سالن عقد خاطره ( دفتر ازدواج )

قانون جدید حمایت خانواده در صورتیکه نتیجه آزمایش مورفین و یا سایر بیماریها مثبت باشد در صورت اطلاع و رضایت طرفین عقد نکاح، ثبت عقد در دفتر رسمی ازدواج

جستجوگر پیشرفته سایت



آیا میدانید؟
برای ثبت ازدواج نیاز به اطلاعات زیر می باشد
لطفا وارد لینکهای زیر شوید و مطالعه فرمایید.دفتر ازدواج 163

مراحل ثبت ازدواج فرق مهریه عندالمطالبه و عندالاستطاعه شرایط ضمن عقد یا عقد خارج لازم آدرس آزمایشگاه های مجاز تهران

نفقه فرزند چیست

صفحه اصلی > مقالات > نفقه > نفقه فرزند چیست؟

نفقه فرزند

اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کند.

نفقه فرزند چیست ؟

نفقه در لغت به آن چیزی گفته مي‌شود که انفاق مي‌شود و در اصطلاح شرع، هزینه نیازمندی‌های متعارف زندگی است که پرداخت آن بر شخص واجب است.نفقه فرزندان از مسئولیت‌های مالی است که قانون برعهده پدر گذاشته است.


نفقه در لغت به آن چیزی گفته مي‌شود که انفاق مي‌شود و در اصطلاح شرع، هزینه  نیازمندی‌های متعارف زندگی است که پرداخت آن بر شخص واجب است.نفقه فرزندان از مسئولیت‌های مالی است که قانون برعهده پدر گذاشته است. براساس ماده ۱۹۹۹ قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود. بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود.
 
 کارشناسی نفقه فرزند چگونه است؟

معمولا مبلغ نفقه با توجه به وضعیت اجتماعی و نیازهای فرزند مشخص مي‌شود. کارشناس مکلف است با بررسی وضع زندگی خانوادگی فرزندو نیز بررسی مدارکی که از سوی مادر یا قیم او ارائه مي‌شود، میزان هزینه نگهداری فرزندرا محاسبه کند.يك کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی خاطر نشان کرد: برخی تصور می‌کنند اگر زنی شاغل باشد، دیگر امکانی برای درخواست نفقه فرزندش ندارد؛ اما‌اين مسئله چنین نیست و زنان شاغل هم می‌توانند بابت نفقه فرزند خود طرح دعوی کنند. از طرف دیگر، موقعیت زندگی مادر در تعیین میزان نفقه تاثیر زیادی دارد و طبیعتا وضعیت زندگی مادر به زندگی فرزند او نیز سرایت می‌کند. اگر مادری در دوران نوجوانی خود از وضعیت مرفهی برخوردار باشد یا در زمان طرح شکایت ساکن منطقه‌ای گرانقیمت باشد،‌اين مسئله نیز در تعیین نفقه فرزند او موثر است. حتی میزان نفقه فرزند از یک جامعه روستایی به یک شهر و در نقاط مختلف شهر نیز تفاوت دارد. پسران تا ۱۸ سالگی و تا زمانی که در خانه پدر خود تحصیل می‌کنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم می‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه کنند اما پس از ۱۸ سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه‌اي برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.وی در پایان با اشاره به  پرداخت نفقه  فرزندان نامشروع  گفت: پرداخت نفقه فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده شرعا واجب است و قانونا ضروری و بر‌اين اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را پرداخت کند.
 
  اولاد تا چه زمانى مستحق دریافت نفقه هستند؟

در شرع و قانون سن معینى براى نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفاً مادام كه اولاد داراى شغل و درآمد مشخص نباشند پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. ‎باید توجه داشت كه در مورد كارمندان دولت شاهد آن هستیم تا زمانى كه دختر، همسر انتخاب نكرده و یا پسر مشغول تحصیل باشد به كارمند حق اولاد پرداخت مى‌شود.اگر پدر و مادرى از یكدیگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورتجلسه طلاق، منزل مسكونى اش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آیا باز هم پدر مكلف به پرداخت نفقه است ؟اولاً نفقه تنها شامل مسكن نمى شود و امورى چون غذا، اساس منزل، هزینه درمان، لباس و ... نیز نفقه محسوب مى شود. ثانیاً پرداخت نفقه تكلیف قانونى پدر است و مادر ولایتى بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستى موضوعى جدا از ولایت است.
 نفقه-نفقه فرزند

محدودیت شكایت برای نفقه فرزند

 پسران تا 18 سالگی و تا زمانی كه در خانه پدر خود تحصیل مي‌كنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم مي‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه كنند؛ اما پس از 18 سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه‌اي برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.  نفقه فرزند نیز مانند نفقه گذشته قابلیت طرح شكایت‌های متعدد را دارد؛ شاید اگر قانون در‌اين زمینه به صورت دیگری نوشته مي‌شد، فرزندان مي‌توانستند تا 40 سالگی در خانه پدری ساكن و از نعمت یك زندگی مرفه به اضافه نفقه برخوردار باشند البته شكل دیگری از‌اين ماجرا هم وجود دارد و آن درخواست نفقه از سوی پدر و مادر از فرزند است كه در صورت طرح چنین درخواستی و عدم توانایی پدر برای كار كردن، دادگاه فرزندی كه توان مالی دارد را به پرداخت نفقه وادار خواهد كرد.

   نفقه فرزندان نامشروع

نفقه فرزنداني كه نا مشروع يعني خارج از عقد ازدواج موقت يا رسمي به دنيا آمده‌اند يكي از مسائل چالش برانگيز است.مسعود مداحیان، کارشناس حقوق؛ عضو انجمن مدافعان حقوق بشر در رابطه با اين موضوع معتقد است كه پرداخت نفقه از سوی پدر به فرزندی که از راه نامشروع به دنیا آمده نیز ضروری است. بر‌اين اساس اگر چنانچه فرزندی دارای شناسنامه بوده و پدر وی مشخص باشد، پدر موظف است نفقه وی را بدهد.

نفقه فرزند چیست ؟

منبع:بیتوته-kanoonset.ir

 
سفره عقد مدل کریستال تزیین جا حلقه عروس و داماد تزیین جام عسل برای سفره عقد کفش های مجلسی جدید


محاسبه نفقه فرزندان

صفحه اصلی > مقالات < نفقه > محاسبه نفقه فرزندان

نفقه-نفقه فرزند

در شرع و قانون سن معینى براى نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفاً مادام كه اولاد داراى شغل و درآمد مشخص نباشند پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد

محاسبه نفقه فرزندان
اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کند.
براساس ماده 1999 قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود.
 
بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر‌بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود. ملاحظه می‌شود که قانون بسادگی بی‌خیال نفقه فرزندان نشده و برای دریافت آن شیوه‌های مختلفی را پیش‌بینی کرده است.
 
 در قانون پیش‌بینی شده است که اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کندو در ادامه هم اگر پدر دارای اموال باشد، اما از پرداخت نفقه به فرزندان خود امتناع کند، آنها می‌توانند با ارائه دادخواست به دادگاه و دریافت رای قطعی به میزان نفقه تعیین شده اموال و دارایی پدر را به نفع خود توقیف کنند.
 
فرزند تا چه زمانى مستحق دریافت نفقه است؟
 
در شرع و قانون سن معینى براى نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفاً مادام كه اولاد داراى شغل و درآمد مشخص نباشند پدر نسبت به پرداخت نفقه مسئولیت دارد. ‎
 
باید توجه داشت كه در مورد كارمندان دولت شاهد آن هستیم تا زمانى كه دختر، همسر انتخاب نكرده و یا پسر مشغول تحصیل باشد به كارمند حق اولاد پرداخت مى‌شود.
 
یکی از وظایف والدین این است که از فرزندان خود نگهداری کنند و قانونگذار حضانت و نگهداری از فرزند را هم حق و هم تکلیف والدین دانسته است. طبیعی است نگهداری از فرزندان مستلزم خرج کردن و هزینه کردن آنهاست
 
اگر پدر و مادرى از یكدیگر جدا شده باشند و حضانت فرزندان به مادر واگذار شده باشد و پدر در صورت‌جلسه طلاق، منزل مسكونى‌اش را به مادر و فرزندان انتقال دهد آیا باز هم پدر مكلف به پرداخت نفقه است ؟
 
اولاً نفقه تنها شامل مسكن نمى‌شود و امورى چون غذا، اساس منزل، هزینه درمان، لباس و ... نیز نفقه محسوب مى‌شود. ثانیاً پرداخت نفقه تكلیف قانونى پدر است و مادر ولایتى بر فرزندان ندارد و موضوع حضانت و سرپرستى موضوعى جدا از ولایت است.
نفقه-نفقه فرزند 

كارشناسی نفقه فرزند چگونه است؟
 
كارشناسی كه مسوول رسیدگی به پرونده نفقه فرزند است، معمولا مبلغ نفقه را با توجه به وضعیت اجتماعی و نیازهای فرزند مشخص می كند. كارشناس مكلف است با بررسی وضع زندگی خانوادگی فرزندو نیز بررسی مداركی كه از سوی مادر یا قیم او ارائه می شود، میزان هزینه نگهداری فرزندرا محاسبه كند.
 
 برخی تصور می‌كنند اگر زنی شاغل باشد، دیگر امكانی برای درخواست نفقه فرزندش ندارد؛ اما این مساله چنین نیست و زنان شاغل هم می‌توانند بابت نفقه فرزند خود طرح دعوی كنند. از طرف دیگر، موقعیت زندگی مادر در تعیین میزان نفقه تاثیر زیادی دارد و طبيعتا وضعیت زندگی مادر به زندگی فرزند او نیز سرایت می‌كند. اگر مادری در دوران نوجوانی خود از وضعیت مرفهی برخوردار باشد یا در زمان طرح شكایت ساكن منطقه‌ای گرانقیمت باشد، این مساله نیز در تعیین نفقه فرزند او موثر است. حتی میزان نفقه فرزند از یك جامعه روستایی به یك شهر و در نقاط مختلف شهر نیز تفاوت دارد.
 
 محدودیت شكایت برای نفقه فرزند
 
 پسران تا 18 سالگی و تا زمانی كه در خانه پدر خود تحصیل می‌كنند، حتی در صورت جدا نشدن پدر و مادر از هم می‌توانند دادخواست نفقه فرزند ارائه كنند؛ اما پس از 18 سالگی و با اتمام تحصیل دیگر پدر وظیفه ای برای پرداخت نفقه او نخواهد داشت.
 
نكته جالب توجه در قانون این است كه دختران تا زمان ازدواج می‌توانند تقاضای نفقه گذشته داشته باشند، ولی اگر دختری ازدواج كند و پس از آن طلاق بگیرد دادگاه دیگر به شكایت او برای نفقه گذشته رای مثبتی نمی‌دهد.

محاسبه نفقه فرزندان

 
تزیین جا حلقه عروس و داماد تزیین سبد عروس تزیین شمع سفره عقد تزیین جام عسل برای سفره عقد


مردان می توانند نفقه ندهند؟

صفحه اصلی > مقالات > نفقه > مردان می توانند نفقه ندهند

نفقه-نفقه ندادن

زنی که بدون دلیل موجه از تمکین خودداری و ناشزه یعنی نافرمان باشد در اینصورت مرد علاوه براینکه می تواند از دادن نفقه امتناع کند میتواند زن را طلاق و زن دیگری را اختیار کند.

 مردان می توانند نفقه ندهند

درجامعه ای که ریاست خانواده بر عهده ی مرد است قانون گذار او را موظف به تامین معاش خانواده میداند وتکلیف شوهر به دادن نفقه از توابع ریاست او برخانواده است اما در برخی موارد هم به مرد اجازه داده شده که از پرداخت نفقه خودداری کند.
به گزارش مشرق به نقل اتبیان، طبق ماده ی ۱۱۰۷ قانون مدنی ایران نفقه عبارتست از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و هر آنچه که به صورت عادت یا احتیاج لازمه زندگی وی باشد . البته قانون میزان دقیقی برای نفقه مشخص نکرده بلکه نفقه را بر مبنای نیاز های متعارف و متناسب با وضعیت زن و منطبق با عرف زمان و مکان زندگی زوجین دانسته است.

در قانون مدنی و کیفری در پرداخت نفقه بسیار تاکید شده است اما با توجه به این تاکیدها در برخی موارد هم به مرد اجازه داده شده که از پرداخت نفقه خودداری کند وصریح ترین ماده ی قانون مدنی برای ندادن نفقه به زن ماده ی ۱۱۰۸ ق.م است که هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.

این ماده به تمکین زوجه اشاره کرده است و باتوجه به این ماده می توان گفت که به مجرد عقد زوجه مستحق نفقه نخواهد بود بلکه برای استحقاق نفقه تمکین کامل زوجه شرط است. اما تمکین به چه معناست؟ و در چه شرایط نفقه به زن تعلق نمی گیرد؟

در اصطلاح عرفی و حقوقی تمکین عبارت است از برآوردن تمام نیازهای شوهر و اجابت کردن خواسته های شرعی او بنابراین یکی از موارد تمکین ، رابطه ی زناشویی است که زن باید در این مورد به جزموارد بیماری و خلاف شئون اخلاقی و مغایر با سلامت و روح زن از همسر خود تمکین کند.

یکی از موارد دیکر تمکین اقامت در خانه ی شوهر است که همانطور که گفته شد به مجرد عقد ، زوجه مستحق نفقه نخواهد بود بلکه برای استحقاق نفقه تمکین کامل زوجه شرط است مگر اینکه در ضمن عقد شرطی غیر از آن شده باشد که زن در خانه ی دیگری زندگی کند و نفقه دریافت کند.

همچنین زنی که بدون دلیل و بدون موافقت شوهر خانه را ترک کند و حتی اگر در خانه ی خویشان نزدیک مثل پدر اقامت داشته باشد مرد می تواند از پرداخت نفقه امتناع کند.

آیا در عقد منقطع(موقت)زوجه حق انفاق دارد؟

در عقد منقطع شوهر ملزم به پرداخت نفقه نیست مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی برآن جاری شده باشد.
نفقه-نفقه ندادن

آیا زنی که مطلقه است مستحق نفقه می باشد؟

براساس ماده ی ۱۱۰۹ ق.م : نفقه ی مطلقه ی رجعیه در زمان عده برعهده ی شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

نفقه ی زنی که در ایام عده ی وفات به سر می برد چگونه است؟

براساس ماده ی ۱۱۱۰ ق.م : زنی که شوهرش فوت کند در زمان عده نفقه ندارد مگر اینکه زن از شوهر آبستن باشد که مرد باید نفقه ی او را در زمان عده بدهد و مرد اگر نفقه ی زن را نپردازد دینی است برعهده ی مرد و باید قضا کند این ماده ای است که در سال۱۳۸۱ اصلاح شد و براساس آن زن پس از مرگ شوهرش نفقه دریافت می کند و این نفقه در صورتی که مردخودش دارایی داشته باشد از دارایی خودش و در غیر اینصورت از اموال اقارب که پرداخت نفقه بر عهده ی آنهاست تامین خواهد شد.

نفقه حق زن است و قانون ایران در این باره به شدت سختگیری کرده چرا که در صورت عدم پرداخت نفقه ممکن است که زن دچار عسر و حرج شود و به فساد گرفتار شود لذا براساس ماده ی ۱۱۱۱ ق.م زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به محکمه رجوع کندو هم شکایت کیفری و هم دادخواست حقوقی ارائه کند که در اینصورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم می کند و طبق قانون اگر در صورت شکایت زن مرد همچنان از دادن نفقه خودداری کرد زن می تواند تقاضای طلاق کند و دادگاه شوهر را مجبور به طلاق دادن زن می کند .

شكایت كیفری

زن در یك برگ عادی شكایت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه میدهد. در این صورت به شكایت وی خیلی سریع رسیدگی می شود و مرد ملزم و محكوم به پرداخت نفقه خواهد شد. در این صورت اگر مرد از پرداخت نفقه خودداری كند، به زندان اعزام می گردد. البته لازم به ذكر است كه نفقه مربوط به زمان حال از طریق كیفری قابل مطالبه و نفقه مربوط به گذشته با ارائه دادخواست حقوقی قابل پرداخت است.

ماده ۶۴۲-هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید، دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم می نماید.

دادخواست حقوقی مطالبه نفقه

چنانچه زنی بخواهد نفقه ایام گذشته خود را طلب كند، فقط با ارائه دادخواست حقوقی می تواند آن را دریافت نماید.

نحوه ارائه دادخواست حقوقی

زوجه پس از خرید دو نسخه دادخواست، می بایست خود را در آنها قید كند. و چون دعوای نفقه مالی است به میزان مبلغ مورد مطالبه تمبر الصاق و آن را به دادگاه خانواده تقدیم نماید. وی می تواند در دادخواست خود هزینه دادرسی را نیز مطالبه كند. در صورت عدم توانایی مرد به پرداخت نفقه و یا اینكه به هیچ طریق نتوان مرد را مجبور به پرداخت نفقه گردد زن می تواند دادخواست طلاق تنظیم نماید.

 مردان می توانند نفقه ندهند

 
سفره عقد مدل آینه سفره عقد مدل آبي فيروزه اي سفره عقد مدل طلایی سفره عقد مدل سنتی


آنچه نفقه تلقی می شود

صفحه اصلی > مقالات > نفقه > آنچه نفقه تلقی می شود

نفقه

نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد وخادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج به او به واسطۀ مرض یا نقصان اعضا ء

آنچه نفقه تلقی می شود

عبا رتی که در قانون موارد نفقه را مطرح می کند ، همان عبارتی است که در شرع بیان شده و در کتب فقهی نیز ذکر شده است ، ولی اینکه میزان آن باید به چه صورتی باشد اختلافاتی موجود است. از نظر بعضی باید به وضعیت مالی شوهر توجه شود . به نظر گروهی دیگر باید به نیاز وخواسته زن از شوهر توجه کرد و توجه به وضعیت مالی شوهر ملاک نیست . ( مرد می خواست این زن را نگیرد! حالا که با او ازدواج کرده است باید هر چه خواست بی کم وکاست برای او فراهم کند !) ولی نظر سوم که به صواب نزدیکتر است این است که باید به عرف مراجعه کرد و متناسب با شخصیت زن در بین هم طبقه وهم شآنش توجه کرد.

در ماده 1107 قانون مدنی آمده است که « نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد وخادم در صورت عادت زن به داشتن خادم یا احتیاج به او به واسطۀ مرض یا نقصان اعضا ء »

آنچه که در این ماده ذکر شده به عنوان نفقه ای است که به زن تعلق می گیرد که موارد ذکر شده در این ماده حصری نبوده و به صورت تمثیلی است و نیز مقدار و نحوۀ پرداخت نفقه از سوی شوهر و با در نظر گرفتن جایگاه زن در میان هم نوعانش متفاوت است .

در این قسمت سعی خواهیم کرد تا با توجه به اهمیّت موارد نفقه و به دلیل اختلافاتی که در مورد آنها پیش می آید ، موارد بالا را بررسی و آنچه به عنوان نفقه زن در زمان حاضر مطرح است را مورد توجه قرار دهیم.

1_مسکن

مسکن از جمله موارد نفقه محسوب می شود که دارای شرایط گوناگونی است و باید مشخص نمود چه مسکنی مد نظر است و آیا هر مسکنی را شامل می شود و یا فرق دارد که چه مسکنی و در چه قسمتی از شهر و یا با چه نمایی باشد . و یا اینک نوع و مکان منزل را چه کسی باید تعیین کند .

این گونه سوِؤالات زمانی به وجود می آید که زن هم کف مرد نیست ، مثلاً زن لیسانسیه ولی مرد دیپلم دارد ، یا زن از اشراف و مرد از فقراست و مرد مسکنی را برای زن ، با توجه به حقوق کارگری و یا کارمندی تهیه کرده است که این خانه از نظر زن مورد تایید نیست چون او صرفاً دارای مدرک کارشناسی است و یا از اشراف است و اگر دوستانش وی را در چنین منزلی ببیند مایع افت کلاس خواهد بود.

برای بررسی وضع مسکن ، اول باید دید که این مسکن را چه کسی باید تهیه کند تا موارد دیگر نیز روشن شود.

با توجه به ماده 1107 قانون مدنی ، که مسکن را در زمره دیون مرد قرار داده است پس قاعدتاً تعیین مسکن و نوع مسکن نیز بر عهدۀ مرد است . عرف نیز بر این مطلب صحه می گذارد که تهیۀ مسکن به عهدۀ مرد است در نتیجه باید با توجه به توانایی خود وشأن همسرش مسکن مناسب را تهیه کند و زن ملزم به زندگی در آن است .

تا اینجا روشن شد که وظیفه مرد است که مسکن را تعیین کند ، پس مسکن در کجا واقع شده باشد نیز بسته به نظر مرد و شأن زن است . اما باید این نکته را مد نظر قرار داد که در بعضی مواقع این اختیار از مرد سلب می شود . مواردی که در ذیل ذکر گردیده ، عمدۀ دلایلی است که این حق از مرد سلب می شود.

1_ در ضمن عقد شرط شده باشد که حق انتخاب مسکن با زن باشد.

2_ در صورتی که زندگی با شوهر باعث ایجاد ضرب وجرح زوجه شود .

3_ ماندن زن در خانه مشترک برای زن ضرر مالی داشته باشد . مثلاً شوهر معتاد و برای تهیۀ مواد ، زیور آلات زن را بفروشد.

4_هرگاه ماندن در منزل ، برای زن خوف و ضرر شرافتی داشته باشد .مانند اینکه شوهر بخواهد از او استفاده نامشروع کند و یا در آن خانه مردان مجرد نیز زندگی کنند.

اگر دادگاه تشخیص دهد که یکی از موارد با لا وجود دارد می تواند حکم به بازگشت زن به منزل شوهر را ندهد . (ماده 1115 قانون مدنی) و تا موقعی که چنین وضعیتی موجود است در منزل دیگری جدای از شوهر سکونت کند و مرد نیز باید نفقه او را پرداخت کند . البته در مورد اوّل جدایی زن از شوهر مفهومی ندارد و زن و شوهر با هم زندگی می کنند و نوع مسکن هم به دلخواه زن است چون طی شرطی ضمن عقد نکاح این اجازه از سوی شوهر به او داده شده است و مرد ملزم به پذیرش آن است.

در موارد دیگر مادامی که دادرسی بین زوجین ادامه دارد و منجر به صدور حکم نشده است محل سکنای زن با توافق طرفین تعیین می گردد و اگر توافق کنند زن در نزد بستگانش زندگی می کند و اگر توافق نکنند با اطلاع از نظر بستگان دادگاه محل سکونت زن را تعیین می کند ، و اگر بستتگانی نداشته باشد دادگاه خود محل مورد اطمینانی را معین خواهد کرد تا زوجه در آنجا زندگی نماید.20 ولی به هر حال مرد هم که مسکن تهیه می کند باید متعارف در امثال آن زن در آن شهر باشد.

2_البسه و وسایل خواب

در مورد لباس زن باید گفت که لباس زن باید با توجه به عرف در مورد جایگاه زن در بین اطرافیانش تعیین و در اختیار او قرار داده شود یعنی اینکه اگر فرضاً زن در روستایی زندگی می کند که زنها ی آن منطقه لباس محلی می پوشند مرد موظف است آن گونه لباس را برای او تهیه کند و اگر زن در شهری زندگی می کند و براساس جایگاه ، او جزء اشراف محسوب می شود ، باید مثل اشراف لباس داشته باشد و تهیه آن با مرد است.

نوع لباس زن با تغییر فصل نیز طبق لباس پوشیدن زنان آن منطقه تغییر می کند مثلاً در سرما ممکن است پالتو نیز اضافه شود که البته اضافه بر اینها جزء نفقه محسوب نمی شود و بنابر آنچه در لمعه شهید ثانی آمده است بیشتر جنبه زینتی دارد ولی پرداخت این اضافه از سوی مرد مصداق عمل به آیه شریفه « و عاشرو هن بالمعروف » است.

وسایل خواب زن نیز به گونه ای با البسه او رابطه دارد و باید برای زن تهیه شود . معمول است که برای خوابیدن از لحاف ودشک استفاده می کنند که البته با رواج یافتن شهرنشینی و لوکس گرایی امروزه تخت جایگاهی ویژه ای را برای خواب (البته در برخی مناطق ) به خود اختصاص داده است که در این مورد به صواب نزدیکتر است اگر همانند لباس به شأن زن رفتار شود و همین طور است در مورد فرش و اثاث البیت.

ولی آیا زن نسبت به این لباسی که مرد به عنوان نفقه به او داده است حق انتفاع دارد یا حق تملک ؟

شهید ثانی در لمعه دو قول را ذکر کرده و گفته است که « برخی آنرا تملک دانسته اند و شوهر باید لباس زن را به او تملک کند و برخی گفته اند به نحو انتفاع و بهرمند ساختن است ، یعنی شوهر باید لباس را به زن بدهد تا آنرا بپوشد و از آن استفاده کند اما لازم نیست آن را به وی تملیک کند .»21 و قول بهتر را به اصطلاح قول دوم می داند یعنی زن حق ندارد این لباسی را که مرد در اختیار او قرار داده است بفروشد ، ببخشد ویا به گونه ای استفاده کند که زودتر از معمول کهنه شود که در این صورت مرد وظیفه تعویض آن را ندارد ، و حتی اگر دو دست لباس یکی برای داخل خانه و یکی برای خارج از خانه در اختیار او قرار داده باشد حق ندارد لباسی را که برای خارج خانه است درون خانه نیز بپوشد . بعد از فوت شوهر نیز این لباس را جزء ترکه شوهر محسوب می کنند .

هر چند از میان دو قول بالا که شهید ثانی در لمعه ذکر کرده قول دوم شاید صحیح تر به نظر آید اما امروزدر زمان حاضر باید به عرف مراجعه شود و باید دید آیا عرف نیز قول انتفاع از لباس را می پذیرد و یا تملک آن را . وقتی به عرف مراجه شود ودر این مورد از عوام سوؤال شود هر یک نظری دارند مثلاً عده ای اصلاً به این موضوع فکر نکرده و یا آن را تابع نظر زن می دانند . ( یعنی اختیار با زن است .) عده ای دیگر به قول تملیک عمل می کنند و عده ای که تعدادشان بیشتر است قول انتفاع را می پذیرند ولی این عده هم به این موضوع به دید امری حقوقی نمی نگرند و در جواب می گویند حاضر نیستند لباسی را که آنان خریده اند تا همسرانشان آنرا بپوشند و لذت ببرند ، آنرا بر تن زن دیگری ببیند که البته این حرف هم حرفی صحیح و معقول است چون باعث از بین رفتن حیا می شود (از این دید اگر نگاح کنیم یکی از آثار اعمال حقوقی نیز همین است که حرمتها نگاه داشته شود.)
نفقه
اگر زن اهل تجمل باشد « علاوه بر آنچه گفته شد جامه های تجملی نیز به مقداری که عادت امثال مقتضی است افزوده می شود.

3_ غذا

در مورد اینکه غذای زن چه چیزی و به چه میزان باشد باید گفت که نوع غذای زن نیز باید همچون البسه از عادات امثال آن زن بیرون پیروی می شود و معیار مقدار آن تأمین حاجت و نیازمندی زن است . شهید ثانی نیز همین نظر را دارد .

اگر زن به طور معمول با شوهرش بر سفره حاضر شود و با او غذا بخورد ، هر چند نه مرد قصد انفاق داشته باشد و زوجه نیز قصد اخذ انفاق از شوهر را نداشته باشد ، زن نمی تواند از شوهر نفقه زمان هم خوراک بودن را مطالبه کند .

4_ دارو ، لوازم آرایش ، وسایل نظافت ، هزینه ایاب وذهاب و خدمتکار

امروزه دارو جزء نفقه زن محسوب می شود و پرداخت آن نیز بر عهده شوهر است ولی سید محسن حکیم دارو را جزء نفقه زن ندانسته است که علت آن را باید تفاوت در عادات ورسوم اجتماعی در دو عصر مختلف دانست
هر چند درگذشته وسایل آرایش محدود و در دسترس همگان بود ولی امروزه وسایل آرایش با تکنولوژی تولید انواع آن متعدد گشته است ، به گونه ای که هزینه های زیادی رامی طلبد . این نوع هزینه ها نیز امروزه نیز با توجه به شأن زن جزءنفقه وی محسوب می شود.

پرداخت هزینه های ایاب وذهاب زن در صورتی که سفر وخروج وی از منزل با اجازة شوهر باشد بر شوهر واجب می شود وسایل نظافت نیز به طور متعارف در حد صابون،روغن ،شانه ،شامپونیزجز نفقه زن محسوب می شود. حمام نیز در صورت نیاز واجب می شود در صورتی که زن درخانه پدر خدمتکار داشته است. گرفتن خدمتکار برای او نیز واجب می شود.

5_ هزینه هایی متفرقه

بعضی هزینه ها هستند که قبلاًجزء نفقه زن محسوب نمی شده است وامروزه بر سر آن اختلاف است که آیا نفقه زن محسوب می شود یا نه.

یکی از مسایلی که در مورد آن اختلاف است هزینه ی تحصیل زن است به خصوص که بر اساس آمارهای سازمان سنجش درصد بالایی آمار های ورودی های دانشگاه ها را جنس مونث به خود اختصاص داده و هر ساله بر آن نیز افزوده می شود .

گروهی نظر دارند که هزینه تحصیل زنان شوهردار نفقه محسوب می شود و پرداخت آن بر عهدۀ شوهر اوست . عده ای دیگر وجوب پرداخت آنرا بر مرد لازم نمی دانند . باید گفت که هرچند آمارها حاکی از رشد تحصیل کردگان زن است ولی همچنان از سوی عرف هزینه پرداخت تحصیلات این گروه بر عهدۀ شوهر نیست و پرداخت آن ضروری نیست .اما می توان راهی را برای الزام مرد به پرداخت آن ارائه کرد.
در این گونه موارد که عرف پرداخت وجهی را به عنوان نفقه قبول ندارد ( مانند هزینه های تحصیل ) اگر تحصیل زن از سوی مرد پذیرفته شود در این صورت هزینه تحصیل را باید پرداخت کند که این حالت می تواند به صورت شرطی در ضمن عقد آورده شود و یا همان طور که گفته شد از سوی مرد بعد از عقد پذیرفته شود . ولی اگر مرد فقط اجازه تحصیل را داد چگونه است ؟

اگر درمورد پرداخت هزینه صحبتی نشده باشد پس می توان گفت اذن در شی اذن در لوازم آن نیز هست و هزینه تحصیل هم از لوازم تحصیل است و باید پرداخت شود ولی اگر به طور صریح این امر را نپذیرفت ، یعنی تحصیل را اجازه داد ولی پرداخت هزینه ها را نپذیرفت ، مرد دیگر ملزم به پرداخت آن نیست .

پس در این گونه موارد می شود با شرطی در ضمن عقد ازدواج الزام به پرداخت آن را از سوی مرد خواست والا عرف هنوز آن را نپذیرفته است و مرد ملزم به پرداخت آن نیست.

 
ست کیف و کفش عروس مدل کفش عروس کفش های مجلسی جدید مدل کفش دامادی


زن تا چه مدت می تواند از شوهر نفقه خود را بگیرد


زن تا چه مدت می تواند از شوهر نفقه خود را بگیرد

نفقهبا توجه به اینکه در عقد دائم زن با ایجاد عقد چنانکه تمکین کند و عدم تمکین ظاهر نشود مستحق نفقه می شود و مرد مکلف به پرداخت نفقه زن است حال در اینجا می خواهیم بررسی کنیم که این پرداخت نفقه تا چه زمانی بر مرد واجب می شود .

1_ در تمام دوران زندگی مشترک
زن بعد از بسته شدن عقد ( در عقد موقت طبق شرطی که شده )حق نقته برای او ایجاد می شود اما این پرداخت نقته از سوی مرد تا ز مانی واجب است که زن در برابرخواست شوهرخود تمکین کند ولی چنا نچه از تمکین سرباز زند دیگرمرد ملزم به پرداخت نفقه نیست . در ماده 1108 قانون مدنی آمده است « هر گاه زن بدون ما نع مشروع از ادای وظا یف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود .» و همان طور که در قسمت الزام به تمکین زن گفتیم این مانع مشروع همان شرایطی است که شرع در آن موقع به زن اجازه عدم تمکین را داده است . مثلاً در حال نماز و یا روزه واجب برای او نفقه واجب می شود . ولی اگر برای مدتی تمکین نکرد و بعد از مدتی این عدم تمکین پایان یافت و زن دوباره تمکین کرد آیا نفقه به او تعلق می گیرد یا مرد می تواند همچنان از دادن نفقه خود داری کند ؟

با توجه به اینکه رابطه دادن نفقه به زوجه در برابر تمکین اوست تا مادامی که از ادای وظایف زوجیت امتناع کرده است نفقه به او تعلق نمی گیرد ونفقه از زمانی است که زن دوباره به وظایفش عمل کند ، چون نفقه در برابر تمکین قرار دارد.

اما اگر زن به وظایف خود عمل کرد ولی مرد از پرداخت نفقه خودداری کرد چگونه عمل می شود؟

در اینجا مرد را ناشز گویند یعنی مرد از ادای حقوق ناشی از نکاح که برای زن ایجاد شده است امتناع کرده است . ناشز فقط به عدم پرداخت نفقه تعلق نمی گیرد . ولی ما در اینجا فقط در مورد نفقه صحبت می کنیم و از پرداختن به موارد دیگر خودداری می کنیم . در اینجا چون شرط پرداخت نفقه تمکین است و زن با وجود عدم دریافت نفقه از شوهر به تمکین خود ادامه داده است پس نفقه هم به او تعلق می گیرد و مستحق دریافت آن است و برای دریافت آن می تواند اقدام کند ، و اگر اقدام کرد و مقدار ی از آن را گرفت این مقداری که از نفقه اش را گرفته است مانع از آن نمی شود که مابقی را نگیرد هر چند حاکم به مقداری از آن حکم کند باز می تواند باقی آن را طلب کند .

آیا زن می تواند نفقه زمان آینده خود را از شوهر مطالبه کند؟

در ماده 1111 قانون مدنی به صراحت آمده است که « زن می تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد . »

در مورد اینکه میزان نفقه ای که دادگاه می تواند تعیین کند ، باید گفت که شیوۀ معمول این است که وضع زن را در بین هم شأنهای او می سنجند و مرد را ملزم به پرداخت آن می کند و این زمانی رخ می دهد که زن تمکین کرده است ولی شوهر از پرداخت نفقه خود داری کرده باشد .

2_ نفقه زنی که در حال طلاق است ودر ایام عده به سر می برد

وقتی مرد ، زن خود را طلاق می دهد در واقع از کسی جدا می شود که همسر او بوده و با ایجاد عقد میان آن دو و بر اثر تمکین زن از شوهر به او نفقه تعلق گرفته است ولی اینک این ارتباط با اجرای قواعد طلاق از بین رفته است . در شرع ، در مواردی بعد از طلاق به زن نفقه تعلق نمی گیرد و در مواردی این نفقه ای که از زمان عقد ازدواج برای زن ایجاد شده بود همچنان به زن تعلق می گیرد . در زیر به این تفکیک خواهیم پرداخت و این تفکیک را در دو دسته عمده در زیر بررسی می کنیم .

الف_ نفقه ایام عده در طلاق رجعی

طلاق رجعی ، طلاقی است که طلاق دهنده در آن حق رجوع به زن را دارد، چه در این مدت رجوع بکند چه رجوع نکند. برای رجوع نیز مدت تعیین شده است و این مدت را ایام عدۀ طلاق رجعی گفته اند . ایام عدۀ در طلاق رجعی سه ماه و یا دو تطهیر برای زن است یعنی با شروع حیض سوم ایام عده تمام است .

آنچه که حائز اهمیت است این است که در این ایام مرد حق رجوع به زن خود را دارد و این به دلیل اهمیتی است که شرع برای استحکام نظام خانواده قائل است بنا براین تا زمانی که عده تمام نشده است زن همچنان همسر شرعی و قانونی مرد است و چنانچه از زمان اجرای صیغه طلاق به اندازه مدت ایام عده بگذرد و رجوعی هم صورت نگیرد طلاق قطعی می شود و زن و مرد از محرمیت خارج و بر یکدیگر نامحرم می شوند و چنانچه قصد رجوع به هم را داشته باشند بر اساس دستور شرع دوباره باید صیغه عقد نکاح با تمام شرایط و متعلقاتش اجرا شود.

در ایام عده در طلاق رجعی چون مرد می تواند به زن رجوع کند پس تا پایان عده به گونه ای است که همچنان زن متعلق به وی می باشد و باید نفقه او را همان طور که در گذشته به او تعلق می گرفته است پرداخت کند و در این ایام اگر مراجعه کرد زن باید از مرد تمکین کند که خاصیت طلاق صادر شده در اینجا از بین می رود و دوباره زن وشوهر هستند ولی اگر تمکین نکرد پس مرتکب نشوز شده است . در اینجاست که همانند نشوز در ایام سابقه به زن نفقه تعلق نمی گیرد و اگر این نشوز ادامه یابد تا پایان ایام عده پس طلاق رجعی می شود .

پس در طلاق رجعی چون همچنان تا زمانی که عده تمام نشده است روابط زن وشوهری به کلی قطع نشده است و زن می تواند نفقه را بگیرد و همین که ایام عده به پایان رسید و رجوع نیز صورت نگرفته بود طلاق قطعی می شود و نفقه نیز قطع می شود ، چون دیگر روابط زن و شوهری از بین می رود و مانند ایام قبل از عقد نکاح می شود که بر هم نامحرم بودند و رابطه حقوقی که بر اثر عقد نکاح ایجاد می شود دیگر میان آنان نیست . ماده 1109 قانون مدنی بیان می دارد که « نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شود ... »

رجوع ممکن است به صورت روابط خاص زناشویی نباشد چون ممکن است مرد در زمانی رجوع کند که تمکین امکان پذیر نباشد در این گونه موارد باید رجوع به شکلی باشد که بر رجعت به امر زناشویی صدق کند مثلاً مرد بدن زن را لمس کند .

 

ب_ نفقه در طلاق بائن

همانطور که می دانید طلاق بائن ، طلاقی است که شوهر از زن خود جدا می شود و نمی تواند به او رجوع ابتدایی داشته باشد و آن در شش مورد است.

1_ طلاق زنی که با او به نحوی نزدیکی نشده است که موجب غسل شود خواه در جلو و خواه در پشت .

2_ طلاق زن یائسه _ زن یائسه زنی است که از حیض شدن مأیوس شده است ویا در سن و سالی به سر می برد که زنان همانند او حیض نمی شوند.

3_ طلاق زن صغیر : در این طلاق باید متذکر شد که در زمانی که زوجه صغیر است دخول جایز نیست.

4 و 5_ طلاق خلع و مبارات

6_ طلاق زنی که از سوی یک شوهر سه بار متوالی طلاق داده شده است ، در بار سوم طلاق بائن است .

در سه مورد اول مرد حق رجوع زن را ندارد چون رجوع در ایام عده جایز است واین سه دسته اصلاً عده ندارند که مرد بتواند به زن خود رجوع کند . این سه گروه می توانند دوباره بدون گذشت زمان فوراً ازدواج کنند و چیزی مانع آن نیست . قابل ذکر است که در مورد صغیر اگر در زمان صغر باز نزدیکی هم شده باشد باز عده ندارد.

در طلاق خلع ومبارات تا مادامی که زن به آنچه بخشیده رجوع نکرده است طلاق بائن است ولی اگر رجوع کرد طلاق رجعی می شود . اگر رجوع شد طلاق رجعی بوده و زن به وضع سابقه بر می گردد که در این صورت نفقه باید مانند ایام تاهل به او پرداخت شود.

در مورد ششم که به سه طلاقه معروف است چون دیگر رجوعی صورت نمی گیرد پس نفقه ای نیز به زن تعلق نمی گیرد . البته تا قبل از بار سوم یعنی بعد از طلاق اول می تواند در ایام عده طلاق رجوع کنند و اگر بعد از رجوع دوباره طلاق صورت گرفت برای بار دوم نیز می تواند در ایام عده رجوع کند و در هر دو بار طلاق رجعی می شود و نفقه نیز پرداختش لازم می شود و این در بار سوم است که طلاق بائن می شود و رجوعی در آن نیست و نفقه نیز به زن تعلق نمی گیرد.

ج_ نفقه در فسخ نکاح

در فسخ نکاح عده نیست و چون عده نیست مرد هم نمی تواندبه زن رجوع کند پس نفقه ای نیز برای زن در کار نخواهد بود . ماده 1109 قانون مدنی بیان می دارد که « ... اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد . »

3_ هر گاه طلاق بائن باشد و زن حامله : تا زمان وضع حمل زن حق مطالبه نفقه خواهد داشت . ماده 1109 قانون مدنی « ... اگر عده از جهت فسخ نکاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت .»

امّا آیا این نفقه ایام وضع حمل در طلاق بائن یک استثناء بر اصل است ، یعنی اینکه استثناءً چون زن حامله است پس در طلاق بائن باید نفقه زن را پرداخت کرد ؟

جواب این است که این استثناء نیست چون در طلاق بائن نفقه نیست ولی زن حامله است و این حمل ملحق به این مرد است و در واقع مرد نفقه فرزند خود را به زن می پردازد . و این وظیفه پدر است که برای سلامتی فرزندش تلاش کند و او با پرداخت این هزینه به زن در واقع از او می خواهد که فرزندش را سالم به دنیا بیاورد.

4_ نفقه در عده وفات

عده وفات از زمانی است که شوهر می میرد و زن باید عده نگه دارد که به آن عدۀ وفات می گویند . هرگاه شوهر قبل از اینکه زن را طلاق دهد ( و یا اصلاً قصد طلاق زن را نداشته ) می میرد در این صورت زن باید چهار ماه و ده روز عده نگاه دارد . گاه نیز در زمان عدۀ طلاق مرد می میرد که در اینجا زن باید از زمان مرگ مرد عدۀ وفات نگاه دارد و عدۀ طلاق رها می شود ، در اینجا بین زن صغیره و کبیره ، یائسه باشد یا نه ، دخول صورت گرفته باشد یا نه ، عقد دائمی باشد یا منقطعه فرقی نیست و اگر زن حامله باشد دورترین آنها از وضع حمل چهار ماه وده روز است. در قانون سابق ، در این ایام به زن نفقه ای تعلق نمی گرفت و همین طور است وضع زن اگر در این مدت حامله می بود که باز به او نفقه ای تعلق نمی گرفت . ماده 1110 قانون مدنی تا قبل از 19/8/1381 ناظر بر این مطلب بود .« در عدۀ وفات زن حق نفقه ندارد .» ظاهراً مبنای ماده مذکور قول مشهور فقها بوده است ولی در اصلاحیه 19/8/1381 مجلس شورای اسلامی ماده مذکور بدین شرح تغییر یافته است « در ایام عدۀ وفات ، مخارج زندگی زوجه عند المطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهدۀ آنان است (در صورت عدم پرداخت ) تامین می گیرد.»

هر چند در مادۀ 1110 قانون مدنی سابق حقوقدانان معتقد بودند که این ماده ناظر به زن غیر آیستنی است که در عدۀ وفات است و زن آبستن تا وضع حمل استحقاق نفقه را از ترکه شوهر دارد. ولی با اصلاحیه جدید ، این استدلالها نیز دیگر جایگاهی ندارد چون در متن ماده به صراحت به پرداخت نفقه زن در عده وفات اشاره کرده است و زن آبستن را نیز شامل می شود.

ویژگی های نفقه زن یا تفاوت نفقه زن با نفقه اقارب

در نفقه زوجه ویژگی هایی است که آن را از نفقه اقارب جدا کرده و پراهمیّت تر می سازد که این تفاوتها را که باعث برجسته تر شدن موضوع نفقه زوجه گشته در ذیل می آوریم .

1_ نفقه زوجیت یک جانبه است ، یعنی این زوج است که باید مخارج همسرش را تأمین کند ولی در نفقه اقارب یک رابطه دو جانبه را می توان توصیف کرد یعنی گاه ممکن است آقایی از تأمین مخارج خود ناتوان باشد و پدرش به خاطر تمکن مالی که دارد نیاز او را برآورده کند و در آیند ممکن است وضع برعکس شود و پدر ناتوان و پسر توانا شود ، حال وظیفه پسر است که دست پدر را بگیرد و برای گذران زندگی پدر به او کمک کند.

2_ نفقه زن بر عهدۀ شوهر است چه زن دارا باشد چه زن فقیر ، در مقابل در مورد نفقه شوهر بر زن چیزی نیست . ولی در نفقه اقارب تأمین نفقه اقارب در صورت ناتوانی اقرباست . در نفقه اقارب ، منفق باید دارای وضع مالی مناسبی باشد به گونه ای که درآمدش مخارج زندگی خودش را برآورده کند و مبلغی اضافه تر از هزینه های خودش داشته باشد تا بتواند نفقه اقارب را بپردازد ولی در نفقه زوجه در هر صورت باید حوائج زوجه خود را برطرف کند و فرقی نمی کند که شوهر فقیر باشد یا غنی .

3_ نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است ودر صورت تعداد افرادی که واجب النفقه هستند پرداخت نفقه زوجه بر دیگری مقدم می شود (ماده ی1203قانون مد نی)

4_زن می تواند نفقه ایام گذشته خود را مطالبه کند در حالی که اقارب فقط می تواند نفقه آینده خود را مطالبه کند .(ماده1206قانون مد نی )

5_«طلب زن بابت نفقه یک طلب ممتازه است ودر صورت ورشکستگی یا فوت شوهر و عدم کفایت اموال او برای پرداخت دیون ، بر سایر بدهیها مقدم خواهد شد. لیکن نفقه اقارب دارای این خصوصیت نیست ، به استثنای نفقه اولاد که طبق تبصره ی 2ماده12قانون حمایت خانواده برسایر دیون مقدم شده است.»

منبع:تبیان

 
کیک های سفره عقد با گل های طبیعی مدل کیک عروسی مدل کیک عروسی چند طبقه آداب بریدن کیک عروسی


مقالات

ازدواج دائم یا موقت مسلمان با اهل کتاب

سوال: ازدواج دائم یا موقت مسلمان با اهل کتاب چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج دائم یا موقت زن مسلمان با مرد اهل کتاب ب) ازدواج دائم یا موقت مرد مسلمان با زن اهل کتاب

ازدواج زانیه(زن زناکار) با زانی (مردزناکار) بعد از عده وفات

سؤال: زنی که در عدّه ی وفات (مدت زمانی که زنی که شوهرش مرده درطی آن نمی تواند با شخص دیگری ازدواج نماید) ،زنا کرده بعد از تمام شدن عدّه می تواند با زانی (همان مرد) ازدواج نماید؟

عقد نکاح مکاتبه ای (از طریق اینترنتی)

سؤال: اجرای عقد نکاح مکاتبه ای از طریق اینترنت چه حکمی دارد؟

حکم ازدواج زانیه(زن شوهردار) با زانی بعد از فوت همسرش

سؤال: آیا زن شوهرداری که زنا کرده می تواند بعد از فوت همسر، و سپری شدن عده ی وفات با زانی (مرد زناکار) ازدواج نماید؟

اذن ولی در ازدواج دختر بالغه غیر رشیده

سوال: آیا رضایت دختر بالغه غیر رشیده در عقد ازدواج موقّت و دائم لازم است یا اذن پدر یا جدّ پدری کفایت می کند؟

جلوگیری از بارداری بدون اجازه شوهر

سوال: آیا زن می تواند بدون اجازه شوهر به وسیله دارو از بارداری جلوگیری نماید؟

حکم گرفتن شیربها

سوال: گرفتن شیربها توسط پدر یا نزدیکان دختر چه حکمی دارد؟

حکم ازدواج زانی یا دختر زانیه

سوال: اگر مردی با زنی زنا کند، آیا می تواند با دختر آن زن ازدواج کند؟

حکم عقد موقت 99 ساله!

سوال: آیا ازدواج موقت به مدت 99 ساله، صحیح است و موقت محسوب می شود؟

آیا به جهیزیه خمس تعلق می گیرد؟

سوال: آیا به جهیزیه یا پولی که برای آن کنار می گذ ارند، خمس تعلّق می گیرد؟

نحوه ی محرمیت دختر یا پسری

سۆال: نحوه ی محرمیت دختر یا پسری که از پرورشگاه می آورند به پدرخوانده و یا مادر خوانده در صورتی که ولیّ او مشخص نباشد و یا فوت کرده باشد، در صورتی که کودک زیر دو سال است و زنی که با شیر دادن او ایجاد محرمیت نماید، در فامیل نباشد و یا اگر بالای دو سال است چگونه است؟

عقد موقت بدون ذکر مدت معین!

سوال: اگر در عقد موقت مدت معین نشود آیا عقد صحیح است؟

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


نفقه

نفقه-احکام نفقه -مقالات نفقه

مبنا و ماهیت فقهی حقوقی نفقه زوجه در قرآن

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، نفقه در لغت به معنای خروج و مستهلک شدن است و در اصطلاح، به تمام نیازمندی‌های متعارف زن که با وضعیت او متناسب باشد، گفته می‌شود. در قانون مدنی ایران: «نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف متناسب با وضعیت زن از قبیل: مسکن و غذا و اثاث البیت و...» و هنگامی زن می‌تواند از نفقه بهرمند شود که در عقد دائم، یا موقتی که شرط شده، باشد و از شوهر خود تمکین نماید. کلمه نفقه به همراه مشتقات آن بیش از 75 بار در قرآن کریم به کار رفته است.

نفقه زن 1

حث نفقه زن, از ديرباز, در فقه شيعه همواره زير بخشى از مبحث كلى تر (نفقات) بوده است. اين بحث مى تواند با توجه به گسترش و تحول نهادهاى اجتماعى و در نتيجه تحول روابط اجتماعى, همواره دچار تحول باشد.
اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.

نفقه زن 2

 حيطه نفقه: نظرات فقها در زمينه گستره نفقه متفاوت است و رفته رفته, از محدوديت و قلّت, به تنوّع و كثرت مى گرايد.
فقهاى پيشين, در كتاب هايشان, موارد نفقه و استثنائات آن را يادآور شده اند.
شيخ طوسى (460ـ 385هـ.ق) در المبسوط موارد چندى را ذكر مى كند. ايشان درباره حقّ گرفتن خدمتكار براى زن مى گويد:
(اما درباره واجب بودن گرفتن خدمتكار و تأمين مخارج او: اگر زنانِ مانند او (هم سطح او) خدمتكار دارند, بر مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد و نفقه خدمتكار نيز به عهده مرد است. به دليل گفته خداى تعالى: (عاشروهنَّ بالمعروف; با زنان به گونه پسنديده معروف معاشرت كنيد) اين امر نيز متعارف و معروف است

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

سؤال: آیا نفقه ای که شوهر به همسرش می پردازد برای زن مالکیت می آورد یا فقط اباحه ی تصرف را به دنبال دارد؟ 1(آیا زن مالک نفقه ای که میگیرد میشود یا تنها اجازه استفاده از آن را دارد؟ به این صورت که اگر چیزی از آن بواسطه قناعت یا... باقی ماند متعلق به زن است یا باید به شوهر برگرداند؟

نفقه زن حامله ی ناشزه

سؤال: نفقه ی زن حامله ی ناشزه برعهده چه کسی می باشد؟ امام خمینی(ره) بر شوهر واجب نیست.

نفقه

نفقه همسر امري است كه بعد از عقد و ازدواج و پس از حضور زن در خانه شوهر مطرح مي‌شود و پيامدهاي مالي و حقوقي دارد كه طرفين بايد از آن مطلع باشند.

ماهیت حقوقی نفقه

خانواده از دیرباز، کانون اصلی تعاون بوده است. در این مکتب به انسان آموخته می‌شود که چگونه با دیگران همکاری کند و سرنوشت خویش را وابسته به آن ببیند، عاطفه خیرخواهی را خردمندان ستوده‌اند و قانونگذار نیز مصداق‌های آن را در زمره تکلیف آورده است. الزام به نفقه یکی از آن موارد است که به موجب آن اعضای خانواده وظیفه‌دار شده‌اند تا در مواقع لزوم به یاری یکدیگر بشتابند.



مرتبط با : نفقه

ماهیت حقوقی نفقه


ماهیت حقوقی نفقه

نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، روزی و مایحتاج معاش آمده است و معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی آن است و عبارت از چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیاز است.

خانواده از دیرباز، کانون اصلی تعاون بوده است. در این مکتب به انسان آموخته می‌شود که چگونه با دیگران همکاری کند و سرنوشت خویش را وابسته به آن ببیند، عاطفه خیرخواهی را خردمندان ستوده‌اند و قانونگذار نیز مصداق‌های آن را در زمره تکلیف آورده است. الزام به نفقه یکی از آن موارد است که به موجب آن اعضای خانواده وظیفه‌دار شده‌اند تا در مواقع لزوم به یاری یکدیگر بشتابند.

 نفقه در لغت به معنی هزینه، خرج، روزی و مایحتاج معاش آمده است و معنی اصطلاحی نفقه هم نزدیک به معنی لغوی آن است و عبارت از چیزی است که برای گذراندن زندگی لازم و مورد نیاز است.

 در حقوق مدنی ایران نفقه در مورد 2دسته افراد مورد بحث قرار می‌گیرد، نفقه همسر، نفقه خویشان.

نفقه همسر

قانونگذار ما در ماده 1105 قانون مدنی ریاست خانواده را از خصایص شوهر دانسته که در راستای این امتیاز در ماده بعد تکلیفی را بر دوش او نهاده و شوهر را موظف به پرداخت نفقه به زوجه در عقد دائم دانسته( در عقد موقت نفقه بر عهده شوهر نیست) به موجب این ماده زن می‌تواند از شوهر مطالبه نفقه کند و در صورت لزوم از طریق مدنی و کیفری او را برای پرداخت نفقه تحت تعقیب قرار دهد.

 فلسفه این قاعده این است که در اکثر خانواده‌های ایرانی زنان اموال و درآمد کافی برای تأمین مخارج خود و شرکت در هزینه خانواده را ندارند. وانگهی اداره خانه و امور داخلی خانوادگی که وظیفه‌ای بزرگ است به عهده آنهاست و زنان به کار اقتصادی دیگری که منبع درآمد برای آنان باشد اشتغال نمی‌ورزند.

مفهوم نفقه زن: در ماده 1107 قانون مدنی در تعریف نفقه آمده است «نفقه عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث البیت که به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت به داشتن خادم یا احتیاج او به واسطه مرض یا نقصان اعضاء.»

 حال سؤالی که مطرح است آن که آیا نفقه صرفا شامل موارد مذکور است؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که آنچه در این ماده آمده حصری نیست و هرچه بر حسب عرف مورد احتیاج زن باشد، جزو نفقه است و مرد باید آن را برای زن فراهم آورد که از کلمه احتیاج به کار رفته در این ماده نیز می‌توان این معنی را استنتاج نمود. همچنین فقهای بزرگ امامیه مانند صاحب جواهر، صاحب مسالک این نظر را پذیرفته و رجوع به عرف را برای تعیین نفقه مرجع می‌دانند.

نکته دیگر حائز اهمیت در این ماده آن است که وضعیت و احتیاجات زن به طور متعارف ملاک ارزیابی است و نه وضعیت مرد، پس اگر زن از خانواده متمکنی باشد شوهر به ناچار باید وسائل زندگی او را آنچنان که شأن و وضع اجتماعی و خانوادگی او اقتضا می‌کند، فراهم آورد که در تأیید این نکته می‌توان به رأی شماره 292/23 دیوان عالی کشور اشاره کرد.

ضمانت اجرای نفقه زوجه: برای الزام شوهر به پرداخت نفقه 2ضمانت اجرای مدنی و کیفری وجود دارد.

ضمانت اجرای مدنی: در ماده 1111 قانون مدنی به زن این حق داده شد تا در صورت خودداری شوهر از نفقه به دادگاه( دادگاه صالح، دادگاه خانواده محل اقامت شوهر است) مراجعه کند که در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به پرداخت آن محکوم می‌کند، ‌در صورت عدم اجرای حکم از جانب شوهر در مرحله بعد دادگاه از اموال شوهر نفقه را پرداخت و اگر امکان دسترسی وجود نداشته باشد یا اموالی نداشته باشد در این صورت زن حق طلاق دارد.( مواد 1112 و 1129 قانون مدنی و بند 2 ماده 8 قانون حمایت خانواده)

ضمانت اجرای کیفری: ماده 642 قانون مجازات اسلامی( تغریرات و مجازات‌های بازدارنده) مقرر داشته که هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب النفقه امتناع نماید دادگاه او را از 3ماه و یک روز تا 5ماه حبس محکوم می‌ نماید.

 نکات حائز اهمیت در این ماده این است که شمول این ماده نفقه زمان گذشته را در برنمی‌گیرد و فقط ناظر بر نفقه زمان آینده است و نکته دیگر تمکین زن است که عبارت است از ادای وظایف زوجیت اعم از وظایف زناشویی و خانوادگی که به موجب عرف و قانون مشخص شده است حال زنی که بدون مانع مشروع از وظایف زوجیه امتناع ورزید که در اصطلاح «نشوز» کرده و نشوز زن استحقاق زن به نفقه را از بین می‌برد که ماده 1108 قانون مدنی به این نکته پرداخته است.

نفقه خویشان

اقارب جمع اقرب و به معنی خویشان است و برابر ماده 1136 قانون مدنی در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند. اقراب نسبی در خط عمودی یا خط مستقیم خویشانی را می‌گویند که بعضی از بعض دیگر به دنیا آمده‌اند اعم از اینکه واسطه‌ای در قرابت آنها وجود داشته باشد( مانند پدربزرگ و مادربزرگ و بالاتر و نوه‌ها) یا قرابت بدون واسطه باشد(مانند پدرو فرزند یا مادر و فرزند).

قرابت صعودی خویشاوندی از پایین به بالا و قرابت نزولی خویشاوندی از بالا به پایین است. بنابراین قرابت فرزند با پدر یا قرابت نوه با پدربزرگ صعودی و برعکس آن نزولی است و از این لحاظ پسر یا دختر یا نوه شخص اقربای خط نزولی او و پدر یا مادر یا جد وجده انسان و خویشان خط صعودی او محسوب می‌شود.

 نفقه اولاد: نفقه اولاد به عهده پدر است و پس از فوت پدر یا عدم قدرت او بر انفاق به عهده پدربزرگ پدری است. و در صورت عدم جلسات پدر و اجداد پدری یا عدم قدرت آنها نفقه به عهده مادر است و هر گاه مادر زنده نباشد به عهده پدربزرگ مادری و مادربزرگ مادری و همچنین مادر بزرگ پدری است که در فرض آخر اگر بیش از یک نفر باشند به طور مساوی نفقه بین آنها تقسیم می‌شود.(ماده 1199 قانون مدنی)

 نفقه پدر و مادر و اجداد: طبق ماده 1200 قانون مدنی نفقه پدر و مادر برعهده اولاد و در درجه بعد برعهده اولاد اولاد است، بنابراین نفقه پدر و مادر فقیر در درجه اول به عهده اولاد است. اگر پدر و مادر فقط یک فرزند داشته باشند، همه نفقه برعهده اوست و اگر چندفرزند داشته باشند به طور مساوی به پدر و مادر نفقه خواهند داد.

یعنی مشترکا و به نسبت برابر باید مخارج زندگی پدر و مادر خود را بپردازند و از این لحاظ تفاوتی بین دختر و پسر نیست. هرگاه شخصی فرزند بلافصل نداشته باشد یا فرزند او توانایی پرداخت نداشته باشد، نفقه او برعهده اولاد اولاد خواهد بود.

خصوصیات و شرایط تعلق نفقه به اقارب: اول: نفقه اقارب ناظر به آینده است: طبق ماده1206قانون مدنی«... اقارب فقط نسبت به آینده می‌توانند مطالبه نفقه نمایند و این برخلاف نفقه زوجه است».

 دوم: فقر مستحق نفقه: ماده 1197 قانون مدنی درباره شرط فقر در استحقاق نفقه می‌گوید: «کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی معیشت خود را فراهم سازد.»

سوم:تمکن منفق: در ماده 1198 قانون مدنی در این خصوص آمده است«کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه شود. برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

 چهارم: متقابل بودن نفقه اقارب: نفقه اقارب یک تکلیف متقابل است( برخلاف نفقه زوجه) یعنی خویشانی که ملزم به انفاق یکدیگرند در صورت فقر یکی و تمکن دیگری این وظیفه را متقابلا دارا می‌باشند مثلا همانطور که پدر توانگر باید به فرزند فقیر خود نفقه بدهد، فرزند توانگر نیز ملزم به انفاق به پدر فقیر است.

ضمانت اجرای نفقه اقارب: نفقه اقارب مانند زوجه هم ضمانت اجرای مدنی و هم ضمانت اجرای کیفری دارد.

ضمانت اجرای مدنی نفقه اقارب: مستحق نفقه می‌تواند برای نفقه آینده به دادگاه رجوع و از این طریق شخصی را که قانونا باید به او نفقه دهد مجبور به نفقه دادن کند با همان سیر مراحلی که برای نفقه زوجه بیان شد، از طرف دیگر قانون حمایت خانواده هم در ماده 12 در ارتباط با نفقه اولاد مقرر می‌دارد که دادگاه مبلغی را که برای فرزند باید استیفا گردد تعیین و طریقه اطمینان بخشی برای پرداخت آن مقرر کند.

ضمانت اجرای کیفری نفقه اقارب: ماده 642 قانون مجازات اسلامی مشترکا نفقه زوجه و اقارب را مدنظر گرفته که از آنجایی که در قسمت ضمانت اجرای کیفری نفقه زوجه بدان پرداخته شد از بیان مرد آن خودداری می‌شود.

در پایان باید انصاف داد که اگر قوانین تأمین اجتماعی به درستی و با حسن نیت تدوین و اجرا شوند از ضرورت دستگیری‌های کامل فردی و خانوادگی کاسته می‌شود. منتها باید افزود که امروزه باید سنت‌های اخلاقی را در خانواده‌ها گرامی بداریم و در دورنمای آینده نیز هیچگاه دولت نمی‌تواند نقش سرپرستی اجتماعی را بدون کمک خواستن از بنیادهای خانوادگی به خوبی ایفا کند.

منیع:همشهری آنلاین



نفقه زن 2


نفقه زن (2)

اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.


مقدار نفقه

در بحثى كه فقها تحت عنوان مقدار نفقه مطرح كرده اند, دو مطلب مورد بحث قرار گرفته است: يكم. حيطه نفقه كه مباحثى را دربرمى گيرد كه به تعيين انواع مخارج زن, مانند: خوراك, پوشاك, لوازم آرايش و زينت و… مى پردازد;
دوم. مقدار نفقه كه به تعيين اندازه و مقدار انواع (براى نمونه: كيفيت و مقدار پوشاك) اشاره مى كند. و ملاك تعيين آن را برمى رسد.
1. حيطه نفقه: نظرات فقها در زمينه گستره نفقه متفاوت است و رفته رفته, از محدوديت و قلّت, به تنوّع و كثرت مى گرايد.
فقهاى پيشين, در كتاب هايشان, موارد نفقه و استثنائات آن را يادآور شده اند.
شيخ طوسى (460ـ 385هـ.ق) در المبسوط موارد چندى را ذكر مى كند. ايشان درباره حقّ گرفتن خدمتكار براى زن مى گويد:
(اما درباره واجب بودن گرفتن خدمتكار و تأمين مخارج او: اگر زنانِ مانند او (هم سطح او) خدمتكار دارند, بر مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد و نفقه خدمتكار نيز به عهده مرد است. به دليل گفته خداى تعالى: (عاشروهنَّ بالمعروف; با زنان به گونه پسنديده معروف معاشرت كنيد) اين امر نيز متعارف و معروف است.)53
(اما اگر زن مريض شود و احتياج به خدمتكار داشته باشد به عهده مرد است كه براى او خدمتكار بگيرد. اگرچه زنان مانند او در حالت سلامتى خدمتكار نداشته باشند زيرا در تمامى اين موارد آنچه معتبر است عرف مى باشد و در نظر عرف شخص مريض اين چنين به خدمتكار احتياج دارد.)54
ايشان ضمن اين كه خوراك, لباس و روغنى كه به موى مالند, شانه, زيرانداز و پشتى و لحاف را از موارد نفقه ذكر كرده, مواردى را نيز استثنا مى كند:
(دست مزد طبيب و خون گيرنده و حجامت كننده و نيز هزينه دارو به عهده مرد نيست.
فقها مرد را به شخص كرايه كننده و زن را به شخص كرايه دهنده خانه اى تشبيه كرده اند كه نظافت آن, مانند: شستن, جارو كردن و نظافت بر عهده كرايه كننده است, زيرا او نظافت را مى خواهد و از آن استفاده مى كند و حفظ بناى ساختمان, مانند: تعمير ديوار و تعويض ستونى كه شكسته, به عهده كرايه دهنده است, زيرا مربوط به اصل خانه مى شود.
هم چنين تأمين آنچه مرد براى نظافت و آرايش مو [در زن] به آن احتياج دارد و به آن اعتنا مى كند, به عهده اوست و آنچه براى حفظ اصل و اساس زن به شمار مى رود, مانند: حجامت و خون گرفتن به عهده خود زن است. اين دو [زن و خانه] تنها در يك چيز با هم تفاوت دارند و آن غذاست كه براى حفظ اساس و بنيه زن, مرد بايد فراهم كند [در حالى كه در خانه چنين نيست] پس در همين مطلب, اين دو با هم تفاوت دارند و در غير اين با يكديگر همانند هستند.)55
محقق حلّى (602 ـ 676هـ.ق), ضابطه اى كلى (هر آنچه زن در زندگى بدان احتياج دارد) مطرح مى كند و صاحب جواهر, استثناهايى را كه در بيان فقهاى پيشين بود مورد نقد قرار مى دهد.
مرحوم محقق حلّى, در شرايع الاسلام در اين باره مى نويسد:
(اما ضابطه در اندازه نفقه, تأمين آن چيزى است كه زن به آن احتياج دارد مانند: غذا, لباس, مسكن, خدمتكار, وسيله روغن [وسيله آرايش] كه در اين موارد از آنچه در زنان مانند او در ميان اهالى متداول است تبعيت مى شود.)56
و مرحوم محمدحسن نجفى (م.1266هـ.ق) در (جواهر الكلام) ضمن طرح ضابطه كلى, موارد استثنا شده در بيان فقهاى پيشين را نمى پذيرد. ايشان مى گويد:
(اگر مدرك و دليل در مقدار نفقه, معاشرت به نحو پسنديده و معروف [وعاشروهنّ بالمعروف] و اطلاق دليلِ انفاق باشد, صحيح اين است كه پرداخت هزينه تمامى موارد [حتى هزينه دارو و معالجه و اجرت حمام و حجامت] واجب باشد و بلكه چيزهاى ديگرى كه محدود و محصور نيست. پس صحيح اين است كه همه موارد نفقه را به شأن همسرى و انفاق شوهران به زنانشان مربوط دانست كه به طور معمول صورت مى گيرد و هرگز به شدت دوست داشتن همسر و امورى اين چنينى ربط ندارد. هرگز فرقى نيست بين آن مواردى از نفقه كه ذكر كرده اند و آن مواردى كه ذكر نكرده اند. اين امر, با مراعات شأن زن و مكان و زمان و مانند آن صورت مى پذيرد. و در صورت اختلاف و نزاع, آنچه حاكم شرع براى رفع خصومت تعيين مى كند, پذيرفته خواهد بود. والاّ براى آنچه كه از فقهاى پيشين شنيده ام, نه اثباتاً و نه نفياً, دليل خاصى كه بتوان به آن اعتنا نمود, وجود ندارد.)57
قبل از بررسى ادله حيطه نفقه, گفتنى است كه نفقه هم چنان كه از معناى لغوى آن برمى آيد, مالى است كه مرد براى همسر خود خرج مى كند و در آيات و روايات نيز نفقه به همين معنى به كار مى رود و اصطلاح جديدى نيست. بنابراين, (مسكن) از جهت لغوى و در منابع تشريع از گستره نفقه خارج است. آنچه تأمين مسكن را بر مرد الزامى مى كند, حقّ سكناى زن است كه با ادله جداگانه ثابت مى شود.
در روايات مربوط به حقوق زن مطلقه, در طلاق رجعى به حقّ سكنى در كنار حقّ نفقه تصريح شده است:
(عن سعد بن أبي خلف قال: سئلتٌ أبا الحسن موسى(ع) عن شىء مِن الطلاق.
فقال: إذا طلّق الرجل امرئته طلاقاً لايملك فيه الرجعة فقد بانت منه ساعة طلَّقها وملكت نفسها ولا سبيل له عليها وتعتدُّ حيث شائت ولا نفقة لها.
قال: قلت: أليس الله يقول: (لاتخرجوهنَّ من بيوتهن ولايخرجن).58
قال: فقال: انما عنى بذلك التى تطلَّق تطليقة بعد تطليقة فتلك التي لاتخرج ولاتخرج حتى تطلّق الثالثة. فإذا طلّقت الثالثة فقد بانت منه ولا نفقة لها, والمرئة التّى يطلّقها الرجل تطليقةً ثم يدعها حتى يخلو أجلها, فهذه أيضاً تقعد في منزل زوجها ولها النفقة والسّكنى حتى تنقضى عدَّتها);59
مرحوم كلينى با سند خود از سعد بن ابى خلف روايت مى كند كه از ابوالحسن موسى كاظم(ع) درباره طلاق پرسيدم.
فرمود: وقتى كه مرد زنش را طلاقى بدهد كه در آن حقّ رجوع نداشته باشد, زن از لحظه وقوع طلاق از او جدا و در امر خودمختار مى شود و مرد بر او سلطه و حقى ندارد و زن هرجا كه بخواهد عدّه نگه مى دارد و حقّ نفقه ندارد.
سعد بن ابوخلف مى گويد: پرسيدم كه آيا خداوند نگفته است: (نه شما آنها [زنان] را از خانه هايشان بيرون كنيد و نه آنها خارج شوند؟)
فرمود: همانا منظور از اين آيه زنى است كه بعد از يك طلاق دوباره طلاق داده شود. زمانى كه براى بار سوم طلاق داده شد از مرد جدا شده و حقى ندارد.
و زنى كه مرد او را يك بار طلاق مى دهد و بعد او را وامى گذارد تا اجلش [زمان عدّه] تمام شود, اين زن نيز بايد در منزل همسرش زندگى كند و تا زمانى كه عدّه او تمام شود, حقّ نفقه و سُكنى دارد.
از آن جا كه مطلقه رجعى تا زمانى كه عدّه اش سپرى نشده, حكم زوجه را دارد, حقّ سكونت زن در زمان ازدواج نيز وجود دارد و در واقع, اين روايات, اين نكته را بيان مى كنند كه همان گونه كه حقّ سكونت در زمان ازدواج براى زن است, در طلاق رجعى نيز اين حق استمرار دارد.60
به هر تقدير در آيات و روايات چندى درباره گستره نفقه, سخن گفته شده است.
از جمله اين آيات, آيه 23 سوره بقره مى فرمايد:
(وعلى المولود له رزقهنَّ وكسوتُهنَّ بالمعروف لا تكلّف نفس إلاّ وسعها);
و روزى زنان و جامه آنان به نحو پسنديده و معروف به عهده صاحب فرزند [پدر] است. هيچ كس جز به اندازه توانايى و طاقتش مكلّف نمى شود.
در اين (رزق) كه مفسران و فقها آن را به خوراك معنى كرده اند و (لباس), حقّ زن و نفقه او بيان شده و قيد معروف و پسنديده نيز در آن دو, مطرح شده است.
برخى گفته اند, از آن جا كه اين بخش آيه در بيان حكم زنان مطلّقه آمده, چنان كه قبل از آن آمده: (والوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أن يتمَّ الرضاعة وعلى المولود له…; مادران فرزندان خود را دو سال كامل شير مى دهند. [اين امر] براى كسى است كه شير دادن را تمام كند و روزى زنان و جامه آنان به نحو پسنديده و معروف به عهده پدر است.), اين آيه پس از آيه زنان مطلقه آمده و اين مطلب را بيان مى كند كه زنانى كه طلاق داده شده اند, اگر بخواهند, مى توانند فرزند خود را به مدت دو سال كامل شير دهند, و در اين زمان, نفقه آنان به عهده صاحب فرزند [المولود] است. پس نفقه در اين آيه, در مقابل شير دادن مطرح شده, در حالى كه نفقه همسر به سبب زوجيّت واجب مى گردد.61
اما بسيارى از مفسران و فقها براى آيه اطلاق قائل هستند و بر اين اعتقادند كه آيه, شامل نفقه همسر نيز مى شود.62
از جمله آياتى كه به بيان گستره نفقه مى پردازد, آيه 24 سوره نساء است: (وعاشروهنّ بالمعروف) و زندگى با همسر به نحو متعارف و پسنديده, شامل بحث نفقه نيز مى شود. اطلاق آيه , هر آنچه را كه معروف و پسنديده باشد, در گستره نفقه و نيز اندازه و مقدار نفقه داخل مى كند.
در روايات مربوط به گستره نفقه, سه دسته روايات وجود دارد:
1. در برخى از روايات تحت عنوان احسان, حق زن بر همسر بيان شده است:
(عن اسحاق بن عمار قال: قلت لإبى عبدالله(ع): ما حقّ المرئة على زوجها الذي إذا فعله كان محسناً؟
قال: يشبعها ويكسوها وإن جهلت غفر لها);63
مرحوم كلينى با سند خود از اسحاق بن عمّار نقل مى كند: به امام صادق(ع) گفتم: حق زن نسبت به همسرش چيست; آن حقى كه اگر به جا آورد, محسن و احسان كننده خواهد بود؟
فرمود: او را سير كند و بپوشاند و اگر نادانى و جهالت كرد, او را ببخشد.)
در اين روايت, احسان آن است كه مرد حقوق زن را به جا آورد.
احسان, همان رعايت معاشرت و مصاحبت پسنديده و معروف است. در مفردات راغب در اين باره آمده:
(معروف در آيه (وللمطلّقات متاع بالمعروف) و آيه (فأمسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ بمعروف) يعنى ميانه روى و احسان.)64
2. در برخى روايات, نفقه, تحت عنوان حق زن بر همسر بيان گرديده است:
(عن أبي عبدالله(ع) قال: جائت امرئة إلى النبى(ص) فسئلته عن حقّ الزوج على المرئة فخبرها.
ثم قال: فما حقّها عليه؟
قال: يكسوها من العرى ويطعمها من الجوع وإذا اذنبت غفر لها.
قالت: فليس لها عليه شىء غير هذا؟
قال: لا…);65
مرحوم كلينى در (كافى) با سند خود از امام صادق(ع) روايت مى كند كه حضرت فرمود: روزى زنى نزد پيامبر(ص) آمد و از ايشان درباره حق مرد بر زن سؤال كرد. حضرت به او پاسخ داد.
سپس آن زن پرسيد: و حق زن بر همسرش چيست؟
پيامبر فرمود: او را از عريانى بپوشاند و از گرسنگى سير كند و وقتى گناهى مرتكب شد, او را ببخشد.
زن گفت: براى زن حقى غير از اين بر همسرش نيست؟
حضرت فرمود: نه….
(عن شهاب بن عبد ربّه قال: قلت لإبي عبدالله(ع): ما حقّ المرئة على زوجها؟
قال: يسُدُّ جوعها و يستر عورتها ولا يقبّح لها وجهاً. فإذا فعل ذلك فقد والله أدَّى إليها حقَّها.
قلتُ: فالدُّهن؟
قال: غبّاً يوم و يوم لا.
قلتُ: فاللّحم؟
قال: في كلّ ثلاثة. فيكون في الشهر عشر مرّات لا أكثر من ذلك. والصبغ في كل ستة أشهر ويكسوها في كلّ سنة أربعة أثواب: ثوبين للشتآء وثوبين للصيف. ولاينبغى أن يقفر بيته من ثلاثة أشياء: دُهن الرّأس والخلّ والزّيت. ويقوتهنّ بالمُدّ, فإنّي أقوت به نفسي وليقدر لكل انسانٍ منهم قوته فإن شاء أكله وإن شاء وهبه وإن شاء تصدَّق به, ولاتكون فاكهة عامّة إلاّ أطعم عياله منها ولايدع أن يكون للعيد عندهم فضل في الطعام أن ينيلهم في ذلك شيء ما لم ينيلهم لهم في سائر الأيّام.);66
شهاب بن عبد ربّه نقل مى كند: به امام صادق(ع) گفتم: حق زن بر همسرش چيست؟
فرمود: گرسنگى او را برطرف كند و عريانى او را بپوشاند و روى بر او ترش نكند. اگر اين را انجام دهد, به خدا قسم كه حق او را ادا كرده است.
گفتم: روغن [براى خوراك]؟
فرمود: يك روز در ميان.
گفتم: گوشت؟
فرمود: در هر سه روز يك بار كه در هر ماه ده بار مى شود, نه بيشتر از آن. رنگ, هر شش ماه يك بار. و هر سال چهار لباس به او بپوشاند: دو لباس براى زمستان و دو لباس براى تابستان و سزاوار نيست كه خانه او از سه چيز خالى باشد: روغن سر و سركه و زيتون. و بايد غذاى آنها را با مدّ اندازه بگيرد كه من نيز با آن غذاى خود را اندازه مى گيرم. و بايد غذاى هر نفر آنها را حساب بكند. اگر آن شخص خواست, آن را مى خورد و اگر خواست, مى بخشد و اگر خواست, صدقه مى دهد. و بايد ميوه عمومى اى [ميوه فصل] نباشد, جز اين كه براى خانواده و عيال خود تهيه كند. و بايد از خوراندن غذاى برتر به آنان در روز عيد فروگذارى نكند چنان كه به آنها چيزى برسد كه در ديگر, روزها نرسيده است.
اين روايت, خوراك را روغن, گوشت, سركه, زيتون و ميوه فصل برشمرده و لباس را دو لباس براى زمستان و دو لباس براى تابستان ياد كرده است. امام(ع) در اين روايت دو مورد ديگر را نيز ياد مى كند: رنگ (هر شش ماه يك بار) و روغن سر كه ظاهراً براى آرايش به سر مى ماليده اند كه اين دو مورد, به وضوح از خوراك و پوشاك خارج است.
امام(ع) در اين روايت در مقام بيان مخارج متعارف در آن زمان بوده است و برخى از موارد را پس از استفسار و سؤال شخص راوى, امام بيان مى كند و ظاهراً حضرت در مقام حصر گستره نفقه حتى در زمان خود نيز نبوده است.
اين روايت, به وضوح مى فهماند كه شمول معنايى و عبارت (مرد بايد گرسنگى همسرش را برطرف كند و عورت او را بپوشاند) بيش از معناى ابتدايى آن دو است.
3. در برخى از روايات نيز به ضابطه اى كلى اشاره مى شود:
(عن محمد بن مسلم قال: قال رجل لإبي جعفر(ع): إنَّ لي ضيعة بالجبل أشتغلها في كلّ سنة ثلاثة آلاف درهم فانفق على عيالي منها ألفي درهم وأتصدق منها بألف درهم في كلّ سنة. فقال أبوجعفر(ع): إن كانت الألفان تكفيهم في جميع مايحتاجون إليه لسنتهم فقد نظرت لنفسك ووفّقت لرشدك وأجريت نفسك في حياتك بمنزلة ما يوصى به الحيُّ عند موته);67
مرحوم كلينى با سند صحيح خود از محمد بن مسلم نقل مى كند كه مردى به امام باقر(ع) گفت: من زمينى در سرزمين جبل68 دارم كه هر سال سه هزار درهم از آن درآمد دارم. در هر سال, دو هزار درهم آن را خرج خانواده ام مى كنم و هزار درهم آن را صدقه مى دهم.
امام فرمود: اگر دو هزار درهم, احتياج يك سال آنها را برآورده مى كند, همانا تو در امر خود نظر كرده اى و در راه رشد خود توفيق يافته اى و در زمان حيات خود كارى را انجام داده اى كه شخص در زمان مرگ به آن وصيت مى كند.
سند روايت اشكال ندارد و تمامى افراد آن ثقه هستند و چنان كه از جمله جواب شرط فهميده مى شود, تأمين آنچه خانواده او به آن احتياج دارند, به نحو وجوب است; يعنى اگر همه احتياجات آنان را در يك سال كفايت نمى كرد, او در امر رشد خود توفيق نيافته بود و مانند كسى نبود كه در هنگام مرگ بدان وصيت مى كند.
بنابراين, امام(ع) در اين روايت, حاجت يك ساله خانواده (از جمله همسر) را مخارج آنان تعيين كرده است. از اين روى, گستره نفقه آن چيزى خواهد بود كه همسر و فرزندان براى زندگى به آن احتياج دارند و اين امر در مكان ها و زمان هاى مختلف متفاوت است.
در روايت ديگرى, شيخ طوسى با سند مرسل از رسول الله(ص) نقل مى كند:
(روي أنَّ هند جائت إلى رسول الله صلى اللّه عليه وآله فقالت: يا رسول الله إنَّ أباسفيان رجل شحيح وإنَّه لايعطيني وولدي إلاّ ما آخذ منه سرّاً وهو لايعلم فهل عليّ فيه شيء؟
فقال: خذي مايكفيك وولدك بالمعروف);69
روزى هند [زن ابوسفيان] نزد رسول الله(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا! ابوسفيان مردى بخيل است و به من و فرزندم چيزى نمى دهد, مگر اين كه پنهانى از مال او, بى آن كه بفهمد, بردارم. آيا با اين كار چيزى بر عهده من است؟
حضرت فرمود: آنچه تو و فرزندت را به نحو پسنديده كفايت مى كند, بردار.
شيخ طوسى(ره) پس از نقل اين روايت نكات چندى را از آن برمى گيرد; از جمله آن نكات كه به اين بحث مربوط مى شود, نفقه به اندازه كفايت است و كفايت نيز با قيد پسنديده و متعارف [معروف] مشخص مى شود.70
از بررسى دو روايت اخير به دست مى آيد كه ملاك و معيار كلى درباره گستره و محدوده نفقه آن چيزهايى به شمار مى رود كه براى زندگى متعارف مورد نياز است و اگر آنها تأمين شوند, براى برآوردن نيازهاى متعارف و پسنديده زن (معروف) كفايت خواهد كرد.


ب. مقدار و اندازه نفقه:

آنچه اندازه نفقه را تعيين مى كند, معيار كلى (معروف) است كه در آيه (وعلى المولود له رزقهنّ وكسوتهنّ بالمعروف) و (عاشروهنّ بالمعروف) مطرح مى شود. به اين معنى كه (براى نمونه:) تعداد لباس, ملاك همان معروف و پسنديده است.
هم چنان كه پيش از اين ذكر شد, معروف به آنچه از طرف عقل و شرع خوب شناخته شود, اطلاق مى گردد و متداول در عرف نيز معروف است, زيرا شرع و عقل, (براى نمونه:) در پوشاك زن, رجوع به عرف و حدّ متعارف را, تا آن جا كه با ملاكات شرع و عقل منافات نداشته باشد, امرى مستحسن و خوب مى شمارند.
هم چنين در روايت مرسل شيخ طوسى(ره) از رسول الله: (خذي مايكفيك وولدك بالمعروف) به معيار معروف اشاره شده است, و رواياتى كه مقدار براى نمونه: چهار لباس در سال را بيان كرده, در مقام بيان متعارف در زمان صدور روايت بوده است.
اما حدّ متعارف و معروف, نسبت به چه كسى و كجا بايد لحاظ شود؟ نسبت به متعارف و معمول محل زندگى, نسبت به متعارف مردانى كه در حدّ شرايط و توانايى مالى مرد هستند, يا نسبت به حدّ متعارف زنان كه از نظر وضعيت خانوادگى پدرى و منزلت و موقعيت اجتماعى در شرايطى مشابه شرايط زن در محل و مكان زندگى او هستند؟
برخى از فقها از جمله قاضى ابن البرّاج(ره) در المهذب,71 ابن حمزه طوسى(ره) در الوسيله,72 شيخ طوسى(ره) در مبسوط73 و علامه(ره) در قواعد الاحكام,74 در تعيين غذا, قوت غالب و متعارف شهر و محل زندگى را مطرح كرده اند.
در غير از مورد غذا, برخى از فقها, معيار را شأن زن و آنچه در زنان هم سطح او متعارف است, مطرح كرده اند, از جمله: محقق حلّى(ره) در شرايع الاسلام,75 علامه حلى(ره) در قواعد الاحكام,76 شهيد اوّل(ره) در اللمعة الدمشقيه,77 محمدحسن نجفى(ره) در جواهرالكلام,78 امام خمينى(ره) در تحريرالوسيله79 و آيت الله خويى(ره) در منهاج الصالحين.80
و برخى از فقها از جمله قاضى ابن البرّاج(ره),81 ابن حمزه طوسى(ره)82 و شيخ طوسى(ره) در مبسوط83 توانايى مالى مرد را ملاك دانسته اند.
اما دلايل و استدلال هايى كه در اين باره آورده شده, به اين شرح است:
از آن جا كه پوشاك و خوراك در آيات و روايات به زنان منسوب شده (رزقهنّ وكسوتهنّ) و به عبارت ديگر, به خوراك و پوشاك آنان تعبير شده,84 و از آن جا كه بنابر تعبير روايت محمد بن مسلم, آنچه زن براى زندگى به آن احتياج دارد (جميع مايحتاجون اليه) با احتياجات متعارف و سطح زندگى زن مناسبت دارد, بنابراين, معيار و ملاك در معروف و متعارف, همان متعارف زنانِ هم سطح است و بايد شأن زن در نظر گرفته شود.
اين امر, درباره زنانى است كه شوهرانشان توانايى مالى دارند, اما اگر مرد بر تأمين آنچه در شأن زن است, توانايى نداشته باشد, بايد در حدّ توان نيازها و احتياجات زندگى را براى زن فراهم كند. در اين صورت مقدارى كه خارج از توان مالى مرد و متناسب با شأن زن است, به صورت دين بر عهده مرد باقى مى ماند تا زمانى كه براى او گشايش مالى به وجود آيد و آن را بپردازد;85 مگر آن كه زن از حقّ خود بگذرد. در قرآن كريم در اين باره آمده است:
(لينفق ذوسعة من سعته ومن قدر عليه رزقه فلينفق ممّا آتاه الله لايكلّف الله نفساً إلاّ ما اتيها سيجعل الله بعد عسر يسراً);86
بايد آن كه توانايى مالى دارد به اندازه توانايى و گشايش خود نفقه بدهد و كسى كه روزى بر او تنگ شده, بايد از آنچه خداوند به او عطا كرده نفقه بدهد. خداوند كسى را به جز آنچه به او عطا كرده, تكليف نمى كند. خداوند بعد از هر سختى, گشايشى را قرار مى دهد.
بنابر ديدگاه ياد شده, اين كه خداوند كسى را جز به آنچه به او عطا كرده تكليف نمى كند, در صورت تنگى معيشت و ناتوانى مالى مرد است و مرد آنچه را بايد بپردازد كه بر آن توانايى دارد و باقى به صورت دين بر عهده او باقى مى ماند. مؤلف كنز العرفان, بعد از بيان اين استدلال عبارت (سيجعل الله بعد عسر يسراً) را دليل بر صحّت اين برداشت مى داند.87
در اين باره مى توان اين ديدگاه را مطرح كرد كه: نفقه در هر صورت, تمكن يا عدم تمكن مالى مرد, نسبت به وضعيت مالى مرد تعيين مى شود و در صورت تمكن مالى مرد, مشخص كننده گستره و مقدار نفقه, شأن زن خواهد بود كه با همان ملاك معروف و متعارف زنان هم سطح, معيّن مى گردد. اما در صورت عدم تمكن مالى مرد, به همان مقدار توانايى او بسنده مى شود و معروف و متعارف در اين صورت همان مقدارى خواهد بود كه براى مانند اين زن, با توجه به وضعيت مالى مرد, مقدور است.
جواهرالكلام, اين توضيح از (معروف) را يك احتمال برمى شمرد و گويى با فراخواندن خواننده به تأمل, آن را تأييد مى كند.88
در آيه فوق نيز تكيه بر وضعيت مالى مرد در نفقه شده و اين كه مردى كه تمكن مالى دارد, بايد به اندازه وسعتى كه دارد نفقه بدهد; يعنى وسعت مالى مرد تعيين كننده است و آن كه در تنگناى مالى قرار دارد, بايد به آن اندازه اى كه خداوند به او روزى داده, نفقه دهد, كه: (لايكلّفُ الله نفساً إلاّ ما آتيها.) تكليف به اندازه توانايى و دارايى است و اثبات دين, برخلاف مفاد آيه مى نمايد و عبارت (خداوند بعد از سختى آسايش قرار مى دهد) اين نكته را بيان مى كند كه سختى ديرپا و ماندگار نيست و گشايش و آسانى به دنبال آن خواهد بود و دلالت و اشاره اى به اثبات دين بر عهده مرد ندارد. بلكه اثبات دين (وجوب پرداختن بعد از توانايى مالى مرد) تكليفى زايد بر آن چه خداوند در حال حاضر در اختيار انسان گذارده است: (لايكلف الله نفساً إلا ما آتيها).
هم چنان كه در روايتى از امام رضا(ع) نقل شده:
(عن أبي الحسن(ع) في قول الله عزّوجلّ (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قواما)89 قال: القوام هو المعروف (على الموسع قدره وعلى المقتر قدره)90 على قدر عياله ومئونته الّتي هي صلاح له ولهم (لايكلّف الله نفساً إلاّ ما آتيها));91
مرحوم كلينى در كتاب كافى با سند خود از محمد بن سنان از امام على بن موسى الرضا(ع) درباره آيه: (وكسانى كه انفاق مى كنند اسراف نمى كنند و سخت گيرى نمى نمايند و انفاق آنها بين اين دو امر است) فرمود: قوام همان (معروف) است بر شخص توانگر به اندازه خود و بر شخص تهيدست, به اندازه خود), به اندازه عيال و خانواده خود و مخارجى كه صلاح او و خانواده اش در آن است و (خداوند كسى را جز به آنچه داده تكليف نمى كند).
در روايات ديگرى, در توضيح كلمه (قوام) حدّى بين اسراف و اقتار, يعنى اقتصاد و حدّ وسط آمده است.
از جمله اين روايات, به روايت شيخ صدوق(ره) در كتاب خصال مى توان اشاره كرد:
(عن العيّاشي قال استأذنت الرضا(ع) في النفقة على العيال, فقال: بين المكروهين.
قلتُ: لا والله ما أعرف المكروهين!
قال: إنّ الله كره الاسراف وكره الاقتار, فقال: (والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوماً));92
عياشى مى گويد: از امام رضا(ع) درباره نفقه خانواده جويا شدم.
حضرت فرمود: حدّى بين دو امر مكروه.93
گفتم: به خدا قسم دو امر مكروه را نمى شناسم.
فرمود: همانا خداوند, اسراف و تنگ گرفتن را دوست ندارد و فرموده است: (وكسانى كه انفاق مى كنند, اسراف نمى كنند و تنگ نمى گيرند بلكه انفاق آنها بين اين دو امر است).
اين روايات به وضوح, اين مطلب را بيان مى كند كه حدّ وسط بين اسراف و سخت گيرى همانا با توجه به توانايى مالى مرد است و قيد متعارف و معروف, با توجه به همين حدّ توانايى مالى مرد در نظر گرفته مى شود. چه در غير اين صورت مرد مكلّف به چيزى خواهد بود كه در حدّ توان او نيست. راه ديگر براى تعيين اسراف از عدم اسراف و اقتار از عدم اقتار, شأن زن و حال اوست: (على قدر عياله و مئونته التي هي صلاح له ولهم) كه شكم هاى گرسنه و تن هاى برهنه در جامعه, اجازه اسراف نمى دهد, نه براى خود, نه براى همسر و نه براى فرزند.
البته در اين باره, موضوع ديگرى تحت موضوع (توسعه بر خانواده) وجود دارد كه بر اساس آن حقى را زايد بر آنچه زن شأن آن را دارد, اثبات مى كند و در واقع, توسعه و گشايش ايجاد كردن براى خانواده نيز در دايره حدّ وسط بين اسراف و اقتار قرار دارد و به حدّ اسراف نمى رسد.94
گفتنى است كه اين بحث به طور كلى, در گستره و مقدار نفقه مطرح مى شود و در بخش گستره, نفقه, پس از آن كه محدود نبودن انواع نفقه در شرع ثابت شد, و جايگاه آن, تحت ضابطه كلى (احتياجات زن) قرار دارد; توانايى مالى مرد در تهيه انواع و موارد نفقه تعيين كننده خواهد بود.
خلاصه:
در بحثى كه فقها زير موضوع مقدار نفقه مطرح كرده اند, دو بحث مورد بررسى قرار گرفته است: گستره نفقه و اندازه نفقه. در بخش گستره نفقه, ديدگاه هاى فقها از قلّت و محدوديت, به كثرت و تنوع مى گرايد و با ارائه معيار (آنچه زن براى زندگى به آن احتياج دارد) به كمال مى رسد. شيخ محمدحسن نجفى در جواهرالكلام نيز استثنائات, همچون: هزينه مداوا را كه فقهاى پيشين مطرح كرده اند, نمى پذيرد.
در بخش اندازه و مقدار نفقه سه ديدگاه در ميان فقها وجود دارد:
1. آنچه در جامعه معروف و متعارف است;
2. آنچه با توانايى مالى مرد تناسب دارد;
3. آنچه متناسب با شأن و منزلت اجتماعى زن است.
از آن جا كه مكلف نمودن مرد به آنچه توانايى آن را ندارد, صحيح نيست و خداوند انسان ها را جز به آنچه به آنها داده و جز به حدّ توانايى شان تكليف نمى كند, بنابراين, آنچه مى تواند معيار باشد, توانايى مالى مرد است. در نهايت, در صورت توانايى و مكنت مالى مرد, آنچه تعيين كننده خواهد بود, شأن و منزلت اجتماعى زن است. اين عامل (شأن زن) يكى از عوامل تعيين كننده اقتصاد و ميانه روى و (قوام) و (معروف) به شمار مى رود و انفاق را از حدّ اسراف و اقتار (سختگيرى) خارج مى سازد.
توسعه و گشايش ايجاد كردن براى خانواده, در صورت مكنت مالى مرد, حقى زايد بر شأن زن را اثبات مى كند, در حالى كه به حدّ اسراف و تبذير نيز نمى رسد.
اين كه اندازه نفقه, بر حسب توانايى مالى مرد و شأن زن است, در بخش گستره نفقه نيز صادق و جارى مى نمايد و در تعيين انواع نفقه نيز تأثير مى گذارد.
منبع:معارف قرآن



نفقه زن 1


نفقه زن (1)



اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.

مقدمه

بحث نفقه زن, از ديرباز, در فقه شيعه همواره زير بخشى از مبحث كلى تر (نفقات) بوده است. اين بحث مى تواند با توجه به گسترش و تحول نهادهاى اجتماعى و در نتيجه تحول روابط اجتماعى, همواره دچار تحول باشد.
اين نوشته, سير بحث را در ميان فقهاى شيعه, برمى نمايد و مبانى و ادله آن را پيش مى كشد. در بخش نخست, دلايل وجوب نفقه زن و شروط آن ياد شده و در ضمن بحث از شروط وجوب نفقه, به اطاعت و تمكين زن از همسر, زمينه ها و حدود آن پرداخته مى شود.
در بخش دوم, تحت عنوان (مقدار نفقه), از دو بحث (حيطه نفقه) (خوراك, پوشاك, لوازم منزل, هزينه درمان و…) و بحث (اندازه نفقه) (مقدار خوراك, تعداد پوشاك و…), سخن گفته شده است.
اين مباحث, بر مبناى مطرح شده در كتب فقهى, حدود و مرزهاى شرعى را به وجود مى آورد, اما همچنان كه خواهد آمد, اين حدود و مرزها مى تواند با توجه به تعهدات و مقررات عرفى, توسعه يابد و تضييق گردد و وظايف زن و شوهر را با توجه به فرهنگ هاى مختلف به گونه هاى متنوع سامان دهد, در حالى كه اين امر مورد امضاى شارع نيز قرار دارد.
گفتنى است, نفقه زن و احكام آن بايد با توجه به نظام خانوادگى مسلمانان و ديدگاه اسلام نسبت به انسان و در كلّى مرتبط نگريسته شود تا بتواند در مقابل طرح هاى ديگر (آنچه در غرب مطرح است) پاسخ گوى مشكلات باشد, نه مشكل زا و دفاع ناپذير.
اين بحث در فضاى تقنين و حكم مطرح است, نه در فضاى اجرا و آنچه در جوامع مختلف بدان عمل مى شود. راه كارهاى عملى براى اجراى قانون و حكم, خود بحثى مستقل و بيرون از موضوع اين نوشته است.
و در آخر, بايد اذعان كرد: در خانواده اى كه محبّت, عشق, تفاهم و مشاركت وجود دارد, بسيارى از بحث هاى قانونى, خشك و غير لازم به نظر مى رسد و اين مباحث بيشتر در هنگام اختلاف و دعاوى مطرح مى شود.
(نفقه) اسم مصدر (انفاق) و به معناى آن چيزى است كه انفاق مى شود و انفاق مال, به معناى بذل و صرف آن است.1
از آن جا كه زن, در ازدواج دائم مسئوليت هايى را در طول زندگى مشترك خود به عهده دارد كه توان جسمى او را مى طلبد و فرصتى را از او مى گيرد, نفقه, حق و امتياز او قرار داده شده است; مسئوليت هايى, مانند: باردارى و حضانت فرزند, رسيدگى و انجام امور شخصى در خانه2, خارج نشدن از خانه بدون اجازه شوهر و تمكين در برابر همسر.
مرحوم علامه طباطبايى, در ذيل آيه (ولاتتمنّوا ما فضّل الله…) در ضمن توضيح اين مطلب كه مرد و زن نبايد آرزوى مزايا و امتيازاتى را بكشند كه خداوند براى هريك از آنان قرار داده, برخوردارى از حقّ نفقه را يكى از موارد امتياز زنان نسبت به مردان مى شمارد.3
زن مى تواند تا آن جا كه با استيفاى حقوق مرد و خانواده مزاحمت نداشته باشد, خود به كار درآمدزا بپردازد,4 ليكن چنين چيزى بر او فرض نشده; گويى كه حق نفقه نوعى تسهيل براى زنان است كه عدم وضع آن باعث به سختى و دشوارى افتادن آنان مى شود.
دلايل: در منابع تشريع اسلامى, نوشتار بسيارى درباره وجوب نفقه زن وجود دارد. در قرآن كريم, آيات متعددى در اين زمينه نازل شده; از جمله اين آيات است:
(والوالدان يُرضعن اولادهنَّ حولين كاملَين لِمَن ارادَ أن يُتمَّ الرَّضاعة وعلى المولود له رزقهنَّ وكسوتُهُنَّ بالمعروف);5
و مادران, دو سال كامل فرزندان خود را شير دهند; آن كسى كه مى خواهد فرزند را شير تمام دهد. و به عهده صاحب فرزند [پدر] است كه خوراك و پوشاك مادر را به حدّ متعارف و پسنديده بدهد.
(لِينفق ذو سعة مِن سعته و مَن قُدر عليه رزقه فلينفق مما آتيه الله لايُكلّفُ اللهُ نفساً إلاّ ما اتيها, سيجعل الله بعد عسر يسراً);6
بايد مرد دارا به اندازه وسعت و توانايى خود, نفقه زن شيرده را بدهد و آن كه رزق و روزى او تنگ است از آنچه خدا به او داده انفاق كند كه خدا هيچ كس را جز به مقدار آنچه توانايى داده, تكليف نمى كند. و خدا به زودى بعد از هر سختى آسانى قرار مى دهد.
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض و بما انفقوا مِن اموالهم);7
مردان عهده دار و سرپرست زنان هستند به آن دليل كه خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده و به دليل آن كه مردان از مال خود به زنان نفقه مى دهند.
روايات بسيارى نيز از معصومان(ع) درباره وجوب نفقه زن وارد شده است كه براى نمونه, يك روايت ذكر مى شود. شيخ صدوق(ره) در خصال با سند خود از حريز نقل مى كند كه به امام صادق(ع) عرض كردم:
(مَن الّذى اجبَرُ عليه وتلزمُنى نفقتُهُ؟);
آن كسى كه مجبور بدان مى شوم و نفقه او بر من لازم مى شود, كيست;
حضرت فرمود:
(الوالدان والولد والزّوجة);
والدين (پدر و مادر), فرزند و همسر.8
در ميان فقهاى شيعه نيز وجوب نفقه زن, امرى اجماعى و متفق عليه به شمار مى رود بلكه اين امر به گفته مؤلف جواهرالكلام در بين امت اسلامى اجماعى است.9


شرايط:

الف. ازدواج دائم: نفقه, در زمينه ازدواج دايم مطرح مى شود; يعنى در زمينه اى كه زن در طول زندگى مشترك خود ملزم به رعايت حقوقى گرديده كه ازدواج دايم بر او الزام كرده است.
در روايات به شرط (دائم بودن ازدواج) تصريح شده و ازدواج موقت از آن استثنا مى شود10 تمامى فقها, در اين باره اتفاق نظر دارند.
ب. اطاعت و عدم نشوز: يكى ديگر از شروط وجوب نفقه زن, (عدم نشوز) وى است. نشوز زن در لغت, برترى جستن, عصيان و دشمنى در برابر همسر است.11

حدود اطاعت

گفتيم كه نشوز به معناى عصيان و در برابر اطاعت و پذيرش است. درباره حيطه اطاعت زن از همسر و دايره مسئول آن سه ديدگاه وجود دارد:
ديدگاه اوّل: اطاعت و پذيرش در برابر استمتاعات جنسى; جمعى از فقها عدم نشوز را به معناى آن مى دانند كه زن تمكين كامل كند و استمتاع را در هر زمان و هر مكان بپذيرد; از آن جمله اند: قاضى بن البراج(ره) در المهذّب,12 ان حمزه(ره) در الوسيله الى نيل الفضيله,13 شهيد اوّل(ره) در اللمعة الدمشقيه,14 شهيد ثانى(ره) در الروضة البهيه15 و محقق حلّى(ره) در شرايع الاسلام.
محقق(ره) درباره شروط نفقه مى گويد:
شرط وجوب نفقه دو چيز است: الف. دائم بودن عقد; ب. تمكين كامل. و آن خلوت كردن زن با مرد است, به گونه اى كه اين امر اختصاص به مكان يا زمانى خاص نداشته باشد. پس اگر زن خود را در يك زمان و نه در زمانى ديگر يا در يك مكان و نه در مكانى ديگر, كه استمتاع در آن ممكن و جايز است, در اختيار مرد بگذارد, تمكين حاصل نمى شود.16
ديدگاه دوم: پذيرش استمتاعات جنسى و عدم خروج از خانه بدون اجازه همسر; برخى از فقها از جمله علامه حلّى(ره) در قواعد الاحكام,17 آيت الله خويى(ره) در منهاج الصالحين18 و امام خمينى(ره) در تحرير الوسيله19 در تحقق عدم نشوز براى خارج نشدن از خانه بدون اجازه همسر موضوعيت قائل شده اند. امام خمينى, در تحريرالوسيله در اين باره مى نويسد:
نشوز زن با خارج شدن او از طاعت همسر صورت مى گيرد; آن طاعتى كه بر او واجب است. خارج شدن از اطاعت, يعنى: عدم تمكين و برطرف نكردن آنچه دل زدگى همسر را به بار مى آورد و با تمتّع و التذاذ نمى سازد. بلكه ترك نظافت و آرايش نيز از اين شمار است كه همسر او اقتضاى چنين امورى را داشته باشد. و هم چنين, خارج شدن زن از خانه, بدون اجازه همسر و غير اينها.
و نشوز, با ترك اطاعت در آنچه بر زن واجب نيست, تحقق نمى يابد. پس اگر زن از كارهاى خانه و حوايج همسرش, مانند: شستن يا خياطى يا آشپزى يا غير اينها حتى ريختن آب براى او و آماده كردن رخت خواب امتناع كند, نشوز تحقق نمى يابد.20
ديدگاه سوم: اطاعت در برابر امورى كه با شئون همسرى ارتباط دارد. علامه طباطبايى در تفسير الميزان دايره وجوب اطاعت زن از همسر خويش را امور مربوط به شئون همسرى و امور خانواده مطرح كرده و اعتقاد دارد كه اطاعت تا اين محدوده وسعت و نفوذ دارد. ايشان در تفسير آيه (فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله)21 ضمن بيان اين نظر مى نويسد:
قيمومت و سرپرستى مرد به آن حد نيست كه براى همسر خود در دارايى هايش, اراده و تصرف او را اجازه ندهد و نگذارد زن در حفظ حقوق فردى و اجتماعى خود و دفاع از آنها و كسب مقدماتى كه براى رسيدن بدان لازم است, مستقل باشد.
معناى آيه اين است كه چون مرد از مال خود در ازاى استمتاع, نفقه مى دهد پس بر زن است كه از مرد در هر آنچه به استمتاع و مباشرت مربوط مى شود, در وقت حضور او اطاعت كند و اين كه در غياب او حافظ مرد باشد, به اين معنى كه در زمان غياب او به او خيانت نكند و با ديگرى هم بستر نشود و در مال شوهر كه در اختيار اوست و براى ازدواج و زندگى مشترك تحت تسلط او قرار گرفته, خيانت نورزد.22
بنابراين, علامه طباطبايى(ره) بر اين اعتقاد است كه شئون همسرى شامل سه امر پذيرش استمتاع, عدم خيانت به مرد و همبستر نشدن با ديگرى, و عدم خيانت در مال همسر است.
اما ادله هريك از اين سه ديدگاه در ضمن بحث از ادله حيطه اطاعت و عدم نشوز مطرح مى گردد.
در آيه 34سوره نساء, كه مجموعه كاملى از روابط همسران و بحث نفقه است, آمده:
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضَهُم على بعض و بما أنفقوا مِن أموالهم فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله واللاتى تَخافون نشوزهنَّ فعظوهنَّ واهجروهنَّ في المضاجع واضربوهنَّ فإن أطعنَكم فلاتبغوا عليهنَّ سبيلاً إنَّ الله كان عليّاً كبيراً.)
علامه طباطبايى(ره) در تفسير اين آيات درباره (قوّامون) مى گويد:
[قوامون جمع قوام است] و قيّم آن كسى است كه براى اداره امور كسى به پا مى خيزد و قوّام و قيّام صيغه مبالغه است و براى شدت و مبالغه به كار مى رود.23
بنابراين, مفاد آيه از اين نظر, نوعى حقّ اداره كردن و تدبير خانواده بر مرد است و اين امر, اولاً, به دليل برترى هاى داده شده از سوى خداوند براى مرد به شمار مى رود, (بما فضّل الله بعضهم على بعض) و نيز به دليل تأمين مخارج زن از سوى مرد است: (وبما أنفقوا مِن أموالهم).
(قانتات) از مصدر (قُنوت) مشتق شده و قنوت,دوام اطاعت و خضوع معنى مى شود24 و اطاعت, عمل به وظيفه با رغبت و خضوع است. پس در مفهوم قنوت, خضوع بيشتر و شديدتر وجود دارد.25
اين بخش آيه: (فالصالحات قانتات حافظات بما حفظ الله) با (واللاتى تخافون نشوزهنَّ…) تقابل دارد و مفاد آن زنان صالحى است كه در استيفاى حقوق همسران خود, به طور ثابت, حالت خضوع مؤكد و اطاعت دارند و از نشوز و عصيان به دورند.
علامه طباطبايى(ره) در تفسير (حافظات للغيب بما حفظ الله) مى گويد:
بنابر ظاهر آيه, (ما) در اين عبارت مصدريه و (باء) براى آلت و وسيله به كار رفته و معناى اين جمله چنين است: آن زنان صالح, قانت و مطيع همسران خود هستند و [در غياب همسران خود] حقوق آنان را حفظ مى كنند. خاستگاه اين حق, قيمومتى است كه خدا به آنان سپرده.26 پس خداوند بر زنان اطاعت و حفظ غيب همسر را بر زنان واجب كرده است.
و شايد (باء) براى مقابله باشد كه در اين صورت, معناى آيه چنين خواهد بود: همانا وجوب قنوت و حفظ غيب, در مقابل حقوقى به شمار مى رود كه خداوند براى زنان كرده است, زيرا خداوند امر زنان را در اجتماع بشرى احيا كرده و بر مردان مهريه و نفقه زنان را واجب گردانيده است ـ ليكن معناى اوّل ظهور بيشترى دارد.27
بنابراين, از وظايف زن در قبال همسرش, اطاعت و قنوت و حفظ حقوق همسر در غياب اوست; وظايفى كه اگر بدان عمل نشود, نشوز و عصيان و نحوه برخورد با آن را به دنبال خواهد داشت: (واللاتى تخافون نشوزهنَّ فعظوهنَّ…).
مرحوم علامه, اعتقاد دارد كه دايره اطاعت و حفظ حقوق مرد, شامل آن چيزهايى است كه به شئون همسرى ارتباط دارد, نه امورى كه موجب سلب اراده و تصرف زن در دارايى هايش مى شود و نه حقوق فردى و اجتماعى او. و با توجه به مفاد آيه چون مرد از مال خود, در ازاى استمتاع, نفقه مى دهد, حقّ استمتاع دارد و زن بايد در اين باره از او اطاعت كند و در غياب او با ديگرى هم بستر نشود و در مال همسر خود كه به دليل ازدواج در اختيار او قرار گرفته, خيانت نكند.
اما درباره حقوق مرد نسبت به زن, دو دسته روايت وجود دارد:
الف. رواياتى كه به طور كلى به بيان حقوق مى پردازد, بى آن كه در آنها به اين نكته اشاره شود كه: اگر اين حقوق استيفا نشود, تأثيرى در حقّ نفقه زن مى گذارد يا خير؟
(قال ابوجعفر الباقر(ع): جائت امرئة إلى النَّبى(ص) فقالت: يا رسول الله ما حقُّ الزَّوج على المرئة؟
فقال لها: أن تُطيعَه ولا تعصيه ولا تصدّق مِن بيته إلاّ بإذنه و لا تصوم تطوُّعاً إلاّ بإذنه ولا تمنعه نفسها و إن كانت على ظهر تتب ولا تخرج من بيتها إلا بإذنه وإن خرجت بغير اذنه لعنتها ملائكة السماء وملائكة الارض وملائكة الغضب وملائكة الرحمة حتى ترجع إلى بيتها.
قالت: يا رسول الله مَن أعظم الناس حقّاً على الرجل؟
قال: والده.
قالت: من أعظم الناس حقاً على المرئة؟
قال: زوجُها);28
امام باقر(ع) فرمود: زنى نزد پيامبر(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا(ص) حقّ همسر بر زنش چيست؟
پيامبر فرمود: اين كه از او اطاعت كند و او را نافرمانى نكند. از خانه او جز با اجازه او چيزى صدقه ندهد. جز با اجازه او روزه مستحب نگيرد. مانع تمتع او از خود نشود, اگرچه بر جهاز شتر نشسته باشد و از خانه اش جز با اجازه شوهرش خارج نشود كه اگر بدون اجازه او خارج شود, ملائك آسمان و زمين و ملائك غضب و رحمت او را تا زمانى كه به خانه اش برگردد, لعنت خواهند كرد.
تمامى راويان سلسله سند اين روايت, ثقه هستند و سند روايت صحيح است اما دلالت روايت: حقوق مرد از همه بزرگ تر و در نتيجه, در هنگام تزاحم با حقوق نزديكان زن (مادر و پدر, برادر و خواهر, بستگان) و ديگران, مقدم است.
از حقوق مرد تمكين زن در استمتاعات (بهره هاى جنسى) مى باشد و ظاهراً خارج نشدن بدون اجازه شوهر براى تأمين همين حق است, يعنى: خروجى كه با امكان استمتاع منافات داشته باشد. احتمال دارد رضايت شوهر در روزه مستحبى نيز بازگشت به همين مطلب داشته باشد چرا كه حق استمتاع مقيّد به زمان و مكانى نيست. همچنان كه در روايت تأكيد شده كه حتى اگر بر روى جهاز شتر باشد. و در روايتى ديگر از رسول الله(ص) آمده است: (تعرضُ نفسها عليه غدوة وعشية;29 زن بايد خود را به شوهرش صبح و شام عرضه كند و براى هم بسترى آماده باشد).
اين كه زن بدون رضايت همسر خود, نمى تواند صدقه بدهد, ظاهراً به دليل صورت پذيرفتن تصرف در مال شوهر بدون رضايت اوست كه بنابر آيه 34 سوره نساء, مرد حقّ سرپرستى و اداره امور خانواده را دارد, زيرا درآمد خانواده را او تأمين مى كند و بايد مصارف و هزينه ها تحت نظر و با رضايت وى باشد.
از ديگر حقوق مورد اشاره در روايت اين است كه زن بايد از همسر خود اطاعت كند. اين امر با جمله (ولاتعصيه; بر او عصيان نكند), تأكيد شده است.
درباره حيطه اطاعت از همسر, دو روايت و دو احتمال وجود دارد:
اوّل: حيطه اطاعت, همان موارد ذكر شده در بعد از اين جمله از حديث است. به عبارت ديگر, اين جمله ذكر عام قبل از خاص به شمار مى رود و حقوق ديگر, از مصاديق اين حق است.
دوم: آنچه در حيطه زندگى مشترك خانوادگى صورت مى گيرد و در آن مؤثر است, بايد با توافق همسر باشد. بنابراين, موارد ذكر شده در روايت, نمونه است و حقوق, منحصر در آنها نيست. همچنان كه در روايت ديگرى از رسول الله(ص), حضرت پس از بيان برخى حقوق ديگر, از جمله آرايش و آراستگى زن براى همسر مى فرمايند: حقوق ديگرى بيش از اينها نيز وجود دارد.30 اين امر مى تواند احتمال دوم را در معناى روايت تقويت كند.
ب. در مقابل روايات حقوق, روايات ديگرى وجود دارد كه در آنها به حقوق اشاره شده كه اگر استيفا نشوند, حقّ نفقه زن ساقط خواهد شد. در اين باره دو روايت وجود دارد.

روايت اوّل:

(خطب النبي(ص) فقال… يا أيها الناس إنَّ النساء عندكم عوان لايملكن لأنفسهن ضرّاً ولا نفعاً اخذتموهنَّ بأمانةالله واستحللتم فروجهنَّ بكلمات الله. فلكم عليهنَّ حق ولهنَّ عليكم حق ومن حقكم عليهن أن لاتواطئن فراشكم ولايعصينكم في معروف, فإذا فعلن ذلك فلهنَّ رزقهن وكسوتهن بالمعروف ولاتضربوهنَّ…);31
شيخ صدوق(ره) در كتاب (خصال) نقل مى كند كه پيامبر در ايام تشريق در حجةالوداع خطبه اى ايراد كرد. در بخشى از آن خطبه فرمود: اى مردم! همانا زنان نزد شما عاريه اند و براى خود سود و زيانى نتوانند خواست. شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و با كلمات او آنان را بر خود حلال كرده ايد. شما بر آنها حقى داريد و آنها نيز بر شما حقى دارند. حقّ شما بر آنها اين است كه كسى را جز شما به هم بسترى نگيرند و در كار معروف و پسنديده از شما نافرمانى نكنند. پس اگر چنين كردند, حقّ خوراك و پوشاك به نحو معروف و پسنديده دارند و آنها را تأديب بدنى نكنيد و مورد ضرب قرار ندهيد…
اين خطبه در كتاب (تحف العقول) نيز با تفاوت هايى نقل شده است:
(عن النبي(ص) أنَّه قال في خطبة الوداع: إنَّ لنسائكم عليكم حقاً ولكم عليهنَّ حقاً, حقُّكُم عليهنَّ أن لايوطئن أحداً فرشكم ولا يدخلن بيوتكم أحداً تكرهونه إلاّ باذنكم وأن لايأتين بفاحشة فإن فعلن فإنَّ الله قد أذن لكم أن تعضلوهنَّ وتهجروهنَّ فى المضاجع وتضربوهنَّ ضربا غير مبرَّج فإذا انتهين وأطعنكم فعليكم رزقهنَّ وكسوتهنَّ بالمعروف أخذتموهنَّ بأمانة الله واستحللتم فروجهنَّ بكتاب الله فاتقوا الله في النساء واستوصوا لهنَّ خيراً…);32
پيامبر(ص) فرمود: همانا زنان بر شما حقى دارند و شما بر زنانتان حقى. حق شما بر آنان اين است كه با كسى غير از شما هم بستر نشوند و اين كه كسى را كه شما خوش نمى داريد, بدون اجازه شما به خانه تان راه ندهند و اين كه دچار هرزگى نشوند. پس اگر [هريك از اين كارها را] انجام دادند, خداوند به شما اجازه داده است كه آنها را منع كنيد و در بستر از آنها دورى كنيد و آنها را به نحوى غير شديد و آرام بزنيد. اگر نهى كردن شما را پذيرفتند و از شما اطاعت كردند, روزى و پوشاك آنها به نحو متعارف و پسنديده به عهده شماست. شما آنها را به امانت خدايى گرفته ايد و آنها را با كتاب خدا بر خود حلال كرده ايد. پس درباره زنان تقواى الهى پيشه كنيد و آنها را به خير و نيكى سفارش كنيد.

روايت دوم:

(عن أبي عبدالله الصادق(ع) قال: قال رسول الله(ص): أيما امرئة خرجت مِن بيتها بغير إذن زوجها فلا نفقة لها حتى ترجع);33
امام صادق(ع) فرمود: رسول الله(ص) فرموده است: هر زنى كه بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود تا زمانى كه بر گردد, نفقه اى برايش نيست.
سند روايت اوّل در كتاب خصال سند صحيحى نيست, زيرا خطبه به واسطه عبدالله بن عمر (فرزند خليفه دوم) از پيامبر(ص) نقل شده و عبدالله بن عمر فردى غير موثق به شمار مى رود و در تحف العقول خطبه بدون ذكر سلسله سند و به نحو مرسل نقل شده است. از آن جا كه اين روايت در كتب اهل سنت نيز از طريقى ديگر نقل شده, به طور مسلم پيامبر(ص) چنين خطبه اى را در حجةالوداع نفرمود. اگر احتمال تعمّد در كذب, در جمله مورد بحث, منتفى باشد, احتمال نسيان و خطا به دليل تفاوت در نقل ها منتفى نيست, زيرا دو نقل خصال و تحف العقول, در جمله مورد بحث و در ديگر جمله ها با هم تفاوت هايى دارند, هرچند نقل خصال, به حسب متن متقن تر و مستحكم تر به نظر مى رسد.
بنابراين, اين روايت را نمى توان دليل دانست و تنها مى تواند مؤيد باشد.
در اين روايت, درباره حقوق مرد به چند نكته اشاره شده است: زنان بستر همسر خود را محل رفت و آمد ديگران نكنند كه كنايه از هم بسترى با ديگران است, و در امر معروف و پسنديده از همسران خود نافرمانى نكنند.
آنچه اين روايت, از حقوق مرد بيان مى كند كه اگر استيفا نشود, در مقابل آن, حقّ نفقه زن ساقط خواهد شد, تمامى موارد را شامل نمى شود, زيرا حقّ هم بسترى و استمتاع از حقوق مسلّمى به شمار مى رود كه در روايات, يادى از آن نشده است, جز اين كه عبارت عام (لايعصينكم في معروف; شما را در امر معروف و پسنديده اى نافرمانى نكنند) شامل آن خواهد بود.
در روايت دوم كه از نظر سند بدون اشكال است, اين نكته بيان شده كه زن نبايد بدون اجازه همسر خود از خانه خارج شود كه در غير اين صورت نفقه او تا زمانى كه به خانه برگردد, منتفى خواهد بود. اين مطلب خود اين نكته را بيان مى كند كه در روايت, خروجى مورد نظر است كه با حقّ استمتاع مرد منافات داشته باشد; براى مثال: شامل خروج هاى كوتاه مدت و به طور كلى خروج هاى سازگار نمى شود. وگرنه ترتب سقوط نفقه بر خروج, مثلاً به مدت يك ساعت و به همان مقدارِ يك ساعت, معنايى نخواهد داشت. گويا به همين دليل, بسيارى از فقها براى خروج از خانه بدون اجازه همسر خصوصيتى نمى دانند و در تحقق نشوز تنها عدم تمكين در مقابل استمتاعات را ذكر كرده اند.
مؤيد اين مطلب روايتى است كه رسول الله(ص) به زنى اجازه نداد تا براى حاضر شدن بر بستر پدر بيمارش نيز سپس حضور در مراسم نماز ميت پدرش حاضر شود, چرا كه همسرش به او سفارش كرده بود كه در خانه بماند.34
اما عبارت (لايعصينَكم في معروف; شما را در امر معروف عصيان نكنند) ضابط كلى است كه ديگر موارد از مصاديق آن به شمار مى رود: اين كه زن, كسى را كه شوهر تمايل ندارد به خانه اش بيايد, بدون رضايت او به خانه نياورد و….
احتمال دارد آيه (عاشروهنّ بالمعروف; با زنان خود به نيكى معاشرت كنيد) نيز به اين مطلب دلالت داشته باشد, زيرا معاشرت از باب مفاعله است و در طرفينى (دو طرفى) استعمال مى شود. پس همچنان كه زندگى كردن و معاشرت مرد با همسر خود, بايد به نحو معروف و پسنديده باشد, زن نيز بايد متقابلاً با همسر خود به نحو پسنديده و معروف رفتار كند.
بنابراين, در كنار سه ديدگاه مطرح شده درباره حيطه اطاعت زن, مى توان ديدگاه چهارمى را مطرح كرد كه براساس آن ملاك و ضابطه كلى براى اطاعت زن از همسر خود در زندگى مشترك خانوادگى, اطاعت كار پسنديده و معروف است.
قيد (معروف) كه در آيات مربوط به روابط زن و مرد نيز در قرآن بسيار ذكر شده, به چه معنى است؟ معروف به هر چيزى گفته مى شود كه عقل يا شرع, خوبى آن را درك مى كنند و منكر آن چيزى است كه عقل يا شرع انكار و تقبيح مى كنند.35 معناى ديگرى كه فقها آن را به كار مى بندند, معروف به معناى عرف و مقررات و امور عرفى پذيرفته شده است.36
مى توان گفت, بازگشت اين معنى (معروف به معناى عرف) به همان معناى اوّل است, چرا كه عقل و شرع تبعيت از تعهدات و قوانين عرفى (مدوّن و غير مدوّن) را تا آن جا كه با ضوابط عقلى و شرعى منافات نداشته باشد, مستحسن و صحيح مى شمارند.37
بنابراين تعريف, تمامى تعهداتى كه عرف چه به صورت مدوّن و قانونى براى زن وضع كرده و چه تعهداتى كه در عرف جامعه به صورت غير مدوّن لحاظ شده, در حيطه تعهدات زن است كه بايد به آنها گردن نهد.38 اين تعهدات به حسب زمان و مكان, مى تواند تغيير يابد و دچار توسعه و تضييق شود و با تغيير و توسعه نهادها و روابط اجتماعى شكل هاى جديد و متنوع بيابد. شرع نيز با توجه به همين تحول نهادها و روابط اجتماعى, معيار عرف و معروف را معيارى كلى و فراگير براى تمامى زمان ها و جوامع مطرح كرده است. براساس اين احتمال كه در كنار سه ديدگاه ذكر شده مى تواند مطرح باشد, شرع گاه در تعهدات عرفى, حدود و شرايط خاصى وضع كرده است (مانند: حقّ استمتاع در هر زمان و هر مكان) و در باقى مواردى كه شرع درباره آنها اظهارنظر نكرده و سكوت برگزيده, تعهدات عرفى زن, چه به صورت مدوّن و قانونى و چه به صورت غير مدوّن, اعتبار دارد و الزام مى آورد. گاه حتى عهدها و قراردادهاى فردى و جزئى نيز مى تواند اين تعهدات را توسعه دهد يا تضييق كند; چنان كه رسول الله(ص) على(ع) و زهرا(س) را به اين گونه تقسيم كار گماشت كه كارهاى منزل را زهرا(س) و كارهاى بيرون از خانه را على(ع) انجام دهد. روشن است كه در اين امر, شأن تشريع و قانون گذارى پيامبر(ص) خصوصيتى ندارد.
در واقع, برخى از حقوقى كه در دو روايت مورد بحث ذكر شده, مانند اين كه زن نبايد كسى را كه همسرش تمايل ندارد, بدون اجازه او به خانه راه دهد و نيز برخى حقوق مطرح شده در روايات حقوق, مانند اين كه زن بايد براى همسر خود آراسته و با زينت باشد, از موارد حقوق عرفى اى است كه براى جامعه كوچك خانواده لحاظ مى شود و خصوصيت تعبّدى ندارد.
در هر صورت, اگر اين احتمال را هم نپذيريم و هركدام از سه ديدگاه مطرح شده را قبول كنيم, مى توان گستره تعهدات زن در برابر همسر را, كه در زمان ما در سطحى متفاوت و در جوامع مختلف به گونه هاى گوناگون شكل گرفته است, با تمسك به الزام آور بودن تعهدات عرفى (ولو در عرض تعهدات شرعى) تبيين و توجيه كرد. بر اين اساس, عرف مدوّن, و در صورت نبودن قانون مدوّن در زمينه اى, عرف غير مدوّن مرجع و تعيين كننده خواهد بود.

زمينه ها

سرپرستى مرد در خانواده و اطاعت زن در برابر همسر, با توجه به گستره آن برخاسته از اين واقعيت است كه هر جامعه اى, از جمله خانواده, نياز به تصميم گيرنده نهايى دارد.39
در ديدگاه اسلامى سرپرستى و عهده دارى خانواده به مرد داده شده است:
(الرجال قوّامون على النساء بما فضّل الله بعضهم على بعض وبما أنفقوا مِن أموالهم.)
خاستگاه سرپرستى مرد در خانواده از دو زمينه ذكر شده در آيه است:
ييكم. توانايى ذاتى: (بما فضل الله بعضهم على بعض).
دوم. توانايى مالى: (بما انفقوا من أموالهم).
از آن جا كه اين زمينه ها در مباحث خانواده و حقوق زن و مرد و به طور كلى در مباحث مربوط به زنان تأثيرگذار و مهم است, و ديدگاه هاى معارض برگرفته از غرب درباره خانواده, زن و حقوق زن در جامعه ما نيز مطرح شده, سزاوار مى نمايد كه با تفصيل بيشترى از آنها سخن گفته شود; به ويژه آن كه دايره اطاعت زن از مرد در خانواده, براساس احتمال مطرح شده در اين نوشته, وسيع تر و گسترده تر مى نمايد:
يكم. توانايى ذاتى: تعقل, عامل ذاتى اى به شمار مى رود كه منشأ حقّ سرپرستى مرد است. على(ع) در خطبه اى40 مى گويد:
(اِنّ النساء نواقص العقول… أما نقصان عقولهن فشهادة امرئتين كشهادة الرجل الواحد);
همانا زنان از حيث عقل نقصان دارند… اما نقصان عقل آنان به دليل مساوى بودن شهادت دو زن با شهادت يك مرد است.
پيش از هرچيز براى اين كه در تاريكى حركت نكنيم و با ديدگاه هاى عرفى خود قضاوت نكنيم, بايد به تفاوت مفهومى كلماتى, چون: (عقل) و (فكر) و (هوش) توجه كنيم:
فكر, نيروى نتيجه گيرى و استنتاج را گويند و تفكر زاياندن معلومات و كشف مجهولات به وسيله معلومات است كه علوم نتيجه آن به شمار مى روند.
هوش, در علم روان شناسى به مجموعه اى از توانايى ها; توانايى آموختن و بهره گيرى از تجربه, توانايى استدلال به شيوه انتزاعى, توانايى انطباق با نوسانات و توانايى برانگيختن خود براى انجام سريع كار, اطلاق مى شود.41
اما عقل در اصطلاح وحى (قرآن و روايات) نيروى سنجش و اندازه گيرى است. عقل ارزيابى و سنجش خود را در دو امر انجام مى دهد: سنجش راه هايى كه فكر براى رسيدن به خواسته ها و اهداف ارائه مى كند كه على(ع) مى فرمود:
(كفاك من عقلك ما أوضح لك سبيل غيّك مِن رشدك);42
از عقل تو همين بس كه راه گم راهى ات را از راه رشد تو آشكار و متمايز كند.
و ديگر, سنجش در اصل اهداف و خوبى ها و بدى ها. على(ع) مى فرمايد:
(إنّما يدرك الخير كله بالعقل);43
همانا تمامى خير و خوبى با عقل درك مى شود و مى توان به آن رسيد.
و نيز مى فرمود:
(العقل رسول الحق);44
عقل رسول حق است.
حق با عقل شناخته و معرفى مى شود. با اين بيان, عنصر تعقل در تمامى امور جارى است, كه: (بالعقل صلاح كلّ امر;45 صلاح هر چيزى, به وسيله عقل است) و موجب هدايت مى شود كه: (العقل يهدى وينجي والجهل يغوي ويردي).46 و عبوديت خدا و به دست آوردن بهشت را به بار مى آورد: (العقل ما عُبِدَ به الرحمان واكتسب به الجنان).47
بنابراين, تعقل به كارگيرى سنجش عقلانى در تمامى امور است.
و هرجا كه عنصر سنجش تحت تأثير عواطف (خشم, ترس و رغبت) قرار بگيرد, كاستى و نقصان يافته است كه:
(العاقل من يملك نفسه إذا غضب وإذا رغب وإذا رهب);48
عاقل حقيقى و كامل كسى است كه در هنگام خشم, رغبت و ترس خود را كنترل كند.
در هنگام خشم, حلم و بردبارى را, در هنگام خواهش و رغبت, ميانه روى را, و در هنگام ترس, صبر و شكيبايى را پيشه كند.49
وجهه عواطف در زنان غلبه دارد, به گونه اى كه گاه در عنصر تعقل تأثير مى گذارد. بيان اميرالمؤمنين على(ع) كه پذيرفته شدن شهادت دو زن به جاى شهادت يك مرد, نقصان تعقل و سنجش او را برمى نمايد,50 بيان اين نكته است كه, زنان عواطف و احساسات را در كارهاى خود, از جمله شهادت, دخالت مى دهند; هرچند عقل و تعقل تنها جنبه ذاتى ندارد و با تجربه نيز به دست مى آيد و چنان كه در روايت آمده: (العقل عقلان: عقل الطبع وعقل التجربه.)51 بارز بودن عواطف و احساسات در جنس زن نه تنها قدح و عيب نيست كه در جايگاه خود و در يك نگاه مجموعى به خانواده و اجتماع, حسن و زيبايى به شمار مى رود. از همين رو, زن و مرد در خانواده مكمل يكديگرند: (هنَّ لباس لكم وأنتم لباس لهنَّ).52 زن و مرد كاستى هاى يكديگر را در خانواده مى پوشانند برابرى و همانندى در ساخت و نحوه خلقت موجودات, نيكو نيست, و نگاه خلقت بايد به گونه اى باشد كه تكامل مجموعه انسان را در پى آورد و آن را به رشد رساند. خانواده و جامعه, بدون احساسات و عواطف و هم چنين بدون عنصر تعقل ناكامل و معيوب است. حقوق و تنظيم روابط حقوقى افراد در اين دنيا, از همين حدود وجودى برمى خيزد و در اين صورت, عدالت تحقق پيدا مى كند, نه مساوات و برابرى در تمامى حقوق; زيرا هيچ فردى به لحاظ توانايى ها و امكانات ذاتى با ديگرى برابر و همانند نيست تا بتواند از حقوقى كاملاً مساوى برخوردار شود. اگر ما به حقوق مشترك انسان ها معتقد هستيم, بدون شك در برخى موارد حقوق متفاوت وجود دارد: ما هنگام بخشش, نيازها و اولويت ها را در نظر مى گيريم و براساس نيازهاى متفاوت افراد, حقوق متفاوتى را براى آنان تدوين مى كنيم.
اما محاسبه ها و بازخواست هاى خدا براساس داده ها و امكانات انسان است و اين كه انسان, توانايى هاى خود را تا چه اندازه و در چه راهى به كار بگيرد, يعنى: نسبت بين دارايى و بازدهى كه همان سعى اوست. بنابراين, سپردن عهده دارى و سرپرستى خانواده به مرد, به خودى خود, مزيّتى محسوب نمى شود و با توجه به ساخت و ويژگى وجودى او صورت گرفته است.


دوم. توانايى مالى:

از ديگر عوامل سرپرستى مرد در خانواده, بر عهده داشتن مخارج خانواده است; نه به اين دليل كه حقّ سرپرستى در مقابل بذل مال به شمار مى رود و مرد با پرداخت پول آن را مى خرد, بل از آن روى كه چون مخارج خانواده را مرد تأمين مى كند, پس او خانواده را نيز سرپرستى مى نمايد تا هزينه كردن با نظارت و تأييد او صورت بگيرد و در مسائل اقتصادى خانواده ناهنجارى و اختلال پيش نيايد. به عبارت ديگر, اين امر در واقع براى تنظيم و نظم بخشى به امور اقتصادى خانواده است.
خلاصه: وجوب نفقه زن, امرى اجماعى بين علماى اسلامى به شمار مى رود و آيات و روايات متعددى بر آن دلالت دارد.
شرايط وجوب نفقه دو امر است:
1. دائم بودن ازدواج;
2. عدم نشوز و اطاعت زن.
در زمينه گستره عدم نشوز و وجوب اطاعت زن از همسر سه ديدگاه وجود دارد:
1. در زمينه استمتاعات جنسى;
2. درزمينه استمتاعات جنسى و خارج نشدن از خانه بدون اجازه همسر;
3. در زمينه شئون زندگى مشترك, يعنى: استمتاعات جنسى, هم بستر نشدن با ديگرى, خيانت نكردن به مال همسر;
احتمال ديگرى كه مى توان آن را نظريه چهارم دانست, توسعه در مصاديق شئون زندگى است كه همه گونه تعهدات زن (همسر) را كه عرف (مدوّن و غير مدوّن) در خانواده لحاظ مى كند, دربرمى گيرد; به شرط آن كه با عقل و شرع منافات نداشته باشد.
زمينه پذيرش و اطاعت در چنين وسعتى, برخاسته از اين حقيقت است كه نهاد خانواده, نياز به تصميم گيرنده نهايى و سرپرست دارد كه مرد اين وظيفه و مسئوليت را به دليل خصوصيات ذاتى و اقتصادى عهده دار شده است.

منبع:معارف قرآن



شرایط عقد ازدواج


شرایط عقد ازدواج

آيا زن مي‏تواند در ضمن عقد ازدواج، شرط كند كه شوهر او همسر دوم اختيار نكند؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري: خير، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولي اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است. امام، استفتاءات، ج 3، احكام ازدواج، س 55؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 907؛ خامنه‏اي، استفتاء، س 7 ؛ فاضل، جامع‏المسائل، ج 1، س 1533؛ نوري، استفتاءات، ج 2، س 637 و توضيح‏المسائل، م 2534 ؛ دفتر: بهجت.
آيات عظام تبريزي، سيستاني و صافي: آري، اين شرط صحيح و نافذ است و اگر شوهر بعد از ازدواج به اين شرط عمل نكرد و ازدواج مجدد نمود، گناه كرده است. سيستاني، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 333؛ تبريزي، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 1395؛ صافي، جامع‏الاحكام، ج 2، 1255.
آيةاللَّه وحيد: بنابر احتياط واجب، اين شرط صحيح و نافذ نيست؛ ولي اگر شرط كند كه زن وكيل شوهر باشد چنانچه شوهر ازدواج مجدد كند، خود را طلاق دهد، صحيح است. وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1359.



اگر به اعتقاد اينكه، دختر باكره است با او ازدواج كند؛ آن‏گاه بعد از عقد متوجه شود كه بكارتش از بين رفته؛ آيا عقد صحيح است؟
همه مراجع: آري، عقد صحيح است و بايد مقدار تفاوت مهريه دختر باكره و غير باكره را - كه همانند و هم شأن او هستند - در نظر گرفت و به نسبت آن از مهريه او كم كرد. به عنوان مثال اگر مهريه اين دختر صد سكه و مهريه دختر باكره هم شأن او، هشتاد سكه و مهريه دختر غيرباكره هم شأن او شصت سكه طلا باشد؛ در اين صورت شوهر مي‏تواند، 75 سكه طلا به همسرش بدهد. وحيد، منهاج‏الصالحين، ج 3، م 1349 ؛ تبريزي، منهاج‏الصالحين، ج 2، م 1349 ؛ سيستاني،منهاج‏الصالحين، ج 3، م 285 ؛ امام، تحريرالوسيلة، ج 2، العيوب، م 16 ؛ صافي، هدايةالعباد، ج 2، العيوب، م 17 ؛ دفتر: بهجت، خامنه‏اي، فاضل، مكارم و نوري.



آيا زن شوهر كرده را مى‏توان صيغه كرد؟
همه مراجع: خير، ازدواج با زن شوهر دار حرام است، خواه ازدواج دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2402 ؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2398 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2464 و دفتر: آيت الله خامنه‏اى.



آيا پيش از تمام شدن مدت عقد موقّت، جايز است صيغه ازدواج دائم خوانده شود؟
همه مراجع: خير، اين كار جايز نيست؛ بلكه بايد مرد نخست مدت باقى مانده از عقد موقت را به زن ببخشد. سپس صيغه عقد دائم را جارى سازند.امام خمينى، تحرير الوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 ؛ آيت الله صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11 آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311 ؛ دفتر همه مراجع.



آيا در عقد دائم يا موقّت بايد صيغه خوانده شود و رضايت تنها كافى نيست؟
همه مراجع: خير، رضايتِ تنها كافى نيست و بايد صيغه خوانده شود.توضيح المسائل مراجع، م 2363 ؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2359 و آيت الله وحيد، توضيح المسائل ،م 2427 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 11.


آيا زن و شوهر بايد در مجلسى كه صيغه عقد خوانده مى‏شود، حضور داشته باشند؟
همه مراجع: خير، لازم نيست. دفتر: همه مراجع.


اگر مردى همسرش را طلاق بدهد، آيا مى‏تواند با خواهرش ازدواج كند؟
همه مراجع: اگر طلاق رجعى است، تا هنگامى كه همسرش در عده بسر مى‏برد، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند و اگر عده‏اش تمام شد، اشكال ندارد ولى اگر طلاق باين است بعد از طلاق مى‏تواند با خواهرش ازدواج كند.لعروه الوثقى، ج 2، المحرمات بالمصاهره، م 48.



آيا خود مرد مى‏تواند از طرف زن، وكيل شود و عقد را بخواند؟
همه مراجع: آرى، مى‏تواند. توضيح‏المسائل مراجع، م 2367 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2363 ؛ وحيد، توضيح‏المسائل، م 2431 ؛ دفتر: خامنه ‏اى.



آيا زن مي‏تواند در عقد شرط كند كه شوهر بر او ولايت نداشته باشد و بدون اجازه او از خانه بيرون رود؟
همه مراجع: خير، اين شرط نافذ نيست. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، في الشروط، م 2 و دفتر: بهجت.



اگر دختر عقد را با كراهت اجازه دهد؛ ولى در باطن به آن رضايت داشته باشد آيا عقد صحيح است؟
همه مراجع: آرى، عقد صحيح است.توضيح المسائل مراجع، م 2370؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2434؛ آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2366؛ آيت الله سيستانى، -احكام ازدواج-منهاج الصالحين، ج 2، م 41 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 70.

منبع:احکام پرسمان


مطالب مرتبط :



احکام ازدواج موقت

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > احکام ازدواج موقت

احکام شرعی ازدواج

احکام ازدواج موقت

 

 

احکام ازدواج موقت


آيا عقد موقّت با خواهر زن جايز است؟
همه مراجع: خير، تا وقتى كه آن زن در عقد او است، نمى‏تواند با خواهرش ازدواج كند، خواه عقد دائم باشد يا موقت.توضيح المسائل مراجع، م 2390 ؛ آيت الله وحيد، توضيح المسائل، م 2454 و آيت الله نورى، توضيح المسائل، م 2386 و آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 708.


اگر دختر و پسرى بخواهند خودشان صيغه عقد موقت بخوانند، كيفيت آن به چه شكل است؟- خواندن صيغه - صيغه عقد موقت
همه مراجع: پس از تعيين مهر و مدت عقد و رعايت شرايط عقد (مانند اجازه پدر دختر )، نخست دختر بگويد: «زَوَّجْتُكَ نَفْسى‏ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» و پس از آن بدون فاصله (طولانى ) پسر بگويد: «قَبِلْتُ التَّزْويجَ»؛ توضيح‏المسائل مراجع، م 2368 ؛ نورى، توضيح‏المسائل، م 2364 و وحيد، توضيح‏المسائل، م 2432 ؛



زن و مردى صيغه موقّت جارى مى‏كنند و بعد از آميزش متوجه مى‏شوند كه عقدشان به جهتى باطل بوده است ؛ آيا اين كار آنان در حكم زنا است و بچه به دنيا آمده نامشروع است؟
همه مراجع: با توجه به اينكه به مسأله آگاه نبوده‏اند، عملشان زنا نبوده و بچه نيز حلال‏زاده است و اگر بخواهند به زندگى موقّت ادامه دهند، بايد دوباره صيغه عقد را جارى كنند. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1012 ؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 634 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقد المتعة و م 1375 و 1376 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 3، م 233 و 92 ؛ تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، عقد المتعة و م 1375 و 1376 ؛ امام، تحرير الوسيله، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 ؛ صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 5 و النسب، م 2 و دفتر: خامنه‏اى، بهجت و فاضل.


زن و مردى كه ازدواج موقّت كرده‏اند، اگر بخواهند مدت آن را افزايش دهند؛ آيا صيغه مجدّد لازم است؟
همه مراجع: آرى، بايد دوباره عقد را جارى كنند؛ ولى لازم است مدت عقد اول تمام شود و يا مدت باقى مانده را به او ببخشد و پس از آن عقد جديد بخوانند.آيت الله وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، 1311؛ آيت الله خامنه‏اى، استفتاء، س 163 ؛ آيت الله تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1311؛ آيت الله سيستانى، منهاج الصالحين، ج‏3، م 249؛ امام خمينى، تحرير الوسيله، ج‏2، النكاح المنقطع، م 11؛ آيت الله صافى، هداية العباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 11؛ آيت الله نورى، استفتاءات، ج 2، س 694؛ آيت الله فاضل، جامع المسائل، ج 2، س 1255 و دفتر: آيت الله بهجت و آيت الله مكارم.


حداقل و حداكثر مدت در عقد موقّت چه مقدار است؟
همه مراجع (به جز تبريزى، سيستانى، مكارم و وحيد ): عقد موقت اندازه معيّنى ندارد و مقدار آن، با توافق دو طرف انجام مى‏پذيرد. امام، بهجت، صافى و نورى، توضيح‏المسائل مراجع، احكام نكاح ؛ فاضل و جامع‏المسائل، ج 1، س 1544 و نورى، توضيح‏المسائل، احكام نكاح.

آيةاللَّه سيستانى: ...بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر و يا يكى از آنها بيشتر نباشد كه در اين صورت عقد باطل خواهد بود. سيستانى، توضيح‏المسائل مراجع، احكام نكاح.
آيات عظام تبريزى، مكارم و وحيد: ...بنابر احتياط واجب، بايد مدت آن از مقدار عمر زن و شوهر يا يكى از آنها بيشتر نباشد. در غير اين صورت، احتياط واجب آن است كه احكام عقد دائم را بر آن جارى سازند. مكارم، استفتاءات، ج 2، س 1008 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، عقدالمتعه ؛ و تبريزى، منهاج الصالحين،2، عقدالمتعه.



صيغه كردن زنان بدكاره چه حكمى دارد؟
آيات عظام امام، بهجت، خامنه‏اى و صافى: ازدواج موقت با او كراهت شديد دارد و اگر با او ازدواج كرد، واجب است او را از كار زشتش باز دارد. امام، تحريرالوسيلة، ج 2، النكاح المنقطع، م 18 ؛ خامنه‏اى، استفتاء، س 164 ؛ صافى، هدايةالعباد، ج 2، النكاح المنقطع، م 18.
آيات عظام تبريزى، سيستانى، فاضل، مكارم، نورى و وحيد: بنا بر احتياط واجب پيش از توبه او، جايز نيست. نورى و فاضل، تعليقات على العروة، ج 2، النكاح، فصل 4 م 17 ؛ سيستانى، منهاج الصالحين، ج 2، النكاح،261 ؛ وحيد، منهاج الصالحين، ج 3، م 1303 ؛ مكارم، استفتاءات، ج 2، س 927 و تبريزى، منهاج الصالحين، ج 2، م 1303.

منبع:احکام پرسمانی

 
سفره عقد مدل آینه سفره عقد مدل آبي فيروزه اي سفره عقد مدل طلایی سفره عقد مدل سنتی


چرا سقط جنین حرام است؟

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > چرا سقط جنین حرام است

احکام شرعی ازدواج

چرا سقط جنین حرام است

 

 

چرا سقط جنین حرام است؟

یکی از مسائل علم فقه مسئله حرام بودن سقط جنین است. بعضی ادله ای که دلالت می کنند بر حرام بودن سقط جنین: ادله قرآنی، روایی، دلیل اجماع و یا دلائل عقلی. ما در این مبحث کوتاه به دو دلیل قرآنی و عقلی اشاره می کنیم:

سقط جنین
دلیل قرآنی:

خداوند در قرآن می فرماید ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق (اسراء آیه 33) هرگز نفس محترمی که خدا قتلش را حرام کرده مکشید مگر آن که به حکم حق مستحق قتل شود.

در زمان جاهلیت مردم پسران و دختران را از ترس فقر و ناموس به قتل می رساندند و خداوند بعد از بعثت پیامبر این آیه را نازل فرمودند که دست از قتل و کشتار فرزندان خود بردارند و این پندارهای شیطانی را از سر بدر کنند و تلاش و کوشش کنند هر چه بیشتر برخیزند خدا هم کمک نموده و زندگی آن ها را اداره می کند.

قابل ذکر است که ما از این جنایت زشت و ننگین وحشت می کنیم در حالی که همین جنایت به شکل دیگری در عصر ما و حتی به اصطلاح در مترقی ترین جوامع انجام می گیرد و آن اقدام به سقط جنین است که در مقیاس بسیار وسیع و به خاطر جلوگیری از افزایش جمعیت و کمبودهای اقتصادی و جسمی صورت می پذیرد.(تفسیر نمونه، ج12، ص 101)

 

دلیل عقل:

عقل دلالت می کند بر حرام بودن سقط جنین به این صورت که عقل می گوید ظلم قبیح و ناپسند است و سقط جنین هم ظلم فاحش است بلکه فاحش ترین ظلم هاست چون که سقط جنین ظلم و ستم بر کسی است که قدرت دفاع بر نفس خود را ندارد.(بحوث فقهیة هامة حضرت آیه الله مکارم شیرازی، ص 274)

از نظر عقل ظلم بد و ناپسند است زیرا ظلم، حق مظلوم را پایمال می کند حق چیزی است که یک موجود استحقاق آن را دارد و باید آن را دریافت کند مثلا حیات حق هر انسانی است اگر حیات از کسی گرفته شود به او ظلم می شود و حق او پایمال می شود (عدل الهی شهید مطهری) و جنین هم اگر سقط شود چون حق حیات دارد سقط او ظلم در حق او محسوب می شود و حق حیات او پایمال می شود.

پس از این بررسی اجمالی در مورد دلائل قرآنی و عقلی در باب سقط جنین در این رابطه چند پرسش و پاسخ فقهی را بررسی می کنیم و نظر آیة الله خامنه ای(مدظله) را در این مورد با طرح چند سوال جویا می شویم:

سوال: آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟

ج: سقط جنین به مجرد وجود مشکلات و سختی‌های اقتصادی جایز نمی‌شود.

سوال: پزشک بعد از معاینه در ماه‌های اول حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری احتمال خطر جانی برای او دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقص الخلقه متولد خواهد شد و به همین دلیل پزشک دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟

ج: ناقص الخلقه بودن جنین، مجوز شرعی برای سقط جنین، حتی قبل از دمیده شدن روح در آن محسوب نمی‌شود، ولی اگر تهدید حیات مادر بر اثر استمرار حاملگی مستند به نظر پزشک متخصص و مورد اطمینان باشد، سقط جنین قبل از دمیده شدن روح در آن اشکال ندارد.

سوال: آیا از بین بردن نطفه منعقد شده‌ای که در رحم مستقر شده، قبل از رسیدن به مرحله علقه که تقریباً 40 روز طول می‌کشد، جایز است؟ و اصولاً در کدامیک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است: 1ـ نطفه استقرار یافته در رحم 2ـ علقه 3ـ مضغه 4ـ عظام (قبل از دمیدن روح)

ج: از بین بردن نطفه بعد از استقرار آن در رحم و همچنین سقط جنین در هیچ‌ یک از مراحل بعدی جایز نیست.

سوال: بعضی از زوج‌ها، مبتلا به بیماری‌های خونی بوده و دارای ژن معیوب هستند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال اینکه این فرزندان مبتلا به بیماری‌های شدید باشند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولد تا پایان عمر، دائماً در وضع مشقت‌باری به سر خواهند برد، مثلاً بیماران هموفیلی همواره ممکن است با کوچکترین ضربه‌ای دچار خونریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجه به اینکه تشخیص این بیماری در هفته‌های اول بارداری ممکن است، آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟

ج: اگر تشخیص بیماری در جنین قطعی است و داشتن و نگه داشتن چنین فرزندی موجب حرج می‌باشد، در این صورت جایز است قبل از دمیدن شدن روح، جنین را اسقاط کنند؛ ولی بنابر احتیاط، دیه آن باید پرداخت شود.

سوال: اگر دکتر به دستور مادر، جنین را سقط کند، دیه ثابت می‌شود یا قصاص؟

ج: در فرض مرقوم دیه ثابت می‌شود و به‌ عهده‌ دکتر است .

منبع:تبيان

 
سفره عقد مدل سیلور تزیین شمع سفره عقد تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد مدل کفش دامادی


ملاک استفاده زن از نفقه همسر

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > ملاک استفاده زن از نفقه همسر

احکام شرعی ازدواج

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

 

 

ملاک استفاده زن از نفقه همسر

سؤال: آیا نفقه ای که شوهر به همسرش می پردازد برای زن مالکیت می آورد یا فقط اباحه ی تصرف را به دنبال دارد؟ 1(آیا زن مالک نفقه ای که میگیرد میشود یا تنها اجازه استفاده از آن را دارد؟ به این صورت که اگر چیزی از آن بواسطه قناعت یا... باقی ماند متعلق به زن است یا باید به شوهر برگرداند؟


امام خمینی(ره)

اگر زن با صرفه جویی در مخارج مقداری پول اضافه بیاورد ملک اوست و مرد حق استرداد (پس گرفتن از او) ندارد.

تحریرالوسیله، ج 2، ص 217، م 11

 

آیت الله بهجت (ره)

اگر تا آخر آن مدتی که نفقه ی آن را گرفته بر استحقاق باقی باشد(استحقاق و شرایط لازم برای گرفتن نفقه را داشته باشد) مالک آن می شود نه که فقط اباحه ی تصرف (اجازه برای آنکه هر طور می خواهد از آن استفاده کند)برایش باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

در مورد خوراک و پوشاک و مانند آن زن می تواند مطالبه کند که شوهر عین مال را به او تملیک کند و در این صورت می تواند بفروشد یا نگه دارد و می تواند اکتفا کند به همین صورت که معمول است که در مایملک (دارایی) زوج به مقدار نیاز تصرف نماید (استفاده کند) و در این صورت مالک نمی شود

آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

اگر نفقه واجبه باشد، زن آن را مالک می شود و اگر کمک خرجی خانه باشد باید در امور مربوط به خانه صرف شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

آیت الله خوئی(ره)

آنچه که موقع استفاده عین آن از بین می رود مثل صابون و طعام، زن مالک می شود بنابراحتیاط لباس هم شامل آن می باشد.

منها الصالحین، ص 281، ج 2، م 1408

 

آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

در مورد خوراک و پوشاک و مانند آن زن می تواند مطالبه کند که شوهر عین مال را به او تملیک کند و در این صورت می تواند بفروشد یا نگه دارد و می تواند اکتفا کند به همین صورت که معمول است که در مایملک (دارایی) زوج به مقدار نیاز تصرف نماید (استفاده کند) و در این صورت مالک نمی شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

در فرض سؤال زن مالک نفقه می شود. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه ملک زن می شود. اگر مرد حق نفقه رابر زن واگذار کند زن در مصرف آن مختار است

آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

زن مالک نفقه است و اختیار این مال با زن است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)


آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه ملک زن می شود. اگر مرد حق نفقه رابر زن واگذار کند زن در مصرف آن مختار است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

استفتائات، ج 1، ص 236، م 843

 

آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

ظاهر این است که موارد فرق می کند اگر در خانه ی شوهر است و با هم زندگی می کنند متعارف این است که اباحه ی تصرّف است (اجازه دارد هرطور می خواهد استفاده کند) ولی اگر شوهر غائب است یا در عدّه ی طلاق رجعی است مالکیت می آورد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء (قم)

 

پی نوشت:

1. نفقه عبارت است از نیازمندی های روزمرّه از قبیل نان، برنج، گوشت، قند و چای، میوه ی فصلی، لباس، مسکن، فرش و سایر لوازم و ضروریات زندگی و "مقدار آن" منوط به حال و شأن و شخصیت و موقعیت طرف می باشد و باید مناسب حال و شأن و زمان و مکان واجب النفقه باشد و از حدّ کفاف او کمتر نباشد.

 منبع:تبيان



شرایط و احکام عقد!

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > شرایط و احکام عقد

احکام شرعی ازدواج

شرایط و احکام عقد

 

 

شرایط و احکام عقد!

عقد ازدواج پنج شرط دارد: 1) به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند, به هر لفظی كه صیغه را بخوانند صحیح است. 2) مرد و زن یا وكیل آنها باید از خواندن صیغه قصد انشاء داشته باشند. 3) كسی كه صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وكیل شده باشد. 4) اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند, در عقد, زن و شوهر را معیّن كنند. 5) زن و مرد به ازدواج راضی باشند. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2370) سوال: اگر مردی در ظاهر، اسلام را بپذیرد تا با یک دختر مسلمان ازدواج کند، آیا عقدش صحیح است؟ در فرض سوال، چنانچه شهادتین را بر زبان جاری کند و ندانیم که به آنچه می‌گوید، ایمان دارد یا نه، حکم مسلمان را داشته و ازدواج با او صحیح است. ولی اگر یقین داشته باشیم که دروغ می‌گوید، عقدش باطل است.


پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی):

اگر علم به مخالفت زبان با قلب نباشد، ظاهر شهادتین کفایت می‌کند، وگرنه بنابر احتیاط کفایت نمی‌کند و احکام اسلام مترتب نیست.

حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی(مد ظله العالی):

چنانچه در ظاهر اسلام بیاورد و علم به دروغ بودن آن نباشد ازدواج مانعی ندارد.

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی(مد ظله العالی):

در فرض سوال، چنانچه شهادتین را بر زبان جاری کند و یقین باشد که قلباً به آن ایمان ندارد عقد باطل است.

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

اجرای شهادتین موجب اسلام و حفظ سایر حقوق است، ولی اگر محرز شود که قطعاً اجرای شهادتین صوری بوده احکام اسلام بر آن مترتب نیست.

 

سوال: لطفاً دستور خواندن عقد دائم را بیان فرمایید؟

جواب: اگر صیغة عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند, اول زن باید بگوید: زوَّجتُك نفسی علی الصِّداق المعلوم پس از آن بلافاصله مرد بگوید: قبلتُ التزویج كه اگر عقد بدین صورت خوانده شود صحیح است و اگر دیگری را وكیل كنند كه از طرف آنها صیغة عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد باید وكیل زن ابتدا بگوید: زوَّجتُ موكّلتی فاطمةَ موكّلك احمدَ علی الصداق المعلوم و بعد از آن بلافاصله وكیل مرد بگوید: قبلتُ التزویج لموكّلی احمد علی الصداق المعلوم كه اگر بدین صورت عقد خوانده شود صحیح می باشد. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2368)

 
سوال: عقد ازدواج چه شرایطی دارد تا به طور صحیح واقع شود؟

جواب: عقد ازدواج پنج شرط دارد: 1) به عربی خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند, به هر لفظی كه صیغه را بخوانند صحیح است. 2) مرد و زن یا وكیل آنها باید از خواندن صیغه قصد انشاء داشته باشند. 3) كسی كه صیغه را می خواند باید بالغ و عاقل باشد چه برای خودش بخواند یا از طرف دیگری وكیل شده باشد. 4) اگر وكیل زن و شوهر یا ولیّ آنها صیغه را می خوانند, در عقد, زن و شوهر را معیّن كنند. 5) زن و مرد به ازدواج راضی باشند. (توضیح المسائل امام خمینی (ره)، م2370)

 

سوال: آیا اینكه می گویند مرد مسلمان می تواند همزمان چهار زن را به طور دائم عقد كند صحیح است؟

جواب: اصل این عمل در اسلام مجاز شمرده شده است ولی دارای شرایطی است كه باید لحاظ شود كه از جمله رعایت عدالت بین زنها می باشد كه قرآن كریم اصرار بر رعایت آن دارد و فرموده كه اگر نمی توانید عدالت را (ولو ظاهراً) رعایت كنید به یك زن اكتفا نمایید. (تحریر الوسیله امام (ره)، ج2, ص284، م10)

منبع:تبيان

مطالب مرتبط :



ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

احکام شرعی ازدواج

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

 

 

ملاک اطاعت از همسر در دوران عقد

سؤال: در دوران عقد که دختر هنوز در خانه ی پدر است و شوهر نفقه ای نمی پردازد و زن نیز تمکین نمی کند: الف) در اموری مانند بیرون رفتن از منزل و... اجازه با کیست؟ (پدر یا شوهر) و در صورت نهی شوهر از این امور امر کدام یک از پدر و شوهر مطاع است (بایداطاعت شود)؟ ب) در صورت تمکین (اطاعت درامور جنسی)زن از شوهر چطور؟ (در همان دوران عقد)


امام خمینی(ره)

الف) حق زوجیت ثابت می باشد اذن همسر لازم است.

ب) زوج اگر تمکین داشته باشد نفقه واجب است هر چند به منزل شوهر نرفته باشد.

استفتائات، ج 3، ص 146، س 4، ص 202، س 14، العروة الوثقی 4 مرجعی، ج 2، ص 692، 685

 
آیت الله بهجت (ره)

مطلقاً اجازه با شوهر است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

در فاصله بین عقد و عروسی که بطور متعارف زن در خانه پدر می ماند نفقه ی او بر شوهر نیست و خارج شدن او از خانه در این مدت منوط باذن شوهر نیست چه تمکین بنماید یا تمکین ننماید. والله العالم.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)


آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

به نظر آقا وقتی عقد ازدواج بین زن و مرد خوانده می شود تمام احکام زن و شوهری بین آن جاری است و زن موظف به تمکین است و بدون اجازه شوهر نمی تواند از منزل خارج شود


آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

1) دختری که عقد کرده ولی هنوز به خانه شوهر نرفته و در منزل پدر زندگی می کند آیا نفقه ی او به عهده ی شوهر است؟

اگر زن تمکین از شوهر دارد نفقه ی او بر عهده ی زوج است.

2) در فرض مرقوم، آیا تمکین بر این دختر واجب است، با توجه به این که مرسوم خانواده ها این است که انجام مراسم عروسی، عمل زناشویی انجام نشود.

3) آیا خروج این دختر در این مدت از خانه ی پدر باید با اجازه ی شوهر باشد؟

2) اگر مورد درخواست شوهر باشد و بر زوجه حرجی نباشد تمکین بر زوجه واجب است و لکن زوجه ی باکره می تواند امتناع کند از تمکین به دخول تا دریافت مهریّه در صورتی که قدی شده باشد شوهر عندالمطالبه باید آنرا پرداخت نماید (یعنی مهر موجّل نباشد) و چنانچه در ضمن عقد شرط عدم تمکین به دخول شده باشد و یا عقد مبنّی بر آن منعقد شده باشد رعایت شرط لازم است.

3) خروج دختر از خانه پدرش منوط به اجازه شوهر نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

در هر مورد اطاعت شوهر لازم است. واله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

به نظر آقا وقتی عقد ازدواج بین زن و مرد خوانده می شود تمام احکام زن و شوهری بین آن جاری است و زن موظف به تمکین است و بدون اجازه شوهر نمی تواند از منزل خارج شود.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

مادام که در خانه پدر است نه نفقه دارد نه اجازه برای خروج از منزل از سوی شوهر لازم است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

اگر تمکین تام نباشد پرداخت نفقه بر زوج واجب نیست.

هزار و یک مسأله فقهی، 1383، ج 2، ص 198، س 663

منبع:تبيان

 
سفره عقد مدل آینه سفره عقد مدل آبي فيروزه اي سفره عقد مدل طلایی سفره عقد مدل سنتی


نفقه زن حامله ی ناشزه

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > نفقه زن حامله ی ناشزه

احکام شرعی ازدواج

نفقه زن حامله ی ناشزه

 

 

نفقه زن حامله ی ناشزه

سؤال: نفقه ی زن حامله ی ناشزه برعهده چه کسی می باشد؟


امام خمینی(ره)

بر شوهر واجب نیست.

تحریرالوسیله، ج 2، ص 314، م 14

 
آیت الله بهجت (ره)

بر شوهر نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

چنانچه زن از روی نشوز خانه ی شوهر را ترک کند نفقه ی او ساقط می شود و چنانچه از تمکین امتناع می کند ولی خانه ی شوهر را ترک نکرد سقوط نفقه محل اشکال است، و در موارد سقوط نفقه ی زن بجهت نشوز حامله بودن او اثر ندارد والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

نفقه ی خودش با نشوز ساقط است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله خوئی(ره)

زن ناشزه مستحق نفقه نمی باشد.

منهاج الصالحین، ج 2، ص 281، م 1409


آیت الله تبریزی(دام ظلّه)

چنانچه زن از روی نشوز خانه ی شوهر را ترک کند نفقه ی او ساقط می شود و چنانچه از تمکین امتناع می کند ولی خانه ی شوهر را ترک نکرد سقوط نفقه محل اشکال است، و در موارد سقوط نفقه ی زن بجهت نشوز حامله بودن او اثر ندارد والله العالم


آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

برعهده ی شوهر نیست و بر عهده خودش است.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله شبیری زنجانی (دام ظلّه)

نفقه ی زن برعهده خود او است، ولی نفقه ی وی تا حدی که جهت نگهداری و حفظ فرزند لازم است، بر عهده ی زوج (پدر فرزند) می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

– برعهده ی شوهر نیست. والله العالم

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

زن ناشزه حق نفقه ندارد خواه حامله باشد یا نباشد. (بنابراین نفقه ی او برعهده ی شوهر نیست)

جامع المسائل، 1383، ج 2، ص 477 س 1329

 
آیت الله گلپایگانی (دام ظلّه)

ناشزه ی مطلقا چه حامل باشد چه حائل باشد حق نفقه ندارد.

مجمع المسائل، ج 2، ص 181، س 511

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

نفقه او برعهده شوهر است بنابراحتیاط واجب.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

تا زمان وضع حمل، نفقه ی او به عهده ی زوج می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة ازهراء(قم)

 
آیت الله وحید خراسانی (دام ظلّه)

مشهور این است که وجوب نفقه مشروط به عدم نشوز است.

منهاج الصالحین، ج 3، ص 325، فصل العاشر فی النفقات

 پی نوشت:
نشوز اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی به معنی تمکین نکردن، نافرمانی و عدم ایفاء وظایف زناشویی از سوی یکی از زوجین است. اگرچه معمولاً نشوز فقط به نافرمانی زن از طریق عدم تمکین به شوهر اشاره دارد اما نافرمانی شوهر نیز در نوشته های فقهی نشوز نامیده می‌شود هرچند اصطلاح تمکین در مورد شوهر استفاده نمی‌شود.   

منبع:تبيان

 

 



حکم ازدواج شیعه با سنی

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج >حکم ازدواج شیعه با سنی

احکام شرعی ازدواج

حکم ازدواج شیعه با سنی

 

 

حکم ازدواج شیعه با سنی

سوال: ازدواج شیعه با اهل سنت در موارد ذیل چه حکمی دارد؟ الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی


امام خمینی(ره):

الف) مکروه است و احتیاط مستحب ترک ازدواج است.

ب) نکاح مرد شیعه با زن سنی غیر ناصبی جایز است.

(تحریرالوسیله، ج2، 1408هـ ق، ص286، م 8)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) جایز نیست.

ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی اشکال ندارد و بهتر است سعی در شیعه شدن او بینجامد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(احکام ازدواج، ص 61)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) ازدواج مزبور به جهت اینکه مورد خوف گمراهی نسبت به خود زن یا فرزندان وی می باشد جایز نیست والله العالم.

ب) ازدواج مرد شیعه با زن سنی جایز است مگر خوف گمراهی باشد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(منهاج الصالحین، ج2، 1426هـ ق، ص 344. م 1298)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف) اگر خوف انحراف از مذهب نباشد مانعی ندارد.

ب) مانع ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(استفتائات جدید 1، ص 92،س 467)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) اگر بیم انحراف و گمراهی باشد، جایز نیست.

ب) ازدواج مومن (شیعه) با زن سنی غیر ناصبی جایز است مگر خوف گمراهی رود که حرام است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(مسائل المنتخبه، 1425 هـ ق، ص 388، م 988)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) بنابر قول مشهور جائز نیست. واله العالم

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصی نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(هدایة العباد، ج 2، 1420هـ ق، ص 441، م 8)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) فی نفسه اشکالی ندارد ولی برای حفظ عقائد زن مناسب است حتی الامکان با مرد شیعه ازدواج کند. بهتر است با مرد سنی ازدواج نکند.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(الاحکام الواضحه، 1422هـ ق، ص 385، م 1705)

 
آیة الله گلپایگانی(ره) :

الف) ازدواج زن شیعه با مرد سنی غیر ناصی مکروه است پس احتیاط مستحب ترک ازدواج است.

ب) اشکالی در جواز ازدواج مرد شیعه با زن سنی غیر ناصبی نیست.

(هدایة العباد، ج2، 1417هـ ق، ص 349، م 1212)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) اشکال دارد

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) پس از سلام. اگر مطمئن است که هویّت مذهبی خود را حفظ می کند، اشکال ندارد.

ب) اگر مطمئن است هویت مذهبی خود را حفظ می کند جایز است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

(هزار و یک مساله فقهی، ج 1، 1383، ص 194، م 668)

 
آیة الله وحید خراسانی(دام ظلّه):

الف) برای زن شیعه جایز است که با مرد سنی ازدواج کند، البته کراهت دارد بلکه بنابر احتیاط مستحب ترک کند مگر زمانی که بترسد از گمراهی پس در این صورت حرام است.

ب) برای مرد شعیه جایز است ازدواج با زن سنی، مگر از گمراهی بترسد.

(منهاج الصالحین، ج3، ص 308، م 1298)

 
نکاح موقّت با مجوسیّه

سوال: نظر مقام معظم رهبری مد ظله العالی درباره نکاح موقّت با مجوسیّه که در تاریخ 7/2/84 توسط حضرت آیت الله کریمی دام ظله ابلاغ شد چیست؟
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

نکاح انقطاعی با مجوسیه، اشکال ندارد

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

منبع:تبيان

 
سفره عقد مدل سیلور تزیین شمع سفره عقد تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد مدل کفش دامادی


برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین(علیهم السلام)

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین علیهم السلام

احکام شرعی ازدواج

برپایی مجلس عروسی در روزهای

شهادت معصومین(علیهم السلام)

 

 

برپایی مجلس عروسی در روزهای شهادت معصومین(علیهم السلام)

سوال: برپایی مجلس عقد یا عروسی در ایام لیالی شهادت ائمه معصومین(علیهم السلام) و راه اندازی کاروان های شادی که موجب هتک حرمت این ایام و مناسبت ها می شود چه حکمی دارد؟


حضرت آیة الله خامنه ای(مدظله):

اگر موجب توهین و هتک باشد اجتناب لازم است.

 
 حضرت آیة الله بهجت(ره):

در صورت صدق عنوان هتک، حکم آن نزد متشرعه واضح است.

 
حضرت آیة الله مکارم شیرازی(مدظله):

در فرض مسئله حرام است.

 
حضرت آیة الله صافی گلپایگانی(مدظله):

این گونه حرکات مناسب دوستان اهل بیت (علیهم السلام) نیست، مومنین باید از آن بپرهیزند.

 
حضرت آیة الله سیستانی(مدظله):

جایز نیست.

 
حضرت آیة الله تبریزی(ره):

تزویج و عقد و عروسی در ایام سوگواری ائمه معصومین(علیهم السلام) برکتی ندارد و راه انداختن کاروان شادی در کوچه و خیابان در آن ایام جایز نیست و همین در غیر ایام سوگواری هم که معرض فساد است جایز نیست.

منبع:تبيان

 
سفره عقد مدل سیلور تزیین شمع سفره عقد تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد مدل کفش دامادی


آیا جلوگیری از بارداری جایز است؟

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > آیا جلوگیری از بارداری جایز است

احکام شرعی ازدواج

آیا جلوگیری از بارداری جایز است

 

 

آیا جلوگیری از بارداری جایز است؟

سوال: خواهشمندیم در صورت امکان نظر خود را درباره حکم مسائل زیر، مرقوم بفرمایید. الف) گذاشتن دستگاه IUD ب) بستن لوله برای خانم ها ج) بستن لوله برای آقایان


امام خمینی(ره) :

الف) اگر دستگاه به وسیله کسی که جایز نیست لمس یا نظر به عورت او کند گذاشته می شود و مستلزم لمس و نظر است حرام است، و در غیر این صورت مانع ندارد، مگر اینکه موجب عقیم شدن یا نقص عضو شود.

ب و ج) اگر موجب نازائی دائمی نشود و ضرر به مزاج نرساند و همراه یا مستلزم محرّم خارجی نشود. اشکال ندارد.

)استفتائات، ج3، ص 283 س9 استفتائات، ج3، ص 284 س11(

 
آیة الله اراکی(ره):

الف) اگر ایجاد مانع کند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد اشکال ندارد.

ب و ج) اگر بستن لوله های رحم، احبال و قوه توالد را از بین ببرد جایز نیست و اما اگر ایجاد مانع کند با حفظ قوه توالد و هر وقت بخواهد مانع را بردارد بتواند یعنی به طور موقت باشد مانعی ندارد و همچنین اگر حمل برای زن موجب خطر نفس یا حرج شدید باشد، بستن لوله های رحم مانعی ندارد، به شرط آنکه راه دیگری نباشد.

(استفتائات، ص 251، س 13)

 
آیة الله بهجت(ره):

الف) چون مستلزم نظر یا لمس حرام است جایز نیست.

ب و ج)عقیم کردن دائمی جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله تبریزی(ره):

الف) چنانچه مستلزم نظر و لمس حرام باشد جایز نیست. والله العالم.

ب و ج) بستن لوله های مذکور چنانچه مستلزم نظر و لمس حرام باشد جایز نیست بلکه مطلقاً جایز نیست بنابر احتیاط، مگر اینکه زن مرضی داشته باشد که معالجه آن موقوف به ممانعت از حمل باشد و ممانعت از حمل به غیر از بستن لوله ها هم ممکن نباشد والله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله خامنه ای(دام ظلّه):

الف و ب و ج) فی نفسه مانع ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شود و در زن باید با اجازه شوهر باشد.

حکم بستن لوله آقایان و خانم ها برای جلوگیری از حاملگی چیست؟

بستن لوله برای جلوگیری از حمل اگر برای غرض عقلانی حلال و مصون از ضرر معتنی به(قابل اعتنا) باشد و در مورد زن ها با اجازه شوهر باشد منع شرعی ندارد.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله سیستانی(دام ظلّه):

الف) در صورتی که موجب تلف نطفه پس از انعقاد باشد به احتیاط واجب جایز نیست. و در غیر این صورت جایز است اگر مستلزم نگاه یا لمس حرام نباشد، و اگر باشد در صورتی جایز است که منع بارداری برای زن ضرورت داشته باشد و راهی دیگر نباشد، یا ضرر داشته باشد.

ب) جایز است مگر این که مستلزم نگاه یا لمس حرام باشد که در این صورت فقط در فرض مذکور در جواب قبل جایز است.

ج) مانند مورد قبل است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله صافی گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) اگر مستلزم محرم از قبیل مباشرت و نظر نامحرم نباشد و ضرری نیز نداشته باشد اشکال ندارد. واله العالم

ب و ج) بستن لوله از مرد باشد و یا زن به طور دائمی جائز نیست و در موقت هم باید مستلزم حرامی نباشد واله العالم

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله فاضل لنکرانی(ره):

الف) اگر مستلزم کار حرامی چون نگاه به عورت دیگران و لمس و نظر نامحرم باشد جایز نیست هر چند فی نفسه مانعی ندارد.

ب و ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی یا مستلزم کار حرامی چون لمس و نظر نامحرم باشد جایز نیست.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله گلپایگانی(دام ظلّه):

الف) اگر جلوگیری از بارداری موجب نقص و فلج عضو و عقیم شدن شود جائز نیست. بلی اگر حمل خطر یا ضرر بدنی برای زن داشته باشد می تواند مطلقاً مادامیکه ضرر دارد جلوگیری کند.

(مجمع المسائل، ج2، ص 172 س 485)

 
آیة الله مکارم شیرازی(دام ظلّه):

الف) ذاتاً اشکال ندارد ولی چون موجب نظر و لمس حرام است، تنها در مورد ضرورت جایز است.

ب) اگر قابل بازگشت نباشد جایز نیست مگر در مورد ضرورت

ج) مانند جواب سابق است.

(استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات)

 
آیة الله نوری همدانی(دام ظلّه):

الف) در صورتی که موجب عقیم شدن دائمی گردد و یا مستلزم ارتکاب عمل جراحی (لمس و نظر) شود اشکال دارد.

ب و ج) بستن لوله اگر مستلزم ارتکاب عمل حرامی نشود و موجب عقیم شدن دائمی هم نباشد جایز است.

(هزار و یک مساله، ج 2، ص 285 س 921 و ص 287، س 929 و 931)

منبع:تبيان

 
سفره عقد مدل آبي فيروزه اي مدل کیک عروسی تصاویر تزیین سینی حنا کت و شلوار دامادی تصاویر


ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد

احکام شرعی ازدواج

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد

 

 

ازدواج با کسانی که اجازه می خواهد!

سوال: با خواهر زاده زنم بدون اذن همسرم ازدواج کردم، بعداً فهمیدم حرام است، حالا چه کنم؟


دفتر حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):

به هر حال براى صحّت ازدواج با خواهر زاده همسرتان اذن ایشان لازم است و در صورتی که همسرتان اذن دهند، عقد صحیح مى‌باشد.

 
دفتر حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده، یا خواهر زاده او را عقد کرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضایت بدهد، عقد صحیح است، و اگر رضایت ندهد عقد آنان باطل است.

 
دفتر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

راحت ترین راه اخذ رضایت از همسر است. چون اگر طلاق هم بدهید بالاخره همسر در جریان قرار می گیرد.

 
حضرت آیة الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی):

1. ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده ی زن بدون اذن زن جایز نیست. چه زن دائم باشد چه موقت و چه ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده، دائم باشد یا موقت.

2. اگر بدون اذن زن، با خواهر زاده یا برادر زاده ی وی ازدواج کند، این عقد فضولی محسوب می شود و با اجازه ی زن، عقد صحیح خواهد بود.

3. اگر زن را طلاق دهد و طلاق بائن باشد، بلافاصله پس از طلاق می تواند با خواهر زاده یا برادر زاده وی ازدواج کند. ولی اگر طلاق رجعی باشد در زمان عده، ازدواج با خواهر زاده یا برادر زاده مشروط به اذن یا اجازه زن است و پس از عده می تواند با آنها بدون اذن یا اجازه زن ازدواج کند. البته اگر زن موقت باشد، پس از پایان زمان ازدواج موقت یا پس از بخشیدن زمان باقیمانده، مرد می تواند بلافاصله با خواهر زاده یا برادر زاده او ازدواج کند زیرا در عقد موقت هر چند زن عده نگه می دارد، مرد حق رجوع به او را در عده ندارد، هر چند می تواند با او در عده نکاح خودش مجدد ازدواج دائم یا موقت کند.

4. اگر بخواهد با عمه یا خاله همسر خود ازدواج کند، نیاز به اذن همسر فعلی نیست. همچنین اجازه  عمه یا خاله همسر فعلی، جهت صحت ازدواج قبلی (با خواهر یا برادر زاده ایشان) نیاز نمی باشد. و حتی اعلام به آنها نیز، لازم نیست.

5. با توجه به مطالب فوق در مورد سۆال مذکور دو راه برای این امر وجود دارد:

1. دریافت اجازه از همسر فعلی.

2. طلاق همسر فعلی و ازدواج با خواهر زاده وی پس از پایان عده و سپس ازدواج مجدد با همسر فعلی.

منبع:تبیان

 
سفره عقد مدل آینه کیک های سفره عقد با گل های طبیعی چاقوی کیک سفره عقد ست کیف و کفش عروس


اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

صفحه اصلی > احکام شرعی ازدواج > اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

احکام شرعی ازدواج

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان

در امر ازدواج

 

اجازه دختر مسلمان از پدر غیر مسلمان در امر ازدواج

سؤال: آیا برای ازدواج دختر مسلمان، اذن پدر غیرمسلمان لازم است؟

امام خمینی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 تحریرالوسیله، ج 2، ص 256، م 12

 
آیت الله اراکی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16

 
آیت الله بهجت (ره)

خیر، لازم نیست.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله خامنه ای(دام ظلّه)

در فرض سؤال اذن پدر کافر ساقط است ولکن اگر جدّ پدری دختر مسلمان باشد، ولایت برای او ثابت می باشد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 

آیت الله خوئی(ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 العروة الوثقی مع تعلیقه، ج 2، ص 649، م 16

 
آیت الله سیستانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ باشد او ولایت دارد.

منهاج الصالحین، ج3، ص 29، م 72

 
آیت الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر هیچ ولیّ مسلمانی نداشته باشد ولایت با حکام شرع است گرچه مادر مسلمان باشد.

هدایة العباد، ج 2، ص 411، م 13

 
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)

خیر. اذن پدر کافر لازم نیست.

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

العروة الوثقی مع تعلیقات، ج 2، ص 753، م 16

 
آیت الله گلپایگانی (ره)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر هیچ ولیّ مسلمانی نداشته باشد ولایت با حکام شرع است گرچه مادر مسلمان باشد

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م 16 هدایة العباد، ج 2، ص 319، م 1112

 
آیت الله مکارم شیرازی (دام ظلّه)

در صورتی که رعایت مصالح فرزندش را می کند اذن او لازم است بنابراحتیاط واجب.

استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعة الزهراء(قم)

 
آیت الله نوری همدانی (دام ظلّه)

پدر کافر به فرزند مسلمان ولایت ندارد و اگر جدّ مسلمان باشد او ولایت دارد و اگر جدّ هم کافر بود حاکم ولایت دارد.

العروة الوثقی، ج 2، ص 705، م

منبع:تبیان

 
سفره عقد مدل آینه کیک های سفره عقد با گل های طبیعی چاقوی کیک سفره عقد ست کیف و کفش عروس


مقالات

قانون جديد حمايت خانواده و دفاتر رسمي ازدواج و طلاق

مطالبه و اخذ گواهي پزشکي معتبر مبني بر عدم اعتياد به مواد مخدر و عدم ابتلا به بيماري‌هاي مسري ( سيفليس‌، تالاسمي و ..) و نيز واکسيناسيون زوجين‌، قبل از ثبت ازدواج (ماده 23 )‌. فهرست بيماري‌هاي مد نظر قانون از سوي وزارت بهداشت به دفاتر اعلام مي‌گردد ‌و قانون سابق مبني بر اخذ گواهي تزريق واکسن ضد کزاز بانوان نيز در حال حاضر منسوخ شده و تصويب آئين‌نامه جديد موارد مبهم را مشخص خواهد نمود

چرا ازدواج عاشقانه به طلاق می رسد؟

زندگی مشترک پیچیدگی های خاصی دارد که اگر آنها را نشناسید ممکن است در تله ای بیفتید که خیلی ها در آن افتاده اند. یعنی خراب شدن رابطه دو نفره تان و در نهایت طلاق

نفقه

نفقه عبارتست از همه‌ي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن. البسه. غذا. اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و هر آنچه را به صورت عادت يا احتياج لازمه‌ي زندگي وي باشد. البته قانون ميزان دقيقي براي نفقه مشخص نكرده و بيان نكرده كه مثلا نفقه ي روزانه‌ي زن بيست هزار تومان باشد بلكه نفقه را بر مبناي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن و منطبق با عرف زمان و مكان زندگي زوجين دانسته است.

اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !

زن و شوهر تقاضای طلاق دارند. آن هم طلاق توافقی دادگاه با صدور حکم جدایی، مرد را موظف کرد هر ماه یک سکه از 124 هزار سکه مهریه زن را بپردازد. با یک محاسبه سرانگشتی می‏توان نتیجه گرفت مرد باید 10هزار و 333 سال یعنی سال 1717 هجری هر ماه یک سکه به زن بپردازد. کم نیستند مردانی که امروز به حق یا ناحق به دلیل عدم پرداخت مهریه در زندان‏ها به سر می‏برند

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مسئله مزاج یکی از مسائلی است که در انتخاب همسر باید در نظر گرفت البته دیگر مسائل مانند ایمان، شرایط خانوادگی و ... نیز بسیار مهم است. با ذکر چند مثال، علت تطابق مزاج زن و مرد مشخص می‌شود.

اهمیت شناخت همسر و خانواده همسر

همیشه می گویند شناخت خانواده همسر و دقت در انتخاب فردی که خانواده خوب دارد، یک اصل مهم ازدواج است. چرا این طور است؟ اگر قرار است با خود دختر یا پسر زندگی کنید چرا باید روی خانواده او حساس باشید معمولا ازدواج در دو سطح به انجام می رسد یکی در سطح خانواده و دیگری در سطح فرد. وقتی خانواده برای ازدواج فرزندی تصمیم می گیرد به مسایلی توجه دارد که فرد به آنها کمتر توجه دارد و زمانی که خود فرد برای ازدواج تصمیم می گیرد. به مسایلی دیگر توجه دارد که خانواده به آنها کمتر توجه دارد.

بعد از دعوا با همسرتان از این رفتارا اجتناب کنید !

دعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛ اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوج عصبانیت هستید، چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد.

ازدواج دانشجویی تصمیم درستی است یا نادرست

درست یا اشتباه بودن ازدواج دانشجویی ، را برای شما عزیزان قرارداده ایم . زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند. ازدواج‌های دانشجویی چند سالی است كه برای تبلیغ ساده‌زیستی و ترویج فرهنگ ازدواج در دانشگاه‌های آزاد و دولتی رواج یافته است

طلاق عاطفی چیست؟

کلمه طلاق عاطفی شاید برای بسیاری از مردم واژه جدیدی باشد. بسیاری از مردم، طلاق را به معنی جدایی کامل زن و شوهر و از هم‌گسیختن کامل زندگی مشترک می‌دانند، اما واقعیت این است که برای بسیاری از زوجین آینده فرزندان، آبرو و حیثیت خانوادگی و آینده مبهم زندگی بعد از طلاق و ترس از این آینده مبهم موضوعاتی هستند که مانع از جدایی کامل آنها از همدیگر شده است. این زوجین در کنار همدیگر زندگی می‌کنند، اما در اصل از هم طلاق گرفته‌اند، که اصطلاحا به این نوع طلاق، طلاق عاطفی گفته می‌شود.

بالا رفتن آمار طلاق در ایران

آمارهای جدید بالا رفتن شدید طلاق در کلیه کشورهای جهان را نشان می‌دهند. متاسفانه این افزایش جهانی است و در حد شدت و ضعف در همه کشورها وجود دارد. طبق جدیدترین آمارها امروزه در جوامع غربی از هر چهار ازدواج، دو ازدواج به طلاق منجر می‌شوند. در برخی ایالت‌ها مانند ایالت کالیفرنیا آمریکا از هر چهار ازدواج، سه مورد آن به طلاق منجر می‌شوند و حدود پنجاه درصد دانش‌آموزان آمریکایی، فرزند طلاق هستند. آمار طلاق در کشور ما نیز وضعیت خوبی ندارد. اگرچه در کشور ما این آمار کمتر از کشورهای غربی می‌باشد، اما متاسفانه این آمار به شدت در حال افزایش است.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

بله‌بران

در مجلس بله برون، مردان ریش سفید دوگروه دربارة میزان مهر، شیربها، و نقد یا نسیه پرداختن یا کم و بیش کردن میزان آنها، تأمین بعضی از هزینه های عروسی مانند میزان خرید طلا و جواهر، چگونگی برگزاری مجلس عقد و عروسی و سنگین یا سبک گرفتن آنها، شمارمهمانان و مانند اینها گفتگو می‌کنند که گاه ساعتها به درازا می کشد. پس از توافق طرفین، معمولاً سیاهه‌ای از تعهدات را روی دو نسخة کاغذ می‌نویسند و به امضای پدر داماد و پدرعروس و چندتن از ریش سفیدان مجلس می‌رسانند.

حنابندان

جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به طور رسمی در خانه پدری برگزار می گردد. در روزگاران نه چندان دور در شب حنابندان زنان شرکت کننده دستشان را با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مراسم گرداننده می شد رنگ می کردند و این آیین همچنان در روستاها و شهرهای کوچک ایران پا برجاست. حنا از جنت است و اثری از بهشت و نشانه ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

آینه و شمعدان

آیِنِه و شَمْعْدان یا آینه شمدوناز اجزای اصیل سفرهٔ عروسی ایرانی است، که در سفرهٔ هفت سین نیز قرار داده می‌شود. استفاده از آینه و شمعدان ریشه در ایران باستان و آیین زرتشت دارد.

مهریه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

مراسم عروسی در ایران

یک روز پیش از عروسی، مقداری بارو بنشن به نام «باروزی» از طرف داماد به خانهٔ عروس ارسال می‌شود. صبح روز عروسی خانواده‌های وابسته به داماد همراه با توشمال‌ها شادی‌کنان به طرف خانهٔ عروس راه می‌افتند. زنان و دختران قبل از وارد شدن به خانهٔ عروس در میانهٔ راه آوازهایی (دوالالی) می‌خوانند. نزدیک خانهٔ عروس که رسیدند، خانوادهٔ عروس به پیشواز می‌آیند و مهمانان را به داخل می‌برند.

کله‌قند

به درستی مشخص نیست که اولین بار کله قند در چه زمانی تولید و عرضه شد. ولی در قرن ۱۲ میلادی، کله قند در اردن وجود داشته‌است. عرضه کله قند از قرن ۱۹ میلادی در انگلستان به دلیل مالیات‌های سنگین متوقف گردید.

از منظر قرآن ‎ ازدواج چه فوايدي دارد

قرآن کريم به ازدواج توصيه کرده است: «وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را»

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

ترس از مجرد ماندن!

بطور روزانه با مراجعه کنندگان جوان،‌يعني دخترها و پسرهايي روبرو مي‌‌شوم که مجردند و به ظاهر زندگي آرام و خوبي دارند اما به شدت نااميدند و از زندگي مجردي خود مي‌‌ترسند و نگران آينده هستند. از طرفي با خانم‌ها و آقايان زيادي مواجه مي‌‌شوم که متاهل اند و به دنبال هر دستاويزي مي‌‌گردند تا خود را از زندگي زناشويي سخت و طاقت فرساي خود رها کنند‌. از خود مي‌‌پرسم حق با کدام دسته است؟ و هميشه به‌يک پاسخ مي‌‌رسم. حق با هر دو گروه است‌. اما چرا‌؟ چون براي برخي از افراد، مجرد بودن به شدت مخرب و حتي افسرده کننده است و براي برخي ديگر متاهل بودن و البته براي هر دو گروه، افتادن در دام ازدواج‌هاي ناهماهنگ که بطور روزانه آنها را در معرض تخريب و حتي اختلالات جسمي‌‌و رواني قرار مي‌‌دهد‌.

دفتر ازدواج و طلاق

دفاتر ازدواج و طلاق از نهادهاي تخصصي مدني هستند که بخشي از وظايف اجرايي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور را انجام مي‌دهند. دفاتر ازدواج از نظر مالي مستقل هستند و به طور خصوصي اداره مي‌شوند؛ ولي سازمان ثبت اسناد و املاک کشور سردفتران (مديران دفاتر ازدواج) را گزينش مي‌کند، قوانين اين دفاتر ازدواج را تنظيم و ابلاغ مي‌کند و بر عملکرد دفاتر ازدواج نظارت مي‌کند.

شرايط و دستورالعمل اخذ وام ازدواج

تبصره 1 : کليه شهروندان ايرانی خارج از کشور که گواهی ازدواج آنـها توسط سفارت جمهوری اسلامی ايران در خارج از کشور صادر شده ، قادر به ثبت نام بوده و گواهی ازدواج آنها که ممهور به مهر کنسولگری ايران در کشور مذکور می‌باشد به عنوان سند ازدواج تلقی می‌گردد .

قانون مهریه

ماده ۱۰۷۸ هر چيزي را که ماليت داشته و قابل تملک نيز باشد مي‌توان مهریه قرار داد. ماده ۱۰۷۹ مهریه بايد بين طرفين تا حدي که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مقالات

10 وضعيت مهم و خطرناک براي انتخاب همسر

انتخاب همسر هميشه حساس و نيازمند دقت است. اما اگر در يکي از 10 موقعيت زير قرار داريد، اين حساسيت برايتان بيشتر هم خواهد بود. بنابراين بي گدار به آب نزنيد و مرحله به مرحله با سنجش شرايط آينده پيش برويد.

هفت خوان مهم در انتخاب همسر

1) قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمين باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا براي اينکه از خانه پدري فرار کنيد؟ کسي که خودشناسي مي کند، براي زندگي خودش هدف قايل مي شود، برنامه ريزي مي کند، آرزوهايش را روي کاغذ مي آورد و جاهاي خالي زندگي اش را شناسايي مي کند.

به دنبال همسر اينترنتي

اگر به اينترنت به عنوان يک ابزار آشنايي نگاه کنيم، درست مثل محيط دانشگاه يا محل کار و مهماني خانوادگي، آن وقت مي توانيم به اين نتيجه برسيم که اينترنت هم مي تواند بهانه آشنايي دو نفر باشند. دو نفر که اگر آشنايي شان را به دنياي واقعي بکشانند، ممکن است تصميم بگيرند تا پايان عمر زير يک سقف زندگي کنند!

پاسخ شمابه سؤالات نامزدتان چگونه است؟

طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باشند تصويري هم كه ساخته مي شود صحيح تر خواهد بود. اين امر كمك مي كند تا زن و مرد راه بهتري را در زندگي پيدا كنند، اين راه مي تواند به ازدواج و يا قطع رابطه و عدم ازدواج ختم شود. رسيدن به هر يك از اين راه ها در صورتي كه عاقلانه و درست باشد به نفع زن و مرد است.

ابراز محبت و عشق ورزيدن در زندگي زناشويي

دوستي وقتي همسرش مسافرت بود،روي بعضي از سراميک هاي سفيد رنگ خانه،عکس و گل و شکلات چسبانده بود و روي چند عدد از آنها کلمات و جمله هاي محبت آميز نوشته بود، باور کنيد همسرش تا مدت ها سراميک ها را تميز نکرده بود که مبادا نوشته ها پاک شود! تصور کنيد که عشق آنها، با اين کار آقا، چقدر تازه شد!

زير و بم‌هاي دوران عقد

همه دختران و پسراني که سر سفره عقد مي نشينند، تصميم مي گيرند که يک زندگي رويايي را شروع کنند. اما بعضي از همين زوج ها در روزهاي اول بعد از عقدشان، به دلايل توجه نکردن به چند مسئله جزئي ولي مهم به اين نتيجه مي رسند که با همسرشان توافق ندارند. گاهي اين مشکلات روي هم جمع مي شوند تا حدي که اين زوج جوان به خانه بخت هم نمي رسند و تمام آن آرزوهاي رويايي بر باد مي رود!

با نامزدي هاي به هم خورده چگونه کنار بياييم؟

فراموش نکنيد که اين شرايط بسيار سخت است اما کشنده نيست بنابراين بهتر است که در روزهاي نخستين اين اتفاق ناگوار به اندازه کافي به خودتان فرصت و استراحت دهيد. همچنين به خودتان اجازه دهيد که در برابر اين اتفاق به سوگواري پرداخته و حتي تا جايي که دوست داريد گريه کنيد. حتي مرخصي تحصيلي بگيريد . تمام روز را بخوابيد و سعي کنيد از خوراکي هاي شيرين مانند بستني و ... استفاده کني

براي ازدواج هدف داشته باشيد

همه افراد در حيطه شغلي اهدافي را براي خود معين کرده و به واسطه آن ميزان فروش و نهايتا بازدهي کلي سيستم را افزايش مي دهند. اين امر در حيطه اجتماعي نيز کاملا مشهود است؛ افراد و ارگانها براي رسيدن به نتايج موفقيت آميز اجتماعي هدفگذاري انجام مي دهند. بايد توجه داشت که مسئله هدفگذاري به ويژه در سطح فردي از اهميت بالايي برخوردار مي باشد.

زناني که از ازدواج مي ترسند

ما 2 گروه زن داريم که به دليل ترس از انتخاب بد حاضر نيست ازدواج کنه.گروه اول زناني هستند که منتظر يه فرصت خوب هستند.اينها خيلي خطرناک دارن حرکت ميکنند.افرادي هستند که زير نگاه شديداطرافيان قرار دارند و مسلماً نمي خواهند که پس از ازدواجشان بشنوند : اِهه ، يارو رو! اينهمه صبر کرد آخرش با اين تحفه ازدواج کرد!

آنچه قبل از ازدواج بايد بدانيد

چنان ارتباط عميق وهمه جانبه اي مي شود که بي هيچ شک وشبهه اي قابل مقايسه با هيچ يک از ديگر ارتباطات انساني نمي باشد به نحوي که قرارداد ناشي از آن داراي نوعي تقدس شده است .ازدواج مساله بسيار مهمي است که بسياري از جنبه‌هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي انسان را تحت تاثير قرار مي‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پيدا کردن راه حلهايي باشند که يک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شيوع و افزايش آمار طلاق که يقينا عواقب بعدي آن بسيار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمينه مسائل پزشکي ، مساله گروههاي فوتي و ژنتيکي آغاز گرديد و امروزه کم کم در زمينه مسائل شخصيتي و رواني و روابط نيز در حال شکل گيري و کاربرد است. در اين مقوله کارکردهاي مشاوره قبل از ازدواج بسيار مهم هستند که به آنها مي‌پردازيم.

سفره عقد

سفره عقد يکي از سفره‌هاي سنتي ايراني است که در مراسم عقد و يا هنگام عروسي پهن مي‌شود و عروس و داماد بر سر آن مي‌نشينند و به خطبه عقد گوش فرا مي‌دهند.سفره عقد در اکثر شهرهاي ايران رواج دارد و در آن شش ظرف که هرکدام محتوي چيزي است که بيانگر آرزويي براي عروس داماد است، قرار دارد اين ظروف معمولاً شامل : گردو، بادام، فندق، نان و نبات و تخم مرغ مي‌باشند.

خواستگاري

در اسلام؛ خواستگاری از اشخاصی که امکان ازدواج را به لحاظ شرعی ندارند، ممنوع است. برای مثال زن شوهردار، زنی که به دلیل رابطهٔ خویشاوندی نزدیک ازدواج با او حرام است و زنی را که در عدهٔ رجعیه است، یعنی شوهرش او را طلاق قابل رجوع گفته و او در عدهٔ پس از طلاق است، نمی‌توان خواستگاری کرد.

1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - 14


مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

صفحه اصلی > مقالات > ازدواج  > مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مزاج شناسی در ازدواج

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

مسئله مزاج یکی از مسائلی است که در انتخاب همسر باید در نظر گرفت البته دیگر مسائل مانند ایمان، شرایط خانوادگی و ... نیز بسیار مهم است.

با ذکر چند مثال، علت تطابق مزاج زن و مرد مشخص می‌شود.


مثال اول: همان‌طور که می‌دانید «گرم‌مزاجان» افرادی فعــال و پرجنب و جوش هستند و «سردمزاجان» افرادی کند و بی‌حال هستند. حال اگر زن و شوهر دارای مزاج مختلف باشند به سختی می‌توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است. در زندگی خوابگاهی، فراوان مشاهده شده است که افراد دارای مزاج مختلف نمی‌توانند همدیگر را تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر می‌دهند. فرد فعال و پرانرژی از فرد فعال و پرانرژی خوشش می‌آید.
تصور کنید زن و شوهر برای یک مهمانی دعوت شده‌اند. زن، مزاج سرد دارد و شوهر بسیار گرم است. شوهر به علت گرم‌مزاج بودنش فوراً سر و وضع خود را مرتب کرده و آماده رفتن می‌شود، اما زن، به علت سردمزاج بودنش بسیار کند عمل کرده و شوهر مدت زیادی منتظر می‌ماند تا زن آماده رفتن شود. حال اگر از این سنخ تضادها در زندگی زیاد باشد، به مرور زمان عشق و علاقه زوجین را نسبت به هم کم خواهد کرد.

مثال دوم: همان‌طــور که گفته شد، افراد صفراوی حافظه خوبی دارند و تیزهوش هستند. این افراد باید با هم‌سنخ خود یعنی افراد دارای مزاج گرم و خشک ازدواج کنند، چون در صورت عدم رعایت تطابق مزاجی، این افراد قادر به درك یکدیگر نخواهند بود.

مثال سوم: دمــوی‌مزاجان (گرم و تر) دارای روحیه شاد، خوش‌مشرب و اجتماعی هستند.
حال تصور کنید چنین فردی با یک فرد سوداوی (سرد و خشک) ازدواج کند. فرد سوداوی گوشه‌گیر بوده و تمایلی به شرکت در اجتماعات ندارد. این دو نفر به علت تقابل مزاجی که دارند، نمی‌توانند با هم کنار بیایند.

مثال چهارم: یکی از خصوصیات بلغمی‌مزاجان، خونســـردی و بی‌خیالی آنها در حوادث و مشکلات است. حال اگر یک طرف، بلغمی (سرد و تر) باشد و طرف دیگر، گرم باشد، یک طرف همیشه در اضطراب خواهد بود و طرف دیگر بی‌خیال. فرد گرم‌مزاج از بی‌خیالی طرف مقابلش خسته می‌شود و این وضعیت در درازمدت باعث تنفر و انزجار او از طرف مقابلش خواهدشد. متقابلا فرد سردمزاج (بلغمی) نیز فرد گرم‌مزاج را به خاطر اضطراب و عجول بودنش سرزنش می‌کند.

نکته: بدون در نظر گرفتن مزاج نیز می‌توان به این تطابق رسید ولی با مزاج‌شناسی کار بسیار آسان می‌شود و شناخت بهتر صورت می‌گیرد چون در مزاج‌شناسی از خصوصیات بدنی نیز می‌توان کمک گرفت و به حالات روانی افراد پی برد. پیش‌تر گفته شد که مزاج ذکور نسبت به اناث گرم‌تر و خشک‌تر است؛ به همین جهت در عالم انسانی، زنان پیرو و دنباله‌رو مردان هستند. علائم سردمزاجی در زنان غلبه دارد و به علت این تفاوت مزاجی، مدیران و رؤسای عالم اکثراً مردها هستند. در خانواده نیز همین‌طور است و مدیر خانواده مرد است. حال اگر زنی را دیدید که مدیر شده است و توانایی این کار را هم دارد، بدانید که حتماً گرم‌مزاج است.

البته نکته بسیار مهم این است که انسان می‌تواند با تهذیب نفس و اراده، تا حدود زیادی نواقص و اشکالات خود را تعدیل و اصلاح کند و البته پس از ازدواج هم با اطلاع از اینکه بسیاری از رفتارها و واکنش‌های طرف مقابل بر اساس مزاج اوست و عمدی در کار نیست، می‌توان به آرامش و تفاهم بیشتری دست یافت.

مزاج شناسی در ازدواج و شناخت مزاج همسرتان

متبع:تندرستان

 
تزیین جا حلقه عروس و داماد تزیین سبد عروس تزیین شمع سفره عقد تزیین جام عسل برای سفره عقد


اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه !

صفحه اصلی > مقالات > مهریه > اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه



ارقام نجومی مهریهحال در این مقاله به اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه خواهیم پرداخت. با سایت سالن عقد خاطره همراه باشید.

اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه

زن و شوهر تقاضای طلاق دارند. آن هم طلاق توافقی دادگاه با صدور حکم جدایی، مرد را موظف کرد هر ماه یک سکه از 124 هزار سکه مهریه زن را بپردازد. با یک محاسبه سرانگشتی می‏توان نتیجه گرفت مرد باید 10هزار و 333 سال یعنی سال 1717 هجری هر ماه یک سکه به زن بپردازد. کم نیستند مردانی که امروز به حق یا ناحق به دلیل عدم پرداخت مهریه در زندان‏ها به سر می‏برند. مردانی مغرور و مدعی که در آغاز زندگی مشترک بدون اندیشیدن به آینده‏ای که در انتظارشان است، نسبت به قبول مهریه چند هزار سکه‏ای، حالا عمرشان را پشت میله ‏های زندان هدر می‏دهند. موضوع مهریه یک سنت حسنه اسلامی و ایرانی است که متاسفانه در سال‏های اخیر به شدت از سوی خانواده‏های ایرانی دچار دستخوش و تغیییر و تحول شده است، به طوری که گاهی بحث بر سر مهریه آنقدر بالا می‏گیرد که وصلتی به خاطر اختلاف نظر درباره مهریه، هیچ‏گاه سر نمی‏گیرد.
در مورد مهریه چه فکر می‏کنید؟ اصلاً تا به حال به این فکر کرده‏اید که فلسفه وجودی مهریه چیست؟ مهریه که به آن مهر وکابین و صداق نیز می‏گویند، مالی است که مرد در هنگام عقد، موظف می‏شود به همسرش پرداخت کند. تعیین مهر در عقد دائم واجب نیست و بدون آن نیز عقد صحیح است ولی پس از ازدواج، در صورت مطالبه‏ی زن، باید مهری معادل مهر رایج پرداخت شود، که در اصطلاح فقهی به این گونه مهر «مهر‏المثل» می‏گویند. «مهرالمسمی» مهری است که مقدار آن در ضمن عقد نکاح معین شده و در صورتی که مدتی برای مهر در عقد تعیین نشده باشد، زن حق دارد مهر خود را فوراً مطالبه کند.

مستحب است که مهریه بیش از مقدار «مهرالسنه» نباشد. مهرالسنه مهری است که پیغمبر صلی‏الله علیه‏واله وسلم برای همسران خود معین فرموده و مقدارش 500درهم، معادل پنجاه دینار طلا بود در احادیث فراوانی از تعیین مهریه‏ های کلان نهی شده است. به موجب قانون مدنی ایران، هر چیزی که مالیت داشته و قابل تملک باشد می‏تواند موضوع مهریه قرار بگیرد، مثل وجه نقد، زمین، خانه، اتومبیل و غیره، در صورتی که مهریه مال غیرمنقول و متعلق به غیر باشد باید هنگام وقوع عقد یا پیش از آن به زوجه انتقال یابد. موضوع مهریه سال‏هاست که در بین خانواده‏های ایرانی مطرح بوده و افزایش و تعیین سقف برای آن مساله‏ای است که همواره از سوی کارشناسان و قانون‏گذاران بیان می‏شود. در سال‏های گذشته میزان مهر از یک جلد قرآن کریم، یک سکه طلا یا شاخه نبات فراتر نمی‏رفت اما ارقام نجومی که اکنون مطرح است باعث می‏شود به این بیندیشیم که آیا واقعا مهریه تضمین کننده خوشبختی و رفاه است؟
کــسانی که معتقد به برابری حقوق زن و مرد هستند اغلب مهریه را نوعی قیمت گذاری بر زن می‏دانند. این افراد اعتقاد دارند که ریشه این سنت به نگاه ج * ن * س * یتی موجود به زن بر می‏گردد و اینکه زن کالایی است که برای تملک آن باید مثل هر کالای دیگر بهایی پرداخت کند.به جرات می‏توان گفت اگر فلسفه مهریه برای زن و مرد به خوبی روشن بود و خانواده‏‏ ها چرایی این باور دینی را به خوبی درک می‏کردند بر میزان مهریه تاثیر می‏گذاشت. از نظر دین، مهریه عطیه‏ای است که عاشقانه‏ از طرف مرد به زن برای جلب محبت و عشق او داده می‏شود و قرار نیست، مهریه هم مانند خیلی از سندهای دیگر فقط نوشته و بایگانی شود بلکه قرار است این هدیه به زن اعطا شود. اینکه می‏گوییم «مهریه را چه کــسی داده، چه کــسی گرفته» یک باور غلط است. لذا مهریه ‏ای قابل پرداخت است که وجه آن موجود- مطابق دارایی داماد- باشد. وقتی مردی، مهریه ‏ای بسیار بیشتر از دارایی خود را قبول می‏کند در عمل خود صداقت ندارد چرا که او با این دید که فقط نوشته و پرداخت نمی‏شود، سند مهریه را امضا می‏کند و نتیجه‏ی این عمل چیزی جز افزایش زندانیان فراری از پرداخت مهریه نیست که تعدادشان هم مدام افزایش پیدا می‏کند.

حتما بخوانید:7 نکته درباره مهریه


براساس اعلام ستاد دیه کشور در حال حاضر 1300نفر به دلیل یک اشتباه در آغاز زندگی مشترک، حالا مدت‏ها در پشت میله‏ های زندان زندگی را سپری خواهند کرد. در مورد مهریه نظریات متعددی وجود دارد. مدافعان حقوق زنان با وجود اینکه این رسم را نوعی توهین به زن تلقی می‏کنند اما با این وجود در شرایط کنونی، آن را به روزنه‏ای برای بهبود نسبی وضعیت زن بعد از جدایی می‏دانند. کــسانی که معتقد به برابری حقوق زن و مرد هستند اغلب مهریه را نوعی قیمت گذاری بر زن می‏دانند. این افراد اعتقاد دارند که ریشه این سنت به نگاه ج * ن * س * یتی موجود به زن بر می‏گردد و اینکه زن کالایی است که برای تملک آن باید مثل هر کالای دیگر بهایی پرداخت کند. ستوده وکیل و حقوقدان معتقد است مهریه می‏تواند در مواقع خطر به کمک زن بیاید. به گفته این وکیل و حقوقدان، دیدگاه اجتماعی به مهریه زن به گونه‏ایست که زن را اساساً مستحق دریافت چنین مهریه‏ای نمی‏دانند.
متاسفانه آنقدر که تمرکز روی مهریه که بیشتر یک پرستیژ اجتماعی است تاکید می‏کنند، تقریباً هیچ‏کدام از دخــترها روی هیچ‏یک از حقوقی که می‏توانند داشته باشند تاکید نمی‏کنند.در زندگی مشترکی که به هر حال دو نفر با همکاری هم اموالی را جمع‏آوری کرده‏اند، قانون ما چنین می‏گوید که تمام اموال و دارایی‏ هایی که ضروری مرد است باید محفوظ بماند و مهریه زن در وضعیت کاملاً نا متعادلی قرار می‏گیرد. ستوده دو کارکرد برای مهریه قائل است: زمانی که مرد بعد از سال‏ها زندگی مشترک بخواهد زن را طلاق دهد و زن با دریافت مهریه می‏تواند سرمایه‏ای برای خود دست و پا کند، البته اگر باز هم مرد بخواهد و بتواند مهریه را بپردازد. کارکرد دوم مهریه زمانی است که زن می‏خواهد به زندگی مشترک پایان دهد و مرد راضی به طلاق نیست که در این حالت زن با بخشش مهریه شاید بتواند مرد را راضی به طلاق سازد.ستوده به زمانی اشاره می‏کند که مهریه‏های بسیار کم رایج بود و طلاق‏هایی که به همین دلیل به سهولت انجام می‏گرفت: «در یک دوره‏هایی، در ایران مهریه‏ های بسیار کمی برای زنان قرار داده می‏شد. یک جو اجتماعی ایجاد شده بود و می‏دانید که آن ماجراها به آسیب‏های بسیار متعددی علیه زنان و نهاد خانواده و کودکان منجر شد.


به این دلیل که بسیاری از مردان با تمسک به مهریه پایین خانم، بعد از 20 سال قید زندگی را می‏زدند و با زن جدیدی ازدواج می‏کردند و آن خانم با 3 یا 4بچه راهی کوچه و خیابان می‏شد در مقابل اما دیدگاه دیگری وجود دارد که می‏گوید دخــتران نباید به امید مهریه بمانند بلکه باید توانایی‏های خود را برای اداره یک زندگی مستقل بالا ببرند و یا از دیگر راه کارهای قانونی استفاده کنند. یک جامعه شناس، از طرفداران این دیدگاه می‏گوید: «در شرایط امروزه واقعیت این است که دخــتر و پسر باید آنقدر استقلال مالی، استقلال اجتماعی، استقلال فکری داشته باشند که، بخصوص دخــترها، چشم به مهریه ندوزند که زندگی خودشان را از طریق مهریه ‏ای که همسر به آنها می‏دهد بخواهند تامین کنند ما می‏بینیم که مهریه تا به امروز نه تضمین زندگی بوده، نه وقتی که میزان مهریه بالا رفته و زن‏ها توانستند آن را اجرا بگذارند صمیمت را در زندگی به وجود آورده، و از طرفی باعث شده یکــسری از زن‏ها بدون پول بعد از طلاق بیرون انداخته بشوند و هیچ سهمی از اموال خانه نداشته باشند. با افزایش آن هم، مردان را به زندان انداختند».


اعزاری به شروط ضمن عقد اشاره می‏کند و اینکه علی رغم تمامی قوانین باز هم زنان می‏توانند در هنگام عقد امتیازاتی برای خود قائل شوند: «درست است که قانون ما هنوز این امکان را به زنان نمی‏دهد، اما موقع ازدواج دخــترهای ما می‏توانند بسیاری از چیزها را در خواست کنند. متاسفانه آنقدر که تمرکز روی مهریه که بیشتر یک پرستیژ اجتماعی است تاکید می‏کنند، تقریباً هیچ‏کدام از دخــترها روی هیچ‏یک از حقوقی که می‏توانند داشته باشند تاکید نمی‏کنند. دخــترها در موقع ازدواج شروطی را که می‏توانند اضافه کنند. حتی می‏توانند در اموال هم شریک بشوند، اگر بخواهند این شروط را اضافه کنند. این منطقی‏تر به چشم من می‏آید تا بخواهند مهریه را زیاد کنند».


راستش از قدیم گفته‏اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. . آیت‏الله محمد موسوی بجنوردی نیز می‏گوید: هدیه‏ای برای زن باید حد متعارفی داشته باشد که شوهر توان پرداخت آن را داشته باشد. وی در ادامه افزود: اگر بخواهیم سقف مهریه را پایین بیاوریم باید در جامعه فرهنگ‏سازی کنیم یعنی به گونه‏ای برای مردم بیان کنیم که ارزش زن به زیاد بودن مهریه نیست. متاسفانه امروزه تعریف و تلقی که از مهریه می‏شود غلط است. چرا که آن را ضمانت زندگی می‏دانند؟ در صورتی که اگر زوجین با هم تفاهم و سازگاری نداشته باشند، هیچ چیزی، نمی‏تواند مانع جدایی شود. آنچه در زندگی مهم است گذشت، تفاهم و شناخت است و برای تضمین می‏توان در عقدنامه شرط و شروطی گذاشت که مشکلات را به حداقل برسانند./حق گستر

اسرار مهریه با ارقام نجومی و بیش از عرف جامعه

 
سفره عقد مدل آینه سفره عقد مدل آبي فيروزه اي سفره عقد مدل طلایی سفره عقد مدل سنتی


نفقه


نفقه

نفقه

مقدمه
نفقه عبارتست از همه‌ي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن. البسه. غذا. اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و هر آنچه را به صورت عادت يا احتياج لازمه‌ي زندگي وي باشد.
البته قانون ميزان دقيقي براي نفقه مشخص نكرده و بيان نكرده كه مثلا نفقه ي روزانه‌ي زن بيست هزار تومان باشد بلكه نفقه را بر مبناي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن و منطبق با عرف زمان و مكان زندگي زوجين دانسته است.
اگر چه در قانون مدني و كيفري ايران نسبت به پرداخت نفقه تاكيد بسياري شده است تا به اين وسايل مردان ملزم به پرداخت حق و حقوق شرعي و قانوني همسر خود باشند اما در مواردي نيز به آنها اجازه داده شده است كه از پرداخت آن خودداري كنند و مهمترين چراغ سبز قانون مدني براي ندادن نفقه به زن ماده ي 1108 ق. م است كه ميگ.يد هرگاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناعكند مستحق نفقه نخواهد بود .
طبق اين ماده عدم تمكين مجوزي براي ندادن نفقه است البته تمكين تابع عرف اقوام و نزديكان است .
در اصطلاح قانوني يا حقوقي تمكين عبارتست از براوردن نيازهاي شوهر واجابت كردن خواسته هاي مشروع او .يكي از موارد داشتن رابطه ي زناشويي است كه در اين مورد تنها به جز موارد خاص شرعي و بيماري يا درخواست هاي خلاف شوون اخلاقي يا مغاير با سلامت جسم و روح زن بايد با همسر خود تمكين كند .
از موارد ديگر تمكين اقامت دراقامتگاه دايمي شوهر است يعني زن براي دريافت نفقه بايد در خانهي شوهر زندگي كند مگر يك استثنا و آن اينكه در خود عقد ازدواج شرطي غير از آن شده باشد كه زن در منزل ديگري يا خانهي ديگري زندگي كند .
اگر زن بدون دليل موجه و بدون موافقت شوهر خانه را ترك كند و حتي در خانهي پدر يا مادر خويش اقامت كند مرد ميتوتند ازدادن نفقه ي وي امتناع كند و ان را پرداخت نكند .
مورد ديگر الزام زن به حسن معاشرت با شوهر خويش است زني كه بدون دليل موجه از تمكين خودداري و رن ناشزه يعني نافرمان و خاطي ناميده ميشود و در اين صورت علاوه بر اينكه مرد از دادن نفقه معاف خواهد بود بلكه ميتواند تقاضاي طلاق وي را نيز از دادگاه بخواهد و ميتواند تجديد فراش ( زن ديگر اختيار كند ) كند .
سوء رفتار زن يا انتخاب شغلي مغاير با شوون اخلاقي و وظايف زناشويي و داشتن معاشران فاقد صلاحيت اخلاقي از ديگر موارد نشوز محسوب خواهد شد .البته تمكين به معناي تسليم بي چون چراي زن در مقابل مرد و پاسخ دادن به خواسته هاي نا مشروع وي نيست .چنانچه زن به دليل عذر شرعي يا مسايل پزشكي قادر به ايفاي وظايف زوجيت نباشد يا براي انجام واجب شرعي ناچار باشد به مسافرت برود واز شوهراجازه نگيرد ناشزه محسوب نميشود و نفقه ي وي بر عهده ي شوهر است .
 
 
بررسي قانون نفقه و برداشتهاي مختلف از آن     
نفقه همسر امري است كه بعد از عقد و ازدواج و پس از حضور زن در خانه شوهر مطرح مي‌شود و پيامدهاي مالي و حقوقي دارد كه طرفين بايد از آن مطلع باشند.
 
تعريف نفقه
نفقه يعني انفاق و كمك كردن از باب نيكوكاري كه اين انفاق گاهي الزام آور مي‌شود مانند نفقه زوجه و فرزندان و اقارب. از منظر حقوقي ماده 1107 قانون مدني نفقه را اين‌گونه تعريف مي‌كند: نفقه عبارت است از نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزينه‌هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض.
مقدار نفقه با توجه به استطاعت مرد برابر ميزاني است كه موجب گذران زندگي زن شود و تقريبا مايجتاج اوليه زندگي زن را اداره كند، اگر مبلغي كه زوج به عنوان نفقه به زوجه مي‌پردازد به قدري باشد كه كفاف تهيه مسكن يا كرايه مسكن و خريد لباس و اثاث البيت و غذا را بنمايد مشمول ترك انفاق نيست ولو نفقه يك روز باشد،‌ اما اگر فقط مبلغي جزيي در حد كفاف غذا و مخارج روزانه به زوجه بپردازد، بدون تهيه مسكن و اثاث و لباس و ساير شقوق و جزييات اموري كه انفاق قانوني محسوب مي‌شوند مشمول ترك انفاق است. آنچه قابل تامل است اين است كه قانون مدني ايران در مورد مخارج زايمان ساكت است ليكن برخي از فقها معتقدند مخارج درمان بيماري‌ها كه در طول عمر نوعا انسان به آن مبتلا مي‌شوند به عهده شوهر است، ولي مخارج بيماري‌هاي غيرمعمول و صعب‌العلاج از جمله نفقات واجبه نيست. در مقابل برخي ديگر از فقها از جمله حضرت آيت‌الله خويي هرنوع بيماري را جزو نفقات واجبه شمرده‌اند، حتي مخارج سفري را كه براي علاج ضرورت دارد از جمله نفقات واجبه شمرده‌اند همچنين دكتر ناصر كاتوزيان حقوقدان مي‌گويد: آنچه اهميت دارد اين است كه شوهر بايد به عنوان رياست خانواده تامين معاش زن و فرزندان خود را عهده‌دار شود.
به نظر مي‌رسد تحول شيوه زندگي هر روز نيازهاي تازه به وجود مي‌آورد اين فازها را نمي‌توان در چارچوب معيني محصور كرد و ناچار بايد داوري و قضاوت را به عهده عرف گذاشت، بنابراين در تعريف نفقه زن مي‌توان گفت: تمام وسايلي كه زن با توجه به درجه تمدن و محيط زندگي و وضع جسمي و روحي خود بدان نيازمند است و تشخيص اين كه كدام وسيله را بايد از اركان نفقه زوجه شمرد با عرف است و ملاك ثابتي ندارد.
 
شرايط وجوب نفقه
ازدواج دائمي و تمكين از شرايط واجب براي ايجاد نفقه هستند. ماده 1106 قانون مدني مي‌گويد: در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است بنابراين در ازدواج موقت، زن استحقاق دريافت نفقه را ندارد مگر اين كه در حين عقد شرط شده باشد اما در ازدواج دائمي به محض تمكين، زن مستحق دريافت مي‌شود.
در ارتباط با معناي تمكين بايد گفت تمكين به دو بخش تمكين عام و تمكين خاص تقسيم مي‌شود. تمكين عام، فرمانبرداري در تمام امور كلي زندگي است و زن موظف به پيروي و اطاعت از شوهر است و تمكين خاص اطاعت از نيازهاي غريزي مرد از جانب زن است.
در همين رابطه ماده 1108 قانون مدني تصريح مي‌كند: هر گاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناع كند، مستحقق نفقه نخواهد بود.
 
البته لازم به توضيح است كه زنداني شدن زن فورس ماژور محسوب و مانع تمكين است اما موجب عدم استحقاق نفقه نيست.
 
ترك منزل از ناحيه زوجه و تعليق نفقه
زوج وظيفه دارد كه در حد توانش منزلي مستقل و متناسب با شوونات زوجه فراهم كند، حال اگر اين منزل از جنبه شوونات اجتماعي مطابق حال زن باشد ولي به‌سربردن در آن منزل موجب شود كه احتمال ضرر و زبان شرافتي يا بدني (آزار و اذيت)‌ زوجه برود، خروج وي از منزل نشوز و عدم اطاعت محسوب نمي‌شود و نفقه تا زمان بر طرف شدن مشكل به وي تعلق خواهد گرفت.
 
موارد سقوط نفقه
1- نشوز زن 2- عقد موقت 3- فوت مرد و 4- طلاق بائن از موارد ساقط شدن نفقه هستند.
نفقه حقي است كه در صورت عدم نشوز به زن تعلق مي‌گيرد و اين بدان معني است كه صرف ادعاي زن و درخواست زن او صاحب حق است و نياز به اثبات اين كه به او نفقه تعلق مي‌گيرد نيست و اين امكان به واسطه رابطه زوجيت فراهم شده البته اين تعلق نفقه وابسته به تمكين كامل اعم از تمكين عام و خاص است. لذا با تحقق تمكين عام و سرپيچي از تمكين خاص يا برعكس نفقه تعلق نمي‌گيرد، ضمن اين كه به طور كلي اثبات انفاق در صورتي كه دلايل و شواهد مشخصي بر عدم تمكين زوجه نباشد با مرد است و همين طور زماني كه ادعاي عدم تمكين وجود دارد، مرد بايد ادعاي خود را با مدارك و شواهد و اسناد به اثبات برساند. لذا به محض درخواست نفقه از طرف زن مرد ملزم به ارائه ادله مبني بر عدم تمكين زن است كه اين كار با روال معمول حقوقي جامعه ما از طريق ارسال اظهارنامه صورت مي‌گيرد.
در مورد نفقه طلاق نيز ماده 1109 قانون مدني مي‌گويد: نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده به عهده شوهر است مگر اين كه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد، ليكن اگر عده از جهت فسخ نكاح يا طلاق بائن باشد، زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود كه در اين صورت تا زمان وضع‌حمل حق نفقه خواهد داشت. (طلاق رجعي: طلاقي است كه در ايام عده مرد حق رجوع به زن را دارد، اما در طلاق بائن مرد چنين حقي ندارد چراكه رابطه زوجيت كلا قطع مي‌شود)‌
ماده 1110 نيز درخصوص نفقه زن در صورت فوت مرد مي‌گويد: در ايام عده وفات كه 4 ماه و 10 روز است، مخارج زندگي زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربي كه پرداخت نفقه به عهده آنان است (در صورت عدم پرداخت)‌ تامين مي‌شود.
 نفقه
ويژگي‌هاي نفقه
- نفقه زوجه مقدم بر نفقه اقارب واجب‌النفقه است، زيرا پدر و مادر در مقابل فرزند تكليفي ندارند درحالي كه زن در برابر شوهر تكليف دارد.
- تقدم نفقه بر ساير ديون
- شرط نفقه اقارب، ناتوان بودن والدين است، اما اگر زن استقلال مالي نيز داشته باشد، مستحق نفقه است.
- نفقه گذشته زن دين است و مرد بايد بپردازد.
 
نفقه در مدت عقد و قبل از ازدواج
در مدت فاصل ميان عقد و انجام ازدواج، نفقه‌اي به زن تعلق نمي‌گيرد، مگر اين كه زن براي شروع به زندگي اعلام آمادگي كرده باشد ولي مرد از بردن همسرش خودداري كند كه در اين صورت زن مستحق دريافت نفقه است. در اين صورت زوجه بايد بتواند ادعاي خود را ثابت كند يعني يا بايد به نزديك‌ترين مجتمع قضايي محل سكونت خود مراجعه، 3 برگ اظهارنامه دريافت و آمادگي خود را اعلام كند يا اين كه چند نفر را به شهادت بگيرد و استشهاديه‌اي تنظيم كند. همچنين به زني كه بعد از عقد، شروع به زندگي زناشويي و رفتن به خانه شوهر را منوط به پرداخت مهريه كند، نفقه تعلق مي‌گيرد و مرد مكلف است نفقه وي را بپردازد.
 
ضمانت اجرايي عدم پرداخت نفقه
نكته مهمي كه بايد به آن توجه شود اين است كه نپرداختن نفقه نه‌تنها به صورت يك دعوي حقوقي و از طريق دادگاه‌هاي خانواده قابل رسيدگي است، بلكه از نقطه نظر جزايي نيز جرم محسوب مي‌شود و مي‌توان از طريق طرح شكايت به مراكز انتظامي و كلانتري‌ها و مراجعه به دادگاه‌هاي جزايي تقاضاي رسيدگي نمود.
 
شكايت كيفري
زن در يك برگ عادي شكايت خود را نوشته و آن را به دادگاه ارائه مي‌دهد. در اين صورت به شكايت وي خيلي سريع رسيدگي مي‌شود و در صورت اثبات ادعا مرد به مجازات تعزيري محكوم خواهد شد. لازم به ذكر است نفقه حال از طريق شكايت كيفري قابل مطالبه است و نفقه گذشته با ارائه دادخواست حقوقي قابل پرداخت است. ماده 642 قانون مجازات اسلامي مي‌گويد: هر كس با داشتن استطاعت مالي نفقه زن خود را در صورت تمكين ندهد يا از تاديه نفقه ساير اشخاص واجب‌النفقه امتناع كند، دادگاه او را از 3 ماه و يك روز تا 5 ماه حبس محكوم مي‌كند.
 
دادخواست حقوقي
زوجه پس از خريد دو نسخه دادخواست بايد خواسته خود را در آنها قيد كند و چون دعواي نفقه مالي است به ميزان مبلغ مورد مطالبه تمبر الصاق و آن را به دادگاه خانواده تقديم كند، وي مي‌تواند در دادخواست خود هزينه دادرسي را نيز مطالبه كند در صورت عدم توانايي مرد به پرداخت نفقه يا اين كه به هيچ طريقي نتوان مرد را مجبور به پرداخت نفقه كرد يا مالي هم از او به دست نيايد كه از آن محل نفقه زن پرداخت شود، زن مي‌تواند دادخواست طلاق تنظيم كند.
درآمد. يكي از حقوق مسلّم زن در نظام خانواده،دريافت نفقه از شوهر خويش است. اين حق از ديرباز در مقاطع مختلف تاريخي ودر ميان بسياري از ملّت‌ها وجود داشته است. اسلام اين حق را به رسميت شناخته واحكام وشرايط ويژه‌اي به آن بخشيده است. مقصود ما در اين نوشتار بررسي نفقه از ديدگاه اسلام است.
 
مفهوم نفقه.:
الف) در لغت: دانشمندان علم لغت،براي واژۀ نفقه ريشه‌هاي مختلفي ذكر كرده‌اند كه بازگشت همه آنها به دو امر است.
1.خروج، رفتن، مستهلك شدن
2. رايج شدن
جوهري،لغت‌شناس معروف معتقد است كه معاني نفقه به استعمال آن بستگي دارد. منظور از نفقه در اينجا خروج مالي از اموال شخص است.
ب) در اصطلاح: فقهاي اماميه عموماً نفقه را به معناي تأمين غذا،لباس،مسكن ونيازمندي‌هاي ضروري مي‌دانند
 
فلسفه وجوب نفقه
تأمين بودجۀ زندگي مشترك بر عهده سرپرست خانواده يعني مرد است وزن هرچند خود داراي درآد وتمكن مالي باشد،از نفقه محروم نخواهد بود.در اينكه چرا اسلام چنين تكليفي را بر عهده مرد قرار داده است دلايل فراواني وجود دارد. گويا اسلام مي‌خواهد
در برابر تمكين واطاعت زن از شوهر خويش چنين هزينه‌اي را بر مرد واجب كند وبدين وسيله تعامل دو جانبه وتساوي حقوق را به اجرا درآورد. از جمله اينكه گفته شده است،رنج طاقت‌فرساي توليد نسل،برعهدۀ زن است واين امر نيروي بدني وتوانايي كاري زن را كاهش مي‌دهد همچنين باقي ماندن جمال ونشاط زن،مستلزم آسايش بيشتر است واين با كار دائمي خارج از منزل منافات دارد.
ونيز ساختار وجودي زن وعواطف خاص او با درون منزل سازگارتر بوده وويژگي چسمي وروحي مرد با كار وتلاش در خارج منزل تناسب دارد.
 
ادلّه فقهي وجوب نفقه
1. قرآن. آيات متعددي در قرآن كريم دلالت بر وجوب نفقه زوجه دارند:
« الرِّجَالُ قَوَّا مُونَ عَلَى النِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى‏ بَعْضٍ وَبِمَآ أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَ لِهِمْ فَالصَّلِحَتُ قَنِتَتٌ حَفِظَتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَالَّتِى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهجُرُوهُنَّ فِى الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا»(نساء/34)
مردان قيّم بر زنان‌اند، به خاطر فضيلتي كه برخي از آنها بر بعضي ديگر دارند ونيز بدليل اينكه از اموال خويش [به زنان] نفقه مي‌دهند علّامه طباطبايي در تبيين كلمه «قيّم» در اينجا كسي است كه عهده‌دار مخارج ديگري شده وبه وي نفقه مي‌دهد.
الْمُؤْمِنِينَ »(بقره/223)
وبر پدر فرزند،پرداخت شايسته خوراك وپوشاك به زنان لازم است.
2. روايات. روايات فراواني به اصل وجوب نفقه همسر وهمچنين مقدار وحدود آن تصريح كرده‌اند: امام صادق (ع) مي‌فرمايد:
«زني به حضور پيامبر اكرم (ص) آمد وازحق زوجه سؤال كرد حضرت فرمود: حق زن بر همسرش آن است كه او را برهنگي بپوشاند واز گرسنگي برهاند وبه هنگامي كه گناهي مرتكب مي‌شود او را ببخشايد»
 
موضوعات نفقه
نفقه اشيايي است كه به عنوان نفقه زوجه از طرف زوج پرداخت مي‌شود و«موضوعات نفقه» نام دارد.
برخي از فقها،فقط خوراك،پوشاك ومسكن را موضوعات نفقه مي‌دانند.
بعضي ديگر علاوه بر سه مورد فوق اثاث منزل وخادم (در صورت عادت داشتن زن به خادم) را نيز جزء نفقه مي‌دانند.
گروه سوم تمامي احتياجات ضروري زن در زندگي را موضوع نفقه به شمار مي‌آورند.
گروه چهارم علاوه بر ضروريات زندگي زن اعم از خوراك وپوشاك ودارو و... لوازم زينتي وآرايشي را نيز از موضوعات نفقه به حساب مي‌آورند.
 
مقدار نفقه زوجه
وقتي مي‌گوئيم بر مرد خانواده واجب است غذا، پوشاك، مسكن و نيز اثاث منزل براي همسر خويش تهيه كند سؤال مي‌شود چه مقدار از آنها مورد نظر است آيا ملاك توانايي مالي مرد است يا نيازمندي وخواسته‌ زن؟ در ميان فقهاي اماميه سه نظريه وجود دارد:
1. عده‌اي معتقدند كه ملاك وضعيت زوج است زيرا آيه قرآن مي‌فرمايد:
« لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ‏»(طلاق/7)
شيخ طوسي آيه كريمه را چنين معنا مي‌كند بر هر مردي واجب است نفقۀ زوجه‌اش را به مقدار توانش پرداخت كند.
2. برخي معتقدند ملاك حال زوجه است؛ مرد مي‌بايست در پرداخت نفقه موقعيت و شأن خانوادگي زوجه را در نظر بگيرد بدين سان حتي تحصيلات، امتيازات وشرايط اجتماعي او در مقدار نفقه مؤثر خواهد بود. اكثر فقهاي اماميه اين نظريه را ترجيح داده‌اند.
3. گروهي از فقها بر اين عقيده‌اند كه ملاك حال زوجين است.
 
شرايط وجوب نفقه
فقهاي اماميه اتفاق نظر دارند كه در وجوب نفقه همسر دو شرط لازم است.
1. دائمي بودن عقد. بنابراين در ازدواج موقت پرداخت نفقه به زن واجب نيست مگر اينكه حين عقد بر آن توافق كرده باشند.
2. تمكين كامل زوجه. تمكين در لغت به معناي فراهم ساختن واطاعت آمده است. در صورتي كه زن از انجام وظايف همسري سرباز زند نفقه او ساقط خواهد شد.
تقدم نفقه زن. پرداخت نفقه به زوجه بر نفقه اقارب (پدر ومادر وخويشاوندان)تقدم دارد همچنين بر ديگر ديون شوره مقدم است.
 
زمان وجوب نفقه
در اينكه وجوب نفقه از حين عقد است يا بعد از تمكين زن؟ دو نظريه وجود دارد:
1. عده‌اي از فقهاء بر اين باورند كه عقد براي وجوب نفقه كافي است وتمكين لازم نيست اما نافرماني مانع است.
2. عده‌اي ديگر از فقهاء بر اين عقيده‌اند كه تا تمكين رخ ندهد يعني زن خود را عرضه نكند نفقه واجب نمي‌شود يعني تمكين كافي است.
 
موارد سقوط نفقه
1. نشوز. نشوز به معناي سركشي و تمّرد است. هنگامي كه زن از وظايف خويش در برابر شوهر سرباز زند حق نفقه او ساقط مي‌شود. امام صادق (ع) به نقل از پيامبر گرامي اسلام مي‌فرمايند:
«هر زني كه بدون اجازه شوهرش از منزل خارج شود، مستحق نفقه نيست تا اينكه باز گردد»
در اين حديث يكي از مصاديق نشوز ذكر شده است.
2. زوجه صغيره. در صورتي كه تمكين شرط وجوب نفقه باشد نه اينكه نشوز مانع آن. مسلماً در مورد زوجه صغيره تمكين جنسي منتفي بوده ونفقه واجب نخواهد بود. در مقابل كساني كه نشوز را مانع وجوب نفقه مي‌دانند،نفقه زوجه صغيره را واجب مي‌دانند.
3. زوج صغير وزوجه كبيره. عده‌اي از فقهاء از جمله شيخ طوسي معتقدند اگر سرپرست فرد صغير براي او زن بالغي را عقد كند چون پسر نابالغ توانايي جماع با او را ندارد تعهد نفقه از وي ساقط است.
4. زوجه مرتد. اگر زن مرتد شود نفقه وي ساقط مي‌شود و چنان‌چه توبه كرد مجدداً نفقه‌اش واجب مي‌شود.
 
نفقه فرزند
همان طور كه مي‌دانيد، نفقه اولاد به عهده پدر است. در اينجا براي رفع برخي از ابهامات به نكاتي درخصوص نفقه فرزند مي‌پردازيم.
 
اولاد تا چه زماني مستحق دريافت نفقه هستند؟
در شرع و قانون سن معيني براي نفقه فرزندان در نظر گرفته نشده و عرفا مادام كه اولاد داراي شغل و درآمد مشخص نباشد، پدر نسبت به پرداخت نفقه مسووليت دارد. البته در نفقه دختر و پسر تفاوتي نيز وجود دارد و آن اين است كه براي دختران تا زماني كه دختر ازدواج نكرده يا به شرايط استقلال مالي نرسيده پرداخت همه مخارج و نفقات وي به عهده پدرش است، حال اين ازدواج چه قبل از سن رشد دختر و چه بعد از آن باشد يعني اگر دختري حتي به سن بالايي هم برسد و داراي استقلال مالي نباشد يا ازدواج نكرده باشد مي‌تواند نفقه خود را از پدر بخواهد. در مورد نفقه پسران برخي معتقدند كه به محض حلول سن رشد نفقه فرزند ذكور قطع شده و پدر تكليف شرعي در قبال وي ندارد، اما با توجه به وضعيت خاص اجتماعي و اقتصادي اكثريت اقشار جامعه و اين كه در شرايط فعلي اقتصادي و اجتماعي صرف حلول سن رشد نمي‌تواند موجب اثبات استقلال و عدم نياز مادي فرزند ذكور به پدر باشد، جوان در دوران خدمت سربازي و در صورت ورود به مراكز تحصيلي عالي و دانشگاهي نيز نياز به حمايت مالي خانواده بخصوص پدر داشته و دادگاه با احراز شرايط قانوني براي اين گونه فرزندان نيز ممكن است نفقه‌اي در نظر بگيرد.
سوال ديگر اين است كه در صورت فوت پدر يا عدم توانايي مالي او براي پرداخت نفقه اولاد چه كسي مسووليت پرداخت نفقه را دارد؟
در اين حالت اين وظيفه به عهده جد پدري و در صورت نبودن پدر و جد پدري يا عدم قدرت آنها اين وظيفه به عهده مادر است و اگر مادر هم زنده نباشد يا قادر به پرداخت نباشد، اين وظيفه به عهده جد مادر است.
در مورد طفلي كه از راه نامشروع به دنيا آمده، مي‌توان گفت هرچند فرد زاني پدر قانوني طفل به حساب نمي‌آيد، اما عرفا پدر آن تلقي مي‌شود و كليه تكاليف مربوط به پدر مثل گرفتن شناسنامه و پرداخت نفقه به عهده اوست.
در شرايطي هم كه بين فرزندان و والدين اختلاف باشد و فرزند جدا از والدين زندگي كند، هر چند عدم اطاعت فرزندان از پدر از نظر شرعي امر حرامي است، اما موجب سقوط نفقه نيست و پدر مكلف به پرداخت نفقه فرزندان است.
 
 
 نفقه (قسمت اول)
ماده 1107- نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض .
ماده 1107 قانون مدني بوضوح وضعيت نفقه و موارد آنرا مشخص ميكند و مشخص است مرد وظيفه دارد بعد از عقد و بلا فاصله به وظيفه خود عمل كند .
ماده 1106 - در عقد دائم نفقه زن بعهده شوهر است .
و هر گونه كم و كاستي در انجام وظيفه باعث محكوميت و حتي برخورد قانوني ميشود .بر اساس مقررات كيفري مربوط به نفقه در صورتي كه مرد با وجود تمكين زن از دادن نفقه خودداري كند به حبس تعزيري محكوم ميشود .شرايط خاصي هم وجود دارد كه زن از تمكين درمقابل شوهر خود بدون عذر شرعي خودداري ميكند كه بواسطه اين حالت و ماده 1108 قانون مدني حق نفقه او ساقط ميشود .
ماده 1108 - هرگاه زن بدون مانع مشروع ازاداي وظايف زوجيت امتناع كندمستحق نفقه نخواهدبود.
اما موارد ديگري هم وجود دارد كه قانون مدني به آن اشاره كرده است .
ماده 1110- در ايام عده وفات ، مخارج زندگي زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربي كه پرداخت نفقه به عهده آنان است ( در صورت عدم پرداخت ) تامين مي گردد .
ماده 1111 - زن مي توانددرصورت استنكاف شوهرازدادن نفقه به محكمه رجوع كنددراين صورت محكمه ميزان نفقه رامعين وشوهررابه دادن آن محكوم خواهدكرد.
ماده 1112 - اگراجراءحكم مذكوردرماده قبل ممكن نباشدمطابق ماده 1129رفتارخواهدشد.
ماده 1115 - اگربودن زن باشوهردريك منزل متضمن خوف ضرربدني يامالي ياشرافتي براي زن باشدزن مي تواندمسكن عليحده اختياركندودرصورت ثبوت مظنه ضررمزبورمحكمه حكم بازگشت به منزل شوهرنخواهددادومادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبورمعذوراست نفقه برعهده شوهرخواهدبود.
ماده 1116 - درموردماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن به تراضي محكمه باجلب نظراقرباي نزديك طرفين منزل زن رامعين خواهدنمودودرصورتي كه اقربائي نباشدخودمحكمه محل مورداطمينان رامعين خواهدكرد.
ماده 1129 - درصورت استنكاف شوهرازدادن نفقه وعدم امكان اجراءحكم محكمه والزام اوبه دادن نفقه زن مي تواندبراي طلاق به حاكم رجوع كندوحاكم رجوع كندوحاكم شوهراورااجباربه طلاق مي نمايد . همچنين است درصورت عجز شوهرازدادن نفقه .
اگر به متن قانون دقت داشته باشيد در قانون سعي شده از هر لحاظ براي حقوق زن امكانات لازم در نظر گرفته شود شايد يكي از علل مراجعه فراوان زنها به دادگاه همين مقررات باشد ولي نكنته قابل توجه در مورد حقوق آقايان اين است كه اصلا بهتر است بگويم آقايان در قانون مدني حقوقي ندارند .در صورتيكه زن خانه را رها كند و اصطلاحاً نافرمان و ناشزه شود فقط يكي از حقوق خود را از دست ميدهد و آنهم نفقه ميباشد در حالي كه مرد از جهت نافرماني زن هيچگونه حق قانوني خاصي شامل حالش نميشود بخاطر همين زياد دور از ذهن نيست كه مردها حتي با اينكه زن مقصر بوده و زندگي را رها كرده باز هم علاقه اي به مراجعه به محاكم ندارند فقط با دادن اظهارنامه و ابلاغ قانوني اين موضوع كه از ايشان ميخواهد به خانه برگردد ابزار قانوني زن را براي اينكه بعداً به دادگاه مراجعه كند و تقاضاي نفقه كند خنثي كرده است .
شايد يكي از موارد پيش بيني شده در قانون حمايت از خانواده اين مورد است كه با ناشزه شدن زن مرد حق دارد ازدواج مجدد بكند كه اين موضوع هم مشروط به تمكن مالي مرد است تا بتواند خرج دو خانواده را با تهيه مسكن و اثاث منزل و بقيه مايحتاج بدهد .
با وجود اينكه وضعيت نفقه را بصورت مشخص در قانون مدني بررسي كرديم بعضي شبهات همچنان در محاكم وجود دارد .
دختر و پسري عقد ميكنند تا يكسال بعد عروسي كنند بعد از چند ماه اختلاف ميافتد و دختر به دادگاه مراجعه ميكند و مواد قانون مدني را وسيله انتقام گيري ميكند و عنوان ميكند قصد زندگي كردن دارد ولي زوج از پرداخت نفقه و مهريه خودداري ميكند .
طبق نظر اكثر علما و مراجع تقليد حضور دختر در خانه پدر مانعاستحقاق نفقه ميباشد ولي در عمل بايد واقعيت موشكافي شود .
آيا پرداخت نفقه به زوجه اي كه عقد كرده است و در خانه پدر ميباشد واجب است يا خير؟
آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي:
نفقه زوجه دراين ايام لازم نيست.
آيت الله العظمي محمد علي فاضل لنكراني:
اگر زوجه بدون دليل موجه تمكين نكند،حق نفقه او ساقط است،بلي زوجه حق دارد براي دريافت تمام مهريه تمكين نكند كه دراين صورت ناشزه محسوب نشده وحق نفقه او ساقط نمي شود.والله العالم.
آيت الله العظمي ميرزا جوادتبريزي:
درمدتي كه بهصورت متعارف درفاصله بين عقد وزفاف زن درخانه پدرش مي ماند اداي نفقه اوبرشوهر واجب نيست.والله العالم.
آيت الله العظمي حسين نوري همداني:
درفرض مذكور پرداخت نفقه برزوجه لازم نيست.
آيت الله العظمي محمد تقي بهجت:
اگر با مطالبه زوج تمكين نكند، حق نفقه ندارد.
در پرسش و پاسخها دقيقاً مشخص نشده كه زن از حق حبس استفاده ميكند و يا مورد ديگري بوده است اما من سعي ميكنم اين موضوع را روشن كنم .طبق قانون بنابر هر شرايطي زوجه از زوج تمكين نكند و اين تمكين نكردن دليل مشروع و قانوني نداشته باشد مستحق گرفتن نفقه نخواهد بود . اما حق حبس حقيست كه همه علما و مراجع بر اساس قوانين شرع آنرا به رسميت ميشناسند بنابر اين وقتي دختري در خانه پدر ميباشد و هنوز عروسي نكرده ميتواند از حق حبس استفاده كند و با وجود اينكه از زوج تمكين نميكند مستحق گرفتن نفقه هم باشد .در صورتي كه كار به قضاوت محكمه بكشد بدون ترديد زوج به پرداخت نفقه محكوم ميشود چون اين جزء روح قوانين ميباشد .اما زماني زوجه با دلايل واهي از تمكين درمقابل زوج خودداري ميكند در اين حالت ديگر مستحق گرفتن نفقه نميباشد حتي اگر دوشيزه بوده و در خانه پدر ساكن باشد .
روشهاي قانوني براي اينكه از جهت حق حبس و استحقاق نفقه و مسائل ديگر مشكلي ايجاد نشود راههاي زير را پيشنهاد ميكنم :
1-    مهريه در حد توان زوج باشد تا عند المطالبه به همسرش بپردازد .
2-    در صورتي كه مورد اول رعايت نشود بايد موقع نوشتن و امضاي توافقات زمان بله برون قيد شود زمان عروسي در تاريخ فلان ميباشد بر اساس همين اقدام مشخص خواهد شد كه قبل از آن امكان تمكين وجود نداشته است و اين عدم امكان به خواسته زوجه بوده است بواسطه اين اقدام تا زماني كه زن در خانه پدر ميباشد طبق نظر محكمه نيز نفقه شامل حال زن نميشود .البته اين يك نظر قطعي نيست و جاي بحث دارد ولي اقدام شايسته اي در زمان امضاي توافقات ميباشد .
3-    اقداماتي مثل اينكه مهريه در صورت زياد بودن از تاريخ مشخصي به بعد به زوجه پرداخت شود و يا اينكه در صورت استطاعت مالي مهريه پرداخت شود و يا شرط قسطي پرداخت كردن مهريه باعث ميشود حق حبس زوجه ساقط شده و قبل از عروسي از جهت درخواست نفقه براي مرد مشكلي ايجاد نشود .
بادر نظر گرفتن مطالب پستهاي قبل ميخواهم در مورد ايجاد مشكلات بنويسم زماني كه يك مرد در زندگي مشترك و روابط خانوادگي احساس خطر بكند و حدس بزند ممكن است از طرف همسرش اقدامات حقوقي آغاز شده است چه بايد بكند ؟
با توضيحاتي كه در مورد قانون مدني و مقررات حقوقي نوشتم واضح است كه با بروز مشكلات زن براحتي ميتواند مقدمات ضربه زدن به زندگي مشترك را فراهم كند و اين مورد بيشتر از طريق مطالبات حقوقي مختلفي ميباشد كه در دادگاه به زوج تحميل ميشود و گاها زنها براي به زانو در آوردن مرد و گرفتن طلاق و مهريه و نفقه اين اعمال را انجام ميدهند و اگر مطالب قبلي را خوانده باشيد اين امكان بوسيله قانون مدني براي اين منظور فراهم شده است .
اقداماتي كه بايد انجام شود تا خطرات ناشي از اين ماجرا جوئيها به حداقل برسد موارديست كه به آن اشاره ميكنم .
 براي اطلاع از هر گونه اقدام قانوني از طرف زن ميتوانيد به نزديكترين حوزه قضايي محل سكونت زوجه مراجعه كرده و از طريق بخش كامپيوتر و وارد كردن اسم همسر و اسم خود متوجه شويد كه آيا دادخواستي به دادگاه ارائه شده است يا نه .
درصورتي كه دادخواستي مطرح شده باشد به شما اصلاع داده ميشود موضوع آن چيست و شعيه دادگاه براي شما مشخص خواهد شد كه با مراجعه به آن شعبه از دادگاه اطلاعات تكميلي را ميتوانيد دريافت كنيد .
در هر صورت اگر اختلافات بصورتي پيش ميرود كه انتظار آن ميرود كه در آينده بخواهد اقدام قانوني خاصي صورت پذيرد حتماً در اولين فرصت به مشاورين حقوقي دادگستري كه معمولا در خود حوزه هاي قضايي دادگستري مستقر هستند مراجعه كنيد و حداقل با چند مشاور مشورت كنيد و به يك مشاوره اكتفا نكنيد البته اين مشاوره ها رايگان است و خرجي ندارد .چون وضعيت آن زمان شما ممكن است به هر شكلي باشد.
در صورتي كه اختلافات به سمتي پيش ميرود كه احساس ميكنيد ممكن است در آينده وضعيت به اختلافات جدي بيانجامد حتما از بزرگترها براي حل مشكل خود استفاده كنيد و در نشستهاي خانوادگي از زن دعوت كنيد كه به زندگي برگردد كه به اين شيوه رفتار كردن نتايج حقوقي خاصي دارد كه بعدا در مورد آن صحبت ميكنم .
در اين موارد سعي كنيد سريعاً كار را به دادگاه نكشانيد و جو را آشفته نكنيد سعي كنيد صبر را پيشه خود كنيد ولي نكاتي هست كه لازم است آنرا در نظر بگيريد .
يكي از اين مسائل مهم اين است كه مطمئناً در اين مدت خرجهايي انجام ميشود و خريدهايي انجام ميشود زوجهاي جوان و مخصوصاً تازه دامادها بايد فاكتورهاي خريد را به اسم خودشان نگهدارند و اگر خريدي مثل طلاجات و البسه و غيره . . . انجام ميدهند فاكتورهاي آنرا بهمراه تاريخ خريد آن حتما در نزد خود نگهدارند كه اين كار هم نتايج حقوقي خود را دارد ولي نكته اي را كه در مورد آن تاكيد ميكنم اين است كه نبايد به ديگران و شريك زندگيتان بد گمان باشيد فقط چند در صد احتمال دارد كه براي شما مشكل ايجاد شود و بخاطر اين من خواستم اين نكات را رعايت كنيد .
اما نهايتاً بعد از همه اين نكات در صورتي كه زن زندگي را رها كرده باشد و از شما دوري كرده لازم است كه اقدام به فرستادن اظهار نامه بكنيد كه نوشتن و فرستادن اظهارنامه در قسمت لينكها و فرمهاي قضايي بخوبي توضيح داده شده است ولي براي فرستادن آن بازهم اقدام به مشورت با افراد خبره بكنيد و خودتان به تنهايي اقدام نكنيد .با اين توضيح كه اظهارنامه نامه قانوني است كه بعدا در محاكم قابل استناد و داراي سنديت رسمي و قانوني ميباشد .
 
نفقه در قانون مدنی
 ماده ۱۱۰۶ - در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است .
نظريه: در صورتيكه دادگاه حكم به سكونت زوجه در منزل جداگانه صادر نمايدزوج مكلف به پرداخت نفقه است و ترك آن جرم و قابل مجازات است .
نظريه : زنداني شدن زوجه فورس ماژور محسوب و مانع تمكين است ، اماموجب عدم استحقاق نفقه نيست .
نظريه : اصل بر اين است كه زوجه در منزل زوج سكونت نمايد لذا در مواردي كه شرط توافق در محل انتخاب سكونت براي زوجه مقرر شده است و چنين توافقي حاصل نشود تعيين تكليف با دادگاه خواهد بود و بعد از تعيين محل به وسيله دادگاه اگر زوجه در محل تعيين شده سكونت ننمايد ناشزه خواهد بود .
نظريه : با وقوع نكاح دايم زوجه حق مطالبه نفقه و تعقيب را خواهد داشت .
نظريه : ترك انفاق متولد از زنا جرم بوده و مرتكب قابل تعقيب و مجازات است .
نظريه : عدم تمكين زوجه و عدم استطاعت مرد به پرداخت نفقه از موجبات صدور قرار اناطه نمي باشد .
نظريه : اگر مبلغي كه زوج به عنوان نفقه به زوجه مي پردازد به قدري باشد كه كفاف تهيه مسكن ويا كرايه مسكن و خريد لباس و اثاث البيت و غذا را بنمايد مشمول ترك انفاق نيست ولو نفقه يك روزباشد ، اما اگر فقط مبلغي جزيي در حد كفاف غذا و مخارج روزانه به زوجه بپردازد پبدون تهيه مسكن و اثاث و لباس وساير شقوق و جزييات اموري كه انفاق قانوني محسوب مي شوندپ مشمول ترك انفاق است و جنبه جزايي هم موكول به عدم پرداخت نفقه حال است ( ولو يك روز ) و اما مطالبه نفقه ايام گذشته ( ولو روز گذشته ) جنبه كيفري ندارد .
ماده ۱۱۰۷ ( اصلاحي ۱۳۸۱/۸/۱۹ ) - نفقه عبارت است ازهمه نيازهاي متعارف ومتناسب باوضعيت زن ازقبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاي درماني وبهداشتي وخادم درصورت عادت يااحتياج به واسطه نقصان يامرض .
نظريه : نفقه عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البيت كه به طورمتعارف با وضعيت زن متناسب باشد و خادم در صورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او به واسطه مرض يانقصان اعضاء
ماده ۱۱۰۸ - هرگاه زن بدون مانع مشروع از اداي وظايف زوجيت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود .
نظريه: الف - ماده ۱۱۰۹ ق . م . طلاق در حال نشوز را موجب استحقاق زوجه به نفقه طلاق رجعي ندانسته لذا از ماده مرقوم و ماده ۱۱۰۸ همان قانون برمي آيد كه نشوز عبارت است از امتناع زوجه ازاداي وظايف زوجيت بدون مانع شرعي نه زوج . ب - امتناع زوج از اداي وظايف با توجه به آن وظيفه ، مشمول مقررات خاصي است و حكم كلي در همه موارد ندارد . مثلا استنكاف شوهر از دادن نفقه و عدم امكان اجراي حكم دادگاه و الزام او به دادن نفقه به زوجه حق تقاضاي طلاق را مي دهد و امثال آن .
نظريه: بهانه زن به اين كه در خانه پدر و مادر شوهر حاضر به سكونت نيست ازموانع مشروع مذكور در ماده ( ۱۱۰۸ ) قانون مدني نيست تا به استناد به آن تمكين نكند بلكه اگر زوجه مدعي آن است كه زندگي در خانه پدر و مادر شوهر براي او مخاطره آميز يا موجب عسر و حرج و غيرقابل تحمل است و به اين جهت خواهان منزل مستقلي است براي اجراي نظر خود بايد به دادگاه مراجعه و دادگاه پس از رسيدگي ، مسكن مناسب راتشخيص و براين اساس اتخاذتصميم نمايد .
نظريه: اگر محكوم به فقط تمكين باشد و زن حاضر به اجراي حكم نگردد جز عدم استحقاق مشاراليها به نفقه و كسوه اثر ديگري بر حكم الزام به تمكين مترتب نيست
ماده ۱۱۰۹ - نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اينكه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد ، ليكن اگر عده از جهت فسخ نكاح يا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگردر صورت حمل از شوهر خود كه در اين صورت تازمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت .
ماده ۱۱۱۰ ( اصلاحي 19/8/1381 ) - درايام عده وفات ، مخارج زندگي زوجه عندالمطالبه ازاموال اقاربي كه پرداخت نفقه به عهده آنان است ( درصورت عدم پرداخت ) تامين مي گردد .
ماده ۱۱۱۱ - زن مي تواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه به محكمه رجوع كند دراين صورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را به دادن آن محكوم خواهد كرد .
ماده ۱۱۱۲ - اگر اجراي حكم مذكور در ماده قبل ممكن نباشد مطابق ماده ( ۱۱۲۹ ) رفتارخواهد شد .
ماده ۱۱۱۳ - در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اينكه شرط شده يا آنكه عقد مبني بر آن جاري شده باشد .
ماده ۱۱۱۴ - زن بايد در منزلي كه شوهر تعيين مي كند سكني نمايد مگر آنكه اختيار تعيين منزل به زن داده شده باشد .
 نظريه: واگذاري حق سكني به زوجه ممكن است ضمن عقد نكاح يا عقد لازم ديگري شرط شود .
نظريه: در صورت تفويض اختيار انتخاب مسكن به زوجه ، اين اختيار مطلق بوده و تا زماني كه زوجيت باقي است ، ادامه دارد و لذا يك بار استفاده زوجه از آن ، ساقط نمي شود . اما زوجه نيز نمي توانداين اختيار را وسيله اضرار زوج قرار دهد ، حق انتخاب مسكن تا جايي است كه متناسب با وضعيت او در حدود ماده ( ۱۱۰۷ ) قانون مدني ، آن هم در شهر و كشوري كه زوج اشتغال دارد با رعايت اصل ( ۴۰ ) قانون اساسي ، با اين حال زوج نمي تواند زوجه را مجبور به سكونت در منزل پدر و مادر خود نمايد هرچند مسكن آنها متناسب با وضعيت زوجه باشد
ماده ۱۱۱۵ - اگر بودن زن با شوهر در يك منزل متضمن خوف ضرر بدني يا مالي يا شرافتي براي زن باشد زن مي تواند مسكن علي حده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود .
ماده ۱۱۱۶ - در مورد ماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن به تراضي طرفين معين مي شود ودر صورت عدم تراضي محكمه با جلب نظر اقرباي نزديك طرفين منزل زن را معين خواهد نمود و در صورتي كه اقربايي نباشد خود محكمه محل مورد اطميناني رامعين خواهد كرد .
ماده ۱۱۲۷ - هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به يكي از امراض مقاربتي گردد زن حق خواهدداشت كه از نزديكي با او امتناع نمايد و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود
ماده ۱۱۲۹ - در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه و عدم امكان اجراي حكم محكمه والزام او به دادن نفقه زن مي تواند براي طلاق به حاكم رجوع كند و حاكم شوهر او را اجبار به طلاق مي نمايد . همچنين است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه .
نظريه: در ماده ۱۱۲۹ كلمه ي حاكم شرع ذكر نشده بلكه فقط حاكم ذكر گرديده و قاضي محكمه خارجي نيز حاكم است ، لذا رجوع زوجه به دادگاه ذيصلاح خارجي جهت اعمال ماده ياد شده بلااشكال است .
نظريه : منظور از اجبار به طلاق محكوم كردن زوج به طلاق همسرش مي باشدو در صورت امتناع زوج از تمكين به حكم دادگاه اجراي آن توسط حاكم يا نماينده او به عمل مي آيد . به هرحال دادگاه در اين مورد بدوا بايد مبادرت به صدور حكم طلاق نموده و در صورتي كه زوج از اجراي حكم دادگاه امتناع كرد چون حاكم ولي ممتنع محسوب مي شود نماينده اي به دفتر طلاق معرفي مي نمايد تا زن را مطلقه سازد .
نظريه : در صورتي كه زن ناشزه باشد و بر اين اساس محكوم به تمكين گردد ، نمي تواندبه استناد ماده ۱۱۲۹ ق . م . تقاضاي طلاق نمايد.
 
 
منابع :‌
1) صحاح‌اللغة،كلمه(ن،ف.ق)
2) ر.ك: محقق حلّي،شرايع الاسلام،ج 2،ص 319.
3) از جمله آيات ديگري كه به موضوع نفقه پرداخته است عبارتست از آيه‌7 سوره طلاق،آيه 239 از سوره بقره.
4) وسائل الشيعه،ج 15،كتاب النكاح،ابواب النفقات،ص 226.
5) ر.ك: محقق حلي،شرايع الاسلام،ج 2،ص 349؛علامه حلي،قواعد،كتاب النكاح،المقصد الخامس؛روح الله خميني،تحرير الوسيله، ج2،ص 315.
6) التبيان،ج 10،ص37 همچنين به آيه «لايكلف الله نفساً الا ما آتاها» تمسك كرده‌اند.
7) ر.ك: ميرزاي قمي،جامع الشتات،ص 443؛علامه حلي،القواعد،كتاب النكاح،المقصد الخامس؛جواهر الكلام،ج 31،ص 331.
8) محقق حلي،شرايع الاسلام،ج2،ص 347؛ شهيد اول،اللمعه الومشقيه،ج 1،ص 204.
9) وسائل‌الشيعه،ج 15،كتاب النكاح،ابواب النفقات،ص 230.
10) به نقل از علامه حلي،ايضاح الفوائد،ج 13،ص 268.

منبع:حق گستر

 





سن ازدواج - قسمت اول (دکتر مهدی تولاّئی)


 

 

 
چاقوی کیک سفره عقد تصاویر تزیین سینی حنا تزیینات خرید عروس تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد


ترس از مجرد ماندن!

صفحه اصلی > مقالات > ازدواج  > ترس از مجرد ماندن

ترس از مجرد ماندن

ترس از مجرد ماندن!
بطور روزانه با مراجعه کنندگان جوان،‌يعني دخترها و پسرهايي روبرو مي‌‌شوم که مجردند و به ظاهر زندگي آرام و خوبي دارند اما به شدت نااميدند و از زندگي مجردي خود مي‌‌ترسند و نگران آينده هستند. از طرفي با خانم‌ها و آقايان زيادي مواجه مي‌‌شوم که متاهل اند و به دنبال هر دستاويزي مي‌‌گردند تا خود را از زندگي زناشويي سخت و طاقت فرساي خود رها کنند‌. از خود مي‌‌پرسم حق با کدام دسته است؟ و هميشه به‌يک پاسخ مي‌‌رسم. حق با هر دو گروه است‌. اما چرا‌؟ چون براي برخي از افراد، مجرد بودن به شدت مخرب و حتي افسرده کننده است و براي برخي ديگر متاهل بودن و البته براي هر دو گروه، افتادن در دام ازدواج‌هاي ناهماهنگ که بطور روزانه آنها را در معرض تخريب و حتي اختلالات جسمي‌‌و رواني قرار مي‌‌دهد‌.

مجرد بودن براي چه کساني بهتر است؟
گرچه مجرد ماندن، براي بيشتر افراد ، چندان مناسب نيست اما برخي افراد، به دليل داشتن برخي ويژگي‌ها و اختلالات بهتر است تا قبل از اين که درمان شوند مجرد بمانند‌. براي مثال برخي افراد هستند که به خاطر نوع شخصيت خود (که روانشناسان به آنها شخصيت اسکيزوئيدى مى‏گويند)، طورى در ازدواج ظاهر مى‏شوند که به خود و ديگران آسيب‌هاي جدي وارد مي‌‌آورند‌. البته به دليل آسيب‏هاى جدى دوران کودکى اين افراد، نمى‏خواهم آنها را به خاطر اين ويژگى‏هايشان مقصر بدانم، اما به هر حال مى‏توان گفت که مجرد ماندنشان سود و منفعت بيشتري دارد.


غير از اين دسته، گروه‏هاى ديگرى هم هستند که به دلايل مختلف ازدواج کردن به صلاحشان نيست. چون قرار گرفتن در روابط نزديک و صميمى باعث مى‏شود نه تنها به همسر و فرزند، که حتى بيشتر به خودشان آسيب بزنند و گاهى هم پختگى لازم، آمادگى يا رشد کافى براى ورود به تجربه ازدواج را ندارند. اين افراد، يا همان‏هايى هستند که به زعم روانشناسان و محققان، از رابطه صميمانه فرارى‏اند و مي‏ترسند صميميت و نزديکى با کسى داشته باشند و يا وقتى در داخل رابطه‏اى قرار مى‏گيرند انگيزه‏هاى ناخودآگاه، آنها را به سمت آسيب زدن به خود، يا طرف مقابل سوق مى‏دهد. حتماً اصطلاحات ساديسم و مازوخيسم را شنيده‏ايد که به معناى ديگر آزار يا خودآزارند. البته من در اينجا، به دنبال توضيح و تشريح معناى واژه ‏هاى روانشناختى نيستم، اما مي‏خواهم اشاره ‏اى به اختلال‏هايى داشته باشم که حداقل در تجرد و تنهايى تخريب کمترى را متوجه خود و اطرافيان دارند و ماهيت آنها به گونه ‏اى است که آسيب‏هاى جدى به ديگران و خصوصاً به نزديکان فرد وارد مى ‏آورند.

براى مثال افرادى که ديگران و خصوصاً همسر خود را به شدت کتک مى‏زنند يا انواع خشونت‏هاى جسمانى – روانى را در مورد آنها اعمال مى‏کنند، همچنين کسانى که فرزندان خود را بدون احساس گناه يا ناراحتى، با شدت زياد جلوى چشم ديگران يا در خفا به باد کتک و ضرب و شتم يا تحقير شديد مى‏گيرند از اين دسته ‏اند. حتى افرادى که به ظاهر آرام و مهربانند اما همسر و فرزندان و نزديکان آنها هرگز در آنها نشانه‏اى از محبت حقيقى، همدلى يا دلسوزى نمى‏بينند يا کسانى که ناخوآگاه تا جايى که مى‏توانند خود را از نظر عاطفى از فرزند و همسر دور نگه مى ‏دارند و اصلا حاضر نيستند با آنها و با مسائل، مشکلات و حتى شادى ‏هاى آنها قاطى شوند، و تعامل و تبادل احساسى عاطفى و کلامى داشته باشند از اين دسته ‏اند، و بالاخره کسانى که وقتى جر و بحث، مشاجره، مشکل يا بحرانى پيش مى ‏آيد به شدت به خود آسيب مى‏زنند، مثلاً خود را مى ‏زنند، با تيغ يا چاقو زخمى مى‏کنند، دست، پا يا انگشتان خود را مى ‏شکنند و حتى دست به خودکشى، خودسوزى و نظاير اينها مى ‏زنند در زمره افرادى هستند که درگير اختلالات روانى نظير ساديسم، اختلالات اسکيزوئيدى، مازوخيسم و نظاير اينهايند و برقرارى روابط نزديک، براى خود آنها يا اطرافيانشان، مضر و حتى خطرناک است.


تحقيقات و بررسى ‏ها نشان مى‏دهد غير از دسته ‏هايى که ذکر شد افراد معمولى ‏تر هم که در برقرارى رابطه و مهم‏تر از آن، در همذات‏پندارى (يعنى خود را به جاى طرف مقابل گذاشتن و مثل او فکر کردن) با طرف مقابل، ضعف جدى دارند يا کاملاً ناتوانند، بهتر است با احتياط بيشترى به سراغ ازدواج بروند، چون برقرارى و سياليت ارتباط و توانايى همذات پندارى و همذات‏گرى و خود را به جاى ديگران گذاشتن و از نگاه آنها دنيا را ديدن، از ملزومات اوليه ازدواج است و اگر طرفين قادر به ايجاد و برقرارى چنين رابطه عميق و همدلانه‏اى نباشند حتى اگر زير يک سقف هم باشند و از زوايايى (مانند زاويه جنسى، يا تعاملات مالى يا…) ارتباط برقرار کنند، اما در واقع مجردند و بودن آنها در کنار هم و زندگى با همديگر، محصولى (معنوى) ندارد.
از بيماران حاد و جدى ‏تر جسمى و روانى هم نمى‏ گويم چون تکليف‌شان معلوم است و بسيار بسيار بعيد به نظر مى‏رسد که بتوانند وارد روابط موفق زناشويى شوند.

متاسفانه افراد زيادي وجود دارند که به دليل ترس و هراس از تجرد، رابطه‌اي رقت‌انگيز و حتي آميخته با سوءرفتار و سوءاستفاده را ادامه مي‌دهند و به طرف مقابل انواع باج‌ها را مي‌‌دهند تا با آنها بماند ! بديهي است که چنين ماندني نمي‌‌تواند از سر شوق و محبت باشد و به‌ تدريج رابطه‌ يک طرفه شده و مبدل به معامله اي مي‌‌شود که باعث سقوط‌يکي از طرفين‌يا هر دو آنها خواهد شد‌.
ترس از مجرد ماندن

متأسفانه عواملي مانند ترس از مشکلات مالي، نداشتن اعتماد به نفس در پيداکردن همسر ، شرمندگي از دربه‌دري و از دست‌دادن پايگاه اجتماعي است که باعث مي‌شود فرد‌يک عمر به رابطه‌اي ناخوشايند و حتي خطرناک تن بدهد. بنابراين اگر شما هم جزو اين دسته از افراد هستيد لااقل قبل از آن که وارد ارتباط شويد از خود بپرسيد چرا مي‌‌خواهم به تجرد خود پايان بدهم‌؟ چرا از مجرد بودن مي‌‌ترسم‌؟ چرا مي‌‌خواهم به هر نحوي شده، هر خواري و خفتي را تحمل کنم اما مجرد نمانم‌؟


برخي از دلايلي که افراد براي ترس خود از تجرد بيان مي‌‌کنند به شرح زير هستند :
ترس از اين که خانواده‌ يا اجتماع مرا طرد کنند‌.
ترس از تنهايي و تنها ماندن تا پايان عمر
ترس از اين که آبرويم نزد همسن و سال‌هايم برود‌.
ترس از اداره کردن مالي زندگي
ترس از اين که اطرافيان برچسب‌هايي بر من بزنند‌.
ترس از اين که مزاحم ازدواج خواهر‌يا برادر‌هاي بعدي‌ام باشم‌.
ترس از کم شدن معاشرت‌ها
عدم تحمل کم پولي
فشار خانواده‌ها و اطرافيان
بالاتر رفتن سن و سال
محروميت از برخي امکانات اجتماعي مانند وام‌ها و‌…

همانطور که ملاحظه مي‌‌کنيد بسياري از ترس‌هاي مرتبط با تجرد، در اثر شرطي شدگي و برخي هنجارهاي تحميلي هستند، و ترس‌هاي واقعي محسوب نمي‌‌شوند و در نتيجه نمي‌‌توانند دلايل واقعي براي ازدواج تلقي شوند ‌. دلايل واقعي براي ازدواج عبارتند از نياز ريشه دار ( نه مقطعي و گذرا) به همدلي و محبت‌. نيازهاي جنسي خودانگيخته ( نه با تحريک محرک‌هاي محيطي)، نياز ماندگار به داشتن جفت و زندگي مشترک ( نه براي چشم و هم چشمي) و نيز پيدا کردن کسي است که مي‌‌تواند همسر مناسب و هماهنگي براي ما باشد‌. بديهي است که اگر تنها از روي ترس و اضطراب تن به ازدواج بدهيم، هميشه مانند برده‌ طرف مقابل خواهيم ماند. چون طرف مقابل به راحتي در مي‌‌يابد که ما حاضريم تن به هر ذلتي بدهيم اما مجرد نشويم ‌يا مجرد نمانيم. او به راحتي متوجه مي‌‌شود که انتخاب ما انتخابي آزادانه نيست‌. بلکه انتخابي است از سر ترس، کمبود اعتماد به نفس و کمبود خود کفايي. بنابراين آگاهانه‌يا ناخودآگاه، به نسبت‌هاي مختلف ما را مورد بهره‌کشي و آزارهاي ناشي از آن قرار مي‌‌دهد‌.

برخي نکات مهم براي مجردها
از برقرار‌کردن روابط ناموفق و نافرجام اجتناب کنيد و مراقب گزينه‌هاي نامناسبي که به شما پيشنهاد مي‌شود ‌يا شما به ديگران پيشنهاد مي‌کنيد، باشيد. در اين ميان (گزينه‌ها)‌ افرادي مي‌توانند اهل بدرفتاري باشند‌يا جزو کساني باشند که نمي‌توانند‌يا نمي‌خواهند دنبال تعهد واقعي باشند. خود را فريب ندهيد‌.
از آمادگي احساسي و هيجاني خود مطمئن شويد. اگر از قبل روابطي داشته‌ايد که هنوز با آنها مشغله ذهني داريد، پس هنوز براي‌يک رابطه ماندگار آماده نيستيد. همچنين بدانيد در هر مقطعي از زندگي‌يک نفر هست که به شما علاقه‌مند شود و به شما نياز بيشتري داشته باشد تا شما به او. نبايد فقط صرف نياز طرف مقابل «درگير» رابطه با وي شويد.


بر معيارها و ارزش‌هاي اصلي خود تمرکز کنيد. به صفات، خصوصيات و رفتارهايي که طرف مقابل‌تان حتما بايد داشته باشد فکر کنيد. شايد صداقت، وفاداري،‌ قابل اعتماد بودن، دلسوزي و شوخ‌طبعي براي شما ارزشمند باشد.
ببينيد آيا واقعا به‌ يک رابطه جديد نياز داريد و رابطه جديدي را مي‌خواهيد و از خود بپرسيد اگر الان رابطه دلخواه خود را داشتم، اوضاع چه فرقي مي‌کرد؟ سپس به واکنش‌تان در برابر اين سوال فکر کنيد.


هنگام مجردي هرگز اين باور دردآور را که «راه‌ حلي نداريد» دنبال نکنيد. وقتي به اين باور غلط پناه مي‌بريد نه‌ تنها اوضاع بهتر نخواهد شد، بلکه رنج زيادي را به خود تحميل مي‌کنيد، بخش بالغ ‌وجود شما مي‌گويد شما بدون وجود ديگري نيز زنده خواهيد ماند و به زندگي ادامه خواهيد داد و اگر باورهاي غلط خود را درباره تجرد کنار بگذاريد؛ حتي خوشحال‌تر، قوي‌تر و کامرواتر نيز خواهيد شد!


با همه‌ ي اين توضيحات اميدوارم اين تصور پيش نيايد که بايد فرصت‏هاى رشد و تعالى را که توسط ازدواج فراهم مى ‏شود ناديده بگيريم. چون ازدواج هماهنگ و خوب، فرصتي است براي فرا رفتن از خود و کنار گذاشتن منيت و تمرين مؤثرى براى رشد روحي به حساب مي‌‌آيد و تاثيرات مثبت جسماني، رواني و حتي روحي به دنبال دارد‌. اما ازدواج‌هـــاي ناهماهنگ، و ازدواج‌هايي که ازروي ترس انجام مي‌‌شود، متاسفانه، جز تخريب طرفين و افتادن در وادي طلاق نتيجه اي نخواهد داشت‌.
منبع:زيبــاشــو دات کام/بيتوته

ترس از مجرد ماندن

 
سفره عقد مدل آبي فيروزه اي مدل کیک عروسی تصاویر تزیین سینی حنا کت و شلوار دامادی تصاویر


قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

صفحه اصلی > مقالات > ازدواج  > قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيدقبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت.

پول تعيين كننده ثروت است. اما در ايجاد مساوات، امنيت، عشق، قدرت و آزادي زوج ها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول به مراتب مهمتر از ميزان دارايي تان است.

 سوزان بايردر نويسنده «پرسش هاي مشكل؛ 100 سؤال مهمي كه از نامزدتان مي توانيد بپرسيد» مي گويد: ازدواج اميدها، آرزوها و ترس هاي مالي خاص خود را به همراه دارد. بسيار مهم است كه تصوير روشني از توقعات، انتظارات و خواسته هاي خود داشته باشيد. با نامزدتان در مورد مسائل مالي صحبت كنيد. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالي بپرسيد. هر چه اطلاعات كامل تري از او و انتظارات خود داشته باشيد، بهتر مي توانيد تصميم گيري كنيد.
 
نظر او را نسبت به بيمه درماني، بيمه عمر، صرفه جويي در محدوديت هاي مالي موجود، محل اقامت، هزينه رهن، اجاره و وام، و هزينه ادامه تحصيل بپرسيد.

 ادامه تحصيل مستلزم فداكاري همسران است. زيرا بايد مخارج اضافي را براي تحصيل شما اختصاص داد. از طرفي در صورت ادامه تحصيل، شايد فرصت كافي براي كار كردن نداشته باشيد.

 طرح چنين مسائلي بسيار مشكل است. ولي باعث مي شود حالا و پس از ازدواج خيالتان راحت باشد و تصميم گيري تان بر اساس واقعيات موجود باشد نه رؤياها و آرمان ها. اگر فرهنگ خانواده تان اجازه نمي دهد خودتان اين مسائل را مطرح كنيد، از والدين بخواهيد آنها را بپرسند.


 پرسش هاي زير به شما كمك مي كند تا تصوير روشن تري از وضعيت مالي آينده داشته باشيد:

 

1 - درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟

 

2 - آيا كار كردن هر دوي شما لازم است؟

 

3 - اگر خانم كار نكند، آيا همسر، خانه داري را باارزش مي داند؟

 

 

4 - براي گذران زندگي چقدر درآمد كافي است؟

 

5 - چگونه بايد خرج كرد؟ چه هزينه هايي در اولويت است؟

 

6 - آيا با نحوه خرج كردن يكديگر توافق داريد؟ با چه مواردي موافق و با چه مواردي مخالفيد؟

 

 

7 - اگر هر دو كار مي كنيد، پولتان را با هم خرج مي كنيد يا جداگانه؟

 

8 - چه مبلغي (هر دو) در بانك داريد؟

 

9 - اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز يا سرمايه گذاري مي كند و چه مقدار را خرج مي كند؟

 

 

10 - چه كسي مسئوليت برنامه ريزي مالي را در درازمدت برعهده مي گيرد؟

 

11 - براي داشتن احساس امنيت، چه مقدار پول كافي است؟

 

12 - چند درصد از درآمد را پس انداز مي كنيد؟ آيا نامزدتان با پس انداز در بانك موافق است؟

 

 

13 - چه كسي حساب دخل و خرج را دارد؟ چه كسي قبوض آب، برق، تلفن و گاز را مي پردازد؟

 

14 - در صورت بيمه نبودن نامزدتان، آيا با بيمه اختياري (خويش فرما) هر دو شما موافق است؟

 

15 - آيا نامزدتان بايد خرج والدينش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت ماهانه چقدر از درآمدش را به اين کار اختصاص مي دهد؟

 

 

16 - اگر خداي نخواسته ازدواج تان به طلاق منجر شود آيا مي تواند مهريه را پرداخت كند؟

 

17 - آيا او با خريد وسايل اضافي براي منزل يا كادو براي دوست موافق است؟

 

18 - آيا نامزدتان مي پذيرد كه دارايي قبل از ازدواج مثلاً زمين، خانه و ماشين به اسم خودتان باشد؟

 

 

19 - آيا خواستگارتان بدهي ندارد و ورشكست نشده است؟ در صورتي كه بدهي دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغي بايد پرداخت كند؟

 

20 - آيا مي توانيد حساب جداگانه اي براي هزينه هاي منزل داشته باشيد؟ يا هر كسي بخشي از درآمد خود را براي آن اختصاص دهد؟

 

21 - آيا موافقيد كه حساب پس انداز جداگانه اي داشته باشيد؟

 

 

22 - اگر پس از ازدواج با پول كار هر دو شما خانه يا ماشين خريداري شود، آيا موافقيد كه سند آن به نام هر دو باشد؟

 

23 - اگر پس از ازدواج با بحران مالي يا ورشكستگي روبه رو شويد چه مي كنيد؟

 

24- آيا موافقيد مبلغي را براي موارد غيره منتظره نظير هزينه عمل جراحي يا بيمارستان پس انداز كنيد؟

قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد

منبع:بيتوته

 
سفره عقد مدل سیلور تزیین شمع سفره عقد تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد مدل کفش دامادی


از منظر قرآن ‎ ازدواج چه فوايدي دارد

صفحه اصلی > مقالات > ازدواج > از منظر قرآن ازدواج چه فوايدي دارد

قرآن و ازدواج از منظر قرآن ازدواج چه فوايدي دارد

 

قرآن کريم به ازدواج توصيه کرده است:
«وَ أَنكِحُواْ الْأَيَامَى‏ مِنكمُ‏ْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكمُ‏ْ وَ إِمَائكُمْ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را»

و بعضي از آيات قرآن مي تواند اشاره اي به فوايد آن باشد:

1-سبب کسب آرامش:
«وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها؛[روم/21] و يكى از آيات او اين است كه براى شما از خود شما همسرانى خلق كرد تا به سوى آنان ميل كنيد و آرامش گيريد»

2-بهره مند شدن از مهر و محبت:
«وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً؛[روم/21] بين شما مودت و رحمت قرار داد.»

3- توليد مثل و صاحب فرزند شدن:
‎ «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنينَ وَ حَفَدَةً؛[نحل/72] خدا براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد و براى شما از همسرانتان فرزندان و نوادگان پديد آورد.»

4-  راهي براي پوشش ضعف هاي زوجين:
«هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛[بقره/187] ايشان پوشش شما و شما پوششى هستيد براى آنان»

‏5- رفع نياز غريزي انسان:
«فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللَّهُ؛(بقره/187) اكنون با آنها آميزش كنيد، و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته، طلب نماييد!»

6- آباد کردن جهان آخرت از طريق فرزند صالح:
«نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لانْفُسِكُمْ؛[بقره/223] زنان شما كشتزار شمايند، هر زمان و هر كجا كه خواستيد به كشتزار خود در آييد. و [با رعايت حقوق يكديگر، و حفظ عفت و پاكى، در سايه زناشويى و توليد نسلى پاك و شايسته و صالح، خير و ثوابى‏] براى خودتان پيش فرستيد.»

7-  مصونيت بخشي از گناه:
«إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومينَ؛[مومنون/6] تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند، كه در بهره ‏گيرى از آنان ملامت نمى ‏شوند»

8- توسعه در رزق:
«وَ أَنْكِحُوا الايامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛[نور/32] مردان و زنان بى‏ همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى ‏نياز مى ‏سازد.»

 از منظر قرآن ازدواج چه فوايدي دارد

منبع: کانون سردفتران

 
سفره عقد مدل طلایی سفره عقد خنچه بادام میوه آرایی سفره عقد تزیین خلعتی عروس


کله‌قند


کله قند,سفره عقد, تزیینات سفره عقد,سفره عقد جدید,سفره عقد آکواریومی

 کله قند ساییدن یک جفت کله قند هم شکل و هم اندازه روی پارچه ای بر سر عروس و داماد به نیت فروباریدن شادی و شییرنی بر سر آنها طی زندگی مشترک صورت می گیرد

کله قند

کله قند، قند و یا شکر متراکم است که به شکل مخروط کامل تهیه شده‌است کله قند پس از شکسته شدن و تبدیل به قند حبه با چای یا قهوه تلخ مصرف می‌شود.

تاریخچه

به درستی مشخص نیست که اولین بار کله قند در چه زمانی تولید و عرضه شد. ولی در قرن ۱۲ میلادی، کله قند در اردن وجود داشته‌است. عرضه کله قند از قرن ۱۹ میلادی در انگلستان به دلیل مالیات‌های سنگین متوقف گردید.

کله قند در ایران، گاهی به عنوان هدیه و گاهی اجرت استاد و حکیم کاربرد داشته‌است.

کله قند,سفره عقد, تزیینات سفره عقد,سفره عقد جدید,سفره عقد آکواریومی

باورها

کله قند پس از تزئین، در سفره عقد ایرانی کاربرد دارد و هنگام عقد بر سر عروس و داماد سائیده می‌شود.

همچنین در مراسم خواستگاری زرتشتیان، کله قند به عنوان هدیه‌ای از خانواده داماد به خانواده عروس ارائه می‌شده‌است.

در فرهنگ مردم بومی بخش‌هایی از مازندران، خوزستان، گرگان، سمنان و قوچان شکستن کله قند بخشی از مراسم سنتی شیرینی خوران و بله بران پیش از ازدواج است.

کله قند,سفره عقد, تزیینات سفره عقد,سفره عقد جدید,سفره عقد آکواریومی

نحوه تولید

تولید کله قند، بسته به اندازه مورد نیاز به دو روش «قالب و پرس» و روش «تبلور» انجام می‌شود. روش قالب و پرس برای کله قندهایی با اندازه کوچکتر مناسب است. در این روش بلورهای شکر ابتدا خرد شده و پس از مرطوب شدن با آب، در قالب ریخته می‌شود. قالب تحت فشار هوا قرار گرفته و کله قند ساخته می‌شود.

روش تبلور، برای ساخت کله قندهای بزرگ تر به کار می‌رود. در روش تبلور، ابتدا شکر به طور کامل در آب حل می‌شود، سپس با عبور از فیلترهایی کاملا تصفیه می‌گردد. در مرحله بعد مولکولهای حاوی مواد رنگی موجود در شربت، جذب شده و شربت رنگبری می‌شود. پس از رنگبری شربت ابتدا تغلیظ شده، سپس در قالب ریخته می‌شود و تبلور آغاز می‌گردد. در این مرحله شتاب‌دهنده‌ها به خروج سریع تر آب از قند کمک نموده و کله قندهای ساخته شده در گرمخانه کاملا خشک می‌گردند.

کله قند

 
سفره عقد مدل آبي فيروزه اي مدل کیک عروسی تصاویر تزیین سینی حنا کت و شلوار دامادی تصاویر


مراسم عروسی در ایران

صفحه اصلی > مقالات > ازدواج  > مراسم عروسی در ایران

مراسم عقد و عروسیاجزای آئین و مراسم عقد و عروسی ایرانی:

  • خواستگاری
  • نامزدی (بله‌بران)
  • مراسم حنابندان و شیرینی‌خوران
  • تهیه جهیزیه و انجام خرید عروسی
  • جهازبران
  • پهن کردن سفره عقد
  • جشن عقد و عروسی
  • سائیدن کله‌قند
  • خواندن خطبه عقد (عقدکنان)
  • بردن عروس و شب زفاف
  • مراسم پاتختی و مادر زن سلام
  • پاگشا

و در نسل‌های تازه:

  • تهیه کیک عروسی
  • فیلمبرداری
  • تزئین ماشین عروس
  • رفتن به ماه عسل

خاموش کردن شمع در شب عروسی با کفش عروس یا گلبرگ هم یکی از رسوم است که گاه اجرا می‌شود.

مراسم عقد و عروسی

آداب عروسی در قومهای مختلف

بختیاری

یک روز پیش از عروسی، مقداری بارو بنشن به نام «باروزی» از طرف داماد به خانهٔ عروس ارسال می‌شود. صبح روز عروسی خانواده‌های وابسته به داماد همراه با توشمال‌ها شادی‌کنان به طرف خانهٔ عروس راه می‌افتند. زنان و دختران قبل از وارد شدن به خانهٔ عروس در میانهٔ راه آوازهایی (دوالالی) می‌خوانند. نزدیک خانهٔ عروس که رسیدند، خانوادهٔ عروس به پیشواز می‌آیند و مهمانان را به داخل می‌برند.

در مراسم همه ایل شرکت می‌کنند و خود را در شادی و سرور سهیم می‌دانند. در این هنگام توشمال‌ها شروع به نواختن آهنگ‌های محلی می‌کنند و مجلس شور و حال دیگر به خود می‌گیرد. جوانان ترکه بازی می‌کنند و به سوارکاری می‌پردازند و تا وقت نهار، انواع رقص‌ها و بازی‌هایی را که بین بختیاری‌ها متداول است، انجام می‌دهند. قبل از حرکت عروس مقداری قند در دستمالی می‌پیچند و آن را به کمر دختر می‌بندند و عروس را روی زین اسب می‌نشانند و جلوی او بر روی اسبی، پسر بچه ۸ یا ۹ ساله‌ای را می‌نشانند. در بین راه به طرف خانهٔ داماد بازی مخصوص عروسی به نام سرانداز شروع می‌شود. به این صورت که یکی از سواران همراه عروس و در بعضی طایفه‌ها خود داماد، دستمالی را که روی سر عروس است می‌رباید و دیگر سواران به دنبال او اسب می‌تازند تا دستمال را از رباینده بازپس بگیرند. باید دانست که نگاهداشتن دستمال تا آخر بازی برای رباینده افتخار محسوب می‌شود. همین که عروس نزدیک خانهٔ داماد رسید از رفتن خودداری می‌کند و خلعت می‌خواهد، به ناچار خانوادهٔ داماد گوسفندی، بره‌ای یا میشی پیشکش می‌کنند تا عروس راضی شده، از مرکب پیاده شود. در آستانهٔ در خانه یا چادر، گوسفندی را زیر پای عروس قربانی می‌کنند. رسم چنین است که خون این حیوان تخت کفش عروس را رنگین کند تا قدمش با شگون و پر خیر و برکت باشد.

حجله یا چادر عروسی عموماً سفید است تا هم نشانهٔ مشخص چادر عروس و داماد باشد و هم نشانهٔ سفیدی بخت و اقبال. موقع ورود عروس به چادر در کنار آن آتش برپا می‌کنند و عروس قبل از ورود به حجله باید دور آتش بگردد. داماد نیز در گوشهٔ دیگری آتش روشن کرده و هفت تخم‌مرغی را که قبلاً تهیه کرده و در دستمالی نگهداشته‌است، به سر عروس و دیگر همراهان می‌ریز و بدین ترتیب عروس و داماد به حجله می‌رود. در حجله، پدر داماد (ساقدوش)، عروس و داماد را دست به دست می‌دهد.

یکی از کارهای عروسی در بختیاری فراهم آوردن «سوخت» برای تهیهٔ غذای عروسی است. چند روز مانده به عروسی عده‌ای از جوانان با چارپایانی برای تهیهٔ هیزم به کوه و صحرا می‌روند. معمولاً همهٔ جوانان داوطلب چنین کاری هستند، زیرا می‌دانند که برای عروسی خودشان متقابلاً جوانان دیگر این زحمت را متحمل می‌شوند. معمولاً به جز آوردن هیزم، دوغ، کره، ماست و کشک هم از گله‌داران دریافت و برای داماد می‌آورند.

بلوچ

مردم بلوچ در مراسم عروسی آداب و سنن خاص خود را دارند آنها داماد را سوار برمرکب شتر کرده و پسر بچه‌ای را جلو داماد سوار بر شتر می‌نشانند سپس با سردادن ترانه‌های شادی به اسم هالی داماد را به طرف آب می‌برند پس از غسل دادن و حمام داماد و پوشاندن لباس بر تن داماد که هدیه‌ای از خانواده عروس می‌باشد و پس از جاری کردن صیغه عقد بین عروس و داماد آنها وارد حجله شده و سه شبانه روز در حجله می‌مانند.

زنجان

عروسی و رسم آن، در استان زنجان، از اهمیت خاصی برخوردار است. از نظر آداب و رسوم، به طور کلی، دو نوع ازدواج وجود دارد.

هب: این گونه‌است که عروس همراه با داماد بدون هیچ نوع اطلاع قبلی، منزل پدری را ترک می‌کند و پس از چند روز، پدر دامان همراه با ریش سفیدان محل به خانه عروس می‌روند و پس از شرح ماجرا، به هر تقدیر، پدر عروس را راضی می‌کنند و نامه‌ای تحت عنوان ((وکیل نامه)) جهت عقد ازدواج رسمی دریافت می‌نمایند.

انتقاد از برخی آداب دست‌وپاگیر ازدواج

بسیاری از مبلغان دینی معتقدند باید از پیرایه‌های مراسم ازدواج کاسته شود، تا مخارج آن چندان زیاد نشود که خود مشکلی بر سر راه ازدواج جوانان فراهم آورد. آن‌ها با تأیید برخی از رسوم مانند ولیمه عروسی، چشم و هم‌چشمی‌ها را باعث افزوده شدن تدریجی برخی از آداب و رسوم می‌دانند، و معتقدند چنین رسوماتی باید حذف شوند.

 
تزیین جا حلقه عروس و داماد تزیین سبد عروس تزیین شمع سفره عقد تزیین جام عسل برای سفره عقد


مهریه

صفحه اصلی > مقالات > مهریه > مهریه


مهریه

مهریه به مالی گفته می‌شود که مرد در هنگام وقوع عقد نکاح به همسر خود می‌پردازد یا مکلف به پرداختِ آن می‌شود.

حال در این مقاله به مهریه خواهیم پرداخت. با سایت سالن عقد خاطره همراه باشید.

 تاریخچه

اگر چه مهریه در زمان معاصر مختص مسلمانان است، اما برخی محققان به شواهدی تاریخی از ایران قبل از اسلام، یونان باستان و نیز آیین یهودیت اشاره می‌کنند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به عروس (یا پدر عروس) در زمان ازدواج است.

مهریه و شرایط آن

مرد به هنگام اجرای صیغه نکاح، چیزی را به همسرش تقدیم می‌کند که در اصطلاح «مهریه» یا صداق نامیده می‌شود. این هدیه و بخشش که از طرف مرد انجام می‌شود، امروزه به هدف پایبندی به لوازم زندگی مشترک و ارتباط زناشویی یا ضامنی برای حق طلاق زن است. در آموزه‌های دینی برای مهریه، مقدار معینی تعیین نشده‌است، بلکه این امر به توافق زن و مرد بستگی دارد. همچنین در نوع مهریه نیز محدودیتی وجود ندارد و هر چیزی که ارزش اقتصادی واجتماعی داشته باشد، می‌تواند مهریه قرار گیرد؛ همانند طلا، نقره، املاک، پول‌های رایج، لوازم زندگی و حتی آموزش قرآن یا آموزش مهارتی ویژه.

مهریه در ایران

در بسیاری از اوقات، مهریهٔ دختران مسلمان ایرانی بر مبنای سکه‌های طلا تعیین می‌شود؛ از سال تولد دختر گرفته تا شمار ائمه یا سوره‌های قرآن کریم به عنوان تعداد سکه‌های مهریه دختران بریده می‌شود.

بر اساس تحقیقی در سال ۱۳۸۷ در مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه از بیش از ۱۲۰۰ زن و مرد متأهل بین ۱۸ تا ۴۰ سال در حدود ۱۲ استان ایران نشان داده که میانگین مهریه به اعلام زنان ۳۵۰ سکه طلا و به اعلام مردان ۲۶۰ سکه طلا است. این پژوهش از رشد سریع میانگین مهریه در دهه ۸۰ حکایت داشته به طوری‌که در عرض ۵ سال از میانگین ۳۰۰ سکه به ۴۵۰ سکه طلا رسیده‌است. البته مهریه‌هایی با مبنای ۱۲۴۰۰۰ سکه طلا هم دیده شده‌است.

در ایران برخی از مردان به علت ناتوانی در پرداخت مهریه زندانی می‌شدند. اما بنا بر قانون حمایت از خانواده ۱۳۹۱ که در اسفند ۹۳ اجرایی شد، ناتوانی در پرداخت مهریه های بالای ۱۱۰ سکه، مشمول زندان رفتن مرد نمی‌شود و زندانی شدن مرد با توافق طرفین و قسط بندی مهریه حذف می‌شود. همچنین در سال ۱۳۹۰ دیوان‌عالی کشور در رای وحدت رویه‌ای شماره ۷۲۲ پذیرش دادخواست اعسار به شکل دعوای تقابل را هم پذیرفت که به موجب آن فرآیند رسیدگی به اعسار به شدت تسریع یافته و امکان صدور دستور بازداشت بسیار کاهش پیدا کرد. منتقدان اشکالاتی از قبیل امکان دور زدن قانون، تضعیف ضمانت‌ اجرایی و قانونی مهریه، پنهان‌کاری و مخفی کردن اموال را بر این فرایند وارد کرده‌اند.

در دیگر کشورها

در عربستان، عرف مهریه ۱۴ هزار دلار است. در جمهوری آذربایجان، میانگین نرخ مهریه در حدود ۲۰۰۰ منات برآورد می‌شود. میانگین نرخ مهریه در میان اقوام مختلف کشور هند در حدود ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار روپیه تعیین می‌شود. در ترکیه نیز نرخ مهریه به طور متوسط ۳۵ هزار لیر است. در مناطق مختلف چین در میان اقوام مختلف، نرخ مهریه حدود ۱۰۰ هزار یوان تخمین زده می‌شود. در عمان نرخ مهریه در حدود ۱۰ هزار ریال عمان است.

مهریه در اسلام

براساس فلسفهٔ اولیهٔ تعیین مهریه، مهر نوعی هدیه، پیشکش، نحله، اعطای بدون عوض و از روی صداقت (صداق) به صورت نقدی با تاکید بر معادل و ویژگی معنوی و فرامادی آن بوده است. برخی منابع مانند تفسیر نمونه نتیجه می‌گیرند «صدُقاتهن» از ماده «صداق» است و بدان جهت به مهر «صداق» یا «صدُقه» گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد و محبت او به زن است. همچنین کلمه «نحله» به گفتهٔ راغب اصفهانی از «نحل» به معنای زنبورعسل است؛ چون زنبورعسل بدون توقعی عسل خود را می‌بخشد، کلمه «نحله» دلالت دارد که فلسفهٔ مهریه، تقدیمی، پیش‌کشی، عطیه و هدیه است. بر اساس برخی منابع فقه اسلامی مانند جواهر الکلام، مهری که شوهر به زن می‌پردازد، در حقیقت، عوضِ حقِ بهره بردن از بضع  است.

در اسلام مهریه متعلق به خود زن است نه والدین و یا هر شخص دیگر.

مهریهحتما بخوانید:شرایط پذیرش اعسار از پرداخت مهریه

 مهریه در فقه و حقوق اسلامی سه نوع مهم دارد:

مهر المسمی

مهر المسمی: مهری است که زن و شوهر قبل از انعقاد عقد نسبت به مقدار و میزان آن توافق نموده و آن را در عقد ذکر می‌کنند. تعیین میزان مهر مطابق ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی منوط به تراضی طرفین است و محدودیتی در این خصوص در قانون پیش‌بینی نشده‌است؛ و طبق ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی، مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود، معلوم باشد (ماده ۱۰۷۹ قانون مدنی).

شرایط مهر المسمی:

  • دارای ارزش مالی و اقتصادی باشد
  • قابل تملک و نقل و انتقال باشد
  • مشخص و معلوم باشد
  • معین و تصریح شده باشد
  • دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد
  • شوهر قدرت تسلیم مهریه را داشته باشد

مهرالمثل

اگر در زمان انعقاد عقد راجع به مهریه توافق نشده یا اینکه مهریه نوعی تعیین گردیده که مطابق قانون نبوده، ولی عمل زناشوئی بین زوجین رخ داده‌است، در این حالت بر اساس عرف و عادت محل و وضعیت خاص زوجه مانند تحصیلات، سن، شغل و امثال آن مهریه‌ای هم شأن زنان مشابه وی تعیین می‌گردد که به این نوع مهریه مهرالمثل می‌گویند.

مهرالمتعه

در نکاحی که دائم بوده و مهریه ذکر نشده یا شرط عدم مهر شده باشد زوج به زوجه مطلقه خود که با او نزدیکی نکرده‌است مهریه‌ای پرداخت می‌کند و این مهریه اصطلاحاً مهرالمتعه گفته می‌شود.

تفویض مهر

اگر در عقد تعیین مهر به یکی از زوجین یا شخص ثالثی واگذار شود صحیح است و به آن تفویض مهر گویند.

 
چاقوی کیک سفره عقد تصاویر تزیین سینی حنا تزیینات خرید عروس تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد


آینه و شمعدان


آینه و شمعدان,آینه و شمعدان سفره عقد,سفره عقد,آینه,شمعدان

آیِنِه و شَمْعْدان یا آینه شمدوناز اجزای اصیل سفرهٔ عروسی ایرانی است، که در سفرهٔ هفت سین نیز قرار داده می‌شود. استفاده از آینه و شمعدان ریشه در ایران باستان و آیین زرتشت دارد.

نمادها

در عروسی ایرانی

در همهٔ سفره‌های عقد ایرانی آیینه و شمعدان وجود دارد، آیینه مظهر روشنایی است و شمعدانهایی که در دو طرف آیینه قرار می‌گیرند نماد سربازهایی هستند که از زندگی عروس و داماد نگهبانی می‌کنند. آینهٔ بخت و دو شمعدان در دو سوی آینه به نشانهٔ روشنایی و آتش، دو عنصر بسیار مهم در فرهنگ ایرانی و زرتشتی هستند.

آینه و شمعدان,آینه و شمعدان سفره عقد,سفره عقد,آینه,شمعدان

در هفت سین

آینه نماد تصویر پیدایش و روشنائی است که بر سر سفره هفت سین گذاشته می‌شود. آتشدان نیز نماد پایداری نور و گرما است که بعدها به شمع و چراغ مبدل شد. در دو طرف آینه دو شمعدان گذاشته می‌شود و به تعداد فرزندان خانواده شمع روشن می‌گردد. شمع‌ها نماد شادی و روشنگری هستند.

چیدمان


آینه در بالای سفره، روبه‌روی عروس و داماد قرار داده می‌شود تا آنها یکدیگر را در آینه ببینند و دل‌هایشان نسبت به هم مانند آینه صاف و زلال باشد و یک جفت شمعدان که در دو طرف آینه قرار می‌گیرند. شمع‌های روشن شمعدان‌ها نمایانگر روشنایی و گرمی پیوند عقد بین عروس و داماد است. جنس شمعدان با قاب آینه یکی و معمولاً نقره، برنز یا بلورین می‌باشد. همچنین جانمازی پیشاپیش آینه گسترده‌است.

آینه و شمعدان,آینه و شمعدان سفره عقد,سفره عقد,آینه,شمعدان

آداب و رسوم

 

شمع‌ها در دو طرف آینه که یکی برای عروس و دیگری برای داماد به نشانهٔ روشنایی در زندگی جدیدشان است، روشن می‌شوند. طبق سنن زرتشتی داماد باید ورود عروس به مجلس را در درون آینه ببیند.

هنگامی که عروس به اتاق وارد می‌شود، با پرده‌ای صورت خود را پوشانده‌است. وقتی که در کنار داماد می‌نشیند، این پرده را از صورت خود بر می‌دارد و نخستین چیزی که داماد در آینه می‌بیند، باید بازتاب چهرهٔ همسر آینده‌اش باشد.

امروزه هنوز بسیاری از سنت‌های دیرین عروسی ایرانی همچنان پابرجا مانده‌است و هرچند که تشریفاتی باشند، اما همواره انجام می‌شوند. عروسی تقریبا مشابه با گذشته آن است و همهٔ عروس‌ها اگر دیگر اقلام را نداشته باشند، بدون شک آینه و شمعدان را خواهند داشت. آینه‌ها همواره در اندازهٔ کامل و جفت شمعدان‌ها در دو سوی آینه با شمع‌های روشن، برای هر یک از عروس و داماد، قرار داده می‌شوند.

همچنین امروزه شمعی که در سفره عقد می‌گذارند را گاهی بعد از خواندن خطبه عقد و دریافت هدایای مهمانان خاموش می‌کنند که این کار توسط عروس و داماد با کفش عروس و یا با گلبرگی انجام می‌شود. این رسم احتمالاً در آیین زرتشتی نبوده چون زرتشتیان چنین کاری را بی احترامی به آتش می‌دانند.

آینه‌دار کسی است که آینه در پیش دارد تا عروس و جز او، خویشتن را در آن ببینند.

 
چاقوی کیک سفره عقد تصاویر تزیین سینی حنا تزیینات خرید عروس تزیین نون و پنیر و سبزی سفره عقد


حنابندان


جشن حنابندان که به تعبیری آخرین رسم از آداب عروسی ایرانی می باشد، جشنی است که در واقع مراسم خداحافظی عروس بوده و در آخرین شب اقامت عروس به طور رسمی در خانه پدری برگزار می گردد.
در روزگاران نه چندان دور در شب حنابندان زنان شرکت کننده دستشان را با آغشتن به ظرف حنایی که دور تا دور مراسم گرداننده می شد رنگ می کردند و این آیین همچنان در روستاها و شهرهای کوچک ایران پا برجاست.
حنا از جنت است و اثری از بهشت و نشانه ای از شادی، مهر و نیکبختی دارد. این باوری است که ایرانیان باستان داشتند و هنوز هم پابرجاست.

بعد از مراسم نامزدی و پیش از برگزاری جشن ازدواج مراسمی برگزار می شود که از آن تحت عنوان حنابندان یاد می شود. این رسم نیز همچون دیگر رسوم طی گذشت زمان کمرنگ شده، یا با تغییراتی ادامه دارد، یا به دلیل هزینه های گزاف ازدواج معمولا خانواده ها از برگزاری آن صرف نظر می کنند؛ ولی رسم حنابندان هنوز در​ بیشتر روستاها و بخصوص شهرهای جنوبی کشور جزء لاینفک مراسم عروسی است.



حنابندان در هریک از شهر های کشور به شکلی خاص برگزار می شود، ولی در اصل حنابندان آماده کردن حنا (خیساندن آن) و آغشته کردن دست و پای عروس و گاهی داماد با آن حناست. در گذشته معمولا حنا در منزل داماد تهیه می شده است و داماد به همراه خانواده خود حنا را به همراه ساز و دهل به منزل عروس می بردند و با اجازه بزرگ ترها کار حنابندان را شروع می کردند. خواهر عروس دستان عروس را و برادر داماد دستان داماد را حنا می بستند.

در برخی مناطق پس از شروع حنابندان عروس دست راست خود را در حالی که شال قرمزرنگی روی سر خود انداخته است، بالای سرش می گرفته و مهمانان خصوصا اقوام داماد هدایایی مانند سکه های طلا و نقره در کف دست عروس قرار می دادند.

 امروزه حنا را پس از خیساندن و آماده کردن به شکل طرح های زیبا درمی آورند و آن را تزئین می کنند و بنا به رسوم اقوام مختلف آن را برای خانواده عروس یا داماد تهیه می کنند. گاهی هم خانواده عروس و داماد هر کدام جداگانه برای اقوام خود حنا را آماده می کنند و رقابتی برای این که کدام فامیل به شکل زیباتری این کار را انجام می دهند وجود دارد.

معمولا این مراسم بعد از شام برگزار می شود، ولی گاهی هم بعضی از خانواده ها علاقه مند هستند از مهمانان با شام پذیرایی کنند که البته هزینه پذیرایی با پدر عروس است، ولی هزینه لباس یا آرایشگاه عروس بر عهده داماد است.



 در برخی مناطق برگزاری مراسم حنابندان نه تنها هزینه ای برای عروس و داماد ندارد، بلکه اقوام و دوستان با هدایای مالی خود کمک شایانی برای برگزاری مراسم ازدواج به آنها می کنند. پس از بستن حنا به دست و پای عروس و داماد مهمانان هدایای خود را پیشکش می کنند. گاهی در مناطقی مانند چهاردانگه آشنایان داماد هدایای خود را به ایشان می دهند تا صرف هزینه های ازدواج کند و اقوام عروس این هدایا را به ایشان می دهند تا کمکی برای تهیه جهیزیه به پدرعروس باشد، ولی اغلب هنگام چرخاندن ظرف محتوی حنا به دور مجلس مدعوین پس از برداشتن مقداری از حنا هدایای خود را در کنار ظرف حنا قرار می دهند. پس از آن که دست و پای عروس به حنا آغشته شد بقیه حنای آماده در بین مهمانان توزیع می شود و آنان نیز کف دست و ناخن خود را با حنا رنگین می کنند.

در مناطقی مانند سیستان حنابندان بیش از یک روز برگزار می شود. در شب اول حنابندان که در اصطلاح محلی به آن «سرشویی» گفته می شود، مقدار زیادی حنا خیسانده و آماده می شود و برای اطلاع اقوام و همسایگان مقداری از آن به در خانه آنها برده و توزیع می شود. افراد در خانه داماد جمع می شوند و سینی حنا را روی سر یکی از افراد قرار می دهند و به سوی خانه عروس حرکت می کنند و با زدن کف و شادی ابیات زیر را می خوانند:

امشب حنا می بنده / به دست و پا می بنده / اگر حنا نباشه آب طلا می بنده / حنا حنا می بنده به دست و پا می بنده / حنای زابل جانه فامیل شاه (داماد) می بنده/ حنا حنایه، حنا چه خوش نمایه / دست عروس نبندین، تا مادرش بیایه.

سپس طبق یک سنت قدیمی در خانه عروس را می بندند و اقوام عروس پشت در می ایستند و ابیاتی را در دو طرف در هر دو خانواده می خوانند که سمبلیک است و بیانگر نزاعی ظاهری بین داماد و مادر زن است که نمی خواهد دخترش را از خود دور کند و به خانه شوهر بفرستد:

اقوام داماد / در واکنه در واکنه حنا میاره ور شما
اقوام عروس / حنای شما مال شما ما زن نداریم ور شما
اقوام داماد / در واکنه در واکنه ساعت می آره ور شما
اقوام عروس / ساعت شما مال شما ما زن نداریم ور شما
اقوام داماد / در واکنه در واکنه دستمال میاره ور شما
اقوام عروس / دستمال شما مال شما ما زن نداریم ور شما

تا این که می رسه به... در واکنه در واکنه داماد میاره ور شما... که به احترام نام داماد و نه به جهت هدایا در را باز می کنند و اقوام داماد با حالت هجوم و تصرف خانه عروس که حالت سمبلیک و شادی آفرین دارد وارد خانه عروس می شوند.

منبع:نمناک

 
ست کیف و کفش عروس مدل کفش عروس کفش های مجلسی جدید مدل کفش دامادی


بله‌بران


بله بران بخش مهمی از مراحل عروسی سنتی ایرانی است که در تحقق پیمان زناشویی و پیوند دو خانواده اهمیت بسیاری دارد.

 

بَله بُرون  یا بَلّه بُرون = بلی بُران  بخش مهمی از مراحل عروسی سنتی ایرانی است که مراسم آن‌معمولاً پس از مرحلة خواستگاری و پیش از عقدکنان برگزار می‌شود.

 

بنابر عرف و سنتهای اجتماعی، مجلس بله برون بیشتر شب هنگام و با حضور جمعی از بزرگان وسالخوردگان دوگروه از قوم و طایفه و خویشان خانوادة دختر و پسر، در خانة پدر دختر برگزار می‌شود. گردهمایی در این مجلس به قصد تعیین شرایط مادی و معنوی ازدواج وپذیرش تعهدات خانوادة داماد نسبت به خانوادة عروس است. از این رو، بله­بُران در تحقق پیمان زناشویی و پیوند دو خانواده یا دو طایفه اهمیت بسیاری دارد.

 

در مجلس بله برون، مردان ریش سفید دوگروه دربارة میزان مهر، شیربها، و نقد یا نسیه پرداختن یا کم و بیش کردن میزان آنها، تأمین بعضی از هزینه های عروسی مانند میزان خرید طلا و جواهر، چگونگی برگزاری مجلس عقد و عروسی و سنگین یا سبک گرفتن آنها، شمارمهمانان و مانند اینها گفتگو می‌کنند که گاه ساعتها به درازا می کشد. پس از توافق طرفین، معمولاً سیاهه‌ای از تعهدات را روی دو نسخة کاغذ می‌نویسند و به امضای پدر داماد و پدرعروس و چندتن از ریش سفیدان مجلس می‌رسانند.

 

گل و شیرینی یکی از نمادهای زیبا و به یادماندنی­ ترین این مراسم که نمایان­گر حُسن سلیقه و مهر و محبت داماد و هم چنین توجه ویژه خانواده داماد به عروس و خانواده اوست. پس به جاست که در انتخاب آن دقت لازم به کار رود. هنگام ورود به خانۀ عروس حتماً سبد گل در دست داماد باشد و آن را به عروس خانم تقدیم کند.

 

معمولاً سینی شیرینی توسط قنادی­ها تزیین می­شود، سبد یا دسته­ گل انگشتر‌نشان برای عروس خانم و بعضی‌ها یک کله ­قند تزیین شده هدیه می­برند.

 

طبق یک سنت قدیمی خانواده داماد در مراسم بله بُران برای جلب رضایت عروس و خانواده او در گرفتن بله قطعی هدایایی تقدیم می­کنند. از قدیم پیش­کش متداول در این مناسبت یک قواره پارچه پیراهنی زنانه و یک انگشتر برای عروس است. البته در برخی خانواده­های مذهبی معمولاً به جای پارچه پیراهنی پارچه چادری هدیه می­شود. بدیهی است این پارچه چادری نباید مشکی باشد.

 

پس از یک پذیرایی مقدماتی، بر عهدۀ پدر یا بزرگ خاندان داماد است که باب گفتگو دربارۀ شرایط ازدواج را بگشاید. در این مورد بهتر است که پدر داماد مطلب کوتاهی را در رابطه با هر چه زودتر و بهتر سرگرفتن این پیوند با امید تداوم آن بیان کند و با احترام، شرایط پیشنهادی خانوادۀ عروس را از پدر عروس جویا شود. در این مرحله وظیفۀ بزرگ­ترها، افراد نکته­دان و خوش سخن است که نقش خود را به خوبی ایفا کنند و نگذارند زمانی دراز به سکوت یا تعارف­های بیهوده بگذرد.

 

در این هنگام بزرگ خاندان یا پدر عروس شرایطی را که در مشورت با مادر دختر، عروس و دیگر نزدیکان در نظر گرفته است با صراحت و بدون حاشیه رفتن مطرح می­کند. خانوادۀ عروس باید به خوبی آگاه باشند که این مرحله نه فقط از دیدگاه مادی، بلکه از منظر تمامی مسایل معنوی و خواسته­ های ویژه تأثیر به سزایی در آیندۀ زوج، به خصوص دخترشان خواهد داشت. به این دلیل باید توجه داشته باشند که نکته­ای را از قلم نیندازند.

منبع:بیتوته

 
سفره عقد مدل آینه سفره عقد مدل آبي فيروزه اي سفره عقد مدل طلایی سفره عقد مدل سنتی


خواستگاري


   خواستگاري

خواستگاري يا خوازه گري به معني پيشنهاد ازدواج است.

در برخي گويش هاي فارسي مانند گويش همداني، و گويش لکي خوازمني هم گفته مي شود.

در اسلام

در اسلام؛ خواستگاری از اشخاصی که امکان ازدواج را به لحاظ شرعی ندارند، ممنوع است. برای مثال زن شوهردار، زنی که به دلیل رابطهٔ خویشاوندی نزدیک ازدواج با او حرام است و زنی را که در عدهٔ رجعیه است، یعنی شوهرش او را طلاق قابل رجوع گفته و او در عدهٔ پس از طلاق است، نمی‌توان خواستگاری کرد.

در مورد امکان خواستگاری زن در عدهٔ طلاق بائن (غیرقابل رجوع) و وفات، نظرات مختلف است. بعضی گفته‌اند خواستگاری به کنایه (و نه با صراحت) جایز است. کودکان را هم می‌توان از ولی آن‌ها (پدر و جد پدری) خواستگاری کرد، چون حق به ازدواج درآوردنشان با ایشان است.

با اینکه در عرف مسلمانان خواستگاری از سوی مردان انجام می‌گیرد. منعی برای خواستگاری زن از مرد وجود ندارد. همچنین در مرحلهٔ خواستگاری و برای تصمیم‌گیری ازدواج می‌توان برخی مقررات حجاب اسلامی را رعایت نکرد. برای مثال به صورت، دستان و موهای او نگریست.

 
سفره عقد مدل کریستال تزیین جا حلقه عروس و داماد تزیین جام عسل برای سفره عقد کفش های مجلسی جدید


سفره عقد


سفره عقد,

سفره عقد يکي از سفره‌هاي سنتي ايراني است که در مراسم عقد و يا هنگام عروسي پهن مي‌شود و عروس و داماد بر سر آن مي‌نشينند و به خطبه عقد گوش فرا مي‌دهند.سفره عقد در اکثر شهرهاي ايران رواج دارد و در آن شش ظرف که هرکدام محتوي چيزي است که بيانگر آرزويي براي عروس داماد است، قرار دارد اين ظروف معمولاً شامل : گردو، بادام، فندق، نان و نبات و تخم مرغ مي‌باشند.
در ميان اينها ظرف هايي از شيريني و نان پنير وسبزي، جام هايي از عسل و ماست که کنايه‌اي از شيريني و ترشي در کنار هم در زندگي مشترک مي‌باشند قرار دارد . تخم مرغ نمادي است براي باروري و زايش اولاد توسط عروس ونان نمادي براي برکت ورزق و رورزي است.نبات براي شيرين کامي و...

اجزاي سفره عقد به گواهي تاريخ يکي از رسوم و گزينش هاي پيشينيان بي حکمت و بي دليل نبود . در واقع گستردن بساط عقد پيش از عروس و داماد نوعي کارت تبريک گويا با آرزوي سعادت براي زوج جوان بود .
با اين هدف وبه اين مضمون هر ترکيب و ماده اي که در اين سفره به کار مي رفت ، معنايي ويژه و زيبا در خود داشت . شايد امروز بيشتر عروس و داماد ها و اطرافيان آنها ندانند که معناي ترکيب سفره عقد چيست و در اساس به چه منظور ي گسترده مي شود .
يعني از يک رسم پر معناي ديرين فقط صورت ظاهري آن حفظ شده و به جا مانده است . در ادامه به معرفي اجزاي سفره عقد مي پردازيم :
قرآن مجيد
قرآن مجيد کتاب خدا به نشانه ي مورد تاييد قرار داشتن وصلت از سوي خداوند و طلب يمن و برکات الهي جلو آينه و بالاي جانماز در سفره عقد قرار مي گيرد.

سفره عقد

آينه و شمعدان
 آينه همچنان که در خريد عروسي آينه در سرلوحه و پس از قرآن مجيد قرار دارد ، در سفره عقد نيز در صدر سفره و رو به عروس و داماد قرار مي گيرد تا با نگريستن در آن دلهايشان نسبت به هم مانند آينه صاف و زلال باشد و سعادتمند شوند . يک جفت شمعدان، شمعدانها در دو سوي آينه جاي دارند و شمع هاي فروزان درون آنها هنگام جاري شدن صيغه عقد ،نشانه آرزوي روشنايي وگرمي در پيوند عروس و داماد است . جنس شمعدان با قاب آينه يکي و معمولاً نقره برنز يا بلورين مي باشد.

سفره عقد

جانماز
جانماز پيشاپيش آينه گسترده مي شود و روي آن مهر و تسبيح زيبايي قرار مي دهند تا گواهي بر پاي بندي زوج نسبت يه اصول دين اسلام باشد و تبرک آن شامل حال عروس و داماد شود . اين سجاده و زير مهري کوچک روي آن يا از جنس ترمه قديمي به جا مانده در خانواده با آستر ساتن خوش رنگي مانند زرشکي و غيره مي باشد يا آن را مخصوص عروس از مخمل سفيد مي دوزند و رويش را با نخ براق نقره اي سوزن دوزي مي کنند .
مهر
مهر اين جا نماز به شکل قلب يا گل يا اشکال زيبا واستثنايي ديگر در سفره عقد انتخاب مي شود.
کاسه نبات
 در يک سوي بالاي سفره عقد توده اي از نبات را به شکل زيباي قالبي خاص که گاه در چندين طبقه تهيه شده است ، قرار مي دهند . نبات نماد آروزي شيريني پيوند عروس داماد است که معمولاً آن را از نبات اعلاي زعفراني تدارک مي بينند.
نقل و سکه
 نقل به نشانه ي شيرين کامي و سکه براي افزايش روزي عروس و داماد سر سفره ي عقد گذاشته مي شود . امروز مخلوطي از نقل سه مرواريد و پولک را در بسته بندي هاي کوچک يا اشکال ابتکاري ديگر قرار مي دهند واين تورها را با شکوفه و روبان تزيين مي کنند.سکه هاي ويژه سفره عقد ،طلايي رنگ است که روي آن مبارک باد يا نام مبارک حضرت مهدي (عج) ضرب مي شود .

تخم مرغ
از دير باز تا کنون تخم مرغ نماد تولد وتداوم نسل است از اين رو پيداست که نهادن آن بر سفره ي عقد به نيت ادامه نسل زن و مرد و باروري ازدواج آن دو مي باشد. معمولاً براي تبرک تعداد تخم مرغ ها را پنج دوازده يا چهارده به نيت پنج تن دوازده امام (ع)و چهارده معصوم(ع)انتخاب مي کنند.
فندق گردو و بادام
 اين خوراکي هاي مقوي و پر مايه الهي رانيز به نشان گسترده بودن سفره خوراک عروس و داماد و توانمندي آنها سر سفره عقد مي گذارند.
نان و پنير
 نان را به نشانه ي برکت خداوند و پنير را با نيت وسعت روزي و سپيد بختي بر سر سفره عقد مي نشانند . امروز نان و پنير را به صورت لقمه هاي کوجک در مي آورند و با نايلون محافظ غذا مي پوشانند.

سفره عقد
سبزي
 را به نشانه ي سلامتي سر سبزي و خرمي در سفره عقد مي گذارند. سبزي عقد، سبزي خوردن است که از تره ريحان شاهي نعناع تربچه پيازچه تشکيل مي شود.
 گل
 به نشانه شادابي و طراوات و به عنوان نمادي از زيبايي اين پيوند سبدي از گل بر سفره عقد مي نشانند. همچنين براي آراستن اجزاي ديگرسفره عقد نيز از شاخه هاي گل و گلبرگ هاي رنگين استفاده مي کنند . گل سرخ يا رز نماد شناخته شده عشق در سراسر جهان است .

سفره عقد

شيريني
 آشکار است که شيريني به نشانه به ارمغان آوردن شهد خوشبختي بر سر سفره عقد مي نشيند. معمولاً هر دو نوع شيريني خشک و تر را به اين منظور به کار مي برند شيريني سفره عقد بايد خوش ريخت کوچک وتازه باشد.
ميوه
 نهادن ميوه هاي رنگين بر سر سفره عقد به منزله برخورداري عروس و داماد از مواهب رنگارنگ الهي ونعمت هاي طبيعي زندگي است.

سفره عقد


عسل
مراسم عسل در دهان همديگر گذاشتن پس از جاري شدن صيغه عقد به منظور آن که عروس داماد در آينده مايه ي شيرين کامي و دلارامي هم باشند.

سفره عقد

جا حلقه اي
 حلقه ي ازدواج زوج معمول امشابه هم است و در جعبه مخصوصي از طلا فروشي خریداري ميگردد . اين حلقه را بر جايگاه خاص و زيبايي پيش پاي عروس و داماد مي گذارند. تا پس از جاري شدن صيغه عقد آن را در انگشت هم جاي دهند.

سفره عقد


خونچه نان و اسپند
 به مفهوم سفره کوچک است و در اصطلاح به طبق هايي چوبي گفته مي شد که در آن وسايل عقد را قرار مي دادند. نان: در گذشته نان سر سفره عقد سنگک بود اما امروزه هر نوع ناني رامي توان به اين منظور مورد استفاده قرار داد. اسپند علاوه بر دود کردن اسپند در آغاز هر يک از مراسم و جشن هاي مربوط به ازدواج از جمله عقد به نيت دور داشتن چشم بد از وصلت جديد و از جان عروس و داماد.
 کله قند
 ساييدن يک جفت کله قند هم شکل و هم اندازه روي پارچه اي بر سر عروس و داماد به نيت فروباريدن شادي و شييرني بر سر آنها طي زندگي مشترک صورت مي گيرد. تور قند ساييدن حرير تور با پارچه نازک سپيد رنگي را به شکل مربع يا مستطيل تهيه مي کنند تا کله قند ها روي آن بر سر عروس و داماد ساييده شود .

 

 
سفره عقد مدل آینه سفره عقد مدل آبي فيروزه اي سفره عقد مدل طلایی سفره عقد مدل سنتی



تلفن : 02177246602

همراه : 09121190250-09391190250

آدرس جدید سالن عقد خاطره: مترو سرسبز 20 متر بطرف دردشت پلاک 640 طبقه 1 واحد2




مشاوره در امور مربوط به ازدواج (مهریه,نفقه,اجرائیه,رونوشت و ...) و پاسخگویی به سوالات شرعی و حقوقی در زمینه ازدواج دفتر ازدواج
بالای صفحه