوباره پس از وفات شوهر به مدت چهارماه و ده روز ( بقره: 234 )، عده زن به مدت سه دوره پاكي پس از طلاق ( بقره: 228 ) و انتظار زن باردار براي ازدواج مجدد تا هنگام وضع حمل ( طلاق: 4 )، همه اين مقررات گوياي اهميت حفظ نسب است. حرمت ازدواج با زن شوهردار ( نساء: 24 )، و حرمت زنا ( اسراء: 32 ) نيز بر پايه حكمت حفظ نسب قرار داده شده است.

 

2-2- برخورداري از سكون و آرامش

نياز روح به كانون آرامش، با اهميت تر از نياز جنسي است. همسر شايسته در پيشامدهاي زندگي، راه وصول به آرامش و سعادت را نزديك مي كند: « وَمِن آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُمْ أَزْواجًا لِّتَسْكُنوا إِلَيْهَا ... » ( روم: 21 )، « وَجَعَلَ مِنها زَوجَها لِيَسكُنَ إِلَيها ... ». برخي مفسران، مقصود از لباس را در آيه 187 بقره، سكون و آرامش دانسته اند؛ همان گونه كه خدا شب را لباس ( مايه آرامش و سكون ) دانسته: « وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ لباسًا » ( نبأ: 10)

و « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » (بقره: 187) به سكون و آرامشي كه با همسر حاصل مي شود، نيز اشاره دارد. يكي از بناهاي پر اهميت اجتماع، ازدواج و تشكيل خانواده است. در اين واحد اوليه اجتماعي، سنگ بناي تعليم و تربيت نهاده مي شود و انسان در عرصه ازدواج به آرامش و تكامل مي رسد.

 

2-3- حفظ نوع بشر

طبق بيان قرآن، ازدواج وسيله اي براي توليد و بقاي نسل در انسان و حيوان است: « جَعلَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزْواجًا و منَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فيه» (شوري، 11) گرچه جمله « َيذْرَؤُكُمْ فيهِ » تكثير نسل انسان را بيان داشته است، در اين جهت، ميان انسان، چهارپايان و گياهان فرقي نيست. 

در جاي ديگري مي فرمايد: پروردگار، شما را از « نفس واحدي » آفريد و جفتش را نيز از او خلق كرد، و از آن دو، مردان و زنان بسياري را پراكنده ساخت: « ... وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيرًا وَنِساء ... » (نساء: 1). در آيه 72 سوره نحل مي فرمايد: از همسرانتان براي شما فرزندان و نوه ها قرار داد، « وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً »

قرآن، بقاي نسل انسان و اجتماع مدني را به ازدواج منوط مي داند و روي آوردن به زنا و لواط را نابودكننده راه بقاي نسل مي شمارد: « وَلا تَقرَبواْ الزِّنى إِنَّهُ كَانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبيلا » ( اسراء: 32 )، « أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبيل » (عنكبوت: 29)؛ زيرا با رواج راه هاي نامشروع، رغبت به نكاح كم مي شود؛ جاذبه اش از بين رفته و فقط بار تأمين مسكن و نفقه و به دنيا آوردن اولاد و تربيت آنان، باقي مي ماند. در نتيجه، آسان ترين راه هاي اشباع غرايز كه از راه نامشروع است، رايج مي شود و هدف بقاي نسل، رنگ مي بازد.

 

2-4- داشتن فرزندان صالح

يكي از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن مي باشد، و پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود؛ زيرا اصل توليد و تكثير، از راه هاي غيرمشروع نيز ممكن است، ولي در سايه ازدواج، نسلي داراي اصل و نسب پديد مي آيد.

قرآن در آياتي، فرزند را زينت زندگي دنيا شمرده كه بيان گر رغبت انسان به داشتن فرزند و برقرار شدن رابطه پدر و مادر و فرزند است: « الْمالُ وَالْبَنونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا » (كهف: 46). داشتن فرزند به صورت ثمره ازدواج، با تعبيرهاي گوناگوني در قرآن آمده است. در آيه 223 سوره بقره از اينكه مي گويد: « نِسآؤُكُم حَرْثٌ لَّكُم فَأْتُواْ حَرثَكُمْ أَنَّى شِئْتُم... »

يادآور مي شود كه بكوشيد از اين فرصت بهره گيريد و با پرورش فرزندان صالح و شايسته كه به حال دين و دنياي شما مفيد باشد، اثر نيكي براي خود از پيش بفرستيد؛ «... وَقَدِمُواْ لأَنفُسِكُم ... » 

در آيه 187 سوره بقره پس از آنكه از آميزش با همسر سخن به ميان آمده است، مي فرمايد: «... وَابْتَغواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُم»، كه به نظر بسياري مقصود، طلب فرزند است. 

در موارد متعددي از قرآن، خداوند براي داشتن فرزند صالح، خوانده شده است. در آيه 189 اعراف از قول پدر و مادر نقل مي كند كه عرضه مي دارند؛ اگر فرزند صالح نصيبشان شود، شكرگزار خواهند بود: « دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِن الشَّاكِرِين ... » 

در چند جا، درخواست حضرت زكريا (عليه السلام)، مطرح شده است كه از خداوند، فرزندي كه لياقت جانشيني او را داشته « ... فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا » (مريم: 5)، و مورد رضايت پروردگار باشد؛ « وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضيًّا »‌ (همان: 6) را خواسته است. در سوره آل عمران، پس از بيان شايستگي هاي مريم (عليها السلام)، او پروردگارش را مي خواند: خداوندا از طرف خود، فرزند پاكيزه اي نيز به من عطا فرما: « ... هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء »

 

2-5- مودت و رحمت

از ديگر آثار ازدواج، مودت و رحمت است: « وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ... » (روم: 21) آنچه در آغاز زندگي مشترك بين زن و شوهر، يگانگي برقرار مي كند و اثر آن در مقام عمل ظاهر مي شود، مودت است؛ ولي پس از گذشت زمان و رسيدن دوران ضعف و ناتواني، رحمت جاي مودت را پر مي كند. 

رحمت و مودت به تعبير قرآن، دو نشانه الهي و ضامن پايداري بناي زندگي و تداوم وحدت است. البته رحمت در همان آغاز زندگي نيز در زندگي نقش دارد. گاهي زحمات و خدمات بلاعوض و ايثارگرانه بدون هيچ گونه چشم داشتي حتي گاهي با برخورد سرد از طرف مقابل، از انسان سرمي زند. 

در اينجا براي حفظ نظام خانواده از خواسته هاي غريزي انسان، نياز فطري به پدر و مادر شدن برشمرده شده، و پاسخ به اين خواسته با ازدواج و داشتن فرزند تأمين مي شود.

 

2-6- ارضاي غريزه جنسي

غريزه جنسي، نيرويي است كه در زن و مرد قرار داده شده و ازدواج، وسيله اي مُجاز براي اطفاي نيروي شهوت و پاسخي به اين غريزه خدادادي است:« وَالَّذِينَ هُمْ لِفُروجِهِم حافِظُون إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيرُ مَلُومين » (مؤمنون: 5-6)

در حديث آمده است: ميان لذت هاي مادي و جسماني در دنيا و آخرت، هيچ كدام به پايه لذت زناشويي نمي رسد؛ سپس امام به آيه 14 سوره آل عمران استشهاد مي كند كه در ميان شهوات گوناگون علاقه به زن را مقدم داشته است: « زُيِّنَ للنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساء وَالْبَنينَ وَالْقَناطِيرِ الْمُقَنطَرةِ ...» 

در آيه 187 بقره مي فرمايد: خداوند مي دانست كه شما به خود خيانت مي كرديد و آميزش با همسر را كه ممنوع شده بود، انجام مي داديد؛ بدين سبب، ممنوعيت برداشته شد: « ... عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ ... »

اين آيه، به نياز غريزي جنسي اشاره دارد كه به رغم ممنوعيت شرعي، مردم به سوي آن كشيده مي شوند. البته اين امر نمي تواند انگيزه اصلي و هدف نهايي ازدواج باشد؛ زيرا غريزه جنسي در زن و مرد، دوره محدودي دارد و اگر غرض از ازدواج، فقط اين جهت باشد، بايد زوجين هنگام ناتواني جنسي، يكديگر را رها كنند يا زن و مردي كه توانايي جنسي خويش را از دست داده اند، هيچ گاه پيمان زناشويي نبندند.

 

2-7- بازداشتن از گناه

يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. با اشباع غريزه جنسي در زن و مرد، زمينه گناهان شهوت انگيز از ميان مي رود. اينكه در قرآن از كسي كه ازدواج كرده، به « مُحصن و محصنه » تعبير شده: « فَإِذَا أُحْصِنَّ » (نساء: 25)، به جهت اين است كه زن و مرد، با ازدواج در حِصن (سنگر) مستحكمي قرار مي گيرند و خود را حفظ مي كنند تا وسوسه هاي شهواني در آنان اثر نگذارد. 

ازدواج، زمينه گناهان ديگر را نيز از بين مي برد؛ زيرا پذيرفتن مسئوليت تأمين و تربيت اولاد، انسان را به استفاده بهينه از عمر وامي دارد و براي گناه و معاشرت هاي گمراه كننده جايي باقي نمي ماند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « من تزوج فقد احرز نصف دينه » ( بحارالانوار، ج100: 219 )؛ با ازدواج، نيمي از دين صيانت مي شود. 

در روايتي ديگر آمده است: بدترين مردم، كساني هستندكه در تجرد به سر مي برند. در تفسير آيه 187 سوره بقره؛ « هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ » برخي گفته اند: آن گونه كه انسان، با لباس از سرما و گرما و حشرات و آسيب هاي جلدي، محافظت مي شود، زن و مرد، با ازدواج، يكديگر را از گناه حفظ مي كنند. 

در آيه 28 سوره نساء، حكمت تشريع ازدواج اين گونه بيان شده است: « يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ ... »؛ زيرا پيروي از شهوات و در دام گناه افتادن، براي انسان، وزانت و سنگيني مي آورد و تشريع ازدواج و فراهم شدن امكان آن براي كسي كه نمي تواند با زنان آزاد ازدواج كند، از فساد و گناه جلوگيري مي كند و انسان از عواقب آن در امان مي ماند و اين نوعي توسعه براي انسان شمرده مي شود.

 

2-8- توسعه رزق

نگراني از تنگدستي، يكي از بهانه هايي است كه براي گريز از ازدواج، مطرح مي شود. قرآن، اين گونه به انسان اميدواري مي دهد: از فقر و تنگ دستي جوانان و مجردان نگران نباشيد و در ازدواج آنها بكوشيد، چراكه اگر فقير باشند، خداوند از فضل خويش، آنان را بي نياز مي سازد: « وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ ... » (نور: 32) برخي گفته اند: مفاد اين آيه، وعده خداوند به غنا و بي نيازي براي كساني است كه تشكيل خانواده دهند. 

رواياتي نيز اين معنا را تأييد مي كند. يكي از آثار ازدواج براي زن و مرد، ايجاد زمينه تقوا و دوري از گناهان است. در حديثي، امام صادق (عليه السلام) ترك ازدواج به سبب ترس از گرسنگي را سوء ظن به پروردگار دانسته است؛ زيرا پس از وعده قرآن به توسعه رزق، نگراني در اين زمينه، جز بدگماني به خدا نيست. 

با توجه به اينكه افرادي در جامعه، پس از ازدواج، نه تنها ثروتمند نمي شوند، بلكه بر فقرشان افزوده مي شود و اگر اين آيه، متضمن وعده خداوند باشد، خلف وعده لازم مي آيد و خلف وعده قبيح است. گروهي بر آنند كه براي وعده در اين آيه بايد معلق بر مشيت الهي در تقدير گرفته شود؛ يعني پس از ازدواج، اگر خدا بخواهد، آنان را بي نياز مي كند، چنانكه در آيه 28 سوره توبه، براي وعده الهي به غنا و بي نيازي به مشيت خدا تصريح شده است: « وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء ... » اشكال شده است: همان طور كه غنا و بي نيازي متأهلان، به مشيت منوط است، غنا و بي نيازي مجردها و كساني كه همسر ندارند ( بلكه هر پديده اي ) نيز به مشيت توقف دارد. پس اين چه وعده اي است كه خدا، براي ازدواج داده است؛ زيرا همان گونه كه متأهل ها، بر اثر مشيت الهي، به دو گونه فقير و غني تقسيم مي شوند، مجردها نيز چنين هستند و اتفاقاً اين وعده درباره مجردان در قرآن آمده است: « وَإِن يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللّهُ كُلاًّ مِّن سَعَتِهِ » (نساء: 130)

اگر وضعيتي پيش آيد كه زن و شوهر نتوانند با هم زندگي كنند و از هم جدا شوند، خداوند هر دو را با فضل و رحمت خود بي نياز خواهد كرد. پاسخ اشكال آن است كه بسياري از مردم خيال مي كنند، ازدواج و فراواني عائله، سبب فقر و تجرد، سبب پس انداز و ثروت مي شود. 

آيه درصدد آن است كه اين توهم را از دل ها بزدايد و غفلت از رزاق حقيقي را بردارد و به ما بفهماند كه گاه، بركت و فراواني، در مال انسان ( با وجود عائله مند بودن ) ايجاد مي شود و گاهي هم انسان (در عين كم عائله بودن و مجرد زيستن) هرچه مي كوشد، در معيشت او پيشرفتي حاصل نمي شود، افزون بر آنكه پذيرفتن مسئله تأمين زن و فرزند، در او مسئوليت پديد مي آورد. 

بنابراين، آيه « إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ » (نور: 32) بيان مي دارد كه گاهي با ازدواج، فقر از زندگي رخت برمي بندد، نه آنكه هميشه با ازدواج، فقر برطرف مي شود وگرنه اين آيه با آيه « وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا » تناقض مي يافت ( همان: 33 )

فخر رازي معتقد است كه آيه « إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ » در مقام وعده الهي نيست؛ بلكه مفاد آيه، آن است كه نبايد ترس از فقر، مانع ازدواج شود؛ زيرا مال فناپذير است و آنچه ارزش و بقا دارد، فضل خدا است كه بايد در پي آن بود كه از انباشتن ثروت بهتر است: « قُلْ بِفَضْلِ اللّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ » ( يونس: 58 )

 

3- ازدواج و اهميت آن در اسلام

 

در فرهنگ معين « ازدواج رابطه اي حقوقي است كه براي هميشه يا مدتي معين، به وسيله عقد مخصوص بين زن و مرد حاصل شده و به آنها حق مي دهد كه از يكديگر تمتع جنسي ببرند » ( معين، 1382 ) 

در تعريفي ديگر « ازدواج و زندگي زناشويي يك پديده طبيعي قراردادي است » (مطهري، 1357) 

همچنين برخي ازدواج را فرايندي از كنش متقابل بين مرد و زن؛ برخوردي دراماتيك بين فرهنگ (قواعد اجتماعي) و طبيعت (كشش جنسي) و پيوندي دائمي ميان دو جنس مخالف ميدانند كه در چهارچوب رسمي و قانوني مجاز به برقراري مناسبات جنسي مي شوند. (رضوي و ديگران، 1381: 8 )

در تعريفي ديگر، ازدواج به عنوان نهاد و كانون اجتماعي ملهم از سه منبع قانون، عقايد اجتماعي و اعتقادات مذهبي بوده و مبتني بر شش نكته است:

1- ازدواج يك انتخاب شخصي آزاد است كه بر پايه عشق استوار مي شود؛

2- بلوغ و استقلال، نياز مسلم براي اقدام به ازدواج است؛

3- ازدواج، ارتباطي بين دو جنس مخالف است؛

4- در يك زندگي مشترك، مرد سرپرست بوده و تأمين معاش و محافظت از خانواده را برعهده دارد؛

5- وفاداري جنسي و تك همسري، انتظارات يك ازدواج مي باشند؛

6- ازدواج به طور طبيعي با تولد فرزندان همراه است. 

 

غير از آيات فراواني كه مسلمانان را در هر وضعيتي به همسرگزيني و ازدواج فرا مي خوانند، روايات بسياري نيز بر اين پيوند تأكيد دارند، تا آنجا كه امام صادق (عليه السلام) ترك ازدواج را از بيم فقر، سوء ظن به خداوند بزرگ مي خواند (كليني، ج5: 3)

امر ازدواج، به قدري از ديدگاه يگانه معبود هستي اهميت دارد كه در سوره نور آيه 32 فرموده: مردان و زنان بي همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكار را، اگر فقير و تنگ دست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بي نياز مي سازد، خداوند گشايش دهنده و آگاه است. 

در آيه اي ديگر خداوند فرموده: از نشانه هاي خداوند اين است كه آفريد براي شما از جنس خودتان زوج هايي كه به وسيله آنها آرام گيريد.

آري، خداوند رسيدن مشروع زن و مرد را به يكديگر، از نشانه هاي خود معرفي كرده و آن را براي هر دو نفر موجب آرامش دانسته است. آرامش و فروكش شدن موج طبيعي غريزه در انسان جز از طريق مشروع ميسر نيست و اين طريق مشروع ازدواج است و پاسخي است به نداي فطرت. 

تعاليم اسلام نيز بر نكات فوق در ازدواج تأكيد دارد. اسلام ازدواج را قراردادي با شرايط ويژه مي داند و نسبت به ملل و اديان ديگر، براي مسلمانان در ازدواج شرايط بيشتري مقرر كرده است، هرچند ازدواج ساير فرهنگ ها را در ظرف و قالب خود به رسميت مي شناسد (كليني، ج1: 353) 

نكته دوم، استحكام اين قرارداد است. در قرآن از ازدواج به عنوان « پيماني محكم » ياد شده است (نساء: 21) وجملاتي كه در عقد ازدواج و هم زمان با آن از سوي يك طرف گفته مي شود و طرف مقابل نيز آن را مي پذيرد، نشان از استواري اين پيوند دارد (مجلسي، ج 100: 267-269)

برخي از اين جملات از متن قرآن گرفته شده و بر اين استوار است كه زن و مرد بايد به صورت مناسب و مطلوب به زندگي مشترك خويش ادامه دهند و در صورتي كه بخواهند از هم جدا شوند بايد با احسان و نيكي به يكديگر همراه باشند (بقره: 231)

در عين حال، پيمان زناشويي محكم ترين قرارداد اجتماعي است كه مي توان آن را ناشي از دوستي شديد و رحمت متقابل بين زن و شوهر دانست كه قرآن به آن اشاره كرده است (روم: 21)

اين دوستي، قوي ترين امري است كه فرد بر آن اعتماد كرده، والدين، خواهر و برادر و همه خانواده را رها مي نمايد و راضي مي شود با فردي كه نسبت خوني با او ندارد، زندگي كند و در سختي و آسايش با او شريك باشد. از نشانه هاي مهم خداوند در خلقت انسان، جذبه روان شناختي در وجود مرد و زن است كه مي پذيرند از نزديكان جدا شوند و فرد ناآشنايي را به همسري برگزيند تا مايه آرامش يكديگر شوند و رابطه دوستانه آنها از هر رابطه ديگر عميق تر گردد.

به نظر مي رسد، زن و مرد تنها در صورت اطمينان به عمق اين رابطه و گوارا بودن زندگي مشترك، به ازدواج رضايت مي دهند. اين پيمان فطري، بسيار محكم و امري وراي ارضاي جنسي است و اطمينان زن و مرد به يكديگر بيش از اطمينان افراد در هر رابطه ديگر انساني است. اين امور باعث مي شود ازدواج به پيمان محكمي تبديل شود .

 

4- نقش ايمان و اخلاق در تحكيم بنياد خانواده

خانواده يك واحد كوچك اجتماعي است كه با پيمان ازدواج زن و مرد آغاز مي شود و با توليد و تکثير فرزندان توسعه و استحکام مي يابد. جوامع بزرگ تر نيز از همين واحدهاي کوچک تشکيل مي شوند. بشر از آغاز، زندگي خانوادگي را به عنوان بهترين نوع زندگي برگزيده و در همه زمان ها و مکان ها بدان پايبند بوده و هست.

اين نوع زندگي از امتيازات انسان محسوب مي شود و فوائد گوناگوني دربردارد، از جمله اينکه زن و مرد را از پريشاني، بي هدفي و ولگردي نجات مي دهد و به خانواده وابسته و دلگرم مي سازد، آنها در کانون گرم و با صفاي خانواده، صاحب فرزند مي شوند. پرورش فرزندان و انس با آنان يکي از بهترين لذت هاي زندگي است.

اسلام براي تحقق اهداف ازدواج و تحکيم بنياد خانواده بر دو امر تأکيد دارد: يکي ايمان و ديگري اخلاق. به کساني که قصد ازدواج دارند توصيه مي شود که دين و اخلاق همسر خود را نيز منظور بدارند. مردي خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله، آمد و در امر ازدواج با او مشورت نمود، آن حضرت فرمود: « با زنان ديندار ازدواج کن تا خير فراواني نصيب تو شود » ( وسائل الشيعه، ج20: 50 )

علي بن موسي الرضا (عليه السلام) فرمود: « سودي بهتر از زن صالح و شايسته نصيب انسان نمي شود، زني که شوهرش را خشنود مي سازد و در غياب او از خود و مال شوهرش نگهداري مي کند » ( همان: 39 )

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: « اگر کسي از دختر شما خواستگاري کرد و دين و اخلاق او را پسنديديد، با او تزويج کنيد وگرنه فتنه و فساد بزرگي در زمين به وجود مي آيد » ( همان. 77 )

براي حسن رابطه بين زن و شوهر و بقا و استحکام بنياد خانواده و براي جلوگيري از اختلافات خانوادگي و وقوع طلاق نيز بهترين وسيله را رعايت ارزش هاي اخلاقي مي دانند و در اين رابطه توصيه هاي فراواني شده است.

اسلام، ازدواج را پيماني مقدس مي داند که ميان زن و مرد، به اعتبار اينکه دو انسان هستند، بسته مي شود و مهم ترين هدفش تأمين نيازهاي انساني و آرامش، سکون و انس زن و مرد به يکديگر است، حتي لذت جويي هاي مشروع جنسي و اشباع غريزه و توليد و پرورش فرزندان را نيز در راه تأمين هدف عالي انسان محسوب مي دارد.

قرآن کريم در اين رابطه مي گويد: « و از نشانه هاي خداست که براي شما از جنس خودتان همسراني بيافريد تا به سوي آنان آرامش بيابيد و در ميان شما محبت و دلسوزي قرار داد، همانا که در اين موضوع براي انديشمندان نشانه هايي است » (روم: 21) 

در آيه مذکور، انس و آرامش خانوادگي به عنوان ثمره ازدواج معرفي شده است و اين موضوع بسي برتر از امکان ارضاي مشروع غريزه جنسي است. در پيمان مقدس زناشويي، زن و مرد با تمام وجود به سوي همديگر جذب و متحد و يک دل مي شوند و در تمام ابعاد زندگي در خدمت يکديگر قرار مي گيرند، همچنين مأنوس و همفکر و هم راز و يک هدف مي شوند.

در آيه مذکور زندگي خانوادگي بر دو پايه نيرومند مودت و رحمت استوار شده است. يکي از پايه هاي ازدواج، مودت و علاقه زن و شوهر نسبت به يکديگر است، خوبي ها و نقاط مثبت يکديگر را مورد توجه قرار مي دهند و از صميم قلب همديگر را دوست مي دارند. هر يک از آنان، ديگري را نعمتي ارزشمند از جانب خدا و وسيله انس، الفت، آرامش و دلگرمي و شريک زندگي مي شمارد و از اين نعمت بزرگ قدرداني و سپاسگزاري مي کند.

پايه ديگر ازدواج که در اين آيه بدان اشارت شده، رحمت يعني مهرباني و دلسوزي است. هرگاه يکي از زوجين به نقصان و ضعف و نيازي در همسرش مواجه شد با ديده ترحم و دلسوزي به آن مي نگرد، فکر مي کند که او يک انسان است و انسان هم بي نقص نيست، چنانکه خودش نيز بي عيب نيست. دلش به حال او مي سوزد و سعي مي کند با نرمي و مدارا و از روي مهرباني و دلسوزي نقص او را در صورت امکان برطرف سازد و در صورت عدم امکان او را با همان حال مي پذيرد و نقصانش را ناديده مي گيرد و به زندگي ادامه مي دهد. لازمه رحمت و دلسوزي اين است که چنانکه خير و صلاح خود را مي خواهد در همه حال خواسته ها و تمايلات همسرش را نيز منظور بدارد و هرچه را براي خود مي خواهد براي او نيز بخواهد و همواره به فکر تأمين سعادت، آسايش و آرامش او باشد. قرآن مجيد در اين رابطه تعبير بسيار جالبي دارد و زن و شوهر را چنين توصيف مي کند:

« زنان براي شما لباس هستند و شما نيز براي آنان لباس هستيد » ( بقره: 187 )

لباس مجموع بدن انسان را با همه کمالات و نواقص و خوبي ها و بدي ها و زيبايي ها و زشتي ها دربر مي گيرد؛ از سرما و گرما و خطرها حفظ مي کند، بر زيبايي هايش مي افزايد و عيوبش را مي پوشاند. لباس نزديک ترين اشيا نسبت به انسان است و از جمله نيازهاي اوليه به شمار مي رود. زن و شوهر نيز نسبت به يکديگر بايد همانند لباس باشند، همديگر را با همه نواقص و کمالات بپذيرند. حافظ و نگهبان و آرامش بخش يکديگر باشند، بر زيبايي هاي هم بيفزايند و عيوب يکديگر را بپوشانند، رازدار و محرم اسرار باشند.

اسلام در مورد روابط بين زن و شوهر و زندگي خانوادگي چنين مي انديشد و آن را بر چنين پايه هايي استوار ساخته است. تشکيل چنين خانواده هايي در خور انسان است و سعادت جسماني و نفساني، دنيوي و اخروي او را تأمين مي کند. اگر بنياد خانواده بر پايه هاي ايمان و محبت و دلسوزي استوار شود، کانون خانواده گرم و باصفا مي شود و از کشمکش ها و اختلافات و طلاق و فروپاشي جلوگيري مي کند.

خيرانديشان بايد در ترويج و تبليغ چنين خانواده هايي تلاش و سرمايه گذاري کنند و بدين وسيله، از تزلزل و فروپاشي بنياد خانواده جلوگيري کنند. البته تنها با حمايت هاي قانوني نمي توان بدين هدف بزرگ رسيد و بنيان خانواده را بر پايه هاي محبت و دلسوزي استوار ساخت. بهترين وسيله براي رسيدن به چنين هدفي تبليغ و دعوت مردم به رعايت ارزش هاي اخلاقي است. چنانکه اسلام همين روش را انتخاب کرده و بر رعايت اخلاق در خانواده تأکيد فراوان دارد. از باب نمونه به گوشه اي از آن اشاره مي شود:

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: « کامل ترين مردم از جهت ايمان کسي است که اخلاقش خوب تر باشد، و بهترين شما کساني هستند که نسبت به همسران خود خوش رفتار باشند » ( مجلسي، ج 71: 389 )

امام سجاد (ع) فرمود: «حق همسرت اين است که بداني خداي متعال او را وسيله آرامش و انس تو قرار داده و بداني که او نعمتي است از جانب خدا براي تو، پس او را گرامي بداري و با وي مدارا کني. گرچه تو نيز بر او حقي بزرگ داري، اما بايد نسبت به او دلسوز و مهربان باشي، زيرا در اختيار تو قرار دارد. بايد خوراک و پوشاک او را تأمين کني و اشتباهات و لغزش هايش را ببخشي»(همان، ج74: 5)

حضرت موسي بن جعفر (ع) فرمود: « جهاد زن در اين است که خوب شوهرداري کند » (وسائل الشيعه، ج20: 163)

همچنين اسلام عنايت ويژه اي به اخلاق دارد و رعايت ارزش هاي اخلاقي را براي سلامت خانواده و تحکيم بنيان آن ضروري و لازم مي داند.

 

منبع: سايت راسخون ، نويسندگان:دكتر كريم حمدي ،دكتر اسماعيل كاوسي،پيمان حسن پور

 
ست کیف و کفش عروس مدل کفش عروس کفش های مجلسی جدید مدل کفش دامادی


عقد آریایی

خطبه عقد به روش ایران باستان

عقد آریایی

سوگند پیمان نوشاد(داماد)

1.در نزد انجمن (نام داماد برده می شود) آیا به طراوت بهاران سوگند یاد میکنی تا هماره آنچه بر خود روا می داری بر همسر خویش روا دار داری و آنچه بر خود نمی پسندی بر او نیز نپسندی ؟! برای او شوئی وفادار و برای فرزندانت پدری خردمند و راهگشا باشی ؟!

داماد می گوید : سوگند یاد می کنم .
 

سوگند پیمان اوروس (عروس)

2.در نزد انجمن (نام عروس) آیا به سرسبزی و باروری تابستان سوگند یاد میکنی تا با همسر خویش مهربان و همدل باشی و غرور و احترام او را همواره به جای آوری ؟! نیاز او را نیاز خود و در بی نیازی و بی آزی همسازو همگام وی باشی ؟!

 

عروس می گوید : سوگند یاد میکنم .

 

سوگند دوباره نوشاد (داماد)

3.در نزد انجمن (نام داماد) آبا به رنگارنگی پائیز سوگند یاد می کنی تا هماره پشتیبان و یاور وی باشی در شادیها ، غمها ، دارائیها و ناداری، تندرستی و بیماری ؟! و منزلت بانوی خویش را در تنهائی و در میان انجمن چون گوهری یگانه پاس داری ؟!


داماد می گوید : سوگند یاد می کنم .


سوگند دوباره اوروس (عروس)

4. در نزد انجمن (نام عروس) آیا به سپیدی وپاکی زمستان سوگند یاد می کنی که همواره اجاق گرمی بخش بختتان را روشن و پر فروغ نگه داری و برای او همسری وفادار و برای فرزندانت مادری دلسوز و مهربان باشی؟! به خانه ات شادی و گرمی بخشیده و هر آنچه در توان داری را در آذین بندی و پاکی آن به کار گیری ؟!


عروس می گوید: سوگند یاد می کنم.

پیمان

(داماد این جملات را پس از پیمان بان تکرار می کند)

به نام نامی یزدان

تو را من برگزیدم  از میان این همه خوبان

برای زیستن با تو ، میان این همه گواهان

بر لب آرم این سخن با تو ، وفادار خواهم ماند

در هر لحظه ، در هر جا ، پذیرا می شوی آیا ؟


(عروس این جملات را پس از پیمان بان تکرار می کند) 

به نام نامی یزدان

پذیرا می شوم ، مهر تو را از جان ، هم اکنون

باز می گویم میان انجمن با تو، وفادار تو خواهم ماند

در هر لحظه ، در هر جا !

(پیمان بان می گوید)

شادباش ما و انجمن را پذیرا باشید

نیایش پیمان زناشوئی

(پیمان بان این نیایش را پس از پیمان می خواند)

به نام دادار نیک اندیش

پروردگار دانا و توانا .. ای یزدان پاک ، ای دگرگون ساز دلها و روشنی بخش چشمها ، ای به آئین گرداننده ی شبان و روزان .. ای سامان بخش نابسامانیها  و ای زداینده ی پریشانی ها ، ای هستی ده و هستی بخش

تو را سپاس می گوئیم که به این دو یار مهربان ، مهر خویش ارزانی داشتی تا زندگیشان را با پیوند دستها و دلهایشان بیاغازند !

 
ای آگاه ترین آگاهان !

سختیها ، ناپاکی ها ، ستیزها ، رنج ها و شکنج های زمانه را از ایشان دور ساز و دروازه های نیکی ، خوشبختی و به زیستی را به رویشان بگشای !

هر روزشان را چون امروز گرم و درخشان و شادمان ساز

سفره ی زندگیشان را همواره گسترده و پر برکت بدار

به آنان فرزندانی ببخش تا با نیکی در پندار ، کردار و گفتار در بهبود خانواده و جهان خویش کوشا باشند !عشق و مهر این خانواده را به استواری دماوند ، به لطافت گلها و روشنائی خورشید ، به زلالی دریاها ، به طراوت باران ، به نسیم بهاری ، به سرسبزی جهان همواره استوار و پایدار بدار !

پروردگارا !

جام عشق ، احترام ، دوستی ، گذشت ، پیروی ، همدردی ، همراهی ، همسازی و مهرورزی را میان این دو یار نشکن و آن را همواره لبریز و جاوید نگه دار ..

پروردگارا !

هر روزشان را روزی نو و شب هایشان را پر ستاره و چون مهتاب پائیزی درخشان ساز ! طلوع هر بامداد زرینت را به نگاه پر مهرشان ببخش تا با عشق خویش گرما بخش وجود یکدیگر باشند ! سالهای زیستن شان را پایدار و وفاداری به همسر را در نهادشان جاوید و ابدی بدار ..

پروردگارا !

بختشان را بلندای آبی رنگ آسمان ،غرورشان را شکوه ستیغ های بی راه البرز ، آرامششان را به نرمی گندم زارهای   دشت مغان و مهرشان به یکدیگر را به ژرفای دریای پارس همانند گردان تا در پرواز زندگی همبال یکدیگر چون عقابان تیز پرواز زاگرس پشتیبان و یکدل باشند و آشیان خویش را از دسترس بدخواهان دور نگه دارند ..

پروردگارا !

چونان فرمای تا شقایق های خودروی دشتهای دور در هنگامه ی رقص با نسیم بهاران قصه گوی مهرشان باشند و گل های کوهی روئیده در کنار سنگهای تفته از آفتاب در چشم انداز جویبارهای زلال و لغزنده  یاد آور پیمان و وفاداریشان به یکدیگر گردند ..

پروردگارا !

کین ، ناسازگاری ، دروغ و کج اندیشی اهریمنی را از نهادشان دور ساز و مشعل مهر و راستی ، همدلی و خرمی اهورائی را در دلهایشان بیفروز ! باشد که چون نیاکام مهر آئین خویش ستایشگر تو باشند و نیکی ها ، سپیدی ها ، پاکی ها و زیبائی هایت را هماره به خاطر سپارند.

گواهان پیمان

(سه بانو به عنوان سپندارمذ : الهه مادر زمین  ، آناهیتا :الهه آب و نعمت            و میترا: الهه پیمان دوستی و مهر بهتر است که در قند سائی و بر زبان راندن پیمان حضور داشته .. یکی کاسه عسل در دست ،  یکی حلقه ی  داماد در دست و سومین حلقه عروس در دست با پیمان بان همراهی کنند  )


پس از سوگند یاد کردن عروس و داماد این جمله را تک تک  بر زبان می آورند :


گواهی می دهم پیمان بستن شما را .. شادکام و خوشبخت باشید

 

 



ماشین عروس عجیب و خاطره ساز! + تصاویر

 ماشین عروس عجیب و خاطره ساز! + تصاویر

چند سالی است در اکثر مراسم های عروسی ماشین های عروسی گران قیمت با تزئین و جذابیت خاصی دیده میشود و این امر به تفاوت سلیقه زوج ها به انتخاب ماشین عروس بر میگردد.افرادی که علاقه خاصی به متفاوت بودن دارند حتی با اجاره بالای این ماشین های گران قیمت باز مشتاق به انجام اینکار هستند.  برخی دیگر نیز بخاطر صرفه جویی در هزینه‌ها و ثبت خاطره جالب و ماندگار در یادها بجای خودروهای گرانقیمت از خودرو های سنگین و کاری خود برای تزئین استفاده میکنند که در ادامه چند مورد از این ماشین های عروس در تهران و دیگر نقاط جهان که به طرز جالب و عجیبی تزئین شده است و در چند سال اخیر به چشم خورده است را مشاهده می کنید:

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

ماشین عروس متفاوت در شهر ورامین

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

یک وانت نیسان با تزئین جالب

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزیین جالب ماشین عروس با شکلات

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزئین متفاوت ماشین عروس با نوشته

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

یک دستگاه لودر به عنوان ماشین عروس

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

ماشین عروس شبیه یک کالکسه رویایی

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

ماشین عروس پرسپولیسی

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزئین عجیب ماشین عروس با گل

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

یک ماشین عروس عجیب در تهران

ماشین عروس عجیب-گل آرایی ماشین عروس

تزئین خودروی جرثقیل به عنوان ماشین عروس

منبع:namnak.com



امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج

امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج در دفتر ازدواج

در مورد این مسئله 4 ماده قانونی به چشم می خورد که مستقیمأ به این موضوع یعنی تعداد امضاهای مورد نیاز برای ثبت ازدواج می پردازند و تعدادی مواد متفرقه نیز داریم که اشاره ای به این موضوع دارند که ذیلأ به بررسی آنها می پردازیم: ماده 10 «ن.د.ث.ا.ط» اشعار می دارد: برای ثبت عقد مزاوجت زوج و زوجه باید شخصاً یا به توسط وکیل ذیل ثبت عقد را در دفتر و ذیل ورقه ازدواج را امضاء کنند. نظامنامه ماده 2 ثبت ازدواج و طلاق مصوب آبان 1310 شامل دو ماده می باشد که هر دو ماده راجع به این موضوع بحث می کنند:


 ماده1:«ذیل ثبت ازدواج و طلاق در دفتر ازدواج به امضای مجری یا مجریانی صیغه ازدواج یا طلاق خواهد رسید.»
 ماده 2: « سند ازدواج یا طلاق برای اینکه سند رسمی محسوب شود لازم است علاوه بر سایر شرایط مقرر در نظامنامه مذکور فوق به امضاء اشخاص ذیل برسد.
1-زن و شوهر در سند ازدواج
2-مجری یا مجریان صیغه ازدواج
3-امضاء دو شاهد یا بیشتر به نحوی که سند مجموعأ دارای 6 امضاء باشد.»
تبصره: هرگاه زن یا شوهر یا بعضی از شهود سواد نداشته باشند به جای امضاء علامت انگشت خواهند گذارد.
مفاد ماده 2 فوق الذکر عینأ در ماده 3 «آ.م.ث.ا.ط» نیز بچشم می خورد حال ببینیم ضمانت اجرای مقررات مواد فوق چیست؟ بند دوم ماده 100 «ق.ث.ا.ا.ک» چنین مقرر می دارد که: هر یک از مستخدمین و اجزاء ثبت اسناد و املاک و صاحبان دفاتر رسمی عامداً یکی از جرائم ذیل را مرتکب شود جاعل  در اسناد رسمی محسوب و به مجازاتی که برای جعل و تزویر اسناد رسمی مقرر است محکوم خواهد شد. این ماده در ادامه مواردی از جمله این مورد را مشمول مجازات اخیرالذکر معرفی می کند:  « ... ثانیأ – سندی را بدون حضور اشخاص که مطابق قانون باید حضور داشته باشند ثبت نماید.
در خصوص حضور طرفین نیز مقرراتی داریم از جمله ماده 64 «ق.ث.ا.ا.ک» طرفین معامله یا وکلای آنها باید ثبت سند را ملاحظه نموده و مطابقت آن ثبت با اصل سند به توسط مشارعلیهم و مسئول دفتر ثبت تصدیق گردد.
 درماده 18 «آ.د.ا.ر» نیز چنین آمده:« سر دفتر و نماینده هیچ سندی را نباید امضا نمایند مگرآنکه وارد دفتر شده و به امضای اصحاب معامله رسیده باشد. متعاقب آن بلافاصله در ماده 19 همان قانون می خوانیم: سند معامله باید پس از تنظیم و ثبت در دفترسر دفتر و انجام سایر تشریفات، به تصدیق و امضاء اصحاب معامله برسد و متعاملین باید در یک جلسه اسناد و دفاتر مربوط را امضاء نمایند و در صورتی که قبوض اقساطی هم ضمیمه سند باشد، قبوض مزبور را هم بایستی در همان جلسه که اسناد و دفاتر امضاء می شود امضاء کننده (راجع به قبوض اقساطی در جای خود یعنی در مبحث دهم که مربوط به حق التحریر است مطالبی خواهیم داشت). شایان ذکر است که مسئله دقت در امضاها و کنترل آنها از مواردی است که مورد توجه خاص بازرسین دفاتر می باشند بگونه ای که در فرمهای مربوط به بازرسان ردیفی بدان اختصاص داده شده است.

  برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

 


30- ماده 525 « ق.م.ا» راجع به جرم جعل، مرتکب را مستوجب 10-1 سال حبس  علاوه بر جبران خسارات وارده معرفی می نماید و همچنین مطابق ماده 727 «ق.م.ا» این جرم از زمره جرائم غیر قابل گذشت خواهد بود. همچنین در اینجا محکومیت بالای سه سال باشد مورد از مصادیق ماده 62 مکرر«ق.م.ا» خواهد بود که شخص در نهایت
متحمل مجازات تبعی انفصال به مدت 2 سال خواهد بود شایان ذکر است که «ن.ا.ث.ا.ط» مصوب 1378 نیز صراحتأ مفاد ماده 62 مکرر«ق.م.ا» را در خصوص سران دفاتر ازدواج مجری می داند.

 



زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد.

زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد.

 در این خصوص بند 186 مجموعه بخشنامه های ثبتی مقرر می دارد: « سر دفتران ازدواج بایستی... نسبت به ثبت واقعه ازدواج افسران و کارمندان نیروهای مسلح کسب مجوز نمایند» بنابراین بدون این مجوز به هیچ عنوان امکان ثبت ازدواج برای این اشخاص وجود ندارد نکته قابل توجه آنست که قانونگذار اقدام به وضع مقررات خاص در مورد ضمانت اجرای این بخشنامه ننموده است تنها مفری که در این مورد به ذهن می رسد بند 8 شق ماده 29«آ.ب.4» می باشد که عنوان می دارد تخلفات ذیل موجب « انفصال موقت از 3 ماه تا 6 ماه می باشد. تنظیم سند بر خلاف مقررات و بخشنامه ها و دستورالعملها...» بنابراین فقط باستناد همین ماده است که سر دفتر ازدواج متخلف از بخشنامه  فوق الذکر قابل تعقیب و محاکم می باشد. یعنی اگر سر دفتر ازدواج بدون کسب مجوز مبادرت به ثبت ازدواج افسران و کارمندان نیروهای مسلح نماید به 3 ماه تا 6 ماه انفصال محکوم می شود.

   برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

 

مطالب مرتبط :

امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج

شرایط معرفین

شرایط شهود ازدواج

ثبت واقعه ازدواج به وسیله قائم مقام قانونی

زوجین یا یکی از آنها فارسی ندانند.

زوج خواهان ازدواج دوم باشد

زوجین یا یکی از آنها از تبعه بیگانه باشد.

زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد

زوجین یا یکی از آنها بی سواد باشد.

زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد

زوجه باکره

وضعیتهای خاص زوجین

مدارک تحویلی به زوجین توسط سر دفتر ازدواج

گواهی های پزشکی

سند چیست و عقد نامه چگونه سندی است؟

مسائل مربوط به سند عقد نامه

تشریفات تحویل دفتر ثبت ازدواج به سر دفتر و مقررات کار با آن



زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد


زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد

ماده 12 «ن.د.ث.ا.ط» چنین می نویسد: « هرگاه زوجین یا یک طرف از آنها کر یا گنگ یا کورباشد علاوه بر معرفین هر یک باید در معیت خود یک نفر از معتمدین خود را حاضر نمایند. شخص معتمد مزبور در مورد اشخاص کر و گنگ باید از اشخاصی باشند که بتوانند به آنها با اشاره مطلب را بفهماند و این نکته صراحتأ باید در متن دفتر و در ستون ملاحظات قید و به امضاء اصحاب دفتر برسد.»
ماده 64 «ق.ث.ا.ا.ک» نیز همین مضامین را مقرر می دارد منتهی تفاوتی که با ماده فوق دارد آنستکه می گوید: «... مگر آنکه بین خود معرفین کسی باشد که طرف اعتماد آنهاست...» یعنی از نظر «ق.ث.ا.ا.ک» معتمد باسوادی که برای فهماندن مطالب می آورند می تواند از همان معرفین باشد ولی ماده 12 «ن.د.ث.ا.ا» مقرر می دارد که حتمأ این شخص باید کسی غیر از معرفین باشد.
این مسئله از موارد مورد توجه خاص بازرسین می باشد بگونه ای که در فرمهای مخصوص بازرسی ردیفی بدان اختصاص داده شده است.

    برگرفته از پایان نامه دوره ی مدیریتی مدیران آینده برتر

مطالب مرتبط :

امضاهای مورد نیاز برای ثبت واقعه ازدواج

شرایط معرفین

شرایط شهود ازدواج

ثبت واقعه ازدواج به وسیله قائم مقام قانونی

زوجین یا یکی از آنها فارسی ندانند.

زوج خواهان ازدواج دوم باشد

زوجین یا یکی از آنها از تبعه بیگانه باشد.

زوجین یا یکی از آنها کارمند نیروهای مسلح باشد

زوجین یا یکی از آنها بی سواد باشد.

زوجین یا یکی از آنها کر، کور، یا گنگ باشد

زوجه باکره

وضعیتهای خاص زوجین

مدارک تحویلی به زوجین توسط سر دفتر ازدواج

گواهی های پزشکی

سند چیست و عقد نامه چگونه سندی است؟

مسائل مربوط به سند عقد نامه

تشریفات تحویل دفتر ثبت ازدواج به سر دفتر و مقررات کار با آن



عشق قبل از ازدواج


عشق قبل از ازدواجعشق قبل از ازدواج

عموم مردم از «عشق» به عنوان یکی از گرانبهاترین تحفه های هستی یاد می کنند و عاشق بودن را سعادت خود می دانند. کم تر کسی یافت می شود که از آن گریزان باشد و در ژرفای دل خویش آن را آرزو نکند. قبل از هر چیز باید دانست که عشق عبارت است از: دوستی و محبت در حد زیاد. و آن بر دو نوع است:

عشق الهی، که مراد از آن محبت و دوستی وافر نسبت به خداوند متعال و هر کسی که در جهت و طریق اوست، می باشد مانند: عشق و دوستی نسبت به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ، ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاء اللّه . چنین عشق و محبتی، ممدوح، و دارنده آن قابل ستایش است.

نوع دیگری از عشق، عشق مجازی است که منشأ آن، خواسته های غریزی و امیال نفسانی می باشد و بحث ما در این مقاله، بر محور این عشق متمرکز است؛ عشقی که برخی از جوانان در دوران جوانی به آن دچار شده و خواسته یا ناخواسته سرنوشت خود را دست خوش ناملایمات آن می سازند و در بیشتر مواقع باناکامی و شکست مواجه می شوند. چنین عشقی، ارمغانی جز پشیمانی و از بین رفتن نقد جوانی برای آنها به همراه نخواهد داشت. به قول مولوی:

عشقهایی کز پی رنگی بُوَدعشق نَبوَد عاقبت ننگی بُوَد

گروهی بر این باورند که شروع زندگی بدون عشق، ورود به کارزار نامشخصی است که هیچ تجربه ای در آن نیست.

این گروه، از عشق به عنوان ضامن زندگی مشترک یاد می کنند و هر پیوندی را که عاری از عشق پیشین باشد، نفی می نمایند. ایشان بر این عقیده اند که آشنایی دو جوان و رفتارهای محبّت آمیزشان، پایداری زندگی آینده آنان را تضمین می کند و آن گاه با شناختی دقیق از یکدیگر پا به عرصه زندگی می گذارند و... .

همه این حرفها یک روی سکّه است و خوب است در اینجا روی دیگر سکّه را هم بنگریم و از حقایق آن با خبر شویم. متأسفانه افرادی که دم از عشق پیش از ازدواج ـ که معمولاً به صورت خیابانی یا اینترنتی و یا... پدید می آید ـ می زنند، خود و دیگران را فریب می دهند و یا از حقیقت همیشه تلخی که در ادامه این داستانها به وجود می آید، خبر ندارند؛ حقیقتی که آمار و ارقام از آن خبر می دهد و دفاتر طلاق از چهره آن پرده بر می دارد.

تحقیقات نشان می دهد 95 درصد از ازدواجهای اینترنتی و خیابانی ناموّفق هستند.

به راستی اگر عشقی که ادعا می کنند، ضامن پیوند آنها می باشد، پس چرا بعد از گذشت مدت زمان کوتاهی از زندگی، سر از دادگاه ها و دفترهای طلاق در می آورند؟ چرا آن دو دلداده عاشق این چنین به خون هم تشنه اند؟ مگر آنها یکدیگر را از صمیم قلب دوست نداشتند و تمام وجود یکدیگر را با عشق در نیامیخته بودند؟

بعد از تحقیق و تأمل به این نتیجه می رسیم که شکست در زندگی مشترک، دارای علل فراوانی است که یکی از مهم ترین آنها عشقهای غلط قبل از ازدواج است. ما در این رهگذر به برخی از آثار عشق مجازی قبل از ازدواج اشاره می کنیم:


1. شناخت سطحی

به طور کلی، عشق یا همان علاقه شدید قلبی، راه تعقل و تفکر را بسته و عیوب معشوق را بر عاشق می پوشاند. عاشق چیزی جز زیباییهای معشوق را نمی بیند؛ حتّی کاستیها و نقایص او را کمال می انگارد. به عبارت دیگر، محبّتی که پشتوانه معرفتی نداشته باشد، باعث می شود انسان کورکورانه در مقابل فرد مورد نظر، تسلیم شود و با تفکر و تعقل در مورد آن تصمیم گیری نکند. از همین رو، وقتی دو جوان از دو جنس مخالف با هم آشنایی پیدا می کنند، به علت شور و هیجان زیادی که دارند، فقط در فکر برقراری ارتباط صمیمی با هم هستند. دختر به این می اندیشد که چگونه محبوبیت خویش را نزد پسر افزایش دهد و پسر در این اندیشه است که چگونه می تواند اوقات بیشتری را با او بگذراند و از همراهی او لذت ببرد و به قول حافظ:

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

بنابراین، هیچ یک در فکر بررسی دقیق طرف مقابل نیست و سعی می کند او را همان طور که می خواهد، ببیند؛ نه آن طور که هست. در نتیجه، شناخت آن دو، یک شناخت سطحی است که محدوده آن در چشم و ابرو و صورت و قیافه خلاصه می شود و حتی هنگام گفتگو در مورد روحیات هم، به بحث در مورد خصوصیاتی می پردازند که آتش عشق را در میان آنها شعله ور می کند؛ به طوری که هرگز از نقاط تاریک روحیات خویش سخنی به میان نمی آورند تا نکند این محفل عاشقانه بر هم ریزد و اینجاست که آغازی برای یک سرانجام و پایان تلخ شکل می گیرد. عدم شناخت واقعی دو طرف از یکدیگر موجب تشدید روابط عاشقانه می شود و شعله های این عشق، ریشه های عقل و خرد را می سوزاند.

سرانجام با اصرار فراوان و کشمکشهای خانوادگی موفق به ازدواج می شوند؛ ازدواجی که با گذشت هر روز، حرارت عشق آنها را نیز کاهش می دهد و نقطه های مبهم وجودشان که قبلاً در صدد مخفی کردن آنها بودند، برای هم آشکار می شود. از این رو، روند نزولی عشقشان آن قدر ادامه می یابد که آنها را به دشمنانی سرسخت تبدیل می کند و بدین ترتیب، پس از گذشت مدت کمی از زندگی، دعواها، تنشها، پرخاشها و خرده گیریها شروع می شود و دنیای رمانتیک تصوراتشان به معرکه جنگ و جدال تبدیل می گردد و آن گاه چاره ای جز متارکه نمی بینند.


2. وعده های دروغین

دختر و پسری که قبل از ازدواج رابطه غیر مجاز دارند و به معاشقه می پردازند، معمولاً از جاده اعتدال خارج می شوند و شخصیت خویش را برای هم آن چنان معرفی می کنند که هر یک از دیگری فرشته ای بی نقص در ذهن می پروراند.

همچنین در این دوران هر کدام وعده های دست نیافتنی بسیاری را به دیگری می دهد. به عنوان مثال، پسرها می گویند: «برای لحظه ای نیز تو را تنها نخواهم گذاشت.» «تمام زندگی من تو هستی.» «لحظه به لحظه به تو عشق خواهم ورزید.» و وعده های اقتصادی خود را این گونه بیان می کند: «بهترین منزل را در بهترین نقطه شهر برایت مهیا می کنم.» «زیباترین لباسها را برایت فراهم می کنم.» و...

این وعده های خیالی افزون بر آنکه اکثرا دروغ است، نشانگر شخصیت نامتعادل می باشد و به قول امیر المؤمنین علیه السلام : «خصلتی زشت تر از دروغ گویی نیست.» از این رو، باعثِ به وجود آمدن یک تصور غلط برای طرفین، قبل از ورود به زندگی می گردد و آنها با همین تصورات و توقعات، وارد زندگی مشترک می شوند و هنگامی که در متن زندگی قرار گرفتند، حقایق تلخ و بعضا غیر قابل تحملّی را می بینند که موجب یکّه خوردنشان می گردد و همین غافل گیری سبب می شود تا اولین برخورد آنها با اتهام به یکدیگر و آگاهی به عدم صداقت طرف مقابل آغاز شود. و این نتیجه همان وعده های پوچ و تهی است که بی حساب به یکدیگر می دادند؛ غافل از آنکه «اَلْکِذْبُ فَسَادُ کُلِّ شَی ءٍ؛ دروغ تباه کننده همه چیز است.»


3. عدم اعتماد

یکی از بارزترین آثار عشق مجازی قبل از ازدواج، عدم اعتماد به یکدیگر است. در این پیوندها هیچ یک از دختر و پسر به گذشته یکدیگر اعتماد ندارند و به دیده شک به هم می نگرند. این حالت بیشتر در پسرها دیده می شود. پسران به طور طبیعی به این فکر می افتند که از کجا معلوم، همسرم قبل از من با کس دیگری نیز آشنا نبوده باشد و پس از این نیز طرح دوستی با کسی دیگر نریزد و دامانش به خیانت آلوده نشود. شاید دست دیگران نیز به حریم او راه پیدا کرده است! آیا من اولین و تنها کسی هستم که به محدوده شخصی او قدم می گذارد یا غیر از من پای کس دیگری هم در میان بوده است؟

البته این تصورات خیلی هم بی ربط نیست؛ چرا که اساسا دختری که بتواند با پسری این چنین ارتباط برقرار کند، معنایش این است که جرأت برقراری این گونه ارتباطها را با پسرهای دیگری هم داشته و گرنه هرگز پاسخ مثبت به هیچ جنس مخالفی برای برقراری ارتباط خارج از محدوده دینی نمی داد؛ حتی به همین شخصی که الآن شوهر اوست.

از این رو، کارشناسان به تمام دختران توصیه می کنند از دادن پاسخ مثبت به خواستگاران خیابانی خودداری کنند؛ چرا که در اکثر موارد زندگیهای این افراد با بی اعتمادی مرد به آنها همراه می گردد و عاقبت از هم می پاشد.

باید دختران در انتظار خواستگار مطلوب خویش بمانند؛ زیرا اولاً این انتظار با فطرت دختران که بر پایه حیا استوار است، بیشتر سنخیت دارد و باعث می شود این گوهر با ارزش که برای دختران از بایسته ترین ویژگیها محسوب می شود، محفوظ بماند و ثانیا انتظار کشیدن و عمری آسوده زیستن بهتر از ارتباط غیر مشروع و شکست غیر قابل جبران در زندگی است. شاید در ابتدا فکر کنید این خواستگار، مرد رویاهای شما نیست؛ ولی مطمئن باشید حتی اگر خودتان نیز اقدام می کردید، نمی توانستید به مرد مورد نظر خویش دست پیدا کنید؛ چون هرگز انسان نمی تواند کسی را پیدا کند که به طور کامل و از همه لحاظ مطابق میل و خواسته اش باشد.

پس بهتر است در این ماجرا طبق سنت دیرینه و مرسوم خویش که ریشه در آیین مذهبی و ملّی مان دارد، عمل کنیم و پس از انجام تحقیقات لازم در خصوص شخصیت خواستگار مورد نظر، به خداوند متعال توکل کنیم.

و اما عشق چه می شود؟

شاید خواننده گرامی بگوید: شما بدون در نظر گرفتن نیازِ انسان به عشق ورزی و محبت، هر چه خواستید گفتید. مگر می شود به جوان بگوییم که عاشق نباش! مگر می شود این موهبت خدادادی را از او سلب کرد! اصلاً یکی از مهم ترین و به یاد ماندنی ترین خاطرات زندگی، مربوط به معاشقه های دوران جوانی است. چگونه از جوانها بخواهیم در صدد ساختن خاطره های شیرین برای آینده شان نباشند!

پاسخ این است که ما هرگز با عشق مخالف نیستیم و هرگز در صدد رد کردن آن نخواهیم بود. چگونه آن را رد کنیم! در حالی که ادبیات و فرهنگ دینی ما پر است از مفاهیم عاشقانه؛ به طوری که از مجموع آنها اهمیّت عشق در زندگی انسان دانسته می شود؛ چنان که حافظ می گوید:

بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیستآنجا جز آنکه سر بسپارند چاره نیست

و نیز می گوید:

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زدعشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

پس نه ما، بلکه هیچ کس نمی تواند لزوم عشق را در زندگی بشر رد کند. حتی باید گفت: یکی از مهم ترین تفاوتهای آدمی با موجودات دیگر، عاشق شدنِ اوست؛ اما همان طور که گفتیم، عشق واقعی و اصیل، عشقی است که در راه خداوند متعال و برای او تحقق پذیرد؛ حتّی اگر این عشق در مورد خانواده، همسر و فرزندان باشد.
چاره کار

چرا عده ای خود را محتاج عشق قبل از ازدواج می بینند؟ آیا نیاز به عشق در این مرحله یک نیاز طبیعی است؟

حقیقت آن است که عشقهای آتشین امروزی، محصول دوری از سیستم پیشنهادی اسلام در مورد ازدواج است. اصولاً عمل به پیشنهادات اسلام در زمینه ازدواج، از به وجود آمدن زمینه عشقهایی که دارای آثار سوء است، جلوگیری می کند و دیگر، اشخاص نیازی به عشقهای این چنینی در خود احساس نمی کنند؛ زیرا عشق نتیجه نیاز است و بنابراین، دو نفر به دلیل احتیاج و دوری از یکدیگر، در آتش محبت می سوزند و گرنه وقتی که وصال مهیا می شود، عشق نیز از بین می رود؛ چرا که نیاز بر طرف می شود. به قول افلاطون: «وصال مدفن عشق است.»

امروزه دخترها و پسرها تا سالها بعد از بلوغ جنسی، موفق به ازدواج نمی شوند و باید در آتش هجران جنس مخالف بسوزند و فشار وارده از قوای جنسی را تحمل کنند. همین عدم دست رسی و عدم ارضای جنسی در وقت مناسب، به اضافه دیدن جنس مخالف، سبب کشش و جذبه ای می شود که منجر به عشق مجازی می گردد. آنها به خاطر شعله کشیدن نیازهایی که همه وجودشان را فرا گرفته، بدون در نظر گرفتن معیارهای انتخاب، با یک نگاه دل می بازند و آن را پنجره ای به سمت آزادی خود می پندارند.

بنابراین، ازدواج نکردن در زمان نیاز و در نتیجه، دور ماندن دو جنس مخالف برای مدتهای طولانی از یکدیگر، مهم ترین علت ایجاد عشق غلط می باشد و حال آنکه در اسلام برای جلوگیری از ایجاد چنین عشقهای مجازی و در امان ماندن از آسیبهای ناشی از آن، ازدواجِ به هنگام مورد سفارش است.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ اَنْ لَا تَطْمَثَ اِبْنَتُهُ فِی بَیْتِهِ؛ از سعادت مرد آن است که دخترش در خانه او عادت ماهانه نبیند.» این بدان معناست که هر چه سریع تر باید در جهت ازدواج فرزند خود اقدام کرد. بنابراین، دختر و پسر قبل از آنکه آینده شان از جانب آثار مخرّب عشقهای زود گذر و خیابانی تهدید شود، در کنار هم قرار می گیرند و از همان ابتدا به آرامش می رسند و این نکته از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چون با وجود ازدواجهای اسلامی، زوج جوان بدون داشتن گذشته ای پر از التهاب و اضطراب، عاری از هر گناه و انحراف، زندگی مشترک خویش را شروع می کنند و جامعه ای که چنین زوجهایی در آن باشد، جامعه ای کم طلاق، پر نشاط و سالم خواهد بود.

با توجه به اینکه هنوز فرهنگ ازدواجهای اسلامی در جامعه ما پیدا نشده است، باید جوانان تمام سعی خود را در جهت کنترل غرایز و مهار کردن علایق خویش بگمارند و بدانند که با این کار علاوه بر تضمین آینده اخلاقی و روانی خویش، از اجر اخروی نیز برخوردار خواهند شد که پاداشی معادل پاداش شهید دارد؛ چه آنکه امام صادق علیه السلام فرمودند: «مَنْ عَشِقَ شَیْئا وَ کَتَمَ وَ عَفَّ وَ مَاتَ ماتَ شَهِیدا؛ هر کس به چیزی عاشق شود و آن را ابراز نکند و عفت به خرج دهد و در همین حال بمیرد، شهید از دنیا رفته است.»

به هر حال، کنترل غرایز در چنین شرایطی تنها راه ممکن برای جوانان است؛ خصوصا دختران که خلقتشان بر اساس محبت شکل گرفته و در صورت ایجاد علاقه، به سختی می توانند از کسی دل بکنند. آنها باید از محیطهایی که امکان ورودشان به عرصه های پر خطر را تقویت می کند، خودداری کنند. به عنوان مثال، یکی از این محیطهای پر خطر، چت در اینترنت است که متأسفانه بعضی از خانواده ها از خود درایتی بروز نمی دهند و دختران جوان خود را در این محیط، آزاد می گذارند که نتیجه آن در برخی مواقع، دوستیهای نافرجام، از بین رفتن آبروی اجتماعی، تهدید آینده و دهها ضایعه دیگر است.

محبت بعد از ازدواج

نیاز انسان به محبّت ورزی نسبت به جنس مخالف غیر قابل انکار است و هیچ زمانی برای انتظار این محبّت بهتر از زمان بعد از ازدواج نیست؛ آن زمان که دو جوان به عقد هم در می آیند و قرار است عمری با هم زندگی کنند.

ازدواج میعادگاهی است که دو انسان را با دو سلیقه و دیدگاه مختلف در کنار یکدیگر جمع می کند و قرار بر این است که این پیمان تا پایان عمر باقی بماند؛ اما مگر می توان بدون هیچ گونه جنجال و برخوردی در عین صلح و صفا با هم زندگی کرد! حتی اگر آن دو خیلی به هم شبیه باشند، باز هم در صحنه هایی از زندگی با تناقص و اختلاف رأی مواجه می شوند.

تنها عاملی که باعث می شود آن دو بتوانند به زندگی خویش ادامه دهند، وجود محبّت و علاقه وافر است. به راستی آیا شما اکسیری کارسازتر از محبّت می شناسید که بتواند دو نفر را با سلایق متفاوت در کنار هم جمع کند؟ آیا چیزی جز صمیمیت می تواند آنها را بر نادیده گرفتن عیوب و نقایص یکدیگر موفق کند؟

علاوه بر این، محبّتی که در آن زمان ایجاد می شود، صادقانه و از صمیم قلب خواهد بود؛ به خلاف دوستیهای کاذب که پر از اضطراب و تقبیحات اجتماعی است. زوجین در سایه محبّتهای بعد از ازدواج می توانید کمبودهای عاطفی و نیازهای احساسی خویش را به طور کامل جبران کنند.

بنابراین، جوانان می توانند با کمی صبر و تحمل و اندکی سعی و تلاش به همراه اهتمام والدین برای ازدواج به موقع آنان، خود را از گرداب دوستیهای قبل از ازدواج برهانند و محبّت سرشار خویش را برای بعد از آن ذخیره کنند تا با این کار برای همیشه طعم شیرین محبّت ورزی را در زندگی بچشند.

منبع:حوزه



مشاوره قبل از ازدواج


مشاوره قبل از ازدواج

مشاوره فرآیندی است که طی آن در زمینه ممنوع و مساله خاص به فرد کمک و راهنمایی ارائه می‌شود. مساله ازدواج یکی از موضوعات مهمی است که در فر‌آیند مشاوره همواره مورد توجه است و به عنوان بخشی از فعالیتهای یک مشاور محسوب می‌شود. بر این اساس افرادی که قصد ازدواج دارند با کمک جستن از منابع مشاوره‌ای راهنماییهای لازم در این زمینه دریافت می‌کنند تا تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کنند.

ضرورت و اهمیت مشاوره قبل ازدواج
ازدواج مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روز افزون مواد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پیدا کردن راه حلهایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی ، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.

بررسی ملاکهای ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج
مشاوره قبل ازدواج در الویت اول به روشن ساختن ملاکهایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاکهایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاکهای افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاکهای مناسب ارائه گردد.

بررسی آمادگی طرفین برای ازدواج
سن ازدواج عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد ۲۵ ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن ۳۵ سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.

بررسی تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج
ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست زندگی موفقی داشته باشد.

از ویژگیهای مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند می‌توان به درون گرایی و برون گرایی اشاره کرد. افراد درون گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالیکه برای افراد برون گرا تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزار دهنده است. افراد درون گرا سرگرمیهایی چون مطالعه و … دارند در حالیکه افراد برون گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازیهای دسته جمعی.

چنین ویژگیهایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همان بودن ویژگیهای طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون گرا با فرد درون موفق آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون گرا با فردی برون گرا در حالیکه سلطه جوئی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه جو با فردی سلطه پذیر.

منبع:بانک مقالات فارسی

 
سفره عقد مدل طلایی سفره عقد خنچه بادام میوه آرایی سفره عقد تزیین خلعتی عروس


مچ گیری از خواستگار معتاد


مچ گیری از خواستگار معتاد

خدا نکند که روزی مجبور باشید این لیست را مقابلتان باز کنید و یکی یکی تیک بزنید. اما اتفاق گاهی پیش از آنکه شما متوجه شوید می افتد و هر وقت جلوی ضرر آن را بگیرید، منفعت است. این روزها که اعتیاد هر لحظه ورژن جدیدی پیدا می کند و تشخیص آن با آزمایش های طبی از گذشته سخت تر می شود، دانستن چند نکته برای آگاه شدن از وضعیت سلامت کسی که با او قصد ازدواج دارید ضروری است.

 بنابراین اگرچند مورد ازاین علایم رادر خواستگار یا نامزد خود مشاهده کردید، روی تصمیم گیری تان بیشتر دقت کنید و حتما موضوع را با خانواده در میان بگذارید.

1- معتادها از دوستان و بستگان دوری می‌کنند و موقع خواستگاری ممکن است خجالتی تر از معمول به نظر برسند چون از برملا شدن می ترسند و نمی‌خواهند کسی از احوالشان با خبر شود. (مسلما هر کس که خجالتی است معتاد نیست. حواستان باشد بی جهت با دیدن یک آدم خجالتی انگ اعتیاد به او نزنید اما این نکته را در کنار نکته های دیگر به ذهن بسپارید.)


2- معتادها معمولا دچار کاهش وزن می‌شوند. وقتی با آنها بیرون می روید، تمایلی به خوردن صبحانه، شیر، بستنی و ترشی ندارند چون این مواد حال خوش آنها را از بین می‌برد.

3 - ساعت خواب معتادها متغیر است. گاهی کم خوابند و گاهی شدیدا پرخواب. گاهی ممکن است ببینید که برای یک مدت طولانی حالت چرت مکرر دارد.

4 - به ورزش و کارهای جسمانی، علاقه‌ای نشان نمی‌دهند.

5- فرد معتاد در زمان مصرف مواد بسیار پرحرف می‌شود، مطالب بیجا و نامناسب زیاد می‌گوید و در همه زمینه‌ها خود را صاحبنظر می‌داند.

6- وقتی به اتاق می‌رود، در را قفل می‌کند، حتی اگر بیرون برود هم در اتاق را قفل می‌کند.

7- به کار، شغل و خانواده بی‌علاقه می‌شود.

8- چون می‌خواهد اعتیاد خود را بپوشاند، اغلب دروغ می‌گوید و بتدریج به دروغگویی عادت می‌کند.

9 - دچار مشکلات مزمن گوارشی می‌شود.

10 - بی‌دلیل پول خرج می‌کند.

11 - تا یک ساعت پس از مصرف موادمخدر، بدنش خارش می‌گیرد، مخصوصا در پا، ران و کشاله ران.

12 - دچار آبریزش بینی و عطسه و خماری می‌شود.

13 - وسایل غیرمتعارف مثل زرورق سیگار، لوله خودکار و گاه سرنگ در جیب او پیدا می‌شود.

14 - بیشتر با افراد مشکوک و ناباب رابطه برقرار می‌کند.

15 - دیر سر کار می‌رود و هنگام بیداری صورتی پف‌کرده‌ دارد.

16 – خیلی تمایلی به مسافرت ندارد.

‌17 - داروهای مخدر در خانه نگه می‌دارد. مثل انواع آرامبخش ها و داروهای حاوی کدئین.

18- به تمدید گواهینامه رانندگی، گرفتن جواز کسب، دادن آزمون استخدامی و... علاقه‌ای ندارد چون می‌ترسد در معاینه پزشکی راز او فاش شود.

19‌ - اندازه مردمک چشمش مدام تغییر می‌کند و به همین دلیل از عینک دودی استفاده می‌کند.

20 – بیش از حد نیاز عطر می زند به خصوص موقع بازگشت به خانه یا در ملاقات های حساس.

21 - اصرار دارد که تنها بیرون برود.

22 - ‌خبر ترک اعتیاد دیگران را تکذیب می‌کند.

23 – به شکلی غیرمتعارف عرق می‌ریزد.

24- دچار سرفه‌های مزمن می‌شود.

25‌ - اگر معتاد به هروئین باشد، از رفتن به حمام خودداری می‌کنند چون دوش گرفتن، زمان خماری، را محدود می‌کند.

26- معتادان تزریقی، معمولا پیراهن آستین بلند می‌پوشند تا جای تزریق روی دست آنها پنهان بماند.

منبع:تبيان



اگر نامزد شما معتاد است


اگر نامزد شما معتاد است...

وقتی با کسی که اعتیاد دارد آشنا می شوید، در واقع مانند این است که آتش بازی می کنید و به احتمال قوی خواهید سوخت. همان طور که اگر خود را جلوی ماشین بیاندازید، حتماً زیر گرفته خواهید شد. بنابراین اگر با کسی آشنا شده اید و بعد متوجه شده اید که او الکل یا مواد مخدر مصرف می کند، مطمئن باشید که در صورت ادامه این رابطه صدمه خواهید دید. اگر شما خودتان کسی هستید که مواد مخدر مصرف می کنید، باید با این حقیقت روبرو شوید: شما به آنهائی که دوستشان دارید، لطمه می زنید.

 
اعتیاد چطور به روابط شما صدمه می زند؟

• آسیب روحی و روانی که «مواد اعتیادآور» در پی دارند، به خوبی توسط مدارک فراوان علمی و پزشکی تأیید شده است. به علاوه باید اول بدانید که لطمه و آسیب روانی به چه معناست؟ اولین مشکل این است:

وقتی که نامزد یا همسرتان معتاد است، شما در یک مثلث عشقی قرار گرفته اید: شما، نامزد یا همسرتان و آنچه که او به آن اعتیاد دارد. به عبارت دیگر، او به چیزی غیر از شما هم عشق می ورزد که آن ماده رقیب شماست. این ماده وقت او، توجه او و روح او را از شما منحرف می کند.

• عاشق یک معتاد بودن، به معنای عاشق یک «برده» بودن است: او برده مواد مخدر است که به شکل «ارباب» و سرکرده او درآمده. در حقیقت وقتی که با یک معتاد آشنا می شوید، آدمی را شناخته اید که آزاد نیست. مشکل بتوان کاری کرد که فرد معتاد، به اعتیاد خود، اعتراف کند و بپذیرد که یک «برده» است. چرا که اعتراف به اینکه معتاد است به معنای اعتراف به این واقعیت است که فردی ضعیف النفس است. این نیز به نوبه خود تجربه ی وحشت انگیز و تحقیرآمیزی است. واقعیت وحشتناکی که در رابطه با اعتیاد وجود دارد اینست که هرگونه تمایل به عاری از اعتیاد بودن را از فرد معتاد سلب می کند.

 
عاشق یک معتاد بودن، به معنای عاشق یک «برده» بودن است: او برده مواد مخدر است که به شکل «ارباب» و سرکرده او درآمده. در حقیقت وقتی که با یک معتاد آشنا می شوید، آدمی را شناخته اید که آزاد نیست

 
• سومین تأثیر مخرب و منفی اعتیاد بر روی روابط این است که با قابلیت صمیمیت همسر شما «تداخل» می کند. مواد اعتیادآور قابلیت «حس کردن» و به عبارتی احساسات او را کرخت می کنند. این یکی از دلایلی است که آنها به مصرف مواد مخدر و سیگار روی می آورند. چون احساس خوبی ندارند و می خواهند به احساس بهتری برسند و کلمه «بهتر» در اینجا فقط به معنای «بی حس تر» و «کرخت تر» است. مصرف مداوم هر نوع ماده اعیادآور این قابلیت شخص که بتواند به طور کامل حس کند و احساس داشته باشد را از او سلب می کند.

با یک معتاد چه کنیم؟

روابط، خود به تنهائی به اندازه کافی مشکل و دشوار هستند. دشوارتر از همه اینکه دانسته و از روی عمد نیز خود را درگیر کسی کنیم که اعتیاد او را به بردگی کشانده است. آیا این به این معناست که معتادان استحقاق دوست داشته شدن را ندارند؟ البته که نه. این گفته به این معناست که آنها باید بهبود یافته؛ اصلاح شوند و خود را از اعتیاد برهانند. مضاف بر این، قبل از آنه بتواند رابطه ای سالم را با کسی داشته باشند، باید درد و رنج نهفته در پشت اعتیادشان را درک کنند.

در حقیقت اگر به دنبال همسر هستید، هرگز خود را با کسی که هنوز معتاد است و یا در «ترک» به سر می برد، درگیر نکنید. او باید 100 درصد عشق و انرژیش را صرف خود کند تا التیام یابد. او قادر نیست که فعلاً به شما چیزی بدهد و اگر شما خود معتادید، لطفاً خود را دوست داشته باشید و کمکی را که به آن نیاز دارید، دریافت کنید؛ به طوری که بتوانید روزی دوباره سالم باشید و رابطه ای را که استحقاق آن را نیز دارید، خلق کنید.
 
اگر به دنبال همسر هستید، هرگز خود را با کسی که هنوز معتاد است و یا در «ترک» به سر می برد، درگیر نکنید.

او باید 100 درصد عشق و انرژیش راصرف خود کند تا التیام یابد. او قادر نیست که فعلاً به شما چیزی بدهد
 
اگر پس از عقد متوجه شدید که همسرتان اعتیاد دارد:

1- به او بگوئید که با یک معتاد زندگی نخواهید کرد.

2- به او بگوئید که تنها به شرطی با او خواهید ماند که موافقت کند تا برای ترک، کمک بگیرد و فورا نیز اقدام کند.

3- به او بگوئید که اگر فورا کمک نگیرد او را ترک خواهید کرد و هرگز باز نخواهید گشت.

4- به گفته خود پایبند باشید و چنانچه فورا کمک نگرفت، فرصت دوباره ای به او ندهید. او را ترک کنید.

5- هرگز دوباره باز نگردید؛ مگر اینکه همسرتان سالم، عاری از اعتیاد و هشیار شده باشد و در برنامه بهبودی خود فعالانه شرکت کند. همچنین باید تغییرات قابل ملاحظه ای در رفتار، نگرش و طرز برخورد او قابل مشاهده باشد.

منبع:تبيان



از کجا بفهمیم نامزدمان معتاد است؟


از کجا بفهمیم نامزدمان معتاد است؟

بحث اعتیاد در سال‌های اخیر در کشورمان یکی از عمده‌ترین مسایل مطرح شده در جامعه است. با وجود آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده توسط فرد مصرف‌کننده، باید به فرد معتاد به عنوان یک انسان باهمه آرزوها و آمال فردی نگاه کنیم.
از کجا بفهميم نامزدمان معتاد است؟

اعتیاد معمولا در سنین نوجوانی شروع می‌شود. هر چند به ندرت می‌تواند در سنین بالاتر نیز آغاز شود که در این صورت معمولا علت خاصی برای ابتلا به آن وجود دارد. بسته به سن شروع، مسایل مختلفی مانند اشتغال، ازدواج، بچه‌دارشدن، ادامه تحصیل و ارتباط اجتماعی در پیش روی فرد قرار دارد که تمام این موارد می‌توانند تحت‌الشعاع مصرف مواد فرد قرار گیرند.

در مورد ازدواج مصرف‌کننده مواد مخدر سوال‌های مختلفی در جامعه ازطرف بستگان، دوستان و سایرین مطرح می‌‌شود. برخی اعتقاد دارند که ازدواج به صورت یک فاکتور حمایتی اجتماعی می‌تواند باعث بالابردن انگیزه فرد برای‌ترک مواد شود، فرد را مسوولیت‌پذیر کند و استرس او را کاهش دهد و مشغولیت با مسایل خانواده باعث شود زمان کمتری برای گذراندن با دوستان و هزینه کمتری نیز برای خرج کردن برای مواد در اختیار داشته باشد. این باوری است که در کشورما در رابطه با ازدواج و نقش آن در درمان همه دردها و بیماری‌ها وجود دارد که البته این موضوع به طور مطلق صحت ندارد.

ازدواج در ابتدای امر انگیزه خوبی برای‌ ترک اعتیاد است. این انگیزه می‌تواند کوتاه مدت یعنی برای مخفی ماندن اعتیاد در تست مورفین و بلند مدت برای پاک ماندن در همه زندگی باشد. معمولا در آستانه ازدواج مراجعات زیادی از این دست به مراکز درمان اعتیاد دیده می‌شود و بیماران در این مرحله ممکن است به طور موقتی پاك شوند.

اما بعد از این ترک اعتیاد موقتی، سرنوشت‌های مختلفی در انتظار این افراد است. در ابتدا باید بدانیم كه اعتیاد تنها به معنای حضور یك ماده مخدر ویا محرك در خون نیست. با مصرف حتی یك بار از بعضی از مواد مدار پاداش خاصی در مغز تحریك می‌شود كه تقریبا همیشه به طور نیمه خاموش حتی در هنگام عدم مصرف باقی می‌ماند.

 

عواقب ازدواج با ترک کرده ها

مصارف طولانی مدت می‌تواند باعث ایجاد تغییرات خاصی در شخصیت فرد شود. این تغییرات می‌تواند به‌صورت انفعال، وابستگی یا پرخاشگری باشد. مهارت‌های زندگی(كنترل خشم، ‌استرس، همدلی.....) به خصوص در مصرف‌كنندگان مواد پرتخریب آموخته نمی‌شوند و مواد تنها به صورت سرپوشی برای آرام‌سازی و پركردن ناكفایتی این افراد به كار می‌رود.

بعد از ترک فرد با سال‌های از دست‌رفته و ناتوانایی‌های خود مواجه می‌شود و در مقابل با مسایل پراسترس راه‌حلی بلد نیست. ازدواج به عنوان یک مرحله پرمسوولیت و استرس‌زا نیازمند مهارت‌های بین فردی و اجتماعی خاصی است. بعداز گذشتن ماه‌های اولیه در فردی که تنها به صورت پاکسازی بدن از مواد درمان شده است، فرد در یک موقعیت تنش‌زایی قرار می‌گیرد که در حل آن ناتوان است و با توجه به ماهیت بیماری اعتیاد، عود و مصرف مجدد دور از انتظار نیست.

به نظر می‌رسد ماندگاری این افراد در ‌ترک نمی‌تواند زیاد باشد. صورت مثبت قضیه این است که در فردی که از حمایت خانوادگی نامناسبی برخوردار بوده است و یا در محیط‌های اجتماعی پراز موادمخدر و مصرف‌کننده زندگی می‌کرده است، با دوری از این شرایط بتواند روزهای پاک بیشتری را تجربه کند.

در مورد اعتیاد این نکته را باید در نظر داشته باشیم که امکان عود و بازگشت همیشه وجود دارد و هرگز درمورد ‌ترک کامل آن نمی‌توان به طور قطعی اظهار نظر کرد. توجه به نکته فوق باعث می‌شود که در جامعه دلواپسی خاصی در مورد ازدواج با فرد مصرف‌کننده وجود داشته باشد.

 
از کجا بفهميم نامزدمان معتاد است؟

برای آنکه مطمئن شوید نامزد شما معتاد نیست، تست‌های مورفین (به تنهایی و بدون حضور موادمحرک) و آزمایش غربالگری اعتیاد می تواند کمک کننده باشد. البته بد نیست بدانید که دلواپسی در مورد پاسخ منفی کاذب این تست‌ها و اینکه گاهی روش‌هایی برای مخدوش کردن نتایج این تست‌ها موجود است، بی‌جا نیست.

در مراکز تخصصی امکان پیگیری حضور انواع مواد به طور صد در صد وجود دارد که با هیچ ماده‌ای قابل پوشش دادن نیست. مشکل در اینجاست که این افراد درست در حوالی انجام آزمایش دست به‌ترک ماده مصرفی به هر روشی می‌زنند که در آن زمان جواب آزمایش به طور درست منفی و به معنای عدم حضور ماده گزارش می‌شود.

 
اما راه‌های مشهودتر و دم‌‌دستی‌تری هم برای تشخیص این موضوع وجود دارد. تغییرات خلق‌وخو، شایع‌ترین علامت مصرف است. در طی روز فرد می‌تواند تغییرات بارز وبیش از حدی در رفتار و خلق داشته باشد. حتی گاهی این افراد در هنگام مصرف مواد بسیار مهربان و پرتوجه می‌شوند.

در ساعت نیاز به مصرف مواد تحریک‌پذیری شایع است. این افراد درساعات خاصی نیاز به تنهایی دارند و از بودن کنار خانواده به هر دلیل امتناع می‌کنند و از جمع‌هایی که نیاز به حضور مداوم و طولانی مدت دارند فرار می‌کنند. که نمونه آن رفتن به سفرهای دسته جمعی است.

مشکلات خواب به صورت کم‌خوابی، پرخوابی، به هم خوردن ساعات معمول خواب وبیداری، خواب آلودگی روزانه و بیداری‌های شبانه می‌تواند با انواع مواد دیده شود. همچنین تغییرات وزن و اشتها به صورت کاهش و افزایش مشاهده می‌شود. تغییر در رفتار جنسی اعم از میل یا تحریک جنسی رخ می‌دهد. مصرف بعضی از مواد بوی خاصی دارد که از لباس ووسایل شخص استشمام می‌شود. در چهره برخی از مصرف‌کنندگان نیز می‌تواند تغییراتی را به صورت کبودی دور چشم، فرو رفتن گونه‌ها، آسیب‌های دندانی و تیرگی لب‌ها مشاهده کرد. در معتادان تزریقی آثار تزریق روی دست‌ها و بازوها و نقاط غیرمعمول در کشاله ران یا گردن دیده می‌شود که می‌تواند توسط لباس یا خالکوبی پوشانیده شود. گاهی نیز صدای مصرف‌کنندگان استنشاقی تودماغی می‌شود.

این را هم بدانید که برای مصرف بعضی از مواد وسایل خاصی مورد نیاز است. برای مثال، دیدن سوزن سوخته یا کاغذهایی که لوله شده‌اند و یا دستمال نیم‌سوخته و ابزار شیشه‌ای خاص می‌تواند شک‌برانگیز باشد. البته در مورد این علایم و نشانه‌ها قطعا نمی‌شود اظهارنظر کرد. در بعضی از افراد علایم مشابهی وجود دارد که ناشی از مصرف مواد نیست و در مقابل مصرف‌کننده‌هایی نیز هستندکه شدت علایم در آنان قابل ملاحظه نیست.

توجه کنید که هیچ فردی حتی پزشک به‌رغم وجود نشانه‌های بالینی و مشکوک، در مورد مصرف یا عدم مصرف مراجع بدون آزمایش نمی‌تواند اظهار نظر قطعی کند. خوش بینی و بد بینی بیش از حد هردو در فردی که قرار است با وی ازدواج کنید می‌تواند زندگی آینده شما را تحت‌الشعاع قرار دهد.
منبع:تبيان



تکنیک تشخیص معتاد بودن خواستگار


تکنیک تشخیص معتاد بودن خواستگار

اگر در شرف ازدواج هستید و از اعتیاد طرف مقابلتان واهمه  دارید ، توصیه میشود مواردی را که در این بخش گفته  میشود را در وجود طرف مقابل خودارزیابی نمایید .همانطور که می دانید ازدواج هم می تواند اثرات زیادی  در اعتیاد اشخاص به مواد مخدر داشته باشد

 یادم می‌آید روزی خانمی به مطب‌ام مراجعه کرد و نظرم را درباره ازدواج پسر معتادش با دختر خانمی پرسید. مادر این پسر معتقد بود که پسرش به این دلیل معتاد شده که هنوز ازدواج نکرده و اگر ازدواج کند سرش به سنگ می‌خورد و مسوولیت‌پذیر می‌شود. از من اصرار که چنین چیزی نیست و از آن خانم انکار که نه، دقیقا همین است. این باور و باورهایی از این دست همواره زمینه‌ساز برخی مشکلات‌اند که در مقاله کوشیده‌ایم به این موضوع بپردازیم…..

سوال: ازدواج چه تاثیری بر اعتیاد دارد؟
به نظر من پاسخ به این سوال به یک مقدمه‌چینی احتیاج دارد. بحث اعتیاد در سال‌های اخیر در کشورمان یکی از عمده‌ترین مسایل مطرح شده در جامعه است. با وجود آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده توسط فرد مصرف‌کننده، باید به فرد معتاد به عنوان یک انسان باهمه آرزوها و آمال فردی نگاه کنیم. اعتیاد معمولا در سنین نوجوانی شروع می‌شود. هر چند به ندرت می‌تواند در سنین بالاتر نیز آغاز شود که در این صورت معمولا علت خاصی برای ابتلا به آن وجود دارد. بسته به سن شروع، مسایل مختلفی مانند اشتغال، ازدواج،بچه‌دارشدن، ادامه تحصیل و ارتباط اجتماعی در پیش روی فرد قرار دارد که تمام این موارد می‌توانند تحت‌الشعاع مصرف مواد فرد قرار گیرند. در مورد ازدواج مصرف‌کننده مواد مخدر سوال‌های مختلفی در جامعه ازطرف بستگان، دوستان و سایرین مطرح می‌‌شود. برخی اعتقاد دارند که ازدواج به صورت یک فاکتور حمایتی اجتماعی می‌تواند باعث بالابردن انگیزه فرد برای‌ترک مواد شود، فرد را مسوولیت‌پذیر کند و استرس او را کاهش دهد و مشغولیت با مسایل خانواده باعث شود زمان کمتری برای گذراندن با دوستان و هزینه کمتری نیز برای خرج کردن برای مواد در اختیار داشته باشد. این باوری است که در کشورما در رابطه با ازدواج و نقش آن در درمان همه دردها و بیماری‌ها وجود دارد که البته این موضوع به طور مطلق صحت ندارد. ازدواج در ابتدای امر انگیزه خوبی برای‌ ترک اعتیاد است. این انگیزه می‌تواند کوتاه مدت یعنی برای مخفی ماندن اعتیاد در تست مورفین و بلند مدت برای پاک ماندن در همه زندگی باشد. معمولا در آستانه ازدواج مراجعات زیادی از این دست به مراکز درمان اعتیاد دیده می‌شود و بیماران در این مرحله ممکن است به طور موقتی پاک شوند.

 
سوال: و بعد از این ترک اعتیاد موقتی، چه سرنوشتی در انتظار این افراد خواهد بود؟
سرنوشت‌های مختلفی در انتظار این افراد است. در ابتدا باید بدانیم که اعتیاد تنها به معنای حضور یک ماده مخدر ویا محرک در خون نیست. با مصرف حتی یک بار از بعضی از مواد مدار پاداش خاصی در مغز تحریک می‌شود که تقریبا همیشه به طور نیمه خاموش حتی در هنگام عدم مصرف باقی می‌ماند. مصارف طولانی مدت می‌تواند باعث ایجاد تغییرات خاصی در شخصیت فرد شود. این تغییرات می‌تواند به‌صورت انفعال، وابستگی یا پرخاشگری باشد. مهارت‌های زندگی(کنترل خشم، ‌استرس، همدلی…..) به خصوص در مصرف‌کنندگان مواد پرتخریب آموخته نمی‌شوند و مواد تنها به صورت سرپوشی برای آرام‌سازی و پرکردن ناکفایتی این افراد به کار می‌رود.

بعد از ترک فرد مواجه با سال‌های از دست‌رفته و ناتوانایی‌های خود می‌شود و در مقابل با مسایل پراسترس راه‌حلی بلد نیست. ازدواج به عنوان یک مرحله پرمسوولیت و استرس‌زا نیازمند مهارت‌های بین فردی و اجتماعی خاصی است. بعداز گذشتن ماه‌های اولیه در فردی که تنها به صورت پاکسازی بدن از مواد درمان شده است، فرد در یک موقعیت تنش‌زایی قرار می‌گیرد که در حل آن ناتوان است و با توجه به ماهیت بیماری اعتیاد، عود و مصرف مجدد دور از انتظار نیست. به نظر می‌رسد ماندگاری این افراد در ‌ترک نمی‌تواند زیاد باشد. صورت مثبت قضیه این است که در فردی که از حمایت خانوادگی نامناسبی برخوردار بوده است و یا در محیط‌های اجتماعی پراز موادمخدر و مصرف‌کننده زندگی می‌کرده است، با دوری از این شرایط بتواند روزهای پاک بیشتری را تجربه کند. در مورد اعتیاد این نکته را باید در نظر داشته باشیم که امکان عود و بازگشت همیشه وجود دارد و هرگز درمورد ‌ترک کامل آن نمی‌توان به طور قطعی اظهار نظر کرد. توجه به نکته فوق باعث می‌شود که در جامعه دلواپسی خاصی در مورد ازدواج با فرد مصرف‌کننده وجود داشته باشد.

سوال: چگونه می‌توان مطمئن شد که همسر آینده ما مصرف‌کننده مواد مخدر نیست؟
تست‌های مورفین (به تنهایی و بدون حضور موادمحرک) آزمایش غربالگری اعتیاد در کشور ما است. دلواپسی در مورد پاسخ منفی کاذب این تست‌ها و اینکه گاهی روش‌هایی برای مخدوش کردن نتایج این تست‌ها موجود است، بی‌جا نیست. این نکته را هم اضافه کنم که در مراکز تخصصی امکان پیگیری حضور انواع مواد به طور صد در صد وجود دارد که با هیچ ماده‌ای قابل پوشش دادن نیست. مشکل در اینجاست که این افراد درست در حوالی انجام آزمایش دست به‌ترک ماده مصرفی به هر روشی می‌زنند که در آن زمان جواب آزمایش به طور درست منفی و به معنای عدم حضور ماده گزارش می‌شود.

 

سوال: آیا راه‌های مشهودتر و دم‌‌دستی‌تری هم برای تشخیص این موضوع وجود دارد؟
بله، تغییرات خلق‌وخو، شایع‌ترین علامت مصرف است. در طی روز فرد می‌تواند تغییرات بارز وبیش از حدی در رفتار و خلق داشته باشد. حتی گاهاً این افراد در هنگام مصرف مواد بسیار مهربان و پرتوجه می‌شوند. در ساعت نیاز به مصرف مواد تحریک‌پذیری شایع است. این افراد درساعات خاصی نیاز به تنهایی دارند و از بودن کنار خانواده به هر دلیل امتناع می‌کنند و از جمع‌هایی که نیاز به حضور مداوم و طولانی مدت دارند فرار می‌کنند. که نمونه آن رفتن به سفرهای دسته جمعی است.

مشکلات خواب به صورت کم‌خوابی، پرخوابی، به هم خوردن ساعات معمول خواب وبیداری، خواب آلودگی روزانه و بیداری‌های شبانه می‌تواند با انواع مواد دیده شود. همچنین تغییرات وزن و اشتها به صورت کاهش و افزایش مشاهده می‌شود. تغییر در رفتار جنسی اعم از میل یا تحریک جنسی رخ می‌دهد. مصرف بعضی از مواد بوی خاصی دارد که از لباس و وسایل شخص استشمام می‌شود. در چهره برخی از مصرف‌کنندگان نیز می‌تواند تغییراتی را به صورت کبودی دور چشم، فرو رفتن گونه‌ها، آسیب‌های دندانی و تیرگی لب‌ها مشاهده کرد. در معتادان تزریقی آثار تزریق روی دست‌ها و بازوها و نقاط غیرمعمول در کشاله ران یا گردن دیده می‌شود که می‌تواند توسط لباس یا خالکوبی پوشانیده شود. گاهی نیز صدای مصرف‌کنندگان استنشاقی تودماغی می‌شود.

سوال: وجود چه وسایلی در محل کار و زندگی فرد می‌تواند ما را به او مشکوک کند؟

برای مصرف بعضی از مواد وسایل خاصی مورد نیاز است. برای مثال، دیدن سوزن سوخته یا کاغذهایی که لوله شده‌اند و یا دستمال نیم‌سوخته و ابزار شیشه‌ای خاص می‌تواند شک‌برانگیز باشد. در مورد علایم و نشانه‌های فوق قطعا نمی‌شود اظهارنظر کرد. در بعضی از افراد علایم مشابهی وجود داردکه ناشی از مصرف مواد نیست و در مقابل مصرف‌کننده‌هایی نیز هستندکه شدت علایم در آنان قابل ملاحظه نیست. توجه کنید که هیچ فردی حتی پزشک به‌رغم وجود نشانه‌های بالینی و مشکوک، در مورد مصرف یا عدم مصرف مراجع بدون آزمایش نمی‌تواند اظهار نظر قطعی کند. خوش بینی و بد بینی بیش از حد هردو در فردی که قرار است با وی ازدواج کنید می‌تواند زندگی آینده شما را تحت‌الشعاع قرار دهد

منبع:دکتر سلام



راهنمای آزمایش - عدم اعتیاد برای ازدواج


راهنمای آزمایش - عدم اعتیاد برای ازدواج

 آزمایش اعتیاد آزمایش عدم اعتیاد برای ازدواج
نمونه ادرار از زوجین به منظور شناسایی افرادی که ترکیبات تریاک را استعمال می‌کنند، گرفته می‌شود. مصرف مواد مخدر جزء ناهنجاری‌های اجتماع محسوب می‌شود، لذا دور از انتظار نیست اگر مصرف‌کننده این مواد که برای ازدواج مراجعه می‌کند سعی در مخفی نگه‌داشتن آن نماید (مثلاً از طریق تقلب در گرفتن نمونه ادرار).بدین خاطر نمونه‌گیری در این بخش با حضور ناظر انجام می‌شود. در سیستم‌های قدیمی نظارت به کمک آینه‌های نصب‌شده روی دیوارهای اتاق نمونه‌گیری انجام می‌شد. اگرچه هنوز هم آزمایشگاه‌هایی بدین طریق نمونه‌گیری می‌کنند، ولی به کارگیری تکنولوژی دوربین‌های مداربسته در برخی آزمایشگاه‌ها ضمن رعایت اصول اخلاقی و احترام گذاشتن به شأن افراد، صحت نمونه‌گیری را هم تضمین می‌کند.لازم به ذکر است انجام این آزمایش نیازی به ناشتا بودن ندارد و نمونه ادرار در لیوان یک‌بار مصرفی که در اختیار مراجعه‌کننده قرار می‌گیرد، گرفته می‌شود.
به طور کلی اگر آزمایش خاصی باید روی تعداد زیادی از افراد انجام شود، باید از تستی استفاده کرد که سریع نتیجه آن مشخص می‌شود. به این تست‌ها، تست‌های غربالگری می‌گویند، نتیجه منفی این تست‌ها با اطمینان قابل گزارش است ولی نتیجه مثبت آن‌ها را باید با روش تأییدی (جداسازی به روش کروماتوگرافی لایه نازک [TLC])آزمایش کرد که البته به زمان بیشتری برای انجام آن نیاز است. تست غربالگری عدم اعتیاد به کمک تست‌های نواری (Strip Test) یا (Rapid Test) انجام می‌شود. بدین ترتیب که قسمت جذب‌کننده این نوارها در داخل ادرار تازه قرار می‌گیرد و نتیجه حداکثر پس از ۵ دقیقه قابل گزارش است. تکنیک به‌کار رفته در این نوارها ایمن و کروماتوگرافی است.
در تست عدم اعتیاد، جدا از مصرف ترکیبات تریاک، مصرف یک‌سری داروها باعث می‌شود نمونه ادرار با روش غربالگری نتیجه مثبت دهد، لذا با آزمایش تأییدی (TLC) باید مورد بررسی قرار گیرد. بیشترین دارویی که در روش غربالگری باعث نتیجه مثبت می‌شود، داروهای کدئین‌دار است. متأسفانه به دلیل مصرف بی‌رویه داروهای کدئین‌دار (به خصوص استامینوفن کدئین) تعداد مراجعین ازدواجی که نمونه‌هایشان برای آزمایش تأییدی کنار گذاشته می‌شود کم نیستند. از نظر آزمایشگاه جداسازی، یعنی جدا کردن افرادی‌ که ترکیبات تریاک مصرف کرده‌اند از کسانی که کدئین مصرف کرده‌اند. ولی از نظر زوحین یعنی پرداخت هزینه بیشتر و به هم خوردن برنامه‌ریزی‌های از پیش تعیین‌شده مراسم عقد. برخی افراد داروهای کدئین را با تجویز پزشک مصرف می‌کنند لذا آزمایشگاه نمی‌تواند به همه تکلیف کند قبل از آزمایش دارو مصرف نکنید بلکه می‌تواند با اطلاع‌رسانی اعلام نماید حتی‌الامکان ۷۲ ساعت قبل از آزمایش، از مصرف داروهای کدئین خودداری نمایید. بعضی از آزمایشگاه‌ها در تهران با مکاتبه به محضرها و پیغام روی نوار تلفن گویای خود می‌کوشند مشکلات مراجعین خود را در این خصوص کمتر کنند.این امر باعث می‌شود کسانی هزینه آزمایش جداسازی را پرداخت نمایند که واقعاً مجبورند داروها را مصرف کنند و لذا انتظار بیش از وظیفه، از آزمایشگاه‌ نخواهند داشت

به نکات زیر را در مورد آزمایش عدم اعتیاد دقت کنید

1- مادر و دختری که کپی نتیجه آزمایش ازدواج یک سال قبلش را به همراه دارد، با داد و فریاد به مسؤول آزمایشگاه می‌گویند: «آزمایش شما نشان نداد که آقا معتاد است، ولی بعداً فهمیدیم تریاک مصرف می‌کرده و نتوانستیم ترکش دهیم؛ به خاطر همین کار به دادگاه کشید.» مادر که در عصبانیت دست کمی از دخترش ندارد ادامه می‌دهد: «ظاهراً آن موقع هم معتاد بوده، پس چرا آزمایش شما این را نشان نداده؟» پس از آرام کردن آن دو، مسؤول آزمایشگاه توضیح می‌دهد که وقتی کسی مواد مخدر مصرف می‌کند، بنا نیست این مواد جزء وجود فرد شود. مواد مخدر مثل هر چیز دیگر که وارد بدن می‌شود، به تدریج از بدن خارج می‌شود. بنابراین اگر کسی به خودش فرصت دهد و از مصرف مواد خودداری کند، نتیجه جوابش منفی خواهد شد. به عبارت دیگر جواب منفی فقط نشان‌دهنده وضعیت فرد در چند یا چندین روز اخیر است. لذا خانواده‌ها نباید با اتکا به این آزمایش مهر تأیید روی فردی بزنند و بررسی‌های رایج در عرف را رها کنند.
۲- مراجعه‌کننده دیگری که برگه جواب مثبت در دست دارد به مسؤول آزمایشگاه می‌گوید من نه تنها دارو نخورده‌ام، بلکه سیگار هم نمی‌کشم. حالا حاضرم دوباره نمونه بدهم تا ثابت شود که شما اشتباه کرده‌اید. پس از پرسش و پاسخ‌های متعدد مشخص می‌شود که وی چند روز قبل به دلیل درد کمر، یک قاشق از شربت گیاهی قهوه‌ای‌رنگی را مصرف کرده است. مسؤول آزمایشگاه یادآوری می‌کند در اغلب داروهای شربت‌مانند که در عطاری‌ها موجود است و به عنوان ضد درد تجویز می‌شوند، ترکیبات تریاک به کار رفته است و از مصرف آن‌ها باید پرهیز کرد.
۳- مورد دیگر فردی بود که اظهار می‌کرد یکی از بستگان نزدیک وی در خانه مواد مخدر مصرف می‌کند ولی تا به حال خودش مصرف نکرده، چطور آزمایش او مثبت شده است؟ با همین توضیحات جواب سؤال این فرد روشن است: افرادی‌که در معرض استنشاق مستقیم دود ناشی از مواد مخدر هستند، تا حد زیادی در معرض آلودگی قرار دارند و ممکن است نتیجه آزمایش آن‌ها مثبت باشد.
۴- نگرانی بیش از اندازه پدر دختری باعث می‌شود داماد آینده‌اش را برای تست عدم اعتیاد به آزمایشگاه بیاورد. وی درخواست انجام آزمایش از نظر مواد اعتیادزای قدیمی و جدید را دارد. وی آن‌قدر از مواد مخدر وحشت‌زده است که در ادامه اظهار می‌کند: «ممکن است چیزی خورده باشد تا جوابش منفی شود؟» به وی توضیح داده می‌شود در حال حاضر ترکیبات تریاک چون شیوع بیشتری در کشور دارند، (به دلیل فراوانی آن و قیمت کمتر نسبت به سایر مواد اعتیادزا و بومی بودن آن در منطقه) بیشتر مورد توجه هستند و آزمایشگاه‌ها فقط برای شناسایی آن‌ها تجهیز شده‌اند. از نظر علمی وجود هیچ دارو یا ترکیب دیگری که در صورت مصرف نتیجه آزمایش را منفی کاذب نماید، اثبات نشده است. جهت اطمینان از صحت نمونه گرفته شده، pH نمونه و وزن مخصوص آن و درجه حرارت نمونه کنترل می‌شود.

منبع:آمثبت



ازدواج با داماد سابقا معتاد


ازدواج با داماد سابقا معتاد


یکی از این نابهنجاری های پیش از ازدواج که درگیری های زیادی را هنگام انتخاب و پس از آن (در طول زندگی مشترک) ایجاد می‌کند، معتاد بودن خواستگار در گذشته است.

اهمیت وزنه اصلی انتخاب همسر، در مواردی که خواستگار دارای گذشته نابهنجاری است، مشخص می شود، زیرا اکثر دختران درگیر احساسات شده و به درخواست ازدواج چنین افرادی پاسخ مثبت می دهند و متاسفانه زندگی موفقی ندارند، چراکه نه از شرایط و مشکلات زندگی با چنین افرادی آگاهند، نه مهارت های برخورد با چنین افرادی را می‌دانند و نه از حمایت‌های مادی و معنوی خانواده خود یا همسر بهره می برند.
یکی از این نابهنجاری های پیش از ازدواج که درگیری های زیادی را هنگام انتخاب و پس از آن (در طول زندگی مشترک) ایجاد می‌کند، معتاد بودن خواستگار در گذشته است.
در برخی موارد، افرادی که به ازدواج با فرد معتاد رضایت می دهند، ممکن است به علت آن که یکی از بستگانشان معتاد است، از نظر روانی تمایل داشته باشند با کسی شبیه به این افراد ازدواج کنند تا بتوانند او را نجات دهند، بنابراین این گونه افراد بیشتر به این ازدواج رضایت می دهند و همچنین ممکن است افرادی در زندگی دچار خلل باشند و برای فرار کردن از آن و یا فشار خانواده یا اطرافیان به ازدواج با این افراد رضایت دهند.

نحوه ترک کردن مهم است
یکی از نکاتی که همه خانم‌ها باید قبل از ازدواج با این افراد در نظر گیرند نحوه ترک کردن است، نحوه ترک کردن باید حتما لایه لایه بررسی شود، نوع موادی که شخص به آن اعتیاد دارد بسیار مهم است، نحوه ترک باید به صورت حضوری با بررسی مفصل انجام شود.
اگر بعد از ازدواج متوجه اعتیاد همسر خود شدید، بدانید که در مواردی که اعتیاد به مواد سنتی یا موادی باشد که روانگردان نیستند توصیه می شود که سازش کنید و با تغییر الگوی رفتاری به زندگی خود ادامه دهید و تا حد امکان علت برگشت به سمت مواد مخدر را بررسی کنید و در صورت امکان علت را بعد از بررسی از بین ببرید.
اما در مورد اعتیاد به مواد روانگردان از قبیل شیشه توجه به این نکته ضروری است که حداقل دوران نقاهت بعد از ترک این مواد بیشتر از یک سال است و باید با احتیاط زیادی با این افراد برخورد کرد.
یکی از علل بازگشت به مصرف مواد مخدر در افرادی که قبلا معتاد بوده اند، ایجاد استرس است که باید علت بازگشت را بررسی کرد و نکته دوم این است که گاهی این افراد به صورت تفریحی مواد مصرف می کنند که البته به این گونه افراد معتاد نمی گوییم اما دقت (به دور از حساسیت) در این مسدله بسیار مهم است.
 درد جدایی در دوران نامزدی یا آشنایی را به جان بخرید تا بعدها درد بزرگتری همراه شما نباشد. به او بگویید كه نمى‏خواهید با یك فرد معتاد زندگى كنید

مراقب باشید
تفاوت دقت با حساسیت در این است که اگر همسر شما گفته است معتاد تفننی است پس چک کنید که در چه زمان هایی مواد مصرف می کند، اگر زمان مصرف نزدیک به هم بود، وی معتاد است اما از سوی دیگر اگر به مصرف مواد گرایش داشت از خود حساسیت نشان ندهید که باعث شود به صورت مخفیانه و دور از نظر شما این کار را انجام دهد.
در انتخاب افرادی که کمتر از یک سال از ترک اعتیاد آنها نگذشته است، باید بسیار محتاط بود و محیط به دور از تنشی را فراهم کرد تا به سمت مصرف مواد مخدر برنگردند.
با تمام این ها توصیه جدی داریم که اگر قرار است با فردی که در گذشته سابقه اعتیاد داشته ازدواج کنید حتما با مشاوران خبره مشورت کرده و در جلسات متعدد مشاوره همراه با نامزدتان شرکت کنید.

اگر هنوز ترک نکرده...
اگر فردى كه می خواهید با او ازدواج كنید معتاد باشد، باید بدانید که او عاشق چیزى غیر از شماست. اعتیاد او رقیب شماست که خیلی راحت می تواند در جریان زندگی مشترک شما را شکست دهد چون اعتیاد، خیلی بیشتر از تاثیری که شما روی زندگی همسرتان می گذارید، جسم و روح او را راضی می کند. او گرفتار مواد مخدر یا الکل یا مواد روانگردان است و این یعنی چیزی در زندگی او وجود دارد که اختیار عملش را می گیرد و رفتارهایش را تنظیم می کند. چیزی که ممکن است اراده او را سلب کند و زندگی شما را از اختیار خودتان خارج کند. فرد معتاد، آسیب پذیر است. در مقابل مشکلات، در مقابل محرومیت ها و در مقابل شکست ها نمی تواند فردی قوی باشد و مهم تر از همه نمی تواند در جایگاه ستون و چتر حمایتی خانواده شما قرار گیرد.
بنابراین قبل از هر چیز با خودتان کنار بیایید و درد جدایی در دوران نامزدی یا آشنایی را به جان بخرید تا بعدها درد بزرگتری همراه شما نباشد. به او بگویید كه نمى‏خواهید با یك فرد معتاد زندگى كنید. یادتان باشد، زندگی با یک فرد معتاد که به خاطر ازدواج با شما تظاهر به ترک می کند، یا در مدت کوتاهی هیجان زده سراغ کمپ ترک اعتیاد می رود و می گوید پاک شده تا بتواند با شما ازدواج کند همیشه احتمال برگشت او به اعتیاد را به همراه دارد. چون با همین شدت هیجان می تواند دوباره به اعتیاد برگردد. این بار وقتی در زندگی به یک سرخوردگی ساده رسید، تصمیم می گیرد قید کاری را که در حق شما کرده بزند و دوباره به دنیای مواد رو بیاورد.
تصمیم به ترک اعتیاد باید درونی و خودخواسته باشد و به آرامی و صبوری انجام گیرد و مهم تر از آن، دوره نقاهت حداقل یک ساله را طی کند. در غیر این صورت همیشه باید شبیه یک پلیس رفتار همسرتان را زیر نظر داشته باشید تا متوجه شوید آیا به اعتیادش برگشته یا نه.

منبع:تبيان/بیا تو عروسی



ازدواج

ازدواج-عروسی-عقد-داماد- عروس-سفره عقد

ايرانيان باستان چگونه ازدواج مي کردند

خانواده که امروز نيز از مقدس‌ترين نهادهاي اجتماعي به شمار مي‌رود، همواره در اين سرزمين از اهميت والايي برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ايراني تشکيل خانواده به صورت تکليفي ديني در آمده است.

در آن زمان که زن‌ربايي و حتي خريد زن در ميان بسياري از ملل و اقوام هند و اروپايي معمول و متداول بود، ازدواج ايراني در سايه نظم و نسقي که آيين زرتشت آورده بود، نتيجه عقد بود.

مراســم ازدواج زرتشتیان و ایران باستان

در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد.. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.

ازدواج پژوهي در آيات الهي

بهترين طريق دستيابي به معارف عظيم قرآني، بررسي موضوعي آيات الهي است؛ به ويژه اگر هم به نحو لغوي و هم محتوايي صورت گيرد. نوشتار حاضر جهت كشف قاموس ازدواج در قرآن، سعي كرده است تمامي آيات مرتبط با ازدواج را، چه از حيث واژگان و چه از حيث محتوا، استقراء كرده و آن‌ها را تحت رئوس مباحث ازدواج فهرست‌بندي نمايد. در ذيل اين عناوين، برخي از ديدگاه مفسران بيان مي‌شود و در موارد اختلافي، اقوال مختلف مورد بررسي قرار مي‌گيرند

تردیدهایی مهم در ازدواج که باید آنها را جدی بگیرید

مگر می شود ازدواج کرد و تردید نداشت؟ تردید در تمام مراحل بزرگترین تصمیم زندگی شما، همراهتان است. از وقتی تصمیم می گیرید ازدواج کنید و با خودتان فکر می کنید «آیا الان وقتش است؟» بگیرید تا وقتی که عقد می کنید و با خودتان می گویید: «این همان آدمی است که باید با او ازدواج می کردم؟».

سوالات مهم که قبل از ازدواج باید بپرسید

بسیاری از افراد تصور می کنند ازدواجشان حتما با موفقیت مواجه خواهد شد و در زندگی مشترکشان با هیچ موضوع چالش برانگیزی مواجه نخواهد شد درحالی که بدون شناخت طرفین از هم دراین مرحله، امکان موفقیت در زندگی زناشویی بسیار کم است. یکی از مهم ترین گام های این مرحله، پرسش هایی است که افراد از یکدیگر می کنند. ما در اینجا به مهم ترین پرسش ها اشاره و بر این نکته تأکید می کنیم که این پرسش ها تنها گامی است برای درست شناختن فرد مقابل. یکی از مراحل بسیار مهم که بعد از پرسش ها و شناخت طرف مقابل باید صورت بگیرد

آیا عشق و عاشقی با ازدواج از بین می رود؟

حالا دیگر وقتش است. اصلا شاید دیر هم شده باشد. عاشق شدن را نمی‌گویم. آن خودش دیر یا زود اتفاق می‌افتد. منظورم واكاوی عشق‌ های گذشته و حال و احتمالا آینده است. اصلا با كدام تعریف اینقدر مطمئنید كه عاشق هستید و عشق‌تان اگر اولی در دنیا نباشد بعد از لیلی و مجنون و شیرین و فرهاد مقام سوم را می‌تواند بگیرد؟ لطفا برای چند دقیقه بی‌خیال باورهای خودتان شوید، ببینید كارشناسان چه می‌‌گویند؟ اصلا عشق واقعی چیست و چند درصد از آدم‌هایی كه ادعای عاشقی می‌كنند واقعا عاشق هستند؟

پيامدهاي ازدواج ديرهنگام

ا چند دهه پيش دخترها و پسرها چند سال پس از سن بلوغ ازدواج مي کردند و به خانه بخت مي رفتند. به قول قديمي ها « آدم از ديدن عروس خانوم حظ مي کرد و شاه داماد هم براي خودش کلي تعريف داشت.» اگر امکانات مثل حالا نبود، ولي با همان اوضاع دل ها خوش بود و شرايط خانواده ها براي وصلت، شروع و ادامه زندگي خيلي ساده تر و کارسازتر از امروز. صبح مرد خانه به دنبال رزق و روزي عازم کسب و کار و زن در خانه با بچه هاي قد و نيم قد خود سرگرم بود. روزي نبود که همسايه و فاميل ها از هم بي خبر باشند و سري به هم نزنند. چند سالي که گذشت انگار دنيا زير و رو شد و همه آداب، رسوم و روابط به هم ريخت. حالا بچه ها درس مي خوانند، دانشگاه مي روند، بعد دنبال کار مي گردند

عشق و ازدواج و شهوت

عشق چيزي بيش از فقط دوست داشتن شديد است بيشتر ما مردم کساني را مي شناسيم که خيلي دوستشان داريم ولي عاشق آنها نيستيم، و برخي از ما نيز به کسي احساس جاذبه ي شهواني داشته ايم که وي را دوست نداشته ايم. پژوهشها اين باورهاي روزمره را تأييد مي کنند.يکي از نخستين پژوهشگراني که در باره عشق رومانتيک بررسي مي کرد عباراتي را که مردم نمودار عاشق بودن مي دانستند جمع آوري کرد

ولایت در عقد ازدواج

 پدر و جدّ پدری
پدر و جد پدری بر دختر و پسر نابالغ ولایت دارند.

 بستن عقد ازدواج در کودکی
از این رو، اگر هر یک از این دو برای کودکی -با وجود مصلحت یا نبود مفسده بنا بر اختلاف در گسترۀ ولایت ولیّ- عقد ازدواج بسته باشند، دختر و به قول مشهور، پسر نمی‌توانند آن را بعد از بلوغ برهم بزنند.

شرايط عقد از رساله امام خميني-ره

2370 عقد ازدواج چند شرط دارد: اول: آنکه به عربي صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربي صحيح بخوانند به هر لفظ ي که صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست که وکيل بگيرند اما بايد لفظ ي بگويند که معني "زوجت و قبلت" را بفهماند.

ازدواج

ازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است.

آثار ازدواج

حکمت‌ها و آثار مهمّی بر ازدواج مترتّب می‌شود که قرآن در آیاتی چند به آثار پرداخته است.
در برخی ازدواج‌ها، هرچند زن و مرد با یکدیگر زندگی می‌کنند، لکن اهدافی که باید در زندگی حاکم باشد، از میان می‌رود و دو طرف بهره‌ای از زندگی مشترک نمی‌برند.
در ذیل به برخی از این آثار و اهداف ازدواج پرداخته می‌شود.

اذن ولی در ازدواج

دختر باكره رشيده‏اى كه پدرش فوت كرده، اجازه چه كسى براى عقد او لازم است؟
همه مراجع: در ازدواج با دختر باكره به جز اجازه پدر و يا جد پدرى، اجازه فرد ديگرى لازم نيست. توضيح‏المسائل مراجع، م 2376 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1237 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2440 و خامنه‏اى، استفتاء، س 55.

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

درست یا اشتباه بودن ازدواج دانشجویی ، را برای شما عزیزان قرارداده ایم . زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مثال اول: همان‌طور که می‌دانید «گرم‌مزاجان» افرادی فعــال و پرجنب و جوش هستند و «سردمزاجان» افرادی کند و بی‌حال هستند. حال اگر زن و شوهر دارای مزاج مختلف باشند به سختی می‌توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است. در زندگی خوابگاهی، فراوان مشاهده شده است که افراد دارای مزاج مختلف نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر می‌دهند. فرد فعال و پرانرژی از فرد فعال و پرانرژی خوشش می‌آید.

پرسش هاي متداول درباره وام ازدواج

  1-آيا کليه بانکها نسبت به پرداخت تسهيلات  قرض الحسنه ازدواج از طريق سامانه اقدام مي نمايند ؟

         پاسخ 1:  خير ، صرفاً بانکهاي پذیرفته شده در سامانه قرض الحسنه ازدواج (که دارای منابع سپرده ای قرض الحسنه می باشند).

2-آيا براي دريافت تسهيلات  قرض الحسنه  ازدواج، ثبت نام يکي از زوجين کافي است ؟

          پاسخ 2 : خير ، زوج و زوجه بايد هر کدام به طور جداگانه ثبت نام نمايند .

شرايط و دستورالعمل اخذ وام ازدواج

الف - شرايط عمومی متقاضيان تسهيلات ازدواج

           1- دارا بودن  تابعيت کشور جمهوری اسلامی ايران .

           2-  به هر يک از زوجـــين مــبلغ 30 ميليون ريال تسهيلات ازدواج تعلق می‌گيرد.

دفتر ازدواج و طلاق

دفاتر ازدواج و طلاق از نهادهاي تخصصي مدني هستند که بخشي از وظايف اجرايي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را انجام مي‌دهند.  دفاتر ازدواج از نظر مالي مستقل هستند و به طور خصوصي اداره مي‌شوند؛ ولي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سردفتران (مديران دفاتر ازدواج) را گزينش مي‌کند، قوانين اين دفاتر ازدواج را تنظيم و ابلاغ مي‌کند و بر عملکرد  دفاتر ازدواج نظارت مي‌کند.

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

از منظر قرآن ‎ ازدواج چه فوايدي دارد

قرآن کريم به ازدواج توصيه کرده است:
«وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را»

آنچه قبل از ازدواج بايد بدانيد

چنان ارتباط عميق وهمه جانبه اي مي شود که بي هيچ شک وشبهه اي قابل مقايسه با هيچ يک از ديگر ارتباطات انساني نمي باشد به نحوي که قرارداد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است .ازدواج مساله بسيار مهمي است که بسياري از جنبه‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است

زناني که از ازدواج مي ترسند

ما 2 گروه زن داريم که به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج کنه.گروه اول زناني هستند که منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناک دارن حرکت ميکنند.افرادي هستند که زير نگاه شديداطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر کرد آخرش با اين تحفه ازدواج کرد!

براي ازدواج هدف داشته باشيد

همه افراد در حيطه شغلي اهدافي را براي خود معين کرده و به واسطه آن ميزان فروش و نهايتا بازدهي کلي سيستم را افزايش مي دهند. اين امر در حيطه اجتماعي نيز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها براي رسيدن به نتايج موفقيت آميز اجتماعي هدفگذاري انجام مي دهند. بايد توجه داشت که مسئله هدفگذاري به ويژه در سطح فردي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

ازدواج دائم و موقت چه تفاوتهایی با هم دارند؟

يكى از قوانين درخشان اسلام از ديدگاه مذهب جعفرى- كه مذهب رسمى كشور ماست- اين است كه ازدواج به دو نحو مى ‏تواند صورت بگيرد: دائم و موقت. ازدواج موقت و دائم در پاره ‏اى از آثار با هم يكى هستند و در قسمتى اختلاف دارند:

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

شهید مطهری در تفیسر سوره نور می فرماید: ازدواج موقت برای مردان در صورتی ثواب دارد که مرد زن ثابت نداشته باشد، یعنی اگر مردی زن دائمی و در دسترس داشته باشد و برای تنوع و لذت این کار را بکند نه تنها ثواب نبرده بلکه گناه هم کرده است، آیا در حال حاضر این مطلب درست است یا غلط؟

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد؛
مطابق یافته‌ها مردان به طور معنی‌داری بیش از زنان، افراد مجرد بیش از افراد متأهل، افراد شاغل به کار بیش از افراد محصل و خانه‌دار، افراد ساکن در جنوب شهر بیش از افراد ساکن در سایر مناطق جغرافیایی شهر و همچنین افرادی که در خانواده و اقوام آنها سابقه ازدواج موقت وجود دارد، بیش از سایرین نسبت به ازدواج موقت گرایش دارند.

مراحل ثبت ازدواج

مرحله اول : مراجعه به دفترازدواج 163 تهران (سالن عقد خاطره) ( ضلع جنوب غربي ميدان هفت حوض طبقه بالاي بانک پاسارگاد تلفن:
77939782-09121190250) جهت صدور معرفی به آزمایشگاه.

وام ازدواج

مراحل ثبت نام وام ازدواج : پر کردن فرم های زوج و زوجه در سایت http://ve.cbi.ir  و انتخاب شعبه ی  بانک پیشنهادشده  که سایت معرفی می کند و دریافت کد رهگیری و پس از چند روز می بایست با کد رهگیری به سایت مراجع نمایید برای اطلاع یافتن از اینکه  بانک معرفی  شده اطلاعات  شما را تایید و در نوبت قرار داده است

امکان ثبت ازدواج فرد معتاد در صورت رضایت طرفین

ماده۲۳- وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مکلف است ظرف یک ماه از تاریخ لازم الاجراءشدن این قانون بیماری‌هایی را که باید طرفین پیش از ازدواج علیه آنها واکسینه شوند و نیز بیماری‌های واگیردار و خطرناک برای زوجین و فرزندان ناشی از ازدواج را معین و اعلام کند. دفاتر رسمی ازدواج باید پیش از ثبت نکاح گواهی صادرشده از سوی پزشکان و مراکز مورد تأیید وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دال بر عدم اعتیاد به مواد مخدر و عدم ابتلاء به بیماری‌های موضوع این ماده و یا واکسینه شدن طرفین نسبت به بیماری‌های مذکور را از آنان مطالبه و بایگانی کنند.



مرتبط با : ازدواج

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)


معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(1)

یکی از مسائل بسیار مهم و اساسی قبل از ازدواج، در نظر گرفتن معیارهایی برای انتخاب همسر است. به جرأت می توان گفت بیشترین مشکلاتی که در زندگی مشترک به وجود می آید، این است که زن و مرد، همسر مناسب خود را انتخاب نکرده اند و پس از چند سال زندگی متوجه می شوند این دو مناسب یکدیگر نبوده اند.

تحقیقات نشان می دهد عوامل اصلی طلاق عبارتند از: اعتیاد، دخالت اطرافیان، ناسازگاری، مسائل مالی، فقر فرهنگی و شیوه های سنتی انتخاب همسر، که بیشتر متکی بر شانس و تصادف است و به جدائی ها دامن می زند.

انتخاب همسر، سنگ زیربنای یک زندگی موفق است و باید گفت که اکثر شکستها در زندگی مشترک، از بناگذاری نامناسب این سنگ زیرین ناشی می شود. این که یک زندگی شیرین پس از مدتی به تلخی و سردی می گراید، این دریافت ویرانگر هر یک از زوجین را در متن خود دارد که «ما اصلاً برای هم مناسب نبودیم»، یعنی به این نتیجه می رسند که در مرحله «گزینش» اشتباه کرده اند.

روانشناسان و متخصصان خانواده معتقدند که هر اندازه زن و مرد قبل از ازدواج، اطلاعات صحیح تر و دقیق تری نسبت به یکدیگر داشته باشند، بهتر می توانند موفقیت و یا شکست زناشویی خود را پیش بینی نمایند. بنابراین، این موضوع را نباید ساده انگاشت، بلکه برای آن امر خطیر «انتخاب همسر» لازم است وقت بگذاریم و با دقت و مطالعه کافی، اقدام کنیم. در این راستا روانشناسان و متخصصان خانواده، ناصحان خیراندیش که راهنمایی نسل جوان را وظیفه خود می دانند و برای رهایی دختران و پسران جوان از یک زندگی سرد و بی روح و یا یک جدایی اجتناب ناپذیر، دل می سوزانند، آنان را به ریشه های مشکلات احتمالی توجه داده اند و از این طریق سعی کرده اند که اشتباهات را به حداقل ممکن کاهش دهند.

یکی از مهمترین این موارد «انتخاب مناسب همسر» است. قبل از هر چیزی لازم است همسری را که برای زندگی آینده انتخاب می کنیم به خوبی بشناسیم. اگر این انتخاب درست و هشیارانه صورت بگیرد، مشکلات بعدی که خواه ناخواه در هر زندگی به وجود خواهد آمد، با درایت و گذشت برطرف می شود؛ زیرا در صورت انتخاب صحیح، زندگی مشترک بر این باور عمیق تکیه خواهد داشت که «اصل تصمیم در مورد شروع زندگی مشترک و انتخاب همسر، درست بوده است» یعنی پشتوانه زندگی، یک تصمیم درست و منطقی و یک انتخاب آگاهانه بوده است و ستون محکم این زندگی هرگز فرو نخواهد ریخت.

به هر حال، باید توجه داشت که انتخاب همسر، غیر از انتخاب لباس و یا گزینش نوکر و کلفت است؛ زیرا، شخص با انتخاب همسر می خواهد شریکی در زندگی خانوادگی برای خود برگزیند؛ شریکی که تا پایان عمر همراه و همراز او باشد و از مصاحبت با او لذت ببرد. می خواهد او را شریک مال و زندگی خود و مهم تر از همه، محرم اسرار خویش نماید. از این رو، عقل سلیم حکم می کند که انسان باید درباره همسر آینده اش تحقیق کند و از هرگونه عجله کاری و اغماض در جوانب قضیه بپرهیزد، ویژگی های اخلاقی و روحی همسر مورد انتخاب را بشناسد و بنگرد که چه کسی را برای همسری برمی گزیند. ازاین رو، مرحله بررسی و شناخت جهت گزینش همسر، اهمیت بسزایی در زندگی انسان دارد؛ زیرا، تجربه نشان داده که بیشتر اختلافات خانواده ها و طلاقها و از هم پاشیدگی ها، منشأ آن شتابزدگی در انتخاب همسر بوده است. بنابراین، پیشوایان معصوم (ع) درباره این امر خطیر و سرنوشت ساز دستور داده اند که هنگام انتخاب همسر، ابتدا وضو بگیرید و دو رکعت نماز بجای آورید و آن گاه از خداوند مهربان درخواست نمایید که همسری شایسته که از لحاظ اخلاق و پاکدامنی و نگه داری مال و آبروی شوهر و زیبایی و فرزندآوری سرآمد زنان است، نصیب شما گرداند و سپس به سراغ انتخاب همسر بروید.(1)

این دستور معصوم (ع) بیانگر این است که فکر و اندیشه انسان به تنهایی کافی نیست، بلکه باید در این امر مهم به حق تعالی پناه برد و از او استمداد نمود.

شریعت اسلام برای گزینش همسر معیارها و ضوابطی را معین کرده است که زن و مرد (جوانان) در انتخاب همسر باید آن معیارها را مراعات نمایند. در این نوشتار مختصر سعی شده، اصولی ترین معیارها و ملاکهای انتخاب همسر شایسته، به جوانان عزیز معرفی شود تا به گونه ای همسر برگزینند که با یکدیگر «همتا» و «متناسب» باشند، تا در زندگی مشترک، روابط فی ما بین همسران بهتر، سالم تر، پرجاذبه تر، شیرین تر و با صفاتر گردد. بزرگان و رهبران دینی ما، صاحبنظران، روانشناسان، متخصصان خانواده، شرایط و ملاکها و ویژگی هایی را برای ازدواج موفق توصیه می کنند. این توصیه ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد.

شرایط و ویژگی های فردی

مهم ترین مسائلی که در ازدواج مطرح می شود، زمان و سن مناسب و میزان رشد فرد برای ازدواج است. در این باره، سه شرط اساسی را به اختصار می توان نام برد:

شرط اول: بلوغ جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی، ذهنی، فرهنگی و آرمانی.

شرط دوم: داشتن هدف و انگیزه برای ازدواج.

شرط سوم: داشتن اطلاعات لازم در مورد انتظارات، تکالیف و وظایف در زندگی زناشویی.

معیارها و ملاکهای ازدواج

1ـ ایمان و تقوی (کفو بودن)

بدون شک پایبندی به ارزشهای اسلامی، یکی از عوامل مهم خوشبختی در زندگی زناشویی است. ایمان به عنوان یک عامل درونی، افراد را از ارتکاب به اعمال خلافِ انسانی باز می دارد. افزون بر این زن و مرد با ایمان و تقوی، از هر جهت برای تربیت فرزندان صالح، شایسته ترند.

بی گمان از مهم ترین عوامل پیوند پایدار و ازدواج موفق و زندگی آرام، هم شأن بودن زن و مرد است. اسلام به هم شأن بودن زوجین در امر خطیر ازدواج تأکید فراوان کرده و با واژه «کفو» از آن یاد کرده است؛ «کفو» در لغت به معنای شبیه و مانند است، در مسئله ازدواج تا حدّی باید از نظر ظاهر و باطن بین زن و مرد شباهت وجود داشته باشد.

مهمترین مرحله شباهت، باید در چهره دینداری جلوه کند به این معنا که به فرهنگ پاک حق، مؤمن هم کفو مؤمنه، و دیندار شبیه و مانند دیندار است.چنان که قرآن کریم می فرماید: «الخَْبِیثات لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثاتِ وَ الطیِّبات لِلطیِّبِینَ وَ الطیِّبُونَ لِلطیِّباتِ...؛(2) زنان خبیث و ناپاک از آن مردان خبیث و ناپاکند! و مردان ناپاک نیز تعلق به زنان ناپاک دارند...» .

در این که مراد از «خبیثات» و «خبیثین» و نیز «طیبات» و «طیبین» در این آیه شریفه چه کسانی هستند، بین مفسران اختلاف است:

1ـ گاه گفته شده منظور سخنان ناپاک و تهمت و افترا و دروغ است که تعلق به افراد آلوده دارد و به عکس سخنان پاک از آن مردان پاک و با تقوا است ، و «از کوزه همان برون تراود که در او است.»

2ـ همچنین گفته می شود «خبیثات» به معنی «سیئات» و مطلق اعمال بد و کارهای ناپسند است که برنامه مردان ناپاک است و به عکس «حسنات» تعلق به پاکان دارد.

«خبیثات» و «خبیثون» اشاره به زنان و مردان آلوده دامان است ، به عکس «طیبات» و «طیبون» که به زنان و مردان پاکدامن اشاره می کند و ظاهرا منظور از این آیه شریفه همین است؛ زیرا قرائنی در دست است که معنی اخیر را تأیید می کند:

الف) این آیات به دنبال آیات «افک» و همچنین آیه «الزانی لا ینکح الا زانیة او مشرکة والزانیة لا ینکحها الاّ زان او مشرک و حرّم ذلک علی المؤ منین»(3) آمده و این تفسیر هماهنگ با مفهوم آن آیات است.

ب) جمله «اولئک مبرئون مما یقولون» در پایان آیه، آنها (زنان و مردان پاکدامن) از نسبتهای ناروائی که به آنان داده می شود، منزه و پاکند، قرینه دیگری بر این تفسیر می باشد.

ج) افزون بر اینها، در روایتی از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) نقل شده که این آیه همانند: «الزانی لا ینکح الا زانیة اومشرکة» است؛ زیرا گروهی بودند که تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج کنند، خداوند آنها را از این کار نهی کرد، و این عمل را ناپسند شمرد.

د) در روایات کتاب نکاح نیز می خوانیم که یاران ائمه (ع) گاه سؤال از ازدواج با زنان «خبیثه» می کردند که با جواب منفی روبه رو می شدند، این بیانگر این است که «خبیثه» اشاره به زنان ناپاک است.(4)

همچنین در آیه ای دیگر می فرماید: «فَانْکِحُوا ماطابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ؛(5)پس با زنان پاک ازدواج کنید.»

این پاکی در زنان و مردان در مرحله اول پاکی و پاکیزگی باطن است، که عبارت از ایمان به خدا و قیامت و نبوت و قرآن و ملائکه و متخلّق بودن به اخلاق الهی است.

بنابراین، مرد مسلمان و مؤمن حق ازدواج با زنان غیرمسلمان و غیرمؤمنه را ندارد، و اگر این ازدواج انجام بگیرد، باطل است و فرزندان آنان بدون شک زاده زنا هستند، و همچنین زن مؤمنه حق ندارد با انسان غیرمؤمن ازدواج کند، زیرا از نظر شرعی این ازدواج باطل و حرام و فرزندان آنان زاده حرامند.

مؤمن و مؤمنه هم کفو غیرمؤمن و غیرمؤمنه نیستند، که اگر این ازدواج باطل صورت بگیرد دری از عذاب قیامت بر روی هر دو باز شده!!

قرآن کریم از ازدواج انسان پاک، یعنی انسان مؤمن با انسان ناپاک به شدت منع کرده است: «و لا تنکحوا المشرکات حتّی یؤمنَّ و لامة مؤمنة خیر من مشرکة و لو اعجبتکم و لا تنکحوا المشرکین حتّی یؤمنوا و لعبد مؤمن خیر من مشرک ولو اعجبکم اولئک یدعون الی النّار و الله یدعوا الی الجَّنة و المغفرة باذنه ویبیِّن آیاته للناس لعلَّهم یتذکَّرون؛(6)با زنان مشرک تا ایمان نیاورده اند ازدواج نکنید، کنیزان با ایمان از زن آزاد مشرکه بهتر است، اگرچه زیبائی یا ثروت او شما را به شگفتی اندازد.»

و زنان خود را نیز به مردان مشرک مادامی که ایمان نیاورده اند، ندهید هر چند ناچار شوید آنها رابه همسری غلامان (بنده) با ایمان درآورید، زیرا، یک غلام با ایمان از یک مرد آزاد مشرک بهتر است، هر چند، مال و موقعیت و زیبایی او، شما را شگفت زده کند. مشرکان دعوت به آتش می کنند، و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود می نماید، و آیات خود را برای مردم بیان می کند شاید اهل تفکّر و اندیشه شوند.

بنابراین زن با ایمان با مردی که اهل حق و حقیقت نیست، و در لجنزار انکار واقعیات دست و پا می زند، نباید ازدواج کند. والدین توجه داشته باشند که برای جوان پاک و مؤمن خود، دختری را که منکر اصول الهی است به همسری انتخاب نکنند که شرط اول در صحت ازدواج ایمان زوجین است تا دو نور و دو پاک و دو پاکیزه و دو مؤمن به هم برسند، و از به هم رسیدن آنان ثمرات شایسته و پاک که همان فرزندان صالحند به وجود آیند.

تصور نشود که زیبائی و مال و موقعیّت در مردی که ایمان ندارد، و در زنی که آراسته به حقیقت نیست، موجب سعادت و سلامت و نشاط و دوام در زندگی است. البته بر خانواده ها لازم است در مسئله هم کفو بودن، سختگیری نکنند، وقتی پسر و دختر از نظر اعتقاد و اخلاق و عمل اسلامی، و از نظر قیافه و هیکل ظاهر نزدیک به هم باشند، این دو از نظر شرع مقدس هم کفو و شبیه و همانند یکدیگرند، و در ازدواج آنان رحمت و برکت حق تجلّی خواهد کرد.

درباره مسئله «کفو و همتا» بودن در منابع روایی، روایات فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به ذکر چند روایت بسنده می کنیم:

رسول اکرم (ص) می فرماید: «اِذا جائَکُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دینَهُ وَ اَمانَتَهُ یَخْطُبُ اِلَیْکُمْ فَزَوِّجُوهُ اِنْ لا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الاَْرْضِ وَ فَسادٌ کَبیرٌ»(7)کسی که برای خواستگاری نزد شما آمد و نسبت به دین و امین بودن وی رضایت داشتید، حتما زمینه این ازدواج را فراهم نمائید، که منع ازدواج کفو با کفو از جانب شما زمینه ساز فتنه در روی زمین و فساد بزرگ است.

آری، سخت گیری در ازدواج، و ایجاد موانع، و تکیه بر عادات و رسوم غلط، و پیگیری شرایط سخت، و طلب جمال و ثروت و مقام، از طرف خانواده ها برای پسران و دختران خود، علت ازدیاد استمناء، لواط، زنا، فشارهای عصبی، و بیماریهای روانی در دختران و پسران است، و این همه فتنه و فساد، عواقب و توابعش در دنیا و آخرت گریبانگیر آن پدران و مادران و اقوام و خانواده هائی است که در مسئله ازدواج سخت گیری می کنند.

«جُوَیْبِر» مردی است که از یمامه به مدینه آمده و مسلمان شده بود. او مؤمنی متعهد، ولی در عین حال سیاه پوست، کوتاه قد، مستمند و بی خانمان بود. روزی پیامبر(ص) به او فرمود: «چرا ازدواج نمی کنی؟» عرض کرد: «چه کسی به این بینوا زن می دهد؟» فرمود: «اسلام، هر خوار و ذلیلی را عزیز کرده است.» نزد «زیاد بن لُبَیْد» که از اشراف انصار است، برو و دخترش را خواستگاری کن. جویبر نزد زیاد آمد و از قول آن حضرت دختر او را خواستگاری کرد. زیاد گفت: «ما دختران خود را فقط به همردیفان خود از انصار می دهیم و با آنها وصلت می کنیم». جویبر، نزد پیامبر(ص) آمد و جریان را عرض کرد؛ آن گاه حضرت به «زیاد» فرمود: «ای زیاد! جویبر مؤمن است و هر مرد مؤمنی، کُفو زن مؤمنه و هر مرد مسلمانی کُفو زن مسلمان است.»(8)

ایمان و تقوا در پسر و دختر مایه هم کفویست، و بر پدران و مادران و خانواده ها واجب اخلاقی است، هر چه زودتر و سریعتر و با آسان گیری کامل و پرهیز از شرایط غیرالهی و سنن غیراخلاقی زمینه ازدواج دو هم کفو را فراهم آورند، تا رضا و خوشنودی و رحمت و لطف حق را نسبت به خود جلب کنند.

امام باقر (ع) می فرماید: «ما مِنْ رُزْءَة أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْک»(9)مصیبتی از این شدیدتر نیست که جوان مؤمنی دختر برادر مؤمنش را خواستگاری کند، و پدر دختر پاسخ دهد، من از این ازدواج عذر می خواهم، زیرا تو از نظر مالی در رتبه من نیستی!

در مسئله ازدواج عصبیّت قومی، شهری، قبیله ای نباید لحاظ شود، زیرا این گونه تعصّبات در آئین الهی مردود شناخته شده و باطل اعلام شده است.

فقر و غنا، این شهر و آن شهر، این قبیله و آن قبیله را ملاک ازدواج قرار ندهید، مردان و زنان همه و همه دختران و پسران یک پدر و مادرند، و برای هیچ یک بر دیگری، جز به تقوا و پرهیزکاری امتیاز نیست.9بنابراین، باید توجه داشت که مراد از کفو بودن زوجین، هم سطح بودن در مسائل اقتصادی نیست، بلکه مقصود همسویی بینشها و باورهای دینی و پایبندی عملی آنان به ارزشها و معارف الهی است؛ و گرنه شخص همین که بتواند مخارج زن و فرزندش را بپردازد و از نظر دینی باهم، هم عقیده باشند، کفوند. لزومی ندارد که اگر زن ثروتمند است، مرد نیز حتما ثروتمند باشد؛ از همین روست که امام صادق (ع) فرمود: «الکفو ان یکون عفیفا و عنده یسار»(10)شرط کفو بودن این است که عفیف باشد و بتواند مخارج اهلش را بپردازد. بر همین اساس، پسران و دختران خداباور و پاک اندیش در آرزوی داشتن همسری مؤمن و نیک سیرت و عامل به ارزشهای قرآنی هستند. چنین گرایشی در امر ازدواج، برخاسته از نهاد پاک و فطرت کمال جوی انسان است و خداوند متعال بهترین ازدواج را وصلت پاکان و متقیان با یکدیگر می داند.(11) پیامبر اکرم(ص) دراین باره می فرماید: «مَن تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّه لَه ذلک»(12) کسی که به خاطر دین و ایمان زنی، با او ازدواج کند، خداوند نیز دنیایش را برای او فراهم می کند.

در روایت آمده که فردی به امام حسن(ع) عرض کرد: دختری دارم، می خواهم بپرسم که، او را به ازدواج چه کسی درآورم؟ حضرت فرمود: «زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها، و ان ابغضها لم یظلمها»(13)برای همسری دخترت مردی باتقوا و مؤمن انتخاب کن؛ زیرا اگر او را دوست بدارد، اکرامش می کند و اگر از او خوشش نیاید، به وی ستم روانمی دارد.

به یقین اگر پدر آینده برای هر خانواده که به عنوان مدیر خانواده محسوب می شود، فردی با ایمان و صالح باشد، همسر و سایر اعضای خانواده را در پرتو مهر و محبت که ریشه در ایمان او دارد قرار داده و در اثر شایستگی های معنوی خویش، کانون خانواده را به محیطی أمن و باصفا تبدیل نموده و زمینه رشد و تربیت فرزندانی با ایمان و مسئولیت پذیر را فراهم خواهد.(14)

عفت و پاکدامنی، امانتداری، وفای به عهد، تقیّد به امر به معروف و نهی از منکر، رعایت حقوق دیگران، اجتناب از ظلم و تعدّی، حجاب و دوری از نامحرم، نجابت و حیا از جمله صفاتی است که می تواند دلیل روشنی بر ایمان و تقوای هر شخص باشد.

نکته شایان توجه این است که اگر می بینیم اولیاء الهی دستور داده اند که با متدینین و معتقدین به خدا ازدواج کنید(15)و یا در آیات و روایات اسلامی از ازدواج با کفار حربی چه به صورت دائم و چه به صورت موقت نهی شده است و از ازدواج با کفار اهل کتاب به طور دائم ممنوع گردیده است، همه این تأکیدات و توصیه ها و فرامین به خاطر همین مسئله اعتقادی و کفو بودن زن و شوهر است زیرا دین، اصول زندگی و اخلاق، رکن بهزیستی است.

به هر حال، زن و مرد با ایمان و تقوا، شایسته یکدیگرند و در صورت ازدواج، سعادتمند خواهند شد.

ازدواج شایسته هماره مایه آرامش روح و روان و آسایش جسم و جان است. قرآن کریم می فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً اِنَّ فی ذلِکَ لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»(16) و از نشانه های اوست که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در

کنار آنان آرامش یابید و میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ همانا در این کار، نشانه هایی است برای گروهی که تفکّر می کنند.

اگر مرد و زنی که هم شأن نیستند، اقدام به ازدواج نمایند، نگرانی ها و ناراحتی ها و اختلافات فراوانی در زندگی خانوادگی دامنگیر آنان خواهد شد. مگر این که یکی همرنگ دیگری شود و با بی اعتنایی به معیارهای اصولی، بنیان خانواده را بنا کنند، که البته چنین زندگی ای همانند ساختمانی است که پایه آن را کج بنا نهاده اند و هرلحظه احتمال ریزش دارد. افزون بر اینها، دو همسر می خواهند یک عمر با هم زندگی کنند، و در همه فراز و نشیبهای زندگی یار و غمخوار یکدیگر باشند. ازاین رو، تحت تأثیر افکار و عقاید یکدیگر قرار خواهند گرفت و روحیات پسندیده و یا ناپسندشان به یکدیگر منتقل می شود. همسر دیندار سعی می کند همسرش را به عمل صالح و خداباوری و خدا ترسی، تقوا، اخلاق نیک و ترک گناه تشویق و ترغیب کند و از نافرمانی و سهل انگاری در دستورات و احکام خدا باز دارد؛ او را به انجام مقررات و آداب و رسوم مثبت اجتماعی تشویق و از خرافه پرستی و موهومات باز دارد؛ مال، آبرو و حرمت یکدیگر را حفظ کنند؛ اما همسر بی دین، چه بسا زن یا شوهر را با محبت کاذب، تفریح، مجالس مهمانی و شب نشینی ها و یا حتی اجبار و تهدید، منحرف کرده و از او فردی بی قید و لاابالی می سازد و از آنجا که زن و مرد تحت تأثیر محبتهای یکدیگرند و به خاطر رضامندی همدیگر سعی در جلب رضایت و تشدید وابستگی و دلبستگی، به خود دارند، چنین تحولات و تأثیراتی به دور از انتظار نیست.

2ـ اصالت و نجابت خانوادگی

خانه و خانواده، نخستین محیط اجتماعی است که کودک را تحت سرپرستی و حضانت قرار می دهد. ازاین رو، بیش از سایر محیطهای اجتماعی، در رشد و تکامل فرد تأثیر دارد و کودک پیش از آن که از اوضاع اجتماعی خارج متأثر گردد، تحت تأثیر خانواده قرار می گیرد.

آغاز بیشتر عادتها و نظریات فرد از خانه شروع می شود که یک نظر اجمالی به این عادات و نظریات، اهمیت تأثیر خانواده را بسی روشن خواهد ساخت. عادتهایی از قبیل: طرز غذا خوردن، سخن گفتن، راه رفتن، روشهای عادی،

رفتار با دیگران، همچنین نظر فرد نسبت به حقوق دیگران و ... همه را شخص از محیط خانه و خانواده کسب می کند.

اصالت و شرافت خانوادگی زن و مرد، یکی از اساسی ترین ملاکهای ازدواج، به ویژه در جوامع اسلامی است. کلمه اصالت از اصل گرفته شده و اصل به معنای ریشه آمده است. یعنی زن و مرد از خانواده هایی باشند که دارای اصل و ریشه اند.

شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی و فرهنگی خانواده همسر آینده، در ایجاد تفاهم بین زوجین در زندگی، نقش اساسی را ایفا می کند و می تواند ملاک قابل اعتمادی برای چگونگی تربیت فرزندان و ارتباطات متقابل در زندگی زناشویی تلقی شود.

توصیه های اسلام در این باره آن است که تا حد امکان، خانواده همسر پاک و عفیف باشند؛ زیرا اخلاق و رفتار خانواده، جنبه های عقلی آن از لحاظ هوشمندی و کودنی و زمینه های اعتقادی آن، در زندگی جدید و نسل، اثر می گذارد.

از دیدگاه قرآن، زنان فقط وسیله ارضای غریزه جنسی نیستند، بلکه آفریدگار جهان آنان را به گونه ای آفریده که وسیله ای برای بقای نسل و حفظ حیات نوع بشر و مرکز ثقل پرورش و تربیت فرزندان صالح و شایسته باشند:

«نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ اَنّی شِئْتُمْ وَ قَدّموا لاَِنْفُسِکُمْ»(17) زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می توانید نزد آنان بروید و (سعی نمایید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکی برای خود، از پیش بفرستید!

قرآن کریم در این آیه شریفه، زنان را تشبیه به کشتزار نموده و می فرماید: «نِسائُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ؛ زنان شما مانند کشتزاری برای شماها هستند». زیرا کشتزار است که بذر را پرورش می دهد و به ثمر می رساند.

در اینجا ممکن است این سؤال مطرح شود که اسلام نسبت به زنان بی احترامی کرده و آنان را از مقام انسانی؛ تنزّل داده است. ولی غافل از این که با طرح این مسئله معلوم می شود قرآن بقای نسل بشر را منوط به وجود زن می داند و معتقد است اگر زن نبود، بذر مردان بزرگی که تاریخ بشر و دنیا را عوض کرده اند، به ثمر نمی رسید.

نطفه، ماده اولیه تشکیل دهنده جنین از جنبه ها و خصایص وراثتی والدین و حتی اجدادشان متأثر است. اگر آنها ناسالم باشند، امیدی به اصلاح فرزند نیست؛ مگر در مواردی بسیار نادر.

اگر خانواده را به درختی تشبیه کنیم، فرزندان به منزله بار و بر آن هستند و اگر به یک زمین تشبیه نماییم، فرزندان به منزله گیاهان آن می باشند، و روشن است که هر درختی میوه سالم و شیرین نمی دهد و هر زمینی لاله و سنبل برنمی آورد.

برخی از درختان میوه تلخ و ناسالم و بعضی از زمین ها خار و خس می پرورانند.

قرآن کریم دراین باره می فرماید: «والبلد الطیب یخرج نباته بأذن ربه و الذی خبث لایخرج الّا نکدا کذالک نصرف الآیات لقوم یشکرون»(18) گیاه سرزمین پاک به فرمان پروردگارش می روید، و زمین های ناپاک (گیاه آن) جز به سختی در نیاید، بدینسان آیه ها را برای گروهی که سپاس می دارند گوناگون می کنیم.

و نیز در آیه ای دیگر می فرماید: «مگر ندیدی خدا چگونه مثلی زد، سخن نیک همانند نهال نیک است که ریشه اش در زمین و شاخه اش در آسمان است، همیشه به اذن پروردگارش میوه می دهد.

خداوند برای مردم این گونه مثل می زند، تا شاید پند و اندرز گرفته و متذکر گردند.»(19)

در خانواده های اصیل و شریف کمتر اتفاق می افتد که فرزندان ناصالح و نانجیب پرورانیده شوند و در خانواده های غیراصیل و ناصالح، کمتر اتفاق می افتد که فرزندان صالح و نجیب، پرورش یابند.

اصالت و شرافت خانوادگی از آن جا حائز اهمیت است که می تواند در ردیف معیارها درآید و در بسیاری از موارد، به عنوان یک معیار اطمینان بخش مورد استفاده قرار گیرد.

وقتی انسان مشاهده می کند در خانواده های اصیل و شریف، اکثر افراد، دارای شخصیت مقبول و دوست داشتنی اند، به طوری که کمتر نقطه ضعفی در آنها پیدا می شود و اگر هم پیدا شود، آن قدر نقطه قوت در آنها هست که جبران آن ضعف را می کند و به طور کلی آن را می پوشاند، چرا از اصالت خانوادگی به عنوان یک معیار مورد اطمینان استفاده نکند.

در نهج البلاغه نامه ای است که امام علی (ع) در پاسخ خودستایی های «معاویه» نوشته و طی آن میان دو خانواده بنی هاشم و بنی امیه مقایسه کرده و نشان داده است که در برابر هر فضیلت و امتیاز و برجستگی در خانواده بنی هاشم، یک رذیلت و انحطاط در خاندان بنی امیه وجود دارد. حضرت در فرازی از آن سخنان می فرماید: در خاندان ما «پیامبر»(ص) است و در خاندان شما «ابوجهل» که کارش تکذیب حق بود.

ما «حمزه» شیر خدا داریم و شما ابوسفیان، شیر پیمان های باطل دارید. حسن و حسین، دو سرور جوانان بهشت از ماست و کودکان جهنم (فرزندان مروان) از شما.

«فاطمه»(س)، بهترین زنان عالم از ما و همسر «ابولهب» به نام ام جمیل که قرآن او را هیزم کش خوانده از شماست و از این قبیل چیزها که به نفع ما و به زیان شماست!»(20)

دکتر آلکسیس کارل فرانسوی درکتاب «راه و رسم زندگی» از خانواده ای سخن می گوید که طبق آمار، اکثر افراد آن دزد و جانی و مدیر مراکز فساد و... بوده اند.

آری، کرمها و انگلها، همواره در لجنزار به وجود می آیند و رشد می کنند. خانواده شایسته و سالم، زمینه بسیار مناسبی برای پرورش فرزندان سالم و شایسته است و خانواده ناشایسته و ناسالم، زمینه بسیار مناسب برای پیدایش و بار آمدن فرزندان ناسالم و ناشایسته است.

به همین جهت است که برای تشکیل خانواده، حتما باید به دنبال آن شریکی برای زندگی بود که از سلامت جسمی و فکری و اخلاقی برخوردار باشد و در خانواده ای پاک و سالم پرورش یافته باشد.

به هر حال در ازدواج باید به انتقال ویژگی های پدر و مادر به فرزندان توجه نمود. چنان که پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «تَزَوَّجوا فی الحِجرِ الصّالح فَانَّ العرِقَ دَسّاسٌ»(21) با خانواده خوب و شایسته وصلت کنید؛ زیرا خون اثر دارد.

و نیز در روایتی دیگر می فرماید: «تَخَیَّروا لنُطَفکُم فَانکِحوا الاکفاءَ و انْکَحوا إلَیْهِم»(22) برای نطفه های خود گزینش کنید و با کسانی که همتای شمایند، ازدواج نمایید.

و همچنین درباره اهمیت این موضوع می فرماید: «تَخَیَّروا لِنُطَفِکُم فإنَّ النّساءَ یَلِدْنَ أشباهَ إِخْوانِهِنَّ و أخْواتِهِنَّ»(23)برای نطفه های خود گزینش کنید؛ زیرا، زنان بچه هایی همانند برادران و خواهران خود به دنیا می آورند.

زن و مرد باید در خانواده هایی رشد یافته باشند که پدر و مادری عاقل و دلسوز، با همه وجود در رشد و تعالی فرزند کوشیده باشند. بر خلاف خانواده هایی که والدین، فرزندان را به حال خود رها کرده و در پی هوی و هوسهای خود هستند و یا این که در کانون خانوادگی آنان بویی از محبت و احترام به شخصیت دیگران استشمام نمی شود. بنابراین، زن و مرد که در پی انتخاب همسر می باشند، باید سعی کنند تا حدی که برایشان میسر است با خانواده هایی شریف و اصیل وصلت نمایند و از ازدواج با خانواده های پست و فرومایه جدا خودداری نمایند؛ زیرا، غالبا با مشکلاتی روبه رو خواهند شد.

در خانواده های اصیل، والدین کوشیده اند از نظر اخلاقی و رفتاری برای فرزندان خود نمونه و الگو باشند و بدون تردید پدر و مادر صالح از نظر ارثی نیز سرمایه های بس گرانبهایی را به فرزندان خود انتقال می دهند.

افرادی که در خانواده ای اصیل رشد می یابند، سجایای اخلاقی را از پدر و مادر خود به ارث می برند و در برخورد با دشواریها و فراز و نشیبهای زندگی، هرگز از جاده درستی و راستی خارج نمی شوند.

بنابراین در انتخاب همسر باید دقت بسیاری نمود که از خانواده اصیل و نجیب، خوشنام و خوش سابقه باشد، و تنها به قیافه ظاهری و زیبایی و یا مدرک تحصیلی او اکتفا نشود؛ زیرا فرزندان، معمولاً وارث پیشینه های سوء خانواده و والدین خویشند.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

معیارهای گزینش همسر در آموزه های اسلامی(2)

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

به دنبال همسر اينترنتي

با بد اخلاقی همسرم چه کار کنم؟

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

نکات قابل توجه آقایان در انتخاب همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: معایب همسر، مقایسه همسر با دیگران، مدت دوره عقد

برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، ارتباط با خانواده همسر

کلیپ صوتی برنامه گلبرگ: پاسخ به سوالات، رفتار با خانواده همسر در زمان عقد بستگی



ايرانيان باستان چگونه ازدواج مي کردند


ايرانيان باستان چگونه ازدواج مي کردند

خانواده که امروز نيز از مقدس‌ترين نهادهاي اجتماعي به شمار مي‌رود، همواره در اين سرزمين از اهميت والايي برخوردار بوده است. تا بدان ‌جا که در اعتقادات ايراني تشکيل خانواده به صورت تکليفي ديني در آمده است.

در آن زمان که زن‌ربايي و حتي خريد زن در ميان بسياري از ملل و اقوام هند و اروپايي معمول و متداول بود، ازدواج ايراني در سايه نظم و نسقي که آيين زرتشت آورده بود، نتيجه عقد بود.


ازدواج باستاني

وجود ايزد بانواني چون آناهيتا و اشي و نقش آنان در تفکرات ايراني اهميت خانواده را بيشتر مي‌نماياند.

آناهيتا با صفات نيرومندي، زيبايي و خردمندي، به صورت ايزد بانوي عشق و باروري نيز در مي‌آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مي‌جوشد و بدين گونه «مادر خدا»‌ نيز مي‌شود. و اشي نماد توانگري و بخشش، ايزد بانويي است که پيشرفت و آسايش به خانه‌ها مي‌برد و خرد و خواسته مي‌بخشد.

به نظر ايرانيان، ازدواج نتيجه تراضي زن و مرد بود و اين ازدواج در آن واحد معني مذهبي و اجتماعي داشت.

زندگي زناشويي و خانواده از لحاظ اجتماعي نيز از اهميت والايي برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانيان، شاهنشاهان، به عنوان نمايندگان راستين اهورامزدا در روي زمين از ازدواج مردم حمايت مي‌کردند.

دولت هر سال براي عده زيادي از دوشيزگان نيازمند جهاز فراهم مي‌آورد و دختران بي‌صاحب و بي‌جهاز را به خرج خود شوهر مي‌داد و در انجام دادن اين گونه نيکوکاري‌ها خسرو انوشيروان سرآمد ديگر پادشاهان ساساني بود.

ايرانيان آن‌چنان به خانواده اهميت مي‌دادند که از مشاغلي که مستلزم تجرد بود يا از زندگي حادثه جويانه که مردان را مدتي دراز از کانون خانواده دور نگه مي‌داشت، مانند دريانوردي و بازرگاني، خوش‌شان نمي‌آمد.

حتي سربازان ايراني همه زن داشتند و دلبسته اجاق‌هاي خانوادگي خود بودند و هر سال، جز چند ماهي خدمت به شاه مملکت ديني به گردن نداشتند.

خانواده از چنان بنيان محکمي‌برخوردار بود که حتي بچه‌دار نشدن و نازايي زن دليلي بر برهم خوردن پيمان زناشويي نبود. زرتشتيان در اين گونه موارد به راحتي بچه‌اي را به فرزندي مي‌پذيرفتند.

زندگي زناشويي و خانواده از لحاظ اجتماعي نيز از اهميت والايي برخوردار بود تا بدان‌جا که در زمان ساسانيان، شاهنشاهان، به عنوان نمايندگان راستين اهورامزدا در روي زمين از ازدواج مردم حمايت مي‌کردند
اقسام ازدواج در ايران باستان

در مورد انواع پيوند زناشويي در ايران باستان گفتني است که زن و مرد به 5 صورت و تحت عناوين پادشاه زن- چاکر زن- ايوک زن- ستر زن- خودسر زن پيوند زناشويي مي‌بستند که هر يک جداگانه به شرح زير است:

1-پادشاه زن: اين نوع ازدواج به حالتي گفته مي‌شد که دختري پس از رسيدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسري ازدواج مي‌کرد و پادشاه زن از کاملترين حقوق و مزاياي زناشويي برخوردار بود و کلا" همه دختراني که براي نخستين بار و با رضايت پدر و مادر ازدواج مي‌کردند، پيوند زناشويي آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت مي‌شد..

2-چاکر زن: اين نوع ازدواج به حالتي اطلاق مي‌شد که زني بيوه به عقد و ازدواج با مرد ديگري در مي‌آمد. اين زن با زندگي در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزاياي پادشاه زن را در سراسر زندگي مشترک دارا بود، ولي پس از مرگ آيين کفن و دفن و ساير مراسم مذهبي اش تا سي روزه توسط شوهر دوم يا بستگانش برگزار مي‌شد. ولي هزينه هاي مراسم بعد از سي روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنياي ديگر اين زن از آن نخستين شوهر خود خواهد بود و به همين علت پيوند دوم او تحت عنوان چاکر زن ياد مي‌شد.

حال براي برخي ناآگاهان پيوند زناشويي از نوع چاکر زن را اختيار کردن زن صيغه اي توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدي بيان مي‌کنند که صحت ندارد.

3-ايوک زن: اين نوع ازدواج زماني اتفاق مي‌افتاد که مردي دختر يا دختراني داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر يا کوچکترين دخترش تحت عنوان ايوک ثبت مي‌شد و رسم بر اين بود که اولين پسر تولد يافته از اين ازدواج به فرزندي پدر دختر در مي‌آمد و به جاي نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش مي‌آوردند و اين نوع ازدواج باعث شده که برخي افراد غير مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتيان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج مي‌کرده است. اينک اشتباه افراد ناآگاه کاملا" مشخص شد و اتهام ازدواج با محارم کاملا" مردود است.

4-ستر زن: وقتي که فرد بالغي بدون ازدواج در مي‌گذشت، پدر و مادر يا خويشان اين فرد موظف بودند به خرج خود و به ياد فرد درگذشته دختري را به ازدواج پسري در مي‌آورند. شرط اين نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد مي‌شدند که در آينده يکي از پسران خود را به فرزند خواندگي فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند.

5- خودسر زن: اگر دختري و پسري پس از رسيدن به سن بلوغ برخلاف ميل والدين خود خواستار ازدواج با يکديگر مي‌شدند و مصر بر اين امر نيز بودند، با وجود مخالفت والدين ازدواج آنها منع قانوني نداشت و زير عنوان خودراي زن ثبت مي‌گرديد و در اين بين دختر از ارث محروم مي‌شد، مگر اينکه والدينش به خواست خود چيزي به او مي‌دادند يا وصيت مي‌نمودند که بدهند.

اين نوع ازدواج ها در ايران باستان انجام مي‌شد امروزه ازدواج ها تحت اين عناوين ثبت نمي‌شود.

دولت هر سال براي عده زيادي از دوشيزگان نيازمند جهاز فراهم مي‌آورد و دختران بي‌صاحب و بي‌جهاز را به خرج خود شوهر مي‌داد و در انجام دادن اين گونه نيکوکاري‌ها خسرو انوشيروان سرآمد ديگر پادشاهان ساساني بود
سفره گواه گيري (سفره عقد)در ايران باستان

درگذشته ايرانيان باستان به جشن عروسي سور ميگفتند عروس لباس سبز مي پوشيده وتور يا پارچه اي سبزرنگ روي سرمي انداخته،داماد نيزعرقچين سبز بر سر و روي شانه راست او چادرشب يا دستمال سبزانداخته مي شده در پشت سرداماد برادر يا يكي ازبستگان بسيارنزديك او مي ايستاده و دردست(يادرسيني كوچك)يك دستمال سبز،يك انارشيرين يك تخم مرغ يك قيچي وكمي نقل وشيريني وآويشن همراه با نخ وسوزن سبز رابالاي سرداماد نگه مي داشته،يادرداخل سفره اي به نام سفره گواه(سفره عقد)قرار مي دادند.

سفره گواه معمولا سبزرنگ وشامل مواردزيراست:

نگاره اشو زرتشت-كتاب اوستا و كُشتي باز نشده-شمع يالاله ياچراغ روشن-قند سبز-گلدان گل و سرو-نقل وشيريني-انارشيرين-يك تخم مرغ-يك عدد قيچي-يك ظرف كوچك آويشن مخلوط با برنج وسنجد-نخ وسوزن سبز-لورك عروسي(مخلوط هفت نوع آجيل شيرين) كه روي آن نقل وشيريني ريخته شده-گلاب وآينه.

 1-كتاب اوستا(كتاب آسماني)وكشتي :

اين دونشان اين است كه عروس وداماد وبعدها فرزندانشان تابع قوانين دين بوده وبايد برابردستورات آن رفتار كنند.

 2-قند سبز:

نشان سبزبختي وشيرين كامي است كه بعد از گواه گيري(عقد) به عنوان هديه به موبدي كه گواه گرفته ميدهند.


 

3-چادرشب يا شال سبز:

كه برروي شانه داماد مي اندازند نشانه اين است كه از اين به بعد مخارج زندگي بردوش داماد است و انداختن پارچه سبزبرروي سفره عقد به جاي آن به همين مفهوم مي باشد.

4-تخم مرغ:

به اين معنا است كه همه اختياراتي كه پدر ومادرعروس و داماد درحق فرزندانشان داشته اندرا ازخود سلب كرده وبه يك تخم مرغ مصالحه كرده وآن را بيرون مي اندازند وازآن به بعد درصورتي كه ازآنها خواسته شود راهنمايي خواهند كرد ولي زوج جوان را مجبورنمي كنند كه مطابق ميل ايشان رفتاركنند.

5- انارشيرين:

نشانه شيرين كامي وفرزندان زياداست.

6- برگ آويشن مخلوط با برنج وسنجد ونقل:

نقل نشان شيرين كامي-برنج(درگذشته جو بكارمي بردند)نشانه بركت زندگي-سنجد محرك عشق ودلدادگي وآويشن خوش بويي وسرزندگي است كه موبد هنگام خواندن اوستاي تندرستي روي شانه عروس وداماد ميريزد.

7-نخ وسوزن:

نشان پيوند ودوختن است،اگردرزندگي زناشويي رخنه اي پديد آيد يا فاصله اي ايجاد شود بايد بانخ وسوزن مينوي(معنوي) آن را بدوزند ونگذارند بزرگترشود.

8-قيچي:

ازدو تيغه درست شده و زماني كه دو تيغه با هم كاركنند برش ايجاد مي شود يعني عروس و داماد نقش دوتيغه قيچي رادارند كه با همدلي وهم انديشي وهمكاري مي توانند زندگي را پيش ببرند

مطالب مرتبط :

آثار ازدواج

ولایت بر عقد ازدواج

احکام متفرقه ازدواج

شرایط عقد ازدواج

اذن ولی در ازدواج

احکام ازدواج موقت

حکم ازدواج شیعه با سنی

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

ازدواجی که در شرع مقدس جایز نیست!!

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

حکم ازدواج زانی یا دختر زانیه

اذن ولی در ازدواج دختر بالغه غیر رشیده

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش



مراســم ازدواج زرتشتیان و ایران باستان


مراســم ازدواج زرتشتیان و ایران باستان

در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی، دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد.. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند.

زرتشت نیز در اوستا برای ازدواج و تشکیل خانواده منزلت والایی دیده است. در یسنا آمده است: عروس و داماد! این کلمات را به شما می گویم: زندگی سرشار از شادی داشته باشید و به حقوق یکدیگر احترام بگذارید. بی گمان زندگی شیرینی خواهید داشت. زرتشتیان که تعداد  آنها در دنیا بیش از ٣۰۰ هزار نفر و در ایران ٣۰هزار نفر می باشد پس از گذشت قرن ها مراسم مربوط به ازدواج خود را نگه داشته و بنا بر باورهای دیرین خود رفتار می کنند.  به این مراسم نگاه کنیم که چه اندازه زیبا هستند. بیاییم این آداب انسانی و والا را پاس داریم.

 

خواستگاری

خواستگاری زرتشتیان به این روش است که مادر و خواهر پسر در صورت تمایل خانواده دختر با چند نفر از بستگان نزدیک برای خواستگاری دختر می روند. در بیشتر مواقع خانواده پسر نامه‌ای که در باره ی خواستگاری از سوی پسر به  پدر دختر نوشته شده همراه خود می برند. این نامه را بیشتر برای شگون روی کاغذ سبز رنگ و در پاکتی سبز می گذارند و با یک دستمال سبز و یک کله قند همراه با مقداری سنجد و آویشن به منزل دختر می برند. جواب نامه  چند روزپس از آن از سوی خانواده دختر با همان روش به سرای پسر برده می شود. در این نامه پدر دختر، موافقت خود را بیان می دارد و به دنبال آن  نامزدی آغاز می شود.

 

نامزدی

در روز نامزدی پسر همراه خانواده خود به خانه دختر می رود و همراه با بردن انگشتر نامزدی هدایایی (از قبیل کیف، کفش، پارچه ،‌سکه طلا) به دختر می دهد.دادن این هدایا همراه با مراسم ویژه ای است. در جلوی همه این هدایا دو لاله که در داخل هر کدام یک شمع روشن قرار دارد همراه آیینه،‌گلاب‌پاش، یک کله قند و  نقل با خود می برند و پس از پیش کش کردن این هدایا از سوی پسر به دختر، آنان انگشتر نامزدی را در دست همدیگر می کنند. چند روزپس از نامزدی،‌خویشان دختر نیز با دو لاله روشن ونقل و کله قند سبز پوش،‌گل، پارچه و هدایای دیگر به خانه پسر می روند و آنها را به خانواده پسر هدیه می کنند. در این دیدار، دختر همراه پدر و مادر وخویشان خود نمی رود زیرا این کار را گونه ای سبکی ازسوی دختر می دانند. پسر می تواند بعد از انجام مراسم نامزدی به خانه دختر رفت و آمد کند .پس از مدتی،‌که  به آمادگی دو خانواده بستگی دارد، روز عروسی را که باید روزی نیک و مبارک باشد برمی گزینند.

 

عروسی

چند روز پیش از عروسی، عروس و داماد و خویشان بسیار نزدیک به خرید وسایل عروسی می روند. از سوی داماد لباس عروسی (کیف و کفش،‌چند قواره پارچه،‌طلا و لوازم آرایش…) و از سوی دختر لباس دامادی و هدایای دیگر ( کفش، پیراهن …) خریداری می شود. دو سه روز پیش از عروسی از سوی خویشان عروس جهیزیه را به خانه‌ای که باید عروس و داماد با هم در آن زندگی کنند می برند و خانه را خود تزیین و آماده می کنند. هم چنین در این روز همراه با بر پا کردن جشن کوچکی، با نخی که از سوی خانواده دختر فرستاده شده رختخواب عروسی به یاری خانواده پسر دوخته می شود.  گرد همایی برای مراسم عروسی را انجمن گویند.در یزد مراسم زیبای حنابندان نیز رواج دارد و دست و پای دختر و پسر را با نقش های زیبا می آرایند.عقد و عروسی زرتشتیان در یک روز انجام می گیرد. روز عروسی،‌عروس و داماد وخویشان نزدیک پیش از شامگاه برای انجام مراسم عقد در نیایشگاه حاضر می شوند. دراین مراسم در پیشاپیش عروس و داماد،‌کتاب اوستا، دو لاله ی روشن،‌آیینه،‌نقل سفید، انار و تخم مرغ به وسیله اقوام نزدیک به معبد برده می شود. عروس و داماد در جای ویژه ای که در جلوی سفره عقد است می‌نشینند.

 

سفره ی پیمان (گواه) یا عقد

سفره عقد یا گواه بر روی زمین گسترده می شود. این سفره از ترمه یا مخمل و ابریشم است و از سوی مادر عروس نسل به نسل نگه داری شده است . سفره باید رو به خاور یا برآمدن خورشید گسترده شود و بر روی آن این چیزها دیده می شود:گل سرخ. سینی از هفت سبزه. دو کله قند. کاسه ی عسل. سکه ی طلا. شاخ یا کاسه نبات. منقل برای اسفند. برنج. سبزی خشک. نمک. رازیانه. چای. کندر. خشخاش. انار. سیب. نانی محلی که بر آن مبارک باد نوشته اند. اوستا. آینه ی بخت. لاله( شمعدان)

عروس و داماد روبروی هم می نشینند. بر فراز سرشان توری از حریر سپید نگه می دارند و دو کله قند را به هم می سایند تا مراسم بله برون یا بله گفتن عروس به پایان رسد و می خوانند:

مسابم و مسابم!...........چی چی مسابی؟

مهر و محبت مسابم!.......برای کی مسابی؟

 برای عروس و دوماد!

داماد لباس سفید چین دار و عروس ساری چین دار سفید می پوشد. بر گردن آن ها گلوبندی از گل آویزان می کنند و بر پیشانی آن ها خالی سرخ رنگ می گذارند. نخست عروس بر تخت می نشیند و سپس داماد را دوستان وخویشان به نزد او می آورند و به هنگام عروسی در دهان یکدیگر با انگشت عسل می گذارند.بنا بر دینکرد به هنگام عروسی و برای آگاهی همگان  طبل و شیپور می نوازند. این مراسم را شاه جان گویند. روبروی عروس و داماد موبد و کنارشان خانواده‌های نزدیک می‌نشینند. آنگاه مراسم عقد در حضور دو شاهد که یکی از خانواده دختر و دیگری از خانواده پسر می باشد انجام می گیرد. سپس موبد شروع به خواندن بخش هایی از اوستا نموده و اندرز زناشویی می دهد. بعد از طرفین می‌پرسد که آیا به ازدواج با هم خوشنود هستند یا نه. پس از شنیدن جواب بله از هردو، نوشتن ازدواج در دفتر رسمی رزتشتیان انجام میگیرد و عروس و داماد وشاهدان آنرا گواهی میکنند . پس از پایان مراسم عقد،‌تخم مرغی که در سر سفره عقد بوده به وسیله (موبد) به پشت بام پرتاب می شود. با اینکار موبد حقوقی را که پدر نسبت به دختر خود داشته با قیچی بریده به این تخم مرغ مصالحه کرده از خانه بیرون می اندازد باین هدف که پدر دیگر حقی به دختر ندارد.

سپس ده موبد در حالی که گلاب و آیینه در دست دارد جلو مهمانان آمده همراه با نگاه داشتن آیینه روبروی آنان به آن ها گلاب می دهد و یک نفر دیگر که پشت سر ده موبد حرکت می کند به مهمانان شیرینی  می دهد. آنگاه ده‌موبد سینی بزرگ پر از لورک یا آجیل را برداشته به تقسیم آن بین مهمانان که بیشتر سهم خود را به خانه می برند می‌پردازد.پس از انجام مراسم عقد، موبد،‌عروس و داماد را در معبد دور آتش مقدس می گرداند. آنگاه عروس و داماد به مجلس جشن عروسی می روند و پس از پایان مراسم جشن، عروس و داماد به وسیله خویشان نزدیک به خانه داماد برده می شوند.  در این مجلس موسیقی زنده نواخته می شود و مهمانان با ترانه های بومی به رقص و پایکوبی می پردازند. انار و هندوانه و شیرینی می خورند. غذا بیشتر گوسفند بریان کرده، مرصع پلو و شیرین پلو می باشد. مراسم بین سه تا هفت روز به درازا می کشد. گاه نیز با آوردن مطرب ها به اجرای گونه ای نمایش های رو حوضی می پردازند. حوض میان خانه پر از سیب و انار و هندوانه است و بر تختی روی حوض، مردمان به تماشای نمایش کمدی و شادی می پردازند. در چند عروسی دیدم که زنی با بستن چند قاشق به انگشتان پای خود، که بر هرکدام صورتی را نقاشی  کرده بودند، بر پشت نیم پرده ای خوابیده و نمایش شاد عروسکی را اجرا می کرد.

در مراسمی دیگر دو شخصیت نمایش، یکی در نقش عروس و دیگری در نقش داماد برای هم می خواندند:

آی دخترک ترگلک ورگلک خوش قد و بالا.........عقدت می کنم، عقد مدارا

تو که عقدم می کنی، عقد مدارا............ ......منم عروس می شم حجله می شینم

تو که عروس می شی حجله می شینی.......منم دوماد می شم، پهلوت می شینم


 

پا انداز (پاگشا)

در یزد و کرمان زرتشتیان عروس را با آداب ویژه ای به خانه داماد می برند. بدین ترتیب که سمت راست عروس، خواهر داماد و سمت چپ او خواهر عروس (یا یکی از زنان خانواده ی عروس) قرار گرٿته زنان فامیل در حالی که صف چهار یا پنج نفری تشکیل داده‌اند پشت سر عروس به سوی خانه داماد حرکت می کنند. چون به کوچه ای باریک ( کوچه ی آشتی کنان) می رسند، می ایستند و می خوانند:

این کوچه تنگه؟  بله......عروس قشنگه؟  بله

دست به زلفاش نزنید....مروارید بنده.  بله

بادا بادا   مبارک بادا.......ای یار  مبارک بادا

 همراهان عروس از جلوی منزل هر زرتشتی عبور کنند، در برابرش، آتش افروخته بر روی آن اسفند و کندر دود می کنند. زنان شاباش می کشند . بدین گونه که سر در گوش و دوش یکدیگر نهاده و فریاد شادمانه بر می آورند. در جلو در خانه، جلوی پای عروس و داماد آتش می افروزند. خانواده داماد برای ورود عروس پاگشا یا پانداز می دهند که بیشتر پول و طلاست. در خانه به مهمان ها شربتی به نام (شربت در حجله ) می دهند. در هنگام ورود عروس و داماد به حجله مادر شوهر هدیه‌ای( گوشواره، انگشتر، دستبند و سینه ریز) به عروس می دهد. پس از ورود عروس و داماد به حجله،‌در حضور عده ای‌ از زنان خانواده نزدیک آنها،‌عروس و داماد به پاشویی یکدیگر می پردازند. ابتدا سینی را در زیر پای عروس و داماد قرار میدهند. عروس و داماد از ظرفی ،مقداری سبزی که  به آن (مرو) و (مور) یا مورد سبز می گویند، و مقداری شیر و آب که همه با هم مخلوط شده برداشته هر دو پای عروس را با آن می شوید و سپس عروس پای داماد را می شوید به این نشان که مانند گیاه مورد همیشه زندگی آنها سبز و خرم باشد و مانند آن شیر همواره از گناهان پاک  گردند و مانند آن ریشه( مورد)  زندگیشان دراز و پردوام باشد.

در این هنگام مهمانان عروس و داماد را تنها می گذارند. عروس و داماد اناری شیرین را که در روی سفره گواه بوده در اتاق حجله با هم می خورند تا به اندازه دانه‌های آن دارای اولاد گردند.  بامداد روزدیگر رختخواب عروس و داماد بوسیله خواهر شوهر (یا خواهر زن) بزرگتر جمع می شود. رسم است که داماد سکه‌ای برای خواهر خویش در رختخواب می گذارد و خواهر شوهر موقع جمع کردن رختخواب، آنرا برمی دارد. بامداد همان روز نیز از طرف خانواده عروس مقداری ماست (بعنوان روسفیدی ) همراه شیرینی و پشمک (برای شیرین کامی ) برای خانواده‌های نزدیک عروس و داماد فرستاده‌می شود.

 

پا تختی

 داماد عصر همانروز ( که روز پاتختی است) قبل از آمدن مهمانان به وسیله چندتن از مردان فامیل همراه موبد با دو لاله روشن و مقداری شیر که با برگ گل و آب مخلوط میباشد برسر آب روان میرود و پس از خواندن پاره هایی از اوستا به وسیله ی موبد،‌آنرا در آب روان می ریزد تا بدین ترتیب هر گونه آلودگی قبل از زناشویی او شسته شود و مانند آب و شیر و گل پاک باشد.  دربازگشت، داماد برای دست‌بوسی وسپاس از رنج هایی که پدر برای دختر خود کشیده است به خانه پدرزن می رود و با بوسیدن دست مادر و پدر زن خود از تلاش آن ها در تربیت دخترشان که حالا زن اوست سپاسگزاری می نماید. پدر زن  هدیه‌ای به داماد می دهد. سپس داماد به خانه خود باز می گردد. در بازگشت داماد، در پاگرد خانه، عروس کاسه‌ای از نقل و شیرینی به نشان پذیرایی از داماد به سر او می ریزد. دراین هنگام خویشان و دوستان هدایایی را که  آماده کرده‌اند به عروس و داماد می دهند. آنگاه داماد به نشان شیربها، اناری را که به آن ٣٣ یا ۱۰۱ سکه زده شده همراه یک جفت کفش به مادر زن هدیه می کند و یک جفت کفش نیز به خواهر زن می دهد. روز سوم عروسی روز آش رشته است. رشته این آش باید به دست عروس بریده شود و به دست داماد به دیگ ریخته شود. این آش را نیز همراه با برگزاری جشن کوچکی بین دوستان و خویشان بخش می کنند.

رسم است که عروس و داماد پیش از رفتن به جای دیگر همراه خویشان خود به زیارتگاه و مکان مقدسی و در یزد به پیر سبز و چکچک و پیر بانو  می روند. پس از زیارت، در یک روز خوب هفته، مادر شوهر و پدر شوهر، عروس و پسرشان را به خانه خود مهمان می کنند و هنگام ورود آن ها هدایایی به نشان پاگشا به آن ها می دهند. همین کار را مادر زن و پدرزن نسبت به داماد و دختر خود انجام داده و هدایایی به نشان پاگشا به آنها می دهند. پس از آن خویشان نزدیک عروس و داماد را به خانه‌هایشان مهمان می کنند. گاهی این مهمانی ها به درازا می کشد، زیرا عروس و داماد هر هفته در خانه یکی از خویشان مهمان می شوند. این مهمانی ها نیزهمراه با تشریفات ویژه ای است. هنگام ورود عروس و داماد یک شاخه گل و گیاه سبزی یا یک دانه انار (یا سیب و یا نارنج) به آن ها داده مقداری (آویشن) که با شیرینی و سنجد و بادام و غیره مخلوط است بر سر آنها می ریزند و چندین مرتبه با صدای بلند که همراه با خوش حالی است نسبت به عروس و داماد شادباش می گویند.  زدن دف و خواندن ترانه های شادمانه و خوردن انار و هندوانه و شیرینی نیز در تمام این مراسم رایج است
منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



مراسم عقد و عروسی ایرانیان


مراسم عقد و عروسی ایرانیان

مراسم عقد و عروسی ایرانی نهایتا برمی گردد به ایران باستان و آئین زرتشت که معمولا بعد از مراسم شیرینی خوران و آشنائی دو خانواده صورت می گیرد. هزینه مراسم عقد وعروسی به عهده خانواده داماد است و در عوض عروس جهاز به خانه داماد می آورد.


لباسهای عروس و داماد از دیرباز هر دو به رنگ سفید بوده و در این مراسم گل به گردن داشته اند. این رسم آئینی زرتشتی است و هنوز در هند و پاکستان مرسوم است که رنگ سفید سمبل خلوص و پاکی و بیگناهی است.

عقد باید به روی زمین چیده شود و عروس و داماد در پائین سفره می نشینند . عقد درخانه پدر عروس برگزار می شود . عروس زمانی وارد مجلس می شود که تمامی مهمانها آمده باشند و داماد باید در طرف راست عروس بنشیند که این نیز بازمی گردد به آئینی زرتشتی. برای سفره عقد معمولا از یک تکه ترمه قدیمی که نسل اندر نسل به خانواده عروس رسیده استفاده می شود. معمولا ترمه در وسط یک پارچه سفید قرار می گیرد که وسایل عقدبر روی آن چیده می شود.

 

مراسم عقدوعروسی


عقد معمولا عبارتند از:

- آئینه بخت و دو شمعدان (که سمبل روشنائی هستند و طبق سنن زرتشتی داماد باید ورود
عروس را از آن آئینه ببیند)

- سینی عاطل و باطل که تشکیل شده است از هفت دانه و ادویه. خشخاش - برنج - سبزی
خوردن - نمک (برای دور کردن چشم شیطان) - رازیانه - چای- کندر (برای دور کردن چشم
شیطان)

- نان سنگک که معمولا با خط خوش بر روی آن می نویسند "مبارک باد" که همراه با سبزی
و پنیر است. (عروس و داماد باید از آن بخورند تا شادی به خانه آنها بیاید)

- یک ظرف انار یا سیب

- تخم مرغ - بادام - فندق

- گلاب

- شاخه نبات (برای شروع زندگی شیرین)

- منقل آتش (برای دور نگهداشتن چشم بد از عروس)

- سکه طلا

- اسپند

- دستمالی سفید بالای سر عروس (دستمالی که معمولا بر روی سر عروس و داماد گرفته می شود و با سوزن و نخ هفت رنگ به نشانه بستن دهان خانواده شوهر دوخته می شود)

- دو عد کله قند

- یک ظرف عسل (به مناسبت شروع زندگی شیرین)

- نقل - باقلوا - توت شکری - نا ن برنجی - نان نخودچی - نان بادامی - سوهان عسلی

- قرآن ( که ابتدا از اوستا بجای آن استفاده می شده)

- جانماز

خطبه عقد در حضور بزرگان خانواده خوانده می شود و بعد از آن حلقه ها رد و بدل می شود و عسل خورده می شود . بعد از آن مهمانان نزدیک خانواده به عروس و داماد جواهرات و سکه های طلا هدیه می دهند.

 
بعد از آن وارد بخش عروسی می شویم میهانان بیشتری اضافه می شوند و معمولا مراسم رقص در این زمان برگزار می شود . بعد از ان عروس و داماد برای صرف شام می روند ومیهمانان به آنها اضافه می شوند. بعد از صرف شام کیک بریده می شود و عروس و دامادبعد از اتمام مراسم به خانه خودشان می روند.


در حال حاضر برخی عناصر، رسوم و آداب غربی و همچنین پاره ای از سنن قدیمی ایرانی به این مراسم اضافه شده است از قبیل حنا بندان، پاتختی، که مجددا در بین خانواده های ایرانی خیلی طرفدار پیدا کرده است.


مو و صورت عروس و خانواده ی او، رفتن به ماه عسل، ورود عروس با ماشین تزئین شده باگل، تزئین اتاق عقد همه رسومی است که از آداب غربی به عروسی های کنونی وارد شده است. و تکنولوژی جدید که امکان گرفتن فیلم و ویدئو و دی وی دی را از مراسم می دهد ویکی از بخش های مهم عروسی در حال حاضر می باشد. و نهایتا بعضی از رسوم که ریشه آنهامعلوم نیست از کجاست مثل خاموش کردن شمع در شب عروسی با کفش عروس یا گلبرگ که این نمی تواند رسمی زرتشتی باشد چون بی احترامی به آتش است.


یا نمونه ای دیگر رقصی است که جدیدا در هنگام بریدن کیک عروسی معمولا توسط خواهرعروس یا یکی از نزدیکان وی با چاقو نزیک به محل ایستادن عروس و داماد انجام می شود.


و این رقص آنقدر ادامه پیدا می کند تا بالاخره چاقو به دست عروس و داماد می رسد وکیک عروسی بریده می شود. و همچنین تزئینات اتاق عقد و سفره عقد که تمامی بوسیله سلیقه ای شخصی و خانگی معمولا به مراسم اضافه می شود و در بعضی از موارد ازدکوراتور استفاده می شود و یا بصورت آماده خریداری می شود.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



خواستگاری و عقد‌کنان در قدیم


خواستگاری و عقد‌کنان در قدیم

هفت جواهر و جیوه که در عقد حاضر می‌کردند، به عقیده قدیمی‌ها برای سفید‌بختی بود. آب نشانه روشنایی و برگ نماد سبزی و خرمی بود. روی زین نشستن عروس نیز به این معنی بود که به شوهر مسلط باشد!!

خواستگار

چند روز قبل از عقد کنان، خانواده عروس و داماد شروع به دعوت دوستان و آشنایان و قوم و خویش‌ها می‌کردند. آن وقت‌ها، کارت دعوت رسم نبود. دعوت‌های زنانه این طور صورت می‌گرفت که خانواده عروس و داماد چند دانه نقل و هل توی نعلبکی بلور می‌گذاشتند و نعلبکی را در دستمال کوچک ابریشمی می‌پیچیدند و توسط یک زن گیس‌سفید یا دده‌سیاه، برای دوستان و آشناهای زنانه می‌فرستادند و دعوت‌های مردانه هم این‌طور بود که یک مرد خوش‌خط، به قول معروف چندین «رقعه فدایت شوم» برای دوست و آشناها می‌نوشت و «غلام بچه‌ها» این دعوت‌نامه‌ها را می‌رسانیدند.

روز پیش از عقدکنان در خانه داماد رخت‌های نبریده و چادر و چاقچور و روبنده و قلابه و کفش زر‌دوزی عروس را توی «خونچه» می‌گذاشتند. این خونچه اول بود. اما در خونچه دوم کیسه‌های حنا و رنگ سدر قرار می‌دادند. در خونچه سوم ده، بیست جفت کفش زنانه بود که باید میان کارکنان حمام زنانه خانواده عروس ـ زن اوستا، جامه‌دار، آبگیر، دلاک، حجامتچی، بند‌انداز، و امثال آن - تقسیم شود. خونچه چهارم، خونچه اسفندِ پای عقد بود که هنوز هم معمول است. بعد از آن، خونچه‌های شیرینی و میوه و طبق‌های آجیل و کاسه‌نبات بود. در یک خونچه هم چندین کله قند، چند بسته چای، چند شیشه شربت‌های جور به جور می‌گذاردند.
عقد که تمام می‌شد، مغز یک فندق را درآورده و در آن جیوه می‌ریختند و سوراخ آن را با موم می‌گرفتند و به عروس می‌دادند تا همان‌طور که جیوه در فندق می‌لغزد، دل داماد نیز برای عروس مدام بتپد و سر او هوو نیاورد!

بعضی خانواده‌ها یک دسته مطرب مردانه هم‌پای این خونچه‌ها راه می‌انداختند. اما بیشتر خانواده‌ها به جای مطرب، یک مداح خوش‌صدا حرکت می‌دادند که با صدای بلند شرح عروسی حضرت فاطمه سلام الله علیها، را می‌خواند و زن و مرد تماشاچی از بالای پشت بام و توی کوچه دست می‌زدند و هلهله می‌کردند.

در خانه عروس، یک گوسفند حاضر کرده بودند که تا خونچه‌ها می‌رسیدند، سر گوسفند را می‌بریدند، اسفند دود می‌کردند و خونچه‌ها را تحویل می‌گرفتند. صبح آن روز، عروس را حمام می‌بردند؛ سرش را حنا می‌بستند، صورتش را بند می‌انداختند، سفید‌آب و سرخاب می‌مالیدند، ابروانش را وسمه می‌کشیدند و لباس‌هایی را که داماد فرستاده بود، به او می‌پوشاندند.

بعدازظهر عروس را پای جا‌نماز می‌نشاندند تا خطبه عقد جاری شود. اتاقی که در آن آداب عقد را به جا می‌آوردند، باید زیرش پر باشد و زن‌هایی که موقع عقد در آن اتاق بودند، باید همه «یک بخته» و «سفید بخت» باشند. رو به قبله، سفره سفیدی پهن می‌کردند؛ آینه‌ای را که داماد فرستاده، «آینه بخت» بالای سفره می‌گذاشتند. دو «جار» یا «لاله» در دو طرف آینه قرار می‌دادند که در آنها یک شمع به اسم عروس و یک شمع به اسم داماد روشن می‌کردند. جلوی آینه، مشتی گندم پاشیده، رویش «سوزنی ترمه» می‌انداختند. بعد، «پیه سوزی» از عسل و روغن روشن کرده، رویش یک تشت واژگون می‌نمودند. روی تشت، یک زین اسب قرار می‌دادند که عروس روی این زین می‌نشست. عروس موقع عقد توی آینه نگاه می‌کرد و رسم بود که در لباس‌های او نباید گره باشد. همچنین بندهای لباس او باید باز باشد تا گره در کارش نخورد.

سر سفره عقد، لازم بود حتماً این چند قلم حاضر باشد: قرآن، جا‌نماز، قدح شربت، خونچه اسفند، نان و پنیر و سبزی، گردو، جیوه، کاسه آب که روی برگ سبز باشد، دو کله قند که در موقع خواندن خطبه «آدم»، یک زن سفید بخت بالای سر عروس می‌سایید تا خرده‌های آن روی سر و صورت عروس بریزد - معنی این کار این بود که «زندگی‌ات پر از شیرینی باشد»-؛ علاوه بر اینها میوه و شیرینی، «هفت جواهر»، یعنی هفت ادویه گیاهی که در هاون می‌ساییدند و در یک قهوه‌جوش، قلیاب سرکه و فلفل سفید می‌جوشاندند و در قهوه‌جوش دیگر روی منقل دو تخم‌مرغ در هفت ادویه به نیت اولاد می‌جوشاندند که یکی از آنها را عروس می‌خورد و دیگری را داماد.

عقد که تمام می‌شد، مغز یک فندق را درآورده و در آن جیوه می‌ریختند و سوراخ آن را با موم می‌گرفتند و به عروس می‌دادند تا همان‌طور که جیوه در فندق می‌لغزد، دل داماد نیز برای عروس مدام بتپد و سر او هوو نیاورد!

پس از انجام مراسم عقد، کاسه آب را می‌ریختند به سر عروس و با کفش‌های او شمع‌ها را خاموش می‌کردند. هفت جواهر و جیوه که در عقد حاضر می‌کردند، به عقیده قدیمی‌ها برای سفید‌بختی بود. آب نشانه روشنایی و برگ نماد سبزی و خرمی بود. روی زین نشستن عروس نیز به این معنی بود که به سر شوهر مسلط باشد. عسل و روغن برای این بود که روزگارشان شیرین و خوش‌گوار باشد. اسفند برای شگون و نان و پنیر و سبزی هم زندگی عروس و داماد را پر‌برکت می‌کرد.

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



کتاب ازدواج موفق


 
 کتاب ازدواج موفق 
نام فایل:  کتاب ازدواج موفق
حجم فایل:  1.49 مگابایت
فرمت:  pdf
تعداد صفحه:  118
نویسنده:  فاطمه شعیبی
منبع: irpdf
توضیحات:

 این کتاب در 8 فصل شما را در گرفتن مهمترین تصمیم زندگی یعنی ازدواج راهنمایی میکند از اشنایی اولیه تا ...

   

 

 



پيامدهاي ازدواج ديرهنگام


پيامدهاي ازدواج ديرهنگام

تا چند دهه پيش دخترها و پسرها چند سال پس از سن بلوغ ازدواج مي کردند و به خانه بخت مي رفتند. به قول قديمي ها « آدم از ديدن عروس خانوم حظ مي کرد و شاه داماد هم براي خودش کلي تعريف داشت.» اگر امکانات مثل حالا نبود، ولي با همان اوضاع دل ها خوش بود و شرايط خانواده ها براي وصلت، شروع و ادامه زندگي خيلي ساده تر و کارسازتر از امروز. صبح مرد خانه به دنبال رزق و روزي عازم کسب و کار و زن در خانه با بچه هاي قد و نيم قد خود سرگرم بود. روزي نبود که همسايه و فاميل ها از هم بي خبر باشند و سري به هم نزنند. چند سالي که گذشت انگار دنيا زير و رو شد و همه آداب، رسوم و روابط به هم ريخت. حالا بچه ها درس مي خوانند، دانشگاه مي روند، بعد دنبال کار مي گردند تا شرايط و امکانات زندگي را فراهم کنند و موقع ازدواج آن هم اگر زرنگ باشي و بخت يار باشد و کسي را پيدا کني، بعد از ساعت ها گريم نه عروس شبيه عروس است و نه داماد شبيه داماد. با کمال تعجب در مورد موضوع ازدواج ديرهنگام پژوهش نظام يافته اندکي صورت گرفته است. آنچه وجود دارد عمدتاً به رضايت زناشويي عوامل دخيل در آن پرداخته است، ولي عوارض پيوندهاي به تأخير افتاده موضوع اصلي پژوهش نبوده اند.
چند دهه قبل، زنان و مردان در 30 يا 35 سالگي پير تصور مي شدند؛ اما نسل بعد از سال هاي انقلاب براي پير شدن و جاافتادگي « تعريف جديدي ارائه مي دهند». چند وقت پيش براي ديدن دوستي به مهدکودک رفته بودم؛ در کمال ناباوري اغلب مادران به سنين مادربزرگ هاي قديمي بودند؛ با قيافه اي خسته و جسمي فرتوت. آمارها نشان مي دهند سن ازدواج در دختران 27/6 سال و پسران 28/8 سال در سال 84 بوده است. به عبارتي، در حال حاضر نيمي از مردان جوان و يک سوم زنان جوان مجردند.


راستي بر سر دنيا چه آمده چرا اين همه تغيير؟!
 
خانم دکتر رهسپار، متخصص نازايي، مي گويد:« اغلب زنان و مردان به دليل ازدواج هاي بي موقع، امکان بچه دار شدن ندارند و موقعي شروع به درمان مي کنند که دير شده و زمان يائسگي نزديک است.» در اين نوشتار به معضلات ازدواج ديرهنگام در امر فرزند پروري و تبعات آن مي پردازيم. لازم به ذکر است نکات يادآوري شده شامل تمامي والدين و فرزندان نيست؛ ولي اغلب اين گونه اوضاع را دربرمي گيرد.


1- معضلات بهداشتي:
 
ازدواج در سنين بالا امکان باروري را در مردان و زنان کاهش مي دهد و اگر دوران درمان را به آن اضافه کنيم، عملاً عده اي از دختران و پسران ما فرصت فرزنددار شدن را از دست مي دهند. پزشکان توصيه مي کنند، « زنان بعد از 35 سال از بارداري اجتناب کنند»؛ ولي به خصوص در شهرهاي بزرگ کشورمان اين شانس براي خيلي از کودکان فراهم نيست و اغلب از مادران مسن به دنيا مي آيند. با توجه به تبعات سالخوردگي و ميانسالي، حتي از نظر فيزيکي، به خصوص مادران در اين زمينه با محدوديت هاي زيادي مواجه هستند. بنابراين در صورت بارداري جنين امکان رشد مطلوب را نخواهد داشت و حتي در دوران شيرخواري نيز به دليل جسم نحيف مادر تغذيه کامل به او نخواهد رسيد. بالا بودن احتمال تولد کودک عقب مانده در اشکال مختلف، به خصوص پديده منگوليسم، در والدين بالاي 35 سال چشم انداز وضعيت را نازيباتر کرده است. دکتر الوندي، متخصص تغذيه، مي گويد:« امکان امراض عفوني، ناتواني هاي فيزيکي در زمينه فعاليت هاي جسمي و مواردي از اين دست در کودکاني با والدين ميان سال بيشتر به چشم مي خورد».
در سنين بالاتر به دليل کهولت والدين و ناتواني آنان در ايجاد ارتباط مؤثر با دختران و پسران نوجوان و جوان اين خلاء بهداشت رواني، پدر و مادر و فرزندشان را با تهديد جدي مواجه مي کند. دکتر محمدي، متخصص زنان، مي گويد:« شايد بالاتر از 50 درصد مادران بارداري که براي اولين زايمان به بيمارستان ما مراجعه مي کنند، زنان بالاي 35 سال هستند.»


2. تبادلات عاطفي:
 
والدين به دليل شرايط زندگي طولاني همراه با آزادي و اشتغالات فردي، هنگام ازدواج و به خصوص تولد فرزند، دچار تنش هاي اساسي مي شوند. هرچه سن تأهل بالاتر باشد، تکانه ها عميق تر خواهد بود. اين وضعيت همان طور که گفته شد با آمدن کودک وخيم تر مي شود؛ چرا که مسئوليت و محدوديت پذيري تحميلي زن و مرد را افزايش مي دهد. عدم آمادگي روحي، و تحول در نوع و روند زندگي از سويي و احساس گناه ناشي از به دنيا آوردن ديرهنگام فرزند از سوي ديگر، منجر به رفتارهاي متضاد، دوگانه و ناهماهنگي مي شود که کودک را در معرض استيصال، بي قراري، و عدم تعادل قرار مي دهد. بي حوصلگي، نداشتن اوقات خالي براي فرزند، عدم توانايي جسمي و فاصله سني زياد، با دادن امکانات رفاهي بيش از حد لزوم و دور کردن طفل از خانه به مهدکودک يا پرستار پر مي شود.
پس از چند سال با بزرگ تر شدن فرزند، مشکل بيشتر و بيشتر مي شود. شايد ساده ترين مشکل اين فرزندان که هيچگاه به آن فکر هم نکرده ايم، اين است که اصولاً اين اطفال از والدين پير خود نزد دوستان شان شرمنده و خجالتزده اند و اين را بارها نويسنده در مشاوره هاي خانواده تجربه کرده است.
فاصله سني و در نتيجه فرهنگي بين اين دو نسل آنقدر زياد است که هيچ راهي را بسوي تفاهم و همدلي باز نمي گذارد.
دکتر صاحبي، جامعه شناس، مي گويد:« فاصله نسل با نسل بعدي از لحاظ فرهنگي شش سال است؛ يعني هر شش سال به نوعي يک نسل فکري عوض مي شود. حالا تصور کنيد بين مادر و دختري که 35 سال اختلاف سني هست، چند نسل ديدگاهي مطرح مي شود و اينها چقدر مي توانند با هم کنار بيايند يا اصلاً همديگر را بفهمند. شايد اين هماهنگي حتي به 10 درصد هم نرسد. اين وسط چه کسي مقصر است؟ مسلماً والدين. من توصيه مي کنم اگر به هر دليلي دير ازدواج مي کنيد، از بچه دار شدن صرف نظر کنيد.»
در اين راستا فرزند هم حس ترحم به والدين ميانسال را دارد و هم به دليل برآورده نشدن نيازهاي اساسي، مثل تبادلات عاطفي، خشم و ناکامي را تجربه مي کند و اين انديشه هاي مختلف در نهايت به تعارض عميقي منجر مي شود که در مقاطع مختلف حيات نشاط و شادابي طبيعي که حق مسلم همه انسان هاست را مختل مي کند. در مواردي سن يائسگي مادر با دوران بلوغ فرزند همزمان مي شود و دو موجودي که نياز به توجه، آرامش، کمک و حمايت همه جانبه دارند، بدون هيچ پشتوانه اي مجبور به نه تنها تحمل هم، بلکه درک يکديگرند. فقط کساني اين وضعيت را درک مي کنند که خود دچار آن بوده و يا در نزديکان اين « حادثه» را تجربه کرده اند. به نظر مي رسد در وضعيت فعلي اغلب والدين و بچه ها هر دو به طور همزمان بحران هويت را تجربه مي کنند و در اين زمان سوء تفاهم ها و تنش ها به حداکثر خود مي رسد و امکان برخورد ميان والدين ميانسال و فرزندان نوجوان افزايش مي يابد.


3- پيري و رقابت با فرزندان جوان:
 
بعضي از والدين به راحتي نمي توانند با جذابيت و قدرت جسماني فرزندان خود کنار بيايند. اين وضعيت در پدر و مادران ميانسال بيشتر به چشم مي خورد. اغلب ما دوست نداريم با شکوفا شدن دختران و پسران مان احساس پيري کنيم. البته بسياري از والدين اصولاً اين امر را انکار مي کنند؛ ولي هستند کساني که صادقانه با اين احساسات هراسناک خود در تماسند و در نتيجه متوجه مي شوند که مي توانند خود را از اين احساسات رهايي بخشند.
مادري مي گويد:« دخترم زيباست و خواهان فراواني دارد. دنيا از آن اوست. من وقتي به سن او بودم تا اين حد امتياز و امکانات نداشتم. گاه از اينکه حسادت مي کنم، شرمنده مي شوم؛ با اين حال حاضرم هر کاري از دستم برمي آيد، برايش انجام دهم. بايد يک مادر غير طبيعي باشم. چگونه مي توانم با اين احساسات متضاد کنار بيايم؟». واقعيت آن است که اين مسأله بيش از حدي که گمان مي کنيم عموميت دارد. غير طبيعي نيست که انسان به گذشته خود تأسف و به امکاناتي که اکنون در اختيار دخترش قرار دارد، غبطه بخورد. اين حسادت را در پدران نيز به راحتي مي توان ديد. بحران زماني به اوج مي رسد که مادر علاقه خود را بيشتر به فرزند ذکور نشان مي دهد و استعداد و توانمندي هاي تحصيلاتي و محبوبيت فردي، اجتماعي پسرش را به رخ شوهر مي کشد. اين مقايسه بين خود و فرزند و حس خود کم بيني و از دست دادن فرصت ها در ميان والدين پير به تنش بيشتر با فرزندان و ايجاد حس کدورت و گاه خشم و دلشکستگي هاي عميق دامن مي زند.
در سال هاي اخير نظرات مختلفي براي جلوگيري از بالا رفتن سن ازدواج از سوي صاحب نظران پيشنهاد شده که در عمل جوابگوي اين بحران ملي نبوده و نيست؛ نظراتي مانند « ازدواج در حين تحصيل و کمک والدين براي حل و فصل مشکلات اقتصادي جوانان، کاهش تجملات و چشم و هم چشمي ها و ساده برگزار کردن مراحل ازدواج از قبيل، مهر، جهيزيه، مراسم عروسي، پشتيباني دولتي مانند دادن وام، خانه هاي اجاري و فروشي ارزان قيمت و راهکارهايي از اين دست، بيشتر در حد تئوري باقي مانده و در زمان اجرا به دليل موانع مختلف مثل عدم ارائه راه حل هاي عملي، عدم پشتيباني ارگان هاي مسؤول، عدم پيروي الگوهاي جامعه از راه هاي پيشنهادي مثل ساده زيستن و ... عملاً به بن بست رسيده است. با اين همه، با رعايت اعتدال و تفکر بالغانه در دراز مدت مي توان به راه حل عاقلانه و منسجمي رسيد که هم از مواهب زندگي در عصر حاضر استفاده و لذت برد و هم روند طبيعي زندگي را رعايت کرد و از آن محروم نشد. در اين راه نمونه هاي بسيار موفقي نيز در جامعه وجود دارد که به نوبه خود به عنوان مدل هاي عملي قابل برداشت خواهند بود.
منبع:راسخون

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



عشق


عشقعشق

محبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می‌شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می‌کند و لهذا حالتی می‌شود شبه جنون ، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:
قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی
جنگ عقل و عشق
در مسأله جنگ عقل و عشق می‌بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:
نیکخواهانم نصیحت می‌کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل است
شوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل است
یکچنین حالتی را " عشق " می‌نامند.عیب اساسی این حالت این است که از اختیار انسان خارج است. این قابل توصیه نیست. برخی امور است که اگر پیدا بشود، به شرط این که انسان در برخورد با آن به نحو احسن رفتار کند مفید واقع می‌شود ولی خودش قابل توصیه نیست، مثل مصیبت . مصیبت برای انسان می‌تواند آثار بسیار مفیدی داشته باشد اما قابل توصیه نیست که به انسان بگویند تو به دست خودت برای خودت مصیبت به وجود بیاور چون مصیبت و بلا یک کوره خیلی خوبی است برای اصلاح انسان. این مسأله‌ای که به نام " عشق " نامیده می‌شود نیز چیزی است که اگر پیش آمد ممکن است یک کسی را خراب کند، ممکن هم هست یک کسی را آباد کند، ولی به هر حال یک امر قابل توصیه نیست.

نظریات در مورد ماهیت عشق

 ریشه و غایت جنسی
یک نظریه این است که می‌گوید عشق به طور مطلق ریشه و غایت جنسی دارد، روی همان خط غریزه جنسی حرکت می‌کند و ادامه می‌یابد و تا آخر هم جنسی است.

 جسمانی وروحانی
نظریه دیگر همان نظریه‌ای است که حکمای ما این نظریه را تأیید می‌کنند که به دو نوع عشق قائل هستند: عشقهای جنسی و جسمانی، و عشقهای روحانی، و می‌گویند زمینه عشق روحانی در همه افراد بشر وجود دارد.

 عشق جسمانی ریشه همه عشق ها
نظریه سومی وجود دارد که خواسته جمع کند میان دو نظریه، نظریه فروید و نظریه‌ای که به عشق روحانی قائل است. فروید، این روانکاو معروف که همه چیز را ناشی از غریزه جنسی می‌داند علم دوستی را، خیر را، فضیلت را، پرستش را و همه چیز را به طریق اولی عشق را جنسی می‌داند.

 مبدأ عشق جنسی و منتها غیر جنسی
نظریه دیگری پیدا شده است، آن نظریه دیده است که در " عشق " احیانا کیفیاتی پیدا می‌شود که با جنبه های جنسی سازگار نیست یعنی وابسته به غلیان ترشحات جنسی نیست که دائر مدار آن باشد، چون امر جنسی مثل همان گرسنگی است، گرسنگی یک حالت طبیعی است، وقتی که بدن احتیاج به غذا پیدا کند و یک سلسله ترشحات بشود گرسنگی هست و اگر چنین نباشد نیست، در احتیاج جنسی هم همین طور است، وقتی که این احتیاج مادی باشد، در هر حدی که ترشحات باشد هست و اگر نه نیست، ولی " عشق " تابع این خصوصیات نیست، از این رو اینطور گفتند که عشق از نظر مبدأ، جنسی است ولی از نظر منتها و کیفیت، غیرجنسی است، یعنی به طور جنسی شروع می‌شود، اولش شهوت است ولی بعد تغییر کیفیت و تغییر حالت می‌دهد و در نهایت امر تبدیل به یک حالت روحانی می‌شود.

 انعطاف پذیری
ویل دورانت این مورخ معروف فلسفه در کتاب لذات فلسفه بحثی درباره عشق کرده است. او همین نظریه را انتخاب می‌کند و نظریه فروید را طرح و رد می‌کند. او می‌گوید حقیقت این است که عشق بعدها تغییر مسیر و تغییر جهت و حتی تغییر خصوصیت و تغییر کیفیت می‌دهد، یعنی دیگر از حالت جنسی به طور کلی خارج می‌شود. او اساس نظریه فروید را صحیح نمی‌داند.

 هدف بودن
نظر ما در طرح مسأله عشق بیش تر به آن تمایلی است که عاشق به فنای در معشوق پیدا می‌کند که ما آن را " پرستش " می‌نامیم. این هم چیزی است که با حسابهای مادی جور درنمی‌آید. غربی‌ها این‌گونه عشق‌ها یعنی فنای عاشق در معشوق را عشقهای شرقی می‌نامند و حتی تقدیس هم می‌کنند. برتراند راسل در کتاب زناشویی و اخلاق می‌گوید: " ما امروزی‌ها حتی در عالم تصور نمی‌توانیم روحیه آن شاعرانی را که در اشعارشان از فنای خود سخن می‌راندند بی آن که کوچکترین التفاتی از محبوب بخواهند درک بکنیم. "
می‌خواهد بگوید که ما معمولا در عشقهایی که خودمان سراغ داریم عشق را وسیله‌ای و مقدمه‌ای برای وصال می‌دانیم. (در این زمینه جمله‌های زیادی دارد.) می‌گوید در عشقهای شرقی اساسا عشق وسیله نیست و خودش فی حد ذاته هدف است، و بعد خیلی هم تقدیس می‌کند، می‌گوید این عشقهاست که به روح انسان عظمت و شکوه و شخصیت می‌دهد.

 معشوق ظاهری نمونه‌ای از معشوق حقیقی
ویلیام جیمز در کتاب دین و روان می‌گوید: به دلیل یک سلسله تمایلات که در ما هست که ما را به طبیعت وابسته کرده است، یک سلسله تمایلات دیگری هم در ما وجود دارد که با حساب‌های مادی و با حساب‌های طبیعت جور درنمی‌آید و همین تمایلات است که ما را به ماوراء طبیعت مربوط می‌کند، که توجیه و تفسیرش همان است که حکمای اسلامی کرده اند.
و معتقدند که این حالت فنایی که عاشق پیدا می‌کند در واقع مرحله تکامل اوست، این فنا و نیستی نیست، اگر معشوق واقعی‌اش همین شیء مادی و جسمانی می‌بود، فنا و غیرقابل توجیه بود که چطور یک شییء به سوی فنای خودش تمایل پیدا می‌کند؟ ولی در واقع معشوق حقیقی او یک واقعیت دیگر است و این (معشوق ظاهری) نمونه‌ای و مظهری از اوست و این در واقع با کاملتر از خودش و با یک مقام کاملتر متحد می‌شود و به این وسیله این نفس به حد کمال خودش می‌رسد.

دیدگاه عرفا
اگر عرفا عشق را توصیه کرده اند آن‌ها یک ادعایی دارند، ادعاشان این است که می‌گویند آدم کامل مثل یک آدمی است که شنا را خوب بلد است که اگر یک کسی را که شنا بلد نیست در دریا هم بیاندازد، اگر دید غرق می‌شود می‌تواند او را بگیرد و بیرون بیاورد. آن‌ها معتقدند که یک آدم کامل اگر بر یک ناقص اشراف داشته باشد، می‌تواند مراقب و مواظب او باشد و نگذارد هلاک بشود.
مثل آن تمرینی که بچه‌ها را در استخر می‌دهند. به بچه نمی‌شود توصیه کرد که به تنهایی برو در استخر، اما تحت مراقبت یک نفر مربی مانعی ندارد، او مراقبش است، اگر دید دارد غرق می‌شود نجاتش می‌دهد. همچنین این‌ها معتقدند که این (عشق) یک امری است که اگر رخ بدهد، در انسان وحدت و تمرکز ایجاد می‌کند، یعنی او را از هزاران رشته تعلق جدا می‌کند.
یک عیب اساسی در ما این است که در روح ما صدها رشته وابستگی به صدها شیء وجود دارد نه به یک شیء، به صدها شیء. از نظر روح و معنا وابسته هستیم، مثل یک انسانی یا یک حیوانی که با رشته های مختلف به صد جا بسته باشد، اگر یکی از آن‌ها بریده شود نود و نه تای دیگر هست، دو تا بریده شود نود و هشت تای دیگر هست. انسان برای این که به خدا از نظر عمل موحد باشد و همه رشته های متصل به او از خدا سرچشمه بگیرد باید همه این‌ها را قطع بکند تا بتواند به او وصل بکند و مصداق " «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله» " (پس کسی که به طاغوت کافر شد و به خدا ایمان آورد) بشود.
این‌ها معتقد هستند که همین چیزی که اسمش " بلا " است (یعنی عشق)، سبب می‌شود که انسان از همه آن صد شیء می‌برد، به همان یکی وصل می‌شود و این حالت تمرکز در او پیدا می‌شود. آنگاه مدعی هستند همین قدر که این تمرکز ولو نسبت به یک مظهر و یک شیء باطل در او پیدا شد بعد امکان این که این تمرکز تحت مراقبت یک " کامل " از اینجا برداشته شود و به مرکز اصلی خودش گذاشته شود هست. آنچه گفته‌اند روی این حساب است.

کاربرد کلمه عشق در قرآن و روایات اسلامی
نوشته اند که این کلمه در زبان عربی به همین معنا به کار می‌رود و مع الوصف در تمام قرآن و روایات اسلامی این کلمه و مشتقات آن به چشم نمی‌خورد. اولا که به این قرصی نیست که این کلمه و مشتقات آن (در تمام قرآن و روایات اسلامی) به چشم نمی‌خورد. در روایات هم (استعمال این کلمه را) داریم، زیاد نداریم ولی داریم. در مورد « عبادت » حدیث هست که «طوبی لمن عشق العبادة و احبها بقلبه و باشرها بجسده...»؛ خوشا به حال کسی که عاشق عبادت است و آن را با قلبش دوست دارد و بدن خود را به عبادت وامی‌دارد.
همچنین در آن روایت معروف دارد که امیرالمؤمنین ظاهرا در وقتی که می‌رفتند به صفین ، یعنی در جنگ صفین در مسیری که از کوفه به طرف شام به طرف لشکرگاه معاویه حرکت می‌کردند، رسیدند به همین سرزمین نینوا (سرزمین کربلا )، در آن جا یک مشت از این خاک را برداشتند و بوییدند و بعد فرمودند: «ایه لک ایتها التربه، لیحشرن منک اقوام یدخلون الجنه بغیر حساب»؛ یعنی خوشا به تو که از میان تو گروهی محشور خواهند شد که بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. بعد فرمود: «مناخ رکاب و مصارع عشاق»؛ اینجا بارانداز سواران و قتلگاه عاشقان است، که نسبت به اصحاب امام حسین کلمه " عشاق " تعبیر شده. این روایت در کتب مقاتل از جمله کتاب نفس المهموم مرحوم حاج شیخ عباس قمی هست.
پس به این قرصی که اصلا در قرآن کریم و روایات اسلامی، این کلمه و مشتقات آن به چشم نمی‌خورد، به این شدت نیست، هست ولی کم است. و ثانیا یک وقت می‌گویید که خود این کلمه به چشم نمی‌خورد، در این صورت می‌گوییم لفظ که نمی‌تواند موضوع بحث باشد، اگر چیزی مورد اکراه اسلام باشد معنای آن مورد اکراه است نه لفظ آن که بگوییم اسلام از این لفظ تنفر دارد.
حال گیرم که این لغت (عشق) به کار نرفته است، معنا چطور؟ این لغت در مورد خدا هم به کار برده نشده است الا همان جمله «من عشق العباده و احبها» یا کم به کار برده شده است، ولی این معنا به کار برده شده است. مگر در دعای کمیل نمی‌خوانیم: «و اجعل قلبی بحبک متیما»؛ قلب مرا از محبت خودت لبریز کن. " متیم " همان حالتی را می‌گویند که ما " عشق " می‌نامیم. در چند تعبیر دیگر نیز در دعای کمیل نظیر این مطلب هست.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

آثار ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

سهولت در امر ازدواج از نظر شرعی

ازدواج با فرق مختلف صوفی، علی اللهی و دراویش و منافقین

خمس وسایل مورد نیاز پسر قبل از ازدواج

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

گرایش 25 درصد جامعه به ازدواج موقت

ازدواج موقت از دیدگاه شهید مطهری

نامزدی و ازدواج موقت



عقد


عقد

عقود اموری دو طرفه هستند که بین دو طرف ایجاد می شوند.


عقد در لغت

«عقد» در لغت، به معنای گره زدن، بستن و محکم کردن چیزی است.

عقد در اصطلاح شرع

عقد در زبان شرع، به معنای قرارداد و پیمان بستن می‌باشد.  و قرآن کریم با جمله «یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اوْفُوا بِالْعُقُودِ»  عمل به پیمان‌های صحیح و انسانی را واجب کرده است.

منظور از عقود

منظور مرحوم محقق حلی از «عقود» قراردادهایی است که تحقّق هر کدام از آن‌ها احتیاج به دو طرف (ایجاب و قبول) دارد، بر خلاف «ایقاع» که پیمان یک طرفی است.

تعریف عقد
در اصل به معنی جمع بین اطراف جسم و گره زدن و بستن می باشد و در اصطلاح عبارت است از ایجاب و قبول با ارتباطی که شرعاً معتبر است.
پس آن شامل سه امر ذیل می باشد:
الف ـ ایجاب. ب ـ قبول. ج ـ ارتباط مخصوص.  و به عبارت دیگر چنانکه در تعریفات جرجانی آمده است: عقد ربط دادن اجزاء تصرف (ایجاب و قبول) است شرعاً.
جمع عقد، عقود است که در قرآن مجید ذکر شده است. می فرماید:
«یا ایها الذین آمنوا أوفوا بالعقود...»  و در تفسیر آن گفته اند: عقود جمع عقد به معنی معقود است و آن به معنی مشدد و محکم و به عبارت دیگر، «أو کدالعهود» است.

فرق عقد و عهد

فرق عقد و امتیاز آن از عهد از دو جهت است:
الف ـ در مفهوم عقد استیثاق و شدت و تأکید معتبر است بخلاف عهد.
ب ـ عقد همواره بین دو نفر (متعاقدین) تحقق می یابد به خلاف عهد که ممکن است بوسیله یک نفر تحقق یابد. خلاصه هر عقدی عهد است ولی هر عهدی عقد نیست پس عهد اعم است.
عقد جایز عقدی است که هر یک از متعاقدین (اگر عقد از دو طرف جایز باشد) و یا یکی از آنها (اگر عقد از یک طرف جایز باشد) حق فسخ آن را داشته باشند مانند شرکت و مضاربه و عاریه.
عقد لازم عقدی است که هیچ یک از متعاقدین حق فسخ آن را نداشته باشند مگر در موارد معین، مانند بیع و اجاره و نکاح.

اقسام عقود از حیث لزوم و جواز

عقود از حیث لزوم و جواز سه قسمند:
الف ـ عقدی که از هر دو طرف لازم باشد مثل بیع و اجاره و نکاح.
ب ـ عقدی که نسبت به یکی از طرفین لازم باشد فقط مثل رهن نسبت به راهن نه مرتهن.
ج ـ عقدی که از هر دو طرف جایز باشد، مثل شرکت و مضاربه و ودیعه و عاریه



دوشیزه


دوشیزه

دوشیزه واژه‌ایست که در معنای دختر یا زن ازدواج نکرده به کار می‌رود. این کلمه از نام‌های بسیار کهن فارسی و تلفظ دیگری از دغدوا یا دوغدویه (doghdova) است که در اوستا نام مادر زرتشت می‌باشد.
نشانه‌شناسی فرهنگی
زنان هندی تا پیش از ازدواج خال میان دو ابرو نمی‌گذارند و پس از ازدواج این خال را می‌گذارند. در میان ترکمنها رایج است که دختران پس از بلوغ و تا پیش از ازدواج کلاهی گرد و سوزن‌دوزی شده به نام بُریک را بر سر گذارند، اما پس از ازدواج یک پیشانی‌بند و روسری به نام پوپک یالق سر می‌کنند. در بخش‌هایی از جنوب ایران مانند بندر عباس زنان تا قبل از ازدواج از نقاب صورت استفاده نمی‌کردند

مطالب مرتبط :



شب زفاف


شب زفاف

شب زَفاف اصطلاحی است که یا به اولین شب پس از ازدواج، (به ویژه در صورتی که آن شب، عروس و داماد با یکدیگر هم‌بستر شوند) و یا نخستین تجربه آمیزش جنسی واژنی گفته می‌شود.

معنای واژهٔ
معنای واژهٔ «شب» که روشن است و واژهٔ «زفاف» در عربی به معنای هدیه دادن می‌باشد. اصطلاحاً شب زفاف به شبی می‌گویند که عروس را به خانهٔ شوهر می‌برند. لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ «زفاف» چنین آورده‌است:

    عروس به خانه شوهر فرستادن. (تاج المصادر بیهقی) (دهار). فرستادن عروس به خانه شوهر و عروس و داماد را همبستر کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). زف. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). عروس را به خانه شوهر فرستادن. (فرهنگ فارسی معین)

در عربی آن را «لیلةالزفاف» می‌خوانند و در انگلیسی "Wedlock" برابر این واژه می‌باشد. شکل انگلیسی این واژه به قرن ۱۳ میلادی باز می‌گردد، که در انگلیسی میانه به شکل wedlok و در انگلیسی قدیم به شکل wedlāc بوده‌است.

منظور از «جشن زفاف» همان جشن عروسی است، چنانکه در لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ «جشن زفاف» آمده‌است:

    جشن عروسی. جشن زناشوئی. جشن ازدواج. جشنی که برای زفاف و زناشوئی بر پا می‌کنند. جشنی که در شب عروسی بر پا می‌کنند. مجلس سور و شادمانی که برای زناشوئی ترتیب می‌دهند.

«عقد زفاف» نیز واژهٔ دیگری از مشتقات زفاف است که به معنای «نکاح» می‌باشد. زفاف همچنین در معنی «درخشیدن» نیز آمده‌است.

در ایران

با ورود عروس و داماد به اتاق حجله، شب زفاف رسماً آغاز می‌شود. از قرن سیزدهم و تا پنجاه سال گذشته در تهران و بسیاری از شهرهای ایران، رسم بر این بود که عروس و داماد تا سه روز، دراتاق تنها باشند و فقط برای حوائج ضروری از اتاق خارج شوند.ازاله پرده بکارت عروس توسط داماد در این شب اتفاق می‌افتاد. در گذشته اگر داماد نمی‌توانست در این شب موفق به رفع پرده بکارت دختر شود، اقوام عروس و حتی خود داماد، اصطلاحاً او را پشت در مانده می‌خواندند و سرزنشش می‌کردند. در شکل سنتی این رسم، یکی از کسان عروس، موظف بود در شب زفاف نزدیک حجله بماند و پس از نزدیکی مدرک بکارت که دستمالی خونی بود را جمع آوری و به برخی زنان، همچون مادر داماد نشان دهد.

به طور کلی پزشکان توصیه می‌کنند در هفته‌های اول ازدواج برای آمیزش جنسی پافشاری نشود، مگر آن که ابراز تمایل عروس وجود داشته باشد. به ویژه در شب اول ازدواج که هر دو خسته و پر استرس هستند اجباری به این کار نیست. همچنین توصیه می‌شود کسی پشت در اتاق عروس و داماد نرود.

مطالب مرتبط :



عروس


عروس

عروس، همسر پسر را گویند.

کاربرد فقهی
از احکام مرتبط با آن در باب نکاح سخن گفته‌اند.

احکام
عروس بر پدر شوهرش مَحرم است؛ از این رو، ازدواج پدر شوهر با او حرام خواهد بود. این حکم برای پدر پدرشوهر و هرچه بالاتر رود نیز ثابت است؛ چنان که در ثبوت حکم یاد شده تفاوتی میان پدر شوهر نسبی و رضاعی نیست.
مادر عروس و هرچه بالاتر رود و نیز دختران عروس از غیر پسر انسان و هرچه پایین‌تر آید بر پدر شوهر محرم نیستند.
اگر مردی به اشتباه با عروس خود آمیزش کند، آیا عروس بر شوهر خود حرام می‌شود یا نه؟ مسئله اختلافی است.
اما اگر با او زنا کند، در صورتی که ارتکاب این عمل بعد از آمیزش شوهرش باشد، بدون شک موجب حرمت عروس بر شوهرش نخواهد شد. به قول مشهور همچنین است اگر زنا بعد از ازدواج و قبل از آمیزش باشد.
از برخی قدما در این فرض، حرمت عروس بر شوهر نقل شده است.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :



عروسی


عروسی

عروسی، به بردن عروس به خانه داماد و یا شب زفاف را می‌گویند.
تعریف عروسی
علاوه بر شناسه، به جشن و مراسمی که برای بردن عروس به خانه داماد ویا هنگام ازدواج برپا می‌کنند نیز عروسی گفته می‌شود.

کاربرد فقهی
از احکام آن در باب نکاح و به مناسبت در باب تجارت و شهادات سخن گفته‌اند.

آداب عروسی
مستحب است عروس شبانه به خانه داماد برده شود. مستحب است شب زفاف، داماد از همسر خود بخواهد قبل از همبستر شدن دو رکعت نماز بخواند؛ چنان که بر عروس مستحب است با وضو بر شوهرش وارد شود. خواندن دو رکعت نماز و با وضو بودن برای داماد نیز استحباب دارد.
مستحب است داماد پس از نماز یاد شده دعا کند و از خداوند بخواهد محبت، الفت و خشنودی همسرش را روزی او کند. چنان که بر او مستحب است هنگام ورود عروس به خانه اش کفش را از پای او در آورد و پس از نشستن زن پایش را بشوید و آب را از اول در خانه تا آخر بریزد، سپس دست بر پیشانی او بگذارد و این دعا را بخواند:«اللَّهُمَّ عَلَی کِتَابِکَ تَزَوَّجْتُهَا وَ فِی أَمَانَتِکَ أَخَذْتُهَا وَ بِکَلِمَاتِکَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا فَإِنْ قَضَیْتَ لِی فِی رَحِمِهَا شَیْئاً فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِیّاً وَ لاتَجْعَلْهُ شِرْکَ شَیْطَانٍ».
تکبیر گفتن هنگام بردن عروس به خانه داماد و نیز سواره بردن او، استحباب دارد.  ولیمه دادن هنگام عروسی تا دو روز مستحب و بیش از آن مکروه است؛ چنان که مستحب است ولیمه در روز داده شود. در مراسم ولیمه مستحب است مؤمنان، خویشان، همسایگان و همکاران ولیمه دهنده دعوت شوند، بر آنان نیز اجابت کردن مستحب است.

غنا در عروسی
جمعی از فقها از حرمت غنا، غنای زن خواننده را در مراسم عروسی و زفاف، به شرط تکلّم نکردن به باطل، حضور نداشتن مردان، نشنیدن نامحرمان و به کار نگرفتن آلات لهو، استثنا کرده و آن را جایز دانسته‌اند، بنابر این، اجرتی را که زن خواننده بابت خوانندگی در این مراسم دریافت می‌کند حلال است. این قول به مشهور نسبت داده شده است.
گروهی از فقها از حرمت دف نوازی، نواختن دف در مراسم عروسی را استثنا کرده و آن را جایز، لیکن مکروه دانسته‌اند. برخی از قائلان به جواز تصریح کرده‌اند که دف نباید زنگوله دار باشد.

منبع:ویکی فقه

مطالب مرتبط :




تلفن : 02177246602

همراه : 09121190250-09391190250

آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2

مشاوره در امور مربوط به ازدواج (مهریه,نفقه,اجرائیه,رونوشت و ...) و پاسخگویی به سوالات شرعی و حقوقی در زمینه ازدواج دفتر ازدواج
بالای صفحه